سرزنش قربانی چیست؟

آیا قربانیان تجاوز جنسی باید سرزنش شوند؟

Victim blaming,سرزنش قربانی چیست

دکتر ربکا کمپل، روان‌شناس آمریکایی و استاد دانشگاه میشیگان که در زمینه تجاوز جنسی تحقیقات فراوانی کرده است، در پایان یکی از سخنرانی‌های خود در دانشگاه تورنتو و بعد از آنکه به طور مفصل درباره انگیزه‌های متجاوزان جنسی و پیامدهای جسمی و روانی تجاوز بر قربانیان صحبت می‌کند، می‌گوید؛ «مهم‌ترین موضوعی که در بحث تجاوز جنسی من را آزار می‌دهد، این است که همیشه گروهی هستند که بعد از این جنایت به قربانی بگویند که تقصیر خودت بود و اگر لباس یا ظاهر مناسبی داشتی این اتفاق هرگز برایت نمی‌افتاد.

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ آن‌ها احتمالاً نمی‌دانند که با این جملاتشان چه آسیب دوباره‌ای بر روان قربانی می‌زنند و موجب به تاخیرافتادن فرایند درمان روان‌شناختی آنان می‌شوند.

اغلب قربانیان متاسفانه بعد از تجاوز به صورت ناخودآگاه به سرزنش خود می‌پردازند و به نظر می‌رسد که همین میزان سرزنش نیز مانع بزرگی در فرایند درمان است و نباید با سرزنش او این مانع را بیشتر و بزرگ‌تر کرد. اغلب از زنانی که تحت مشاوره بعد از تجاوز قرار دارند شنیده‌ام که می‌گویند «تقصیر من بود» یا «من می‌توانستم از این اتفاق جلوگیری کنم».

پاسخ من معمولاً این است که شما باید از سرزنش خود دست بردارید و آن‌ها را تشویق می‌کنم که پیشرفتشان در بازسازی بعد از اتفاق را ببینند و یک زندگی بااراده داشته باشند؛ بنابراین سؤال این است که آیا سرزنش قربانیانی که چنین افکاری را در ذهن خود حمل می‌کنند انسانی است؟ چه اتفاقی برای دنیای ما افتاده است؟ آیا ما نباید مراقب سلامت جسمی و روانی دیگران باشیم؟»


سرزنش قربانی چیست؟

اصطلاح سرزنش قربانی اولین بار توسط ویلیام ریان، فیلسوف امریکایی، در سال ۱۹۷۱ در کتاب «سرزنش قربانی» مطرح شد. در این کتاب، ریان مقصردانستن قربانی را به عنوان یک ایدئولوژی توصیف می‌کند که برای توجیه نژادپرستی و بی‌عدالتی اجتماعی بر علیه سیاه‌پوستان در آمریکا استفاده شده است.

اگرچه ریان برای اولین بار این نظریه را مطرح کرد، به طور خاص در روانشناسی استفاده شده است.

واژه سرزنش قربانی به این موضوع اشاره دارد که قربانی مسئول جنایتی است که اتفاق افتاده است، خواه در کل ماجرا یا بخشی از آن. در موقعیت تجاوز جنسی، به این معنی است که برخی از رفتارهای قربانی، همچون رفتار سبک یا پوشیدن لباس نامناسب، ترغیب‌کننده تجاوز هستند.

در شرایط حاد، گفته می‌شود که حتی قربانیان تجاوز به دلیلِ نداشتن رفتار یا ظاهر مناسب از سوی پلیس یا اطرافیان بازخواست می‌شوند. ریان اعتقاد دارد که یک دلیل سرزنش قربانی فرض دنیای عادل است.

افرادی که اعتقاد دارند، دنیا فی‌نفسه زیبا است، ممکن است برایشان دشوار یا غیرممکن باشد موقعیتی را بپذیرند که در آن یک شخص بدون دلیل به صورت نابهنجاری به دیگران آسیب می‌رساند. این فرض منجر به این باور می‌شود که قربانیان باید کاری انجام داده باشند تا سزاوار این سرنوشت شده باشند.

نظریه دیگری که توسط کمپل درباره علل سرزنش قربانی ارائه شده است به این موضوع اشاره دارد که برخی از افراد به ویژه زنان یک نیاز روان‌شناختی برای محافظت از حس آسیب‌ناپذیری خود دارند که ممکن است این اعتقاد را ایجاد کند که تجاوز جنسی تنها برای آن‌هایی اتفاق می‌افتد که تجاوز را تحریک می‌کنند.

