
فال روزانه حافظ امروز دوشنبه، 27 مهر 1405 از دیوان غزلیات حافظ به همراه تفسیر و تعبیر کامل، برگفته شده از دیوان غزلیات حافظ به صورت کامل بر اساس ماه تولد میباشد. برای استفاده سریع تر از این فال، با کلیک بر روی اسم ماه تولد خود در زیر، مستقیما به بخش ماه تولد خود خواهید رفت. همچنین این فال روزانه در ساعت 8 بعد ازظهر هر روز بروزرسانی میشود.
آلامتو به صورت روزانه این فال را راس ساعت 20:00 روز قبل قرار میدهد و شما می توانید هر روز با مراجعه به این صفحه از فال حافظ فردای خودتان آگاه شوید.
همچنین برای گرفتن فال حافظ با نیت خاص اینجا کلیک نمایید.
فروردین
خنک نسیم معنبر شمامهای دلخواه
که در هوای تو برخاست بامداد پگاه
دلیل راه شو ای طایر خجسته لقا
که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه
به یاد شخص نزارم که غرق خون دل است
هلال را ز کنار افق کنید نگاه
از دوستان و همنشینان بد احتراز کن و دوستان مشفق را بشناس. در هر کار با دقت و تعمق پیش برو. مهر و وفای خود را به دیگران اثبات کن تا نظر مثبتی نسبت به تو داشته باشند.
غزل 415
اردیبهشت
به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
بیا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم
اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم
چو ذره گر چه حقیرم ببین به دولت عشق
که در هوای رخت چون به مهر پیوستم
به عهد و پیمان خود پایبند هستی و این بهترین محک برای صداقت و ایمان تو است. اگرچه امروز خود را مغبون می بینی اما در آینده به سعادت و نیکبختی خواهی رسید.
غزل 314
خرداد
فاتحهای چو آمدی بر سر خستهای بخوان
لب بگشا که میدهد لعل لبت به مرده جان
آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و میرود
گو نفسی که روح را میکنم از پی اش روان
ای که طبیب خستهای روی زبان من ببین
کاین دم و دود سینهام بار دل است بر زبان
خواهان زیادی دارید کسانی هستند که محتاج شما می باشند آنها را از خودتان دور نکنید. شما هم از کسی دور افتاده اید و تنها امیدتان وصال یار می باشد و تنها چیزی که زندگیتان را دوباره تضمین می کند همین است. دست به دعا برداشته اید امید داشته باشید که انشاالله به وصال می رسید.
غزل 381
تیر
اگر روم ز پی اش فتنهها برانگیزد
ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
ز حقه دهنش چون شکر فروریزد
بر سر دو راهی و دو دلی و تردید مانده ای. بدون تفکر و اندیشه شروع به کاری کردن نتیجه ای جز سردرگمی ندارد. با مشورت با دوستان و بزرگان با تجربه و کمی تعمق می توانی بر مشکلات فائق شوی.
غزل 154
مرداد
آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی
گردون ورق هستی ما درننوشتی
هر چند که هجران ثمر وصل برآرد
دهقان جهان کاش که این تخم نکشتی
آمرزش نقد است کسی را که در این جا
یاریست چو حوری و سرایی چو بهشتی
به آنچه که داری قانع باش. از هدف و مقصود خود دور شده ای و غمگین و ناراحتی. غم و ناراحتی را رها کن و دل به تقدیر بسپار. آنچه خیر است، پیش می آید. برای آرزوهای ناممکن و دور و دراز، خود را به رنج و زحمت مینداز. در انتخاب دوست دقت بیشتری کن تا ندامت و پشیمانی گریبانگیرت نشود.
غزل 435
شهریور
جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
یعنی غلام شاهم و سوگند میخورم
ساقی بیا که از مدد بخت کارساز
کامی که خواستم ز خدا شد میسرم
جامی بده که باز به شادی روی شاه
پیرانه سر هوای جوانیست در سرم
بخت و اقبال با تو همراه است و روزگار روی خوش را به تو نشان می دهد. خداوند را سپاسگزار باش تا نعمات خود را از تو دریغ نکند. به عهد و پیمان خود پایبند و وفادار باش تا حق دوستی را به جای آورده باشی.
غزل 328
مهر
عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام
مجلس انس و حریف همدم و شرب مدام
ساقی شکردهان و مطرب شیرین سخن
همنشینی نیک کردار و ندیمی نیک نام
شاهدی از لطف و پاکی رشک آب زندگی
دلبری در حسن و خوبی غیرت ماه تمام
موقعیت برای شما مهیاست. این گوی و این میدان. اگر کمی فکر و تامل کنید همه چیز یکجا نصیبتان می شود. خداوند بسیار دوستتان دارد که مقام و ثروت و یار خوب را به ما داده حالا باید دید که در مقابل این لطف الهی چه کار می کنید و چگونه شاکر هستيد.
غزل 308
آبان
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالودهام به بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن
از کینه و حسد دشمنان دور باش. به دنبال اهداف نا معلوم نرو تا خود را دچار رنج و زحمت نکنی. از ریاکاران دور باش و خودخواهی را از وجود خود پاک کن. زودرنج نباش و در برابر حوادث مقاومت کن.
غزل 392
آذر
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب
رجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود
در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر
عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود
در صدد این هستی که گذشته را جبران کنی و به عافیت برسی. به خاطر این پشتکار مژده ای به تو می دهند که نشان دهنده ی به پایان رسیدن غم ها و تاریکی هاست. در راه خدا بخشش کن. پریشانی را از خود دور نما تا برای رسیدن به مقصود قویتر و استوارتر باشی.
غزل 211
دی
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
تا همه صومعه داران پی کاری گیرند
مصلحت دید من آن است که یاران همه کار
بگذارند و خم طره یاری گیرند
خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی
گر فلکشان بگذارد که قراری گیرند
مصلحت در این است که به کمک یار بشتابید. خودتان را کنترل کنید. فعلا” باید از صحبت کردن پرهیز کنید تا بتوانید یار را از بند نجات دهید. عده ای می خواهند به شما آسیب برسانند از آنها دوری کنید.
غزل 184
بهمن
ای آفتاب آینه دار جمال تو
مشک سیاه مجمره گردان خال تو
صحن سرای دیده بشستم ولی چه سود
کاین گوشه نیست درخور خیل خیال تو
در اوج ناز و نعمتی ای پادشاه حسن
یا رب مباد تا به قیامت زوال تو
گردش روزگار به کام تو است و اگر دچار مختصر رنج و غمی شدی، نگران نباش. خونسرد باش و حوصله کن. با همه ی مردم مدارا کن و مغرور نباش. خداوند را شکرگزار باش و قدر نعمات او را بدان و به دیگران محبت کن.
غزل 407
اسفند
گل بی رخ یار خوش نباشد
بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن و طواف بستان
بی لاله عذار خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالت گل
بی صوت هزار خوش نباشد
ظاهر زیبا و جمال بی عیب بدون سیرت پاک ارزشی ندارد پس فقط به ظواهر تکیه نکن و رفتار و ادب و اخلاق را نیز مد نظر داشته باش. هیچ گلی بی خار نیست. تو هم سعی کن ایرادهای خود را برطرف نمایی. در انتخاب نیز، تشخیص درست با توست. زیاد دقت کن.
غزل 162