آیا مردان بعد از خیانت پشیمان میشوند

خیانت، واژه ای که همانطور که از اسمش هم پیداست، بسیار نچسب و زشت است. زمانی که متوجه شوید از طرف کسی که دوستش دارید به شما خیانت شده، اغلب احساسات افراطی و متناقض زیادی همچون شوکه شدن، عصبانیت، ناراحتی و … را تجربه خواهید کرد.

گاهی در این مواقع می خواهید در این مورد بیشتر بدانید و از خودتان می پرسید که “آیا همسر و یا عشقتان از این کار پشیمان است؟” “او اکنون چه حسی دارد؟” “آیا او هم مثل من رنج می کشد؟” اگر شما آن کسی هستید که مورد خیانت واقع شده اید، سوالات زیادی در ذهن تان شکل می گیرد. من به عنوان یک مشاور که در کار با مردان تخصص دارد، به بسیاری از مردانی که خیانت کرده و یا حتی خیانت دیده اند مشاوره داده ام. (همیشه مردان نیستند که خیانت می کنند، گاهی واقعا مورد خیانت قرار می گیرند.) صرف نظر از اینکه چه کسی خیانت کرده، کار من، من را وادار می کند که احساس بسیاری از افراد خیانت کار را بدانم.

اگر در این مورد از مردی که خیانت کرده سوال بپرسید، احتمالا یکی از هزاران پاسخ و یا بهتر بگویم یکی از بهانه های کلیشه ای را تحویل تان می دهد. خوب است بدانید که مردان زمانی که خیانت می کنند، چه همسر آن ها در جریان باشد چه نه، درجاتی از احساس گناه و پشیمانی را تجربه می کنند. گاهی این احساس به قدری شدید است که مرد را از ادامه دادن خیانت باز می دارد و گاهی نیز متاسفانه از این اتفاق به عنوان کاتالیزور لازم برای تغییر چیزی که اتفاق افتاده یاد می کنند.

همچنین بخوانید: چگونه خیانت را تشخیص دهیم

به راستی مردان بعد از خیانت چه احساسی دارند؟

واکنش احساسی فردی به همسر یا شریک زندگی اش پس از خیانت می ‌تواند متفاوت باشد. برخی از افراد واقعا احساس بدی دارند و واقعا از این کار پشیمان هستند، اما برخی دیگر این طور نیستند. افراد خیانت کار اغلب می توانند خود را از احساسات و آگاهی خود جدا کنند.

آنها ممکن است رفتار خود را کاملاً طبقه بندی کنند و به خودشان بگویند “این کار هیچ ارتباطی با ازدواج من ندارد. این رابطه تغییری در احساس من نسبت به همسرم به وجود نمی آورد.” یا آن ها ممکن است کارهایشان را توجیه کنند تا به روشی که می دانند اشتباه است ادامه دهند.

اغلب افرادی که خیانت می کنند، به خودشان هم دروغ می گویند ، به عنوان مثال می گویند “همسرم سزاوار این خیانت است، او به هیچ وجه من را دوست ندارد، من سزاوار شاد بودن هستم.” همه ما روش هایی داریم که ذهن ما می تواند رفتار نادرست را توجیه کند. برای خیانت کردن باید در این کار بسیار حرفه ای باشید. این ها ترفندهای شناختی هستند که خیانتکاران از آن استفاده می کنند.

همچنین بخوانید: در مقابل خیانت چگونه رفتار کنیم

چرا خیانت اتفاق می افتد؟

دلایل مختلفی وجود دارد که افراد به کسی که دوستش دارند خیانت می ‌کنند. ما پیش از این بسیاری از این دلایل را در مقالات دیگر این سایت بررسی کرده ایم. با این حال، اغلب خیانت نشانه ‌ای از مشکلات دیگر موجود در یک رابطه است. خواه مشکل آن ها مشکلات جنسی باشد خواه مشکلات ارتباطی، افرادی که خیانت می کنند اغلب به دنبال پر کردن خلأ درونی و نیازشان هستند.

مطمئناً این مسائل نباید باعث شود که خیانت به عنوان راه حل درست به کار گرفته شود، اما افراد خالی از لحاظ احساسی غالباً تصمیمات ضعیفی می گیرند. در حقیقت خیانت هر مشکلی که شما در حال حاضر با آن مواجه هستید را پررنگ تر خواهد کرد، بنابراین من اغلب در این افراد می بینم، پشیمانی با مشکلات دیگری که آن ‌ها سعی در فرار یا درست کردن آن دارند، ترکیب می ‌شود.

چیزی که من به عنوان مشاور در وجود افرادی که خیانت کرده اند می بینم، این است که واقعا در ابتدا نمی خواستند این کار را بکنند و یک تصمیم اشتباه آن ها را به این نقطه کشانده و سپس بیشتر و بیشتر در گل فرو رفته اند. در نهایت هنگامی که آن ها از خط قرمزها عبور کردند، راحت تر می توان آن را توجیه کرد، به خیانت ادامه داد و از ادامه آن لذت برد. این بسیار سرگرم کننده تر از آن است که با اشتباهاتی که در وهله اول شما را به این مرحله سوق داده، روبرو شوید.

اکثر مردان و زنانی که خیانت می کنند واقعا آدم های بدی نیستند. آن ها به تازگی یک سری تصمیمات بد را گرفته اند و سپس در آن گم شده اند.


چندین مورد از احساسات مردان بعد از خیانت

حس مردان پس از خیانتبرای درک بهتر در مورد احساسات پیچیده ای که مردان در مقابل خیانت دارند، با مردان مختلفی که به همسرشان خیانت کرده اند، صحبت کردیم.

برخی از این افراد احساس گناه موقتی نسبت به خیانت شان داشتند، در حالی که برخی دیگر از این افراد بیشتر از احساس گناه، اضطراب اینکه همسرش متوجه خیانت او شود را داشت.

شاید جالب باشد بدانید که در این بین بسیاری از مردان هیچگونه احساس گناهی نداشتند و واقعا پشیمان نبودند. در قسمت زیر مصاحبه با پنج مورد از این افراد را برایتان قرار می دهیم:


  1. حسی که بعد از خیانت داشتم: “احساس کشمکش و ناسازگاری”

“من قصد نداشتم این رابطه را شروع کنم یا همسرم را ترک کنم. در کشمکش بدی گیر افتاده بودم. با همکارم وارد رابطه شده بودم. اکنون من شخصی را داشتم که بتوانم خارج از رابطه ام، با او صحبت کنم،  بدون اینکه برای همسرم مشکلی به وجود بیاید. در ابتدا در مورد استرس های شغلی با همکارم شروع به صحبت و گفتگو می کردیم، اما پس از مدتی چیزی اتفاق افتاده بود که انتظارش را نداشتیم.

این گفتگو و رابطه عمیق تر شده بود و یک احساس آسودگی از صحبت کردن با او داشتم. اما این در حالی بود که واقعا نمی دانستم چگونه به این گفتگو پایان بدهم. ” او در ادامه می گوید: “در حالی به این رابطه مخفیانه ادامه می دادم که هر روز و هر لحظه نگران بودم که نکند همسرم و یا دختری که با او در رابطه هستم، متوجه وجود یکدیگر بشوند. من می توانستم به این دختر بگویم که این یک رابطه یک طرفه است، اما بزرگترین ترسم در این لحظه این بود که او از رابطه طولانی مدتم باخبر می شد. در تمام این لحظات احساسات خیلی بدی را تجربه می کردم.”


  1. حسی که بعد از خیانت داشتم: “من واقعا از روابطم پشیمان نمی شوم!”

جک و همسرش در طول مدت 13 سالی که باد یکدیگر ازدواج کرده بودند، به هم خیانت کرده بودند. اگر چه جک می گوید او از نحوه نقش بازی کردن در رابطه شان ناراحت است، اما او به شدت از نحوه خیانت همسرش (تلاش همسرش برای پنهان کاری و دروغ گفتن) عصبانی است و شاید همین کار همسرش باعث شده تا اثری از احساس پشیمانی در وجود جک نباشد.

او می گوید: “من از هیچ چیز و حتی ماندن با همسرم در این شرایط پشیمان نیستم، چرا که اگر نمی ماندم، نمی توانستم پیش دخترم باشم، او تمام دنیای من است.”


  1. حسی که بعد از خیانت داشتم: “من بعد از آن احساس زشتی و کثیفی داشتم.”

