عشق واقعی در سنین نوجوانی

چگونه با عاشقی نوجوان برخورد کنیم؟

عشق نوجوانی

در همه فرهنگ‌ها کم و بیش عشق نوجوانان انکار می‌شود. معلمان، روان‌شناسان و پدر و مادر‌ها این عشق‌ها را جدی نمی‌گیرند و کمتر در موردش صحبت می‌کنند.

در همه جای دنیا مطالعات روانشناسی روی عشق نوجوانان بسیار کم انجام شده است. گویی نوجوانان دهانشان بوی شیر می‌دهد و آنها را با عشق و عاشقی چه کار! پدر و مادرها دلشان نمی‌خواهد فرزندشان به این زودی‌ها وارد دنیای بزرگ‌ترها و رابطه با جنس مخالف شود.

آنها معمولا معشوق فرزندشان را در شأن او نمی‌بینند و تاییدش نمی‌کنند. اگر هم متوجه احساس عاشقانه فرزندشان بشوند، تلاش می‌کنند آن را انکار کنند یا جلوی هرگونه رابطه‌ای را بگیرند اما این انکار و اجبار خطرناک است و شوق و میل نوجوان را به معشوق بیشتر می‌کند.

از طرف دیگر، عشق برای نوجوانان خطرهای زیادی دارد. آنها هنوز با واقعیت‌های انسانی آشنا نشده‌اند. خیلی زود با یک نگاه عاشق می‌شوند و ساعت‌ها در مورد آن خیالپردازی‌های عاشقانه می‌کنند. عشق نوجوانان معمولا با اضطراب، افسردگی، افت تحصیلی و گاهی اعتیاد و مصرف مواد همراه است.

آنها هنوز پختگی لازم برای حل بحران‌های ارتباطی را ندارند. آسیب‌پذیری دخترها در این مورد بیشتر است. یک رابطه عاشقانه نامناسب در نوجوانی می‌تواند «تغییر شخصیت» ایجاد و مسیر زندگی را به کلی عوض کند.

به دلیل تغییرهایی که در شیوه زندگی پیش آمده است، امروزه نوجوانان بیشتر از گذشته با هم در ارتباط قرار می‌گیرند و احتمال عاشق شدن آنها بیشتر شده است. پدر و مادرها باید این قاطعیت را داشته باشند که از عضویت فرزند نوجوانشان در شبکه‌های دوستیابی جلوگیری کنند.

البته امیدوارم درباره این جمله بدفهمی نشود. «قاطعیت» به هیچ وجه به معنی «اجبار تحکم‌آمیز» و «پرخاشگری» نیست.

برخورد همدلانه و سنجیده پدر و مادرها در عین قاطعیت می‌تواند بسیار کارگشا باشد.

البته گاهی باوجود این نظارت‌ها، نوجوانان عاشق می‌شوند. اینجاست که باید احساسات آنها را جدی بگیریم و با آنها وارد گفت‌وگو شویم.

عبارت‌هایی شبیه «این آدم به درد تو نمی‌خورد»، «شأن تو بالاتر از این است»، «سطح خانواده آنها پایین است»، «بهتر از اینها در انتظار تو است» نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه گسستی که بین پدر و مادر و نوجوان وجود دارد، بیشتر و او را روز به روز از پدر و مادرش دورتر و به جمع همسالانش نزدیک‌تر می‌کند.

باید تمرین کنیم که با متانت و از سر همدلی با آنها در مورد همه چیز از جمله عشق صحبت و آنها را از پیامدهای منفی عشق در زمان نوجوانی آگاه کنیم.

به جای اینکه عشق را به کلی انکار و آنها را از هرگونه رابطه‌ای منع کنیم، به آنها بگوییم که حق هر انسانی است که عشق را تجربه کند اما به دلیل پیامدهای آسیب‌رسانی که در نوجوانی دارد، بهتر است آن را کمی به تعویق بیندازیم.

با این رویکرد حتی جسورترین آنها منطقی می‌شوند. وقت آن است که نوجوانان را جدی‌تر بگیریم، احساس‌هایشان را بیشتر به رسمیت بشناسیم و الگو‌های کهن فرزندپروری و نگاه تحکم‌آمیز و از بالا به پایین را دور بریزیم.


دوستان عزیز لطفاً برای دیده شدن بیشتر این پست، لینکشو داخل وبلاگتون درج کنید.


همچنین بخوانید: فال سنجش عشق با اسم

697 دیدگاه

  1. نازنین

    فافایو تو همینی نیستی تو سایت همسایه گفت پسر سه راه گذاشت تو راه سوم انتخاب کردی لو رفتی یو فلان اگه خودت ممنون میشم جواب بدی

  2. مهدی

    هستی خانوم لطف کنید به نظرات بقیه احترام بذارید. هر کسی مشکلاتی داره و مشکل این عزیزان هم حس عشق توی سنین نوجوونیه. شما هم توی زندگیتون طبیعتا مشکلاتی دارید که می خواین درک بشه. درضمن با استفاده از الفاظی مثل بچه خوشگل و اینا کسی شاخ نشده:/ هر چند شنیدن چنین حرف هایی از کسایی که داشتن بدن نحیف، پوست سفید، ذات مثبت، مودب بودن و ظاهر زیبا رو ضعف می دونند بعید نیست:/

  3. فافایو

    اولا که عشق به سن نیست بعد بچه خوشگه بی ناموس هفت جدوابادته بی شخصیت خودت چرا این سایتو سرچ کردی مثلا خیلی عاقلی که اومدی اینجا خودتو بالا میگیری بی ادب. تو این سایت ادبتو رعایت کنننننننن.
    *ببخشید من نزدیک یه ساله یکیو دوس دارم بیچارم کردو رفت بماند که چیکار کرد فقط اینکه خیلی داغون شدم به حضرت عباس 53 کیلو بودم شدم 40. نه خواب دارم نه دیگه اشکی مونده اگه کاری که باعث شده حداقل خاطراتی کسی که دوسش داشتین کم رنگ بشه توروخدا بگید.

  4. زهرا حسینی

    سلام میخواستم بگم این عشق های نوجوانی یه عشق های زود گوزره منم به کسی علاقه مند بودم ولی تا به حال ندیده بودمش به من پیام داد منم گفتم شما و اسمتون چیه گفت پیمان بعد من از پسرایی که بهم پیام میدادن بدم می‌اومد بعد بهش گفتم چرا پیام دادی و اینجور حرف ها بعد یکی دو روز به هم پیام دادیماون بهم گفت من دوستت دارم و میخوام باهات زندگی کنم گفتم من قصد ازدواج ندارم و هنوز به سن من و تو به ازدواج نرسیده بعد یک هفته رفتارم عوض شد هیچی نشده گریم می‌گرفت وقتی موبایلش خاموش میشد ناراحت میشم نگرانش میشدم بعد فهمیدم که دوستش دارم به دختر داییم گفتم چون هیچکس رو نداشتم باهاش حرف بزنم با مادر پدرم هم نمیتونستم اگه میگفتم می‌کشتند من رو به دختر داییم گفتم گفت بلاک کن و فراموشش کن چون اگه بعد اینکار رو بکنی بیشتر صدمه میبینی من بهش پیام دادم گفتم دیگه پیام نده و میخوام فراموشت کنم اون بد شبش یک فیلم فرستاد گفتم چرا جوابم رو نمیدادی و ….دوباره باهاش شروع کردم ولی بعد دوهفته شک کردم بهش با یه مشاوره حرف زدم گفت میدونم سخته برات ولی تمامش کن این رابطه رو من رابطه رو غط کردم و تا الان 4روز هست که دیگه پیام نمیدیم دلتنگ نمیشم ولی همش اسمش تو ذهنمه همش چیز هایی که گفتیم تو ذهنم مرور میشه نمیدونم چیکار کنم که یادم بره

  5. هستی

    بچه بیا برو درستو بخون این برات آب و نون نمیشه.
    یه مشت بچه خوشگل اومدن از عشقاشون میگن ناموسا به سنتون نگاه کردید .

  6. امیر علی امینی

    وااا آیلار چرا دوباره بلاکم کردی عزیزم 😐
    منکه نمیتونم تا ابد تو این سایت باهات حرف بزنم!
    هنوز ازم ناراحتی منکه کلی بهت پیام دادم و بهت همه چیو گفتم فک کردم دیگه با این حرفا عشقمو بهت ثابت کردم ):

  7. صنوبر

    حرفه منو خوب متوجه نشدی گفتم نمیدونم چقدر عشقتون قویه انشالله بهم برسید ممنون بخاطر اینکه سوالمو جواب دادید

  8. امیر علی امینی

    صنوبر خانم لطفا بیجا صحبت نکنین
    شما چی میدونین درباره رابطه ما؟
    که نظر میدین!
    من دوسش دارم هرچی هم بهم بگه حق داره چون مقصر من بودم شما که نمیدونی چی بین ما بوده! پس نمیتونین به آیلار توهین کنی و بگی دختر پر حاشیه!
    درباره حرف شماهم من با کسی ازدواج میکنم که دوسش دارم!
    خودم باید دوسش داشته باشم! و اون سوالت هم نه کسی که اولین بار بهش دست زدمو فراموش نمیکنم
    (آیلار عاشقتم)

  9. امیر علی امینی

    چی داری میگی آیلار؟!
    من اونو هیچ وقت نمیگم قسم خوردم قول دادم نگم
    تو این سایت کلی آدما میاد بعد دیگه همه دنیا میخای بفهمن!
    خب منو از بلاک دربیار پی وی بهت بگم تا باور کنی خودمم

    اصلا نمیخای منو از بلاک دربیاری! باشه…
    یه چیز دیگه ای بهت میگم تا باور کنی من امیرم
    اینو هم قول دادم به کسی نگم ولی خب
    بالاخره بهتر از اون قضیس-_-

    0_qwer0

    هعییی یادش بخیر
    حالا فهمیدی؟ خخخخخخ

  10. Aylar khanoom

    سلام
    پسری که خودتی الکی جای امیر علی امینی زدی!
    از کجا معلوم تو واقعا امیری ها؟
    شاید یه الاف بیکاری که داستان زندگی منو خوندی و الان میخای بازی کنی باهام
    ولی همه حرفات درسته تو چن روز پیش پی ام دادی منم بلاکت کردم!
    ولی خب نمیتونم باور کنم تو امیری..
    شاید یکی از دوستاشی که همه زندگیشو میدونی…

    اگه واقعا امیری همون کاری که کردم رو بگو
    همون که قسم خوردی به هیچکس نمیگی!
    میکنم اگه تویی که به اسم امیر داری کامنت میزاری این قضیه رو نمیده.. یعنی هیچکس تو دنیا جز من و امیر نمیدونه!
    خب اگه واقعا خودتی اونو بگو تا باور کنم خودتی

  11. صنوبر

    اقا علی عشق خیلی احترام توش مهمه این حرفایی که ایلار جون توی این سایت زد نشون داد توی حاشیست خودتو با یه دختر حاشیه دار خسته نکن البته نمیدونم عشقه بینتون چقدر قویه خدا کمکتون کنه اگه میشه شما راجب اون کامنته من نظری بدید ممنون میشم خواهش میکنم

  12. امیر علی امینی

    کامنتم تایید شده
    آیلار چرا هیچی نمیگی؟
    اصن دیدی کامنتمو؟
    هنوز تو این سایت هستی؟
    اخرین کامنتی که گذاشتی خدافظی کردی گفتی دیگه نمیای!
    ای خدا
    من از یه طریقی تونستم بعد از چن ماه پیدات کردم اونم اتفاقی تو این سایت! حالا دیگه تو نیستی!
    جون عشقت اذیتم نکن دارم میمیرم از دلتنگی
    اَه
    من غلط کردم گوه خوردم خوبه؟
    تو فقط اگه دیدی جواب بده…

  13. امیر علی امینی

    «من چند روزه واسه آیلار کامنت گذاشتم ولی نمیاد الان ایمیل و اسمم رو تغییر دادم و یه بار دیگه کامنتمو میزارم ایشالا که بره»

    سلام آیلار جونم واییییی واقعا خودتی! فدای قلب مهربونت بشم الهی میدونی من کیم؟ من امیرم…میدونم منو فراموش نکردی
    از دستم ناراحتی؟ که اون پیام دادی و من اون حرفارو بهت زدم! خب ببخشید معذرت میخوام بخدا حالم خوب نبود بعد چند ماه پیام داده بودی بخدا خوشحال بودم ولی نمیدونم چرا اون حرفارو زدم… ببخشید
    بخدا تو رفتی حالم خیلیی بد شد دیوونه شدم با خونوادم دعوا کردم بهت گفتم ک الانم دارم تنها تو یه خونه دیگه زندگی میکنم بخاطرت تنها شدم..شبا گریه کردم.. برات غصه خوردم ولی فدای سرت گلم الان نمیدونم از خوشحالی باید چیکار کنم
    1مهر بهت پیام دادم ولی بلاکم کردی چرا؟ میدونم ازم ناراحتی ولی ایندفعه برعکس اونروز من باید کلی ازت معذرت خواهی کنم
    آیلار بیا مثل قبلا بشیم قول میدم هیچ اتفاقی برات نیفته حتی یه ذره هم بخاطر من اذیت نشی
    تو فقط باش بودنت کلی بهم آرامش میده ما میتونیم باهم باشیم چون هردومون عاشقیم مطمئنم توهم هنوز منو دوس داری وگرنه چه دلیلی داشت چند ماه پیش بهم پیام بدی.. ولی چرا اونروز بهت پیام دادم بلاکم کردی؟ نکنه دیگه دوسم نداری؟ نکنه یکی دیگرو دوس داری؟
    نه نه این حرفا چیه آیلار عاشق منه مال منه
    میدونی که عاشقتم..نه؟
    «دلم برات تنگ شده آیلار جونم»

  14. صنوبر

    ببخشید فقط یه سوال از پسرای نوجوان دارم اونایی که سنتون ۱۶ ساله . آیا شما با دختری که خیلی دوستون داشته باشه و دیونه وار دوستون داشته باشه و بخاطر شما از همه چیزش گذشته باشه و بخاطر اینکه باهاتون ازدواج کنه از دستتون نده اجازه بده باهاش رابطه جنسی برقرار کنید و بجز خودتون هم به کسی نگاه هم نکرده باشه ازدواج میکنید؟
    و اینکه کسی که اولین کسی باشه که بهش دست زده باشیدو فراموش میکنید؟

  15. عاشق نوجوان

    من عاشق شودم پسرا واقعا مثل فرشته است

  16. عاشق نوجوان

    من تا حالا که ۱۴ ساله ام عاشق نه شده بودم.
    واقعا با یه نگاهش منو رام کرد.
    اون دختر خیلی خوشکله واقعا دوسش دارم.
    اسمش رو نمی گم ولی اونقد زیباست که هر کی ببینه اونو عاشقش میشه.
    اولا برای من چشمک کرد.
    بعد طرف دیگه را دید و من از اون زمان تا به حال روزانه حدود ۱۰بار با او چشم به چشم میشم.
    خیلی ازش خوشم میاد.
    منو دوست داره رو نمیدونم ولی منو معشوق خود کرده و حتی چند وقتی میشه کار های منو تقلید میکنه.
    من هنوز نوجوان ام ولی عاشق ام.

  17. علی…

    سلام.خوبی؟
    همون طور که پیش بینی میکردم وقتی که بهش پیام دادم منو بلاک کرد رفتم با اون یکی سیم کارتم بهش پیام دادم بازم بلاکم کرد.هنوزم عاشقشم⁦❤️⁩

  18. Negar♡

    سلام بچه ها
    خوبین
    من برگشتم خیلی وقت بود برای حادثه ای که پیش اومد برامون حوصله هیچیو نداشتم
    خب بچه ها درچه حالین؟ خیلی وقته نیومدم
    فراموشم ک نکردین؟خخخخ
    علی و بهار هستین هنوز؟؟

  19. بدبخت

    بابا شما میگین چی ؟
    ما میگیم دارم از دلتنگی میمیریم بعد شما حال واحوال میکنین ؟
    البته کسی ناراحت نشه ولی خوب این جا رو گزاشتن واسه درد ودل !
    ولی بازم من کاره ای نیستم

  20. بهار۱۳

    سلام سپهر

    دوباره بنویس یا اینکه با یه ایمیل دیگه بزن شاید تایید شه

  21. سپهر

    سلام من یه چیز مهم نوشتم ولی تایید نشد چیکار کنم

  22. ALI

    خب من میخوام بگم شمایی که میگین شکست عشقی خوردم رو چه حسابی فکر میکنین شکست عشقی خوردین؟
    من ی دختر رو دوست داشتم گفتم من ازت خوشم اومده دوتم ندارم الان با هم ارتباطی داشته باشیم تا وقتی ک 20 تا 24 ساله با هم صحبت کنیم.
    اون گفت نه من نمیخوام و فلان
    من یکم ناراحت شدم ن در حدی که بیام خود کشی کنم
    این کارا ببخشیدا واسه آدمای بی خود و بی فکره که این کارا رو میکنن
    خب عاشقشی برو درستو بخون بشو دکتری مهندسی ببینم همون دختره نمیاد بهت بگه منم دوستت دارم اون موقعه الکی گفتم و این چیزا
    به نظر من درس خوندن واجبه بخونید تو یک رشته خوبی تلاش کنید
    ب هر حال من دارم فعلا درسمو میخونم مطئنم اون خودش میاد
    بعدشم اگر هم سن هم باشید دردسر خیلی دارید و به تفاهم میخورین
    ب نظر من فاصله سنی خیلی خیلی که زیاد باشه 6 سال و کمترینش هم 2 سال خوبه و به تفاهم نمیخورن
    با تشکر…

  23. ALI

    من که نمیتونم با پدر و مادر خودم مشورت کنم چطور؟ چون پدرم از همچین حرفایی بدش میاد و حرفی در این مورد بزنی عصبانی میشه و حتی ب مادرمم بگم ب پدرم میگه.

  24. بهار۱۳

    سلام نگار سینا خوبین❤️

    بگو سپهر

  25. Aylar khanoom

    خخخخخخخخخخخخ
    یه چی میگمو دیگه از این سایت واس همیشه میرم

    <>

    از رو تجربه میگم خودم شکست خورده این عشقم•_•

    خخخخخ

    ×توجه ×
    حالم از همه پسرا بهم میخوره.
    پسرا بیشعورن.
    درسن ۱۳ تا ۱۷ سالگی عشق پیدار و موندگاری وجود نداره.
    اگه هم داشته باشه ۹۹ درصد زودگذر…و فقط ۱ درصد موندگار.

    نکته:
    منظور از بیشعوری پسرا فقط بعضیاشونه
    به کسی بر نخوره
    باتشکر آیلار
    خخخخ

  26. Sina

    داستان از چه قرار ؟؟

  27. سپهر

    سلام دختر ۱۳ اگه میشه اجازه میدی یه چیز بگم فک کنم برای همه مفید باشه البته باید رضایت بدید

  28. Negar♡

    سلام بهار
    خوبی
    من هستم گاهی سر میزنم

  29. Sina

    من همیشه بودم همیشه هم خواهم بود.

  30. بهار۱۳

    سلام بچه ها خوبین؟–

    نگار،آیلار،سیناهستین آیا—

  31. Sina

    عرضم به حضورتون من تا همین چند وقت پیش یه جوری شده بودم و تعریف خاصی هم براش ندارم در کل تو خیال فکر اینکه یه رابطه جدی و صمیمی رو با طرفی داشته باشم اما در کل مثل شما عشق واقعی یک طرفه نداشتم.
    و اینکه این عشق عاشقی بیشتر پیش دخترا تا پسرا ندیدم پسری مثل دخترا اینطوری عاشق بشه حالا یه بعضی موقعه ها اتفاق افتاده.
    حالا که روبیکا بهتر جمع کنیم بریم اونجا من چند بار لینک دادم اما آدمین جون تایید نکرد.

  32. Aylar khanoom

    سینا یه سوال تو واقعا تاحالا عاشق شدی؟ بنظر میاد که نشدی –__–
    من دیوونه نیستم شمارشو بدم بعدشم من نگفتم تو متخصصی چون خودت گفتی میخوای کمک کنی منم گفتم و ممنون از راه حلی که دادی -_-
    اره اینجا خیلی کامنتا دیر تایید میشه ولی روبیکا نع نمیشه.

  33. Aylar khanoom

    سینا مرسی از کمکت ‘-‘

  34. Aylar khanoom

    واای بچه ها کامنتا خیلی دیر ارسال میشه بعد یک روز تایید میشن! 🙁

  35. Sina

    اول سلام مگه من متخصص هستم چمیدنم شمارش بده خودم میشم واسته شما رو به هم نزدیک میکنم.
    اما جدا از شوخی این پسرا دو سال دیگه براش زن میگیرن یعنی هیچ راهی به جوز فراموش کردنش نداری متأسفانه شدنی نیست.و فراموش کن چطوری اینطوری :یک نگاه به خودت کن یک نگاه به چپ یک نگاه به راست بعد نفس عمیق تمام شد.
    بعدشم یکی یه فکری کنه یه جای دیگه پیام بدیم تو روبیکا خیلی دونبالتون گشتم نیافتم البته اگه داشته باشید.
    هنوزم شک دارم فعلا

  36. Aylar khanoom

    این سایت به من خیلی کمک کرد مثلا حرفایی که نگار میزد خیلی آرومم میکرد وقتی کامنتاشو میخوندم حس میکردم دیگه نباید به امیر فکر کنم و باید فراموشش کنم نگار و دختر۱۳ خیلی کمکم کردن که من اونو فراموش کنم اما نشد که نشد…حرفاشون فقط واسه چند ساعت ارومم میکرد اما بعدش دوباره…!خخخخ
    ای بابا چه کنم من؟!
    هر کس بتونه بهم کمک کنه تا امیرو فراموش کنم که مطمئنم این محاله! یا مشکلم حل بشه واقعا ازش ممنون میشم 🙂 ♥︎

  37. Aylar khanoom

    سلام نگار جان آره علی و بهار رفتن

  38. Aylar khanoom

    سینا گفتی میخوای کمک کنی؟!
    خب به من کمک کن 🙂
    نگار تو هم میتونی کمکم کنی؟
    البته اگه خود واقعیتون هستین و به قولی گلابی نیستین(خخخخخ)
    خب سینا تو که داستان عاشق شدن منو که شنیدی….
    من چند روز امیرو اتفاقی دیدم با چند تا از دوستاش وایساده بود یه چند ثانیه چشم تو چشم شدیم ولی اون منو نشناخت بعد از کنارش رد شدم اما یه نگاهم به من نکرد
    من چند وقت بود که کمتر بهش فکر میکردم و میخواستم فراموشش کنم اما فهمیدم که عاشق یه دختره شده خب اونم حق داره که عاشق بشه بالاخره اون یه پسر۱۸ سالست و بایدم عاشق بشه اما حق منم این نیست که بشینم و تماشا کنم امیر داره از دستم میره من دوسش دارم خب چیکار کنم اگه بهش پیام بدم و بگه من دیگه دوست ندارم و یکی دیگرو دوست دارم چیکار کنم؟ بخاطر همین دوس دارم فراموشش کنم اما اصلا نمیتونم هرروز به خودم تلقین میکنم که دیگه دوسش ندارمو و دارم فراموشش میکنم اما اصلا اینجور نیس
    واااای من از خودم و حرفام خندم میگیره آخه من! یه دختر۱۳ ساله چه به عاشقی اونم عاشق یه پسر۱۸ ساله
    من تا قبل از اینکه امیر عاشق بشه دوس داشتم دوباره باهم باشیم ولی الان دوس دارم فراموشش کنم هر راهیم که بگی برای فراموش کردنش کردم اما نعععع فایده نداشت که نداشت میشه یکم کمکم کنین خلیی اوضام خرابه میدونی من یه آدمیم که حرفامو زیاد به خانوادم نمیگم ینی زیاد باهاشون درد و دل نمیکنم یا بخوام ازشون کمک بخوام همه دردامو میریزم تو خودم بخاطر همین افسردم میدونی من رفتم داستان عاشق شدنمو به مامانم گفتم ولی اون حرفامو مسخره گرفت فک میکنه من چون بچم نباید عاشق بشم ولی هر کس تو هر سن میتونه عاشق یه پسر باشه کسی که عاشق نباشه که دیگه دل نداره بخاطر همین اصلا حرفامو به خانوادم نمیزنم همین باعث شده که یکم افسرده و گوشه گیر باشم البته خانوادم خیلی منو دوس دارن و همیشه سعیشونو میکنن تا کمکم کنم و مشکلی تو زندگیم نداشته باشم ولی نمیدونن که….
    حالا سینا تو بگو چجور میخوای کمکم کنی ها؟
    هیچ کس نمیتونه کمکم کنه حالم از خودم بهم میخوره 🙁

  39. Aylar khanoom

    بچه ها واقعا همتون رفتین؟!

  40. Sina

    سلام کسی خونه هست

  41. Negar♡

    سلام آیلار جان
    منم همیشه سر میزنم ولی بقیه رفتن

  42. Aylar khanoom

    علی چیشدی بلاخره بهش گفتی؟

  43. Aylar khanoom

    سلام نگار من با اینکه کامنت نمیزارم ولی همیشه میام اینجا یه سری میزنم چون اگه کامنت بزارم دیگه بعضیا مثه سینا فک میکنن من تقلبیم خخخخخخ

  44. Sina

    بله در جریان هستم و خیر خوبه که واقعی هستی به قولی گلابی نیستی
    و کسی عاشق نشده منتظریم تا کمک کنیم

  45. Negar♡

    سلام سینا
    من خیلی با تو صحبت نکردم واسه همین اسمت رو نیاوردم
    -_-

    لازم به نصیحت شما نیست
    من واقعی هستم ×_×
    خخخخ
    به خدا راس میگم

  46. Sina

    سلام هر چند تو لیست حضور غیاب نیستم اما من هنوز یه سری میزنم
    از من نصیحت این نگار نیست قلابی بنظرم

  47. Sina

    آیا کسی هنوز هم به اینجا میآید ؟

  48. Negar♡

    سلام بچه ها
    چطورین
    واقعا همتون رفتین؟
    🙁
    یه حضور و غیاب کنیم ببینیم کیا هستن
    دختر ۱۳ و علی و آیلار
    هستین؟
    من یه مدت رفتم دوباره برگشتم
    شماها واقعا رفتین؟

  49. Atena khanoom

    دختر ۱۳ به ولا من چیزی ننوشتم و اینا رو دخترخاله‌ احمقم نوشته
    بعدشم من چه چرت و پرتی گفتم هان ؟؟؟
    واقعا متاسفم برات با این رفتارت فکر میکنی بقیه خیلی نسبت به تو ظن خوبی پیدا میکنن
    گفتم اون خودش اومد و گفت که کامنت گذاشته توی سایت منم اومدم توی سایت تا ببینم چی گفته و دیدم این اتفاقا افتاده و ذهنم فقط به همون رفت
    و اونم خودش امروز توی پی‌وی اعتراف کرد و معذرت خواست گفت که باهاش قهر نکنم و اینا و یه حرفای دیگه ای که خصوصیه و نمیتونم بگم!!!
    در واقع این ذات اونه ذات من نیست که میگی طایفه‌ای لطفا کمی سطح شعورت رو ببر بالا
    بعدشم اونقدر که تو توی سایت اومدی من نیومدم پس بیکار بیشتر به خودت میخوره تا من
    و من دختر هستم دختر
    نیاز نمی‌بینم توی فضازی مجازی جنسیت خودمو مخفی کنم چون عیبی در جنسیتم نمی‌بینم شما هم بهتره بری به حرفای خوبت فکر کنی!
    هر دفعه دعوا داری با من فکر کردی این نشان دهنده چیه !!!؟
    نشان دهنده مهربانیته
    نه آبجی همه اینجا ول نمی‌چرخن من فقط گفتم تو میخوای منو جلوی همه خراب کنی
    همینه با این حرفات فکر کردی داری چیکار میکنی!!!
    اینکه بقیه رفتن به من مربوط نیست اول به خودشون مربوطه دوم به خاطر حرفای این دخترخاله احمقم
    منم اینجا ننشستم که برای شما داستان ببافم چون حوصله خودمم ندارم چه برسه به اینکه بیام اینجا برای شما رمان بگم!
    والا شما بهتره اینو یاد بگیری که همه چیزو با دیدگاه منفی نبینی
    و یکم هم یادبگیر این اخلاق بدت رو کنترل کنی!
    منو باش که وبلاگ زدم برامون چون دیدم همه دارن از اینجا میرن چون نظرات دیر تایید میشه!!!
    نه حرفی دارم نه هیچی فقط همینو میگم که به ولا اون حرفا رو دخترخاله‌ احمقم گفته
    همین و هر کس دیگه‌ای که اومد هم اینو بدونه که اون حرفای من نبوده!!!

    خداحافظ✋

  50. Aylar khanoom

    نه نگار جان من قبلا با اکانت (تنها) کامنت میزاشتم و بعد چند وقت اسم خودمو روی اکانت گذاشتم
    واقعا این سایت دیگه به درد نمیخوره
    منم دیگه نمیام اینجا
    و از دختر۱۳ و نگار هم تشکر میکنم خیلی به من کمک کردن
    علی امیدوارم به عشقت برسی و موفق باشی
    برا همتون آروزی موفقیت میکنم خدافظ…♥︎

  51. Sina

    سلام
    منم دیگه رفتم و آرزوی موفقیت برای همه دوستان دارم و اینجا موندن کارو درست نمیکنه باید عمل کرد این پیام بازی فایده نداره به جایی خطم نمیشه زندگی پیچیده تر از این حرفهاست به یاد اولین کامنت سایت(Shiva
    من خودم موندم که عشقی که به اون طرف دارم واقعیه یا نه)
    خدا نگهدار.

  52. بهار۱۳

    بچه ها هم سایت چرت شده هم بعضی از آدماش سایت عاشقی رو تبدیل به سایت الافان ،بیکاران،سواستفاده گران کردن اه

    بچه ها حرف این اتنارو باور نکنین اصلا چرت میگه چیشده یدفه ای بعد چهارماه همون موقع که دختر خالش کامنت گذاشته پیداش شده خیلی مسخره ای به خدا واقعا که

    نگاروعلی رفتن ما موندیم فقط….یه روزی همه داستان عاشقانه میگفتن الان همه رفتن فقط یه الاف بیکار مونده که داره سواستفاده می‌کنه واقعا برات متاسفم آقا یاخانوم سواستفاده گر

    اگه کسی نیست پس منم میرم خدانگهدار ❤️❤️

    آتنا خانوم خداحافظ شما واقعا برات متاسفم من هیچ دشمنی باتو نداشتم چون اصلا نمیشناسمت برات متاسفم که الکی قضاوت میکنی خواهشاً دست از مسخرع کردن ملت بردار چون همه رفتن فقط خودت موندی اگه دوست داشتی افراد جدیدی که اومدن تو سایت رو اسکول کن قدیمیا رفتن پی زندگیشون

    امیدوارم همه به عشقشون برسن موفق باشین ❤️

  53. بهار۱۳

    به آتنا

    آتنا چرا انقد چرت وپرت میگی منظورت از این حرفا که دختر ۱۳بامن بده ومیخواد منو جلو همه بد کنه چیه!!!
    نمی‌فهمم واقعا فقط باید بگم خیلی اسکولی ریدی به اعصابم اصلا

    آخه چرا حرف مفت میزنی مگه من تورو میشناسم که بخوام تورو جلو بقیه بد کنم چرا انقدر سوتی میدی دیگه همه می‌دونن خودتی همه کامنتا الافی بیکاری نمیدونی چیکار کنی اومدی اینجا کامنت میزاری وچرت وپرت میگی دختر خاله ودوست واینام بهانه است پس لطفاً ببند به خدا قسم اگه یه بار دیگه حرف مفت بزنی یارو اعصابم راه بری گزارشت میکنم خودت اسکولی فکر کردی بقیه ام مث توان اه اه حالمو بهم زدی هرچقدر خوب وموادبانه باهات حرف میزنم چرت وپرت میگی بدتر پس همون لیاقتت اینه من با بی لیاقتا مثل خودشون رفتار میکنم

    یه بار دیگه ام به این نکته جالب اشاره میکنم:

    خیلی خیلی اسکولی فکر کردی حرفاتو باور میکنیم هه خیلی الافی که میای چرت میگی ما که میدونیم همه ی کامنتاتو خودت گذاشتی پس لطفاً انقدر وراجی نکن

    حتی اگه راستم بگی پس معلوم میشه کلا طایفه ای الافین دختر خالتم عین خودت بیکاره میاد چرت وپرت میگه

    نه عجب چیزی هستین خدایی طایفه ای هه

    بچه ها دیگه سایتم خراب شده یه اشغالی میاد سواستفاده می‌کنه یکی دیگه ام میاد چرت وپرت میگه وملت و اسکول می‌کنه عجب چیزی شدن این ادما

  54. Negar♡

    سلام بچه ها
    آیلار کیه آتنا کیه
    وای خدا
    من به کلی گیج شدم
    من تا الان فک میکردم آتنا اسم خودشو کرده آیلار الان میبینم جدان
    اصلا گیج شدم رفت

    ممنون بهار جان

    بچه ها منم ازین به بعد دیگه نمیام

  55. Sina

    دوستانی که دارید از اسم دیگران سو استفاده میکنید دیگه بچه خوبی باشید کار بد نکنید و چرا اینقدر تنش بین ما اینجا شده چطونه دوستان اون بعضیا دیگه لو رفتم فکر نکنم دیگه بیان زیاد جدی گرفتید آرام تر و این آتنا گیجم کرد کی به کیه اصلا اون نیست این یکی دیگست البته تو حق داری عصبانی باشی پیچیده شده ماله تو.
    و علی خداحافظ بهتر منم جمع و جور کنم سایت همه دختر هستن پسری دیگه نمونده.

  56. علی…

    سلام
    واقعا خیلی عوضی اند که دارن از اسمم سو استفاده میکنن

    من تو اخر اسمم سه نقطه دارم ولی اون اشغال عوضی نزاشته بود
    خدافظ بچه‌ها از این به بعد هر کامنتی به اسم علی گذاشته میشه همش گلابی هس من دیگه رفتم
    موفق باشید

  57. بهار۱۳

    نگار جان تسلیت میگم

    به علی

    علی چیشد بهش گفتی حالا یانه

  58. بهار۱۳

    به نگار

    سلام عزیزم ممنون تو خوبی

    نمیدونم خودت یه سایتی جایی رو معرفی کن که باهم آشنا بشیم اگه دوست داری

    به علی

    ملت خیلی آشغال شدن من فکر کردم خودتی خداروشکر واقعیت نداشت❤️❤️❤️

    به بعضیا

    واقعا براتون متاسفم که میاین دروغ میگین ملت وسرکار میزارین داستان عاشقانه تعریف می‌کنین و………

    برای اونی هم که از اسم بقیه سواستفاده می‌کنه متاسفم خدا خیرتون نده سواستفاده کردن گناهه دیگه این سایتم مسخره شد با وجود سواستفاده گران و….

  59. Atena khanoom

    سلام بچه ها خوبین چه خبر ^-^
    اینجا من گیجم چی شده اینجا ؟
    این همه آتنا جای من اومده
    من آتنا هستم
    چیکار داره میشه اینجا !!!
    من چهار ماه اینجا نیومدم دیره یادم نیست شایدم کمتره
    من اصلاً نمیفهمم
    من اومدم سایت چون دخترخاله‌ام گفت که اومده توی سایت کامنت گذاشته
    منم کنجکاو شدم بیام ببینم چی گفته !!!
    اومدم دیدم اینجا چه خبرا شده
    من چی گفتم و چی چی شده
    علی و نگار که قبلا هم میشناختم الان چی شده ؟؟؟
    دختر ۱۳ چی شده که به من هر چی میگی؟؟؟
    من چه دروغی گفتم !!!
    من چیزی نگفتم

    نگا من اصلاً اون کامنت های عاشقی و اینا رو ننوشتم و نبودم سایت نمیدونم چند ماهه نیستم
    اومدم دیدم همه دارن میگن آتنا دروغ گفته و اینا شوکه شدم!!!
    اینی که جای من هر گوهی از دهنش در اومده گفته
    فقط میتونم بگم دخترخاله‌ام هست
    چون چون چون
    ذهنم به اون میره برای اینکه
    من چند بار جلوی روش توی سایت اومدم و کامنت گذاشتم و ایمیل و نام کاربریم رو دیده
    من متاسفم که این وسط من خراب شدم
    ولی لااقل معلوم شد که دختر۱۳ چقدر با من بد هست
    و منتظر فرصته تا منو بد کنه جلو همه
    ﴾:
    نظر منه نمیدونم قصدش همین بوده یا نه !

    حرفی ندارم فقط لااقل دخترخاله‌ام رو خدا زد که خودش خودشو ضایع کرد و اخلاق بدش رو بهم نشون داد
    منم نمیتونم بچه ها اسمم رو تغییر بدم و اونم قطعا خودش رو لو نمیده منم رمزی ندارم که بگم من آتنا هستم
    این وسط موندم چیکار کنم ؟؟؟
    چون اون میتونه به جای من هر چی بنویسه!!!
    T~T

    علی هم که قضیه منو پیدا کرده ولی از اون حتما غریبه هست از من آشنا
    خیلی بده علی از آشنا خوردن مثل گل به خودیه !!

    کامنتم به دخترخاله‌ خیانت‌کارم ↓
    زهرا ازت اصلا اصلا انتظار نداشتم
    بهترین آبجی من بودی با اینکه آبجی ندارم اما همیشه هر جا می‌گفتم زهرا آبجیه منه
    من از خودی خوردم و این انتظار رو از هر کسی جز تو داشتم
    همیشه دردودل می‌کردم باهات حتی چیزایی که به مامانم نمی‌گفتم به تو می‌گفتم
    نمیدونم شاید اونا رو هم به بقیه می‌گفتی و هزار جور حرف پشت سر من درست می‌کردی
    این چند ماه تو باهام سر سنگین شده بودی باید زودتر از اینا می‌فهمیدم
    تو به جای من حرفای بدی توی سایت زدی
    اینکه عاشق شدم و میرم پاتوق و اینا
    من هیچ بدی بهت نکردم و دلیل این کارت رو نمیدونم
    فقط اینو میدونم که باید به حرف بقیه گوش میدادم که تو بهم حسودیت میشه!!!
    هر کس تو و منو با هم می‌دید می‌گفت که تو حسودی می‌کنی بهم!!!
    تو خیلی از من پولدارتر و خوشگلتری دلیل اینکه اینقدر بدجنسی نسبت به من رو نمی‌فهمم
    همیشه برات هر چی میخواستی می‌خریدم چون می‌گفتم آبجیمی
    و….
    شاید بقیه میگن نباید اسمت رو می‌گفتم اما گفتم به تاوان این کاری که باهام کردی
    و دوست ندارم دیگه تو رو توی اتاقم ببینم چون عادتته همیشه بدون اجازه میری توی اتاقم
    ولی من چون دوست داشتم هیچی نمی‌گفتم
    بهترین وسایلم و نوترین وسایلم هر دفعه میومدی خونمون گم‌ می‌شد
    و من اصلا به والدینم نمی‌گفتم و اونا همش منو سرزنش می‌کردن
    حتی پدرم یه دفعه تا یک دو روز باهام قهر بود که چرا اینقدر شلخته هستم و وسایلم رو گم می‌کنم
    من خیلی دوست داشتم خیلی خیلی خیلی
    ولی دوست داشتم الان دیگه دوست ندارم
    ازت متنفرم متنفر
    من هر جا به اینکه دخترخاله‌ام هستی افتخار می‌کردم
    اما تو چی ؟؟؟
    میدونی این سایت خیلی خوبه چون رومون به هم باز شد و منم حرفای دلم رو به توی پررو گفتم
    دیگه هم بهتره گم شی از سایت بیرون

    ببخشید بچه ها از اینکه اینقدر حرف بد زدم اما دیگه تحمل کردنش برام سخته 😐

  60. Sina

    کلا توجه کردید همه چیز داره به سمت جنسی میره همه چیز هر چی میبینم میشنوم یک تیکه مخفی توش هست دیگه خسته شدم بخصوص تو مدیوم فیلم و سریال یه سرگرمی داشتیم اینم کردن به کوفتمون از شرق تا غرب حالا اونوقتا بیشتر غربی ها جنسی توش بود چند ساله تو شرق انیمه لعنتی بدتر از هالیوودی ها شدن لامصب دارن رقابت میکنن از آهنگ دیگر بگذریم حتی تو و یوتیوب هم جدید دیگه سانسور نمیکنن تعداد تیکه ها جنسی هم بردن بالا دیگه واقعا چی مونده روانی آدم میکنن با مرور زمان.

  61. Aylar khanoom

    واییی علی چقد خوشحال شدم که این اتفاق برات نیفتاده و یه نفر دیگه به اسم تو این کامنتو گذاشته.

  62. Aylar khanoom

    جواب به نگار:
    نگار خانوم برای فوت داییت تسلیت میگم
    بعدش من آیلارم! اون کسی که همه چیزایی که گفته بود دروغ بوده(همون ماجرای پسر همسایه و پسر داییش)آتنا بود نه من!
    لطفا به اسم ها توجه کن اون آتنابود که دروغ گفته نه من!
    من آیلارم…
    اشتباه گرفتی عزیزم!

  63. Negar♡

    وای علی سایت داره خطرناک میشه
    یا خدا
    اینجوری پیش بره تا چند روز دیگه میاد به جای تو مینویسه من دارم خودمو میکشم خدافظ

    ممنون سینا جان خدا رفتگان شماروهم بیامرزه

  64. Sina

    سلام
    یا خدا چه خبر اینجا چند تا علی داریم این کیه اون کیه گفتم که علی جرأت این کارو نداره ولی خودمونیم به دل نکیر.
    و نگاه خیلی متأسفم فوت دایی عزیزت رو بهت تسلیت میگم روحش شاد.
    و خیلی خوب که دوباره اعضا دوباره برگشتن.

  65. Negar♡

    سلام بچه ها
    حالتون چطوره
    من چند وقتیه که به سایت سر نزدم تا امروز
    متاسفانه داییم فوت شد به خاطر همین اصلا حال و حوصله گوشی رو نداشتم
    الان یکم گذشته حالم بهتر شده اومدم
    علی این کارا واقعا اشتباهه.حالا دیگه خود دانی
    آیلار خانوم تو گفتی چیزایی که گفتی دروغ بوده؟
    ولی من فک میکنم که تو از چیزایی که در مورد خودت گفتی پشیمون شدی و میخوای اونارو انکار کنی
    مثلا به نظرم ماجرای پسر همسایه و پسر داییت رو که گفتی پشیمون شدی و الان میخوای با این حرف که میگی چالش بوده روی اون ماجراها پرده بزنی
    به هرحال به من چه اصلا
    دختر ۱۳ حالت چطوره
    خوبی؟
    از توی این سایت فکر کنم یه نفر مثل خودم پیدا کردم که اونم تویی!
    دوست دارم باهم آشنا بشیم ولی نمیدونم از چه راهی

  66. علی…

    سلام دوستان
    من نمی‌خواستم به این سایت بیام ولی یهو دیدم که کسی داره از اسمم سو استفاده می‌کنه!
    اونی که کامنت گذاشته(به اسم علی)و می‌گفت که دیدمش و جواب رد داد و تیغ زدم و فلان… اون گلابی هس و من نیسم
    والله نمیدونم این چرا اینجوری کرده و به جای من کامنت گذاشته!
    خیلی خیلی معذرت می‌خوام ولی اونی که به جای من کامنت گذاشته و از طرف من چرت پرت میگه به معنای واقعی خره اول اینکه من در آخر اسمم سه نقطه گذاشتم که تو نزاشتی دوم اینکه خیلی آشغالی
    خب یعنی چی اصلا چه معنی میده این کارات!

  67. .

    دختر ۱۳
    گفتم اجبار بود من اصلاً علاقه‌ای به فانتزی و رمانتیک بودن ندارم من معذرت خواستم
    میدونم که معذرت خواهی چیزی رو درست نمیکنع ولی خدایی اجباری بود زندگیم بسته به همین مسخره بازی بود خیلی چیزهای دیگه بود که من نمی‌خواستم بگم ولی فقط به خاطر اینکه اینقدر خشن برخورد کردی میگم
    این دوستام اصلا آدم نیستن خیلی بد هستن داشتن با یه عالمه دروغ که من با یکی دوست هستم و اینا آبروم رو جلوی همه‌ی‌همه بی گناه می‌بردن منم کلی گریه کردم
    در واقع به خاطر این داشتن آبروم رو می‌بردن چون این دخترا گفتن باید با فلانی دوست بشی(یکی از آشناهاشون) و منم گفتم من آدمش نیستم و نمیشم!!!
    و اونا هم نامردی کردن و گفتن که پس ما آبروت رو میبریم
    کلی گریه کردم گفتم نکنین تو رو خدا من که کاری نکردم
    ولی اینا اصلا خیلی بد ذات هستن
    گفتن که باید بری توی این چالش لعنتی و هر کاری میگیم بکنی
    منم مجبور بودم مجبور
    کلی پول ازم گرفتن به خاطر همین قضیه من خودم داغونم از علی هم بدتر خیلی بدتر
    نابود شدم بعضی از فامیلام فکر میکنن من واقعا دوست پسر دارم
    ولی اون داستان ها همش واقعیت بود به جز همون قضیه عاشقی که دروغ بود همه اون اتفاق ها برام افتاده بود(مثل تجاوز) به جز همون عاشقی که اونم اینا خودشون درست کردن و گفتن که آخرین بخش هست و اگه انجام ندم آبروم رو میبرن
    من تمام این مدت تحت فشار و استرس بودم
    میدونین اگه یه پسر زنگ بزنه و بگه من دوست پسر دخترتم چی میشه ؟؟؟
    نمیخوام بگم که من مقصر نیستم هستم ولی واقعا اجباری بود
    مجازی خیلی بدجنس من داغون شدم داغون
    از اینکه اومدم مجازی و دوست هم جنس پیدا کردم پشیمونم مثل خر پشیمونم
    ):

  68. Aylar khanoom

    علی من واقعا متاسفم و اینو بدون که من درکت میکنم خیلیم درکت میکنم میدونم الان چه حالی داری چون این اتفاق برای منم افتاده…
    و اصلا هم دلم نمیخواد نصیحتت کنم که اونو فراموش کنو این چیزا چون میدونم اصلا این حرفا برات اهمیتی نداره و اصلا اصلا نمیتونی فراموشش کنی فراموش کردن کسی که عاشقشی غیر ممکنه
    منم یه روزی جای تو بودم…افسرده..غمگین…هرشب گریه…فکر خودکشی…حتی یبارم تیغ برداشتم و میخواستم رگمو بزنم که یهو مامانم اومدو نتونستم اصلا خیلی حالم بد بود هیچی و هیچکس برام مهم نبود
    توهم الان همین حالو داری علی!
    ولی زمان باعث میشه دیگه کمتر بهش فکر کنی و در آخر هم فراموش.‌‌..
    علی تو تمام تلاشتو کردی که بهش ثابت کنی عاشقشی ولی اون دوست نداره نمیخوام ته دلتو خالی کنم ولی شاید اون دختره یکی دیگرو دوست داشته باشه!
    تو هنوزم میتونی دوباره عاشق بشی‌…!میدونم الان داری میگی نععع من تا آخر عمرم به هیچکس جز اون دل نمیبندم و فکر نمیکنم!
    منم قبلا همینجور بودم البته هنوزم که هنوزه نتونستم فراموشش کنم فراموش کردنش یه عمر صول میکشه چون یه روزی عاشقش بودم..!
    ولی تو نباید با خودت اینکارارو کنی به فکر خانوادت باش به فکر آیندت باش تو نباید با یه حرف خودتو ببازی(خخخ این حرفم یکم بیشتر به نصیحت بود)
    علی ببین من واقعا فقط میتونم بهت روحیه بدم و بگم که اینهمه خودتو اذیت نکن
    و بنظرم به خانوادت چیزی نگو چون اونا فقط میشینن به نصیحت کردنت میدونم بخاطر خودت میگن ولی اصلا حرفاشون تورو قانع نمیکنه(برای من ک اینجور بود!)
    علی جان من خیلی دوس دارم بهت کمک کنم و هرکاری که از دستم برمیاد برای اینکه حالت خوب بشه انجام میدم..!

  69. Aylar khanoom

    سینا…
    گفتی حرف زیاد داری!
    خب حرفاتو بزن ما که هنوز هستیم

  70. Aylar khanoom

    وایییی علی واقعا از ته دل متاسفم وقتی کامنتتو خوندم خیلی ناراحت شدم
    اصلا نمیدونم چی بگم کلا شوکه شدم

  71. بهار۱۳

    به علی

    خیلی متأسفم که به نتیجه نرسیدی اما با این حال نباید به خودت آسیب بزنی با آسیب زدن به خودت هیچی درست نمیشه

    خب نمی‌خوام نصیحت کنم یا چرت وپرت بگم اما اگه منم جای اون دختره بودم صددرصد میگفتم نه چون باور نمی‌کردم ورابطه دوستیو قبول نمی‌کردم چون……

    خودتو ناراحت نکن به درست برس خدا بزرگه موفق باشی

  72. علی

    سلام بچه ها من دیگه تحمل نداشتم و بله رفتم بهش گفتم به صورت اتفاقی یه جا دیدمش رفتم سمتش و بهش گفتم من خیلی تو فکر شما هستم از ته دلم دوستون دارم میشه با هم دوست بشیم .
    اما اون خیلی کوبنده گفت نه بعدشم گفت از اول میدونستم یه حسی بهم داری
    خیلی بغض کردم دوباره بهش گفتم اما جواب رد داد گفت دیگه نمیخوام ببینمت.
    گذاشت و رفت فقط من موندم تو راه برگشت به خونه همش داشتم گریه میکردم خیلی ها داشتن نگاهم میکردن سریع خودمو به خونه رساندم رفتم حموم کل بدم دارم با تیغ میزنم دو شب بخاطر سوزش زخم ها هیچ خوابم نمیبره پدر و مادرم فکر میکنن به خاطر درس و امتحان کمی افسرده شدم اما به عمق فاجعه پی نبردن هیچی ازم نمونده دیگه چیزی واسه از دست دادن ندارم کارم تمومه اصلا حال خوشی ندارم چشمام از شدت غم گریه کبود شدن دست چپ که با چیلت پوس کندم دیگه نمیتونم از همتون به خاطر راهنمایی که البته به نتیجه نرسید ممنون.

  73. Sina

    یه روزگاری خیلی شلوغ بود پر شده بود از داستانهای عاشقانه اما تو این چند ماه اخیر کمتر کمتر شد حالا که دیگه کسی نمونده آخ به خاطرات همشون پیوستن حرف واسه گفتن زیاد داشتم اما دیگه نشد البته من هستم همیشه سر میزنم دیگه به امید دیدار حضوری

  74. بهار۱۳

    به دختری از جنس طوفان

    ببخشید اسم چالشتون چی بود حتما اسمش خیلی ببخشید اسکل کردن دیگران بوده…..
    بهما ربطی نداره چه چالشی میزارین یا دوستاتون…….

    ملت مسخره شما نیستن که بیای دروغ بگیو بعدم بگی چالشه اینجا همه اومدن تا مشکلشون حل بشه نه اینکه بیان چالش ببینن!!!

  75. بهار۱۳

    به آیلار وسینا

    من حاضر من هستم نرفتم هر روزم به اینجا سر میزنم………

  76. Aylar khanoom

    سینا والا منم نفهمیدم کی رفته!
    کی مونده!
    فعالای سایت(اتنا،نگار،دختر۱۳،علی) که رفتن
    کسی دیگه نمونده
    شماها که رفتین
    پس منم میرم.‌..ولی اصلا نمیتونم اینجارو ول کنم چون یه جورایی عادت کردم به این سایت هرروز میام اینجا
    منکه حالاحالاها موندگار^_^

  77. Sina

    سلام
    میگم یه حضور و غیاب داشته باشیم کی رفت کی مونده حالا تکلیف چیه چیکار میکنید؟

  78. Sina

    صلوات بفرست کامنتا تایید شد بالاخره

  79. 0909hana

    من موندم عاشق اون کسی که هستم واقعیه یا نه امل گمونم باشه چون همیشه بوده

  80. Negin

    سلام…
    نمیدونم هنوز کسی هست یا نه…
    به هرحال من پیاما‌تون رو خوندم
    اینکه به هم تو فراز و نشیبا کمک میکردید خیلی قشنگ بود هر کدوم یک تجربه ای داشتید و این مثل یه دفتر خاطرات بود به موضوعش کاری ندارم چون این چیزا زود میاد و میره و میشه تجربه
    گذری این سایت رو نگاه کردم چون خودمم نوجوونم و ۱۶ سالمه و خب خواستم مثلا اطلاعاتم بالا بره ولی خوشحالم که کامنتاتونو خوندم امیدوارم هرجا که هستید شاد باشید و اون آقای علی یه روزی به یه عشق واقعی برسه.

  81. دختری از جنس طوفان

    بچه ها من تمام این مدت توی همین چالش بودم و در واقع به خاطر چالش و از سر اجبار توی این سایت اومدم ( امیدوارم ناراحت نشین )
    و تمام اون حرفایی که اکانتم زده بود دروغ بود در واقع یکی از مراحل چالش این بود که یک فرد به جای من و از گوشی من کامنت بزاره و با بقیه حرف بزنه و در طول مدت من باید تحمل می‌کردم که اون چه چیزهایی جای من میگه !!!
    من اسمم یگانه هست ۱۵ ساله از تهران
    و امیدوارم ناراحت نشده باشین
    این چالش طوری بود که اگه انجام نمی‌دادم دوستام منو ول می‌کردن و پولی هم بود
    پول برام مهم نبود در واقع دوستام خیلی برام مهم هستن!!!
    منو ببخشین با اینکه اون حرفا رو من نزدم ولی چون به شما نگفتم که چالش معذرت می‌خوام ):
    از همتون عذرخواهی می‌کنم
    و
    الان نظر خودم رو راجع به کلمه عشق میگم
    من تا به حال اصلا اصلا اصلا عاشق نشدم و نمیخوام بشم
    به نظرم عشق یعنی محدودیت
    و عشق یک در هزار وجود داره
    خداحافظ♥️
    ممنونم که کامنت رو خوندین من با تمام قلبم متاسفم ولی واقعا مجبور بودم

  82. دختری از جنس طوفان

    آخرین کامنتم (:
    بچه ها قضیه‌ی پسرهمسایه و پسرداییم همه یه چالش بود-_-
    یه چالش که پولی بود ((((((:
    هر کی می‌برد بهش پول میدادن ^-^
    که من بردم+-+
    یعنی همه افرادی که توی چالش بودن باید اینو میفرستادن برای بقیه طوری که بقیه باور کنن \:
    ببخشید که نگفتم آخه چالشش اجباری بود ):
    ): امیدوارم منو ببخشید♥

  83. Aylar

    ای بابا چرا هر کامنتی میزارم ثبت نمیشه 🙁

  84. مغرور خان

    سلام به همگی من تازه این سایت رو پیدا کردم الان داشتم کامنت ها رو میخوندم واقعا کمک می کنه

  85. Yekta~

    سلام. من یه سوالی داشتم.

    من یه پسرعمه‌ای دارم که همسنمه… خیلی باهام سنگین اما خوب رفتار میکنه و خیلی ساکته و مثل من درونگراست و منم بهش احترام میزارم… بچه که بودیم، تقریبا کلاس اول، اون به من ابراز علاقه کرد ولی خیلی باور نکردم، چند سال که گذشت یه ماجرایی پیش اومد که بازم به این عشق اعتراف کرد! حدودا ۱۴ ساله بودیم.. اما الان دیگه هیچ واکنشی نشون نمیده.. ولی اگه موقعیتش پیش بیاد، باهم صحبت میکنیم و ماجراهای جالبی تعریف میکنه و وقتی چشماشو میبینم، یه حالت اشک آلود داره.. من شنیده بودم که کسی که چشماش اینجوری میشه، بالای ۹۰٪ عاشقه! اما من مطمئن نیستم… خودم حسم بهش مثبته اما چون از احساس اون مطمئن نیستم، هیچ واکنشی نشون نمیدم…

    لطفا بهم بگین که آیا این واقعا عاشقمه یا یه حس زودگذره…؟ چون میخوام بدونم که اگه عاشقم نباشه، این علاقه‌ای که بهش دارم رو از بین ببرم.. چون دوست ندارم آسیب ببینم!

  86. Sina

    دو روز سکوت احاطه کرده اینجا رو کسی حرفی حدیثی نداره امتحانات هم به امید موفقیت تمام شد

  87. Mina

    سلام علی.‌..
    من یه کاربر تازه واردم و امیدوارم حرفامو بپذیری، چون قصدم راهنماییه‌
    با توجه به چیزی که راجع به عشقت گفتی، میخوام راهنماییت کنم تا عشقتو از دست ندی؛ چون حس کردم، عشقت واقعیه.
    اگه میخوای اونو از دست ندی و میخوای بهش اعتراف کنی، باید بهش نشون بدی که عشقت واقعیه و نمیخوای باهاش رل بزنی. باید بهش بگی که برا اون همه تلاشتو میکنی و صبر میکنی. باید یه جوری بهش بگی که مطمئن‌تر بشه. مطمئن بشه که قصد تو از اعتراف، آسیب رسوندن به اون نیست.
    باید بهش نشون بدی که عشقت پاکه و خالی از هر چی هوسه! چون همه دخترا از این دو مورد خیلی بدشون میاد و حتماً افرادی که چنین پیشنهاداتی بهشون میدن رو بلاک میکنن.
    ولی به نظر من فعلا اعتراف نکنی،‌ خیلی بهتره.
    چون ممکنه که این اعتراف باعث شکست عشقی تو و آسیب به اون دختر بشه.
    بنظرم صبر کن و به خدا توکل کن! از خدا بخواه. اگه به صلاحت باشه، تو هر شرایطی هم که باشی، مطمئن باش موقعیتشو به بهترین شکل جور میکنه.
    امیدوارم به عشقت برسی.

  88. Yekta~

    سلام. من یه سوالی داشتم. میخواستم راهنمایی‌ام کنید.! ♡
    من یه پسرعمه‌ای دارم که همسنمه… خیلی باهام سنگین اما خوب رفتار میکنه و خیلی ساکته و مثل من درونگراست و منم بهش احترام میزارم… بچه که بودیم، تقریبا کلاس اول، اون به من ابراز علاقه کرد ولی خیلی باور نکردم، چند سال که گذشت یه ماجرایی پیش اومد که بازم به این عشق اعتراف کرد! حدودا ۱۴ ساله بودیم.. اما الان دیگه هیچ واکنشی نشون نمیده.. ولی اگه موقعیتش پیش بیاد، باهم صحبت میکنیم و ماجراهای جالبی تعریف میکنه و وقتی چشماشو میبینم، یه حالت اشک آلود داره.. من شنیده بودم که کسی که چشماش اینجوری میشه، بالای ۹۰٪ عاشقه! اما من مطمئن نیستم… خودم حسم بهش مثبته اما چون از احساس اون مطمئن نیستم، هیچ واکنشی نشون نمیدم…
    لطفا بهم بگین که آیا این واقعا عاشقمه یا یه حس زودگذره…؟ چون میخوام بدونم که اگه عاشقم نباشه، این علاقه‌ای که بهش دارم رو از بین ببرم.. چون دوست ندارم آسیب ببینم!

  89. علی…

    در ضمن اونقدرام بیکار نیستم برم مخ زنی

  90. علی…

    در جواب به سینا:
    خب اون نظر تو هس و طرز تفکراتت اونجوریه چه ربطی داره به من!!!

  91. Aylar

    خب علی جان پس خودتم موافقی که خودکشی فایده ای نداره پس دیگه هیچ وقت این حرفو نزن حتی اگه عصبی بودی.
    نه منکه نمیرم چون به این سایت عادت کردم هرروز میام اینجام حالا حالاها موندگارم(خخخ)
    امیدوارم توامتحانات موافق باشی♡

  92. علی…

    وقتی عصبانی میشم میگم خود کشی میکنم و …
    کلی اروز دارم
    اصلا هم به فکر خود کشی نباشین هیچ چیزی رو درس نمیکنه

  93. علی…

    بچه ها هر کدومتون که میخوایین که برا چند مدت نیایین به این سایت(حالا به هر دلیلی)هر وقت برا خودتون گوشی گرفتین و…حتما بیایین
    هر روز اینجام.

  94. علی…

    سلام
    ممنون آیلار
    بعد امتحان ها بهش پی میدم و همه چی رو بهش میگم
    (در بیست و دو این ماه تموم میشه)
    در ضمن بچه ها وقتی میخوایین اسمتون رو عوض کنین تو اول کامنتتون بگین حتما.

  95. Sina

    در جواب به علی
    فایده نداره برو بگو ولی نه اینکه بگی من دوست دارم ،عاشقتم از این حرفا مگه خواستگاری هر چند زیاد درست نیست بنظرم برو مخشو بزن به اصطلاح رل بزن حالا چه فرقی میکنه در نیایید اگه به هم رسیدیت میشه دوست دخترت حالا یا مخشو زدی یا رک پوست کنده چیزی گفتی از من میشنوی برو عاقبتشم گردن خودت.

  96. ادمین جون مادرت نظرات من رو ثبت کن

    یا خدا!!!!
    دیروز هر کامنتی میدادم نمیومد
    واسه همین دوباره میذاشتم
    الان اومدم دیدم همشون ثبت شدن
    خخخخخخخ

  97. Aylar

    جواب به علی:
    علی لطفا این کامنت رو بخون..
    ببین چرا تو عصبانیه!
    البته بهت حق میدم چون منم یه روزی جای تو بودم با اینکه سنم ازتو کمتره ولی خب میتونم درکت کنم
    وقتی اون پسررو دوست داشتم هیچکس جز اون برام مهم نبود حتی مثه تو فکر خودکشی به سرم میزد
    خودت که یادته بهتون گفتم خودکشی میکنم و اگه یادت باشه خودت گفتی اینکار بی معنیه چون تو میخوای به اون کسی که دوسش داری برسی پس نباید خودکشی کنی!
    ببین من میدونم تو نمیتونی فراموشش کنی مطمئنم!
    من با اینکه به اون پسره فکر نمیکنم ولی هنوز فراموشش نکردم
    ببین علی من اصلا نمیخوام نصیحتت کنم چون میدونم تو گوشت از این حرفای مزخرف که فراموشش کن و عشق توی سن نوجوانی زودگذره و……پره و اصلا به این حرفا اعتقادی نداری چون منم همینطور بودم
    ولی تا کی ها؟
    تا کی میخوای اینجوری زندگی کنی!
    تا کی؟!
    من فکر کردم که برم همه چیو به مامانم بگم همه چیز درست میشه و مامانمم میگه باشه دخترم برو به عشقت برس(خخ)
    ولی اینجور نبود اصلا یه حرفایی بهم زد که منطقی بود و من قانع شدم ولی بازم تو فکرش رفتم
    والا بخدا من نمیدونم به تو چی بگم علی چون میدونم من هرچقدر نصیحتت کنم و بگم فراموش کنو و ازاین حرفا تو قانع نمیشی
    ولی بنظرم طرز زندگی کردنت رو عوض کن
    اگه میخوای بهش برسی خب برو
    برو جلو
    نه اینکه مثه همین عقده ایا هرچیزی که شد میگی خودکشی خودکشی
    برو همه چیو به خود دختره بگو!
    بهش بگو دوسش داری!
    میدونم میترسی که نکنه یوقت بلاکت کنه یا باهت بد برخورد کنه ولی تو بهش بفهمون که دوسش داری
    اگه واقعا عاشقی و دوسش داری از این چیزا نترس
    بنظرم به خانوادت هم فعلا چیزی نگو چون جز نصیحت کردن کار دیگه ای برات نمیکنن..
    خب علی امیدوارم بتونی ثابت کنی دوسش داری
    من اینارو بهت گفتم که بدونی من درکت میکنم علی
    و مطمئنم میتونی بهش ثابت کنی دوسش داری چون عشق تو واقعیه!♡

  98. Aylar

    سلام بچه ها خوبین من قبلا با کانتی به اسم تنها براتون کامنت میزاشتم.
    اما از این به بعد با این اکانت براتون کامنت میزارم
    چون شاید همونطور که نگار گفتن زود تر ارسال شد.

  99. علی…

    سلام
    در جواب به سینا
    داداش دوس دارم زیاد هم دارم تقریبا اکثر روز ها همیشه باهمیم
    ولی کلا یه جوری ام.
    تنها موشکلم اینه که نمیتونم بهش بگم یعنی نمیدونم از کجا شروع کنم و چی بگم میترسم خراب کنم همه چی رو

  100. ادمین جون مادرت نظرات من رو ثبت کن

    من نگارم بچه ها
    کامنت میزارم نمیاد
    تنها جان خوشحالم که به واقعیت رسیدی.امیدوارم همیشه در پناه خدا موفق و موید باشی.

    دختر ۱۳ من از اون سایت بیرون اومدم و کاربریم رو پاک کردم
    وگرنه بهت میگفتم
    چند روزه که دیگه کاربریم رو پاک کردم

  101. ☆Negar.D☆

    Tanhaجان خیلی برات خوشحالم که به واقعیت پی بردی
    من کاری نکردم.فقط سعی کردم بهت بگم واقع بین باشی
    اگرهم شما زود فهمیدی که فکر کردن به اون پسر کار اشتباهیه لطف خدا و عاقلی خودت هست♡
    امیدوارم همیشه در پناه خدا موفق و موید باشی.

    بهار ۱۳ من خودم واقعیتش کاربریم رو پاک کردم از اونجا
    الان خودمم عضو اون سایت نیستم
    البته چندین بار کامنت گذاشتم برات که چطور ثبت نام کنی ولی نیومد

  102. Negar.D

    سلام تنها جان
    خیلی برات خوشحالم
    من کاری نکردم اگر الان به واقعیت پی بردی همش لطف خدا و عاقلی خودت بوده
    امیدوارم همیشه در پناه خدا موفق و موید باشی

  103. Sina

    از قدیم گفتن باید حرف راستو از بچه شنید!

  104. Negar.D

    سلام دختر ۱۳
    والا در رابطه با اون نی نی سایت باید بگم من کاربریم رو پاک کردم
    الان خودمم اونجا حساب کاربری ندارم
    چند دفعه هم آموزش ثبت نامش رو برات کامنت کردم ولی نیومد
    ولی الان خودمم دیگه عضو اون سایت نیستم

  105. Negar.D

    سلام Tanha
    خوشحالم که قبل از اینکه دیر بشه فهمیدی
    خیلیییی خوشحالم اگه تونستم کمکی بهت بکنم
    امیدوارم همیشه در پناه خدا موفق و موید باشی عزیزم

  106. Negar.D

    همونطور که خودت گفتی خودکشی چیزی رو حل نمیکنه و بلکه همه چیز رو بدتر میکنه
    پس اصلا بهتره اسم خودکشی روهم از ذهنت دور کنی
    فقط راه حلت مسلط شدن بر اعصاب و افکارته
    همین و بس!

  107. Negar.D

    سلام
    امروز صبح کامنت گذاشتم الان دیدم ثبت شده!
    خیلی زود ثبت کرد
    به نظرم اگه کامنتاتون دیر میاد نام و ایمیل خودتون رو عوض کنید
    علی چرا انقدر عصبانی هستی؟!!
    میدونم که نمیتونی اون دختر رو فراموش کنی
    خب خودمم تجربه کردم
    سخته.خیلی سخت!
    ولی نباید انقدر عصبی بشی
    باید سعی کنی با پدر و مادرت بدرفتاری نکنی
    اگه تو این دنیا با پدر و مادرت بدرفتاری کنی اون دنیا به اندازه ای عذاب میکشی که انگار خودکشی کردی!
    حتی اگر پدر و مادرت گاهی باهات بد باشن تو باید تحمل کنی و صبر به خرج بدی
    باید هرچی گفتن چیزی نگی
    به خدا قسم که اگه یه بار فقط با پدر یا مادرت دعوا کرده باشی که دلشون شکسته باشه باور کن اون دنیات خراب شده
    سعی کن بر اعصاب و افکارت مسلط بشی

  108. Sina

    یک سوال بچه ها رویاها چیه به چی فکر میکنید؟
    خودم شخصا رویام فیلم سازی هست تا الان هم یک سری ایده ها تو سرم دارم که زیاد امیدی به عملی شدنش نیست شما چطور ؟

  109. Sina

    در جواب به علی
    اصلا معلوم هست به چه امیدی زندگی میکنی البته که همه حتی من هم با خانواده دعوام میشه خیلی ولی به دل نمیگیرم فقط همون چند لحظه بعد روز از نو .
    این عشقتم که نمیدونم چی شد ارز دو روز عاشق شدی یا برو یا فراموش کن راه دیگه ای هست نه ببین بنظرم تو تنهایی دوستی نداری یک دوست واسه خودت جور کنی هم چی حله میشه.

  110. بهار۱۳

    ای بابا چرا همه دارن میرن!!!

    من که حالا حالا ها اینجا هستم باتوجه به تجربیات مزخرف وغیرمزخرفم که در این زمینه دارم دوست دارم بهتون کمک کنم❤️

    راستی نگارجون بهم نگفتی چطور باید توی نی نی سایت ثبت نام کنم دفعه پیش بهم گفتی بیام اونجا آخه…………

  111. Negar.D

    سلام به همه
    بچه ها من همون نگار هستم ولی دقت کردم دیدم جدیدا کامنت هام با اسم و ایمیل قبلیم ثبت نمیشن
    یه ایمیل جدید درست کردم و اسمم روهم تغییر دادم
    چند روز بود اصلا سایت برام نمیومد
    علتش رو نمیدونم ولی کامنت میذاشتم سریع حذف میشد
    برای همین بعضی کامنت ها مشابه هستند به هم
    بهار ۱۳ در پاسخت باید بگم راه درمانی وجود نداره جز اینکه کسی رو داشته باشیم که بتونیم حرفای روی دلمون رو بهش بگیم
    بتونیم احساسات غم و خوشحالیمون رو باهاش شریک بشیم
    من هنوز افسردگی نگرفتم خیلی
    ولی خب اگه همینطور پیش بره تا مدتی بعد واقعا افسرده میشم
    واقعا شاید کسی که مثل ما نباشه نتونه درک کنه
    با خودش بگه خب مثلا اینکه خواهر داره
    چرا حرفاشو به اون نمیگه
    یا به مادرش
    ولی من نمیدونم چرا
    نمیدونم واقعا چرا نمیتونم حرفامو به خانوادم بگم
    هرچی باشه اونا از هرکسی بهم نزدیک ترن ولی اصلا دست خودم نیست که نمیتونم باهاشون حرف بزنم
    همیشه هم واسه اینکه از درونم چیزی ندونن خندیدم و خودم رو خوشحال جلوه دادم ولی دیگه این کار برام سخت شده
    من گوشه گیر نبودم
    طبیعتم این بود که دوست داشتم تو جمع باشم
    ولی چند وقته فقط دوست دارم تنها باشم

    اصلا این چیزها ناراحتم نمیکنه
    فقط دوتا چیزه که عذابم میده اونم تنهایی درونمه که داره من رو میکشه و خنده های الکی و تظاهر به شاد بودن

  112. Tanha

    سلام بچه ها خوبین
    ممنون بهار جان بابات نظرت♥︎
    ولی من الان دقیقا به حرف دختر۱۳ و نگار رسیدم که میگفتن عشق توی بازی آنلاین و درسن نوجوانی عشق واقعی نیست و خیلی زودگذره
    متاسفانه یا بهتره بگم خوشبختانه عشق منم به اون پسره زودگذر بود
    خیلی از این حسی که الان دارم خوشحالم
    چون میتونم بجای اینکه ساعت ها بخاطرش غمگین باشم و تو فکرش باشم کارهای دیگه ای رو انجام بدم
    از وقتی که بهش فکر نمیکنم خیلی حالم خوبه
    من واقعا این حالمو مدیون حرفای دختر۱۳ و نگار هستم خیلی ازتون ممنونم شما واقعا مثه یه خواهر برای من عزیزین♥︎
    باحرفاتون خیلی بهم آرامش میدین

  113. علی…

    نمیشه دیگه نمیشه نمیشه نمیشه نمیشه فراموشش کنم.
    سرمو کجا بکوبم چه خاکی به سرم بکنم.
    خودمو بکشم که چی بشه

  114. علی…

    خود کشی هم چیزی رو حل نمیکنه،گیرم که خودمو بکشم خب روحم هم عذاب میکشه اون دنیا.
    در کل تحت فشارم.
    هر روز هم بیشتر میشه.

  115. علی…

    دیروز یه جوری با پدرم دعوا شد که رفتم خونه عمم خوابیدم (فرداش هم امتحان مطالعات داشتم)
    رفتم جریان رو به مدیر توضیح دادم چون میدونس که دانش آموزی زرنگی هستم و اصلا بهانه نمیارم بهم فرصت داد.
    اصلا چکار کنم برم بگم ماما یه کسی رو دوست دارم که بگه غلط میکنی
    که این طرف هم دارم خودم عذاب میکشم.
    تا کی گوش هام پر اشک شه

  116. علی…

    من با خانواده ام اکثرا درگیرم و خیلی دعوا میکنم با پدر و مادرم خیلییییییییییییییییی.اصلا جور نمیاییم باهم.
    چند بار خواستم خودمو بکشم ولی اول از همه،همیشه جلو چشمم اون دختره میومد.حتی خواستم حسم رو بهش بگم و خودمو بکشم،واقعا خسته شدم از این دعوا ها.
    ایکاش اصلا به دنیا نمی اومدم.
    خدافظ

  117. علی…

    اصلا نمیدونم چیزی بگم باشه خدافط
    ولی تو رو خدا سعیت رو بکن بعضی موقع ها بیایی اینجا هر روز میام و سر میزنم اینجا.
    سخته ولی خدافط.

  118. Lia♡

    سلام دوستان.. وقتتون بخیر. من لیا هستم!
    بزارید من از عشق بگم براتون… شاید این مطلب به دردتون بخوره.. به خصوص که بیشتر کاربرای اینجا، نوجوون هستن و فکر میکنن عاشقن.. منم یکی از شماهام.. بنظرم عشق فوق‌العاده‌ست! ♡
    عشق، یه احساس قوی‌ایه که میتونه یک آدم ناامید بی‌هدف رو عوض کنه و به قدری اونو قدرتمند و با انگیزه کنه که حتی تصورشو هم نمیکرده!!
    این مورد بستگی به خود آدما داره که چطور عشق رو معنا میکنن!
    من به شخصه، عشق رو به معنای واقعی‌ش تجربه نکردم ولی عشق‌هایی دیدم که در نوجوونی رخ داده و الان منجر به ازدواج شده!!
    درسته که ابراز علاقه به معشوق، اونم تو نوجوونی و تو این دوره زمونه کار واقعا سختیه و اگه این عشق یه طرفه باشه، ممکنه منجر به شکست عشقی، افسردگی حاد و مشکلاتی از این قبیل بشه ولی باید با احتیاط و یه سری سیاست، اول از این مطمئن شد که معشوقمون به ما هم حس مثبتی داره!
    در این مورد باید به قلبت تکیه کنی و ببینی که حس ششمت چی میگه.
    رفتارهاشو زیرنظر داشته باش.
    به اندازه چندثانیه تو چشماش خیره شو و ببین که اون حالت براق رو که عاشقا تو چشماشون دارن، داره؟
    آیا بهت لبخند میزنه؟
    اگه مطمئن شدی، تو شرایط مناسبی و غیرمستقیم ابراز علاقه کن.. مطمئن باش اونم همراهیت میکنه ولی نباید رابطه داشته باشیم! چون همه چیزو از اساس خراب میکنه..
    یادمون باشه… عشق خیلی مقدسه و پاک و نمیشه اونو با هوس اشتباه گرفت!!
    برای اینکه بفهمیم حسی که داریم عشقه یا هوس زودگذر، باید ببینیم که در معشوقمون چه چیزی برای ما جذاب بوده که ما جذبش شدیم..
    اگه جذب ظاهر و ویژگی‌های ظاهری فرد مقابلمون شدیم، این هوسه! و اگه جذب باطن اون فرد شده باشیم‌ تا حدودی مطمئنیم که حسمون، عشقه.
    خب از اینا بگذریم… عشق تو نوجوونی سختی‌های خودشو داره… چون عقل ما هنوز کامل نشده که بتونیم درباره عشق *درست* تصمیم بگیریم و افراد کنار ما، این عشق رو باور نمیکنن و خیلی با اون مخالفت میکنن.
    کلا دوران نوجوونی یه دورانیه که فکر میکنن بچه‌ای در حالیکه در حد یه جوون از ما انتظار دارن!!
    خب بازم بگذریم… من به شخصه به عنوان یه نوجوون حس عشق و علاقه رو دوست دارم و میخوام که تجربه کنم! دوست دارم یه روزی اگه علاقه‌مند بشم، به کسی علاقه‌مند بشم که منو با جون و دل بخواد و بهش اعتماد داشته باشم!
    کلا بدست اوردن دل هر کسی، نیاز به زمان هست و فقط زمانه که همه چیزو بهت نشون میده..
    یه نکته برای داشتن یه رابطه خیلی خوب و محکم!
    اگه خواستین با معشوقتون رابطه داشته باشین، باید به ترتیب اینا رو ازش بخواین:
    《اعتماد – احترام – عشق》
    ولی سعی‌ کنید الان و تو این دوران حساس با معشوقتون رابطه‌ای نداشته باشین!
    چون حتی اگه رابطه‌ای شکل بگیره، حتما بعد از مدتی، خراب میشه و هر دوطرف آسیب میبینن و دیگه  هیچی مثل قبل نمیشه!!
    پس حواستون باشه… شما فقط باید آروم آروم و غیرمستقیم دل معشوقتونو بدست بیارین.. ۱۸ سال که شدین علاقه‌تون رو با یه بزرگتر قابل اعتماد درمیون بزارین تا کیس موردنظرتون از دستتون نره!
    خلاصه مطلب بگم… عشق خیلی خوبه، به شرطی که به درستی از انرژی عشق بهره‌مند بشیم! اونوقته که دنیا بهشته! ♡~
    براتون عشقای پایدار آرزو میکنم و امیدوارم بهشون برسین.. ♡•°
    من سعی کردم درسایی که از عشق های دیگران یاد گرفتم، با شما به اشتراک بزارم.. امیدوارم مفید بوده باشه!
    درسته که کاربر جدیدی هستم ولی میتونم در این مورد کمکتون کنم!

  119. Sina

    حالا که من به جمع شما اومدم همتون میخواید برید و مسدود کنید این شانس مایه دیگه

  120. دختری از جنس طوفان

    سلام بچه ها ^-^
    من آتنا هستم اسمم رو تغییر دادم*-*
    ببینید بچه ها من برای این میخوام دیگه نیام چون این سایت ببخشیدا مدیر سایت ناراحت نشه ولی خیلی بده چون دیر تایید میکنه پیاما رو —_—
    خیلی دلم براتون تنگ میشه خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
    ولی این گوشیه مامانمه و مامانم چون یه گوشی دیگه هم داره گفته که دیگه این گوشی رو خاموش میکنه میزاره تو کمد و منم فقط حق دارم از همین گوشی استفاده کنم 🙁
    و وقتی گوشی رو خاموش کنه…. T~T
    بگذریم دلیلم همین دوتا هست وگرنه حتماً میومدم کامنت میزاشتم (:
    امیدوارم همتون به آرزوهاتون برسین
    کسی هم قلبتون رو نشکنه
    توی زندگیتون هم یه آدم شاد و خندون باشین
    اگه افسرده هستین خوب بشین
    اگه دوستی ندارین یه عالمه دوست خوب پیدا کنین
    اگه مریض شدین شفاء پیدا کنین
    اگه شکست خوردین بلند بشین و یه جا خشک نشین •-• خخخخ
    اگه هم دشمنی دارین دشمنتون رو شکست بدین ^-^
    آمین

    اگه پدر و مادرم همین تعطیلات برام گوشی گرفتن
    حتماً میام اینجا و پیام میدم
    لطفاً بگین آمین
    خخخخخخخخخخخ
    از ته دلتون گفتین یا نه که بکشمتون°-°
    خخخ
    تنها راهی که من بتونم توی این چهارماه پیام بدم همینه بچه‌ها

    دیگه فعلاً خداحافظ T~T

  121. N.D (نگار)

    علی باید سعی کنی اون دختر رو فراموشش کنی
    کار آسونی نیست ولی شدنیه
    من خودم پسری که دوسش داشتم رو کم کم فراموش کردم تا بهش بی احساس شدم
    این عشقا سر و ته ندارن
    تجربه ایه که بدست آوردم
    من هر چقدر هم بگم میدونم قانع نمیشی
    منم اون موقع با حرفای اینطوری قانع نمیشدم و میگفتم عشق من واقعیه!
    اصلا به این فکر کردی که ممکنه اون دختر دوست پسری داشته باشه؟
    یا اینکه اصلا رابطه خوبی با پسرا نداشته باشه!
    هزاران شاید وجود داره
    من نمیخوام ناامیدت کنم
    ولی دارم بهت میگم واقع بین باش.
    میدونی
    من به یه چیزی فکر کردم و یه نتیجه ای گرفتم
    وقتی انسان تنها باشه ناخود آگاه عاشق کسی میشه
    این عاشق شدن عاقبت نداره چون فقط جهت رفع تنهایی این عشق به وجود اومده
    اون فردی که عاشق میشه خودش نمیدونه و فکر میکنه عشقش واقعیه اما اینطور نیست
    منم خودم به خاطر تنهایی که داشتم و دارم عاشق شدم
    و عشقم بعد مدتی از بین رفت!

    راستی علی
    تو این سایت رو مسدود نکن
    گه گاهی بیا سر بزن بهش
    بالاخره بچه های جدید میان اینجا کامنت میزارن با اونا آشنا میشی
    دختر ۱۳ رو نمیدونم
    آتنا رفت
    منم ممکنه چند روزی دیگه بیشتر نیام چون امتحانام تموم بشه گوشیمو خاموش میکنم.ولی گاهی با گوشی مادرم میام و کامنت میزارم
    ولی تو لازم نیست که بری
    میتونی با بچه های جدیدی که میان آشنا بشی.
    منم سمت خودم رو که مشاور سایت بود به تو واگذار میکنم.خخخخخخخخخخخ
    ولی بی شوخی بازم بعضی بازدید کننده ها میان کامنت میزارن.امیدوارم نفرات بعدی که به اینجا میان بمونن

    دوران خوبی رو باهم گذروندیم توی این سایت
    داشتم فکر میکردم ای کاش میشد پیداتون کنم
    دختر ۱۳ و آتنا و علی
    خیلی جالب بود اگه میشد همدیگرو ببینیم.
    خدا رو چه دیدی
    شاید شد☆

  122. N.D (نگار)

    چرا سکته کنی علی؟
    آدما یه روزی میان و یه روز هم میرن دیگه.خخخخ
    خب تو از اینجا نرو
    بچه های جدید میان کامنت میزارن باهم آشنا میشین
    همینطوری که نمیمونه هیچکس نیاد
    بالاخره بچه های جدید میان.
    من که به خواست خودم نمیرم
    وقتی گوشیم رو خاموش کنم نمیتونم بیام
    ولی شاید گه گاهی با گوشی مادرم اومدم کامنت گذاشتم
    داشتم به این فکر میکردم که ای کاش میشد یه روزی شماهارو پیدا کنم و هممون گرد هم بیایم.خخخخ
    خیلی باحاله.نه؟

  123. N.D (نگار)

    سلام علی
    ببین تو دیگه خانوادت رو میشناسی
    ویژگی های اخلاقی پدر و مادرت رو میدونی دیگه
    با توجه به ویژگی های اخلاقیشون تصمیم بگیر بهشون بگی یا نه.
    ببین من نمیخوام نا امیدت کنم ولی شایدهای زیادی وجود داره
    شاید اون دختر با یه پسر دیگه باشه
    شاید اون اصلا بهت محل نده
    شاید اصلا با پسرا رابطه خوبی نداشته باشه
    شاید شاید شاید و شاید…
    خیلی شاید هست.

    بعدشم یه نصیحت خواهرانه بهت میکنم
    خودت رو درگیر این عشقا نکن
    من ازت ۲ سال کوچیکترم ولی شاید تجربم بیشتر باشه ازت
    کاش فکرتو درگیر اون دختر نکنی
    از لحاظ درسی که میگی خوبی
    خیلی عالیه! خب رو همین روال درست رو بخون تا به هدفت برسی.بعد از اون به این چیزها فکر کن
    اصلا نباید ذهنت رو مشغولش کنی و بگی اون بگه من احساسی بهت ندارم داغون میشم
    اصلا باید از همین الان سعی کنی فراموشش کنی
    فکر کردی من چطور به پسری که دوسش داشتم بی احساس شدم؟
    کم کم سعی کردم بهش فکر نکنم
    دیگه بعد از این که روی ذهنم مسلط شدم نمیذاشتم ذهنم بره سمتش.با این حال بگم الان اصلا دوسش ندارم دروغ گفتم
    دوسش دارم ولی کم
    خب طبیعیه
    باید یه مدتی بگذره تا کامل بهش بی احساس بشم!

  124. N.D (نگار)

    راستی بچه ها
    اگه کتابی خوندید که به نظرتون قشنگ بوده اینجا بگید لطفا
    اگر کتاب شعر هم بود که چه بهتر!

  125. N.D (نگار)

    سلام سینا
    آیه یاس نخوندیم که!
    و گفتی بعضیا میان دیگه نرن
    من خودم که گفته بودم.به خواست خودم نمیرم ولی خب بعد امتحانا گوشیم رو خاموش میکنم دیگه کلا
    ولی از زیر سنگ هم شده گوشی پیدا میکنم و میام °~°

    برنامه برای تابستون
    خب خیلی کارها میشه کرد
    من برنامه خاصی ندارم ولی خب هرکاری که وقت نمیکردم با وجود درسم بکنم توی تابستون انجام میدم
    مثلا ورزشم رو ادامه میدم(تکواندو میرفتم ولی به خاطر مدارس ول کردم -_-)
    کلاس زبان میرم اونم به خاطر مدرسه ول کردم
    کتاب های مورد علاقم رو میخونم
    و یه کار دیگه میخوام انجام بدم
    اینکه درباره ی چندتا رشته ای که دوست دارم تحقیق کنم و رشته ای که میخوام برم رو مشخص کنم
    بالاخره مسافرت هم میریم دیگه

    برنامه ریزی برای تابستون خیلی کار سختی نیست!
    موفق باشی☆

  126. بهار۱۳

    سلام نگار وقتی کامنتتو خوندم احساس کردم دقیقا خودمی من دی ماهی نیستم اما از اولشم افسردگی شدید داشتم همه چیم میرختم توخودم با خانوادم اصلا صمیمی نیستم خانواده ی خیلی خوبی دارم اما نمیدونم چرا نمیتونم باهاشون صمیمی باشم از بچگی گوشه گیر بودم وادم بسیار درون گراییم همیشه احساس تنهایی میکردم دلم میخواست نباشم اصلا انگار هیچکس منو امثال منو نمی‌فهمه

    کاش یه درمانی واسه این پیدا بشه:

  127. علی…

    اگه برین منم باید این سایت رو مسدود کنم دیگه به اینجا نیام،وگرنه سکته میکنم.

  128. علی…

    سلام
    کجا میری؟!نرو.
    از اول بهتون گفتم به کمکتون نیاز دارم
    آتنا تو کجا رفتی آخه
    من تا حالا که بهش نگفتم ترس از پدر و مادر نبود چون صد در صد بعد گفتنم به اون دختر بهشون میگم.دلیل نگفتنم خجالت از اون بود.
    ولی وقتی بهش بگم و و بهم بگه اصلا بهت احساسی ندارم و … اول اینکه خیلی داغون میشه خیلیییییییییییییییییییی.
    بعد به مامانم میگم.

  129. Sina

    سلام آخرین پیامهاتون میخونم از زندگی نا امید میشم چطونه همش آیه یاس میخونید
    بعدشم دیگه چرا یکی یکی تشریف فرما شدید حالا که اومدید بمونید تابستون بچه ها زیاد مشکل پیدا میکنن به مشاور نیاز خواهیم داشت.
    یک سوال دقیقا فازتون چیه یعنی چیکار میکنید اوقات فراغت چیه ما هم انجام میدیم واسه تابستون برنامتون چی هست

  130. N.D (نگار)

    راستی من اون چیزهایی رو که راجع به افسردگی و .. اینجور چیزها گفتم رو دیدین؟
    من امروز به یه مقاله ای بر خوردم که نوشته شده بود افراد متولد دی اکثرشون افراد درون گرایی هستن و بیشتر اوقات تنها هستن
    همچنین گفته بود که اکثر دی ماهی ها دارن در درون خودشون یه تنهایی دردناک رو حمل میکنن که در بیشتر موارد دوست ندارن کسی ازش مطلع بشه
    همچنین گفته بود که اگر کسی باشه که محرم اسرار و شنونده ی حرفاشون باشه و درکشون کنه این تنهایی تا حدودی برطرف میشه اما اگه کسی نباشه بهشون کمک کنه این تنهایی به افسردگی شدید منجر میشه و خیلی خطرناکه!!
    حالا فهمیدم که فقط من نیستم که اینطوریم
    فهمیدم که متولدین ماه دی که منم دی ماهی هستم اکثرا این تنهایی رو دارن
    ولی امیدوارم به اونجایی نرسم که افسردگی شدید بگیرم
    چون هنوزم خیلی چیزهای جذاب و شاد کننده ای برام تو این دنیا وجود داره اما اگه این تنهایی ادامه پیدا کنه و به افسردگی تبدیل بشه نمیدونم چه اتفاقی میفته برام
    نمیدونم چطور میشه یه دوست خوب پیدا کنم که بتونم همیشه باهاش باشم و بتونم باهاش کمتر احساس تنهایی کنم
    اگر شما تجربه ای از پیدا کردن دوست صمیمی دارین ممنون میشم که بهم بگین
    شاید باورتون نشه من واقعا تا به حال هیچ دوست صمیمی نداشتم!
    واسه همینم چیز زیادی از دوست شدن با افراد نمیدونم

    شاید غیرقابل باور باشه ولی من با توجه به رفتارها و شناختی که از اعضای خانواده ام دارم نمیتونم با هیچکدومشون راحت و صمیمی باشم.واقعا دست خودم نیست
    نمیتونم
    (قابل توجه اونایی که الان دارن با خودشون میگن وقتی خانواده داری چرا احساس تنهایی میکنی)

  131. N.D (نگار)

    بچه ها من دو بار به کامنت ها جواب دادم تعجب نکنین
    آخه یه دفعه چند روز پیش گذاشتم دیدم تایید نشد
    دوباره گذاشتم
    الان دیدم همشون باهم تایید شدن
    فکر نمیکردم که قبلی ها تایید بشن ولی شدن
    الان بعضی کامنت هام دو جور هستن ولی در پاسخ یه پیام
    گفتم بهتون بگم که تعجب نکنین که چرا دو بار بعضی چیزارو گفتم
    دیگه سایت خیلی داره مسخره میشه و تحملش سخته

  132. بهار۱۳

    بهTanha

    سلامTanha خوبی

    میدونستم که نمیتونی فراموشش کنی منم مثل توام دیگه ام دلم نمی‌خواد نصیحتت کنم یا بگم فراموشش کن این خودتی که باید بدونی چیکار کنی اما لطفا گول این پسرای مجازیو نخور …

    اگه میخواین کمکم کنین لطفا نگید که فراموشش کنم(دختر۱۳ و نگار اینو میگن)
    وقعا فراموش کردنش غیرمحاله
    توروجون خودتون یه راه دیگه ای جز فراموش کردن بگین
    ممنون میشم♡

    هرکاری دوست داری بکن عزیزم اما به عاقبتشم فکر کن من دیگه نمیگم فراموشش کن ولی اگه بدونی بعضی پسرا چقدر دروغگو هستن
    من یک ماه بود منتظراونی که دوسش داشتم بودم که شاید بهم پیام بده اون به یه بهانه ای رفته بود منم فکر میکردم دوسم داره واینا ولی دیروز رفتم تویه برنامه ای دیدم اونم اونجاست داره با دخترا چت می‌کنه منه بدبختو بگو یک ماهه دارم از دلتنگی میمیرم خیلی ناراحت شدم دیگه دلم نمی‌خواد بهش فکر کنم اصلا دلم نمی‌خواد به هیچ پسری فکر کنم الان یه چیزیو فهمیدم که عشق با کشک هیچ فرقی نداره

    توام اگه راهی جز فراموش کردن داری همون راه رو برو
    ولی من راهه دیگه ای ندارم و فراموشش میکنم ودیگه خیلی خیلی غلط بکنم از پسری خوشم بیاد الانم می‌خوام تمام تلاشمو بکنم به هدفم برسم واسه خودم کسی بشم دیگه دلم نمی‌خواد بایه پسر پاپتی بدبخت چت کنم قصد توهین به پسرهارو ندارم اما پسرا خیلی نامردن اکثرشون…….

  133. بهار۱۳

    سلام بچه ها
    سلام ویژه هم به دختر ۱۳ و علی و آتنا جان
    چرا چند روزه هیچ کامنتی نمیزارید؟!
    دلم تنگ شده براتون خخخخ

    سلام نگار جان خوبی

    دیگه ببخشید وقت نکردیم کامنت بزارین❤️

  134. Tanha

    سلام چطورین خوبین؟
    نه خواهش میکنم از این سایت نرین
    من با اینکه کامنت نمیزارم اما هرروز میام کامنت هاتونو میخونم و کلی با حرفاتون آروم میشم
    بعد امتحانا منم کامنت میزارم براتون♡

  135. N.D (نگار)

    سلام علی
    اع راس میگی؟ واقعا زنده ای؟ خخخخخخخخخ
    این امتحانا ما رو نکشن صلواااات
    خوش به حالت که امتحانات حضوریه
    والا مجازی خیلی بده
    همش استرس استرس استرس
    استرس ضعیفی اینترنت،استرس قطعی سایت،استرس دیر ارسال شدن پاسخنامه،استرس هنگ کردن شاد،استرس کند عمل کردن شاد و…و..‌.و….و…..
    واقعا دیگه دیوونه شدیم
    بعد حالا فامیلامون میان میگن خوش به حالتون شده دیگه
    تو خونه لم دادین تقلب میکنین امتحان میدین و معلم هم نمیفهمه تقلب کردین !!
    انقدر ازین حرفا حرصم میگیرهههههه که نگو
    آخه تا کسی مجازی درس نخونه درک نمیکنه که
    والا به اندازه ۱۰ سال بچه ها پیر شدن توی این یک سال
    اصلا دیگه گفتن نداره این همه استرس هایی که تحمل کردیم
    بعد من تیزهوشان هم درس میخونم دیگه بدتر
    این استرس ها ۱۰۰ برابره برام
    چون پاسخنامه دو دقیقه دیر ارسال بشه قبول نمیکنن
    یدونه کلمه توی عکس ارسالی واضح نباشه نمره کل سوال رو ازم کم میکنن
    دیگه اصلا یه وضعی
    شماهم میتونین درک کنین چون خودتون دارین مجازی میخونین
    فقط باید بشینیم دعا کنیم سال دیگه حضوری باشه

  136. N.D (نگار)

    من ممکنه واقعا تا آخر امتحانام یعنی هفته دیگه بتونم بیام چون بعد اون دیگه گوشیمو جمع میکنم
    مامانم و بابام هی میگن دیگه کار واجب با گوشیت نداری کور میشی ها
    اصلا تو این گوشی چیکار میکنی و …
    ازین حرفا
    اگر بعد امتحانا بخوام گوشیم رو جمع نکنم قطعا مامان بابام قتل های زنجیره ای هم که صورت گرفته رو میندازن گردن من
    خخخخخخ
    آخه میگن تو چیکار داری تو این گوشی
    لابد داری یه کاری میکنی دیگه وگرنه کاری نداری با گوشی
    —__—
    امان از دست پدر و مادرا

  137. N.D (نگار)

    راستی من چیزی ندیدم و نشنیدم درباره عاشق شدن پسرای کم سن
    فقط یکی دو مورد توی بزرگسال ها دیدم اگه خواستی میگم
    🙂

  138. N.D (نگار)

    سلام
    من گفتم میخوام برم ولی نرفتم –_–
    آخه انگار یجورایی عادت کردم و طبق عادت هر روز به اینجا سر میزنم
    آتنا جان من خوشحالم که بهشون حسی نداری و خیلی خوبه که درگیرشون نشی
    امیدوارم که در تمام مراتب زندگیت موفق و موید باشی

  139. Atena khanoom

    خداحافظ♥️
    بچه ها من دیگه نمیام توی سایت و کامنت نمیزارم
    دلم براتون تنگ میشع
    مخصوصاً
    ♥❤♥نگار،علی♥❤♥
    امیدوارم زندگیتون عالی باشه و همیشه بخندین عاشق هم نشین خخخخ شوخی کردم

  140. N.D (نگار)

    درضمن بد نیس بدونین که مادر زادی هیچکس اینطوری نیست و هر کس اینطوری میشه همش به خاطر یه اتفاقه که در یه نقطه ای از زندگیش رخ داده
    برای من که توی ۴ سالگی یه اتفاق افتاد که از همون جا من اینطوری شدم
    و افسوس که پدر و مادرم از اون اتفاق آگاه نشدن و انقدر گذشت و من نتونستم به کسی بگم که چیزهای دیگه هم بهش اضافه شد و من اینطوری شدم
    ببخشید شاید با حرفام انرژی منفی گرفته باشین اما واقعا عذر میخوام.فکر کردم شاید بد نباشه اینارو بگم

  141. N.D (نگار)

    برام یکم سخت بود که این چیزهارو بنویسم چون ممکنه خیلی هاتون الان قضاوتتون دربارم این باشه که یه آدم مریض و افسرده هستم
    اما فراموش نکنین افسردگی درد بی درمان نیست و خیلی هم خوب درمان میشه

  142. N.D (نگار)

    میخوام یکم از افرادی بگم که در ظاهر خیلی شادن و از درون…
    اگر این حرفام رو بخونین شاید بد نباشه.پس اگر خواستین بخونین
    تا به حال شده انقدر از درون تنها باشین که دوست داشته باشین بمیرین؟
    تا حالا شده حالتون از درون انقدررر بد باشه که آرزوی مرگ کنین ولی به خاطر حفظ ظاهر جلو خانواده همش بخندی و بقیه روهم بخندونی که مبادا بفهمن که ناراحتی.
    نمیخوام انرژی منفی بدم اما دوست دارم از واقعیت این نوع افراد باخبر بشین اگر دور و برتون هستن بتونین بهشون کمک کنین
    اگر افرادی دور و برتون هستن که همیشه شاد و خوشحالن و میگن و میخندن بدونین که اینها از درون خیلی تنها هستن و این کارهارو برای حفظ ظاهر انجام میدن!
    من خودم یکی از اون افراد هستم
    چند وقت پیش خواهرم که ازم بزرگتره میگفت خوش به حالت انقدر روحیت خوبه
    کاش منم مثل تو بودم
    منم تو دلم گفتم خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است
    کسی که نمیدونه
    کسی از درونم خبر نداره و با ناآگاهی آرزو میکنه جای من باشه
    کاش هیچ وقت آرزو نکنین جای کسی باشین

    بزارین براتون علت اینکه این افراد چرا از درون تنها هستن رو بگم
    اینکه از درون افسرده و در ظاهر شاد و خوشحالن
    علتش اینه که کسی رو ندارن باهاش درد و دل کنن
    اینه که هر اتفاقی براشون میفته میریزن تو خودشون و اصلا به روی خودشون نمیارن ولی توی خلوت خودشون انقدر گریه میکنن تا خالی بشن
    علتش اینه که خیلی تنها هستن و کسی نیست که همیشه همدم و همراهشون باشه که تو لحظه های بد حالشون رو خوب کنه و نزاره این احساس بد انقدر بمونه تا تبدیل به افسردگی در درون اون فرد بشه.
    علتش اینه که کسی رو ندارن که باهاش صمیمی باشن و بتونن حرفایی که رو دلشون هست رو بهش بگن
    خیلی ها میگن مسخرس
    چرا آدم باید انقدر تنها باشه؟ دوست هست مادر و پدر هستن خواهر و برادر هستن با اونا درد و دل کنن
    اما مشکل اینجاست که این افراد حتی نمیتونن به مادرشون هم مشکلشون رو بگن
    انقدر تنهایی و غم بهشون غلبه کرده و ناتوان شدن که توان گفتن مشکل یا احساسات بد خودشون رو ندارن
    مثلا اگر پدر و مادری با بچشون دوست باشن ممکنه اینطور نشه و بچه انقدر با پدر و مادرش راحت باشه که بتونه بهش حرفاشو بگه
    ولی خیلی از پدر مادرا میگن اصلا چه معنی میده که با بچه مثل دوست رفتار کنیم؟
    باید بهشون گفت ببینین وقتی بچه میره همه مشکلاتش رو به دوستش میگه اگر شماهم باهاش مثل دوست رفتار کنید به شما میگه
    حالا بدونیم چرا بچه میتونه حرفاش رو به یه دوست بگه اما نمیتونه به پدر یا مادرش بگه؟
    چون که دوستش تنبیه نمیکنه
    سرزنش نمیکنه
    بدرفتاری نمیکنه
    و خیلی علت های دیگه که اگه بگم خیلی طولانی میشه
    اما از بحث اصلی دور نشم
    این افرادی که از درون افسرده هستن حتی یه دوست هم ندارن که حافاشون رو به دوستشون بگن
    پس اینطوری به این ترتیب کم کم توی دلشون احساسات بد و منفی و حرفای خیلی زیادی که دوست داشتن به کسی بگن و نگفتن و خیلی غم زیادی جمع میشه و باعث میشه اون فرد از درون بمیره
    حالا توصیه من به شما
    من کسی نیستم که بخوام شمارو نصیحت کنم ولی به عنوان یه فرد تنها و شکست خورده بهتون مثل یه دوست پیشنهاد میدم که:
    ۱_هیییچ وقت آرزو نکنین جای کسی باشین
    ۲_اگر فردی کنارتون هست که خیلی میخنده و همیشه شاده سعی کنین بهش نزدیک بشین و از تنهایی درش بیارین
    (البته کار خیلی خیلی سختیه)
    ۳_آدم هارو از روی رفتارات ظاهری قضاوت نکنین

    ای کاش خانواده منم میفهمیدن که این روحیه در ظاهر شادم نشان دهنده ی درون تنها و شکسته ی منه

    اگر این چیزهارو نوشتم براتون فقط گفتم بلکه کسی اگر کنارتون هست که اینطوریه بتونین بهش کمک کنین
    همین و بس
    اگر به فردی مثل خودم کمک بشه منم آرامش پیدا میکنم چون میتونم اون فرد ناراحت رو درک کنم که وقتی از تنهایی در میاد چقدر خوشحال و خوب میشه

    و در آخر امیدوارم که هیییییچکس حتی دشمنم به این تنهایی شدید دچار نشه
    🙂

  143. N.D (نگار)

    سلام علی
    اع واقعا نمردی؟!!! خخخخخخخخخ
    انشالله که امتحاناتت رو با موفقیت به پایان برسونی
    و همینطور همه بچه های اینجا
    آرزوی موفقیت تک تکتون رو دارم
    واقعا امتحان حضوری بهتره از مجازی
    خوش به حال نهم و دوازدهم ها!
    هرکی من رو میبینه میگه خوش به حالتون شده هااااا
    تو خونه لم میدین واسه خودتون امتحان میدین تقلب میکنین خیلی راحت!
    اما واقعا تا کسی مجازی درس نخونه نمیتونه درک کنه
    من توی این یه سال مجازی درس خوندن به اندازه ۱۰ سال استرس رو تحمل کردم
    من ۱۴ سالمه کلا ولی باورتون نمیشه که دیروز موهامو شونه میکردم که یه تار موی سفید توی موهام دیدم!!!
    همه اینا از استرس نشات میگیره خب
    استرس قطعی سایت،استرس ضعیفی اینترنت،استرس دیر ارسال شدن پاسخنامه و…و…و…و…
    هزاران مشکل دیگه
    من که تیزهوشان هم درس میخونم همه این استرس و مشکلات برام ۱۰۰ برابر میشه.چون مدارس سمپاد واقعا سخت گیرن و سطح امتحاناتمون حداقل یه پایه بالاتر از خودمونه.
    بعد یه عده ای از اونور میان میگن خوش به حالت!
    امیدوارم که سال دیگه کروناهم از بین رفته باشه و مدارس مثل هر سال دیگه ای حضوری شروع به کار کنن
    🙂

  144. N.D (نگار)

    سلام به همه
    من نرفتما –__–
    هر چقدر با خودم کلنجار رفتم که دیگه نیام اینجا نشد
    یجورایی شاید بشه گفت به این سایت عادت کردم و طبق عادت هر روز بهش سر میزنم
    ولی خب فکر میکنم تا آخر امتحاناتم فقط بتونم بیام
    چون بعد از اون دیگه گوشیمو جمع میکنم به احتمال زیاد
    البته به اصرار خانوادم که هی میگن دیگه کار واجبی با گوشی نداری و میخوای چیکار و کور میشی و ازین حرفا!
    حالا این حرفارو ولش کنین
    فعلا که تا یه هفته دیگه حتما هستم °~°
    خب آتنا جان خوشحالم که بهشون حسی نداری و خیلی خوبه که درگیرشون نشی
    من که چیزی از عاشق شدن پسرای کم سن چیزی نمیدونم
    فقط چندتا پسر رو دیدم که سنشون بین ۲۵ تا ۳۰ بوده که عاشق شدن و عشقشون هم خیلی شدید و جدی هست
    همین!

  145. Atena khanoom

    علی آقا بلاخره من نفهمیدم شما عشقت چجوریه؟(اگه بگه نه افسرده میشی یا نه!)
    میدونم دوسش داری و میخوای باهاش رابطه داشته باشی امّا آخه این روابط نامشروع هست!!!
    ببین چند وقت پیش یه داستان واقعی از یک زوج ایرانی اومده بود
    که از بچگی اینا رو به نام هم کرده بودن(گفتن ماله هم هستن!)
    بعد این دختر و پسر هم عاشق هم میشن ولی خونواده ها باهم دعواشون میشه و خانواده دختر میگن دختر بهتون نمیدیم و بلاخره پسر به زور و بدبختی بعد از سی و چندی سال راضیشون میکنه و در سن پنجاه سالگی ازدواج میکنن °-°
    خلاصه‌اش رو گفتم چون خیلی طولانی بود!!!
    ببین اینا چقدر عاشق هم بودن که تا اون زمان پای هم نشستن و وقتی از خانم پرسیدند که اگه بیشتر طول می‌کشید این قضایا هنوزم پای همسرتون می‌موندید؟
    گفت:بله حتی اگه تا آخر عمرم منتظر می‌موندم!!!
    با اینکه خواستگار هم داشت!!!
    حالا ببین این دختر اگه وارد رابطه شدی اینقدر میخوادت یا نه؟
    اگه نخوادت که به فکر خودکشی نمی‌افتی؟ •-•

    امیدوارم همتون یکی مثل این زوج برای خودتون پیدا کنین ^-°

  146. علی…

    سرم کمی برا امتحانات شلوغه(حضوری هس پایه نهم)و کامنت ها هم دیر تایید میشه،خیلی خیلی دیر.
    بزا امتحانات تموم بشه روزی پنجاه تا صبح بخیر و شب بخیر مینویسم خخخخخخخخ

  147. علی…

    سلام بچه ها
    کامنت ها واقعا خیلی دیر تایید میشن!!!
    من زنده ام نگار نمردم.خخخخخخخخخ

  148. Atena khanoom

    به نظر من عشق حداقلش از ۱۹ به بالا درسته!
    یه بار با یه پسر فقط و فقط در حد خواهر و برادری چت کردیم
    از زندگیش گفت
    به قرآن واقعیه و هیچ چیزی رو اضافه نکردم
    پسره گفت که:
    عاشق یه دختری شدم یک سال با هم بودیم ولی به هم نرسیدیم
    من گفتم اع چه بد چرا؟
    گفت که خانوادش نگذاشتن
    گفتم چرا؟ مشکل چی بود؟
    گفت که اونا یه رسمی دارن دختر به غریبه نمیدن (این پسر اهل تهران بود و دختر اهل خراسان فکر کنم دقیق یادم نیست!)
    از اینجا به بعد فقط حرفای اونو میگم چون متاسفانه من چت‌هامون رو حذف کردم-_-
    و دیگه حرفای خودم یادم نمیاد!!!
    گفت که همه چیز عالی بود و منم واقعاً دوسش داشتم و برای ازدواج می خواستمش ولی برای دختر خواستگار میاد و اونم به من میگه منم خانوادم میدونستن میخوامش رفتم از اینجا تا دم در خونشون و کلی التماسشون کردم و گفتم دخترتون رو خوشبخت میکنم هر چی بخواد فراهم میکنم و وکالت قبول میشم و بهترین زندگی رو براش میسازم!
    ولی باباش اصلاً گوش نمیداد
    و به این خاطر که رفته بودم دم در خونشون چون اونا خیلی تعصبی هستن دختر رو زدن و چند مدت گوشی رو ازش گرفتن
    و بزرگشون گفته که دختره باید با خواستگارش ازدواج کنه و منو رد کردن اونا هم یه جوری هستن که بزرگشون هر چی بگه انجام میدن
    کار من و دختر شده بود گریه و زاری که ما همو میخواهیم ولی اونا قبول نمیکردن هر چی التماس میکردم فایده نداشت حتیٰ خواستگاری رفتم قبول نکردن
    به زور دختر رو دادن(کتکش زدن خیلی زیاد)به خواستگارش و من موندم و خاطراتش
    الان هم به هم هنوز پیام میدیم و از حرفاش معلومه که به شوهرش عادت کرده!
    چند بار به فکر خودکشی افتادم ولی با مشاوره‌های این پیج…(اسمش یادم نیست)این فکر رو از ذهنم بیرون کردم!
    الانم که اون یه زن مطلقه شده خانوادم میگن که اگه هم جدا شد موافق این ازدواج نیستن!
    چون بلاخره حق دارن!
    ولی من فکر کنم سی سالگی این خاطره رو فراموش کنم شایدم هرگز
    هنوزم دوسش دارم و براش جونمو میدم…

    پایان

    دیدین بچه ها اینم آخر دوستی تو فضای مجازی بهم نرسیدن که هیچ هم دلشون تیکه تیکه شده و هم آبروشون رفت
    البته که از نظر مردم من که معتقدم کار پسره خیلی قشنگ بوده با اینکه کلی کتک خورده هنوزم میخوادش
    حالا اونایی که میخوان رل بزنن خوب نگاه کنین تهش چی میشه!!!!
    ﴾:
    ):
    دلم براش خیلی سوخت بیچاره از حرفاش معلوم بود که عاشقش بوده

  149. Soha Kiani

    ممنونم نگار جان از اینکه جوابمو دادی..‌ ♡
    منم یه همچین فکری میکردم که ممکنه عشقش اون چیزی که فکر میکنم، نباشه ولی مهم نیست.. من فقط میخواستم مطمئن بشم که این رفتارا از سمت ایشون عشقه یا هوس..
    کلا خیلی دوست دارم بدونم پسرا وقتی عاشق میشن، در برابر عشقشون چه رفتارهایی دارن؟
    لطفا هر کسی تجربه‌ای داره به اشتراک بزاره..
    نگار جان، اگه شما هم چیزی میدونی، بگو! ♡
    چون واقعا تشخیص یه عشق واقعی از سمت پسرا خیلی سخته!! و نمیشه اعتماد کرد..

  150. Atena khanoom

    اولش فکر میکردم که از پسر همسایه خوشم میاد…
    امّا خوب الان که نگاه کردم دیدم نه فقط دلم براش میسوزه
    برای همین بهتره به هر دوشون بگم که دست از این کارا بردارن
    میدونم که حداقل یه ذره ناراحت میشن
    امّا
    به قول نگار جان من که نباید خودمو فدا کنم ^-^
    اونام براشون دعا میکنم زودتر ازدواج کنن و منم اگه تو ذهنشونم فراموشم کنن!
    ولی واقعاً از کار پسرداییم بدم میاد \:
    شاید شما بگین چه رمانتیک ولی یه جورایی برام چندش‌آوره چون من که زنش نیستم-_-
    و در کل ممنونم که سریع پاسخگو هستین!!!
    مخصوصاً نگار که مشاور اینجاست خخخخ

  151. Atena khanoom

    سلام نگار جان
    نه عاشق که نشدم مطمئنم (:
    خخخ
    فقط میخوام پسشون بزنم!
    چون میدونم این سن سنی نیست که من بخوام عاشق هم بشم ^-^
    اون پسرداییم میخوام بهش بگم که خانومم صدام نکنه چون من خوشم نمیاد و بهش حسی هم ندارم^-^
    و اون پسرهمسایه میخوام نقاشی ها رو بهش پس بدم و بگم دیگه نیاد چون من اهل رابطه نیستم^-^
    بهشون میگم که من نه سن این کارها رو دارم و نه دلش رو
    و یه جوری ردشون میکنم که قلبشون نشکنه
    از اونا مطمئنم که از روی هوس نیست!!!
    ولی من حسی ندارم و این دست خودم نیست •-•
    برای همین ردشون میکنم برن و اگه پدر و مادرم قضیه پسر همسایه رو بفهمند هم خیلی بد میشه در حد چی کتک میخورم خودمم نمیخوام از چشمشون بیفتم
    اگه از یکیشون خوشم میومد قضیه فرق داشت ولی من حسی بهشون ندارم اونا احساسی شدن ^-^
    ❤♥❤ممنون از نظرت آبجی❤♥❤

  152. N.D (نگار)

    وای خداااا
    کامنتا خیلی دیر تایید میشن
    خسته شدم به خدا
    ممکنه دیگه نیام اینجا بنویسم
    بچه ها دلم براتون تنگگگگگ میشه خیلی ولی سایت خستم کرده
    یه کامنت میزارم بعد دو روز میاد 🙁
    دلم خیلی براتون تنگ میشه بچه ها
    مخصوصا دختر ۱۳ و آتنا و علی ♡
    امیدوارم به عشقاتون برسین
    خدافظ

  153. N.D (نگار)

    سلام آتنا جان
    اع مبارکهههههه
    عاشق شدی؟! خخخخخخخ
    خب من دقیقا نفهمیدم منظورت چی بود که کدوم یکی
    با کدوم یکی ارتباط برقرار کنی؟
    باید ببینی به کدومشون یه حس خاصی داری

    ببین پسرداییت با اینکه چندبار کتک خورده چقدر دیوونته که دست بردار نیس و میگه خانومم. خخخخخخ
    خب ببین
    زندگی چیزی نیست که بخوای به خاطر اینکه دلت برا کسی بسوزه خودتو فداش کنی!
    باید به ندای دل خودت گوش کنی
    به نظر من که کلا روی عشق هیچکدومشون حساب نکن!
    نظر منه
    ولی خب ممکنه قبول نداشته باشی
    اما به نظر من رو هیچ کدومشون حساب نکن و به عشق زود گذر اونها فکر نکن
    ممکنه یه مدت طول بکشه ولی فروکش میکنه و از بین میره
    به این راحتیا از بین نمیره اما بالاخره یه روزی میره.
    فکرتو درگیرش نکنی بهتره
    🙂

  154. N.D (نگار)

    سلام سینا
    من کامنتت رو ندیدم اگر خواستی دوباره بزار

  155. N.D (نگار)

    سلام سها جان
    من دخترم ولی میتونم یه چیزی بهت بگم
    از چیزهایی که گفتی نتیجه گرفتم که پسرعموی شما ممکنه عاشقتون باشه اما عشق و شهوت رو باهم قاطی کرده
    یعنی عشقش خالص نیست و همراه با شهوته
    موفق باشی

  156. Atena khanoom

    سلام بچه‌ها من سرِ یه دو راهی گیر کردم°-°

    پسردایی من که ۱۷ سالشه
    یه عادتی داره که به همه میگه خانومی همه دخترا فرق نمیکنه ولی به زن‌ها نمیگه!
    ولی به من میگه خانومم °_•
    و چندین بار به خاطر اینکه چرا اینجوری همه رو خطاب میکنه کتک خورده
    ولی باز هم میگه!!!
    من خودمم از اینکع خانومم خطاب بشم خوشم نمیاد \:
    چون توی یه خانواده مذهبی بزرگ شدم و دیگه با اینکه اونقدرا مذهبی نیستم ولی خوب خوشم نمیاد ÷_÷
    نمیدونم شاید میخواد بگه که من رو دوست داره
    و
    برای همین فقط به من میگه خانومم

    از اون طرف پسر همسایمون °-°
    من هر روز عصر که میرفتم توی حیاط برای درس خوندن می‌دیدم که یه نقاشی انیمه‌ای افتاده توی حیاط خونمون -_-
    منم که عاشق انیمه ❤_❤
    برمی‌داشتم و خوشحال بودم و هر جا پُز می‌دادم و می‌گفتم خودم کشیدم \:
    تا اینکه یه روز تصمیم گرفتم ظهر نگهبانی بدم یه جا غایم بشم ببینم اینو کی میندازه!
    خلاصه من رفتم پشت بوته ها غایم شدم و منتظر موندم
    دیدم یه صدایی میاد از پشت بوته‌ها دور و بر رو نگاه کردم ببینم کیه!
    دیدم پسر همسایمون هست نقاشی رو گذاشت زیر آجر و غمگین بود \:
    من همیشه همون ساعت توی حیاط بودم شاید برای همین ناراحت بود که فکر میکرد نیستم (: خخخ
    خلاصه خیلی ناراحت بود
    من یهو سوت زدم
    یعنی مثل فنر رفت تو هــوا !!!
    یکم مونده بود سکته کنه خخـخــخ
    بعد من خندم گرفت هر کاری کردم نتونستم جلوی خندم رو بگیرم و زدم زیر خنده (:
    اونم دید من می‌خندم شروع کرد به خندیدن (:
    ولی اون زمان کسی خونمون نبود جز خواهر و برادرم که یکی سر کلاس آنلاین بود و اون یکی هم خواب بود و شانس آوردم چون صدام تا اون سر دنیا می‌رفت ولی پسر همسایه جلو دهنشو نگه داشته بود و صداش زیاد بلند نبود چون بعدش بد میشد و قطعاً همه تعجب میکردن که این صدای من و کدوم پسره هست!!!

    خلاصه از اون روز تا الان من همش همون ساعت میرم تو حیاط و میشینم روی صندلی اونم پشت بوته ها غایم میشه و البته که هر روز نقاشی هم میاره!
    یه روز مثلاً میخواستم تکالیفم رو بگم
    تا کسی شک نکنه
    گفتم فردا دو عدد نقاشی آماده شود!
    منظورم با پسر همسایمون بود که اسمشم احمد هست
    دیدم فردا دو تا نقاشی آورده بود
    یه دفعه هم نامه نوشته بود
    خوب پس با نقاشی های من پُز میدی
    خخخخ

    الان موندم من چیکار کنم؟؟؟ °_°
    لطفاً کمکم کنید !!!!!
    کدوم یکی !
    البته که دلم برای هر دوشون میسوزه ولی قطعاً یکی باید انتخاب بشه!

  157. Atena khanoom

    من قبل از اینکه برم توی عشق یک طرفه
    همش می‌گفتم:عشق فقط چرت و پرت هست و همش هوسه! ﴾:
    بعد که خودم گرفتار شدم تازه فهمیدم نه عشق واقعاً وجود داره &_&
    اما عاشق شدن واقعاً آدمو پیر میکنه همش میترسی نکنه بره با یکی دیگه T~T
    دلت میشکنه اگه بهت توجه نکنه T~T
    اگه یهو بزاره بره و بگه نمیخوادت T~T
    و خیلی چیزهای دیگه که خودتون میدونین ﴾:
    آدم دق مرگ میشه صد بار به دنیا میاد و میمیره ¶_¶

    بچه ها عشق بچه بازی نیست که بعضیا همش میخوان عاشق بشن!
    چون میگن میخوان عشق رو تجربه کنن!
    ولی اگه عاشق بشی و عشقت یک طرفه باشه خرد میشی له میشی میشکنی پیر میشی آخرشم یه افسرده به تمام معنی!

    نمیخوام بترسونمتون ولی عشق یک طرفه همینه €_€

    عشق یک طرفه یعنی بالشی که هر شب خیس میشه
    عشق یک طرفه یعنی چشای پف کرده و قرمز
    عشق یک طرفه یعنی آدمی که همش سیاه پوشه
    عشق یک طرفه یعنی یه ذهنی که استوپ زده
    عشق یک طرفه یعنی آدمی که از ته دل نمیخنده
    عشق یک طرفه یعنی تو داغونی اون …..
    عشق یک طرفه یعنی تو داری میمیری اون …..
    عشق یک طرفه یعنی تو قلبت تیکه تیکه شده اون ….

    T~T

  158. Atena khanoom

    عاشق شدن در بازی یا برنامه آنلاین!!!
    این عشق‌ها اکثراً اشتباه هست و موانعش متعدد!!!
    در واقع در این عشق شما عاشق صحبت‌های فرد هستین اون هم در بهترین حالتی که قرار داره و شما نمی‌تونید با چت کردن از نوع رفتارش در مواقع مختلف همچون هنگامی که عصبانی و پرخاشگر هست آگاه بشید (حداقل همش رو نمی‌فهمید)
    قطعاً فرد سعی میکنه خودش رو اونطور که نیست جلوه بده تا شما تحت ‌تاثیر قرار بگیرید!
    و گاهاً دروغ‌های بلندبالایی تحویل شما می‌دهد -_-
    افرادی که اینگونه عاشق می‌شوند اکثراً دنبال احساس امنیت یا عشق هستند که بیش از ۹۰% موفق نمی‌شوند فرد مورد نظر را پیدا کرده و دچار مشکلات روحی روانی می‌شوند *_*
    حقه های پسرهایی که فقط می‌خواهند شما را در رابطه نگه دارند!
    من کار و بار درست حسابی ندارم اگه بیام خواستگاریت پدرومادرت قبولم نمیکنن،بزار کار و درآمد داشته باشم بعدش میام خواستگاریت!
    و حرف‌هایی از این قبیل —_—
    این پسرها در واقع یا به شما عادت کرده‌اند یا می‌خواهند از شما سوء‌استفاده کرده و بعد شما را رها کنند!
    البته بعضی از افراد هستند که واقعاً شما را دوست داشته و مشکلات مادی دارند و به همین دلیل از شما فرصت می‌خواهند تا کاروکاسبی درستی ایجاد کرده و بعد که حداقل پنجاه درصد راه را هموار کردند برای امر خیر بیایند ^-^
    خوب ولی تشخیص این افراد خیلی دشوار هست چون تعداد آنها محدود است \:

    دخترهایی که سعی دارند خود را آنچه نیستند نشان دهند!!!
    این مشکل برای پسرهایی است که دوست دارند فردی درست را پیدا کنند اما دختری را پیدا می‌کنند که فقط وانمود می‌کند که فلان است و فلان است و پسر از دروغ های وی خبر ندارد و در دل احساس می‌کند ملکه خود را یافته \:
    این موردها هم برای دخترا وجود داره و هم پسرا -_-
    اگه مثال ها بعضیا رو نوشتم دختر چون تعداد دخترا واقعاً بیشتر
    و اون جاهایی هم که نوشتم پسر تعداد پسرا واقعاً بیشتره!

    در کل هیچ فرد عاقلی نمیاد توی اینترنت دنبال همسر بگرده |:
    اون هم فردی که از نزدیک ندیده و نمیدونه واقعاً همونی که از خودش و زندگیش میگه هست یا نه!!!
    و در بسیاری از مواقع فردی فقط برای گذراندن وقت با حیله‌گری سعی می‌کند شما را در رابطه نگه‌داشته و احساسات شما را بازی گرفتع و شما را فقط برای گذراندن وقت می‌خواهد ):

    حالا باز هم بگردید واسه دوست«‌پسر/دختر»
    هیچکس خلقیات واقعیش رو رو نمی‌کنه توی فضای مجازی-_-
    ممکن داره وقتی از نزدیک تو رو دید ظاهرت رو نپسنده و بره ):
    و ….
    پس لطفاً خواهشاً اینقدر توی اینترنت دنبال دوست جنس مخالف نگردین ]:

  159. @Sina

    آیا کسی هست مرا یاری کند ؟؟؟

  160. Atena khanoom

    خوب ادامه پیام عشق هایی که موانع زیادی داره ،-،
    ××××عاشق فردی لجباز/مغرور/بی‌احساس/پررو/خجالتی/بدون‌اعتمادبه‌نفس/شدن××××
    و عشق‌های خیلی زیاد دیگه‌ای که متاسفانه یادم نمیاد *_*
    یعنی چند روز قبل یادم بود ولی الان نع!!!

  161. Soha Kiani

    ادامه پیامم بنویسم که وقتی ایشون با من یه صحبت کوتاهی میکنه، متوجه شدم که ناخودآگاه خیلی بهم نزدیک میشه… حتی فاصله ۵ سانتی متری.. و اینکه ارتباط چشمی زیادی با من برقرار میکنه.. به خصوص وقتی که میخنده.. و اینکه خیلی از رازهاشو با من به اشتراک میذاره که تا به حال، حتی به نزدیکترین دوستش نگفته..
    کلا رفتارهای زیادی رو از این آقا دیدم ولی خیلی مطمئن نیستم… چون با بعضی کلماتش، عشق رو انکار میکنه..
    ممنون میشم راهنمایی کنید..
    کلا هر کس هر تجربه‌ای داره، به اشتراک بزاره..
    ممکنه این پیامم دیرتر از پیام اصلیم برسه
    مرسی..♡

  162. Soha Kiani

    سلام.
    امیدوارم حال همه شما کاربران خوب باشه..
    میخواستم از آقایون اینجا یه سوالی کنم..
    بنظر شما چطور میشه فهمید که پسری عاشق ماست؟
    اخه من یه پسرعمویی دارم که با اینکه ازم چندماهی کوچیکتره اما حس ششمم بهم میگه بهم علاقه‌منده.. اونم بدجوری… و نشانه‌های زیادی ازش دیدم که تقریبا قانعم میکنه.. مثلا خیلی به چشمام زل میزنه، اگه ازش دور باشم، خیلی بی قراری می‌کنه و با توجه به حرفاش، دوست داره که هدف مشترکی رو تو آینده داشته باشیم و در کل رفتارهای متفاوت تری با من نسبت به بقیه داره..
    البته اینم بگم که شماره شخصیشو فقط و فقط به من داده و کس دیگه‌ای هم نگفته که شماره دیگه‌ای داره!!
    ما هم تقریبا ۱۷ سالمونه..
    بنظر شما این یه علاقه واقعیه یا ممکنه این باشه که فقط رفتارش با من خوب باشه؟!
    البته اینو هم بگم که من ایشون علاقه‌ای ندارم.. فقط سعی کردم در حد شخصیتش بهش احترام بذارم!

  163. Tanha

    سلام بچه ها همگی خوبین
    منو که یادتون نرفته بود هههه
    چون چند وقته کامنت نمیزارم
    راستی هنوز مشکلم حل نشده 🙁
    خیلی تو فکر اون پسرم
    به عشق خیلی چرتی وابسته شدم –__–
    توروخدا کمکم کنین لطفا.
    حالم ازخودم بهم میخوره 🙁
    اگه میخواین کمکم کنین لطفا نگید که فراموشش کنم(دختر۱۳ و نگار اینو میگن)
    وقعا فراموش کردنش غیرمحاله
    توروجون خودتون یه راه دیگه ای جز فراموش کردن بگین
    ممنون میشم♡

  164. N.D (نگار)

    کاش یه جایی بود که راحت تر کامنت میذاشتیم
    مثلا جایی که هم زمان آنلاین چت میکردیم نه اینکه کامنت بزاریم بعد یه روز ثبت بشه

  165. N.D (نگار)

    به یه چیزی پی بردم بچه ها
    اگر میخواین استیکر لبخند بزارین توی یه خط تنها یدونه : و یدونه ) بزارین کنار هم
    اگر هم میخواین لبخند نباشه یدونه : و یدونه ( بزارین کنار هم
    دقت کنید فقط توی یه خط باید اینارو بزارین تا استیکر درست بشه

    مثلا اینطوری:

    🙂

  166. N.D (نگار)

    یه چیزی بنویسین بفهمم زنده این خب

  167. N.D (نگار)

    سلام بچه ها
    سلام ویژه هم به دختر ۱۳ و علی و آتنا جان
    چرا چند روزه هیچ کامنتی نمیزارید؟!
    دلم تنگ شده براتون خخخخ
    🙁

  168. Atena khanoom

    بدترین نوع عاشق شدن ها رو میخوام براتون بگم°-°
    که امیدوارم هیچکس اینطور عاشق نشه چون مشکلات و موانعش خیلی زیاده ):
    ××××عاشق شدن در بازی یا برنامه آنلاین××××
    ××××عشق پسری نسبت به دختری از وی بزرگتر××××
    ××××عاشق فردی شدن که خانواده او را مقبول نمی‌داند××××
    ××××عاشق فردی شدن که از شما دوری می‌جوید (عشق یک‌طرفهT~T)××××
    ××××عشق دختری نسبت به پسری که از وی چندین سال بزرگتر است××××
    ××××عاشق (دختر،پسر)ی شدن به دلیل اینکه از بچگی به نام هم بودند××××
    ××××عاشق زن/مرد متاهل شدن (یا حضرت پشم! *_*)××××
    ××××عاشق فردی گوشه‌گیر یا سردمزاج شدن××××
    بقیه‌اش رو بعداً مینویسم ❤

    و قصدم توهین به هیچکس نیست چون گفتم که موانعش زیاده نه اینکه این عشق‌ها همشون نادرست هست √
    موانع و مشکلاتش آدم رو پیر میکنه!!!!!!!!!!!

  169. Atena khanoom

    فدای مهربونیات نگار جان❤_❤

  170. علی…

    سلام
    فک کنم دیگه این سایت کار نمیکنه
    اصلا کامنت هام تایید نمیشه

  171. Sina

    سلام بعد امتحانات داستانمو میگم فعلا

  172. علی…

    کامنت هام خیلی خیلی دیر تایید میشه

  173. ناشناس

    سلام من یه دختر ۱۱ ساله هستم می خوام وارد ۱۲ بشم. مشکلم اینه که در این سن کم عاشق یه پسر ۱۵ ساله شدم . مامانم و آبجیم میگن فکر اون پسر رو از سرت بیرون کن و گرنه در آینده بدبخت میشی
    الان تقریبا ۷ ماهه که ازش خوشم میاد خب منم نمیتونم اون پسر رو از ذهنم بیرون کنم.
    میخوام اون پسر رو از ذهنم دور کنما ، اما نمیدونم چطوری.
    لطفا اگه میتونید راهنماییم کنید.

  174. علی…

    سلام
    چطورین؟

  175. سپهر

    چرا هر چی پیام می دم حذف میشه

  176. Atena khanoom

    فدای مهربونیات ❤
    در جواب نگار جان (:

    ↓در جواب علی:
    نه نمیریم خخخخ
    همین‌جا هستیم امیدوارم امتحانت رو قبول بشی حضوری واقعاً سخته! \:

    دست سرنوشت معلوم نیست چی مینویسه ولی دوست‌دارم براتون بهترینا رو بنویسه!

  177. N.D (نگار)

    نه علی خیالت راحت اینجارو ول نمیکنیم.خخخخ

  178. N.D (نگار)

    سلام آتنا جان
    ببخشید عزیزم من مشکلی باهات ندارم
    من چرا باید سر هیچ و پوچ با کسی مشکل داشته باشم
    میدونم اون روز خوب حرف نزدم
    اون بد حرف زدنم هم به خاطر این بود که حال خوشی نداشتم
    یه اتفاقی افتاد یکم بهم ریخت منو
    امیدوارم من رو ببخشی♡

  179. N.D (نگار)

    سلام به همه
    در رابطه با بحثی که پیش اومده راجع به اینکه گفته شده پسرا همه بدن و… باید بگم که
    من واقعا انقدری پسر دیدم که از هر آشغالی آشغال ترن و فقط دنبال اهداف شوم خودشونن و بدبخت کردن دخترا براشون مهم نیست
    یه نمونش هم یکی از پسرای فامیل که نسبت نزدیکی هم بهم داره که خدا لعنتش کنه و ازش نگذره…
    انقدر پسرها و مردهای بیشعور و کثافت دیدم که الان سه ماهه پای پیاده بیرون نرفتم
    یه بازار من از ترس مزاحمت هاشون نرفتم(منظورم تنهایی نیست.با هرکی هم برم بازم این چیزا هست)
    کاش مزاحمت ها فقط لفظی بود اما اونا انقدررر کثافتن که…
    ولش کنین حالا
    ولی پسرایی هم دیدم که انقدر انسانیت دارن و انقدررررر که خوبن باید بهشون گفت فرشته!
    هرچند که اینجور پسرا خیلی خیلی کمه اما هست
    ولی من قبلا هم گفتم بازم میگم
    همه یجور نیستن
    پسر داریم تا مسر
    دختر هم داریم تا دختر
    هم دختر خوب و بد داریم هم پسر
    امیدوارم سوء تفاهم ها برطرف شده باشه

  180. علی…

    تو رو خدا این سایت رو فراموش نکنین
    به کمکتون نیاز دارم
    خیلی وقت گیر نیس

  181. علی…

    اره بچه ها نه دختر ها و نه پسر ها همشون یکی نیستن.
    ولی اگه یکم منطقی تر نگاه کنیم اکثر پسر ها نسبت به دختر ها بدن(نه همشون اکثرشون)

  182. علی…

    سلام
    نه بچه ها هنوز بهش نگفتم
    ولی هر دقیقه تو فکرم هس
    منتظر امتحان هستم تموم بشه،توذتابستون میگم (بعد امتحان)
    امسال نهم ام امتحانم حضوریه

  183. دختر۱۳

    به سپهر

    سلام دختر ۱۳ هر چی نشانی ادرس سایت ترک پورن را می زارم حذف میشه لطف کن خودت بزن اموزش ترک پورن استفاده کن امید وارم هر چه زود تر ترکش کنی

    باشه ممنون دارم تلاشمو میکنم ترک کنم ۱۵روزه ندیدم دیگه…..

  184. Atena khanoom

    با نظر دختر ۱۳ موافقم ^_^
    من خودم تو برنامه‌های آنلاین که هممون حتماً داریم مزاحم داشتم ولی یکی از این پسرا خیلی خیلی حرفای بدی می‌زد یعنی چی بگم ×_×
    من که کلاً به فنا رفتم آب شدم آخرش بلاکش کردم خیلی بیشعور بود!!!
    منم توی یه خانواده مذهبی هستم خیلی مذهبی
    یعنی در این حد که میگن حق نداری گوشی داشته باشی چون دوست‌پسر برای خودت پیدا می‌کنی در صورتی که اگه کسی بخواد با جنس مخالف دوست بشه فقط یک نامه نوشتن کافیه!!!
    الان هم من با گوشی مامانم دارم به قول بعضی از بچه ها چیز می‌نویسم (: خخخخ

    منم تجربه عاشقی داشتم ولی می‌خواستم پنهون کنم (:
    خوب توی همشون عشق یک طرفه
    دختر بد ریخت و بی اعصابی نیستم ولی همه مردم اکثراً با بابام مشکل دارن آخه خیلی مذهبی هست و اینا
    منم تو این فضا بزرگ شدم
    آزادی هام واقعاً محدود هست و پاتوق هم که گفتم یه رستوران بود که بچه ها برای چند ساعت اجاره می‌کردن یعنی در این حد مجاز بود نه اینکه فکر کنین پنهونی و اینا نه اصلاً خانواده هاشون خبر داشتن من ولی متاسفانه نتونستم بهشون بگم چون مذهبی هستن و خودتون همچین والدینی رو میشناسین
    من دور ترین میز از پسرا رو انتخاب می‌کردم یعنی کنج کنج سالن و تنها مینشستم و دوستام هر جا می‌خواستن می‌چرخیدن در کل نمیدونم برای چی میخوان من اونجا باشم -_-
    امّا چند مدّت هست که جواب تلفن‌هاشون رو نمیدم چون اون فضایی که بهم متحمل میشن برام
    غیرقابل‌تحمل‌هست!!
    و به نظرم تصمیمم درسته!

    خوب حالا بریم تو داستان شکست عشقی من و بدبختی و افسردگیام!
    عاشق یه پسر شده بودم که اصلاً بهم نگاه هم نمی‌کرد در این حد از من بیزار بود خیلی ناراحت بودم و میگفتم حتماً من خیلی زشتم که اینقدر از من بدش میاد یا حتماً عاشق یکی دیگه هست و چون دختر خوشگل زیاد هست من چون قیافم معمولیه به چشش نمیام!
    خلاصه که تا الان هم نتونستم فراموشش کنم ولی الان دیگه نسبت بهش بی‌حس هستم خیلی
    در کل خنثی شدم بی احساس بی‌تفاوت به زور خودمو به خنده میزنم و کلاً انگار بهم تلقین شده که جام تو وسطه جهنمه !
    در صورتی که نمازهام خیلی طولانیه ولی چون دو سال الکی هر جور دوست داشتم نماز می‌خوندم صبح‌ها که اصلاً دلبخواهی بود و ظهر میخوندم و عصر یا آره یا نه و اینجوری بقیه نمازهام رو میخوندم و طی کردم
    الان عذاب وجدان دارم چون قضاشون خیلی زیاده و نمیتونم بخونم T~T
    چند تا عشق از روی بچگی نه از روی هوس به هیچ وجه اصلاً×××
    فقط از روی بچگی داشتم که خودم متوجه شدم و همشون رو از تموم کردم
    امیدوارم شما هم مثل من بی‌احساس بشین چون قلبتون کم میشکنه و خیلی حال میده کسی نمیفهمتت و فقط خودتی و خودت!!!

  185. Atena khanoom

    همون‌طور که تو همه رو به یه چشم نمیبینی منم همون‌طور هستم!
    قبول دارم لحن تندی داشتم ولی شما هم خیلی زود قضاوت می‌کنید!!!
    \:

  186. Atena khanoom

    سلام نگار خانوم شما مشکلت با من چیه گلم ؟ •_•

  187. N.D (نگار)

    سلام علی جان
    خوشحالم که نرفته بودی
    راستی تونستی با دختره حرف بزنی؟
    منم کاملا باهات موافقم
    چون خودمم دخترم نمیگم همه دخترا خوب همه پسرا بد
    اگه دقت کرده باشی من توی اون کامنتم داشتم جواب یکی از کاربر هارو میدم که روی صحبتم با اون کاربر عزیز بود و بهشون گفتم انگار از نظر شما همه دخترا زود تر میشن و پسرا هم دنبال خر کردن دخترا هستن
    من عقیده خودم اینه که جنس مذکر و مونث برابرن
    نظر منه.خب هرکی نظری داره
    به نظر من نه همه پسرا یجورن نه همه دخترا
    ما هم پسر داریم از فرشته بهتر هم دختر داریم از شیطان بدتر
    یا برعکس
    به هرحال چون خودم دخترم نمیخوام دفاع بیخود از دخترا بکنم
    چون هم دختر خوب و بد داریم هم پسر
    اصلا هم نمیگم همه پسرا یجورن چون دیدم پسرایی که از خیلی از دخترا بهترن
    🙂

  188. دختر۱۳

    به علی

    کار خوبی می‌کنی کامنت میزاری بازم بزار ماهم استفاده میکنیم از تجربیات وحرفای شما

    راستی به عشقت رسیدی یانه اون دفعه هم پرسیدم جواب ندادی خیلی دلم میخواد بدونم به کجا رسیدی با این عشقت؟

  189. دختر۱۳

    به علی

    ببین علی توگفتی ما دخترا میگیم چرا انقدر پسرا اینجورین وفلانن …….

    من اصلا بابقیه ی دخترا کار ندارم این حرفایی که زدی هم قبول دارم چون آدم هرجور که چیزی رو تجربه کنه براساس اون تجربه هایی که داشته حرف میزنه……

    حالا اینارو ولش ولی واقعاً واقعاً اکثر پسرا ها خیلی ببخشید بیشعورن قصد توهین به همه پسرها و نداشتم ولی اکثرشون خیلی بدن یعنی درواقع اون اکثریتی که میگم دیوانه اندو سادیسم دارن(البته ببخشید منظورم باشما وامثال شما نیستا)

    چند نمونه شو برات مثال بزنم خودت قضاوت کن واقعا دیگه چندشم میشه ازبیشترپسراولی نه همشون چون پسرای خوبم خیلیه

    نمونه اول:پسرهای بیشعوری که مدام درحال تیکه انداختن واذیت وآزار دخترا هستن اینجور پسرا منو خیلی اذیت کردن جوری که دلم میخواست بکشمشون

    نمونه دوم: عشق اولم واقعا دوسش داشتم ولی آنقدر دلمو شکست باحرفاش خودش نمیدونست دوسش دارم ولی همیشه تحقیرم میکردهیچوقت هم دلیلشو نفهمیدم ولی دیگه فراموشش کردم بی لیاقتو

    نمونه سوم:این دسته پسر ها که شاید باورت نشه اما واقعا واقعا از صدتا بیشترش به پستم خورده فقط جنسی فکر میکنن وخیلی بی عاطفه ودروغگوان خیلی خیلی دروغگو هستن برای رسیدن به خواسته شومشون هرکاری میکنن(من اینارو براساس تجربه هام میگما نه همینجوری)

    چندتا نمونه هم که از نزدیک دیدم بگم واقعاً از اینجور پسرا دیگه متنفرم متنففففففففففر

    یکی از فامیلامون (پسره) باهم دخترهای شهرمون دوسته خیلی عوضیه ولی وقتی که فهمید خواهرش دوست پسر داره یه قشقرقی به پا کرد که نگو
    این جور پسر ها خیلی دیدم که دختر مردم و بدبخت میکنن ولی واسه خواهر خودشون شیرن ولی بدبختا نمیدونن که اینکارایی که با دخترمردم میکنندوبااحساساتشون بازی میکنندسرخواهر خودتوشون هم یکی این بلارو میاره

    خلاصه بگم تااینجاشم خیلی تایپ کردم

    من خودم به شخصه با تجربیاتی که داشتم اینو میگم که (البته این نظرمنه) پسرا عاشق نمیشن یا بشن هم حس زودگذره واسشون وخیلی تنوع طلب ودروغگو هستن اکثریتشون….بازم میگم منظورم باهمشون نیست و اینکه اکثر پسرها بی ادبن وهمش فوش جنسی میدن واکثریت بی عاطفه هستن انقدر ازاین پسرا ضربه خوردم دیگه حرفاشونو باور ندارم اولاش واقعا بایه عشقم دوست دارم خر میشدم ولی الان اگه یه پسری کل دنیاروهم به پام بریزه بازم باورش نمیکنم وگمون نکنم که دیگه از پسری خوشم بیاد تنهایی به نظرم قشنگ تره با اینکه سنم کمه ولی از لحاظ روحی کمی داغونم به خاطر همین……..

    خارج از این بحث یه سواله که همیشه توذهنمه وذهنمو درگیر کرده اگه پسرا لطف کنند جواب بدن خیلی خوب میشه چون جواب سوالم رو میگرم

    میشه بگین چرا انقدر دروغ میگین اونقدر راحت دل دخترارو میشکونین مگه شما دل ندارین مگه شما آدم نیستین؟!

    انشالله که خدا این دنیارو برای اون دسته پسرای عوضی که گفتم…..جهنم کنه یه روز خوش نبینن انشالله
    هی خداااااااااااااا

  190. سپهر

    سلام دختر ۱۳ هر چی نشانی ادرس سایت ترک پورن را می زارم حذف میشه لطف کن خودت بزن اموزش ترک پورن استفاده کن امید وارم هر چه زود تر ترکش کنی

  191. Sina

    من ۱۵یا۱۶ سالمه و تا بحال با دختری حرف نزدم چون اصلا آدم با احساسی نیستم و خیلی سردم البته که یک بار دوستم شدم ولی شکست خودم ولی این شکست منو قوی کرد

  192. علی…

    تو یکی از کامنت هام نوشته بودم خدافط برای همیشگی که دیگه کامنتی نزارم،ولی هر روز به کامنت هاتون سر میزدم خخخخخخخخ دیدم نمیتونم همینجوری وایسام و به کامنت هاتون نگا کنم و دوباره نوشتم.خخخخخخخخخخ
    تا آخر عمرم تو اینجا کامنت میازرم و میخونم چون آدم از تجربیات همدیگه میگن و می اموزد

  193. علی…

    سلامی دوباره
    چطورین بچه ها خوبین
    نمی‌خواستم تو اینجا دیگه کامنت بزارم ولی مجبور شدم.
    نه از پسر ها دفاع میکنم و نه از خودم و امسال خودم.
    چرا اینقدر شما دخترا میگین پسر ها اینجورین و فلان ایند و… .
    مثلا نگار آبجی یعنی چی که پسر ها هم دنبال خر کردن دختر ها!!!‍!!!!!!!!
    دقت کنید بچها ها،دختر داریم تا دختر و پسر داریم تا پسر همه مثل هم نیستند.
    مثلا یکی از دختر ها از پسری بدی دیده و یا پسر با احساساتش بازی کرده،دختره میاد و میگه:«پسر ها اصلا خیلی دختر باز اند و اصلا عاشق نمیشن و برا تفریحه».
    یا بعضی از پسر ها از دختری بدی دیده و دختر با احساساتش بازی کرده و پسره میاد و میگه همه دختر ها بد هستند و با احساسات پسر ها بازی می‌کنن و … .
    پس نمیشه گفت«««««همه مثل همه اند»»»»».
    من تمام کامنت های این سایت رو تک به تک خوندم،تو یکی از کامنت ها دختره نوشته بود که:(از شما ها نبود مال سه چهار سال پیش بود)بابا یعنی چی اصلا عاشق میشن یعنی چی که به کسی محبت میکنین و از این حرفا… بعد در ادامه نوشته بود برین تفریح کنین و دارم با بیست تا پسر حرف میزنم و برای تفریحه!!!
    خب اینجور آدام هایی هم هستن(هم در دختر ها و هم در پسر ها)
    امید وارم که خوب قانع شده باشین که چی میگم و این کامنتم رو مثل یه برادر برا شما نوشتم و نه با خشونت و…
    ببخشید که زیاد نوشتم خخخخخخخخخخ
    موفق باشید

  194. Atena khanoom

    -_-
    باز هم میگم
    تعریف از خود نکردم!!!!!!!
    فقط گفتم که نسبت به پسرایی که دوروبرم هستن بی‌حسم!
    و این مشکلش کجاس و تعرفش کجاست؟
    و گفتم که شما چطور میرین توی فاز عاشقی!
    سؤال بود!
    ‌چون هر دختری چند‌ مورد از توجه پسرا رو‌ داشته همچنین پسرا!!
    و برای من هم عادی هست چون تجربه داشتم!
    شما هم قطعاً داشتین !
    پس لطفاً فکر بد نکنید!
    از اینکه هم گفتم مثل شما فقط برام جسم مهم نیست همه نبودن
    طرفم همون کسایی بود که اینطورین!!!!
    فعلاً خداحافظ

  195. Atena khanoom

    •-•
    منظورم که با همه نبود! -_-
    منظورم با اونایی بود که همین اخلاقا رو دارن!
    تعریف از خود هم نکردم فقط خواستم بگم یه دختر تو هر شرایطی میتونه وقارشو حفظ کنه !!!!!!!
    توی پاتوق دختر و پسرای زیادی هستن که معاشرت دارن و اینا
    من هم به خاطر دوستام میرم اونجا !
    منظورمم از اینکه به پسرایی که دوسم دارن بی‌محلی میکنم پُز دادن نبود چون در واقع خیلی از دخترا تا یه پسر میبینن که بهشون نگاه کرد عاشقش میشن!
    منظورمم از دوست داشتن این نبود که اونا منو به خاطر خودم میخوان فقط برای جسمم خیلی از پسرا اینطورن و من رمزی حرف زدم-_-
    چهارده‌سال دارم و دارم میرم توی ۱۵ سال *_*
    پاتوق هامون هم مجاز هست نه اینکه بی‌حیا باشن!
    ولی من به خاطر رفیقام میرم اونجا چون ‌گفتن اگه باهاشون نرم باهام کات میکنن!
    و من در طول مدت فقط با دوستام هستم!
    -_-
    نه اینکه قاطی
    بچه ها واقعاً نمیتونم درک کنم چرا شماها فکر کردین منظورم شما بود!
    و اینکه مطالب برای خنده بود ولی ایموجی هایی که گذاشتم ارسال نشد!
    البته دیدین که جمع نبستم گفتم اکثراً چون واقعاً خیلی کم آدم درست و حسابی گیر میاد!
    پسرا هم عاشق میشن دخترا هم عاشق میشن
    نگفتم همه دخترا زود گول میخورن منظورم این نبود که دخترا خر هستن منظورم گول خوردن بود
    پسرا رو هم نگفتم همه دنبال رابطه هستن گفتم اکثراً
    اگه دقیقاً بخونید متوجه میشید!
    در واقع این حقیقته نمیشه باهاش لجبازی درآورد!
    و من هم قصد توهین به اونایی که واقعاً عاشق هستن نداشتم!!!!

  196. N.D (نگار)

    آتنا خانوم
    عزیز من شما توی حرفات انگار که میگی همه یجور هستن.
    دخترا که زود خر میشن
    پسراهم همه دنبال خر کردن دخترا
    حالا هرکی طرز فکری داره که برای خودشه و به منم مربوط نیست
    اما من خودم از بین خیلی از پسرایی که دیدم تنها یه پسر میشناسم فقط و فقط یه پسر که از هر لحاظی خوبه
    از هر لحاظی
    و واقعا هم خیلی خوشحالم از داشتنش(فکر بد هم نکنین چون اصلا دوست پسر و رل و … نیست.یه فامیل خیلی نزدیکه)
    بازم میگم پسرای خوب خیلی هست ولی من این یکی رو میشناسم
    با اینکه فقط این یه پسر رو میشناسم که خوبه نمیگم نه فقط این خوبه بقیه همه بدن
    چون به این معتقدم که هم دختر خوب و بد داریم هم پسر
    چون خودم دخترم نمیگم دخترا همه خوبن
    یا اینکه بگم مثلا من از همه پسرایی که دوسم دارن سر ترم.نه
    چرا؟ چون همین خود بالا بینی در آینده باعث میشه بدبخت بشم.حالا پیامم رو طولانی تر نمیکنم
    فقط این حرفا رو دلم مونده بود که گفتم
    برای عوض کردن افکار انسان هاهم هیچ تلاشی نمیکنم چون هرکی همونجوریه که هست و با نظر من و چهارنفر دیگه تغییر نمیکنه
    حتی اگر کل دنیا هم جمع بشن نمیتونن طرز فکر یه آدم رو به خوبی تغییر بدن

  197. N.D (نگار)

    در پاسخ آتنا خانوم
    عزیزم منظورت از پاتوق کجاست؟ مگه نگفتی ۱۳ سالته؟ -_-

  198. N.D (نگار)

    در پاسخ دختر ۱۳
    عشق بعد از ازدواج به وجود میاد..

    آره عزیزم برای خیلییی ها بعد ازدواج به وجود میاد
    اما اما اینو نباید نادیده گرفت که اون قدیما بوده که ازدواج هایی صورت میگرفته که عاشق همدیگه نبودن و بعد ازدواج عشق به وجود اومد براشون
    من مامان خودم عاشق بابام نبوده
    اصلا تا روز عقد همدیگه رو ندیده بودن
    و بدون هیچ شناختی از هم ازدواج کردن و الان خیلی عاشق همدیگه ان و زندگی موفقی دارن.
    خب الان اگر اگر ازدواج هایی صورت بگیره که طرفین عاشق همدیگه نباشن خیلییییییی کمه
    الان معمولا دختر پسرا اول همدیگه رو میبینن خوب آشنا میشن و عشقشون از قبل ازدواج بوده

    من این عشق هایی رو میگم که قبل از ازدواج به وجود میاد
    اینارو میگم که با دیدن طرف به وجود میاد
    البته بازم نظر منه عزیزم هرکی نظری داره
    ولی اگر دو نفر عاشق هم بشن و بخوان ازدواج کنن حتما قبلش همدیگه رو دیدن و خوب باهم آشنا شدن
    من از این حرفم منظورم این بود که کسی که از پشت گوشی با چهارتا چت کردن عاشق بشه که عاشق نیست
    کسی عشقش درسته که اول طرف رو خووووب شناخته باشه و حداقل چند بار دیده باشه تا بتونه درست عاشق بشه
    امیدوارم تونسته باشم منظورم رو درست برسونم
    *_*

  199. دختر۱۳

    من اهل همدانم و پاتوق میرم خیلی زیاد دختر و پسر قاطی امّا مثل شما نیستم که همش جسم و اینا برام مهم باشه! -_

    اگه شما اینم میری با دیگه هیچ اونم نمی‌ریم که دختروپسر قاطی باشه یا نباشه (لازم نیست انقدر به خودتون افتخار کنید)

    همه هم براشون جسم مهم نیست!!

    ببخشید از حرفام ناراحت نشین ولی میشه بدونم دلیل این همه تعریف از خودتون چیه!!!

  200. دختر۱۳

    به Atena khanoom
    بعضیا خیلی اینجا مطلب نوشتن
    لامصب پیش کسوت شدین برین راه رو برای جوونا باز کنین

    چشم باز میکنیم!

  201. دختر۱۳

    به Atena khanoom

    ببخشید ولی چرا انقدر به دختر ها وپسرها توهین میکنید همه که مثل هم نیستند ناراحت نشین ولی انگار خیلی خودتونو بالاتر از بقیه میدونین

    یه جوری میگین به پسرایی که دوسم دارن محل نمیدم من با خودم فکر کردم ده تا پسر کشته مرده ی شما هستن(البته شایدم هستن من نمیدونم)
    من قصدم توهین نبودامیدوارم که ناراحت نشین

    شما توکامنتات یه جور حرف زدی انگار دخترا نفهمن پسرام حیوون این حرف های شما باعث ناراحتی خیلیا میشه بعدشم فقط شما نیستی که به پسرا بی محلی می‌کنی کلی دختر خوب دیگه ام هست وهردختری هم با دوتا عشقم دوست دارم گول نمیخوره البته بی محلی نگیم بهتره دختر باید یه غروری داشته باشه جلوی نامحرم (این اسمش بی محلی نیست)

    اگه یکم آروم تر باملایمت تر تایپ کنید ممنون میشیم❤️❤️❤️❤️❤️❤️

  202. Atena khanoom

    من اهل همدانم و پاتوق میرم خیلی زیاد دختر و پسر قاطی امّا مثل شما نیستم که همش جسم و اینا برام مهم باشه! -_-
    به پسرایی هم که دوسم دارن هم اصلاً محل نمیزارم
    بابا دو روز زندگی به فکر اون دنیات باش
    اونجا یکی از بهترین همسرهای دنیا نصیبت میشه✨
    این دنیا آدم به چشماش هم نباید اعتماد کنه!
    در ضمن اینایی که تا یکی میگه دوست دارم سست میشن و میرن تو فاز عاشقی
    منم خیلی از این موردا داشتم ولی بی‌حسم بی‌حس !
    شما چطوری میرین تو این فازا ؟

  203. Atena khanoom

    بعضیا خیلی اینجا مطلب نوشتن
    لامصب پیش کسوت شدین برین راه رو برای جوونا باز کنین
    خیلی جالبه مثلاً سه سال دیگه سرچ کنی تو گوگل عشق واقعی در نوجوانی بیای توی سایت بعدش بری کامنت هاتو گیر بیاری بخونی و به خودت بخندی
    ولی من که دلم برای همتون تنگ میشه
    اگه اون زمان زنده بودم و کامنت گذاشتم و شماها نبودین
    آدما خیلی زود وابسته میشن
    مخصوصاً دخترا

  204. Atena khanoom

    حالم به هم میخوره از بعضی پسرایی که میان اینجا چرت میگن!
    یعنی چی باو
    دختره غایمکی نگات میکرد خو که چی ؟؟؟
    اینجا مثلاً تو داری چی میگی همش چرت و پرت !
    دوسش دارم و رابطه با نامحرم مخصوصاً اگه فامیل باشه حلال هست و حرام نیست و دیگه چی؟؟؟
    یه دفعه بگو اصلاً رابطه ج…. هم آزاده
    والا لطفاً در حالت خماری اینجا چیز ننویسین
    دخترای الانی هم فکر میکنن بدون دوست پسر زندگی کردن زندگی نیست *_*
    آخه یعنی چی؟!
    انگیزه زندگیه بعضی دخترا شده دوست پسر
    از این پسر به اون پسر
    ولی ولی ولی واقعاً ببینید انگیزه همه پسرا از دوستی ازدواجه یا نه؟!
    که اکثریت سن بالا هستن ( بالای ۱۷ ) و رابطه ج…. میخوان
    البته گفتم اکثریت همه نه!
    امین هم که گفته خارج همه با هم دوست میشن خودت میگی خارج،اصلاً تو میدونی اونا چه کارهای کثیف دیگه‌ای میکنن مثل ازدواج با حیوانات
    اونا هر کاری کردن تو هم تقلید کن ولی به بقیه تلقین نکن حرفاتو

  205. دختر۱۳

    به نگار

    دختر ۱۳ دارم دیوونه میشم
    تا الان پنجاه هزار بار کامنت گزاشتم نمیاد
    خواستم بگم بیا نی نی سایت ثبت نام کن نام کاربریت رو اینجا بگو با پروفایلت که عکس چیه
    خودم پیدات میکنم

    باشه ولی چطور باید ثبت نام کرد؟!

  206. دختر۱۳

    به سپهر

    سلام DN نگار و دختر ۱۳ من یه طومار نوشتم برات چدرم در اومد سایتی که توش راه حل ترک پورن اومده بود هم گذاشتم ولی انگار حذف شده

    نمیدونم چرا بعضی کامنتا اصلا نمیاد….

    من دارم تمام تلاشم رو میکنم که ترک کنم الانم ۱۲روزه که سمتش نرفتم یه نفر هست که داره بهم کمک می‌کنه که دیگه سمتش نرم.

  207. دختر۱۳

    با حرفای نگار موافقم……..بهتره زودخودتو ازاین رابطه خلاص کنی تا ضربه بدی نخوردی……..

    به نگار
    عشق چیزیه که۹۸ درصد با دیدن طرف به وجود میاد(اونم از نزدیک

    خب این نظرتوعه ولی تا اونجایی که من دیدم و مطالعه کردم عشق واقعی به مرور زمان وبعد از ازدواج رخ میده ….

  208. دختر۱۳

    به آقای Amin mahani

    نمیدونم این طرز تفکر شما از کجانشأت گرفته که میگین رابطه با نامحرم عیب نیست…..

    هزار جا در مورد رابطه با نامحرم اومده واقعی ترین کاملترینشم قرآنه قرآن که دروغ نمیگه!!قرآن کلام خداست خداهم گفته رابطه بانامحرم گناهه…..

    رابطه بانامحرم چه جنسی چه غیر جنسی گناهه ربطی به فامیلو غریبه هم نداره …

    کسی که بانامحرم ارتباط داره گناه می‌کنه اگر رابطه جنسی هم در رابطه بانامحرم وجود داشته باشه اون دیگه کامل بحثش جدا میشه…..
    رابطه بانامحرم حرامه رابطی جنسی با کسی غیر از همسر(که رابطه ی پاک وحلاله) گناه کبیره محسوب میشه.

    شوخی کردن خندیدن دست دادن وهرچیزه دیگه با نامحرم گناهه نمیدونم چرا بعضیا میگن حالا اشکال نداره یه دستمو بگیره واینا……..

    هردخترو پسری باید حیا داشته باشه در مقابل نامحرم…..

  209. N.D (نگار)

    سلام سپهر
    ممنون از لطفت
    تداروشکر من خیلی وقته ترکش کردم
    اما هنوزم مواظب هستم که هوسش سراغم نیاد و خداروشکر تا الان موفق بودم
    متاسفانه کار سختی بود و خدا نگذره از کسی که باعث و بانیش بود که من…
    اما خدا کمکم کرده و فعلا خیلی وقته سمتش نرفتم
    بازم ممنون

  210. رضا

    در پایخ به ناشناس:
    سلام.سخنرانی های استاد رائفی پور رو گوش بده.اللخصوص جنود عقل و جهل.زندگیتو عوض میکنه.اگه دوس داری ازین شرایط بیای بیرون حتما حتما باید به خدا توکل کنی.فمن یتوکل الله.خدا میگه به من توکل کنید،دیگه تمومه.مابقیش با من.حتما حتما سخنرانی جنود عقل و جهل رو گوش بده.یدونشو گوش بدی دیگه دلت می خواد بقیشم گوش بدی.چون خیلی باحاله

  211. دختر۱۳

    چرا بعضی‌ از پسر ها که شکست عشقی میخورن میرن پی سیگار !!!؟؟؟

    سیگار که جز ضرر هیچی نداره سن شمام که خیلی کمه برای این چیزا… تمام سعیتونو بکنید که ترک کنید.

  212. N.D (نگار)

    سلام
    گمگشته میخوام یه چیزی بهت بگم به نفعته قبول کنی
    نکردی هم که فرقی به حال من نداره
    فقط واسه خودت بده
    من ۲ سال ازت کوچیکترم اما شاید تجربه ی بیشتری نسبت به تو دارم.
    پس لطفا حرفامو به مسخره نگیر و بهشون فکر کن

    خب ببین تو الان میگی عاشق اونی و اون هم عاشق تو
    اما تو حتی تاحالا از نزدیک هم ندیدیش
    پس چطور با قاطعیت تمام میگی عاشقته و هدفش ازدواجه
    از همه دختر و پسرایی که یه زمان دوست بودن و خواستن ازدواج کنن فقط یه درصدشون ازدواج کردن
    از اون یه درصد هم نیم درصد موفق هستن توی زندگیشون

    اصلا تو هنوز هم توی سن بلوغی
    نظراتت راجع به خیلی چیزا از دو سال پیشت تا الان تغییر کرده.نه؟
    خب اصلا فرض کنیم عاشقته
    اومدیم و تو تا دو سه سال دیگه نظرت تغییر کرد که ۹۹ درصد امکان تغییر افکار و نظراتت هست
    ببین
    اون دسته از پسرا که دنبال دوس دختر و… این چیزان بیشتر دنبال دخترای پاک و مذهبی میگردن.این دیگه بهم ثابت شده
    دنبال دخترایی میگردن که تا به حال دنبال هیچ پسری نبودن
    دنبال دخترای پاک و زود باور میگردن
    بعدش هم که یکم از روحیات اون دختر رو فهمیدن میدونن چطور باهاش برخورد کنن که اون دختر خوشش بیاد.
    همونطوری که دختره دوس داره رفتار میکنن و دختره رو جذب خودشون میکنن
    به همین راحتی
    چون اکثر دخترا زود گول میخورن الکی الکی بدون شناخت کافی مثلا از یه شهر دیگه عاشق پسری میشه که توی شهر دیگه ایه
    مورد داشتیم اومده دختره رو عاشق خودش کرده بعدا معلوم شده حتی اسمشم دروغ گفته بوده
    تو میگی هرچی بهش فحش دادن ول کنت نشده
    این دلیل نمیشه که
    من یه مزاحم تلفنی داشتم هر دفعه با یه اکانت میومد تو شاد واتساپ تلگرام هی پیام میداد
    بابام چندین دفعه فحش بارونش کرد ولی هنوزم ول کن نشده

    بعدشم عشق چیزیه که با چهارتا پیام و چت کردن به وجود نمیاد.
    عشق چیزیه که۹۸ درصد با دیدن طرف به وجود میاد(اونم از نزدیک)

    لاقل من اینطور فکر میکنم
    ببین چیزی که در تو نسبت به اون پسر به وجود اومده عشق نیست.یه دلبستگی بی سر و ته هست که بعد از یه مدت دیگه تموم میشه
    ما توی سن بلوغیم نباید فراموش کنیم که بعد از ۱۸ سالگی ممکنه کل احساسات و روحیاتمون تغییر کنه
    چون اون موقع پخته شدیم و عقلمون سر جاش اومده و درست تصمیم میگیریم
    اینجور پسرا کارشون همینه
    خر کردن دخترا
    وقتی دختر رو به هر شکلی خر کردن دیگه فقط رسیدن به خواستشون که ۹۹ درصد جنسی هست براشون مهمه
    اما طوری با دختر رفتار میکنن که دختره میگه وای نیمه گمشدم اینه.
    من دیگه نمیدونم چی بگم واقعا
    هرچی هم بگم نظر تو تغییر نمیکنه که
    فقط در آخر میگم با ادامه دادن این رابطه تمام اوقات طلایی زندگیت که دوره نوجوانی هست رو به باد میدی و بعدا میبینی وای خدا چه زود گذشت.و همش حسرت میخوره که چرا وقت با ارزش زندگیت رو گزاشتی پای اون…
    اگر همین الان باهاش تموم کنی برات بهتره و راحت تره تا دو سال دیگه که وابستگیت بیشتر شده
    برای اون که فرقی نداره
    تو نباشی یه دختر دیگه
    موفق باشی

  213. Amin mahani

    منظورم با تو نبود نگار با هرکی که که اینجوری هست
    نمیدونم چیکار کردم که عصبانی شدی ولی ببخش
    و دختر ۱۳ ساله
    دوستی با نامحرم عیب نیست اون رابطه داشتن جنسی و دست گذاشتن به نامحرم گناه کبیره هست
    ولی همینی که میبینی تو خارج زیاده
    البته باید شرایطش را دید
    اگه فامیلته اشکال نداره
    ولی در غیر این صورت نه البته نگم که گناه داره ولی زشته اون که با فامیل باشی چون رابطه ای بیندون هست حرف زدن و شوخی کردن و اینا طوری نیست
    البته اگه درست منظور حرفت را فهمیده باشم
    آخه دوستی تا دوستی داریم

  214. N.D (نگار)

    دختر ۱۳ دارم دیوونه میشم
    تا الان پنجاه هزار بار کامنت گزاشتم نمیاد
    خواستم بگم بیا نی نی سایت ثبت نام کن نام کاربریت رو اینجا بگو با پروفایلت که عکس چیه
    خودم پیدات میکنم

  215. سپهر

    سلام DN نگار و دختر ۱۳ من یه طومار نوشتم برات چدرم در اومد سایتی که توش راه حل ترک پورن اومده بود هم گذاشتم ولی انگار حذف شده

  216. ناشناس

    سلام 14 سالمه یک سال هست که سیگار می کشم نه به خاطر بزرگنمایی بهه خاطر شکست تو رابطه عاطفی وضربه اون پدر و مادرم بهم اعتماد ندارن دیگه هیچ دختری برام جذاب نیس دوس ندارم با دوستام باشم همه اش تنها خودم تو پارک می شینم سیگار می کشم و گریه می کنم صبح تا ساعت5 بیدارم نمی دونم چیکار کنم دارم دیوونه میشم لطفا کمکم کنید

  217. دختر۱۳

    آقای Amin mahani خداوکیلی خودت میفهمی چی میگی حرفات باهم نمی‌خونه خیلی خیلی ببخشید اماخیلی بی ربط حرف میزنی مثلا از خونه مامان جونت میپری به حجاب ورهبر!؟

    اگه خودت حرفاتو فهمیدی برای ماهم توضیح بده باتشکر فراوان(خخخ)

  218. Amin mahani

    نگار اگه حرفی زدم که ناراحت شدی ببخشید

  219. دختر۱۳

    به گمگشته:

    اینوبخون درمورد رابطه دختروپسره که کامل توضیح داده هرکسی که دچار این روابط شده اینو بخونه به دردش میخوره.

    اسلام به طور کلی (خواه دختر و پسر یا زن و مرد نامحرم) به منظور حفظ عفت عمومی ،هر گونه ارتباط نامشروع با نامحرم، اعم از سخن گفتن از روی شهوت، نگاه شهوت آمیز، را ممنوع کرده و بر حیا و عفت و پاک دامنی تأکید نموده است.
    پیامبر اکرم(ص) از سخن گفتن زن با مرد نامحرمی نهی کرد و فرمود: هر مرد با زن نامحرمی دست دهد، دچار غضب الهی شود و هر کس با زن نامحرمی همراه شود و در جای خلوتی قرار گیرد، در زنجیری از آتش قرار خواهد گرفت.بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۲.
    نیازهاى عاطفى و غرایز دیگر در ایام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزیدن» سوق مى دهد، که البته این یک امر طبیعى و غریزى است و کمتر مى توان راهى براى گریز از آن پیدا کرد، بنابراین آنچه در این مقوله اهمیت دارد، کنترل عقلایى بر احساسات و پرهیز از مخاطراتى است که ممکن است فرد را به گرفتارى هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.
    «دوست داشتن و عشق ورزیدن» اگر از مسیر معین، مشخص و صحیح استیفا نشود، ممکن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ایجاد کند.
    شما خوب مى دانید جاذبه بین دو جنس مخالف (زن و مرد) بسیار فراوان است؛ مخصوصا در سنین جوانى، که این جاذبه و حساسیت در اوج خود مى باشد، در نتیجه هر چند جوان بخواهد رعایت مسایل شرعى و عرفى را در دوستى با جنس مخالف بنماید، اما تمایلات نفسى و وسوسه هاى شیطانى قوى تر از آنند که انسان گرفتار خطرهاى بزرگ نشود.
    به همین جهت عقل اقتضا مى کند انسان خود را در معرض خطرى که بسیارى از خوش باوران را گرفتار کرده قرار ندهد.
    قرآن در دو جا یکی در سوره مائده آیه ۵ و دیگری در سوره نساء آیه ۲۵ زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است.
    آیه ۲۵ سوره نساء به مردان می فرماید: با دخترانی که روابط دوستی مخفیانه ای با دیگران داشته اند ازدواج نکنید… «فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان» یعنی آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود در آورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنکه] پاک دامن باشند و زناکار و دوست گیران پنهانی نباشند.
    در آیه ۵ سوره مائده نیز به مردان خطاب می کند و می فرماید: شما با زنان پاک دامن مسلمان ازدواج کنید و خود نیز پاک دامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید «… ولا متخذی اخدان.

    رابطه دختر و پسر اگر به معنای داشتن ارتباط عاطفی و دوستانه باشد که از دیدن و صحبت کردن یکدیگر شاد شوند و لذت ببرند, قطعا یکی از محرمات است، اما اگر به صورت یک ارتباط عادی باشد, مانند اینکه در یک موضوع علمی یا شغلی با یکدیگر گفتگو کنند, در صورتی که خطر تبدیل شدن به رابطه دوستانه, که در نوع اول توضیح دادیم, در آن وجود نداشته باشد, به جهت اینکه مقدمه معصیت می شود, اشکال دارد.
    در روایات آمده است, با نامحرم بیش از پنج کلمه ضروری صحبت نکنید و نیز هرگز با او درجای خلوتی قرار نگیرید؛ زیرا گرچه نفس این کار شاید اشکال نداشته باشد, ولی چون زمینه مبتلا شدن به معصیت را فراهم می سازد, باید از آن پرهیز کنید.
    مناسب است در اینجا به برخی پیامدهای روابط دختر وپسر اشاره کنیم:
    پیامدهای روابط دختر و پسر پیش از ازدواج
    از دو منظر روانشناسانه [Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] می توان به این امر پرداخت.
    به طور کلی روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پیش از ازدواج، دارای آفت ها و آسیب های روانی و اجتماعی جبران ناپذیری است. در ذیل به چند نمونه از این آسیب ها اشاره می شود:
    ۱. فقدان شناخت درست و واقع بینانه: معمولا ادّعا می شود این گونه روابط و دوستی ها به انگیزه ازدواج شکل می گیرد، ولی با کمی دقّت فهمیده می شود، روح حاکم بر این گونه دوستی ها، عشق ورزی کورکورانه است، نه خرد ورزی.
    پای خرد و عقل در میدان عاشقی لنگ است. امام علی علیه السلام می فرمایند: «حبّ الشّیء یعمی و یصمّ»، دوست داشتن چیزی انسان را کور و کر می کند.
    در حالی که تصمیم گیری درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تکیه بر عقلانیّت و خردورزی ممکن است. دوستی های قبل از گزینش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بین انسان را کور می سازد و اجازه نمی دهد تا یک تصمیم صحیح و پیراسته از اشتباه گرفته شود. این نوع انتخاب ها که در فضایی آکنده از احساسات و عواطف انجام می گیرد به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع بینانه، زندی مشترک را تلخ و آینده را تیره و تار می سازد.
    ۲. ایجاد جو بدبینی: این گونه دوستی ها نه تنها مشکلی را برای دختران و پسران حل نمی کند، بلکه بر مشکلات آنان می افزاید.
    این گونه دوستی ها و روابط اگر به ازدواج بی انجامد پس از مدتی از شکل گیری زندگی جو بدبینی و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
    پسر به خود می گوید این دختر وقتی به راحتی با دوستی برقرار نمود، پس از اعتقاد و ایمان قوی برخوردار نیست. بنابر این از کجا معلوم پیش از ارتباط با من، با فرد دیگری طرح دوستی نریخته است؟ از کجا معلوم که در آینده با این که همسر من است با دیگری ارتباط برقرار نکند؟؟
    دختر نیز همین تصور را نسبت به پسر دارد.
    بر این اساس این گونه ازدواج ها دارای پایه واساسی سست و متزلزل است و تجربه نشان داده که سریع منجر به طلاق و جدایی می گردد.
    بر اساس یک یافته پژوهشی در آمریکا، زوج هایی که پیش از ازدواج با یکدیگر زندگی می کنند، زندگی زناشویی آنها با مشکلات عدیده ای رو به رو است و منجر به طلاق می شود.
    به گزارش ایسنا، دکتر «کاترین کوهان»، استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا گفت: طبق آخرین تحقیقات، افرادی که پیش از ازدواج با یکدیگر رابطه داشته اند بعد از ازدواج در حلّ مشکلات خود عاجزند، چرا که نسبت به یکدیگر بسیار بدبین هستند. کوهان گفت: طبیعت ارتباطات آزاد این است که زوجین چندان انگیزه ای برای حل درگیری ها و حمایت از مهارت های خود ندارند. وی افزود: به نظر می رسد ارتباطات این افراد زودتر از افرادی که با یکدیگر دوست نبوده اند، سرد و منجرّ به طلاق می شود. وی در پایان گفت: می توانم بگویم رابطه قبل از ازدواج به هیچ وجه سبب دوام زندگی زناشویی نمی شود [روزنامه جمهوری اسلامی – ش ۶۵۷۱- ۲۹/۱۱/۱۳۸۰ – ص ۵]
    ۳. افت تحصیلی یا رکود علمی: این گونه روابط باعث می شود که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف دیدارها و ملاقات های حضوری و تلفنی خود بکنند و این بزرگ ترین مانع برای رشد و ترقی علمی است؛ زیرا تحصیل دانش نیازمند تمرکز نیروهای فکری وروحی است.
    دل مشغولی و اضطرابی که در اثر این گونه پیوندها پدید می آید بزرگ ترین سد راه تعالی علمی و تحصیلی است؛ لذا متصدیان امور علمی مدارس و دانشگاه ها توصیه می کنند حتی ایام عقد و نامزدی جوانان در بحبوحه تحصیلات نباشد، تا آنان بتوانند با تمرکز بیشتر فکر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.
    ۴. عدم اسقبال از تشکیل کانون خانواده: این گونه روابط و دوستی ها معمولا به انگیزه تفنّن و سرگرمی شکل می گیرد و در خلال آن از خود باوری و زودباوری دختران سوء استفاده می شود.
    متاسفانه در بسیاری موارد بین عشق و هوس تمییز داده نمی شود. عشق حقیقی و پاک با هوس های آلوده و زودگذر، تفاوت جوهری دارد. برخی از این روابط که مبتنی بر هوسرانی و سرگرمی است، پس از مدتی رو به سردی و افول می نهد. جاذبه و دل ربایی ها مربوط به روزها و ماه های اول دوستی است، ولی دیری نمی پاید که این روابط عادی شده و به جدایی می کشد. حس تنوع طلبی انسان از یک طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف دیگر باعث می شود برخی سراغ ازدواج و تشکیل خانواده نروند، جامعه ای که از تشکیل کانون خانواده استقبال نکند هیچ گونه ضمانتی برای رشد و شکوفایی فضایل انسانی در آن وجود ندارد. عمده خوبی ها و کمالات والای انسانی در پرتو تشکیل خانواده ای سالم، به فعلیت می رسد.
    ۵. اضطراب، تشویش و احساس نگرانی: در دوستی های موجود بین دختران و پسران، از آنجا که مقاومتی بسیار قوی از طرف پدر یا مادر یا جامعه برای ممانعت از برقراری این دوستی ها وجود دارد، این گونه دوستی ها با مخاطرات روانی گوناگونی از جمله اضطراب و تشویش همراه است.
    وجود افکار دیگری چون احساس گناه، نگرانی از تهدیداتی که توسط پسر برای فاش کردن روابطش با دختر صورت می گیرد، یک تعارض درونی و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد.
    بنابر این، وجود چنین دلهره ها و اضطراب هایی که گاهی لطمه های جبران ناپذیری بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسیب های این گونه روابط است.
    ۶. محرومیت از ازدواج پاک: هر انسانی در سرشت و نهاد خویش به دنبال پاکی ها و نجابت است. دخترانی که در پی این روابط هستند در حقیقت پشت پا به سرنوشت خود زده اند و این امر باعث می شود که آن ها به جرم آلودگی به این روابط شرایط ازدواج پاک را از دست بدهند. البته این گونه روابط حتی در ازدواج پسران نیز تاخیر ایجاد شود و دختران بیش از پسران در معرض این آسیب قرار دارند.

  220. دختر۱۳

    به گمگشته:

    لطفاً بخون کامنتمو تا آخر نمی‌خوام نصیحتت کنم فقط می‌خوام واقعیتارو بگم من از شما سه سال کوچیکترم درحدی نیستم که بخوام بهتون کمک کنم ولی دوست دارم تا جایی که میتونم باحرفام بهت کمک کنم..

    اول اینکه دوستی با نامحرم خیلی گناه داره خیلی خیلی منم خودم با نامحرم حرف زدم خیلی گناه کردم امیدوارم خدا منو ببخشه توروخدا بیا خودتو وارد گناه نکن یه روز میاد که میبینی دیر شده!!!توبه کن دیگه سمتش نرو هرچند که قضیه من باتو فرق می‌کنه(اگه تو با یدونه پسر حرف زدی ودوستی)من با هزارتا حرف زدم گناه من خیلی سنگین تره الانم به خدا قسم دارم با اشک تایپ میکنم من خیلی وسوسه شدم هر دفعه که میخواستم برم سمتش وسوسه میشدم اما وقتی فهمیدم چقدر با این گناهام دل امام زمان رو بدرد میارم دیگه قسم خوردم سمتش نرم وتاالان هم موفق بودم به کمک امام زمان.. هروقت که وسوسه میشم ومیخوام که گناه کنم به خاطر امام زمانم که شده این کارو نمیکنم ….

    یه فیلمی دیدم که یه آقایی داشت حرف میزد می‌گفت که شیطان قسم یاد کرده که هروقت یک پسرودختر نامحرم باهم تنها باشن سومین کسی که اونجا هست منم… خب این رابطه های مجازی هم فقط دونفرن که درحال چتن وشیطان هم اون هارو وسوسه می‌کنه.

    شماگفتی که قبلاً باحجاب بودی واینا……اگه حضرت زهرا رو دوست داری اگه خدارودوست داری اگه میخوای اون دنیا شرمنده حضرت زهرا نشی دوباره خودتو بساز مث قبل بشو حتی بهتر از قبل نه اینکه بگم الان بدی ها نه!! اصلا منظورم این نیست……

    این ازگناهانی که داره ….

    حالا اصلا گناهارو درنظر نگیر اگه یکم مطالعه کنی اگه یکم به دوروبرت نگاه کنی میبینی که ۹۹درصد پسرها با دوست دخترشان ازدواج نمیکنن یا اگرهم بکنن مشکلاتی درزندگیشون به وجود میاد وبهم شکاک میشن

    این رابطه های مجازی که اکثرا کشکه

    پسرایی که می‌خوان بلانسبت آدمو خر کنن خیلی چرب زبونی میکنن دختراهم که احساساتی زودگول میخورن دخترا با حرف خیلی تحریک میشن!

    این پسره هم که گفته اگه خانوادم بفهمن میرم وپشت سرمونگاه نمیکنم همون بره به نظرم بهتره کسی که آدم و بخواد با خانوادش درمیون میزاره ومیاد خواستگاری آدم…شما الان سنتون کمه هنوز ۱۶سالتونه هووو تاحالا ازدواج کنید آدما به مرور زمان سلیقه هاشون تغییر میکنه من خیلیارو دیدم که میگن بعد هجده سال اصلانگاهمون به زندگی عوض شد….

    حالا اینارو بیخیال از اون چیزایی که گفتی ببخشید نمی‌خوام ناراحتت کنم ولی من خوب پسرا رو شناختم این حرفا رو پسرایی که …..میزنن همین که نمیدونم اگه دستت وبگیرمو اینا …..

    خلاصه بازم میگم نصیحت نمیکنم فقط دارم حقیقت رو میگم فراموشش کن این رابطه عاقبت خوبی ندارن هرچند می‌دونم وقتی که وابسته باشی دل کندن سخته اما به نفعته این کارو بکنی پاک بمون بزار آدمای پاک بیان سراغت نه این پسرا که با چرب زبونی ودروغ وعشقمو ودوست دارم دختراروگول زدن من نمیگم همه ی پسرا بدن واینجورین (خودم یه پسرایی میشناسم که بهشت براشون کمه)
    اما ازش دل بکن به درست برس به خدا نزدیک شو خیلی به آدم آرامش میده من خیلی دختر عصبی بودم وسواسه فکری داشتم افسرده بودم خیلیم گناه کردم اما از وقتی که برگشتم به سمت خدا یه آرامشی دارم که نگو خیلی دوستش دارم خدارو با این همه گناهی که کردم بازم منو فراموش نکرده بود…مطمئنن شماروهم فراموش نکرده برگرد به سمت خدا مطمئن باش اگه وارد گناه نشی وعاشق خداباشی خدایه روزی یه جوری بهترین پسرو واست می‌فرسته خدا خوشبختت می‌کنه این عشقای الکی به سروته رو بزار کنارعشقای واقعی خدا،امام زمان،امام حسین و……. هستن لطفاً پدرومادرتو اذیت نکن اونا ناراحت میشن ببینن دخترشون داره گول یه پسره……میخوره به خاطر همونه که حالا به قول خودت بهش فوش دادن واینا

    یکم به صحبت‌های استاد رائفی پور گوش کن اصلا آدم تحت تاثیر قرار میگیره من خیلی از فیلمهاشون رو دیدم که درمورد حجاب ورابطه مجازی ورابطه با نامحرم واینا بود…..

    ببخشید انقدر طولانی شد لطفا سر سری نگیر من از ته دلم اینارو برات نوشتم گول شیطانو نخور…..

    مواظب خودت باش که مبادا ضربه بدی بخوری..

    پاسخ به سوالاتی که آخر کامنتت پرسیدی:

    بله دوستی با نامحرم خیلی گناهه وحرامه درسته که میگی نمیدونم دست همو لمس نکردیمو این چیزا اما بازم حرف زدن،دردول کردن و……. با نامحرم حرامه..

    بعدشم اینکه از کجا میدونی هدف اون جنسی نباشه توکه توذهن اون نیستی شاید هدف تو ازدواج باشه اما اون شاید هدفش این نباشه…

    الان آخرالزمان خیلی داره گناه انجام میشه یکی از این گناهانم دوستی بانامحرمو این چیزهاست

    تورو خدا یکم به فکر امام زمان باشین خیلی غریبه انقدر گناه نکنیم ودعا کنیم که هرچه زودتر بیاد واقعاً اوضاع خیلی خرابه……..

    امیدوارم که موفق باشی

  221. دختر۱۳

    آقای Amin mahani لطفاً هروقت کامنت گذاشتی بگو که با کی هستی من نمی‌فهمم با منی یانه!

    الان این که گفتی اگه روزه نمی‌گیری ونماز نمی‌خونی توام مغروری وخل اینو با من بودی یانه اگه با من بودی بگو تا جوابتو بدم

    پوففففففففغففففف

  222. Amin mahani

    بابا من آدم بده
    ولی امروز داشت غایمکی نگام میکرد منم همین طور
    از ته دل دوسش دارم

  223. N.D (نگار)

    سلام کوروش
    به خانوادت گفتی بلاکت کرده؟
    اصلا دلیل اینکه بلاکت کرد چی بود؟به خاطر اینکه از اونجا رفتن؟
    یا چیزی گفتی ناراحتش کردی؟
    ببین من میگم اون یه مدت بگذره تو رو از بلاکی در میاره
    مطمئنم
    من خودم دخترم و احساساتش رو درک میکنم.
    ولی اگر به خانوادت نگفتی بهشون بگو
    کمکت میکنن
    کم توضیح دادی
    نگفتی به خاطر چی بلاکت کرده
    دقیقا باید بگی تا راهی بزاریم جلو پات

  224. N.D (نگار)

    سلام
    در پایخ گمگشته
    عزیزم کامنتت خیلی طولانی بود.هوفففف به زور خوندم.خخخخخ
    از نظر من دوستیت با اون پسر حرام نیست
    اما پسرا خیلی چرب زبونن
    جوری خودشونو جلوه میدن که باهوش ترین دختر هم گیرشون میفته
    البته نه همشون.بعضیاشون
    امیدوارم که این پسر از اون دسته پسرا نباشه
    ولی خب نمیشه با قاطعیت بگی قطعا عاشقته و برای ازدواج میخوادت
    خیلیا اینطور فکر کردن ولی…
    بیشتر ازین نمیگم چون من ۲۰ تا کامنتم بزارم تو حتی یه درصد هم بهش شک نمیکنی
    نه رابطتون حرام نیس به نظرم

  225. N.D (نگار)

    سلام رضا
    آره من خیلی به خواهر خودم میگم
    ولی اون معناشو میدونه واسه همین معنیشو تا حالا توضیح ندادم
    درضمن
    فکر کنم گفته بودم با دوتا از پسرعموهام واقعا صمیمی هستم
    خیلی هم به هم میگیم دوست دارم
    ولی فقط از روی حس خواهر و برادری
    من برادر ندارم ولی اونا جای برادرو برام پر کردن
    نمیدونم
    شایدم اون دوست داشته ولی عالم بچگیه
    نظرات انسان تغییر میکنه
    امیدوارم هرچی قسمتت هست و خوبه برات اتفاق بیفته
    ♡)

  226. N.D (نگار)

    Amin mahani

    در جوابت باید بگم واقعااااااا دیوونه شدی
    والا
    خودت فهمیدی چی نوشتی؟ خونه مامان جونت دعوتی؟ خوش ب حالت °_° به ما چه
    چند تا خاله داری دیگه به ما چه مربوطه.من بخوام تعداد عمه و عموهام رو بگم مخت سوت میکشه
    ولی خانواده پرجمعیت اصلا خوب نیس
    لاقل من خوشم نمیاد.پس دلمون نمیسوزه -_-
    و اینکه درباره این گفتی که با گوشی داشتن تو سن پایین مخالفی
    مخالفتت واسه خودت خوبه نه واسه ما
    هر کسی یه استفاده از گوشی داره یکی خوب یکی بد
    گوشی مثل آتیش میمونه که یکی استفاده خوب داره و باهاش غذا میپزه یکی استفاده بد داره و خودشو میسوزونه

    درضمن
    درسای ما مسخره نیس
    من درسامو میخونم و تیزهوشان درس میخونم
    شاید درس از نظر تو مسخره بیاد ولی از نظر ما مهمترین چیزه

    🙂

  227. Amin mahani

    نبابا من اینا را رو حساب کتاب گفتم
    من جنسی فکر نمیکنم
    بیشتر دوست دارم زندگی عالی باشه
    و حالا حساب کتابش کجاس
    این که گفتم همتون رو دوست دارم را گفتم که یه زره چرت و پرت گفتم از زهنتون بره نکه فکنید…
    تازه من خل نیستم خل شدم یعنی همون چیزی که میگن دیوونه عاشق
    و اینکه من خواهر ندارم و چون خیلی خاله دارم دخترخاله هام بیشتر بزرگن
    و من قبلا بهشون میگفتم آجی
    و درضمن اگه منظورت جنسی هستن مرد هاست اینا بدون که زن ها دو برابر مرد ها لذت میبرند
    تازه تو اگه بی حجابی یا همون یه زره موهات پیداس یا نماز نمی‌خونی یا روزه نمیگیره و…
    یعنی تو هم مثل نصف دخترا مغروری و خل
    انقدر به پسرا بد نگو
    من که از اون معتادای الاف نیستم
    من از همین الان رفتم سر کار یه سرمایه برای زندگیم داشته باشم
    من انقدر از خر بودن بعضی ها عقب موندم که بابام نمیزاشت برم تو کوچه که خدا نکنه فحشی یاد بگیرم
    ولی انقدر این کسافتا تو مدرسه ها پیچیده که دیگه کیه ندونه
    هی
    درضمن اون جا که گفتم بی حجابی و اینا
    من عشقم رهبره
    جونمو فداش میکنم
    همه میگن قاسم ولی رهبر گلتنشون کجا رفته
    من الان کار دارم بعدا دوباره مینویسن
    من مثل همه نیستم
    شما هاهم مثل همه نیستید
    راستی فیلم مای سان سان را ببینید قشنگه فقط غایهمکی ببینید چون بعضی وقتا بیشعور میشه فحشه جنسی میده فقط پسر توی فیلم را بامن مقایسه نکنید
    و اینکه من هنوز اولاشم میبینی شایدم جنسی هم داشته باشه

  228. کوروش

    درود بر شما
    اسم من کوروش هست من دو ساله عاشق دختری شدم که همسایه نبودیم ولی محل زندگی مون به هم خیلی نزدیک بود زمانی که من ۱۲ سالم بود و خیلی همو میدیدیم اسمش هم آویسا بود و مادر و پدرم اینو کامل میدونستن و با این ماجرا خیلی اوکی بودن اما مشکل اینجا بود که مادر و پدر اون خیلی از من بدشون میومد ولی اون منو دوست داشت خلاصه دو سال تونستیم در ارتباط بمونیم و همین دو ماه پیش تو واتساپ بلاکم کرد و یه ایموجی قلب شکسته فرستاد و از این محل اسباب کشی کردن و رفتن از اون زمان من هر روز و شب گریه میکنم و خیلی داغونم خواهشا کمکم کنید .،
    بگید چی کار کنم فراموش کنم؟؟؟؟؟

  229. گمگشته

    سلام دختری هستم ۱۶ ساله که با پسری ۱۶ ساله،تقریبا یکساله که دوست هستم.در عرض این یک سال شناختمش.اون هم منو میشناسه.هر دومون قبلن نماز میخوندیم اما الان نه،ب خاطر مساعل درس و مشق وقت نمیکنم ک سمت نماز بریم(هر چند این فقط بهانه است).تا ۱۵ سالگی کاممممممملن مذهبی بودم،طوری ک حتی یک تا مو از من بیرون نبود،الان هم کمی حجاب دارم اما مثله قبلن اون شدت رو نداره،ولی فقط کمی از موهام بیرون هستن،یعنی حجاب متوسطی دارم،ن انقدر محجبه ام و ن انقدر بد حجاب.در ۱۵ سالگی با این پسر اشنا شدم.وقتی داشتیم با هم چت می کردیم ،با روحیات هم اشنا شدیم،چند بار تماس تلفنی داشتیم،ولی هنوز همو از نزدیک ندیدم،چون من در جنوب و ایشون در شمال زندگی می کنن.اولا راجب درس و میحرفیدیم و رفع اشکال میکردیم با هم،ولی ی مدت ک گذشت ایشون ب من ابراز علاقه کردن.کم کم من هم حس به ایشون پیدا کردم.اولاش فقط ی حسه دوست داشتن بود(ب خاطر شناخت کمی ک بهش داشتم)ولی بعدا ک با هم بودیم و میحرفیدم بششششدت عاشقش شدم(ب خاطر شناخت زیادی از ایشون).ایشون هم منو دوس دارن و خدا رو شکر دوستی ایده الی داریم.اولاش هدف ما فقط درسی بود،بعد شد دوست داشتن،بعد شد عاشقی،و الان شده ازدواج.ایشون و خوده من از اون دسته از نوجونا نیستیم ک اهل رابطه جنسی باشیم،و این موضوع رو هم من باهاش کنار اومدم هم ایشون. من راجب مساعل جنسی باهاش مستقیم نحرفیدم ولی بخاطر خوندن مقاله های زیاد از عشق در دوره نوجوانی،و ترس زیاد از اینکه ایشون نیت بدی در ذهن داشته باشن ب طور غیر مستقیم راجب همین موضوع باهاش حرفیدم.قبلش ب خودم گفتم اگ ایشون ب دنبال رابطه جنسی باشن همون لحظه کات میکنم،چون من اصلا ب چنین چیزایی اعتقاد ندارم و باید هر کاری ب موقع و ب طور مشروع انجام بشه.وقتی بهش گفتم(ب طور غیر مستقیم بخاطر شرمی ک داشتم)،ایشون بشدت از دست من ناراحت شدن،و گفتن ک هدف من اصلااا چنین چیزی نیس،چون اگ میخاستم چنین کاره بدی رو بکنم،سراغ تو(یعنی من)نمیومدم،و با دخترای شهر خودم ک نزدیکم بهشون،این کارو می کردم. ایشون هم مثله من از رابطه جنسی خارج از چارچوب بشدددت مخالف هست و ازم خواست ک دیگه هرگزززززز راجب این موضوع حرف نزنه.قبلا فکر نمی کردم ک پسرا فققطط دنبال رابطه جنسی باشن،اما وقتی راجب عشق در دوران نوجونی مطالعه کردم،فهمیدم ک پسرا صرفن دختر رو واسه ارضا شدن میخان و دخترا دنبال حس ارامش و امنیت و عشق واقعی هستند.اما این پسره ک باهاش تو رابطم(رابطه دوستی و لاغیر)اصلا چنین روحیه ای نداره،و مثل من دنبال عشق پاک و بی رابطه جنسی و بدون خیانته.راجب ازدواج حرفیدیم.قبلا درخاست ازدواج دادع بود اما بخاطر اینکه شناخت کمی بهش داشتم،گفتم ک ب ازدواج فک نکن اصلاااا.اما الان ک بهش شناخت بسیااااااااااار زیادی دارم،ایشون رو واسه ازدواج انتخاب کردم.ایشون رو از روی هوس یا ناپختگی انتخاب نکردم،ایشون رو انتخاب کردم چون بارهااااااااااااااااااااااااااا عشقشو بهم ثابت کرد.ی کارهایی واسم کرد ک مطمعنن هر کسی این کارور نمیکنه.مثلا:اولاش خانوادم فهمیدن ک من با ایشون در ارتباطم،و بهش زنگ زدن و فحششششششششششش بارونش کردن،ولی ایشون بخاطر من هییییچچچ چیزی نگف،یا اینکه ۳ماه تمام ازم بی خبر بود.(بعد از اون فحش دادن بهش ،نتونستم دنبالشو بگیرم)وقتی برگشتم بهش و دیدم هنوز منو میخاد شکه شدم.و مثله مرد پای این عشق موند.یا اینکه باره دیگه خانوادم فهمیدن ک باهاش رابطه دارم و دوباره بهش فححححححححححش دادن،ولی بازهم سکوت کرد،و بازهم موند پا این عشق.ب خانوادش بی حرمتی شد و لی بخاطر اینکه من ناراحت نشم هیچچچی نگف.تا حالا بهم هیچ درغی نگفته،حتی بهم گفته ک قبل از من با ی دخختری بود ولی دختره بهش خیانت کرد و کات کردن…من با این موضوع مشکلی ندارم،چون خودش اومدم بهم گف ولی اگ بهم نمیگف و بعدن میفهمیدم ک قبل من با یکی بود بد کات میکردم.بسسسسسسسسیار صادق و ادم صادقی هست، و بشدت پایبند ب این عشق.میگه اگ خانوادش بفهمن ک ایشون با یدختر در ارتباطه مادرش اونو میکیشه،واسه همین موضوع همش استرس داره ک خانوادم بهش زنگ بزنن و بد و بیراه بهش بگنفو خانوادش از این طریق بفهمن ک با من در ارتباطه.میگه اگ از طرف فمیلای من بهش زنگ بزنن و خانوادش بفهمن این موضوع رو ،میره و دیگه پشت سرشم نگا نمیکنه.علت این ترسش هم اینکه مادرش رابطه قبلی با اون دختره رو فهمید و الن همیششششععع ب خاطر اون رابطه تحقیر میشه.میگه دوس ندارم تحقیر شم.میگه اگ فامیلام بهش بزنگن و فحش بدن اشکالی نداره،میگه بخاطر تو چشامو رو همهممهمههههه بی حرمتی ها میبندم ولی میگه اگه خانوادم بفهمن میرم و برنمی گردم.میگه بعد از اینکه بریم داشنگاه ب خانوادم میگم و مراحل ازداوجو سنتی برگزار میکنیم.ولی اان نباید بفهمن چون خانواده ها فک میکنن دختر پسرا نباید توو این سن عاشق شن،اونا فک میکنن عشق در سن نوجوانی یعنی هوس،در حالیکه من و ایشون عاشقیم،عاشقققققه واقعی.راجب اینکه دسته منو بگیره بارهااا صحبت کردیم ولی همیشههه من طفره میرفتم و بحثو عوض میکردم.نمیدونم چرا ولی خب همیشه طفره میرفتم.میگه وقتی دست کسیو ک دوس دارم بگیرم حس مالکیت و غرور ب ادم دست میده و خوشاینده.همین چن وقت گیر داد بهم گف خب نظرتو راجب دست دادن بگو.من هم قبول کردم ک اگه همو ببینیم همو بغل میکنیم و بوس و دست دادن هم اشکال نداره.ایشون هم قبول کردن.ولی الان ک دارم فک میکنم میبینم این راه غلطههههه. ودست دان و بغل کردن خودش مقدمه ای هست واسه منحرف شدن.و الان هم خیلی اعصابم خورده ک قبلا بهش گفتم ک همو بغل می کنیم.ایشون قبلش گفتن ا هم دست ندی بهم مشکلی ندارم.گفت اختیارش با خودته ،دتس ندادی هم اشکال نداره ولی من بخاطر اینکه ناراحت نشه گفتم دست میدم. ولی ب نظر خودم این هم ب ضرر منه و هم ب ضرر ایشونه.ایشون با همههه چیزه من تا میکنن.عاشق حجابمه،و تحسین میکنه حجابمو.از دروغ بیزاره.بارهااااااا بهش دروغ گفتم ولی وقتی رفتم بهش راستشو گفتم بشششششششششششششششدت ازم دلخور و عصبی شد.دروغای گنده ای بهش گفته بودم.ولی باز هم پا این عشق موند.من و ایشون هدفمون ازدواجه،دنبال عشق پاک هستیم،عشقی ک بوی هوس و گناه نمیده،دنبال عشقی هستیم ک بی حد و مرز باشه،دنبال عشقی ک خیانت توش نباشه.دنبال این هستیم ک سره موقعش(بعد از ورود ب دانشگاه)به خانواده بگیم ک همو دوس داریم.الان هنوز هم ندیدم ولی اگ همو ببینیم ن دست میزنیم به هم و نه لمس میکنیم همو.فقط همو میبینم و حرف میزنیم(حرفای حرام نه،حرفای معمولی و یه دوست دارم)الان اب این وجود ایا این دوستی حرام است؟؟؟ن دست میدم و ن لمس میکنیم همو. هدفمون ارتباط جنسی نبود و نیست.هدفمون امر مقدس ازدواجه.ایا این چت کردن و این دوستی حرام است؟؟؟خواهههههههههههههههههههش میکنم حتمننننننننن کمکم کنید…تو رو خدااااااااااااااااا

  230. رضا

    در پاسخ به نگار:یه سوال دارم ازت نگار.تو گفتی شاید از روی حس خواهرانه بهم گفته باشه.یه سوال دارم،تو به خواهر یا برادرت میگی ای لاویو؟؟ازش میپرسی میدونی یعنی چی و معنیشو براش توضیح میدی؟

  231. دختر۱۳

    علی ….چیشدی به عشقت رسیدی؟!!!!

  232. دختر۱۳

    (ولش کن دختر۱۳خودش پایین پیامش نوشته چل
    شدم)

    آره نگارجان کاملا واضحهههههههههههههههههههه

  233. دختر۱۳

    به Amin mahani

    اولا سن منو نبر بالا من تازه رفتم تو سینزده دوما خیلی وقت نیست که دارم اینجا چیز مینویسم کلا یه ماه ایناست……..

    ماشاالله دل بزرگی داری که همه ی دخترارو دوست داری هه یعنی همه پسرا دلشون بزرگه نه فقط تو

    بعدشم شما پسرا خیلی بیشتر مغرورین خیلی به خودتون مینازین….
    بعضی پسرا انقدر به خودشون مغرورن آدم فکر می‌کنه کی هستن(ازجمله عشق اولم)
    هه درواقع هیچی نیستن فقط تکبره!

    واقعا بعضیاتون خیلی حال بهم زنین فقط بلدین تیکه بپرونین(درهمچین مواقعی دلم میخواد بزنم تیکه تیکه کنم این پسرای بی ادب و ……)

    یه دختر عاقل هیچوقت عاشق شما پسرا نمیشه(چون تجربه ی بدی دارم میگم.)

    شما پسرا فقط جنسی فکر میکنید!!!عشق و عاشقی نمیدونید چی هست

    شما پسرا موجودات عجیب غریبی هستین حرفاتونم هیچوقت باهم نمی‌خونه

    خلاصه بگم کاملا درمورد دخترها اشتباه فکر می‌کنی که غرورشون بیشتره و اینا

    کلام آخر:اگه شما پسرا دل دخترارو نشکونین ،انقدر دروغ نگین و انقدر تنوع طلب نباشین دنیا بهشت میشه…..

    لطفاً یکم رو خودت کار کن(اه)

  234. N.D (نگار)

    ولش کن دختر ۱۳
    خودش پایین پیامش نوشته چل شدم
    خخخخخخ
    ^~^

  235. Amin mahani

    اره قبول دارم خیلی چرت و پرت گفتم -_-
    اما اینا بگم من هیچ وقت بخاطر اون وقتم نرفته
    و درباره‌ی زن ها و مرد ها
    زن ها غرورشون بیشتره
    مردها نه
    مثلا اگه بخای عاشق یه دختر بشی اون بخاطر غروری که داره خودش را سنگین میگیره ولی تا دلت بخاد داره تو دلش میسوزه
    راستی اگه میخوایید بفهمید طرف مقابل دوستتون داره باید برید یه چندتا سایت را چک کنید
    و تازه تو اون را فراموش نکردی
    و به دختر ۱۴ ساله اره با تو بودم =_=
    و من گوشی داشتن تو این سن رو اصلا خوب نمیدونم
    دختر ها در ۱۶ سالگی و پسر ها در ۱۸ سالگی
    من الان دارم با گوشی مامانم قاچاقی چیز مینویسم
    راستی بچه ها اگه دلتون میخواد یه برنامه چت درست بکنم اونجا چت کنیم
    راستی اونایی که اتفاقا دختر بودنند و میگند طرف مقابل دوستشون نداشته اشتباه میگن
    چون پسر ها فکر میکنن اون دوسش نداره و از اون بدشون میاد حالا چرا چون بروز نمیدن دختر ها
    بعدم دخترا فکر میکنن که دوستشون نداره
    راستی دوشنبه افطاری خونه‌ی مامان جونم دعوتیم و فکنم اونم بیاد
    راستی یه چیز جالب
    من ۶ تا خاله دارم
    ۵ تا هم دایی
    زیاده نه
    دلتون بسوزه ^_^
    من اون کسی که دوستش دارم هم دختر عمه ام هست هم دختر داییم
    اما ازش دورم
    راستی من نمیتونم فراموشش کنم
    و اونم فراموشم نمیکنه
    یکی از نشانه های اینکه عاشقت هست رو من توش دیدم
    اگه یکی عاشقت باشه چشماش اون سیاهی وسطش که اسمش یادم نیس تا حد امکان بزرگ میشه
    و من این و چندتا دیگه نشونه توش دیدم
    و یه چیزی که هست من توی این همه فامیل فقط همین همسنمه که دوسالم ازش کوچیک ترم
    هی T~T
    تازه اونایی که فراموشش کردین شاید بعضی موقع ها به اون یکی صدمه بزنید که فکر نکنم دوست داشته باشید
    من سعی میکنم بیشتر برم خونه مامانجونم
    من مردم P-:
    من یه کانال دارم توی آپارات دنبالم کنید
    اسمش winroid هست آهنگ هام رو ببینید
    راستی شما ها کجایی هستید
    اسمتون چیه
    من اسمم اون چیزی که نوشتم نیست گفتم شاید از شما ها هم نیست
    من هیچوقت بخاطر عشقم پسرف نمیکنم بلکه جلو تر میرم تا اون به من افتخار کنه و نخاد عاشق یه آدم افسرده بشه
    راستی بچها با درسهای مسخرتون چیکار میکنین -_-
    خیلی مسخره شده
    امید وارم همه به اون چیزی که می‌خوایید برسید
    البته من از اون بچه سوسول ها نیستم ها
    نمیدونم عزیزمو عشقمو به هدفت برسیو امیدوارمو
    آدم باید لات باشه
    ♡~♡man ashegam♡~♡
    من همتون رو دوس دارم همه ی شما دخترا اما بیشتر جوکرو
    و ازون بیشتر خدا رو فعلا داداش (-B

  236. علی…

    سلامی دوباره
    انشاالله حال همتون خوب باشه
    میخواستم بگم که انشاالله همه مشکلاتتون حل بشه و موفق و پیروز باشید.
    ((((((((((خداحافظ برای همیشگی))))))))))

  237. N.D (نگار)

    سلام Amin mahani

    اول از همه بگم که تولدت بود چه ربطی به اون دختره که عاشقشی داره -_- تو که نباید به خاطر اون خوشی رو از خودت بگیری.مهم اینه که اون دختر هست و غریبه نیست و به خانوادتون نزدیکه
    بعدشم تو الان ۱۲ سالته پسر
    دیگه بچه نیستی.فوقش ۶ یا ۷ سال دیگه دانشگاه قبول میشی اگه شهر دور باشه از خانواده جدا میشی میری خوابگاه و دیگه از خانواده آزاد میشی که میگی خانواده هاتون باهم خوب نیستن.از خانوادت جدا میشی اگر اون دختر هم دلش تورو بخواد به هم میرسین.البته من به یه نتیجه ای رسیدم که واقعااااا ازدواج کردن چه ازدواج موفق چه ناموفق به قسمته.همه چیز به اون دختر بستگی داره.بعدشم این عشقا الکیه.تو وایسا ۴ سال دیگه اگه بازم اونو انقدر دوس داشتی معلوم میکنه الکیه یا واقعی.
    بعدشم یه نکته که گفتی زن ها جلبن
    تو با این حرفت به مادر خودت هم توهین کردی
    هر جنسی خوب و بد داره
    مثل لباس که جنس خوب داره جنس بد هم داره
    انسان هم همینطوره
    هم زن خوب و بد داره هم مرد
    تازه مرد های جلب خیلی زیادن
    همین دیروز یکی از بستگانمون گفت تو گاراژی که کار میکنن یه پسر ۱۶ ساله هست کار میکنه
    میدیدن خیلی افسردس و تو خودشه که دنبالش میکنن میبینن ۳ تا مرد حدودا ۳۰ سال هر روز میان اذیتش میکنن.حساب کن چقدر میتونه یه آدم پست باشه که…
    ۳ تا مرد به یه پسر ۱۶ ساله تجاوز کردن
    این یعنی چی؟ یعنی همه مردا خوبن؟
    من چون خودم دخترم نمبخوام از زن ها دفاع بیخود کنم.فقط میگم مردای بد هم کم نیستن.

    در رابطه با اینکه گفتی چطور اینجا مینویسین چطور نداره که
    اکثرا با گوشی خودمون مینویسیم
    حالا من بقیه رو نمیدونم ولی خودم با گوشی خودمه
    مگه تو چطور میای اینجا که اینو پرسیدی
    در آخر هم میگم سعی کن فراموشش کنی چون دیر یا زود داره فهمیدن اینکه الکیه یا واقعی اما سوخت و سوز هم داره.
    چون زمانت به هدر میره و چهار روز عمرت الکی میگذره
    بدون که ما هر کدوم برای یک ماموریت آفریده شدیم.هر کدوم وظیفه ای بر عهده داریم که باید انجام بدیم…
    موفق باشی

  238. دختر۱۳

    به Amin mahani

    واقعا خودت فهمیدی چی گفتی!!!!ما که چیزی نفهمیدیم فکر کنم حالت خوب نیست

    (راستی دختر ۱۳ساله دیگه ۱۴ سالت شد می‌دونی چند وقته اینجا داری چیزمینویسی)

    اینو با من بودی آیا؟!؟!

  239. Atena khanoom

    *_*

    آیا کسی هست که از عشق یک طرفه رنج نبرد؟
    آیا کسی هست که عاشق نشده باشد؟
    آیا کسی هست که عاشق کسی بشود و بتواند فراموشش کند؟
    -_-
    چقدر اینجا همه مینالیم و ناراحتیم هممون افسرده‌ایم ! ‌T~T

  240. Amin mahani

    راستی قبول دارین که اگه اونا نبینید یا خودارضا.ی میکنید یا فیلم‌پورن‌نگاه میکنید
    یا 🙁
    خلاصه گناه میکنید

  241. Amin mahani

    سلام از نظر من همتون اشتباه می‌کنید
    من خودم عاشقم ۱۲ سالمم هست
    اما هیچ وقت نمیتونم دختر عمه‌ام را ببینم
    چقدر بده
    اما حالا چیزی که میخوام بگم
    شما ها باید خودتون رو خالی کنین
    وگرنه افسرده میشین
    چون تو سن بلوغ هستین
    شما بیشتر هیجان دارید،بیشتر انرژی می‌سوزونین،بیشتر گرمتون میشه،و…
    شما باید یه جور خالی بشید
    آهنگ گوش‌بدید
    عشقتون رو ببینید،بشناسید
    بخنیدید با هم
    گریه کنین
    بازی کنین(البته با گوشی ها 😐 )
    خلاصه استفاده بکنین
    چون شاید دیدید واقعا ازدواج کردید با‌هاش
    ۵۰ ۵۰ هست
    فقط می‌تونم بگم خوش به حالتون:(
    من که نمیتونم
    من خانواده هامون با هم بدن
    منم زیاد نمی‌بینمش
    ۲ سال هم از من بزرگتره
    راستی امروزم تولدمه ولی به چه دردی میخوره
    کجایی لیلی من که مجنونی کنم
    البته این عشقا الکی هس
    میگید ولی الکی هس
    راستی درباره زن ها یه چیزی بگم
    خییلی جلبن
    البته دختراشون نها ولی سعی کنید مثلشون نشید
    تازه سعی کنید دین اسلام را نگه دارید
    خدایی باشید
    با خوداباش تا خودا با تو باشه
    راستی شما ها چشکلی اینجا چیز مینویسین
    خودتون گوشی دارید؟
    راستی دختر ۱۳ ساله دیگه ۱۴ سالت شد
    میدونی چند وقته اینجا داری چیز مینویسی
    اگه می‌خواهید که بفهمین طرف مقابل دوستتون داره یا نه تو اینترنت سرچ کنین چند تا چیز داره که می فهمین
    من که فهمیدم اون دوستم داره
    راستی شما ها کجایی هستید
    آدرس بدید بیام خواستگاری
    خخخخخ
    لطفا اینجا چیز بنویسید من خالی شم
    چند وقته افسرده شدم
    چل شدم
    کمکم کنید

  242. Atena khanoom

    بچه بدی نیست ولی من ازش خیلی بدم میاد نمیدونم چرا -_-

  243. علی…

    بعضی از استیکر ها میمونن بعضی هاشون بعد ارسال کامنت حذف میشن

  244. N.D (نگار)

    بچه ها یه سوال
    چطور توی کامنتاتون استیکر میزارین؟من استیکر میزارم بعد از ثبت شدنش استیکراش حذف میشه

  245. N.D (نگار)

    سلام
    آتنا خانوم پسرعمه ی بدبختت چی گفته بود که سریع بلاکش کردی -_- خخخخخخ دلم براش سوخت

  246. Tanha

    جواب به دختر ۱۳ :
    نه دلم نمیخواد باهاش حرف بزنم
    یعنی خودمم نمیدونم
    ولی دارم سعیمو میکنم فراموشش کنم
    چون اینجور بهتره^_^

  247. Tanha

    جواب به N.D: مرسی عزیزم همچنین♥︎

  248. N.D (نگار)

    سلام Tanha جان
    عزیزم این که گفتی تو فکرشی و دوسش داری طبیعیه و تا وقتی که عشقت بهش تموم بشه باهات هست
    این احساس ها تا زمان پایان عشقت همراهت هستن.ولی تو باید خودتو با چیزهای دیگه سرگرم کنی
    به نحوی که بتونی حتی حتی در روز در حد دو دقیقه کمتر از دیروز بهش فکر کنی
    وگرنه فرصت های خوب زندگیت رو با فکر کردن به اون از دست میدی
    ببین عزیزم تو حتی هر روز دو دقیقه کمتر از دیروز بهش فکر کنی کم کم فراموشت میشه.
    منم درکت میکنم میدونم چی میگی چون یه روز منم جای تو بودم ولی الان فراموشش کردم و خیلی حالم نسبت به اون روزایی که تو فکرش بودم بهتره
    از ته دلم آرزوهای خوب برات دارم
    انشالله که به مراتب بالا برسی ♡♡

  249. علی…

    سلام جواب به تنها:
    نه حل نشده

  250. دختر۱۳

    سلام Tanhaخوبی

    یعنی الان تو دلت میخواد دوباره با اون پسره حرف بزنی یا اینکه حرفای مامانت تورو قانع کرده ونمیخوای سمتش بری ؟؟؟

    می‌دونم که هنوز دوسش داری خودم تجربشو دارم درکت میکنم فراموش کردنم سخته

  251. Penny✨✨

    منم یک سال پیش دچار یک عشق طرفه شدم ، طرف من اصلا آدم خوبی نبود و دو مسئله ی بد با هم جمع شد اما توی عشق یک طرفه هم آدم روبه روتون خیلی مهمه ، اما من از نصیحت کردن خوشم نمیاد چون هیچ کس جای دیگری نیست و عشق هم چیزی نیست با حرف از بین بره ، عشق بی منطقه ، من خودم بی منطق عاشق شدم ، امیدوارم هیچ کدوم از شماها به سرنوشت من دچار نشین ……. اما سعی کنید لذت ببرید و هرچیزی که بهتون خوشحالی واقعی میده رو انتخاب کنید ، چون تو زندگی هیچ چیز بالاتر و مهمتر از خوشحالی نیست و این عشق های این سن خیلی زیبان و من عاشقشونم ، امیدوارم عشق های همتون قشنگ و دو طرفه و زیبا باشه و هر چیزی هست لذت رو براتون بیاره …….

  252. Atena khanoom

    سلام -_-
    با تاخیر فراوان وارد میدان نبرد شدم خخخ
    از غافله عشق جا مانده…رو به دیوار…خیره به در •_•
    اینجور که همه تعریف میکنن پس نصف ایران در حالت عاشقی به سر میبرن ! (؛
    علی تو آخه چرا نمیتونی فراموشش کنی!
    وقتي نمیخوادت!
    وقتی بهت توجه نمیکنه!
    وقتی هنوز از بحران سن نوجوانی نگذشتی آخه چرا ؟؟؟
    انگیزت چیه ؟
    اینکه اون هم بیاد و عاشقت بشه و لیلی و مجنون باشین! *_*
    که ۱٪ ممکن داره اتفاق بیفته!
    دختری که عاشقت باشه یه جوره دیگه ای باهات رفتار میکنع!
    یه جور خاص یه رفتاری که تا به حال ازش ندیدی!
    من خودم پسر عمه ناتنی‌ام بهم پی‌ام داد فقط در حد سلام بلاکش کردم!
    دلیل پی‌امش این بود که مهمونی من با حالت خشم غلیظ نگاش کردم -_-
    که بگم ازش متنفرم ولی اون فکر کرده بود من ازش خوشم میاد (: خخخخ
    برای همین پیام داده بود منم قضیه رو گذاشتم ور دست عمه‌ام و از اون روز تا الان یه بار هم ندیدمش از بس خجالت کشیده :() خخخخخ
    نمیدونم عشقت اگه واقعیه اونم یه بدجنس مثل من به تورت خورده
    فک کنم چیزی ازت نمونه -_-

  253. دختر۱۳

    سلام نگارجان من این کاری که گفتی میکنم خودمم به فکرش بودم شاید حداقل تاچهل روزنگاه نکنم دیگه اعتیادم ازبین بره من تمام سعیمو میکنم که دیگه سمتش نرم من تواین یه سال ازبس که گناه کردم…….. از دیدن پورن تاچت کردن بانامحرم دوست دارم همه رو ترک کنم لطفاً برام دعا کن عزیزم

    ممنونم ازت

    اسم اون سایت روبگو که گفتی گفت و گوی خصوصی داری ممنون❤️❤️❤️❤️❤️

  254. علی…

    به نظرم بهترین کار مسدود کردن همه اون سایت ها هس

  255. Tanha

    سلام بچه ها (نگار،علی،دختر ۱۳) خوبین
    منو که یادتون هست
    بچه ها میخواستم بگم من بعد از اینکه همه چیو به مامانم گفتم خیلی اروم شدم مامانم حرفاش منطقی بودن ولی من هنوز دوسش دارم و نمیتونم فراموشش کنم
    این عشق مسخره عصابمو خورد کرده. شما ها همتون میگین زود گذره آره راست میگین ولی هنوز که نگذشته. من میترسم از روزی که این عشق بگذره و ببینم چه چیزایی رو از دست دادم دلم نمیخواد توی این سن کمم این بلاهایی مثل شکست عشقی و این چیزا سرم بیاد واقعا خسته شدم. یه چند روزی به خودم تلقین میکردم که تونستم فراموشش کنم ولی وقتی به خودم اوموم دیدم نع هنوز دوسش دارم
    دارم دیوونه میشم.
    راستی یه چیز دیگه هم میخوام به پارسا سلیمانی بگم شما باید خیلی زود فراموشش کنید تا بیشتر از این درگیرش نشدین میدونم من درکتون می کنم شما فکر میکنید حرفای اینا همش الکیه و تو عشقت به اون واقعیه منم همین فکرو میکنم اینا از دل من که خبر ندارن ولی همه حرفاشون منظقیه
    من خیلی میترسم از اینکه چه بلایی قراره سرم بیاد با این عشق (یک طرفه) خدایا خودت کمکم کن 🙁
    در ضمن من همه حرفای نگار و دختر ۱۳ رو قبول دارم اونا راست میگن
    راستی علی جان مشکل شما حل شد؟؟

  256. N.D (نگار)

    سلام دختر ۱۳
    سپهر راست میگه.نمیدونم خودش تجربشو داره یا اینکه در موردش تحقیق کرده که میدونه چه بدبختی هایی به دنبال داره
    هر کاری میکنی فقط سمتش نرو
    هروقت وسوسه شدی فکرتو به چیز دیگه ای بده
    تا جایی که میتونی بهش فکر نکن و اگر فکرت رفت سمتش هرجوری شده سریع فکرتو بدزد و بده به یه چیز دیگه
    میدونم سخته اما شدنیه
    یه برگه بردار برای خودت خط کشی کن
    بعد هر روز که گذشت و تو توی اون سایت ها نرفتی یه تیک توی یکی از خونه های اون برگه بزار
    توروخدا نزار چند ماه اعتیادت به چند سال تبدیل بشه چون اون موقع هر چقدر میخوای ترکش کنی نمیشه.
    برای خودت تنبیه بزار
    بگو اگه رفتم سمتش باید خودمو تنبیه کنم (و اگر رفتی سمتش اون تنبیه رو انجام بده)
    یه تنبیه ای بزار که نزاره بری سمتش
    خلاصه هرکاری که میتونی بکن که اعتیادت بیشتر نشه
    اینو از من که تجربشو دارم بشنو
    چیزی نیست که بگی آره چند وقت انجام نمیدم تموم میشه میره
    این خطر که هر لحظه بری سمتش تا آخر عمرت باهاته چون یه لحظس
    یه هوس.فقط کافیه یه هوس بیاد سراغت تا دوباره…
    امیدوارم که بتونی ترکش کنی
    اگر خواستی باهم ارتباط داشته باشیم یه سایت بهت معرفی میکنم بیای اونجا که گفتگوی خصوصی هم داره. ^_^
    موفق باشی

  257. دختر۱۳

    سلام آقا سپهر من 13سالمه متاسفانه‌چند ماهه که به پورن اعتیاد پیداکردم ولی دلم میخواد دیگه سمتش نرم اما میترسم مثل دفعه های قبل وسوسه بشم وبازم برم سمتش
    نمیدونم چیکار کنم میشه لطفاً بیشتر توضیح بدین ویک ‌راهکاری بدین ممنون میشم

    احساس گناه میکنم اما چیکارکنم که بهش اعتیاد پیداکردم

  258. سپهر

    اگه می خواین از ضررات دیگه پورن و خود ارضایی توضیح بدیم لطفا پاسخ به این پیام بدید بگید بگو

  259. سپهر

    بازم سلام می خواستم بگم هیچ وقت سمت سایت های پورن نرید یعنی بد بخت تمام عیار می شید از اعتیاد بهش گرفته تا لو رفتنتون و تااا خود ارضایی که اوووج بد بختیه‍♂️‍♂️‍♂️

  260. N.D (نگار)

    در پاسخ zyaryamyrhsyn
    سلام
    ببین شما الان ۱۸ سال و نیمته
    نزدیک ۱۹ سالته
    خب پس دیگه بچه یا نوجوان نیستی که عشقت زودگذر باشه.درضمن گفتی ۶ ساله که عاشق دخترعمت هستی‌.خب ۶ سال زمان کمی نیست.پس میشه مطمئن شد که عشقت واقعیه.اما گفتی که با تو مثل بقیه پسرای فامیل سرسنگین نیست .من وقتی بهش فکر کردم دیدم ممکنه اگر بفهمه عاشقشی ناراحت بشه.چرا؟ چون که اون ممکنه با تو احساس راحتی بیشتری کنه و تورو مثل برادرش بدونه و واسه همین باشه که با تو صمیمیه.
    شایدم اینطور نباشه و اونم عاشقت باشه و واسه همین باهات صمیمی باشه.به هرحال باید همه جوانب رو در نظر گرفت.
    من خودم توی فامیلمون بالای ۵۰ تا پسر داریم.پسرعمو پسرعمه پسر دایی و…..
    اما من از بین همه ی اینا فقط با دوتا از پسرعموهام صمیمی هستم.اما به چشم برادر بهشون نگاه میکنم.واسه همینم یه موقعی بفهمم اونا من رو مثل خواهرشون نمیدونستن ناراحت میشم.
    تو باید اول یه جوری از یه طریقی بفهمی که اون تورو مثل برادرش میدونه یا نه اینکه اونم عاشقته

    هر وقت اینو فهمیدی دیگه راه های زیادی واسه این وجود داره که به هم برسین.
    حتما حتما سعی کن که یه جوری زیر زبونشو بکشی و مزه دهنشو بفهمی
    حالا گفتی که هیچ ارتباطی باهم ندارین.یعنی حتی همدیگرو سالی یبار هم نمیبینین؟

  261. N.D (نگار)

    پاسخ tanha
    عزیزم خیلی خوشحالم که مشکلت حل شد.انشالله به اهدافت برسی و در آینده به هرچیزی که میخوای دست پیدا کنی.
    واقعا این عشق های مجازی از هرچی بدتره.
    نباید آدم خودش رو درگیرش کنه

  262. ادوین کراینر

    سلام فقط میخواستم بگم چون اکثرا هم سنیم یک سوال کنم
    چه طوری شما قلمچی تراز بالای 6000 میارید اگه کسی هست بگه
    برای من نزدیک 6000 هست ولی بالاتر نمیره

  263. رضا

    جواب به نگار:نگار خانوم شما به برادر یا خواهرت (اگه داری) میگی ای لاویو؟؟؟؟

  264. رضا

    جواب به نگار: من مطمنم عشقم واقعی.اولش زیاد توجهی نمی کردم واقعا به قول تو فکر کردم شاید به خاطر سنم باشه.ولی رفتم سراع چنتا دختر دیگه.ولی همش تو فکر اون بودم و باعث شد با اون دخترا در حالیکه رابطه خوبی داشتیم بهم بزنم.نمی تونستم انگار با بقیه باشم.واس همین فکر میکنم واقعیه.دلم می خواد یه طوری بفهمم که اونم بهم احساس داره یا نه.می خوام برم همه چیو بهش بگم یا نمی دونم یه طوری بهش نخ بدم ببینم واکنشش چیه.فقط چون مذهبی هست ازین میترسم که شاید قضیه رو با بقیه مثل پدر و مادرش در میون بذاره.نمی دنم اصن چجوری شروع کنم. تو ایده ای نداری؟

  265. علی…

    سلامی دوباره
    واقعا بین آب و آتیش موندم که چیکار کنم.
    بعضی موقع با خودم میگم:ایکاش همیشه بچه می موندم و قدم به دوره جوانی نمیزاشتم.

  266. پارسا سلیمانی

    از دختر 13 و نگار خیلی ممنونم.
    و اینکه من نگفتم که الان ازدواج و ….
    الان که عاشقشم و در سن بیشتر ازدواج و ….
    من واقعا حرفی ندارم.و بازن کل احساسات خودم و کارایی رو که کردم ، بهتون نگفتم. چون طولانی میشد.
    من دوست ندارم زود گذر باشه.این هم گفتم.ولی شما میگی هست.من نمیدونم
    و دوست دارم که هر چی که به صلاحم هست ، اتفاق میوفته.
    هر چیزی که باعث میشه من خوشحال تر بشم.موفق تر بشم.و حالم بهتر باشه. همون اتفاق میفوته.من دیگه نمیدونم باید چیکار کنم و ….
    و از خدا میخوام که هر چی برام بهتره ، همون اتفاق رو انجام بده. بازم ازتون ممنونم

  267. N.D (نگار)

    پاسخ پارسا سلیمانی
    سلام
    اول از همه خودت گفتی دوست نداری زودگذر باشه پس یعنی خودت از ته دلت نمیخوای فراموشش کنی و فراموش کردن اون فقط در زمانی ممکنه که واقعا بخوای فراموش بشه.
    بعدشم منم یه روزی جای تو بودم. تازه شاید با عشقی شدیدتر
    حرف هیچکس هم باور نداشتم که میشنیدم عشق نوجوان ها زودگذره
    هر وقت هم میرفتم درباره مسائل اینطوری تحقیق کنم میدیدم نوشتن عشق در نوجوانی زودگذره
    من باور نمیکردم.یعنی نمیخواستم باور کنم
    هی الکی دلیل و برهان برای خودم میاوردم که اگه زودگذره و واقعی نیست پس چرا میبینمش قلبم تندتند میزنه؟ اگه زودگذره پس چرا بهش فکر میکنم گریم میگیره؟ اگه زودگذره…. و..و…و…
    همیشه جای بهانه آوردن هست و همیشه هم واسه هر چیزی کلی دلیل وجود داره.اما دلایل منطقی نیستن.چرا؟ چون که این نشانه هایی که گفتی در خیلی از نوجوان ها هست وقتی عاشق میشن

    حالا بگذریم
    تو فکر میکنی واقعیه
    بایدم اینطور فکر کنی چون همه همینطوری هستن و باورشون نمیشه ولی وقتی عشقشون فروکش کرد باور میکنن.بعضیا زود عشقشون از بین میره بعضیا دیر.
    امیدوارم عشقت دیر از بین نره چون اون موقع میبینی تمام فرصت های زندگیت رو صرف فکر کردن به اون و گریه کردن براش کرده و تمام لحظات زندگیتو که میتونستی چه استفاده هایی ازش بکنی از دست رفته.
    من دیگه تلاشی نمیکنم که قانعت کنم واقعی نیست
    من اون چیزهایی که باید رو گفتم
    موفق باشی

  268. دختر۱۳

    جواب به پارسا :

    این عشقا از بین می‌ره ربطی هم ندارم چند بار عاشق شده باشی من خودم اولا یکیو دوست داشتم خیلی بیشعور بود همش تحقیرم میکرد منم با هزار مکافات فراموشش کردم اونو خیلی دوست داشتم اما فراموشش کردم تا یه جاهایی…… این دومی هم وابستگی داشتم بهش همین

    هر حسیو که نمیشه اسمشو بزاری عشق
    آدما به مرور زمان تغییر می‌کنند سلیقه هاشون عوض میشه یکی میبینی تو پونزده سالگی از یکی خوشش میومد بیست سالش میشه مسخره اش میاد که عاشق اون بوده

    ولی خب تعداد کمی هستن که از نوجوانی همودوست داشتن وباهم ازدواج کردن.

    گریه کردن هم فایده نداره اون که نمیدونه تو دوسش داری فقط داری خودتو نابود می‌کنی.

    عقلی تصمیم بگیر نه احساسی

    اینم از نظر من ببخشید طولانی شدش

  269. پارسا سلیمانی

    اگه میگی زود گذره ، پس چرا من دفعه ی اول نه دفعه ی دوم نه و دفعه ی سوم عاشقش شدم؟

  270. پارسا سلیمانی

    درسته 4 سال ازم بزرگ تره. ولی وقتی من خیلی زیاد دوسش دارم ، چیکار کنم؟
    تا به حال 10 بار اومدم که فراموش کنم؛ ولی نشده

  271. پارسا سلیمانی

    من دوست دارم که زود گذر نباشه
    من قبلا فقط عاشقش بودم. ولی الان هم عاشقشم و هم دوسش دارم
    و این دوست داشتنه و عشقه در یه سزح هستن. ولی من بازم میگم که زود گذر نیس. نمیدونم
    بعضی از وقت ها که تابه حال فقط 5 بار شده ، اشک توی چشمام جمع شده. و یک بار هم اشکام بیشتر بود و جاری شد. بعضی از وقت ها که خیلی دلتنگ میشم یا اینکه خیلی ناراحتم ، بدنم داغ میشه و بعد چشمام رو مبندم و بعد فوت میکنم که یکم آروم بشم.
    خب حالا اگه زود گذر نباشه ، اون موقع شما چه حرفی برام داشتی و میزدی؟

  272. N.D (نگار)

    در پاسخ رضا
    سلام
    ببین تو گفتی زمانی که ۱۰ سالت بوده بهت گفته دوست داره.
    خب در عالم بچگی ممکنه اون آی لاو یویی رو که بهت گفته اصلا بحث عاشقی نبوده باشه.اصلا ممکنه اون به عنوان یه خواهر بهت گفته باشه دوست دارم و تورو مثل برادرش دونسته باشه چون یه بچه ی ۱۰ ساله چمیدونه عشق چیه. °-°
    تو الان یه نوجوانی
    خب طبیعیه که هرکسی در نوجوانی عاشق میشه.ولی میگی بعد از گذشت چند سال هنوز هم عاشقشی.معمولا عشقای زودگذر یه سال بیشتر طول نمیکشن ولی خب اینکه بعد از چند سال هنوز عاشقشی احتمال ۵ درصد هست که عشق واقعی باشه. اماااااا ۹۵ درصد احتمال این هست که بر اثر سنت باشه که ۹۵ درصد هم کم نیست. -_-
    شما الان اصلا همدیگرو توی این سال ها ندیدین؟
    ببین تو باید مطمئن بشی عشقت واقعیه
    الان راهی به ذهنم نمیرسه که بسنجی واقعیه یانه.خخخ
    ولی اگر فهمیدی واقعیه(در صورتی که هیچ راه ارتباطی باهم ندارین)به مادر یا پدرت همه چیز رو بگو

  273. N.D (نگار)

    در پاسخ علی
    سلام نه
    اون فقط یه عشق زودگذر بود که فقط به خاطر سنم بود که اتفاق افتاد

  274. N.D (نگار)

    معمولا نوجوان ها هستن که زود عاشق میشن.اصلا به نفعته بهش فکر نکنی چون اون هم مثل تو نوجوان نیست که زود عاشق بشه.اون دیگه از سن نوجوانی خارج شده و الکی به کسی دل نمیبنده ولی نوجوان ها هستن که زود دل میبندن و زود دل میکنن

  275. N.D (نگار)

    در جواب پارسا سلیمانی
    سلام
    پرسیدی که این عشق زودگذره یانه
    از من بپرسی میگم آره ۹۹ درصد زودگذره
    حتی اگر یه درصد هم احتمال واقعیتش باشه بهتره فراموشش کنی.چون اون ۴ سال ازت بزرگتره.تو تازه در اوج نوجوونی هستی ولی اون الان دیگه جوون محسوب میشه و الکی الکی عاشق یه پسری که چهار سال از خودش کوچیکتره نمیشه.

  276. Tanha

    دختر ۱۳ ممنون عزیزم
    منم برات دعا میکنم که بتونی زندگیتو مثل قبلا کنی و دوباره شاد و سرحال بشی عزیزم♥︎

  277. پارسا سلیمانی

    ولی من همون نشونه هایی رو دارم که در عشق واقعی هست

  278. پارسا سلیمانی

    من از عشق بدم نمیاد. همیشه هم دوست داشتم که عاشق بشم. ولی اینکه 1 سال هست که ندیدمش ، این منو آزار میده

  279. پارسا سلیمانی

    جواب به دختر 13===
    خب معلوم هست که کی از بین میره؟
    و اینکه اگه زود گذر نباشه چی؟
    من در 4 یا 5 سالگی عاشق کسی شده بودم. که عشق زود گذر بود و عشق بچگی. و الان دوباره عاشق شدم.و با اون موقع خیلی فرق دارع

  280. رضا

    سلام نگار.خخخخخخخ.وافعا حسودیم شد.اینم کامنتم که گفتی دوباره بزارم.
    من در حال حاضر 16 سالم هست.در دوران کودکی از دختری خوشم اومد که دختر همکار پدرم بود و یک سال ازم کوچک تر بود و باهم رفت امد داشتیم.موقعی که پیشم بود احساس خوشحالی میکردم ،اون موقع ها عشق نمی دونستم اصن چی هست.اون دختر یه دختر مذهبیه.راستش اون بیشتر اون موقع بهم ابراز علاقه کرد ولی من زیاد توجهی نکردم.حدودا 10 سالم بود که ازم پرسید میدونی ای لاویو یعنی چی که گفتم نمی دونم خودش معنیشو گفتم.ولی من باز خیلی شوت بودم.همون روزش (حالا داستانش مفصله)یه اتفاقی افتاد و ما مجبور شدیم خودمون رو بزنیم بخواب کنار هم.بعد از گذشت چند دقیقه بغلم کرده بود من هم چون فضا نداشتم که عقب تر برم دیگه نمی تونستم کاری کنم و با هزار مکافات گفتم دستشو برداره و خیلی خجالت زده شده بودم.ولی ازش خوشم میومد.بعد از گذشت اون ماجرا وقتی که 14 سالم شد خط فکریمو مشخص کرده بودم و به ازدواجی که قرار بود دراینده داشته باشم فکر میکردم.سخنرانی گوش میکردم تا اماده باشم که بهترین ادم رو انتخاب کنم با چشمای باز و عاقلانه.بعد از مدتی تحقیق کسی رو با اون معیار ها به جز اون دختر پیدا نکردم.تازه فهمیدم چقدر دوسش دارم و بعد از گذشت این همه سال هنوز عاشقشم.مشکلی که الان وجود داره اینه که نمیدونم چطور باهاش ارتباط برقرار کنم چون خودش گوشی نداره و گوشی مادرش هست.مورد دیگه اینکه این وقایع برای دوره بچگی بوده و نمی دونم الان چه حسی نسبت به من داره و طرز فکرش چطور هست یا شایدم کس دیگه ای رو دوست داشته باشه.از این میترسم که بهش بگم و به خونوادش اطلاع بده.نمی دونم چطوری باهاش ارتباط برقرار کنم اگه میشه کمکم کنید.ممنون

  281. علی…

    سلام
    الان هم نسبت به اون پسره حسی نداری؟؟؟
    با نگار هستم

  282. علی…

    سلام.
    میخواستم یه چیزی رو بگم،من تو بعضی از کامنت هام اشتباهی نوشتم که پانزده ساله هستم خخخخخخخخخخ تو سال هزار و چهار صد پانزده رو تمام کردم و شانزده ام

  283. دختر۱۳

    سلام آقا پارسای سلیمانی
    این عشق شما صد درصد زودگذره
    همه تو این سن درگیر این عشقا میشن ولی بزرگتر که میشن اون حسا از بین می‌ره

    اصلا هرکسی که میخواد حالش مث من خراب نشه مث من تو درستش افت نکنه مث من اعتماد خانوادشو از دست نده نه رل بزنه نه به این عشقای زودگذر توجه بکنه وفقطِ فقط درس بخونه از زندگیش نهایت لذت رو ببره وخدارو هیچوقت فراموش نکنه

    آدم با فکر کردن به این چیزا از زندگیش عقب میمونه بعدا حسرت میخوره ولی اگه تلاش کنه ودرس بخونه موفق می‌شه وهیچوقت از زندگیش و خودش ناراضی نمیشه

    هر چیزی به وقتش عشق به وقتش
    درسم به وقتش که وقتش الانه

  284. دختر۱۳

    چرت ترین چیز عشقه که تو داستاناست

  285. دختر۱۳

    واقعاً از تهِ دلم خوشحالم که مشکلت حل شد Tanhaخیلی خوبه که دیگه بهش پیام نمیدی چون مطمئنن اینا عشق نیستن پسرا دو روز بعد میرن با یکی دیگه و دختر بدبخت میشه همین….
    خداروشکر که به این نتیجه رسیدی همیشه برات دعا میکنم که خوشبخت بشی
    من که دارم داغون تر از قبل میشم افسردگی گرفتم هم دلم میخواد بمیرم هم دلم میخواد زنده بمونم کلا با خودم درگیرم احساس میکنم خیلی گناهکار وعوضیم حالم خیلی بده.
    من خودم دیگرانو نصیحت میکنم به دیگران کمک میکنم اما خودم خیلی داغونم یکی میخواد به من کمک کنه
    لطفاً برام دعا کن عزیزم موفق باشی خدانگهدارت❤️

  286. Tanha

    جواب به نگار:
    مرسی بابت نظرات خوبت. اره منم الان به همین نتیجه رسیدم که فراموشش کنم اون اصلا ارزش فکر کردن رو نداره که من بشینم خودمو درگیرش کنم تصمیم گرفتم راهمو تغییر بدم و مثل شما از فرصت های باارزشم استفاده های مفید بکنم و دیگه دنبال این چیزای مسخره و بی ارزش نرم
    بازم ممنون آبجی واقعا حرفلت بهم کمک کرد و فهمیدم باید از تک تک ثانیه های زندگیم لذت ببرم بجای فکر کردن به چیزای پوچ و بی ارزش♥︎

  287. پارسا سلیمانی

    من یه پسر 14 ساله هستم.و یک سال از عاشقی من میگذرد. و هنوز من بازم عاشق هستم.عاشق یه دختر 18 ساله که با هم نسبت فامیلی دوری داریم. و من در کل 3 بار دیدمش.دفعه ی اول هیچی. دوم هم هیچی. و دفعه ی سوم که من دیدمش عاشقش شدم. من در درسم هیچ افتی نداشته ام. من شماره اش رو به طور دزدکانه دارم. ولی خب بهش پیام نمیدم که. فقط عکس پروفایلشو دانلود کردم. خیلی درسخون هست. خلاصه…. من الان باید چیکار کنم؟میشه لطفا منو راهنمایی کنین؟ دوست ندارم این عشقو کسی بدونه. و اینکه خب من 1 سال هست که ندیدمش. و این طوری هم نیست که من در روز بهش فکر نکنم.میکنم ولی به اندازه.چون درس هم میخونم خب.
    لطفا بگین من باید چیکار کنم؟این عشق من زود گذر هست؟یا واقعی؟
    برای اینکه یکمی حالم بهتر بشه باید چیکار کنم؟
    در ضمن من گوشی ندارم. و با لتاب و نرم افزار نوکس در کلاس های شاد حضور دارم

  288. Tanha

    سلام علی و دختر ۱۳
    من رفتم همه چیو به مامانم گفتم و اخرش هم به حرف دختر ۱۳ رسیدم به این نتیجه رسیدم که من نباید همینجور الکی با یه پیام چرت و شاید دروغ عاشق بشم و خودمو ببازم
    بعدشم عشق توی سن من که ۱۳ سالم بیشتر نیست اصلا واقعی نیست فقط یه بچه بازیه و اسمش نمیشه بزاری عشق اسمش رل و شاید دوس پسر و این چیزا
    تصمیم گرفتم دیگه به پیام دادن بهش فکر نکنم و اصلا از ذهنم بیرون کنم میدونم سخته ولی من الان باید به خیلی چیزای دیگه مثل درس و خانواده و زندگی کردن فکر کنم نه به یه پسر که حتی از نزدیک هم ندیدمش
    خب بچه ها من دیگه مشکلم حل شد و برای همه شما به خصوص داداش علی دعا میکنم که به خواسته هاتون برسید♥︎

  289. N.D (نگار)

    سلام رضا
    خخخخخخخخخ همش واسه علی نوشتیم حسودیت شد؟خخخ
    من کامنت تورو ندیدم اگه میشه دوباره بزار

  290. N.D (نگار)

    من با اینکه یه سال ازت بزرگترم ولی تجربه هام خیلی بیشتر از تو هست پس به حرفام فکر کن.
    من نزدیک یه سال پیش با یه پسر ۱۸ ساله اشنا شدم توی بازی آنلاین.اون میگفت دوست دارم منم دوسش داشتم ولی کار به شماره دادن نکشید.خواهر بزرگترم خدارو صد هزار مرتبه شکر فهمید و یه مدت گوشیمو ازم گرفتن.خانوادم اعتمادشونو نسبت بهم تا یه مدت از دست دادن.خودم احساس گناه میکردم و دلم میخواست بمیرم ولی بعد یه مدت تمام شد.
    من از وقتی که عشقم رو کنار گذاشتم واقعا تغییر کردم.خیلی تغییر کردم.خداروشکر میکنم که خواهرم متوجه شد من دارم چیکار میکنم وگرنه من الان معلوم نبود که… بگذریم ولی این عشقا تو این سن آدمارو ناخودآگاه به جاهای بد میکشه.راستی من گفتم عشقم رو کنار گذاشتم منظورم اون عشق مجازی نبود.عاشق پسر همسایه شده بودم.
    الان واقعا دارم به سوی موفقیت پیش میرم.خیلی خوب شده احوالم ولی اون موقع مدام توی فکر و خیال بودم.
    ولی باور کن به خیلی ها غبطه میخورم.خیلی سخته که ببینی تو چند سال وقت با ارزشتو صرف چیزای مسخره و بدردنخور کردی به جای اینکه کار مفیدی انجام بدی که در آینده کمکت کنه.من میبینم اگر یه سالی که همش توی خیال و مسخره بازی بودم رو صرف کتاب خوندن ورزش کردن موسیقی کار کردن کرده بودم الان یه چیزی شده بودم.ولی الانم دیر نیست.از الان شروع کردم.حتی یک دقیقه رو از وقتم بیکار نیستم و هیچ وقتی برای خودم نذاشتم که به عشق و عاشقی فکر کنم.کتاب میخونم موسیقی کار میکنم درس میخونم و…
    الان خیلی از خودم راضیم واقعا حس خوبی بهم دست میده وقتی میبینم وقت با ارزشمو برای کارای مفید مصرف میکنم.
    قدر لحظات رو بدونید.یه دقیقه هم یه دقیقس
    مطمئن باشین یه روزی به حرفای من میرسین.دیر یا زود ولی میرسین.
    من همش خداروشکر میکنم که زود تصمیم گرفتم راهم رو تغییر بدم وگرنه اگر دوسال دیگه میگذشت راه برگشتی وجود نداشت.فکرتون رو درگیر مسئله ای جز درس نکنید

  291. N.D (نگار)

    در پاسخ تنها:
    ببین عزیزم من درکت میکنم ولی روی عشقایی که توی بازی انلاین اتفاق میفته دل نبند.همشون بعد از یه مدت کوتاه یا بلند کمرنگ میشن و تمام
    کمتر به اون پسره فکر کن و فکرتو بده به درست چون در آینده اون نیست که توی جامعه سربلندت میکنه.درس هست که وقتی درست خونده باشی در آینده باعث میشه پیش همه سربلند باشی.
    الان میگی اصلا من نمیفهممت و نمیتونم درکت کنم که میگم فراموشش کن ولی تو باید قبول کنی که این واقعیته
    واقعیت همیشه قبول کردنش سخته
    منم یه روز جای تو بودم
    ولی نحوه عاشق شدنم فرق داشت.به هر حال جای تو بودم و کلم از این حرفا پر بود که میگفتن توی نوجوانی همه عاشق میشن ولی زودگذره و…
    ولی الان میفهمم که درست میگفتن
    من فقط ۱۴ سالمه اما تجربم از تو بیشتره که دارم اینارو میگم
    اینو مثل یه نصیحت خواهرانه برات میگم
    سعی کن تمااااام فکر و ذکرت درس باشه و بس
    وگرنه وقتی چند سال دیگه بزرگتر شدی حسرت خیلی چیزارو میخوری.به جای اینکه ساعت ها فکرت رو مشغول کنی به اون پسر کتاب بخون تا به علم و آگاهیت اضافه بشه چون فکر کردن به اون چیزی رو درست نمیکنه.
    اینم بدون که اگر قرار باشه شما به هم برسین حتی ۴۰ سال دیگه هم بگذره به هم میرسین.خدا رو دست کم نگیر

  292. دختر۱۳

    جواب علی:
    اگه پسرا عاشق میشن پس چرا کسی عاشق من نمیشه (خخخخخخخخخخخخخخخخ)

  293. دختر۱۳

    جواب به علی

    انشالله به عشقت برسی برای من که دیگه عشق معنایی نداره من فکر میکردم علاقه ای که به اون پسر داشتم عشقه اما حسه زود گذربود من به خاطر این عشقو و……
    خیلی تو درسم افت کردم همیشه شاگرد اول بودم اما الان دارم گند میزنم…
    خوبه که عشق شما باعث پیشرفت تو درساتونم شده.
    من که دیگه تصمیم دارم آدم شم بیخیال پسرا وعشق
    بعدشم دلیل دارم که میگم پسرا عاشق نمیشن واینکه وچندشم میشه
    چون تومجازی و واقعیت انقدر پسره عوضی و دروغگو دیدم که دخترارو گول زدن وفقط برای……..دوست شدن که نگو.

    انشالله همگی موفق باشین به عشقتونم برسین

  294. Tanha

    دختر ۱۳ شما میگین غیر از فراموش کردن راه دیگه ای ندارم
    ولی راهی است من اول باید تلاش کنم بهش برسم اگه نشد اونوقت باید فراموش کنم عزیزم بازم ممنون از نظرهات واقعا بهم روحیه میدن♥︎

  295. Tanha

    جواب به علی: علی شما راست میگی باید این چیزا رو بزاریم بعد امتحان ولی من تا اون موقع طاقت نمیارم و من با فکر اون نمیتونم اصلا درس بخونم منم با پنهان کاری موافق نیستم میرم به مامانم در جریان میزارم چون نمیتونم فراموشش کنم داداش انشالله که توی امتحانات موفق باشی و به خواستت برسی♡
    دختر ۱۳: ممنون بابت همدردیت عزیزم♥︎

  296. علی…

    جواب به دختر ۱۳:
    میگی که از پسرا بدم میاد و چندشم میگیره این که هیچ خب بالاخره تو اینجوری هستی ولی چرا تعجب میکنی که پسرا هم عاشق میشن،مطمئن باش پسرا هم عاشق میشن.ولی متاسفانه بعضی ها عشق رو با چیز های دیگه اشتباهی میگیرین و گمراه میشن(چه دختر باشه و چه پسر).
    در ضمن منم با عشق مجازی کمی مخالفم نه کامل،عشق منم مجازی نیس.
    درسته عشم یک طرفه هست و بهش نگفتم ولی این حسی که من دارم باعث میشه پیشرفت کنم تو درسام و… .
    اولین باره که تو پانزده سالگی عاشق شدم ولی درباره عشق خیلی میدونم.درسته که بعضی ها تو این سن شکست میخورن ولی این باعث نمیشه که هی گریه کنی و به فکر خود کشی باشی،اول اینکه باید تلاش کنی که این شکستی رو که خوردی رو درس کنی ولی اگه نشد همان طور که گفتم باعث نشه که به فکر خود کشی باشی چون به قول دختر ۱۳تو این دنیا از عذاب کشیدن راحت میشی ولی تو اون دنیا بهت عذاب میدن.
    من بعد امتحان حسم رو بهش میگم چون اگه قبول امتحان بگم و به احتمال اینکه بهم بگه من حسی بهت ندارم صد در صد ناراحت میشم و میترسم که واسه امتحان تمرکزم رو از دست بدم پس بعد امتحان انشاالله میگم،وقتی که بهش گفتم چه بهم بگه منم عاشقتم و یا عاشقت نیستم،در هر دو صورت به پدر و مادرم میگم.
    به امتحانات چیزی نمونده حواستون رو جمع کنین که بعداً حسرت نخورین.
    برام دعا کنین.
    موفق باشید.

  297. علی…

    جواب به تنها:موفق باشی.

  298. دختر۱۳

    اَمون از این عشق که دهن آدمو سرویس می‌ کنه
    عجب چیزیه

  299. دختر۱۳

    به Tanha

    ببین عزیزم مامانت صلاح تورو میخواد که نمیزاره دیگه باهاش حرف بزنی ‌نگرانته اصلا ناراحت نباش درست میشه انشالله ❤️

    اما بهتره که آدم همیشه همه چیزو بابهترین وقابل اعتماد ترین افراد زندگیش درمیون بزاره یعنی همون پدر و مادر…….

  300. دختر۱۳

    سلام دوباره Tanha

    آره خیلی زندگیمون شبیه همه منم خیلی درکت میکنم
    فراموش کردن هم خیلی سخته می‌دونم منم هرکار میکنم نمیتونم فراموشش کنم
    اما گاهی وقتا به نفعته فراموش کنی اگه نکنی پس چیکار کنی؟!!!
    یعنی در واقع مجبوری چون خودت گفتی که مامانت نمیزاره باهاش حرف بزنی دیگه
    آخرش که پوچه این عشق مجازی ولی انشالله که اگه با اون خوشبخت میشی بهش برسی شاید این یکی مث بقیه پوچ نباشه❤️❤️❤️
    ولی مواظب باش که این عشق به درسات و خودت لطمه نزنه

    انشالله که به خواستت برسی عزیزم❤️

  301. Tanha

    جواب به دختر ۱۳ :
    شما میگی این یک عشق بچه گانست و بزرگ شدم یادم میره
    ولی بخدا دوسش دارم هیچ پسری نمیتونه جای اونو برام بگیره شاید وقتی بزرگ شدم عاشق یه پسری بشم ولی اونو فراموش نمیکنم من نباید منتظر باشم که امیرو از دست بدم باید برم همه چیز رو به مامانم بگم بعدم به امیر پیام بدم و همه چیزو از اول براش تعریف کنم
    ببین هم دوست دارم فراموشش کنم هم دوست دارم بهش برسم ولی از ته دل دوست دارم بهش برسم فقط خدا میدونه چقدر این پسرو دوست دارم

    شما که منو درک میکنی دعا کن که همه چیز درست بشه♥︎

  302. Tanha

    علی منم فکر میکنم اگه به مامانم بگم‌ و بهش پیام بدم بهم حسی نداشته باشه و اون موقع است که دیگه از زندیگم سیر میشم

    (دختر ۱۳) شما درست میگید ولی من نمیتونم امیرو فراموش کنم تو راست میگی عشق مجازی خیلی بده ولی من وابستش شدم عاشقش شدم
    زندگی خودمون دوتا خیلی شبیه همه پس میتونی منو درک کنی و میدونی فراموش کردن خیلی سخته

  303. Tanha

    جواب به علی: علی جان شما هم راست میگی منم نظرم همینه که برم همه چیو به مامانم بگم ولی میترسم
    ولی منم خسته شدم از اینکه هر روز به پروفش سر بزنم و نگاهش کنپ پس من فردا میرم همه چیو به مامانم میگم
    داداش برام دعا کن که همه چیز درست بشه
    منم دعا میکنم که بهش برسی داداش

  304. Tanha

    جواب به دختر ۱۳: شما درست میگی عزیزم منم خیلی چیزا رو از دست دادم اعتماد خانوادم و…
    اره راست میگی من نباید بهش فکر کنم
    خیلی ممنون از نظرت عزیزم واقعا بهم روحیه دادی♡

  305. علی…

    سلام.
    اول اینکه خودکشی کردن رو از ذهنت بیرون بنداز چون خودت میگی برای رسیدن به امیر هر کاری میکنم پس خودکشی کردن رو از سرت بنداز بیرون.
    بشین با مادرت صادقانه حرف بزن و متجوهش کن که دوسش دارم و از روی چیز‌های دیگه نیس،بهش بگو که اگه اونو داشته باشم حالم خوبه و با علاقه بیشتر درس میخونم و… .
    بعد اینکه بهش پیام بدم و بگم دوسش دارم و اونم نسبت به من حسی داشته باشه اولین کاری که میکنم به پدر و مادرم میگم چون از پنهان کاری بدم میاد.
    دیگه خسته شدم هی برم به پروفایلش سر بزنم و ساعت ها عکسش رو ببینم،اخر میگم بهش،ولی وقتی که فک میکنم حسی بهم نداشته باشه و بلاک کنه منصرف میشم از پیام دادن

  306. رضا

    کلا هر پیامی رو می خونم نوشته علی.بابا ما هم نظر گذاشتیما یه نگاهی هم به پیام ما هم بکنید کمک کنید لطفا

  307. دختر۱۳

    سلام به 0909
    این عشق نیست چون عشق فرق می‌کنه با علاقه ودوست داشتنی که در نوجوانی اتفاق می‌افته عشق سالها در زندگی دونفر بعد ازدواج بوجود میاد تا اونجایی که من اطلاع دارم

    احتمال زیاد اون ازتو خوشش میاد که این کارو می
    می‌کنه.
    ولی کسی چه می‌دونه خودت باید تشخیص بدی که دوست داره یانه

  308. دختر۱۳

    من همیشه فکر میکردم پسرا عاشق نمیشن ولی اینجا دارم نظراتو میخونم تعجب برانگیزه
    فک میکردم ما دخترا فقط عاشق میشیم

  309. دختر۱۳

    سلام خوبی Tanha❤️
    منم درکت میکنم چون مث خودتم ولی کمی متفاوت تر
    من هم ۱۳سالمه درست همسن همیم
    نوشته بودی که کمکم کنید یکی که بتونه درکت کنه حالا منم دوست دارم که بهت کمک کنم
    هرکسی حق داره عاشق بشه عشقا باهم متفاوتند
    اما اینکه باکسی در ارتباط باشی خیلی بده
    آدم حیف نیست زندگیه با ارزششو هدر کنه واسه یه عشق مجازی که نه میشناسیش نه تاحالا از نزدیک دیدیش توگفتی که قصد خودکشی هم داشتی این که از همه بدتره چرا آدم باید خودکشی کنه؟! من نمی‌فهمم واقعا.
    آدم باید با مشکلات بجنگه نه خودکشی!!!
    کسایی که می‌خوان خودکشی کنن فقط برای اینه که از دردو عذاب راحت بشن اما چون خودکشی گناهه بدتر اونجا یعنی اون دنیا عذاب میکشن
    زندگی ارزش این چیزا رو نداره………حالا بحث درمورد خودکشی نیس اما هیچوقت این کارو نکن قوی باش.
    در مورد علاقه ای که به اون پسر داری:

    هیچوقت خودتو به خاطر کسی بدبخت نکن من که یه ماهی بود که وارد مجازی شدم با هزارتا پسر چت کردم آخرش هم همه رو بلاک
    ولی خانوادم فهمیدن خودمم دقیقا نمیدونم انگیزم چی بود درحالی که از همه پسرا بدم میاد وچندشم میشه (شاید به خاطر سنم و گرایش به جنس مخالف بوده) درکل یه ماه بیشتر نشدمن از کارم پشیمون شدم اما بعد از چند روز دوباره دلم هوای مجازی کرد اونجا بود که به پسر که یکی دوسال بزرگتر بود اس داد باهم حرف زدیم کم کم بهش وابسته شدم احساس کردم خیلی دوسش دارم اون هم همش به بهانه های مختلف می‌رفت و بعد چند روز پیداش میشد ولی این دفه اگه بخواد پیام بده قسم خوردم که محل سگ بهش ندم…
    خیلی دلم به حال خودم وامثاله خودم میسوزه که به جای درس خواندن…….
    با خودم فکر کردم دیدم من به خاطر این عشق مجازیه مسخره چه چیزایی رو بدست آوردم وچه چیزایی رو از دست دادم دیدم همه چیو از دست دادم (اعتماد خانوادم، درسمو، وخیلی چیزا)
    من اولا دختر زرنگو درسخونی بودم نمیدونم چرا اینجوری شد

    ببین کسی جز خدا و بعد خودت نمیتونه کمکت کنه خودتو گول نزن بزرگ که بشی نظرت عوض میشه آخرش میخوای به کجا برسی؟!اصلا خودت میدونی اینو

    به نظر من اصلا بهش پیام نده ولش کن سنگین باش هیچوقت به پسرا رو نده این عشقترم جدی نگیر چون تو عشقای مهم نری داری مگه نه
    یکیش خدا که بیشتر از مادر آدم، آدمو دوست داره
    بعدش پدرو مادر آدم حیفه اینارو ول کنه خودشو داغون کنه واسه عشق بچگانه ویه پسر که هیچ نمی‌شناسیش

    اینم از نظر من ببخشید طولانی شد

    در کل بهش فکر نکن درستو بخون ما دخترا خیلی احساسی هستیم و این هم حس بچگانه است

  310. دختر۱۳

    عشق نوجوانی شیرین تلخ احمقانه

    یادش بخیر هی

  311. Tanha

    داداش علی من شمارو کامل درک میکنم

  312. اقا علی منظور از اینکه گفتم عاشق بشی تنهاتر میشی واسه اینکه که چون به هیچ کس جز اون ادم فکر نمیکنی و کم کم خودتم حس میکنی مثلا کسی قدرتو نمیدونه یا خیلی تنهایی و افسرده شدی.

  313. Tanha

    چرا هر پیامی میدم میزنه (در انتظار مدیریت)؟؟

  314. Tanha

    جواب به علی:
    داداش علی من جواب شمارو دادم اما هنوز زده (نظر شما در انتظارت مدیریت)

  315. Tanha

    سلام داداش علی من خیلی درکت میکنم چون منم توی سن نوجوانی عاشق شدم
    من دختر ۱۳ سالم که عاشق یه پسره ۱۸ ساله شدم
    ما توی یه بازی انلاین باهم اشنا شدیم. من حرفی از عشق و عاشقی باهاش نزدم. یعنی اون عاشق من شد.
    من تعجب کرده بودم کسی که منو ندیده. صدامو نشنیده. چجوری عاشقم شده. ولی بعد چند وقت منم وابستش شدم. اون خیلی منو دوست داشت. فکر نکنید از ای عشقای الکی هاا. نه واقعا دوسم داشت. چون بهم ثابت کرد. منم عاشقش بودم. ما تصمیم گرفتیم بریم وات باهم چت کنیم.
    خلاصه من موقع هایی که باهاش بودم خیلی آروم بودم.
    تا اینکه من مجبور شدم ولش کنم. چون مامانم فهمید و دیگه من اعتمادم رو پیش مامانم از دست دادم
    اون پسره بهم پیام داد ولی مامانم جوابشو فقط با فوش و توهین میداد.
    اون راحت از من دست نکشید.حتی به دوستش هم گفت ک بهم پی بده و بگه من برگردم. اما هر دفعه مامانم جوابشو میداد.
    من از همون موقع احساس تنهایی کردم. نمیدوستم چیکار کنم به کی بگم که منو درک کنه منو بفهمه. وقتی بهش فکر میکردم عذاب وجدان داشتم چون اون فکر میکرد من ولش کردم. فکر میکنه دوسش ندارم
    من با داش علی موافقم که میگن این مسائل رو نباید قاطی درس کنی منم از خودم تعریف نکنم درسم خیلی خوبه همه نمره هام بیسته ولی این چند ماه احساس میکنم دارم افت میکنم چون همه فکرم شده اون پسره
    هر روز کارم این شده که برم شمارشو بزنم و پروفش نگاه کنم و بشینم کلی باهاش حرف بزنم دردو دل کنم
    بهش پیام میدم ولی وقتی میخوام بفرستم همون حسی رو دارم که علی داره فکر میکنم اگه پیام من براش مهم نباشه چیکار کنم
    شبا به سرم میزنه که خودکشی کنم. یه تیغ گذاشتم توی کمدم شبا از ترس اینکه رگمو نزنم دعا دعا میکنم که هر چی زود تر صبح بشه
    من یه روزی باید به امیر برسم برای رسیدن بهش حاضرم هر کاری کنم
    حاضرم صبر کنم تا بزرگ بشم اما اگه تا اون موقع اون منو فراموش کرده باشه و عاشق یکی دیگه شده باشه چی؟!
    من قول دادم بهش که تا ابد عاشقش باشم و سر قولم هستم
    ولی تا کی ها؟ من هنوز بچم! ۱۳ سالم بیشتر نیست! نباید با این سن کم شکست عشقی بخورم ولی فکر اون نمیزاره که من خوشحال باشم
    ای خدا من چیکار کنم تا کی باید با فکر و خیالات امیر زندگی کنم
    توروخدا یکی کمکم کنه! یکی که بتونه درکم کنه! داداش علی من واقعا شما رو درک میکنم و نمیدونم چی بهت بگم داداش اگه تو میتونی کمکم کن♡
    راستی اسم اون پسره امیر علی بود من بهش میگفتم امیر♡♡

  316. علی…

    یه سوال
    با اونی که اسمش رو سه نقطه گذاشته هستم(…)،چرا وقتی آدم عاشق میشه تنها میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  317. N.D (نگار)

    من کاملا با نظر ابوالفضل موافقم.بچه ها من نمیگم همه ی عشقا تو نوجوونی الکیه ولی بالای ۸۰ درصد از این عشق و احساسات الکیه.اولاش وقتی میخونید پیامایی مثل پیام من که میگن عشق توی نوجوونی ۸۰ درصد الکیه فک میکنید که نه.به خودتون میگید که من با همه فرق دارم و عشقم واقعیه.اما اشتباه نکنین.من خودم تمام این احساسات شمارو تجربه کردم.حتی شدیدتر از عشقای شما رو تجربه کردم.اما بعد یه مدت فروکش کرده و درصد عشقم نسبت به طرف از مثبت ۱۰۰ درجه شده منفی ۱۰۰ درجه.در کل بهتون میگم که فراموش کنین عشقاتونو.میدونم فراموش کردنش خیلی سخته ولی اگر حواستونو به چیزای دیگه پرت کنین میشه.من خودم جای شما بودم و درکتون میکنم.درک میکنم که با خوندن این پیام من با خودتون چی میگید.مطمئنم که میگین دارم یه مشت حرف چرت و پرت میزنم.ولی من تجربه داشتم.تجربه ی فروکش کردن عشق داشتم.تجربه هم که منتقل نمیشه به افراد دیگه.پس باید تجربش کنید تا حرفای منو بفهمین.
    در کل یه جمله میگم و پیاممو طولانی تر نمیکنم.اونم اینکه
    آرزو میکنم هیچکس تو این سنای کم عاشق نشه.
    موفق باشین

  318. 0909

    لطفا بگید.

  319. 0909

    ببخشید من ۱۳ سالمه و یه روز پسر عموم میاد خونمون و میریم تو اتاق زمانی که بچه تر بودیم همش بلند شعر میخوند میگفت زن من میشی؟ یه سال ازم بزرگتره به نظرتدون عاشقمه؟

  320. سلام دوستان
    منم حس شماهارو به صورت کامل تجربه کردم
    و از بچگی عاشق بودم و حالا سه چهار ساله پای حسم وایستادم و از بچگیمون میدونم طرف مقابل حسش نسبت به من حتی بیشتره و همه یجورایی میدونن ما خیلی بهم میایم.
    خواستم به کسایه که تو حسرت تجربه این لحظات هستن بگم: ادما فک میکنن اگه عاشق بشن خاطرات خوبی رو طی میکنن و از تنهایی در میان اما این طور نیست بلکه وقتی عاشق بشن تنها ترم میشن…

  321. Abolfazl

    سلام دوستان من ی جوون ۱۹ ساله هستم …
    دوستان خلاصه اینو بدونید عشق توی نوجوانی ۸۰ درصد مواقع به جایی نمیرسه …
    چرا چون هنوز عواطف و احساسات توی این دوره کامل شکل نگرفته
    نبودن تجربه .. کم سن و سال بودن درک نداشتن از دنیا و خیلی چیزهای دیگ ک با مرور زمان و بالا رفتن سنتون متوجه خواهید شد
    بنده با یه دختری دوسال توی مجزی چت کردم و واقعا دوستش داشتم (همسن بودیم دوتامون ۱۷ بودیم)
    نمیخام ۱ ساعت بشینم براتون تومار بنویسم
    قرار شد ک ماهروقت سنمون بالا رفت و منم تونسم مستقل بشم بیام و ببینمش چون اون همدان بود و من اصفهان دور بودیم .
    خلاصع ک ۱ سال و اینا گذشته بود ک یکباره بهم گفت دیگه نمیتونم این رابطه رو ادامه بدم چون ندیدمت و من هم خیلی دوست داشتم ک اونو ببینم ولی شرایطشو نداشتم .. !
    سر همین قضیه باهام کات کرد ولی چن روز بعد از دوستاش شنیدم ک خاستگار براش اومده و قبول کرده
    من از اون روز نابود شدم احساساتم مرد عواطفم از بین رفت و متنفر شدم از عشق و جنس مخالف
    دوستان من نمیگم عشق بده
    ولی تو این سن خودتون رو درگیر نکنید
    توی نوجوانی عاشق نشید یا اگه هستید سعی کنید همین الان این قضیه رو فراموش کنید …
    چرا چون عشق تو این دوره ب موفقیت نمیرسه
    کلی مانع هست … خانواده فرهنگ طرز فکر و اصلا سن بالای ۱۸ یچیز دیگست و تمام این عشق فروکش میکنه
    پس سعی کنید فقط از زندگیتون لذت ببرید

  322. علی…

    راستی تو چند روز گذشته رفته بودم کار اومدنی تو بازار شانسی دیدمش خودم هم باور نکردم ولی یه زره که دنبالش رفتم دیدم که خودشه.وقتی که دیدمش یه لحظه آروم شدم.ولی وقتی که اومدم خونه یه جوری شدم.
    در ضمن یه چیزی رو هم بگم بعضی ها که میگن عشقم یه طرفه هس و افت تحصیلی کردم سخت در اشتباهند اصلا درس رو نباید قاتی این جور چیز ها کنن.تو این دو سال کرونا که مدرسه بسته بود هم خرج خودم رو در میاوردم و هم به خوبی درسم رو می‌خوندم و هیچ افتی نداشتم.
    در این سن درس رو تو اولیت بزارین و هدف داشته باشین.و برای رسیدن به هدفتون هم تلاش و هم برنامه ریزی کنین.
    موفق باشید.

  323. علی…

    سلامی دوباره.
    هی می‌خوام فراموشش کنم نمیشه.بعضی موقع می‌خوام براش پی ام بدم ولی وقتی که فکر میکنم بعد اینکه حسم رو بهش بگم و توجهی نکنه دیگه پیام فرستادن رو از ذهنم بیرون میکنم.

  324. علی…

    ممنون

  325. M

    سلام من ۱۲سالمه عاشق یک پسرس شدم از طریق بازی آنلاین اگه یک روز صداشو نشنوم دیوونه میشم شمارمم داره عکسش رو دیدم اما اگه خانوادم لفهمن خیلی بد میشه لطفا بگید باید چیکار کنم و اینکه از نظر من چرت وپرته که عشق در نو جوانان زود گذر من مطمئنم این جوری نیست من خیلی وقت عاشق این پسرم

  326. N.D (نگار)

    حالا دوباره میگم
    گفتم که عشق توی نوجوونی یه چیز طبیعیه که به اراده خود ما نیست و بی اراده عاشق میشیم.
    من گفته بودم عاشق شدم و هروقت پسره رو میبینم از این رو به اون رو میشم و قلبم تندتند میزنه و این حرفا
    ولی واقعا یه مدته بهش هیچ احساسی ندارم‌.خودمم تعجب میکنم.اما الان دیگه فهمیدم که هرکی میگه توی نوجوونی عشقا زودگذرن راست میگه.واقعا من تا قبل اینکه به اون بی علاقه بشم اعتقاد داشتم که این روانشناسایی که میگن عشق نوجوونی زودگذره چرند میگن ولی فهمیدم که درست ترین حرف دنیا رو میزنن.حالا ممکنه بین ۱۰۰ نفر یه نفر عاشق واقعی بشه(توی نوجوونی)
    ولی من میدونم که تو الان با خوندن نظرات من فکر میکنی یه مشت حرف الکی و چرت میزنم.ولی قبول کن واقعیته
    من خودم در زمانی که عاشق بودم همش میگفتم هرکی میگه عشق توی نوجوونی زودگذر و پوچه چرت میگه ولی فهمیدم درست میگن.به نظرم خودتو درگیرش نکن‌.سعی کن کمتر بهش فکر کنی.من حواس خودمو ازش پرت میکردم و میبردم به سمت دیگه.ولی گاهی اوقات در روز چند ساعت فقط به فکر اون بودم.خیلی عشقم شدید بود خیلییییی.ولی در یک آن تموم شد و بهش بی احساس شدم.
    ولی تو اصلا به دختره پیام نده چون کار احمقانه ایه‌.تنها کاری که باید بکنی اینه که حدود یک ماه صبر کنی.اگر با گذشت یک ماه حتی یه درصد فقط یه درصد عشقت کم شده باشه نسبت بهش پس بدون که این عشق سر و ته نداره و پوچه و به جایی نمیرسه.
    پیشنهاد میکنم که هر روز از عشق و حست نسبت بهش بنویس.بعد گذشت یک ماه بیار نوشته هاتو بخون.اون موقع از چیزایی که نوشتی معلوم میشه حست کم شده یانه.پس از همین امروز شروع کن تا یه ماه هر روز بنویس که چه حسی بهش داری.کاری که گفتم رو بکن چون به نظرم نتیجه میگیری.واقعیتش من عقیدم اینه که تو از تنهایی بهت تلقین شده و عاشق شدی و این عشق نمیتونه واقعی باشه و فقط در اثر یه تلقینه.
    منم چون دختر تنهایی هستم عاشق میشم وگرنه اگر یه کسی رو داشته باشم که باهاش صحبت کنم،احساساتمو بهش بگم،اگر یه کسی رو داشتم خیلی خوب بود ولی من نه توی فامیل دختر همسن دارم و نه خواهر همسن و همدمی دارم.
    واسه همینه که عاشق شدم چون یه همدم و همراه نداشتم و تنها بودم و هستم
    در کل اگر ما توی این سن تنها نباشیم به سمت جنس مخالف و عاشق پیشگی گرایش پیدا نمیکنیم.

  327. N.D (نگار)

    علی من یه هفتس واسه تو کامنت گذاشتم ولی هنوز نوشته در انتظار مدیریته.

  328. مهدی

    سلام.
    آخرش برای این همه مطلب و نظر باید چه کاری انجام داد؟
    هر کسی عاشق است
    بچه ها، نوجوان ها، جوان ، میانسال ها و کهنسال ها همگی که بدون عشق نیستد.
    هر کسی دل داره ،آرزو داره،عاشقه
    الان من این همه مطلب رو دیدم و متوجه شدم اصلا هیچ کدوم از صاحبان این نظرات به تفاهم نرسیدند و اصلا نمیدونن چیکار کنن.
    هر کسی به یه امیدی اومده تا جوابشو از فضای مجازی بگیره.
    از پدر ومادر خجالت میکشه
    رویش نمیشود که به پدر و مادر بگوید.
    الان هم تو فکر خودش مونده چیکار کنه

  329. علی…

    سلام.
    من ماجرای عاشق شدنم رو تو پایین نوشتم.
    کمی کمکم کنید که از کجا شروع کنم و چی بگم؟؟؟؟؟
    شب و روز بهش فک میکنم و نمیتونم فکرشو از سرم بیرون کنم،هیچ افت تحصیلی هم نداشتم.ولی نمیدونم حسش درباره من چجوریه.

  330. zyaryamyrhsyn@gmail.com

    سلام من پسری 18/5 ساله هستم و مدت زیادیه حدود 6ساله که عاشق دختر عمم هستم و همه چیزی رو برسی کردم و اصلا عشق من جنبه هیجانی نداره شاید اولش داشت ولی بعد این مدت و برسی های عاقلانه من نسبت به اخلاق و کردار و کمالش و تفاهم و به هم خوردن از همه نظر دیگه نیست من خانواده بسیار مذهبی ای دارم چند مشکل سر راه من است
    1 من دارای معلولیت هستم و باز هم معلول در فامیل درجه دو (عمو و عمه من که میشه خاله و دایی اون) معلولیت هست البته من بر خلاف اونا فلج نیستم و حتی نیاز به عصی هم ندارم «میترسم برای این موضوع درم کنن»
    ۲ دختر عمم یک سال و نه ماه از من بزرگتر است
    ۳ من سنم از نظر خوانواده کمه و حرف اولشون اگه این موضوع رو مطرح کنم با پدر مادرم اینه که کار نداری

    من ارتباطی با دختر عمم ندارم که بدنم اونم آیا به من علاقه داره یا نه ولی تو پسرای فامیل با همه تقریباً سر سنگین عه ولی با من خوبه هم گرم عه هم شوخی می‌کنه هم خاطره تعریف میکنیم برا هم کلا با من خوبه
    از خوبی نام هم همین قد بگم که تو فامیل و روستامون بسیار قابل احترام ام‌و همه میگن که من خیلی آدم عاقل و پخته و با ایمانی هستم البته بماند که من مداح هستم و تعزیه خوان روستامون هم هستم .از نظر مالی هم من ۲ دنگ مغازه دارم که تقریبا معادل خرید یک خانه ۵۰ متری در شهرمان عه و پدرم هم گفته کمکم میکنه در خرید خانه بهتر و عروسی هم خودش برام به وقتش میگیره از نظر کار هم من فعلا دارم دیپلوم میگیرم و سال آخرم و هر رشته ای قبول بشم بعد گرفتن لیسانس بالاخره میرم و در بهزیستی و جا های دولتی استخدام میشم ولی فعلا کاری ندارم .
    ترس از اینه که تا من بجنبم و به قول بزرگ تر ها مرد بشم و دهنم بوی شیر نده دختر عمم شوهر کنه و من بمونم و یک عمر پشیمانی برای این که کاری نکردم
    هنوز نه خانوادم و نه به دختر عمم نگفتم و نمی‌دونم چه کنم چطور به خانوادم بگم اصلا بگم یا نه ویا باید کار دیگه ای کنم تو رو خدا راهنماییم کنید!

  331. Tanha

    لطفا کمکم کنید خیلی احساس تنهایی میکنم

  332. Tanha

    من ۱۳ سالمه عاشق یکی شدم که ۱۸ سالش بود
    اونم عاشقم بود خیلی همو دوست داشتیم
    ولی من یه مشکلی برام پیش اومد که مجبور شدم ولش کنم
    الان ۳ ماه میگذره و میتونم بهش پیام بدم و همه چیزو بهش بگم
    ولی به این فکر میکنم اگه دیگه منو دوست نداشته باشه حرفای من براش چه فایده ای داره؟
    من هیچ وقت عشقمو فراموش نمیکنم و تا ابد عاشقش میمونم حتی اگه دیگه دوسم نداشته باشه

  333. N.D (نگار)

    سلام غزاله جان منم یه دختر ۱۴ ساله هستم
    اتفاقا منم تیزهوشان درس میخونم:)
    من با نظراتت موافقم.نمیدونم ماجرایی که از خودم نوشته بودم رو خوندی یانه ولی من تا یه مدت پیش عاشق پسر همسایمون شده بودم(به شدتتتتت)
    اما بعد مدتی فهمیدم یه عشق پوچ و زودگذر بوده و الان به این موضوعی که میگن عشق نوجوونی الکیه پی بردم.قبلا میگفتم چرت میگن بابا من عاشق این پسره هستم و عشقم بهش واقعیه ولی مدتی بعد دیدم اصلا دوسش ندارم.
    من در کل با رل و دوستی و اینجور مسائل به شدت مخالفم چونکه در اطرافیانم دیدم کسانی رو که آخرش به کجاها کشیده شدن.اگر هم یه روزی یه عشق واقعی برام اتفاق بیفته دوست ندارم که دیگه تو این سن باشم و دوست دارم که سنم حداقل ۲۰ شده باشه و بعد عشق واقعی برام اتفاق بیفته.حالا واقعا کار ندارم.من خواهر دارم ولی اونطوری که باید نیست و اگر در کل نبود برام خیلی بهتر بود.هیچ دختری هم تو فامیل نداریم که حداقل چند سال هم ازم بزرگتر باشه یا هم سنم باشه و همیشه در حسرت بودم که یه دختر باشه که بهش از یه خواهرم نزدیکتر باشم ولی نبوده و ممکنه این تنهاییم باعث شده باشه که چند دفعه الکی الکی دل ببندم.
    نمیدونم
    ولی کلا تنها بودن چیز خیلی بدیه که کسانی که مثل منن خوب درک میکنن اینکه دختری تو سن من نه با خواهرش ارتباط خوبی داشته باشه که از تنهایی درش بیاره و نه هیچ دختر دیگه ای باشه که باعث بشه تنهاییش برطرف بشه یعنی چی.
    حالا به این موضوع کار ندارم ولی میخوام به همه ی شماهایی که میاید تو این سایت و میگید عاشق شدم یه چیزی بگم
    اینکه به عشقای نوجوونی دلخوش نباشین که همشون زود میگذرن.من خیلی خوشحالم که دیگه عاشق کسی نیستم.چونکه وقتی عاشق میشی تمام فکر و ذکرت پیش عشقته و همه چیزو یادت میره.من اونطوری بودم ولی تموم شد.دیگه الان بهش هیچ حسی ندارم.از این بابت هم خوشحالم چون فکرم آزاده و دیگه بهش فک نمیکنم.
    آرزویی هم که برای هم سن و سالام دارم اینه که ایشالله عاشق نشین.خخخخ جدی گفتم.موفق باشین

  334. سپهر

    سلام دوستان اگه میشه تا اخر بخونید راستش اخیرا با یک نفر اشنا شدم اصالتش امریکایی هست باباش تاجره اومده بروجن شهرمون فرش بومی ببره من هم دیدمش و… بعد حالا دو هفته دیگه میرن چند وقت هم ایران بودن اما خیلی زیاد نه خیلی باحال خرف میزنه ایرانی جون خیلی بلد نیست خیلی باحاله حرف زدنش هم سنمه اول اون ابراز علاقه اش را گفت بعد من می خواستم اول خودم بگم ولی روم نمی شد بعد اون خیلی از رسم های تعجب اور از کشورشون گفت و… اون گفت اونجا کسایی که مورد تعرض جنسی قرار می گیرن خیییلی زیاده یبار به خودش هم خواستن تعرض کنن پدرش رسید و فرار کردن خب جای خوب اینه که دو ماه یک بار به مدت دو هفته‌ میاین بروجن و گندمان ،لردگان و… تا چیز های بختیاری ببرن چون توی خارج فرش پارسی خیلی ارزش داره خیییلی خیلی هم پولدارن ولی من میگم اگه الان رابطم باهاش بیشتر بشه بعد مممکنه جدا بشیم توی حرف های قبلیم هم گفتن اون شخص بعد از جدایی خیییلی داغون میشه هر شب تو فکرش مغزش را می خوره خاطرات گذشته حالا اگه میشه راهنمایی کنید چجوری رابطم را نگه دارم ولی خیلی زیاد نشه که این اتفاق بیفته بعد رابطم را شدید برای ازدواج کنم
    ممون از کسایی که‌ تا آخر خوندن واقعا مممون❤❤

  335. aminrj

    سلام پسرم 16 سالمه
    هر کی می خواست با هم بیشتر آشنا شیم

  336. رضا

    سلام.وقتتون بخیر.من در حال حاضر 16 سالم هست.در دوران کودکی از دختری خوشم اومد که دختر همکار پدرم بود و یک سال ازم کوچک تر بود و باهم رفت امد داشتیم.موقعی که پیشم بود احساس خوشحالی میکردم ،اون موقع ها عشق نمی دونستم اصن چی هست.اون دختر یه دختر مذهبیه.راستش اون بیشتر اون موقع بهم ابراز علاقه کرد ولی من زیاد توجهی نکردم.حدودا 10 سالم بود که ازم پرسید میدونی ای لاویو یعنی چی که گفتم نمی دونم خودش معنیشو گفتم.ولی من باز خیلی شوت بودم.همون روزش (حالا داستانش مفصله)یه اتفاقی افتاد و ما مجبور شدیم خودمون رو بزنیم بخواب کنار هم.بعد از گذشت چند دقیقه بغلم کرده بود من هم چون فضا نداشتم که عقب تر برم دیگه نمی تونستم کاری کنم و با هزار مکافات گفتم دستشو برداره و خیلی خجالت زده شده بودم.ولی ازش خوشم میومد.بعد از گذشت اون ماجرا وقتی که 14 سالم شد خط فکریمو مشخص کرده بودم و به ازدواجی که قرار بود دراینده داشته باشم فکر میکردم.سخنرانی گوش میکردم تا اماده باشم که بهترین ادم رو انتخاب کنم با چشمای باز و عاقلانه.بعد از مدتی تحقیق کسی رو با اون معیار ها به جز اون دختر پیدا نکردم.تازه فهمیدم چقدر دوسش دارم و بعد از گذشت این همه سال هنوز عاشقشم.مشکلی که الان وجود داره اینه که نمیدونم چطور باهاش ارتباط برقرار کنم چون خودش گوشی نداره و گوشی مادرش هست.مورد دیگه اینکه این وقایع برای دوره بچگی بوده و نمی دونم الان چه حسی نسبت به من داره و طرز فکرش چطور هست یا شایدم کس دیگه ای رو دوست داشته باشه.از این میترسم که بهش بگم و به خونوادش اطلاع بده.نمی دونم چطوری باهاش ارتباط برقرار کنم اگه میشه کمکم کنید.ممنون

  337. j

    سلام
    من یه دختر 14 ساله هستم
    یه حسی نسبت به پسر عمو ی 17 ساله م پیدا کردم
    یه 2 یا 3 ماهی می شه هر شب دارم خوابشا می بینم
    نمی دونم باید چی کار کنم
    وقتی می بینمش اصلا دست و پا مو گم می کنم
    رو 26 دی 1399 رفتم یه چیزایی بهش گفتم
    اون گفت آمادگی شو نداره
    نمی دونم ولی خب من و اون از بچگی باهم بودیم
    نمی دونم نظرش درمورد من چیع
    من نمی دوووووونم چه کنم

  338. N.D (نگار)

    سلام صباجان
    ببین عزیزم اول از همه من بهت میگم که به احتمال ۹۰ درصد تا چند وقت دیگه عشقت نسبت بهش سرد میشه‌.
    اما احتمال ۱۰ درصد هم واقعیه.ولی خب اگر ۱ درصد هم واقعی باشه،شما گفتی هرکاری میکنی نمیتونی ببینیش.خب چطور عاشقش شدی عزیزم؟ یعنی شما اصلا همدیگرو نمیبینین؟از این خانواده های به شدت مذهبی هستین یا نه کمی مذهبی این؟

  339. Qazaleh

    سلام
    بچها من هیچکدومتونو نمیشناسم
    خودم یه دختر ۱۴ سالم تیزهوشان درس میخونم خانواده ی خوبی دارم اما ارتباط اجتماعیم بالا نیست
    طوری که دوستای زیادی ندارم نوه ی اولم هم طرف بابام و هم مامانم به قول رفیقم مهد کودک داریم چون همه ی نوه ها بعد من یا نوزادن یا بچهای ۴، ۵ ساله
    مخالفم با اینکه تو این سن رل بزنی یا عاشق باشی و حالا ازین گونه روابط
    بنظر من تا ۱۸ سالگی بهتره از زندگیت از نوجوونیت لذت ببری درستو بخونی آیندتو تضمین کنی با رفقات بگردی و به هیچ وجه با این روابط اعتماد خانوادتو نسبت به خودت کم نکنی
    اونایی که میگین عاشق شدین نمیگم درک میکنم چون تجربه ندارم
    اما وقتی هموز حتی رل نزدین احساستونو به مرور زمان از بین ببرین
    به قشنگیای دنیا نگا کنین فیلمای مختلف ببینین به مکانای مختلف سفر کنین با دوستاتون دورهمیای کوچیک بگیرین با خانوادتون همش درحال شوخی باشین بخندین حال خودتونو بقیه رو بهتر کنین
    دخترا با ماماناتون یا خاهراتون یا دوستاتون خالهاتون و حالا هرکی میخاین برین بازار برین شهرتونو بگردین خری کنین کلکسیونای عطر و اسلایم و دستبند و لاک داشته باشین طرفدار یه گروه خانندگی یا حالا هرچی دوس دارین مث اکیپای کره ای یا هرچیز دیگه (البته من خودم تمایل خاصی به این اکیپا ندارم پیشنهاد بود)
    سعی کنین یهاکیپ چند نفره داشته باشین با عشق به دوستاتون با عشق به خانوادتون دوران نوجوونیتونو بگزرونین
    در کنار همه ی اینا درسو حتما بخونین
    صب کنین کنکور بدین جایی که دوس دارین قبول که شدین و از دانشگاه و محل تحصیل دوران جوونیتون مطمئن که شدین حالا اینجا اگه خواستین اگه شد و اگه تمایلی داشتین روابط احساسی با جنس مخالف
    من نمیگم حسی که بعضیاتون دارین بچگانست یا هوسه اصلا منظورم این نیست اما میدونم عشق و دوس داشتن و وابستگی زیر ۱۸ سال جز دلتنگیو استرس داشتنو نگران بودنو اینا هیچ سودی نداره
    میتونین با پسرا ارتباط داسته باشین اما بعد از اینه یه نفرو کامل شناختین و اونم به عنوان یه برادر یه همصحبت یه دوست
    نه به عنوان رل و عشق و خلاصه اینا
    من تموم خاستم الان اینه چنتا دوست خوب و واقعی داشته باشم که هم جای خاهر نداشتمو برام پر کنن هم از تنهایی در بیام هم اینکه بتونم تو این قسمت قشنگ از زندگیم به طور واقعی زندگی کنم
    شاید بعضیا باورشون نشه ولی من حسرت یه دختر که هم سن خودم یا یکم بزرگتر باشه و یه دوست واقعی یه خواهر واقعی باشه رو دارم که پیشم باشه
    یکیو دارم ولی خیلی دوره ازم میتونم بگم خواهرمه تنها نقطه ی متفاوتمون اینه که همخون نیستیم و فقط شاید سالی یبار هر دوسالی یبار بتونم ببینمش
    اما بازم به امید همون دارم درسمو میخونم باهم درس میخونیم نماز میخونیم دیوونه بازی در میاریم درسته همش با گوشیه ولی همین میشه یه امید میشه یه دلیل برا اینکه نرم سمت جنس مخالف
    حتی وقتی یه اکیپ دخترونه میبینم که باهم همجا میرن و همدیگه رو دارن حسرت میخورم
    خواستم همه ی اینارو بگم و اینکه چون ۱۴ سالمه بچم و چیزی نمیفهمم این درمورد خیلیا درست نیس چون سن یه عدد نیست به عقله
    تجربه کردم تنهاییو فوت کسایی رو که مث جونم بودن ..
    میخام همتون موفق باشین و این روابط عاشقانتون تهش به ازدواج ختم بشه
    نظرای چند نفرو خوندم از جمله آتنا خانوم واقعا حرفات تاثیر گزاره و افتخار میکنم دخترایی مث تو تو کشورم هستن که انقد درکشون بالاست
    از اتفاقی که برا آتنا افتاده باید بفهمین تو بچگی سخت ترین تجربه هارو داشته و شاید از یه آدم ۴۰ ساله بیشتر بفهمه و مث خیلیا نگین سن به عددشه ..
    چون بعضیارو میبینم هر سه چهار ماه با یکین تهش طرف ولشون میکنه خودکشی میکنن افسردگی میگیرن ظاهرشون غیر قابل قبول میشه و خلاصه کلا زندگیو برا خودشون زهر میکنن
    خوبه یه روانشناس مث آتنا داشته باشین خیلی بدرد میخوره
    اینا برا خود شیرینی نبود نظرمو گفتم 🙂

  340. صبا

    سلام من یه دختر ۱۲ ساله هستم که عاشق پسر عمویم که ۱۳ سالش است هستم خانواده هایمان مذهبی هستند و ما نمی‌توانیم باهم حرف بزنیم.مهمترین مشکل من این است که نمیدانم تو هم منو دوست داره یانه و این خیلی اذیتم می کنه هرکاری میکنم نمیتونم صداش و قیافش و عشقش رو ببرم بیرون
    باید چیکار کنم؟

  341. N.D (نگار)

    ولی من میگم عشق توی نوجوونی فقط یه چیز الکیه که بعد یه مدت از بین میره.اونایی هم که قبول ندارن بهش پی میبرن.
    من خودم تجربه داشتم که دارم میگم.درسته که فقط ۱۴ سالمه ولی تا الان چند بار عشق رو تجربه کردم و پی بردم که عشق نوجوونی باد هواس
    خودم تا چند روز پیش میگفتم اونایی که میگن عشق نوجوونی زودگذره رو چه حسابی این حرف مفت رو میزنن.ولی الان خودم دیگه سرسخت ترین فردی هستم که میگه عشق در نوجوونی باد هواس

  342. N.D (نگار)

    در پاسخ فرهاد:
    تو میگی هنوز بعد از سه سال نمیدونی عشقه یا هوس؟!!
    تو اون دختر رو واسه چی میخوای؟ واسه چه چیزی دوسش داری؟ فقط در یک صورت میتونه هوس باشه.اونم اینکه دوس داشته باشی زودتر باهاش وارد رابطه هایی به جز عشق و عاشقی بشی.اینکه عشقه یا هوس باید برات روشن باشه.تو اگر حتی یک درصد هم واسه روابط جنسی نمیخوایش پس ممکنه عشق باشه.اما حتی اگر فقط یک درصد واسه مسائل جنسیه که عاشقشی شک نکن هوسه
    تمام

  343. N.D (نگار)

    ببین علی جان
    تو الان فکر میکنی که واقعا عاشق این دختر خانوم هستی؟
    باشه
    من هیچی نمیگم.ولی چند وقت دیگه میفهمی که همش یه عشق پوچ و زودگذر بوده.اگر از من میشنوی فعلا هیچی بهش نگو.اگر میتونی سه هفته الی یک ماه صبر کن.ببین بعد از یک ماه هنوزم بهش حسی داری یا نه
    ممکنه بعد از یک ماه حست کمتر شده باشه.در اون صورت حتی اگر به اندازه یه نخود هم حست کمتر شده بود شک نکن که این عشق تا چند وقت دیگه تمومه
    اگر تا یک ماه دیگه عشقت کمتر نشد بلکه بیشتر شد ممکنه واقعی باشه

  344. N.D (نگار)

    سلام به همگی
    من تمااااام پیامهای آتنا رو خوندم و با تک تک کلماتش هم موافقم.کلا هر چی گفتی باهات موافقم آتنا جان
    منم یه دختر ۱۴ ساله هستم.تا چند وقت پیش عاشق پسر همسایمون بودم -_-
    بعد چند وقت نسبت بهش سرد شدم.بعد تو کلاس ریاضی عاشق یکی از پسرا شدم.دوباره الان هیچ حسی بهش ندارم.علی جان شما پیام منو خونده بودی که گفته بودم هروقت پسر همسایمونو میبینم قلبم تند تند میزنه و کلا یه حالی میشم.و جدی جدی هم همینطوری بود.اما یه چند وقت که گذشت دیدم هیچ علاقه ای بهش ندارم.بعد عاشق همکلاسیم شدم که نسبت به اون هم همین رفتارهارو نشون میدادم.میدیدمش کلا تا چند روز یه حالی بودم انگار رو ابرا بودم.ولی چند روز گذشت و من عشقم کمتر و کمتر شد.و الان واقعا به اینکه میگن عشق نوجوونی زودگذره اعتقاد پیدا کردم.همه ی ما نوجوونا مثل هم هستیم.الان تو عاشق اون دختره توی کلاست شدی اما خواهی دید که یه مدت بعد علاقت کمتر و کمتر میشه و در آخر کلا بی علاقه میشی بهش.
    ممکنه الان بگی نه
    عشق من فرق داره.من واقعا عاشق اون دختر هستم
    ولی اشتباه نکن.تو هیچ فرقی با من و امثال من نداری.توهم مثل من یه مدت عاشق میمونی و بعد دوباره مثل اول بی علاقه میشی بهش.

  345. ی دختر تنها

    سلام من هیوا هستم (اسم مستعار)
    13 سالمه و ی مدت هست افسردگی شدید گرفتم از طرفی هم مدرسه تیزهوشان هستم و از لحاظ درسی هم فشار زیادی روم هست.
    خب من قیافه ام خوب نیست و از ظاهرم اصلا راضی نیستم
    در چند سال اخیر هم چند نفر بهم چ ب شوخی و چ ب جدی بهم گفتن زشت و … و بچه هم ک بودم هیچکس با من دوست نمیشد چون خوشگل نبودم …
    الان ب اطرافم ک نگاه میکنم تقریبا همه دوستام کسی رو دارن ک عاشقشون باشه بجز من
    توی سن 12 سالگی تو کلاس ادبیات عاشق ی پسر شدم ولی نمی‌دونستم اون چ حسی ب من داره و همیشه یکی از بزرگترین سوالات زندگیم این بود ک دوسم داره؟از طرفی ب خاطر ظاهرم اعتماد ب نفس زیادی نداشتم
    من همیشه شاگرد اول کلاس بودم و تو کلاس هم شاگرد اول بودم اما از وقتی ک اون اومد رقیب شدیم شدید و نمره هامون همیشه شبیه هم بود و … و زیاد همو دست مینداختیم و حرف می زدیم … ولی درمورد عشق …
    ی بار استاد مون گفت یکی شماره بچه ها رو جمع کنه و ی گروه برای کلاس مون بزنیم و من گفتم این کارو انجام میدم و شماره اون رو هم گرفتم و …
    هر روز میرم پیویش و ی متن می‌نویسم و اعتراف میکنم ک دوسش دارم ولی جرات نمیکنم ارسال رو بزنم و بفرستم
    نمی‌دونم چجوری بهش بگم …
    از طرفی تو کلاس ادبیات ما ی دختر هس ک خیلی خوشگله قدش نسبتا بلند پوست سفید چشمای سبز خوشگل و درشت و موهای فر فری روشن و همیشه حرف زیباییش سر زبون همه بوده .
    توی کلاس همیشه اون پسر کنار اون دختره می‌نشست . با هم حتی یک کلمه هم صحبت نمی‌کردن ولی همیشه اون سعی میکرد کنار دختره بشینه نمی‌دونم شاید هم من حساس شده بودم .
    بعد از ی مدت شک کردم ک اون دختر رو دوست داره چون اون خیلی از من خوشگل تره و …):
    و افسردگی گرفتم چون هیچکس بخاطر قیافم منو دوست نداره …
    همه از دخترای خوشگل خوششون میاد و هیچکس منو نمی‌خواد حتی بهم نگاه هم نمیکنه ):
    منم کسی رو میخوام ک دوستم داشته باشه خسته شدم از اینکه ب خاطر ظاهرم همیشه تحقیر شدم …
    ی بار بچه بودم شاید 5-6 سالم بود تو ی مهمونی حوصلم سر رفته بود ب یکی از پسرای فامیل مون گفتم با من بازی می‌کنی ؟ گفت نه گفتم چرا گفت می‌خوام با دیانا(یکی از دخترای فامیل مون هست.قیافش خوبه قد بلند و چشمای سبز کشیده و پوست روشن و موهای بلند مشکی و خوشتیپ) بازی کنم گفتم خب چرا با من بازی نمیکنی من ک کار اشتباهی نکردم ک قهر باشی اونم گفت تو زشتی ازت خوشم نمیاد . دیانا خوشگله . خیلی از تو خوشگل تره . از اون خوشم میاد دوسش دارم ولی تو رو دوست ندارم تو اخلاقت خیلی خوبه ولی هیچکس ادمای زشت رو دوست نداره حتی اگه خوش اخلاق باشن
    من تو بچگی از همونجا شکستم …
    فهمیدم هیچکس از دخترای زشت خوشش نمیاد حتی اگر هر چقدر هم خوب باشن…
    هر روز ساعت ها گریه میکنم
    بار ها بهم گفتن هیچکس تو رو بخاطر قیافه ات دوست ندارم

    هنوز هم می‌خوام ب اون پسر اعتراف کنم ولی هیچوقت جرات نکردم … ی بار ب بهانه گروه گرفتن بهش پیام دادم و با هم چت کردیم و ازم ی سری چیزا مث رنگ مورد علاقم و تاریخ تولدم و اینا رو پرسید و منم قند تو دلم اب شد :/ ولی بعد ی مدت باهام سرد شد و هیچوقت بهم پیام نداد …
    دیگه حس نمیکنم عاشق اون ادمم هنوز هم ی حسی بهش دارم ولی عشق واقعی نیست اینو خودمم دیگه فهمیدم
    فقط نیاز ب توجه دارم …
    از بچگی بخاطر اینکه بقیه دخترا از من خوشگلترن توسط خیلیا تحقیر شدم
    بار ها بهم گفتن زشت
    ی بار ت مدرسه یکی تف کرد تو صورتم و گفت اگه من قیافه تو رو داشتم تا الان خودکشی کرده بودم
    نمی‌دونم باید چیکار کنم حالم از خودم بهم میخوره
    چند بار خواستم خودکشی کنم ولی جرات نکردم
    ممنون میشم کمکم کنید

  346. الهه

    من 16 سالم بود بخاطر درس و اجبار خانواده بی خیال شدم و از عشقم دست کشیدم ….. الان 25 سالمه هنوز عاشقشم هنوزم گریه میکنم هنوزم نتونستم به کس دیگه فکر کنم مامانم هم روانشناس بود عین همین حرفارو میزد بهم و بالاخره مجبورم کرد جدا شم ولی من قبول ندارم ا اصلا دم گاهی با سن کم ی جوری عاشق میشه که….. کاش اول بفهمیم و بسنجیم بعد دست رد به سینه نوجوون عاشق بزنبم

  347. علی…

    یا قران چجوری بهش بگم

  348. Atena khanoom

    از نظر من و خیلیا عشق توی نوجوانی بعضیاش درسته اما واقعا موقعیت مطرح کردنش و ازدواج وجود نداره برای همین بهتره که بهش پر و بال ندین بچه ها چون خودتون نابود میشین قلبتون میشکنه و بعدش میگین همه مثل هم هستن!

  349. Atena khanoom

    ببین علی کل قضیه عاشقیت رو براش بنویس
    نترس که بلاکت کنه اگه پیامی نفرستی بدتره چون اون حداقل بعدش میدونه که دوسش داری!

  350. علی…

    سلام،چرا اسمتو ننوشتی داداش(با همونی هستم که نقطه گذاشته)
    واقعا یه لحظه خودم رو جای تو گذاشتم درکت میکنم که خیلی حس بدیه.عشق یک طرفه باشه و طرف مقابل بیاد با دیگری بگرده و آدم رو عصبی کنه واقعا حس بدیه.بازم درکت میکنم که میری با اون پسر هایی که با اون میگرده دعوا میکنی خب بالاخره مردی و غیرتی میشی ولی داداش سعی کن خشمت رو کنترل کنی.
    امیدوارم مشکلت حل بشه.
    در ضمن دختره فامیلتون هس؟

  351. علی…

    سلام فرهاد داداش.
    عشق منم یه طرفه هس،و در تلاشم که بهش بگم،کلا تو اون کامنت هام ماجرای خودم رو توضیح دادم اگه خونده باشی.موندم که چطور بهش بگم که واقعا دوست دارم.بعضی موقع ها هم مثل تو فکر میکنم که نکنه ازدواج کنه نکنه با یکی دیگه باشه و…
    امیدوارم تمام اینجور مشکل ها حل بشه و تو هم همچنین.

  352. علی…

    دقیقا چه پیامی بگم بهش،چی بگم دقیق و دقیق؟

  353. .

    دختر هایی که میگید به پسرا نباید خوبی کرد من 15 سالمه و از 13 سالگی عاشق یک دختر شدم واون برای این که لجم رو در بیاره امدا میره با پسر های دیگه و من هم که زود عصبانی میشم مجبور به دعوا های وحشت ناک با اون پسر ها میشم این کاراش ادامه پیدا کرد تا یک روز یکی از دوستام بهم خبر داد که اون با یک پسری دوست شده من هم رفتم و گشتم تا پسر رو پیدا کردم و در حین گفت و گو پسر چاقو در آورد و دستم رو پاره کرد و فرار کرد از اون روز عشقم رو ندیدم و بهم خبر دادن که هنوز با همون پسر میگرده که این کارش خواب وخوراک رو از من گرفته

  354. فرهاد

    سلام
    خوشحال شدم که دیدم کسایی دیگه ای هم مثل من هستن
    راستی کسی میدونه عشق در سن17و18 درست است یانه
    راستی کسی دیگه ای هم مثل من از عشق یه طرفه ناراحته یانه
    برای اون که خواستگار اومده یه دوسال از من کوچک تره
    هرچی میگم ولش کنم دو ساعتی بیخیالش میشم
    اما بازهم همون آش وهمون کاسه اگه دوستم نداشته باشه چی اگه بره چی
    دلم میخواد سرمو بزنم به دیوار تا بترکه
    اما بازهم میبینم این چاره کار من نیس
    از اینکه اون منو دوس نداره مطمئنم اما بازهم فراموش کردنش سخته
    سه سال میشه که عاشق ولی بازهم نمیتونم فراموش کنم
    در عجب مونده اینی که در من هستش عشقه یا فقط هوسی بیش نیس

  355. علی…

    سلام اتنا.
    اصلا این نامه و…رو که گفتی رو نمیتونم انجام بدم چون کلاس ریاضی تموم شد(تو عید تموم میشد که عید هم رسید)الان دیگه کلاشی در کار نیست الان دیگه نمیبینمش ولی همون طور که گفته بودم تو وات گروه زده بودیم شمارش رو دارم از یک مهر شمارش رو دارم تا الان ولی تا به حال پی ام نداده بودم چون میخواستم همون نامه رو بنویسم ولی چون کمی خجالتی ام نتونستم،حالا تنها کاری که میتونم بکنم پی ام دادنم هس ولی نمیدونم از کجا شروع کنم.
    حالا از کجا شروع کنم بهش چی بگم چه پی امی بدم.
    میترسم وقتی که خودمو بهش معرفی کنم همون اول کار بلاکم کنه.
    چیکار کنم؟

  356. Atena khanoom

    سلام من اومدم*_^
    علی آقا شما عاشق شدی❤_❤
    عشقتم اینطوری که گفتی درسته (:
    خوب نامه نگاری زیاد دیدم که به طرف توی نامه گفتن دوست دارم و لطفا حس واقعیت رو به من بگو که اگه طرف از اونایی باشه که جنبه دارن قطعاً به مشکل نمیخوری اما اگه مغرور باشه وای به حالت ممکن داره به معلمتون بگه ):
    حالا اگه جنبه داشت این نامه رو کجا بزارم سعی کنید یواشکی بزارید توی کیفش یا خودتون یا توسط یکی از دوستای پایشون
    حالا من این نامه رو چطور تزیین کنم که خوشش بیاد /: خخخ تخصص دختراست
    به هیچ عنوان پوش نامه رو پر نکنید از کشیدن دایره یا قلب ،از اشکال مختلف استفاده کنید. اگه نقاشیتون عالی باشه دیگه دختره خیلی تحت تاثیر قرار میگیره^_^
    خط نامه بهتره که خرچنگ قورباغه نباشه °_•
    از خودکار های رنگی استفاده کنید البته اگه دارین وگرنه همون قرمز و آبی و مشکی کافیه !
    سعی کنید برید اوریگامی ساخت پاکت نامه یاد بگیرین چون اگه توی اون پاکت بزارین بیشتر تحت تاثیر قرار میگیره خخخ
    اگه میدونین طرف خیلی مغروره سعی کنید دقیقه ها و ثانیه های آخر توی کیفش بزارین که وقتی رفت خونه نامه رو ببینه چون اونجا قطعا نامه رو میخونه به دوستش بگین همون موقع یکی از مداداشو بندازه توی کیف دختره و بگه مدادرنگیم یا مداد سیاه یا…گم شده و به دوستش بگه خونه که رفتی بگرد چون زیاد ضروری نیست که امروز باهام باشه ( باید موقعی که کلاس تموم شده این اتفاق بیفته تا دختره بلافاصله وقتی خونه رفت کیفشو بگرده و خودش نامه رو بخونه ! ← ممکن داره یهو مادرش بره کیفشو برداره نامه رو ببینه :O )
    اگه میدونین دختره همونجا میگرده کیفشو و دنبال مداد میگرده اصلا نقشه مداد رو فراموش کنین و به دوستش بگو وقتی توی راه برگشت به خونه با دختره بود بهش بگه خونه که رفتی کیفتو بگرد یه چیزی توش هست
    خوب حالا اگه نتونستی نامه درست کنی به یه دلایل شخصی! خخخ ( اگه بلد نبودی مثل چیزی که گفتم درست کنی )
    صبح خیلی زود برو همون کلاس ریاضی نه اینکه شیش صبح بری/:
    یه جوری برو که از همه زودتر رفته باشی یا از اون دختره زودتر
    روی تخته سیاه کلاس با گچ های رنگی / تخته وایت‌برد با ماژیک های مختلف
    نقاشی بکش و بنویس من دوست دارم فلانی « اسمه دختره رو ننویسی همون فلانی رو بنویس » بگو یه پسر هست که روی نیمکت فلان میشینه و عاشقت شده « اینجا به جای فلان شماره نیمکتت رو بنویس » عاشقه دختری شده که روی نیمکت فلان میشینه « شماره نیمکت دختره رو به جای فلان بنویس »
    البته این در صورتی که هم دختره هم همکلاسیات جنبشو داشته باشن !
    بقیشو بعدا میگم

  357. ناشناس

    هلوو گایز .بابا جمع کنین این چیزا رو .اصلا مارو چه به عشق .عاشقی تو جوونی دردسر داره از من می‌شنوید جلو خودتونو بگیرین . هرکاری به موقعش . موفق باشید بدرود

  358. علی…

    تو رو جون هر کی دوست دارین بهم بگین که چیکار کنم؟؟؟

  359. علی…

    (با آتنا هستم)
    خیلی عالی و قشنگ میدونی که عشق چیه و درسته که تجریش نکردی ولی کامل میدونی یعنی چی منم همون طور که گفتم دو روز عاشق شدم قبل اونم کامل میدونستم عشق چیه.ولی الان که عاشق شدم نمیدونم که چکار کنم.
    اگه زحمتی نیست بهم کمک کن که چه کنم،به ناموس زهرا قسم خدا می‌دونه که چقدر دوسش دارم

  360. علی…

    سلام آتنا.میخوام یه نظری ازت بگیرم.
    همون طور که گفتم عشق رو تجربه نکردم ولی طرز تفکرم دقیقا مثل تو هس.دو روزه که احساس میکنم تو کلاس ریاضی به دختری عاشق شدم،و همه علائم عشق رو دارم(نسبت به اون دختره).من از بچگی زیاد میدونم و اینو همه بهم میگفتن تو زندگیم خیلی دختر ها رو دیدم تو محله و کوچه و کلاس ها و…ولی عاشق نشده بودم،خیلی دوس داشتم که برام اتفاق بیفته که افتاد،(تو اون یکی کامنت هم نوشته بودم پانزده سالمه که یه بار هم بگم یاد آوری بشه)قبل این اصلا تنهایی داشت منو داغون میکرد،ولی دو روزه که این حس داره از وجودم بیرون میره.همون طور که گفتم دختر های هم سن و سال زیاد دیدم ولی عشقی نسب به آنها برام اتفاق نمی افتاد منظورم اینکه عاشق شدنم نسب به این دختره که تو کلاس ریاضی عاشقش شدم از اینکه فرصت مناسبی بود و از کمبود دختر ها باشه نه این طور نیس خخخخخخخ،فرصت ها و موقعیت های زیادی داشتم ولی برام اتفاق نمی افتاد.برام اتفاق نمی افتاد که چون اصلا قیافه و ظاهر برام مهم نیس.
    هیچ ابراز علاقه ای ازش ندیدم و منم نه خیلی مغرورم و نه خیلی هم ساده نیستم که برم بگم میمیرم واست،ولی واقعا خدا می‌دونه که چقدر دوسش دارم وقتی میبینمش یا صداش رو میشنوم تو کلاس احساس میکنم قلبم از سینم داره خارج میشه.اینو بگم که منم به این قانون پایبند هستم که رل زدن و عاشقی کردن زمین تا آسمان فرق داره تو کلاس ریاضی سه چهار نفر هستیم که تو واتساپ هم گروه داریم اگه میخواستم رل بزنم و…از اول مهر ماه این کار رو میکردم،بعضی موقع به این فکر میکنم که واقعا اون کسایی که رل میزنن و کیف میکنن واقعا از چه منطقی دارن این کار رو میکنن!!!و اصلا یعنی چی!!!به بهترین شکل هم درسم رو میخونم و تا آخر هم خواهم خوند.حالا موندم که چطور بهش بگم،موندم که چطور بهش ثابت کنم که به وجود خدا قسم دوست داشتنم از منظور بد و از رل زدن نیس.درسته نمیدونم حسش نسبت بهم چیه و درسته که نمیدونم آیا واقعا معنی عشق رو می‌دونه ولی خیلی خوشحالم که احساس میکنم که از تنهایی بیرون آمدم.
    حالا چیکار کنم؟؟؟

  361. علی…

    سلام.
    از حس و حال خودم میگم.
    تنهایی آدم رو نابود میکنه جوری که دقیقه به دقیقه آدم داغون تر میشه،در ضمن تو کنارش در باره عشق خیال پردازی کنی که این حس بدت رو چند برابر بد تر میکنه.
    نگاه بکنی به دیوار و همش به آهنگ گوش کنی،پانزده سالم هس و از اول درسم عالی هس ولی این حس و حال لطمه بزرگی به درسام وارد می‌کنه.هی با خودم میگم که نوجون هستم و گرایشم نسبت به جنس مخالف بیشتره و عاشق نشم بهتره اینو هی تکرار میکنم ولی میبینم این طور نیس.راه های زیادی رو امتحان کردم که وقتم پر باشه،تو تابستان ۱۳۹۹ کل سه ماه رو کار کردم شش صبح میرفتم و شش عصر می اومدم یعنی دوازده ساعت کار میکردم از اونجا هم می اومدم باشگاه و با خستگی خیلی زیاد می اومدم میخوابیدم،وقتم پر بود ولی اصلا چاره ای برای حل مشکلم نبود،شب ها برام روز می گذشت همش خیال پردازی که تا امروز هم نتونستم از تنهایی در بیام،یکی از دوس های صمیمی بهم میگفت که یه شماره دختر دارم بیا باهاش حرف بزن،دیدم که باید بهش عشق رو توضیح بدم و بفهمونم که چیه فقط گفتم نه چون نمیدونه عشق چیه چون اصلا درک نکرد که چجوریم،تقرسبا یه سال هست که اینجوری شدم و دوس دارم که از ته دلم عاشق بشم ولی اتفاق نمی افته.واضح تر نتونستم منظورم رو بگم نمیدونم درک میکنید که چی میگم یا نه.
    موفق باشید

  362. علی…

    سلام آتنا.
    نظر هات عالی بود،منم عشق رو تجربه نکردم ولی دربارش خیلی چیزا میدونم.
    یکی از چیز هایی که از گفته هات یاد گرفتم اینه که باید آماده از دست دادن عزیز هات باشی(در هر دقیقه در هر ثانیه)

  363. Atena khanoom

    دخترا با چه خصوصیاتی عاشق میشن ؟؟؟ o_o ( قابل توجه آقا پسرا )
    داشتیم طرف چشای خوشگل و درشت داشته از بس تلفات داده دست‌گیرش کردن. خخخخ
    بوده شخصی که حتی با رنگ پوست سبزه دل برده ((((:
    اندام و هیکل برای بعضی دخترا مثل قرص سردرد هست. ^_^
    بعضیا هم عاشق مردای قد بلند هستن •_^
    حالا ببین کدوم گزینه رو شاملی e_e
    من خودم همه گزینه ها رو توی مرد رویاهام میخوام ❤_❤

    یک نکته ↓
    یکی از جاهایی که برای عاشق شدن یا عاشق کردن مکان بسیار خوبی هست موقع ماه محرم چون دخترا صف بستن خخخخخخخخ

  364. سپهر

    سلام به همه می خواستم بگم من یکی را می شناسم از دوستام اعتیاد شدید به پورن ( پورنوگرافی)داشت می گفت چون اعتیاد به پورن داشتم اینطوری نیاز جنسیم رفع می شد اما کافی نبود روزی ۳ بار الی ۴،۵ بار خود ارضایی می کرد تا اینکه رل زد یکبار می خواست عذر میخوام بره باهاش خونه خالی و… من بهش گفتم اگه بری به پدر مادرت میگم گفت اصلا مامانم تو را نمی شناسه اگه هم بگی منم به مادر تو میگم خیلی اتفاق ها را منم دست بر دار شدم، اقا وقتی می خواست بره گفتم ولی بدون اگه مچت گرفته شد و این چیزا اونم ترسید و دست بر دار شد کلی بهش از گناه ها و ضررات خود ارضایی گفتم اونم حالا ترک کرده هم پورن را هم اون کار ها را اَزم هم خیلی ممنون شداقا پس مواظب نیاز جنسی تون باشید چه بلا ها سر آدم میاره بذارید ازواج کنید تا رابطه جنسی تون هم گناه نشه و ثواب هم داره و هر لذت خواستید ببرید از همسرتون

  365. Atena khanoom

    اینایی که میگن نمیدونم عاشقم یا نه
    واقعاً یعنی چی ؟؟؟
    یعنی دیگه خدایا -_-
    آخه یعنی چی نمیدونم عاشقشم یا نه
    عاشق که باشی همش درگیر اینی که الان سالمه زنده است چشه نکنه با یکی دیگه است نه اینکه اون یه بار تو رو نگاه کرد تو یه بار اونو این که عشق نیست •_°
    یا اینکه طرف داشته توی کوچه رو نگاه میکرده تو رو هم دیده و تو رفتی تو فکر که عاشقم شده =_≠
    اگه هم طرف دوستت نداشت بدون لیاقت نداره خودت رو بکشی یا شب و روز کار و زندگیت بشه گریه !!!
    سعی کن فراموشش کنی چون واقعاً میتونی تا یک حدی فراموشش کنی یه جوری میگین نمیتونم فراموشش کنم انگار فیلم سینمایی هست و همش رو تکرار گذاشتن که شما نمیتونین فراموشش کنین.

  366. Atena khanoom

    عشق حد نداره مرز نداره یه پیرزن پیرمرد ۹۰ ساله هم میتونه عاشق بشه یه دختربچه پسربچه ۱۰ ساله هم میتونه عاشق بشه !
    بستگی به خودت داره که اگه بهش نرسیدی چیکار کنی یکی میره به فکر انتقام از اونی که عمری دوسش داشته میفته یکی برای خوشبختیش دعا میکنه و سعی میکنه چون الان زن یکی دیگه است بهش فکر نکنه و برای خودش گناه ثبت نکنه یکی میره به فکر خودکشی میفته یکی دیگه میگه خودکشی راه حل نیست یکی میگه میرم آبروش رو میبرم و پشت سرش دروغ میزنم یکی میگه جلوی کسی که پشت سر ناموس مردم حرف بزنه میگیرم حالا ببین عشق تو از کدوم نوع هست آیا واقعا عشق هست اگه بهش نرسی چی میشه کدوم گروه میشی اگه به فکر انتقام و اینایی بدون که تو اصلا عاشق نیستی !!!

  367. Atena khanoom

    به طور مثال برای آقا پسرا/دختر خانوما که میگن میخوام به طرف بگم که دوسش دارم +_+
    1_ ممکن داره طرف خودش هم عاشقت باشه و شیش باشه و وقتی بهش گفتی اونم بگه منم دوست دارم و عشق آغاز شود یا با نامه نگاری یا چت «که احتمال این موضوع خیلی کمه منظورم اینکه طرف هم عاشقت باشه و بگه» ):
    2_ممکن داره طرف از اینایی باشه که اگه پاک کن کسی توی کلاس گم بشه هم بره به خانوادش بگه -_- و وقتی شما بهش بگی اونم بره به پدر و مادرش یا خواهرش و برادرش بگه و خونوادش غیرتی بشن بیان …بقیشو خودت میدونی-_- حالا اگه دخترا بگن ممکن داره طرف بره به خونواده دختره بگه که دخترشون اومده به من ابراز احساسات کرده و اون وقت خانواده دختره دختره رو ….بقیش واضحه /:
    3_ممکن داره طرف مثل من بی احساس باشه خخخ « البته من اگه عاشق بشم براش هر کاری میکنم *_^ » و اگه بهش بگی یا هیچی نگه و بره یا خیلی بدجنسانه بگه من برعکس تو هستم که البته خدا براتون از نوع من نیاره خخخ شوخی میکنم من اگه بدونم طرفم منو میخواد خوشبخت‌ترینش میکنم❤_❤
    4_ممکن داره طرف خیلی خجالتی یا احساسی باشه و فرار کنه بره یا گریه کنه ★_٭
    5_ممکن داره طرف خیلی مغرور باشه و اصلاً نزاره حرف بزنی و بره -_- خدا نصیب سنگ توی حموم هم نکنه
    6_ممکن داره طرف خیلی گنگ رفتار کنه و مِن مِن کنه •_•
    7_ممکن داره طرف هم منتظر باشه که تو زودتر میومدی می‌گفتی و اصلا بیاد بغلت کنه … سانسور شد خخخخ
    8_ممکن داره طرف کلاً از تو متنفر باشه و بگه تو غلط کردی با ۷ جد و آبادات این مورد دیگه نباید عاشقش بود چون از اون روز دیگه اون آدم قبل نمیشی °_°
    9_ممکن داره طرف عاشق یکی دیگه باشه T~T
    دیگه هر چی به ذهنم رسید گفتم خودتون ببینین طرف کدوم گزینه‌است *_*

  368. Atena khanoom

    من خودم خیلی دوست دارم با یه مرد کره ای(کره جنوبی) ازدواج کنم شاید خیلیاتون بگین اه میخواد با یه کافر ازدواج کنه اونم اگه اون راضی بشه که با یه مسلمون ازدواج کنه.
    اما من میخوام اون شخص رو هم مسلمون کنم اما بهش بگم که وقتی مسلمون شد احساساتش رو تغییر نده و همونقدر رابطه عاطفی براش مهم باشه چون کره‌ای ها اکثرا خیلی به رابطه عاطفی اهمیت میدن.
    اگر هم یه مسلمون خوش اخلاق که براش رابطه عاطفی مهم باشه که چه بهتر
    چون توی ایران رابطه عاطفی خیلی کم ارزش هست و تقریباً ۶۰٪ زندگی مشترک بر پایه‌ی رابطه‌ی جنسی هست شاید بگین ما نباید اینطور چیزهایی بگیم و از رابطه جنسی و عاطفی صحبت نکنیم اما والدین عزیز شما هیچ چیزی رو در اختیار ما قرار نمیدین به ما هیچ اطلاعاتی در این باره نمیدین برای همین نوجوان مجبوره خودش بره یاد بگیره /؛
    هنوز میگن چرا دخترم فلان شده و دیگه دختر نیست و زن شده خوب خودتون بهشون بگین اینطور چیزها رو تا دخترا باکرگیشون رو از دست ندن و فردا روز پشت سر شما و خونوادتون حرف درست نشه چون اگه دخترای هم‌سن من ندونن که باکرگی خیلی مهمه ممکن داره تن به کارهای بدی بدهن اما والدین همش میخوان این موضوعات رو مخفی کنن در صورتی که الان یه بچه ۱۰ ، ۱۱ ساله همه چیز درباره رابطه‌زناشویی رو میدونه*_*

  369. Atena khanoom

    من خودم بعد از اون تجاوز شدم یک دختر بی احساس شدم میدونم خیلی از پسرایی که دور و برم هستن ازم خوششون میاد اما من کلا نظرم راجع به بسیاری از مذکر ها بد هست چون اون تجاوز همیشه به یادم میاد حتی یه بار پسرعمه‌‌ام برام یه استیکر سلام فرستاد و من فورا بلاکش کردم
    بعضی از پسرا هم فکر میکنن که اگه برن به طرف بگن من عاشقتم اونم میگه منم همینطور و عشق آغاز میشه -_-
    اما آیا یک دختر بی احساس مثل من واقعا میاد میگه منم عاشقتم نه برعکس اون لحظه شاید اون گلی که جلوش نگه داشتی رو بکوبه توی سَرِت (خخخخ)
    البته که همه اینطوری نیستن ولی واقعا دخترا عشق رو در این میدونن که طرف بیاد خواستگاری چون در اون صورت اونا میدونن که قصدش ازدواج هست و اطمینان میکنن
    ولی بعضی از دخترا/پسرا میگن نه ما باید قبل از ازدواج دوست باشیم تا همدیگه رو بشناسیم!!!
    اما این کار واقعا زیاد تفاوت ایجاد نمیکنه

  370. Atena khanoom

    هوس چیه عشق چیه
    عشق یعنی ده سال دیگه هم بهش فکر کنی به اینکه الان بهش نرسیدی گریه‌ات بگیره عشق یعنی وقتی بحث از اون باشه کنجکاو بشی عشق یعنی شبا بهش فکر کنی و از بس گریه کنی بالِشِت خیس بشه عشق یعنی روش غیرتی بشی عشق یعنی وقتی اونو میبینی عرق کنی آب گلوت رو همش قورت بدی و زبونت بند بیاد عشق یعنی اگه بگن که یا تو باید گشنه باشی یا اون سیر باشه سیر بودن اونو انتخاب کنی عشق یعنی اون جزء اولویت‌هات باشه عشق یعنی اگه ببینی خانوادش دارن باهاش دعوا میکنن بخوای به خاطرش با خانوادش دعوا کنی و ازش دفاع کنی ( حتی خانواده خودت )
    عشق پاکِ اما الان عشق رو کثیف میدونن چون عشق واقعی رو تجربه نکردن
    حالا هوس چیه
    هوس یعنی برات اندازه یه پوچ باشه و روش غیرت نداشته باشی فقط بخوای یک بار هم که شده باهاش رابطه برقرار کنی و وقتی داری باهاش صحبت میکنی به جای اینکه توی چشاش نگاه کنی زل بزنی به اندامش و سعی کنی اندامش رو دید بزنی و همش بهش بگی چادر نپوش و من حجاب زیاد برام مهم نیست تا بتونی با نگاهت مصرفش کنی هوس اینه
    هوس رو با عشق اشتباه نگیرین ()_()
    چون زیاد پیام دادین و من حوصله ندارم سوالاتتون رو بپرسین من هر روز حاضر میشم اینجا نگاه میکنم اگه پیام داده باشین جواب میدم ^_^

  371. Atena khanoom

    اونایی که میگن رل بزنم یا اینکه میخوام خودکشی بکنم
    آخه عزیزم بلاخره این رابطه تموم میشه یا عادی و راحت یا با دل شکستگی و ناراحتی و بلاخره از دو نفر یک نفر میشکنه که اغلب اوقات اونی هست که بیشتر به این موضوع اهمیت میداده و اکثراً دخترا بیشتر خودشون رو درگیر میکنن و بیشتر پسرا خیلی راحت با این موضوع کنار میان حالا ممکن داره که اون طرفی که باهاش مثلا شیش ماه هفت ماه رل زدی اومد تهدیدت کنه که زنگ میزنم خونتون همه چیز رو به پدر و مادرتون میگم و مجبورتون کنه که باهاش رابطه برقرار کنین یا به بهانه اینکه قرار میزاریم شما رو بکشونه یه جایی و ازتون سوء استفاده کنه اینا رو همیشه در نظر بگیرین (حتی ممکن داره اگه براش عکس خودتون رو فرستاده باشین هم تهدیدتون کنه که عکستون رو پخش میکنه)
    چون دخترا بلوغ فکریشون زودتر انجام میشه حدودا دخترا ۴ سال زودتر از آقا پسرا به بلوغ فکری میرسن وقتی طرف میگه میام خواستگاریت و ازدواج میکنیم باهم کلاً میرن توی فاز ( خل و چلی ) و دیگه کلا عقل از سرشون میپره خخخ
    ناراحت نشین دخترا،پسرا هم لطفا از چند خط بالا ناراحت نشن چون واقعا وقتی خونه رو به یه دختره ۱۱ ساله بسپاری خیلی بهتر از خونه مواظبت میکنه تا آقا پسر ۱۱ ساله
    پس دخترا بدونین که آدم هایی که درست‌کار هستن نمیان نمیگن بیا رلم بشو که بعد ازدواج کنیم و….
    چون اونا بدون اینکه طرف رو ببینن هیچ وقت نمیان باهاش ازدواج کنن اما برای یک آدمی که کار و بار نداره و ول هست اصلا مهم نیست طرف قیافه،اخلاق،وقار داشته باشه یا نه چون فقط میخواد بلاخره یک سوء استفاده جنسی از اون شخص بکنه و بعد بهانه بیاره و بره!
    اما خیلی از دخترا که گول حرفای پسرا رو میخورن ( مثلا پسرا میگن برای اینکه دوستیمون بهتر باشه بیا که باهام رابطه داشته باشیم )
    دخترا هم میگن باشه و تن به این کار میدن پسره هم که طعمش رو چشید دیگه ولش میکنه میره!
    پس رل زدن هیچ وقت به ازدواج ختم نمیشه اونم اگه بشه ۱٪ هست که اونا چون رل زدن دیگه فکر میکنن زندگی مشترک هم جای بچه بازی و پیامای عاشقانه است و اکثرا از همون ۱٪ هم طلاق میگیرن از هم!
    در کل هم شما چطور روتون میشه برین با یک نامحرم پیام بازی کنین /:
    نمیدونین که اینا همه ثبت میشه توی نامه اعمالتون عذاب اون دنیا رو نمیدونین که چقدر سخته!
    خوب حالا اونایی که چون طرف جواب نه داده،یا دوسشون نداره میخوان خودکشی کنن
    آخه عزیز من از کجا معلوم پس فردا از اون طرف یکی بهتر خوشگل تر خوشتیپ تر مهربون تر پیدا نشد بعدشم قبل از اون چطور داشتی شاد زندگی میکردی آیا واقعا اون اینقدر ارزش داره که خودکشی کنی و خانوادت رو سیاه پوش و گریون کنی !
    من خودم تا حد مرگ رفتم یعنی داشتم خودکشی میکردم( روسری رو دور گردنم انداخته بودم و داشتم خودمو خفه میکردم ) پشیمون شدم البته که قضیه عاشقانه نبود *_*
    واقعا به این فکر کن که مگه توی دنیا فقط همین دختر/پسر با این خصوصیات هست والا به قرآن صدتا با اون خصوصیات پیدا میشه اگه بگردی .
    NO Ø پس خودکشی راه چاره نیست Ø NO
    بعدشم والا به خدا عشق و عاشقی اون دنیا رو نمیسازه اینقدر توی فاز عشق و عاشقی نباش عشق تا یک حدی خدا رو هم یاد کن اونقدر که عشقت رو یاد میکنی ¼ خدا رو هم یاد کن!
    نمیگم برو بچه مثبت جامعه شو و همش سجده رکوع
    ولی حداقل روزی ۱۰ بار خدا رو یاد کن.

  372. Atena khanoom

    سلام منم یه مشاور هستم
    خخخخخ
    چون همش رفتم مطلب خوندم و ذهنمم خیلی پخته هست با اینکه فقط ۱۴ سالم هست
    و شاید بگید بابا اینو باش ولی خدایی من خودم حتی تجربه خیلی بدی هم داشتم
    ( تجاوز ) )-:
    شاید فکر کنین دروغ میگم ولی نه واقعا به من تجاوز شده توی ۷ سالگی
    نازنین باید بهت بگم که خیلی کار خوبی کردی که نرفتی به پسره چیزی نگفتی چون بعضی از دخترا میرن پیش پسرها پیشنهاد دوستی میدن یا اینکه میگن من دوست دارم و اینجور چیزا من خودم واقعا تا به حال عاشق نشدم و عشق توی نوجوانی بیشترش از روی هورمون هایی هست که تازه دارن بیشتر عملکرد میکنن+_-
    اما نمیگم که برای همه همینه چون واقعا بعضی ها عاشق میشن
    ولی تو خودت هم الان فهمیدی که اون پسر همسایه رو دوست نداشتی و اون موقع فکر میکردی عاشقشی
    این امکان زیاد وجود داره که طرف مثلا توی ۱۳ سالگی به قول خودش عاشق در حد مجنون بشه اما وقتی ۱۷ سالش شد و علایقش توی این دوره بحرانی تغییر کرد حتی به خودش هم که همچین کسی رو دوست داشته بخنده
    ولی واقعا خوشحالم که تو مثل من آسیب جسمی و روحی ندیدی چون من یک دختر گوشه گیر و عصبی شدم اما قبل از اون تجاوز من واقعا سرزنده و شاد بودم! T~T

  373. amin

    سلام N.D
    من مال پاکدشتم
    ادمین تایید کن

  374. علی…

    قدر تک تک لحظاتتون رو بدونین وقتی آدام تنهاست انگار دنیا رو سرش خراب شده.
    تا حالا نه عاشق شدم و نه عشق رو تجربه کردم ولی میدونم یه حسه خوبیه،ولی یه چیز هایی رو خوب میدونم که امیدوارم خودتون هم بدونین:
    ۱_اگه دیدی یه نفر زود وابستت شد بدون خیلی تنهاست بدون آرزو هاش میشی بدون ناراحتت نمیکنه با خوشحالیهات خوشحال و با ناراحتی هات ناراحت میشه اگه تحمل این آدم رو نداری خودتو بکش کنار اگه عاشقش نیستی وابسته اش نکن.
    ۲_هیچ چیز بد تر از قتل احساسات نیس.
    ۳_به حاشیه ها و چیز های منفی فکر نکن فقط از صمیم قلب دوسش داشته باش.
    ۴_نیاز نیس جذاب باشی و شیک باشی همون که دیونه هم باشین کافیه.
    ۵-تمام سعیت رو بکن دلش رو نشکونی.
    ۶_و مهم تر از هر چیز،اگه واقعا معنای کامل عاشق شدن رو میدونی و میفهمی یعنی چی(چه یه طرفه باشه و چه دو طرفه)دلیل نمیاره که تو این سن افت تحصیلی داشته باشی،پس اگه دونستی عاشق شدن چیه روز به روز پیشرفت میکنی.
    ۷_(((((((((همیشه قرار نیس وقتی که حالت بده و به کمک نیاز داری خدا رو به یادت بسپاری،پس عزیزانم تو اون لحظات شادی کردنتون هم خدا رو از یاد نبرید و در هر کدوم از شادی هاتون خدا رو شکر کنید)))))))))
    و یه نصیحت:
    «هر وقت تونستی معنای کلمه عشق رو درک کنی عاشق شو،حتی اگر موقعیتت عالی باشه ولی ندونی عشق چیه عاشق نشو عزیزم.»
    همون طور که تو بالا گفتم تا حالا عشق رو تجربه نکردم ولی دقیقا میدونم یعنی چی،و این مورد هایی رو که بهتون گفتم چیز هایی اند که همیشه تو ذهنم هس.
    درستون رو خوب بخونید و موفق باشید.

  375. مهدی

    سلام میخواستم یه سوالی بپرسم که اولین تجربه عشق تو چه سنی درست تره . یکی از دوست های صمیمی من اخیرا عاشق شخصی شد ولی متاسفانه نتونست بهش برسه الان اصلا عشق براش معنیش رو از دست داده از عاشق شدن فرار می‌کنه و خودش میگه من خودم این رو دوست دارم ولی بر حسب شناختی که ازش دارم همون آدمی است که آدم با احساس بوده و از شکست عشقی میترسه و فرار می‌کنه!
    حالا به نظرتون چه سنی برای عاشقی مناسبه ایشون ۱۶ سال دارن!

  376. N.D (نگار)

    بچه ها یکی نوشته بود سلام N.D خانوم -_-
    واسه همین اسم واقعیمو داخل پرانتز کنار اسم مستعارم نوشتم که دیگه اگر کسی خواست در جواب من حرفی بزنه بنویسه نگار.چون N.D یکم مسخرس.خخخ.البته همون اسم مستعارم حروف اول اسم و فامیلم بود اما شاید مسخره به نظر بیاد.به هرحال اگر کاری داشتین همون نگار بنویسید کافیه.
    N.D = نگار
    •~•
    موفق باشین♡♡

  377. N.D

    به نظرم هر چند وقت یبار به این سایت یه سر بزنین و کامنتارو بخونین
    بالاخره خوبه
    اگرم یه مشکلی باشه میتونین اینجا مطرح کنید.بالاخره کسانی که میان توی این سایت اکثرا هم سنن و میتونیم همدیگرو راهنمایی کنیم
    دوستون دارم

  378. N.D

    راستی خوشحالم که دیگه فکر خودکشی نمیکنی♡
    آره وقتی بزرگ شدیم بیایم این پیامای گذشتمونو بخونیم خیلی جالبه.شاید اون موقع از حرفامون و افکار گذشتمون خندمون بگیره.
    راستی بگم ممنون از این سایت خوب
    خیلی خوبه که میتونیم اینجا ببینیم که کسانی مثل ماهم هست.

  379. N.D

    سلام علی
    واقعا متاسفم.خدا دوستتو بیامرزه.واقعا خیلی بده که آدم دوست صمیمیشو از دست بده.
    امیدوارم که دوستای بهتری پیدا کنی
    هرچند که هر چندتا دوست صمیمی دیگه ای هم پیدا کنی بازم اون اولیش نمیشه.ولی خب چه میشه کرد.دنیا همینه دیگه.

  380. amin

    سلام N.D
    من پاکدشت زندگی می کنم پشت شهرداری

  381. علی…

    خیلی جذاب میشه وقتی که بزرگ شدیم بیاییم تو این سایت پیام هامون رو بخونیم،واقعا یه حس عجیبی به آدم میاد

  382. علی…

    سلام N.D
    نه آبجی خود کشی نمیکنم وفتی اعصابم خیلی خیلی داغون میشه به ذهنم میاد.یه کلیپی دیدم که می‌گفت رل زدن و عاشقی کردن زمین تا آسمان فرق داره،راستی اینم بگم که وقتی واقعا عاشق کسی بشی و درک و شعور انسان هم بالا باشه نه تنها لطمه ای به درسات وارد نمیشه بلکه عالی تر از قبل هم میشه.
    راستی تازگی ها یکی از دوست های صمیمیم رو از دست دادم(فوت کرد)خیلی پسر خوبی بود هی باهم درس میخوندیم هی درد و دل میکردیم،قبل اینکه باهاش درد و دل میکردم خیلی راحت بودم و هر روز که باهاش حرف میزدم انگار سبک تر میشدم.
    راستی،خب برام آستین بالا بزن خخخخخخخخخ.
    خلاصه تو بچگی خیلی کیف میکردیم سرمون همش تو بازی کردن بود،ایکاش هیچ وقت بزرگ نمیشدیم.یادش بخیر.
    هیچ وقت از ذهنم خارج نمیشی،همیشه تو یادمی،تواین مدت ها هم حرفات برام موثر بود،در ضمن ممنون که اومدی به پیام هام سر زدی،خیلی ممنون.
    از دور دوست دارم⁦❤️⁩

  383. N.D

    بچه ها یه سوال
    اینجا پاکدشتی داریم آیا؟ ☆_☆
    پاکدشتیا دستا بالا +_+

  384. سینا

    بهتون اطمینان میدم از عشق مجازی یا(رل)پشیمون میشین خودتونو نابود نکنید

  385. N.D

    آقا چرا انقدر نظراتمون دیر تایید میشن؟ عه
    من یه کامنت میزارم سه روز بعد تایید میشه
    لطفااااااااااااااا یکم نظرات رو زودتر منتشر کنین
    ممنون

  386. N.D

    بچه ها میگما
    من مشاورم آیا که بعضیا گفته بودن کمکم کن؟
    خخخخخخخخخ
    میخواین من مشاور سایت بشم؟ *_*
    خخخ
    حالا امیدوارم راهنمایی هام خوب باشه
    با آرزوی موفقیت برای همتون
    ♡♡♡

  387. N.D

    هووووووووییییییی علی
    چی میگی واس خودت
    به خودکشی فک میکنم یعنی چی؟
    ببخشید من لحنمو بد کردم ولی اینو که گفتی دلم خواست هرنقطه ای از دنیا هستی بیام خفت کنم ×_×
    این چه حرفیه آخه
    اصلا تو نیاز به یه مشاور واقعی داری
    به نظرم بهتره بری مشاوره
    واقعا اعصابمو بهم میریزن این کسایی که میگن به خودکشی فک میکنم
    عشق زمان و مکان نمیشناسه
    ممکنه هنین فردا برات اتفاق بیفته و ممکنه ۱۰ سال دیگه اتفاق بیفته برات
    تو به زور که نمیتونی عاشق کسی بشی
    باید منتظر باشی برات اتفاق بیفته
    اگر پیش مشاور رفتی از حال و اوضاعت اینجا بگو
    موفق باشی

  388. N.D

    سلام Lalaisa
    اصلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا رل نزن
    وای خداااا
    اومدی میپرسی رل بزنم یانه؟!
    این چه حرفیه آخه -_-
    معلومه که در جوابت باید گفت نه
    من خودم تازگیا ۱۰۰۰۰ نفر بهم پیام میدن که یکیشون انقدر سمجه از یه ماه پیش تاحالا هی پیام میده
    تازگیا تهدیدم میکنه.میگه اگه باهام رل نزنی ال میکنم بل میکنم ولی من دیگه پیاماشم سین نمیکنم.
    ببین عزیزم
    اصلا و به هیچ وجه رل نزن
    تو خودت فک کن اگر طرفت آدم خوبی باشه و آدم حسابی باشه و ازین بیکارای مزاحم نباشه میاد رل بزنه یا دنبال کار و زندگیشه؟
    حالا تصمیم گیرنده ی اصلی خودتیا
    ولی من میگم تا پای مرگتم رفتی رل نزن

  389. N.D

    سلام علی
    خب اگر واقعا انقدر به خاطر اینکه کسی رو نداری که عاشقش بشی ناراحتی باید برات آستین بالا بزنیم.خخخخخخخ
    اگر خیلی موضوعت جدیه بیا عاشق من بشو ♡~♡
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
    منم در رابطه با بی توجهی خانوادت درکت میکنم~_~ و باید بگم me too -_-
    فعلا راهکاری برات به ذهنم نمیرسه عزیزم فقط یه راهنمایی میکنم تورو هییییییچ وقت فراموشش نکن لطفا
    رل نزن
    اینو هیچ وقت فراموش نکن
    نزار این که کسی رو نداری که دوسش داشته باشی تورو وادار کنه به رل زدن.اگر رل بزنی هم افت تحصیلی میکنی هم کلی ضرر دیگه بهت میخوره.
    برات به فکر چاره هستم °_°
    امیدوارم مشکلت حل بشه.

  390. N.D

    راستی امین
    اگر خودت بهش علاقه داری موضوع فرق میکنه داداش
    اگر هیییچ حسی بهش نداری همون بی محلی چاره کارته *_*

  391. N.D

    در پاسخ امین:
    مخفف اسممو گذاشتم بابا
    اسمم نگار هست.بعد خدایی N.D خانوم چیه؟
    والا به خدا من مشاور نیستم که واسه هرکسی یه راهنمایی داشته باشم.خخخخخخ
    خب عزیز من تو وقتی بهش حس خاصی نداری فکرتو بهش مشغول نکن
    اگرم خیلی مطمئنی که دوست داره و نمیخوای که این دوست داشتن براش شر بشه بهترین کار اینه که هروقت دیدیش اصلا بهش محل نزاری.اصلا بی محلش کن.اون موقع وقتی ببینه که تو دوسش نداری و بهش محل نمیزاری دست بردار میشه.ممکنه اولش یکم ناراحت بشه اما بعدش بهت بی علاقه میشع.مطمئنم که فوق فوقش تا یه ماه عاشقت بمونه ولی بعد از اون انگار نه انگار که عشقی در کار بوده.پس فقط بی محلش کن.همین
    موفق باشی:)

  392. علی…

    امیر داداش بازم بهت میگم قدر این لحظه ها رو بدون و دوسش داشته باش،مثل من بدبخت نشو که هیچ کس رو نداشته باشی،سعی کن بهش ابراز علاقه کنی و رابطتون انشاالله که خوب میشه،داداش فقط اینو بگم که به چیز های منفی فکر نکن و دوسش داشته باش،مثل من و اون آدم هایی که مثل من تنها هستن نباش که یواش یواش به خودکشی دارم فکر میکنم.
    موفق باشی

  393. علی…

    سلام امین جان،بهترین حس دنیاست که کسی دوست داشته باشه،داداش سعی کن دوسش داشته باشی و با احتیاط برو جلو،چون شاید او دختره تو رو خیلی خیلی خیلی دوست داره و شب و روز نداره و دیونه تو هس،پس با احتیاط برو جلو و دوسش داشته باش،این جور چیز ها خیلی به دست آدام ها نمی‌رسه قدرشو بدون.
    موفق باشی داداش.

  394. Lalaisa

    سلام من ۱۲ سالمه و من جدیدا توی واتس ی لینک ناشناس گذاشتم و ی نفر از اون حرفای مثبت میزنه و خودشو معرفی کرد و میگه باهام رل بزن من چن وقته خسته شدم از دستش از بس اینو میگه به نظرتون باهاش رل بزنم؟ خودم ازش خیلی خوشم نمیاد تفاوت سنیمونم خیلی زیاده ۷ سال ازم بزرگتره ینی ۱۹ سالشه نمیفهمم چرا عاشق ی دختر ۱۲ ساله شده و میدونم بعضی از اونایی ک میان ت لینک و چرت و پرت میگن همشم میگن با من رلبزن اخه یکی نیس ب اینا بگه اسکلا کدوم خری ت ناشناس رل میزنه… گفتن ک ت شماره ی ما رو سیو داری ک استوری هات برامون بالا میاد چن روزه دارم میرم همش تو کانتکت هام ب همه پیام دادم ولی همه دختر بودن همه دوستامن من اصن شماره پسر ندارم واقن نمیفهمم باهاش ب نظرتون رل بزنم؟

    • محسن

      پس یکی از دوستاته میخواد اذیتت کنه.

  395. علی…

    هر چقدر بگم بازم کمه،ایکاااااااااش یه کسی رو داشتم و از تک تک لحظات زندگیم لذت می‌بردم و با علاقه و تلاش بیشتر به هدفم نزدیک تر میشدم،آبجی وقتی که میگی تو این یه سال و پنج ماه لطمه ای به درسم نخورده که البته خدا رو شکر خب یعنی دیووووونشی یعنی دوسش داااااااری یعنی هی میخوای تلاش کنی و به هدفت برسی و بزرگتر بشی ولی من برعکس این ها هستم(باN,Dهستم)در ضمن اگه میخوای به پدرت بگی بستگی داره به اخلاق پدرت،و یه زره بشین و فکر کن که به مادرت بگی قشنگ میشینه راهنماییت می‌کنه یا بابات

  396. علی…

    پاسخ به N.D:
    آبجی مطمئن باش وقتی که دوسش داری و عاشقش هستی نیاز نیس بهش ابراز علاقه کنی اخرش همه چی حل میشه نگران نباش و خدا رو شکر که تو این مدت لطمه ای به درسات وارد نشده،عاشقی تو هر سنی اصلا بد نیس،ولی اگه از لحاظ جنسی باشه اصلا این کار درست نیس(با تمام عزیزان هستم که به این هم توجهی بکنن)اینو فقط من نمیگم همه میگن منظورم اینه که به این مورد هم باید توجهی کرد.تنها راهنمایی که می‌تونستم بکنم این بود،و ممنون که یه کسی پیدا شد که احساساتم رو درک می‌کنه.
    موفق باشی.

  397. علی…

    سلامND,ممنون بابت راهنمایی هات،ولی منظور من کلی بود منظورم این نبود که فقط ایکاش فامیل داشتم منظورم کلی هس,همش میگم ایکاش یه کسی رو داشتم(چه فامیل باشه و چه غریبه)می‌خوام دوسش داشته باشم می‌خوام تو این عشق رو تجربه کنم و پاش بایستم،اگه این دوران رو اینجوری بگذرونم داغون میشم و حسرت تک تک لحظه هام رو میخورم،تو اون پایین هم نوشته بودم که خدا رو شکر درسم عالی هس،معدل نوبت اولم هم کامل کامل بیست شد،ولی اصلا حوصله هیچیزی رو ندارم،آبجی نوشته بودی که به خانواده بگم این حسم رو،وقتی دیدم که اینو نوشتی خندم گرفت چون هیچ توجهی نمیکنن،اگه بگم داغون تر از الان میشم،میدونم این حسی که به من اومده آخر منو دیونه می‌کنه میدونم آخر نمیتونم درسم رو ادامه بدم میدونم آخرم هیچ میشه،بازم میگم ممنون بابت راهنمایی هات.
    امید وارم اون پسره هم تو رو دوست داشته باشه و عاشق هم بشین و امید وارم موفق باشی

  398. amin

    سلام به همگی من یک پسر 16 ساله هستم
    یک کمک می خواستم از N.Dخانم خخخخ خب این چه کاریه اسم تونو بگید ما رو به چه کار هایی مجبور می کنید!
    خب داشتم می گفتم یک دختر هست تو فامیلمون که از من حدود 4-5 سال کوچیک تره و من مطمئنم از من خوشش میاد.
    من در حال حاضر حس خاصی بهش ندارم و می خوام که یکم زمان بگزره سنش بیشتر شه ولی علاقه نشون دادنش خیلی تابلو است و می ترسم نه برای من برای خودش شر شه چون بابای خیلی حساسی داره.
    اگر میشه کمکم کن بتونم این جریان کنترل کنم.

  399. مهرانا

    سلام دوستان من با نظر اقا سینا موفقم اصلا به عشق مجازی اعتما د نکنین چون داخلش دروغ هست خیانت هست و خیلی چیز ها رل نزنین چون اخرش به هیچ جا نمی‌رسید منم مجازی با پسرا و دخترا چت میکنم اما نمیزارم از حدش بگذره بگیرین درساتون رو بخونین موفق بشین بزرگتر که شدین خود شما ها به خودتون میخندین که بابت چیز مسخره عشق مجازی قصه خوردید اما اونموقع دیگه دیره دیگه راه برگشت نیست اگه کسی هست روبیکا داره و تو بازی پابجی وارده لطفا ایدیشو بده .

  400. N.D

    بعدشم تو از کجا میدونی که اگر دختری در فامیل بود که عاشقش میشدی،اونم عاشقت میشد؟
    اونطوری بدتر از الان داغون میشدی که
    تو فک کن الان که هیچ کس نیس بهتره یا اون بهتره که کسی بود تو فامیل و تو به شدت عاشقش میشدی اما اون تورو نمیخواست و همدیگه روهم زیاد میدیدین و همش چشم تو چشم میشدین.کدوم بهتره؟
    به نظرم تا بدتر ازین افسرده نشدی با خانوادت درمیون بزار و بگو احساس میکنی احتیاج به کسی داری.
    مطمئن باش کمکت میکنن

  401. N.D

    سلام
    علی جان من احساساتت رو درک میکنم و میدونم چی میگی.من خودم در شرایط تو نیستم.من یه دختر ۱۴ ساله هستم و بر عکس تو هست شرایطم.تمااااام فامیلامون هر کدومشون حداقل دوتا پسر همسن خودم دارن‌.اما تا به حال عاشق هیچ کدومشون نشدم.حتی یه حس کوچیک هم بهشون ندارم.اصلا لازم نیست که دختری تو فامیلت باشه که عاشقش بشی.اگر ماجرای منو خونده باشی عاشق کسی شدم که اصلااااا فامیل و یا از بستگانم نیست.اصلااااا غمت نباشه که دختری تو فامیل ندارین که عاشقش بشی‌.بزار یه چیزی رو بهت بگم.اصلا تو میدونستی که اکثر ازدواج های فامیلی به مشکل بر میخورن؟
    اصلا ناراحت نباش اصلااااا
    کی گفته حتما باید دختری تو فامیل باشه که عاشقش بشی؟
    اگر بخوای به این فک کنی که چون تو فامیلت دختری نیس که عاشقش بشی،هیچ وقت نمیتونی عشقتو پیدا کنی.
    طرز فکرتو عوض کن
    به اینم فک کن که دختر های خوب خیلی زیاده که بتونی عاشقشون بشی
    اگر طرز فکرتو عوض نکنی ممکنه دچار افت تحصیلی بشی و یجورایی اصلا افسردگی بگیری
    موفق باشی

  402. سینا

    سلام من سینا ۱۴ ساله هستم راستش تا به حال عاشق نشدم ولی بغصی از دوستان را در همین سایت دیدم که مجازی هم عشق را حس کردند تقربیا درک میکنم چه حسی هست ولی اصلن نباید به صورت مجازی رل زد (رل یعنی وقتی پسری با دختری دوست میشود ) من ادم های خیلی خیلی زیادی دیدم که به صورت مجازی دوست شدم شاید بیش از ۳۰ نفر باشن ولی تمام اون ادما تهش شکست خوردن
    اگه بخام بگم من خودم به صورت مجازی با حدود۲۰ الا۳۰ تا پسر و حدوداََبا۲۰تا دختر دوستم دقت کنید دوستی من فقط به یه اندازه ای هست نه بیش از حد من همیشه به یاید دوستانم میخندم و این باعث بهتر شدن در درس هایم میشه دوستی خوبه ولی به حد و اندازش
    پس سعی کنید دچار عشق نوجوانی نشین چون بعد از مدتی تمام میشه یا اگه هم عاشق کسی شدین احساساتون رو بهش نگین چون بعد ها باعث اختلافات بین هم میشه و با هم اصلن رفتار خوبی ندارین

  403. علی…

    سلام دوستان عزیز من پسر ۱۵ ساله هستم،فکر و خیالم شده که یه کسی رو داشتم که عشقش میشدم و اونم عاشق من میشد تو فامیل هامون کسی نیس که هم سن و سال من باشه که عاشقش بشم.فک میکنم تنهام و دارم خیلی وحشتناک افسرده میشم خیلی خیلی وحشتناک افسرده میشم،در ضمن درسم خیلی عالیه و تو این سه سال راهنمایی که خوندم معدل کلم بیست بود،میخوام یه کسی رو دوست داشته باشم و برای رسیدن به او در آینده تلاشم روبیشتر و بیشتر کنم و تا بهترین حد ممکن درسم رو ادامه بدم و بهش برسم،البته اینو بگم که خیلی خیال پردازی میکنم که یه عشقی داشتم و اونم منو دوست داشت و این خیال پردازی ها منو روز به روز داغون تر میکنه.سن جوانی برام زهر مار شده و مثل بقیه دوستان نیستم اصلا روحیه ندارم.
    ایکاش این سن لعنتی زود بیاد و بره
    ایکاش اصلا به این دنیا نیومده بودم
    ایکاش کسی منو میتونست درک میکرد

  404. N.D

    یعنی باید خدنوادم رو مطلع کنم؟میترسم که با مطلع شدنشون حتی نتونم دیگه ببینمش

  405. N.D

    سلام میکنم به همه
    من نظر سپهر رو خوندم و کاملا باهاش موافقم اما من در پایین تر حس و نظر خودمو گفتم که امید وارم شما تا آخر خونده باشینش.من الان ۱۴ سالمه و تا به حال با هیچ جنس مخالفی دوستی نداشتم و اصلا تا به حال به هیچ جنس مخالفی حس هم نداشتم.حتی گفتم که پدر و مادر من و عموم و زنعموم پسرعموم و من رو برای همدیگه انتخاب کردن که در آینده باهم ازدواج کنیم اما من هیچ حسی بهش ندارم و بیشتر مثل برادرم میبینمش.
    اما در رابطه با اون شخصی که گفتم عاشقش شدم باید بگم که من فکر میکنم واقعی باشه چون که من هر زمان میشینم و به این فکر میکنم که یه حس زودگذره بازم قانع نمیشم و بیشتر و بیشتر دلبستش میشم.اصلا هروقت میبینمش قلبم تندتند میزنه.حسم بهش خیلیییییی شدیده اما فعلا نذاشتم کسی بفهمه.ولی واقعا به حدی عاشقشم که حتی وقتی بهش فک میکنمم قلبم تند میزنه.تازگیا از رفتارش فهمیدم که انگار اونم به من حس داره ولی چطور میتونم بهش بفهمونم؟راهنمایی کنید لطفا که چطور بهش بفهمونم که دوسش دارم

  406. سپهر

    سلام این پیام را می خوام همه بخونن خواهش می کنم تا اخر بخونید و مخصوصی ماریه بخونه و ببینید شما که گفتید این ها را درست می گید اما به شرطی که پایدار باشه و نباید درس را هم نادیده گرفت همون طور که گفتم بعد میگن چه کاره هست میگن کار نداره و اینطوری بد تره واگه عشق پایدار نباشه بعد از جدا شدن میدونید چقدر اون شخص افسردگی میگیره؟ اما عاشقی چیز بدی نیست عشق یعنی زندگی، و عشق فقط عشق به نا محرم یعنی جنس مخالف نیست و همون طور که گفتید عشق به خدا ، پدر و مادر و خانواده، اینا خوبن و همه نوع عشق خوب نیست مثل عشق زوری و عشقی که با ترس باشه البته عذر می خوام بعضی ها اصلا عشق را جور دیگه می بینن بازم عذر می خوام مثل همجنسگرایی، من ۱۱ سالمه اما عشق های مختلف را دیدم و شنیدم عاشق شدم اما واقعی نه چون دوست ندارم وقتی جدا شدم باعث ناراحتی و درگیری ذهن بشم الان خیلی وقتا شده رِل ها رابطه جنسی برقرار کردن و این گناه کبیره بزرگیه که اسمش زنا هست پس لطفا از رِل زدن جلوگیری کنید چون ممکنه اون شخص پس از جدایی داغون بشه و اگه عاشق شدید مخفی نَمونه و بزارید پدر و مادر اطلاع پیدا کنن البته در سن مناسب که به موقع ازواج کنید
    ممون از کسایی که تا آخر خوندن

  407. زینب

    سلام
    من یه دختر ۱۴ ساله هستم الان ۳ ساله نسبت به یه پسر که خیلی از خودم بزرگتره احساساتی دارم اما واقعا نمیتونم بفهمم عاشقش شدم یا نه و همینطور بگم اگه این حس عشق باشه خیلی بیشتر از لیلی و مجنون عاشقم
    الان چیکار کنم تا بفهمم عاشقشم یا نه ؟؟؟ و همین طور اگه این حس عشقه چطوری این عشق دیونه کننده رو از ذهن و قلبم پاک کنم ؟؟؟

  408. N.D

    و اینکه من واقعااااا اونو واسه دوستی و .. نمیخوام بلکه برای این میخوام که ازدواج کنم باهاش.یادم رفت بگم ک اون ۱۶ سالشه.ممنون میشم جوابمو بدین

  409. N.D

    سلام
    من یه دختر ۱۴ ساله هستم که عاشق پسر همسایمونم.واقعا نمیدونم که اون حسی به من داره یانه.ولی من به شدت عاشقش هستم.درضمن اینم بگم که تمااااام نظرات رو خوندم بیشتریا گفته بودن عشق تو نوجوونی معنی نداره و زوده و این حرفا اما باید یه چیزیو با قاطعیت بگم که عشق دخترها در نوجوونی فقط و فقط یه عشق پاکه.پسرا رو میگم نصفشون از روی شهوت و ایناس اما بازم میگم نصفشون و پسر خوب هم زیاده.راستی من یه بدبختی دیگه هم دارم که زنعمو و عموم من رو واسه پسرعموم که ۳ سال ازم بزرگتره نشون کردن تا موقعی که ۲۰ سالم بشهولی من اونو به چشم برادر میبینم…
    حالا لطفا برای اون موضوع اصلی که اول مطرح کردم کمکم کنید.چطور بهش بفهمونم ک دوسش دارم؟تا ب حال زیاد ندیدمش.در حد ۲ یا ۳ بار دیدمش ولی عاشقش شدم.اونو نمیدونم چون هیچ حسی بروز نداده
    فقط چند دفعه موقعی که میرفتم جایی یا میومدم(خونشون دو تا پنجره تو حیاطمون داره)از اون پنجره ها نگاه میکرد.
    لطفا بگید چطور بهش بگم دوست دارم؟
    راستی من با وجود اینکه یه ساله ۵ ماهه عاشقشم هیچ لطمه ای به درسم نخورده بلکه بهتر و باعلاقه تر درس میخونم.
    لطفا با ذکر نامم پاسخ منو بدید چون واقعا دیوونشم.چند دفعه ای هم خواستم با پدرم درمیون بزارم چون همیشه بهم میگه هر مشکلی داشتی بگو چیزیو ازم پنهان نکن.ولی نمیدونم عکس العملش چیه.راهنماییم کنین لطفااااا

  410. علی…

    سلام،من یه پسر پانزده ساله ام تو این سال حس کردم که من به یه کسی نیاز دارم که عاشقش باشم(اصلا از روی هوس نیس) لطفاً کمکم کنید واقعا دارم افسرده میشم

  411. Mareye

    آقای امیر حسین شمایی که میگی من اگه عاشقش نبودم به قسمت شرمگاهیش نگاه میکردم به پاهاش و … تو که نگاه کردی که داری درباره پاهاش و قسمت های شرمگاهیش صحبت میکنی یا فکر میکنی .

    برو خودتو جمع کن جوری صحبت کردی که معلومه فقط از روی هوس بود

  412. ناشناس

    سلام من پسرم و باید عشق در سن ۱۳ تا ۱۵ سالگی شکل بگیره و کسی که گفت باید دختر از بدنش خجالت نکشه و باید عاشق شه و حتی اگه نامحرن باشه من خودم دوست دختر دارم و از این عشق راضی هستیم پیشنهادم این هست که رل بزنید و پایش باایستید و فقط عاشق اون باشید

  413. ماریه

    سلام دوستان عزیز میخواستم بهتون بگم که اونایی که میگن عشق برای ما نوجوان ها بده بریم درس هامون رو بخونیم به عرضتون برسونم ما انسان ها از همون بچگی عاشق میشیم عشق به مادر عشق به پدر عشق به خوانواده حتی کسانی که خیلی مذهبی هستن عاشق میشن نمونش عشق به خدا
    عشق بهترین لحظات زندگیه البته اگه عشق واقعی باشه نه از سر هوس یا تنهایی من خودم عاشق شدم تو سن ۹ سالگی من تا به حال با عشقش زندگی کردم میخواستم بگم عاشق که میشی امید به زندگی بیشتر داری هی تلاش میکنی خنده اش شیرینه برای تو گریه هم به دلت میشینه وقتی میبینیش دستپاچه میشی قلبت تند تند میزنه

    من ۱۳ سالمه از ۹ سالگی عاشق شدم بهش اعتراف نکردم بهش عشقمو یا ابراز علاقه نکردم اما همین که عاشقش بودم برام کافی بود من احساسی نیستم و با هر چیزی زود عاشق نمیشم اما اخلاق های این پسر عاشقم کرد هنوز به کسی نگفتم چون مطمئنم اگه عشق این اقا پسر رو به کسی بگم احساس آرامش نمیکنم من خر موقع میبینمش قلبم تند تند میزنه حل میشم اما خیلی خوشحال میشم جوری که همه چیز رو فراموش میکنم من حدود دو سال به صورت هر روز این اقا پسر رو میدیدم اما یه ساله زیاد نمیبینمش خیلی دوست دارم زیاد ببینمش اما بهونه جور نمیشه من قصد ندارم بهش بگم دوسش دارم یا ابراز علاقه بهش کنم فقط میخوام ببینمش همین اما نمیتونم یه چند روزیه به باشگاه فوتبال دخترانه میرم یه روز یکی بهم گفت برو پیش اون فوتبال بازی کن تمرین کن اون پسر هم به کلاس فوتبال میره اما خیلی سعی کردم بهونه جور کنم اما نشد اینم بگم من جوری تونستم عشقم رو کنترل کنم که به درسم لطمه نزده من به مدرسه ی نمونه میرم اون اقا پسر هم همینطور درس من خیلی خوبه اما اون یکم از من پایین تره خوب پسره دیگه ازتون خواهش میکنم بهم بگین چیکار کنم تا ببینمش همین ممنون میشم کمکم کنید

  414. عاشق

    سلام من ۱۱ سالمه و توی بچگیم به پسر عمم که ۱۵ سالشه علاقه مندم و اینو بهش قبلا گفته بودم
    اما الآن اون شخصیتش کاملا فرق کرده و من هنوز دوسش دارم دوس دارم بفهمم هنوز دوسم داره یا نه اما نمیتونم این بحثو پیش بکشم و ازش بپرسم
    چطور میتونم بفهمم هنوز دوسم داره یانه
    لطفا پاسخ بدین

  415. سپهر

    سلام من سپهرم می خواستم بگم درسته شما میگید عاشقی سنی نداره و درسته ولی اگه الان درس نخونید بعد که عاشق یک نفر میشید میگن این کار درست و حسابی نداره و این بد تره و نمی تونید باهاش باشید

  416. Mohamad

    سلام من یه مدت عاشق دختر همسایه شده بودم اما متاسفانه هیچ وقت نتونستنم بهش بگم
    ما از اون محل رفتیم و دیگه اون دختر رو نمی دیدم یه مدت بود افسرده شده بود چون واقعا خیلی دوسش داشتم
    الان هم دوسش دارم ولی نمیدونم کجاست؟
    تمام دوست های من دوست دختر دارن اما من تنها موندم
    ۱۸ سالمه و تنهام الان دنبال یه دخترم که باهاش دوست بشم ولی نیست به نظرم حتما پسر با جنس مخالف دوست باشه تا بتونه با اون درد و دل کنه
    هر کسی که با عاشق من بشه منم تا آخر عمر عاشق اون هستم❤

  417. آمیتیس

    سلام
    من دخترم و ۱۶ سالمه عاشق پسری شدم که یه سال از من بزرگتره البته اینو بگم بچه محلمونه و باباش سوپر مارکت داره باباش منو می شناسه و خیلی دوسم داره
    من چند روز پیش پیج اینستاگرام سجاد رو پیدا کردم رفتم تو دایرکتش بهش گفتم عاشقتم و اونم پیگیر من شد و شمارش رو داد و گفت بیا واتساپ چت کنیم چت کردیم و اون گفت که قبلا فقط یه دوست دختر داشته و باهاش کات کرده البته دوست دختر ش رفیق فاب منه و من با دوست دخترش ارتباط دارم. من واقعا سجاد رو دوست دارم و هر دقیقه فکرم پیششهو اون پسر خوبیه و خیلی با استعداد ه، البته تا میام فراموشش کنم یهو تو خیابون می بینمش و ضربان قلبم بالا می ره و دست پاچه می شم .
    به من پیشنهاد داده که رل بزنیم ؟ چی کار کنم میشه راهنمایی کنید ممنون میشم.

  418. احسان

    من یه پسر ۱۵ ساله هستم و عاشق شدم . عاشق که نه دوست دارم باهاش باشم و صمیمی باشیم .شاید براتون جالب باشه که من عاشق یه زن فک میکنم ۳۲ یا یکم بیشتر یا کمتر شدمبازم میگم عاشق نه دوست دارم باهم دوست صمیمی باشیم .من اونو تو دندونپزشکی دیدم .خیلی باهم آشنایی نداریم .ولی فک میکنم که اون فک نمیکنه که بامن باشه یا دوست صمیمی باشیم .حالا عم واقعا فکرم درگیرش شده که چیکار کنم چی بگم که از من یه کمممممم خوشش بیاد یا منو فراموش نکنه حس میکنم خیلی دوسش دارم .و خیلی دوس دارم که هر روز ببینمششششششش ولی خب اون بزرگتره فک نمیکنم همچین فکری راجب من بکنه
    حدس میزنم همه فک میکنن دوس دارم باهاش رابطه جنسی داشته باشم ولی به خدا اینطور نیس
    دلم میخاد باهاش باشم الانم فکرم همش درگیرشه و یه کمم افسردگی گرفتم.
    دوست داشتن خیلی بی معرفته .کاری نمیکنه که کسیو که قلبن دوسش داری بهش برسی.البته یه مشکل خیلیییی بزرگی عم که هس اینه که خیلی از من بزرگتره
    و حتی شاید اون اصلا مثل من فکر نمیکنه

    خواهش میکنم یه نفر بهم یه مشاوره ای چیزی یا اینکه چطور بهش برسم بده.خواهش میکنممممم

  419. Atila

    سلام من ۱۶سالمه و از بچگی عاشق دختر عموم هستم و میدونم که اونم منو دوس داره چون از دیگران شنیدم که به من ابراز علاقه کرده.حالا من موندم که چجوری بهش بگم دوسش دارم ،اگه کس دیگه ای بود میتونستم باهاش وارد رابطه شم ولی این فامیل بودن مانع این کار میشه من باید الان چیکار کنم؟

  420. آرش

    من می خوام کسی با هام رِل بزنه

  421. عسل

    سلام دختری ۱۵ ساله هستم چند ماه پیش عاشق یک مرد ۳۵ ساله شدم خیلی با خودم کلنجار رفتم که بگم بهش یا نه همش میترسیدم ناراحت شه یا هر چیز دیگه ای ولی بهش گفتم اون هم خیلی خوب برخورد کرد حتی داره کمکم میکنه که مشکلمو حل کنه خیلی خوشحالم که هنوز انسان های خوب رو زمین هستن ❣

  422. Elina

    سلام من عاشق یکی از دوستای پسر همسایمون اومده از ۹ سالگی دوستش داشتم الان ۱۲ سالمه بلاخره موفق شدم بهش بگم جواب خیلی خوبی گرفتم ولی مامانم فهمید و دیگه نذاشت ببینمش و فقط وقتی میریم بیرون با ماشین میدیدمش تا اینکه دیگه اونم نیومده بیرون نزدیک ۶ ماه بیرون نیومده و من تو این ۶ ماه سه بار اونو دیدم هر بار هم از پشت و یا نیم رخ فکر نکنم اون منو دیده باشه ولی فکر میکنم گولم زد که گفت دوسم داره البته زود قضاوت نمیکنم شاید اونم مامان باباش میدونن و نمیزارن بیاد بیرون

    من دیگه نمیتونم تحمل کنم حتی تو خوابم نمی بینمش چیکار کنم فراموشش کنم لطفا اگه دارید این پیامو میخونید بهم بگید چجوری فراموشش کنم

  423. یه عاشق دیوونه

    عاشقم چجوری بفهمم عاشقم؟

  424. Mahshid

    خواهشن کمکم کنید که فراموشش کنم و من خیلی تو ی درس هام افت کردم اگر هر کسی پیام منو میبینه کمکم کنه

  425. Mahshid

    سلاممم من دختری 13ساله هستم عاشق یه پسری شدم که مکبره یه امام زاده ای هس امام زاده چسبیده به خونه ی ماس و این پسره که اسمش هم امیر مهدیه هر روز با چرخش میره و میا ومن خیلی بش فکر میکنم و حتی بش شماره دادم میدونم کار خیلی بدی کردم و به یه پسر که اصن نمیدونم از کیو از کجاس شماره دادم و امیر مهدی هم برگه ای بهش شماره رو دادم پرت کرد تو جوب ولی این کارو جلوی من نکرد من خیلی دوسش دارم و خیلی دلم میخواد که فراموشش کنم ولی شدنی نیست و حتی امیر مهدی یه چند بار از ته ته دلش منو نگا کرده و ابن خیلی بحث بدتریه و منو عاشق تر خودش میکنه و فک کنم سنش هم حدود 15/16باشه نیمدونم و کسایی که گفتن برید درستونو بخونید عشق چیکارش به کار شما باید به اطلاع شما برسانم که دوست عزیز عشق سنو سال حالیش نیست و هر موقع که دلش بخواد میا اینو فرو کن تو مغزت و اگه همین شما پسرا نبودین ما خیلی راحت تر بودیم میدونی چرا؟
    چون که شماها همونی هستین که رفتم تا سرگوچه رو واسه دخترا محروم کردین نمیزارید خودمون تنها بریم بیرون و این به خاطر خود شماهاس ! این خود شماهایی هستین که ما ب خونوادمون بگیم عاشق پسر شدیم……و چیزای دیگه فک میکنن چه اتفاقی افتاده که خالان ما مثلا باید با یه جنس مخالف ارتباط داشته باشبم این خود شما پسرا هستین اینو بفمین

    من یه چیزی به شما بگم که عاشق نشین عاشق شدن شمارو‌ می‌کشه و تا بالا ملایی سر شما نیاره دست بردار نیست مخصوصا عشق یک طرفه
    خواهش میکنم کمکم کنید تا فراموشش کنم

  426. امین

    اینو با ستایش بودم

  427. امین

    ببین من به عنوان یکی که از بیرون داره می بینت بهت میگم که سعی کن هر چه زود تر فراموشش کنی ، یکم فکر کن تو چرا ازش خوشت اومده ؟؟ اخلاقش؟ رفتارش ؟ نه تو فقط عاشق قیافهش شدی که اونم بخاطر اینه که اون عکس ها و فیلم ها توسط عکاس های حرفه ای گرفته میشن و هر آدمی رو زیبا نشون میدن یکم فکر کن خواهشا واقعا ارزشش رو نداره که یه دختر بشینه واسه همچین چیزی گریه کنه

  428. فرهاد

    ۱۵ سالم بود عاشق دخار همسایه شدن،یک سال بعد بهم گفت نه،،،الان ۳۲ سالمه حتی از ایران مهاجرت کردم ولی هنوز عکس روی کمد خونم چسبوندم،عشق نوجوانی خیلی شیرین و پاک و با مزه هستش ولی حیف که اندک آدمایی میتونن عشق نوحوانی رو به دست بیارن یا مدت طولانی داشته باشن..‌ارزو میکنم همه نو جوون ها به عشقشون برست تا اعتماد به نفس و انگیزه خوبی داشته باشن

  429. ایلیا

    عزیزان دلی که عاشق شدید به حرف های کسی مثل این ساری گوش نکنید چون اگرشما به عشقتون اعنماد نداشته باشید تاثیر بدی روی اون میذاره پس هرچی دلتون گفت رو انجام بدید

  430. مهسا صالحی

    سلام من نه به عنوان یک روانشناس بلک به عنوان یک دوست بهتون میگم که همه ادما تو زندگیشون ممکنه احساس کنند که یکی دوست دارند اما دلیل نمیشه اسمشوعشق بزاریند هرچیزی که عشق نمی شه

  431. King gh

    سلام من ۱۳ سالمه عاشق دختر عمم شده اون ۱۷ سالشه ولی این رابطه کلا یه طرفس بعضی شبا
    از فکرش خوابم نمیبره اون هی به من نگا میکنه بنظرتون منو دوس داره؟
    چجور بهش بگم دوسش دارم؟

  432. R……..

    سلام من ۱۱ سالمه دوساله عاشق یه پسر شدم و اونم هست. و دوست دارم این موضوع رو با مادرم در میون بزارم ولی نمیدونم چجوری بگم
    هم میترسم دعوام کنه هم خجالت میکشم
    میدونم ترسم الیکیه
    اگه میشه راهنماییم کنید

  433. Sarrrri

    یه راهنمایی به همگی بکنم
    عاشق نشید من الان خودم عاشق پسرخاله ام شدم بعدفهمیدم کس دیگه ای رودوست داره کات کردم بدون سروصدا اگه میخوایین بفهمین عشق زندگیتون دوستتون داره شماره اش روگیربیارین به صورت ناشناس که مثلااومدم دردودل کنم
    اگه پسربودخودتون روپسرمعرفی کنین
    یااگه دختربوددختراین بهتره
    بعدبحث بکشین به این که عاشق شدی ؟اگه بگه آره بگین عاشق کی ؟
    اگه اسم شما روگفت چه عالی.
    اسم کس دیگه روآورد که هیچ ولش کنین سعی نکنین به زور وارد قلب کسی بشین
    اگه هم گفت نه عاشق نشدم راحت میتونین دلش روبدست بیارین
    ا

  434. ثنا

    سلام من ثنا هستم 14 ساله هستم . من یک عاشق کسی شدم که نمیتونم فراموشش کنم . عزم در خواست دوستی خواست من قبول نکردم بخاطر خونوادم و موندم که چطوری حرف دلم رو بزنم.میدونم که اگه بگم شر بپا میشه دعوام میکنن .پس این راز را توی خودم میندازم

  435. سارینا

    ای ریدیم به این عشق وعاشقی
    اصن عشق کیلوچنده بابا بشین پادرسات
    یه جای کاراتون بعدا میلنگه مطمئنم بدبخت میشین آخر سر
    یه آدم خل وچل باخودشم توجنگه که طرف منودوست داره یانه آخرسردیوونه ها اگه طرف بفهمه دوسش دارین هم میره سراغ یکی دیگه
    تهش میبینه عه ولت کرده رفته سراغ دیگه اون موقع همه بهت میخندن که طرف چقدراسکول بیشعور ونفهم بوده
    خاک برسراتون

  436. ناشناس

    به نظر من بیشتر دوستان که مشکل دارن تمام تقصیر این قانو و فکر ایرانی ها است که دختر نباید با پسر باشه یا اینطور چیزها ولی اگه میشد با جنس مخالف در ارتباط باشیم خیلی بهتر بود و افسردگی که جوان ها میگیرن دیگه وجود نداشت

  437. Z..k

    سلام زبیر هستم 13 سالمه من عاشق یک دختر شدم که ازم کوچیکه اون8 سالشه و اون خاله زادمه من خیلی دوسش دارم خیلی

  438. ایلیا

    من پسری ۱۳ ساله هستم عاشق یه دختره شدم که همسایه مون اونم هم سنه منه ولی میترسم بهش بگم (البته که میدونم ترسم بی خوده) ولی باز میترسم
    لطفا راهنمایی کنین چجوری بهش بگم.

  439. ابوالفضل رستمی مقدم

    سلام من ابوالفضل هستم 15 سالم هست خیلی وقت پیش یعنی تقریبا 6 یا 7 سال پیش من تولد یکی از اقواممون رفتم ک از اقوام مادرم بودن اونجا من با ی دختر ک دقیقا همسن من بود آشنا شدم و خیلی باهم دیگه جور بودیم و هم بازی هم دیگه شدیم بعد از اون موقع خیلی وقت گذشت و من ندیدمش و همین یکی دوسال پیش بازم دیدمش و بازم مثل اون موقع باهم خوب بودیم و صمیمی و از طریق فضای مجازی ارتباط بیشتری باهم پیدا کردیم و من این اواخر فک میکنم که بهش علاقه مند شدم وفک میکنم ک اون هم همین حس رو به من داره ولی مطمئن نیستم من از بچگی با دختر عموم و دختر عمم ارتباط داشتم چون توی اقواممون هیچ پسری نبود هم بازی من و دوست های من اینا بودن و الان هم باهم ارتباط خیلی صمیمی داریم و حتی اینقدر صمیمی هستیم ک من فقط این موضوع رو به اونا گفتم من این موضوع رو گفتم ک جواب من رو با در نظر گرفتن ارتباطاتم بدین و در ضمن من وقتی به علاقم با اون دختری ک دوسش دارم فک میکنم هیچ وقت مسائل جنسی‌ رو وارد مسائل احساسی نمیکنم چون معتقد هستم ک عشق و علاقه از مسائل جنسی‌ کاملا جدا هست من الان میخوام بدونم ک این احساسی ک دارم واقعا واقعی هست یا نه و یا اینکه اصلا درست هست در کل میخوام بدونم این احساس چ نوع احساسی هست

  440. ستایش

    سلام من دختری ۱۲ ساله هستم اسمم ستایش
    راستش عشق من یخورده متفاوت من وقتی ۱۰ سالم بود عاشق یه خواننده شدم و الان هم هستم حتی روز به روز بیشتر هم میشه عشقم نسبت به اون ولی متاسفانه اون ۲۸ سالشه و ۱۶ سال با من تفاوت سنی داره بخاطر همین هم هر روز بخاطر اینکه هیچ امیدی نیست که به اون برسم گریه میکنم
    یکی کمکم کنه خواهش میکنم

  441. ادرین

    سلام من ی پسر 16ساله هستم عاشق یک دختر شدم ک دوسال ازم کوچیکتره اما ب سن وسالمون هیچ اهمیتی نمیدم خیلی دوسش دارم ولی نمیدونم ک عاشقمه یا ن دوس دارم بیاد خونم دوتامون تنها تو ی خونه باشیم اما متصفانه عشقم بهش توی یک روز ازبین رفت ی روز رفتم خونش کلی گل و شکلات بردم براش در زدم دیدم باز نمیکنه بازم درزدم دیدم یک پسر همسن خودم درو باز کرد گفتم تو کی باشی گفت من اومدم خونه عشقم منم پسررو حل دادم رفتم جلو دیدم دختره نیست ب پسره گفتم چ بلایی سرش اوردی گفت ب تو چه منم کتکش زدم اونم گرفت با اوتو زد تو سرم اما بی هوش نشدم چون عمیق نزده بود بعد از اون خونه رفتم در ب در دنبالش گشتم تا ی روز اما نتونستم پیداش کنم دیدم یه پسر با دوستش دارن با همدیگه درباره دختره حرف میزنن منم رفتم گفتم شماها چی دارین پچ پچ میکنین بعد گفتن ی پسر ب نام عسکر رفته خونه دختره دختره درو باز کرده بعد پسره بهش حمله کرده و بهش تجاوز کرده دختررو کشته انداخته تو ……….دیگ نمیتونم توضیح بدم لطفا کمکم کنین توی هرسایتی میرم کسی کمکم نمیکنه از ی طرف نمیتونم ب خونوا م بگم من مگ چکار کرده بودم من پسر منحرفی نیستم فقط قستم ازدواج بود

  442. luluerra

    بچه ها برید درستونو بخونین مگه مهد کودکه ؟بچه یازده ساله و عشق؟من خودم تو دوازده سالگی احساس نیاز به جنس مخالف رو داشتم و حتی از یع دختر خوشم اومد اما الان به کارای اون موقع خودم میخندم.میدونم نوجوون شدن اولش سخته ولی سعی کنید برا خودتون یه هدف ترسیم کنید تا بهش برسید.موسیقی یاد بگیرید.برنامه نویسی یاد بگیرید و حتما سعی کنید تافل بگیرید و زبانتون رو شدیدا تقویت کنید.حسابی هم به درساتون برسید.من خودم خیلی خوشحالم که حسم رو بیان نکردم اونموقع چون ممکن بود الان پشیمون بشم.بزرگ که بشید کلا نگرشتون نسبت به زندگی تغییر میکنه.پس حواستون باشه خودتون رو کنترل کنید

  443. کاراگاه

    خب نظراتون جالبه ولی این سنی که شما داخلش هستید سن حساسیه و شما باید به فکر درس و مقشتان باشید میدونم الان میگین عشق و عاشقی سن سال نداره ولی اگر این جور پیش بره شما در درس هایتان افت می کنید و نمی توانید در اینده سغل خوبی داشته باشید و به اونی که می خواین هم نمی رسین و درمورد اونی که گفته بود قسمت های مختلف دختران درمورد اون باید بگم که همه که مثل بعضیا نیستن که ماهواره داشته باشن بقیه مثل بعضیا کافر و نامسلمون نیستن که افراد خوب هم در جامعه پیدا میشه دومن هبچ کس به فکر جاهای مختلف بدن دخترا نیست جز خود شما چون بهش حتی اشاره هم کردین یعنی به این جور چیزا فکر می کنی بجای اینکه به جاهای مختلف دخترا توجه کنی برو به جاهای مختلف خودت نگاه کن

  444. کاراگاه

    با حاله

  445. سپهر

    آقا اگه دو نفر عاشق بشن میگن قلباشوم هم زمان با هم میزنه البته نمیشه که به اون بگیم قلبت داره با من میزنه یا نه اما می خواستم بگم این عشقه البته شایدم شایعه باشه نمدونم والا اما خدایی ببین عشقتو اگه بعد چند سال فراموش کردی یعنی هَوسی بوده اگه فراموش نکردی یعنی قلبتو پر کرده از خودش

  446. ناشناس

    من مثل شما ها اینکه کسی عاشقم شده باشه یا اینکه دوستم داشته باشرو تجربه نکردم و هیچ تجربه ای در این زمینه ندارم که بخوام از عشق صحبت کنم اما امیدوارم که بتونم روزی این لحظات قشنگ رو مثل شما تجربه کنم و خاطرات خوبی رو برای خودم بسازم ، یک تجربه لذت بخش و خوب و منطقی

  447. ناشناس

    سلام ، من دختری ۱۵ ساله هستم ، تازه در این سن بعد از سال ها دوست داشتن یک شخصیت کارتونی به یک پسر واقعی علاقه مند شدم ، خیلی دوستش داشتم ، تمام رویام این بود که بریم خونه ی دوست مامانم و ببینمش چون پسر دوست مادرم بود بعد مدت ها گذشت (درضمن اون پسر همسن خودم بود) اونا اومدن خونمون و ما هم رفتیم من وقتی نمیدیدمش دائم دربارش خیال پردازی میکردم خیلی خوشحال بودم و حتی سعی کردم از خشونت رفتاریم دربارش کم کنم و برخورد بهتری باهاش داشته باشم اما بعدا فهمیدم اون قصد سواستفاده از من رو داره و حرف هایی رو به من میزد که خیلی بد بودن و اصلا خوب نبودن فهمیدم که میخواسته از طریق من یک سری چیز هارو تجربه کنه که اصلا درست نبودن ، دل من خیلی شکست و نگاهم نسبت به پسرها بد شد گرچه بد بود و بدتر شد ، چون دیدم انسان های دیگه ای هم مثل من اینجا هستن که ناراحتی های درونشون رو بیان میکنن گفتم منم این تجربه ی تلخی که پشت سر گذاشتم رو بیان کنم

  448. آیناز

    من دخترم و 12 سالمه اما با یه پسر 17 ساله که یه کشور دیگه به خاطر بعضی از مشکلاتش هست رل زدم از طریق اینستاگرام و خیلی دوسش دارم و اونم میگه من رو دوست داره ولی من یه کوچولو نگران اینم که بهم خیانت کنه و حتی رلم وقتی باهم حرف میزنه و میگه که من روی تو نظر های جنسی هم دارم و دوس دارم که تو در آینده زنم بشی ولی من خودم میترسم و با خودم میگم که شاید اون منو دوس نداشته باشه و میخواد ازم استفاده کنه ولی اکثر وقت ها که باهاش حرف میزنم خیلی آرومم میکنه و واقعا عاشقشم و لطفا شما هم راهنماییم کنید

  449. ممد

    برید درستونو بخونید بدویید ببینم درس درس درس درس همین افتاد
    درس درس درس درس نبینم از این کارااا فقط درس همین معدلتون کمتر از ۱۹ نشه

    ارتعاش

  450. Ali

    آقا من ۷ سالگیم عاشق یه دختره بودم. قضیه عین این فیلم هندی ها شده بود. غروب می رفتیم پارک و اون می شست تو بغل من تا خوابش می برد. بعد یه ساعت بیدارش می کردم می گفتم عشقم بیدار شو. بعد می گفت دوست دارم و بغلم می کرد و بوسم می کرد و می رفت منم همینطور. ما از اون خونه رفتیم الان ۵ سال دوباره دیدمش. جاتون خالی دیروز یه بوس عاشقانه کردیم و با هم راه رفتیم. خیلی خوب هستش بقل کسی که دوستش داری بشینی سرشو بزاره رو شونه هات

  451. امیر

    سلام
    من 14 سالمه ولی با اینکه سنم کمه دارم دیوونه میشم
    روی ی دوخترع کراش زدم شب ی شب همه فامیل پیش هم جمع شده بودن اون دخترع هم اومده بود
    اون فامیل دور مون هست
    اون میشع خواهرزاده زن پسرخالم
    من خیلی کم اونو میبینم اخرین باری ک دیدمش بچه بود الان هم ک دیدمش اتفاقی شد
    من روی خیلیا کراش زدم ولی تا حالا مثل این نبوده. همش حس میکنم این عشق یک طرفه هست.

  452. ماهور

    سلام من همون پسرم که بزرگ ترین مقاله رونوشتم من یه دختری هست که باهاش چت درسی می کنم اونم هم رشته ای مه بهش علاقه دارم اون با من با من گفت که من جدی نگرفتم ولی من جدی ام بعد بهش گفتم من گفتم.تو مخوای جدی بگیر مخوای نگیر اونم هیچی نگفت ایا به نظرتون اونم من دوست داره یانه نظر بزارید جواب منو بدین لطفا

  453. سپهر

    سلام سپهرم من ۱۱ سالمه درسته سن کمی دارم ولی احساس میکنم نیاز به جنس مخالم دارم تو فکر و خیالم دوس دارم به یه نفر علاقه مند شم دوس دارم عاشقی را تجربه کنم هر کی می خواد کمکم کنه لطفا خودشا معرفی کنه تا با هاش رِل بزنم البته اگه اون احساس عاشقی را بهش داشته باشم بدونه عاشقش می مونم تا ابد❤

  454. فاطمه

    سلام فاطمه هستم ۱۵ ساله تا الان فقط زو سلبریتی ها کراش داشتم مثل همه ی نوجونای دیگه ولی همه شون به جز یکی زودگذر بودن
    الان بیشتر از ۱سال شده که روی برادرهِ صمیمی ترین دوستم کراش دارم
    ۱۸سالشه
    از ته دل میخوامش
    نمیدونم شاید چون دوستمو دوست دارم باعث شده به اون حسی داشته باشم یا ازش برا خودم تابو ساختم؟!
    تا الان ۳بار دیدمش
    بار سوم و مهم ترین بار رفته بودم کادوی تولد دوستمو بهش بدم که خونه نبود و داداشش تو خونه تنها بود وقتی اومد پایین تو لابی چند کلمه که باهم حرف زدیم نمیدونم شاید حس من اینطوری بود که داشت خودشو مثلا یه جنتلمن نشون میداد
    لطفا نظرتونو بگید
    واینکه اگه روزی دوستم بفهمه ناراحت میشه؟
    به دوستم یا به خودش بگم؟

  455. elin

    سلام من۱۲سالمه۳ساله عاشق یه پسر شدم اون۱۵سالشه بعد۳سال من موفق شدم که بهش بگو دوسش دارم اونم گفت دوسم‌داره حتی بخاطر من با دوست صمیمیش جنگ کرد اما مامانم از این قضیه باخبر شد نزاشت دیگه برم بیرون الان من چند هفته هست که اونو ندیدم دارم دیوونه میشم درسامم افت کرد میخام فراموشش کنم کسی هست که کمکم کنه میترسم فراموشش کنم ولی اون نتونه اونوقت دلش بشکنه اما باید فراموشش کنم لطفا راهنماییم کنیدواقعا سپاس گذار میشم

  456. علی آهنگر

    من یک دختری بود که از بچگی باهم بزرگ شدیم باباش با پدرم رفیق بود ما ازبچگی باهم بازی به هم علاقه داشتیم این دختر همسایه مون هم بود ومامانشم با مامانم رابطه خوبی داشت یا ما خونه ی اونا بودیم یا اونا خونه ی ما مامان بابا همون م ستاره مون به هم گره زده بودند مثلا برا من مامانش می گفت داماد من چه کار می کنه نه که به شوخی به جد وخیلی هم واقعی من واون دختر ه هم خیلی همو میخاستیم گذشت تا اینکه پدرو مادر من ازهم جداشدن ولی بابا هامون همچنان باهم رفیق بودن وگاه و گداری به هم سری می زدن یه روز پدرم شنیدم که اون دختره تو همون مدرسه که من درس مخونم شیفیت دیگس من خوشحال بودم چون مخواستم بالاخره ببینمش یه بار من شیفت صبح بودم واون شیفت ظهر من داشتم ازمدرسه میومدم خونه که داشت با دوست داداش می رفت مدرسه من و دید گفت علی تو اینجا چه کار می کنی من اولم خودمم نشناختمش بزرگ شده بود ولی اون من شناخت گفتم ازمدرسه مون دارم میرم خونه با لبخند منو جلو دوستاش نگاه می کرد وای چقدر چشماش سرشار ازعشق بود باهم احوال پرسی می کردیم از دلتنگی ام براش میگفتم اون بایه ناه خاصی به من نگاه می کرد وخنده طبیعی برلب داشت من همون یه بار اونجا دیدمش که مدرسه شو بخاطز خونشون عوض کرد رفت مدرسه ی استقلال من خیلی دلتنگش بودم وهمش خدا خدا می کردم ببینمش که یه روز که داشتم می رفتم مدرسه دوباره دیدمش بهش گفتم من خیلی دلم واست تنگ شده توروندیدم گفت ما دوباره خونمون عوض کردیم واومدیم سرجا اول مون الان یه داداش دارم که کلاس اول تو مدرسه شمایه من اون موقع کلاس پنجم بودم رفیقم زیاد داشتم گفتم بهش عه اسمش چیه گفت حسین گفتم باشه من هواشو دارم یه بار دیدم بایک بچه ازمدرسمون داره دعوا می کنه رفتم جلو اونقدر پسرم رو زدم که بو ی خون گرفت از سرو کله اش خون می ریخت بهش با غرور گفتم دیگه نبینم اذیتش کردی یا لرزش گفت باشه من به بهونه یه اون پسره می رفتم خونشون مادرشم بهم می گفت دامادم چطوره من گفتم خوبم گفت چه عجب یاد ما کردی من گفت برا حسین اومدم اون گفت از مامانت خبر داری من اون موقع گوشی کلیدی k830 داشتم دراون زمان براخودش گوشی بود هیچی که عین گوشی یه من نداشت گوشی در اوردم گفتم مخوای بهش زنگ بزنم گفت اره زنگ زدم باهم صحبت می کردن که ک دفعه مامانم گفت شماره علی زنگ زدی گفت اره الان اینجاس مامانمم شروع به خندیدن کرد بعد مامان حسین گفت اره باحسین رفیق شده هواشو داره وازاین حرفا بعدازکلی خوشبش باماما نم گوشی رو قطع کرد ودادم دستم گفت بگیر داماد قشنگم منم گرفتم چایی درست کرده بود مادرش دختر ه اورد جلوم گفت بفرمایید علی اقا برداشتم وهمراه باتشکر بهش زل زدم اونم به من نگاه می کرد همین جوری چایی روبرمیداشتم که یهو ریخت روپام خندش گرفت من جیغ میزدم گفتم سوختم سوختم پام سوخت مامانش اومد گفتی چی شده گفت هیچی چایی روپای علی چپه شده مامانش گفت ای وای بمیرم اومدمجلو پاچمو بالاش دید عین اتیش سرخ شده همینجوری من برد دستشویی شلنگ اب و رو پام گرفت بعد اومد پماد سوختنی روپام چرپ کرد همش جوش میزد می گفت بمیرم واسه شا دامادم من درداشدم ولی ناله نمی کردم گفت درد داره گفتم چیزی نیست خوب میشه بعد به شوهرش زنگ گفت به باباعلی بگو پاش سوخته خونه یه ماس محمود اقا ناراحت شد گفت الان به محمد زنگ میزنم بیاد اونجا بعد گفت چی شده مگه گفت هیچی چایی ریخته روپاش دختره خیلی نگرانم بود از توچشماش نگرانی موج می زد گفت علی تقصیرمنه نه بمیرم برات من پوزخند زدم گفتم نه بابا گفت چرا تقصیرمنه می دونم گفتم چیزی نیست خوبه الان وپاموکشیدم پایین که جوش نرنه برام چون دوست نداشتم برام غصه بخوره ووانمود کردم که حالم خوبه خیالش راحت شد بعد بابام اومد دنبالم گفت چی شد علی اینجا چه کار می کنی همش به سر کلش میزد من گفتم چیزس نیست بابا خوب شدم یه چایی ردپام ریخت گفتم حسین خواست بیام حسینم تایید کرد گفت اره من خواستم بیاد باهم بازی کنیم بعد من بابام رفتیم خونمون خدافظی کردیم ازشدن تشکر کردم باباممم همین طور گفت خواهش می کنم ما کاری نکردیم موقع که داشتیم می رفتیم گفت مواظب خودت باش داماد گلم من همین جوری هوای حسین داشتم تا اینکه من بابام رفتیم روستای پدریش وکلا از مشهد اومدیم من سع ماه تعطیل ها می رفتم خونه یه مامانم موقعی که چهارده سالم بود رفتم خونه مامانم مامانم فروشنده اس نزدیک بازار شم پارکیه به نام پارک حجاب من مامان می رفت من می رفتم توپارک بازی یه توپ چهل تیکه زمین چمن داشتم می رفتم با اون بازی میکرد م که همونجور بازی میکردم افتاد تو یه مکانی توپارک که درش قفل بود بعد ور دورتادرشام بالاش گل داشت ونمس دنم تواون گیر کرد یا افتاد پاین توهمون حال بودم یک دفعگی چشمم به حسین افتاد قید همچی روزدم رفتم جلو اون منو شناخت گفت عه علی کجایی کم پیدایی گفتم نیستم با بابام رفتیم ده بابابزرگم اونجا زندگی میکنم چشماش داشت مثل ستاره برق میزد که یک دفگی دختره اومده بایه شلوار لی ویه روسری وصورت پرجوش وای نمی دونی موقع که دیدمش چه حالی بهم دست داد باهام احوال پرسی کرد گفت چه قدر کم پیدا کجابودی گفتم روستا بابابزرگم با بابا م رفتیم اونجا گفته درسته بهم پوزخند زد گفت مامانم الان میاد بیا ببرمت پیش مامانم گفتم عه من خیلی دلم واسش تنگ شده من و برد بعد یه جمعی بودن دختر خالش باخالش وشوهر خالش و خودمحمود اقا وزنش مامانش یعنی زن محمداقا بهم گفت علی چقدر بزرگ شدی منو تو بغلش گرفت گفت علی شنیدم رفتی ده گفتم اره گفت اونجا بهت خوش می گذزه گفتم نه گفت چرا گفتم چون شما ها نیستین بعد بحس وعوض کرد گفت اوضاع تحصیلت چه جوریه من شاگرد اول کلاس بودم ومعدلمم بیست بود بچه درس خونیم گفتم عالی ترازاین نمیشه گفت دخترمنم عین تو شاگرد اوله من ذوق زدم وبچشاش نگاه کردم بعد گفت ازمامانت چه خبر ازش خبر ندارم گفتم همین جا فروشندگی می کنه گفت کجا گفتم اومده جدیدا شب بازار با من اومد گفت بیا بریم که دلم واسه مامانت تنگ شده بعدمامانممو که دید توبغل هم رفت به مامانم گفت خیلی دلم برات تنگ شده خبری ازت نیست مامانم همین جوری توبغلش بود گفت یادی ازما نمی کنی ها گفت دیونه دربه در دنبالت بودم بعد دختره اومد مامانم دیدش گفت سلام عروس گلم خندید گفت خوبید مامانم یه نفس عمیقی کشید و گفت شکر خدا می گذره بعدا دختره ازیه شال سفید خوشش اومد به مامانش گفت من این میخوام مامانم گفت بر دار عزیز دلم بعد دیدم مامانش پول دراورد مامانم دستشو گرفت ومحکم کرد توجیب مادش گفت قابل نداره برا عروس خودمه گفت نه چه قدر میشه مامانم گفت هیچی پول ازش قبول نکرد بعد دختره تشکر کرد گفت مرسی خاله گفت خواهش می کنم گذشتت تااینکه من 16ساله شدم ورفتم خونه عمه م مشهد که یک دفعگی دختره رو دیدم بلندشدم همین جوری دنبالش رفتم دیدم رفت توی یه خونه ای که درش سفید بعد من همون جا وایستادم تا اینکه مامانش باخالش اومد گفت علی اینجا چه کار می کنی گفتم ادرستون ازیکی پرسیدم خوش حال شد وگفت خوش اومدی گفت اینجا خونه خواهرمه گفتم عه چه جالب من برد تو من اسرار کردم که بیرون بمونم وبیرون موندم گفتم حسین بگین بیاد دم در حسین اومد وای چقدر بزرگ شده بود بعد همون جا اومد گفت علی دلم برات تنگ شده بود کجا بودی نبودی گفتم من الان روستام واینا گوشی مو گرفت وباهاش شطرنج بازی می کرد بعد گفت بریم گیم نت رفتیم من بردمش بعد یه دوچرخه بیست دنده ای داشت گفت سوارشو من گفتم نمخواد پیاده میرم سوارشدم بعداز چندقدم گفتم حالا توبرم من پیاده میرم قبول کرد من برد کارخانه که پدرش محمود اقا پلاستیک بازیافت می کرد وکارخونه داشت بعد یه جایی بود کوچیک گفت بیا تو گفتم اینجا کجاس گفت اینجا محل کار با بامه در یخچال باز کرد شیر داشت یک استکان برامن ریخت یکی هم براخوش خوردبعد نشستیم اونجا به تلوزیون نگاه کردن بعد هم رفتیم خونه یه خالش باهاش خداحافظی کردم وبرگشتم خونه عمم نگرانم شده بودند گفتن تو بی اجازه کجا رفتی من گفتم هیچی درمغازه نشسته بودم گفتن دروغ نگو بهشون راستشو گفتم ولی اینجوی گفتم یکی از دوستا ی قدیممو دیدم باهاش رفتم بیرون دلم واسش تنگ شده بود مگفتند دیگه بی لجازه بیرون نرو هروقت رفتی مارو خبر کن گفتم باشه من به اون دختره هنوز علاقه دارم وامسال به خاطر کرونا مشهد نرفتم نمدونم اونم الان منو دوست داره یانه تازه من الان یه پسر 17سالمه که شاعرم هستم وتومسابقات پرسش مهر تواستان مقام دارم شعرای قشنگی هم می گم اسمم علی آهنگره بعدا کتابای شعر من که چاپ شه وحمایت شم ازمن بیشتر خواهید شنید من الان کلاس یازدههم وتوشاد عین تمام بچه های دیگه درس محونم امیدوارم ازخاطرات من لذت برده باشید❤❤❤❤❤❤❤❤❤

  457. ناشناس

    من ۱۵ سالمه عاشق پسر خالم شدم که هر دومون اونقدر خجالتی هستیم که به هم سلامم نمیدیم‌ در این حد ولی من دوسش دارم یکی بهم یه راه حل بده چطور بفهم دوسم داره یا نه

  458. سپهر زعفرانلویی

    سلام من یک پسر ۱۲ ساله هستم عاشق دختر خالم شدم اونم همسن خودمه
    چجوری میتونم بهش ابراز علاقه کنم؟
    یا حتی چجوری میتونم بفهمم اونم منو دوست داره یانه

  459. اشنا

    سلام من دختری ۱۴ ساله هستم
    عاشق یه پسر شدم اون هم ۱۴ سالشه از بچگی همش باهم بودیم فامیل دورمون هم میشه همسایمون هم هست وقتی ۷سالم بود بهم گفت من دوست دارم ومیخوام باهات ازدواج کنم من از اون موقع عاشقق شدم هر موقع که صداشو میشنوم قلبم تند تند میزنه ومیخوام ببینمش ولی نمیدونم اونم همین حسو داره یا نه وقتی میبینم بهم لبخند میزنه خوشحال میشم حاضرم همه چیو براش فدا کنم فقط در کنار او باشم همین هرچه میگذر عشقم عمیق تر میشه وقتی میخوام بهش بگم سلام یکی میاد ونمی تونم

    ای کاش اصلا نمیدیدمش وعاشقش نمیشدم وکلا در حال خیال پردازی با او هستم
    چکار کنم خدا

  460. ممد

    اممممممم میخواستم بهتون بگم تمام پسرا و دخترا
    من خبببب ۱۳ سالمه و و روی یکی از دخترای فامیل کراش زدم خبببب……
    اما موقعی که به اون نگاه میکنم اونم بهم نگاه میکنه و لبخند میزنه و کلا ازش خوشم میاد خوشم میاد که نه دیوونشم البته عکساشم دارم اما من خودشو میخوام ببینم و عکساش بس نیستن و البته بهتون بگم که اولین بار ۲ سال پیش دیدمش و تقریبا حسم بهش کمتر بود و توی عروسی دیدمش و اولین بار بود ……. و خلاصه خعلی عاشقشم و ننیخوامم بهش بگم …. اممممم کل روز بهش فکر میکنم و تو این سال افتم خعلی زیاد بود تو تحصیل که نمراتم از ۲۰ اومد رو ۵
    و بالاخره دوستان اونقدر عاشقشم سه بار خوابشو دیدم و بالاخرههههه خعلی دوستش دارم حتی اندازه ی خانوادم دوستش دارم و دوستان اخرین بار که دیدمش ۱ ماه پیش بود و دیروز که قرار بود بیاد مهمونی اما نیومد
    دوستان توجه کنید که عشق سن نمیشناسه و سن اصن مهم نیست البته یادم رفت که بگم اون دختر دو سال از من کوچیکتره و خودتون میدونید که میشه گفت هم سن من
    بالاخره من خعلی کم میبینمش
    دیروز که نیومد قشنگ داغون شدم
    حتی دستم رو هم تیغ زدم
    خیلی نه اما یکم دوستان من میخوام با یکی به صورت ناشناس درد و دل کنم
    یه چیزیم که هست اینه که من باهاش حرف هم زدم نه اونطوری ینی کلا تو عمرم باهاش فکر کنم از موقعی که حس داشتم پنج شیش کلمه
    اون سر بحث رو باز میکرد مثلا من موهام بلنده و اون یه روز بهم گفت :اوه چه موهات بلنده و منم گفت که اره سه ماهه که موهام رو نگه داشتم دوستان واقعا خواستم با یکی ناشناس دوست بشم البته خودم یه رفیق دارم اونم مجازی و اونم راجب عشق من میدونی اما به یکی دیگه نیاز دارم حرف بزنم و دوستان اینم بگم من اعتماد بنفسم به شدت کمه و کلاا با کوچک ترین حرف ناراحت میشم و این حرفا……‌ و بالاخره دوستان مهم نیست کسی شمارو دوست نداشته باشه مهم اینه که شما دوستش دارین
    من از لحاظ روحی خیلی صدمه دیدم

  461. Mareye

    سلام دختری ۱۴ ساله هستم . از یه خوانواده نه اونقدر مذهبی نه زیاد بی ایمان . حجاب خودم هم زیاد خوب نیست بد هم زیاد نیست . به مدت ۲ سال عاشق یه پسر بودم ولی تا به حال بهش و کسی دیگه نگفتم راستش خجالت میکشم و میدونم اگه بگم حمایت نمیشوم و یا مسخره یا میگن باید عشق او را از سرم بیارم بیرون و من به عشق همین اقا پسر حالم خوبه و قطعا ميدونم این عشقه و هوس یا از روی احساسات نیست اگه هوس بود تو این ۲ سال عاشقش نمیمونم من نمیخوام بهش بگم دوسش دارم همچنین قصدی هم عمرا ندارم و حتی نمیتونم به کسی بگم ولی من فقط میخوام همینجوری از عشقم خودم فقط و فقط خودم بدونم و عاشقش باشم اما این پسر اخلاقی داره که نمیدونم از سر لج یا اونم حسی به من داره این آقا پسر فامیل نزدیک ماست و به دلیل فوت مادر بزرگم مادر مامانم یکسره همو میدیدیم ایم قضیه مال دو سال پیشه خب همو میدیدیم این پسر اخلاق های خاصی داره که دوسش دارم بعضی مواقع به خاطر فوت مادر بزرگ اولا تو خونه مادر بزرگم میخوابیدیم خوانواده مامانم هم جمعیت زیادی دارن و همه تحصیل کرده هستن و خونه مادر بزرگم بزرگ بود ما هم به خاطر حالا نمیدونمیادم نمیاد اونجا میخوابیدیم ما ۶ تا بچه بودیم ۴ تا دختر و ۲ تا پسر با هم بازی میکردیم اونم گروهی از اونجایی که ۲ تا از بچه ها به دلیل از خارج از تهران آمده بودن اونجا میخوابیدن و من و یکی دیگه هم میخوابیدیم ۱ از اون ها کلا نمی آمد بخوابه ولی این آقا پسر بعضی مواقع میخوابی د و بعضی مواقع نمیتونست ۱ بار وقتی همه بچه ها جمع بودن و زیاد بزرگتر نبود حدود ۶ بزرگتر بود میخواستند شب رو تو خونه مادر بزرگم بدونن این اقا پسر اجازه نداشت خیلی ناراحت بود تا اینکه من و یکی دیگه رفتیم اجازش زو گرفتیم خیلی خوشحال شد . خلاصه ما خیلی به مدت ۲ همو میدیدیم

    اخلاق هاش با من

    خیلی شوخه

    خیلی سر به سرم میزاره و ادا ی من رو تو صحبت کردن در میاره

    وقتی من با یکی دیگه میخندیم اونم از اون طرف به ما لبخند می‌زند

    خیلی از نظر هاش مثل منه

    تیم مرد علاقه مند مون مثل همه
    همچنین رنگ مورد علاقه مون خلاصه

    چند باری خواستم برم خرید خوراکی بگیرم اسرار کرد بیاد وپول گرفت و امد و پولم رو گرفت و گفت تو یه دختری من باید اول برم

    دنیاش با پسرای ویگه فرق داره و خیلی پیشش راحتم چون میدونم اهل فکرای بد برای من نیست

    یه روز بدون هیچ دلیلی با هم حرف نمیزنیم و یه روز با هم خوبیم
    قلب من وقتی میبینمش تند تند میزنه حل میشم و حالم بد میشه

    خیلی مهربونه

    بعضی از حرف هاش رو هم به من میگه یا بعضی مواقع وقتی میخندیم میاد جلو میگه دارین به چی میخندین مل هم میگین و اون هم میخنده

    دوستان لطفا بگین به من علاقه داره یا نه

    با هم در باره درس ها صحبت میکنیم و هر دومون تو مدرسه نمونه هستیم عشق این اقا پسر تاثیر بدی روی درس من نذاشته و خدا رو شکر پیشرفت هم داشتیم

    ترو خدا بگین دوسم داره یا نه

  462. محمد

    بابا عشق چیه طرف نوشته عاشق مدل شدم
    میگم چه مدلی
    میگه مدل روسی
    من الان جمع میکنم میرم روسیه
    حالا از حق نگذریم واقعا پسرا بیاین باهم بریم روسیه یه سرچ تو اینترنت کنی میری ویزا هم میگیری من که روسیه ازدواج میکنم

  463. Mareye

    سلام دختری نه اونقدر مذهبی هستم ۱۴ سالمه همه چیز رو هم میدونم من الان ۱ ساله پسری رو همسن خودم دوست دارم فامیلمون هست و دو سال پیش بخاطر یه مراسم به مدت ۲ سال زیاد میدیدمش من فقط میخوام بدونم این مشخصات منو دوست داره یانه

    سر به سرم میزاره اونم فقط با من

    من با ها ش کنار می‌آمدم و الان میام و اون هم همینطور

    چند باری که خواستم برم خرید کنم به زور هم شده با هام امد

    یه روز هایی با هم خوب بودیم یه روز هایی باهم صحبت نمیکنیم

    وقتی میبینمش قلبم تند تند میزنه حل میشم و حالم بد میشه

    وقتی من و یکی با هم میخندیم اون هم از اون طرف لبخند می‌زند

    عشق این پسر رو درس هام تاثیری نذاشته و پیشرفت کردم خودا رو شکر

    من و مادرم مطمئنیم پسره بدی نیست و دنبال دخترا نیست عالم خودشو داره البته تمام فامیل مادرم پسرا چشمشون به فامیلشون به عنوان دوستی و چیزه دیگه ای نیست البته به مادرم هم نگفتم دوسش دارم

    دو ساله همبازی هستیم

    خیلی مهربونه و متین درسته زیاد سر به سرن میزاره ولی بعضی مواقع جوری صحبت میکنه انگار آرامش بهت میدن

    لطفا بگین این از مشخصات ش منو دوست داره یا نه

  464. علی

    دوستان این کسی که نظر رو داده واقعا کسی است که عقل داره حرفاش کاملا درسته به این میگن پسر باهوش تازه یک نظری را بدم ………یک پسر عاشق یه دختر هست و اون دختره هم عاشق پسره هست درسته دختره از قبل خود ارضایی می کرده این بهتر به خاطر این که خود ارضایی می کنه در آینده در رابطه‌ی زناشویی تحریک نمی شود چرا چونکه عوارض خود ارضایی است و به این می گن عشق بدون رابطه ی جنسی حالا خودتون قضاوت کنید حاضر هستید تمام زندگیتان را به خاطر عشق بی مردی به خطر بیاندازید

  465. Mareye

    البته من هم به هیچکس نگفتم دوسش دارم حتی به خودش فقط میخوام بدونم اون از این مشخصات من و دوست داره یا نه

  466. سهراب

    بابا ول کنین این عشق بازی ها رو جهان بزرگ تر از اون چیزی میبینی هست مثلا فرض کنید یک دختر عاشق یک پسره درسته اون هم به خاطر قیافش خدایی نکرده اون پسره در اثر حادثه زیباییش رو از دست می ده حالا ایا به نظر شما اون دختره عاشق پسری را که قیافش از دست داده باشه به عنوان مثال(سوخته) باشه هست یا نه ؟ خوب معلومه نه امروزه این قدر علم پزشکی پیشرفت کرده که قیافه یک زن بسیار زشت رو می تونن به یه زن بسیار خوشکل تبدیل کنن شما باید برید عکس های قبل وبعد زن هایی که جراح پلاستیک انجام دادن ببینید که چقدر تغییر می کنن تازه اینو بدونید که مادر بیشتر بچه هاشو دوست داره تا عشقشو یعنی بالاترین عشق عشق مادر به فرزندانش است این عشق بازی ها رو بزار کنار فقط به فکر خودت و ایندت باش تمام شد

  467. عشق یعنی نابودی

    سلام
    من خودم عاشق بودم و خواهم بود خیلی هم دوسش دارم ولی اصلا قبول نمیکنه بعد دو سال شمارش رو پیدا کردم خیلی دوسش دارم ولس قبول نمیکنا بعد کلی حرف زدن قبول کرد که هم رو ببینیم یه بعد قرار های کافه و ….. تا دیدم کبودی رو دستاش و صورتش هست بعد کلی حرف زدن از زیر زبونش کشیدم که یه از بهترین دوستام یک روز کلی کتکش زده و تحدیدش کرده که همه چیز رو که درباره رابطه ما میدونه به همه میگه بعد یه مدت هر روز با هم بودیم یه روز فهمیدم رفته همونی که قبلا کتکش زده و برای من نامه گذاشته که من بعد یه مدت پیداش کردم نوشته که هنوز عاشق منه ولی به خاطر یه سری مشکلات مجبور هست بره با اون پسره حتی اون پسر لعنتی هر روز بش تجاوز میکنه و بعد از یه مدت این دختر بیچازه خودکشی کرد الان من بد بخت چه کار کنم خدا دیگه چکار کنم

  468. زهرا

    سلام من زهرام. من الان 14 سالمه وقتی 12 سالم بود عاشق شدم اما بعد 2 سال فراموشش کردم. جوری که حتی اگه بگن مرده هم برآم اصلا مهم نیست تا این حد ‍♀️ ولی من الان که 14 سالمه 2 ماهه عاشق شدم دوباره البته به طور مجازی آشنا شدیم. خانواده عشقم منو می‌شناسن فقط باباش نباید می فهمید که فهمید من و عشقم 2 روز با هم دعوا گرفتیم ، بعدش یهو همه چیز عوض شد. عشقم گفت میخوام انتقام بگیرم از دشمنام. میخوام بدترین آدم دنیا بشم. گفت ازم دور شو آسیب نبینی. بهم گفت 4 سال طول میکشه تا انتقامم رو بگیرم و آروم شم. گفت عاشقتم به خاطر من صبر کن 18 سالم میشه باهم ازدواج میکنیم. من الان دچار عذاب وجدانم که شاید چون باهاش دعوا گرفتم اینجوری شد. شایدم من مقصر نباشم. نمیتونم ترکش کنم. بخاطر من باباش از همه چیز محرومش کرده، نمیدونم چیکار کنم. ولی دارم سعی میکنم کنار بیام صبر کنم بهش زمان بدم. از نوجوانیم لذت ببرم و میگم تنها کاری که میتونم کنم اینه که صبر کنم. ❤️واقعا دارم دیوانه میشم. تو رو خدا یکی بهم بگه نظرشو،

  469. ریحانه

    سلام من ریحانه هستم11 سالمه.

    من الان 8 ماهی میشه که عاشق پسر عمه ام شدم و این موضوع رو کسی نمی دونه و خودش هم فکر کنم فهمیده البته مطمعن نیستم. ما هر وقت که همو میبینیم خیلی با هم شوخی میکنیم و……. ولی من نمی خواهم زیاد بهش علاقه پیدا کنم چون هم باعث میشه جلب توجه بشه (یعنی اینکه چون ما با هم فامیل هستیم اگر همه بفهمن برای من خیلی بد میشه)و هم نمی خواهم از درسام عقب بمونم.

    لطفا یک راهی بگید چون من الان بین عشق و درس گیر کردن.

  470. اسممو نگم بهتره

    من ۱۴ سالمه از دوسال پیش عاشق یکی از دختر های فامیل شدم مگه توی عروسی یا عید ببینمش که الان به خواطر کرونااونم نمیشه شماره ای چیزی هم ازش ندارم ولی هر دفه میبینمش علاقم بهش بیشتر میشه الان تنها چیزی که ازش دارم یه عکسه که اونم صورتش توش معلوم نیس بگین چکاد کنم جون هرکی دوس دارین بگین من کسی ام که تو محلمون به کسی میگم پخ راهی بیمارستان میشه ولی اونو که میبینم اینقدر فشارم میاد پایین قلبم تند تند میزنه که میگم الانه که قلبم از دهنم دراد بیرون جون هرکی دوسش دارین عاشقا بگین چکار کنم فک کنم اونم دوسم داره چون واسه اولین بار که دیدمش تو مهمونی من زیرزیرکی حواسم بهش بود چشم از من برنمیداشت ولی سرمو که بر میگردوندم سری نگاهشو میدزیدید یه کمک کوچولو هم کنید عیبی نداره لطفا

  471. Yohanis

    مطلب خوبی بود

  472. قلب سیاه

    عشق و حس ک سن نمیشناسه ..
    ی بچه 4 ساله هم میتونه عاشق شه .. هی نیاید بگید سنت پایینه اینا ..
    اینایی ک میان با حس یه متن مینویسن و شما با مسخره میخونید ینی اوج بی شعور بودن ..
    طرف عاشق شده .. دست خودش نبوده ک .
    مطمئنا اگ دست خود ادم باشه هیچوقت عاشق کسی ک دوسش نداره نمیشه .. ادم ک خوشش نمیاد زجر بکشه یا مرض ک نداره :/
    من شاید حتی عاشق هم نشده باشم اما بازم اینا رو درک میکنم .. چرا بعضیاتون میاید چرت و پرت میگید ؟
    خواهشا شما هم نیاید بگید منو راهنمایی کنید اینجا فقد یسری مسخره کننده جوابتونو میدن :/
    یا برید پیش روانشناس یا خودتون متنهای روانشناسی بخونید ..
    ماتو مملکتی زندگی میکنیم ک عاشق شدنو بد میدونن ..
    جرم میدونن .. این ینی افتضاح یه وضعیت . ..
    خواهران و برادرانم خودتونو اذیت نکنید بالاخره این روزاهم میگذره ..
    من خودم ی دختر14 ساله ام و همه ی همسنو سالامو درک میکنم 🙂
    # نفهم _ نباشیم :/

  473. قلب سیاه

    اینایی ک گفتن نامرد تر از دختر خود دختره :/ پسر اگ نامردی نکنه و گند نزنه تو روحیه ادم دختر هم نامرد نمیشه ..
    خیلی از شما پسرا خوشتون میاد ک بفهمید دخترا دوستون دارن و فک کنید چه تحفه ای هستید !
    درک نمیکنید ک دختر دوستون داره خیلی راحت میرید و پشت سرتونو هم نیگا نمیکنید ..
    با اون پسرایی ک واقعا عاشقن نیستم با اون پسراییم ک میان راجب عشق چرت و پرت میگن ..
    حس پاک ما دخترا رو با قلب سیاهتون چرکی نکنید ، اه :/

  474. زینب

    سلام من دختری ۱۱ ساله هستم
    من یکی از دوستان مادرم یک پسر داره که یک سال از من بزرگ‌تره و اون توی سن۶ بود به من گفت
    که دوستم داره و من از اون موقع عاشقش شدم الان من باغشونم عشقم داره عمیق تر میشه ترو
    خدا بگید چی کار کنم
    ترو خدا
    من عاشق اون پسرم

  475. ارسلان

    توجه توجه عاشق ………………. دربه درم تویی قرص قمرم

  476. ارسلان

    توجه تو جه عشق نون اب نمیشه هم به درس لتمه میزنه هم اینکه ادم وقتی عاشق خیلی چیزارو نمیبینه و از همه مهمتر اینه که ادم باید عاقل باشه و بفهمه اگر ادم همش بفکر یک نفر جنس مخالف یعنی دختر باشه ذهنش همش درگیر اونه یا اینکه همش باهاش باشه و …. برای همین میگم که زندگی فقط عشق نیست اینا همش تجربس باید تجربه تو بالاتر ببری و زندگی رو با چشم باز تری ببینید منظورم اینکه عشق در سن نوجوانی خوب نیست دلیلش اینکه فکرت رو مشغول میکنع و اینکه چرا من نباید عاشقی کنم یا این که چرا من نباید یکی داشتع باشم که کنارم باشع ببین پسر خوب تو اگه درس بخونی و به یع جای برسی بعدخیالت راحتع دیگه نه پدرت نه مادرت مشکلی ندارن چون میدونن بزرگ شدی و خودت تصمیم گیرنده هستی و اون موقع میتونی با کسی که میخوای دوست بشی چون اون موقع ازادی و یه چیز دیگه اینکه عشق الکی نیست که با یکی باشی بعد ولش کنی بری سراغ یه کی دیگه عشق باید موندگار باشه دووم داشتع باشه تمام اقا بزار بگم نتیجه اینکه چشماتو خوب باز کن به هرکس زود اعمتاد نکن و تجربه با مرور زمان وقتی که بزرگ شدی کسب میکنی اتمام جلسه

  477. یه بنده خدا

    سلام پسری 17 ساله هستم چند ماه پیش در یک نامزدی عاشق دختری شدم من پسر عموی داماد بودم و اون دختر عموی عروس خوب خیلی جالبه مگه نه خوب اولش به اون حسی نداشتم ولی بعد عروس و داماد نوجوان هارو به چالش پیدا کردن یک گنجکردن و منو اون هم گروهی شدیم در این مدت پیدا کردن گنج من یک دفعه بو اون علاقه مند شدم
    عاشق اون چشم های قهوه ای و موهای مشکی اش
    عاشق اون اخلاق مهربان دوست داشتنی و شیرین
    عاشق اون هوش زیاد باهوش اش که فکر کنم خیلییییی باهوش باشه
    حالا دیگه وقتی میبینمش ضربان قلبم میرسه به 1000 من همه ی اون نشانه هایی که یک پسر عاشق می تونه داشته باشه رو دارم خدا رو شکر اونم به من احترام میزاره دوستم گفت احساسم رو بهش بگم ولی حالا نمیدونم چی کار کنم بهش بگم دوسش دارم یا نه اون 16 سالشه منم 17 سال یعنی فقط 1 سال تفاوت سنی فکر می کنید میشه

  478. King

    سلام.من یه پسره مذهبی هستم و ۱۴ سالمه که واقعا از دوست دختر بدم میود تا اینکه تو یه عروسی یه دختری رو دیدم قلبم تند تند میزد نفسم بالا نمیود انگار منو از یه کوه پایین انداختن وقتی به خودم امدم دیدم عاشق شدم نه عاشق زاهرش بلکه عاشقه رفتارش کاراش حتی خنده‌هاش نگاه کردنش برام جالب نبود بلکه رویا بود دختر خیلی با حیای بود ومن یه سال هست که دوسش دارم ازم ۲ سال کوچکتره ولی انگار هم سنیم دلم میخواد بهش بگم دوست دارم ولی ازاین میترسم که ابروم در خطر باشه یه بار تو خابم امد و باهم دوس بود .
    د‌ختره تو محله مامان بزرگمه هر وفقط میریم انجا من میرم تو کوچشون تا شاید دیدمش هر وقت‌منو میبینه زود قایم میشه لطفا بگید که این کارش چه معنی رو میده.
    من خیلی دوسش دارم از خدا فقط انو می‌خوام لطفا بگید چه جوری بهش بگم چون من بلد نیستم و می ترسم خراب کنم .
    خاهشن کمکم کنید من خیلی دگرگونم توروخدا جواب بدین راهنمایی کنید.

  479. knig

    سلام من یه پسره 14ساله از شیرازم که تا به حال عاشق نشدم ولی درمورد عشق به اندازع یه کتاب عطلات دارم ویه آدم مذهبی هستم و آرزوم اینه که یه هم دم داشته باشم از دختران ۱۴ساله که اینو خوندن و دوست پسر ندارن و اهل شیراز هستن بگن شماره بدم

  480. Jholiet

    سلام دختری ۱۱ ساله هستم من الان ۲ سال هست که به باشگاه میرویم یک پسر ۱۲ ساله هم همکلاسی من هست مت روی اون کراش دارم و دوسش دارم بعد از یک مدت چند تا چیز فهمی یک این که با بهترین دوست من تو رابطست دو این که تا ۲ ماه دیگه به اتریش میرود من چی کار کنم چگونه بهش بگوییم دوست دارم

  481. باران

    سلام
    من اسمم بارانه و ۱۵ سالمه وفتی ۱۳ سالم بود چون میخواستمـبرم کلاس هفتم و قاطی کتابامون کتاب انگلیسی همـداشتیم پدر و مادرم تصمیم گرفتن بفرستنم کلاس زبان وقتی وارد کلاس شدم بیشتر جمعیتمون دختر بود کلا ۱۳ نفر بودیم که هممون بچه های زیر ۱۷ سال بودیم و بین اینا کلا ۷ تا دختر بودیم و من بین دخترا از همه بزرگ تر بودم اونجا تو کلاس یه پسر بود هم سن من اسمش علی رضا بود ویه پسر داشتیم که ایمش سهراب بود اون ۱۶ سالش بود و همش منو اذیت میکرد و سر به سرم میزاشت از خودم تعریف نمیکنم ولی من عادت دارم همه لباسامو با هم ست کنم و خیلی به تیپ گشتنم اهمیت میدم و این اقای سهراب همیشه بخاطر طرز لباس پوشیدنم بهم گیر میداد که یه بار علیرظا جلوش وایساد و از اون موقع بهش علاقه مند شدم ولی نمیدونستم اون از روی علاقه پشتم وایساد یا فقط از روی غیرت مردونش تا اینکه یکی از دوستام بهم گف که خواهر علیرظا دفتر خاطرات علیرضا رو دیده و فعمیده که علیرضا تو دفتر خاطراتش راجبـمن کای چیز میز نوشته و حتی از روی صورتم نقاشی کشیده و وقتی اینو فهمیدمـ با مادرم در جریان گزاشتم و خوشبختانه مادرم درکم مرد من از مادرم پرسیدم اگه علیرضا بهمـدرخواست دوستی داد چی بگم مادرم بهمم گفت که بگم (با خانوادم حرف میزنم تا فقط دوستی معمولی داشته باشیم ‌) بعد از گذشت ۲ماه یعنی ٥ ترم ملاس علیرضا بالاخره خجالتش اب شدو و بهم گفت که دوستم داره ولی من بهش جواب رد دادم چون داشتیم شهر زندگیمونو عوض میکردیم و اگه جواب مثبت میدادم هم خودم و هم اون ازار میدیدیم اما چند وقت پیش بخاطر یه مهمونی به همونحا برگشتم و وقتی رفته بودم بیرون علیرضضا رو دیدم و فهمیدم مه اون بعد من به کس دیگه ایی درخواست نداده و به دوستم گفته مه منتظر منـمیمونه ایا این عشقش واقعیه؟ و من درخواستشو قبول کنم یا نه؟
    لطفا راهنماییم کنین خواهش میکنم من الان ۱۵ سالمه و دوسال از اون جریان میگذره و علیرضا هنوز منتظر جواب منه

  482. محمدرضا

    سلام من در ۱۱ عاشق یه دختر ۹ ساله شدم الا ۱۴ سالمه واون ۱۲ سالشه اون هنوز نمی دونه که من عاشقشم و نی خوام بهش بگم

  483. یاسر

    من۱۱ سالمه عاشق یکی شدم که یه چند ماه ازم بزرگنره حیلی عشقم سنگینه چه کنم
    دیشب تو خواب دیدمش

  484. Yasin

    سلام من پسری 15ساله هستم که عاشق یکی از دخترای فامیل دورمون شدم و فقط روز عید دیدنی میبینمش اون ساکن تهرانه و ما ساکن بابلسر(مازندران) اولین باری که دیدمش(حدودا6سال پیش) یک حس عجیبی داشتم تاحالا این حسو تجربه نکرده بودم باخودم گفتم فکر کنم عاشق شدم ای کاش اون لحظه نمیدیمش ای کاش هیچ وقت فامیلمون نبود ولی خب سرنوشته دست من نیست سعی کردم طی این چند سال فراموشش کنم ولی نشد به نظر من این عشقا از کمبود محبته اطرافیان هست کمبود دوست خوب هست تاحالا نتوستم یک دوست خوب پیدا کنم خیلی حس تنهایی میکنم و اینکه بچه طلاقم هستم و این آسیب منو بیشتر میکنه ای کاش … نمیدونم چی بگم لطفا شما کمکم کنید

  485. اتن

    من نوجوانی 12 ساله ام من توی یک خانواده مذهبی هستم و عاشق کسی هم نشدم ولی به نظرم توی 15 سالگی بهترین وقت عاشق شدنه و لی برای ازدواج

  486. k f

    اين هم بگم كه من دوسال نديده بودمش و بينمون فاصله زيادي افتاده بود

  487. k f

    امممم خب سلام
    يه سه ماهي ميشه كه از پسر عموم خوشم اومده و شمارشو پيدا كردم و كليي با هم چت كرديم ولي از اون روز به بعد ديگه جواب نداده و سين كرده فكر كنم اونم منو دوست داره چون وقتي وايميستاد پاهاش سمت من بود ، سعي ميكرد صاف وايسه ، وقتي باهام حرف ميزد به تته پته ميوفتاد ، همش نگام ميكرد ، همش با پسر عمم پچ پچ ميكردن و ميرفتن يه جايي كه من نبينمشون . خيلي دوسش دارم و فك كنم حسم واقعي باشه (البته يه سري مشكلات سر ارث و ميراث بين خانواده هست ).
    من از اول عمرم توي تهران بودم و اون توي يه شهرستان در مشهد . خب فرهنگامون فرق داره و وضع مالي و زندگي ما در كل بهت از اونا هست .
    من 14 سالمه و اون 16 سالش .
    ميخواستم بدونم آيا اون واقعا حسي به من داره ( با اين چيزايي ك گفتم ) ؟ و اين كه به نظرتون حس من واقعيه؟
    لطفا جواب بديد

  488. لیدیا

    سلام دوستان من راهنمایی که بودم عاشق یه پسره خوش‌هیکل جذاب شدم که دانشگاهی بود فک کنم،بهش گفتم با گریه که عاشقشم اما گفت تو بچه‌ایی،الان که دبیرستانم واقعا بهش فکر میکنم می‌بینم که درست گفته،چون الان دوسش که ندارم هیچ ازش متنفرم(خلاصه کردم

  489. خاموش

    به نظر من عشق یه حس پاک و مقدسی است من خودم 12 سالمه و عاشق شدم و به عشقم رسیدم و الان 4ماه با همیشه با هم هستیم من یک پسرم که یک بار در کودکی عاشق شدم و به دلایل شخصی او را فراموش کردم و الان با همان دختر 11ساله حتی روز هم نشده که باهم نباشیم

  490. شینا

    آقای علی خیلی ممنونم از راهنمایی که به من کردید.
    الان فهمیدم که اون ناراحتی یه حسی بود که فقط سه چهار ماه طول کشید و بخاطر این بود که من الان تو یه سن حساس هستم و این حس ها طبیعی هست و الان دیگه اون طور نیستم.خیلی ممنونم.

