زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

تعبیر غزل حافظ شماره 170

✔ تفسیر فال حافظ شما؛ غزل حافظ شماره 170

دعاهای تو بر سر نماز صبح و شب بی ثمر نماند خداوند دری به رویت باز کرد و آن رسیدن به عقل و فرزانگی است. دوست را از دشمن به راحتی می توانید تشخیص دهید و می فهمید که از کجا به شما آفت می رسد از آنجا دوری می کنید و در نهایت تصمیم های عاقلانه می گیرید.

نیت خود را از گرفتن فال در کادر پایین وارد کنید تا تعبیر اختصاصی بر اساس نیت شما انجام شود.

۰ / ۲۰۰

غزل حافظ شماره 170

زاهدِ خلوت‌نشین دوش به میخانه شداز سرِ پیمان بِرَفت با سرِ پیمانه شد

صوفیِ مجلس که دی جام و قدح می‌شکستباز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد

شاهدِ عهدِ شباب آمده بودش به خوابباز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد

مُغْبَچه‌ای می‌گذشت راهزنِ دین و دلدر پِیِ آن آشنا از همه بیگانه شد

آتشِ رخسارِ گل خرمنِ بلبل بسوختچهرهٔ خندانِ شمع آفتِ پروانه شد

گریهٔ شام و سحر شُکر که ضایع نگشتقطرهٔ بارانِ ما گوهرِ یکدانه شد

نرگسِ ساقی بِخوانْد، آیتِ افسونگریحلقهٔ اورادِ ما مجلسِ افسانه شد

منزلِ حافظ کنون بارگهِ پادشاستدل بَرِ دلدار رفت جان بَرِ جانانه شد


برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید

ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی!



آیا فال حافظ درست است

چگونه فال حافظ بگیریم؟

شعر عاشقانه حافظ

شعر حافظ نوروز


نظر خود را بیان کنید