معتقدان به این نظریه از آن به عنوان روشی برای افزایش احساس امنیت استفاده می‌کنند. آن‌ها می‌پندارند اگر از رفتارهای قربانیان اجتناب کنند، کم‌تر آسیب خواهند دید.

متاسفانه همین دلایل سبب شده است نتایج یک تحقیق که در سراسر جهان در مورد نگرش‌ها نسبت به تجاوز جنسی توسط «موسسه تحقیقات سلامت جامعه جهانی» انجام شده است، نشان دهد عقاید مبتنی بر سرزنش قربانی در بیشتر کشورها پذیرفته شده است.


قربانی‌کردن ثانوی

اما این تمام ماجرا نیست و آسیبی که این سرزنش به قربانیان وارد می‌کند از لحاظ روانی بسیار قابل توجه است. دکتر ربکا کمپل و همکارانش در مجموعه‌ای از تحقیقاتشان به این نتیجه رسیده‌اند که فرایند سرزنش قربانی، تجربه تجاوز را برای قربانیان زنده نگاه می‌دارد.

آن‌ها به این نتیجه رسیدند که تجاوز جنسی، به خصوص در فرهنگ‌هایی که سنت‌ها و تابوهای نیرومندی راجع به رابطه جنسی دارند، یک لکه ننگ است.

قربانیان تجاوز در این فرهنگ‌ها منزوی می‌شوند، از خانواده و دوستانشان طرد می‌شوند، اگر دختر هستند نمی‌توانند ازدواج کنند و اگر ازدواج کرده‌اند همسرشان از آن‌ها جدا می‌شوند یا حتی در فرهنگ‌های بسیارسنتی به دست اطرافیانشان به قتل می‌رسند. کمپل این پدیده را به عنوان قربانی‌شدن ثانوی معرفی کرد.

بر اساس تحقیقات او، قربانی‌شدن ثانوی، آسیب دوباره تجاوز جنسی است که قربانی این بار نه از سوی متجاوزان بلکه از واکنش‌های افراد و نهادهای اجتماعی دریافت می‌کند.

این واکنش‌ها شامل سرزنش قربانی و رفتار یا کلام نامناسب پس از تجاوز توسط پرسنل درمانی یا دیگر سازمان‌های مرتبط با موضوع مقابله با تجاوز است که قربانی با آن‌ها در ارتباط است.


مشکلات زندگی یک قربانی تجاوز جنسی

رخداد ناگواری همچون تجاوز، فشار روانی بسیار زیادی را بر قربانی وارد می‌کند. این فشار خود را به صورت عوارض و اختلال‌های گوناگونی در فرد نشان می‌دهد.

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ بسیار مهم است که فردی که مورد تجاوز قرار گرفته و نیز اطرافیان او از آسیب‌های احتمالی ناشی از این حادثه آگاهی یابند تا آمادگی رویارویی با این عوارض را داشته باشند و برخوردی معقولانه با آن بکنند. نه این که صرفاً مضطرب شوند و خود را درمانده احساس کنند.

همچنین داشتن اطلاعات مناسب درمورد پیامدهای تجاوز به افراد کمک می‌کند که بتوانند به موقع به دنبال درمان مناسب مشکلاتشان بروند.

