تعبیر خواب جنگ

دیدن جنگ در خواب به چه معناست؟

تعبیر دیدن جنگ در خواب چیست؟

تعبیر خواب جنگ شدن و تیراندازی

چنان چه در خواب صحنه هایی از جنگ دیدیم باید بدانیم که روح ما از نگرانی هایی که پیش می آید خبر می دهد.

صرف دیدن صحنه ای از جنگ در خواب خبر از غم و اندوهی است که در روزهای آینده پیش می آید و این تشدید می شود اگر خودمان در آن جنگ دخالت داشته باشیم.

ابن سیرین می گوید در جنگ هر کسی پیروز شود در جنگ و جدال زندگی و در بیداری نیز پیروز و برنده است.

چنان چه در خواب زره پوشیده بودید و شمشیر و سپر داشتید یا در سنگر بودید و تفنگ و مهمات به قدر کفایت در اختیارتان قرار داشت خواب شما می گوید که جهت روبه رویی با غم ها و رنج ها و نگرانی ها مجهز خواهید بود.

در نفایس الفنون تصریح شده که جنگ در خواب اضطراب و فتنه است.

چنان چه جنگی در خواب شما بود و شما در آن جنگ شرکت داشتید اما فاقد زره و سنگر و سلاح و مامن بودید خواب شما می گوید که تنها می مانید و در مشکلی که پیش می آید هیچ دستی دست شما را نمی گیرد.

مجروح شدن در خواب خوب است و نباید نگرانی ایجاد کند. این نشان این است و گویای این که غم و اندوه شما پایان یافته و آشتی و امنیت خانوادگی است و نباید نگران شوید.


تعبیرخواب جنگ و تیراندازی

دیدن تیراندازی در خوابتان بیانگر این است که شما هدفی مشخص شده دارید و می دانید که هدفتان در زندگی چیست. برنامه هاتان درست طبق هدف است.

خواب دیدن اینکه به کسی با اسلحه شلیک می کنید بیانگر احساس تهاجمی و خشم نهفته ی شما در مورد یک فرد خاص است. اگر فردی که شلیک می کنید غریبه است، پس بیانگر این است که شما جنبه های ناشناخته ی خودتان را که درک نکرده اید، رد می کنید.

خواب دیدن اینکه کسی به شما با اسلحه شلیک می کند بیانگر این است که در زندگی تان مسئله با یک شخص را تجربه می کنید. شما ممکن است حس کنید که در یک موقعیت قربانی شده اید.

ادامه تعبیر خواب تیراندازی

تعبیر خواب جنگ و درگیری

بر خلاف بیداری که درگیری و جدال کار خوبی نیست، در خواب ایجاد دوستی و طرح رفاقت و اشتغال به کارخیر و محبت آمیز است.

در زندگی روزانه ما یا کینه موجب بروز درگیری است و یا جدال، کینه و بغض و نفرت می آورد اما در خواب عکس این صادق است یعنی وقتی ببینید که با کسی جدال می کنید یا حداقل دست به گریبان شده اید خواب شما می گوید که با کسی طرح دوستی می ریزید و رفیقی خوب پیدا می کنید.

اگر در خواب ببینید با عده زیادی درگیری می کنید دوستان فراوانی خواهید یافت و اگر مشاهده کنید که شما دسته جمعی با یک نفر سرگرم جنگ و جدال هستید خواب شما خبر می دهد که مردی نیک نفس و شریف سر راهتان قرار می گیرد که همه مشتاق دوستی با او می شوند و برای آشنایی با وی سر و دست می شکنند.

پس اگر شب هنگام در خواب دیدید که با کسی جدال می کنید دچار بیم و هراس نشوید و اندیشه بد به خود راه ندهید. انشا الله خیر است.

☺ تعبیر خواب «جنگ» برای من چیست؟

اگر در خواب‌تان «جنگ» را دیده اید اما تعبیرخواب فوق جوابگوی شما نیست؛ جزئیات خواب‌تان را در بخش نظرات ارسال کنید تا معبر آلامتو آن را برای شما تعبیر کند. 

✚ کاربر گرامی نتیجه تعبیر خواب شما در پاسخ به نظر شما ارسال میشود بدیهی بعد ثبت نظر، برای دریافت تعبیر خواب خود باید دوباره به این صفحه مراجعه کنید و بخش نظرات را بررسی نماید، تعبیر خواب شما بین چند ساعت تا یک روز ارسال خواهد شد.

164 دیدگاه

  1. ایلیا

    خواب دیدم برای مسافرت به کشور روسیه رفتم و آنجا جنگ می شود و مدام جنگنده ‌و موشک می دیدم

    • تعبیر خواب

      خواب شما تصویری پرتنش از سفر به «آنجا» و دیدن جنگنده‌ها و موشک‌ها دارد؛ ترکیبی که هم فضای بیرونی (کشورِ دور و ناشناخته) و هم حس درونی تهدید و بی‌ثباتی را تقویت می‌کند. از منظر روانشناسی این خواب می‌تواند نشانه اضطراب نسبت به تغییرات پیش‌رو یا احساس غریبی در مواجهه با موقعیتی جدید باشد. وقتی در خواب به جایی دور سفر می‌کنیم، معمولاً داریم درباره تصمیم‌ها یا جهش‌هایی در زندگی حرف می‌زنیم که نیاز به سازگاری و شجاعت دارند؛ مشاهده جنگ یا سلاح‌های تهاجمی غالباً نمایانگر ترس از آسیب، تحت فشار قرار گرفتن یا اضطرابی است که به‌صورت فشرده و سریع وارد زندگی‌تان می‌شود.

      در سمبولیسم، کشور روسیه می‌تواند نمادی از چیزی «خارجی»، سرد، قدرتمند یا مرموز باشد—نه الزاماً آن کشور به‌طور واقعی، بلکه تصویری از وضعیت یا شخصیتی که احساس می‌کنید با او بیگانه‌اید. جنگنده و موشک نماد تهدیدهای ناگهانی، تصمیمات انفجاری، یا احساس کنترل‌نداشتن‌اند؛ شاید پیام این خواب این است که تغییرات یا برخوردهایی می‌آیند که سریع و ناپایدارند و شما نگرانِ پیامدهایشان هستید.

      از نظر احساسات، احتمالاً ترکیبی از ترس، آسیب‌پذیری و بی‌خبری وجود دارد؛ ممکن است احساس کنید در موقعیتی غیربهینه قرار گرفته‌اید و راه‌حل مشخصی ندارید. اگر این خواب تکرار می‌شود یا بعد از دیدن اخبار یا استرس‌های روزمره شدت می‌گیرد، نشان می‌دهد ذهن‌تان دارد هشدار می‌دهد که به این اضطراب توجه کنید.

      پیشنهاد کاربردی این است که محیط خواب‌تان را کمتر با اخبار پرتنش پر کنید، قبل از خواب آرامش ایجاد کنید و با نوشتن آنچه نگران‌تان می‌کند یا صحبت با کسی که به شما اطمینان می‌دهد، بار عاطفی را کاهش دهید. اگر دوست دارید، جزئیات بیشتری از خواب—مثل اینکه آیا در خواب احساس امنیت هم داشتید یا نه، یا کسی همراهتان بود—بگویید تا تصویر دقیق‌تری از معنای شخصی آن پیدا کنیم.

  2. HsH

    سلام من دوشب پشت سر هم خواب جنگ دیدم اولین شب خواب دیدم از شهر که زندگی میکنم موشک میزنن حالا به کجا نمیدونم فقط فهمیدم ایران داره میزنه شب بعدش خواب دیدم ی عده سرو صورت بسته از کوه های شهرمون وارد شهر شدن و دارن تیر اندازی میكنن

    • تعبیر خواب

      سلام، خواب‌هایی که توصیف کردی خیلی پرتنش و تکان‌دهنده‌اند و احتمالاً نشان‌دهنده اضطراب و حس آسیب‌پذیری در زندگی بیداری‌ات هستند. دیدن موشک‌باران از شهری که در آن زندگی می‌کنی می‌تواند نمادی از اضطراب نسبت به محیط امن زندگی‌ات باشد؛ حس این‌که چیزی ناگهانی و بیرونی بدون اطلاع تو دارد نظم و امنیتت را به هم می‌زند. اینکه در خواب متوجه شدی «ایران داره میزنه» ممکن است بازتاب احساسات مربوط به هویت جمعی، اخبار روز یا واهمه از دخالتِ نیروهای بیرونی باشد، یا حتی نمادی از یک فشار یا انتقاد از سوی مجموعه‌ای بزرگتر نسبت به تو یا اطرافیانت.

      صحنه‌ی ورود افراد سروصورت‌بسته از کوه‌ها و تیراندازی، تصویر قوی دیگری است: کوه‌ها معمولاً نمادِ نیروها و محتویات پنهانِ ذهن یا گذشته‌اند که از دور ظاهر می‌شوند؛ صورت بسته یا پوشانده نشان از ناشناخته و ترس از آن چیزی دارد که نمی‌توانی کاملاً بفهمی یا با آن مواجه شوی. تیراندازی در خواب معمولاً با احساس حمله، بی‌پناهی، خشم مهارشده یا نیاز به دفاع ارتباط دارد.

      از منظر احساسی، این خواب‌ها می‌توانند نشانه‌ی اضطراب مداوم، بیدار ماندن ذهن در حالت آماده‌باش، یا پردازشِ یک حادثه یا خبر مهم باشند. ممکن است در زندگی واقعی فشارها، درگیری‌ها یا احساس خطر وجود داشته باشد که شب‌ها سرک می‌کشد و به شکل خواب جنگ ظاهر می‌شود.

      اگر دوست داشتی، می‌توانی به این فکر کنی که در روزهای اخیر چه اتفاقاتی یا نگرانی‌هایی داشته‌ای؛ آیا خبری، بحثی سیاسی، یا تنشی در محیط کار یا خانواده بوده که تو را نگران کرده؟ نوشتن خواب و احساساتی که بعد از بیداری داشتی می‌تواند کمک کند آن‌ها را بهتر بشناسی. اگر این کابوس‌ها تکرار شود یا کیفیت خواب و حال روحی‌ات را پایین بیاورد، صحبت با یک مشاور یا روان‌شناس می‌تواند مفید باشد. اگر مایل باشی، درباره احساسات بعد از بیداری یا جزئیات بیشتری از خواب بگویی تا تحلیل عمیق‌تر و شخصی‌تری ارائه بدهم.

  3. عجیب

    سلام من خواب دیدم که جنگ ایران با یک جایی دیگه بود ولی یادمه که اون کشوره دیگه توش (غ) داشت بعد ما یک ملکه داشتیم که اون ملکه به دستور می‌داد چیکار کنیم اما یهویی ملکه بی هوش میشه و من باید برم و به جای ملکه با بقیه بجنگم اما وقتی تقریبا هرمرو کشتم یهویی همه تموم میشن و یک مرد بزرگ هیکل روی یک تاب که همونجا توی جنگ بود نشسته بود من هم با اون صحبت کردم و به اون گفتم که ملکه بیهوش شده )اون هم از طرف ایران نبود و گفت اون مرده بیهوش نشده بعد یهو یک هاله از سربازای حریف دوباره میریزن جای ما و من از خواب بیدار میشم

    • تعبیر خواب

      سلام، خواب‌تان تصویر قوی و چندلایه‌ای دارد؛ ممنون که با جزئیات تعریف کردید.

      جنگ در خواب اغلب نشان‌دهنده تعارض‌های درونی یا فشارهای بزرگ زندگی است؛ اینکه جنگ بین «ایران» و جای دیگری با حرف «غ» بوده، می‌تواند به احساس مواجهه با چیزی بیگانه یا بخشی از خودتان که «غیرقابل‌فهم» یا «غریب» به نظر می‌رسد اشاره کند. شاید با موضوعی روبه‌رو هستید که حس می‌کنید از چشم و معیارهای درونی‌تان جداست یا یک عنصر خارجی (فرد، ارزش، وضعیت) به شکل مزاحم وارد میدان شده است.

      ملکه به‌عنوان فرمانده نمادی از رهبری، ارزش‌ها یاِ بخشی از شخصیت زنانه و قدرتمند شماست؛ بیهوش شدن او وقتی مسئولیت بر دوش شما می‌افتد، می‌تواند نشان دهد که ناچار شده‌اید نقش رهبری یا محافظ را قبول کنید در زمانی که برایش آماده نبودید. اینکه خودتان به جای ملکه وارد جنگ می‌شوید و تا مرز «کشتنِ بسیاری» پیش می‌روید، درباره فشار فراجدا، تلاش برای کنترل اوضاع و احتمالاً احساس گناه، خشم یا نیاز به نابودی موانع است — شاید راهکارهای تهاجمی یا فداکاری‌هایی که در زندگی واقعی انجام داده‌اید یا از شما انتظار می‌رود.

      مرد بزرگ‌هیکل که روی تاب نشسته و از جنگ فاصله گرفته، چهره‌ی یک ناظر قدرتمند است؛ او می‌تواند نمادی از قدرتی بیرونی (فردی قدرتمند، جامعه، افکارشان) یا بخشی از خودتان باشد که از بالاسر همه چیز را می‌بیند و آرام است. جمله‌اش درباره‌ی «بیهوش نشدن آن مرد» ممکن است به حقیقتی اشاره کند که شما آماده ندیدنش بودید — اینکه آن چیزی که فکر می‌کردید آسیب‌پذیر است، در واقع سرسخت یا غیرقابل‌تغییر است. بازگشت هاله سربازان دشمن، تکرار مسئله و حل‌نشده ماندنِ تعارض را نشان می‌دهد.

      از نظر احساسی، خواب حسی از مسئولیت سنگین، خستگی، اضطراب و در عین حال نیرویی بقاطلب را منتقل می‌کند. ممکن است احساس کنید مجبور شده‌اید خطوط قرمزی را بشکنید یا برای محافظت از چیزی دست به کار شوید و در عین حال نگران پیامدها هستید.

      پیشنهاد می‌کنم در بیداری روی اینکه ملکه در خواب چه کسی یا چه ویژگی‌ای می‌تواند باشد فکر کنید: آیا نقش رهبری، حمایتی یا ایده‌آل‌هایی دارید که موقتاً «ناتوان» شده‌اند؟ دربارهٔ مناطقی از زندگی که مجبور به «جنگیدن» شده‌اید تأمل کنید و ببینید آیا راه‌حل‌های کم‌تهاجمی‌تر، زمان استراحت یا تقسیم مسئولیت ممکن است. نوشتن احساسات، صحبت با کسی مورداعتماد یا یک جلسه مشاوره می‌تواند به روشن‌تر شدن اینکه کدام مبارزه واقعی و کدام نمادین است کمک کند.

      اگر خواب مکرر یا آزاردهنده است، بهتر است با دقت بیشتری به منابع استرس و نقش‌هایی که پذیرفته‌اید نگاه کنید؛ اما به‌خاطر داشته باشید که تعبیرها پیشنهادند و نه حکم قطعی. امیدوارم این نگاه به خواب شما کمک کند پرسش‌های جدیدی دربارهٔ خودتان و شرایط‌تان پیدا کنید.

  4. نیلوفر

    خواب دیدم جنگ شده و من تو خونه ام که خیلی بزرگه جام خوبه و امن هست و شوهرم رفته هووم رو با دو تا پسرش اورده که من فقط یدونه از بچه ها رو خبر داشتم و اون بچه جدید حدود هفت هشت سالشه و شوهرم توحه زیادی به اونا می‌کنه اولش اونا رو تو حیاط خونه نگه داشته بود و ما تو خونه بودیم و بعد اوردشون تو خونه و بعد من با اونا درگیر شدم و زدم زنه رو و حسابی دعوا شد، بعد دیدم زنه سرش قطع شد و شوهرمم یادم نیست اخرش چی شد. فقط خیلی عصبی شدم

    • تعبیر خواب

      خواب شما تصویر قدرتمندی از تضاد بین امنیّت درونی و تهدید بیرونی است. جنگ در بیرون نشان‌دهنده حس آشفتگی یا خطری است که در محیط اطرافتان احساس می‌کنید، اما خانه بزرگ و امن نمادی از قلب یا فضای درونی‌تان است که به‌دنبال حفظ آرامش و مرزهاست. اینکه همسرتان دو پسر را می‌آورد—یکی که قبلاً می‌شناختید و یکی جدید حدود هفت‌ـ هشت سال—می‌تواند بازتاب نگرانی درباره تغییر در رابطه، ورود عناصر جدید به زندگی خانوادگی یا حس اینکه بخش‌هایی از گذشته یا مسئولیت‌هایی ناگهانی به‌طور نامحسوسی وارد فضای شخصی‌تان شده‌اند، باشد.

      از منظر نمادین، کودکان پرمعنی‌اند: نیاز، وابستگی، بخش‌های آسیب‌پذیر درون شما یا رابطه‌ای که باید توجه و مراقبت بیشتری بگیرد. قرار گرفتن اول آنها در حیاط و سپس ورودشان به خانه، عبورِ خط مرزی بین «خارج» و «داخل» را نشان می‌دهد؛ یعنی چیزی که شما فکر می‌کردید امن و جداست، به‌تدریج وارد حوزه‌تان شده و باعث حس تجاوز یا بی‌مرزی شده است.

      در سطح احساسی مهم‌ترین نکته خشم قوی و عصبانیت است که در خواب به خشونت عریان تبدیل شده. درگیری و ضربه زدن به زن و قطع شدن سر او نمادی بسیار شدید از خواست قطع ارتباط، حذف یک تهدید یا پایان دادن به وضعیتی است که برایتان غیرقابل تحمل شده. این تصویر اغراق‌آمیز اغلب نشان‌دهنده نیاز به رهایی از بار روحی یا تمایل به قطع پیوندی است که امنیت و آرامش‌تان را تهدید می‌کند. گم شدن سرنوشت همسرتان در پایان خواب می‌تواند علامت ابهام در نقش او یا ترس از ترک شدن و بی‌پاسخی باشد.

      پیشنهاد برای کار با این خواب: با خودتان مهربان باشید و سعی کنید منبع خشم را در زندگی بیداری بشناسید؛ آیا حس بی‌احترامی، بی‌توجهی یا تغییراتی که کنترل‌شان از دست‌تان خارج شده، وجود دارد؟ گفت‌وگو با همسرتان درباره مرزها و توجه می‌تواند مفید باشد. نوشتن خواب و احساسات‌تان، یا صحبت با مشاور/روان‌شناس، به روشن شدن ریشه‌ها کمک می‌کند. تصویرهای خشن خواب الزاماً پیام عملی به‌همراه ندارند؛ بیشتر بازتاب عمق احساسات و نیاز به تغییر‌اند. اگر مایل باشید می‌توانیم این خواب را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم و به تعبیرهای شخصی‌تر برسیم.

  5. بابک

    سلام من خواب دیدم که با خلافکار شهر درگیر شده ام و دار و دسته اش من و خانواده و دوستانم را اذیت میکند

    • تعبیر خواب

      سلام. خواب‌ات حسی قوی از خطر و دفاع را نشان می‌دهد و ابتدا مهم است که این حس را جدی بگیریم: وقتی در خواب خلافکار و دار و دسته‌اش خانواده و دوستانت را تهدید می‌کنند، انگار بخشی از بیداری‌ات نگران آسیب دیدن کسانی هست که برایت مهم‌اند، یا احساس می‌کنی در زندگی واقعی چیزی یا کسی دارد به حریمِ تو و عزیزانت تجاوز می‌کند.

      از منظر روان‌شناختی این خواب می‌تواند نمادی از درگیری با بخشی از خودت یا با موقعیتی بیرونی باشد که کنترل را تهدید می‌کند. «خلافکار» ممکن است نمایندهٔ ترس، خشم سرکوب‌شده، گناه یا فشار اجتماعی باشد که هنوز حل نشده. اینکه خودت مقابلش ایستاده‌ای نشان‌دهنده شجاعت و میل به محافظت است؛ اما اذیت شدن خانواده و دوستان نشان می‌دهد حس ناتوانی یا اضطراب نسبت به مسئولیت‌ها و روابط نزدیک را هم حمل می‌کنی.

      از زاویه نمادشناسی محیط شهری و دار و دسته می‌تواند اشاره به پیچیدگی‌های اجتماعی، رقابت، یا تهدیدات جمعی داشته باشد؛ یعنی مسئله لزوماً شخصی نیست، بلکه فشارهای بیرونی هم در آن نقش دارند. احساساتی که معمولاً در چنین خوابی پدیدار می‌شوند شامل ترس، عصبانیت، دفاع‌پذیری و شاید شرم یا اضطراب دربارهٔ کنترل اوضاع است.

      اگر این خواب آزارت می‌دهد، مفید است دنبال منبع اضطراب باشی: آیا در زندگی واقعی با فردی درگیر هستی؟ آیا بار مسئولیتی روی دوشت سنگین شده؟ با کسی در مورد نگرانی‌هایت حرف بزن، مرزهای‌ت را بازبینی کن و برای امنیت روانی و عملی خود و خانواده‌ مسیرهایی مشخص کن. تمرین‌های آرام‌بخشی پیش از خواب، ثبت خواب و سوال پرسیدن از خود درباره جزئیات (چه کسی، کجا، چه احساساتی غالب بود) کمک می‌کند معنا روشن‌تر شود. اگر کابوس‌ها تکرار شود یا حس ناتوانی و اضطراب بالا بماند، مشاوره با یک روان‌شناس می‌تواند راهنمایی عمیق‌تری بدهد.

      خواب یک پیام است نه حکم قطعی؛ نگاهی مهربان به خودت داشته باش و قدم‌های کوچک برای احساس امنیت و قدرت بردار.

