تعبیر دیدن اسارت در خواب چیست؟

تعبیر خواب اسارت میتواند تا حدودی با تعبیر خواب زندان و زندانی شدن در ارتباط باشد.
تونی کریسپ در کتاب خود به نام فرهنگ تفسیر رویا اسارت و اسیر شدن را نمادی از احساسات، تشویشها، تغییرات وضعیت روحی و ایدههای بسیاری که ما را اسیر خود کردهاند یا به مثابه وسیلهای برای انکار ابراز آزاد استعدادها، جنسیت و مانعی برای سلامت و رفاه ما عمل میکنند میداند. مثلا ترس از بیمار شدن ما را از تعطیلات باز میدارد، فکر اینکه تنها تاجران ثروتمند میتوانند موفق باشند ما را از پیاده کردن ایدههای خود باز میدارد. بدین ترتیب، این بخش از توان بالقوه ما زندانی شده یا به اسارت در آمده است.
تعبیر خواب اسارت امام جعفر صادق (ع)
حضرت امام جعفر صادق فرماید:
- زندان به خواب دیدن گور و بلا است و آزمایش کردن دوستان و خرم کردن دشمنان.
- اگر بیند در زندان شد و زود بیرون آمد، دلیل که خداوند به تمامی بیابد.
منوچهر مطیعی تهرانی گوید: اگر بیرون از زندان باشید تعبیر خواب شما رهایی است از غم و اندوه و گرفتاریهای زندگی و اگر درون زندان باشید تعبیر خلاف این است و گرفتاری است و اشتغال از نوع کارهایی دست و پاگیر و تشویش برانگیز.
یوسف نبی علیه السلام گوید: دیدن در زندان ایمنی از پادشاهی بود.
تعبیر خواب اسیر شدن محمدبن سیرین
ابن سیرین میگوید:
- اگر زندان مشهور بیند، دلیل بر اندوه و مضرت کند.
- اگر کسی بیند در زندان بود و ان زندان هرگز ندیده بود، دلیل بر هلاک است، زیرا که زندان مجهول گور است.
تعبیر خواب اسارت آنلی بیتون
آنلی بیتون میگوید: اگر خواب ببینید اسیر شدهاید، نشانه آن است که احتمالاً درگیر خیانتی خواهید شد، که اگر نتوانید آن را حل و فصل کنید، بدبخت و نومید میشوید.
اگر در خواب ببینید کسی زندانی شده است، نشانهی آن است که شغلی در سطح پایین به دست میآوردید. اگر زنی در خواب خود را زندانی و اسیر ببیند، علامت آن است که به خاطر محبت شوهرش به دیگران، دچار حسادت میشود و مورد سرزنش قرار میگیرد.
تعبیر خواب اسارتگاه
آنلی بیتون میگوید:
- دیدن اسارتگاه در خواب، علامت آن است که به بدبختی دجار خواهید شد.
- اگر خواب ببینید فردی از اسارتگاه آزاد میشوید، علامت آن است که سرانجام از شر بدبختی و نومیدی خود را آزاد خواهید ساخت.
لوک اویتنهاو میگوید: زندان بازپروری شایعات، غیبت کردن
به نقل از سایت ستاره.
56 دیدگاه
در خواب دیدم مامور ها در ساختمانی چند طبقه تعداد خیلی زیادی بچه و جوان (هم دختر و هم پسر )را اذیت میکردند و ساختمان مثل خانه ی خرابه بود
ابو هوا به شدت طوفانی بود و مامور ها همه را کتک میزدند
کمی بعد یکی از موامور ها زنی را به انجا اورد تا به صورت نوبتی به ما تلفن بدهد تا خانواده در جریان اسارت خود بگذاریم ک نگران نشوند
و در اخر خواب الاغی بود ک سوار ان شدم
از انجا فرار کردم
الاغی بود ک سوار شدم و من را زمین زد
فرار میکردم و او هم به دنبال من میدوید
و بعد بیدار شدم
حس کلی خواب و فضای احساسی
خوابتان فضایی پراضطراب، نابرابر و تهدیدآمیز دارد. طوفان و ساختمانِ خرابه حس آشفتگی درونی و بیپناهی را تقویت میکند، و دیدن بچهها و جوانان تحت آزار نشاندهنده نگرانی عمیق نسبت به بخشهایی از خود یا جمعی است که آسیبپذیر و بیدفاع مینمایند. غالباً چنین خوابهایی با احساس گیرافتادگی، خشم فروخورده و ترس از قدرتهای بیرونآمده از کنترل همراهاند.
نمادها و معانی احتمالی
مأمورها میتوانند نماد اقتدار، قضاوت یا فشارهای اجتماعی و نهادی باشند؛ همان نیروهایی که آزادی عمل یا احساس امنیت را از شما یا بخشی از هویتتان میگیرند. ساختمانِ خرابه به خاطرات، پایههای سست روانی یا نظامِ حمایتی ناقص اشاره دارد. طوفان نشاندهنده آشوب عاطفی و بیثباتی لحظهای است. زنی که برای تماس آورده میشود، شاید نمایندهٔ امید موقتی، تسلی کنترلشده یا تلاش برای حفظِ ارتباط با عزیزان در شرایط سخت باشد؛ یعنی نیاز به آرامش دیگران در حالی که خود احساس بیکفایتی میکنید. الاغ در فرهنگ سمبل بار، سرسختی یا خجالت و عادینمایی سختیهاست؛ سوار شدن و افتادن میتواند نشان دهد راهبردهایی که برای فرار یا کنترل انتخاب کردهاید، ناکارآمد یا شرمآور احساس شدهاند.
تحلیل احساسی و پیامهای درونی
خواب نشان میدهد بین میل به محافظت از خود و دیگران و حس ناتوانی در برابر قدرتی بیرونی کشمکش دارید. احساس تعقیب و فرار بازتاب اضطراب و شاید اجتناب از روبهرو شدن با زخمهای قدیمی است. همچنین شاید بار سنگینی از مسئولیت یا شرم حمل میکنید که هر تلاشی برای رهایی را با شکست همراه میبیند.
پیشنهادهای عملی برای بیداری
اگر این خواب شما را پریشان میکند، نوشتن جزئیات و احساسات بعد از بیداری کمک میکند تا الگوها را بشناسید. به بخشهای آسیبپذیر درونتان با مهربانی نزدیک شوید و در صورت امکان با یک دوست مورداعتماد یا درمانگر درباره این تصاویر صحبت کنید. تمرینهای تنفسی و زمینگیری در لحظات طوفاندرونی کمک میکنند حس کنترل بیشتری بازیابید. اگر خواب مکرر است یا با اضطراب روزمره تداخل دارد، پیگیری حرفهای توصیه میشود.
یادآوری نرم
این تعبیرها امکانها و زوایا را نشان میدهد، نه حکم قطعی. بهتر است با کنجکاوی و ملایمت به خودتان نگاه کنید و ببینید کدام بخش از توضیحات با تجربهٔ فعلیتان هماهنگ است.
تعبیر خواب دستگیر شدن توسط پلیس در خانه خود
دیدن خودتان در حال دستگیری توسط پلیس، بهخصوص در خانه خود، تصویری پر از نمادها و احساسات است که معمولاً با حس محدودیت، نگرانی از قضاوت یا برخورد با جنبهای از خود مرتبط است. خانه در خواب اغلب نماد خودِ درونی، حریم شخصی یا جنبههایی از هویتتان است که برایتان امن و آشناست؛ وقتی نیرویی بیرونی مثل پلیس وارد خانه میشود و شما را دستگیر میکند، ممکن است نشاندهنده حس تعرض به حریم خصوصی، فشارِ قوانین بیرونی یا درونی، یا ترسی از آشکار شدن چیزی باشد که میخواهید مخفی نگه دارید.
از نظر روانشناسی، این خواب میتواند انعکاس احساس گناه، سرکوبِ تمایل یا ترس از تنبیه و مسئولیت باشد. شاید بخشهایی از شخصیت یا رفتاری را در خود میبینید که فکر میکنید «غلط» است یا ممکن است دیگران را آزرده کند و از این بابت نگران پیامدها هستید. همچنین ممکن است حس کنید تحت کنترلِ کسی هستید یا اختیار و آزادیتان محدود شده است؛ این احساس میتواند مربوط به کار، خانواده، یا رابطهای باشد که در آن میکوشید مطابق خواست دیگران رفتار کنید.
