احساساتی بودن

وجود ما انسان ها سراسر احساسات مختلف است، مثلا هنگامی که اتفاق های خوب برایمان رخ می دهد احساس خوشحالی می کنیم، زمانی که کارهایمان طبق روال دلخواه مان پیش نمی رود عصبانی می شویم و زمانی که اتفاق غم انگیزی می افتد ناراحت می شویم و گریه می کنیم. گاهی آنقدر به هیجان می آییم که همانند یک خرگوش در حال بالا و پایین پریدن و شادی می شویم.

به گزارش آلامتو به نقل از Hiwamag؛ این احساسات متفاوت و توانایی ما در احساس آنها همان چیزی است که ما را به انسان تبدیل می کند. با این حال، میزان حساسیت ما و نحوه بیان احساسات ما متفاوت است. به همین دلیل است که برخی از مردم نسبت به بقیه احساساتی تر به نظر می‌ رسند.

گاهی ممکن است از خودتان سوال کنید که “چرا این قدر احساساتی هستم؟ چرا گریه می‌ کنم یا عصبانی می ‌شوم؟ چرا من نسبت به دیگران با شدت بیشتری واکنش نشان می ‌دهم؟” در قسمت زیر برخی از دلایل این مساله را برمی شماریم. با ما همراه باشید.

همچنین بخوانید: احساسات از کجا می آید

9 دلیل پنهان احساساتی بودن

  1. شما یک انسان هستید

برخی از احساسات واقعا طبیعی هستند، به عنوان مثال هر کسی هنگام مرگ عزیزانش احساس ناراحتی می کند. حتی اگر در این شرایط نسبت دیگران بیشتر گریه می کنید یا احساس ناراحتی بیشتری را تجربه می کنید، باز هم طبیعی است. به خودتان یادآوری کنید که انسان ها متفاوت هستند. اگر دیگران به اندازه شما عزارادای و گریه نمی کنند، این نشان دهنده احساس متفاوت آنهاست، همین.

هم چنین اگر احساسات شما مانع فعالیت‌های روزمره شما نشود، فقط نشان می دهد که شما نسبت به دیگران حساس ‌تر هستید. گاهی ممکن است در یک لحظه خاص احساسات شما به دلیل عوامل مختلفی مانند کمبود خواب یا استرس افزایش یابد. تا زمانی که احساسات شما باعث اخلال در زندگی شما و یا زندگی کس دیگری نشود‌، نباید اجازه بدهید که این احساسات شما را بترساند. به یاد داشته باشید که شما انسان هستید و تجربه احساسات متفاوت با شدت متفاوت یک موضوع طبیعی است.

همچنین بخوانید: ویژگی افراد احساساتی قوی

  1. ژنتیکی حساس هستید

احساسی بودن یک ویژگی طبیعی است، اما اگر افراد اطراف تان به شما می ‌گویند که بیش از حد عاطفی هستید و یا شخصا احساس می‌ کنید که خیلی احساساتی هستید، این می ‌تواند نتیجه ژنتیک شما باشد. برخی مطالعات ثابت کرده‌اند که تغییر ژنتیکی می ‌تواند باعث شود که مغز شما نسبت به احساسات حساس تر باشد.

ژن هایی مانند انتقال دهنده سروتونین (ژن حساسیت)، ژن های دوپامین و ژن احیا کننده احساسات می توانند باعث افزایش فعالیت در قسمت های خاصی از مغز شوند. این به نوبه خود باعث افزایش واکنش عاطفی و حساسیت شما به محیط شما می شود. همچنین، اگر یکی از اعضای خانواده تان دارای اختلالی مانند افسردگی یا اضطراب باشد، احتمال اینکه اختلال عاطفی را به ارث ببرید، وجود دارد.

اگر می خواهید بدانید که چرا این قدر احساساتی می شوید، می توانید ژن های خود را بررسی کنید.


