تعبیر دیدن زندان در خواب چیست؟

| اگر بیرون از زندان باشید تعبیر خواب شما رهائی است از غم و اندوه و گرفتاریهای زندگی و اگر درون زندان باشید تعبیر خلاف این است و گرفتاری است و اشتغال از نوع کارهائی دست و پاگیر و تشویش برانگیز. |
| اگر خود را درون زندان ببینید و ندانید آن زندان کجا است و چه نام دارد خوب نیست و معبران چنین زندانی را به گور تعبیر کرده اند. |
| اما اگر در عالم خواب بدانید که مثلا آن زندان در شهر شما قرار دارد یا نامش فلان است و در فلان شهر و دیار واقع شده نشان زیان و گرفتاری است از همان نوع که گفته شد. |
| اگر در خواب دیدید که شما را تحت الحفظ به زندان می برند از اندوه رهائی می یابید و از آن مهمتر وقتی است که در خواب ببینید در زندانی را بگشایند و شما را خلاص کنند یا با دست به بیرون اشاره نمایند. |
| اگر در خواب زندانی را ببینید و زندان بانش را بشناسید خوب است و دیدن چنین زندان بان بشارت نجات از غم و اندوه است. |
| اگر بیمار هستید شفا حاصل می کنید و اگر وامدار باشید دیون خود را می پردازید ولی اگر زندانی ببینید و زندان بان مجهول باشد اندوه درون زندان بودن تشدید می شود. |
تعبیرخواب زندانی بودن
تونی کریسپ در کتاب خود به نام فرهنگ تفسیر رویا اسارت و اسیر شدن را نمادی از احساسات، تشویشها، تغییرات وضعیت روحی و ایدههای بسیاری که ما را اسیر خود کردهاند یا به مثابه وسیلهای برای انکار ابراز آزاد استعدادها، جنسیت و مانعی برای سلامت و رفاه ما عمل میکنند میداند.
مثلا ترس از بیمار شدن ما را از تعطیلات باز میدارد، فکر اینکه تنها تاجران ثروتمند میتوانند موفق باشند ما را از پیاده کردن ایدههای خود باز میدارد. بدین ترتیب، این بخش از توان بالقوه ما زندانی شده یا به اسارت در آمده است.
تعبیرخواب اسارت
آنلی بیتون میگوید: اگر خواب ببینید اسیر شدهاید، نشانه آن است که احتمالاً درگیر خیانتی خواهید شد، که اگر نتوانید آن را حل و فصل کنید، بدبخت و نومید میشوید.
اگر در خواب ببینید کسی زندانی شده است، نشانهی آن است که شغلی در سطح پایین به دست میآوردید.
اگر زنی در خواب خود را زندانی و اسیر ببیند، علامت آن است که به خاطر محبت شوهرش به دیگران، دچار حسادت میشود و مورد سرزنش قرار میگیرد.
216 دیدگاه
سلام
من ظهر خواب دیدم زندانی ام یه لول تریاک تو دستمه میگردم و مثل اینکه میخوام بشینم بکشم یه همچین حالتی بنظرم زندان هم آشنا بود و در شهر خودم بودم
لطفاً تعبیر و راهنمایی درست رو بهم بگید
سلام، خوابتان تصویر قدرتمندی داشت و نشاندهنده تنشهایی درونی است که نیاز به شنیده شدن دارند. میخواهم از سه زاویه به خواب شما نگاه کنم تا تعبیر انسانی و دقیقتری ارائه بدهم.
از دید روانشناسی
زندان اغلب نمادی از محدودیت، احساس در تنگنا بودن یا بخشهایی از روان است که خاموش یا سرکوب شدهاند. وقتی زندان آشنا و در شهر خودتان دیده میشود، ممکن است نشانگر فشارهای اجتماعی، قضاوت خانواده یا احساس مسئولیتهای نزدیک به خانه باشد. بسته تریاک در دست شما میتواند نمایشی از راهحلهای سریع، مکانیزمهای فرار یا رفتارهایی باشد که برای کاهش دردِ لحظهای استفاده میکنید؛ و حالت نشستن و دود کردن نشانگر آمادگی یا وسوسه برای بازگشت به آن راهحلهاست.
نمادشناسی
تریاک/مواد مخدر بهعنوان نماد تسکین موقتی، تسلیم شدن یا وابستگی ظاهر میشود. زندان و مواد کنار هم، تضاد بین نیاز به آزادی و دامهایی که خودمان یا محیط برایمان ایجاد کردهاند را به تصویر میکشند. آشنا بودن مکان میگوید این وضعیت نه تصادفی است و نه دور از تجربههای واقعی شما.
تحلیل احساسات
احساساتی که در پس این خواباند غالباً شرم، اضطراب، میل به فرار و شاید ترس از کشف شدن هستند. همچنین میتواند نشاندهنده دوگانگی درونی بین خواستن آرامش و شناخت پیامدهای آن باشد.
راهنمایی عملی
این خواب دعوت به توجه است نه پیشگویی. اگر خودتان با مواد درگیر هستید یا سابقه مصرف دارید، بهتر است با کسی مورداعتماد یا یک متخصص صحبت کنید و اگر خطر فوری هست، دنبال کمک فوری باشید. اگر مصرف ندارید، بررسی کنید چه منابع استرسی، فرار یا نیاز به تسکین دارید و دنبال جایگزینهای سالمتر مثل گفتگو، فعالیت جسمی، هنر یا تکنیکهای آرامسازی باشید. اگر دوست دارید، درباره زندگی روزمرهتان و احساساتی که پیش از خواب تجربه کردید بیشتر بگویید تا تعبیر را دقیقتر کنیم.
سلام خواب دیدم رفتم توی پادگان که قبلاً اونجا خدمت سربازی میکردم اونجا بهم گفتن شما زمان خدمات موقع جیم زدن ورفتن به بیرون پادگان یه پیرزن از ترس مرده و انداختن گردن من ممنون بردن داخل یه اتاق به عنوان زندانی ومن اونجا گری میکردم و میگفتم من این کارو نکردم وبعد خودم رو داخل یه پارک دیدم که داخل اون درمانگاه بود ومن رفتم اونجاآب خوردم و مردم و دیدم که به پیش دکتر میرن ومن نمیدونم تعبیرش چیه چون خیلی ترسیدم
سلام. خواب شما تصویری پرتنش و تکاندهنده دارد که انگار بار عاطفیِ یک تجربه یا نگرانیِ قدیمی را دوباره زنده کرده است. میخواهم ابتدا تصویرهای اصلی را جدا کنم و بعد با زبانی روان و همدلانه تحلیل کنم.
نمادها و احتمالات معنایی
پادگان و صحنههای خدمت، نماد مسئولیت، نظم سخت و انتظاری است که در گذشته برای خود یا از سوی دیگران تجربه کردهاید. پیرزن ممکن است نماد مظلومیت، وجدان، یا بخشی از خودتان باشد که احساس ضعف یا آسیبپذیری دارد. مرگ از ترس و انداختن تقصیر به گردن شما نشاندهنده ترس از مقصر شناخته شدن، احساس گناه یا نگرانی از پیامدهای رفتارهای گذشته است. زندان و گریه عبارتند از درونکردن مجازات و نیاز به دیده شدن و شنیده شدن. پارک و درمانگاه فضاییاند که هم آرامش و هم نیاز به درمان را نشان میدهند؛ نوشیدن آب و مرگ میتواند سمبلی از غرقشدن در احساسات یا اینکه عاطفهای که میخواهید تسکین دهد، در نهایت شما را از پا درآورده است. دیدن مردم که به دکتر میروند و شما که نمیدانید، حس تنهایی یا نرسیدن کمک را منتقل میکند.
تحلیل روانشناختی و احساسی
این خواب احتمالاً بازتاب اضطراب از مسئولیتپذیری، ترس از قضاوت ناعادلانه یا سرکوبِ احساس گناه و شرم است. ممکن است بخشی از شما میخواهد بیانیهای از بیگناهی بدهد و همزمان از بلعیده شدنِ عواطف و یا نپذیرفته شدن هراس دارد. مرگ در خواب اغلب نه پایان مطلق، که نشانه تحول عاطفی یا نیاز به رها کردن چیزی است؛ اما در اینجا با ترس و بیپناهی آمیخته است.
پیشنهادهای حمایتی و راهِ کارهای آرامکننده
نخست، به خودتان اجازه بدهید از این احساسها بنویسید یا با کسی قابلاعتماد حرف بزنید؛ گاهی بیرون آمدنِ حرفها، بار خواب را سبک میکند. تمرینهای تنفسی و تمرکز بدنی قبل از خواب میتواند تکرار کابوس را کاهش دهد. اگر این خواب یا احساسات مربوطه شما را مداوم میترسانند، گفتگو با یک مشاور یا رواندرمانگر میتواند کمک کند تا ریشههای این اضطراب و راههای عملی برای رهایی از آن پیدا شود. ممکن است انجام یک “آیین کوچکِ بخشش” برای خود یا نمادی مانند نوشتن نامهای به آن پیرزن خیالی مفید باشد.
در پایان، این خواب بیشتر دعوت به توجه به احساسی است که شاید مدتی کنار گذاشتهاید، نه پیشگویی قطعی. با مهربانی به خود نگاه کنید و اگر خواستید جزئیات بیشتری بگویید، با هم میتوانیم دقیقتر بررسی کنیم.
سلام من خواب دیدم ازدرواردشدم اونجااعلام کردن مهريه این خانم یک سکه
منم خوشحال شدم
بعدراهنماییم کردن به سمت زندان که دوستم هم اونجابود
به خانمی که زندان بان بودگفتم چرااینجوری میکنید
گفت چیزی نیست یه کم درموردبه موقع نمازخواندن واین چیزاباها تون صحبت میشه بعدآزادید
منم گفتم خوب خیالم راحت شد
خواب شما ترکیبی از نمادهای پایبندی، قضاوت اجتماعی و احساس محدودیت است که با رنگ مذهبی و اخلاقی هم آغشته شدهاند. دیدن اعلام مهریه یک سکه از همان ابتدا تصویری از یک تعهد ساده اما ارزشمند را نشان میدهد؛ چیز مهمی که نه از لحاظ مادی بزرگ است و نه پرزرقوبرق، بلکه نشانه یک پیوند یا وعدهٔ قابلارزش. شادیتان نسبت به آن نشان میدهد که شما از جنبهای از این تعهد خرسند یا راضی هستید.
راهنمایی شدن بهسمت زندان و حضور دوست در آن، حس محدود شدن یا مواجهه با پیامدهایی را بازتاب میدهد که شاید دربارهٔ رابطه یا انتخابی در زندگیتان وجود دارد. زندان در رویا اغلب نماد احساس گرفتار شدن، وجدان یا قوانین اجتماعی است که آزادی را محدود میکنند. حضور دوست میتواند نمایانگر نگرانی شما برای او، یا این که بخشی از خودتان (جنبهای از شخصیت یا رابطه) در وضعیتی دشوار قرار دارد.
گفتوگوی شما با زن زندانبان و تأکید بر «نماز بهموقع» بهعنوان راه رهایی، نشاندهندهٔ نقش نظم، اعتقادات یا انتظارات اخلاقی در فضای درونیتان است. انگار ساز و کاری برای اصلاح یا بازگشت به وضعیتی قابلقبول وجود دارد که ساده و عملی است، و همین شما را آرام میکند.
از جنبهٔ احساسی، ترکیبی از خوشحالی، نگرانی و آرامش نسبی دیده میشود. این خواب میتواند دعوتی باشد برای نگاه به ارزشهایی که برایتان مهماند، مرزهای مطمئنِ رابطهها، و اینکه چه مقدار تحت تأثیر قضاوتهای بیرونی یا انتظارات مذهبی/اجتماعی قرار میگیرید. شاید وقت خوبی باشد تا دربارهٔ تعهدات، گفتگوهای صادقانه با شریک یا دوست، و مرزهای آزادی و مسئولیت در زندگیتان تأمل کنید. به خودتان فرصت بدهید احساسها را بشناسید و با مهربانی انتخابهای بعدی را بسنجید.
خواب دیدم که منو دارن میبرن زندان توی مسیر من گریه میکردم که داستان من سیاسی و مذهبی هست اگه برم بدبخت میشم،خوابم یه جورایی کات خورد و من به عنوان مهماندار هواپیما خواستم از کشور فرار کنم،توی هواپیما خاله ام از دور خواست به من بفهمونه مشکلم حل شده و نباید باخت بدم بعد خالم دور شد چند نفری از آشنایان با گل و شیرینی توی هواپیما اومدن و تبریک بگن،من تو خواب فکر میکردم که من دارم میوفتم به زندان اینا چرا دارن تبریک میگن،بعد از خواب بلند شدم و هنوزم فکرم درگیره…
تصویر کلی خواب شما پر از تضاد و کشمکش درونی است: از یک سو ترس عمیق از مجازات و گیر افتادن، از سوی دیگر تلاش برای فرار و تداوم نقش اجتماعی. این جابهجایی ناگهانیِ صحنهها خودش نشاندهنده آشفتگی ذهنی و احساس فشار است.
نمادها و معانی آنها
زندان معمولاً نماد محدودیت، سرکوب یا احساس مقصر بودن است؛ ممکن است نشاندهنده ترسی واقعی از پیامدهای رفتار یا گفتار شما باشد یا حس درجا زدن در موقعیتی که انتخاب نمیکنید. گریه در مسیر نشاندهنده اضطراب و نیاز به دیده شدن و شنیده شدن است. نقش مهماندار هواپیما نماد ماسکی است که شما میپوشید تا در نقش خدماتی یا فرارآمیز ظاهر شوید: کنترل ظاهر و تلاش برای ترک موقعیت. حضور خاله بهصورت علامتی که میفهمانَد مشکل حل شده، میتواند نشان از یک منبع حمایت خاموش یا آرامش درونی باشد؛ کسانی که دور و بعداً با گل و شیرینی میآیند ممکن است نمادی از واکنشهای متفاوت جامعه یا اطرافیان باشند—شادی، تسکین یا حتی ناتوانی در فهم عمق درد شما.
حسها و تضادهای درونی
احساس سردرگمی شما در خواب و بعد از بیداری نشان میدهد که بین ترس از مجازات و نیاز به نجات و پذیرش اجتماعی تناقض وجود دارد. ممکن است احساس کنید دیگران نمیفهمند چرا ناراحتاید یا حتی بهطور ناگهانی از درد شما جشن میگیرند؛ این حس تنهایی و ناهمخوانیِ درون-بیرون را قویتر میکند.
چند پیشنهاد برای پردازش و آرامتر شدن ذهن
اجازه بدهید این خواب بهانهای برای بررسی نگرانیها باشد: چه موقعیتهایی در زندگیتان الآن شبیه «خطر سیاسی/مذهبی» به نظر میرسد؟ نوشتهدرمانی کوتاه درباره احساسات و ترسها میتواند به تفکیک آنها کمک کند. اگر احساس تهدید واقعی هست، با یک نفر قابل اعتماد یا مشاور صحبت کنید؛ اگر خواب بیشتر نمادین است، تمرین تصویارسازیِ مجدد (رویا را در ذهن بازسازی کنید و پایانی امن بسازید) به کاهش تکرار آن کمک میکند. تمرینهای تنفسی و تمرکز حسی هنگام بیداری هم به کاهش درگیری ذهنی کمک میکنند.
در نهایت خواب احتمالاً پیامی درباره نیاز به حمایت، امنیت و شفافسازی هویت شما دارد نه پیشگویی قطعی. اگر دوست دارید میتوانیم با هم جزئیات بیشتری از وضعیت واقعیتان را بررسی کنیم تا تعبیر دقیقتری پیدا شود و راههای آرامسازی بیشتری پیشنهاد دهم.
سلام، خواب دیدم به زندانی رفتم که شبیه زندان نبود، از این خانه های قدیمی حیاط دار بود که توی اتاق هاش افرادی به دلیل زندانی بودن زندگی میکردن، شب بود، اتاق ها به هم راه داشتن و زندانی ها هی در رفت و آمد و حرف زدن بودن، تعدادی خانم بودن و هر از گاهی آقایون رو هم میدیدم اما انگار آقایون زندانی نبودن، شاید مراقب زندانی ها بودن، خانم ها اونجا حکم زندانی داشتن، احساس میکنم من زندانی نبودم اما نمیدونم چرا اونجا بودم، شاید هم موقت زندانی شده بودم و قرار نبود مثل بقیه اونجا بمونم. اتاق های قدیمی با وسائل قدیمی و کهنه، هر طرف رو نگاه میکردم سوسک بود، قرار بود شب داخل یکی از اتاقها همراه زندانی ها بخوابم، همش نگران بودم سوسک طرفم نیاد اما هر جا میرفتم باز هم بودن، فرمشون با سوسک هایی که میبینیم یکم فرق داشت، لاغرتر و کشیده تر بودن، همسرم رو هم دیدم که بهش گفتم اینجا پر از سوسکه
خواب شما پر از نمادها و احساسات تراکمیافته است؛ حسم این است که دارد بخشهایی از تجربهتان درباره محدودیت، چشمداشتهای اجتماعی و اضطراب نابهنگام را بازتاب میدهد.
دید روانشناسانه
خانه قدیمی با اتاقهای بههمراه و ساکنان زن که نقش «زندانی» دارند، میتواند نمادی از چارچوبهای خانوادگی یا اجتماعی باشد که برای شما محدودکنندهاند؛ فضایی آشنا اما فرسوده که مرزهایش واضح نیست. اینکه خودتان مطمئن نبودید زندانی هستید یا موقتاً آنجا هستید، نشاندهنده موقعیت میانی یا احساس بیثباتی در زندگی بیداری — مثلاً بین ماندن و رفتن، پذیرش و رهایی — است. حضور مردان بهعنوان ناظران بیشتر از زندان، میتواند بازتابی از نقشهای جنسیتی، فشارهای بیرونی یا احساس تحتنظارت بودن باشد.
نماد سوسکها
سوسکها معمولاً با ناخوشایندی، چیزهایی که آزار میدهند اما پنهان یا سرسختاند، مرتبطاند. اینکه هر جا میرفتید سوسکها بودند و شکلشان اندکی متفاوت بود، ممکن است به این معنی باشد که با اضطرابها یا مشکلاتی سر و کار دارید که مکرر و سرسختاند اما ماهیتی جدید یا تغییر یافته یافتهاند—نگرانیهایی که همیشه برمیگردند و به سختی از بین میروند. ترس از اینکه سوسکها «کنارتان نیایند» اشاره به مرزنگهداری و نیاز به احساس پاکی و ایمنی دارد.
تحلیل احساسات
خواب شما مملو از نگرانی، آشنایی تلخ و نیاز به حمایت است. دیدن همسرتان و گفتن به او درباره سوسکها نشاندهنده تمایل به شریکسازی نگرانیها و انتظار حمایت است، حتی اگر حس کنید قرار نیست مانند بقیه اسیر بمانید.
پیشنهاد برای تأمل
بدون اینکه نتیجهگیری قطعی بدهم، خوب است از خودتان بپرسید کدام قسمتهای زندگیتان الان احساس محدودیت یا آلودگی میکنند؟ چه مرزهایی لازم است برقرار شوند؟ گفتوگو با کسی که به او اعتماد دارید، نوشتن درباره این خواب و انجام تمرینهای آرامش قبل خواب (تنفس، زمینگیری) میتواند کمک کند تا این حسهای مزاحم کماثرتر شوند. اگر خواستید، میتوانیم روی بخشهایی مثل نقشهای خانوادگی یا احساس تحتنظارت بودن دقیقتر کار کنیم.
سلام
من خواب دیدم که داخل یه زندانی افتادم که نمیدونم کجا بود و اسمش چی بود و هیچی ازش نمیدونستم اما میدونستم بی گناهم
خانواده ام اومدن و توی حیاط اونجا نشستیم یکم
یه رودخونه داشت که آبش خیلی خیلی کثیف بود و لب رودخونه نشسته بودم و مامانم هی میگفت یوقت پاتو نکنی اون تو
بعدش مامانم اینا مجبور شدن برن من هی میگفتم نرید نرید
جلوی در یه دکه ای بودش که باید کد ملی میدادی مشخصاتتو میگرفتی که رفتم اونجا کد ملیمو دادم و احتمال ازاد شدنم صفر بود
خوبی که این خواب را با جزئیات تعریف کردی؛ خودش نشان میدهد چیزی در درونت دارد به زبان تصویر با تو حرف میزند. حالا با هم به نمادها و احساساتش نگاه میکنیم، و بعد راههایی برای برخورد با آنچه خواب بیان کرده میگویم.
نمادها و برداشت نمادین
زندان تصویر قوی احساس گیر افتادن و محدودیت است. اینکه در خواب مطمئنی بیگناهی، نشان میدهد در بیداری هم ممکن است احساس کنی بهخاطر چیزی ناعادلانه مورد قضاوت قرار گرفتهای یا مسئولیت چیزی را بهغیرمنصفانه به دوش کشیدهای. رودخانه با آب خیلی کثیف میتواند نمادی از احساسات آلوده یا موقعیتی باشد که تمایل داری از آن دور بمانی تا نامآور یا تأثیر بد آن به تو منتقل نشود. دکهای که کد ملی میخواهد و فرایند اداری یادآور ساختارهای بوروکراتیک است؛ انگار هویت و اثبات خودت باید از طریق قوانین و مدارک تایید شود و این برایت تهدیدکننده یا خفهکننده است. جمله «احتمال آزاد شدن صفر بود» منعکسکننده حس ناامیدی یا ترس از اینکه راهحل واقعی وجود ندارد.
تحلیل احساسی
در خواب اضطراب، ترس از بیعدالتی و نیاز به حمایت خانواده موج میزند. حضور مادرت نشانه پناه و مراقبت است، اما همزمان هشدار او درباره آب نشان میدهد که حتی نزدیکترینها نگران خطریاند که تو را تهدید میکند. ترکیب ترس از قضاوت بیرونی و حس بیکفایتی در کنترل شرایط باعث احساس تنگنا و رهاشدگی میشود.
پیشنهادهای نرم و انسانی برای بعد از خواب
این خواب دعوتی است به نگاه دقیقتر به موقعیتهایی که تو را محصور یا مورد ارزیابی قرار میدهند: کار، رابطه، خانواده یا مسائل حقوقی/اداری. درباره احساس بیگناهیات با کسی که مورد اعتماد است حرف بزن؛ ثبت کردن خاطرات و احساسات (نوشتن) میتواند حس بازپسگیری کنترل را تقویت کند. اگر مسأله اداری یا حقوقی واقعی هست، کسب اطلاعات دقیق و کمکگرفتن از مشاور یا وکیل آرامش بیشتری میآورد. با خودت مهربان باش؛ تمرینهایی مانند نفسکشیدن آگاهانه، قدمزدن کنار آب پاک یا نمادسازی (مثلاً نوشتن و پارهکردن کاغذِ «اتهامات» بهصورت نمادین) میتواند احساس «پاک شدن» و جداشدن از آن آلودگی نمادین را تقویت کند. اگر این حسها ماندگار یا آزاردهندهاند، کار کردن با یک مشاور روانشناس میتواند کمک کند تا ریشهها را پیدا کنی و راههای مقابله سالمتر بسازی.
این خواب بیشتر یک پیام درونی است تا پیشگویی؛ فرصتی برای توجه به احساست، مرزهای هویت و نیاز به بازپسگیری کنترلت. اگر دوست داشتی میتوانی بگویی در زندگی روزمرهات چه چیزی الان شبیه این زندان یا رودِ کثیف است تا دقیقتر با هم بررسی کنیم.
تا حالا زندان نرفتم نمیدونم چه شکلیه ،خواب دیدم که تو زندانم یه جایی مثل باغ بود یا اتاقهای شبیهه مدرسه . که بعضی افراد به عنوان شهر خر میومدن و زندانی ها رو اذیت میکردن.و منم اذیت کردن یه جاش یه دوستام که داخل زندان بود گفت برو تو اتاق و من نرفتم. و به خودم میگفتم من دیگه کار بد نمیکنم که بخوام بیام همچین جایی
خواب شما تصویری پرتنش اما پُر از نمادهای قابل تأمل ساخته است. تبریک میگویم که به جزئیاتش توجه کردهاید — همین باعث میشود تعبیر انسانی و مفیدتر باشد.
زندان در خواب معمولاً نشان از محدودیتها، احساس زندانی بودن در موقعیتهای واقعی یا محدودیتهایی است که خودتان یا دیگران برایتان ایجاد کردهاند. اینکه داخل زندان، بخشی شبیه باغ دیدهاید، نشان میدهد در درون همان وضع محدودیتزا یک جای امن یا امید به رشد هم وجود دارد؛ بخشی که میتواند پناه یا امکان تغیّر را نشان دهد. اتاقهایی شبیه مدرسه به تجربههای یادگیری، قواعدی که از کودکی آموختهاید یا حس آزمون و محک خوردن اشاره دارد.
