مجله آلامتو

تقویت قدرت ذهن

4 راه برای افزایش قدرت ذهتان
(1 رای, امتیاز میانگین: 5٫00 از 5)

تقویت قدرت ذهتان

وقتی زندگی شما را به درون خود می بلعد و احساس می کنید که در بالا و پایین آن در حال نابود شدن هستید چه کاری می توانید انجام دهید و چگونه می توانید خود را دوباره وارد گود کنید؟

واکنش طبیعی یک فرد عادی نگران بودن و احساس اضطراب است. اما بیایید این احساسات را کنار بگذاریم چرا که اضطراب و نگرانی می تواند سلامتی شما را به خطر بیندازد. من فکر می کنم همه ی شما با من موافقید که گاهی زندگی بر خلاف توقع ما پیش می رود.

گاهی این امر باعث می شود که دچار احساس کشمکش درونی شده و حس کنیم به شما ظلم شده و از زندگی نا امید شویم. من معتقدم که تفاوت اصلی موجود در بین کسانی که در زندگی پیشرفت می کنند و کسانی که با مشاهده ی اولین نشانه ها مایوس می شوند، قدرت ذهنی آن هاست.

قدرت ذهنی به انعطاف پذیری و توانی گفته می شود که مردم در مبارزه با زندگی از خود بروز می دهند. این ویژگی یک خصلت مخفی است که شما را قادر می سازد تا خستگی را تحمل کرده، و در حالی که ذهنتان گیو اپ کرده همچنان پیش روید.

همچنین بخوانید: راه های تقویت مغز و افزایش قدرت ذهن

اهمیت تقویت قدرت ذهنی چیست؟

مردمی که دارای ذهنی قوی هستند از همان روز اول تصمیم می گیرند که اجازه ندهند شرایط زندگی باعث نابودیشان شود. هنگامی که چیزی بر سر راه این گونه افراد قرار می گیرد آنها راه مبارزه را انتخاب می کنند نه شکست و نا امیدی را. این گونه افراد، یک گام عقب می روند، اشک های خود را پاک می کنند و از چالش ها به عنوان فرصت هایی برای اثبات خود و به مبارزه طلبیدن جهان استفاده می کنند و با این روش خواهند توانست بر همه چیز غلبه کنند.

من خبر خوبی برایتان دارم قدرت ذهنی یکی از ویژگی های فوق العاده انسانی نیست. در واقع، این ویژگی چیزی است که شما می توانید آن را از طریق آزمون و خطا به دست آورید. من معتقدم که همه ی ما توانایی غلبه بر بزرگ ترین چالش های زندگی خود را داریم. لحظه ای فکر کنید و به چالشی که باید بر آن غلبه کنید تمرکز نمایید. با خود بیاندیشید که برای غلبه بر بزرگ ترین چالش های زندگیتان چه چیزی در چنته دارید؟

نکته ی مهم این است که ما هرگز در زندگی به اندازه ی کافی به خودمان اعتماد نمی کنیم و همواره خود را دست کم می گیریم. من در زندگی ام با مشکلات بی شماری مواجه شدم، که یکی از آنها تصادف ماشینی بود که تقریبا همه چیزم را از من گرفت. در آن زمان، من می خواستم همه چیز را رها کنم و دست از زندگی بکشم. اما این کار را نکردم و توانستم بر این چالش بزرگ غلبه نمایم. من با خودم عهد بستم که هر کاری از دستم بر می آید برای برگشتن به زندگی انجام دهم و همین کار نیز باعث موفقیتم شد.

بیایید با زندگی روبرو شویم زیرا زندگی همیشه مطابق با برنامه های شما پیش نمی رود.

گاهی اوقات شما فقط باید تصمیم بگیرید و با خود بیاندیشید که اگر زندگی روی سختش را به شما نشان داده چرا شما سخت تر و قوی تر از قبل به زندگی باز نگردید و بر مشکلاتتان غلبه نکنید. همه ما می دانیم که سختی های زندگی یک انسان را قوی تر و انعطاف پذیر تر از قبل خواهد کرد. زندگی پستی و بلندی های زیادی دارد پس همیشه وقتی که روی بدش را به شما نشان می دهد بدانید که روزهای خوب هم در راه هستند.

چرا تقویت قدرت ذهنی دشوار است؟

ذهن شما یک ابزار قدرتمند است که می تواند بهترین دوست شما یا بدترین دشمنتان باشد. در واقع ذهن ما منتقد درونی ماست که می تواند همه چیز را برایمان تفسیر کند. اما گاهی اوقات به جای اینکه این ندای درونی با شما همدل باشد، به تحقیرتان پرداخته و مدام تکرار می کند که شما بر زندگیتان هیچ گونه تسلطی ندارید و به اندازه کافی قوی نیستید. شما به اندازه ی کافی خوب نیستید، زندگی شادی ندارید و هیچ چیزی در حیطه ی کنترلتان نیست.

متأسفانه بسیاری از مردم اجازه می دهند که این اصوات مخرب بر زندگیشان تاثیر بگذارد و تصمیم گیری هایشان را تحت الشعاع قرار دهد. مهم نیست که این صدا از کجا می آید و چرا شما را تحقیر می کند بلکه انچه مهم است این است که باور داشته باشید که این صدای مخرب از قدرت ذهنیتان اطلاع ندارد. بسیاری از مردم به دام این صدای مخرب می افتند چرا که قدرت ذهنی خود را باور ندارند و مدام در مورد خود فکرهای بد می کنند.

در واقعیت، منتقد درونی شما، همان کودک درون شماست. روانشناسان بر این باورند که این صداها همان تجربیات دوران کودکی ما هستند. بنابراین ما هرگز این اصوات را مورد سوال قرار نمی دهیم زیرا با آن ها بزرگ شده و به آن ها عادت کرده ایم. شاید باورش برایتان سخت باشد اما هدف کودک درونتان این است که به شما کمک کند. در واقع هدف من این است که بعد دیگری از کودک درونتان را به شما نشان دهم. بنابراین به جای مبارزه با این صدای انتقادی، سعی کنید که بر آن غلبه نمایید.

با خود بیندیشید که چه اتفاقی خواهد افتاد اگر بتوانید بر این ندای درونی غلبه کنید. بهترین راه این است که این منتقد درونی را به مربی خود تبدیل کنید. چرا که منتقد را می توان ساکت کرد اما از مربی می توان برای افزایش اعتماد به نفس، یافتن راه مناسب، کسب شجاعت لازم و داشتن زندگی ای موفق استفاده نمود.

به عنوان مثال، شما می توانید با صدای بلند به خود بگویید، منتقد، از تو متشکرم که مرا در شرایط امنی نگاه می داری، اما در حال حاضر بهتر است ساکت باشی و بگذاری که من به مسیرم ادامه دهم. زیبایی زندگی این است که در هر لحظه، شما می توانید خود را تغییر داده و قدرت لازم برای ادامه ی زندگی را کسب نمایید.

همچنین بخوانید: چگونه ذهن را تقویت کنیم؟

4 راه برای تقویت قدرت ذهنی تان

خب حالا سوالی که پیش می آید این است که باید از کجا شروع کنیم؟ خوب، من می خواهم از شما بخواهم فکر کنید ذهن شما یک عضله است. درست همانند این که در هفته چند بار به باشگاه می روید تا عضلاتتان را تقویت کنید باید به فکر تقویت عضلات حافظه یتان هم باشید. در پایان روز، موفقیت همان طور که تونی رابینز می گوید، فقط یک بازی ذهنی خواهد بود.

  1. مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرید.

هنگامی که احساس می کنید جهان در حال بلعیدن شما به درون خود است، راه آسان تر این است که همه چیز و همه کس را مقصر بدانید و مدام در حال سرزنش کردن این و آن باشید. با این حال، این موضوع را مد نظر قرار دهید که این کار نه تنها دردی از دردهایتان را دوا نمی کند بلکه روحیه ی شما را نیز خدشه دار خواهد کرد.

اگر شما دائما بگویید همیشه چیزهای بد برای من اتفاق می افتد، زندگی تان به یک میدان مبارزه تبدیل خواهد شد. جهان آن چه را که می طلبید به شما باز خواهد گرداند پس مراقب باشید که چه می گویید. شما نمی توانید در انتظار کسی بمانید که با آمدنش زندگیتان را تغییر دهد و تمام مشکلاتتان را حل کند.

پس چه خوب یا بد مسئولیت زندگیتان را بر عهده بگیرید. دست از رویا پردازی و خیال بافی بردارید و با پذیرفتن واقعیت سعی کنید به اهدافتان یکی یکی جامعه ی عمل بپوشانید.

  1. استفاده از شکست ها و نقص ها برای رشد

شکست ها کشنده یا دائمی نیستند. در حقیقت، زمان هایی وجود دارد که حس می کنید در زندگیتان غرق شده اید و می دانم که حرف هایم بیشتر شبیه به نصیحت است اما، اما اجازه دهید توضیح دهم. گاهی اوقات باید قبل از اینکه برای تغییر زندگیتان آماده شوید، آستانه عاطفی خود را تغییر دهید و سعی کنید سرسخت تر باشید.

من باور دارم که این کار همانند یک کاتالیزور باعث ایجاد تحولات شخصی و پایه ای خواهد شد و سبب می شود که به سرعت بتوانید روند زندگیتان را تغییر دهید. من دوست دارم گاهی عقب بایستم و زندگی ام را از نمای دورتر نگاه کنم و با خود فکر کنم. در واقع هر گاه احساس می کنم در شرایط خاصی گرفتار شده ام این کار را انجام می دهم و به حسم اعتماد می کنم.

ناپایداری زندگی فرصت های بزرگی را برای هدایت و تمرکز بر روی زندگی تان به شما هدیه خواهد کرد، اما ابتدا باید سعی کنید آن را درک کنید. من به شما پیشنهاد می کنم که چالش های خود را به عنوان فرصتی برای رشد و شکوفایی در نظر بگیرید. دفعه بعد که هیچ چیز به نظر نرمال نیامد و حس کردید گرفتار شده اید کمی عقب تر بروید و از خودتان سؤال های زیر را بپرسید:

  • این چه چالشی است که در ان گرفتارشده ام؟
  • چگونه می توانم بر آن غلبه کنم؟
  • و چه فرصت هایی در دل آن نهفته است است؟

هر مشکلی مزیتی دارد تنها کافی است که مزیت آن را بیابید و به این موضوع پی ببرید که چطور می توانید چالش های خود را در آغوش بگیرید، بهتر است همیشه روشن بین باشید و آینده ی خود را روشن ببینید تا این چالش ها نتوانند شما را از پا در بیاورند.

  1. سعی کنید بر احساساتتان مسلط باشید.

وقتی همه چیز در حال از هم فرو پاشیدن است، چگونه واکنش نشان می دهید؟ آیا وحشت زده شده و کنترل خود را از دست می دهید و یا یک گوشه می نشینید و به ارزیابی موقعیت ها و شانس های موجود می پردازید؟

واقعیتی که وجود دارد این است که شما همیشه نمی توانید احساساتتان را کنترل کنید. اما می توانید نحوه ی پاسختان به این احساسات را با انجام تمرینات ذهنی تغییر دهید. این را به خاطر داشته باشید که اگر شما بر احساساتتان مسلط نشوید آنها بر شما تسلط خواهند یافت و باعث می شوند کارهایی انجام دهید که شاید وقتی بعدا به آنها فکر کنید به نظرتان غیر منطقی بیایند.