از منظر نمادشناسی، پلیس نمادِ قانون، نظم و قضاوت است. دستگیری میتواند نمادی از متوقف شدن، توقف رشد یا نیاز به بررسی دقیقتر یک رفتار یا تصمیم باشد. واکنشهای احساسی شما در خواب — ترس، خجالت، مقاومت یا آرامش — سرنخهای مهمی دربارهی معنای فردی آن میدهند.
برای فهم بهتر، به این فکر کنید که اخیراً در چه زمینهای احساس محدودیت یا نگرانی از قضاوت داشتهاید؟ آیا چیزی را پنهان کردهاید یا از روبهرو شدن با مسئولیتی طفره میروید؟ گفتگو با شخصی قابل اعتماد یا نوشتن احساساتتان میتواند کمککننده باشد تا ابعاد این نمادها برایتان روشنتر شود. اگر خواب مکرر و آزاردهنده است، پرداختن به منابع استرس و جستوجوی حمایت حرفهای نیز میتواند مفید باشد.
سلام عرض ادب من بچه اهل افغانستان هستم چند وقته خواب های عجیب میبینم الان افغانستان دستی طالبان است عرضم به عضورت که خواب میبینم مثلا طالبان دنبالم میکنن بعد التماس میکنم ولم میکنن یا خواب میبینم که علیه طالبان شورش کردم با طالبان میجنگم ولی امشب عجیب تر بود خواستم که باید این خواب ها یی ربط داشته باشه به کدوم چیزی تو خوابم دو تا خواهرم که الان عروسی کرده تو خواب با من بود اینطور معلوم بود که ما از چیزی داریم فرار میکنیم بعدش خودم صاحب دو فرزندم یی دوختر یی پسر این دو هم تو خواب با ما بود یی جای که خونه بود اونجا رفتیم بعد که یی کم میمونیم از خونه میزنیم بیرون بعدش یی کم راه میریم که طالبان میبینم بعدش میخواستیم فرار کنیم که نزدیک شدن به ما بعد یی عده مردم غیر نظامی رو دیدم که اونا هم فراری بود بعدش طالبان مارا گیر میندازه دستم یی اسلحه بود تو خواب یادم رفت بگم از مسیرم پیداش کردم طالبان یکی از همون مردا رو با خودش میخواست ببره بعدش سر دسته طالبان دوخترمو میبینه میخواست ببره که من مانع اش شدم رو کردم به همون مردا فراری گفتم تا کی اینجوری زندگی کنیم دست یکی از مردا فراری چاقو بود گرفتم ازش میخواستم فرو کنم تو سینه سر دسته طالبان که از خواب بیدار شدم وقتی نماز صبح شده بود
سلام و ممنون که خواب و نگرانیات را با من در میان گذاشتی. واقعاً تحمل چنین خوابهای پیاپی در شرایطی که در واقعیت هم احساس تهدید و ناامنی میکنی سنگین است. میفهمم که وقتی صبح با این تصاویر بیدار میشوی، دلشوره و خشم و اضطراب همراهت میماند. اجازه بده با آرامش و نگاه انسانی به جنبههای مختلف خواب تو بپردازم.
نگاه روانشناسانه
چنان که خودت هم ذکر کردی، فضای خواب خیلی شبیه واقعیت زندگیات است؛ احساس تعقیب، اجبار به فرار، و تلاش برای حفاظت از خانواده. این خواب میتواند بازتاب ترس همیشگی از تهدید، حس بیقدرتی و مسئولیتی که روی شانههایت سنگینی میکند باشد. حضور خواهرها و فرزندانت نشان میدهد که دغدغهی تامین امنیت و آیندهٔ نزدیکان برایت بسیار مهم است؛ کشمکش در خواب ممکن است تلاش درونی برای یافتن راههایی باشد که از خانوادهات محافظت کنی یا کنترلت را باز پس بگیری.
نمادها و معانی احتمالی
طالبان در خواب نماد تهدید بیرونی و قدرت سرکوبگر است؛ اما میتواند نمایندهٔ هر عامل خفقانآورِ دیگری هم باشد: محدودیتها، ترس از از دست دادن عزیزان یا قوانین اجتماعی/سیاسی که آزادی را میگیرند. خانه بهعنوان مکان امنیت و آرامش ظاهر میشود؛ فرار از خانه نمادی از از دست رفتن این پناهگاه است. اسلحه و چاقو نماد تمایل به داشتن ابزار یا قدرت برای دفاعاند؛ اما اینکه در خواب آمادهی زدن ضربه میشوی و همانجا بیدار میشوی، نشان از کشمکش اخلاقی و ترس از عواقب خشونت دارد—انرژی خشم و دفاعطلبی هست اما مرزهای درونیت هم فعالاند.
تحلیل احساساتی
احساساتی مثل ترس عمیق، اضطراب، خشم سرکوبشده، محافظتطلبی و شاید احساس گناه یا نگرانی از به خطر افتادن خانواده قابل لمس است. بیدار شدن درست در لحظهای که میخواستی ضربه بزنی ممکن است نشانهٔ بیداری وجدان یا ترس از آنچه انجام میدهی باشد. همچنین دیدن مردم غیرنظامی فراری، حس تنهایی جمعی و فقدان امنیت اجتماعی را تقویت میکند.
پیشنهادهای عملی برای آرامتر شدن و کار با این خوابها
اگر ممکن است دربارهٔ خوابها بنویس، جزئیات و احساسات هنگام و بعد از خواب را ثبت کن؛ تکرار الگوها را نشان میدهد. قبل از خواب ریلکسکردن با چند نفس عمیق، دعا یا ذکر، موسیقی ملایم یا تصویرسازی مثبت از یک مکان امن کمککننده است. تصویرسازی درمانی ساده: خواب را عمداً با پایانی متفاوت و امن بازسازی کن—مثلاً فرار موفق یا کمک رسیدن—و این را چند بار در ذهن تمرین کن. اگر این خوابها شدّت اضطراب یا خواب را از تو میگیرند یا فکر به خشونت در بیداری تکرار میشود، تلاش کن با یک نفر مورداعتماد، یک امام جماعت، یا در صورت امکان مشاور/متخصص رواندرمانی صحبت کنی. حتی گفتگو با دوستان و خانواده دربارهٔ ترسها میتواند بار عاطفی را سبکتر کند. همچنین محدود کردن مواجهه با اخبار و تصاویر تحریککننده قبل از خواب ممکن است به کاهش احتمال رؤیاهای مشابه کمک کند.
نکتهٔ مهم اینکه خوابها پیامهایی از درون ما دارند نه پیشگویی قطعی. آنها میتوانند نشاندهندهٔ درد، خشم و نیاز به ایمنی باشند. اگر دوست داشته باشی میتوانی جزئیات بیشتری بگویی تا عمیقتر بررسی کنیم یا چند تمرین خاص برای کاهش کابوس و آرامسازی خواب بهت بگویم. امیدوارم آرامش بیشتری پیدا کنی و احساس امنیتت تقویت شود.
خواب دیدم اسیر شدم ونمیدانم یهوخواهر زاده ام که چند سال داردکنارم دیدم ومن هم از او مراقبت میکردم ودر زندان سیگار میکشیدم
خواب شما ترکیبی غنی از نمادها و احساسات است که میتواند درباره موقعیتی درونی یا بیرونی شما حرف بزند. بودن در زندان معمولاً حس گرفتار شدن، محدودیت یا فشار را نشان میدهد؛ ممکن است احساس کنید در یک رابطه، مسئولیت یا شرایطی گیر افتادهاید که آزادیتان را کم کرده است. حضور خواهرزاده، به خصوص اگر کودکی باشد، نمادی از آسیبپذیری، معصومیت، امید و بخشی از «خودِ درونی» است که نیاز به محافظت و مراقبت دارد. اینکه شما از او مراقبت میکنید نشان میدهد حتی در وضعیتی که خودتان محدودید، بخش مهربان و مسئول شما تلاش میکند از دیگران یا از بخش لطیف خود مراقبت کند.
کشیدن سیگار در زندان یک نماد دوگانه است: هم گرایش به آرام کردن، تسکین اضطراب و یافتن راه فرار کوتاهمدت از فشارها را نشان میدهد و هم میتواند نشانه آگاه یا ناخودآگاه از رفتارهایی باشد که به خودتان آسیب میزنند اما در زمان بحران به سراغشان میروید. این عمل ممکن است بیانگر تنش میان نیاز به تسلی و احساس خودتخریبی باشد.
احساساتی که در خواب برجستهاند ترکیبی از نگرانی، مسئولیتپذیری، دلتنگی برای آزادی و نوعی تسلیم یا کنار آمدن با موقعیتاند. این خواب دعوت میکند با مهربانی به خودتان نگاه کنید: چه چیزی شما را زندانی کرده؟ مراقبت از چه کسی یا چه بخشی از خود برایتان حیاتیتر شده؟ چه راههای سالمتری برای آرامسازی اضطرابها وجود دارد؟ صحبت با یک دوست مورداعتماد یا نوشتن احساسات و مرزبندیها میتواند کمک کند. اگر سیگار کشیدن در بیداری هم برایتان مسئلهای است، این خواب میتواند انگیزهای برای بازبینی این عادت و یافتن جایگزینهای سالمتر باشد.
توصیهام این است که به جای قضاوت خود، کنجکاوی کنید؛ خوابتان دارد گوشههایی از نیازها و فشارهای شما را نشان میدهد که با توجه و مراقبت میتوانند به مسیر آزادتر و آرامتری هدایت شوند.
خواب دیدم یه جایی بودیم خانوادگی
پدرمم که فوت شده هم بود
یهو از در خونمون جوونا ریختن توخونه و اغتشاشگر بودن
ما رو هم کناراونا بازداشت کردن تو یه مکان بزرگ
به هرحال اوضاع امکانات عالی بود
انواع غذاها و… اما شلوغ بود
آخر خوابم درحال فرعر بودم با یه پسر جوان
و رفتیم پشت بام که از خواب پریدم
دیدن پدرت که فوت کرده در خواب نخستین چیزی که به ذهن میآورد پیوند هنوز زنده با او و جای خالیِ نقشِ پدری در زندگی بیداری است. او میتواند نماد امنیت، قضاوت درونی، یا بخشی از خودت باشد که به تو جهت و آرامش میدهد. اینکه او در جمع خانوادگی حضور دارد نشان میدهد پیوندهای خانوادگی و یاد او برایت مهم و فعال در ضمیر ناخودآگاه است.
جوانانی که از در هجوم میآورند و اغتشاشگرند نمادی از آشوب، تغییر ناگهانی یا فشارهای بیرونی است. این افراد ممکن است نماینده احساسات سرکوبشده، خواستههای تازه یا شرایط اجتماعیای باشند که به زندگیات نفوذ کردهاند و حس تزلزل یا تهدید ایجاد میکنند. اینکه شما و خانواده را «بازداشت» میکنند و در مکانی بزرگ میگذارند اما امکانات خوب فراهم است، تضاد جالبی را نشان میدهد: محدود شدن و در عین حال رفاه مادی یا امنیت ظاهری. این میتواند بازتاب وضعیتی باشد که از نظر بیرونی خوب و مرتب به نظر میرسد اما درونی حسِ محصور بودن، کمبود آزادی یا ازدحام عاطفی داری.
ازدحام و شلوغی خواب بر فشار روانی و خستگی تأکید دارد؛ حتی وقتی نیازهای پایه برآورده میشود، جمعیت زیاد و نداشتن فضای شخصی باعث اختناق میشود. پایان خواب، فرار همراه با یک پسر جوان و رسیدن به پشتبام نمادی امیدوارکننده است: پشتبام نمای احساس بلندپروازی، نیاز به فاصله گرفتن برای دیدن بهتر، یا جستجوی چشمانداز تازه است. پسر جوان ممکن است نماد نیروی جوانی، جنسیّت، یا انگیزهای تازه در تو باشد که به تو کمک میکند از وضعیت محدود بیرون بیایی.
احساسات غالب در خواب ترکیبی از غم و امنیتِ ناشی از حضور پدر، اضطراب و تهدید از هجوم دیگران، و امید یا هیجانِ فرار و صعود است. این ترکیب نشان میدهد در ناخودآگاهات تقابل بین پیوندهای آشنا و میل به تغییر یا رهایی وجود دارد.
برای تأمل میتوانی به این نکات فکر کنی: چه بخشی از زندگیات الآن احساس محصور بودن میکند؟ چه چیز یا چه کسی به تو کمک میکند احساس آزادی و چشمانداز تازه بیابی؟ نگه داشتن خواب در دفترچه و توجه به احساساتش در بیداری میتواند سرنخهای بیشتری بدهد. اگر فقدان پدرت هنوز سنگینی میکند، حرفزدن با یک دوست مورداعتماد یا یک مشاور میتواند فضا برای پردازش غم و نیازهای ناتمام ایجاد کند. در نهایت، این خواب دعوتی است به دیدن همزمان نیاز به امنیت و تمایل به پرواز؛ با ملایمت به هر دو سوی درونت گوش بده و گامهای کوچک برای یافتن فضایی شخصی و قابل نفس کشیدن بردار.
سلام وعرض ادب،دیشب دم سحرخواب دیدم،که،مارو،،اسیرگرفتن،درغل وزنجیریم،خیلی ترس داشتم زیاد،،اسیر دشمن نه اسیرخودی،جایی هست مخوف که آشناوفامیل بنظرمیان؟جای بدی بودهنوزم دلهره وتشویش دارم،نمیدانم چقدطول کشید،ولی آمدن ماروپیداکردن،وقفلهای دستامون بازکردن،نجاتمون،دادن،پنج شش نفربودیم،،تعبیرش چیه ممنون،،
خیلی ممنون که این خواب را با دقت تعریف کردی. از آنچه گفتی، حس ترس و بیقراری هنوز با تو مانده و این مهمترین سرنخ تعبیر است.
چه از دیدگاه روانشناسی؟
این خواب نشان میدهد احساس محصور شدن یا محدودیت شدیدی را تجربه میکنی؛ ممکن است تحت فشارهای بیرونی یا درونی باشی که فکر میکنی توان برطرف کردنشان را نداری. «اسیر دشمن نه اسیر خودی» به این معناست که تهدیدی را بیرونی و ناخواسته میدانی؛ فشارهایی از سوی دیگران، یا ترس از برخورد و قضاوت اطرافیان. زمان نامشخص در خواب میتواند نشاندهنده سردرگمی در رابطه با مدت این فشارها یا نداشتن کنترل بر وضعیت باشد.
نمادها چه میگویند؟
زنجیر و غل نماد مسئولیتهای تحمیلشده، بارهایی است که حرکت و آزادی را محدود میکند. جایی مخوف اما آشنا به نظر رسیدن، حس خیانت یا ناامنی در محیطی است که انتظار ایمنی داشتی؛ مثلاً خانواده، محل کار یا جمعی که به آن تعلق داری ولی اکنون تهدیدآمیز شده. باز شدن قفلها و نجات گرفتن نشانه امید و حمایت است؛ احتمالاً کمک یا راهحلی بیرونی یا درونگروهی باعث رهایی تو خواهد شد.
تحلیل احساسات
دلهره و تشویش پس از بیداری نشان میدهد این موضوع هنوز حل نشده و احساس تهدید در تو زنده است. خوشحالی از نجات همراه با اضطراب ادامهدار ممکن است نشان دهد آزادی کامل هنوز کامل نیست یا ترس از بازگشت آن وضعیت وجود دارد. تعداد پنج، شش نفر میتواند همان جمعی باشد که خودت بخشی از آن میدانی یا نمادی از حمایت گروهی.
پیشنهادهای کاربردی برای آرامتر شدن
سعی کن ببین این «زنجیرها» در زندگی واقعی چه چیزهاییاند: توقعات، تعهدات، روابط پرتنش یا ترس از قضاوت. نوشتن خواب و احساسات بعد از آن کمک میکند تا الگوها را ببینی. اگر حس میکنی این موضوع بر خوابت یا روزهایت تأثیر میگذارد، صحبت با کسی که به او اعتماد داری یا یک مشاور میتواند مفید باشد. تمرینهای تنفس و ذهنآگاهی قبل از خواب هم به کاهش دلهره کمک میکند.
در پایان، خواب اغلب زبان نمادین ذهن است که میخواهد توجهت را به چیزی جلب کند. این خواب هشداردهنده است اما بخش رهاییاش نشان میدهد منابع یا حمایتهایی برای عبور وجود دارد. اگر دوست داشتی جزئیات بیشتری بگویی—مثل اینکه آن مکان آشنا برایت چه جایی شبیه بود یا چه کسانی بودند—میتوانم تحلیل دقیقتری بدهم.
سلام عرض ادب امروز ساعت بین ۷ و ۸ صبح بود بیدار شدم سرویس رفتم ، شروع کردم از درد جسمی با امام زمان حرف زدن دوباره خوابم گرفت، خیلی وقته خواب نمیبینم چدین ساله راحت میخوابم، دیدم تو فلسطینم روی سقف و دیوارا دارم راه میرم ،یه خمپارههایی بود که عمل نکرده بود سعی میکردم به اونا برسم،اونجا مثل اوردوگاه اوسرا بود که تعدادیم اسیر بودن از فلسطینیا، من با تمام وجود سعی داشتم اونجارو بفرستم رو هوا ، یه خمپاره یا یچی شبیح اون بود که دستم بهش نرسید و افتادم از دیوار پایین، اولش انگار فکر میکردن من خودیم و منم کلامی حرف نمیزدم که نفهمن ،بعد داشتم میچرخیدم که به هدفم برسم از خواب پریدم ، رفتم تو فکر ، دوباره خوابم برد باز همونجا بودم، یه نارنجک پیدا کردم روش خارجی نوشته بود نگو صوتیه پرتش کردم تو سربازای دشمن ،که داستانو شروع کنم ولی صوتی بود ،منو گرفتن انداختن پیش اسیرای فلسطینی تو یه اتاقک ،اسیر جوان عربی حرف میزد انگار میگفت بیا اینجا بهش گفتم ایرانیم انگار دنیارو بهش دادی،به دوستاش گفت ایرانیم یکیم بود انگار اروپایی بود که اسیر شده بوده عرب با اشاره به من گفت اومده بری نجات ما (هیرو) یا قهرمان، بلند شدم یجا دیده بودم دشمن داشت به سربازای جدیدش آموزش میداد و سلاح معرفی میکرد اونجا نارجکای زیادی دیده بودم با عربه رفتیم یواشکی اونجا ولی کلاس تموم شده بود داشت یه سرباز اسرائلی یه اسیرو کتک میزد با چاقو شکنجش میداد ، رو زمین یه چاقو همکاره دیدم از اینا که چاقو دربازکن باهمه،عربه بهش اشاره کرد برداشتم زدم تو گردن سرباز ردش کردم تو یجایی مثل انباری یا دستشوئی
از خواب پریدم
خوابی که تعریف کردید، از چند لایه عمیق ذهنی و روحی شما خبر میدهد؛ هم بُعد شخصی دارد، هم بُعد اعتقادی و هم بُعد اجتماعی و انسانی. نکته مهم این است که تعبیر خواب، «خبر از آینده» به معنای پیشگویی قطعی نیست؛ بیشتر آینهای است از حال درون و مسیر کلی که روح شما در آن حرکت میکند.
چند نکته کلیدی در خواب شما وجود دارد:
۱. شروع ماجرا با درد جسمی و صحبت با امام زمان (عج)اینکه در حالت بیداری، در اوج درد و فشار، با امام زمان (عج) حرف زدهاید و بعد وارد خوابی با این حجم از معنای دینی و ظلمستیزی شدهاید، نشان میدهد که:
قلبتان به اهلبیت و مخصوصاً امام زمان (عج) متوجه است.
در ناخودآگاهتان، «درد شخصی» با «درد امت و مظلومان» گره خورده است.انگار روح شما میگوید: من فقط نگران خودم نیستم، درد مظلومان جهان را هم در دل دارم.
۲. بودن در فلسطین، راه رفتن روی سقف و دیوارها، خمپارهها و تلاش برای منفجر کردن پایگاه دشمنفلسطین در خواب شما نماد:
مظلومیت،
اشغال و ظلم آشکار،
و صحنه درگیری حق و باطل است.
راه رفتن روی سقف و دیوار یعنی:
در موقعیتهای غیرعادی و پرخطر قرار گرفتن،
تلاش برای تسلط بر شرایط،
حرکت در مرز میان «امنیت و خطر».
خمپارههایی که عمل نکردهاند و شما سعی میکنید به آنها برسید، نشان میدهد:
در وجودتان میل قوی به «اقدام عملی» علیه ظلم دارید.
اما ابزار و شرایط واقعی در اختیار شما به صورت کامل نیست یا فعال نشده است.به زبان سادهتر: روحتان میگوید: «من دوست دارم کار بزرگی برای حق و مظلومان انجام دهم، اما انگار هنوز ابزار، فرصت یا شرایطش مهیا نشده.»
۳. اردوگاه اسرا، همراهی با اسیران فلسطینی و نجات دادن دیگراناین بخش خیلی مهم است. شما:
میان اسرای فلسطینی قرار میگیرید،
بیصدا حرکت میکنید،
هویت خود را پنهان میکنید،
بعداً وقتی میگویید «ایرانیم»، انگار به آن اسیر جوان عرب «دنیا را دادهاید».
در زبان خواب، این میتواند یعنی:
در عمق وجودتان، خودتان را «همسنگر مظلومان» میدانید.
ملیت ایرانیتان در ضمیر شما گره خورده با «حمایت از مظلوم و ایستادن در جبهه حق».
وقتی اسیر عرب میگوید تو قهرمانی، نماد این است که:روح شما مأموریت یا رسالتی برای «نجات، کمک، دفاع از حق» برای خود قائل است، هرچند در بیداری ممکن است هنوز بروز خارجیاش را پیدا نکرده باشید.
این احساس که «تو اومدی ما رو نجات بدی» میتواند تعبیر شود به:
خدا در دل شما «حس مسئولیت نسبت به امت اسلامی و مظلومان» قرار داده.
شما شاید در آینده در مسیری قرار بگیرید (فکری، فرهنگی، رسانهای، مالی، دعایی، یا حتی میدانی) که در آن به مظلومان کمک کنید.
۴. نارنجک صوتی، دستنیافتن به خمپاره، لو رفتن، اسارتاین بخش از خواب میتواند نماد این باشد که:
فعلاً ابزارهایی که به کار میگیرید (یا در ذهنتان تصور میکنید) برای مبارزه با باطل، «اثر واقعی» ندارند یا کامل نیستند.
نارنجک صوتی که به جای آسیب، فقط صدا میدهد، میتواند نشانه:
تلاشهای بینتیجه،
یا کارهایی باشد که بیشتر سر و صدا دارند تا اثر واقعی.این یعنی روحتان ناخودآگاه متوجه است که:«من دغدغه دارم، میخواهم کاری کنم، اما هنوز راه درست یا ابزار مؤثر را پیدا نکردهام.»
۵. دیدن سرباز اسرائیلی که اسیر را شکنجه میدهد و زدن او با چاقوشکنجه، خون، چاقو، گردن:
نشان از اوج انزجار درونی شما از ظلم دارد.
اینکه شما در خواب جرأت میکنید و به سرباز ظالم حمله میکنید، به معنای:
روح شما در جبهه «جرئت، غیرت و مقابله با باطل» قرار گرفته.
شما در درون خودتان اهل سازش با ظلم نیستید.
چاقوی چندکاره (همهفنحریف) که روی زمین میبینید:
نماد «ابزار متنوع» یا «استعدادهای مختلف» شماست.
یعنی خدا به شما تواناییها و قابلیتهایی داده که اگر درست کشف و استفاده شوند، میتوانند علیه باطل و در خدمت حق به کار بروند.اینکه با همان چاقو، جلوی آن سرباز ظالم را میگیرید، یعنی:
استعدادهای شما بالقوه میتوانند در راه مقدس و ارزشمند مصرف شوند.
۶. برگشتپذیری خواب (دو بار به همان صحنه رفتن)اینکه بیدار شدید، فکر کردید، دوباره خوابیدید و باز به همان فضا برگشتید، نشان میدهد:
این موضوع برای «روح شما» مهم و محوری است.
این فقط یک خواب ساده و تصادفی نیست؛ بلکه انعکاس یک «مسیر درونی» است که در آن قرار دارید.
۷. پیوند میان درد شخصی، امام زمان (عج)، فلسطین و جهادترکیب تمام این نمادها در کنار هم این پیام را میدهد:
شما در مرحلهای از زندگی هستید که:
دردهای شخصی (جسمی و شاید روحی) شما،
با دغدغه ظهور، عدالت، امام زمان (عج)، و
با رنج مظلومان (مثل فلسطین)در هم تنیده شده.این نشانه قلبی پاک و روحی بیدار است.
تعبیر جمعبندیشده:
این خواب، بیشتر از آنکه «خبر از جنگ و اسارت واقعی» بدهد، خبر از «جهاد درونی، دغدغه عدالتخواهی و مسئولیت نسبت به مظلومان» در شما میدهد.
شما در ناخودآگاهتان خودتان را «سرباز جبهه حق» میبینید که:
هنوز ابزارهایش کامل فعال نشدهاند (خمپارههای عملنکرده، نارنجک صوتی)،
اما استعداد و جرئت و غیرت دارد (چاقوی چندکاره، حمله به سرباز ظالم).
این خواب میتواند دعوتی باشد برای:
تقویت ارتباطتان با امام زمان (عج) از راه دعا، توسل، نماز و توبه،
پیدا کردن «نقش واقعیتان» در این جبهه: شاید در رسانه، قلم، هنر، کمک مالی، فعالیت اجتماعی، کار فرهنگی یا حتی فقط دعا و نشر آگاهی.
اینکه اسیر عرب با شنیدن «ایرانی بودن» شما خوشحال میشود، بشارت است:
عزتی که خدا برای ملت ایران در جبهه مقاومت قرار داده، در روح شما هم منعکس شده.
و شما به این جبهه وصل هستید، ولو هنوز ظاهراً کاری نکرده باشید.
پیام هدایتگر این خواب برای شما:۱. از این خواب نترسید؛ این خواب، خوابِ تهدید نیست، خوابِ «دعوت» است.۲. دلتان به امام زمان (عج) گره خورده؛ این را تقویت کنید. نماز، قرآن، دعای فرج، ارتباط قلبی.۳. در زندگی روزمره ببینید:
کجا میتوانید واقعاً به مظلوم کمک کنید؟ حتی اگر فلسطین نباشد؛ در خانواده، جامعه، فضای مجازی، کار، کمک به مستضعفان.۴. مراقب باشید که «نارنجکهای صوتی» خرج نکنید:
یعنی کارهای پر سر و صدا و بیاثر، شعار بدون عمل، عصبانیت بدون حکمت.
به جایش دنبال کارهای عمیق، مؤثر و ماندگار باشید.۵. کشف کنید آن «چاقوی چندکاره» در وجود شما چیست:
استعداد نوشتن؟ حرفزدن؟ تدریس؟ هنر؟ مدیریت؟ شجاعت؟ هوش عاطفی؟
هرچه هست، در راه حق و دفاع از مظلوم مصرفش کنید.
اگر بخواهم در یک جمله تعبیر کنم:این خواب نشانه آن است که شما در عالم معنا، در جبهه حق و در کنار مظلومان تعریف شدهاید؛ خدا میخواهد شما را متوجه رسالت، غیرت دینی و ظرفیتتان برای خدمت در مسیر امام زمان (عج) و دفاع از مظلومان کند. این خواب برای شما «هشدار منفی» نیست، «دعوت مثبت» است؛ دعوت به بیداری، اقدام حکیمانه و عمیقتر کردن رابطهتان با خدا و ولیّ خدا.
خواب دیدم ک جنگ شده و نیروهای زیادی امدند داخل خانه ما انها همسر مرا بردند و مرا کتک زدن دستانم را بستند و همسرم راهم دستانش را بستند و او را از پیش من بردند هرچه فریاد زدم و گریه کردم وببند شدم انها مرا زدند من نتوانستم همسرم رانجات دهم اورا کشاندد روی زمین و بردند در همین حوالی خواب بودم ک همسرم با صدای ناله های من متوجه شد و مرا بیدار کرد تعیبر این خواب چیست
تعبیر خواب شما نشاندهنده احساسات عمیق اضطراب، ناامنی و ترس از از دست دادن عزیزان است. جنگ و حضور نیروهای زیاد نمادی از مشکلات یا فشارهای بیرونی است که به زندگی شما وارد شدهاند و باعث ایجاد آشفتگی و نگرانی در ذهن شما شدهاند. اینکه همسرتان را میبرند و دستان هر دوی شما بسته میشود، ممکن است بیانگر حس بیقدرتی، محدودیتها یا موانعی باشد که در رابطه یا زندگی شخصی خود احساس میکنید. گریه کردن و فریاد زدن نشاندهنده نیاز به کمک، حمایت عاطفی و تمایل به نجات یافتن از شرایط سخت است. بیدار شدن توسط همسرتان نیز نمادی از امید، حمایت و پیوند قوی میان شماست که حتی در سختترین لحظات نیز وجود دارد. این خواب ممکن است به شما هشدار دهد که باید با مشکلاتتان روبرو شوید، برای حفظ آرامش روانی خود تلاش کنید و ارتباطتان را با عزیزانتان تقویت نمایید.
با سلام خدمت شما و تشکر بخاطر سایت خوبتون
من در خواب دیدم که بهمراه عده ای که انگار همرزم بودیم و درخواب با اونها دوست بودم ولی در واقعیت نمیشناختمشون در زندانی اسیر بودیم و دشمنان مارو انگار به جایی منتقل کردند در حین انتقال ما فرار کردیم پس از مدتی با همون همرزم ها به اون زندان یا اردوگاه برگشتیم جنگ سختی با اسلحه درگرفت و در مدت بسیار کوتاهی ما پیروز شدیم و حتی فرمانده اون زندان یا اردوگاه رو که برای زنده موندن التماس میکرد را کشتم
بعد ازون انگار به مکان دیگری رفتم روی دیوار چیزی مینوشتم و گریه میکردم.
خواب شما نمادی از مبارزه، مقاومت و پیروزی در برابر مشکلات است. حضور همرزمانی که در واقعیت نمیشناسید نشاندهنده نیاز به حمایت و همراهی در زندگی واقعی است. زندان و اسارت میتواند نمایانگر محدودیتها یا موانعی باشد که در مسیرتان وجود دارد. فرار کردن از انتقال دشمن بیانگر تلاش شما برای رهایی از شرایط سخت است. بازگشت به همان مکان و جنگیدن با اسلحه نشاندهنده مواجهه مستقیم با مشکلات و توانایی غلبه بر آنهاست. کشتن فرمانده دشمن ممکن است نشانهای از پایان دادن به ترسها یا موانع بزرگ باشد که شما را محدود کردهاند. نوشتن روی دیوار و گریه کردن میتواند بیانگر احساسات عمیق، نیاز به ابراز خود یا پردازش تجربههای گذشته باشد. این خواب تشویق میکند تا با شجاعت با چالشهای زندگی روبرو شوید و احساسات خود را نیز جدی بگیرید.
سلام الان که بیدار شدم ۷ و ۳۵ هست و در حال حاضر در جنگ رمضان هستیم. من اهوازیم و در زمان جنگ سمت مارو خیلی زدن
من خواب دیدم که تو حیاط بودم و خیلی موشک و جنگنده ها زیاد بودن و بالای خونه مون داشتن حرکت میکردن به سطح زمین خیلی نزدیک بودن و من همش نگاه آسمون میکردم یهو یه هیلیکوپتر خراب شد و یکی از سربازا افتاد روی سقف دستشویی ما منم جیغ زدم بیایید دستاشو ببندیم زنگ بزنیم ۱۱۰ خلاصه دستاشو بستیم و اون هی سعی میکرد دستاشو باز کنه و هرچی زنگ میزدیم ۱۱۰ ۱۱۳ کسی جواب درستی به ما نمیداد و ما ترسیده بودیم که بیان خونمون رو بمباران کنن
خواب شما نشاندهنده اضطراب و ترسهای عمیق ناشی از تجربههای جنگ و شرایط ناامن است. حضور موشکها، جنگندهها و سقوط هلیکوپتر نمادی از تهدیدها و خطرات نزدیک به زندگی شماست. افتادن سرباز روی سقف دستشویی میتواند نمایانگر ورود ناگهانی مشکلات یا بحرانهایی باشد که کنترل آنها دشوار است. تلاش برای بستن دستهای سرباز و تماس با نیروهای امدادی بیانگر تمایل شما به حفظ امنیت، کنترل وضعیت و درخواست کمک در شرایط بحرانی است. عدم پاسخگویی مناسب به تماسها ممکن است احساس تنهایی، بیپناهی یا ناتوانی در مواجهه با مشکلات را نشان دهد. این خواب بازتاب نگرانیهای ذهنی شما درباره امنیت خانواده و محیط زندگیتان در زمان جنگ است. بهتر است برای کاهش اضطراب خود با افراد مورد اعتماد صحبت کنید یا از روشهای آرامبخش استفاده نمایید.
سلام مادرم ۱۳ ساله بوده که با پدرم که ۳۷ ساله بوده ازدواج کرده و حاصل این ازدواج سه فرزند بوده که من فرزند اول وقتی مادرم ۱۴ سالش بود یعنی یک سال بعد عروسی به دنیا اومدم و دو تا خواهرای دیگه دوقلو هستند و ۴ سال از من کوچکتر هستند بعد ۱۳ سال مادرم از پدرم جدا شد پدرم خیلی مادرم رو اذیت میکرد مادر زن خوشگلی بود و خوش اندامی هست بعد طلاق دو تا خواهرام با پدرم زندگی کردن و من رفتم با مادرم زندگی کردم دخترا مثل پدرم خیلی تند و بداخلاق بودن ولی من مثل مادرم بودم مهربان و خوش قلب بودم حتی از نظر خوشگلی و اندام هم به مادرم رفته بودم و خوشگل و خوش اندام بودم و الان که ۳۵ سالمه مادرم ۴۹ سالشه من وقتی ۱۷ سالم بود با خواهر یکی از دوستای مادرم ازدواج کردم که ۳ سال از من بزرگتره بود و الان ۳ دختر ۱۷ و۱۳ و۱۲ ساله داریم سه تا دخترام شبیه مادرم هستند و با توجه به عکسهای قبلا مادرم سه تا دخترا کاملا شبیه مادرم هستند و هم خیلی خوشگل هستند. خواب دیدم که من و مادرم در یک روستای متروکه هستیم و در حال فرار هستیم دو تا خواهرام و چند خانم دیگه دنبالمون بودن که من و مادرم رو بکشن از طرفی خانمم و خواهر بزرگش که دوست مادرم میشد و دختر بزرگم دنبال ما بودن که به ما کمککنند بلاخره من و مادرم گیر افتادیم و دوتا خواهرام و چند خانم دیگه محاصرمون کردن و شروع کردن به تیرباران کردنمون و تیرها بدن من و مادرم رو تیرباران کرده و از سمت دیگرمون خارج میشد اروم اروم من و مادرم همزمان همینطور که تیرها سینه و شکممون رو سوراخ سوراخ کرده و از پشتمون خارج میشد رو زانو هامون می افتادیم و همینطور تیرها وارد بدنمون میشد تا کامل روی زمین افتادیم و در حالی که نگاهمون به دوخته شده بود و لحظات آخر عمرمون بود من با دست چپم و مادرم با دستراستش دست همدیگه محکم گرفتیم و بعد دو تا خواهرام یکیشون یک تیر وسط پیشونی من و یک دیگه هم یک تیر وسط پیشونی مادرم زد و من و مادرم در حالی که چشمامون باز و به هم خیره شده بود کشته شدیم و بعد خانمم و خواهر بزرگش و دختر بزرگم با شنیدن صدای گلولها بعد اومدن سمتمون و جسد سوراخ سوراخمون دیدن و شیون و گریه زاری می کردن لطفا بگین تعبیر این خواب چیه چون از یه طرف مادرم در زمان ازدواجش خیلی شکنجه کشید چون پدرم هم من و هم مخصوصا مادرم رو خیلی اذیت کرد دو تا خواهرام هم لنگه پدرم بودن و مادرم رو اذیت میکردن و از طرف دیگه من خیلی به مادرم وابسته هستم البته این وابستگی دلیلی نشده که زندگی من و خانمم بهم بخوره البته باعث شده زندگی مشترک من و خانمم بهتر هم بشه بعدش هم مادرم وقتی طلاق گرفت به خاطر من با اینکه سنش کم بود و با وجود اینکه خوشگل بود می تونست ازدواج کنه ولی ازدواجنکرد و ۲۲سال پای من ایستاد و در ازدواج و بعد بزرگ کردن بچه ها خیلی کمکمون کرد و الان من هم از از نظر زندگی و وضعیت مالی در وضعیت خیلی خوبی هستم و من و خانمم هر وقت بیرون میرم و به خانه میایم مادرم که پیشمون دست مادرم رو می بودیم من مادرم رو بغل میکنم اینم بگم که وقتی روز مادر میشه من در برابر دو تا خانم زانو میزنم و گل و هدیه بهشون تحویل میدم یکی جلوی مادرم و یکی جلو خانمم و بهشون میگم بانوهای بی همتای من
خواب شما نمادی از کشمکشها و تضادهای عاطفی در زندگیتان است. فرار شما و مادرتان از دو خواهر و چند زن دیگر که نمایانگر مشکلات، فشارها و دشمنیهای گذشته است، نشاندهنده تلاش برای رهایی از دردها و سختیهایی است که تجربه کردهاید. تیراندازی به شما و مادرتان نمادی از زخمهای عمیق روحی و روانی است که این مشکلات بر شما وارد کردهاند.دست گرفتن محکم دست یکدیگر در لحظات آخر بیانگر پیوند قوی، حمایت متقابل و عشق بیپایانی است که بین شما وجود دارد؛ حتی در سختترین شرایط نیز کنار هم هستید. تیر خوردن در پیشانی میتواند نشاندهنده ضربههای روانی یا فشارهای فکری باشد که هر دو تحمل کردهاید.حضور همسرتان، خواهر بزرگش و دخترانتان به عنوان کسانی که پس از تیراندازی به کمک میآیند، نشانه حمایت خانواده فعلی شماست؛ افرادی که همراه با عشقشان باعث آرامش خاطر شدهاند.این خواب بازتاب دهنده احساسات پیچیدهای درباره وابستگی عاطفی به مادر، دردهای گذشته ناشی از روابط خانوادگی دشوار، اما همچنین قدرت مقاومت، عشق خانوادگی پایدار و امید به آینده بهتر است. توصیه میشود این احساسات را با کسی مورد اعتماد یا مشاور درمیان بگذارید تا بتوانید بار روانی آنها را کاهش دهید.
خواب دیدم توسط عده ای ادم اسیر و زندانی شدم و خواستم به پدر و مادرم خبر بدم که اجازه ندادن و یکسره گریه میکردم بعد بیدار شدم دیدم ساعت 4 صبح شد
تعبیر این خواب میتواند نشاندهنده احساس محدودیت، نگرانی یا استرس در زندگی واقعی شما باشد. اسیر و زندانی شدن در خواب معمولاً نماد احساس ناتوانی یا تحت فشار بودن است. اینکه نتوانستید با پدر و مادرتان تماس بگیرید، ممکن است بیانگر نیاز به حمایت عاطفی یا نگرانی از قطع ارتباط با عزیزانتان باشد. گریه کردن نیز نشانهای از تخلیه هیجانات سرکوبشده و ناراحتیهای درونی است. بیدار شدن ساعت ۴ صبح هم میتواند به اضطراب یا دغدغه ذهنی اشاره داشته باشد که باعث اختلال در خوابتان شده است. توصیه میشود درباره نگرانیهایتان با فرد مورد اعتمادی صحبت کنید تا آرامش بیشتری پیدا کنید.
سلام من خواب دیدم که یکی از بستگانم که ظاهرا از اسرای جنگی بود آزاد شد ه جمعی به پیشواز او آمده اند ومن در آن حالت که اورا دیدم بسیار گریه می کردم به شکلی که از گریه خود از خواب بیدار شدم لطفا مرا راهنمایی کنید ممنون
دیدن آزادی یکی از بستگان که اسیر بوده در خواب، نشانه رهایی از غم و نگرانیهاست. جمعی که به استقبال آمدهاند، بیانگر حمایت و همدلی اطرافیان با شماست. گریه شدید در خواب معمولاً نشانه سبک شدن دل و رفع ناراحتیهای درونی است. بیدار شدن با گریه نیز نشان میدهد که احساسات عمیقی نسبت به آن شخص یا شرایط فعلی زندگیتان دارید. این خواب نوید پایان یک دوره سختی یا نگرانی را میدهد و خبر از آرامش و گشایش در امور میدهد.