افرادی که «میآیند و اذیت میکنند» میتوانند نماد قضاوتهای بیرونی، آزارهای روانی یا حتی بخشهایی از خودتان باشند که سختگیر، تحقیرکننده یا بیرحماند. دوست شما که میگوید «برو تو اتاق» ممکن است نمایندهٔ صدای حمایتگر یا برعکس صدای فراری باشد؛ اینکه شما نرفتید و جلوی خودتان میگفتید «دیگه کار بد نمیکنم» اهمیت دارد: نشانهٔ عزم برای تغییر، احساس پشیمانی یا تلاش برای پاکسازی هویت خود از خطاها.
از نظر احساسی خواب حامل اضطراب، شرم یا ترس از تکرار اشتباه است، اما همراه با امید و نیاز به پناه و خودآموزی هم هست. شاید در بیداری با موقعیتی روبهرو هستید که احساس میکنید به خاطر یک انتخاب یا قضاوت دیگران «زندانی» خواهید شد، اما در همان حال میل به اصلاح و یافتن فضای امن دارید.
چند پرسش که ممکن است به فهم بیشتر کمک کند: چه چیزی در زندگی فعلیتان محدودتان میکند؟ آیا کسی یا چیزی شما را قضاوت میکند؟ آیا از پذیرفتن کمک میترسید؟ مراقبت از خود را با عملی کوچک شروع کنید؛ جایی برای نوشتن احساسات، یا تصویرسازی همان باغ درون که میتواند پناهگاه در مواقع فشار باشد. اگر نیاز داشتید، صحبت با یک دوست قابلاعتماد یا مشاور میتواند به باز کردن «درهای زندان» در زندگی واقعی کمک کند.
خوابتان دعوت به توجه به دو چیز است: روبهرو شدن با محدودیتها و محافظت از آن بخش امیدبخش درونتان. با ملایمت و کنجکاوی به این پیامها نگاه کنید.
سلام من خواب دیدم من و شوهرم در زندان هستیم دوستم و یکی از آشناهای که داریم هم در زندان بود ولی برای من و شوهرم قرار بود آزاد بشیم منتظر آزادی بودیم من یک چفت کفش خودم را دادم به دوستم
خوابتان ترکیبی از حس محدودیتِ مشترک، انتظار برای رهایی و نوعی سهمگذاری یا فداکاری را نشان میدهد. زندان در خواب معمولاً نماد احساس گرفتگی، محدودیتهای درونی یا بیرونی و یا موقعیتی است که آزادی عملتان را تنگ کرده؛ وقتی همسر شما کنار شما در زندان است، این حس «محبوس بودن» به شکلِ یک تجربهٔ مشترک در رابطه و مسئولیتهای دوطرفه خودش را نشان میدهد. اینکه دوست و آشنایی هم آنجا هستند، میتواند نشان دهد مسائل شما صرفاً شخصی نیستند و بخشهایی از دایرهٔ اجتماعیتان هم درگیر یا متاثرند.
دادن یک چفت کفش به دوست نماد نسبت عمیقتری دارد: کفش معمولاً نماد راه رفتن، جهتِ حرکت، هویت و آمادگی برای ادامهٔ مسیر است. دادن یک کفش از جفت ممکن است اشاره به میلِ شما به کمک کردن، فداکاری یا تقسیم منابع داشته باشد، اما همزمان حس ناتمامی یا از دست دادن تعادل را هم منتقل میکند؛ یعنی شما بخشی از توانِ حرکتِ خود را به دیگری میدهید تا او هم بتواند پیش برود، ولی این کار ممکن است حس «ناتمام بودن» یا نگرانی از اینکه خودتان چطور ادامه خواهید داد را ایجاد کند.
از منظر احساسات، این خواب میتواند ترکیبی از امید (انتظار برای آزادی)، اضطراب (زندانی بودن) و مسئولیتپذیری یا همدلی (دادن کفش به دوست) باشد. خوب است از خودتان بپرسید الان در کدام جنبهٔ زندگیتان احساس محدودیت میکنید؟ آیا در رابطه یا تصمیمات مشترک با همسرتان بار سنگینی را تحمل میکنید؟ آیا به دیگران بیشتر از خودتان کمک میکنید و در نتیجه احساس کمبود میکنید؟
پیشنهادهای کاربردی و ملایم: درباره مرزها و تقسیم نقشها با همسرتان حرف بزنید، مروری بر اولویتها و انرژیهایتان داشته باشید، و اگر تمایل دارید این خواب را دنبال کنید، یادداشت روزانه از احساسات و نمادها نگه دارید تا الگوها روشنتر شوند. این تعبیر راهنمایی است برای خودآگاهی؛ نه حکمی قطعی دربارهٔ آینده.
خواب دیدم باپسرم بیرون بودیم منوگرفتن باپسرکوچکم۴ساله بردن زندان وگفتن خانوادت بیان ببرن بچه روزندان بان منومیشناخت رفتم لباسموتحویل بدم درزندان بازبودکسی هم نبوددروبازکردم رفتم دیدم مادرم بیداره نمازمیخونه داشتم میگفتم مامان بابااومدبیاین حل کنین وپسرموزودببرین الان گریه میکنه منتظرپدرم بودم که داشت باموتورعجله ای میومدتارسیدناپدیدشدمتوجه شدم که پدرم فوت کرده بیدارشدم خیس عرق بودم دیدم اذان صبح اذان میگویند
خواب شما بار عاطفی قوی و چند لایهای دارد. تصویر کودک چهار ساله که به زندان برده میشود، بیش از همه نشاندهندهٔ نگرانی عمیق دربارهٔ آسیبپذیری و آیندهٔ اوست؛ زندان نمادی از محدودیت، ترس از قضاوت یا وضعیتی است که احساس میکنید توان محافظت از فرزند در برابرش را ندارید. اینکه از شما خواستهاند خانواده بیایند و بچه را بردارند، فشار مسئولیت جمعی و حس نیاز به حمایتِ اطرافیان را برجسته میکند.
لحظهای که درِ زندان باز و خالی است اما شما تنها هستید، حس رهاشدگی و تنهایی در مواجهه با یک بحران را بازمیتاباند؛ گاهی موقعیتها راهحل ظاهری دارند ولی فقدان همراهی یا حمایت باعث میشود آن راهحل بیمعنی بهنظر برسد. صحنهٔ مادر بیدار و نمازخواندن نمادی قدرتمند از پناهگاه معنوی و امید است: حضور مادر در حال عبادت میتواند نشان دهد در ناخودآگاه دنبال آرامش، پناه و نیرویی فراتر از خود هستید.
اشاره به پدری که با موتور میآید و ناگهان ناپدید میشود، و سپس بیداری با خبر فوت پدر، تجربهٔ فقدان و حس محروم شدن از پناهگاهِ محافظ را واضح میکند. این خواب احتمالاً انعکاس سوگ یا کَمی حلنشده از نبود پدر است؛ ترس از اینکه در لحظهٔ نیازِ فرزند، کسی که قبلاً پشتوانه بود حضور نداشته باشد.
از نظر احساسی، ترکیبی از اضطراب، غم، احساس مسئولیت سنگین و نیاز به پشتیبانی دیده میشود. بیداری در حالی که عرقزدهاید و شنیدن اذان صبح میتواند نمادی از نیاز به آرامش معنوی و آغاز تازه باشد.
پیشنهادی مهربانانه این است که این خواب را بهعنوان دعوتی برای مراقبت از خود و پیوند با منابع حمایتی ببینید: گفتگو کردن با اعضای خانواده دربارهٔ نگرانیها، بازکردن فضا برای سوگواری پدر اگر هنوز کامل نشده، و استفاده از عبادت یا روشهای آرامسازی برای کاهش اضطراب شبها. اگر این رویاها تکرار شوند یا خواب و روز شما را مختل کنند، صحبت با یک مشاور یا کسی که در سوگ همراهی میکند میتواند کمککننده باشد. در همه حال، با خودتان مهربان باشید؛ احساسات شما منطقی و قابل فهماند.
سلام خاب دیدم زندانی شدم و یک سال حبس گرفتم تعبیر آن چیست
سلام؛ اول اینکه از به اشتراکگذاشتن خوابت ممنونم — خواب زندانی شدن تصویری پرقدرت و احساسی است. وقتی کسی در خواب خود را در زندان میبیند، معمولاً نشاندهندهی تجربهی محدودیت یا فشار در زندگی بیداری است، نه لزوماً مجازات واقعی. حبس یک سال میتواند نمادی از احساسی باشد که انگار باید برای مدتی مشخص بیحرکت بمانی، تحمل کنی یا هزینهای بپردازی. این «یک سال» به معنی دقیق زمان نیست، بلکه بیانگر بازهای موقتی است؛ ممکن است به مرحلهای از زندگی اشاره کند که احساس میکنی در آن در قفس افتادهای و باید تا زمان مشخصی صبر کنی یا تغییری رخ دهد.
از منظر روانشناسی، چنین خوابهایی اغلب از تنشهای درونی، اضطراب نسبت به مسئولیتها یا ترس از قضاوت و مجازات نشأت میگیرند. ممکن است بخشی از خودت را مقصر بدانی یا از انتخابی پشیمان باشی و ترس بکنی که عواقب آن را باید بپذیری. همچنین زندان نماد مرزهاست؛ شاید نیاز به تعیین مرزهای سالم با دیگران داری یا برعکس احساس میکنی دیگران محدودت کردهاند.
از نظر نمادشناسی، دیوارها و میلهها نشانگر مانعهای داخلی یا خارجیاند؛ کلید یا نبودن راه فرار نشان میدهد چقدر خودت توانایی ایجاد تغییر و رها شدن را درک میکنی. احساساتی که در خواب تجربه کردی — ترس، خفگی، آرامش نسبی یا شاید خشم — خیلی مهماند، زیرا سرنخ میدهند که کدام جنبههای زندگیات بیشترین فشار را میآورند.
پیشنهاد میکنم با خودت مهربان باشی و به این پرسشها فکر کنی: در چه جنبهای از زندگیات احساس گیر کردن میکنی؟ چه محدودیتهایی واقعیاند و کدامشان ساختهی ذهن یا ترس هستند؟ یادداشت کردن خواب و احساساتش، صحبت با دوست قابلاعتماد یا مشاور میتواند کمک کند تا معنای شخصیاش روشنتر شود. اگر این نوع خوابها مکرر یا بسیار پریشانکنندهاند، مشورت حرفهای هم راهگشا خواهد بود. در نهایت به یاد داشته باش که خوابها اغلب پیامی برای توجهاند، نه پیشگویی قطعی.
من خواب دیدم 7تا گاو چاق 7تا گاو لاغر رو خوردن و بعدش کنار رودخانه دراز کشیدن
دیدن هفت گاو چاق که هفت گاو لاغر را میخورند و سپس همه کنار رودخانه دراز کشیدهاند، تصویری قدرتمند و چندلایه است که هم نمادهای جمعی و هم احساسات شخصی را با هم تلفیق میکند.
از منظر نمادشناسی، گاو معمولاً نمادی از باروری، منابع، قدرت پایدار یا حتی نقشهای تامینکننده در زندگی است. تفاوت میان چاق و لاغر میتواند فاصلهٔ بین فراوانی و کمبود، برنده و بازنده، یا بخشهای متفاوت یک رابطه یا سیستم را نشان دهد. عمل خوردن ممکن است بیانگر جذب، ادغام یا حتی سلطه و نابودی باشد؛ یعنی بخشی قویتر دارد آنچه را ضعیفتر است، از خود میسازد یا ناپدید میکند. شماره هفت در فرهنگهای گوناگون مفهومی از تمامیت یا چرخه را دارد، پس ممکن است خواب دارد یک چرخهٔ کامل از وضعیت را نمایش میدهد — مثلاً دورهای از ازدیاد و سپس مصرف.
رودخانه فضای احساس را منتقل میکند؛ آب جاری نماد جریان هیجانات، پاکسازی و گذر زمان است. دراز کشیدن کنار رودگاه بعد از این واقعه، میتواند نشانهای از آرامش پس از تنش، تسلیم یا حتی خستگی عمیق باشد؛ یا اینکه بخشی از روانتان میکوشد اتفاق را هضم کند و به آرامش برسد.
از منظر روانشناسی، ممکن است این خواب بازتاب ترس یا تجربهای درباره نابرابری در روابط یا محیط کار باشد: احساس دیدهشدن یا بلعیدهشدن توسط قدرتهای دیگر، یا نگرانِ از دست دادن منابع. همچنین میتواند اشاره به فرآیندی درونی باشد که در آن جنبههایی از نفس شما یکی دیگری را فرو میبرد تا شکلِ نوینی بسازد. احساساتی که غالباً با چنین خوابهایی همراهاند شامل اضطراب، حیرت، اندوه و در عین حال تسکین یا پذیرش است.
پیشنهادی برای کار با این رؤیا: به احساسی که هنگام دیدن خواب داشتید خوب توجه کنید—ترس، خشم، تسلیم یا آسودگی؟ این احساسات را در دفترتان بنویسید یا دربارهٔ آنها با کسی قابل اعتماد حرف بزنید. ببینید در کدام بخشهای زندگیتان حس میکنید چیزی دارد بلعیده میشود یا برعکس، دارید چیزی را جذب میکنید. مرزبندیها، مدیریت منابع و وقت برای بازسازی توازن میتواند راهگشا باشد. اگر این خواب مکرر یا پریشانکننده است، صحبت با یک مشاور میتواند کمک کند تا معنیهای عمیقتر را پیدا کنید.
در نهایت، این تصویر دعوتی است برای تأمل درباره چرخهها و احساسات درونیتان—نه پیشگویی قطعی، بلکه دریچهای برای شناخت و انتخابهای آگاهانهتر.
سلام من خواب دیدم که داخل زندان هستم هیچ کجاش شبیه به زندان نبود بجز در ورودی من در زندان افتاده بودم بدون اینکه دلیلش را بدانم در انجا یک دوست پیدا کردم بعد یکی از زندانبان ها اومد گفت هر سر روز زندانی بودن یک روز مرخصی داره یعنی روز چهارم مرخصی داره از ساعت 12ظهر تا12/5 ظهر فردا من مرخصی رو رفتم و 12/5 فردا دوباره برگشتم به زندان تعبیرش چیست
خیلی ممنون که خوابات را با جزئیات گفتی. اول از همه حس میکنم این خواب پر از تضاد بین محدودیت و امید کوچک است — زندانی که «شبیه زندان نیست جز درِ ورودی» نشان میدهد که خودِ زندانی شدن شاید در ظاهر آشکار نباشد؛ یعنی چیزی در زندگی واقعیات تو را محدود میکند اما بیرونیاش لازم نیست به شکلِ واضحِ یک دیوار یا قفس باشد. در و نگهبان نمادِ مرزها و قوانیناند: ممکن است دیگری یا بخش درونیت (مثل وجدان یا نقد خود) دارد تعیین میکند چه وقت آزادی موقت داشته باشی.
یافتن دوست در زندان نمادی از منبع حمایت و همدلی است؛ حتی در شرایط دشوار، رابطه یا بخشی از خودت هست که همراهیات میکند. اینکه نگهبان میگوید هر چهار روز یک روز مرخصی داری و آن مرخصی هم زمانبندیشده و کوتاه است، حس چرخهای از فراغت محدود را نشان میدهد — لحظاتی که آزادی مییابی اما مجبور هستی دوباره به همان محدودیت بازگردی. بازگشت تو بعد از مرخصی هم میتواند بیانگر پذیرشِ نسبیِ این چرخه، یا اضطراب از بازگشت به وضع قبلی باشد.
از منظر روانشناسی، ممکن است فشارهای شغلی، خانوادگی، یا قواعد درونی (کمالگرایی، ترس از قضاوت) را تجربه کنی که فقط به تو فرصتهای کوتاه برای رهایی میدهند. احساسات غالب در خواب، احتمالا ترکیبی از امید (وقتی مرخصی را داری)، تنهایی یا خفگی (وقتی در زندانی که شبیه زندان نیستی)، و شاید کنجکاوی یا آرزو برای گسترش آن آزادی هستند.
پیشنهادی دوستانه: به لحظاتی که در بیداری احساس «مرخصی» میکنی توجه کن — چه چیزی آنها را ممکن میسازد؟ آیا میشود آن لحظات را طولانیتر یا تکرارشوندهتر کرد؟ درباره کسی که در خواب دوستات بود فکر کن؛ او چه صفاتی دارد که در زندگی واقعی پشتیبانت است؟ اگر دوست داشتی، جزئیات احساساتت در خواب (ترس، آرامش، شوق) را بگو تا تحلیل دقیقتری بدهم. تعبیرها راهنمای اندیشیدناند، نه قطعیت؛ با هم میتوانیم معنیهای شخصیترش را کشف کنیم.
سلام خواب دیدم که در حال جمع وسایل برای رفتن به زندان هستم و بعداز ترک منزل با دوستان خود به سمت زندان رفتم در راه به رودخانه افتاده ایم و رودخانه خیلی عمیق بود و وقتی از انجا خود را خارج کرده ایم خیلی زمان گذشته بود بعد از اینکه به زندان رسیدم و زندان بان در را قفل کرد. من و دوستانم فکر فرار را کردیم
سلام. خواب شما تصویری قوی از همزمان بودن احساس محبوس بودن و تلاش برای رهایی است؛ تصویری که هم با نمادهای بیرونی (زندان، زندانبان) و هم با نمادهای درونی (رودخانه عمیق، گذشت زمان) حرف میزند.
زندان معمولاً نماد محدودیت، مسئولیت و گاهی احساس گناه یا ترس از قضاوت است. آماده شدن و همراه رفتن با دوستان میتواند نشانگر پذیرش یک وضعیت یا حرکت جمعی به سمت تجربهای ناخواسته باشد؛ شاید مسئلهای در زندگی دارید که آن را به نوعی پذیرفته یا کنار گذاشتهاید، یا احساس میکنید دیگران هم شریک بار یا تبعات آناند. افتادن در رودخانه و خروج پس از مدت طولانی نمادی از پردازش عاطفی عمیق است؛ رودخانه نمادی از احساسات ناخودآگاه و تغییر است و طولانی شدن زمان میتواند نشان دهد که برای عبور از بحران، زمان و فاصله لازم داشتهاید یا نیاز دارید.
قفل شدن درگاه و فکر فرار بین دو قطب پذیرش و مقاومت نوسان میکند: بخشی از شما ممکن است خود را در محدودیتی بیابد که آن را عادلانه یا محتوم میداند، و بخش دیگر خواهان آزادی، انتخاب یا خروج است. این تضاد غالباً با اضطراب، خشم پنهان و امید همراه است.
پیشنهاد ملایم: به منابعی از زندگی نگاه کنید که شما را محصور میکنند—روابط، کار، قوانین درونی یا انتظارات اجتماعی—و از خود بپرسید کدام گزینه «فرار» سالم است (تغییر، مرزبندی، گفتوگو) و کدام فرارهای شتابزده ممکن است مشکلساز باشند. گفتوگو با یک دوست قابل اعتماد یا مشاور میتواند به روشنتر شدن راه کمک کند.
سلام خواب دیدم در یک زندان با بردار کوچیکم زندانی شدیم و یک زندانی بود که هرموقع دوست داشتیم میمودیم بیرون و من تلاش میکردم که بردارم را بفرستم بیرون لطفا تعبیرش کنید
سلام. خوابتان موقعیت سنگین و رابطهٔ محافظتآمیزِ شما با برادر کوچکتر را به شکلی نمادین نشان میدهد.
نمادها و نشانهها
زندان در خواب اغلب نماد احساسی است که شما را محدود یا محصور میکند؛ این محدودیت میتواند از بیرون باشد مثل شرایطی اجتماعی یا کاری، یا درونی مثل ترس، عذاب وجدان یا احساس مسئولیت سنگین. حضور برادرتان در همان محبس تأکید میکند که این احساس محدودیت فقط برای خودتان نیست، بلکه مربوط به روابط و مسئولیتی است که نسبت به او دارید. زندانی که هر وقت خواست شما را بیرون میکند میتواند نمادی از بخشی از نفس شما یا شخصی در زندگیتان باشد که کنترل نسبی بر راهحلها و فرصتها دارد؛ کسی که گاهی دستبهکار میشود اما قابلاعتماد یا پایدار نیست.
تحلیل روانشناختی
تلاش شما برای فرستادن برادر بیرون نشاندهنده حس حفاظت و تلاش برای رهایی او از شرایط ناخواسته است. ممکن است در بیداری احساس مسئولیت سنگینی نسبت به وضعیت او داشته باشید یا نگران پیامدهای انتخابهایش باشید. همچنین این خواب میتواند بازتاب احساس ناتوانی یا خشم نسبت به قدرتهای بیرونی باشد که سرنوشت شما و خانواده را دیکته میکنند و گاهی اجازهٔ آزاد شدن میدهند و گاهی نه.
تحلیل احساسات
احساساتی که در خواب غالباند احتمالاً اضطراب، مراقبت شدید و گاهی درماندگی و بیثباتی هستند. ممکن است لحظاتی از امید و رهایی هم تجربه کردهاید زمانی که امکان خروج فراهم میشد، اما کنترل ناقص آن باعث نگرانی شده است.
پیشنهاد برای تأمل
به موقعیتهای کنونی فکر کنید: چه چیز یا چه کسی شما را یا برادرتان محدود کرده؟ چه بخشی از خودتان توان باز کردن قفلها را دارد و چقدر میتوان روی آن حساب کرد؟ گفتگو با برادرتان درباره احساسات و مرزها، ثبت رویا در دفتر و صحبت با کسی که به شما کمک کند بار مسئولیت را تقسیم کنید، میتواند مفید باشد. اگر احساس سنگینی ادامه داشت، مشورت با یک مشاور یا روانشناس هم میتواند راهگشا باشد.
این تعبیر راهنمایی است نه حکم قطعی. اگر بخواهید جزئیات بیشتری از خواب بگویید (چه احساسی دقیق در لحظات مختلف داشتید، آیا کسی دیگر بود، محیط زندان چگونه بود) میتوانم دقیقتر همراهیتان کنم.
سلامخواب دیدم که اتفاقی من را جایی میبرن مانند زندان
که پسرخاله از خود کوچیکتر انجاست اتاق مجهز داریم و روزی چند ساعت میتوانم با پسرخاله به خانه برویم خانه و زندان شهر دیگر است اشفته ام گوشی در دست داریم مشکلی ندارد حتی به دوستم زنگمیزنم که اسم شخصی که من مشکل برام درسکرده بگه میگوید ولی صدایش ضعیف است و به زندان میرویم و ازخواب بیدار میشوم
سلام. خوابات تصویری قوی و پر از تضاد نشان میدهد؛ هم محدودیت و هم پیوند، هم بیپناهی و هم امکان ارتباط. زندان معمولاً نماد احساس گرفتار بودن است — ممکن است در بخشی از زندگیات احساس کنی تحت کنترل قوانین، انتظارات یا تصمیمِ دیگران قرار داری. اینکه این «مکان زندان» با خانه در شهر دیگر یکی شده، نشانه فاصله یا جدایی عاطفی از جایی است که برایت امن است؛ شاید مجبور به کنار آمدن با شرایطی شدهای که هویت یا آرامشت را تهدید میکند.
حضور پسرخاله کوچکتر در خواب مهم است؛ او میتواند جنبهای کودکانه یا محافظتطلبِ درونت را نشان دهد، یا رابطه خانوادگیای که حس مسئولیت یا نگرانی برایش داری. اینکه اتاق «مجهز» است و اجازه رفتوآمد روزانه به خانه برقرار است، به معنی وجود منابع یا راهحلهای نسبی در زندگیات است؛ یعنی محدودیت هست اما نه مطلق — ترکیب آزادی کنترلشده و قیدها. این حالت اغلب وقتی رخ میدهد که مجبوریم بین وظیفه و خواستهٔ شخصی مصالحه کنیم.
گوشی در دست و تماس با دوست نمادی از امید به کمک و تلاش برای برقراری ارتباط است. صدای ضعیفِ دوستی که اسم کسی را میگوید ممکن است نشاندهنده پشتیبانی نامطمئن، اطلاعات مبهم یا خاطرهای سرکوبشده باشد؛ شاید کسی یا چیزی در گذشتهات باعث مشکل شده و هنوز صدا و تأثیرش واضح و قاطع بازنگشته. بیدار شدن در همان فضای زندان همراه با آشفتگی نشان از نگرانی ناتمام و اضطرابی دارد که نیاز به پردازش و بیان دارد.
پیشنهاد اینکه این خواب را به عنوان دعوتی برای تأمل بگیری: ببین در چه بخشهایی از زندگیت حس محدودیت یا کنترل میکنی، رابطهات با آن پسرخاله یا نمادهای خانواده چه احساسی در تو برمیانگیزد، و در کدام روابط پشتیبانیات ضعیف یا نامطمئن است. نوشتن خواب، گفتوگو با یک دوست قابلاعتماد یا مشاور و تمرین تمرکز و تنفس میتواند کمک کند آرامش بیشتری پیدا کنی و گامهای کوچکی برای بازپسگیری حس اختیار برداری. این تعبیر راهنمایی است برای فهم بیشتر نه حکم قطعی؛ اگر دوست داشته باشی درباره جزییات بیشتری از رابطهها یا احساسات اخیرت صحبت کنی، میتوانیم عمیقتر بررسی کنیم.