  6. یاسین

    من خواب دیدم دارم با یک نفر داعشی جنگ میکنم و اون رو میکشم بعد تو هوا معلق بودم یهو دیدم کلی سرباز داعشی و فرمانده ها دارن نقشه میکشن بعدش حرکت کردن به یه سمتی

    • تعبیر خواب

      خواب شما تصویری شدید و پرتنش دارد که از چند لایه مختلف قابل خواندن است. تلاش می‌کنم با نگاهی روان‌شناختی، نمادشناختی و احترام به احساسات‌تان آن را باز کنم، بدون اینکه حکم قطعی بدهم.

      از نظر روان‌شناختی، مبارزه و کشتنِ یک نفر در خواب اغلب نمادی از تلاش برای حذف یا تسلط بر بخشی از خود یا شرایطی خارجی است که احساس تهدید یا نفرت ایجاد می‌کند. جنگ با «داعشی» در خواب ممکن است نه فقط درباره‌ی گروه واقعی، بلکه درباره‌ی یک نماد از خشونت، ترس، یا بخشی از تجربه‌تان باشد که آن را خطرناک یا غیرقابل قبول می‌بینید. معلق ماندن در هوا حس کنترل‌ناپذیری یا قرار گرفتن در موقعیتی گذار را نشان می‌دهد؛ انگار بین دو مرحله ایستاده‌اید و هم آزادی و هم بی‌ثباتی را تجربه می‌کنید.

      از نظر نمادها، حضور سربازان و فرمانده‌ها که نقشه می‌کشند، ممکن است به این معنا باشد که آن مسئله‌ای که شما با آن مقابله کردید ساختارمندتر و بزرگ‌تر از چیزی است که ابتدا به نظر می‌رسید؛ یک مشکل سازمان‌یافته یا مجموعه‌ای از نیروها که علیه شما یا علیه بخشی از زندگی‌تان صف کشیده‌اند. حرکت آن‌ها به سمتی مشخص می‌تواند نشانه‌ی جهت‌گیری آینده یا ترسی از جریان اتفاقات باشد—اینکه موضوع دوباره فعال می‌شود یا راه جدیدی در پیش گرفته می‌شود.

      تحلیل احساسات نشان می‌دهد که خواب ترکیبی از خشم، اضطراب، تسلط و شاید کمی رهایی است. ممکن است پس از اقداماتی که انجام داده‌اید حس قدرتمندی همراه با نگرانی از پیامدها داشته باشید. یا شاید احساس می‌کنید کاری انجام داده‌اید که لازم بوده، اما هنوز کاملاً آسوده نیستید.

      پیشنهاد می‌کنم به خودتان فرصت بدهید تا این خواب را در دفتر بنویسید: چه جزئیاتی بیش از همه شما را تکان داد، چه احساساتی بلافاصله پس از بیداری داشتید. اگر اینگونه رویاها مکرر یا همراه با اضطراب شدید، صحبت با یک مشاور یا درمانگر می‌تواند کمک کند تا ریشه‌های این نمادها و احساسات را بهتر بشناسید. کاهش مواجهه با اخبار خشونت‌آمیز، تمرین‌های تنفسی و grounding نیز می‌تواند احساس بی‌ثباتی معلق بودن را کم کند. اگر دوست داشته باشید، می‌توانیم با هم جزئیات بیشتر خواب را مرور کنیم و نشانه‌های دقیق‌‌تری برای شما بیرون بکشیم.

  7. احمد

    سلام من خواب دیدم یه هواپیما جنگی با تعدادی نفر جنگی درحال سقط رویه خانه هم بود من رفتم کمک کنم تیراندازی کرد سمتم و نارنجک پرتاب کرد منم برداشتم پرتاب کردم سمت خودشان بیدار شدم

    • تعبیر خواب

      این خوابی که دیدید بیشتر بار نمادین و روان‌شناختی دارد تا خبری از آینده. هواپیمای جنگی، افراد مسلح، تیراندازی و نارنجک همگی سمبل «تنش»، «درگیری» و «فشار روحی» هستند، نه الزاماً جنگ واقعی.
      چند نکته مهم در تعبیر خوابتان:

      هواپیمای جنگی بالای خانهخانه در خواب معمولاً نماد خودِ شما، خانواده‌تان یا حریم امن زندگی‌تان است.هواپیمای جنگی که در حال سقوط روی خانه است، نشان می‌دهد انگار در زندگی واقعی‌تان احساس می‌کنید خطری، تنشی یا مشکلی جدی در حال نزدیک شدن به «آرامش و امنیتتان» است؛ ممکن است این خطر واقعی نباشد، اما ذهن شما آن را بزرگ و تهدیدآمیز دیده است (مثل نگرانی‌های شغلی، خانوادگی، مالی یا حتی مشکلات عاطفی).

      رفتن برای کمکاین‌که شما در خواب «رفتید کمک کنید» نشان می‌دهد در بیداری هم شخصیت شما کسی است که در بحران‌ها فرار نمی‌کند و دوست دارید مسئولیت بگیرید، کمک کنید و منفعل نباشید.از دید تعبیر، این بخش بسیار مثبت است و نشان می‌دهد روحیه‌تان اهل مبارزه و اقدام است، نه تسلیم.

      تیراندازی و نارنجک به سمت شماتیراندازی و پرتاب نارنجک به شما می‌تواند نماد این باشد که وقتی سعی می‌کنید کمک کنید یا مشکل را حل کنید، در واقع خودتان هم زیر فشار قرار می‌گیرید و حتی ممکن است از همان‌هایی که می‌خواهید کمکشان کنید، آسیب ببینید.از زاویه دیگر، می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که در زندگی‌تان احساس می‌کنید دیگران بی‌دلیل یا با بی‌انصافی به شما حمله می‌کنند، قضاوت می‌کنند یا شما را مقصر می‌دانند.

      پس‌دادن نارنجک به سمت خودشاناین قسمت بسیار کلیدی است. شما نارنجک را برمی‌دارید و به سمت خودشان پرتاب می‌کنید.در زبان خواب یعنی:– شما اجازه نمی‌دهید دیگران بدون واکنش، به شما آسیب بزنند.– در برابر بی‌عدالتی یا فشار، از خودتان دفاع می‌کنید.– ناخواسته درگیر یک مقابله‌به‌مثل یا جنگ روانی با دیگران شده‌اید.

      این می‌تواند هم جنبه مثبت داشته باشد (قدرت دفاع از خود، شجاعت، نترسیدن از رویارویی با مشکل) و هم هشداری باشد که مراقب باشید واکنش‌هایتان تند، افراطی یا از روی عصبانیت نباشد، چون «برگرداندن نارنجک» یعنی شدت در پاسخ.

      بیدار شدن بعد از پرتاباین‌که درست بعد از پرتاب نارنجک بیدار شده‌اید، معمولاً نشان می‌دهد مسئله‌ای که ذهن‌تان را در بیداری مشغول کرده، هنوز به نتیجه نرسیده و در مرحله «درگیری و تقابل» است.انگار ذهنتان دارد تمرین می‌کند که: «اگر در مقابل فشار بایستم و جواب بدهم، چه می‌شود؟»

      جمع‌بندی تعبیراین خواب بیش از هر چیز نشان می‌دهد:

      در زندگی‌تان در حال حاضر یا اخیراً در معرض فشارها، تنش‌ها یا درگیری‌های فکری و احساسی بوده‌اید.
      احساس می‌کنید امنیت روحی، خانوادگی یا جایگاهتان در خطر است.
      در عین حال، شخصیت شما تسلیم‌پذیر نیست و آماده‌اید از خودتان، حق‌تان و خانه/خانواده‌تان دفاع کنید.
      خواب شما هشداری آرام است که مراقب باشید در این دفاع کردن، وارد افراط و تندروی نشوید تا رابطه‌ها یا موقعیت‌ها خراب‌تر نشوند.

      پیشنهاد عملیاگر این خواب تکرار می‌شود یا خیلی روی شما اثر گذاشته:

      سعی کنید منبع اصلی استرس یا درگیری در زندگی‌تان را شناسایی کنید (کار، روابط، خانواده، مسائل مالی و…)،
      تا حد ممکن از مشاجره و واکنش‌های عصبی تند پرهیز کنید،
      اگر لازم است، با یک فرد مورد اعتماد (دوست، مشاور، بزرگ‌تر خانواده) صحبت کنید و فشار ذهنی‌تان را خالی کنید.

      این خواب از نظر نمادین بیشتر نشان‌دهنده قدرت و روحیه جنگندگی شماست، نه نشانه یک اتفاق بد حتمی در آینده.

  8. حدیث

    سلام من خواب دیدم تو ماشینم صندلی جلویی و با یه خانوم و اقا که انگار دوستم بودن میرفتم تو یه خونه ای تقریبا کنار شهر که لای درختا یه در داشت میرفتم انگار شب نشینی بود، داشتیم ماشینو میزاشتیم پارکینگ یه نفر به اقاهه گفت داره چهارشنبه سوری شروع میشه مراقب باشین من سرمو از لای پنجره بردم بیرون دیدم خبری نیس. خلاصه اومدیم من شام درست میکردم اونام سرگرم بودن یهو دیدیم صدای بمب اومد دوویدیم لب پنجره دیدیم مردم ریختن تو خیابون و رو خونه ها و سر هم بمب و ترقه و اتیش مثلا توپ اتیش زده بودن پرت میکردن تو خواب حس میکردم مردم بخاطر این جنگ اخیر باهم دشمن شدن. من همش نگران بودم مامان بابام الان نگرانمن باید فوری برم پیششون، بعد گفتم منو برسونین خونه و هر سه با عجله و ترس وسیله جمع میکردیمو غذا برمیداشتیمو اینا اونام نمیدونم چی بود پرت میکردن رو سقف و دیوارا و دودش درمیومد ما ام جیغ میزدیمو جمع میکردیم، بعد انگار دست خودم بود از اون داستان بیام بیرون و کم کم بدنمو حس کردم دیدم دارم تند تند نفس میکشم و بیدار شدم.تعبیرش چیه؟

    • تعبیر خواب

      خواب‌ات پر از جزئیات و احساس بود و همین نشون می‌ده که فقط یه تصویر ساده نیست، بلکه بازتاب مستقیمِ نگرانی‌ها، فشارهای روحی و ناامنی‌های درونیته؛ مخصوصاً در شرایط این روزها که اخبار جنگ و درگیری همه رو از نظر روانی تحت تأثیر گذاشته.
      بیایم مرحله‌به‌مرحله و کلی تعبیرش کنیم:
      ۱. ماشین، جاده و همراهی با آن خانم و آقاماشین در خواب معمولاً نماد مسیر زندگی و کنترل تو بر اوضاعه. این‌که خودت سوار ماشین خودت بودی و با دو نفر که انگار دوستت بودن می‌رفتی، نشان می‌دهد در یک مسیر جدید یا دوره‌ای از زندگی هستی که تنها نیستی، ولی هنوز یک‌جورهایی حس ناامنی و سؤال در مورد آینده داری.این دو نفر می‌تونن نماد دو جنبه از شخصیت خودت هم باشن (منطق و احساس، یا گذشته و آینده) که همراه‌ات هستند و به نوعی داری با خودت و تصمیم‌هات سفر می‌کنی.
      ۲. خانه‌ای کنار شهر، وسط درخت‌هاخونه معمولاً نماد “امنیت، حریم شخصی و فضای درونی روح و روان آدم” هست. این‌که خونه کنار شهر و لابه‌لای درخت‌هاست یعنی انگار به‌دنبال یک جای دنج، دور از شلوغی‌ها و فشار اجتماع هستی؛ جایی برای نفس کشیدن و آرامش.اما این خونه صددرصد امن هم نیست، چون بعداً با صداهای انفجار و بمب تهدید می‌شه؛ یعنی حتی جایی که باید امن‌ترین جا باشه، توی ذهن‌ات امن حس نمی‌شه.
      ۳. چهارشنبه‌سوری، هشدار و شروع خطروقتی کسی به اون آقا گفت: «چهارشنبه‌سوری شروع می‌شه، مراقب باشین» در واقع این یک هشدارِ ناخودآگاهه. چهارشنبه‌سوری در ظاهر جشنه، ولی همراه با ترقه، صدا، انفجار و آتیشه؛ یعنی ترکیب شادی ظاهری با ترس و خطر.این صحنه نشون می‌ده که در زندگی واقعی هم شاید در موقعیتی باشی که از بیرون ممکنه “عادی” یا “حتی شاد” به نظر برسه، اما در عمقش نگران حوادث ناگهانی، بی‌ثباتی و اتفاقات غیرقابل کنترل هستی.
      ۴. تو از پنجره نگاه می‌کنی و «اول خبری نیست»این‌که اول سر از پنجره بیرون می‌کشی و می‌بینی خبری نیست، یعنی ناخودآگاهت می‌گه: “شاید دارم زیادی نگران می‌شم، الان که فعلاً چیزی نشده.”اما بعد، ناگهان صداها و انفجارها شروع می‌شن؛ این دقیقاً تصویر آدمیه که زیر فشار اخبار، شرایط اجتماعی، یا حتی مشکلات شخصی، همیشه منتظر یه “اتفاق بد” هست؛ حتی اگر الان ظاهراً آرامش باشه.
      ۵. پختن غذا و مهمانی شب‌نشینیغذا درست کردن نماد مراقبت، رسیدگی، محبت و ساختن آرامشه. تو در خواب مشغول درست کردن شام هستی، یعنی در عمق وجودت دوست داری برای خودت و دیگران محیط امن، گرم و قابل‌اعتماد بسازی، روابط خوب داشته باشی، و اوضاع رو “عادی و نرمال” پیش ببری.ولی همون موقع که تو سعی در ساختن آرامش داری، ناگهان آشوب از بیرون به درون نفوذ می‌کنه.
      ۶. انفجارها، ترقه‌ها، مردم روی پشت‌بام‌ها و احساس دشمنیاین بخش خواب خیلی مهمه.تو حس می‌کنی مردم به‌خاطر جنگ اخیر با هم دشمن شدن؛ این نشون می‌ده که روحت عمیقاً درگیر اتفاقات و تنش‌های جمعیه. یعنی فقط مشکلات شخصی نیست، تو در سطح روحی و عاطفی تحت تأثیر فضای جنگ، اختلافات، خشونت و تفرقه بین مردم قرار گرفتی.ترقه‌ها، توپ‌های آتش، دود، سر و صدا = نماد فشار روحی، اضطراب، ترس‌های درونی، و همچنین احساس “هیچ جا امن نیست، حتی خونه‌ها”.
      ۷. نگرانی برای پدر و مادرتاین‌که در اوج این شلوغی‌ها، اولین فکری که می‌کنی اینه که: «مامان بابام نگرانم، باید زود برم پیش‌شون»یعنی:

      هم عمیقاً دلبسته خانواده‌ای
      هم احساس مسئولیت و عذاب وجدان داری که مبادا اونا نگران تو باشن
      و هم وقتی شرایط بیرون ناامن می‌شه، امن‌ترین جایی که در ذهنت زنده می‌شه “خانه پدری و حضور پدر و مادرته”.این نشون می‌ده نیاز عاطفی قوی به حمایت و پناه بردن به ریشه‌های خودت (خانواده، امنیت قدیمی) داری.

      ۸. جمع کردن وسایل، عجله، ترسبا عجله وسایل و غذا جمع کردن یعنی در زندگی واقعی‌ات در “حالت آماده‌باش” هستی. انگار همیشه یه گوشه ذهنت آماده فراره؛ آماده اینه که اگر اوضاع بد شد، سریع جمع کنی و بری.این می‌تونه نشانه‌ی استرس مزمن، نگرانی برای آینده، یا تجربه‌ی قبلیِ یک اتفاق ناگهانی (مثل جدایی، مهاجرت، بحران مالی، از دست دادن کسی یا بی‌ثباتی) باشه.
      ۹. بمب‌ها روی سقف و دیوار، دود و جیغسقف و دیوار نماد “مرز امنیتی” ماست. اینکه چیزی روی سقف و دیوار خونه می‌افته یعنی حس می‌کنی حتی حصارهای امن زندگی‌ات هم زیر حمله‌ان.دود نماد ابهام، ندیدنِ واضح آینده، گیج شدن و فشار روانیه. جیغ‌ها یعنی اوج ترس و تخلیه‌ی احساسات سرکوب‌شده.
      ۱۰. این‌که “انگار دست خودت بود از اون داستان بیای بیرون”این بخش خیلی مثبت و امیدوارکننده‌ست.اینکه در خودِ خواب حس کردی می‌تونی از اون وضعیت بیای بیرون و کم‌کم بدنت رو حس کردی و بیدار شدی، یعنی در عمق وجودت با اینکه زیر فشار استرس هستی، هنوز یک “مرکز کنترل درونی” قوی داری.یعنی بخشی از وجودت آگاهه که:

      من می‌تونم از این افکار و کابوس‌ها فاصله بگیرم
      من فقط قربانی نیستم
      می‌تونم با آگاهی، خودمو از اوج اضطراب بکشم بیرون

      و این‌که با نفس‌نفس زدن بیدار شدی، یعنی بدنت داره فریاد می‌زنه که: اضطراب‌ها و ترس‌ها نیاز به توجه و آرام‌سازی دارن.
      جمع‌بندی تعبیر خواب تو:این خواب بیشتر از این‌که نشانه یه اتفاق بد واقعی در آینده باشه، انعکاس این‌هاست:

      اضطراب‌ها و ترس‌های درونی‌ات از ناامنی، جنگ، تنش و بی‌ثباتی
      تاثیر عمیق اخبار و فضای ناآرام جامعه روی روحت
      نگرانی جدی‌ات برای خانواده، مخصوصاً پدر و مادرت و احساس مسئولیتی که نسبت به آرامش اون‌ها داری
      نیازت به داشتن یک “جای امن” و این احساس که حتی خانه هم گاهی در برابر مشکلات بیرونی در امان نیست
      در عین حال، وجود یک نیروی درونیِ قوی که کمک می‌کنه از اوج ترس برگردی و خودت را نجات بدهی

      این خواب داره بهت می‌گه:روح و ذهن‌ات زیر فشار قرار گرفته و لازمه کمی به خودت رسیدگی کنی؛

      کمتر در معرض اخبار استرس‌زا باشی
      با کسی که بهش اعتماد داری (دوست، خانواده، مشاور) از نگرانی‌هایت حرف بزنی
      برای خودت فضاهای کوچک آرامش بسازی: دعا، مدیتیشن، پیاده‌روی، موسیقی آرام، نوشتن احساساتت
      و یادت باشه: این فقط خواب بود، نه پیش‌گویی. معنای اصلی‌اش اینه که “تو الان نگران و حساس هستی، ولی هنوز کنترل درونی‌ات را از دست ندادی.”

      از دل این خواب یک پیام امیدوارکننده هم هست:تو حتی در اوج ترس، راه بیرون اومدن رو پیدا می‌کنی. این یعنی در واقعیت زندگی‌ات هم اگر در موقعیتی پر از استرس باشی، توان عبور و مدیریت اون رو داری.

  9. فاطمه

    سلام من این خواب دوبار دیدم بار دوم خیالم راحت بود ک نجات پیدا میکنم چون سری قبل نجات پیدا کردم
    خواب دیدم ی نفر ب خونه ما حمله کرده همسرم و بچه هام بیرون بودن اما چند تا از آشناهام خونه ما بودن تیر اندازی کردن همه افراد داخل خونه را کشتن اسلحه را سمت من گرفتن منو هم بکشن التماس کردم این کار را نکنن من باردارم و مرا نکشتن بعد برای فرد تیر انداز نیرو آمد بیرون خونه هم پلیس و همسرم ب سمت اینها شلیک میکردن ولی چون من گروگان بودن میترسیدن ب من بر خورد کنه نمیزدن بعد فرد مصلح اجازه داد من داخل خانه بشوم بعد چند دقیقه موفق شدن فرد مصلح را بگیرند و مرا نجات دهند من خیلی ترسیده بودم همسرم گفت نترس چیزی نشده اما خونمون در اثر تیر اندازی سوراخ سوراخ و خراب شده بود میگفت نگران نباش درستش میکنم انگار همه چی تمام شده بود و من دیگه ناراحت نبودم اثری هم از آشناها ک فوت کرده بودن نبود انگار ک فقط من تنها در خانه بودم این خواب ی بار قبل بارداریم دیدم ی بار هم الان ب خاطر همون گفتم شاید تعبیری داره ک دوبار دیدمش

    • تعبیر خواب

      خوابی که تعریف کردید، هم به‌خاطر محتوای شدیداً احساسی‌اش و هم به‌خاطر این‌که دوبار تکرار شده، احتمالاً برایتان پیام و معنایی دارد؛ مخصوصاً حالا که باردار هستید و ناخودآگاهتان حساس‌تر و فعال‌تر است.
      اول یک نکته مهم:این خواب هیچ نشانه‌ای از اتفاق بد واقعی برای همسرتان، بچه‌هایتان یا آشناهایتان نیست. بیشتر نمادی از ترس‌ها، نگرانی‌ها و فشارهای درونی شماست، نه پیش‌گویی آینده.
      حالا اجزای مهم خواب را دانه‌دانه ببینیم:
      ۱. حمله به خانهدر تعبیر خواب، «خانه» اغلب نماد خودِ شخص، زندگی خانوادگی، امنیت روحی و فضای خصوصی است.حمله به خانه یعنی:

      احساس ناامنی
      ترس از این‌که آرامش یا زندگی‌تان به هم بریزد
      نگرانی از این‌که چیزی یا کسی تعادل فعلی زندگی‌تان را به‌هم بزند (که می‌تواند حتی خودِ بارداری و مسئولیت جدید هم باشد)

      ۲. تیراندازی و کشته شدن آشناهاتیر و گلوله در خواب، نماد حرف‌های تند، فشارهای روانی، ترس از آسیب عاطفی یا مشکلات ناگهانی است.کشته شدن آشناها می‌تواند این معنا را داشته باشد که:

      شما در حال فاصله گرفتن از بعضی آدم‌ها یا روابط قدیمی در زندگی‌تان هستید (به‌خصوص حالا که وارد مرحله جدیدی مثل مادر شدن شده‌اید)
      یا این‌که از دست دادن حمایت دیگران و تنها ماندن، ترس عمیقی در وجودتان ایجاد کرده است.

