
تابه حال شده حس کنید به جای اینکه خودتان فرمان زندگی را در دست بگیرید این روزها هستند که شما را به هر طرف می کشانند؟ همه ما در اعماق قلبمان آرزوی روزهایی را داریم که در آن ها موفقیت و رضایت حرف اول را بزند اما باید بپذیریم که چنین شرایطی هرگز به صورت تصادفی پیش نمی آید.
در واقع داشتن یک برنامه صحیح برای زندگی بهتر همان نقشه راهی است که به شما کمک می کند آینده را بر اساس ارزش ها و علایق واقعی خودتان بسازید و اجازه ندهید زمان بدون هیچ دستاورد خاصی از دست برود.
چگونه با برنامه ریزی صحیح زندگی بهتری بسازیم؟
برنامه صحیح برای زندگی بهتر از یک چک لیست خشک و بی روح شروع نمی شود. بیشتر شبیه یک سفر شخصی است برای اینکه بفهمید واقعاً چه می خواهید و چه چیزهایی تا امروز شما را از مسیر دلخواهتان دور کرده است. وقتی این تصویر روشن شود ساختن یک نقشه راه عملی هم خیلی طبیعی تر و ممکن تر می شود.
برنامه ریزی برای زندگی فقط برای آدم های خیلی منظم یا خیلی موفق نیست. اگر دوست دارید اختیار بیشتری روی مسیرتان داشته باشید این کار می تواند کمک کند مقصدهای بلندمدت را مشخص کنید و بعد قدم های واقعی و قابل انجام برای رسیدن به آن ها بچینید. در ادامه یاد می گیرید چطور ارزش هایتان را پیدا کنید چطور هدف ها را واضح کنید و چطور یک برنامه اجرایی بسازید تا به زندگی ای نزدیک شوید که همیشه در ذهن داشتید.
نقاط ضعف و نارضایتی های خود را شناسایی کنید
قبل از اینکه چیزی را تغییر بدهید باید دقیق ببینید الان کجا ایستاده اید. معمولاً چند بخش از زندگی هست که در آن حس رضایت کامل نداریم. قرار نیست خودتان را سرزنش کنید فقط لازم است با خودتان صادق باشید و چند سوال ساده را جواب بدهید.
- آیا دارم از توانایی ها و استعدادهایم استفاده می کنم
- چه چیزهایی در زندگی دیگران باعث حسرت یا دلگیری من می شود و دقیقاً چرا
- آیا کارم برایم رشد می آورد یا فقط روزها را پر می کند
- آیا رابطه هایم آرامش و امنیت می دهد یا بیشتر فرسوده ام می کند
مثال
اگر دیدن عکس های سفر دوستانتان شما را به فکر می برد ممکن است مسئله اصلی شما نیاز به تجربه و تنوع باشد نه صرفاً سفر رفتن. پس می توانید از یک برنامه ساده شروع کنید مثل یک سفر کوتاه نزدیک شهر یا حتی کنار گذاشتن مبلغی ثابت در ماه برای سفرهای آینده.
اگر از ادامه ندادن تحصیل ناراحتید شاید وقتش رسیده یک مسیر واقع بینانه انتخاب کنید مثل کلاس های آنلاین یا یک دوره کوتاه که قدم اول بازگشت شما باشد.
ارزش های اصلی خود را تعریف کنید
آدم وقتی طبق ارزش های خودش زندگی می کند یک حس عمیق تر از رضایت را تجربه می کند حتی اگر مسیر سخت باشد. برای پیدا کردن ارزش های اصلیتان به این نگاه کنید که چه چیزهایی واقعاً شما را خوشحال می کند یا به چه آدم هایی احترام می گذارید و دلیلش چیست؟
ارزش ها می تواند خانواده باشد یا استقلال یا یادگیری یا امنیت یا صداقت یا رشد یا کمک به دیگران. پیشنهاد می کنم پنج ارزش اصلیتان را انتخاب کنید که حاضر نیستید به خاطر هیچ چیز از آن ها عبور کنید. بعد یک جمله کوتاه برای هرکدام بنویسید که برای شما یعنی چه چون معنی آزادی یا امنیت برای هرکس فرق می کند.

ردیابی کنید که زمانتان واقعاً صرف چه چیزی می شود
زمان باارزش ترین دارایی شماست و اگر حواسمان نباشد خیلی راحت خرج چیزهایی می شود که حتی دوستشان نداریم. برای اینکه بفهمید وقتتان کجا می رود یک هفته تمام کارهای روزانه را خیلی ساده یادداشت کنید و کنار هرکدام حدود زمانش را بنویسید. آخر هفته یک نگاه کلی بیندازید و ببینید چند ساعت صرف چیزهایی شده که با ارزش هایتان همخوان نیست.
روش انجام
می توانید از یک دفترچه کوچک استفاده کنید یا از بخش یادداشت گوشی. لازم نیست دقیقه به دقیقه دقیق باشید فقط یک تصویر واقعی از روزهای شما کافی است.
مثال
- آماده شدن برای کار چهل و پنج دقیقه
- کار هشت ساعت
- چرخیدن در شبکه های اجتماعی دو ساعت
- تماشای تلویزیون سه ساعت
- تهیه و خوردن شام یک ساعت و نیم
- جمع کردن آشپزخانه سی دقیقه
آخر هفته ممکن است از دیدن عددها تعجب کنید. همین آگاهی معمولاً قوی ترین جرقه برای تغییر است چون می فهمید مشکل کمبود وقت نیست مشکل خرج شدن وقت در جاهای غلط است و این دقیقاً همان نقطه شروع برنامه صحیح برای زندگی بهتر است.
زندگی ایده آل خود را تصور کنید
چند دقیقه چشم ها را ببندید و خودِ آینده تان را تصور کنید در یک روز معمولی نه یک روز رویایی. ببینید صبح کجا بیدار می شوید چه کاری انجام می دهید چقدر آرامش دارید با چه آدم هایی در ارتباطید و اوقات فراغتتان چه شکلی است.
این تصویر قرار نیست کامل و بی نقص باشد فقط باید روشن باشد. وقتی چشم اندازتان مشخص شود تصمیم های کوچک روزانه هم راحت تر می شود چون می دانید هر انتخاب شما را به کدام سمت می برد.
از دوستان و خانواده خود حمایت بخواهید
لازم نیست این مسیر را تنهایی بروید. همراهی آدم های نزدیک می تواند هم انگیزه بدهد هم مسیر را آسان تر کند. درباره هدف ها و برنامه تان با یک نفر قابل اعتماد حرف بزنید و دقیق بگویید چه کمکی از او می خواهید. حمایت وقتی اثر دارد که مشخص باشد نه کلی و مبهم.
مثال:
- می خواهم پس انداز کنم لطفاً وقتی بیرون می رویم گزینه های کم هزینه تر را پیشنهاد بده
- یک کار هنری را شروع کرده ام اگر دوست داشتی صفحه ام را معرفی کن تا دیده شود
- می خواهم ورزش را ادامه بدهم هفته ای دو بار با هم پیاده روی کنیم
حتی اگر کسی را دارید که تجربه اش را تحسین می کنید می توانید از او بخواهید راهنمایی تان کند. یک گفتگوی کوتاه با یک آدم درست گاهی چند ماه آزمون و خطا را جلو می اندازد.
چیزهایی را که با اهدافتان تداخل دارند رها کنید
اگر قرار است به سمت زندگی دلخواهتان حرکت کنید باید جایی هم برای سبک شدن باز کنید. برنامه صحیح برای زندگی بهتر فقط به اضافه کردن عادت های خوب مربوط نمی شود بلکه گاهی به کنار گذاشتن چیزهایی هم مربوط است که بی صدا انرژی و تمرکز شما را می گیرند.
بعضی وقت ها این مانع ها یک عادت روزمره هستند و بعضی وقت ها یک رابطه فرساینده یا حتی بی نظمی هایی که هر روز شما را خسته تر می کنند.
برای مثال اگر آشپزخانه همیشه شلوغ و به هم ریخته باشد احتمال اینکه به سراغ غذای سالم بروید کمتر می شود. اگر کسی در اطرافتان مدام رویاهایتان را کوچک می کند طبیعی است که انگیزه شما هم کم شود.
اگر هم ساعت های زیادی در گوشی یا پای تلویزیون می گذرد شاید وقت آن رسیده بخشی از این زمان را به چیزی بدهید که واقعاً به رشدتان کمک می کند. لازم نیست همه چیز را یکباره حذف کنید. فقط از همان چیزی شروع کنید که می دانید دیگر به درد مسیرتان نمی خورد.
در ابتدا تغییرات کوچک ایجاد کنید که انجامشان آسان باشد

بیشتر آدم ها دوست دارند خیلی زود نتیجه ببینند اما واقعیت این است که تغییرهای بزرگ و ناگهانی معمولاً خیلی زود هم از بین می روند. چیزی که ماندگار می شود قدم های کوچکی است که هر روز تکرار می شوند. اگر هدفتان بزرگ است بهتر است آن را آنقدر خرد کنید که انجام دادنش برایتان سخت و ترسناک نباشد.
مثلاً اگر می خواهید کتاب خواندن را وارد زندگی تان کنید لازم نیست از روز اول روزی یک ساعت بخوانید. ده دقیقه هم کافی است. اگر تصمیم گرفته اید ورزش را شروع کنید با یک برنامه سبک شروع کنید که بتوانید به آن وفادار بمانید. وقتی یک تغییر کوچک جا بیفتد کم کم بخشی از زندگی شما می شود و بعد از آن برداشتن قدم بعدی خیلی راحت تر خواهد بود.
محیط خود را برای حمایت از زندگی ای که می خواهید بچینید
محیط اطراف شما بیشتر از چیزی که فکر می کنید روی تصمیم های روزانه تان اثر می گذارد. وقتی فضا به نفع عادت های خوب چیده شده باشد ادامه دادن مسیر خیلی ساده تر می شود. اما اگر هر گوشه از خانه یا محل کار شما را به تعویق و آشفتگی دعوت کند طبیعی است که زود خسته شوید.
اگر می خواهید سالم تر زندگی کنید وسایل لازم را دم دست بگذارید. اگر می خواهید بیشتر مطالعه کنید کتاب را جایی بگذارید که هر روز ببینید. اگر لازم است تمرکز بیشتری داشته باشید چیزهایی را که حواستان را پرت می کنند کمتر در دسترس قرار دهید. محیط خوب قرار نیست معجزه کند اما می تواند شما را هر روز یک قدم به انتخاب درست نزدیک تر کند.
پیشرفت خود را پیگیری کنید تا باانگیزه بمانید
خیلی وقت ها آدم در حال تلاش است اما چون پیشرفتش را نمی بیند فکر می کند هیچ اتفاقی نیفتاده است. ثبت کردن مسیر کمک می کند بفهمید چقدر جلو آمده اید و کجا هنوز نیاز به اصلاح دارید. همین دیدن پیشرفت حتی اگر کوچک باشد انگیزه شما را چند برابر می کند.
برای این کار لازم نیست روش پیچیده ای داشته باشید. یک دفتر ساده هم کافی است. می توانید هر روز یا هر هفته بنویسید که چه کارهایی انجام داده اید و چه نتیجه ای گرفته اید. مهم این است که با خودتان صادق باشید و روندتان را ببینید. وقتی چیزی اندازه گیری می شود مدیریت کردنش هم راحت تر می شود.
وقتی پیشرفت می کنید، به خودتان پاداش دهید
هیچ اشکالی ندارد که برای قدم های خوبی که برمی دارید از خودتان قدردانی کنید. اتفاقاً همین پاداش های کوچک باعث می شود مسیر برایتان خشک و فرساینده نشود. وقتی مغز شما بداند بعد از تلاش یک حس خوب در انتظارش است احتمال ادامه دادن خیلی بیشتر می شود.
این پاداش لازم نیست بزرگ یا پرهزینه باشد. گاهی یک عصر آرام برای استراحت یا خریدن چیزی که دوستش دارید یا وقت گذاشتن برای سرگرمی مورد علاقه تان کافی است. مهم این است که به خودتان نشان بدهید زحمت هایتان دیده می شود و هر قدم ارزشمند است.
از شکست ها درس بگیرید تا دفعه بعد بهتر عمل کنید
هیچ مسیری بدون زمین خوردن جلو نمی رود. گاهی برنامه ها آنطور که می خواهید پیش نمی روند و ممکن است احساس ناامیدی یا حتی شرمندگی سراغتان بیاید. اما شکست به این معنا نیست که شما توانایی رسیدن به هدفتان را ندارید. بیشتر وقت ها فقط دارد چیزی را به شما یاد می دهد که بدون آن دیده نمی شد.
به جای اینکه بعد از هر عقب گرد خودتان را سرزنش کنید بهتر است از خودتان بپرسید چه چیزی جواب نداد و چرا. شاید هدفتان بیش از حد سنگین بوده یا شاید زمان بندی درستی نداشته اید. شاید هم لازم بوده حمایت بیشتری بگیرید. وقتی با این نگاه جلو بروید هر تجربه ناموفق تبدیل به یک راهنما می شود و این دقیقاً یکی از مهم ترین بخش های برنامه صحیح برای زندگی بهتر است.