من خواب دیدم در زندانی هستم که در محدوده شهر خودم است ولی نامش عادل آباد است. در خواب خود دیدم که ماه محرم است و من با یک نفر دعوا میکنم و مرا به زندان میبرند وارد که شدم دیدم یه جای بود مانند یک سوله که همه زندانی ها آنجا نشستند و با یک دیگر صحبت میکنند و من آنجا دوتا از دوست هایم را دیدم. بعد اجازه گرفتم از زندان رفتم بیرون پول نداشتم خاستم از یه مغازه آنور خیابان خوراکی بگیرم و به آن گفتم پولش را بعد برایت می آورم و آن قبول کردو به زندان باز گشتم
فضای خواب و نمادها
خواب شما ترکیبی از مکان آشنا و عنصری غیرمنتظره (اسم «عادل آباد») را نشان میدهد؛ یعنی حس محلی که میشناسید اما در آن چیزی ناهماهنگ یا نامتعارف رخ داده است. زندان معمولاً نماد محدودیتهای درونی یا فشارهای اجتماعی است؛ سولهای که همه آنجا نشستهاند بیشتر نشانه جمعی از تجربههای مشابه یا حس تعلق به گروهی است که درگیر مشکل یا قضاوتاند.
محرم و مبارزه: بار عاطفی و اخلاقی
حضور ماه محرم در خواب یک لایه معنوی و اخلاقی به خواب میدهد؛ این ممکن است به احساس داغدل یا نیاز به تأمل، سوگ یا جبران مرتبط باشد. دعوا و بازداشت میتواند نشاندهنده تعارضی درونی یا بیرونی باشد که احساس میکنید پیامدهایش شما را محدود کرده؛ همزمان رنگ مذهبی خواب نشان میدهد که این تعارض برای شما بار اخلاقی یا اجتماعی هم دارد.
روابط و کمک گرفتن
دیدن دو دوست در بین زندانیها نشان از حمایت یا بخشهایی از خودتان دارد که در کنار شما هستند. رفتن بیرون با اجازه و نداشتن پول، سپس قول دادن به مغازهدار، نمادی از نیاز به اعتماد، تکیه کردن موقتی به دیگران و ترس از بدهکاری یا شرم است. پذیرفته شدن درخواستتان بیانگر این است که اطرافیان ممکن است به شما فرصت یا بخششی بدهند، اما شما هنوز برگشتن به وضعیت قبلی را حس میکنید.
چه چیزی میتواند به شما کمک کند
این خواب دعوتی است به نگاه کردن به تعارضات اخیر: آیا تنشهایی بوده که حس میکنید مورد قضاوت قرار گرفتهاید؟ آیا نیاز دارید مسئولیت یا طلبهایی را بپذیرید یا از دوستان و نزدیکان کمک بخواهید؟ پذیرش موقت کمک اشکالی ندارد، اما اینکه دوباره به همان محدودیتها بازگردید نشانه آن است که لازم است برای آزادی واقعی، راهکارهای عملی و عاطفی را دنبال کنید—صحبت کردن با کسانی که به شما نزدیکاند، روبهرو شدن با احساس گناه یا پشیمانی، و برنامهای برای بازپسگیری احساس کنترل.
از پیشگویی خودداری میکنم، اما میتوان گفت این خواب بیش از همه احساس محدودیت، نیاز به بخشش و تکیه بر دیگران را بازتاب میدهد. اگر بخواهید میتوانیم جزئیات بیشتری (مثلاً رابطه با آن دو دوست یا آن مغازهدار در زندگی واقعی) بررسی کنیم تا تعبیر دقیقتر و کاربردیتری ارائه بدهم.
سلام.هنگام خواب بعد از ظهر خواب دیدم خودمو به تصور اینکه جلب دارم به زندان معرفی میکنم.هیچکس را نمی بینم.فقط خودم کمد را باز میکنم وسایلمو میذارم و میرم محوطه.اونجا یهو بادم میاد موعد چک هام دو ماه بعد است و هیچ محکومیتی ندارم! یه ناشناس میاد میگه این فقط به من بدهکاره منم راضی به حبسش نیستم.بفکر میفتم چجوری از زندان خارج بشم.چون لباس و گوشی امو کمد گذاشتم و موقع خروج باید از رنذانبان اجازه بگیرم
سلام. خوابتان پر از نمادهای روانی و احساسی است و انگار دارد چیزی از درونتان را با زبان تصویر فریاد میزند. با آرامش میخوانم و چند جهت ممکن را با هم مطرح میکنم تا ملموس و انسانی به موضوع نزدیک شویم.
نمادها و برداشت روانشناختی
رفتن به زندان بهخواسته و گذاشتن وسایل در کمد شبیه تنبیه خودآگاه است؛ انگار بخشهایی از هویت و توان برقراری ارتباط را کنار گذاشتهاید تا خودتان را محدود کنید. نداشتن کسی در اطراف حس تنهایی و جداافتادگی را نشان میدهد؛ ممکن است در زندگی واقعی حس میکنید کمک یا همدلی لازم را ندارید. یادآوری زمان چکها و اینکه «هیچ محکومیتی ندارم» میتواند اشارهای به اضطراب انتظاری باشد؛ ترس از قضاوت یا ارزیابیای که هنوز نرسیده و شاید ناعادلانه یا نابهموقع احساس میشود. ناشناسِ مداخلهگر که میگوید «این فقط به من بدهکاره و من راضی به حبسش نیستم» ممکن است صدای درونیِ دفاعگر یا یک حامی بیرونی باشد که میخواهد مانع خودتنبیهی شما شود. نیاز به اجازه نگهبان برای خروج، نمادی از وابستگی به قواعد بیرونی یا نیاز به تایید دیگران برای رهایی و عمل کردن است.
تحلیل احساسات
در خواب ترکیبی از خجالت، اضطراب، امید و سردرگمی هست. خشم ملایم نسبت به محدودیتی که خودتان ایجاد کردهاید و در عین حال آرزوی آزادی و راهخروج. ترس از اینکه نتوانید بدون مجوز بیرون بیایید نشاندهنده احساس ناتوانی در کنترل شرایط یا هراس از مواجهه با پیامدهاست. لحظهای که میفهمید محکوم نیستید، بارِ موقتی آرامش میآورد اما ترس از بازپسگیری هویت (لباس، گوشی) مانع احساس کامل آزاد شدن میشود.
چه پیام یا راهکاری ممکن است داشته باشد
این خواب دعوتی است به مهربانی بیشتر با خود و بررسی اینکه چرا خودتان را مجازات میکنید یا پیشدستی به محدود کردن خود میکنید. قدمهای کوچک میتواند کمککننده باشد: شناختن و پس گرفتن بخشهایی از خود (نمادین مثل برداشتن گوشی یا لباس)، جستوجوی یک حامی واقعی یا درونی که جلوی خودتنبیهی را بگیرد، و مواجهه تدریجی با ترس از ارزیابیها (مثلاً شفافسازی در ارتباطات یا چککردن کارها زودتر). مراقب باشید نیاز به «اجازه گرفتن» نشانه وابستگی به تأیید دیگران نباشد؛ تمرین ابراز خواستهها و مرزبندی آرام میتواند قدرت شما را بازگرداند.
اگر دوست داشتید جزئیات بیشتری از زندگیتان به من بگویید، میتوانیم ارتباط خواب با موقعیتهای واقعی را دقیقتر ببینیم و راهکارهای عملیتر پیشنهاد دهم.
اگر خواب ببینی داری وسایلت را جمعه میکنی که به زندان بروی چیست.
در حالیکه انجام خیلی شلوغ بوده است و من دارم دنبال لباسهایم میگردم تا با خودم به زندادن ببرم
این خواب پر از نماد و احساس است و بیشتر از اینکه خبر از زندان واقعی بدهد، درباره تجربههای درونی و احساساتِ محدودیت و تدارک برای مواجهه با پیامدها حرف میزند. زندان در خواب اغلب نمادی از محدودیت، احساس گرفتار شدن، یا تنبیه درونی است؛ شاید بخشهایی از زندگیات را که دیگر آزادی قبلی را ندارند نشان میدهد: رابطه، کار، مسئولیت یا یک تصمیم بزرگ. جمعکردن وسایل وقتی قرار است «به زندان بروی» ممکن است به آمادهسازی برای تغییر یا پذیرش پیامدی اشاره داشته باشد که خودت آن را پیشبینی میکنی یا میترسی با آن روبهرو شوی.
شلوغی و بینظمی در خواب به آشفتگی ذهنی و اضطراب در بیداری اشاره دارد؛ وقتی محیط بیرونی یا درونی شلوغ است، احساس کنترلنداشتن و عجله برای انتخاب و تصمیمگیری شدت میگیرد. جستوجوی لباسها هم مهم است: لباس نماد هویت و نقشی است که میخواهی در موقعیت جدید نشان دهی. ناتوانی در پیدا کردن لباسها میتواند نشانگر سردرگمی درباره اینکه «چه کسی باشی» یا «چه تصویری از خودت ارائه کنی» در موقعیت محدودکننده باشد.
از نظر احساسات، ترس، شرم، عجله، استیصال و شاید نوعی تسلیم یا آمادهسازی دیده میشود. ممکن است بخشی از تو فکر میکند باید هزینهای بپردازد یا مسئولیتی را بپذیرد، و همزمان نگران قضاوت دیگران است.
برای استفاده از این خواب، میتوانی آرام و کنجکاوانه از خودت بپرسی: چه بخشی از زندگیام را محدود یا سرکوب کردهام؟ از چه عواقبی میترسم؟ چه هویت یا نقشی را آماده ندارم؟ نوشتن جزئیات خواب، حرفزدن با کسی که به او اعتماد داری یا مشاوره کوتاه با روانشناس میتواند کمک کند تا ریشههای این حس محدودیت و اضطراب روشنتر شود. تمرینهای نفسآرام، مرتبسازی تدریجی امور و دادن فرصت به خود برای تصمیمگیری آگاهانه هم میتواند احساس کنترل را بازگرداند.
سلام خواب دیدم دریه جای بودم شبیه یه کوه صخره ای راحت داخل اون کوه میچرخیدم ولی داخل ذهنم این بود که من زندانی شدم اونجا یکی از دوستام که راننده هست و همکارمم هست اونم اونجا بود ولی اون ازاد شد رفت یه قسمتی مردانه بودکه من اونجا بودم و یه قسمتی از اونجا زنانه بود که خواهرم ،با خواهر زاده اونجا بودن و خواهرم خیاطی میکرد من رفتم پیششون باهم زدیم بیرون میچرخیدیم که 2نفربودجلو خواهرم وایسادمنم یه مشتی زدم داخل شکمش افتاد منم اومدم یهو خواهرو وخواهر زادمو گمشون کردم خیلی دنبالشون گشتم رفتم یه جای خیلی ارتفاع داشت اونجا،خیلی ادم بود که 2نفر 2نفر نشسته بودن 2نفری ام بودن که داشتن فلوت میزدن تنبک خیلی اونجا صداشون کردم پیداشون نکردن دیگه از خواب پریدم تعبیر این خواب چیست،
سلام، خواب شما پر از نمادها و احساسهایی است که به گونهای لطیف و در عین حال آشفته با هم درگیرند. اول از همه حس «محبوس بودن» درون محیط سنگی و صخرهای نشان از جایی در روانتان دارد که محدود، سخت و شاید تنها به نظر میرسد؛ جایی که راحت میچرخید ولی درون ذهنتان احساس زندانی بودن میکردید. این تناقض میتواند بیانگر وضعی باشد که در ظاهر کنترل دارید اما در دل از محدودیت یا ناتوانی رنج میبرید.
دوست و همکارتان که راننده است و آزاد شد، به آزادی، حرکت و تسلط بر مسیر زندگی اشاره دارد؛ شاید آرزوی توانایی رفتن و پیشرفتن بدون مانع. تقسیم فضا به بخش مردانه و زنانه بر نقشها و مرزبندیهای اجتماعی یا درونخانوادگی دلالت دارد؛ حضور خواهرتان که خیاطی میکند نماد رابطهای مراقبانه، درستکردن و ترمیم است؛ خیاطی معمولاً نمادی از وصلکردن، بازسازی و خلق است. شما که با آنها بیرون میروید و ناگهان در مقابل یکی میایستید و مشت میزنید، نشانهای از عکسالعمل تند یا اقدام لحظهای است که با نیت محافظت یا رهایی انجام میشود اما نتیجهاش از دستدادن و گمکردنِ عزیزان است. این بخش خواب درباره تعارض درونی بین نیاز به دفاع از خود یا دیگران و پیامدهای ناخودآگاه این واکنشهاست.
جستجوی شدیدتان و رسیدن به جای مرتفعِ پرجمعیت که آدمها جفتجفت نشستهاند، حس جداافتادگی در میان جمع را نشان میدهد؛ شما تلاش میکنید در میان روابط و نقشهای زوجی یا اجتماعی کسی را بیابید اما ارتباط برقرار نمیشود. نوازندگانِ فلوت و تنبک تصویری قوی از صدا، پیام و هماهنگیاند؛ صدایشان را میشنوید ولی آنچه میخواهید را پیدا نمیکنید—این میتواند به احساس نشنیدهشدن یا عدم تطابق بین آنچه میخواهید بگویید و آنچه شنیده میشود اشاره کند.
در سطح عاطفی خواب پر از اضطراب، حس گناه یا پشیمانی (بهخاطر مشتزدن و گمشدنِ خواهر و خواهرزاده)، و نیاز عمیق به وصل و حمایت است. ممکن است در بیداری با فشارهای مسئولیت، محدودیتهای شغلی یا خانوادگی مواجه باشید که باعث میشود هم بخواهید آزاد باشید و هم حس کنید باید محافظ کسی باشید؛ این کشمکش به عکسالعملهای تند یا تصمیمهای لحظهای میانجامد که بعد از آن احساس گمشدن و تنهایی تشدید میشود.
پیشنهاد ملایم برای روبهرو شدن با این نمادها: به احساس «محبوس بودن» در زندگیتان دقیق شوید—کدام موقعیت یا نقش دارد شما را محدود میکند؟ آیا راهی برای بیان آرامِ نیازهایتان وجود دارد تا مجبور به واکنش تند نباشید؟ پیوندتان با خواهر و اعضای خانواده را با صحبت و نزدیک شدن حسابشده تقویت کنید، و اگر احساس گناه یا پشیمانی هست، با خودتان مهربان باشید و به جای محکومکردن، راهی برای جبران بیابید. موسیقی و خیاطی در خواب دعوتی است به استفاده از خلاقیت و هنر برای ترمیم و برقراری ارتباط؛ شاید یک فعالیت هنری یا گفتگوهای صادقانه بتواند فضای داخلی شما را نرمتر کند.
این تعبیر تلاش میکند چشماندازی انسانی از خوابتان بدهد نه حکم قطعی؛ اگر این موضوع شما را آزار میدهد، صحبت با یک دوست نزدیک یا مشاور میتواند کمککننده باشد تا احساسها را امن و ساختارمند بیرون بریزید و راههای عملی برای آرامش و بازسازی پیدا کنید.
خواب دیدم داخل دسشویی زندان یهو یکی اومد با داد بیداد گفت برو کنار آقا برو کنار دیدم واسه یه گنده لاتی داد میزنه که دسشویی رو خالی کنه.یارو گنده لاته رفت دسشویی و وقتیاومد بیرون دعوا شد و من بالا خواه گنده لاته درومدم.خلاصه گنده لاته منو برد سلول خودش که تو طبقه ۱۴ بود دیدم یه سری نشستن و جلو پاش بلند شدن و منو دیدن تعجب کردن.گفت یه اتاق به این دوستمون بدین و بعد رفت یه شلوار شیرازی مشتیبرام آورد و گفت نترس خودم هواتو دارم.خلاصه عجیب بود واقعا
خوابتان تصویری پرتنش اما نمادین از موقعیتی درونی و بینفردی است. ابتدا اجازه بدید هر سه رویکردی که خواستید را جداگانه ولی به هم پیوسته توضیح بدهم تا حس و معنای کلی بهتر روشن شود.
رویکرد روانشناسی
زندان در خواب اغلب نمادی از محدودیت، حس گرفتار بودن یا قوانینی است که در زندگی به شما تحمیل شدهاند؛ این میتواند محدودیتهای اجتماعی، شغلی یا حتی قوانین خود ساخته در درونتان باشد. دستشویی اما فضای بسیار شخصی و آسیبپذیر است؛ جای ضرورت رهایی و پاکسازی. ترکیب این دو یعنی نیاز به بیان یا رهایی در جایی که احساس میکنید محصورید. حضور یک «گنده لاتی» که ابتدا جایگاه را تصاحب میکند و بعد شما بالا میروید، میتواند بازتاب فرایند غلبه یا سازگار شدن با نیروهای بیرونی باشد—شاید شما در موقعیتی مجبور شدهاید با سلطهطلبی یا اقتدار دیگران مواجه شوید و ناچار شدهاید راهی برای حفظ خود پیدا کنید.
نمادشناسی
صحنه دادن دستور «برو کنار» نشانگر سلسلهمراتب اجتماعی و تقسیم فضاست؛ کسی حق تصمیمگیری درباره مرزهای شما را دارد. جنگ و بالا آمدن شما روی آن فرد نمادی از تغییر نقش: از حالت منفعل به فعال. سلول طبقه چهاردهم میتواند نشانگر جایگاهی بالا در همان ساختار محدود باشد؛ یعنی حتی در درون محدودیتها، امکان ارتقاء یا کسب تایید وجود دارد. واکنش سایر زندانیها (بلند شدن و تعجب) به معنی دیده شدن و مواجهه با نگاه دیگران است؛ دریافت توجه و شاید تعجب از تغییر شما. شلوار شیرازی مانند نمادی از هویت یا ابزار محافظتی است—پوشش تازهای که برای حضور در آن فضا به شما داده میشود تا امنتر یا مطابق با قوانین گروه شوید. جمله «نترس خودم هواتو دارم» نماد پشتیبانی و اتحاد، اما همچنین میتواند یادآور وابستگی به کسی باشد که امنیت را تأمین میکند.
تحلیل احساسات
در خوابتان هم ترس و اضطراب (اشاره به تهدید و مشاجره) حضور دارد و هم حیرت و نوعی آرامش موقت (وقتی شما را به اتاق میبرند و از شما مراقبت میکنند). ترکیب این احساسات نشان میدهد که در زندگی واقعی ممکن است همزمان از یک سو نگران دخالت یا سلطه دیگران باشید و از سوی دیگر از پیدا کردن پناه یا حامی احساس تسکین کنید. تعجب دیگران احتمالاً بازتاب حس جدیدِ دیده شدن یا تغییر جایگاه اجتماعی است که برایتان غیرمنتظره بوده.
پیشنهاد برای تأمل و عمل
این خواب دعوت میکند نگاه کنید که کجای زندگیتان احساس محدودیت دارید و کجا نیاز به رهایی یا بیان بیشتر دارید؛ آیا تغییر نقش یا گرفتن پشتیبانی از کسی باعث شده حس قدرت یا وابستگیتان تغییر کند؟ خوب است از خودتان بپرسید آیا پذیرفتن «شلوار جدید» یعنی تصاحب ویژگیهایی که برای تطبیق با گروه لازم است، برای شما واقعی و سازنده است یا صرفاً پوششی موقتی. اگر احساس میکنید بیش از حد به محافظان بیرونی تکیه میکنید، تمرینهای کوچکی مثل تعیین مرزهای روشن، یادداشتبرداری از موقعیتهای ناراحتکننده یا صحبت با یک نفر مورد اعتماد میتواند کمک کند تا امنیت روانی و خوداتکایی بیشتری بسازید.
در نهایت این خواب نه هشدار قطعی است و نه پیشگویی؛ بلکه آینهای است از دینامیکهای قدرت، نیاز به امنیت و تغییر جایگاه در محیطهای محدود. اگر خواستید میتوانیم با هم روی بخش مشخصی از این تصویر کار کنیم—مثلاً کجا در بیداری احساس زندانی بودن میکنید یا چه کسی در زندگیتان نقش «حامی» را دارد—تا تعبیر شخصیتری بدهیم.
سلام من خواب دیدم تو زیر زمین خونمون یه زندون سلول به سلول هستش که منم تو یکی از اونها زندونیم(فک کنم مامانم زندونیم کرده بود چون از چشمش میخواستم دور بمونم) و دستام و با زنجیر بستن بابام هر از گاهی میاد بهم سر میزنه یبار که همینجوری نشسته بودم تونستم زنجیر و از دستم باز کنم و در زندان و باز کنم و برم بیرون بشینم ولی فرار نکردم و دوباره به زندان برگشتم و وقتی بابام اومد بهش گفتم گشنمه اونم خوراکی اورد
این خوابی که تعریف کردی، پر از نشانههای عاطفی و درونیست و بیشتر از آنکه به «اتفاق بیرونی» مربوط باشد، به حال و احساسات خودت برمیگردد.
زیرزمین خانه: زیرزمین معمولاً در خواب نماد «ناخودآگاه» و بخشهای پنهان روح و احساسات ماست؛ چیزهایی که در ظاهر زندگی روزمره نشان نمیدهیم. این یعنی موضوع این خواب، بیشتر به احساسات عمیق و پنهان تو درباره خانواده و خودت مربوط است.
زندان و زندانی بودن: زندان در خواب معمولاً نشانه احساس «محدودیت»، «کنترل شدن»، «نداشتن آزادی انتخاب» یا حتی «احساس گناه» است. این که تو را سلول به سلول زندانی کردهاند، میتواند نماد این باشد که احساس میکنی خیلی تحت نظارت و کنترل هستی، بهخصوص از طرف خانواده.
اینکه فکر میکنی مادرت تو را زندانی کرده چون میخواستی از چشمش دور بمانی: این قسمت بسیار مهم است. یعنی در درونت همزمان دو حس متضاد داری:از یک طرف نیاز به استقلال، خلوت و دور شدن از کنترل و نگاه مادر؛از طرف دیگر، حس میکنی اگر دور شوی یا بخواهی فاصله بگیری، «تنبیه میشوی» یا مورد قبول واقع نمیشوی.این میتواند نشانه یک کشمکش درونی باشد: میخواهی خودت باشی، ولی از دست دادن تأیید و محبت مادر یا ناراحت کردنش برایت ترسناک است.
زنجیر به دستها: زنجیر نماد وابستگی اجباری، احساس ناتوانی در تصمیمگیری یا گیر افتادن در شرایطی است که کنترلی روی آن نداری. ممکن است در زندگی واقعی در زمینهای (رابطه با خانواده، انتخابهای شخصی، تحصیل، ازدواج، شغل، رفتوآمد و…) احساس کنی «دستهایت بسته است».
حضور پدر که هر از گاهی سر میزند: پدر در خواب غالباً نماد «حامی»، «نقش قدرت» یا «قانون» است. این که او میآید به تو سر میزند، یعنی در عین احساس محدودیت، یک تکیهگاه یا منبع حمایت هم هست. شاید در واقعیت هم، با وجود سختگیریها یا محدودیتها، ته دلت میدانی که خانوادهات نگران و دوستت دارند، حتی اگر نوع رفتاری که نشان میدهند برایت شبیه زندان باشد.
باز کردن زنجیر، خروج از سلول و دوباره برگشتن: این بخش از خواب بسیار کلیدی است. تو توانستی زنجیر را باز کنی و از زندان بیرون بروی، اما فرار نکردی، برگشتی سر جای خودت. این یعنی:در درونت قدرت و توانایی تغییر، استقلال و آزاد شدن هست؛اما چیزی (ترس، وابستگی عاطفی، احساس وظیفه، احساس گناه یا ترس از قضاوت خانواده) تو را وادار میکند داوطلبانه به همان «زندان» برگردی.این دقیقاً نماد یک «زندانی درونی» است، نه فقط بیرونی. یعنی حتی اگر راه آزادی باشد، بخشی از وجودت هنوز آمادگی رها شدن کامل را ندارد، چون به آن وضعیت عادت کردهای یا از آزادی و مسئولیتهایش میترسی.
گفتنِ «گشنمه» به پدر و آوردن خوراکی: گرسنگی در خواب فقط گرسنگی جسمی نیست؛ نماد یک نیاز عاطفی و روانی هم میتواند باشد. مثل نیاز به محبت، توجه، درک شدن، حمایت یا امنیت. این بخش خواب میتواند نشان دهد که:با وجود احساس محدودیت، تو هنوز از پدرت (و در معنای وسیعتر، از خانوادهات) انتظار تأمین نیازهایت را داری؛و آنها هم تا حدی این نیاز را پاسخ میدهند، ولی در چهارچوب همان «زندان عاطفی» و کنترلی.این یعنی یک وابستگی عاطفی عمیق هست که نمیگذاری کامل رها شود.
جمعبندی تعبیر خواب:این خواب بیشتر از هر چیز از یک کشمکش درونی خبر میدهد:احساس محدودیت، کنترل شدن و زندانی بودن در شرایط فعلی (بهخصوص در رابطه با خانواده، مخصوصاً مادر)؛همزمان، وابستگی عاطفی شدید و ترس از دور شدن واقعی؛قدرت درونی برای رها شدن و تغییر، اما تردید و دودلی در استفاده از این قدرت؛نیاز عمیق به محبت، حمایت، توجه و «غذا دادن روحی» از طرف پدر و خانواده.