  1. استراحت کافی ندارید

همه ما می دانیم که  خواب ناکافی می تواند به بدخلق شدن ما منجر شود. تصور کنید که بعد از ساعت‌ ها کار کردن در شب تا دیروقت، بالاخره به رختخواب می‌ روید، بعد از گذشت سه ساعت ساعت یا موبایل شما هشدار بیدار شدن می دهد و می گوید که باید به سرکار بروید. در این شرایط ممکن است به قدری عصبانی شوید که دوست داشته باشید ساعت را به دیوار بکوبید، اما چاره ای نیست باید بلند شوید و برای رفتن به محل کار آماده شوید. این احساس عصبانیت تمام روز با شما همراه خواهد بود و با هر تلنگر کوچک تحریک خواهد شد و باعث می شود روز خوبی را تجربه نکنید.

اگر این کم خوابی ها روزها و یا هفته ها طول بکشد، می تواند بر میزان تمرکز شما تاثیر بگذارد و ریسک ابتلا به افسردگی و اضطراب را افزایش دهد و در کنار این موارد تعادل جسمی شما را نیز تضعیف کند. تضعیف تعادل به پرخاشگر شدن بیشتر شما و در نهایت بروز رفتارهای نامناسب منجر خواهد شد.

این در حالی است که استراحت کافی باعث می شود احساس خوبی داشته باشید و از شرایط احساس رضایت کنید، از این رو در مقابل اتفاق های ناخوشایند نیز بردبارتر خواهید شد. خواب و استراحت کافی تحمل تان برای احساسات منفی نیز را بیشتر خواهد کرد، در حالی که بدون استراحت کافی تحمل شما کمتر خواهد بود و با هر اتفاق کوچک تحریک شده و در نهایت ممکن است از عصبانیت منفجر شوید.

همچنین بخوانید: نشانه های بی حسی عاطفی

  1. از افراد و رویدادها دوری می کنید

دور نگه داشتن خود از افراد و یا رویدادها می تواند باعث شود که بیش از حد احساساتی شوید. مطمئنا اختصاص زمان به خودتان و گذراندن وقت با خودتان بسیار فوق العاده است و می تواند فوایدی نیز داشته باشد، اما به یاد داشته باشید که زمانی که دائما تنها باشید و از افراد دیگر دوری کنید، این می تواند روحیه شما را تضعیف کرده و باعث شود که شما محتاط تر یا خجالتی تر رفتار کنید.

اما گذراندن زمان با افراد اطراف، دوستان، همکاران و یا هر فردی که دوستش دارید می تواند ذهن شما را مشغول کرده و شما را تا حدودی از نگرانی ها و مشکلات روزمره دور کند. علاوه بر این یاد می گیرید که از اخلاقیات و شخصیت های متفاوت، انتظارات متفاوت داشته باشید و بهترین راه های رفتار با آن ها را یاد می گیرید.

بودن در جمع افراد اطرافتان می تواند شما را به خوبی با ارتباط با افراد مهربان، صبور، سرسخت و یا افراد عادی عادت دهد. در طول زمان، یاد می‌ گیرید که افراد منفی را نادیده بگیرید و وقتی در اطراف آن ‌ها هستید، احساسات خود را کنترل کنید. از طرف دیگر گوشه گیری و دوری از جمع، وقت زیادی را برای شما فراهم می کند تا بر روی مشکلاتتان بیش از همیشه تمرکز کنید. زمانی که تنها هستید، می توانید ساعت ها به فکر کردن در مورد اتفاقات اشتباه زندگی خود و احساس افسردگی یا اضطراب در مورد آنها بپردازید.

همچنین وقتی همیشه تنها هستید فرصتی برای یاد گرفتن دفاع از خود در برابر افراد یا موقعیت های منفی  نخواهید داشت و کوچکترین اتفاق می تواند به عنوان عامل تحریک احساسات، شما را ناراحت کرده و حتی به گریه بیندازد.


  1. رژیم غذایی ضعیفی دارید

دفعه بعد که از خودتان پرسیدید “چرا من انقدر احساساتی هستم؟” نگاهی به رژیم غذایی تان بیندازید.غذاهایی که مصرف می کنید و یا از مصرف آن ها غفلت کرده اید، می تواند به طور مستقیم بر روی احساسات شما تاثیر بگذارد.

به عنوان مثال ممکن است شما عاشق خوردن غذاهای کم‌ ارزش مثل بستنی و شکلات باشید. در حالی که خوردن این موارد ممکن است در آن زمان لذت بخش باشد، اما این احساس نشاط ناشی از خوردن آن، گذری و ناپایدار است.