      این‌که بعداً اثری از آشناهای فوت‌شده در خواب نمی‌بینید و انگار فقط خودتان در خانه‌اید، می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که:

      در نهایت این مسیر زندگی را باید خودتان، با تکیه بر خودتان و همسرتان، ادامه بدهید؛
      و ناخودآگاهتان دارد شما را آماده می‌کند که قوی‌تر و مستقل‌تر شوید.

      ۳. این‌که به‌خاطر بارداری شما را نمی‌کشنداین قسمت از خواب، بسیار مهم و مثبت است.بارداری در خواب، معمولاً نماد «رشد»، «شروع یک دوره جدید»، «به‌وجود آمدن یک چیز باارزش» است؛ هم به معنای واقعی (فرزند) و هم به معنای نمادین (مسئولیت، بلوغ، تغییر شخصیت).این‌که فرد مسلح، فقط به این دلیل که باردارید، شما را نمی‌کشد، نشان می‌دهد:

      در عمق وجودتان می‌دانید که این بچه و این دوره جدید زندگی، محافظ شماست؛
      انگار خداوند یا تقدیر، به‌واسطه این بارداری به شما «حفاظت» و «رحمت» ویژه‌ای داده است؛
      و هرچقدر هم شرایط سخت باشد، شما می‌دانید که نباید تسلیم شوید چون الان «مسئول جان دیگری» هم هستید.

      ۴. گروگان بودن شماگروگان بودن یعنی:

      احساس گیر افتادن بین ترس‌ها و مسئولیت‌ها؛
      شاید احساس می‌کنید الان در شرایطی هستید که نه می‌توانید به عقب برگردید و نه همه چیز کاملاً تحت کنترل شماست.در عین حال، این‌که در نهایت «موفق می‌شوند شما را نجات دهند» و آسیبی جدی نمی‌بینید، تعبیر مثبتی دارد:
      ترس‌هایتان واقعی به نظر می‌رسند، ولی عاقبت، نجات، راه‌حل و آرامش در انتهای مسیر خواهد بود؛
      یعنی مشکلاتی هست، اما عبور از آن‌ها هم هست.

      ۵. شلیک همسر و پلیس، اما با احتیاط به‌خاطر شماهمسرتان و پلیس هر دو نماد «حمایت»، «قانون»، «محافظت» و «قدرت حامی» هستند.این‌که تیراندازی می‌کنند اما مواظب‌اند به شما نخورد، یعنی:

      واقعاً در دنیای واقعی، همسرتان (و حتی سیستم و شرایط اطراف) حواسشان به شما هست؛
      شما در ناخودآگاهتان همسرتان را به‌عنوان «پشتیبان و محافظ» می‌شناسید؛
      و احساس می‌کنید با وجود او، هرچند سختی هست، اما رها و بی‌پناه نیستید.

      ۶. خراب شدن و سوراخ‌سوراخ شدن خانه، ولی قول همسرتان برای درست کردنشخانه سوراخ‌سوراخ می‌شود؛ یعنی:

      شاید احساس می‌کنید زندگیتان تغییر کرده، آرامش سابق کمتر شده، یا فشار مالی، عاطفی، یا فکری روی خانه و زندگی‌تان افتاده است؛
      اما این‌که همسرتان در خواب می‌گوید: «نگران نباش، درستش می‌کنم» تعبیر بسیار آرام‌کننده‌ای دارد:
      تکیه‌گاه بودن او در زندگی
      این پیام ناخودآگاه که: مشکلات می‌آید، اما قابل جبران و قابل ترمیم است.

      این‌که در پایان خواب آرام می‌شوید و دیگر ناراحت نیستید، خودش نشانه‌ای است که:

      نتیجه نهایی، آرامش و ترمیم است، نه ویرانی دائمی.

      ۷. دوبار دیدن این خواب (یک‌بار قبل از بارداری، یک‌بار حالا)تکرار خواب، یعنی:

      موضوعی که خواب روی آن دست می‌گذارد، برای شما خیلی مهم است: احساس امنیت، حمایت همسر، ترس از دست دادن آرامش، ورود به مرحله جدید زندگی؛
      قبل از بارداری، شاید این خواب نمادی از ترس از تغییر و مسئولیت بود؛ حالا که واقعاً باردارید، همان موضوع با شدت بیشتری خودش را نشان داده تا شما آن را ببینید، بپذیرید و آرام‌تر شوید.

      جمع‌بندی تعبیر این خواب برای شما:
      این خواب:

      نشانه وقوع حادثه بد در واقعیت نیست؛
      بیشتر بازتاب اضطراب‌ها و نگرانی‌های درونی شما درباره:
      امنیت خانواده‌تان
      مادر شدن
      تغییرات بزرگ زندگی
      و ترس از از دست دادن آرامش و تکیه‌گاه‌هاست.

      در عوض، پیام‌های مثبتی هم دارد:

      شما نجات پیدا می‌کنید؛
      بارداری‌تان برایتان نوعی «حفاظت و رحمت» است؛
      همسرتان در خواب، نقش حامی و ترمیم‌کننده دارد؛
      خانه هرقدر هم آسیب ببیند، در نهایت «درست شدنی» است؛
      و شما در پایان، به آرامش می‌رسید.

      اگر این خواب زیاد تکرار می‌شود یا باعث اضطراب روزمره‌تان شده:

      قبل از خواب، سوره‌های محافظ (مثل آیت‌الکرسی، معوذتین) را بخوانید؛
      با همسرتان صادقانه درباره ترس‌ها و نگرانی‌هایتان حرف بزنید؛
      و به خودتان یادآوری کنید که این فشارها طبیعیِ دوران بارداری است و به معنای خطر واقعی نیست، بلکه ذهن شما دارد خودش را با شرایط جدید هماهنگ می‌کند.

      بر اساس محتوای این خواب، آینده‌تان نشانی از «ترس، سپس نجات و ترمیم» دارد؛ یعنی راهتان پر از نگرانی، اما سرشار از حمایت و حفاظت الهی و خانوادگی است.

  10. SeyyedAli

    سلام خسته نباشید
    من دیشب خواب دیدم که توی جنگ تمام مسئولین ایران کشته شده بودند و همه جای کشور غیر از شهر خودم تجزیه شده بود و از ایران فقط شهر ما مونده بود، ولی باقی شهرا به اشغال کشور دیگه ای در نیومده بود
    بعد از اون من شدم شهردار شهر و رئیس جمهور و دستور دادم آواره هارو از باقی شهر ها بیارن توی این شهر و لشگری تشکیل دادیم و رفتیم شهر هایی که از ایران جدا شده بود رو گرفتیم و در پی این اتفاق کلی از دوست ها و آشناهای قدیمی رو هم دیدم
    لطفا اگر میشه بهم بگید تعبیرش چی میشه

    • تعبیر خواب

      خواب شما پر از نمادهای قوی و جمعی است و بیشتر از این‌که به آینده کشور یا سیاست مربوط باشد، به دنیای درونی و وضعیت روحی و زندگی شخصی خودتان اشاره دارد. تعبیر را مرحله‌به‌مرحله می‌گویم:
      ۱. «جنگ» و «کشته شدن مسئولین»جنگ در خواب معمولاً نماد درگیری‌های درونی، استرس‌ها، فشارهای روحی، یا دوره‌ای پرتنش در زندگی است.کشته شدن «مسئولین» می‌تواند نشانه این باشد که در ناخودآگاهتان از وضع موجود، از تصمیم‌گیرها، از قوانین، محدودیت‌ها یا ساختارهایی که روی زندگی‌تان تأثیر دارند، ناراضی هستید.از طرف دیگر، می‌تواند نشان‌دهنده‌ی یک تغییر بزرگ فکری در شما باشد؛ یعنی انگار در ذهن‌تان خیلی چیزها «سقوط» کرده، باورها و اقتدارهای قبلی زیر سؤال رفته و شما دارید به‌سمت نوعی استقلال فکری می‌روید.
      ۲. «تجزیه شدن ایران» و «سالم ماندن فقط شهر شما»کشور در خواب، معمولاً نماد «کل زندگی»، هویت جمعی، و احساس امنیت است. تجزیه شدن کشور می‌تواند نماد این باشد که شما در یک دوره احساس می‌کنید اوضاع دوروبرتان از هم پاشیده، نظم قبلی زندگی‌تان به هم ریخته، یا آینده مبهم است.این‌که فقط شهر شما سالم مانده، معمولاً نماد «هسته‌ی امن وجودی شما» است؛ یعنی در عمق وجودتان هنوز یک جای امن، یک هویت شخصی و یک مرکز ثبات دارید که فرو نریخته. شهر شما در خواب می‌تواند نشان‌دهنده‌ی خانواده، ارزش‌ها، باورها، یا شخصیت اصلی و واقعی‌تان باشد که هنوز سر پا است.
      ۳. «شهردار و رئیس‌جمهور شدن شما»این قسمت بسیار مهم است. این‌که شما هم شهردار می‌شوید و هم رئیس‌جمهور، یعنی در حال رسیدن به مرحله‌ای هستید که می‌خواهید کنترل زندگی‌تان را خودتان به‌دست بگیرید.این می‌تواند نشانه‌ی حس مسئولیت‌پذیری، بلوغ فکری، و تمایل به رهبری خودتان و حتی دیگران باشد. شاید در بیداری، در شرایطی هستید که احساس می‌کنید اگر خودتان دست‌به‌کار نشوید، هیچ چیز درست نمی‌شود؛ بنابراین ذهن‌تان شما را در نقش «رهبر و تصمیم‌گیر اصلی» قرار می‌دهد.
      ۴. «جمع کردن آواره‌ها و شکل دادن به لشگر»آواره‌ها در خواب می‌توانند نماد بخش‌های گم‌شده یا پراکنده‌ی زندگی و شخصیت شما باشند:آرزوهای فراموش‌شده، توانایی‌هایی که استفاده نکرده‌اید، آدم‌هایی که از شما دور شده‌اند، یا حتی احساسات سرکوب‌شده.این‌که شما آن‌ها را جمع می‌کنید، یعنی در حال جمع‌وجور کردن خودتان هستید؛ می‌خواهید نیروها، افکار و توانایی‌های مختلف‌تان را کنار هم بیاورید تا از نو بسازید.تشکیل «لشگر» نماد قدرت، اراده و آمادگی برای مبارزه با مشکلات است. یعنی ذهن‌تان دارد به شما می‌گوید: تو می‌توانی از این وضعیت آشفته، دوباره یک نظم و قدرت بسازی.
      ۵. «برگشتن و پس‌گرفتن شهرهای جدا شده»این بخش نشان‌دهنده‌ی تلاش شما برای «بازگرداندن کنترل» بر بخش‌هایی از زندگی‌تان است که فکر می‌کنید از دست رفته‌اند.ممکن است احساس کنید بخشی از گذشته، فرصت‌ها، روابط، یا توانایی‌های شما از دست رفته، ولی حالا در ناخودآگاهتان دارید آن‌ها را دوباره پس می‌گیرید.به زبان ساده: یعنی شما در عمق وجودتان نمی‌خواهید تسلیم اوضاع شوید؛ می‌خواهید دوباره بسازید، اصلاح کنید و چیزهایی را که از دست رفته‌اند، احیا کنید.
      ۶. «دیدن دوستان و آشنایان قدیمی»دیدن دوستان و آشناهای قدیمی در چنین خوابی معمولاً نماد «نوستالژی و بازگشت به ریشه‌ها» است.می‌تواند نشانه‌ی این باشد که برای پیش رفتن در مسیر فعلی زندگی، نیاز دارید دوباره با بخش‌هایی از گذشته‌تان آشتی کنید:یعنی یا دوباره با بعضی آدم‌ها ارتباط بگیرید،یا از تجربه‌ها و خاطرات گذشته‌تان استفاده کنید،یا به خودِ قدیمی‌تان (شجاعت، سادگی، رویاها و امیدهای قدیمی) برگردید.
      جمع‌بندی تعبیر:این خواب بیش از هر چیز نشان می‌دهد که:• یک دوره‌ی پرتنش، ناامنی یا تغییر بزرگ را (در واقعیت یا در ذهن‌تان) تجربه می‌کنید.• از وضعیت موجود – چه در سطح شخصی، چه اجتماعی – راضی نیستید و در ناخودآگاهتان نوعی «سقوط نظم قدیم» را حس می‌کنید.• در عین حال، شخصیت‌تان در حال قوی‌تر شدن است؛ می‌خواهید کنترل را خودتان به‌دست بگیرید، مسئولیت قبول کنید و اوضاع را از نو بسازید.• شما درونی قوی دارید که اجازه نمی‌دهد همه‌چیز فرو بپاشد؛ «شهر شما» همان هسته‌ی سالم و مقاوم روح شماست.• تمایل به جمع‌کردن خود، استفاده از همه ظرفیت‌ها و حتی برگشتن به ریشه‌ها و آدم‌های قدیمی برای ساختن آینده در شما پررنگ شده است.
      از نظر روحی، این خواب می‌تواند نشانه‌ی این باشد که:در حال عبور از یک بحران، شک، یا تغییر فکری هستید،اما در عمق‌تان، اراده‌ی قوی برای مبارزه با مشکلات و ساختن دوباره دارید.
      اگر این روزها فشار، ناامیدی، یا سردرگمی دارید، ذهن‌تان با این خواب به شما می‌گوید:«می‌توانی اوضاع را درست کنی، اگر خودت فرمان را دست بگیری، نیروهایت را جمع کنی و از گذشته‌ات هم کمک بگیری.»
      اگر دوست داشته باشید، می‌توانید کمی از شرایط فعلی زندگی‌تان (کار، خانواده، فشارها یا تصمیم‌های مهمی که در پیش دارید) بگویید تا بر اساس آن، تعبیر را دقیق‌تر و شخصی‌تر کنم.

  11. جعفرصادق

    سلام
    من خواب دیدم که در سفر بودیم که به یک مکان رسیدیم که به نظر مکان مهمی بود. نا گهان دو جنگنده a10 و f35 آمریکایی به طرف ما می آمدند و شلیک می کردند و دور می زدند در حالی که ما قایم شده بودیم و برادرم می گفت رادار های این جنگنده ها آدم هارا نمی گیرند. کمی که قایم ماندیم جنگنده ها رفتند و مکان های مهم شهر را به آتش کشیدند. و بعد جنگنده f35 آمریکا برگشت و پس از کمی دور زدن بر روی زمین نشست. و خلبان جنگنده بیرون آمد. ما سوار خودرو شدیم و از کنار جنگنده f35 و سرنشینش عبور کردیم و وارد جاده ی جنگلی به سمت شهر شدیم. هنگام عبور قبل از شلیک کردن خلبان f35 به من فهمانده شد تا بگویم به همه سرنشینان بر کف صندلی خودرو دراز بکشند. و خلبان f35 شروع به تیراندازی کرد. من احساس کردم سه یا چهار تیر خوردم و از آنجا دور شدیم. وسط راه افرادی بودند که جدول های آهنی جاده را می کندند تا با خلبان f35 بجنگند و از آنجا هم عبور کردیم. به پلی جنگلی رسیدیم که جنگنده a10 زیر پل سقوط کرد اما پل هیچیش نشد. به راهمان ادامه دادیم… بعد دیدم در خانه هستم و هیچ کسی جز عمویم که برای جنگ آماده میشد و چند نفر هم در حیاط آماده جنگ می شدند و من به طبقه بالا به دنبال یکی از آن افرادی که با من در ماشین بودند می گشتم که فقط یکی از آنها را یافتم و بقیه به گفته آن یک نفر بیرون بودند..
    .. بیدار شدم ..
    .. پایان..

    • تعبیر خواب

      این خواب نمادی از شرایط پرتنش و اضطراب در زندگی شماست که ممکن است ناشی از احساس تهدید یا ناامنی باشد. حضور جنگنده‌های آمریکایی A10 و F35 نشان‌دهنده نیروهای قدرتمند و تهدیدآمیز است که به نظر می‌رسد شما و اطرافیانتان را تحت فشار قرار داده‌اند. قایم شدن شما و برادرتان بیانگر تلاش برای محافظت از خود در برابر خطرات است، اما در نهایت مواجهه با این تهدیدها اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.شلیک‌ها، آسیب دیدن‌ها و تیر خوردن شما ممکن است نمایانگر دردها یا مشکلات روانی یا عاطفی باشد که تجربه می‌کنید. افرادی که جاده را با جدول‌های آهنی مسدود می‌کنند، نمادی از مقاومت و تلاش برای مقابله با مشکلات هستند.سقوط جنگنده A10 زیر پل ولی سالم ماندن پل نشان‌دهنده این است که هرچند بحران‌هایی پیش آمده‌اند، اما ساختارهای اصلی زندگی شما همچنان پایدار مانده‌اند.بازگشت به خانه و آماده شدن افراد برای جنگ بیانگر آمادگی ذهنی یا نیاز به مقابله با چالش‌های پیش روست. جستجوی افراد همراهتان شاید نشان‌دهنده تمایل به یافتن حمایت یا هم‌پیمانی در مواجهه با مشکلات باشد.در کل، خواب شما بازتاب نگرانی‌ها، ترس‌ها و تلاش برای مقابله با موقعیت‌های دشوار زندگی است؛ همچنین نشانه‌ای از امیدواری نسبت به حفظ امنیت پایه‌ای زندگیتان حتی در شرایط بحرانی دارد. توصیه می‌شود روی مدیریت اضطراب‌ها کار کنید و حمایت اطرافیان را جدی بگیرید.

  12. طاهر

    سلام
    من خواب دیدم که روبروی خونمون ی ساختمون ساختن که توش داعش هست اونا چند نفرو ت*رور کردن بعد کل خانواده رفتیم تهران مادر و خواهرم یک سوئیت گرفتن و اونجا موندن
    ولی من و پدر و داداشم رفتیم به یک برجی که ی در داشت
    درو باز کردیم یک پله دیدیم که ۳ طبقه به بالا می‌رفت
    حین اینکه داشتیم نگاه میکردیم داداشم بی خبر از ما جدا شد
    من و پدرم از پله ها بالا رفتیم ی دری بود که به پشت بوم میخورد ماهم مسلح نبودیم نه سلاح سرد و نه گرم درو آروم باز کردم از لابه لای در نگاه کردم دیدم یکی اسلحه گرفته رومون
    گفت کی هستی؟منم گفتم منم
    چون داشت فارسی می‌گفت منم اعتماد کردم چون فارسه
    اسلحشو از رو ما آورد پایین دیدم ۳ نفرم که فقط یکیشون یدونه
    یوزی داشت ۲ نفر دیگه داشتن یه طناب رو به بجایی می‌بستند تا فرار کنند ولی نشد من گفتم این اسلحرو از کجا آوردی؟
    گفت یکی از داعش هارو زدم و اسلحشو برداشتم.همینجوری که مشغول بودیم ۲ تا داعش مسلح از بالا پشت بوم اومدن یکیشون ۱ کلت داشت و نارنجک و یکیشون یوزی و چاقو
    اینارو زدیم و وسایلارو برداشتیم پدرم کلت و نارنجک برداشت من هم یوزی و چاقو پدرم گفت من میرم ساختمون بغلی رو کشیک بدم منم گفتم باشه و کلا ۴ نفر بودیم که ۲ نفر مسلح بودن بعد مدتی یکی درو کوبید تا درو باز کرد دیدم داداشمه با ۶ نفر دیگه که ۳ نفر که یکیشون داداشمه تماما مسلح بودن منم خیلی خوشحال بودم که داداشم زندس و تمام
    تعبیر کنید این خواب رو ممنون

    • تعبیر خواب

      خواب شما نمادی از مبارزه با ترس‌ها و تهدیدهای زندگی است. ساختمان داعش در خواب نشان‌دهنده وجود مشکلات یا خطراتی است که احساس می‌کنید در اطرافتان حضور دارند. رفتن خانواده‌تان به تهران و جدا شدن شما از آن‌ها ممکن است بیانگر فاصله گرفتن یا جدایی عاطفی یا فیزیکی باشد.پله‌های سه طبقه که بالا رفتید، نماد تلاش برای رسیدن به مرحله‌ای بالاتر در زندگی یا غلبه بر مشکلات است. مواجهه با افراد مسلح و مبارزه با آن‌ها نشان‌دهنده قدرت درونی شما برای مقابله با چالش‌ها و ترس‌هاست. اینکه اسلحه را از دشمن گرفتید، می‌تواند نشانه‌ای از کسب کنترل بر شرایط سخت باشد.حضور اعضای خانواده‌تان به صورت مسلح و محافظت‌کننده، بیانگر حمایت خانوادگی و احساس امنیتی است که از آن برخوردار هستید. خوشحالی شما بابت زنده بودن داداشت نیز نشان‌دهنده امیدواری و ارزش قائل شدن برای روابط خانوادگی است.در کل این خواب می‌تواند نمایانگر مقاومت، شجاعت، تلاش برای حفظ امنیت خود و خانواده‌تان در برابر مشکلات باشد. همچنین تأکیدی بر اهمیت حمایت خانوادگی و اعتماد به نفس برای غلبه بر موانع زندگی دارد.