به زبان سادهتر:تو در مرحلهای هستی (یا ذهنت در چنین فضایی است) که میخواهی بزرگتر، مستقلتر و خودت باشی، اما هنوز بین آزاد شدن و وابسته ماندن گیر کردهای. از یک طرف میخواهی از نگاه و کنترل مادرت دور شوی، از طرف دیگر نمیخواهی عشق، امنیت و حمایت خانواده را از دست بدهی. برای همین در خواب، خودت را از زنجیر آزاد میکنی، اما فرار نمیکنی و برمیگردی؛ یعنی هنوز آماده یک جدایی یا استقلال کامل نیستی.
پیشنهاد:اگر شرایط واقعی زندگیات هم شبیه این حسهاست، آرامآرام و با گفتوگوی محترمانه و صادقانه، میتوانی سعی کنی:مرزهای شخصی خودت را با خانواده مشخصتر کنی؛احساساتت (نیازت به کمی آزادی، خلوت، تصمیمگیری مستقل) را بدون جنگ و تنش بیان کنی؛و در عین حال، وابستگی عاطفی سالم را نگه داری، نه به شکل «زندان»، بلکه به شکل «حمایت متقابل».
این خواب هشدار منفی نیست؛ بیشتر یک آینه است که وضعیت درونیات را نشان میدهد و میگوید: «تو قفلها را میتوانی باز کنی، اما باید تصمیم بگیری چطور میخواهی بین آزادی و امنیت تعادل بهتری بسازی.»
حواب دیدم دوستم از یکی یه بسنه دستمال کاغذی گرفت و بین همه پخش کرد
صاحب دستمال کاغذی دوسه نفر ریختن یر دوستم و کتکش زدن(من کتک خوردنشو ندیدم) و به زندان بردن
بعد دوستم ازم خواست منم برم پیشش تنها نباشه
بهش گفتم من زندان حوصله ام سر میره ولی به اصرارش رفتم
تو زندان مشغول توپ بازی با دوستام بودم که از خواب بیدار شدم
تعبیر خوابت را اگر بخواهیم قانعکننده و دقیق نگاه کنیم، چند لایه مهم در آن دیده میشود:
۱. «دستمال کاغذی» و تقسیم کردن آن بین همهدر خواب، چیزهایی مثل دستمال کاغذی که وسیله پاککردن و تمیزکردن هستند، معمولاً نماد احساسات، ناراحتیها، اشتباهات یا حرفهایی است که نیاز به «پاک شدن» دارند.اینکه دوستت از یک نفر بسته دستمال کاغذی میگیرد و بین همه پخش میکند میتواند نشاندهنده این باشد که:
او موضوعی، حرفی یا رفتاری را بین جمع پخش میکند (مثلاً یک راز، یک حرف حساس، یا کاری که عواقب دارد).
یا اینکه دارد سعی میکند مشکلی را بین همه تقسیم کند، یعنی بار یک مسئله فقط روی دوش خودش نباشد.
به زبان ساده: دوستت ممکن است در بیداری درگیر موضوعی باشد که پای آدمهای مختلف به آن باز شده، یا قرار است باز بشود.
۲. «صاحب دستمال کاغذی» و کتک خوردن دوستت و زندانصاحب دستمال کاغذی نماد صاحب حق، صاحب مال یا کسی است که در واقع حق به جانب است؛ یا حداقل در خواب، اینطور نشان داده میشود. اینکه او و چند نفر دیگر روی دوستت میریزند و او را میزنند و بعد به زندان میبرند، تعبیری مهم دارد:
احتمالاً در ناخودآگاه تو، دوستت درگیر کاری است که ممکن است برایش دردسر، توبیخ، آبروریزی یا محدودیت ایجاد کند.
زندان، نماد محدودیت، گرفتاری، تحت فشار بودن، گیر افتادن در یک شرایط سخت (خانوادگی، کاری، عاطفی، قانونی و حتی درونی) است.
اینکه خودت صحنه کتک خوردن را ندیدی، میتواند نشان دهد که:
تو فقط نتیجه مشکلات دوستت را میبینی، نه همه پشت پرده را.
ممکن است از عمق ماجرا یا علت اصلی گرفتاری او کاملاً خبر نداشته باشی، اما میدانی او در دردسر یا فشار است.
۳. درخواست دوستت که میخواهد تو هم زندان برویدوستت از تو میخواهد که به زندان بروی تا تنها نباشد. این قسمت از خواب خیلی گویاست:
او در ذهن تو کسی است که در سختیهایش، روی همراهی تو حساب میکند.
ممکن است در بیداری هم، او دنبال حمایت عاطفی، مشورت یا حتی شراکت در یک تصمیم پرخطر باشد.
تو در جواب میگویی: «من زندان حوصلهام سر میره»؛ یعنی:
در درونت میدانی ورود کامل به مشکلات و محدودیتهای او، آزادی و آرامش خودت را میگیرد.
یک کشمکش درونی داری بین وفاداری و همراهی با دوستت، و حفظ آزادی و آسایش خودت.
اما با اینحال به اصرار او میروی؛ این یعنی:
میترسی او را تنها بگذاری.
حس مسئولیت، عاطفه، یا ترس از اینکه «نامرد» به نظر برسی، تو را به طرف همراهی میکشاند، حتی اگر در دلت راضی نباشی.
۴. «تو زندان توپ بازی کردن»این قسمت خیلی مهم است چون نشان میدهد که روان تو چطور با محدودیت کنار میآید:تو به زندان میروی، اما بهجای عذاب کشیدن، مشغول توپبازی با دوستانت هستی. یعنی:
قدرت تطبیقپذیری داری؛ حتی در شرایط محدود و سخت، باز هم راهی برای سرگرمی، رفاقت و سبککردن فضا پیدا میکنی.
حضور دوستان در زندان نشان میدهد که تو تنها نمیمانی، و دایره دوستان و حمایت اجتماعیات، حتی در شرایط سخت، همراهت است.
از طرفی این میتواند هشدار ملایمی هم باشد: سختی و محدودیت را با شوخی، بازی و سرگرمی میپوشانی تا کمتر اذیت شوی؛ اما عمق محدودیت را هم نباید دستکم بگیری.
۵. برداشت کلی و پیام اصلی خوابترکیب این نمادها، یک پیام روشن دارد:
احتمالاً در زندگی واقعی، یکی از دوستانت (یا در کل، مفهوم «دوست») درگیر ماجرا، تصمیم یا کاری است که میتواند برایش محدودیت، دردسر یا پیامد منفی بیاورد.
تو در ناخودآگاهت نگران او هستی، ولی همزمان میترسی آنقدر درگیر مشکلاتش شوی که زندگی و آزادی خودت تحت تأثیر قرار بگیرد.
خوابت نشان میدهد تو انسانی رفیقدوست و همراه هستی، اما باید مرز سلامت خودت را هم بشناسی؛ یعنی:
میتوانی حامی باشی، مشورت بدهی، کنارش بمانی؛
اما لازم نیست خودت را صددرصد قربانی مشکلات دیگران کنی.
از طرف دیگر، اگر در این روزها در فکر وارد شدن به یک کار پرخطر با دوستت هستی (کاری مالی، قانونی، شغلی، یا حتی یک رابطه عاطفی مبهم)، این خواب میتواند نقش یک هشدار را هم داشته باشد:
قبل از «امضا کردن» یا «همدست شدن» برای هر کاری، خوب فکر کن.
فقط به احساسات و رفاقت تکیه نکن؛ عاقلانه جوانب را بسنج که بعدها احساس «زندانی شدن» در یک موقعیت را تجربه نکنی.
۶. نتیجه برای تواین خواب نه بد است و نه لزوماً شوم؛ بیشتر شبیه چراغ زرد است، نه چراغ قرمز.
نشانت میدهد قلبت مهربان است و برای رفیقت از خودت مایه میگذاری.
اما تشویقت میکند برای خودت حد و مرز بگذاری:همراه باش، دلسوز باش، اما کاری نکن که مجبور شوی در مشکلاتی زندانی شوی که از اول متعلق به تو نبودهاند.
اگر این روزها واقعاً دوستی داری که درگیر مشکل است، بهترین کار این است:
بهجای اینکه فقط «همراه در زندان» باشی، سعی کن «کمککننده برای رهایی» باشی؛یعنی راهحل پیدا کنی، مشورت عاقلانه بدهی، و اگر میبینی مسیری که میرود خطرناک است، شفاف و صادقانه به او بگویی، حتی اگر لحظه اول خوشش نیاید.
سلام خواب دیدم توی زندان هستم ولی گفتن آزاد هستی ولی مسیری که می خواستیم بریم دریا بود و با مشکلات و سختیهای زیادی می بایستی طی می کردیم چون دستم زخمی بود و قایقی که داشتم خیلی داغون بود لطفا تعبیرش را بفرمایید
خوابتان تصویری نمادین از یک «دوران گذر» و عبور از سختیها به سمت آزادی و آرامش است. میتوان آن را اینطور تعبیر کرد:
۱. زندان، ولی با اعلام آزادیاین که خودتان را در زندان دیدهاید اما گفتند «آزاد هستی»، نشان میدهد در دنیای بیداری احساس محدودیت، فشار یا گرفتاری میکنید (از نظر شغلی، خانوادگی، مالی یا عاطفی)، اما در عین حال شرایط به سمت باز شدن و رهایی در حرکت است. یعنی درِ راهحلها و آزادی برایتان باز شده، ولی شاید خودتان هنوز کاملاً این آزادی و توانایی را باور نکردهاید.
۲. رفتن به سمت دریادریا معمولاً نماد احساسات عمیق، آرامش، وسعت فرصتها و گاهی یک تغییر بزرگ در زندگی است. این که مقصد شما دریا بوده، نشان میدهد در ناخودآگاهتان میل شدیدی به رسیدن به آرامش، رهایی روحی یا شروع یک فصل تازه در زندگی دارید. ممکن است به فکر یک تغییر جدی باشید (مثلاً تغییر شغل، مهاجرت، شروع یا پایان یک رابطه، یا دگرگونی در سبک زندگی).
۳. سختیها و مشکلات در مسیراین نمادِ واقعی بودن مسیر است: شما در راه رسیدن به هدفتان، با موانع، نگرانیها و چالشهایی مواجه خواهید شد یا هماکنون با آنها دست و پنجه نرم میکنید. خواب دارد تأکید میکند که راه شما درست است، اما آسان و بیدردسر نیست؛ باید صبور و مقاوم باشید.
دست زخمیزخم روی دست معمولاً نشانه این است که از گذشته یا از یک رابطه/شرایط، آسیب روحی یا حتی جسمی دیدهاید، یا احساس خستگی و فرسودگی از کار و مسئولیت زیاد دارید. دست، نماد «توان انجام کار و کنترل امور» است. زخم دست میتواند به این معنا باشد که احساس میکنید قدرت و توان قبلی را برای کنترل اوضاع ندارید، یا از بابت تصمیمهایتان تردید و درد درونی دارید. اما زخم، هرچند دردناک، نشانه این هم هست که بدن در مسیر ترمیم است؛ یعنی با زمان و مراقبت، دوباره قویتر میشوید.
۵. قایق داغونقایق وسیله عبور از سختیهای مسیر (دریا، مشکلات، احساسات متلاطم) است. این که قایقتان خراب و داغون بوده، نشان میدهد ابزارها، شرایط یا امکاناتی که اکنون در اختیار دارید، از نظر خودتان کافی و مطمئن به نظر نمیرسند. مثلاً:
احساس میکنید حمایت کافی از اطرافیان ندارید؛
از نظر مالی یا روحی خودتان را آماده این تغییر نمیدانید؛
یا به تواناییها و انتخابهای خودتان بدبین شدهاید.
با این حال، همین که با وجود قایق خراب باز هم تصمیم حرکت به سمت دریا وجود دارد، معنایش این است که در عمق وجودتان آمادهاید با همین امکانات محدود هم برای بهتر شدن اوضاع تلاش کنید.
جمعبندی تعبیراین خواب نشان میدهد:
دورهای از فشار، محدودیت یا ناراحتی را پشت سر میگذارید، اما «راه آزادی» برایتان باز است؛
در فکر یک تغییر عمیق و رسیدن به آرامش و رهایی هستید؛
در این مسیر، به مشکلات، ترسها و زخمهای قدیمی (روحی یا حتی جسمی) برخورد میکنید؛
و احساس میکنید امکانات و حمایت کافی ندارید، اما توان عبور در شما هست.
توصیه ضمنی خواب
از تغییر و حرکت به سمت شرایط بهتر نترسید، ولی واقعبین و صبور باشید.
به ترمیم «زخمها» اهمیت بدهید؛ یعنی اول خودتان و حال روحیتان را تقویت کنید، بعد سراغ تصمیمهای بزرگ بروید.
اگر لازم است، از افراد قابل اعتماد (خانواده، مشاور، دوست آگاه) کمک و مشورت بگیرید تا «قایقتان» محکمتر و مطمئنتر شود.
به طور کلی، این خواب نویددهنده آن است که از یک وضعیت محدود و خستهکننده به سمت فضایی بازتر و آرامتر در حرکت هستید، اما لازم است خودتان را جدیتر تقویت کنید و از سختیهای بین راه نترسید.
سلام من خواب دیدم به دلیلی که خودم نمیدونم تو بازداشتگاهم
بعد اسم اون مکان و نمیدونستم
هر موقع میخواستم برای یه کاری از سلولم برم بیرون سمت چپ بسته بود و باید از سمت راست میرفتم
ولی من همش اشتباه از سمت چپ میخواستم برم و بعد که زندانبانم میگفت از اینور برو میفهمیدم
و زندانبان اسم منو میدونست
چه تعبیری داره؟
خوابی که دیدید میتواند چند لایه معنا داشته باشد و بیشتر به وضعیت روحی، تصمیمها و مسیر زندگیتان مربوط است تا یک اتفاق بیرونی مشخص.
اول از همه، «بازداشتگاه» یا «زندان» در خواب معمولاً نشانهی احساس محدودیت، فشار، یا گیر افتادن در یک شرایط است؛ مثل شغل، رابطه، خانواده، درس، یا حتی درگیریهای درونی و فکری. اینکه خودتان نمیدانستید چرا آنجا هستید، میتواند نشان دهد که در بیداری هم شاید دقیقاً نمیدانید چرا اینقدر تحت فشارید یا چرا اینقدر خودتان را محدود، مقصر یا زندانی میبینید.
نکته مهم خواب شما «سمت چپ بسته بود و باید از سمت راست میرفتید» است، ولی شما مدام اشتباهی سمت چپ میرفتید و زندانبان مجبور میشد راه درست را به شما یادآوری کند. این بخش، خیلی پیام روشنی دارد:
در زندگیتان راهی هست که برایتان باز و ممکن است (سمت راست)، ولی شما عادت کردهاید یا ناخودآگاه به سمت راهی میروید که بسته است (سمت چپ):یعنی احتمالاً در یک زمینهی مهم – انتخاب شغل، مسیر تحصیلی، نوع رابطه، سبک زندگی، یا حتی نوع فکر کردن – راهی وجود دارد که درستتر و هموارتر است، اما یا بهخاطر عادت، یا ترس، یا تردید، مدام سمت گزینهی غلط، بنبست یا سختتر میروید.
«زندانبان» که اسم شما را میداند، نماد دو چیز میتواند باشد:• بخشی از خودِ آگاه شما (وجدان، عقل، خرد درونی) که میخواهد راه درست را به شما یادآوری کند.• یا شخص/سیستمی در زندگیتان (مثلاً یک نفر که روی شما تسلط دارد: والد، مدیر، معلم، یا حتی قوانین اجتماعی) که شما را هم محدود میکند و هم هدایت.
اینکه زندانبان اسم شما را میداند یعنی این نیروی کنترلکننده شما را بهخوبی میشناسد؛ انگار یا خودتان دارید خودتان را محدود میکنید (با ترسها، خودسرزنشی، کمالگرایی، احساس گناه)، یا کسی در زندگیتان هست که هم روی شما تسلط دارد، هم از خصوصیاتتان آگاه است.
سمت راست در تعبیر سنتی خوابها معمولاً نماد راه بهتر، راه عقل، راه درستتر و گاهی راه معنویتر است. سمت چپ میتواند سمبل راهی باشد که از روی عادت، هیجان لحظهای، یا حتی لجبازی انتخاب میشود، اما آخرش به بنبست میرسد. اینکه هر بار «بعد از تذکر زندانبان» متوجه میشوید که اشتباه میرفتید، یعنی:
در بیداری هم وقتی اشتباه تصمیم میگیرید، معمولاً بعد از تذکر، توبیخ، فشار یا برخورد با نتیجهی بد، تازه میفهمید که راهتان درست نبوده.
انگار زندگی یا وجدانتان مدام دارد به شما میگوید: «این راه نه، از اینیکی برو.»
پیام قوی این خواب میتواند این باشد که:الان در یک مقطع هستید که باید در مورد یک موضوع مهم، مسیر خودتان را عوض کنید. شما عادت دارید یک مدل تصمیم بگیرید یا یک نوع واکنش نشان دهید که هر بار شما را در بنبست میاندازد، اما یک راه باز و درستتر وجود دارد که شاید نادیدهاش میگیرید.
برای اینکه این خواب به نفعتان عمل کند، پیشنهاد عملی این است:
چند روز با خودتان صریح باشید و بپرسید:• الان در کجای زندگیام احساس «زندان» میکنم؟• در چه تصمیم یا رابطه یا عادتی مدام به بنبست میخورم؟• چه راه/گزینهای را میشناسم که میدانم بهتر است ولی به سراغش نمیروم؟
ببینید «زندانبان» در زندگی واقعی شما بیشتر به چه کسی شبیه است:• خودِ درونی عاقلتان که میگوید این کار را نکن، از آن راه برو.• یا یک آدم/سیستم بیرونی که هم محدودتان کرده هم راهنماییتان میکند.هر کدام که باشد، پیام این است که به هشدارها و نشانهها جدیتر گوش دهید.
این خواب نشانهی بدبختی یا گرفتاری حتمی نیست؛ بیشتر مثل یک هشدار مهربان است:اگر همان عادتهای فکری یا رفتاری را ادامه دهید، باز هم به همان درها و بنبستها میخورید.اگر شجاعت داشته باشید مسیرتان را کمی عوض کنید، راه «سمت راست» برای شما باز است.
بهطور خلاصه، تعبیر خواب شما این است:در زندگیتان جایی احساس اسارت و محدودیت دارید و در تصمیمگیریهایتان عادت دارید سمت راههای بسته بروید، درحالیکه یک راه درستتر و بازتر وجود دارد. خوابتان از شما میخواهد به هشدارها، نشانهها و صدای عقل/وجدان درونیتان بیشتر توجه کنید و شجاعانه مسیرتان را عوض کنید، چون راه درست برایتان فراهم است؛ فقط باید دیگر از همان سمت بسته نروید.
سلام خواب دبدم مادرم داره خواب میبینه و تو خواب حرف میزنه بمن میگه پاشو برو مار زنت را بخاطر یکیلو برنج دارن میبرن زندان منم بیدارش کردم اینم بگم مادر فوت کردن
خواب شما چند لایه داره و بهتره با دقت به جزئیاتش نگاه کنیم:
۱. حضور مادری که فوت کردهدیدن مادر فوتشده در خواب معمولاً نشانهی دلتنگی، نیاز به حمایت عاطفی، یا راهنمایی معنوی است. اینکه ایشان در خواب شما ظاهر شده و شما را صدا میزند، میتواند نشانهی این باشد که در یک موقعیت مهم زندگیتان قرار دارید و در ناخودآگاهتان دنبال نصیحت و حمایت مادری هستید.در تعبیرها، حرف زدن فرد فوتشده معمولاً جدی گرفته میشود و آن را نوعی «هشدار» یا «آگاه کردن» میدانند.
۲. «زنات را به خاطر یک کیلو برنج میبرند زندان»این بخش خواب، قسمت کلیدی آن است. در تعبیر خواب، چیزها معمولاً نماد هستند:
«زن / همسر» در خواب، گاهی نماد خانواده، آبرو، آرامش خانه یا حتی بخشی از شخصیت خود شماست.
«یک کیلو برنج» نمادی از روزی، رزق، مسائل مالی کوچک ولی مهم، یا حتی موضوعی به ظاهر ساده و پیشپاافتاده است.
«زندان» نماد درگیر شدن در مشکل، گرفتاری، محدودیت، فشار روحی یا آبرویی است.
ترکیب اینها چنین پیامی میرساند:به نظر میرسد ذهن شما نگران است که به خاطر یک مسئلهی مالی، مادی یا کاری که شاید در ظاهر «کوچک و بیاهمیت» به نظر برسد، برای همسرتان (یا خانوادهتان/آبرویتان) دردسر، محدودیت یا گرفتاری بزرگی پیش بیاید.به زبان ساده: مادر در خواب دارد به شما هشدار میدهد که مواظب باشید یک موضوع کمارزش (مثل یک کیلو برنج – یعنی چیزی کوچک) باعث دردسر جدی (زندان – یعنی گرفتاری و محدودیت شدید) برای همسرتان یا خانوادهتان نشود.
۳. بیدار کردن مادر در خواباینکه در خواب میبینید مادرتان خواب است و شما او را بیدار میکنید، میتواند این معنا را داشته باشد که شما در بیداری دنبال «بیدار کردن وجدان، عقلانیت یا نصیحت مادری» در درون خودتان هستید. یعنی انگار در ناخودآگاهتان میخواهید از مادرتان کمک بگیرید و او هم با این پیام به شما هشدار میدهد.
۴. پیام کلی خوابخواب شما بیشتر شبیه یک اخطار مهربانانه است تا یک پیشگویی ترسناک.چند نکتهی احتمالی در این پیام نهفته است:
در معاملات، کارهای مالی، قرض و بدهی، اسناد، یا حتی امانت گرفتن و امانت دادن، خیلی دقت کنید، حتی اگر موضوع کوچک به نظر برسد.
مراقب باشید به خاطر یک سود کم، یک بیدقتی، یا یک کار به ظاهر ساده، زندگی و آبروی همسرتان یا خانوادهتان به خطر نیفتد.
اگر الان اختلاف، سوءتفاهم یا مسئلهای بین شما و همسرتان (یا خانوادهی او / شما) بر سر پول، هزینهها، بدهی، یا مسائل ریز مالی وجود دارد، بهتر است با آرامش و عقلانیت حلش کنید تا به جای «دردسر بزرگ»، تبدیل به یک تجربهی خوب شود.
ممکن است نشانهی نگرانی درونی شما از امنیت و آرامش همسرتان هم باشد؛ یعنی دلتان نمیخواهد او اذیت شود یا به هر دلیلی گرفتار شود و این ترس در قالب زندان در خواب ظاهر شده.
۵. از نظر معنوی و عاطفیبعضیها معتقدند وقتی والدین فوتشده در خواب هشدار میدهند، بهتر است:
برایشان خیرات و صدقه بدهید.
اگر کار ناتمامی بین شما و ایشان بوده (مثلاً نذری، صدقهای، یا حقی که باید ادا میشده) سعی کنید آن را جبران کنید.
برای آرامش روح مادرتان فاتحه بخوانید و یادی از او بکنید.
جمعبندیاین خواب بیشتر به شما میگوید:مواظب مسائل مالی و مادی، حتی اگر کوچک باشند، باش. نگذار یک بیاحتیاطی یا سهلانگاری، برای همسرت یا خانوادهات مشکل و محدودیت درست کند. از عقل، احتیاط و انصاف در کارهایت استفاده کن.حضور مادرتان در خواب هم نشانهی محبت، دلسوزی و نوعی هشدار از سر خیرخواهی است.
اگر دوست دارید، میتوانید کمی از شرایط فعلیتان (از نظر مالی، خانوادگی یا شغلی) بگویید تا دقیقتر بگویم این خواب بیشتر به کدام بخش زندگیتان نزدیک است.
سلام من خواب دیدم داداشم که چند سالی هست با هم قهریم اومده جلو در خونمون بعد من رفتم جلو در منو بغل کرد و از سر شونم گاز گرفت بهش گفتم فکر نمیکنی خیلی دیر اومدی بهم گفت زندان بودم گفتم میای از این به بعد گفت آره
ممنون میشم تعبیرش کنید
خوابی که تعریف کردید، از نظر روانی و نمادین چند پیام مهم در خودش دارد و میتواند نشانهی یک تغییر مثبت در رابطهی شما و برادرتان باشد، حتی اگر در دنیای واقعی هنوز خبری از آشتی نباشد.
چند نکتهی اصلی در تعبیر این خواب:
۱. آمدن برادر دم درِ خانه«درِ خانه» در خواب معمولاً نماد مرز بین درون و بیرون، یعنی مرز بین دنیای درونی شما (احساسات، خانواده، صمیمیت) و دنیای بیرونی است. اینکه برادرتان بعد از سالها قهر، جلوی درِ خانهتان ظاهر شده، نشانهی نزدیک شدنِ دوباره، امکان آشتی، و باز شدن راه ارتباط است؛ یعنی در ناخودآگاهتان، او دوباره دارد به «حریم زندگیتان» نزدیک میشود.
