ADS
ADS

غزلیات حافظ

(3 رای, امتیاز میانگین: 4٫67 از 5)


برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید


دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | ث | ج | ح | خ | د | ر | ز | س | ش | ع | غ | ف | ق | ک | ل | م | ن | و | ه | ی


ا

غزل شماره ۱: الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

غزل شماره ۲: صلاح کار کجا و من خراب کجا

غزل شماره ۳: اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

غزل شماره ۴: صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

غزل شماره ۵: دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

غزل شماره ۶: به ملازمان سلطان که رساند این دعا را

غزل شماره ۷: صوفی بیا که آینه صافیست جام را

غزل شماره ۸: ساقیا برخیز و درده جام را

غزل شماره ۹: رونق عهد شباب است دگر بستان را

غزل شماره ۱۰: دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما

غزل شماره ۱۱: ساقی به نور باده برافروز جام ما

غزل شماره ۱۲: ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما

ب

غزل شماره ۱۳: می‌دمد صبح و کله بست سحاب

غزل شماره ۱۴: گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

ت

غزل شماره ۱۵: ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت

غزل شماره ۱۶: خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

غزل شماره ۱۷: سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

غزل شماره ۱۸: ساقیا آمدن عید مبارک بادت

غزل شماره ۱۹: ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

غزل شماره ۲۰: روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست

غزل شماره ۲۱: دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست

غزل شماره ۲۲: چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

غزل شماره ۲۳: خیال روی تو در هر طریق همره ماست

غزل شماره ۲۴: مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

غزل شماره ۲۵: شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست

غزل شماره ۲۶: زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

غزل شماره ۲۷: در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست

غزل شماره ۲۸: به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست

غزل شماره ۲۹: ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

غزل شماره ۳۰: زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست

غزل شماره ۳۱: آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

غزل شماره ۳۲: خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست

غزل شماره ۳۳: خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

غزل شماره ۳۴: رواق منظر چشم من آشیانه توست

غزل شماره ۳۵: برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست

غزل شماره ۳۶: تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

غزل شماره ۳۷: بیا که قصر امل سخت سست بنیادست

غزل شماره ۳۸: بی مهر رخت روز مرا نور نماندست

غزل شماره ۳۹: باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است

غزل شماره ۴۰: المنه لله که در میکده باز است

غزل شماره ۴۱: اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است

غزل شماره ۴۲: حال دل با تو گفتنم هوس است

غزل شماره ۴۳: صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است

غزل شماره ۴۴: کنون که بر کف گل جام باده صاف است

غزل شماره ۴۵: در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است

غزل شماره ۴۶: گل در بر و می در کف و معشوق به کام است

غزل شماره ۴۷: به کوی میکده هر سالکی که ره دانست

غزل شماره ۴۸: صوفی از پرتو می راز نهانی دانست

غزل شماره ۴۹: روضه خلد برین خلوت درویشان است

غزل شماره ۵۰: به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است

غزل شماره ۵۱: لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

غزل شماره ۵۲: روزگاریست که سودای بتان دین من است

غزل شماره ۵۳: منم که گوشه میخانه خانقاه من است

غزل شماره ۵۴: ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

غزل شماره ۵۵: خم زلف تو دام کفر و دین است

غزل شماره ۵۶: دل سراپرده محبت اوست

غزل شماره ۵۷: آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست

غزل شماره ۵۸: سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

غزل شماره ۵۹: دارم امید عاطفتی از جانب دوست

غزل شماره ۶۰: آن پیک نامور که رسید از دیار دوست

غزل شماره ۶۱: صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست

غزل شماره ۶۲: مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست

غزل شماره ۶۳: روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست

غزل شماره ۶۴: اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست

غزل شماره ۶۵: خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست

غزل شماره ۶۶: بنال بلبل اگر با منت سر یاریست

غزل شماره ۶۷: یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست

غزل شماره ۶۸: ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست

غزل شماره ۶۹: کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست

غزل شماره ۷۰: مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست

غزل شماره ۷۱: زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست

غزل شماره ۷۲: راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست

غزل شماره ۷۳: روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست

غزل شماره ۷۴: حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست

غزل شماره ۷۵: خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست

غزل شماره ۷۶: جز آستان توام در جهان پناهی نیست

غزل شماره ۷۷: بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت

غزل شماره ۷۸: دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

غزل شماره ۷۹: کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت

غزل شماره ۸۰: عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

غزل شماره ۸۱: صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

غزل شماره ۸۲: آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت

غزل شماره ۸۳: گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت

غزل شماره ۸۴: ساقی بیار باده که ماه صیام رفت

غزل شماره ۸۵: شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت

غزل شماره ۸۶: ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت

غزل شماره ۸۷: حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت

غزل شماره ۸۸: شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت

غزل شماره ۸۹: یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

غزل شماره ۹۰: ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت

غزل شماره ۹۱: ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

غزل شماره ۹۲: میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت

غزل شماره ۹۳: چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت

غزل شماره ۹۴: زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

غزل شماره ۹۵: مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت

ث

غزل شماره ۹۶: درد ما را نیست درمان الغیاث

ج

غزل شماره ۹۷: تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج

ح

غزل شماره ۹۸: اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح

خ

غزل شماره ۹۹: دل من در هوای روی فرخ

د

غزل شماره ۱۰۰: دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد

غزل شماره ۱۰۱: شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد

غزل شماره ۱۰۲: دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد

غزل شماره ۱۰۳: روز وصل دوستداران یاد باد

غزل شماره ۱۰۴: جمالت آفتاب هر نظر باد

غزل شماره ۱۰۵: صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد

غزل شماره ۱۰۶: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

غزل شماره ۱۰۷: حسن تو همیشه در فزون باد

غزل شماره ۱۰۸: خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد

غزل شماره ۱۰۹: دیر است که دلدار پیامی نفرستاد

غزل شماره ۱۱۰: پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد

غزل شماره ۱۱۱: عکس روی تو چو در آینه جام افتاد

غزل شماره ۱۱۲: آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد

غزل شماره ۱۱۳: بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد

غزل شماره ۱۱۴: همای اوج سعادت به دام ما افتد

غزل شماره ۱۱۵: درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

غزل شماره ۱۱۶: کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد

غزل شماره ۱۱۷: دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد

غزل شماره ۱۱۸: آن کس که به دست جام دارد

غزل شماره ۱۱۹: دلی که غیب نمای است و جام جم دارد

غزل شماره ۱۲۰: بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد

غزل شماره ۱۲۱: هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد

غزل شماره ۱۲۲: هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد

غزل شماره ۱۲۳: مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد

غزل شماره ۱۲۴: آن که از سنبل او غالیه تابی دارد

غزل شماره ۱۲۵: شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد

غزل شماره ۱۲۶: جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

غزل شماره ۱۲۷: روشنی طلعت تو ماه ندارد

غزل شماره ۱۲۸: نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

غزل شماره ۱۲۹: اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد

غزل شماره ۱۳۰: سحر بلبل حکایت با صبا کرد

غزل شماره ۱۳۱: بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

غزل شماره ۱۳۲: به آب روشن می عارفی طهارت کرد

غزل شماره ۱۳۳: صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد

غزل شماره ۱۳۴: بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد

غزل شماره ۱۳۵: چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد

غزل شماره ۱۳۶: دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد

غزل شماره ۱۳۷: دل از من برد و روی از من نهان کرد

غزل شماره ۱۳۸: یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد

غزل شماره ۱۳۹: رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد

غزل شماره ۱۴۰: دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

غزل شماره ۱۴۱: دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

غزل شماره ۱۴۲: دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد

غزل شماره ۱۴۳: سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

غزل شماره ۱۴۴: به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد

غزل شماره ۱۴۵: چه مستیست ندانم که رو به ما آورد

غزل شماره ۱۴۶: صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد

غزل شماره ۱۴۷: نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد

غزل شماره ۱۴۸: یارم چو قدح به دست گیرد

غزل شماره ۱۴۹: دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد

غزل شماره ۱۵۰: ساقی ار باده از این دست به جام اندازد

غزل شماره ۱۵۱: دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد

غزل شماره ۱۵۲: در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

غزل شماره ۱۵۳: سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد

غزل شماره ۱۵۴: راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد

غزل شماره ۱۵۵: اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد

غزل شماره ۱۵۶: به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد

غزل شماره ۱۵۷: هر که را با خط سبزت سر سودا باشد

غزل شماره ۱۵۸: من و انکار شراب این چه حکایت باشد

غزل شماره ۱۵۹: نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد

غزل شماره ۱۶۰: خوش است خلوت اگر یار یار من باشد

غزل شماره ۱۶۱: کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

غزل شماره ۱۶۲: خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد

غزل شماره ۱۶۳: گل بی رخ یار خوش نباشد

غزل شماره ۱۶۴: نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

غزل شماره ۱۶۵: مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

غزل شماره ۱۶۶: روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

غزل شماره ۱۶۷: ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد

غزل شماره ۱۶۸: گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد

غزل شماره ۱۶۹: یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد

غزل شماره ۱۷۰: زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

غزل شماره ۱۷۱: دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد

غزل شماره ۱۷۲: عشق تو نهال حیرت آمد

غزل شماره ۱۷۳: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

غزل شماره ۱۷۴: مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد

غزل شماره ۱۷۵: صبا به تهنیت پیر می فروش آمد

غزل شماره ۱۷۶: سحرم دولت بیدار به بالین آمد

غزل شماره ۱۷۷: نه هر که چهره برافروخت دلبری داند

غزل شماره ۱۷۸: هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

غزل شماره ۱۷۹: رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

غزل شماره ۱۸۰: ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند

غزل شماره ۱۸۱: بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند

غزل شماره ۱۸۲: حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

غزل شماره ۱۸۳: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

غزل شماره ۱۸۴: دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند

غزل شماره ۱۸۵: نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

غزل شماره ۱۸۶: گر می فروش حاجت رندان روا کند

غزل شماره ۱۸۷: دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

غزل شماره ۱۸۸: مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند

غزل شماره ۱۸۹: طایر دولت اگر باز گذاری بکند

غزل شماره ۱۹۰: کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند

غزل شماره ۱۹۱: آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند

غزل شماره ۱۹۲: سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند

غزل شماره ۱۹۳: در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند

غزل شماره ۱۹۴: سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند

غزل شماره ۱۹۵: غلام نرگس مست تو تاجدارانند

غزل شماره ۱۹۶: آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

غزل شماره ۱۹۷: شاهدان گر دلبری زین سان کنند

غزل شماره ۱۹۸: گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند

غزل شماره ۱۹۹: واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

غزل شماره ۲۰۰: دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

غزل شماره ۲۰۱: شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند

غزل شماره ۲۰۲: بود آیا که در میکده‌ها بگشایند

غزل شماره ۲۰۳: سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود

غزل شماره ۲۰۴: یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود

غزل شماره ۲۰۵: تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود

غزل شماره ۲۰۶: پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود

غزل شماره ۲۰۷: یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود

غزل شماره ۲۰۸: خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

غزل شماره ۲۰۹: قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود

غزل شماره ۲۱۰: دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود

غزل شماره ۲۱۱: دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود

غزل شماره ۲۱۲: یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود

غزل شماره ۲۱۳: گوهر مخزن اسرار همان است که بود

غزل شماره ۲۱۴: دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود

غزل شماره ۲۱۵: به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود

غزل شماره ۲۱۶: آن یار کز او خانه ما جای پری بود

غزل شماره ۲۱۷: مسلمانان مرا وقتی دلی بود

غزل شماره ۲۱۸: در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود

غزل شماره ۲۱۹: کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود

غزل شماره ۲۲۰: از دیده خون دل همه بر روی ما رود

غزل شماره ۲۲۱: چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود

غزل شماره ۲۲۲: از سر کوی تو هر کو به ملالت برود

غزل شماره ۲۲۳: هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

غزل شماره ۲۲۴: خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود

غزل شماره ۲۲۵: ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود

غزل شماره ۲۲۶: ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

غزل شماره ۲۲۷: گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود

غزل شماره ۲۲۸: گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود

غزل شماره ۲۲۹: بخت از دهان دوست نشانم نمی‌دهد

غزل شماره ۲۳۰: اگر به باده مشکین دلم کشد شاید

غزل شماره ۲۳۱: گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید

غزل شماره ۲۳۲: بر سر آنم که گر ز دست برآید

غزل شماره ۲۳۳: دست از طلب ندارم تا کام من برآید

غزل شماره ۲۳۴: چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید

غزل شماره ۲۳۵: زهی خجسته زمانی که یار بازآید

غزل شماره ۲۳۶: اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید

غزل شماره ۲۳۷: نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید

غزل شماره ۲۳۸: جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید

غزل شماره ۲۳۹: رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید

غزل شماره ۲۴۰: ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

غزل شماره ۲۴۱: معاشران ز حریف شبانه یاد آرید

غزل شماره ۲۴۲: بیا که رایت منصور پادشاه رسید

غزل شماره ۲۴۳: بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید

غزل شماره ۲۴۴: معاشران گره از زلف یار باز کنید

ر

غزل شماره ۲۴۵: الا ای طوطی گویای اسرار

غزل شماره ۲۴۶: عید است و آخر گل و یاران در انتظار

غزل شماره ۲۴۷: صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار

غزل شماره ۲۴۸: ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر

غزل شماره ۲۴۹: ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار

غزل شماره ۲۵۰: روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر

غزل شماره ۲۵۱: شب وصل است و طی شد نامه هجر

غزل شماره ۲۵۲: گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر

غزل شماره ۲۵۳: ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر

غزل شماره ۲۵۴: دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور

غزل شماره ۲۵۵: یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور

غزل شماره ۲۵۶: نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر

غزل شماره ۲۵۷: روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر

ز

غزل شماره ۲۵۸: هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز

غزل شماره ۲۵۹: منم که دیده به دیدار دوست کردم باز

غزل شماره ۲۶۰: ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز

غزل شماره ۲۶۱: درآ که در دل خسته توان درآید باز

غزل شماره ۲۶۲: حال خونین دلان که گوید باز

غزل شماره ۲۶۳: بیا و کشتی ما در شط شراب انداز

غزل شماره ۲۶۴: خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز

غزل شماره ۲۶۵: برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز

غزل شماره ۲۶۶: دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز

س

غزل شماره ۲۶۷: ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس

غزل شماره ۲۶۸: گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس

غزل شماره ۲۶۹: دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس

غزل شماره ۲۷۰: درد عشقی کشیده‌ام که مپرس

غزل شماره ۲۷۱: دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس

ش

غزل شماره ۲۷۲: بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش

غزل شماره ۲۷۳: اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش

غزل شماره ۲۷۴: به دور لاله قدح گیر و بی‌ریا می‌باش

غزل شماره ۲۷۵: صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش

غزل شماره ۲۷۶: باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

غزل شماره ۲۷۷: فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

