تعبیر دیدن طناب در خواب چیست؟

طناب (ریسمان) در خواب کاری است که می کنید، رشته ای است که در دست دارید و پیوندی است که شما را به دیگر افراد جامعه ارتباط می دهد.
اگر در خواب ببینید که مثلا به خواهش همسرتان طنابی در حیاط خانه می بندید که رخت های شسته را روی آن بگسترانند بین شما و همسرتان و سایر افراد خانواده پیوندی استوار می شود که به اندازه استحکام آن طناب محکم است و به اندازه طول آن طناب طولانی. البته این طول و استحکام نسبی است نه میزانی که با وجب اندازه گیری شود.
اگر دیدید طنابی هست و شما را به آن آویخته اند و از زمین پای شما بلند می شود شان و مقام و مرتبه شما بالا می رود و ارتقا می یابید ، محبوب می شوید.
غالبا کسانی که طناب در خواب می بینند در همین دو زمینه است. یا گستردن لباس یا دار زدن که اغلب متوحش می گردند ولی دار زدن جای تشویش ندارد. حال اگر در همان حال دیدید که طناب دار پاره شد و شما افتادید و سقوط کردید خوب نیست چون نشانه تنزل شان است و سقوط اجتماعی.
مسئله مرگ با دار در این نوع خواب ها مطرح نمی شود بلکه برخاستن و فرود آمدن محور قرار می گیرد چه روح ما برای نشان دادن فراز و فرود وسیله ای می جوید و دار را برمی گزیند.
اگر از طناب پایین بیایید باز تنزل شان است. اگر ببینید که دست های شما را با طناب بسته اند کاری پیش می آید که نمی توانید انجام دهید و در واقع وا می مانید و اگر طناب به پای شما بسته بود به جایی باید بروید که نمی توانید.
اگر دیدید طنابی به گردن شما بسته اند و سر طرف دیگر طناب افتاده به زمین یا دیده نمی شود دینی به گردن شما هست که ادا نکرده اید. اگر دیدید طناب بلندی هست و شما آن را گسیخته و پاره کردید عهد شکنی می کنید و اگر طناب متعلق به کسی باشد رابطه خود را با او می برید و قطع می نمایید. اگر دیدید طناب می بافید پیمان می بندید یا نذر می کنید.
7 دیدگاه
سلام خواب دیدم درحیاط خانه ما شبکه ای از طناب هست ولباس روب انها پهن شده؟؟لطف کنیدتفسیرکنید
سلام. تصویری که دیدید—حیاط خانه با شبکهای از طناب و لباسهایی که روی آن پهن شدهاند—پر از نمادهای روانی و احساسی است. حیاط معمولاً نماد فضای شخصی و خانواده است؛ جایی بین فردیترین و تا حدودی عمومی که دیگران نیز میبینند. طنابها میتوانند هم به معنی پیوندها و ارتباطها، هم محدودیتها و درهمتنیدگی مسئولیتها باشند؛ شبکه بودنشان نشان میدهد که این پیوندها ساختارمند یا پیچیدهاند. لباسها نماد هویت، نقشهایی که بازی میکنیم و احساساتی هستند که گاهی «برای تهویه» بیرون گذاشته میشوند—یعنی هوایی تازه بخورند یا قابل دیدن شوند.
اگر در خواب احساس آرامش داشتید، ممکن است این تصویر نشاندهنده نظم، سازماندهی و فرصت برای پاکسازی جنبههایی از زندگیتان باشد؛ شما در حال مرتب کردن یا آشکار کردن چیزهایی هستید. اگر احساس گرفتگی یا پریشانی بود، احتمالاً حس میکنید روابط یا مسئولیتهایتان شما را محدود یا درگیر کردهاند و هویتتان در معرض دید قرار گرفته و باعث اضطراب شده است. جنس طناب و وضعیت لباسها (مرتب یا آشفته، لباسهای خودتان یا دیگران) هم سرنخهایی درباره میزان استحکام حمایتها و مسئلههایی که نیاز به پردازش دارند میدهند.
به فکر این موضوع باشید که در زندگی بیداریتان چه پیوندها و مسئولیتهایی طاقتفرسا یا درهمشدهاند و چه چیزهایی را لازم دارید «هوا بدهید» یا مرتب کنید. مرزگذاری، گفتوگو با نزدیکان یا تفکیک مسؤولیتها میتواند کمککننده باشد. این خواب بیشتر دعوت به بازبینی و نظم درونی و بیرونیست تا هشدار نهایی؛ با آرامش ببینید کدام طنابها را میخواهید محکم نگه دارید و کدام را شل یا رها کنید.
سلام
تعبیر خواب طنابها سیاه رنگ به هم تنیده که با گفتن بسم الله گره ای باز میشد ولی گره ای دیگر در قسمت دیگر طناب زده میشد
سلام، تعبیر خواب شما میتواند این باشد که طنابهای سیاه به هم تنیده نماد مشکلات و گرفتاریهایی هستند که در زندگی با آنها روبهرو هستید. گفتن “بسم الله” و باز شدن گرهای از طناب نشاندهنده توکل به خداوند و یاری گرفتن از او برای حل مشکلات است. اما بسته شدن گره دیگر در قسمت دیگری از طناب ممکن است بیانگر این باشد که با رفع یک مشکل، ممکن است چالش یا مانع جدیدی پیش بیاید. این خواب توصیه میکند همچنان به خدا توکل داشته باشید و بدانید هر مشکلی راه حلی دارد، حتی اگر پس از حل یک مشکل، مسئله دیگری ظاهر شود.
سلام همسرم خواب مرحوم مادرم رو دیده که داره توی خونه قدیمی خودمون طناب انداخته ودور گردنش داره خودشو خفه میکنه.وبا حالت بسیار ناراحتی و به حرف کسی هم گوش نمیده
با سلام
بر اساس تعبیر خواب دار اویختن می تواند برای ایشان خیر باشد و نشانی از ان باشد که ایشان را به واسطه ی موضوعی خیری و ارتقایی دریافت شده است که بسیار خوب است.
سربلند و پیروز باشید
طناب ها آویزان از بالا که سر آنها گره بزرگ داشت وقتی از زیر انها زد میشدم احساس میکروم مثله مار شده و من را میگیرند من به سختی فرار میکردم