۲. بغل کردن شماآغوش در خواب، نماد محبت، دلتنگی، نیاز به صمیمیت و آشتی است. اینکه او شما را بغل میکند یعنی در عمق ذهن و قلبتان، هنوز بین شما و او پیوند عاطفی و نیاز به ارتباط وجود دارد؛ قهر و فاصله، این احساس را کاملاً از بین نبرده است. این میتواند نشان دهد که یا شما دلتان برای او تنگ شده، یا در ناخودآگاهتان به این پیوند اهمیت میدهید، حتی اگر در ظاهر نخواهید به روی خودتان بیاورید.
۳. گاز گرفتن از روی شانهتانشانه در تعبیر خواب، معمولاً نماد مسئولیت، تکیهگاه بودن و بار زندگی است. گاز گرفتن میتواند دو لایه داشته باشد:
از یک طرف، نوعی ابراز احساس شدید است؛ ترکیبی از محبت و ناراحتی یا حتی دلخوری.
از طرف دیگر، میتواند اشاره به این داشته باشد که برادرتان (در دنیای واقعی یا در ذهن شما) روی شانههای شما «اثر» گذاشته؛ یعنی هنوز سنگینی چیزی از سمت او روی دل و ذهن شما مانده: دلخوریهای قدیمی، حرفهای نزده، یا دردی که فراموش نشده است.اما چون این گاز گرفتن همراه با بغل کردن است، بیشتر به شکل ابراز احساسات شدید تعبیر میشود تا دشمنی یا آسیب واقعی. یعنی رابطهای که هم عشق در آن هست، هم رنج.
۴. جملهی «فکر نمیکنی خیلی دیر اومدی؟»این جمله، صدای دلِ خودِ شماست. نشان میدهد در درونتان احساسی از «دیر شدن»، «از دست رفتن زمان» و شاید حسِ «چرا زودتر نیامد؟» وجود دارد. شما هم دلتان آشتی میخواهد، هم دلخوری و گله در وجودتان زنده است. این نشاندهندهی این است که قهر برایتان بیاهمیت نبوده و زخمهایی جا گذاشته، اما هنوز درِ دلتان کاملاً بسته نشده.
۵. جواب او: «زندان بودم»«زندان» در خواب، الزماً زندان واقعی نیست. غالباً نماد گرفتاری، محدودیت، یا شرایطی است که انسان را از دیگران جدا میکند؛ مثل مشکلات، فشارهای روحی، تعصبات، لجاجت، یا حتی اشتباهات گذشته.این جمله میتواند دو معنا داشته باشد:
یا شما در ناخودآگاهتان برای رفتارهای او یک نوع «توجیه» پیدا کردهاید؛ یعنی ذهنتان میگوید: شاید گرفتار بوده، شرایطش بد بوده، نتوانسته زودتر بیاید.
یا اینکه خودِ شما هم احساس میکنید او اسیر شرایط، افکار، یا موقعیتهایی بوده که فرصت و توانِ آشتی را از او گرفته.
۶. قول دادن برای اینکه «از این به بعد بیاید»این بخش از خواب، خیلی امیدوارکننده است. نشاندهندهی امید به از سرگیری رابطه، شروع دوباره، و باز شدن راه رفتوآمد عاطفی است. این یعنی در عمق وجودتان، هنوز به بهتر شدن اوضاع باور دارید، حتی اگر در ظاهر بگویید «نه، همهچی تموم شده».
جمعبندی تعبیر خواب شما:این خواب، بیشتر از آنکه یک هشدار یا خبر بد باشد، نشانهی باز شدنِ درهای آشتی در دنیای درونی شماست.
نشان میدهد هنوز در قلبتان برای برادرتان جا هست.
قهر، هرچقدر طولانی، نتوانسته پیوند عاطفی را کاملاً نابود کند.
دلخوری و زخمها واقعیاند (آن گاز گرفتن روی شانه)، اما زیر این زخم، عشق و دلتنگی هم هست (بغل کردن و پذیرفتن آشتی).
ذهنتان در حال آماده کردن شما برای امکانِ یک صلح، گفتگو یا حداقل سبک شدن دلتان از کینه و ناراحتی است.
از نظر معنوی و روانی، این خواب میتواند پیام داشته باشد که:اگر روزی فرصت و شرایطش پیش آمد، آشتی، گفتوگو یا حداقل بخشیدن در دل، میتواند هم شما را سبک کند و هم او را. حتی اگر در عمل همدیگر را نبینید، پاک کردن کینه از دل خودتان، بزرگترین آرامش را برای خودتان میآورد.
اگر در بیداری گاهی به او فکر میکنید، دلتان میخواهد بعضی حرفها را بزنید یا حس میکنید این قهر زیادی طولانی شده، این خواب میتواند تأییدی باشد بر اینکه قلبتان آمادهی تغییری مثبت است.
سلام من خواب دیدم رفتم زندان ندونستم به خاطرچی ولی میدونستم اسم زندان چون توی اون زندان بودم ورفیقام آشناهامون دیدم تعبیرش برام بگین ممنون میشم
خوابی که دیدهاید میتواند چند معنا داشته باشد و معمولاً به وضعیت روحی و شرایط زندگیتان برمیگردد، نه لزوماً خودِ زندان واقعی.
اینکه در خواب خودتان را در زندان دیدهاید، بدون اینکه دقیق بدانید به چه دلیلی زندانی شدهاید، اما اسم زندان را میدانستید و دوستان و آشناهایتان را هم آنجا دیدهاید، معمولاً نشانه این است که در بیداری احساس محدودیت، فشار یا گرفتاری میکنید؛ انگار در یک شرایط یا رابطه یا موقعیتی گیر افتاده باشید که راهِ بیرونرفتن از آن برایتان واضح نیست.
چند نکته از خوابتان مهم است:
ندانستن دلیل زندانی شدناین بخش نشان میدهد شاید خودتان هم دقیق ندانید ریشهی ناراحتی، استرس یا فشار فعلیتان چیست. ممکن است در دلتان حس گناه، دلنگرانی، یا ترس از قضاوت دیگران داشته باشید، حتی اگر کار بدی هم انجام نداده باشید.
دانستن اسم زنداناینکه اسم زندان را میدانستید، یعنی در واقع آن وضعیت یا مشکل را میشناسید؛ یعنی یک موضوع آشناست، چیزی است که قبلاً هم درگیرش بودهاید یا مدتی طولانی با آن درگیر هستید (مثل یک نوع مشکل خانوادگی، مالی، عاطفی، کاری یا حتی یک عادت رفتاری).
حضور رفقا و آشناها در زنداندیدن دوستان و آشناها در همان زندان نشان میدهد که یا آنها هم در شرایط مشابهی هستند، یا اینکه نظر و قضاوت اطرافیان برایتان مهم است و احساس میکنید در کنار آنها تحت فشار هستید.از طرفی میتواند این معنا را داشته باشد که در سختیها تنها نیستید؛ یعنی اطرافیانتان هم در مشکلات همراه شما هستند، یا اینکه محیط اجتماعیتان در بهوجود آمدن این حس محدودیت نقش دارد.
جمعبندی تعبیر خواب شما:این خواب بیشتر از هر چیز نشاندهندهی فشار روحی، احساس گیر افتادن، محدودیت در تصمیمگیری یا ترس از عواقب یک کار است. ممکن است در زندگیتان در موقعیتی باشید که احساس میکنید آزادی عمل کامل ندارید:– شاید در یک رابطه عاطفی یا خانوادگی کنترلگرانه– شاید در کاری که دوستش ندارید– یا درگیر بدهی، مشکل مالی یا مسئولیتهایی که اجازه نمیدهند راحت باشید.
پیشنهاد برای خودتان در بیداری:اگر این خواب تکرار میشود یا خیلی رویتان اثر گذاشته، بد نیست:– کمی با خودتان صادقانه خلوت کنید و ببینید چه چیزی در زندگیتان هست که حس زندانی بودن یا محدودیت به شما میدهد.– اگر میتوانید، با یک آدم مورد اعتماد (دوست صمیمی، مشاور، یا یکی از اعضای خانواده) دربارهی فشارها و ناراحتیهایتان صحبت کنید.– هر جا میشود، حتی قدمهای کوچک برای بیشتر کردن آزادی و آرامش خودتان بردارید؛ مثلاً کم کردن استرسها، نه گفتن به بعضی توقعات بیجا، یا برنامهریزی برای تغییر شرایط فعلی.
این خواب لزوماً نشانهی اتفاق بد در آینده نیست؛ بیشتر آیینهی حال درونی شماست و میتواند یک هشدار مهربانانه باشد که: «به خودت، احساساتت و حد و مرزهایت بیشتر توجه کن.»
سلام من درخواب دیدم رفتم زندان وچندتاازدوستان خودم رادرزندان دیدم
در تعبیر خواب، دیدن زندان معمولاً به احساس محدودیت، فشار روحی، نگرانی یا گرفتاری در یک مسئله عاطفی، شغلی یا خانوادگی اشاره دارد؛ نه لزوماً زندان واقعی.
اینکه در خواب دیدهاید خودتان به زندان رفتهاید، میتواند نشاندهندۀ این باشد که:
در دنیای واقعی احساس میکنید در یک موقعیت گیر افتادهاید و راهِ راحتی برای رهایی نمیبینید.
ممکن است احساس عذاب وجدان، ترس از قضاوت دیگران، یا نگرانی از عواقب یک کار یا تصمیم را در درون خود حمل میکنید.
احتمالاً بعضی از خواستهها یا استعدادهای شما سرکوب شده و آزادانه بروز پیدا نمیکنند.
دیدن چند نفر از دوستانتان در زندان هم معمولاً دو معنا میتواند داشته باشد:
یا آن دوستان واقعاً در بیداری درگیر مشکلات، محدودیتها یا گرفتاریهایی هستند و ذهن شما این واقعیت را به شکل زندان نشان میدهد.
یا شما احساس میکنید ارتباطتان با این دوستان محدود، سرد یا تحت فشار است؛ یعنی رابطهای که میتوانست آزاد و راحت باشد، الان در تنگنا و مشکل قرار گرفته.
اگر در خواب با آن دوستان صحبت کردهاید یا حس همدلی و همراهی داشتهاید، میتواند نشانه این باشد که:
شما میل دارید به دیگران (بهخصوص این دوستان) کمک کنید یا در سختیهایشان کنارشان باشید.
یا در ناخودآگاهتان احساس میکنید در یک مشکل مشترک با هم هستید؛ انگار همهتان در یک وضعیت محدودکننده قرار دارید.
بهطور کلی این خواب بیشتر از هر چیز پیام میدهد:
لازم است ببینید در کجای زندگیتان احساس زندانی بودن، ناتوانی در تصمیمگیری، یا فشار میکنید؛
و آیا دوستیها و روابطتان نیاز به بازنگری، حمایت بیشتر، یا تغییر دارند؟
اگر این خواب شما را نگران کرده، بهجای ترسیدن، آن را یک هشدار ملایم بدانید:به خودتان و روابطتان نگاه دقیقتری بیندازید، ببینید کجاها باید مرزها را اصلاح کنید، کجا باید شجاعانه تصمیم بگیرید و از محدودیتهایی که سالهاست شما را نگه داشته، کمکم بیرون بیایید.
سلام
خواب دیدم در غاری توی کوه زندانی شدم و دوتا زندانبانه خوش اخلاقی دارم که یه روز داشتن پچ پچ میکردن و میگفتن زنی در دشت نعنا از بس که انتظار معشوقشو کشیده از دنیا میره و من اینو میشنوم و میگم چیشده و برام تعریف میکنن و من میفهمم من این هشت سالی که زندانی بودم معشوقم به انتظارم نشسته و نمیدونست کجام و چون عطرم از نعنا بود اونم تو دشت نعنا منتظرم مینشست که اخر میمیره و منم تو بغل زندانبان گریه میکردم
ممنونم
سلام! خواب شما نمادی از اسارت و انتظار است. زندانی شدن در غار کوه نشاندهنده احساس محدودیت یا گیر افتادن در شرایطی سخت است. زندانبانهای خوشاخلاق ممکن است نمایانگر حمایتهایی باشند که در این شرایط دریافت میکنید، حتی اگر محدود باشید.پچپچ زندانبانها درباره زنی که در دشت نعنا از انتظار معشوقش میمیرد، بیانگر نگرانی و درد ناشی از جدایی و انتظار طولانی است. عطر نعنا که شما را به معشوقتان مرتبط میکند، نمادی از پیوند عاطفی قوی و امید به دیدار دوباره است.گریه کردن شما در آغوش زندانبان نشاندهنده رهایی احساسی و پذیرش دردهای گذشته است. این خواب ممکن است بازتابی از احساسات واقعی شما نسبت به دوری، انتظار و امید باشد؛ همچنین دعوتی برای روبرو شدن با این احساسات و یافتن راههایی برای رهایی روحی.
سلام خواب دیدم که چندتا مرد فکر کنم دوتا یا سه چهارتا اومدن خونمون بعد مارو بردن در حیاط تا بازجوییمون بکنند اولش فکر نمیکردن ما گناه کاریم اما بعدش منو گرفتم اصلا یادم نمیاد بقیه چی شدن . خیلی خوب میدونستم چرا منو گرفتن بعد یهو خودمو توی یه زندان دیدم که زیاد ترسناک نبود بعضی از کسانی که اونجا بودن رو میشناختم یادمه گوشی هم داشتم و دوست صمیمیم لایو گذاشته بود که توی لایو خیلی خوشگل بود و من اونو مدت کمی تماشا کردم . کاملا یادمه شب رو اونجا خوابیدم و قبل خواب یهو خواهرم ظاهر شد و اونم شب پیشم خوابید . به خودم که اومدم دیدم توی خونه ی قبلیمونم و چند ثانیه بعد تو حموم هستم
خواب شما نشاندهنده احساسات پیچیدهای است که ممکن است در زندگی واقعی تجربه میکنید. حضور مردانی که شما را به حیاط بردند و بازجویی کردند، میتواند نمادی از فشارها یا قضاوتهایی باشد که احساس میکنید دیگران نسبت به شما دارند. اینکه اول فکر نمیکردند گناهکار باشید اما بعد شما را گرفتند، ممکن است بیانگر ترس یا نگرانی از متهم شدن بیدلیل یا احساس مسئولیت ناخواسته باشد.زندانی بودن در خواب معمولاً نمایانگر محدودیتها، موانع یا احساس اسارت در شرایطی خاص است، اما اینکه زندان ترسناک نبود و برخی افراد آنجا را میشناختید، ممکن است نشان دهد که با این محدودیتها آشنا هستید و شاید حمایتهایی نیز دارید.دیدن دوست صمیمیتان در لایو و تماشای او به شکل خوشگل میتواند نشانه تمایل به ارتباط با دوستان و جلب توجه مثبت باشد. حضور خواهر در خواب نیز معمولاً نمادی از حمایت خانوادگی و امنیت عاطفی است.حرکت ناگهانی بین مکانهای مختلف مانند خانه قبلی و حمام ممکن است نشاندهنده تغییرات سریع ذهنی یا احساسی باشد که تجربه میکنید.در کل این خواب احتمالاً بازتابی از نگرانیها، فشارهای روانی، نیاز به حمایت اجتماعی و خانوادگی و همچنین تغییرات داخلی شماست. توصیه میشود به احساسات خود توجه کنید و سعی کنید راههایی برای کاهش اضطرابها پیدا کنید.
سلام خواب دیدم که چندتا مرد فکر کنم دوتا یا سه چهارتا اومدن خونمون بعد مارو بردن در حیاط تا بازجوییمون بکنند اولش فکر نمیکردن ما گناه کاریم اما بعدش منو گرفتم اصلا یادم نمیاد بقیه چی شدن . خیلی خوب میدونستم چرا منو گرفتن بعد یهو خودمو توی یه زندان دیدم که زیاد ترسناک نبود بعضی از کسانی که اونجا بودن رو میشناختم یادمه گوشی هم داشتم و دوست صمیمیم لایو گذاشته بود که توی لایو خیلی خوشگل بود و من اونو مدت کمی تماشا کردم . کاملا یادمه شب رو اونجا خوابیدم و قبل خواب یهو خواهرم ظاهر شد و اونم شب پیشم خوابید . به خودم که اومدم دیدم توی خونه ی قبلیمونم و چند ثانیه بعد تو حموم هستم
خواب شما نشاندهنده احساسات پیچیدهای است که ممکن است در زندگی واقعی تجربه میکنید. حضور مردانی که شما را به حیاط بردند و بازجویی کردند، میتواند نمادی از فشارها یا قضاوتهایی باشد که احساس میکنید دیگران نسبت به شما دارند. اینکه اول فکر نمیکردند گناهکار باشید اما بعد شما را گرفتند، ممکن است بیانگر ترس یا نگرانی از متهم شدن بیدلیل یا احساس مسئولیت ناخواسته باشد.زندانی بودن در خواب معمولاً نمایانگر محدودیتها، موانع یا احساس اسارت در شرایطی خاص است، اما اینکه زندان ترسناک نبود و برخی افراد آنجا را میشناختید، ممکن است نشان دهد که با این محدودیتها آشنا هستید و شاید حمایتهایی نیز دارید.دیدن دوست صمیمیتان در لایو و تماشای او به شکل خوشگل میتواند نشانه تمایل به ارتباط با دوستان و جلب توجه مثبت باشد. حضور خواهر در خواب نیز معمولاً نمادی از حمایت خانوادگی و امنیت عاطفی است.حرکت ناگهانی بین مکانهای مختلف مانند خانه قبلی و حمام ممکن است نشاندهنده تغییرات سریع ذهنی یا احساسی باشد که تجربه میکنید.در کل این خواب احتمالاً بازتابی از نگرانیها، فشارهای روانی، نیاز به حمایت اجتماعی و خانوادگی و همچنین تغییرات داخلی شماست. توصیه میشود به احساسات خود توجه کنید و سعی کنید راههایی برای کاهش اضطرابها پیدا کنید.
خوابمو میخوام برام تعبیر کنید در خواب دیدم دنبال شوهرم رفتن ولی به ی زندان رسیدم که در زندان عموی خود را دیدم زندانی و مادرش که مرده بود به دنبالش میگشت و در زندان شوهر خودم را دیدم و برا نجاتش دنبال راه نجات میگشتم
دیدن زندان در خواب معمولاً نمادی از محدودیتها، مشکلات یا احساس گرفتار شدن در زندگی واقعی است. دیدن عموی زندانی و مادرش که مرده بود و به دنبالش میگشت، ممکن است نشاندهنده نگرانیها یا احساسات ناخوشایندی باشد که نسبت به خانواده یا گذشته دارید. حضور شوهر در زندان و تلاش شما برای نجات او میتواند بیانگر دغدغهها و تلاشهای شما برای حمایت از همسرتان یا حل مشکلات مشترک باشد. این خواب ممکن است نشان دهد که شما در زندگی بیداری با چالشهایی روبرو هستید که نیازمند صبر، تلاش و یافتن راهحل مناسب برای رهایی از آنها هستید. همچنین ممکن است بیانگر حس مسئولیتپذیری شما نسبت به خانواده و روابطتان باشد.
سلام خواهرم خواب دیدهکههمهتویهباغخیلیزیباهستنبعدپدرم
کهفوتشدهاونجاستغذامیخورنبعدبابامبهخواهرممیگهکهمنبرم
چون مجید (یعنی من) میخوادمنوببرزندانممنونمیشمتعبیرشکنید
سلام! خواب دیدن باغ زیبا معمولاً نماد آرامش، رشد و شکوفایی در زندگی است. حضور پدرتان که فوت شدهاند و غذا خوردن او در خواب میتواند نشاندهنده این باشد که روح ایشان در آرامش است و به شما پیام محبت و حمایت میرساند. وقتی پدرتان به خواهر شما میگوید که باید برود چون مجید (شما) را میخواهد ببرد زندان، ممکن است بیانگر نگرانی یا دغدغهای باشد که در زندگی واقعی دارید یا احساس محدودیت یا فشارهایی که تجربه میکنید. این خواب ممکن است از احساسات ناخودآگاه شما نسبت به مسئولیتها، مشکلات یا تغییراتی که پیش رو دارید خبر دهد. بهتر است با دقت بیشتری به وضعیت فعلی خود نگاه کنید و اگر نیاز بود با کسی صحبت کنید تا نگرانیهایتان کاهش یابد.
سلام من خواب دیدم که با رفیقم زندانی شدم و نمیدونم زندانش کجا بوده.دلیل اینکه رفیقم زندانی بوده رو میدونستم اما مال خودمو نه.تعبیرش چیه؟
سلام! خواب دیدن زندان معمولاً نمادی از محدودیتها، احساس گیر افتادن یا فشارهای روانی در زندگی واقعی است. اینکه شما و رفیقتان هر دو زندانی شدهاید ممکن است نشاندهنده این باشد که هر دوی شما در شرایطی قرار دارید که احساس محدودیت یا عدم آزادی میکنید. دانستن دلیل زندانی شدن رفیقتان اما ندانستن دلیل خودتان میتواند بیانگر ابهام یا نگرانیهای پنهانی درباره مسائل شخصیتان باشد که هنوز برای خودتان روشن نیستند. بهتر است به احساسات و موقعیتهای فعلی زندگیتان توجه کنید و ببینید چه چیزهایی ممکن است باعث این حس محدودیت شوند تا بتوانید راهحلی پیدا کنید.
من در خواب دیدم که من داخل یک زندان سفید گیر افتادم و همچنین ۱۰ یا ۱۱ نفر هم در ان سلول بزرگ بودن و من یک نفر را پیدا کردم و تونستیم بعد از ۱۰ روز فرار کنیم ولی خیلی ها دنبال من بودن و میخواستن مرا بکشند و اسم زندان یک اسم عجیب غریب بود و از داخل زیبا بود ولی از بیرون خیلی کثیف و غدیمی بعد چند تا از دوستام که انگار نگهبان زندان بودن رو دیدم که میخوانست منو بکوشند
دیدن زندان سفید در خواب معمولاً نمادی از محدودیتها و احساس اسارت در زندگی واقعی است، اما رنگ سفید میتواند نشاندهنده امید و پاکی باشد. حضور ۱۰ یا ۱۱ نفر دیگر در سلول بزرگ ممکن است به معنای وجود مشکلات یا موانعی مشترک با دیگران باشد. فرار کردن پس از ۱۰ روز نشاندهنده تلاش شما برای رهایی از شرایط سخت و رسیدن به آزادی است، اما اینکه خیلیها دنبال شما بودند و قصد کشتنتان را داشتند، میتواند نمایانگر ترسها، فشارها یا دشمنانی باشد که در زندگی واقعی با آن مواجه هستید. اسم عجیب زندان ممکن است بیانگر وضعیتی نامعلوم یا پیچیده باشد که نمیتوانید به راحتی آن را درک کنید. زیبایی داخل زندان نسبت به ظاهر کثیف بیرون نیز میتواند نشان دهد که واقعیتهای پنهانی وجود دارد که شاید دیگران متوجه آنها نشوند. دیدن دوستان نگهبان که قصد آسیب رساندن دارند ممکن است نمایشی از خیانت یا عدم اعتماد نسبت به کسانی باشد که قبلاً فکر میکردید همراهتان هستند. این خواب توصیه میکند مراقب روابط خود باشید و برای رهایی از مشکلات تلاش کنید، حتی اگر مسیر دشوار باشد.
سلام من خواب دیدم که رفتم زندان وبعد دوسال حبس برام تعین کردن واونزندان بان وکسانی که مرا زندانی کردن همرو میشناسم ودلیلش را هم میگوین تو چشم چرانی کردی به دو سال حبس محکومی لطفا تعبیر کنید ممنون میشم
سلام! خواب دیدن زندان معمولاً نمادی از محدودیتها، احساس گیر افتادن یا فشارهای روانی در زندگی واقعی است. اینکه شما در خواب به دلیل چشم چرانی محکوم به دو سال حبس شدهاید، ممکن است نشاندهنده احساس گناه، نگرانی یا ترس از قضاوت دیگران درباره رفتارها یا افکارتان باشد. همچنین ممکن است بیانگر این باشد که شما خودتان را محدود کردهاید یا احساس میکنید که آزادی عملتان تحت کنترل و نظارت دیگران قرار دارد. توصیه میشود به این موضوعات در زندگی واقعی توجه کنید و سعی کنید با خودتان مهربانتر باشید و از قضاوتهای سختگیرانه نسبت به خود دوری کنید.
من خواب دیدم توی یه زندان آشنا بودم که با یکی از زندانبانا هم اشنا شدم و باهاش شوخی داشتم.و بعد انگار رفتم دن در برای بیرون رفتن یا مرخصی رفتن.لطفا خوابمو تعبیر کنید
دیدن زندان در خواب معمولاً نمادی از محدودیتها، احساس گرفتار بودن یا موانعی است که در زندگی واقعی با آنها مواجه هستید. آشنا بودن با کسی در زندان و شوخی کردن با نگهبان میتواند نشاندهنده این باشد که شما به نوعی تلاش میکنید بر این محدودیتها غلبه کنید یا رابطهای خاص دارید که به شما کمک میکند شرایط سخت را بهتر تحمل کنید. رفتن به در برای بیرون رفتن یا مرخصی گرفتن ممکن است نشانهای از امید و تمایل شما برای رهایی از مشکلات و دستیابی به آزادی باشد. این خواب ممکن است بیانگر احساسات شما درباره موقعیتی باشد که در آن قرار دارید و آرزوی خروج از آن شرایط را نشان دهد.
