✔ تفسیر فال حافظ شما؛ غزل حافظ شماره 94
در زندگی آنچنان که شایسته تو است به مقامی نرسیده ای و از بی چشم و رویی ناکسان در عذابی. هدف و مقصود از تو دور نیست به شرط آنکه صداقت و درستی را رها نکنی و به لطف خداوند و هنر و علم خود ایمان داشته باشی. سرگردانی و هراس و نا امیدی را از خود دور بگردان که در غیر اینصورت به بن بست خواهی رسید.
نیت خود را از گرفتن فال در کادر پایین وارد کنید تا تعبیر اختصاصی بر اساس نیت شما انجام شود.
غزل حافظ شماره 94
زان یارِ دلنوازم شُکریست با شکایتگر نکتهدانِ عشقی بشنو تو این حکایت
بیمزد بود و مِنَّت هر خدمتی که کردمیا رب مباد کس را مخدومِ بیعنایت
رندانِ تشنهلب را آبی نمیدهد کسگویی ولیشناسان رفتند از این ولایت
در زلفِ چون کمندش ای دل مپیچ کانجاسرها بریده بینی بیجرم و بیجنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندیجانا روا نباشد خونریز را حمایت
در این شبِ سیاهم گم گشت راهِ مقصوداز گوشهای برون آی ای کوکبِ هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نَیَفزودزِنهار از این بیابان وین راهِ بینهایت
ای آفتابِ خوبان میجوشد اندرونمیک ساعتم بِگُنجان در سایهٔ عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست؟کِش صد هزار منزل بیش است در بِدایت
هر چند بردی آبم، روی از دَرَت نَتابمجور از حبیب خوشتر کز مُدَّعی رعایت
عشقت رِسَد به فریاد ار خود به سانِ حافظقرآن ز بَر بخوانی در چاردَه روایت
برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید


