
تا به حال به این فکر کرده اید که چرا وقتی شریک زندگیتان دلخور یا آزرده خاطر می شود به جای نزدیک شدن به او فاصله می گیرید یا رفتاری بی تفاوت پیش می گیرید؟ آیا گمان می کنید تنبیه کردن همسر با قهر و پشت کردن به مشکلات روش درستی برای حل کردن تفاوت ها و ادب کردن اوست یا اینکه این کارها فقط فاصله ها را بیشتر کرده و به صمیمیت میان شما آسیب می زند؟
باید با خودمان صادق باشیم و بپذیریم که خیلی از ما زوج ها به جای یادگیری مهارت های حل مسئله بدون اینکه متوجه باشیم به رفتارهای فراری و حاشیه ای پناه می بریم. این مدل برخوردها معمولاً از ترس از مواجهه یا ناپختگی در رفتار سرچشمه می گیرند و هدفشان پنهان کردن صورت مسئله به جای حل کردن آن است. این واکنش های مخرب خودشان را در قالب رفتارهایی مثل کم محلی کردن بی توجهی سرسنگین بودن جواب های سربالا نادیده گرفتن طرف مقابل لجبازی های بچگانه و کینه توزی نشان می دهند.
آیا تنبیه کردن همسر با قهر کار درستی است؟
شاید در نگاه اول فکر کنید تنبیه کردن همسر با قهر راهکار موثری است و می تواند طرف مقابل را متوجه اشتباهش کند اما واقعیت این است که این رفتار تنها نشان دهنده ناتوانی ما در برقراری ارتباط و نداشتن مهارت های لازم برای بیان ناراحتی هاست.
به جای اینکه صورت مسئله را پاک کنید یا احساساتتان را پشت دیوارهای سکوت پنهان کنید بسیار بهتر است که با شجاعت و صداقت درباره نیازهای خود حرف بزنید تا بتوانید با همفکری هم راه حلی منطقی و سازنده برای مشکلاتتان پیدا کنید.
مهمترین قدم در راستای اصلاح رفتارهای فراری
اولین و بزرگترین حرکت برای کنار گذاشتن رفتارهای فرارگونه ای مثل تنبیه کردن همسر با قهر، یادگیری روش های گفتگو و ارتباط سازنده است. این یعنی یاد بگیریم چطور با دقت به حرف های هم گوش بدهیم و بدون اینکه قضاوت زودهنگام داشته باشیم یا به طرف مقابل برچسب بزنیم احساس قلبی خودمان را با احترام به زبان بیاوریم. وقتی اعتماد و صمیمیت را در فضای خانه تقویت کنید و هوش هیجانی خود را بالا ببرید دیگر نیازی به دیوارهای بلند سکوت نخواهید داشت و کیفیت رابطه شما روز به روز بهتر خواهد شد.
علت های تنبیه کردن همسر با قهر

سکوت های طولانی و سنگین یکی از مخرب ترین انتخاب هایی است که یک زوج می توانند برای حل مسائل خود داشته باشند. چون در بلندمدت بذر ناامیدی و دلسردی را در دل ها می کارد. کسانی که درگیر این رفتار هستند باید بدانند که قهر مانند یک زهر تدریجی روحیه طرف مقابل را می کشد و انگیزه زندگی مشترک را از بین می برد. دلایل مختلفی پشت این ماجراست که ریشه در عمق شخصیت و تجربیات گذشته فرد دارد.
نادیده گرفته شدن
برخی افراد وقتی حس می کنند دیده نمی شوند یا همسرشان به خواسته ها و احساسات آن ها بی توجه است به قهر روی می آورند تا از این طریق جلب توجه کنند و به نوعی به طرف مقابل بفهمانند که نیاز به دیده شدن دارند.
عدم مدیریت هیجانات
یکی دیگر از دلایل تنبیه کردن همسر با قهر، عدم مدیریت هیجانات توسط شخص می باشد. بسیاری از آدم ها بلد نیستند با تلاطم های درونی خود کنار بیایند و به جای اینکه یک بازخورد درست و منطقی بدهند با بستن تمام راه های ارتباطی و پناه بردن به لاک دفاعی سعی می کنند از فشار روانی فرار کنند.
الگوهای یادگرفته شده
گاهی رفتارهایی مثل تنبیه کردن همسر با قهر یک میراث قدیمی از دوران کودکی است. فرد در محیطی بزرگ شده که اطرافیانش با سکوت و انزوا حرف خود را به کرسی می نشاندند و حالا او هم همان مسیر اشتباه را در زندگی زناشویی خودش تکرار می کند.
ناتوانی در ارتباطات سازنده
وقتی کسی نتواند به وضوح و صراحت بگوید چه می خواهد یا از چه چیزی ناراحت است ساده ترین و البته بدترین راه را انتخاب می کند و با قهر کردن سعی می کند نارضایتی اش را به گوش همسرش برساند.

قهر با همسر، روش استفاده برای باج گیری
بسیاری از آدم ها از تنبیه کردن همسر با قهر به عنوان ابزاری برای باج گیری عاطفی استفاده می کنند. آن ها آگاهانه یا ناخودآگاه می خواهند با تحت فشار قرار دادن احساسات طرف مقابل به خواسته های ریز و درشت خود برسند. این رفتار منفعلانه معمولاً از زندگی با والدین مستبد یا الگوبرداری از رفتارهای زورگویانه شکل می گیرد.
این ویژگی های شخصیتی تا بزرگسالی همراه فرد می ماند و او یاد گرفته که اگر روی نقاط ضعف دیگران دست بگذارد و بهانه گیری کند خیلی زودتر به هدفش می رسد. اما این موفقیت ها بسیار کوتاه مدت است و فقط نشان می دهد که فرد در تعاملات اجتماعی چقدر ناتوان است و در درازمدت باعث ایجاد بحران های جدی در خانواده می شود.
بهترین کار این است که فرد نسبت به این الگوهای رفتاری خود آگاه شود و سعی کند با تقویت هوش هیجانی به جای بازی های روانی به گفتگوی صادقانه رو بیاورد.
ایراد افرادی که عادت به قهر با همسرشان دارند
کسانی که مدام از روش تنبیه کردن همسر با قهر می کنند معمولاً آدم های زودرنج و حساسی هستند که طاقت شنیدن کوچکترین انتقادی را ندارند. وقتی می بینیم کسی خیلی سریع عصبی می شود یا بیش از حد حساس است یعنی در واقع او از درون احساس ناامنی و ضعف می کند. این افراد در مواجهه با تفاوت سلیقه ها احساس حقارت می کنند و قهر را به عنوان یک سپر دفاعی برای فرار از تنش ها برمی گزینند.
آن ها با این کار می خواهند استرس خود را کم کنند اما در حقیقت دارند از واقعیت فرار می کنند. این افراد بیش از هر چیز به تقویت عزت نفس و یادگیری مدیریت استرس نیاز دارند تا بتوانند در فضایی مهربان و حمایت گر به جای دیوارهای سکوت پل های ارتباطی محکمی بسازند و کیفیت زندگی خود را ارتقا دهند.