سلام من خواب دیدم منو زندانی گرفتن و یکی سعی داره منو از زندان فراری بده و آخر هم موفق شد من از زندان فرار کردم بعد دیدم به یه فلکه ای نزدیک میشم که همش پلیس هست بعد دیدم داخل لباسم مشروب پنهان کردم بعد یه جورایی پرت کردم ندیدن بعد رفتم خونمون بعد خانوادم و من از خونه بیرون رفتیم تا منو فراری بدن در این لحظه از پاسگاه زنگ زدن گفتن برگرد زندان اونقدر هاهم سخت نیس زندان و اینم بگم نمیدونستم برا چی افتادم زندان.
خواب شما نشاندهنده احساس محدودیت یا فشار در زندگی واقعی است که ممکن است ناشناخته یا بدون دلیل واضح باشد. زندانی شدن در خواب معمولاً نماد احساس گرفتار بودن، محدودیت یا موانعی است که در مسیر زندگیتان وجود دارد. فرار کردن از زندان بیانگر تلاش شما برای رهایی از این محدودیتها و یافتن آزادی و راهحلهای جدید است.وجود پلیسها و مخفی کردن مشروب میتواند نمایانگر ترس از قضاوت دیگران یا نگرانی درباره افشای رازها و مسائل شخصی باشد. رفتن به خانه و همراهی خانواده ممکن است نشان دهد که حمایت خانواده برای شما اهمیت دارد و آنها نقش مهمی در کمک به شما دارند.تماس پاسگاه برای بازگشت به زندان میتواند بیانگر این باشد که هنوز با برخی مشکلات یا مسئولیتهایی روبرو هستید که باید با آنها مواجه شوید، حتی اگر سخت نباشند. ندانستن دلیل زندانی شدن نیز ممکن است نشاندهنده سردرگمی یا عدم وضوح درباره مشکلات فعلیتان باشد.در کل، این خواب دعوتی است برای بررسی وضعیت فعلی خود، شناخت بهتر موانع پیش رو و جستجوی راههایی برای آزاد شدن از فشارها با کمک اطرافیان.
سلام خواب ديدم شوهرم يك زنداني را آزاد كرده لطفا تعبير نماييد با تشكر
سلام، خواب شما میتواند نشانهای از رهایی، بخشش یا حل شدن مشکلی در زندگیتان باشد. اینکه شوهر شما یک زندانی را آزاد کرده است ممکن است بیانگر این باشد که او یا شما در حال کمک به کسی برای رهایی از محدودیتها یا مشکلات هستید. همچنین میتواند نشاندهنده پایان یافتن یک دوره سختی و شروع آرامش و آزادی باشد. این خواب نویدبخش تغییرات مثبت و گشایش در امور است.
سلام وقتتون بخیر
من ۴ سال پیش یه آزمون استخدامی دادم خیلی برام مهم بود که قبول بشم ولی نتایج اومد و قبول نشدم خیلی ناراحت بود خیلی غصه خوردم و خیلی از خدا ناراحت بودم، شب به زور خوابم برد، همون شب خواب دیدم به پاهام زنجیره و دو نفر دارن منو میبرن زندان، یه زندانی که انگار توی کوه یا جای کوهستانی بود، سنگی بود کلا، بعد من خیلی تعجب کرده بودم آخه من کاری نکرده بودم، از زندانبانا پرسیدم کی منو زندانی کرده گفتن خدا، گفتم خب کی آزاد میشم؟ گفتن معلوم نیست. توی زندان فقط من بودم، سمت دیگر زندان یه دری بود من از اونجا رفتم بیرون یه محوطه باز بود یه دریاچه و کوه بود هوا هم تقریبا تاریک بود مثل عصرا، بعد دیدم یه عده دارن پشت سر هم می دویدن، من پشت سر اونا دویدم، دیدم یکی یکی دارن خودشونو میندازن توی چاه ولی من ایستادم و نیفتادم توی چاه. بعد از اون خواب تصمیم گرفتم دیگه هیچوقت ناشکری خدا رو نکنم و اگر آرزویی داشتم و برآورده نشد بگم خیریت بوده و کفر نگم و همین کار رو هم کردم، من بعد از اون دوبار دیگه آزمون استخدامی شرکت کردم و خیلی هم تلاش کردم ولی قبول نشدم، گفتم خدا نخواسته، اون بهتر میدونه ولی دیگه خسته شدم دارم ایمانمو از دست میدم خیلی بی عدالتی میبینم چرا فقط برای من باید اینطور بشه چون من کسی رو ندارم؟ همیشه میگم خدایا من فقط تو رو دارم و فقط از تو کمک میگیرم ولی نمیشه، پیش خودم فکر میکنم من اگه تا ده سال دیگه هم آزمون بدم قبول نمیشم.
الان یاد اون خواب ۴ سال پیشم افتادم، اگه میشه لطف کنید و تعبیرش کنید
سلام من خواب دیدم پولیس با شدت زیاد میاد در خونه مون و درو میشکونه بعد ازین من میفهمم که پولیسه بعد به دستای من دستبند پولیس میزنه بعد من و خواهرم خیلی گریه میکنیم میگم من که بیگناه هستم من کاری نکردم من روحمم از هیچی توی خواب خبر نداشت که یهویی پولیس اومد بعد من خیلی گریه میکنم و میگم من که کاری نکردم
بعد همه خانواده باهام میان اداره پولیس من یک گوشی جدید هم داشتم که اونم وقتی رفتیم اونجا برق زد و سوخت قبل این خواب خیلی خوابای بدی دیگه هم دیدم
سلام
من خواب دیدم دریک زندان پلیس حبس شدم و خیلی زود آزاد شدم و بالایرسرم یک نور هدایت کنند بود.
باتشکر
سلام،،،ازتون خواهش میکنم خواب منو تعبیر کنید
کسی که دوسش داشتم و هنوزم نتونستم فراموشش کنم دوسال و نیم هست که خودم رابطه رو کات کردم بخاطر برخی مسایل که ناحقی در حقم کرده بود که درطول این مدت یکیار برگشت وازم خواست که صحبت کنیم اما من به قدری دلم شکسته بود نخواستم و ردش کردم که در تمام این مدت فقط تو خواب باهاش کانکت میشم اما درحال حاضر خیلی پشیمونم که حرفای دلمو نزدم والان یه دنیا حرف رو سینم سنگینی میکنه
خواب دیدم افتاده زندان ومن رفتم ملاقاتش وقتی صداش کردن اومداول منو ندید مستقیم رفت سمت تلفنهمگانی که به کسی زنگ بزنه ومن پشت سرش ایستاده بودم وقتی برگشت و من رو دید تعجب کرد وبهم گفت اینجا چکار میکنی برای چی اومدی گفتم اومدم باهات حرف بزنم دیدم با عصبانیت داد زد که بامن چ حرفی داری تومنو دوسم نداشتی اگه داشتی نمیذاشتی بری که بهش از عصبانیت فقط پوز خند میزدم بعدش گفتم بیا بریم بشینیم حرف بزنیم اما هر جا میرفتیم چندنفربودن که نمیتونستم صحبت کنم که آخرشم نتونستم حرفاموبزنم اما اونجا همه فکر میکردن من همسرشم که اومدم ملاقاتش،،وموقع رفتن که داشتم میرفتم واونم همراهم اومد تا دم در در رو که باز کردم دیدم یه سینی پراز آش رشته نذری گذاشتن که به هیچکدوم دست نخورده بود و من خیلی ذوق داشتم که از اون آش بردارم و بخورم که از خواب بیدار شدم و شوکه شده بودم از خوابی که دیدم لطفا بگید معنی اینکه زندان بود و من رفته بودم ملاقاتش چیه وقتی منو دید که رفتم ملاقاتش هم عصبانی بود از دیدنم هم خوشحال بود
سلام
کسی که دوسش دارم ولی دوسال و نیم هست که خودم رابطه رو کات کردم بخاطر برخی مسایل که ناحقی در حقم کرده بود که درطول این مدت یکیار برگشت وازم خواست که صحبت کنیم اما من نخواستم و ردش کردم
خواب دیدم افتاده زندان ومن رفتم ملاقاتش وقتی صداش کردن اومداول منو ندید مستقیم رفت سمت تلفنهمگانی که به کسی زنگ بزنه ومن پشت سرش ایستاده بودم وقتی برگشت و من رو دید تعجب کرد وبهم گفت اینجا چکار میکنی برای چی اومدی گفتم اومدم باهات حرف بزنم دیدم با عصبانیت داد زد که بامن چ حرفی داری تومنو دوسم نداشتی اگه داشتی نمیذاشتی بری که بهش از عصبانیت فقط پوز خند میزدم بعدش گفتم بیا بریم بشینیم حرف بزنیم اما هر جا میرفتیم چندنفربودن که نمیتونستم صحبت کنم که آخرشم نتونستم حرفاموبزنم اما اونجا همه فکر میکردن من همسرشم که اومدم ملاقاتش،،وموقع رفتن که داشتم میرفتم واونم همراهم اومد تا دم در در رو که باز کردم دیدم یه سینی پراز آش رشته نذری گذاشتن که به هیچکدوم دست نخورده بود و من خیلی ذوق داشتم که از اون آش بردارم که بیدار شدم و شوکه شده بودم از خوابی که دیدم
سلام من خواب دیدم که تو شهرخودمون زندانی شدم و به دستامو بستن
و اینکه بی گناه بودم و مجرم اصلی دوتا از دوستای قدیمی من هستند و هرچقدر بهشون میگم مدرک دارم مجرم نیستم بزارید توضیح بدم گوش نمیدند و منو ازار میدن
و اونی که منو زندانی کرد فکر کنم اشنا بوده یادم نیست
تعبیر این چیه
با سلام
در تعبیر این خواب می توان به این موضوع اشاره کرد که ممکن است برای شما به این صورت باشد که شما در گذشته کاری را مرتکب شده اید که ممکن است ترسی از برملا شدن آن داشته باشید.
سربلند و پیروز باشید
سلام لطفا معنای خواب منو بگید من خواب دیدم با پدرم و وتا از دایی هام که هر دو فوت کردن در جایی بودیم که به نظرم یه ساختمان خیلی بزرگ بود اما زندان بود اونجا چند تا خانم با بچه هاشون بودن من لباس مناسب نداشتم برام لباس اوردن و یک ظرف بزرگ انگور من انگور هارو خوردم و خوابیدم پدرم اونجا همش قدم میزد اما دایی هام هردو روی تخت دراز کشیده بودن و حرف میزدن جایی که بودیم شبیه زندان نبود ولی ما همه اسیر بودیم
سلام من خواب دیدم که تازه به زندانی که در شهر خودمون بوده افتادم در همان اتاق و با یک هم سلولی قدیمی که داشتم اونجا بود و تختی هم که قبلا می خوابیدم یهو نظرم را جلب کرد بعد با رفیقام که اونجا بودن بگو و بخند کردیم
سلام ، ممنون کخ جواب میدین. من خواب دیدم که محکوم به زندان شدم با این حکم که فقط شب ها به زندان بروم، زندان در شهر خودم است، با یک ماشین که مجهز به مسیریاب است اما مسیریابش مشکل داره و وصل نمیشه ، منم توی شب تاریک که فقط نور چراغ های ماشین خیلی کن جلوی من رو روشن میکنه با سرعت خیلی بالا در حرکتم، هرچی گشتم زندان رو پیدا نکردم و داشتم پشیمون میشدم که برگردم خونه، که یک صدای خیلی بلندی با حالت حرس یا عصبانی منو صدا کرد و گفت: محمد پس چرا زنده ای تو. صدا اینقدر واقعی بود که از خواب بیدارم کرد و تو گوشم میپیچید. وقتی بیدار شدم ساعت ۳ نصف شب بود و دو رکعت نماز شب خوندم، و سریع اومدم ببینم تعبیرش چیه. ممنون
خواب دیدم بخاطر من بچه خواهرم که کودک شش ساله ای است به زندان افتاده
سلام من خواب دیدم با یه آقای آشنا جدا تو زندان هستیم اما صبح به صبح با هم میریم سرکاربعد دوباره برمیگردیم زندان
سلام
من خواب دیدم همسرم نیست از مادر و پدرم و مادر شوهر و پدر شوهرم میپرسم کجاست هیچکس بهم جواب نمیده تا اینکه نمیدونم چطور میشه که خبر داد میشم زندانی شده از اونجایی که ما تو افغانستان زندگی میکنیم و شیعه هستیم فکر میکنم طالبان بردنش اما بعدا مادرم میگه شوهرت دزدی کرده من کلی گریه میکنم و میگم امکان نداره آخه کسی که پایبند حلال و حرام زندگی هست به حدی که حتی اجازه نمیده یه دونه برنج رو از خونه کسی بدون اجازه وردارم چطور میتونه دزدی کنه از اینم که بگذریم شوهرم زیارت امام حسین رفته امکان نداره همچین کاری کنه خیلی حالم بد بود توی دلم میگفتم اگر انجام داده باشه چی؟ بعد توی خواب میدیدم که شوهر واقعا زندانه بعضی اوقات بیرون میاد از زندان حتی یکبار کاملا برهنه دیدمش دائما گریه میکردم یکی از دوستام که سادات هستند رو هم تو خواب دیدم که بغلشون میکنم و با حالت گریه همه این داستان رو تعریف میکنم جزئیات دیگری هم بود اما فکر میکنم اگر بنویسم خیلی زیاد میشه لطف میکنید خواب منو تعبیر کنید.
خواب دیدم که یه سرباز کنارم ایستاد و گفت باید بروید زندان ، داشتم تو زندان تنگ و زیر زمین میرفتم و التماس میکردم که تو این زیر زمین هوا نیست نفس بکشم و احساس خفگی میکردم و جایی دیگر زندانم کنید ، در حال بیرون آمدن از زندان تنگ و زیر زمین بودم تا که چه تصمیمی برایم میگیرند از خواب بیدار شدم و تقریبا تو زندان کامل نرفتم .
سلام من در خواب دیدم به هر دلیلی بردنمون یجایی و میخوام زندان مون کنن یعنی یک مرحله قبل از زندان بودیم که یهو پسر بچه برادرم اومد جلوم و شروع کرد گفت عمو میخوان ببرنت زندان و یهو از خواب پریدم.
سلام
خواب دیدم به همراه پدرم در خانهای که فقط یک زن توش بودو در شهری غیر از شهر خودم بود مشغول کاری قاچاق بودیم که ما را گرفتند و به زندان انداختند
زندان کوچک بود و نمیشناختم یعنی بلد نبودم کارکنان زیادی داشت
رفتار آنان هم خوب بود و با دختری خوش برخورد هم آشنا شدم
اونم فکر کنم مثل ما زندانی بود
اابته اینم بگم که من سه سال قبل با پدرم تو زندان بودم و میترسم بازم تکرار شه
لطفا تعبیرش را بفرمائید ؟
با سلام
این خواب ممکن است بر دو وجه باشد. یا انکه فقط یاداوری از گذشته در ناخوداگاه شماست که برای شما دردناک است و از این رو به این شکل در خواب دیده اید و یا اینکه می تواند نشانی از ان باشد که خدای ناکرده در اینده هم به همین صورت دچار مشکلی شوید.
سربلند و پیروز باشید
سلام من خواب دیدم با دوستام رفیم کار بدی بکنیم بعد با پرواز به کشور دیگه اونجا رسیدیم دنبالمون کردن و به تیراندازی میکردن تا همه رو گرفتن تا اخرش پدرم کنارم بود من گوشی وچیزهای تو جیبمو دادم بهش تو همون لحظه یک مامور با اسلحه امد نزدیک من تسلیم شدم بعد منو بردن تو یک زندان که انگار قبلن اونجا بودم ولی یه تاغیرات کرده بود اونجا با پدربزرگم و یه دوست دیگه بودیم و چند بار تو خواب تکرار کردم که قراره یک سال و چند ماه زندان بشم و بعدش انگار دنبال راه فرار از اونجا بودم که بیدار شدم خدارو شکر
خواب دیدم در یک اتاق هستم که اسم زندان داشت که این معنی رو در عالم خواب بهم داده بود که زندان هست همه وسایل و امکانات را داشت تلویزیون وسایل آشپزخانه و…زندانبانی هم نداشتم حتی خودم میتوانستم در را باز کنم و بیرون را ببینم بعد زن عموم و خواهرش اومدن پیشم این زن عموم ک میگم رابطه صمیمی نداریم قهر هم نیستیم یعنی سالی یکبار هم ب زور هم را دیدیم طبق صحبت های ک کردیم متوجه شدم بخاطر مسایل مالی به زندان افتادم و وقتی میخواست بره بهم مقداری پول دادند که کمک کرده باشن و من اینجا از خواب پریدم
سلام من ۹ سال زندانی دارم و قراره تا چند ماه دیگه برم زندان، تو خوابم با پسرم رفته بودم تو حیاط زندانی که برام اشنا نبود اونجا هی منتظر بودم که منو صدا کنن خیلی هم برام سخت بود از پسرم جدا بشم و پسرمم هی میگفت بابا جون نمیشه نری،، خیلی ممنون میشم خوابمو تعبیر کنید
با سلام
این خواب برای شما دارای تعبیر عینی نیست و به این علت که در واقعیت شما انتظار ان را می کشید در خواب شما به این صورت دیده شده است که شرایط را در اینده متصور شده اید.
سربلند و پیروز باشید
سلام.سارا هستم.دیشب خواب دیدم که زندانی شدم،و داخل زندان هم اقوام خودم و دیدم.و تو زندان بهم دارو تزریق میکردن و من بیحال بودم،میگفتن این داروی قند هست.نمیدونم تعبیرش چی میشه.
سلام و درود من خواب دیدم داخلی زندانی تو در تو هستم و صدای پاشنه یک خانوم میشنیدم راهروهای زندان حالت گرد بودن وقتی به یک بند رسیدم از خواب بیدار شدم
با سلام
اگر این خواب یک کابوس برای شما نباشد خوابی خیر نیست و باید بسیار از جهت آن اگاه باشید و بدانید که می تواند نشان از ان باشد که خدای ناکرده به واسطه ی زنی دچار مشکلی شوید که برای شما خوب نیست.
سربلند و پیروز باشید
سلام من خواب دیدیم که چند تا مامور دورم کردن گرفتنم یکی از اونا اشنابود باهاش رفتم تا خونش بعد ازادم کرد گفت اخر شب بیا بریم زندان زندانتم زیاد نی یک ماهه
با سلام
بر اساس تعابیر خواب برای زندان می تواند نشان از ان باشد که شما در اینده نزدیک از غمی که ممکن است به ان درگیر شده باشید و یا شوید رهایی شوید.
سربلند و پیروز باشید
سلام..وقت همگی بخیر
من خواب دیدم توسط دوست پسرم و پدرش زندانی شدم(تو خواب اون اقا همسرم بود انگار)من هی نقشه فرار میکشیدم یا کسی میومد به کمکم،ولی باز منو پیدا میکردن و زندانی میکردن
تو خواب حس خیلی بدی داشتم..اخرش که دیگه از فرار خسته شدم..نشستم برای مامانم گریه کردم
با سلام
این خواب می تواند برای شما به این تبعیر باشد که شما از ایشان و رابطه ای که با ایشان دارید ترس دارید و از این بابت می ترسید که روزی از بابت ان دچار مشکل شوید و به همین علت این خواب را دیده اید..
سربلند و پیروز باشید
با سلام من خواب دیدم بازداشتگاه بودم قرار صدام کنن مثل اینکه تلفن داشتم که از خواب بیدار شدم ساعت۵ صبح بود دقیقا ،بازداشتگاه هم مثل تعبیر زندانه؟ممنون میشم اگه منم راهنمایی کنید. باتشکر
با سلام
این خواب می تواند برای شما به این صورت تبعیر شود که شما ترسی از اینده دارید که در ان احساسی دارید که برای رسیدن به موضوعی ممکن است نیازی به کمک شدید داشته باشید.
سربلند و پیروز باشید
سلام درود بر شما
اسماعیل هستم، من چند سالی در زندان بودم و در همان زندان عاشق یک دختری شده بودم، بعد از آزادی من یک سال بعد در خواب دیدم که به همان زندان رفته ام با یک کادو به دیدن آن دختر، جلوی در آن زندان با زندانبان صحبت میکنم که من قبلاً در این زندان بودم و زندانیم تمام شده و به دیدن آن دختر آمده ام زندانبان می گوید که آن دختر انجا نیست به جای آن دختر یک دختر دیگری هست و از همان جا برمیگردم وقتی از خواب بیدار شدم نزدیک صبح بود و هوا داشت روشن میشد. ممنون
با سلام
اینکه شما محیط زندان را دیده اید به تعبیر خواب شما مربوط نیست و می تواند نشانی از ان باشد که شما با توجه به شرایطی که قبلا برایتان پیش امده است این خواب را به این صورت دیده اید و می تواند ربطی به زندان نداشته باشد اما نشانی از حسرت شما دارد که ایشان را از دست داده اید.
سربلند و پیروز باشید
سلام من خواب دیدم به مدت طولانی در زندانم و همه ای فکر زکرم پیش همسرم بود که بعد من چه میکنه غمگین میشه
سلام
من ب یکسال زندانی محکوم شدم در شهرخودم مشهد و داخل زندان شدم و باخودم میگفتم چطوری رنج زندان و برخوردهای بد زندانیان رو تحمل کنم اونجا پسرخالمم دیدم که زندانی شده بود.تعبیرش چیه؟
با سلام
در تعبیر خواب زندانی شدن به خیر نیامده است و نشانی از مشکلی برای بیننده ی خواب بوده است و از این رو باید بسیار اگاه باشید که خدای ناکرده برای شما و ایشان مشکلی در اینده پیش نیاید و از این رو حتما صدقه ای بدهید که انشالله ختم به خیر شود.
سربلند و پیروز باشید
من خواب دیدم به همراه پدر و عمو هایم بار قاچاق (کبریت) بردیم که مارو گرفتن ، بعد مهلت دادن که خودمون رو معرفی کنیم زندان رو فک کنم میدونستم چه شهریه ، خیلی اذیت بودیم خیلی تو خواب آزار دیدم تعبیرش چی میتونه باشه ؟
با سلام
این خواب می تواند به این معنا باشد که شما ممکن است در اینده نزدیک به مشکلی دچاز شوید که برای شما خیر نیست و از این رو حتما صدقه ای دهید که انشالله ختم به خیر شود.
سربلند و پیروز باشید
درود… خواب دیدم با یکی از دوستان و همکاران قدیمیم توی یه فضای بزرگ و قدری هم با شکوه هستیم که شبیه یه ساختمان اداری بزرگ با سقف های بلند بود اما انگار می دونستیم که در واقع یه زندانه … یه زندان بزرگ … فضا روشن بود و ما بین سالن هایی با سقف های بلند می بردن… پشت سرمون یک یا دونفر که انگار زندانبان بودن همراهمون بودن . می دونستیم که انگار مراحل ورود به یه زندان بزرگ رو داریم طی می کنیم … حرف نمی زدیم و فقط مات به مسیر و خود این وضعیت نگاه می کردیم
باسلام
در تعبیر خواب در زندان بودن به خیر نیامده است و اگر این زندان اشنا باشد بهتر است اما در اینجا برای شما به اینصورت نبوده است و از این رو باید بسیار اگاه باشید و ممکن است به ان معنا باشد که برای شما مشکلی پیش بیاید که به ان عادت کنید و این اصلا خیر نیست.
سربلند و پیروز باشید
با سلام، خواب دیدم من بمدت ۱۰سال به زندانی محکوم شدم و باید خودم و معرفی کنم به اونجا با خانواده رفتیم همون شهری که زندان اونجا بود ولی گفتن زندانش خیلی وحشتناک و سخته و هرکسی نمیتونه اونجا طاقت بیاره، منم به خانواده گفتم که با این وضع من فرار میکنم و خودم و معرفی نمیکنم، گفتم میرم خارج از کشور، پدر مرحومم هم همرامون بود که ایشون گفتن شما اینجا منتظر بمونید من برم تحقیق کنم و بیام، بعد اینکه اومدن گفتن آره بهتره فرار کنی و گفت امشب برات یه اس ام اس دوستت دارم میاد که بعد اومدنش اون پیام میان دنبالت و دستگیرت میکنن که منم شروع کردم به فرار کردن.
با سلام
خوابی عجیب دیده اید که ممکن است معانی مختلفی داشته باشد و از این رو بدانید که بخشی از ان ممکن است به این تعبیر باشد که موقعیتی برای شما پیش خواهد امد که باید حداکثر استفاده از ان را ببرید.