سلام خواب دبدم به سفری که دقیق یادم نیست فکرکنم کربلا میرویم.
بعد برای استراحت جایی بسیار تمیز با تخت های چندطبقه مقیم شدیم.
کمد داشت کمد طبقه دار مثل کتابخانه قفسه بندی شده که لوازم میگذاشتیم من لوازم در دو طبقه جادار گذاشتم
بعد تخت و اتاق سفید بود آن کمد قهوهای و بدیوار قفسه حصیری سفید هم بود برای وسایل ریزتر
گفتند یک خانمی میخواهد لوازم بگذارد پس کمی جمع جور کنید او هم بگذارد من ناراحت شدم خطاب به آن خانم گفتم میتونی رو لوازم من بزاری جاهست
بعد فهمیدم ایشان حضرت زینب هستند بسیار از حرفم پشیمان شدم که یکی از طبقات را سریع برای لوازم ایشان خالی کردم وقتی گفتند حضرت زینب من همزمان ایشان را هم میدیدم چادر مشکی بسیار تمیز و اصلا مثل تصوراتم در کربلا که ایشان لباسهای خاکی شده و مصیبت دیده نبود بسیار مرتب با چادر و حداقل دو لایه یکی چفیه سفید با خطوط ریز مشکی و یک لایه پارچه مشکی در حال نگاه به وسایلش که وقتی به کیف یا هرآنچه مرتب در میان لوازم بیرون می آورد به همین دلیل من رنگ چشمهایشان را ندیدم اما چهره بسیار زیبا داشتند و ابروی مشکی. خلاصه چهره ایشان در حال نگاه به سمت پایین ( چیدن لوازم) بسیار با آرامش و بسیار با تمانینه در میان چادرش اصلأ از ذهنم پاک نمیشه
تنها تصویر از ایشان همان بود دیگر تصویر و نامی در خواب از ایشان ندیدم
من در یکی از تخت های بالا بودم که صدای زیادی از بیرون شنیدم فکر کردم دزد آمده سه نفر در اتاق بودیم من میدانستم بیرون بهتر است نروم بعد دیدم مردی وارذ اتاق شد و بسرعت به روی من چاقویی که اندازه شمشیر بود کشید که سرم جدا کند اما نمیدانم چطور شد که فکرکرد من شیعه نیستم بعد به همه گفتم تقیه کنید و همه تقیه کردیم و به ما اعتماد کردند دستمان را نبستند در ماشین نشستیم بعضی شان زن بودند یک زن کنارم بود داعشی بودند زنه حجاب کامل داشت نشسته کنارمان خوابش میامد من در شرایطی قرار گرفتم که موقع خروج میتوانستم فرار کنم ولی نگران گروه بودم ماندم نقشه داشتیم تقیه کنیم تا در راه آنها را فریب داده فرار کنیم از آوردن و صداکردن اسامی مانند مهدی و زینب و اسامی شیعه پرهیز میکردیم. و تقیه میکردیم و طوری حرف میزدیم که نیستیم. پشت کامیون بودیم اما دونفر هنگام دستگیری لو دادند شیعه اند پدروپسر کوچک تقریبا دوازده سال پسر پیرهنش سفید بود آنها را گذاشتند لای دو تا تنه درخت تنومند که هردو کنار هم خلاف جهت هم میچرخیدند به صورت ایستاده و آن پدر و پسر بین تنه ها له میشدند
من به کسانی که در گروه بودند اجازه ندادم ببینند چون اگر ناراحت میشدیم میفهمیدند ما هم شیعه هستیم. شرایط طوری بود که میشد فرار کرد اما میدانستیم همه باهم فرار کنیم برمیگردند همه جا را میگردند. خلاصه تقیه کردیم و با حالت آزادانه در کامیون نشستیم آن زن داعشی هم از خستگی خوابش برده بود کامیون در پشت بام بود که میخواستیم حرکت کنیم به تهران.
سلام علیکم خواب دیدم همراه خانواده با ماشین در حرکت بودیم وشب بود یهویی گویادوماشین ما را تعقیب وموردسوء قصد قرار دادند به جاییرسیدیم که باید با ماشین می پیچیدم وچون شب بودمسلما بانور چراغها جلویم رامی دیدم یک دفعه بینایی ام را از دست دادم وجلویم رانمی دیدم وترس تصادف مرا گرفت با وحشت به زنم گفتم جلویم را نمی بینم کور شدم وآهسته توقف کردم البته در آخر لحظات با نور زرد جلو ماشین را کمی دیدم که زنم با ترس گفت تعقیب کننده ها از ماشین پیاده وبه سمت ما حمله کردند سپس گویا سررسیدند وجیغ هایزنم ودخترم را شنیدم که از ماشین پیاده میکردند اما من جز سیاهی نمی دیدم وگویا توسط مهاجمین وشایدازراه دور بر سرم آورده بودند وخیلی وحشتناک بود
یا سلام
من خواب دیدی که رفتم دنبال خواهر بزرگم برای رفتن به خانا جدید در حال رفتن ما بر اساس صحبت های خواهرم از مصیر منحرف شدیم و من بهش گفتم از دست شما را اون پایین هست در حال رفتن دچار ادم های وحشی دیم که داشتن مردم را می کشتن و اسارت شدیم ما را گرفتن زانو زدیم جلو شان و موها مون را از شانه گرفتن به ما گفتن بریم آب بیاریم خواهرم از ترس از هوش رفت انگار مرده و من ایستاده می گفتم اناللله و آنا اله راجعون تا از خواب بلند شدم
سلام خواب دیدم جنگ بود نشیته بودیم با یک نفر دونف امد به ما شک کرد گفت شما ایرانی هستید وما با انها می امدیم یک دفعه اون دونف عراقی ما را رها کردند ولی پس از چند دقیقه انها امدند ومخوی شده بدیم با انها دعوا کردیم وبعد وقتی می امدیم انه ایرانیها را دیدند فرا کردند وقتی ما به ایرانیها گفتیم با شما هستیم باور نکردند بعد چند دقیقه فرمانده ایرانی ها گفتند اسیر ها را بیاورید وقتی اسیرها را اوردند اون کسی که ما گرفته بود فرمانده انها بود گریه کرد گفت اونه یعنی ما ایرانی هستند ان موقه فرمانده عراقی گریه کرد گفت من عاشق شدم به یه بسیجی زن بود با او ازدواج می کنم ازادم کنید تمام
سلام من ساعت دو نیم بعداظهر روز دوشنبه ۷فروردین خواب دیدم که دست داعش اسیر شده و کلی از مردم هم داخل قفس های داعش اسیر بودند وقتی نیروهای صلیب سرخ آمدند من خودمو داخل ماشین حامل نفراتی که توسط صلیب سرخ میخواستند معاوضه انداختم و ماشین دیگه داشت از پایگاه داعشیها میومد بیرون که من از خواب بیدار شدم
سلام وقت بخیر من خواب دیدم رفتیم خونه یکی از آشناها مون و اونجا خیلی حس مطلوب و خوب داشتم بعد با دخترش تو فضای کاملا صمیمی و دور از شهوت همو بغل کردیم و حس عالی ای بود اما بعدش نمیدونم چیشد دشمن اومد و دیدم ما تو یه هواپیمای قراضه هستیم و دشمنا خیلی اذیتمون میکنن در واقع اسیرمون کردن تو هواپیما و اذیتمون میکنن، تعبیرش بده؟
سلام .خسته نباشید.خواب دیدم من و خواهرم تو یه خونه ایی بودیم افراد دیگه ایی هم بودم که ما نمیشناختیم .یک دفعه جنگ میشه و مارو میگیرن .وبعد بهمون اجازه میدن بریم برای خودمون لباس برداریم .بعد از خواب بیدار شدم.لطفا جواب بدید.
