مجله آلامتو

ویژگی های یک رهبر موفق

یک ویژگی به‌شدت ملال‌آور که هر رهبر فوق‌العاده‌ای باید داشته باشد؛
(4 رای, امتیاز میانگین: 5٫00 از 5)

ویژگی های یک رهبر موفق

اگر قرار باشد ویژگیهای یک رهبر ایده‌آل برای کسب و کارهای بزرگ را لیست کنیم شاید هیچگاه این ویژگی را در انتهای لیست خود نیز درج نکنیم! اما غول دنیای جستجو برای استخدام رهبران خود این ویژگی را در ابتدای لیست خود قرار داده است.

در زیر من می خواهم به مواردی اشاره کنم که از نظرم اصول بنیادین یک کاراکتر خوب را تشکیل می دهند. برخورداری از چنین ویژگی هایی نه تنها شما را به فردی با شخصیتی زیبنده تبدیل خواهد کرد بلکه از شما یک رهبر و مدیر مسئولیت شناس و حرفه ای خواهد ساخت.

  1. یکپارچگی

یکپارچگی یکی از ویژگی های کلیدی یک شخصیت خوب برای رهبری است، چرا که به ما این امکان را می دهد تا خود را به ویژگی های دیگر نیز مزین سازیم.

ریشه یکپارچگی به معنی “کل” یا “تقسیم نشده” است و لذا این مفهوم یک راه فوق العاده برای کمک به ماست تا درک کنیم که زندگی در واقع یک چیز یکپارچه توام با خوبی ها و بدی هاست نه چیزی که بتوانیم در آن با وسواس همه چیز را تفکیک کنیم. به عنوان مثال، شما در یک موقعیت به نحوی و در وضعیت دیگر به صورت دیگری عمل نمی نمایید این یعنی زندگی شما یکپارچه است نه تقسیم شده. اگر بتوانید به این صورت زندگی کنید می توانید به راحتی اعتماد را در میان پیروان خود اجاد نمایید و کاری کنید که آن ها به شما ایمان داشته باشند.

یکی دیگر از معانی یکپارچگی به معنا و مفهوم ان در رابطه با ماهیت فیزیکی مربوط می شود. به عنوان مثال یک ساختمان یکپارچه و بدون هیچ گونه ترک و شکافی همواره مستحکم بر سر جای خود می ایستد و هیچ چیز نمی تواند ان را از جا بکند. همین مثال را می توان برای رهبران بزرگ به کار گرفت.

  1. صداقت

همه می گویند که صداقت داشتن بهترین سیاست است، اما من می خواهم چیز دیگری را به این جمله اضافه کنم در واقع صداقت داشتن تنها سیاست موجود برای رهبران بزرگ است.

بیایید به این موضوع فکر کنیم که چرا مردم همواره از حقیقت فرار می کنند؟ معمولا آن ها این کار را به چند دلیل اساسی انجام می دهند: اولین و مهم ترین دلیل آنها این است که مردم از تأثیرات و عواقب راستگویی می ترسند و یا می خواهند چیزی را پنهان کنند.

در هر صورت، صداقت نداشتن عواقبی برایتان دارد و یکی از این عواقب این است که شما اعتماد کسانی را که دوستتان دارند و یا جزو پیروانتان هستند از دست خواهید داد. حتی اگر پس از آن شما به آنها حقیقت را هم بگوئید، آن ها دیگر حرفتان را باور نمی کنند چرا که اعتماد خود را به شما از دست داده اند و باز گرداندن این اعتماد از دست رفته برایتان بسیار گران تمام خواهد شد.

آنها قطعا با خودشان فکر می کنند و پیش خود می گویند اگر او می خواهد دروغ بگوید خب بگذار بگوید اما من چرا باید این دروغ ها را باور کنم. من هرگز متوجه نشدم که چرا مردم در روابط مختلفشان دروغ می گویند زیرا در نهایت سایر افراد متوجه دروغ هایتان خواهند شد و دیگر شما را جدی نخواهند گرفت و به معاملاتتان اعتماد نخواهند کرد. پس از ان شما کم کم شهرت خود را از دست خواهید داد چرا که شهرتتان به صداقت و راست گویی وابسته است.

هنگامی که ما رفتاری صادقانه و شفاف با پیروانمان داشته باشیم، آنها می توانند به ما و تصمیماتمان بیشتر اعتماد کنند و همین امر باعث موفقیت یک رهبر خواهد شد. در واقع خصوصیت راست گویی یکی از برجسته ترین خصوصیاتی است که یک رهبر باید اتخاذ کند زیرا رهبری که صداقت ندارد به سرعت از دور خارج خواهد شد.

  1. وفاداری

افرادی که دارای شخصیت خوبی هستند غالبا افرادی وفادار هستند. در واقع اگر آن ها با کسی باشند تا زمانی که با او هستند به وی وفادار خواهند ماند. هر کسی که طبیعت انسانی را به خوبی درک کرده باشد می داند که همه ی مردم گاهی شکست می خورند.

این مسئله قطعا برای هر کسی اتفاق می افتد و مهم نیست که چقدر یک شخص استعداد داشته باشد. لکن فردی که از شخصیت خوب و وفاداری برخوردار است در زمان ورشکستی دوستانش را ترک نمی کند. زمانی که موفق و مشهور و ثروتمند هستید هر کسی ارزو دارد که با شما دوست باشد. اما افرادی که دارای شخصیت خوب و وفاداری باشند در زمان نیاز دوستانشان را رها نمی کنند و با آن ها می مانند.

اما چگونه این خصلت عالی برای یک رهبر کاربرد دارد؟ واقعا چه کسی می خواهد فردی رهبرش باشد که در زمان نیاز او را رها کند؟ قطعا هیچکس. مردم به دنبال رهبری هستند که در زمان بروز مشکلات و نیاز نیز در کنارشان باقی بماند و این امری طبیعیست.

هنگامی که ما به پیروان خود وفاداریم، آنها نیز متقابلا به ما وفادار خواهند بود و هر کاری برای موفقیت خود، رهبرشان و سازمان انجام خواهند داد چرا که خود را جزئی از سازمان دانسته و موفقیت خود را در گروی موفقیت سازمان می بینند. تا زمانی که رهبر در هنگام نیاز در کنار پیروانش باشد انها او را ترک نخواهند کرد و به او وفادار خواهند ماند و همین امر باعث پرورش رهبری موفق خواهد شد

  1. قربانی کردن خود

لی ایاکوکا زمانی به یک اسطوره تبدیل شد که توانست کرایسلر را از ورشکستگی کامل نجات دهد حال انکه تنها یک دلار در سال برای خودش برمی داشت. این نمونه کلاسیک یک رهبر کامل است که خود را قربانی پیروانش می کند و همچنین درک و همدردی خود را با کارگران روزمزد نشان می دهد. در نتیجه، کارگران کرایسلر او را با یک اسطوره تبدیل نمودند و پس از آن بود که کرایسلر به یکی از شرکت های خودرو سازی پیشرو در عرصه ی جهانی تبدیل شد و این بود نتیجه ی خود قربانی کردن رهبر برای پیروانش.

اما چگونه قربانی شدن رهبر می تواند بر روی پیروان تاثیر بگذارد؟ در واقع پیروان اهمیتی نمی دهند که رهبر پول بیشتری کسب کند یا نه یا اینکه سودشان از کار کمتر از سود رهبر است. لکن پیروان به این موضوع اهمیت می دهند که آیا رهبر از آنها برای کسب سود و منافع شخصی خودش استفاده می کند یا خیر.

افراد دارای شخصیت خوب از افراد دیگر سو استفاده نمی کنند. بنابراین وقتی یک رهبر قربانی می شود و یا سود شخصی اش را نادیده می گیرد، با زبان بی زبانی به پیروان می گوید که من هم مانند شما هستم و پیروان نیز وقتی این موضوع را درک کنند با وی همکاری خواهند کرد.

شخصی که به صفت خود قربانی کردن مزین است می تواند از سود شخصی خود به نفع همه چشم پوشی کند.

  1. پاسخگویی

افرادی که دارای شخصیت خوبی هستند هرگز پاسخ گو بودن را فراموش نمی کنند. در واقع، آنها از چنین موضوعی استقبال می کنند. این عمل به کارکنان اجازه می دهد تا بتوانند به راحتی سخنان خود را بیان کنند و به طور مستقیم درباره زندگی و رفتار رهبر صحبت نمایند.

حقیقت این است که ما نقاط کور بسیاری داریم و به افراد دیگر نیاز داریم تا این نقاط را برایمان تحلیل کنند، با این کار ما می توانیم راه موفقیت را در پیش بگیریم.

نیاز به پاسخ گویی، مبتنی بر داشتن شخصیتی متزلزل نیست. بلکه نشان دهنده داشتن شخصیی والاست. فردی که دارای شخصیت خوبی است این را به خوبی می داند و لذا دیگران را نیز دعوت می کند تا شخصیت پاسخگویی داشته باشند.

پیروان از رهبرانی که فقط خودشان حرف می زنند و به هیچ وجه در برابر انتقادات و سوالات پاسخ گو نیستند دل زده می شوند. آنها رهبراني را که به کرات اشتباه می کنند، نادیده می گیرند و رهبرانی را که مسئولیت خود را نمی پذیرند کنار می گذارند. هنگامی که ما به عنوان یک رهبر پاسخگو باشیم، پیروان ما می دانند که در رسیدن به اهدافمان جدی هستیم و لذا سعی می کنند کار خود را به خوبی انجام دهند و به پیشرفت رهبر کمک نمایند.

همچنین بخوانید: ویژگی های یک رهبر خوب چیست؟
  1. خود کنترلی

توانایی تصمیم گیری یعنی اتخاذ تصمیمات خوب در مورد آنچه که باید انجام دهیم و یا آن چه نباید انجام بدهیم، نقطه ی کانونی ای است که به شخصیتمان شکل می دهد.

گزینه های زیادی برای مشارکت در کارهای خلاف و نادرست وجود دارد که بیشترشان ممکن است بتوانند یک رهبر را وسوسه کنند، اما اگر شخصی دارای ویژگی خود کنترلی باشد می تواند خود را در برابر این وسوسه ها کنترل کند و دچاراشتباه و لغزش نشود.

وقتی افراد کنترلی بر روی خود و کردار و اعمالشان ندارند، توانایی خود را برای رهبری از دست می دهند. مردم، دیگر به آنها احترام نمی گذارند و اگر بتوانند آن ها را ترک می کنند.

خود کنترلی عبارت است از توانایی انتخاب چیزهایی که باید انجام دهیم و اجتناب از انجام کاری که نباید انجام دهیم. هنگامی که ما بر روی رفتار و اعمالمان کنترل داریم، می توانم اعتماد پیروانمان را به دست آورده و احترام آن ها را کسب نموده و به رهبری بزرگ تبدیل شویم.

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

نظر خود را بیان کنید