سربلند و پیروز باشید
سلام
خواب دیدم با چند نفر از خانواده خودم به جایی میروم و بعد متوجه میشم که زندانی شدیم اما اندکی بعد زندان بان را به کمک برادر هابمابا چاقو ازبین برده و از آنجا بیرون میشویم و زندان بان را نیز میشناسم
با سلام
می تواند به این تعبیر خواب مربوط شود که اگر مشکلی برای شما وجود داشته است ممکن است در اینده نه چندان دور برطرف شود و ازاین رو خوابی خیر است.
سربلند و پیروز باشید
سلام
من خواب دیدم ک دارم میرم ب زندان ( از زندانی هم ک میرم اعطلاعاتی ندارم ک چهجوریه زندان)
بعد دارم وسایلم جمع میکنم ک برم
لباسم رو عوض میکردم با خودم میگفتم ک این لباس ب درد زندان نمیخوره
بعد از رفتن ب زندان ناراحت و ترسی نداشتم
با سلام
این خواب اصلا خیر نیست و به تعبیر خوب نیامده است و از این رو باید صدقه بدهید و بسیار در رفتارتان دقیق باشید.
سربلندو پیروز باشید
سلام خواب دیدم دوست پسرم خیانت کرده و بعد یهو رفتیم باخانواده طبیعت که نمیدونم کجا بود ،بعد یک تصادف دیدیم که ادماش توماشین مرده بودن و بعد یه سری ادم بهمون حمله کردن و ما رو بردن زندان من با خواهرم کردن تو یه زندان که خیلی کوچیک بود و یه توالت وسطش بود و نمیشد بشینی و وایساده بودیم .زندان بان عرب بود و عربی صحبت میکرد.ممنون میشم تعبیرشو بگید
با سلام
از انجایی که المان های خواب شما بیش از حد زیاد هستند و در حیطه ی سواد ما انسان های عادی نیست از این رو نمی توان ان را تعبیر کرد.
سربلند و پیروز باشید
سلام خواب دیدم با یکی از دوستان داخل فروشگاه هستیم و خرید میکنیم اومدیم جلوی صندوق برای پرداخت پول جنسها رو گذاشتیم برا حساب کردن صندوقدار گفت یه دستمال کاغذی هم برداشید اون کو من دست کردم جیبم که نشون بدم
چیزی برنداشتم از یک جیبم تریاک وازیک جیبم ماری جوانا در اومد هردو مارو به سالن غذا خوری زندان بردن وغذا دادن بعد بردن دم نگهبانی زندان زندان بام بهم گفت برگشتی گفتم مگه من رو میشناسید گفت آره تونستن ثابت کنند که فروشنده موادی گفتم نه من مصرف کننده ام بعد دست کردم جیبم دیدم هنوز یک مشت تریاک تو جیبمه با خودم گفتم برم مخفی کنم اومدم بیرون توحیاط زندان بارون گرفت میگشتم دنبال جا که تریاک رو مخفی کنم آدامس هم داخل دهانم بودچسبیده بود به دندونهام ومن تلاش میکردم ازدندونهام جدا کنم خرجی میکنم مینداختم دور دوباره قسمت دیگه دندونهام بود موقع کندن قسمتی ازادامس تیکه ای ازدندونهای میانی بالا هم با آدمی کنده شد ومن درگیر همین کارها بودم که از خواب بیدار شدم تعبیرش چی میشه ممنون
سلام من خواب دیدم که بابام زنگ زد و با ناراحتی و گریه گفتش که میخوان ببرنت زندان بخاطر اینکه تو قتل برادرت نشونه ایی از تو بوده ولی من اصلا بردار ندارم و موقعی که خواستم برم با گریه از خواب پریدم
سلام خواب دیدم به جرم حمل مواد که توی کیفم بودداشتن من وعده ای رو میگشتن من کیفمو انداختم زیرتخت دوستم وخیالم راحت بودکه پیداش نمیکنن ولی به گوشیم گیردادن قرارنبود زندانی بشم ولی اشتباهی افتادم زندان دوتامرد سیاه پوست بود یکی دم در نشسته بود زندان سالن بزرگی بود ازدوطرف درداشت من باید آزادمیشدم ولی اون مردنمیذاشت بعدش اونجابوی مدفوع می اومدگفتن توبرو اون مرد نیستش رفته دیدم یکی دیگ جاش هست بیرون نرفته بیدارشدم دیدم ساعت۸صبحه.لطفاتعبیرکنید
سلام من خواب دیدم زندانی شدم همش از حضور مردان وتجاوز وحشت داشتم بعد خوخب دیدم بچه های شیر خوارگاه اوردن ما نگهداری کنیم باحصور انها بسیار شاد شدم چون دیگه درها بسته میشد و اقایان ورود نمیکردند
سلام ببخشید من خواب دیدم که همراه مادرم در زندانم و داخل زندان کسی دربند نبود انگار دنیایی دیگر بود و یک دریاچه داشت که داخلش تمساح بود و من و پسر داییم آن را نگاه میکردیم و هیچ ترس داخل زندان شبیه به مدرسه کلاس کلاس داشت ولی کلاسها در وپیکر نداشتن و همه داخل حیاط بودن کسی هم ترس و اظطرابی نداشت همه سرگرم بودن نه زندان بانی میدیدیم و نه کسی که آزار برساند
بنظرتون تعبیرش چیه؟
سلام لطفا تعبیر این خوابم رو بگین ؟ من خواب دیدم ک با مادرم تو ی زندان غریبه بودیم و من خیییییلی گریه میکردم میکردم و انگار ب جرم قتل رفته بودم زندان. خیلی گریه میکردم و ب نامزدم زنگ زدم و باهاش صحبت کردم و گفتم دلت برات تنگ شده و این داستانا..بابام هم خیلی سعی داشت آزادم کنه…بنظرتون معنیش چی میتونه باشه لطفا بگین ممنون؟
سلام من خواب دیدم که یهو تو زندانم کی و چجوری رفتم نمیدونم فقط دیدم زندانم دقیقاً همون بندی که یه بار افتادم توش،اما ایندفعه همین گوشی موبایل هم همراهم بود باخودم گفتم بابا من کلی کارداشتم امروز قراربود یارو به چکم وصول بده و ی معامله کردم که قراربود پول اون معامله رو ازاین چک بدم البته معامله واقعا انجام شده ها
لطفا تعبیر خوابمو بگین ناگفته نماند من چندتا پرونده باز با موضوع مالی دارم که وجداناً هیچکدوم قرض خودم نیست رو دارم
با سلام خسته نباشی
دیشب خواب دیدم ک جلوی زندان نشستم و حکمم ۲۰ سال حبس باید برم داخل یکی بهم گفت چرا لباس دستت نیست زنگ زدم یک از دوستام گفتم برو از در خانه لوازم بگیر بیار اونجا با این که دل تو دلم نبود به دوستم دلداری میدم
سلام
من خواب دیدم دوتا از عمه هام رو زندان بردن بعد برای من پیامک اومد که میخوان اعدامشون کننمن تو خواب همش گریه میکردم رفتم پیگیر کارشون بشم با خواهرم ؛تو راه همش خانواده های عزادار داشتن گریه و زاری میکردن انتهای یه قبرستان یه جای متروکه بود یعنی اون زندان بود هیچ میله و غل و زنجیر نداشت اما همه زن بودن عمه هام اونجا نبودن گفتن رفتن برای کاراشون رفتیم یه پاسگاه قدیمی عمه هام رو دیدم خیلی گریه کردم براشون بعد دیدم مادرمم هست و بی هیچ دلیلی میخوان اعدامشون کنن اما چون کاری نکردن تو یه اتاق میخواستن گاز باز کنن(بی درد ) تا به رحمت خدا برن
خواب دیدم من و پدر و عمویم را به طرف زندان جمعیتی بدرقه می کنند عمو که دست مرا گرفته بود رها می کند و من دنبال راه حل و وکیل هستم تا بی گناهی ام را ثابت کنم
سلام خواب دیدم فقط نه شب تا 1 شب زندانی ام و بعدش آزاد می شدم و به مدت پنج روز باید تو این زمان برم زندان دلیل زندانی شدمم نفهیدم تو دفتری همه چیز رو نوشته بود ولی قادر به دیدنش نبودم و می گفتن حرف بدی به دو نفر زدی یا کار بدی انجام دادی و منم تو خواب همش دنبال این بودم که دلیلش رو بفهمم و نرم زندان. بقیه زندانی ها هم ناراحت بودند ولی با هم دیگه حرف می زدیم منم فرداش امتحان داشتم و میگفتم زندان رفتم و نرسیدم بخونم و میفتم….
سلام بنده کارمند بانکم خواب دیدم منو به ناحق با جرم جعل امضا و تخلف در یک پرونده وام بردن زندان اون بخش زندان همه زن بودن و من همش پیش زندانبان بودم تا بهش ثابت کنم من کاری نکردم و انگار بازرسی خودمون بود اونجا و همکاران بازرسی خودمون اونجا بودن و نتی یکی از همکارا اونجا منو شناخت و منو برد بیرون با هم صحبتکردیم و همش با گریه و التماس خواهش میکردم مستندات رو نشونم بدید و قسم میخوردم کار من نبوده و آخرش هم دیدم وقتی برگشتم به سلولم همسرم اونجا بود و گفتش چرا تو زندان زنان هستی گفتم دست من نیست آوردند اینجا .
خواب زندان دیدم گفتن بهم باید بری زندان یک مرد روز بعد اومد دنبالم تا منو به زندان ببره بردنم یه جایی و مامانم اومد پیشم داشتیم ظرف میشستیمو حرف میزدیم گفتم بردنم زندان بره دنبال کارهایی که دارم بهم گفته بودن دو سال و یادم نیست ده ماه صد ماه یک ماه این زمان زندان رفتنه تعبیرش چیه؟؟؟؟
سلام من خواب دیدم که به زندان میرم وان زندان برایم آشناهست
سلام. در خواب دیدم که در زندانم و اونجا که رسیدم دیدم همه اشنا هستن و هر کدوم تارف میکنن بیا پیش من بشین و با همه دست دادم و نشستم باهاشون به حرف زدن.اونجا اینقد دوست و رفیق بود که اونجا خوشحال بودم نه ناراحت..
بعد اون گوشه رو دیدم که باجناقم نشسته تو یه جمعی و اونم اونجاست.
زندانبان و چیزی بجز زندانیا ندیدم.
دوستانی که دیدم تا یادمه تو خواب الان زنده هستن
ممنون میشم تعبییرشو بگید
سلام راستش من یک خوابی میبینم که مربوط به یک استخر هست و یک سری خواب دیدم که برای تفریح رفتم و اتفاقات عجیبی هم افتاد ولی دیشب خواب همونجا رو دیدم که با اینکه استخر هم بود ولی تبدیل به زندان شده بود و آب اون هم اسید شده بود باز هم اتفاقاتی عجیب برایم میافتاد
سلام من خواب دیدم خواهر شوهرم منو برده تو یه خونه که طبقه ش بالاس یعنی واحدهای بالایی منو زندانی کرده دخترمم باهام بود محلش رو میدونستم کجاس ولی ادرس دقیق رو نه و تاحالا نرفته بودم و خواهر شوهرم سعی میکرد که من فرار نکنم ولی من فکر فرار بودم یه دوستمم باهام بود که دوست اونم بود ولی من نمیشناختمش ولی من خیلی میترسیدم اما خواهر شوهرم خیلی خوشحال بود نمازم میخوند اون وسط خیلی حالم بده میشه تعبییر خوابمو بگید
با سلام
من خواب دیدم که من را به زندان بردند ولی در خواب دلیلی برای زندان رفتنم نداشتم و نمیدونستم برای چه زندان ام…. با وجود ناراحتی که بود حس خلا داشتم و بی تفاوت بودم ی جورایی ….و بعد از مدتی هم در ادامه خواهیم دیدم که با وجود دختر بودنم باردارم و بعد هم دیدم پسری که حدودا یک سالش بود رو به روی من نشسته و میدانستم که این فرزند من هست….این بخشی از خواب من بود لطفا تعبیرش رو بگید….این بار دوم هست که همچین خوابی رو میبینم در طی تقریبا چهل روز پیش….با تشکر
سلام . یکی از دوستان قدیمی گفتن من رو در خواب دیدن که لباس کهنه ای تنه من هست و در باغ خیلی قشنگ زندان میله ای وجود داره و من اونجا هستم و تقاضای کمک از ایشون رو دارم میشه تعبیر رو بگید لطفا
سلام وقتتون بخیر
من خواب دیدم که چند نفر من رو مجبور به انجام بکسری کارهاومیکنند و توی یکی از کارا،منو بیهوش میکنن و وقتی بیدار میشم،میبینم توی زندانم
ی زندان خیلی بزرگی بود ک اتاق های مجزا داشت.من برای سه ماه اونجا حبس شده بودم.مادر و پدر و خالمم هم به ملاقاتم اومدند.گریه میکردم و حالم بد بود،بعد انگار متوجه شدم مسئول زندان،مادر بزرگم هس(که در واقعیت زیاد ازش خوشم نمیاد..)بهش کلی بد و بیراه گفتم ک ت اصلارمنو دوس نداری و اینا..
مادرمم که یکسری به ملاقتم اومد،با خودش یک کیلو سیب زمینی خام خریده بود آورده بود
خوابم نشانه چیه ؟!
سلام
خواب دیدم در زندانی هستم که یک محوطه ی باز به فاصله ۱۰۰ متر پایین تر از خونه ای هستش که دارم زندگی میکنم ، حریمی بدون حصار داشت که هر زندانی خودش رعایت میکرد ، هیچ زندانبانی نبود
نمیدونم چرا اونجا زندانی شده بودم
ولی تو ذهنم داشتم که قبلا هم اینجا زندان بودم و آزاد شده و الان هم که اومدم برای مدت طولانی نیستم
توی زندان ی معلمی بود که من میشناسمش و اتفاقا بیرون هم معلم هستن ایشون
از همه زندانیا امتحان گرفتن ، سوالات برای من هم ساده بودن و هم جالب
چون فک میکردم سوالات برای بالا بردن اطلاعات زندانیاست و ارزش دیگه ای نداره ، جوابارو کوتاه ، بصورت نکته وار و خیلی ساده نوشتم
بعد تحویل برگه ها استاد منو صدا زد و گفت تو چه مقطعی درس خوندی ؟ ادبیات خوندی ؟
تقریبا اینجاها از خواب بیدار شدم
البته وقتی توی زندان بودیم یه نفر دوید و از زندان فرار کرد
سلام، من بعد از ظهر خوابیدم
وقتی رفتم به خواب،
یهو از زندان سر دراوردم که گفتن میخواییم اعدامت کنیم بدون اینکه جرمی کرده باشم و خودم بدونم یا چیزی
چند تا از رفیق هام هم اونجا دیدم
حدود دو ساعت هم طول نکشید.
تعبیرش چیه؟
سلام من خواب دیدم تو زندانم یه زندان خاص و یه نوزاد دارم که ازش مواظبت میکنم
سلام من خواب دیدم که دست وپاموبازنجیزبستن ومیخوان منو زندانی کنم یک دختربچه کوچیک تو خواب داشتم که ازپیشم گم شد ومن باهمون دستای بستم هی این طرف واون طرف میرفتم ودادوبیداد میکردم تا دختر بچمو پیدا کنم
سلام :من خواب دیدم دارم با شوهرم میریم مسافرت درحالی که باردار هستم.
جلوی در فرودگاه به خاطر این که لخت نشدم رفتم زندان ،،،،،
ممنون میشم اگه راهنمایی کنید
سلام وقتتون بخیر
خواب دیدم که یه شخص که زندانی بوده بیرون زندان دیدم، داخل حیاط یکمنزل روبروی هم نشستیم.
ایشون راضی و خوشحال بود.
در حال حاضر ایشان داخل زندان میباشد.
با سلام و احترام
من خواب دیدم از شهر خارج شدم به همراه خانواده و به یه روستا سرسبز رسیدیم که کلی جمعیت داشت و من روستا رو میشناختم (درحالی که تو بیداری اصلا حتی اسمشم نشنیدم) اونجا یه سری حیوانات کوچک وحشی زیبا برخورد کردیم کنار آبگیر با خوشحالی ازشون عکس گرفتم و برگشتم واومدم شهر رفتم به جایی که دوستان هستن شبیه یه کمپ بود داشتم وضو میگرفتم که اومدن بهم خبر دادن بازداشت شدم و باید برم زندان متعجب شدم حتی نمیدوستم به چه دلیل دارم زندانی میشم با خودم گفتم بزار حداقل نمازمو بخونم تا سربازا برسن تا اومدم بخونم پلیس رسید و گفتن باید بریم (دوتا از دوستامم قرار بود باهم زندانی بشیم) رفتم وسایمو بردارم برم زندان که یکی دیگه از دوستام گفت بچه ها شما فقط یه هفته میرین زندان موقت اگه اونجا آدم خوش رفتاری باشین و خطایی نکنید بعد یه هفته آزاد میشین ولی اگه کوچیک ترین خطایی سربزنه چندسال اونجا خواهید بود ..ما فکر کردیم که ماها که آدمای بی آزاری هستیم صد در صد بعد یه هفته آزادیم که دوباره اون دوستم گفت فک نکنید این یه هفته آسونه تو زندان خیلی بی آزار بودنم خوب نیست اونجا اذیتتون میکنن درسته که زندان زنانه ولی اونجا خیلی آرومم باشید حتی ممکنه همون زنان بهتون تجاوز کنن پس باید مراقب باشید که نه بلایی سرتون بیاد و نه بدرفتاری داشته باشید … بعد ما با پلیسا رفتیم به سمت زندان که دیگه از خواب پریدم .
میشه لطف کنید تعبیر خواب منم بگید
سلام.من خواب دیدم ک همسرم کس دیگریست و منو بخاطر شریک بودن با او منو موقت ب اندازه چندساعت نگه داشتن بعد کلی جواب پس دادن چقد بهشون التماس کردم منو زندان نندازید چقد گفتم ک اینکارو نکنید همرو باگریه میگفتم بعد دوتا زن منو بردن یه جا تو یه کوچه زندان کلا از سنگ سیا بود یع مرد خیلی گنده رو هم بعد من اوردن و من خیلی ترسیده بودم گفتم منو با این تنها نزارید اما رفتن یه خانم اومد کلید انداخت گف میتونی بری ازادی مامور نبود یه ادم شخصی بود تو اون لحظه مرده اومد بهم نزدیک بشه ک در و باز کرد خانومه و من به شدت تمام فرار کردم جالب اینجاست وقتی میدویدم از رو ابرا بود همه چی شهری کخارج از کشور بود و دیدم انقد دویدم و هراسون بودم چون تا جاهایی اون مرد دنبالم کرد و خانومه ک نجاتم داد زنگ زد گف بیا پیش ما اقاهه ک پیشت بود تو زندان هم الان پیشمه توام بیا ولی من بیشتر تند میرفتم تا ک رسیدم ب محل زندگیم ک خیابون اصلی بود نمیدونم از کجا یه دفعه رسید دمکنی هام و برنز اسبی ک داخل خونه داشتم تو دستام اومد و بردم فروختمشون دیگ و جلوتر رفتم عروسی و دیدم ک داره وسط خیابون بدون شنل عکس میگیره دیگ چیزی یادم نمیاد کلا برام خیلی ترسناک بود
سلام ..من دقیقا درست یادم نییا ولی تو خواب کسی از من خواست یه سری اوراق یا چیز دیگه ایی یادم نیست دقیقا ببرم داخلرزندان و به کسایی تحویل بدم .از یک کانال کوچک وارد زندان شدم کارم رو انجام دادم و برگشتم و شوک شده بورند من به راحتی برگشتم فکررکنم کسی هم با خودم اورده بودم .
سلام
من خواب دیدم بعد از مدرسه قرار هست پلیس بیاید و مرا به زندان ببرد
گفتند که این زندان 6 ماه طول میکشد.
من فرمانده بسیج مدرسه مان هستم
و از آنجایی که الان دی ماه است، تا پایان سال یعنی 6 ماه دیگر طول میکشد.
و از طرفی پدرم مخالف کار من در بسیج است و گاهی در این مورد بحث میشود.
در ادامه خواب دو مرد جوان از نیروی انتظامی در مدرسه به دنبالم آمدند.
حین اینکه از مدرسه بیرون میرفتم مردی را دیدم که سرش شکسته بود و به سمتم می امد و میگفت جزای کارت را میبینی در صورتی که نمیدانستم برای چه دستگیر شدم
پس از اینکه به پلیس گاه رسیدیم دیدم یک سمت دختران کوچک چشم رنگی آنجاست که هر کدام از چشمانشان یک رنگ است
مثلا یک چشم سبز یک چشم نارنجی
خیلی با نمک بودند
کمی با انها حرف زدم
یک سمت دیگر دختران دیگری نشسته بودند که مثل خودم چادری بودند.
ابتدا گمان کردم انها هم مثل من قرار است به زندان بروند
اما اندکی که گذشت فهمیدم حتی آنها هم از من شاکی هستند..
لطفا تعبیر خوابم را بگویید و مرا از این سردرگمی رها کنید
کس دیگه ای خواب دیده اعضای خانواده م دور هم بودن و برای برادرم نگران بودن و ناراحت که گرفتنش و افتاده زندان
من خواب دیدم زندانی شدم و دلیلش رو نمیدونم هی تک تک دوستای قدیمیم رو هم میاوردن
بعد نام های شاکی های هرکس رو هم میخوندن
شاکی من نامزدم بود.درِ زندان هم باز میشد به یه باغ قشنگ وقتی همگی از اون در بیرون رفتیم من نامزدم رو دیدم ک اون هم زندانی شده بود باهم حرف میزدیم و قرار میذاشتیم ک وقتی موقع هوا خوری شد همو فلان جا ببینیمولی مخفیانه.چون زندانی های خانم نمیتونستن با زندانی های آقا صحبت کنن.لطف کنید تعبیرش رو بهم بگید
سلام من حدودپنج ساله که اززندان ازادم شدم اماتاپارسال هفته ای دویاسه بارهرهفته توخواب میدیدم که دوباره داخل همون زندان هستم بخاطرهمون جرم که میگفتن تواشتباه ازادشدی ازمحکومیت توچهارپنج ماه دیگه مونده همیشه همین خوابومیدیدم تعبیرش چیه
سلام وقت بخیر
من خواب دیدم که زندانی شدم و دلیلش رو نمیدونم که زندان بان های اون همه بچه بودند و نمیدانم اسم ان زندان رو به نظر زندان خارج از کشور بود و همه خانم بودند و به همراه خواهر و مادر و بعضی از فامیل ها بودم و در زندان اصلا احساس اسارت نمیکردم و شاد بودم و میخندیدم. ممنون میشم تعبیرش رو بگید
سلام میشه خوابه منم تعبیر کنید؟ من خواب دیدم با چن نفر تو ماشینیم که انگار دایی و پدر و برادرم هستن ولی در واقعیت نسبتی نداریم و سوار ماشین میشیم من به دایی میگم سرعتی برو بعد یهو میخوره به یه پسره و میمیره و خودش از طرف راننده میره عقب میشینه منو میذاره پشت فرمون که بیوفته گردن من ما فرار میکنیم اما پلیس مارو بعد یک روز میگیره من میرم زندان و خیلی ترس و اضطراب و نگرانی داشتم و مادرم میاد به من میگه نگران نباش ما درست میکنیم کاراتو بیایی بیرون
سلام من خواب ديدم يه زنداني هستم كه نميشناسم
يه اتاق تميز و خوب بود چند نفر هم بودن حتي دوست صميمي هم بود، زندان بيشتر شبيه زندان خارج بود من پتو كشيده بودم تميز بود اما گفتم نميخوام و پرت كردم. اينجا زندان مجهول رو به گور تعبير كردن!
در همين حد ديدم و بعد يه خواب ديگه ديدم (البته بي ربط به خواب قبل بود )كه تو مهماني هستم كنار دختر عمه ام كه ميز ميچيد و ظرفي شكست من هم به تيكه شيريني خوردم
سلام.من چندین بار تو فاصله یک ماه خواب زندان میبینم.گاهی زندان وزندانبان اشناست گاهی نیست..گاهی اون افرادو میشناسم گاهی اصلا نمیشناسم…دیگه مستاصل شدم..یه راهنمایی بکنید ممنون میشم
من خواب دیدم برام حکم حبس ابد صادرشده و وقتی میخوان منو ببرن جلوی پام چندتا گوسفند قربانی میکنن
سلام خسته نباشید
من خواب دیدم تو زندانم تو یه تونل که تهش سیاهه با تعداد زیادی از ادم ک نمیشناختمشون
بعدش ی دفعه اومدم بیرون تو حیاط خونه خودمون بودم دیدم تو حیاط ما همسایه هامون جمع شدن مامانم به من میگه مغازه همسایه اتیش گرفته رفتم دیدم فقط دود بود و چند نفر جمع شده بودن
ی دختر کوچیکم ک میشناختمش گریه میکرد میگفت منو ببر پیش مامانم اسمم اشتباه میگفت بعد گفتم نمیتونم رو کرد به ی زن تپل ک سرتاپاش مشکی بود صورتش انگار اشنا بود برام
تعبیرش چی میشه؟؟
سلام من خواب دیدم که بخاطر یه کاری که من نکردم دارن به اشتباه منو 28 سال میندازن زندان و بعد از دو سه روز پدرم یه جوری منو ازاد کرد.