rape-victims,تجاوز جنسی

پیامدهای تجاوز برای قربانیان

  • اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
  • بی‌اعتمادی به دیگران
  • خودزنی جسمی
  • افسردگی: یکی از رایج‌ترین واکنش‌ها در برابر این تجربه است.
  • کاهش عزت نفس: این یکی از رایج‌ترین نشانگان. این مسأله از باورهای نادرست در کودکی درباره گناه و حسّی شکل‌گرفته و درونی از بد بودن و ناکامل بودن و نقص داشتن، سرچشمه میگیرد.
  • بیگانگی با بدن: برخی از این افراد بدن خود را کاملاً نادیده می‌گیرند و دیگر اصلاً نگران آن نیستند. مثل غذاخوردن زیاد یا کم، مصرف الکل، بی‌توجهی به سلامت بدن و… . این افراد اوقات زیادی از زندگی خود را در حالتی از بی‌ارتباطی با خود می‌گذرانند و به نظر می‌رسد که تنها می‌خواهند گذران زندگی خود را تماشا کنند، نه اینکه آن را تجربه کنند.
  • گریز از ایجاد صدا: این گروه معمولاً به آرامی صحبت می‌کنند و از آنجایی که مدام در حال چک‌کردن کلمات خود هستند، هنگام حرف زدن، درنگ‌ها و وقفه‌های زیادی دارند.
  • مصرف مواد: قربانیان سوءاستفاده جنسی و یا حمله جنسی ممکن است به سوی مصرف مواد و یا الکل روی آورند؛ تا بتوانند فشارهای روحی و عاطفی را که احساس می‌کنند، کاهش دهند.
  • سندرم استکهلم: این سندرم به عنوان نوعی وابستگی عاطفیِ فرد قربانی به فرد متجاوز یا سوءاستفاده‌کننده دانسته می‌شود. سندرم استکهلم به صورت راهبردی ناخودآگاه و غیرارادی، به منظور نجات‌یافتن از موقعیتی تهدیدآمیز و کنترل‌کننده، از سوی فرد قربانی شکل می‌گیرد.
  • مرور خاطرات: به زمانی گفته می‌شود که فرد قربانی احساس می‌کند خاطرات حادثه بدی که در گذشته برایش اتفاق افتاده در زمان حال به ذهنش هجوم می‌آورد و گویی تکرار می‌شود.
  • اختلال هویت تجزیه‌ای: در این اختلال دو یا تعداد بیشتری هویت و یا شخصیت کاملاً جدا و متمایز از هم کنترل رفتار فرد را در زمان‌های مختلف در دست می‌گیرند.
  • پیامدهای دیگر: عصبانیت، احساس تنهایی، ناراحتی، احساس گناه، احساس گیجی، خودکشی، عفونت های مقاربتی، بارداری ناخواسته، اختلال شخصیت مرزی، اختلالات خواب، اختلالات خوردن، کنترل عاطفی کم یا بسیار زیاد، ریسک پذیری بالا یا پایین، ترس.
  • اختلال عملکرد جنسی در بین قربانیان تجاوز که انواع و درجات مختلفی به شرح زیر دارد:

تقریباً دو سوم کسانی که مورد سوءاستفاده یا تجاوز جنسی قرار می‌گیرند، دچار سرکوبی میل جنسی می‌شوند، در حالی که برخی دیگر بی‌قیدی در روابط جنسی را در پیش می‌گیرند. بسیاری دیگر از آنها از تمایلات جنسیشان ترس دارند و فکر می‌کنند بدنشان کثیف یا شرم‌آور است.

دیگران ممکن است از رابطهٔ جنسی به عنوان راهی برای پذیرفته‌شدن از سوی دیگران یا به عنوان ابزاری برای دستکاری‌کردن دیگران استفاده کنند. گروهی دیگر ذهن خود را کاملاً روی مسائل جنسی می‌بندند و این میل را در خود سرکوب می‌کنند.

در کنار همهٔ اینها گروهی نیز هستند که رابطهٔ جنسی به صورت طبیعی در زندگی آنها جریان دارد و از آن لذت می‌برند.

اینها افرادی هستند که بعد از حادثهٔ سوءاستفاده جنسی، مورد حمایت نزدیکان قرار گرفته‌اند و اطلاعات مناسبی به آنها داده شده است؛ ضمن اینکه یک شریک جنسی حامی و برخوردار از سلامت عاطفی داشته‌اند.

درباره کسی که قربانی تجاوز شده‌است، باید گفت که در واقع فرد دیگری در زندگی او بوده است که درباره تمایلات جنسیش تصمیم گرفته‌است و اعمال قدرت کرده است.

این باعث می‌شود که قربانی درمورد تمایلات جنسی و صمیمیت به شدت احساس گیجی کند؛ چراکه آنچه اکنون باید برای او امری لذت‌بخش و مثبت باشد، در گذشته امری زجرآور و منفی بوده است.

اگر لازم باشد تصمیمی در زمینهٔ رابطه و صمیمیت جنسیش بگیرد، ممکن است احساسات درهم‌آمیخته‌ای داشته باشد و گیج شود. ممکن است در طول رابطهٔ جنسی حالت بی‌حسی و کرختی داشته باشد، کاملاً آنچه را در حال انجام است نادیده بگیرد و امیال خود را سرکوب کند. به خاطر ترسی که دارد ممکن است از اساس بی‌خیال رابطهٔ جنسی شود.

شاید لازم باشد مرزهای بسیار مشخصی را با همسرش که به او و میزان آرامش و احساس راحتیش اهمیت می‌دهد، تعیین کند.

ممکن است وقتی قربانی با کسی در رابطه‌ای صمیمانه قرار گیرد، یا مکانی در ذهنش جرقه‌ای از آن تجربه ایجاد کند، و یا حتی نوع لمس کردن فرد مقابل، آن گذشتهٔ تلخ را به‌صورت بازگشت‌های ذهنی به ذهن او بیاورد.


❖ به اشتراک بگذارید: پینترست تلگرام لینکدین

نظر خود را بیان کنید