شادی و هیجانی که هنگام خوردن غذاهای کم‌ ارزش احساس می ‌کنید اغلب به خاطر انرژی مضاعف حاصل از مصرف زیاد  قند است و این موقتی است. پس از خوردن آن ممکن است احساس گناه کنید و یا عصبانی شوید، به خصوص اگر رژیم غذایی ای را دنبال می کنید که نباید این مواد غذایی را مصرف کنید!

اگر بعد از آن، شما خبرهای ناخوشایند و یا اتفاق ناراحت کننده دیگری را دریافت کنید، این احساس گناه به راحتی می ‌تواند به احساسی شدیدتر تبدیل شود.

خوردن غذاهای سالم مثل میوه ‌ها، پروتئین‌ ها و سبزیجات همیشه شما را راضی نگه می ‌دارد. در نتیجه بعد از خوردن این غذاهای سالم هیچ احساس گناه یا احساس منفی را تجربه نمی کنید.

همچنین بخوانید: چرا احساس گناه میکنیم؟

  1. شما در حال تحولات اساسی در زندگی هستید

در حالی که تغییرات یک جزء ثابت از زندگی هستند، اما افرادی هستند که پذیرای آن نیستند. یک احتمال وجود دارد که شما یکی از آن‌ ها باشید. تغییرات زندگی گاهی می ‌تواند خوب و خوشایند و گاهی حتی ناگهانی و نگران ‌کننده باشد و زمانی که به طور مداوم احساس ‌کنید که زمین از زیر پاهای شما کشیده شده‌ است می ‌تواند احساسات شما را غیرقابل‌ کنترل کند. برخی تغییرات عمده در زندگی عبارتند از نقل‌ مکان، ازدواج، طلاق، زایمان، از دست دادن شغل، شروع به کار در شغل جدید، از دست دادن فرد محبوب، و…

این تغییرات زندگی اغلب با آسیب پذیری اساسی همراه است که احساسات شما را افزایش می دهد. زمانی که یک اتفاق خوب می افتد، شما احساس شادی بیشتری نسبت به همیشه می ‌کنید، زیرا از یک موقعیت نامناسب به یک احساس خوب و لذت بخش رسیده اید. از طرف دیگر، اما اگر اتفاق بدی بیفتد، ناراحتی و یا عصبانیت شما شدیدتر خواهد بود، چرا که احساس بی ‌ثباتی می‌ کنید.

بنابراین اگر شما یک تغییر اساسی در زندگی را تجربه کرده ‌اید، نگران احساسات بیش از حد نباشید. در عرض چند هفته یا چند ماه از گذشت آن اتفاق، زمانی که شروع به سازگاری با وضعیت خود می ‌کنید، بار دیگر کنترل احساسات خود را به دست خواهید آورد.


  1. تحت فشار و استرس هستید

استرس یکی از دلایل اصلی است که فرد را بسیار احساساتی می کند. این استرس بر وضعیت جسمی و ذهنی فرد تاثیر می‌ گذارد و باعث می شود فرد بسیار حساس تر و آسیب پذیرتر از قبل شود و با حتی یک تلنگر کوچک از نظر روحی به هم می ریزد.

به عنوان مثال تصور کنید که در شرایط استرس زا قرار دارید و کودکتان پاکت شیر را در آشپزخانه ریخته است، همین اتفاق کوچک می تواند زمینه تحریک و یا حتی گریه شما را فراهم کند، در صورتی که اگر در یک روز عادی این اتفاق می افتاد بسیارمعقول تر از این رفتار می کردید و به جای پرخاشگری، با لحنی آرام اشتباهش را به او گوشزد می کردید.

معمولا استرس های گذرا تاثیری موقتی هم دارند و با عوض شدن شرایط از عواقب آن نیز کاسته می شود، اما استرس مزمن می تواند تاثیرات دائمی را بر جسم روح فرد بر جای بگذارد. در شرایطی که استرس دارید، از راهکارهای زیادی که در زمینه کاهش این استرس وجود دارند، استفاده کنید.