غزل شماره ۲۷۸: شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش

غزل شماره ۲۷۹: خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش

غزل شماره ۲۸۰: چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش

غزل شماره ۲۸۱: یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش

غزل شماره ۲۸۲: ببرد از من قرار و طاقت و هوش

غزل شماره ۲۸۳: سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش

غزل شماره ۲۸۴: هاتفی از گوشه میخانه دوش

غزل شماره ۲۸۵: در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش

غزل شماره ۲۸۶: دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش

غزل شماره ۲۸۷: ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش

غزل شماره ۲۸۸: کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش

غزل شماره ۲۸۹: مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش

غزل شماره ۲۹۰: دلم رمیده شد و غافلم من درویش

غزل شماره ۲۹۱: ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش

ع

غزل شماره ۲۹۲: قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع

غزل شماره ۲۹۳: بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع

غزل شماره ۲۹۴: در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع

غ

غزل شماره ۲۹۵: سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ

ف

غزل شماره ۲۹۶: طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف

ق

غزل شماره ۲۹۷: زبان خامه ندارد سر بیان فراق

غزل شماره ۲۹۸: مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق

ک

غزل شماره ۲۹۹: اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک

غزل شماره ۳۰۰: هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک

غزل شماره ۳۰۱: ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک

ل

غزل شماره ۳۰۲: خوش خبر باشی ای نسیم شمال

غزل شماره ۳۰۳: شممت روح وداد و شمت برق وصال

غزل شماره ۳۰۴: دارای جهان نصرت دین خسرو کامل

غزل شماره ۳۰۵: به وقت گل شدم از توبه شراب خجل

غزل شماره ۳۰۶: اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول

غزل شماره ۳۰۷: هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل

غزل شماره ۳۰۸: ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

م

غزل شماره ۳۰۹: عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام

غزل شماره ۳۱۰: مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام

غزل شماره ۳۱۱: عاشق روی جوانی خوش نوخاسته‌ام

غزل شماره ۳۱۲: بشری اذ السلامه حلت بذی سلم

غزل شماره ۳۱۳: بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم

غزل شماره ۳۱۴: دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم

غزل شماره ۳۱۵: به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم

غزل شماره ۳۱۶: زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

غزل شماره ۳۱۷: فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم

غزل شماره ۳۱۸: مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم

غزل شماره ۳۱۹: سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم

غزل شماره ۳۲۰: دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم

غزل شماره ۳۲۱: هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم

غزل شماره ۳۲۲: خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم

غزل شماره ۳۲۳: ز دست کوته خود زیر بارم

غزل شماره ۳۲۴: گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم

غزل شماره ۳۲۵: گر دست دهد خاک کف پای نگارم

غزل شماره ۳۲۶: در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم

غزل شماره ۳۲۷: مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم

غزل شماره ۳۲۸: من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم

غزل شماره ۳۲۹: جوزا سحر نهاد حمایل برابرم

غزل شماره ۳۳۰: تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم

غزل شماره ۳۳۱: به تیغم گر کشد دستش نگیرم

غزل شماره ۳۳۲: مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم

غزل شماره ۳۳۳: نماز شام غریبان چو گریه آغازم

غزل شماره ۳۳۴: گر دست رسد در سر زلفین تو بازم

غزل شماره ۳۳۵: در خرابات مغان گر گذر افتد بازم

غزل شماره ۳۳۶: مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم

غزل شماره ۳۳۷: چرا نه در پی عزم دیار خود باشم

غزل شماره ۳۳۸: من دوستدار روی خوش و موی دلکشم

غزل شماره ۳۳۹: خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم

غزل شماره ۳۴۰: من که از آتش دل چون خم می در جوشم

غزل شماره ۳۴۱: گر من از سرزنش مدعیان اندیشم

غزل شماره ۳۴۲: حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم

غزل شماره ۳۴۳: چل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم

غزل شماره ۳۴۴: عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم

غزل شماره ۳۴۵: بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم

غزل شماره ۳۴۶: من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم

غزل شماره ۳۴۷: صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم

غزل شماره ۳۴۸: دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

