✔ تفسیر فال حافظ شما؛ غزل حافظ شماره 216
در مقطع زمانی، کمی دچار مشکلات می شوی که بسیار زود حل می شود گاهی اوقات خود را به بطالت می گذرانی و بعد پشیمان می شوی. قدر مال خود را ندانسته و بی خود آن را خرج کرده ای که حالا افسوس می خوری. حالا هم دیر نشده از خدا بخواه تا دوباره تو را از مال بی نیاز کند.
نیت خود را از گرفتن فال در کادر پایین وارد کنید تا تعبیر اختصاصی بر اساس نیت شما انجام شود.
غزل حافظ شماره 216
آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بودسر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بود
دل گفت فروکش کنم این شهر به بویشبیچاره ندانست که یارش سفری بود
تنها نه ز رازِ دلِ من پرده برافتادتا بود فلک، شیوهٔ او پرده دری بود
منظورِ خردمندِ من آن ماه که او رابا حُسنِ ادب شیوهٔ صاحب نظری بود
از چنگِ مَنَش اختر بَدمِهر به در بردآری چه کنم؟ دولتِ دورِ قمری بود
عُذری بِنِه ای دل، که تو درویشی و او رادر مملکتِ حُسن سَرِ تاجْوَری بود
اوقاتِ خوش آن بود که با دوست به سر رفتباقی همه بیحاصلی و بیخبری بود
خوش بود لبِ آب و گل و سبزه و نسرینافسوس که آن گنجِ روان رهگذری بود
خود را بکش ای بلبل از این رشک که گُل رابا بادِ صبا وقتِ سحر جلوه گری بود
هر گنجِ سعادت که خدا داد به حافظاز یُمنِ دعایِ شب و وِردِ سَحَری بود
برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید


