فال روزانه حافظ امروز : یکشنبه، 8 شهریور 1405


فال روزانه حافظ

فال روزانه حافظ امروز  یکشنبه، 8 شهریور 1405 از دیوان غزلیات حافظ به همراه تفسیر و تعبیر کامل، برگفته شده از دیوان غزلیات حافظ به صورت کامل بر اساس ماه تولد میباشد. برای استفاده سریع تر از این فال، با کلیک بر روی اسم ماه تولد خود در زیر، مستقیما به بخش ماه تولد خود خواهید رفت. همچنین این فال روزانه در ساعت 8 بعد ازظهر هر روز بروزرسانی میشود.

آلامتو به صورت روزانه این فال را راس ساعت 20:00 روز قبل قرار میدهد و شما می توانید هر روز با مراجعه به این صفحه از فال حافظ فردای خودتان آگاه شوید.

همچنین برای گرفتن فال حافظ با نیت خاص اینجا کلیک نمایید.

فروردین

معاشران ز حریف شبانه یاد آرید

حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید

به وقت سرخوشی از آه و ناله عشاق

به صوت و نغمه چنگ و چغانه یاد آرید

چو لطف باده کند جلوه در رخ ساقی

ز عاشقان به سرود و ترانه یاد آرید

شما فراموش نشده اید. باز هم عده ای هستند که قدرتان را بدانند و جواب زحمتتان را بدهند. شما کسی هستید که در عین خوشی و رسیدن به مراد دیگران را هم در شادی و خوشی خود سهیم کرده اید، اما دیگران در حق تان کم لطفی کرده اند ولی باز هم مرحمت خدا نصیب شما شده و خواهد شد.
غزل 240

اردیبهشت

خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست

ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست

هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار

کس را وقوف نیست که انجام کار چیست

پیوند عمر بسته به موییست هوش دار

غمخوار خویش باش غم روزگار چیست

از روزگار انتظار بی اندازه داری و مرتب گله می کنی. زیاد شکایت نکن. حوادثی برایت اتفاق می افتد تا امتحان شوی. غم دنیا را نخور اینها همه خواست خداوند است پس از روزهای خوش زندگیت نهایت استفاده را بکن و از آن لذت ببر و قدر نعمت های خدا را بدان.
غزل 64

خرداد

چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت

حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت

به نوک خامه رقم کرده‌ای سلام مرا

که کارخانه دوران مباد بی رقمت

نگویم از من بی‌دل به سهو کردی یاد

که در حساب خرد نیست سهو بر قلمت

با یک سند پول زیادی نصیبتان می شود. سر نماز همیشه دعا می کنید که خار و ذلیل نشوید. در هر حال شما همیشه محترم و عزیز خواهید بود. در سرنوشت تو اینطور رقم زده شده که تا غم نخوری به مراد نمی رسی. پس امیدت را از دست نده چون دل خسته ی تو دوباره شاد می شود.
غزل 92

تیر

به دور لاله قدح گیر و بی‌ریا می‌باش

به بوی گل نفسی همدم صبا می‌باش

نگویمت که همه ساله می پرستی کن

سه ماه می خور و نه ماه پارسا می‌باش

چو پیر سالک عشقت به می حواله کند

بنوش و منتظر رحمت خدا می‌باش

در زندگی، مشکلات فراوان است. سعی کن با صداقت به دوستان خود کمک کنی تا در هنگام سختی به کمک تو بشتابند. ریا و کینه را از خود دور کن و بیهوده در طلب خواسته های محال و دست نیافتنی خود را به زحمت نینداز. به خدا و کمک او اطمینان داشته باش.
غزل 273

مرداد

ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی

تا راهرو نباشی کی راهبر شوی

در مکتب حقایق پیش ادیب عشق

هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی

تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

تو که خودت بی تجربه ای چگونه به دیگران امر و نهی می کنی. تو که از عشق بویی نبرده ای چطوری صحبت از عشق می کنی و به راه راست دعوت می کنی. اول خودت را بساز و روزگار را تجربه کن. وقتی که حس کردی نور خدا دلت را روشن کرده آن وقت حق رهبری داری و روزگارت تغییر می کند و اگر حاجتی داری باید با خدا باشی.
غزل 486

شهریور

رونق عهد شباب است دگر بستان را

می‌رسد مژده گل بلبل خوش الحان را

ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی

خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را

عاقبت آرزوهای تو برآورده می شود و تو به کام خود می رسی و سختی و غم از تو دور می شود. عشق و ایمان به خدا و اخلاص، زندگی را بر تو راحت و آسوده می کند. هرچه می خواهی از خدا بخواه تا به هدف خود برسی.
غزل 8

مهر

روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم

در لباس فقر کار اهل دولت می‌کنم

تا کی اندر دام وصل آرم تذروی خوش خرام

در کمینم و انتظار وقت فرصت می‌کنم

واعظ ما بوی حق نشنید بشنو کاین سخن

در حضورش نیز می‌گویم نه غیبت می‌کنم

مراقب اطرافیان خود باش تا گمراه نشوی. در هر کاری که شروع می کنی با عقل و اندیشه عمل کن تا به نتیجه ی مطلوب برسی. دوستان خود را بشناس تا بتوانی به موقع از آنها استمداد جویی.
غزل 351

آبان

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

بازآید و برهاندم از بند ملامت

خاک ره آن یار سفرکرده بیارید

تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت

فریاد که از شش جهتم راه ببستند

آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت

از گرفتاری هایی که به تو روی آورده نگران و مأیوس نباش. سعی کن تا خود را از چنگ گرفتاریها برهانی. با دست روی دست گذاشتن به هیچ جا نمی رسی.
غزل 88

آذر

ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی

اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی

چوگان حکم در کف و گویی نمی‌زنی

باز ظفر به دست و شکاری نمی‌کنی

این خون که موج می‌زند اندر جگر تو را

در کار رنگ و بوی نگاری نمی‌کنی

همه چیز مهیاست ولی کاری انجام نمی دهی. تعلل جایز نیست وگرنه همه چیز و همه کس را از دست می دهی و در بوستان زندگی خاری هم نصیبت نمی شود. دوراندیشی نمی کنی فرصتها را از دست می دهی برای همین است که درخت ارزوهایت به ثمر نمی نشیند.
غزل 481

دی

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند

همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند

دی گله‌ای ز طره‌اش کردم و از سر فسوس

گفت که این سیاه کج گوش به من نمی‌کند

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او

زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند

در انجام دادن کار خود تردیدی به دل راه نده. همت و اراده داشته باش و با تیزهوشی از موقعیت ها استفاده کن. اگر امید به خدا داشته باشی، غم و ناراحتی نخواهی داشت.
غزل 191

بهمن

می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این

بر در میکده می کن گذری بهتر از این

در حق من لبت این لطف که می‌فرماید

سخت خوب است ولیکن قدری بهتر از این

آن که فکرش گره از کار جهان بگشاید

گو در این کار بفرما نظری بهتر از این

اگر تلاش بیشتری داشته باشی حتماً به آرزوی خود می رسی. با دوستان با تجربه مشورت کن تا بهتر بتوانی تصمیم بگیری. در امر زندگی با دقت نظر بیشتری بپرداز و همه ی جوانب را بسنج.
غزل 403

اسفند

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت

گل بخندید که از راست نرنجیم ولی

هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت

گر طمع داری از آن جام مرصع می لعل

ای بسا در که به نوک مژه‌ات باید سفت

در زندگی با احتیاط رفتار کن و مراقب سخنان خود باش. سخن حق را با ملایمت و آرامی می توان به کرسی نشاند. هرکسی را محرم اسرار خود قرار نده و عاقبت اندیش باش.
غزل 80


آیا فال حافظ درست است

چگونه فال حافظ بگیریم؟

شعر عاشقانه حافظ

شعر حافظ نوروز