  13. سعید۲۳

    خواب دیدم در خونمون رو باز میکنم ی عالمه تیرانداز در حال تیراندازین،مامانمم اسرار ک بیا ببین،خلاصه آخر سرم پیروز شدن

    • تعبیر خواب

      دیدن تیراندازی در خواب معمولاً نماد وجود تنش‌ها، مشکلات یا تعارضات در زندگی واقعی است. باز کردن در خانه و مواجه شدن با تیراندازان می‌تواند نشان‌دهنده احساس تهدید یا نگرانی از مسائل بیرونی باشد که به حریم خصوصی شما وارد شده‌اند. حضور مادر و اصرار او برای دیدن این وضعیت ممکن است بیانگر حمایت خانواده یا هشدارهای آن‌ها نسبت به شرایطی باشد که شما با آن روبرو هستید. پیروز شدن شما در پایان خواب نشانه‌ای مثبت است که نشان می‌دهد بر مشکلات و چالش‌ها غلبه خواهید کرد و موفقیت نصیب‌تان خواهد شد. به طور کلی، این خواب بیانگر مواجهه با مشکلات اما داشتن توانایی غلبه بر آن‌هاست.

  14. فاطمه

    سلام خواب دیدم ترامپ به ایران حمله کرده و گلوله باران میشه ولی به جای گلوله و اتش باران گل و بلبل میروید .

    • تعبیر خواب

      سلام! خواب شما نشان‌دهنده تضاد بین خشونت و صلح است. حمله ترامپ به ایران نمادی از تهدید یا تنش‌های سیاسی است، اما اینکه به جای گلوله و آتش، گل و بلبل می‌روید، بیانگر امید به صلح، دوستی و رشد مثبت در شرایط دشوار است. این خواب ممکن است نشان دهد که حتی در مواجهه با مشکلات بزرگ، امکان تبدیل شرایط منفی به مثبت وجود دارد و باید به آینده‌ای روشن‌تر امیدوار بود.

  15. ام

    من خواب دیدم که موشک زدن به بغل خونمون(کوچمون) تعبیر خوابم چیست؟

    • تعبیر خواب

      دیدن موشک در خواب معمولاً نمادی از نگرانی‌ها، استرس‌ها یا تهدیدات ناگهانی در زندگی واقعی است. اینکه موشک به بغل خانه‌تان زده شده، ممکن است نشان‌دهنده احساس خطر یا فشارهایی باشد که به خانواده یا محیط نزدیک شما وارد می‌شود. این خواب می‌تواند هشداری باشد برای مراقبت بیشتر از خود و اطرافیانتان و توجه به مسائل مهمی که ممکن است نادیده گرفته شده باشند. همچنین ممکن است بیانگر تغییرات ناگهانی و غیرمنتظره‌ای در زندگی شما باشد که نیازمند آمادگی و هوشیاری بیشتر هستند.

  16. آیسان

    سلام من خوب دیدم در مدرسه هستم و ترکش می خوره روی دستم و روی زمین می افتم و معاون مدرسمون میاد کمک من و تمام

    • تعبیر خواب

      سلام! خواب شما نشان‌دهنده احساسات و نگرانی‌های مربوط به مدرسه و محیط آموزشی است. ترکش خوردن روی دستتان ممکن است نمادی از آسیب یا فشارهای روانی باشد که در مدرسه تجربه می‌کنید. افتادن روی زمین می‌تواند نمایانگر احساس ضعف یا ناتوانی در مواجهه با مشکلات باشد. حضور معاون مدرسه که به کمک شما می‌آید، بیانگر حمایت و کمک گرفتن از دیگران در مواقع سختی است. این خواب ممکن است به شما یادآوری کند که در مواجهه با چالش‌ها تنها نیستید و بهتر است از حمایت اطرافیان بهره‌مند شوید.

  17. محمد

    سلام خسته نباشید، یه خواب دیدم تو خوابم نزدیک مرز های افغانستان شدم که میگفتن سربازان افغانی اونجارو گرفتن منم از مرزا که رد شدم دیدم سربازا مسلحن منم از کنار کنار یه موتو کمپ کردم به سمتم شلیک می کردند رگباری بعد فرماندشون نزدیک شد گفت پاسپورت بده منم نداشتم بعدحرف زدن به سربازا دستور داد باز به سمتم شلیک کنند منم ترس مردن داشتم بعد فرمانده رفت به ظرف سربازا منم از کنار فرمانده برگشتم و فرارم موفقیت آمیز بود

    • تعبیر خواب

      سلام! خواب شما نشان‌دهنده احساس نگرانی و استرس در زندگی واقعی است، به خصوص درباره موقعیت‌هایی که کنترل کمی روی آنها دارید. نزدیک شدن به مرزهای افغانستان و مواجهه با سربازان مسلح نمادی از مواجهه با چالش‌ها یا موانعی است که ممکن است احساس تهدید یا خطر برای شما ایجاد کنند. فرمانده‌ای که پاسپورت می‌خواهد می‌تواند نمایانگر نیاز به اثبات هویت یا مشروعیت در شرایط خاص باشد. فرار موفقیت‌آمیز شما نشان‌دهنده توانایی‌تان در مقابله با مشکلات و یافتن راه‌حل‌های مناسب برای حفظ امنیت و آرامش خودتان است. این خواب ممکن است به شما یادآوری کند که باید آماده باشید تا با موقعیت‌های دشوار روبرو شوید، اما همچنین اعتماد داشته باشید که می‌توانید از آنها عبور کنید.

  18. امیررضا

    خواب دیدم من در جنگی هستم ک خیلی نگران هلیکوپتری تیراندازی میکنند و من گردید نگران ک خواهرم و دختر همه مادرم همراهم هستن و خواهرم از ترس گرریه میکنه و بچیزی پرت میشده سمتشون مییترکه و من بدو بدو ب عقب خواهرم را برمیدارم گریهه گریه میبرم جای امن و خانه و برمیگردم سمت دختر همه مادرم و میبینن نیست ه چقدر دنبالش میگردم پیداش نمیشه با خیلیا جنگ‌ دعوا میکنم ولی پیداش نمییشه و بعدش من با دشمن های خودم در خواب صلح می‌کنم، دوست میشمم و و از دشمن و بقیه میپرسم چرا ما میخواهیم دعوا کنیم می‌گوید پدر های ما دشمن هم دیگه بودن و من‌میگویم ما ک مشکلی نداریم چرا باید دشمن باشیم و جنگ دعوا کنیم و آخر ب صلح دوستی می‌رسیم
    و (((آخرش ک دختر عمه مادرم ک دایی من ک میخواستن اون دخترو بگیرین برا خودشون سر ی بحثی پیش آمد خاله من حررف بد زد پشت سر دختر عمه مادرم و شوهرش آن را زد جلو همه و فکر کنم قهر هستن این ها خواب نیستت واقعیتع)) خواب دیدم ان ها در خواب ب لطف من فک کنم اشتی هم کردن

    • تعبیر خواب

      تعبیر خواب شما نشان‌دهنده نگرانی‌ها و استرس‌های درونی شما درباره امنیت و حفاظت از عزیزانتان است. حضور جنگ، تیراندازی و هلیکوپتر نمادی از شرایط پرتنش یا چالش‌هایی است که در زندگی واقعی با آن مواجه هستید. گریه خواهر و ترس او بیانگر احساسات آسیب‌پذیری و نیاز به حمایت است.جستجوی دختر عمه مادرتان که پیدا نمی‌شود، ممکن است نمایانگر نگرانی شما برای حفظ ارتباطات خانوادگی یا حل مشکلاتی باشد که هنوز به نتیجه نرسیده‌اند. دعواها و جنگ‌هایی که در خواب دارید، می‌تواند نشان‌دهنده تعارضات داخلی یا اختلافات خانوادگی باشد.صلح کردن با دشمنان در خواب نمادی از تمایل شما به آشتی، رفع کدورت‌ها و ایجاد آرامش در روابطتان است. گفت‌وگو درباره دلایل دشمنی‌ها بیانگر خردمندی شما برای فهمیدن ریشه مشکلات و تلاش برای حل آنهاست.قسمت پایانی خواب که مربوط به بحث میان اعضای خانواده می‌شود، ممکن است بازتاب واقعیت‌های جاری زندگی خانوادگی‌تان باشد؛ این بخش نشان‌دهنده وجود تنش‌ها یا سوءتفاهم‌هایی است که نیازمند توجه و مدیریت هستند.در کل این خواب دعوتی است برای تمرکز بر صلح داخلی، مراقبت از عزیزانتان، حل اختلافات خانوادگی با گفتگو و بردباری تا بتوانید آرامش بیشتری را تجربه کنید.

  19. اکثر خوابام درست درمیاید

    سلام من خواب دیدم ایران نابود می شود و خیلی واقعی بود و لحظه مرگ را حس کردم و دردش بسیار واقعی بود.

    • تعبیر خواب

      خواب دیدن نابودی ایران می‌تواند نمادی از نگرانی‌ها و اضطراب‌های عمیق شما درباره وضعیت کشور یا شرایط زندگی‌تان باشد. حس کردن لحظه مرگ و درد واقعی در خواب ممکن است نشان‌دهنده ترس‌ها، فشارهای روانی یا تغییرات بزرگ در زندگی‌تان باشد که احساس می‌کنید کنترل آن‌ها را از دست داده‌اید. این خواب به شما هشدار می‌دهد که بهتر است به احساسات و دغدغه‌های خود توجه کنید و راه‌هایی برای کاهش استرس و یافتن آرامش بیابید. همچنین ممکن است نیاز باشد با کسی صحبت کنید تا بار روانی این نگرانی‌ها کمتر شود.

  20. مهدی

    سلام
    خواب دیدم یه جایی شبیه بیمارستان یا مراکز درمانی بود که توسط موشک ها بمباران شده بود و من رفتم سریع داخل اونجا دیدم پسرعموم اونجا بود و به شدت مجروح شده بود بغلش کردم تو بغل من تموم کرد و خانمش هم همینطور یکم اونطرفتر کشته شده بود بیدار شدم حالم خیلی بد بود رفتم آب خوردم و دوباره خوابیدم خواب دیدم ایندفعه یه ساختمان مسکونی بمباران شده بود منم رفتم اونجا دیدم عموم اونجا افتاده و کشته شده بود و خانمش و بچه هاش هم با فاصله همینطور…در ضمن پسرعموم مسئول آزمایشگاه در بیمارستان ها ست و همچنین خانمش

    • تعبیر خواب

      خواب شما نشان‌دهنده اضطراب و نگرانی عمیق درباره امنیت و سلامت عزیزانتان است. بمباران بیمارستان و ساختمان‌های مسکونی نمادی از تهدیدها و خطراتی است که احساس می‌کنید ممکن است به خانواده‌تان آسیب برساند. دیدن پسرعمو، عموم و اعضای خانواده در وضعیت مجروح یا کشته شده بیانگر ترس‌های ناخودآگاه شما نسبت به از دست دادن یا آسیب دیدن کسانی است که برایتان مهم هستند. همچنین نقش پسرعمو به عنوان مسئول آزمایشگاه ممکن است نشان‌دهنده اهمیت سلامت و مراقبت در زندگی واقعی شما باشد. این خواب می‌تواند هشداری برای توجه بیشتر به روابط خانوادگی، مراقبت از خود و عزیزانتان، یا نیاز به مدیریت بهتر اضطراب‌هایتان باشد. پیشنهاد می‌شود با آرامش بیشتری با مسائل روزمره برخورد کنید و در صورت نیاز با فردی مورد اعتماد درباره نگرانی‌هایتان صحبت کنید تا بار روانی کاهش یابد.

  21. زهرا

    سلام میشه خواب من را بگید
    من با داعش جنگ کردم خیلی تیر اندازی بود از ترس به این خانه و به آن خانه
    بلاخره به ما حمله شد مامانم و بابام و داداشم بود یک باره یک داعش زن ما رو دید زود آنها را زود گرفتیم خفه کردیم سلاح نداشتیم برا همینم با چاقو اون ها را کشتیم
    بلاخره فهمیدیم که همه ی اینها زیر سر صاحب کار بابام بوده اونم فهمید برا همینم فرستاد تا ما را بکشد
    اما ما به اگن ها حمله کردیم و پلیس آمد و آنها را دست گیر کرد از عراق آمدیم به ایران که داشتم از خوشحالی گریه میکردم
    تعبیرش چیست

    • تعبیر خواب

      خواب شما نشان‌دهنده‌ی درگیری‌های ذهنی و نگرانی‌هایی است که در زندگی واقعی با آن‌ها روبه‌رو هستید. جنگیدن با داعش نماد مقابله با ترس‌ها، مشکلات یا دشمنان پنهان در زندگی شماست. تیراندازی و فرار از خانه‌ای به خانه دیگر بیانگر احساس ناامنی و تلاش برای یافتن آرامش است.حضور خانواده (مامان، بابا، داداش) نشانه اهمیت حمایت خانوادگی و وابستگی عاطفی شماست. دیدن اینکه یک زن داعشی را خفه کردید یا با چاقو کشتید می‌تواند نشان‌دهنده‌ی تلاش شدید برای محافظت از خود و عزیزانتان باشد؛ حتی اگر ابزار کافی نداشته باشید.فهمیدن اینکه همه این اتفاقات زیر سر صاحب‌کار بابا بوده، ممکن است به بی‌اعتمادی نسبت به اطرافیان یا احساس خیانت اشاره داشته باشد. آمدن پلیس و دستگیر شدن دشمنان نماد پایان یافتن مشکلات یا پیدا شدن راه حل برای مسائل سخت است.در نهایت آمدن از عراق به ایران همراه با گریه خوشحالی بیانگر رهایی از شرایط دشوار، ورود به مرحله‌ای جدید در زندگی و امیدواری نسبت به آینده است.به طور کلی این خواب نشانه عبور موفقیت‌آمیز از بحران‌ها، غلبه بر ترس‌ها و رسیدن به آرامش پس از سختی‌هاست.

  22. معصومه

    سلام خواب وحشتناکی دیدم خواب دیدم جنک شده بود هواپیماهای کوچک بمباران می‌کردند من با دختر کوچکم داخل یه اتاق قدیمی پنهان شده بودیم خیلی ترسیده بودم همش نگاه میکردم ببینم بمب به طرف ماهم میاد یانه بعد که دشمن میرفت. تازه نیروهای خودی میومدند اما کاری نمی‌توانستند بکنند لطف کنید خوابمو تعبیر کنید

    • تعبیر خواب

      خواب شما نشان‌دهنده نگرانی‌ها و استرس‌های درونی‌تان است. جنگ و بمباران در خواب معمولاً نماد فشارهای روانی، ترس از آینده یا احساس ناامنی است. پنهان شدن با دختر کوچکتان بیانگر تمایل به محافظت از عزیزانتان و احساس مسئولیت نسبت به آن‌هاست. نگاه کردن برای دیدن اینکه آیا بمب به سمت شما می‌آید یا نه، نشان‌دهنده اضطراب دائمی درباره خطرات احتمالی زندگی است.حضور نیروهای خودی که نمی‌توانند کمکی بکنند نیز ممکن است بیانگر این باشد که احساس می‌کنید حمایت کافی از اطرافیان یا جامعه دریافت نمی‌کنید یا راه‌حل مؤثری برای مشکلات فعلی خود پیدا نکرده‌اید.در مجموع، این خواب توصیه می‌کند با نگرانی‌هایتان روبرو شوید و سعی کنید راه‌هایی برای کاهش اضطراب و افزایش حس امنیت در زندگی خود بیابید. همچنین توجه بیشتر به آرامش روحی خود و خانواده‌تان اهمیت دارد.

  23. Mk

    خواب دیدم از شهر خودمون رفتیم به روستا ،عراقی ها اونجا رو تصرف کردن دارن فرصت میدن که مردم روستا و شهر رو خالی کنند ولی هیچ شلیکی نبود ،ما هم پیاده یه مسیری رو اومدیم سوار ماشین شدیم که دور بشیم من خیلی ترسیده بودم ولی مامانم خیلی راحت بود می‌گفت داریم بر میگردیم گوشت بگیریم درست کنیم .این خواب رو ساعت 9صبح دیدم

    • تعبیر خواب

      این خواب نشان‌دهنده نگرانی‌ها و ترس‌های درونی شما نسبت به تغییرات یا تهدیدهای بیرونی است. رفتن از شهر به روستا می‌تواند نماد دور شدن از محیط آشنا و ورود به شرایط جدید باشد. حضور عراقی‌ها و تصرف روستا بیانگر احساس ناامنی یا مواجهه با چالش‌هایی است که خارج از کنترل شماست، اما اینکه هیچ شلیکی نبود، نشان می‌دهد این تهدیدها بیشتر ذهنی هستند تا واقعی.پیاده‌روی و سپس سوار شدن ماشین نشانه تلاش برای یافتن راه نجات یا فرار از مشکلات است. ترسیدن شما طبیعی است اما آرامش مادر در خواب بیانگر وجود یک حامی مطمئن در زندگی‌تان است که با دید مثبت‌تر به مسائل نگاه می‌کند. صحبت مادر درباره برگشت برای تهیه گوشت نیز اشاره‌ای دارد به ادامه زندگی عادی حتی در شرایط سخت؛ یعنی باید سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و بدانید که بحران‌ها گذرا هستند.دیدن این خواب صبحگاهان معمولاً تعبیر قوی‌تری دارد و ممکن است هشداری باشد تا نگرانی‌های بی‌دلیل را کنار بگذارید و بیشتر بر حمایت خانواده تکیه کنید.

  24. M.M

    سلام خسته نباشید
    من خواب دیدم که در یک صحنه‌ی جنگ با داعش هستم . دوتا از. همکلاسی هایم که برادر هستن با من بودن . داعش اول از دور تیر اندازی میکرد . بعد ما با همون افرادی که میجنگیدن کم‌کم جلو می‌رفتیم که ناگهان ماشین های داعش به ما نزدیک شدن.
    یکی از آنها جلوی ما آمد و شروع به تیر اندازی کرد و همه جارو به رگبار گرفت . من تا دیدم داره تیر میزنه یک وسیله که جلوم بود برداشتم تا از خودم محافظت کنم . ام تیر به من یا افرادی که با من بودن نخورد . و به ثانیه‌ای من و همکلاسی هام رفتیم داخل یک خونه . و جنگی در کار نبود . من پیش صاحب خانه ماندم و همکلاسی هام رو فرستادم تا بروند.
    دیشب‌ش هم من خواب دیدم که یک گونی پیدا کردم که وسایل شهدا از جمله پلاک آنان در آن گونی بود.

    • تعبیر خواب

      تعبیر خواب شما می‌تواند نشانه‌ای از نگرانی‌ها و دغدغه‌های ذهنی شما درباره مسائل مهم زندگی باشد. حضور در صحنه جنگ با داعش نماد مواجهه با مشکلات و چالش‌های بزرگ است که ممکن است در زندگی واقعی با آن‌ها روبرو باشید. همکلاسی‌هایی که همراه شما هستند، نشان‌دهنده حمایت دوستان یا نزدیکان در این مسیر دشوار است.تیراندازی و حمله دشمن بیانگر فشارها، ترس‌ها یا تهدیدهایی است که احساس می‌کنید اما موفق می‌شوید خود را محافظت کنید؛ این یعنی توانایی مقابله با مشکلات را دارید و آسیبی به شما نمی‌رسد. پناه بردن به خانه نیز نشانه یافتن امنیت، آرامش یا راه حل موقت برای رهایی از بحران‌هاست.در بخش دوم خواب، پیدا کردن گونی وسایل شهدا (به ویژه پلاک) اشاره به ارزش قائل شدن برای ایثارگری، یادآوری خاطرات گذشته یا احترام به کسانی دارد که فداکاری کرده‌اند. شاید ناخودآگاهتان به دنبال معنا دادن به تلاش‌ها و سختی‌هایی هستید که تحمل کرده‌اید یا اطرافیان‌تان متحمل شده‌اند.در مجموع این خواب بیانگر قدرت مقابله با مشکلات، اهمیت حمایت اطرافیان و ارزش نهادن بر ایثارگری است. همچنین ممکن است نشان دهد باید قدردان لحظات امن زندگی باشید و از تجربیات گذشته درس بگیرید.

  25. خدیجه

    سلام ،همکارم یه خواب دیده میشه براش تعبیر کنید
    تو خواب دختر بچه کوچیکم رو بغل کردم سوار ماشین خودم شدم شروع به رانندگی کردم یهو جاده پر درخت شد درختان نزدیک میشدن جاده باریکتر شد که به ماشین من ضربه میزند یهو یه مرد لخت ک صاحب کار من بود جلو من وایساده می‌خنده من آز ترس دنده عقب گرفتم جاده باریک یهو باز شد بعد شوهرم نانوای نان می‌گرفت من و ماشین رو دید ناراحت شد حس کرد که من جای بد رفتم بعد دوباره راه افتادیم همون مسیر ولی با شوهرم ولی جاده اینطور باریک نبود

    • تعبیر خواب

      این خواب می‌تواند نشانه‌ای از نگرانی‌ها و دغدغه‌های ذهنی شما در زندگی روزمره باشد. بغل کردن دختر کوچکتان نمادی از احساس مسئولیت، محبت و مراقبت نسبت به عزیزانتان است. سوار شدن به ماشین خودتان و رانندگی کردن بیانگر کنترل داشتن بر مسیر زندگی‌تان است اما باریک شدن جاده و نزدیک شدن درختان نشان‌دهنده موانع، فشارها یا چالش‌هایی است که احساس می‌کنید ممکن است آزادی عمل یا آرامش شما را محدود کند.مرد لخت که صاحب کارتان بوده، ممکن است نماد افشا شدن مسائل کاری یا نگرانی درباره روابط شغلی باشد؛ شاید حس می‌کنید برخی مسائل کاری برای شما عیان شده‌اند یا تحت فشار قرار گرفته‌اید. ترسیدن و دنده عقب گرفتن نشان‌دهنده تمایل به دوری از موقعیت‌های ناخوشایند یا فرار از مشکلات است.باز شدن جاده پس از این اتفاقات نشانه این است که بعد از عبور از بحران‌ها دوباره فرصت رشد و حرکت پیش روی شما قرار خواهد گرفت. شوهر شما که نان می‌گیرد نیز نماد حمایت خانواده و تأمین نیازهای اساسی زندگی‌ست؛ ناراحت شدن او وقتی ماشین را دید شاید بیانگر نگرانی او نسبت به تصمیمات اخیر شما باشد.در نهایت، ادامه دادن مسیر با همسر اما بدون تنگناهای قبلی نشان‌دهنده این است که با همراهی خانواده (به خصوص همسر) موانع کمتر خواهند شد و مسیر زندگی برایتان راحت‌تر خواهد بود.به طور کلی خواب اشاره دارد به عبور موفقیت‌آمیز از چالش‌ها با کمک عزیزانتان، اهمیت حمایت خانوادگی، مواجهه با ترس‌ها و یافتن راه حل برای مشکلات پیش رو.

