✔ تفسیر فال حافظ شما؛ غزل حافظ شماره 455
در گذر عمر غافل مانده اید اگر می خواهید به قله های موفقیت صعود کنید از تجربه ی پیران استفاده کنید تا خودتان نیز عمری طولانی و با عزت داشته باشید. خیلی زود گول ظاهر مردم را می خورید و خودتان را کوچک می شمارید. مقامتان بالا می رود و زبانزد خاص و عام می شوید.
نیت خود را از گرفتن فال در کادر پایین وارد کنید تا تعبیر اختصاصی بر اساس نیت شما انجام شود.
غزل حافظ شماره 455
عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسیای پسر جام میام ده که به پیری برسی
چه شکرهاست در این شهر که قانع شدهاندشاهبازان طریقت به مقام مگسی
دوش در خیل غلامان درش میرفتمگفت ای عاشق بیچاره تو باری چه کسی
با دل خون شده چون نافه خوشش باید بودهر که مشهور جهان گشت به مشکین نفسی
لمع البرق من الطور و آنست بهفلعلی لک آت بشهاب قبس
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیشوه که بس بیخبر از غلغل چندین جرسی
بال بگشا و صفیر از شجر طوبی زنحیف باشد چو تو مرغی که اسیر قفسی
تا چو مجمر نفسی دامن جانان گیرمجان نهادیم بر آتش ز پی خوش نفسی
چند پوید به هوای تو ز هر سو حافظیسر الله طریقا بک یا ملتمسی
برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید


