ضرب المثل هر کسی را بهر کاری ساختند
حتماً شما هم این ضرب المثل را بارها شنیده اید. «هر کسی را بهر کاری ساختند». گاهی پدر و مادرها موقع انتخاب رشته یا شغل برای بچه هایشان می گویند. گاهی در محیط کار وقتی می بینند فلان آدم برای فلان کار بهتر است. اما واقعاً «معنی و داستان ضرب المثل هر کسی را بهر کاری ساختند چیست؟» از کجا آمده؟ پشت این چند کلمه ساده چه حکایتی پنهان است؟ بیایید امروز برویم به ریشه های این ضرب المثل قدیمی. ببینیم چه ماجرایی باعث شده که این جمله تا به امروز زنده بماند.
همچنین بخوانید: معنی و داستان ضرب المثل قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید
معنی و داستان ضرب المثل هر کسی را بهر کاری ساختند چیست؟
اول از همه برویم سراغ معنی این ضرب المثل. خیلی ساده و صریح. یعنی هر آدمی یک استعداد ذاتی دارد. یک چیزی که در آن خوب است. یک کاری که با جان و دل انجام می دهد. نباید انتظار داشت همه آدمها در همه کارها عالی باشند. بعضی ها برای رهبری ساخته شده اند. بعضی ها برای هنر. بعضی ها برای علم. بعضی ها هم برای کارهای عملی.
این ضرب المثل یک پیام خیلی مهم دارد. به ما یادآوری می کند که نباید دیگران را با خودمان مقایسه کنیم. نباید از کسی انتظار داشته باشیم کاری را که در آن استعداد ندارد، به بهترین شکل انجام دهد. و از همه مهم تر، خودمان را بشناسیم. بفهمیم برای چه کاری ساخته شده ایم. همان کار را با عشق انجام دهیم.
اما این حرف فقط یک نصیحت ساده نیست. پشت آن یک داستان واقعی از قدیم الایام وجود دارد. داستانی که شاید بتواند عمق این ضرب المثل را بهتر نشان بدهد.
داستان ضرب المثل از کجا آمده؟
می گویند روزگاری در یکی از شهرهای قدیم ایران، پادشاهی بود که عاشق هنر و صنعت بود. او تصمیم گرفت بهترین صنعتگران را دور خود جمع کند. یک نجار چیره دست. یک آهنگر قوی. یک نقاش ماهر. یک معمار خلاق. به هر کدام از آنها یک کارگاه داد و گفت هر کس در کار خودش استاد است.
اما در میان این جمع، یک مرد بود که هیچ حرفه خاصی نداشت. فقط می توانست خیلی خوب و دلنشین آواز بخواند. آن هم آوازهایی که شنونده را می برد به دنیای دیگر. پادشاه هم از صدای او لذت می برد. اما فکر می کرد آواز خواندن یک حرفه واقعی نیست.
یک روز پادشاه به وزیرش گفت: «این مرد که فقط بلد است آواز بخواند، به چه درد می خورد؟ از او بخواه برود خیابان ها را جارو کند. ببیند آیا می تواند نجاری کند یا نه.»
وزیر حرف پادشاه را به آن مرد رساند. مرد آوازخوان ناراحت شد. اما حرفی نزد. رفت سراغ کارهایی که به او گفتند. اول رفت خیابان را جارو کرد. اما حواسش جای دیگری بود. مدام زیر لب آواز می خواند. جارو کشیدن را خوب بلد نبود. نصف خیابان تمیز می شد نصف دیگر نه.
بعد رفت سراغ کارگاه نجاری. اره را به دست گرفت. اما نمی دانست از کجا شروع کند. چوب ها را اشتباه برید. وسایل را خراب کرد. نجارها از دستش ناراحت شدند.
ادامه ی داستان زیبا را بخوانیم:
چند روز بعد، پادشاه سفر کوتاهی به بیرون از شهر داشت. در میان راه، سارقانی به کاروان حمله کردند. همه ترسیدند. داد و فریاد بلند شد. اما همان مرد آوازخوان که همراه کاروان بود، ناگهان شروع کرد به خواندن. صدای گرم و غمگینش در بیابان پیچید. سارقان که صدای او را شنیدند، تحت تأثیر قرار گرفتند. ایستادند. گوش کردند. یکی از سارقان گفت: «صدایی که این طور دل آدم را می برد، حتماً از یک انسان پاک و بی آزار است. ما نمی توانیم به چنین کاروانی دستبرد بزنیم.»