  26. رسول حیدری

    سلام من در خواب دیدم با یک گردان ارتشی کامل هستم و من وارد میشومو دلاورانه میجنگم ودشمن را شکست میدهم وبعد وارد میشوم و گروه را بعد خودم و کشتن دشمنان ب داخل یک جای بزرگ میبرم و تمامی سربازانم خوشحال هستنو شادی میکنن همچنین خودم

    • تعبیر خواب

      تعبیر خواب شما نشان‌دهنده روحیه قوی، شجاعت و رهبری درونی شماست. حضور در کنار یک گردان ارتشی و پیروزی بر دشمن بیانگر این است که با مشکلات زندگی با قدرت روبه‌رو می‌شوید و توانایی هدایت دیگران را دارید. شادی سربازان نیز نشانه موفقیت، رضایت خاطر و به دست آوردن احترام اطرافیان است. این خواب نویدبخش پیروزی بر موانع پیش رو و رسیدن به اهداف مهم در زندگی‌تان است.

  27. علی

    من خواب دیدم تو جنگ بودیم یه نفری رو نزدیک ما منفجر کردند مارفتیم نزدیکش یهو داشتیم گوشت همون ادم کشته شده رو با چاقو مثله میکردیم که گوشت اون انسان شروع به حرف زدن کرد میگفت به رهبر بگید تمومش کن بسه دیگه یه دفعه از خواب پریدم ممنون میشم تعببرش رو بگید

    • تعبیر خواب

      این خواب نشان‌دهنده اضطراب‌ها و نگرانی‌های درونی شما نسبت به شرایط سخت یا خشونت‌آمیز اطراف‌تان است. جنگ در خواب معمولاً نماد کشمکش‌های ذهنی یا مشکلات حل‌نشده است. دیدن صحنه مثله کردن و صحبت کردن گوشت انسان می‌تواند بیانگر احساس گناه، ترس از آسیب رساندن به دیگران یا مواجهه با بخش‌هایی از وجود خود باشد که سرکوب شده‌اند. پیام «به رهبر بگید تمومش کن» نشانه نیاز شما به پایان دادن یک وضعیت ناراحت‌کننده یا درخواست کمک از فردی صاحب قدرت برای خاتمه دادن به مشکلات است. این خواب توصیه می‌کند با ترس‌هایتان روبرو شوید و اگر مشکلی ذهن شما را مشغول کرده، برای حل آن اقدام کنید یا با کسی که می‌تواند کمک کند صحبت نمایید.

  28. خدیجه

    سلام .من نزدیکی صبح بود که خواب دیدم با دوستام تو جنگل در حال غذا خوردن ایم که یه دختر و پسر غریبه جیغ کشان فرار کردند و همه حشرات مانند (زنبور /مگس و…)یهو همه به یه سمت پرواز کردند که بعد آن یه هلیکوپتر آمد و ما آن را نگاه کردیم و خود را سر یه پل دیدم و دوستای اولین عوض شده بودند و جایشان دوست دیگری بود و همان هنگام هلی کوپتر آمد و شروع به تیر اندازی به سمت یه مرد که همان گونه در خیابان راه می‌رفت تیر اندازی کرد و چون پشتش به ما بود مشخص نشد کی بود و کلاه عبایی داشت رو سرش هلی کوپتر هر چی تیر اندازی میکرد به صورت اون آقا اونو هیچ چیش نمیشد و همان گونه راه می‌رفت
    من به دوستان گفتم بیا فرار کنیم یه موقع این مرده خودشو منفجر نکنه ما رم به کشتن بده و یکی از دوستام هی نگاه میکرد دستشو به زور کشیدم روش داد زدم گفتم احمق می‌میری بیا فرار کنیم اگه منفجر شد به ما آسیب نرسه که موقع فرار از خواب بیدار شدم

    • تعبیر خواب

      تعبیر خواب شما می‌تواند نشانه‌ای از نگرانی‌ها و اضطراب‌های درونی باشد. حضور در جنگل با دوستان و غذا خوردن، نشان‌دهنده آرامش و لذت بردن از لحظات زندگی است. اما ورود ناگهانی دختر و پسر غریبه که جیغ می‌کشند، هجوم حشرات، آمدن هلیکوپتر و تیراندازی، همگی بیانگر ورود ناگهانی مشکلات یا نگرانی‌هایی به زندگی شماست که ممکن است آرامش فعلی‌تان را برهم بزند.تغییر دوستان نیز می‌تواند نمادی از تغییر روابط یا احساس بی‌ثباتی در ارتباطات اجتماعی شما باشد. مردی که مورد تیراندازی قرار می‌گیرد اما آسیبی نمی‌بیند، شاید نشان‌دهنده فرد یا مشکلی باشد که علی‌رغم تلاش برای آسیب رساندن به آن (یا حل کردنش)، همچنان پابرجاست.ترس شما از منفجر شدن مرد و تلاش برای فرار نیز بیانگر تمایل ناخودآگاهتان به دوری جستن از خطرات احتمالی یا موقعیت‌های پرتنش است. اینکه یکی از دوستانتان تردید دارد فرار کند هم ممکن است نشانه نگرانی درباره تصمیمات اطرافیان یا تأثیر رفتار دیگران بر امنیت خودتان باشد.در مجموع این خواب بازتاب دغدغه‌ها، ترس‌ها و شاید تغییراتی است که اخیراً تجربه کرده‌اید یا نگران وقوع آن هستید؛ توصیه می‌شود با آرامش بیشتری با مسائل روبرو شوید و سعی کنید اضطراب‌های خود را مدیریت کنید.

  29. غ

    سلام من قراره پس فردا با دوستام برم یه جایی بعد خواب دیدم که جلوی اون ساختمون خودم و مامانم و برادرم بودیم که یهو موشک خورد به اون ساختمون همه جا دود گرفته بود بعد همه فرار کردن و مامانم و برادرمم رفتن و منم پشت سرشون داشتم میرفتم که وسط راه یهو یه تیکه از ساختمون که بزرگ بود افتاد زمین و چرخید و کم مونده بود بیاد منو له کنه بین خودش و دیوار و صدای جیغ و اینا هم میومد بعد رسیدیم به یه مکان که قبلا هم اون مکان و با اون خانمی که توش هست و لباس زرد پوشیده بود رو دیده بودم خلاصه رفتیمو یجورایی داشت گروگان میگرفت ما رو بعد من که رسیدم دیدم داره تهدید میکنه مامانم اینا رو که من هم حسابی نفس تنگه گرفته بودم و گفتم لطفا یه لیوان اب بده حالم خوب نیست و اینا که با احتیاط برگشت و انگار بهم اب داد اونجاشو یادم نیست دیگه زیاد و بعدشم با نفس تنگه و ضربان خیلی بالا و گریه از خواب بیدار شدم

    • تعبیر خواب

      خواب شما نشان‌دهنده نگرانی‌ها و استرس‌هایی است که در زندگی روزمره یا درباره برنامه‌ای که قرار است با دوستانتان انجام دهید، دارید. دیدن موشک و انفجار ساختمان معمولاً نماد احساس ناامنی، ترس از وقوع اتفاقات غیرمنتظره یا تغییرات ناگهانی در زندگی است. دود و فرار کردن افراد خانواده می‌تواند بیانگر نگرانی شما نسبت به امنیت عزیزانتان باشد.افتادن تکه بزرگی از ساختمان که نزدیک بود به شما آسیب بزند، نشانه فشارها یا مشکلاتی است که احساس می‌کنید ممکن است بر دوشتان بیفتد اما خوشبختانه از آن‌ها نجات پیدا می‌کنید. صدای جیغ هم نماد اضطراب‌های درونی شماست.مواجهه با خانمی با لباس زرد که حالت گروگان‌گیری دارد، ممکن است نشان‌دهنده فردی یا موقعیتی باشد که احساس می‌کنید کنترل اوضاع را از دست داده‌اید یا کسی سعی دارد بر تصمیماتتان تأثیر بگذارد. درخواست آب و نفس تنگی نیز بیانگر نیاز به آرامش، حمایت عاطفی و رهایی از فشارهای روحی فعلی‌تان است.در مجموع این خواب بیشتر بازتاب دغدغه‌های ذهنی، ترس‌ها و اضطراب‌هایی‌ست که شاید این روزها تجربه می‌کنید؛ بهتر است کمی به خودتان فرصت آرامش بدهید و نگرانی‌هایتان را با کسی درمیان بگذارید تا سبک‌تر شوید.

  30. رامین

    خواب دیدم تفنگ کلاش به دست دارم جای به مثال جنگل است درخت های کوچک دارد با یک گروه تقریبا ۲۰ نفر یا بیشتر هستند میجنگم انها به من و من به انها شلیک میکنم هیچ تیر انها به من نمیخورد ولی تیر های من بیشترش به هدف میخورد و بیشتر انها را از پا درمیاورم و میمیرند بعد ناگهان تفنگ تک تیر به دستک می افتد تک تک نشانه میگیرم و شلیک میکنم هر که را که به سویش نشانه میگیرم به سرش شلیک میکنم و میمیرد بعد تیرم کم میماند پا به فرار میزارم و فرار میکنم آیا کسی تعبیر این خواب را میداند

  31. ابوبکرسلیمی

    سلام
    من درخواب دیدم که درمسجدهستم قرآن شریف رابوسیدم بعددرجایی نشستم مردم زیادی بودندودرباره من سخن میگفتند بعدبین دونفرکه دورترازمانشسته بودند جنگ صورت گرفت بعدازبیرون خوانه شروع به تیراندازی شدخادمین مسجددروازهارابستندوگفتندبیرون نشویدکه جنگ شده است تیراندازی به شدت زیادبودوبه داخل خوانه می آمد من درجای امن پناه بردم دراین وقت یکی ازاقوام بسوی من آمد وپایش تیر خورده بود طوری بود که سولاخ شده بودوهیچ خون یاچرک دیده نمی‌شود فقط سولاخ بودواین سولاخ زیر زانویش بود

  32. زهرا

    سلام .من خواب دیدم که در یک چهار راه که میشناسم یه درگیری و شورشی اتفاق افتاده یه عدهٔ خیلی زیادی در حالی که تابوت هایی روی دوششون بود میگفتن ما داریم میریم اینها رو زیر سایه و کنار قبر بزرگترین قمه کش یا حالا کسی که آدم درستی نبود دقیق یادم نیست دفن کنیم .بعد یه چند نفری بین اون اجتماع یکدفعه یه چند قدم میرفتن جلو تر چاقو به سمت عده ای پرتاب میکردن اون طرف همونجا میوفتاد .من تو همین وضعیت تلاش میکردم از بین این آدما رد بشم ولی همش گیر میکردم به هر نحوی مثلا یه بار میخوردم به کسی میوفتادم یه بار میدیدم روی زمین یه طنابایی هست پام گیر میکرد نمیتونستم برم و اینکه همهٔ جمعیتی که دیدم آقا بودن هیچ خانمی بینشون ندیدم .یه چیزی دستم بود یادم نیست چی بود ولی بیشتر عجلم واسه رد شدن از این شورش و شلوغی واسه این بود که این وسیلهٔ ارزشمندو نجات بدم و سالم از اونجا ببرمش.وقتی از اون هجمه خارج شدم یه کوچه ای اونجا بود که در واقعیت وجود نداره .داخل کوچه هه تاریک بود ولی تقریبا دیده میشد سرکوچه یه خانمی که میشناسمش واستاده بود ولی هیچ واکنشی درباره هیچی ازش ندیدم بعد دیدم یهو اون شورش ،شبیه جنگ داخلی شد هی میگفتن پلیس اومد یه چند نفر که لباس پلیس تنشون بود با چند تا اسلحه تو دستشون میومدن با عجله از جلومون رد میشدن اسلحه ها رو پرت میکردن روی یه چیزی شبیه پشت بومی سقفی چیزی.انگار پلیس نبودن فقط لباس پلیس تنشون بود .یه جورایی جزء آشوبگرا بودن من همش توی ذهنم داشتم به این فکر میکردم که یه پلیس واقعی و قابل اعتماد پیدا کنم بگم اینا پلیس نیستن یا اسلحه ها رو کجا قایم کردن.تو همین وضعیت با ترس زیاد با صدای اذان صبح از خواب بیدار شدم .میشه لطف کنین بگین تعبیر مشخصی داره یا خیر.

  33. نسترن

    با سلام و عرض ادب خواب دیدم با خوانوده ام از‌پارتی بر می گشتیم ودلخوش بودیم که یکدفعه فردی ناشناس با اسلحه به طرف مادرم شلیک کرد رفتم بالای سرش هیچ خونی ازش نمی امد واو مرده بود دوتا از خواهرهایم انجا بودند و می خندیدند ولی من گریه می کردم وقتی بیدار هم شدم دیدم اشک از چشمانم می اید لطفا تعبیرش را برایم بگویید با تشکر

  34. صادق

    سلام خسته نباشید
    من خواب دیدم از پنجره خانمان به بیرون نگاه کردم چند نفر را دیدم که مسلح بودند و در خواب میدانستم کع دشمن هستند
    با خودم تنفگ داشتم تیراندازی کردم شاید چند نفر را زدم
    از خانه امدم بیرون در حیاط خانه ازیک شخصیت شناخته شده ی یکی از کشور های همسایه ب من ی تنفگ داد بعد از او یکنفر دیگر به من یک سلاح کلاش داد من تفنگ ان شخص مهم را پس دادم
    در حال جنگیدن و تیراندازی بودم متوجه شدم پسرعمویم جز دشمن است به سمت او تیر اندازی کردم اما او را نزدم
    در حال جنگ مردم اواره زیادی را دیدم ک بهسمت ما می آمدند
    یکی که جلو رفتم در یکی از میدان های شهر قم بودم و با دوستم که ساکن قم است تلفنی صحبتکردم.

  35. دینا

    سلام من دیشب سر درد بدی داشتم به زور قرص و بد بختی ساعت ۴ صبح خوابم برد تو خواب دیدم امریکا ایران رو اشغال کرده ومن هم اسلحه داشتم با دوستانم یه جایی کنار رود خانه ایستاده بودیم و خبر رسید که همه شهر ها بدون مقامت تسلیم شدند و جنگ و درگیری ندیدم و ما هم یه جورایی دوستانه تسلیم شدیم یعنی نه اسیر شدیم نه ازاد ولی با امریکاییها حالت راحت و دوستانه صحبت میکردیم تعبیرش چیه ممنونم

  36. اسماعیل

    سلام خواب دیدم که وارد یک منطقه ای شدم که جنگ بود و پلیسها چندتا زن رو دستگیر کرده بودن و زنها امنیت انتقال به پاسگاه رو از سربازها میخواستن زمان رفتن به سمت پاسگاه امام زمان امنیتشون رو تایید کرد اونا حرکت کردن به سمت پاسگاه ، چند قدم که رفتن دیدم تو روستای خودمونه ، ناگهان یک موتور سوار که چهره اش هم معلوم بود بهشون حمله کرد اونا فرار کردن موتور سوار برگشت به سمت من و دیدم به سمت من تیر اندازی کرد و به سمت پدرم و دخترم و پسرم و چند نفر دیگه تیر انداخت رفت و دوباره دور زد و یکنفر رو که من میشناختم رو گرفت و به سرش تیر زد و ولش کرد و دوباره چندتا تیر دیگه هم بهش زد من و بچه هام خودمون رو به مردن زدیم من یک آهن تیز و نازک دستم بود در حالت مثلا مرده منتظر شدم که وقتی از بغلم رد بشه بزنمش با ایمان کامل به زدنش از خواب بیدار شدم
    لطفا تعبیرش رو بفرمایید.

  37. Hoda

    من خواب دیدم که با بابام و ۶-۷ نفر دیگه توی یه انبار قایم شدیم و منتظر انجام عملیات هستیم و با کسایی که وارد انبار میشن[مطمئن نیستم ولی فکر کنم افراد خلافکار بودن]وارد مبارزه میشیم و همشونو با تیر زدن میکشیم.
    آخر خواب که همه رو شکست دادیم یه داعشی رو دیدم که با ما همراهه،یه عالمه تجهیزات داعشی دیدم که توی انبار وجود داره و از اینجا فهمیدم که تروریست ها هم مارو همراهی میکردن!
    و بعدش دیدم که بابام و افرادمون یکی از اون خلافکار هارو زنده گرفتن و سعی دارن اونو به حرف بیارن ولی اون فقط پشت سرهم میگه الله اکبر :/

    • تعبیر خواب

      باسلام
      برای این خواب تعبیر های مختلفی وجود دارد که هر کدام معنای مشخصی دارند اما برای شما می تواند نشانی از ان باشد که در اینده جدالی را در زندگی واقعی ممکن است پیروز شوید که برای شما خیر است واز طرفی هم می تواند اضغاث احلام یا خواب پریشان باشد.
      سربلند و پیروز باشید

  38. غزل

    سلام وقت بخیر
    خواب دیدم ی مکان نا آشنا هستم،ی عده دختر و خانوم های جوان ب ما ک چند نفر بودیم حمله میکنند،من اول با دستم یکیو میکشم و تنفگشون رو برمیدارم بعد با اون تفنگ بقیه رو میکشم و دوباره تنفگ فرد کشته شده های بعدی رو برمیدارم ،اون یکی رو میکشم تا با کمبود صلاح مواجه نشم
    یه جایی گلوله تموم میشه با یه سری سوزن های مخصوصیه ب سمتشون پرتاپ میکنم و میکشم تا جایی ک تموم بشن افراد مسلح ، من همچین خواب جنگی ک در نهایت پیروز میشم ب دفعات زیادی دیدم،تعبیرش چیه؟

  39. یلدا

    سلام روزتون بخیر و شادی ، خواب دیدم تو یه مدرسه همه توسط یه سری نیروی مسلح مثل نازی و … گیر افتادیم بغل من نوزادی بود که یادم نمیاد برای کی بود و تمام مدت حواسم بهش بود اون زخمی نشه . یکی از مسلح های اون گروه اومد و گفت همکاری کنین تا ازادتون کنن و من گفتم تا کی زمان میبره ؟؟؟ گفت هیچی معلوم نیست اما شنیدن که شما زمزمه کردین از طرف مدیر مدرسه هستن و این برای شما خطرناکه. بچرو بغل گرفتم و با ناراحتی سمت حیاط قدم میزدم یه پسر بچه از همون گروه با چوب ازار روحی میداد و هی تهدید به زدن میکرد من سفت نوزاد تو دستم و بغل گرفتم تا اسیب نبینه . تو همین شرایط بچه ها میگفتن وقتی همه از سالن رفتن بیرون به تمام کلاسا بگیم وسایل و کیفارو جمع کنن همه بریم سمتشون تعدادمون زیاده عقب میکشن. هربار هم تا میدوییدن بیرون سر و کله ی اونا پیدا میشد و با تفنگ شلیک میکردن چند بار من و هدف گرفتن سمت چب و راست جایی که نشسته بودم تیر اصلا بهم نمیخورد و کل خواب زخمی نشدم .

  40. فاطمه

    سلام من خواب دیدم سر کوچه ما جنگ شده هیچ کسی اون سمت نمیره فقط من رفتم بعد منو تیر بارون کردن ولی من زنده بودم بعد یه آقایی هی میگفتم که صورتش رو اسپری کنید مادرش نفمه این کشته شده بعد هی به سمت پایین میرفتن

  41. مریم

    سلام من خواب دیدم که جنگ داخلی شده خیلی سرباز بودن و داشتن حمله میکردن و همه مردم و می‌کشتن جمعیت خیلی زیاد بود یک سرباز اومد سمت من چند بار بهم شلیک کرد ولی نه درد داشتم و نه مردم بعد که سربازا دور شدن دیدم خیلیا زنده هستن خوشحال شدم و با چند نفر فرار میکردم میخواستم ببینم تعبیر داره تو خواب خیلی ترسیده بودم ساعتی هم که خواب دیدم بین ۸.۹ صبح بود ممنون میشم تعبیر خوابم بهم بگید

  42. وحید احمدی

    با سلام
    خواب دیدم با ماشین من که دادشم پشت فرمون بود از راهای ناهموار رد شدیم و رسیدیم به آسفالت و
    چند نفر آدما های شرور به شهر حمله کرده بودن که با نیروهای مردمی و دولتی باهاشون درگیر شده بودن و من پشت سر ماجرا بودم که رفتم جلو به یکی شون که میشناختم گفتم فقط دو نفر موندن اگه میشه تفنگ تک تیرانداز به من بدید تا اونارو بزنم بعد اینکه تفنگ رو گرفتم از خواب بلند شدم
    ممنون میشم برام تعبیرش کنید

    • تعبیر خواب

      با سلام
      دیدن این خواب می تواند بیانگر ناارامی هایی در ذهن شما باشد که بر این باورید که می توانید آن ها را با دخالت شخصی خودتان حل کنید و به همین علت در خواب به این صورت دیده اید/
      سربلند و پیروز باشید

  43. کاظم آرمان پور

    سلام
    خواب دیدم یه عامل انتهاری به یک جایی عمومی حمله کرده و داره مردمو میکشه من دویدم وارد صحنه شدم اسلحه ا یه کلت مجهزی از خواهرم که در میدان بود گرفتم و رفتم جلو ناگهان عامل انتهاری اومد بیرون مامورا ریختن و گرفتنش منم از دور میخواستم با اسلحه ام بهش شلیک کنم ولی اون در حال تقلا و درگیری بود ونشد و من فقط نشونه رفتم در پایان هم یارو دستگیر شد

  44. ستایش

    ببخشید سلام میشه وقت بزارید بخوانید! خیلی ممنون‌ میشم میخواستم بپرسم که من خیلی سال ها پیش یه خوابی دیده بودم این بود که داشتم از میدون جنگ فرار میکردم و یکی دیگه اش این بود که من خواب دیده بودم دارم از دست سربازا فرار میکنم و توی یه گودالی قایم میشم و در آخر پیدام میکنه.. این دوتا تعریف ۲ خواب هستن که خیلی سال ها پیش دیدم… چرا هنوز یادمه؟ من کلا خواب جنگ زیاد میبینم ولی این ۲ تارو فقط یادمه!! و بازم خواب جنگ میبینم ولی جنگی صورت نمیگیره! این یعنی چی!!!!!

  45. علیرضا

    سلام. من خواب دیدم به همراه پسرم جایی در شهر ایستاده بودم و ناگهان موشک باران شروع شد ابتدا خیلی از موشکها روی هوا هدف قرار میگرفت و به زمین اثابت نمیکرد بعد از مکثی کوتاه دوباره موشک باران شروع شد و این بار تعدادی موشک به نزدیکی ما اثابت میکرد و من پسرم را در اغوش گرفته بودم و سعی داشتم ازش محافظت کنم .من در طول شب چندین بار از خواب پریدم اما باز هم وقتی خوابیدم خواب جنگ دیدم اینبار خودم تنها بودم و در جنگ شرکت داشتم چیزی مثل جنگ های خیابانی . اون شب بارها از خواب بیدار شدم اما به محض خوابیدن ادامه خواب جنگ میدیدم لطفا درصورت امکان تعبیر خواب منو بگید

    • تعبیر خواب

      با سلام
      این خواب برای شما دارای تعبیر نیست و مستقیما با تکرار شدن ان نشانه ای از ان امده است که شما ترسی در ذهن خود دارید و تشویشی که در ذهن شماست نشانگر این موضوع است
      سربلند و پیروز باشید

  46. بانوی محجبه

    همه نظرات رو خوندم
    دختر خاله من بزرگه. خواب دیده که یک عده پسر جوان دارن در اتاق های یک ساختمان رو قفل می‌کنند، دختر خاله ام می‌پرسه چرا در ها رو قفل می‌کنید؟ اونها هم جواب میدن که داریم نشونه گذاری می‌کنیم اهل این خانه برای داعشی هاست بعد از چند لحظه در خونه اون ها هم بسته میشه بعد از یک مدت از همسرش می‌پرسه بچه مون کجاست اونم جواب میده لابد افتاده دست داعشی ها.
    بعد داعشی ها میگن بیاید اینجا(بین کلی زن و مردی که ظاهر انگلیسی داشتند) بشینید تا فرمانده بیاد بعد داعشی ها با دختر خودشون چندتا اسیر دیگه میان و جلوی اینها می‌شینم دختر خاله ام دخترش رو صدا می‌کنه و دخترش به نشانه هیس دستش رو مقابل دهان و بینیش می‌گیره دوباره دخترخاله ام صداش می‌کنه و اون جواب میده که هیس نگاه کن دور و برم پر از داعش به ممکنه اذیتم کنن!
    آیا این موضوع به دوست دخترش ربط داره که اهل فعالیت های سیاسی به خصوص بعد از مرگ ملکه انگلیسه؟
    ما نگران دوستش شدیم

  47. الهام

    سلام وقت بخیر
    در خواب دیدم که در تلویزیون نشان میدهد جنگ شده و در حال تیراندازی هستند و یواش یواش نیروهای جنگی از تلویزیون به سمت ما میامدن،من و دختر ۵ ساله و مادرم که ۷۵ سال داشت در خانه بودیم ،با دیدن این صحنه فقط توانستم دخترم را صدا کنم و در زیر تیر باران از خانه فرار کنم و بیرون برم و مادرم ماند و تیرباران به سمت من بود،تعبیرش چیست

    • تعبیر خواب

      با سلام
      بر اساس تعابیر خواب این خواب ها می توانند نشانی از ناراحتی و مشغله های ذهنی بیننده ی خواب باشد که باید در واقعیت از ان ها بکاهد تا در خواب خودنمایی نکنند.
      سربلند و پیروز باشید

  48. فرخ

    فرخ
    درود
    خواب دیدم در شهر جنگ هست ، من و دوستم در خیابان با اسلحه داریم وسط مردم حرکت می کنیم ، بعضی ساختمانها خراب میشود ، دوستم میجنگد و منم میجنگم ، دسمن را نمیدیدم ، اما من آر پی جی داشتم که اومدم بزنم دیدم نیازی نیست ، گوله آرپی جی را چون نمیخواستم از سر اسلحه جدا کردم افتاد زمین نگران بودم پای کسی یا ماشیم بره روش و بترکه … اما نمیدونم چی شد ، بعد در هیاهو یک نارنچک افتاد از دست کسی به اشتباه و قل خورد از پشت من رد شد اما نترکید که پیش خودم گفتم اگر می‌ترکید ممکن بود بمیرم یا مجروح بشم ، کلا خیلی نمیترسیدم و اسلحه قوی داشتم ، این جنگ‌ وسط خیابون بلوار کشاورز تهران بود و دوست عزیزیم هم درگیر بود

  49. مهدی

    سلام من خواب دیدم که دربالای خانه با اسلحه با دونفر که پایین هستن جنگ میکنم اول با پرتاب انار به سمت انها که داخل یه خانه یا یه مغازه میوه فروشی بودن میکردم و منم با پرتاب انار به شیشه میزدم و صدا خورد شدن شیشیه به گوشم میرسید و در اخر من میدیدم سایه من می افته رو زمین اونها متوجه میشدن من کجا هستم داشتم کار میکردم که سایه من رو ی زمین نیفته که متوجه شن من کجای بام خونه هستم و بعدش رفتم سمت پله قایم شدم که اگر بیان بالا بااسلحه اونها بزنم که این خواب ساعت ۵ صبح رخ داد برام با تشکر ازتون

  50. امراله

    ضمن عرض سلام خواب دیدم من و زن اولم و دوستاش و زن دومم در یک جنگ با شمشیر هستیم زن اولم و دوستاش در لشکر پیروز بودند و من و زن دومم در لشکر شکست خورده بودیم زن دومم که اسیر شده بود و منم آخرین بازمانده بشورم بودم که داشتم میجنگیدم که زن اولم و دوستاش وبا مابقی لشکرشون که زن دومم و چند نفر دیگه رو که اسیر کرده بودند آوردند من داشتم میجنگیدم که یکی از دوستان زن اولم اومد وابهام مبارزه میکرد

    یک لحظه دو نفر از گوشه چپ و راستم بهم حمله کردن که دوستانشان را گرفتم ولی دوست زن اولم شمشیرشو در شکمم فرو برد که از کمرم دراومد و دوباره شمشیرو از شکمم دراورد زن دومم که دستانش بسته بود گریه میکرد و جیغ میکشید منم هنوز میجنگیدم دوستان زن اولم با شمشیر اشون وارد شکمم کردن و دراوردن یک از اونا با نیزه اومد سمتم و نیزه رو در شکمم فرو کرد من عقب عقب رفتم تا به یک درخت خوردم و نیزه که در شکمم بود اون خانم نیزه رو فشار داد که از کمرم خارج شد ودر درخت فرو رفت من که شکم و سینه کمرم خونین بود و از دهانم خون در میومد زن دومم در حالی که گریان بود با فریاد میگفت ولم کنند ولی به فرمان زن اولم کمان داران به سمتم شلیک کردند و تیرهای کمانها به سینه و شکمم خوردن و من جلوی زن اولم و دوستاش و زن دومم کشته شدم

    • تعبیر خواب

      با سلام
      بر ساس تعابیر خواب برای المان های موجود در خواب شما می تواند به این معنا باشد که شما در اینده نه چندان دور چیزی ار کسی خواهید شنید که به حدی محکم و متقن است که ممکن است توان پذیرش ان را نداشته باشید و ممکن است مربوط به ارتباط بین همسر اول و دوم شما باشد.
      بدانید که تعبیر خواب اسارت هم اصلا خوب نیست و نشان از بیماری است.
      سربنلد و پیروز باشید

  51. تقوایی

    سلام خسته نباشید
    من دیشب خواب دیدم که یکدفعه جنگ شد و موشک های هوایی شلیک شد و چند جا بمب انداخته شد و منفجر شد و اینکه در خواب دیدم کسی رو که خیلی دوسش داشتم و اخیرا ازش خبری ندارم در خواب بعد از این بمب ها باهاش تماس گرفتم اما بعد از چند کلمه صحبت کرد گوشی قطع شد و نتونستیم صحبت کنیم و بعد از خواب پریدم

    • تعبیر خواب

      با سلام
      در تعبیر خواب دیدن جنگ آمده است که می تواند نشان از ان باشد که شما در ذهنتان نگرانی هایی دارید و از این رو می تواند نشان از نگرانی شما برای ان فرد باشد که در این خواب به این صورت دیده اید.
      سربلند و پیروز باشید

  52. Mahdi

    با سلام خستع نباشید

    مخاهم خلاصه خوابی را که دیده ام بگویم.

    من در خواب دیدم که در جنگ هستیم و با دشمن به نوعی دوست شده ایم و در عین نا باوری دشمن و برخی از دوستان من ب ما هیانت میکنند به ما حمله کرده و خیلی ها را میکشنن و من نیز انهارا میکشم با تفنگ و در این میان خودم زخمی میشوم و حالم بد است بعد از چند قدم راه رفتن دوستانم اگاه میشوند ک من زخمی هستم و دکتر میاورند و زخم های من را بخیه میزنند و ترمیم میکنند و بعد از این از خواب بیدار میشوم هیلی جالبه همون نقاطی که در خواب در جسم من زخمی شده است در واقعژت و حال بیداری هم درد مکند این اتفاق خیلی برایم افتاده است ممنون میشوم تأبیر خوابم را بگویید مرا آشفته کرده این نوع اتفاقات و خواب هااا.

    • تعبیر خواب

      با سلام
      اینکه چیزی از خواب به واقعیت راه پیدا کند نشان از تعبیر نداشتن آن خواب است و به علتی که احتمالا در خوابیدن شما بوده است جایی از بدنتان در فشار بوده که اینگونه خوابی را دیده اید.
      سربلند و پیروز باشید

  53. مهدی

    سلام سلام وقت بخیر من خواب دیدم که تو جنگ هستم و ی گروهک تروریستی تو منطقه مون هست و من میخوام بجنگم از بزرگ و کوچیک همه بودن برا جنگیدن من ی تفنگ رو از دست ی نفر با عصبانیت گرفتم انگار خیلی عجله دارم یا اسلحه کمه..! بنظرم انگار ی تیر هم خوردم ولی به خوبی یادم نیست . من همینطور اونجا میچرخیدم و تیر اندازی میکردم ولی تفنگم به در نمیخورد خواستم بندازمش ولی نگهش داشتم ی چیزی شبیه کلت بود ولی فرق داشت… بعد شوهر عمه ام ی تفنگ بهم داد تا بجنگم من مکانم رو عوض کردم و به پشت ی دیوار خونه ی خالم رفتم روی یه چهار پایه یا… وایسادم و داشتم تفنگم رو آماده میکردم ولی خرابش کردم! بعد هم بقیه رو ترغیب میکردم برا جنگ و میگفتم حتی با دیت خالی هم باید بجنگیم و… انگار داشتم راهنمایی یا رهبری میکردم بعد تروریسم ها حمله کردن بعضی ها فرار میکردن و بعضی ها هم… در همین حین مادرم داشت به سمت در خونه خالم میدویید که ی یکی از اونا بهش ضربه زد ولی فک کنم چیزیش نشد… حس عجیبی داشتم انگار کمی احساساتم کمرنگ شده بود و هیچ حسی نداشدم بعد با خودم گفتم باید اونی که مادرمو زد بزنمش ولی تردید داشتم انگار میخواستم فرار کنم یا… ولی میگفتم این بی غیرتیه میخواستم برم با دست خالی بزنمش… ولی بقیه ی خواب رو یادم نمیاد.. ببخشید اگه امکان داره تعبیرش رو بگید

  54. غریب آشنا

    خوابم خیلی مسخره بود من توی دنیای واقعی خیلی از این عاقل ترم ولی واقعا نگرانم کرده

  55. غریب آشنا

    سلام خسته نباشید ظهر بخیر .
    یک خواب گیج کننده دیدم
    توی کوچه ی خالم دعوا شده بود و من با لباس تو خونه بودم داشتم دعوا رو نگاه میکردم دعوا بین جوانان بود که به هم پریده بودن و با سلاح سرد کار میکردن .
    یکدفعه یکی از اونها بهم یورش برد و موهام(که بافته شده بود) رو از وسط برید (با چاقوی دستی)و بقیش رو توی دستش کشید … فکر کنم بعدش تیر خورد یا یک همچین چیزی . گریه میکردم و گیج بودم به بابام گفتم بره دعوا نگران بودم بلایی سرش بیاد نمیدونم چه چیزی رو برای حفاظت دادم دستش رفت دعوا از سمت در خونه دور شده بود و دیدم بابام داره با یک پسر(فرمانده ی دعوایی که راه افتاده بود) دارن برمیگردم بابام یکم لنگ میزد پسره کمکش میکرد بیاد …
    بابام با خنده گفت حداقل یک سلاح بهتر میدادم دستش رفت توی خونه پسره با شیشه ی پر آب شیشه پاک کن آب روم اسپری کرد ….
    میخندید بعدش فکر کنم گفت گریه نکنم … و پرسید چی شده موهام رو گرفته بود توی دستش بعدش گفتم هیچی هنوز گریه میکردم .
    ولم کرد اما میخندید با یکم لحن تاسف بار گفت خیلی بریدنش
    دوباره به موهام نگاه کردم (تو اون گیر و دار نگران بودم نا متقارن شده باشه) گریه میکردم از گریه چشمام قرمز بود نگاه پسره هم خیلی اذیتم میکرد
    رنگ لباس پسره مشکی بود خودش چشم و موهاش قهوه ای تو مایه های عسلی ….‌

  56. اسما

    سلام خواب دیدم دشمنان به مدرسه مون حمله کرده بودند اونم چوب به سمتمون پرتاب میکردن منم یه چوب دستم بود وقتی با اون مبارزه کردم چوبه ضعیف بود و شکست به سالن دویدم فریاد زدم دشمن حمله کرده بیایید با کمک هم با اونا بجنگیم ولی کسی حرفم را نمیشنید و هیچ عکس و العملی نشون نمیدادند بعضیاشون هم خوابیده بودند اون قدر فریاد زدم ولی صدایم رو نشنیدند و بیدار نشدند خلاصه مدرسه که تموم شد اومدم خونمون اونم خونی قدیمی مون، به آسمون نگاه کردم دیدم هلکوپتر ها هواپیما ها جنگی هستند و دارند موشک و بمپ به زمین پرتاب میکنند چند تاشون رو هم به سمت من پرتاب کردند ولی چند متر اون ور تر من پرتاب میشد من رفتم خانه مامانم رو از خواب بیدار کردم گفتم دشمن حمله کرده رفتم کوچه فریاد زدم دشمن حمله کرده ولی کسی حرفم را نمیشنید یا هم توجه نمیکردند بعد چند تا داداشم اسلحه آورد و مامانم قناسه به دستش گرفتم و نشانه گیری کرد تا یکی از آن هلوکوپتر ها رو بزنه منم یه قناسه برداشتم که وقتی نشانه گیری کردیم که من از خواب پریدم

  57. اسرا

    سلام خسته نباشید من خواب دیدم که منو پدرم دارین از خونه ی خودمون دفاع میکنیم یه عده آدم با ضد گلوله به خونه ی ما حمله کردن بابامو کشتن منم اونارو کشتم و با استفاده از اسلحه ای که داشتن همشونو کشتم ولی بابام مرده بود تعبیرش چی میتونه باشه ؟

  58. فاطمه همتایی

    سلام چند شیه که همیشه خواب فرار کردن جاده‌ای از روستا به شهر از دست یه سری از آدما هستم ‌ همیشه او خواب خانواده من هستن ولی من تنها فرار می کنم از خانواده جدا میشم تو خواب هر کاری می کنم نمی تونم به خانواده ام برسم منظور از خانواد خواهر یا برادر هستند مرسی از پاسختون

  59. MTF

    با سلام خسته نباشید بنده خواب دیدم که با دونفر با موتور سیکلت به جای رفتیم که کوه اینا داشت که ناگهان صدای بلندی آمد وتا اینگه سر کوه را دیدم که ای سنگ خیلی بزرگ در هوا معلق هست ومی افتد که بعد از اون ای تانک در هوا معلق می شود و می افتدد بعد تانک به سوی ما نشان گیری می کند که بعد ۳نفر به سمت ما میاند که لباس نظامی آمریکا به تن دارند بعد یکم نگاه کرد وبا ای اسلحه کلت به طرف من در قفسه سینه بهم شلیگ کرد که یکم دیگه به هوش آمدم ودیدیم جنگ شده از تانک جت تیراندازی ووو بعد داشتند کمک می کردند که مردم عادی رو از اون جا دور کنند که ای چاله ترازی بود وما هم روی همین چاله خوابیده بودیم که به مردم آسیب نرسه که نا گهان جت جنگی از کنارمان رد شد ودر یک جا در هوا ایستاد وبا جت دور خود به چند طرف چرخید بعد این ای هواپیمایی بمب افکن به طرف ما آمد ودر نزدیکی ما ای بمب انداخت ما هم با دست های خود گوش های خود را نگه داشتیم وچیزی نشد به جز خاکی بودن بعد که پا شدم دیدم نیروی های دشمن بهمون تیر اندازی می‌کنند و من دست خالی بودم که یکی دیگه از پشت به دشمن تیراندازی می کرد تو حالت نشستن رو زانو بود بعد یکم دیگه رفتیم جلو وبه ای دشمن مجروح رسیدم که افتاده بود رو زمین وسعی داشتم بزنمش که ناگهان بچه ای در کنارش بود که گریه می کرد جوری که انگار پدرش بود بعد کاری بهاش نکردم وفقط اسلحه وخشاب ایناشو برداشتم ودیگه بیدار شدم میشه لطف کنی تعبیرش چی هست ممنون میشم

  60. زهرا

    سلام وقت بخیر
    ببخشید من خواب دیدم که خونه دوستی بودم که البته انگار تو خونه خودمون بود کاملا متوجه نشدم بعد متوجه میشم که از کارش اخراج شده و چیزی در خونه نداره میرم بیرون مواد غذایی برای خونش و خودمون بگیرم که پیرزنی میاد به من پلاک شهیدی میده و میگه تا زمانی که میمیری این باید گردنت باشه
    ببخشید این تعبیرش چی میشه

  61. Nima306

    ببخشید تعبیر خواب جنگ جهانی و فرار کردن من و خانواده ام از کشمور و در آخر کشته شدن توسط بمباران چیست؟
    ممنون

  62. .

    من خواب دیده ام جنگ شده ما توی منزل قبلیمون بودیم بمب های زیادی زده بوده منو بابام رفتیم وسایل ضرروری بگیریم ..

  63. مهتاب

    سلام میشه لطفا تعبیر خواب منو بگین واقعا اشفته ام بنده خواب دیدم همه عزیزانم سوار ماشین میشن دارن ازم دور میشن میگن جنگ شده ما داریم میریم منم به شدید ترین شکل گریه و شیون میکنم جوری که از شدت گریه واقعا به جسم خوابم فشار میومد فقط منو همسرم موندیم که اونم داشت واسه من وصیت میکرد خواهش میکنم جواب بدین

  64. سلام

    سلام من خواب دیدم مغول ها قراره بهمون حمله کنن‌ و من یه زره داشتم پوشیدمش وقتی شنیدم و آماده شدم و رفتم داخل سالن از اتاق که دیدم بخاری خود به خود آتیش گرفته و یه آتیش بزرگ بود بعد گفتن که اگه میخواید چیزی رو نگه دارید برید قایمش کنید من تو همون عالم خواب میدونستم که اگه تو خونه باشه خونه میسوزه و پیداش میکنن‌ چیزی رو که قایم کنم بعد من فقط میخواستم گوشیمو قایم کنم تا اتفاقی براش نیفته بردمش خونه همسایه برام قایمش کنه و اون موقع هم که تو سالن بود بابام گفت الان تقریبا رسیدن به سبزوار و اون جاها و چند ساعت دیگه اینجا هستن‌‌ و من تو همون خواب داشتم تصور میکردم که اینا چطوری هستن و اینطوری بودن: شمشیر و زره داشتن و محکم اسب سواری میکردن و میومدن تا باهامون بجنگن‌ جالب اینجا هست که فقط هم میخواستن‌ به خونه ما حمله کنن‌ و با کس دیگه ای کاری نداشتن یه شب دیگه هم این خواب اینکه مغولا میخوان‌‌‌ بهمون حمله کنن‌ رو دیدم و خیلی شبیه واقعیت بود وقتی از خواب پا شدم اصلا باورم نمیشد که خواب بوده.

  65. ممنون که پاسخگوی تمام کسانی که پیام گذاشتن هستید.