تعبیرش چیست؟
سلام و وقت بخیر
من دیشب خواب دیدم زندان افتادم دختر هست ساله ام هم با خودم اونجاس خیلی بد بود. دخترمو چندبار گذاشتن بره بیرون میومد گریه میکرد میگفت بیرون خوبه
منم ناراحت میشدم دوسال موندیم بعد ازاد شدیم دوتایی میرفتیم خونمون
داخل زندان خیلی چیزا شد با یکی دعوا یکی خوب. کلا سختی داشت. از خواب پاشدم انگار دنیارو بهم دادن
سلام من خواب دیدم خواهرم که ۱۴سال داره به خاطر دعوا با دوستاش به زندان افتاده و براش حبس یک سال بریدن و از اون طرف من اینقدر ناراحت بودم نمیدونستم برم ملاقاتش و خودمو سرزنش میکنم .
بازدوباره خواب دیدم خودم زندانی ام حبس ابد برام بریدن و اصلا حال خوبی نداشتم همش به فکر خودکشی توی زندان بودم بیزحمت تغییر خواب منو بگید
سلام من خواب دیدم یه مدت کوتاه زندان بودم توی زندان باصدای بلندگریه می کردم واسه مدت کوتاهی آزادشدم.خانوادم تحقیق کرده بودند که واسه چی زندان شدم و بهم گفتند که احتمالا یه مدت دیگه همچنان باید برم زندان.دقیق مشخص نبودچرازندانم کردند میگفتندشایدحرف ضدنظام زدی.
سلام من خواب دیدم درزندان هستم ولی نمیدونم به چه جرمی وخیلی این زندان برایم سخت میگذشت طوری بود ازخواب پریدم خداروشکرکردم که فقط خواب دیدم وپیش خودم گفتم آخی دوروغه بذار راحت بخوابم لطفا تعبیراین خواب برام بفرستید
خواب دیدم در زندان هستم. با چهار نفر دیگر و یک زندانبان. زندانبان بقیه رو شلاق میزد اما من رو نمیزد چون من رو میشناخت و برام احترام قائل بود. زندان هم به شکل یه خونه بود. لطفن تعبیر بفرمایید
سلام پدرم در زندان است و خواب دیدە بود کە من هم پیش او رفتەام و همدیگر رو بغل کردەایم و قدم میزنیم و باهم بگو و بخند داریم، تعبیرش چی میشە لطفا
سلام خواب دیدم افتادم زندان خانمم با دوتا زن غریبه اومدن داخل بند برا ملاقات، ولی خیلی غذا میخوردم داخل زندا با دیگ،،،
سلام من خواب دیدم من رو نمیدونم به چه جرمی توی اتاق روشن زندانی کردن فکر میکنم ۲ نفر دیگه هم بودن ولی یادمه خودمو کنترل میکردم تو اون فضای بسته دیوونه نشم اخه من در بیداری زیاد یه جا بمونم تو اسانسور یا فضای بسته کلافه میشم قلبم سنگین میشه نمیدونم چند وقت تو زندان باید میموندم فقط قرار بود موقت اونجا باشم یا قرار بود تایم زندانی شدنم رو بگن،زندانبانی هم ندیدم ،در بیداری در واقعیت من میخوام سفر کنم به خارج از کشور خونه اجاره کنم ایا ممکنه ربط داشته باشه انگار یه کار اشتباه انجام داده بودم
سلام من خواب دیدم من رو نمیدونم به چه جرمی توی اتاق روشن زندانی کردن فکر میکنم ۲ نفر دیگه هم بودن ولی یادمه خودمو کنترل میکردم تو اون فضای بسته دیوونه نشم اخه من در بیداری زیاد یه جا بمونم تو اسانسور یا فضای بسته کلافه میشم قلبم سنگین میشه نمیدونم چند وقت تو زندان باید میموندم فقط قرار بود موقت اونجا باشم یا قرار بود تایم زندانی شدنم رو بگن،زندانبانی هم ندیدم ،در بیداری در واقعیت من میخوام سفر کنم به خارج از کشور خونه اجاره کنم ایا ممکنه ربط داشته باشه؟
سلام خسته نباشید من خواب دیده بودم رفتم به زندان یاهمون کانون رفته بودم که رفیق خودمودرآنجا دیدم وداشت جوراب میپوشیدکه بره داشت ازادمیشدوچندتاازرفیقاش اومدن وگفت حواستون به این مش میلاد باشه ورفت وپیرمرد پیرزن پسر دختر کوچیک بزرگ درآنجابودن ویکی ازرفیقامو دیدم گفت بریم…ومن گفتم رفیقام اونجان برم بگم ناراحت شد سرشو بوس کردم ویک دخترخوشگل آمدپیشم وازمن کمک میخواست ومن میخواستم کمک کنم و به رفیقام زنگ میزدم تابراش پول جمع کنم فک کنم میخواست بره قم ومن پرسیدم باقطارمیخوای بری یاهواپیما که دیگه ازخواب بلندشدم باتشکر
سلام و خداقوت
من خواب دیدم من رو بردن زندادن و به خاطر جرمی که کردن میبرن من رو شکنجه بدند که میبینم قرار هست با یک دستگاه که میچرخد و دور میله ان پنبه هست به پاها می خوره و کف پا رو زخمی میکنه اما قبل از اینکه من رو شکنجه بدن یک بچه قبل از من اونجا اویزان شده و شکنجش داده اند
سلام.
خواب دیدم که من و خانمم و فرزندم رو میبرن زندان.
چند نفر از فامیل اومدن مارو بردن .
زندان یه خانه بود.
هر کدوممان را به یک اتاق خانه برای زندانی شدن بردن.
من رفتم پیش فرزندم که خداحافظی کنم ازش.
حسابی بوسش کردم میکردم.ولی اون بچه یه نوزاد بود و من نمیشناختمش چون فرزند من دختره و انقد میخندید که صدای قهقه اش می اومد. مادرمم اومده بود پیشمون
سلام من خواب دیدم توی خونه پدرم بودم چندماموراومدن من وپدرموبردن اما توماشینای جدا.من به مادرم گفتم بچه منونگه دارمنکه نمیتونم ببرمش.بعدبدون ناراحتی همراه ماموراکه انگارمیشناختمشون رفتم دیگه ازپدرم خبری نداشتم.منوبردن داخل یه زندان پرازدخترای همسن خودم انگارمدرسه بودتازندون ولی همه تاواردزندان میشدن عوق میزدن ومن بیخیال بودم.خودم دقیق نمیدونستم جرمم چیه ولی انگارته دلم همش یه حسی میگفت که بخواطربدهی مالی زندانم حتی یه نفرازم پرسیدچرااینجایی گفتم چک بی محل کشیدم..بعدباترس ازخواب بیدارشدم لطفا تعبیرشومیگین.ممنون
سلام من در خواب دیدم من را در پاسگاه گرفتن و میخواهند به نگهدارن و من از پاسگاه فرار کردم و به یک شهر دیگه رفتم این تعبیرش چیست
سلام من خواب دیدم در حیاط زندان ایستاده ام و از بیرون داخل را میبینم زندانی هایی که لباس های نا مناسب به تن داشتند و یک انسان را قصابی کرده بودند و از یک خانم خوب که محجبه بود درخواست تلفن کردم و میدانستم که زندان در کدام شهر هست اما بقیه هم میگفتند که من بی گناه افتاده ام در زندان . در ابتدا سعی کردم از پله های راه رو بالا روم که داخل شوم اما نشد و برگشتم و در حیاط زندان ماندم لطفا تعبیر کنید
سلام من خواب دیدم در حیاط زندان ایستاده ام و از بیرون داخل را میبینم زندانی هایی که لباس های نا مناسب به تن داشتند و یک انسان را قصابی کرده بودند و از یک خانم خوب که محجبه بود درخواست تلفن کردم و میدانستم که زندان در کدام شهر هست اما بقیه هم میگفتند که من بی گناه افتاده ام در زندان . در ابتدا سعی کردم از پله های راه رو بالا روم که داخل شوم اما نشد و برگشتم و در حیاط زندان ماندم
من خواب دیدم مردم و وقتی قران میخواندن رو جسدم معنیش قران بهم گفتن 7 سال زندانی بهم دادن
خواب دیدم ک منو ب زندان بردن و من از زندان فرار کردم
تعبیرش چیه؟
سلام
من خواب دیدم در زندانی بزرگ با جمعیتی زیاد هستم و آنجا با سایر زندانی ها که لباس زندان بر تن دارند سر کلاس نشستیم، دقیقا مثل مدرسه.
زندانبان ها را نه، اما بعضی از زندانی ها را میشناختم، از دوستان و هم کلاسی های قدیم من بودند. غل و زنجیر هم به دست و پا نداشتیم و در زندان آزادانه میچرخیدیم. این را هم دیدم که یک زندانی آمد و با من درگیر شد اما زود رهایم کرد
سلام
من خودم و پدر مادرم رو در حیاط یک زندان دیدم که قبلا اونجا زندانی بودم اولش فکر میکردم زندان نیستم بعد که رفتم توی اتاق دیدم همه کسانی که باشون زندانی بودم حضور داشتن و همون زندان بود
سلام خسته نباشید
من خواب دیدم داخل زندان افتادم ولی نمیدونستم به چه جرمی و یکی از دوستای قدیمی که باهاش یک ساله قطع ارتباط کردم اونجا دیدم و باهاش خوب بودم ولی برام عجیب بود که اونجا اصلا اذیت نمیشدم و همه باهام خوب بودن و بهم خوش میگذشت
سلام من خواب دیدم که داخل زندان و دوستانم هم اونجا است میپرسم چند سال میشه اینجاین میگه سه سال من من نمیدانم چند سال اونجام
سلام من خواب دیدم که داخل زندان و دوستانم هم اونجا است میپرسم چند سال میشه اینجاین میگه سه سال
سلام.
خواب دیدم که دست من و چند نفر از همکلاسی هامو با زنجیر به هم وصل کردن و مارو راهی زندانی کردن که نمیدونم کجا بود.
بعد که وارد زندان شدیم دست هامونو باز کردن.
به 2 دقیقه نکشید که رفتم پیش مادرم (فکر کنم بهم مرخصی داده بودن نمیدونم) فقط رفتم پیش مادرم باهاش حرف زدم و مادرم گفت که ناراحت نباش 11 ماه دیگه ازاد میشی.
اما انگار نه انگار که زندانی بودم همش از زندان می اومدم بیرون میرفتم دوباره تو انگار ازاد بودم..
ممنون میشم بگید تعبیرش چیه؟
آیا تعبیر این خواب مرگه؟
سلام
من خواب دیدم در جایی با یه عده مرد هستیم ولی دائم داخل حیاط و هوا خوری بودیم و نشانه ای از میله های زندان و بستنمون نبود و فقط میدونستم که اینجا زندانه و دائم زنگ میزدم به مادر میگفتم که تورو خدا برید واسم رضایت بگیرید منو از اینجا درارید اگه میشه تعبیر خواب منم بگید
با سلام
بنده خواب دیدم کل مردم شهر از زن و مرد و دستگیر شدن و احتمالا داعش هستند وهمه رو به صف کردن و به جایی نا معلوم حرکت میدن. ناامیدی چهره همه مردم رو گرفته بود. در بین اسرا چند نفری مثل برادرم تونسته بودن تا حدودی اعنماد اونها رو جلب کنن و جز اونا بشن که یه بار برادرم اومد پیشم و سعی میکرد بهم روحیه بده.
سلام من خواب دیدم که به زودی قراره برم زندان دلیلش این بود که خلاف کرده بودم ولی نمیدونستم چی
بعدخیلی ناراحت بودم باشوهرم بیرون بودیم وازناراحتی خودمو اینور اونور میزدم وگریه میگردم وفرارمیکردم که رسیدم به یه قبرستان که یکی دوتا قبرخالی داشت رفتم نزدیکش بعد صداشنیدم ویهویی ترسیدم وقرار کردم بیرون وشوهرم اول وآخر باهام بودونگرانم بود
ممنون میشم تعبیرش کنین
با سلام من خواب دیدم قراره منو ببرن زندان که خیلی از آشناها منو همراهی میکنن موقع رفتن نمیدونستم چه کفشی بپوشم اول خواستم کتونی بپوشم ولی بعدش با اینکه پیش خودم گفتم راحت نیست یه کفش پاشنه بلند پوشیدم سر راه یه کم استراحت کردیم که یکی از آشناها که الان یادم نیست کی بود پیشم نشست و من باهاش درد دل کردم و با بغض
گفتم من دوست داشتم تو ۲۲،۲۳ سالگی ازدواج کنم و یه عالمه بچه داشته باشم یه عالمه بچه رو دو بار تکرار کردم بعد بلند شدم رفتم بقیه خواب واضح یادم نیست ولی میدونم که وارد هیچ زندانی نشدم
سلام.من سه بار هست که خواب میبینم شوهرم را به جرم نکرده بازداشت میکنند و من تو هر سه خواب برای آزادیش التماس و گریه و دادو بیداد شدید میکنم به طرزی که از صدای گریه خودم بیدار میشم.و این دفعه آخر انگار همسرم از اینکه بازداشت شده ناراحت نیست و براش کاملا اوکیه میگه جام راحته.منم به هوای ایشون میگم خودمم میمونم ولی من رو بعد دوروز ازاد میکنند.همه جا نوشتند قهرو جدایی ولی من تو خواب خیلی تلاش میکنم برای ازادیشون.
سلام من خواب دیدم که در زندان هستم ویک نفر که از او دل خوشی ندارم در زندگیم ،حی به دیدنم می اید و با من خیلی خوب است جوری که من به اون وابسته هستم
سلام من خواب دیدم تو بازداشتم و منتظر حکم قطعی هستم و تو خواب گریه میکردم و استرس داشتم که میفتم زندان،شوهرم دلداریم میداد که نهایتا ۳ روز هستی،مادرمم زندانی کرده بودن و مدام گریه میکرد ک تحمل زندان ندارم،میشه برام تعبیرشو بگین
سلام یک خانومی تو خواب دیده من متاهلم و یک پسرهم دارم ولی بخاطر قرض تو زندانم گفته من ایشون میشناسم کار اون نیست ولش کنین من پول میدم..البته من مجردم..ممنون از سایتتون
سلام
من خواب دیدم زن بودم و بچه ی کوچیک داشتم و بغلم بود و من تو یک اتاق بودم و به بچه ام گفتم میدونی بابات حالا کجاست اون حالا تو زندان های زیر زمینیه و از آب مسموم میخوره (و تو خوابم میدونستم که اون واقعا تو زندان های خیلی بدیه )و بعد بهش گفتم شوخی کردم و خندیدم و تو دستم یک ساعت بود
تو را خدا تعبیرشو بگید و اگه میشه زود بگید یک انتخابی باید بکنم شاید خوابم به اون بخوره
سلام من دیشب خواب دیدم همسرم سر خود تهمت میزد هیچکاری هم نکرده ولی تهمت زد رفت زندان منم با خودش برد زندان مثل خونه ای بود منم همسرم یا یکی دیگه باهم زندانی بودیم انقد گریه کردم واس بچم ک کیه مواظبش میشه دیدم ک صدای بچم میاد گریه میکنه منم گریه کنان از زندان فرار کردم رفتم خونه پیش بچم خونه مون رو بروی زندان بود لطفاتعبیرو بگین
سلام ممکنه تعبیر خواب منم لطفا بگید
من خواب دیدم با یه جمعی از مردها و زن ها جوان و حتی کودک داریم وارد جایی میشیم که میگفتن زندانه ولی زندان موقت برای یه مدت فقط مامانمم داشت همراهیم میکرد تا داخل ولی من طبق معمول نگران خیانت و تنها گذاشتن از سمت شوهرم بودم تا اینکه شب موقع خواب بهش زنگ زدم که تصویری ببینمش اما اون رد میداد بعد از چند بار صوتی جواب داد و صدای زنی میومد که متوجه شدم کسی پیششه، خلاصه با گریه و زاری رفتم پیش نگهبان و گفتم میخوام برم بیرون و اونا اسمم و نوشتن و گفتن برای یک روز میتونی بری ،
من که رفتم دنبالش دیدم اون زنی که اونجا بود یکی از دوستای نزدیکم بود باهم درگیر شدیم اما بعد چند دقیقه من با گریه بهش گفتم ما از بچگی باهم بودیم و چرا بهم خیانت کردی و این حرفا خلاصه انگار اون پشیمون شد و قرار شد بریم باهم دادگاه و کارای طلاق منو بکنیم
انقد حس بدی دارم که انگار واقعی بود همه چی
با سلام
خواب شما نشان بر این است که شما دلواپس خیانت از طرف همسرتان هستید و این امر شما را بس نهایت آزار میدهد که آن را هم در خواب دیده اید.
و اینکه خواب زندان نشان بر خوبی نیست و به معنی اسارت است و اینکه شما را آزاد کرده اند به معنی آن است که از اسارت ماری و یا فردی رهایی پیدا خواهید کرد که نیک است و مشکلتان بر طرف خواهد شد و اینکه طلاق در خواب به این صورت تعبیر میشود که از عملتان پشیمان خواهید شد که نیک نیست. و در مورد رفتا های همسرتان با او صحبت کنید تا این مشکل روحی از شما برطرف شود.
سربلند و پیروز باشید.
سلام
منخواب دیدم به خاطر شیطنت تو خیابون و بگو بخند بلند زندانی شدم با یکی از دوستانم که گاهی توی خواب این فرد آشناس و گاهی غریبه
زندان یک اتاق ۱۰۰ متری بود همه هم خانم بودن و یک روز مرخصی دادن بهم آزادم کردن و من رفتم کنار دوستای پسرم در موردش باهاشون صحبتکردم و کلی خندیدیم
تعبیرشچیه؟
با سلام در تعبیر خواب شما آمده است که به دلیل رفتاری که ناپسند است مورد زخم زبان دیگران قرار خواهید گرفت و اینکه به موجب این رفتار غمی را به خود روا خواهید کرد. که خوب نیست پس صدقه بدهید.
سربلند و پیروز باشید.
سلام من خواب دیدم که با دوست هایم که الان یه سالی با اونها رابطه ای ندارم و برخی مسئو لین مدرسه ی سال پیشم تصمیم خیلی قطعی و محکم گرفتیم که شروع کنیم کار عظیمی برای سرزمین خود انجام دهیم و وسط های ان کار ان دوست هایم به خواطر ان کار خوب دست گیر کردند مامورین اشتباه کرده بودند.وقتی این خبر به من رسید من در خانه بودم وبعد از پنجره معلم ها را دیدم که امده بودند دنبالم تا برویم انهارااز زندان بیرون بیاوریم همین لحظه من ومعلمان خود رادر فضایی شبیه زندان دیدیم ومشغول پیدا کردن راه حل شدیم
من گفتم میخوام بدوم دیگر نمی توانم همین که شروع به دویدن کردم گفتند انها ازاد شدند
سلام من دیدم که در خواب قبلیم با یکی از دوستان هم سن خودم بحثمان شد و دعوا کردیم اما بعد از کنم کاری رفتم از دلش در اوردم ولی تو خواب بعد یک دفعه دیدم تو زندانم دو سه نفر دیگه هم بودن اون ها هم اصرار می کردند که آزادشان کنند ولی مامور رفت و کسی که آشنا بود رو آورد تا ما رو آروم کنه اون به ما گفت ما پنج روز دیگه اگه گناهکار نباشید ازادتون می کنم بعدش که میخواست بره من رفتم و به اون می گفتم که من خیلی فکر کردم ولی نمیدونم واسه چی اومدم اینجا البته اونجا رو نمیشناختم هیچ شکنجه ای هم نبود ولی یه جای سیاه و ترسناکی بود
درود بر شما خواب دیدم در زندان هستم و نگران اما فقط سه روز قرار بود در زندان باشم با خودم میگفتم ناراحت نباش دو روز دیگه آزادی لطف میکنید تعبیر رو بفرمایید. . سپاسگزارم از لطف تون
با سلام
در تعبیر این خواب شما به نوعی در برخی تعابیر امده است که ممکن است خیر باشد و از این رو باید این خواب را به فال نیک گرفت و از بابت آن نگران نباشید و بدانید که در تعبیر خواب امده است که نشان از ان دارد که از مشکلی و غمی رهایی خواهید یافت.
سربلند و پیروز باشید
سلام و خسته نباشید
من خودم خواب دیدم ک با جمعی از دوستام تصمیم داشتیم یک کار بدی و انجام بدیم وقتی قرار شد اون کارو انجام بدیم من نمیدونم چرا ب یک دلیلی از اونجا ب جای دیگه ایی رفتم نمیدونم دوستام اون کارو انجام دادن یا ن ولی میدونم من دیگ موقع انجام اون کار اونجا نبودم بعد یک زن اومد اونا رو گرفت ک ب فهمید ک میخوان کار بدی.
کنن بعد منم پیدا کرد و گفت شمارو باید به زندان ببرم و برای شما پرونده ایی تشکیل بدهم اسم پرونده هم گفت ولی من از خواب بیدار شدم ولی زندان و ندیدم ینی مارو زندان نبردن ولی قرار بود ببرن
لطفاً اگر میشه این خواب رو تعبیر کنید
باسلام
در تعبیر این خواب امده است که اگر اینگونه ببینید باید بدانید که به معنای رهایی از غم و اندوه است و این خود بسیار خیر است و بدانید که این که در خوابتان با ایشان هم مسیر نشده اید هم به معنای ان می تواند باشد که در اینده ی نه چندان دور این خواب به واقعیت بپیوندد.
سربلند و پیروز باشید
سلام من خواب دیدم در زندان هستم اما نمی دانستم به چه جرمی، بعد از حدود شش ماه آزاد شدم و برگشتم خونه، اما هیچ کس متوجه نبود من تو خونه تو این شش ماه نبوده و اصلا نگران من نبودند. و کسی نپرسید کجا بودی
با سلام
اگر دانسته اید که ان زندان کجا است که تعبیر به این صورت می شود که شما به مشکل و گرفتاری برخوواهید خورد که خودتان مجبور به رفع ان می شوید و هیچ کسی هم از ان پی نخواهد برد و نکته خیر این خواب از انجاست کهاین مشکل بلاخره برای شما حل خواهد شد.
سربلند و پیروز باشید
دیدم از یک زندان وشکنجه گاه بازدید میکنم .که در آن تعدادزیادی مرد ویک زن بود که به زنجیر کشیده شده بودن وازبدنشان چرک وخون میامد.ولی کسی رانمیشناختم.لطفا تعبیرش را خیلی سریع برایم بفرسید.خیلی ممنون
با سلام
این خواب همانگونه که در متن نیز امده است تعبیری خیر دارد و به این معناست که برای شخص خودتان حداقل از غم و اندوه رهایی می یابید.
اما ممکن است در این خواب هم راه رهایی برایتان مشخص شده باشد و این خواب اشاره ای به روابط امروزی مابین زن و مردها داشته باشد که اگر شما در آن اصرار بورزید به غم دچار خواهید ماند و ممکن است کسانی که در زندان دیده اید عاقبتی مثالی برای همه ی ما باشد اگر اگاه و هوشیار نباشیم.
سربلند وپیروز باشید
سلام خواب دیدیم که از مرز داریم اروپا میرم گویا رد شدم که وارد یه اتاقی شدم داشتم حدیث کسا میخوندم
سلام من خواب دیدم یک زندان بزرگی هست وحیاط بزرگی دارد وحیاط زندان سقفش همه توری دآرد ومن دارم بالای زندان با ارتفاع زیادی پرواز میکنم وبرادرم ودوتا دایی هام را کمک و با خودم حمل میکنم چون انها نمتوانند پرواز کنندومن تلاش میکنم آنهارا فرود بیارم واول برادرم را ازبالا بر روی توری رها کردم و افتاد روی توری وتوری پاره شد وروی زمین افتاد ودوتا دایی هام را به گمان خودم در جای بهتری با خودم انداختم روی توری ومن وداییهام سالم بودیم ولی برادرم را چون دور تر انداخته بودم خبری از اون نداشتم و از خواب پریدم
سلام خواب دیدم همه جا شلوغه مردمو میکشن به همسرم گفتم بیا فرار کنیم ولی اون نیومدخودم همینجوری میچرخیدم سر از یه زندان دراوردم گفتن زندانیهارو جمع کنید من اخر رسیدم نگهبان منو به باد کتک کرفت بعد از اون زندانیا منو اذیت میکردن شبیه زندان نبود مثل خرابه بود بعد مارو بردن بیرون از زندان مکان زندان رو شناسایی کردم برف زیادی اومده بود جاده بسته شده بود فقط موتور میتونست از جاده بره فکر فرار رو میکردم زندان بان میگفت بیا لباس زندان رو بهت بدم ازش پرسیدم اینجا کجاست گفت این زندان رو سپاه درست کرده ولی من هرچی فکر کردم نفهمیدم به چه جردمی توی زندان بودم چون کاری نکرده بودم ممنون میشم تعبیرش کنین