پس در وهله ی اول باید سعی کنید بر احساساتتان مسلط شوید. روانشناس معروف این عرصه، لیزا فلدمن برت، در کتاب خود تحت عنوان رازهای زندگی – چگونه احساسات به وجود می آیند، به این موضوع پرداخته و گفته که احساسات ما چیزی نیستند که تحت تسلط اراده مان قرار داشته باشند. آنها خواه ناخواه بروز می کنند اما ما با توجه به تجربیات گذشته می توانیم نحوه بروزشان را پیش بینی کنیم.

این نوع طرز تفکر در واقع می گوید که شما اسیر احساسات خود هستید و آنها شما را در خود گرفتار نموده اند. بهترین راه برای کنترل احساسات این است که در طول روز به پاسخ های احساسی تان فکر کنید و با خود بیاندیشید که در صورت وقوع یک مشکل چگونه بدان پاسخ خواهید داد.

در واقع آگاهی بیشتر از خود، تجارب پیشین و نحوه عکس العملتان به وقایع برخورد با احساسات را برایتان آسان تر خواهد ساخت.

دفعه بعد که احساس کردید در حال غرق شدن در ورطه ی زندگی هستید، یک نفس عمیق بکشید و سعی کنید احساساتتان را آرام کنید. به خودتان وقت و فضا بدهید و بیندیشید که چگونه باید به این مشکل پاسخ بدهید. این کار به شما کمک می کند تا بتوانید با چالش های زندگی رو به رو شوید و آن ها را یکی یکی از میان بردارید.

  1. سعی کنید راحتی را کنار بگذارید.

من معتقدم که راحتی دشمن پیشرفت است. منطقه راحتی شما یک مکان امن برای آویزان ماندن و سکون است، اما  هیچ کمکی به رشد و پیشرفت تان نمی کند. اشتباه نکنید، عدم اطمینان هم لزوما احساس خوبی نیست.

با این حال، اگر تمایل دارید که به لحاظ ذهنی قوی تر شوید، باید آن قدر شکست بخورید تا بالاخره پیروز شوید؛ تحقیقات جدید دانشگاه ییل نشان می دهد خارج شدن از حالت راحتی سیگنالی را برای شروع سریع فرایند یادگیری به مغز ارسال می کند. این بدان معنی است که شرایط ناپایدار که موجب ناراحتی شما می شوند برای افزایش توانایی تان در عرصه رشد و موفقیت بسیار مهم هستند.

آیا شما فکر می کنید که موفق ترین افراد این جهان با  یک مارتینی در دست و نشستن در یک ساحل آفتابی به جایی که امروز در آن قرار دارند رسیده اند؟ قطعا نه.
آنها به طور خستگی ناپذیر کار کردند و مدام خود را به خطر انداختند تا رویاهای شان را به واقعیت تبدیل کنند. به طور خلاصه، می توان گفت که به رغم ترس شان از شکست، آنها اقدامات بزرگی برای رسیدن به موفقیت انجام دادند. پس به شما توصیه می کنم که از گام برداشتن رو به جلو نهراسید. شما به دنیا نیامده اید تا در حاشیه زندگی یک گوشه بنشینید و همه چیز را تماشا کنید و هیچ کاری انجام ندهید. شما زنده اید و این یک هدیه ی بزرگ است که جهان به شما عرضه داشته پس از ان به خوبی استفاده کنید.

تنها راه این است که از منطقه راحتی خود خارج شوید و راه کسانی را که الهام بخشتان هستند دنبال کنید. هر روز سعی کنید عضلات ذهنتان را درگیر کنید و با خود فکر کنید که چگونه می توانید به موفقیت دست یابید. آیا ترجیح می دهید راحتی را کنار بگذارید و زندگیتان را در دستانتان بگیرید یا اینکه یک گوشه بنشینید و نظاره گر این امر باشید که زندگی شما را به کدام سو می کشد؟

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

نظر خود را بیان کنید