    سلام من خواب دیدم مغول ها قراره بهمون حمله کنن‌ و من یه زره داشتم پوشیدمش وقتی شنیدم و آماده شدم و رفتم داخل سالن از اتاق که دیدم بخاری خود به خود آتیش گرفته و یه آتیش بزرگ بود بعد گفتن که اگه میخواید چیزی رو نگه دارید برید قایمش کنید من تو همون عالم خواب میدونستم که اگه تو خونه باشه خونه میسوزه و پیداش میکنن‌ چیزی رو که قایم کنم بعد من فقط میخواستم گوشیمو قایم کنم تا اتفاقی براش نیفته بردمش خونه همسایه برام قایمش کنه و اون موقع هم که تو سالن بود بابام گفت الان تقریبا رسیدن به سبزوار و اون جاها و چند ساعت دیگه اینجا هستن‌‌ و من تو همون خواب داشتم تصور میکردم که اینا چطوری هستن و اینطوری بودن: شمشیر و زره داشتن و محکم اسب سواری میکردن و میومدن تا باهامون بجنگن‌ جالب اینجا هست که فقط هم میخواستن‌ به خونه ما حمله کنن‌ و با کس دیگه ای کاری نداشتن یه شب دیگه هم این خواب اینکه مغولا میخوان‌‌‌ بهمون حمله کنن‌ رو دیدم و خیلی شبیه واقعیت بود وقتی از خواب پا شدم اصلا باورم نمیشد که خواب بوده. میشه برداشتی که از این خواب من داشتید رو بگید؟

  66. Reza

    با عرض سلام
    خواب دیده ام درماشین با یک دختر لخت بودم و با مردی که شال دور صورتش بود و راننده بود و ناگهان ان مرد به صندلی عقب رفت و با تفنگ کلاش تمام مردمی که روبه رو ما بودند را کشت و شیشه جلو ماشین پر از خون شد ما پیاده شدیم و دو نفر که از ماشین پلیس به سراغ ما امده بودند را ان مرد با تیر کلت به سرش شلیک کرد اما ان مرد دوباره بلند شد و من تفنگ با تفنگ هرچقد میخواستم به ان مرد شلیک کنم نمیشد و انگار تیر نداشتم، یک نفر دیگر با ان مرد بود که من با بیل برسرش میزدم اما او بعد از دقایقی بلند میشد.
    گذشت و ما در حال فرار بودیم و به خانه ای رفتیم تا کلید ماشین را بیاوریم و فرار کنیم که تعدادی زیادی از مردم داشتن به سمت ما میامدند. لطفا تعبیر کنید سپاس

  67. علی ملک زاده

    باسلام.من چندوقتی هستش که میخوام مغازه میوه فروشی بازکنم ولی نگرانم.چندوقت پیش خواب دیدم که مغازه روبازکردم ومشتری پشت سره مشتری میادومیره.امروزم خواب دیدم که توجنگی شرکت کردم ودارم فرارمیکنم ویاآواره موندم که چیکارکنم.داخل جنگ احساس ترس میکنم وهمش صدای دادوبیدادمیادوشلیک وازاین چیزا.که ازخواب پریدم.واقعیت چندوقتی هست سره بده کاری خیلی میترسم وچون میخوام مغازه بازکنم میترسم کارم نگیره.چون قبله این دست به هرکاری زدم شکست خوردم الانم میترسم ودستم نمیاد.اگ امکانش هست جواب من روسریع تربدید خواهش میکنم ممنونم

  68. ناشناس

    سلام چرا خواب من را تعبیر نمیکنید؟

  69. زهرا

    سلام من خواب دیدم جنگ شده و همه مردم فرار می کردند من به همراه چند دو ختر بچه در زیر زمینی که خیلی تاریک بود پنهان شده بودیم ولی من نمی خواستم آنجا پنهان شوم ولی همسرم خیلی اصرار داشت آنجا پنهان شوم نمی گذاشت من هم همراه خودش و دخترم که همراهش بود بیایم و آن دو بدون من تنها رفتند. من کلا دو تا دختر دارم که یکی از آنها همراه همسرم بود و دیگری نبود و یادم نمی آید کجا بود.
    و اینکه مردم از همسایه ها دزدی میکردند

  70. زهرا

    سلام خواب دیدم جنگ شده و مردم فرار می کردند و من در یک زیر زمین خیلی تاریکی که چند تا دختر بچه هم آنجا بودند پنهان شده بودیم ولی من نمی خواستم آنجا پنهان شوم ولی همسرم که همراه یکی از دخترانم بود خیلی اصرار داشت آنجا پنهان شوم و نمی گذاشت من هم همراهشان بیایم و بدون من رفتند. من کلا دو تا دختر دارم که یکی از آنها همراه همسرم بود و دیگری نبودش و یادم نمی آید کجا بود
    و اینکه مردم از همسایه ها خوراکی می دزدیدند
    لطفا سریع پاسخ دهید

  71. ناشناس

    سلام جنگ بود و همه فرار میکردند از دشمنا و من و چند دختر بچه در زیر زمینی که خیلی تاریک بود پنهان شده بودیم. همسرم و یکی از دخترهایم باهم بودند و همسرم بسیار اصرار میکرد که من آنجا پنهان شوم و بیرون نیایم و من می گفتم نمی خواهم بمانم ولی نمی گذاشت . و با یکی از دختر هایم رفت
    من کلا دوتا دختر دارم که یکیشان با همسرم و دیگری نبود و یادم نمی آید کجا بود .
    و اینکه مردم از خانه های همسایه ها دزدی میکردند
    لطفا خیلی سریع جواب را به من بدید

  72. زینب

    سلام خواب دیدم بالای شهرمان در تپه ای ایستادم و در شهرمان جنگ است و از خانه ها به سوی هم تیر اندازی میکنن بعد یک مرد دیدم که با زره پوشیده و با ماشین وایساده و پشت ماشین اسلحه گلاش است ومیخواهد تیر اندازی کند بعددختر برادر شوهرم را دیدم که با هم جروبحث میکنیم لطفا تعبیرشو بگین

  73. Armin

    سلام
    خواب من با این مورد هایی که گفتین متفاوت هست من خواب دیدم که در خونه دوطبقه ما آدم ها بعضی داعشی و بعضی ها عراقی می‌جنگیدیم وما در مرحله اول پیروز شدیم ولی نیروهای آنها با هلی کوپتر آمدند و مارا به اسارت در آوردند ولی در آخر ما پیروز شدیم و برادرم من را با کلت کشت
    تعبیرش چه میشود؟؟

  74. محمد

    سلام من خواب دیدم که توی جنگ هستم و منو دوستام جنگ رو بردیم حالا میخوایم از اونجا بریم که بهترین دوستم یکی به پام و یکی به شونم شلیک میکنه و منو اونجا رها میکنه تعبیر این چیه ؟!

  75. کاربر

    سلام
    من‌ خواب دیدم برادرم تو حیاط نشسته اسلحه دستشه من بدو بدو از بیرون اومدم داخل حیاط درو بستم رفتم داخل خونه اسلحه بردارم دیدم برادرم نیس درو ک باز کردم نارنجک پرت شد زیر ماشین ولی نترکید بعدش یه مرد ک‌ کلاه رو سرش کشیده بود وارد حیاط شد من تفنگم شلیک نکرد با پشت اسلحه کوبیدم تو سرش بعد رفتم تو کوچه کشوندشم پشت دیوار گفتم بردارم کجاس گفت خیلی خوب زنده موندی که فهمیدی برادرت شهید شده

    تعبیرش چیه

  76. کمیل ت

    سلام وضمن خسته نباشی خدمت شما
    من خاب دیدم دو نفر بودیم بیرون از موسسه یه درگیری ایجاد کرده بودم بعد که اومدم به موسسه تو راهرو نشسته بودیم قفل در راهرو رو محکم نبسته بودیم بعد طرفهامون که باهاشون درگیری داشتیم از رو دیوار ریختن تو حیاط موسسه زیاد بودن یه نفر جلودارشون بود من و دوستم رفتیم تو اتاق پنجره رو باز کردم با هفت تیر بهشون شلیک کردم که میان تو راهرو ولی باز اومدن ولی جرآت نکردن وارد اتاق بشن جلودارشون عصبانی بود از جلوی در اتاق سریع می‌رفت و میومد و بهمون نگاه میکرد ممنون میشم اگه بگید تعبیرش چیه

  77. رونیا

    چرا خواب من رو تعبیر نکردین

  78. امیر علی دیدگاه

    سلام
    من خواب دیدم که به جایی رفتیم که من عاشق یک دختر شدم و فرد دیگری هم عاشق اوبود وفکر کنم که پدرش یک کارخانه ی صنعتی داشت و دختر برای ما شعری خواند که از هر بیت شعر های کتاب فارسی کلاس اول بود
    من کلاس ششم هستم
    این خواب تعبیری دارد؟؟

  79. امیر علی دیدگاه

    سلام من خوابیدم که رفتم به عروسی دختری که فکر کنم پدرش کارخانه ی صنعتی داشت و شعر زیبایی خواند

  80. رونیا

    سلام خواب دیدم دوس پسرم با مادر و خواهرش خونه ما هستن و من رختخواب پهن کردم براش اونم رختخواب من رو کشیدکنار رختخواب خودش وقتی خواستم ببوسمش نذاشت مادرش اومد تو من خجالت کشیدم رفتم بیرون بعدش دیدم صبح شده و اون تو خونه نیست دنبالش گشتم بعداز پنجره دیدم یه هواپیما آتیش گرفته و سقوط کرد و یهو سربازهای دشمن مردم تیرندازی میکنن و مردم رو میکشن و خون میپاشه

  81. Sunrise

    سلام خسته نباشید.
    خواب دیدم که با پسر خاله ام در یک دریای خروشان که موج های بلندی میاد سوار یک کشتی چوبی و خرابی هستیم و یک کشتی دیگری مثل همین کشتی روبه روی ما هست که پسر داییم اونجاست..
    هوا تاریکه و بشدت بارون میومد و ما قصد جون همدیگه رو داشتیم.. منو پسر خالم بمب می‌انداختیم روی اون کشتی و پسر داییم که سوار اون‌یکی کشتی بود بمب مینداخت توی کشتیه ما.. بعد دیدم پسر خالم صدمه دیده و داره ازش خون میاد.. سریع بلندش کردم و بردمش یه گوشه ای و پتو دورش انداختم و رفتم برای ادامه ی جنگ،همینطور داشتم می‌جنگیدم که یهو دیدم زره ی آهنی تنمه و ناگهان مردم… میتونید تعبیرش رو بگین؟ خیلی ذهنمو درگیر کرده

  82. ابولفضل

    سلام
    به شب حالم زیاد خوب نبود و داشتم با خدا درد و دل میکردم همون شب دو مرد اومدن در خونمون هردو ریش داشتن و قد بلندی داشتن ولی نمیتونستم صورت اونها رو ببینم یکیشون گفت من همونی هستم که منتظرشی و بهم گفت بیا بریم و منم باهاشون رفتم و رسیدیم به یک جایی که شبیه به پادگان بود و آدم های زیادی اونجا بودن
    به من هم یه اسلحه داد و با خودش برد و رسیدیم به یک و زن ومرد که مسلح بودن
    به من گفت برو آنها رو بکش تا هر آرزویی دادی برآورده کنم
    منم قبول کردم و اونها رو کشتم و سرشون رو بریدم
    وقتی برگشتیم به من هیچ توجهی نمی‌کرد و هرچی باهاش حرف میزدم جواب نمی‌داد و سوار یه ماشین سیاه شد و رفت .
    خیلی وقت پیش این خواب دیدم ممنون میشم جوابم رو بدید

  83. ابولفضل

    سلام
    یه شب حالم زیاد خوب نبود و داشتم با خدا درد و دل میکردم همون شب خواب دیدم دو مرد اومدن جلوی خونمون جفتشون ریش داشتن و بلند قد بودن ولی نمیتونستم صورتشون ببینم
    یکیشون بهم گفت من همونی هستم که منتظرشی حالا بیا بریم وقتی باهاشون رفتم به یه جایی رسیدیم که شبیه به پادگان بود و آدم های زیادی اونجا بودن
    به منم یه اسلحه داد و با خودش برد و رسیدیم به یک دشت
    و اونجا یه زن و یه مرد بودن که مسلح بودن به من گفت برو اونهارو بکش تا هر آرزویی داری برآورده کنم منم قبول کردم و اونهارو کشتم ( سرشون رو بریدم )بعد که برگشتیم و من باهاش صحبت می‌کردم به هم هیچ توجهی نمی‌کرد و جوابم رو نمیداد بعد خودش تنهایی سوار ماشین شد و رفت .
    خیلی وقت پیش این خواب رو دیدم ممنون میشم بهم جواب
    بدید

  84. سید محسن موسوی

    سلام
    من خواب دیدم به من ماموریت دادن تا یک غار رو خدای کنم چون اون غار مشکوک به موجودات عجیب است از جمله زامبی بعد از سه روز غار رو خراب میکنم زامبی ها آزاد و پخش می‌شوند و پس از یک هفته تموم دنیا درگیر بیماری زامبی شدن

  85. HiJi

    سلام
    من در خواب دیدم که با پدر و مادر وبرادرم در باغمان هستیم و به ما حمله میکنند و ما از خودمان دفاع میکنیم بعد مدتی که شب می شود و ما در حال غذا خوردن هستیم وارد خانه مان می شوند البته همه ی آن ها نه فقط یکی از آن ها خیلی بد رفتار تر بود و آن وارد می شود بعد به برادرم می خواست شلیک کنه که من گریه کردم و حواسش به من پرت شد و بعد چون خیلی قد بلند و غول پیکر بود من را بلند کرد و می خواست به من شلیک کند که من از خواب پریدم
    بعد که با همان فکر و خیال خوابیده بودم ما دوباره باغ بودیم و کسی آنجا برای حمله نبود ما سوار ماشینمان شدیم و برگشتیم در راه باغ آنها همانجوری مردم را اذیت می‌کردند بوه ها را کتک می زدند…کمی از آنجا گذشتیم و به جاده رسیدیم من نمیدانم چرا فک میکردم آن خواب نیست و در خوابم به پدرم خوابم را تعریف کردم که او می خواست به من شلیک کند و من از خواب پریدم…پدرم خیلی با اصبانیت آن راه را برگشت و به جایگاهی که آن ها هستند رفت می خواست برود که من هی میگفتم تو رو خدا نرو اون فقط به خواب بوده و….ولی گفت نه و از ماشین پیاده شد و رفت که با آنها جنگ کند.
    واقعا میدونم شاید خیلی خواب مسخره ای باشه ولی خواب بد ذهن آدم را خیلی مشغول میکند م می خوام اگه چیزی از تعبیرش بفهمیدم بهم بگید

  86. حسینعلی

    سلام ، خواب دیدم درجنگی می باشم ووارد سنگر خودی می شوم می شناسند من کی هستم ولی اجازه ورود به سنگر را نمی دهند می گویند برگرد در این لحطه دشمن حمله کردند وهمه با هم عقب نشینی کردیم که از خواب بیدار شدم. معنی اینخواب جیست ودرساعت ۲الی ۲:۳۰ بامدادبودکه این خواب را دیدم.ممنون

  87. ندا

    من خاب دیدم موجودات قول پیکر اندازه یه ساختمون شیش هفت طبقه دارن تمام مردم رو یجور هیپنوتیز میکنن و ذهن اونارو به بردگی میگیرن و مردم مطیع اونها میشن و من و یه گروهه دیگه سعی در نجاتشون داشتیمو وقتی یکی از اون موجودات من رو دید فریاد زد خودشه و پیداش کردیم و به طرف من میدوید و مردم رو زیر پاهایش له میکرد و میکشت و من هم سعی در نجات مردم داشتم تعبیر چیست

  88. bahman ardabil

    باسلام من خواب دیدم که درجنگ میان ایران ومنافقان که اکثرامنافقان خانم بودند درحال جنگ باسلاح گرم هستم وبچه های ایرانی هم بالباس نظامی درجنگ حضورداشتندولی دشمن خیلی نزدیک بودهمه مارونابودکنه باکمک هم رزمانمان همه شان رادورکردیم میتونید نتیجه این خواب رابرایم ارسال کنیدممنون میشم b.j.ardabil

  89. مطهره

    سلام خسته نباشید
    بلخشید من یهدخوابی دیدم گفتم شاید تعبیر خاصی داشته باشه
    خواب دیدم سواره جت هوا دیوت شدم درصورتی که بیان میکنم بلد نیستم بهم میگن اشکال نداره سوار شو سوال که میشم به یه جزیره ای حمله میکنیم که تویه خواب اسمه عربستان میومد به ذهنم اونجا بمب باران میشه بعد من سقوط میکنم تویه دریا ولی بعد پدرم که فرمانده ی اونجا در خوابم بود نجاتم میده ولی در کل جنگ به نفع ما تموم‌میشه

  90. تارا

    سلام
    من خواب دیدم که دوست صمیمی برادرم با تفنگ وارد خانه ما شد و ما مهمان داشتیم و او به همه شلیک کرد اما نمیدانم انها مردند یا نه اما او به من و پدر و مادر و برادرم شلیک نکرد ایا تعبیری داره؟

  91. علی

    سلام
    ببخشید من نتونستم با توجه به توضیحات خواب خودم رو تعبیر کنم. خوابم خیلی پیچیده بود.
    خواب دیدم توی جنگ هستم. نیرو های دشمن از نیروهای ما قدرتمند تر هست و زیاد توی خوابم موضوع شکست و پیروزی مطرح نبود اما گاهی ما برتری داشتیم گاهی دشمن…. در قسمتی که نیروی ما برتری داشت این طوری بود که شبانه گروه کوچیکی بودیم و رفیتم تا مشکل نیروی مغناطیسی رو بررسی کنیم و متوجه شدیم گروه کوچیکی از دشمن اونجاست و مشکل مغناطیسی بخاطر اون هاست… اون ها رو دنبال کردیم و ناگهان رسیدیم یه قرار گاه خودمون و اون ها یه جورایی توی تله افتادند. من یادم توی خونه ای بودم و یک نفر رو کشتم و بعدش ناگهان خوردم زمین یا کسی من رو هل داد و بعدش دشمن تفنگش رو گذاشت رو پیشونیم و من رو میخواست بکشه.. خیلی نزدیک بود که بمیرم ولی یکی از نیروهای خودی که دوست من هم بود در واقعیت، اون رو کشت و من نجات پیدا کردم… وقتی پشتم رو نگاه کردم یکی از دوست های دیگه ام رو دیدم که از اینکه ما تونستیم دشمن رو بکشیم ناراحت شده بود و یه جورایی این دوست، دشمن دوست نما بود….حالا در مورد برتری دشمن بگم.. یادمه توی یک دالان یا تونل بزرگی بودیم که این تونل ما رو از قرارگاه به بیرون به صورت مخفیانه می رسوند… دشمن از این تونل باخبر شد و فک کنم بیشتر افراد اونجا رو کشت. من هم اونجا بودم اما نه کشته شدم نه زخمی… یهو خودم رو توی قسمتی از تونل دیدم که افراد زخمی اونجا بودند مثلا اون قسمت تونل درمانگاه بود و افراد زخمی اونجا فقط نشسته بودند… من اونجا عصبانی بودم و اسلحه نداشتم و یه جورایی داشتم سر وصدا می کردم تا اینکه یه دری دیدم توی تونل اون رو به سختی باز کردم و وارد اونجا شدم که مثل همون تونل، خاکی بود و وارد شدم.. یادمه برای اینکه از دست دشمن مخفی بشم رفتم توی اون محیط کوچیک چون اسلحه نداشتم… تا اینکه دیدم دو نفر اومدن و یکی گفت این آقا کنار دستی من اومده بهت اسلحه بده خیلی خوشحال شدم.. اون آقا تپه کوچیکی خاکی رو کنار زد و انواع اسلحه از ساده تا پیشرفته اونجا بود من یک اسلحه خوب رو انتخاب کردم و رفتم برای جنگ با دشمن…..دیگه از اینجا چیزی یادم نیست تا اینکه خود رو توی یک منطقه روستایی دیدم… اونجا افرادی داوطلب در قالب رژه داشتن می رفتند تا با دشمن بجنگند و من خیلی خرسند بودم.. افرادی بودند که این رژه رو داشتند تماشا می کردن و من توی اون تماشاچی ها یکی از اقوام رو دیدم و حال و احوال کردم و ایشون گفتند که علی آقا که حالا 55ذسال شون هم هستن زخمی شدند و…… اینو که شنیدم پرس و جو کردم دقیق و متوجه شدم خطر رفع شده و بهبود پیدا خواهند کرد و با یک پیام از ایشون بخاطر جنگاوری شون تشکر کردم…. در آخر دیدم به یه جا حمله شده نمیدونم شاید همون روستا بود… توی یک. اتاق یا یه خونه ای یک دختر بچه بود، فک کنم از آشنایان بود، کمکش کردم دستش رو گرفتم یا کولش کردم و از مسیری بردم که دشمن کمتر حضور داره و امن تره و منتظر بودم.. نمی دونم شاید منتظر بودم بابا مامانش بیان فک کنم دیدم که مامانش اومده دنبالش. ما هم بالای یک تپه بودیم و سمت چپ رو که نگاه کردیم دیدم اون پایین افراد معمولی و غیر نظامی روستا صحیح و سالمند از اون راه دارند به سمت یک مکان امن میرند…. خوابم خیلی پیچیده بود و بخش های زیادی رو در بر می گرفت یک جا نجات پیدا کردن توسط دوست یک جا دوست دشمن نما یک جا پیدا کردن اسلحه… خواهش می کنم توی این خواب تعبیر دقیقی اگر ممکنه بیان کنید

  92. M.

    من به مدت سه شب خواب میدیدم که به یک شهر جنگی رفتم.. میجنگیدم.. شهر تقریباً به دست دشمنان نابود شده بود… یک نفر که دشمن اصلیم بود می خواست منو بکشه توی هر سه خواب میدیدم که اون دنبال من میگشت تا منو پیدا کنه و بکشه منم فرار میکردم و سعی میکردم با اسلحه اونو نشونه بگیرم اما تیر نمیخورد توی اون جنگ با برادرم آواره بودم و اونو گم کردم
    و این خواب کمی نگران کننده هست

  93. fateme

    من خواب دیدم امام زمان اومدن همه یجا جمع بودیم من چهرشونو ندیدم بعد همه ملت ها باهم درگیر شدن خون ریزی به پا شد بعد یکی از داییام با وانت اومد دنبالمون سوار ماشین شدیم زیاد بودیم ابجیمو یادم رفته بود بیچاره دنبالمون میدویید اونم تا میخاستیم سوار کنیم بیدار شدم ت خاب همش گریه میکردم مامان بابامو گم کرده بودم
    تعببرش چیه

  94. پروا

    سلام
    وقت شما بخیر
    خواهر زاده من خواب دیده که من با مردی که سنش خیلی بالاتر از خودم بوده ازدواج کردم و اون مرد مو و محاسن بلند سپیدی داشته و موقع عقد یک قرآن به من هدیه می ده. تو خواب هم مثل اینکه جنگ و نا امنی بوده.