تایلر، کسی که 20 سال به همسرش خیانت کرده بود، می گوید: “همیشه با خودم می گفتم، این آخرین باره، این آخرین باره و حقیقت این است که هر دفعه، دفعه آخر نبود و ادامه پیدا می کرد. این رفتار باعث شد تا به نوعی مشخص شود که مشکل اعتیاد جنسی دارم و باید به روانپزشک مراجعه کنم.

من هیچوقت تا قبل از این به این مشکل اعتراف نکرده بودم چرا که در حقیقت مطمئن نبودم که چطور ممکن است این اتفاق برایم افتاده باشد. خیلی هم می ترسیدم از اینکه واقعا حقیقت داشته باشد. اما بعد از هر بار خیانت، احساس کثیفی می کردم و جالب اینکه باز هم ادامه می دادم. احساس گناه همیشه با من بود، فکر می کنم اعتیاد بهترین کلمه برای توصیف آن باشد، چون مثل افراد معتاد فقط به فکر انجام کاری بودم که به آن معتاد شده بودم.”


  1. حسی که بعد از خیانت داشتم: “من پشیمان می شدم، اما فقط زمانی که گرفتارش می شدم”

دیوید به ما گفت که هیچوقت در زندگی اش آدم وفاداری نبوده است. او حتی قبل از اینکه با همسرش ازدواج کنند هم به او خیانت کرده بود. بار دومی که خیانت کرده بود همسرش متوجه شده بود و به او گفته بود که واقعا مشکلی در این زمینه دارد و باید درمان شود. دیوید هم مانند تایلر گرفتار اعتیاد جنسی شده بود و پس از مراجعه ، تحت درمان قرار گرفت.

او می گوید: “البته یک پشیمانی ذاتی داشتم اما مدت زمان طولانی در تلاش برای پوشاندن و احساس نکردن احساسات ناراحت کننده صرف کردم. در آن زمان برای من دلیل این کارم روشن نبود، اما دلیل اینکه من بیرون می رفتم و دنبال یک پاتنر دیگر می گشتم به خاطر این بود که واقعا غمگین بودم و نمی‌ توانستم آن را بیان کنم.

زمانی که به اوج لذت می رسیدم، کاملا احساس گناه و پشیمانی با من بود، اما در عین حال احساس می کردم که باید آن را نادیده بگیرم و از این کارم لذت ببرم. من مطمئن هستم که احساس گناه می کردم، اما اگر آن موقع از من سؤال می کردی قطعا می گفتم نه احساس گناه نمی کنم. چون واقعا احساسی که داشتم برایم ملموس نبود.”

اگرچه دیوید در آن زمان احساس گناه نمی کرد، اما اکنون واقعا آن را احساس می کند.

وی گفت: “اولین قدم برای غلبه بر آن گناه و شرم، ترک این کار در زمان احساس گناه بود. سپس به همسرم فرصت دادم تا به آن واکنش نشان دهد. قبل از اینکه به او بگویم، گناه در ذهنم خیلی بزرگتر بود، پس از آن کمی آرام تر شدم. “


  1. حسی که بعد از خیانت داشتم: “به این فکر می کردم که آیا می توانم آن را به روش دیگری هم انجام دهم؟”

جرمی می گوید: “صادقانه بگویم، دوست داشتم ازدواجم کارسازتر باشد. من همسرم را دوست دارم. او زن بسیار خوبی و پارتنر خوبی هم هست. فکر می کردم اگر رابطه جنسی داشته باشیم مشکلی نخواهیم داشت.” اما یک مشکل وجود داشت. جرمی و همسرش یک زندگی معمولی و تقریبا عاری از جذبه یا میل رابطه جنسی داشتند.

وی به ما می گوید: “رابطه جنسی یک بار در ماه و از سر وظیفه آنقدر ناراحت کننده بود که انجام آن خیلی دشوار بود. من شروع به فکر کردم شاید نیاز به مراجعه به دکتر داشته باشم.

یک بار که رابطه داشتیم، فهمیدم که کاملاً خوبم. فهمیدم که چقدر دلم برای آن قسمت از زندگی تنگ شده است. به این ترتیب من و همسرم به زوج درمانی رفتیم. اکنون خیلی این فکر به ذهنم می رسد که آیا می توانستم به هر روش دیگری این کار را انجام دهم یا نه؟ “


نظر شما در مورد این موضوع چیست؟

به اشتراک بگذارید: پینترست تلگرام تامبلر لینکدین

نظر خود را بیان کنید