غزل شماره ۳۴۹: دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم

غزل شماره ۳۵۰: به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم

غزل شماره ۳۵۱: حاشا که من به موسم گل ترک می کنم

غزل شماره ۳۵۲: روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم

غزل شماره ۳۵۳: من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم

غزل شماره ۳۵۴: به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

غزل شماره ۳۵۵: حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم

غزل شماره ۳۵۶: گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم

غزل شماره ۳۵۷: در خرابات مغان نور خدا می‌بینم

غزل شماره ۳۵۸: غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم

غزل شماره ۳۵۹: خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

غزل شماره ۳۶۰: گر از این منزل ویران به سوی خانه روم

غزل شماره ۳۶۱: آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم

غزل شماره ۳۶۲: دیدار شد میسر و بوس و کنار هم

غزل شماره ۳۶۳: دردم از یار است و درمان نیز هم

غزل شماره ۳۶۴: ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم

غزل شماره ۳۶۵: عمریست تا به راه غمت رو نهاده‌ایم

غزل شماره ۳۶۶: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم

غزل شماره ۳۶۷: فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم

غزل شماره ۳۶۸: خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم

غزل شماره ۳۶۹: ما ز یاران چشم یاری داشتیم

غزل شماره ۳۷۰: صلاح از ما چه می‌جویی که مستان را صلا گفتیم

غزل شماره ۳۷۱: ما درس سحر در ره میخانه نهادیم

غزل شماره ۳۷۲: بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم

غزل شماره ۳۷۳: خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم

غزل شماره ۳۷۴: بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

غزل شماره ۳۷۵: صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم

غزل شماره ۳۷۶: دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم

غزل شماره ۳۷۷: ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

غزل شماره ۳۷۸: ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

غزل شماره ۳۷۹: سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم

غزل شماره ۳۸۰: بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم

غزل شماره ۳۸۱: گر چه ما بندگان پادشهیم

ن

غزل شماره ۳۸۲: فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان

غزل شماره ۳۸۳: چندان که گفتم غم با طبیبان

غزل شماره ۳۸۴: می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان

غزل شماره ۳۸۵: یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان

غزل شماره ۳۸۶: خدا را کم نشین با خرقه پوشان

غزل شماره ۳۸۷: شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان

غزل شماره ۳۸۸: بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن

غزل شماره ۳۸۹: چو گل هر دم به بویت جامه در تن

غزل شماره ۳۹۰: افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن

غزل شماره ۳۹۱: خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن

غزل شماره ۳۹۲: دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن

غزل شماره ۳۹۳: منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

غزل شماره ۳۹۴: ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن

غزل شماره ۳۹۵: گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن

غزل شماره ۳۹۶: صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن

غزل شماره ۳۹۷: ز در درآ و شبستان ما منور کن

غزل شماره ۳۹۸: ای نور چشم من سخنی هست گوش کن

غزل شماره ۳۹۹: کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن

غزل شماره ۴۰۰: بالابلند عشوه گر نقش باز من

غزل شماره ۴۰۱: چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من

غزل شماره ۴۰۲: نکته‌ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین

غزل شماره ۴۰۳: شراب لعل کش و روی مه جبینان بین

غزل شماره ۴۰۴: می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این

و

غزل شماره ۴۰۵: به جان پیر خرابات و حق صحبت او

غزل شماره ۴۰۶: گفتا برون شدی به تماشای ماه نو

غزل شماره ۴۰۷: مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

غزل شماره ۴۰۸: ای آفتاب آینه دار جمال تو

غزل شماره ۴۰۹: ای خونبهای نافه چین خاک راه تو

غزل شماره ۴۱۰: ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو

غزل شماره ۴۱۱: تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو

غزل شماره ۴۱۲: مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو

غزل شماره ۴۱۳: خط عذار یار که بگرفت ماه از او

غزل شماره ۴۱۴: گلبن عیش می‌دمد ساقی گلعذار کو

غزل شماره ۴۱۵: ای پیک راستان خبر یار ما بگو

ه

غزل شماره ۴۱۶: خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دلخواه

غزل شماره ۴۱۷: عیشم مدام است از لعل دلخواه

غزل شماره ۴۱۸: گر تیغ بارد در کوی آن ماه

غزل شماره ۴۱۹: وصال او ز عمر جاودان به

غزل شماره ۴۲۰: ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه

غزل شماره ۴۲۱: در سرای مغان رفته بود و آب زده

غزل شماره ۴۲۲: ای که با سلسله زلف دراز آمده‌ای

غزل شماره ۴۲۳: دوش رفتم به در میکده خواب آلوده

غزل شماره ۴۲۴: از من جدا مشو که توام نور دیده‌ای

غزل شماره ۴۲۵: دامن کشان همی‌شد در شرب زرکشیده

غزل شماره ۴۲۶: از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه

غزل شماره ۴۲۷: چراغ روی تو را شمع گشت پروانه

غزل شماره ۴۲۸: سحرگاهان که مخمور شبانه

ی

غزل شماره ۴۲۹: ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می

غزل شماره ۴۳۰: به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می

غزل شماره ۴۳۱: لبش می‌بوسم و در می‌کشم می

غزل شماره ۴۳۲: مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی

غزل شماره ۴۳۳: ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی

غزل شماره ۴۳۴: ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی

غزل شماره ۴۳۵: با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

غزل شماره ۴۳۶: آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی

غزل شماره ۴۳۷: ای قصه بهشت ز کویت حکایتی

غزل شماره ۴۳۸: سبت سلمی بصدغیها فؤادی

غزل شماره ۴۳۹: دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی

غزل شماره ۴۴۰: سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی

غزل شماره ۴۴۱: چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی

غزل شماره ۴۴۲: به جان او که گرم دسترس به جان بودی

غزل شماره ۴۴۳: چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری

غزل شماره ۴۴۴: شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری

غزل شماره ۴۴۵: تو را که هر چه مراد است در جهان داری

غزل شماره ۴۴۶: صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری

غزل شماره ۴۴۷: بیا با ما مورز این کینه داری

غزل شماره ۴۴۸: ای که در کوی خرابات مقامی داری

غزل شماره ۴۴۹: ای که مهجوری عشاق روا می‌داری

غزل شماره ۴۵۰: روزگاریست که ما را نگران می‌داری

غزل شماره ۴۵۱: خوش کرد یاوری فلکت روز داوری

غزل شماره ۴۵۲: طفیل هستی عشقند آدمی و پری

غزل شماره ۴۵۳: ای که دایم به خویش مغروری

غزل شماره ۴۵۴: ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

غزل شماره ۴۵۵: عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی

غزل شماره ۴۵۶: نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی

غزل شماره ۴۵۷: هزار جهد بکردم که یار من باشی

غزل شماره ۴۵۸: ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی

غزل شماره ۴۵۹: زین خوش رقم که بر گل رخسار می‌کشی

غزل شماره ۴۶۰: سلیمی منذ حلت بالعراق

غزل شماره ۴۶۱: کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی

غزل شماره ۴۶۲: یا مبسما یحاکی درجا من اللالی

غزل شماره ۴۶۳: سلام الله ما کر اللیالی

غزل شماره ۴۶۴: بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی

غزل شماره ۴۶۵: رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی

غزل شماره ۴۶۶: این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی

غزل شماره ۴۶۷: زان می عشق کز او پخته شود هر خامی

غزل شماره ۴۶۸: که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی

غزل شماره ۴۶۹: انت روائح رند الحمی و زاد غرامی

غزل شماره ۴۷۰: سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی

غزل شماره ۴۷۱: ز دلبرم که رساند نوازش قلمی

غزل شماره ۴۷۲: احمد الله علی معدله السلطان

غزل شماره ۴۷۳: وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی

غزل شماره ۴۷۴: هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی

غزل شماره ۴۷۵: گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

غزل شماره ۴۷۶: نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی

غزل شماره ۴۷۷: دو یار زیرک و از باده کهن دومنی

غزل شماره ۴۷۸: نوش کن جام شراب یک منی

غزل شماره ۴۷۹: صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی

غزل شماره ۴۸۰: ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی

غزل شماره ۴۸۱: بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی

غزل شماره ۴۸۲: ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی

غزل شماره ۴۸۳: سحرگه ره روی در سرزمینی

غزل شماره ۴۸۴: تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی

غزل شماره ۴۸۵: ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی

غزل شماره ۴۸۶: بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی

غزل شماره ۴۸۷: ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی

غزل شماره ۴۸۸: سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی

غزل شماره ۴۸۹: ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی

غزل شماره ۴۹۰: در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

غزل شماره ۴۹۱: به چشم کرده‌ام ابروی ماه سیمایی

غزل شماره ۴۹۲: سلامی چو بوی خوش آشنایی

غزل شماره ۴۹۳: ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

غزل شماره ۴۹۴: ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی

غزل شماره ۴۹۵: می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

حافظ شیرازی