  95. محبوبه

    سلام من خواب دیدم ک جنگ شده بود منم دو تا بچم پیشم بود ی دفعه یکی بهم لباس جنگی داد خواستم بپوشم ینی شلوارشو پوشیدم دوباره درآوردم و پیش خودم گفتم اگه عراقی ها منو با این لباس ببینن سریع شلیک میکنن در آوردم. پسرم در همین موقع میخواست بره دستشویی داشت میدوید ب سمت دستشویی من داد زدم سرش ک برگرد بیا همین جا ی جایی برو دختر کوچیکم پیشم بود تا پسرم رفت پشت در ک کارشو انجام بده ی دفعه ی عراقی اومد و ما رو دید من التماسش میکردم ک ما رو نکشه اونم میخواست ک شلیک کنه دو تا کلت رو رو هم گ ذاشته بود و ب سمت ما نشونه گرفته بود. ی دفعه درو باز کرد و پس مو دید من خیلی ترسیده بودم میخواست شلیک کنه ک دستشو گرفتم و تفنگو ب سمت خودش گرفتم و چند تا تیر شلیک کردم و کشتمش ازش خون اومد انگار باید میرفتیم پیش عده ای ی آزمونی می‌دادیم بلاخره من تونستم خودمو ب اون جا برسونم و خیالم راحت شد…
    ممنون میشم تعبیرش بگید

  96. سامان

    سلام

    من خواب دیدم که تو یه جنگ بودم و و من چن نوع تفنگ داشتم و عملیاتم کشتن و ترور یه سوژه بوده ولی بعد حمله سوژه کشته نشد.. البته من سوژه رو. هم نمیشناختم

    لطفا جواب بدید

  97. امینه

    تو خواب میدیدم جنگ با شمشیره و خون و خونریزی من هم ریلکس برا خودم میگشتم و کارهامو انحام میدادم و کسی کاری به کارم نداشت من هم همینطور

  98. ستاره

    سلام من خواب دیدم جنگ شده و داریم فرار میکنیم با خانوادم ولی صبح که میشه میبینم همه رو از دست دادم مثل خواهر پدر مادر دختر عموم هیشکی برام نموند فقط عموم و تونستم پیدا کنم

  99. علیرضا حمزه

    سلام من خواب دیدم که جنگی شروع شده است که من و رفیقم داشتیم راه میرفتیم و خوشحال بودیم که ناگهان یک کیف پیدا کردیم که یک کلید و یک کیفپول درونش بود وفتی کیفه پولو باز کردیم نوشته بود مونس و عکسه شخصی درونش بود همه ناراحت شدیم لطفا این خوابو تعبیرر کنین

  100. اکبر غلامی

    سلام من خواب دیدم که خاله من فوت شده ولی دیدم زنده هست بعد اینکه در خونه خالم نشسته بودیم من رفتم بعد اینکه رفتم هتل اونجا داشتم برای خاله فوت شده خودم از هتل فیلمبرداری میکردم که خاله نگران نباش مراقب پسرت هستم بعد اینکه فیلمبرداری گردم از هتل اون اتاق مال ما بود وقتی فیلمبرداری تمام شد من دستشویی گرفت رفتم از هتل بیرون دیدم دارن جنگ میکنن اینها ترقه میندازن و فلان این کسایی هم که جنگ راه انداخته بودند قیافه عجیبی داشتند بعد من از صحنه فرار کردم دنبال ماشین بودم که برم ولی نگران وسایل داخل هتل بودم ولی خواستم برم یک ماشین اومد دو نفر ازش خارج شد گفت که این هتل جلسه دارم نزاشت من برم بعد اون رفت و اون مرد می خندید و تمام از خواب بیدار شدم
    من میشم خواب من رو هم تعبیر کنید

  101. بیکران

    باسلام من خواب دیدم تو روستای مادریمون هستیم و همه فامیلهامون باهم درگیرشده بودن و به شدت همدیگه رو میزدن و فحش میدادن. ماهم میترسیدیم و از پشت درهای بسته فقط صداشونو میشنیدیم و داخل نمیرفتیم. تاحدی بود که دیگه صداشون قطع شد همدیگه رو قتل عام کرده بودن. لطفا تعبیرش چیه؟

  102. سینا

    سلام

    من خواب دیدم در میدان جنگ گروهی بر روی تپه ای که مشرف به میدان جنگ بود در حال رقص کردی هستند
    و انگار من دخالتی نه در جنگ داشتم نه در رقص صرفا نظاره گر این صحنه ها بودم .

  103. نگار

    من خواب دیدم زندگی عادی خود را میکردیم من خودم را حضور در هر خانه میدیدم بعد هواپیما۶ای جنگی از بالای سرمان میگذشتند و خانه هارا چنان به لرزش می اوردند که نمی توانستیم بایستیم اما بمب هایی که پرت کردند کم بود من در خواب تلاش برای زنده ماندن دیگران میکردم تا زنده ماندن خودم من در خواب مادر بزرگم را که ۳ سال پیش فوت کرده بود هم دیدم او خواب بود و انگار هواپیما های جنگی برای تعجبی نداشتند و می خواست هنوز بخوابد من بیشتر از همه با این خود را حضور در هر خانه ای میدم همه نگرانی هایم برای مادرم بود همه ی تلاشی که میکروم بیشترش برای مادرم بود

  104. محمد

    من در حواب دیدم که با داعش میجنگم وجان فرزند ودوستم رانجات داده وبر دشمن علبه کردم وجاسوسان را گرفتم وفرماندهی جنگ را بر عهده داشتم تعبیر چیست

  105. اجمل

    یک خاب دگه هم دیدم که به خاستگاری دختری دگری میرویم به خاست خانوادیم اما من راضی نیستم و در خانه کسی که به خواستگاری میریم اونجا دختری را میبینم که من دوستش دارم و عاشقش هستم و اون برام میگه قبول نکنی این دختر را و من براش میگم که تشویش نکو من فقط تره میخاهم و به خاستگاری تو میایم بزودی ..

    • یاسین صداقت

      با سلام
      تعبیر خواب خواستگاری نشان بر تغییر و تحول در زندگی است و اینکه شما این خواب را به علت افکار و احساساتتان دیده اید که نیک است.
      سربلند و پیروز باشید.

  106. اجمل

    من خواب دیدم که با جمع از دوستان هستیم سوار بر موتر سیکل و یک جایی ایستاده ایم اما نیروهای دولتی سر ما شلیک کردن را شروع میکنن و ما در حال گریز میشویم و بل اخره ازونجا فرار میکنیم و بعد نیروهای دولتی آگاه میشوند که اشتباهی سرما شلیک کردن و نزد ما میایین معذرت خاهی میکنند

    • یاسین صداقت

      با سلام
      تعبیر خواب شما نشان بر خیر دارد و به این صورت است که شما احتمالا از طرف نهادی که مشکلتان به آنجا خورده است تبرعه خواهید شد و یا حکم نیکی برای شما خواهد آمد.
      سربلند و پیروز باشید.

  107. سیدمحمد

    مادرم خواب دید که جنگ شده و دارن نیرو میفرستن به جبهه و من هم سریع و باعجله لباس و تفنگ رو برداشتم و رفتم
    تعبیر این خواب چیه؟؟؟

    • یاسین صداقت

      با سلام تعبیر خواب جنگ به این صورت است که از فتنه و ناراحتی و غمی خبر می‌دهد که شما برای رویارویی با این ناراحتی آماده شده اید و این که صلاح و با خود داشته اید نشان بر این است که در مشکلات پیش رو حمایت را دریافت خواهید کرد و نیک است.
      صدقه بدهید.
      سربلند و پیروز باشید.

  108. نفس

    با عرض سلام و احترام.نظراتو مطالعه کردم.خواب من از این قرار بود که ما با ی تعداد از افراد که ظاهرآ همراه داداشم بودن و ما باهاشون احساس امنیت نمیکردیم وارد ی خونه بزرگ شدیم که تعدادی در اونجا ساکن بودن و از ورود ما بخاطر وجود افرادی که همراهمون بودن احساس نگرانی میکردن اولش توو حیاط بزرگ اون خونه گرداگرد هم نشسته بودیم مثل مذاکره ای بود که خونواده من درونآ میدونستن بازنده ان چون طرف مقابلشون قلدر و دست به اسلحه بودن.من از باقی خونواده بیشتر میترسیدم و رفتم سمت سالن دیدم یکی از این افراد بعد خروج من یک تیر هوایی زد و گفت که سکوتو برقرار کنید و بعد بدون توجه به مذاکره جمع رو شوروند.و تک به تک شروع کرد به قتل عام کردن و افقی کردن اکثریت افراد، من خودمو بین اون جمع که رو زمین افتاده بودن و مرده بودن جا دادم و خودمو به مردن زدم و اونا از رو جسدم رد میشدن وقتی از روی من اومدن رد بشن انگار شک کردن و شروع کردن به وارسی من و من در این حین بیدار شدم

    • یاسین صداقت

      با سلام
      خواب که شما دیده اید از معمول ترین خوابها و اینکه این خواب را همگان می‌بینند و اینکه اول از همه می‌تواند نشان بر ترسی در بیداری شما باشد و اینکه احتمالا در بیداری با موضوعی درگیر هستید که خود را در حل آن ناتوان میدانید و اینکه افراد طرفین موضوع را قوی تر از خود حس میکنید و اینگونه به تصویر دیده اید و خوابتان تعبیر به بدی ندارد.
      سربلند و پیروز باشید.

  109. آرش

    سلام ببخشید من خواب عجیب و غریب دیدم.دیدم که من و ۳ نفر دیگه داشتیم با موجودات ناشناخته می‌جنگیدیم که مثل ربات بودن و بعد از اون یک شخص ناشناس اومد و به ما کمک کرد و بعد حواس بقیه رو پرت کرد و ما فرار کردیم و بعدش چند تا سگ دیدم که لباس یکی رو محکم گرفته بود و ول نمی‌کرد و بعدش من یه دختر و دیدم و بهش گفتم با من ازدواج کن اونم با مادرش قبول کرد و بعد به راه خودمون ادامه دادیم و بعد به یک راه سخت رسیدم که کلاً غیر ممکن بود از اون راه که خاکی و پر از سنگ بود بالا بریم اما من و اون دختره دست هم رو گرفتیم و از اونجا بالا رفتیم با تشکر

  110. مصطفی معصومی

    سلام من خواب دیدم رفتم جنگ و داریم مبارزه میکنیم ۴ بار مرگ رو به چشمام دیدم که موشک میزدن کنار گوشم منفجر میشد که موجش تو گوشم بود ولی در اخر شکستشون دادیم و بهمون مرخصی دادن امدیم مرخصی

  111. مسعود

    خواب دیدم باهمسرم رفتیم خرید دونفر امدن با یه چیزی شبیه به اسلحه همه افراد اونجارو بستن به رگبار خانم منم داخل همان فروشگاه بود و انها بهش نزدیک شدن من دیگه از خواب پریدم لطفا بگین تعبیرش چیه نگرانم.ممنون

  112. Abdullah rezaei

    با سلام دوست عزیز خواب دیدم به جنگ میرم و اصلحه روی شانه و لباس جنگ و با دوستان و فامیل خداحافظی میکنم در میدان جنگ بودم و اصلحه به دست دشمن را شکار میکردم در اول جنگ محمات کم میرسید و من برای پر کردن خشاب زمان میخریدم و به این طرف ان طرف میدویدم تا مورد عصابت گلوله قرار نگیرم تا بتوانم خشاب پر کنم در اول جنگ به من سخت گذشت اما بعد زن داداشم اومد کمکم کرد و تا من خشاب اولیرو خالی میکردم برای کشتن دشمن خشاب دومی رو زن داداشم پرمیکرد و در این میان جنگ به کلی تمام شد و همه چی فروکش کرد و من از خاب بلند شدم

  113. زینب

    سلام خسته نباشید من خواب دید انگار وسط جنگیم من و دوستم داریم قرار میکنیم دشمن متوجه ما مامیشه ما بالای دوتا چاه ایستادیم دشمن بهمون شلیک میکنه که پرت بشیم تو چاه هی میره و دوباره بر میگرده شلیک میکنه اما یهو انگار که نیروهای خودی برسن کلا دشمن رو فراری میدن و انگار ک ما پیروز شدیم و داریم خوشحالی میکنیم. تعبیری داره؟

    • یاسین صداقت

      با سلام
      تعبیر خواب شما نشان بر خوبی دارد و اینکه به چاه پرت نشده اید بسیار خوب است و اینکه پیروز شدن بر دشمن هم نیک است و به معنی این است که موفقیت برای شما پیش خواهد امد و افرادی در این بین از شما حمایت خواهند کرد.
      سربلند و پیروز باشید.

  114. آرمان

    سلام و خسته نباشید , مطلب رو مطالعه کردم اما فکر میکنم خوابی که من دیدم تعبیرش کمی متفاوت باشه خیلی برام مهم بود که تعبیرش رو بفهمم ممنون میشم اگر راهنمایی کنید , در خواب خودم جنگ رو ندیدم اما دیدم که شبی در پناهگاهی تاریک با افرادی که نمیشناختمشون مخفی شده بودیم نور بسیار کمی وجود داشت و مهمات و اسلحه های زیادی در اونجا نگه داری میکردیم صدا و موج های انفجار و صدای تیر هایی که در بیرون پناهگاه شلیک میشد رو میشنیدم و گروه های کوچکی از افراد درون پناهگاه خودشون رو مجهز میکردن و به بیرون میرفتن آخرین صحنه ای که به یاد دارم فقط من بودم که در پناهگاه مونده بودم و احساس يأس و ناامیدی داشتم …
    ممنون میشم تعبیرش رو بفرمایید ممنون از سایت خوبتون

    • یاسین صداقت

      با سلام
      دوست عزیز این خواب برای شما به مانند متن بالا به درون شما اشاره دارد ودر درون شما ممکن است به این صورت باشد که شمادر درون خود درگیری هایی دارید که ترسی هم به همراه آن ها هست که از آن جایی می اید که شما در اینده در مقابل این درگیری های درونی تسلیم بشوید و یاس شما را فرا گیرد.
      اگر دیدن این خواب ها برای شما تکرار شد حتما به یک روانکاو حاذق مراجعه کنید.
      سربلند و پیروز باشید

  115. Reza

    سلام خواب دیدم
    توی محله قدیممون که زندگی میکردیم با پدرم سره موضوعی دعوامون شد و بزن بزن کردیم بعد با مادرم بحثم شد و تو ابن مایه ها بعد مثل اینکه به حالت قهر رفتم جایی دیگه و از اونا دور شدم بعد توی مکان جدید یه اتفاقایی افتاد:
    اول یک سنگ سفید بزرگ توی آسمان میچره و به بعضی مکان ها و خانه ها میخوره و خرابی به بار میاره. یه جاهایی هم سمت من میومد که من فرار میکردم و به من نمیخورد بعد دیدم ابن سنگ به یک جرثقیل خیلی بزرگ وصل بود که سیم بکسل بهش وصل بود همه ترسیده بودن هوا هم تاریک بود ولی سیاه نبود به سبزی مخورد رنگ آسمان. بع یکسری هواپیمای فوق پیشرفته جنگی تو آسمان دیدم که یهو ظاهر شدن و با نظم ترتیب در یک آرایش خواص پشت سر هم پرواز میکردن که یهو همشون آتیش گرفتن و دور خودشون میچرخیدن و آتیش گرفتن. بعدش یک چیزی که خیلی بزرگ بود مثل یک سفینه بالای اون هواپیماها بود که ظاهر شد…
    بعدش با یکسری آدم داشتیم از اون جایی که زندگی میکردیم حرکت کردبم بریم جایی دیگه چون همچیز تقریبا نابود شده بود. ولی من هدفم این بود که برگردم پیش پدر مادرم…
    ممنون اگه تعبیرش رو بگید…

    • یاسین صداقت

      با سلام
      دوست عزیز در تعبیر خواب دعواکردن امده است که شما احتمالا با پدرو مادرتان مشکلی خواهید داشت که رفع خواهد شد و پس از ان از ایشان به شما خیری خواهد رسید.
      در تعبیر خواب جنگ هم امده است که به معنای نگرانی روح بیننده ی خواب از اتفاقی در اینده است که این اتفاق ممکن است همان مشکل بین شما و ایشان باشد و در هر صورت این خواب خیر است و در تعبیر سقینه و ادم فضای نیر امده است که تقریبا اشاره ای به لایه های درونی ذهن شما دارد که درگیر مسئله ای است که باید در صدد حل آن بر ایید.
      سربلند و پیروز باشید
      تعبیر خواب سفینه آلامتو
      تعبیر خواب درگیری آلامتو

  116. Zekrullah

    من از افغانستان هستم و در کابل زندگی میکنم 22سالمه خواب دیدم که شوهر خواهر خود هستم یکجای میرویم خانه زیاد است داخل یک خانه میشویم که همه اطاق ها سرخ است دیوار روی زمین همه جا سرخ است شوهر خواهرم میگه این خون انسان است که طالبان حلال کرده در این اطاق انسان هارا من من آنرا بوی میکنم میبینم که روب بادنجان رومی است یا همون فرنگی به فارسی و بوی رب را میدهد همه همه اطاق ها همین قسم است و بعد از اون خانه خارج شدیم میرفتیم طرف خانه خودمان دیدیم همه مردم روی لبه چشمه آبی نشسته اند من تشنه آب میشوم میروم روی لبه چشمه آب مینشینم هواسم نمیباشد دوباره که بلند میشم میبینم سر مدفوع انسان نشسته بودم لباسام همه پر از مدفوع میشه بعد میرم که تو چشمه دستامو بشویم مردار شده آما آب پاکش نمیکند هرچیز میریزم رو دستام چون خود آب هم مرداره

    • یاسین صداقت

      با سلام
      دیدن اینکه شما به عقد یکی از محارم خود در آمده اید نشانه از ارتکاب شما به امری حرام در زندگی شخصیتان است.دیدن خانه های زیاد نشانه از مشکلات فراوان زندگی است.
      و اما بود رنگی سرخ بر دیوار خانیتان نشانه از آن دارد که شما در منزلتان به گواه دیگران کاری منافی دین انجام میدهید که در واقع اینگونه نیست و گواه آن پی بردن شما به این موضوع در خواب است که سرخی دیوار به علت خون نیست بلکه چیز دیگریست.
      بو کردن نیز در خواب به معنای تلاش بیننده برای کشف حقیقتی پنهان در زندگی شخصی اوست و بدانید که شما خود را مجرم میدانید و علت آن این نیست که لزوما کار شما اشتباه است بلکه ایت تفکری است که جامعه ای که شما در آن زندگی میکنید ان را به شما ارث داده اند.
      دیدن مدفوع هم در خواب به این تعبیر است که رزقی از آن جایی که در خواب میبینید نصیب شما خواهد شد و اینجا همان جایی است که در خواب دیده اید و مردم همه مشغول بدان هستند.
      در نهایت دیدن آب مردار نیز امری نیکو نیست و بدین تعبیر است که شما سعی بر پاک کردن و شفاف کردن خود دارید اما دستاویزی برای انجام دادن آن در اختیار ندارید.
      سعی بر آن کنید که خود را در نظر دیگران توجیه کنید ولی بدانید این به این معنا نیست که شما حتما در مسیری اشتباه گام گذاشته اید.
      سربلند و پیروز باشید

  117. احمد

    بچه ها اهوازو هیچ کسی نمیتونه شکست بده غمت نباشه

  118. شکریه

    سلام. من خواب دیدم. که. د شهر ما. طالب داعیش ها حمله. کرده. و سر همه. ره بوریده سر کسای ره. که بریده آنها. بیگانه بودن. و من از پیش شان. فرار کردیم. من. چند. دیگه. دخترا. و. خوده رساندیم به پیش فوج ها. جای امن

  119. محمد

    باسلام لطفا پاسخ دهید من خواب دیدم درجنگ داخل شهری یه تانک راه میره و۳ نفرجلوی تانکن ومن پناه گرفته بودم همین که تانک ردشدتفنگ برداشتم وشلیک کردم رفتم جلوو۳ اسیرگرفتم یه زن یه بچه واون یکی مبهم بود تعبیرش چیه

  120. ايدا

    من خواب ديدم كه توى يه شهر ديگه بوديم اما نميدونم كجا و بعد به طور ناگهانى موشك و بمب باران كردن و همه فرار ميكردند

نظر خود را بیان کنید