سلام من خواب دیدم در حال جنگ بودیم و اسیر شدم چه تعبیری است؟
باسلام من خواب دیدم در حال جنگ با یک کشور بیگانه بودم. گلوله هام تمام شده بود منو گرفتن ولی به زندان و اسارت نبردنم. فقط گفتن تو فلان خونه مسکونی بمونم. من مجردم تو عالم واقعیت. ولی تو اون خواب و اون جای مسکونی زن داشتم و دوتا دختر! لطفا راهنمایم کنید تشکر
سلام توخواب دیدم جایی جنگشده شوهرم دستمو گرفته داریم فرار میکنیم بعد چند تا مردو میبینیم پاهاشون یا بعضیا دستاشون قطع شده شوهرم تو خواب داشت گریه میکرد برای اون مردا بعد رفتیم من نشستم تو ماشین بعد شوهرم گفت ببخشید من نمیتونم اینجوری برم میخواست بره کمک اون مردا تو جنگ که اسیر شد منم از توماشین دیدم دقیقا همون موقع که گفت میخوام برم کمکشون بعد اسیرش کردن منم دیدم جلوی چشام بود از ماشین دیدم تعبیرش چیه
سلام توخواب دیدم جایی جنگشده شوهرم دستمو گرفته داریم فرار میکنیم بعد چند تا مردو میبینیم پاهاشون یا بعضیا دستاشون قطع شده شوهرم تو خواب داشت گریه میکرد برای اون جردا بعد رفتیم من نشستم تو ماشین بعد شوهرم گفت ببخشید من نمیتونم میخواست بره کمک اون مردا تو جنگ که اسیر شد منم از توماشین دیدم تعبیرش چیه
سلام خواب دیدم باهمسرم بودیم که پلیس اومدوانگاری میخواست دستگیرمون کنه واسم منوتو ی یه برگه نوشت وگفت ازشمابعیده ومنم شروع کردم ازخودم دفاع کردن وازخواب بیدارشدم ممنون میشم راهنمایی کنیدکه تعبیرش چی هست
سلام ،خواب دیدم که من و اعضای فامیلم توسط طالبان که کلاشینکوف ،بمب و تفنگ دارن محاصره شدیم ،در جایی ما رو گیر آوردن و محاصره کردن ،اطراف مون هم ماشین های لوکس بود که اونا هم از جمله طالبان بود ولی من حس میکردم در یک ماشین، بابام هست و به ما نگاه میکنه ،در حالیکه بابای من خیلیی وقته شهید شده ،و من چشمم به ماشین بود که شاید بابام بیرون بیاد و چیزی بگه ،در میان اون مردان یکی شون یک چشمه بود و چشم دیگرش اصلا مردمک نداشت ،او مدام ما را تهدید میکرد، من دعا دعا میکردم یه جوری حمله کنند و بکشن ما را که اذیت نشیم و زجر کش مان نکنند، و ها یه بار هم بمب کوچک منفجر کردن که هیچکس آسیب ندید، ولی اونا همشون مدام تهدید میکردن که با بمب و تفنگ می کشیم شما رو ،من پشتم تیر می کشید بس که حس میکردم الانه که با تفنگ به پشتم تیر بندازه …و از سمت پدرم هم عکس العملی نبود ..بعد با ماشین به جایی دیگه حرکت کردیم
با سلام
این خواب بیشتر به کابوسی ماند که در این شکل برای شما نشان داده شده است و از این رو می تواند معنایی به این صورت داشته باشد که شما ترسی در ذهن خود دارید که حس می کنید شما هم به سرنوشت پدرتان دچار خواهید شد و از این رو نگران ان نباشید.
سربلند و پیروز باشید
سلام
خواهش میکنم زودتر جواب بدیدخواب دیدم من به همراه همسرم و فرزند چندماهم در جایی مهمان بودیم ودرخواب میبینم حامله هم هستم و هنگام ناهار خوردن ادمایی غریبه ک مثلا داعش بودند ریختن داخل وهممون اسیر کردند و بردند در مسیر رفت از حرم امام رضا داشتن ردمون میکردند که یکی از اسرا منو فراری داد و با چشمایی اشکی ب من التماس کرد گفت بروب یکی بگو ک ماهم نجات پیدا کنیم
وهنگام فرار میدیدم ک من شوهرم هستم و نگران زن حاملم و بچم هستم
سللم.من خواب دیدم هنراه دوستام(فقط تو خواب دوستام بودن.درحقیقت ندیده بودمشون)توسط ادمهای غریبه بیهوش و اسیر شدیم و ۴سال حبس کشیدیم و احر سر من با یکی از دوستام ازونجا فرار کردیم و فهمیدم پدرمادرم تو این ۴سال ک ازم بیخبر بودن از شدت ناراحتی سکته و خودکشی کردن:))
با سلام
این خواب می تواند تعابیر مختلفی داشته باشد و از طرفی هم ممکن است نشان از رهایی از مشکلی برای شما داشته باشد که در ان صورت بسیار خیر است.
سربلند و پیروز باشید
سلام.من خواب دیدم تو جبهه هستم با جمله مجاهدین و در این جریان اسیر میشویم.یعنی یجوری تصور میکنم که اسیر شدیم.خیلی ممنون
با سلام
ممکن است این خواب خیر نباشد و به این معنا باشد که مشکلی برای شما پیش بیاید که خیر نیست. حتما صدقه دهید
سربلند و پیروز باشید
سلام
خواب ديدم در مسافرت بودم كه چنگ شد و اسير شدم
با سلام
این خواب می تواند نشان از ان باشد که در حق شما بی لطفی خواهد شد که برای شما آزار دهنده باشد و از این رو حتما صدقه بدهید.
سربلند و پیروز باشید
خواب دیدم مادرم در امارت خشتی گلی اسیر است و مامورین اجازه ی بیرون آمادن به او نمیدهند . دوبار برای فراری دادنش تلاش کردم بار اول خودم را موقع ورود دیدند و بیرون کردن دفعه ی دوم مادرم به پشت بام آمده بود برای فراری دادنش تلاش میکردم که یک مامور رسید مثل اینکه یکی نقشه ی ما را لو داده یود امارت خشتی رویی تپه ای بنا شده بود به همین دلیل دیوار ها ی جلوی آن بلند بود و دیوار های عقب بسیار کوتاه …
با سلام
بر اساس تعابیر خواب می توان نشان از ان باشد که یا شما برای مادرتان به علتی نگران هستید و یا اینکه در وجهی دیگر نشان از ان است که برای شغلی نامناسب تلاش می کنید.
سربلند و پیروز باشید
باسلام و خسته نباشید
خواب عجیبی دیدم ک ذهنم مشغول شده لطفا جوابم رو بدهید
خواب دیدم جنگ شده و من وهمسرم بعنوان اسیرگرفتند و مارومیخان آزادکنند چندتا اتاق و درب بود ک پشت سرگذاشتیم درب آخر نگهبانش نبود و گفتند منتظرباشید بعدش بیدارشدم ازتون خواهش میکنم تعبیرش روبفرمایید!
با سلام
در تعابیر خواب امده است که تعبیر این خواب به این معنا میتواند باشد که شما در اینده ی نه چندان دور به عات محبتی که به همسرتان دارید با دیگران دچار مشکل خواهید شد اما راجع به آزادی از زندان هم آمده است که به معنای ان است که از مشکلی رهایی خواهید یافت و این خواب جایی برای نگرانی ندارد.
سربلند و پیروز باشید
من پدرم را خواب دیدم که اورا دستگیر کرده اند.تعبیرش چیست؟
با سلام
همانگونه که در متن نیز خوانده اید تعبیر خواب دستگیری یا مسایلی مربوط به این به این شکل خواهد بود که احتمالا ایشان درگیر موضوع ناخوشایندی خواهند شد،اما این دال بر مستاصل بودن ایشان نیست بلکه میتواند به معنای این باشد که ممکن است در آینده ای نزدیک دچار مسکلی بشوند اما با درایت قابل حل و فصل خواهد بود.
سربلند و پیروز باشید
اگر خواب ببیند که عده ای میخواهند اورا دستگیر کنند تعبیرش چیست؟
اگر ایشان را خواب ببینم که بیمار است تعبیرش چیست؟
با سلام
دیدن خواب بیماری تعبیری به این شکل دارد که احتمالا ایشان در حال حاضر موضوعی را پنهان میکنند که احتمالا سبب بدنامیشان خواهد شد اگر فاش شود.
تعبیر بیماری در خواب به معناهای مختلفی میتواند باشد ولی همیشه بهترین شکل آن را در نظر میگیریم که در اینجا به این شکل خواهد بود که پدر شما د رحال پنهان کردن موضوعی است که احتمالا مرتکب بدان شده اند و از فاش شدن آن رنج خواهند برد.
سربلند و پیروز باشید