گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد

تعبیر غزل حافظ شماره 168

✔ تفسیر فال حافظ شما؛ غزل حافظ شماره 168

با همه ی سعی و کوشش به مقصود خود نرسیده ای اما نا امید نباش. با تعمق در گذشته و پیدا کردن نقطه ی ضعف خود می توانی به جبران مافات بپردازی. مشکلی نیست که آسان نشود.

نیت خود را از گرفتن فال در کادر پایین وارد کنید تا تعبیر اختصاصی بر اساس نیت شما انجام شود.

۰ / ۲۰۰

غزل حافظ شماره 168

گداخت جان که شود کارِ دل تمام و نشدبسوختیم در این آرزویِ خام و نشد

به لابه گفت شبی میرِ مجلسِ تو شومشدم به رغبتِ خویشش کمین غلام و نشد

پیام داد که خواهم نشست با رندانبشد به رندی و دُردی کشیم نام و نشد

رواست در بَر اگر می‌تَپَد کبوترِ دلکه دید در رهِ خود تاب و پیچِ دام و نشد

بدان هوس که به مستی ببوسم آن لبِ لعلچه خون که در دلم افتاد همچو جام و نشد

به کویِ عشق مَنِه بی‌دلیلِ راه، قدمکه من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد

فغان که در طلبِ گنج نامهٔ مقصودشدم خرابِ جهانی ز غم تمام و نشد

دریغ و درد که در جست و جوی گنجِ حضوربسی شدم به گدایی بَرِ کِرام و نشد

هزار حیله برانگیخت حافظ از سرِ فکردر آن هوس که شود آن نگار رام و نشد


برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید

ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی!



آیا فال حافظ درست است

چگونه فال حافظ بگیریم؟

شعر عاشقانه حافظ

شعر حافظ نوروز


نظر خود را بیان کنید