همچنین بخوانید: کاهش فوری استرس

  1. شما ناراحت هستید

ناراحت بودن در مورد از دست دادن یکی از عزیزان یا یک اتفاق ناراحت کننده می تواند به شدت احساسات شما را افزایش بدهد و شما را به فردی حساس تر تبدیل کند. بنابراین اگر با به یاد آوری کسی که از دست داده اید حساس تر می شوید، نگران نباشید این طبیعی است. همچنین، اگر هفته ‌ها بعد از اینکه کسی را از دست دادید، به همه چیز حساس تر شده اید و واکنش نشان می ‌دهید، بدانید که این هم طبیعی است. تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که صبور باشید و برای تسکین این غم به خودتان فرصت بدهید.

غم و اندوه فقط به از دست دادن یکی از عزیزان محدود نمی شود، ممکن است این احساس را حتی پس از، از دست دادن یک فرصت یا اشتباهی که مرتکب شده اید، نیز تجربه کنید. به یاد داشته باشید که میزان احساسات و حتی میزان بروز این احساسات از هر فرد به فرد دیگر متفاوت است، پس اگر گاهی بیش از دیگران واکنش نشان می دهید یا احساساتی می شوید این طبیعی است.


  1. شما آسیب دیده اید

ضربه یا تروما یکی دیگر از دلایل حساس تر شدن افراد است. این اغلب پاسخ ناخودآگاه به یک اتفاق وحشتناک است که منجر به آسیب جسمی یا روحی می شود. این تجربیات احساسات منفی مانند ترس، عصبانیت، وحشت، گناه، غم و اندوه را گاهی اوقات تا ماه ها یا حتی سال ها پس از واقعه به وجود می آورد.

تجربیات آسیب زا مانند تصادفات، تجاوزات جنسی، ضرب و شتم بدنی، آدم ربایی و … می تواند منجر به افزایش و تحریک احساسات شود. اگر شما هم یکی از این تجربیات آسیب زا را تجربه کرده اید، نگران نباشید شما تنها نیستید، به جای احساسات بیهوده و ناراحت کننده، سعی کنید راه های غلبه بر آن را یاد بگیرید و قوی تر از قبل شوید.


آیا احساساتی بودن بد است؟

تاثیری که احساسات شما بر خودتان و اطرافیان شما می ‌گذارد چیزی است که مشخص می ‌کند که آن ‌ها خوب هستند یا بد.

اگر هر وقت ناراحت یا عصبانی می ‌شوید، به خودتان و یا دیگران آسیب می‌ رسانید، این واقعیت وجود دارد این احساسی بودن بد است و باید یاد بگیرید که آن را کنترل کنید. حتی اگر زمانی که بیش از حد هیجان زده می شوید شروع به گفتن چیزهایی می کنید که نباید، پس باز هم باید آن را کنترل کنید.

اما در صورتی که وضعیت احساسی شما برای خودتان و یا هر کس دیگری مضر نباشد، پس چیز اشتباهی در رابطه با آن وجود ندارد. در این حالت، احساساتی بودن به شما آزادی بیان می ‌دهد. این کار شما را از سرکوب کردن احساسات یا رنج در سکوت منع می‌ کند. هم چنین اگر احساسات شما به هیچ وجه مضر نباشد، احساسی بودن باعث می ‌شود که افراد راحت تر بتوانند با شما ارتباط برقرار کنند.


و اما سخن پایانی …

به عنوان یک فرد احساسی، ممکن است ارزش آن را داشته باشد که از خودتان بپرسید، “چرا این قدر احساساتی هستم؟”  دانستن دلیل احساسات شما اغلب می ‌تواند به شما کمک کند که یاد بگیرید آن ‌ها را کنترل کنید.

اگر وضعیت عاطفی شما به دلیل عدم وجود رژیم غذایی مناسب و یا ورزش نکردن است، می ‌توانید بر روی آن‌ ها کار کنید و اگر به خاطر اندوه و یا تغییر در زندگی است، می ‌توانید به خودتان فرصت بدهید و کم کم با این شرایط کنار بیایید.

در نهایت، به یاد داشته باشید که تا زمانی که حالت عاطفی شما باعث نشود کاری انجام دهید که از انجام آن پشیمان شوید، احساسی است که نباید از آن شرمنده باشید. این فقط به این معنی است که شما انسان هستید!

به اشتراک بگذارید: پینترست تلگرام تامبلر لینکدین
تعبیر خواب بر اساس الفبا

نظر خود را بیان کنید