سارقان رفتند. جان همه نجات پیدا کرد. پادشاه وقتی به شهر برگشت، فهمید چه اتفاقی افتاده است. آن مرد را خواست و عذرخواهی کرد. گفت: «حق با تو بود. هر کسی را بهر کاری ساخته اند. من اشتباه کردم که خواستم تو را به کاری وادارم که استعدادش را نداری. تو برای آواز ساخته شده ای. همین کار را ادامه بده.»
از آن روز به بعد، این ضرب المثل زبان به زبان گشت. هر جا کسی می خواست بگوید آدمها را نباید از استعداد اصلی شان دور کرد، این جمله را به کار می برد.
همچنین بخوانید: 122 ضرب المثل خنده دار، طنز و بی ادبی ایرانی

کاربردهای این ضرب المثل در زندگی امروز
شاید فکر کنید این داستان مال زمان های قدیم است و ربطی به امروز ندارد. اما اشتباه می کنید. این ضرب المثل در زندگی روزمره ما خیلی کاربرد دارد.
- در خانواده: خیلی از پدر و مادرها دوست دارند فرزندشان پزشک یا مهندس شود. غافل از اینکه شاید آن بچه استعداد نقاشی دارد یا موسیقی. این ضرب المثل یادآوری می کند که هر کسی را بهر کاری ساخته اند. بگذارید بچه ها خودشان راهشان را پیدا کنند.
- در محیط کار: گاهی مدیران از کارمندی که در فروش خوب است، انتظار مدیریت دارند. یا از کسی که تحلیل گر خوبی است، می خواهند کار تیمی انجام دهد. اینجا هم باید به استعدادهای طبیعی آدمها احترام گذاشت.
- در ازدواج: بعضی آدمها فکر می کنند اگر همسرشان در یک زمینه ضعف دارد، یعنی تنبل است یا بی عرضه. در حالی که شاید او در زمینه دیگری قوی باشد. هر کسی را بهر کاری ساخته اند.
- در دوستی: نباید از دوستمان انتظار داشته باشیم همه کارها را بلد باشد. بعضی دوستان برای همدلی خوبند. بعضی برای مشورت. بعضی برای خنده.
همچنین بخوانید: لیست ضرب المثل کودکانه فارسی با معنی و مفهوم

داستان کوتاه دیگری از همین معنی
در کتاب های قدیم داستان دیگری هم هست. می گویند روزی یک پادشاه سه تا از باغبان هایش را صدا زد. به اولی گفت تو مسئول کاشت گل رز. به دومی گفت تو مسئول هرس درختان. به سومی گفت تو مسئول آبیاری. بعد از یک ماه، باغ رز اولی پر از گل های رنگارنگ بود. درخت های دومی مرتب و منظم شده بود. اما سومی همیشه تشنه بود و خسته. یک روز پیش پادشاه آمد و گفت: «من برای آبیاری ساخته نشده ام. دستانم ضعیف است و کمرم درد می کند. اما من عاشق این هستم که خاک را نرم کنم و بذر بکارم.» پادشاه لبخند زد و گفت: «پس از امروز تو مسئول بذرپاشی باش.» از آن روز به بعد، آن باغبان هر روز با شادی کار می کرد و باغ هم سبزتر از همیشه شد.
سخن آخر
خلاصه اینکه «معنی و داستان ضرب المثل معنی هر کسی را بهر کاری ساختند چیست؟» خیلی ساده است. معنی اش این است که هر انسانی یک استعداد منحصر به فرد دارد. وظیفه ما این است که آن استعداد را پیدا کنیم و پرورشش بدهیم. نه اینکه دیگران را شبیه خودمان کنیم یا خودمان را شبیه دیگران. داستانش هم داستان مرد آوازخوانی بود که جان یک کاروان را با صدایش نجات داد. پس اگر شما هم هنوز استعداد واقعی تان را پیدا نکرده اید، ناامید نشوید. بگردید. امتحان کنید. بالاخره به آن کاری می رسید که برای آن ساخته شده اید. ممنون که تا انتها همراه ما بودید. برای خواندن داستان های جذاب و پندآموز دیگر، حتماً به آلامتو سر بزنید.