  491. تو چی کار داری

    سلام من عاشق شده ام پسرم ولی نمیدونم عتشق کی هستم

  492. کیمیا

    سلام.
    من ۱۰ سالم بود که عاشق شدم عاشق کسی که ۱۶ سال از خودم بزرگتره و ۱۰ سال از پدرم.
    الان من ۱۳ سالم شده و هنوزم دوسش دارم و حتی بیشتر از قبل.
    رهام خواننده هست میدونم بهش نمیرسم ولی هرکارم کردم نتونستم فراموشش کنم با مشاور حرف زدم بازم نتونستم فراموشش کنم به مادرم گفتم شروع کرد جیغ جیغ کردن و حتی تا یک هفته هم باهام قهر بود پدرم مدام فهشش میده. هر حرفی که پدرم بهش میزنه قلبه من درد میگیره تنها کاری که میتونم بکنم گریه هست از کلاس چهارم تا الان که کلاس هفتم هستم افت تحصیلی داشتم درس نمیخونم اصلا درس برام خسته کننده شده همش رمان عاشقانه میخونم حتی دارم یه رمان هم خودم مینویسم.
    حس میکنم دلیل عاشق شدنم کم بود محبت هست چون پدرم و مادرم اصلا بغلم نمیکنن باید خودم پیش قدم بشم ولی بازم پدرم نمیزاره بغلش کنم بوسم نمیکنن ولی بازم از طرف کسی که عاشقش شدم محبت ندیدم و حتی یک بار هم ندیدمش.
    رو دست و پام تیغ میندازم. هرروز یا با خودم تو خیالاتم رویا پردازی میکنم یا با دختر خالم.
    تو تلویزیون که کنسرتشو میبینم قلبم تند تند میزنه نففسام کند میشه دست و پام میلرزه ولی وقتی پدرم فهشش میده گریم میگیره میرم تو اتاقم میشینم گریه میکنم و رو دست و پام تیغ میندازم.
    من پدرم غیرتی هست و حتی نمیزاره اسم پسرخاله هام رو بیارم برای همینم همون اوایل که عاشقش شده بودم میترسیدم عکساشو تو گوشیم نگه دارم یا اسمشو جلوی پدرم بیارم.
    نمیدونستن چه کارا میکنه اصلا هیچ خبری ازش نداشتم تا اینکه پارسال سروش نصب کردم و کانالای اونجا ماکان بند هم جزوشون بود من تو همه کانالای ماکان بند هواداری عضو شدم تا بفهمم رهام در چه حال هست و ازش خبر داشته باشم از اردیبهشت تاحالا خیلی راحت تر هستم حتی بکگراند عکی رهام هم میزارم رمز گوشیم اسم رهام به انگلیسی هست گوشیم دیگه حافظه نداره بسکه فیلم و عکسای رهام توشه پدرمم فهشش میده ولی من احمیت نمیدم ولی شبا رو بدنم تیغ میندازم و گریه میکنم.
    روز دوم مهر روز تولدم بود و رهام لایو گذاشت انقدر خوشحال شدم که نگو ولی وقتی دیدم حال خوب نیست قلبو درد گرفت دست و پام داشت میلرزید ترسیده بودم فگم منقبض شد دست و پام قفل شدن نمیتونستم تکون بخورم وقتی که قفت بالاخره ماهم کرونا رو گرفتیم یادم رفت اصلا نفس بکشم داشتم تا مرز سکته رو رد میکردم اشکام داشتن همینجوری میریختن حالم خوب نبود اصلا جوری که کارم به بیمارستان کشید.
    در این حد دوسش دارم که حتی حاضر نیستم یه خار به پاش بره برای تیزر اهنگ (با تو) با موتور خورده بود زمین و دستش زخم شده بود تا خود شب گریه کردم شبم که شد دباره تیغ انداختم رو پام.
    تنها ارزوم خوشبختیشه ولی حتی فکرشم که میکنم کنار یکی دیگه باشه منو تا مرز جنون میبره.
    چه کار کنم فراموشش کنم؟
    این عشق داره زندگیمو نابود میکنه باید رهامو فراموش کنم چون اگه ازدواج کنه من نابود میشم.

  493. علی

    اگه اومدین نظراتو بخونین بدونین که یه سری بچه اومدن از یه حس حرف زدن و مشکلی هم نداره بگن . باید ببینی‌ حسی که داره از کجا نشئت میگیره . این حس سه جوره . یا هوس یا کراش یا عشق . کراش یعنیاز یکی خوشت اومده و فقط همین . هوس یعنی باهش ارتباطی هم داشتی دیدی بچه خوبیه و گفتی چه خوبه با هم باشیم اما عشق فرق میکنه . عشق از روی شناخت صورت میگیره . عشق اول هوسه بعد با شناخت میره مرحله بعد . مرحله بعدی اینکه عشق واقعی بیشتر از چها ماه طول میکشه یعنی دقیقا همون حس رو داشته باشی وقتی بازم میبینیش اما عشق بعد هفت ماه از بین میره اگه کلا هیچ خبری ازش نشه . عشق ملاک بعدیش اینکه باید ببینی به طرف بعد چهار سال باز هم تعهد داری یا نه ؟ ببینی عاشق چیش شدی که چهار سال دووم آورد . خصوصیات ظاهری یا باطنی یا روحی و انرژیکی . اگه دو مورد آخر بود بدون عشقه .

  494. علی

    سلام شینا . امیدوارم که بخونی . بنظرم بهترین راه اینکه اول بری پیش یک روانشناس خوب و درجه یک نه روانشناسایه الکی . دو بهتره به یک مسافرت بری و کلا از همه چیز دل بکنی و دوباره دنیاتو بسازی . دنیایی با وجود هدف و رویا و سخت به اون رویات بپردازی هرچه قدر بزرگ و ناممکن باشه . این که تو همین الان اینجایی یعنی معجزه . سه چیزی که انسان از راه زندگی به در میشه نداشتنعزت نفسه . بدون تو خیلی باارزشی چون از عشق بوجود اومدی . عشقی که از خدا یعنی یه چیز بی نهایت نشئت گرفته . بدون الان قطعا تو در سختی هستی اما هیچوقت دنیا همینطوری نمونده و چیزیکه فرق میکنه تو قوی تر میشی . اینو شک نکن . زندگینامه بزرگان رو بخون . یکی اعتیاد داشته ، یکیفقیر بوده و…. اگه می بینی دهنت سرویس شده بدون خدا خیلی دوستداره چون وقتی رفتی رو سکوی موفقیت یک داستان قشنگ داری که به حضار و بینندگان بگی . این خیلی مهمه که تو بهترینی . نه شاید برای همه اما برای خدا بهترینی حتی اگه بدترین کارها هم کردی . قطعا بدون اگه خدا دوست نداشت الان اینجا نبودی و اصن وجود نداشتی اما الان بزرگ ترین معشوقه دنیا در انتظار تویه که نگاهش بکنی .اون خیلی دوست داره و این یعنی پادشاه جهانی . این به تو بستگی داره بخای خدا رو ببینی یا نه . تو بهترین و بهترین و بهترینی

  495. گوه

    ای لعنت بهت (دیاکو‌)
    هی میام کامنتت رو میخونم و قلبم بیشتر درد میگیره

  496. ملیکا

    سلام من یه دختر۱۳ساله هستم البته ۴ ماه دیگه میرم توی ۱۴ سال من وقتی ۱۲ سالم بود بایه پسر همسن خودم آشنا شدم و از اون موقع عاشقشم وفکر میکنم اون پسر هم عاشقمه مامانم هم چند ماه پیش فهمیده که من عاشق اون پسر هستم و میگه بایدفراموشش کنم چون اون اصلا به فکرمت نیست ولی من مطمانم که اون من و هنوز فراموش نکرده چون برای هم نقاشی یادگاری کشیدیم ما هم رو فقط عیدا تو شمال میبینیم و مامانم میگه چون امسال نرفتیم شمال به احتمال زیاد فراموشت کرده لطفایکی بگه اون پسر رفتار هاش یه جوری بود که انگار عاشقم شده منم هر شب خوابش رو میبینم که بهم میگه عاشقتم
    این عشق از روی هوس نیست من مطمانم

  497. شینا

    سلام.
    من یه دختر ۱۴ ساله هستم.
    لطفا منو راهنمایی کنید،من تقریبا بیشتر علائم افسردگی رو دارم نمیدونم چرا این طور شدم.
    قبلا پرشور و سرحال و سرزنده بودم ولی الان نه
    خیلی میخوابم ولی سخت خوابم میبره برا همین قرص خواب مصرف میکنم روزی نهایتا دو تا اگه نخورم خوابم نمیبره.
    قهر کردن و عصبانی شدن برام خیلی راحت شده مثلا دیروز با بهترین دوستم کات کردم….
    سر اعضای خانوادم داد میزنم.
    از خونه اصلا دوست ندارم برم بیرون حتی یه بار ۲۴ روز تو خونه موندم و این اصلا به خاطر کرونا نیست
    قبلا خیلی بیرون میرفتم.و بگم که من روحیات پسرونه دارم و از این که تو ایرانم خیلی ناراحتمدولی خانواده خیلی خوبی دارم لطفا اگه میخواید منو راهنمایی کنید اولش بگید شینا که من متوجه بشم.ممنونم

  498. فاطمه

    سلام من عاشق کسی شدم که احساس میکنم هیچ حسی بهم نداره اما من خیلی خیلی عاشقشم من 14سالمه اما اون 6سال ازم بزرگتره لطفاً کمکم کنید

  499. فاطمه

    من یه دختری هستم 14 ساله که عاشق یه پسری شدم که 6 سال از من بزرگتره اون یکی از نزدیکانم
    خیلی دوستش دارم هر وقت خواستم فراموشش کنم نتونستم نمیتونم بهش بگم که دوستش دارم چون معلوم نیست چه اتفاقی می‌افته لطفاً کمکم کنید خیلی شديد دوستش دارم در حدی که میبینمش دوست دارم بدونه عاشقشم به هر کی میگم به حرفام اهمیت نمیده لطفا کمکم کنید

  500. &*سروک»&*

    سلام دوستان
    اقا طرف نوشته 12 سالمه 4 ماه پیش عاشق شدم مگه سنی داری بله میدونم عشق سن نمیشناسه ولی اینا هوسه بنده خودم عاشق بودم خیلی دوسش داشتم روز نبود که باهم نباشیم براش همه چی میخریدم بعد ی مدت که رفتیم زیاد حال نداشت بعد دیگه نیمود خیلی وقت بود ندیدمش ی شب تو پارک با دوستام نشسته بودیم اتفاقی سرمو بلند کردم اونو دیدم یکو دو بلند شدم رفتم به تمام معنا بوسش کردم گفتم چرا نیمومدی گفت دیگه نمیخوامت منم گفتم اخرین حرفت اینه گفت اره منم رفتم

  501. هدا

    سلام هدا هستم
    چند وقته فکر میکنم عاشق شدم ۱۶ سالمه تو محرم دیدمش بعضی وقتا از ذهنم میره بعضی وقتا میاد نمی دونم زود گذر یانه نمی دونم یعنی واقعا عاشقش شدم
    کمکم کنید

  502. MH

    از دختر خانم ها وآقا پسر ها بدون هیچ قصد و قرضی خواهش می کنم اگه نظری دارن بگن که خیلی به درد می خوره

  503. MH

    سلام پسری هستم ۱۴ ساله . اول از همه اونی که می گه من مثبتم و اهل این کار ها نیستم یا نیاز به روان پزشک داره اگه اصلا این حس رو نداره یا داره مخفی بازی می کنه . آخرین کسی که باید در مورد این عشق تصمیم بگیره خدا ما نو جوان ها هستیم . خانواده و دوستان فقط تاثیر گذارند . من یه پسر فوق العاده درس خون و دانش آموز نمونه هستم و درباره عشق به اندازه یه کتاب در سایت ها خوندم و می خونم. ولی تحقیق من به این نتیجه رسیده که این حس نابود شدنی نیست . باید تعادل بین زندگی و اون حس برقرار کنیم . من هم مثل شما ها عاشقم . عاشق بودم . عاشق خواهم بود . اما گفتم اول درسم بعد عشق و حال بعد از درس خوندن هم حسابی عاشقی می کنم و تمام

  504. امیر

    فقط مشکل اصلیه ما اینه که می ترسیم اصلا تر معنی نداره ❤❤

  505. ابوالفضل

    سلام بنده ابوالفضل هستم 15 سالمه در کلاسی خصوصی عاشق دختری شدم نمیدونم اونم عاشقمه یا نه خیلی درگیرشم تا بدونم تا دوستم داره یا نه چیکار باید بکنم چن دفعه هم تا خانه همراهیش کردم لطفا به جیمیلم پاسخ دهید با تشکر

  506. خاموش

    اینم پاسخ به حرفای فاطمه . راستش الان مرز بین عشق و هوس کم اصلا یجورایی عشق بین هوس و شهوت گم شده تشخیص عشق از شهوت خیلی کاره سختیه به نظرم بیشتر کسایی اینجا ادعای عاشقی می کنن شاید به شهوت دچار شدن . ولی امیدوارم عشقون پاک باشه. و اینکه حرفمو ثابت کنم کامنت نازنین رو بخونید که نوشته اول حس کرده عشقه ولی بعدا ازش متنفر شده. این نمونه بارزه و مشخص می کنه که هوس چه قدر قوی هستش وما انسان به هر حسه کوچکی میگیم عشق . عشق مقدس و پاکه.

  507. خاموش

    در جواب به اون به دختر خانومی که گفتند که میترسن از پسرا . حرفت کاملا درسته خواهر جامعه جوری شده که پسرا اکثرا گرگ شدن. راستش سر موضوع رمینا اشرفی با یه نفر بحثم شد با یه خانوم از پسره که نامزه رمینا بود دفاع میکرد ولی در اخر یه متن خیلی خیی جالب گفت. پدری داغدار در حبس دختری ارمیده در اغوش خاک و گرگ هوس و شهوت همچنان ازادانه در شکاره دختری دیگر متاسفانه ما پسرا بخاطر هوس های خودمون دختران جامعه مون رو به نابودی میکشیم. ولی اینو هم بگم پسرای خوب و به معنای واقعی مرد پیدا میشن. و در اخر عشق زهری است به طعم عسل .

  508. عاشق

    سلام من پسر ۱۵ ساله ام عاشق دختر خاله ام شدم دیوانه وار هم عاشق شدم و همیشه تو فکر و ذهنمه همین دو سه ماه پیش بهش گفتم عاشقشم اونم موافق بود ولی حالا دیگه روم نمیشه برم ببینمش اون موقع قبلش همیشه میرفتم خونشون و میدیدم و میدیدم اونم منو دوس داره فقط بهم نمیگفت ولی از وقتی بهش گفتم روم نمیشه برم پیشش

  509. فاطمه

    همه ی ما یه روزی ازدواج میکنیم این بهتره که وقتی بزرگ شدی و عاقل شدی و یک خانوم دکتر یا یک آقا مهندس اون موقع عاشق بشی
    ببین یه سوال فکرشو بکن الان بیست سالته یا بیشتر و میخوای زن بگیری یا شوهر کنی روت میشه بگی من فلانی رو‌ قبلا دوست داشتم یا دستش رو گرفتم یا ….. خیلی چیز‌ های بدتر… یا آقا پسری که کلی دوست دختر داری میتونی تحمل کنی که زن واقعیت قبلا با کسی بوده یا دختر خانومی که ول میکردی تو خیابون و هیکلت رو به نمایش میزاری میتونی تحمل کنی که همین اقایی که شده همسرت قبل از این که تو رو در آغوش بگیره یکی دیگه هم تو آغوش گرفته میتونی؟؟
    اصلا من سوالم اینه به چی میرسین با این کارا چیو میخوای ثابت کنی هانننننن؟؟
    من دیگه حرفی ندارم اما بدونیممممم همه یه روزی از این دنیا میرن ما اومدیم تو این دنیا اون دنیا مون رو بسازیم نکه بزنیم خراب کنیم
    به خودمون بیایم فکرشو بکن الان مردی چی تو دستت داری که به خدا بگی منم بنده بودم منم شیعه بودم؟
    ببخشید خیلی حرف زدم

  510. فاطمه

    من هرچی رد میکنم میبینم اکثر کسانی که نظرتون رو نوشتین سن کمی داریند خیلی غیر قابل تحمله که دختری که ۱۲ سالشه درگیر این نوع چیز ها بشه‌
    من خودمم عاشق یکی هستم اما سعی بر اون دارم که فراموش کنم فراموش و شکر خدا تا جایی هم موفق بودم و الان که فکر میکنم حالم بهتره و بیشتر از زندگی لذت میبرم و الان به تنها چیزی که رسیدم اینه عشق واقعی خداست اینقدر با خدا باش تا غیر خدا را از یاد ببری
    زندگی کن زندگییییی

  511. اميرحيدر

    من چهارده سالمه راستش عاشق دختر همسايمون شدم اون هم همسن منه اون هيچي راجب من نميدونه حتي نميدونه که من عاشقشم ميخوام که اون همسر آينده من باشه ولي ترس از اين دارم تا قبل از اينکه من به سن تکليف برسم اون با يکي ديگه ازدواج کنه راهنمايي ميخوام که از طريق کسي يا خودم بهش بفهمونم که عاشقشم و يا اگه راه هايي وجود داره به من بگيد.ممنون ميشم بابت لطفتون

  512. اميرحيدر

    عالي بد نيست به من کمک هاي زيادي ميکنه

  513. Aria

    من الان ۱۴ سالمه و حدود ۴یا۵ ماهه که عاشق دختری شدم شدم شاید اون که ندونه که خیلی خیلی دوستش دارم و عاشق و دیوونش شدم ۲ ماهه که خونمون عوض شده و ازش دور شده توی این دوری و غم باید چکار کنم دوستان لطفا راهنمایی کنید

  514. ی بدبخت

    خوش بحالت ای کاش عشق منم یکم بهم علاقه نشون میداد

  515. شهریار

    بنده پسری 14 ساله هستم معتقدم عشق پاکترین چیز جهان است ولی تاحال من عاشق نشدم چون دوستی ندارم من عاشق نجوم و فیزیک هستم ولی خیلی علاقه منم که همراهی در زندگی خویش داشته باشم من همیشه تنها بودم توی زندگیم یک بار شجاعت به خرج دادم و این نظر نوشتم که چون تنها هستم میخواهم شریکی پیدا کنم برای خود اگر کسی هست که به بع این دل زخم خورده کمک کند به ایمیلم پیام دهد

    مثل همیشه داستان را با یکی از شعر های خیام تمام میکنم

    گویند مرا که دوزخی باشد مست قولیست خلاف دل در آن نتوان بست گر عاشق و می خواره بدوزخ باشند فردا بینی بهشت همچون کف دست باشد

    حکیم عمر خیام

    به امید کسی که عشق را به من آموخت

  516. ali

    سلام بجای اینکه اینجا بگید من تنهامو از این حرفا باهم رل بزنین
    منم پایم پسرم 14 سالمه اهواز زندگی میکنم

  517. Rehaneh

    سلام من ۱۳سالمه دارم میرم هشتم
    من الان دقیقا عاشق پسر خاله هستم این حرف مهمه
    ۱۳سال عاشقش بودم از بچهگی فقط دوسال تفاوت سنی داریم
    من اینقدر عاشقشم که حتی جونمو میدم واسش
    اما الان ۴ساله ندیدمش ولی هنوز منتظرم تا دوباره چهره دل نوازشو ببینم
    ولی نمی دونم پسر خالم به فکر من هست یا اصلا عاشق من هست یانه
    کمک کنید تروخدا

  518. Rehaneh

    سلام من ۱۳سالمه دارم میرم کلاس هشتم
    چند وقته پسرایی که میبینم
    یه کارای عجیب و غریب میکنن۱,
    ۲٬,و حدود یک ماه یه پسر هم سن خودم عاشقم شده
    هر وقت باهاش حرف میزنم از اعصبانیت فقط می خوام بزنمش اما دلم نمیاد
    وقتی روز اول دیدمش نه سلام کرد نه چیزی روش رو کرد به من و رفت تو گوشیش
    همون روز وقتی می خواست منو ببین دستشو میزاشت رو چشماش و منو از لای انگشتانش نگاه می کرد
    تا چند روز بعد خودمونی شد گیر داد شماره بدم (این پسر . پسرادیی . پسردایی من هست ) بعد ما از هم جدا شدیم یعنی من برای دیدن فامیل رفته بودم اون منو اتفاقی دید بعد من از شهرستان مو رفتم برگشتم شهرمون چند وقت بود هیی میگفت عزیزم کی برمی گردی دلم واست تنگ شده و پاسخ شارژ و اینترنت می گرفت که باهاش صحبت کنم اما من از هیچ کدوم استفاده نکردم
    مادر و پدر هامون هم همو نمیشناسن و نمیدونن ما شماره های همو داریم و در ارتباطیمم من همش می خوام ازش دوری کنم نمیشه
    من خیلی شوخم و بازیگوش . اما برام سوال تو نگاه اول چطور عاشق شد
    بنظر من میخواد همش منو اذیت کنه
    از حرفا بگذریم
    __________________
    من دوسال کوچیک تر از پسر خالم هستم و عاشقش هستم و هم تنها دوست و هم بازی بچه گیام بود همیشه منو میخندوند و شادم میکرد
    کمکم می کرد تو خیلی از کار ها و حتی هردوتامون اینقدر شوخ بودیم که همه آزمون آسی بودن
    من عاشق پسر خالمم و الان ۴ساله ندیدمش اما هنوز منتظرشم
    اون نمیدونه که من عاشقم بنظرم البته
    ازشآدرس ندارم ولی شماره دارم میترسم و هم خجالتی هستم که بهش زنگ بزنم
    ولی خیلی دوست دارم بدونم اون به فکر من هست یانه
    _____ _________________________________________
    میدوند کلا با هرپسری اولش سنگین و رنگینم
    بعد بهو خودمونی میشم البته پسرای هم سن خودم
    مثلا وقتی رفتم توی یه محله ۵تا پسر عاشقم شدن و همش نامه میدادن
    خودم موندم که اونا از چه چیز من خوششون اومده
    ولی بنظر خودم میخوان اذیتت کن
    من قبلا از همه پسرا منتفر بودم حتی با یه نگاه بهشون آرزوی مرگ میکردم واسه خودم یا اون پسر
    الان من خیلی کمک می خوام م
    میخواهم یه کاری کنم هم اون پسره که شمامو دارع ازش خلاص شم همش چرت میگه
    و هم پسر خالمو فراموش کنم که اینقدر رویا نبافم

  519. علی

    من عاشق یه دختر ۱۳ سالم که هم سن خودمه نمی دونم چی بگم به اون بگم تا با من دوست شه

  520. سنا

    ببخشید وقتی من نظر هاتون رو دیدم اکثرتون نظرهاتون عالی بود اما بعضی هاتون کلا ما رو مسخره کرده بودین شما خودت وقتی حسی به کسی نداری چرا نظر میدی

  521. sana

    سلام من یک دختر پونزده ساله م وهمین مشکل شما ها رو دارم و چهار ساله درگیرم تا به حال بخاطر این موضوع دچار خیلی مشکل شدم و دارم همه ی اطرافیانم رو از خودم دور میکنم چون خیلی پرخاشگر شدم ممنون میشم راهنمایی کنید

  522. عاشق مست دیونه

    سلام من ۱۵ سالمه عشق یه دختری شدم از اقوام مادرم نمی‌دونم چجوری بهش بفهمونم که عاشقش هستم ؟
    لطفاً شما کمک کنید

  523. Tena

    سلام من 13سالمه و عاشق یک.پسر همسن و سالم شدم ما باهم تو یک کلاس خصوصی هستیم من درسم خیلی خوبه و اون هم همینطور بعضی وقتا اگه اشکالی داره بهش کمک میکنم اونم فقط نگاه میکنه اسلن از اول کلاس تا آخرش هی نگاه میکنه من اون تو یک یک راه خونمون و وقتی میخوام برام خونه میرع اون طرف ولی من خیلی ازش خوشم میاد یا مثلا وقتی مریم سوپرمارکتشون اجازه نمیده کسی پول کارتو ازم بگیره جز اون وخیلی بهم احساس داره لطفا بگین. چطوری بتونم اون بیشتر بخودم نزدیک کنم

  524. Row

    من پونزده سالمه… سه ساله ک از یکی از پسرهای فامیل خوشم اومده ولی تا حالا بهش نگفتم ..اون الان ۱۸ سالشه…واقعا نمیدونم اونم دوسم داره یا ن ….ابراز علاقه هایی ک ب من میکنه ب خیلیا میکنه چون اصولا خیلی دختر بازه….ی بار خواستم بهش بگم یعنی ی ساله ک میخوام بهش بگم ولی میترسم اون به خونوادم(مخصوصا بابام) بگه …میشه یکی بهم بگه چیکار کنم..حتی نمیدونم واقعا دوسش دارم یا ن…تا قبل اون ی دختر چاق خیکی بودم و خیلی هم بدتیپ…ولی از وقتی دیدم دوسش دارم، خیلی به خودم میرسم و حتی سیکس پک هم دارم…لطفا یکی راهنماییم کنه…..¡¡

  525. Ben

    سلام ، من ۱۳ سالمه و متاسفانه عاشق یه مرد شدم خیلی عجیبه میدونم ، ولی واقعا عاشقش شدم … اون ۳۸ سالشه و انگلیسی و بازیگر هست ، من میتونم کاملا انگلیسی صحبت کنم و تنها جایی هم که میتونم بهش بگم اینستا اس ، اما من اینستاگرام ندارم ولی مامانم داره … ولی میترسم با گوشی مامانم پیام بدم و اونم جواب بده …چه کنم ؟

  526. امیر حسین

    سلام من پسرم ۱۵ ساله من عاشق دختر خاله ام شده ام انقدر عاشقش شدم که فقط براش یه روز گریه کردم ولی نمی دونم اون اصلا بهم علاقه داره یا هر وقت که می بینمش فقط نگاهم میکنه و میخنده و تازه حتی با اینکه میدونه من به سن تکلیف رسیدم روسریش رو درمیاره و جلوم راحته حتی می شینم کنارش هیچی نمیگه بنظرتون عاشقم هست یا نه خواهشا جوابم را بدید لطفا

  527. Gg94

    سلام به همه
    من دختر ساده کم رو و کم حرفی ام
    13 سالمه مدرسه تیزهوشان درس میخونمو امسال میرم هشتم
    من اصلا تو فاز عشق و عاشقی نیستم و معتقدم عشقی که میخوام خودش در اینده برام فراهم میشه
    جدیدا پسری که همسایه خونه مادر بزرگمه از طریق پسر دایی هام بهم ابراز علاقه کرده
    چطور ردش کنم
    حس میکنم شوخیه و دارن منو دست میندازن
    ازطرف دیگه حس میکنم اگه بهش جواب ندم نمیتونم آروم شم
    از طرفی اگه واقعی باشه احساس عذاب وجدان دارم
    چون جوری رفتار کردم که احساس زود گذرشو مثل عشق ببینه
    کمکم کنید

  528. M

    سلام
    دختریم 16 ساله الان 6 ساله تنها و تنها عاشق پسر عمم که 5 سال ازم بزرگتره شدم خیلی دوسش دارم خیلی و از حسن که پایدار مطمئنم .
    بلاخره پارسال تونستم خودمو راضی کردم و بهش پیام دادم دوساز یه ماه پیش بهش گفتم جواب نداد. ولی هنوزم دوسش دارم *A* ازش دورم چون یه شهر دیگه هستیم ولی بینهایت دوسش دارم. و پاشم میمونم ⁦❤️⁩

  529. دل شکسته

    من هم یکی از شماها هستم
    اسم من سما ۱۲ ساله و عاشق پسر عمم حسین ۱۷ ساله شدم
    اون از اول بچگیم باهام بود و من هم از همون اول عاشقش شدم
    هروقت میرم خونه ماددبزرگم غرق چهره مظلومش میشم
    گاهی اوقات یادم میره کجا هستم انگار از یه رویا بیدار شدم
    تمام عکس هاشو ریختم تو گوشیم و هرروز صد دفعه گریه میکنم
    من اون رو خیلی دوست دارم ولی نمیدونم من رو دوست داره یا نه من امیدوارم شما به معشوقتون برسید ولی اگه من نرسم تا آخر عمرم ضربه ای بد میخورم و دیگه با هی کس صحبت نمیکنم
    صددرصد شما هم جای من بودید صحبت نمیکردید

    چون شکست عشقی خیلی بده خیلی

    دیروز باهاش تو واتساپ حرف زدم اون بهم پیام داد فکر کنم میخواد کم کم بگه
    ولی اگه به من بود که من ازش میپرسیدم عاشق شدی
    آه چی بگم
    برام دعا کنید

  530. پرنیا

    سلام دوستان من پرنیا هستم و عاشق یک پسر شدم که ۱ سال بزرگتر از من هست و ۴ساله که باهم دوستیم.
    من نمیدونم چطور بهش بفهمونم چون میدونم اونم منو دوست داره چون از زیر زبانش کشیدم.حالا باید چجوری بهش بگم که عاشقشم?

  531. Hosein

    سلام
    من 17 سالمه و دو ساله عاشق یه دختری شدم که هم سن خودمه و دوماه از خودم بزرگتره ولی نه ازش شماره ای دارم نه هر روز میبینمش نه چیزی فقط چون تو یه کوچه هستیم شاید ماهی یبار اتفاقی هم رو ببینیم از 3 سالگی تا 7 سالگی بخاطر رفاقت پدر و مادرمون هر روز خونه هم بودیم و خیلی منو دوست داشت و حتی یبار قایمکی دیدم (تو همون سن نه الان) رو کمدش در مورد من نوشته بودو قلب و اینجور چیزا ولی من و خونوادم تو 8 سالگی رفتیم یه شهر دیگه و 5 ساله دوباره برگشتیم به همون شهر حالا نمیدونم هنوز دوستم داره یا نه ولی احساس من بهش در حدیه که یه شب در میون خوابش رو میبینم و خونواده دختره که دوستش دارم اعتمادشون به من خيلی بالاست و مطمئنا اگه برم خواستگاریش به خاطر شناختشون از من نه نمیارن ولی مشکلم مطرح کردنش با خونوادمه
    من رشتم تجربیه و دوست دارم قبل از رفتن به دانشگاه کار رو باهاش تموم کنم و در حد عقد یا نامزدی بدونم که برای خودمه تا تو دانشگاه درگیر عشق الکی که ندونم طرف کیه اصن اصل و نسبش چیه بشم و اگه خدا بخواد میخام تا قبل دانشگاه مطرحش کنم
    تو رو خدا بهم مشورت بدین
    H F

  532. *NINJA**

    من عاشق یه دختر توی چت شدم. مشکلاتمون متعدده. توی دو تا استان متفاوت زندگی میکنیم. من به روانشناس مراجعه کردم و بعد یک ماه رابطه عاشقانه، الان 38 روزه باهاش چت نکردم. توی این مدت همه متوجه تغییرات من شدن. افسرده شدم. داغونم اصلا یه وضعی. نمیدونم چیکار کنم. اون دختر 14 ساله به قدری فهمیده بود که من فکر میکردم زن 30 ساله ست. دقیق با چیزی که از همسرم میخوام یکیه. نمیدونم چیکار کنم. به بابام بگم و رابطه رو از سر بگیرم. به بابام بگم و فراموشش کنم. به کسی نگم و فراموشش کنم. به کسی نگم و برگردم پیشش. دارم دیوونه میشم. موقع کات کردن بهم گفت دیگه دم از عشق نزن. اخه عشق ما دو طرفه بود. نمیدونم منو میبخشه یا نه. چیکار کنم؟ اسممو اونی نوشتم که توی چت آشناییمون پروفایلم بود. به این امید که شاید ببینه.

  533. امیر مرتضی

    سلام من 12 سالمه و ۴ سال پیش عاشق هم قرآنیم شدم باورتون نمیشه من اونو 3 ساله نمیبینم ولی هنوز عاشقشم من اونو اتفاقی دوباره تو برنامه تلوزیونی که خودمم توش شرکت کرده بودم دیدم حتی تو کلاس قرآنم نمره هامون همیشه برابر میشد تا وقتی که سنمون رفت بالا من رفتم واحد برادران اون خواهران راستی یه سال ازم بزرگه خواستم فراموشش کنم تو خوابم اومد راهنمایی کنید چجوری وقتی که دیدمش بهش موضوع رو بگم چون گوشی باباشو هک کردم کد ملی شو دارم و از روی اون محل باشگاهشم می دونم راهنمایی کنید

  534. ابوالفضل

    سلام من ۱۴ سالمه یبار عاشق شدم عاشق یکی از همکلاسی های دختر داییم یبار با دختر داییم اینا رفتیم پارک شب بود یهو دیدم داره با یه پسری دوچرخه سواری میکنه روز بعد تحمل نیاوردم باچند تا از دوستام رفتیم پارک هممون با اون پسره و دوستاش جنگ کردیم بعد که خودم پا رو سینه پسره گزاشتم کوبیدمش زمین بعد به دختره گفتم تو لیاقت منو نداری اگه می داشتی با این احمق ضعیف دوست نمی شدی بعد از یسال دوباره عاشق شدم عاشق یکی دیگه از
    دوستای همون فامیلم ولی نمیدونم چجوری احساسمو بهش بگم دوستام میگن بهش چشمک بزن اما من روم نمیشه بعضی وقت ها وقتی که دختر داییم میگه دوچرختو بده دستم هم خودش دور میزنه هم میده دست اون تازه وقتی میگه دوچرختو بده دستم بعضی موقع ها به حرف هام می خنده لطفا اگه کسی خونش تو شهر اسلام آباد غرب هست جواب بده تا بیام پیشش راهنماییم کنه لطفا بامن حرف بزنین خواهش

  535. parya

    به نام خدا
    در تاریخ 98 بود پنج شهریور که خونمون از یه محله دیگه به محله دیگه رفت اولاش گریه و زاری چون دور از دوستام بعدش یه دوست پیدا کردم که زندگیمو از این رو
    به اون رو برد (اون به کنار)
    با پسری تو محل اشنا شدم که عاشقم شد و دوسال از من کوچیکتر دوستی داش
    که خیلی ازش متنفر بودم ولی بر اثر یه حادثه باور نکردنی در تاریخ 98 18بهمن
    عاشق شدم (نمیدونم چجوری ) الان هم اگه میبینمش دلم میلرزه دستام هم خیس عرق میشن اون خیلی منو اذیت می کرد و منم اونو . زندگیم داشت روبه راه میشد تا اینکه به کل فراموش و داغون شدم دخترم 14
    پسر یه بار عاشق میشه برا بار دوم عاشق نیس لاشیه و در نهایت دختره که اسیب میبینه و من هم عاشق لاشی بودم

  536. KOUROSH

    سلام من ۱۴ سالمه به یه دختر علاقه دارم و هنوز بهش نگفتم …. چطور بگم روم نمیشه بهش بگم یا اینکه به پدر و مادرم بگم اونا بگن « نمیدونم چیکار کنم »

  537. یه ایرانی

    عشق تو این دوران طبیعیه هیچ مشکلی هم نداره فقط نباس از چارچوب دین بزنه بیرون اگه واقعا علاقه دارین به والدینتون بفهمونید تا برا خواستگاری استین بالا بزنن اتفاقا ازدواج تو سن پایین و تا 20 سال میتونه عالی و پایدار باشه از فقر هم نترسین خدا خودش روزی تونو میده اینم بگم این نظر من رو همیشه نمیشه تو هر شرایطی بیان کرد فقط در حد راهنمایی بود یا حق

  538. H

    سلام من یه دختر 17 سالم. من خودمم عاشق یه نفرم.ولی برادر من خواهر من این چیزی که شما تو اکثر نظرات گفتین عشق نیست. هوسه. واسه پولش. قیافه اش، هیکلشو.. اینا عشق نیست. باید عاشق شخصیت یه نفر باشین نه این چیزا. و یکی از دلایل این احساسات اکثریتتون همون به قول معروف دختر ندیدگی یا پسر ندیدگیه.بزارین تو جمع جنس مخالفت تون قرار بگیرین و با خیلی هاشون در ارتباط باشین(منظورم از ارتباط، ارتباط درسی و..) و بعدش عاشق بشین.

  539. اسد

    بی زحمت این طومار منو بخون. شاید یه پندی گرفتی.
    هرکی گفته نوجوونا نمیتونن عاشق بشن، چرت گفته! عشق نوجوونی از عشق تمام سنین قوی تره. من الآن 15 سالمه و یه بار برای همیشه به طرز عجیبی عاشق شدم و عشقمون هم دوطرفه بود. اما بعدش فهمیدم که اون خیلی تنوع طلبه و دوس داره هر روز با یکی باشه. اون موقع بود که یه ضربه‌ی روحی خوردم که به مدت یه سال طول کشید. از همون موقع دیگه یه آدم دیگه شدم! چشام باز شد. همه‌ی اطرافیانمو یه جور دیگه میبینم. از هیچ چیزی لذت نمیبرم. احساس می‌کنم 40 سالمه. همه میگن بیشتر از سنت میفهمی. اما نمیدونن که چه حالی دارم. دلم نمی‌خواست اینجوری باشم…
    میخوای بدونی کی لیاقت معشوقه بودنو داره؟ میخوای بدونی باید کی رو انتخاب کنی که مثل من نشی؟. پس گوش کن:
    [[[{{{(((اگه میدونی که ممکنه نظرش راجع به تو عوض بشه، یا اگه یکی رو بهتر از تو دید، تو رو فراموش کنه، یا فِک میکنی که تو عاشقشی اما اون به تو به چشم یه دوست پسر واسه در اومدن از تنهایی نگاه می‌کنه، اونو لایق این احساس مقدس ندون.)))}}}]]]
    معشوق_کسیه_که_متعهد_باشه.
    یعنی تغییر ذاعقه نده.

  540. ŊZ | ZªhęĐ

    سلام
    من که این مطلب رو خوندم _نتیجه_مسخره ست
    ولی شما ها چه تونه یکی تو خواب عاشق میشه _ یکی تو زبان _ یکی با دوچرخه _ یکی با نگاه کردن ‌‌

    اگه واقعا می‌خواین معنی عشقو بدونین باید دل شکستن . بغض کردن . اشک ریختن رو یاد بگیرین .

    کوهی که چند بار فتح بشه دیگه کوه نمیشه تفریح گاه عمومی میشه پس مواضب دلتون باشید . به هر کی رسیدید دل باخته نشید .

  541. :)

    حالا شما هم کم سن و سالین…
    آگه یک شکست عشقی خوردین دلیل نمیشه که خودکشی کنین!!
    من به شخصه هییییییچچچچچ اعتقادی به عشق در نگاه اول ندارم…
    چون من تا طرف رو نشناسم امکان نداره ازش خوشم بیاد
    یادتون باشه اگه عاشق یک شخصی میبودین هیچ وقت عاشق شخص دیگه ای نمیشدین!
    اگه شدین عشقتون نسبت به شخص اول الکی بوده…

  542. :)

    ببینین…تو سن نوجوانی این احساس ها همیشه هستن…فکر میکنین این احساس کوچک عشقه!
    اما نه!
    وقتی بزرگ میشین به گذشته خودتون میخندین!
    این حس زود گذره
    من خودم با این که سنم کمه اما کاملا بالغم و سن عقلیم تقریبا اندازه یک فرد 30 ساله هست…یکم اذیت میشم چون وقتی به حرف های دوستام یا حتی دبیرستانی های مدرسمون گوش میدم…خندم میگیره!
    تو ذهنتون کلی خیالپردازی میکنین
    در مورد ازدواج،یا هر چیز دیگه ای
    اما
    وقتی بزرگ میشین میفهمین که آون احساس ها واقعا زودگذر بودن!
    من خودم تجربه دارم که میگم
    خواسته من از شما این هست که وارد فضای مجازی نشین…نه اینکه نشین ها
    خودتون رو درگیرش نکنید!
    خیلی چیز ها تو دنیای واقعی وجود دارن که میتونید از اونا لذت ببرین!
    مردم قاطی کردن…آدم خوب کم پیدا میشه
    پس زود به کسی اعتماد نکنید
    عشق خیلی لذت بخشه
    عشقی رو پیدا کنین که شمارو در خودش غرق کنه…اما بتونید نفس بکشید!
    به موقش…به موقش همه چیز رو تجربه میکنید
    عشق…حس مادری یا پدری…شادی و غم و…
    زندگی از غم و شادی کنار هم تشکیل شده!
    نمیشه یکیش رو دور انداخت!
    برای بزرگ شدن…برای عاقل شدن و برای درخشیدن باید غم رو تجربه کنید..
    به نظر من قلبتون رو دنبال کنین ولی احمق نباشین!!
    موفق باشین:)

  543. بهار

    سلام من بهارم و ۱۲ سالمه ۴ ساله که عاشق یه پسر بزرگتر از خودم ابولفضل شدم نمیدونم چیکار کنم حس میکنم اونم منو دوست داره من با ابلفضل تو پارک محلمون اشنا شدم و علاقه ی زیادی بهش دارم

  544. Ariyaw

    سلام من پسرم 13 سالمه قبلا اینجوری شده بودم اما الان دوسال یا واسه آخرین باری که اینجوری دچار احساسات شده بودم یه 9ماهی میگذره الان فهمیدم که اشتباه میکردمو الانم تا وقتی که واقعا اون کسی تو تصوراتمه رو پیدا نکنم فقط باید دنبال دوست پیدا کردن و خوش گذرونی با دوستام (که البته فقط 2تا هم هستن) باشم و شخصیتمو پیدا کنم راستی من آدم تنها و درونگرا و خیلی احساساتی هستم بخاطر همینم همیشه اولین کسی باهاش دردودل میکنم خودمم سره همینم هست که دوستام کم هستند ولی خب زیاد آزادی هم ندارم اما از هر شرایط و حالی برای خوش گذرونی و خاطره یازی استفاده میکنم ولی تو زمان های دیگع فقط یه پسر دپ و عصبیم که همشم تو خونست و با آهنگ های وانتونز همش به خودش نگاه میکنه…

  545. ۰۰۰

    من یدونه پاسخ خوندم توسط مریم عزیز واقعا عالی بود اول آدم باید بسنجه واقعا ممنون مریم جان به من روحیه دادی واقعا من اگه خودمو با طرف مقابل بسنجم من از اون بالا ترم خداروشکر وضیعتم موقیتم درس خوندنم واقعا ممنون maryamجان واقعا دیگه نمیدونم این نوشتم ببینی یا نه واقعا عالی بود نمیدونم چطور لذت بردم از نوشتنت هر کلمت از کلمه ی دیگه زیباتر و با مفهوم تر واقعاممنو موفق باشی مطمئن هستم در آینده موفق میشی و همیشه بهترین هارو انتخاب میکنی واقعااااااااااا ممنون

  546. فاطمه

    معلومه عاشق نشدی امیدوارم هستم که نشی ‍♀️

    • ۰۰۰

      کاش نشم میخوام یادم بره دیگه فهمیدم تو این سن همین چیزا طبیعی هست و فایده ای دیدم نداره فقط ضرر این باعث شد از کل پسرا نفرت دار بشم واقعا نفرت دارم که این کارارو میکنن که هوس یک لحظه شون حذف نشه واقعا میگم تو دنیایی که دیگه میخوایم بعد از ۲۰ سالگی وارد بشیم میفهمیم که عشق بی معنی هست من خودم اعتقاد نداشتم ولی ای کاش سال قبل از زندیگیم حذف می‌شد کلا چون فقط از تیر تا مرداد کلا همینطور به من نگاه می‌گیرد منم تو کوچه بودم و با دوستام صحبت میکردم و حتما خیلی بی عقل بودم که به دامش افتادم من واقعا از این سایت ممنونم که توی این نوشته و مطالبش خیلی به دردم خورد و آروم شدم و نتیچه گرفتم هیچ فایده ای به من نمیرسه و فقط و فقط منو افسرده و بی حال میکنه که به من ضرر میرسونه واقعا از این سایت و پاسخ دهنده ها ممنونم و سعی میکنم کلا و یا اصلا عاشق نشم منم میگم برا منم حتما هوس گذری بود برا همه هم چون تو این سال همه خسته میشن واقعا ممنون

    • zahra-حانا

      اهكي……چي داري ميگي؟؟؟؟من خودم عاشقممممممممم…..
      يه پسر كه اونم دوسم داره،اما الان واقعا مغزم گريپاش كرده و نميدونم اگه پيشنهاد
      دوستي داد رد كنم يا قبول؟؟؟
      چون خونوادم خيليييييييي حواسشون بم
      هس!!!!!
      من همون حانا بدبختم!!!!!!!
      اينم واسه شوخي نوشتم…

      • ۰۰۰

        سلام حانای عزیز من خودم تو بعضی از پاسخ ها اسمتون رو دیدم مونده من خودم خیلی از وقتی این سایت. رو دیدم عوض شدم واقعا دیگه فکرشم نیستم اول خودتو با اون فرد بسنج اگه فکر کردی زندگیت دیگه خیلی بالاتر از اونه حتما رد کن چون بعضی وقتا به خودت فقط آسیب میرسونه بعد از اون اگه دیدی اون وضیعتش خوبه که گزینه ی بعدی رو امتحان کن و بدون واقعا تو این این وضع و اوضاع هیچ کی جز یک دختر معصوم بی گناه ضرر نمیبینه والاه من امتحان کردم از این راه رفتم آخرش به یک جایی رسیدم که هنوز خودمو پیدا نکردم و نمیدونم چی کنم که راحت بشم ولی دارم درست می شم من به طرف اونقدر توی قرنطینه فکر کردم که والا الان کمی افسرده شدم این سایت اگه نبود واقعا من هنوز تو فکر طرف بودم و حانا جان واقعا و واقعا باور کن پشت این چیزا بری که خدا نکنه بی چاره میشی ما سن و سال عاشقی نداریم هرکی ۲۰ سالش رو گذشت بره چی میکنه بکنه ولی واقعا روح و روانت آسیب میبینه پسرا از نظر یک هوس گذری این کارا رو میکنن والاه قبول کنیم ما هم چون تجربه نداریم حتما و حتما آسیب میبینم من میگم ولش کن اینارو تا روح و روانت تو آرامش باشه باید از ریشه بکنی هر چقدر من بگم تاثیر نمیزاره مهم درک تو از این چیه قشنگ برو از دنیا حال ببر به شرط اینکه کاری کنی که به سنت هست و از من توسعه به خودت بد بخت نگو با انرژی مثبت هر کاری رو شروع کن کار های خوب کن درساتو خوب بخون وقت تفریح تفریح کن اما خواهش میکنم از این راه نرو من خیلی آسیب دیدم رد کن درخواستشون اگه باهاش ارتباط برقرار کردی چی میشه ازدواج میکنی ؟تو این سال ؟ درخواستشو رد کن به روح و روانت اسیب نیاد چون بهترین وقتت هیچ میشه و ٔبهش بگو من اگه باهات صحبت کردم چی میشه ازدوج میکنیم تو آین سال و یا چی به نظرت کهباید حال این سالمو ببرم ایشالاه بعد از این ۱۸ مان بخاطر خودت میگم چون پشیمان میشی روانت داغون میشه

  547. ۰۰۰

    میدونم که باید این پدر و مادر ها بخوانند و واقعیت خیلی آشکار هست یعنی دختر ها زیاد آسیب پذیر هستند چرا چون احساسات آنها خیلی خیلی قابلیت شکستن در این سن داره و من خودم هم همینم و خیلی زود تر تو همچی ناراحت میشم مثل ۸ سالگیم نیست و وقتی میرم بیرون پسر ها نگاهم میکنه و خودم هم اذیت میکنم می خوکام زندانی شم تو خونه و وقتی پسر ها زیاد نگاهم میکنن منم یک حسی پیدا میکنم و دعا میکنم زمین باز شه برم نوش گریه کنم نمیدونم چرا اینطورمی هستم خیلی فعالیت دارم تو بیرون و از سنم متنفرم واقعا این سنم خیلی اذیتم میکنه یعنی نه بچه هستم نه بزرگ و عشق هم تو این سن تاثیر زیادی میزاره برام من مطمئن هستم که کمی افسرده شدم واقعا میگم چون ببینید چند ماه هست تو خونه نشستیم ۶ ماه تو خونه هستم خوب تو این سال و سن من حتما افسرده میشم و مادر و پدرم اصلا درکم نمی کنن اصلا انگار اصلا تو سنم نبودن خیلی زود ناراحت میشم خیلی زود و احساساتی میشم زندگیم خوبه راحتم و راضیم ولی این حالتم خودم رو راضی نمیکنه چون واقعا ناراضی لطفا کمکم کنید

  548. zahra

    بابا شما ديگه اخرشيد.الان مملكت درگير كروناس و شمام اين جور كه من خوندم
    به عشقتون نميرسين يا به درد نميخوره
    اينجا پر دختر پسره.خب لعنتي هاااااااااا
    باهم رل بزنين
    من خودم پايم

    • ۰۰۰

      والاه نمیدونم که هرجا که تو بیرون بریم میگن کرونا هست منم نمیدونم شاید افسرده شدم که به فکرشم نمی دونم که خداروشکر که درسم خیلی خوبه تو بیرون فعالیت هایی دارم به چیزی که نیاز دارم خانوادم فراهم میکنن هیچ مشکلی ندارم اصلا هنوز توی اول سال همین ماه مهر ۹۸ وقتی با ماشین میومدم خونه یکهویی هیچ حواس هم نداشتم با دوچرخه اومد از کنارم رد شد دوستشم منو شناخت و به خودم گفته بودن که اون تورو دوست داره منم دیگه گفتم این مسخره بازی چیه دیگه اصلا و اصلا همدیگر رو از تابستون تا ماه مهر ندیدم و تا الان ندیدیم اصلا نمیدونم که چی کنم و هیچ حرفی ندارم

  549. ۰۰۰

    سلام من ۱۵ سالمه و سال پیش ۲ تا پسر عاشقم شدن و یکیش رو من دوست داشتم نه حد دیوانگی بلکه کمی بهش علاقه داشتم و پسر دومی که از من خیلی و خیلی خوشش میومد رو رد کردم و الانم هر روز به فکر دیدن پسر اول هستم یک حسی دارم که تا الان حس نکردم و من خیلی خجالتی هستم یعنی تو بیرون پسری ببینم که هم سن منه یا کمی بزرگ‌تره زود به زمین نگاه میکنم و اصلا سیستم بدنم تغیر می کنه اولحظه .یعنی به هر جا میرم می خواهم اونو ببینم نمیدونم این چرا اتفاق افتاده خواهش میکنم کمکم کنین

  550. Reihane

    سلام ۱۳ سالمه عاشقم ، عاشق یه پسر سر به زیر ۱۸ ساله اون میشه بردار زن داداشم الان یک سالی هس داداشم با زنداداشم ازدواج کرده اون دو تا عاشق بودم من از حسم مطمئنم و میدونم عاشقشم اون سر به زیر و مومنه به د‌وستم گفتم بهش پیام بده و فهمید ک من بهش همیچن حسی دارم و به زنداداشم گف اون ادم منطقی هس و درکم میکنه اون میگه ک انی حسا توی دوره ی نوجوونی زود گذرن و وقتی بزرگ شی تموم میشن و بهشون میخندی من حرفشو قبول ندارم و میدونم حسم ادامه داره از زنداداشم پرسیدم ک حسش نسبت بهم چیه گف هیچکسو دوس نداره و بعدش من نمیدونم حسم نفرت بود در ظاهر به همه میگم دوسش ندارم ازش متنفرم ولی واقعا در باطن عاشقشم ، وقتی همو توی مهمونیا میبینیم متوجع نکاهاش میشم و هر وق نگام میکنه چش تو چش میشیم خودم ازتباط چشمیمون رو قطع میکنم ولی خب اون سر به زیره و هیچوق به کسی نگاه نمیکنه ولی بع من میکنه . ممکنه اون حسی داشته باشه و به خاطر خجالتیس یا هر چیز دیگه ای به خواهرش اشتباه کفته باشه ؟ اون متوجه عشقی ک بهش دارم هست؟من حسم چطوری باشه؟ چطوری باهاش رفتار کنم؟

  551. عشق والیبال

    من یک چیز دیگه هم میخوام بگم
    من کلاس زبان میرم و یک پسر اونجا هست بعضی وقت ها میبینم بهم نگاه می‌کنه و احساس میکنم یه جورایی ازم خوشش میاد و تو مدرسمون هم یکی از دوست هام با من میاد کلاس زبان و هی به من میگه تو عاشق اون شدی اما من واقعا عاشقش نشدم و حرصم هم ازش در میاد لطفا راهنمایی کنید

    • حانا

      دقيقا منم اين مشكلو داشتم و دارم.يه پسر تو كلاس زبان مون هست كه متوجه شدم اين اواخر همش چشمش به منه.منم خوانواده مذهبي دارم.درسته مادرم چادري و پدرم حاجي ولي خودم زياد حجاب ندارم.آزادي هم دارم.سيم كارت خودم و گوشي خودم كه مدلش آيفنه.من اصلا اعتقادي به عشق نداشتم اما اون همش چشمش به منبود تا يه شب اومد تو خوابم.
      شايد احمقانه باشه ولي بيدار كه شدم حس كردم واقعا عاشقشم.آه ه ه…….بعد اون همش به اميد اون ميرفتم كلاس.وقتي ميديدمش چشمم غرق ميشد تو چشمش و روزبه روزم بدتر ميشد اين علاقه تا كرونا مارو جدا كرد و كلاسا بسته شد.الان من دوسش دارم ولي نميدونم اون دوسم داره يا نه؟؟؟؟ميشه خواهش كنم راهنماييم كنيد.
      واقعا تو اوضاع روحي بدي هستم،لطفااااااااااااااااااا

      • حانا

        البته اينم بگم كه من ١٥سالمه اونم شايد دو يا سه سال يا اصلا يه سال ازم بزرگتر باشه.من چهره زيبايي هم دارم.يه سوال ديگه به نظرتون بعد از چند ماه هنوز بهم فكر ميكنع؟؟؟؟؟please help meeeeeeeeeeeee

      • مرتضی

        عزیزم خودتو رنج نده ظربه میخوری از کجا میدونی اون‌ پسر تورو به خاطر استفاده کردن نمیخواد

  552. عشق والیبال

    سلام من یازده سالمه و اصلا دوست ندارم عاشق بشم همش هی یه حسی بهم میگه که فلانی ازت خوشش اومده و من واقعا نمی‌دونم چیکار دارم لطفا راهنماییم کنین من خودم میتونم جولوی پسرا وایستم فقط بهم بگین چجوری

  553. بابک

    سلام من 15 سالمه و یه مدته که از یه دختری خوشم میاد
    من حدود سه سالو نیمیه میرم کلاس موسیقی و یه دختری هم هس که حدود دو سالیه که میاد کلاس
    راستش یه مدتیه یه حس بیشتری بهش دارم و خیلی ازش خوشم میاد
    هم خیلی بامزه و خوش طبعه هم پر غرور و جدیو سخت کوش
    وقتی لبخندشو می بینم حس خیلی خبی می گرم
    وقتی استاد ازم می خواد که یکم کلاسو دیر ترک کنم و با اون دختر ساز بزنم انگار دنیاهارو بهم میدم
    نمی دونم اونم از من خوشش میاد یا نه ولی دوست دارم بدونم
    می خوام بهش حسمو بگم ولی نمی دونم چجوری چون نمی تونم باهاش تنها باشم فقط بعضی وقتا شانسی تو آسانسور می بینش ولی اکثر اوقات تو جمع باهاشم
    فکر نمی کنم اگه اونم به من همچین حسی داشته باشه حتی بگه چون شاید غرورش نذاره و چون من پسزم منتظر باشهمن اول بگم
    سعی می کنم بهش نزدیک بشم ولی نمی تونم تو جمع خیلی باهاش صمیمی شم وبهش حسمو بگم
    توفضای مجازی هم نمیتونم چون فقط آیدی تلگرام مامانشو دارم خودشم گوشی نداره فعلا چون خیلی درس خونه
    به نظزتون چطور می تونم باهاش تنها باشم وچطور بگم؟

    و اینم بگم من فعلا به ازدواج و اینا فکر نمی کنم چون فکر میکنم فعلا برام زوده که به ازدواج فکر کنم ومی خاوم از حس اونم مطمئن شم

  554. یک آدم

    سلام دوستان من اولش همه‌ی پسر های جهان متنفر بودم چون فکر میکردم یک مشت احمق نژاد پرست به درد نخورند. اما الان دارم سعی میکنم طرز فکر م را عوض کنه اما واقعیت این که من هرچه بزرگتر میشم احساساتم کمتر میشه به همه دوستان هام هم میگه عشق در چهارده پانزده سالگی نمیتونه اتفاق بیوفته اصلا عشق وجود ندارد یک دروغ بزرگ که همه باورش کردند در واقع یک نوع حوس ارادیه که باعث بالا و پایین بردن هورمون ها میشه همین و بس
    و چیزی که وجود داره و غیر ارادی و قدرتمند و حتی اینقدر بویه که تو حاضری از همه چیت ازش بگذری دوست داشتن نه عشق
    دوست داشتن یعنی تو حاضر بمیری و لی کسی که دوسش داری خوش حال باشه
    اما عشق فقط یک نیاز مهدی
    دوست داشتن در روحه
    ولی عشق یک گرایش جنسی است
    و دوست داشتن واقعی زمانی میتواند اتفاق بیفتد که احساسات و شخصیت یک فرد کامل شده باشه
    واین را من به هر می میگم که توهم زدی حرفم را قبول نمیکنه
    یعنی شما الان باید برید به فکر این باشید که چه طوری قرص نعنا نوشابه را قاطی کنید که بهترشه
    ول کن خودت را از غم دنیا فارغ کن

  555. امیر

    سلام پسرم 14 ساله
    فکر میکنم از 11 سالگی عاشق دختری هستم که اسمش کیانا ست راستش اون توی یه شهر دیگه ای هست و ما هم یه شهر دیگه ولی نه خیلی دور البته همسایه عموم هست برا همین من اولا که عاشقش شدم (راستش خودمم نمیدونم چطوری) خیلی دختر های دیگه بودن و من عاشق اون شدم اوایل که دوستش داشتم و زیاد بهش فکر نمیکردم و وابستش نبودم ولی تازگیا که چند روز پیش رفتم خونه عموم خیلی وابستش شدم جوری که برگشتیم همش به فکرشم و دلم یه جوریه یه حسی که برام آشنا نیست همش استرس دارم بهش نرسم و خودشم حتی نمیدونه منم خجالتی هستم و نمیتونم بگم البته دختر عموم باهاش دوسته و میتونه بهش بگه ولی راستش میترسم که این حس زودگذر باشه میخواستم فعلا با هم دوست باشیم بیشتر اشنا بشیم(عادی) تا بعدا که بزرگ تر شدیم و واقعا هم نمیتونم صبر کنم حالا بنظرتون بهش بگم چه حسی بهش دارم یا نه؟؟ لطفا کمکم کنین

  556. Hilda

    خوب مثلا می خوای چیکار کنی با هاش ازدواج کنی

  557. Mahdi

    سلام من یه پسر ۱۵ ساله ام و عاشق یه دختری شدم که ۱ سال ازم کوچیکتره و واقعا عاشق هم هستیم!
    ولی با این مطالبی که شما نوشتید من دچار شک و تردید شدم که تو این سن چه برخوردی منطقیه برای هردومون.
    ول کردن همدیگه یا پایدار بودن عاشقی مون
    من واقعا نمیتونم ولش کنم ممکنه دچار افسردگی شدیدی بشم کسی میتونه راهنماییم کنه؟

    • حانا

      خيلي خيلي ببخشيد كه فضولي ميكنم ولي كجا باهاش آشنا شديد؟؟؟؟

    • hana

      آقا مهدي خواهش ميكنم بگيد كه كجا باهاش آشنا شديد و از كجا ميدونيد عاشقتونه؟لطفااااااااااااااا جواب بديد خواهشا و اول حرفتون بگيد با منيد

    • ۰۰۰

      ولش کن بره میبینی که افسرده شدی ولش کن بره منم شدم ولش کردم رفت هیچی از خودت مهم‌ترین نیست تو این دنیا اول خودتو نظر بگیر بعدا….

  558. reza

    با سلام من 13 سالمه از یه بازی brawl stars عاشق یه دختر شدم نمیشناختمش عکس رو ندیده بودم ولی عاشقش بودم ولی اون اصلا منو دوست نداشت بهم میگفت ازت متنفرم دیگه باهات کاری ندارم حرفی هم ندارم بعد تا یک روز فهمیدم

    که چکن من مجازی هستم منو دوست نداره من خوب بهش میگفتم که من واقعی میشم کم کم اما هنوزم منو دوست نداره به نظر شما چه جوری ازش شماره بگیرم تا عکسشو ببینم ؟اصلا دلیل عاشق شدن من چیه؟ من براش میمیرم ! و اما یه سوال من که ندیدمش

    چه جوری عاشقش شدم یا حتی براش میمیرم دلیلش چییه اخه ؟؟؟؟؟ لطفا اگه کسی میتونه بهم کمک کنه

    • مرتضی

      برادر من از کجا میدونی اون اصلا دختره یا نه

  559. Javad

    سلام
    پسرم ۱۵ ساله توی محرم سال۹۸ با یک نگاه عاشق شدم دیوونه شدم دیگه چن نفرو فرستادم ک باهاش صحبت کنن روز بعدش خودم رفتم باهاش صحبت کردم چون واقعا عاشقش شده بودم خودش گوشی نداشت با گوشی پدرش میومد اما حیلی زود پدر و مادرم فهمیدن و به مامان باباش گفتن اونا هم گوشیو گرفتن ازش منم دوماهی میشد ک گوشیم جمع بود الان هشت ماه میگذره از اون قضیه و من هنوز خیلی عاشقم الان دارم دیوونه میشم اون توی شهری دیگس ۲۰۰کیلومتر باهم دور هستیم ولی خونشون دوکوچه اونورتر از خونه مادربزرگمه الان نمیدونم چیکار کنم به هر دری هم زدم تا دوباره ببینمش حتی الان دارم شماره باباشو پیدا میکنم ک ی اشنایی ک دختر هست به بهش زنگ بزنه و با عشقم صحبت کنه …
    الان من نمیدونم برم به کی بگم ک من این دخترو میخوام ….من باید به یک بزرگتر بگم که بره با بابای عشقم صحبت کنه که چند سال دیگه باهاش ازدواج کنم تورو خدا کمکم کنید

  560. شهرنوش

    سلامم من شهرنوشم ۱۵ سالمه و الان ۱ ساله با فردیم ک دیوونه وارر عاشقشم
    خواستم بگم منو اون خیلی مشکلات داشتیم خیلی از هم ضربه خوردیم خیلی سختیا کشیدیم ولی بازم کناره هم موندیم همرو تحمل کردیمو هنوزم باهم هستیمو خواهیم موند من تمامه نظراتو خوندم ولی اون چیزی ک دوست داشتمو ندیدم خواستم خودم بگم عاشق بشین:)
    قشنگ ترین حسه دنیا 🙂 آدمه مناسبیو برای خودتون انتخاب کنین و کله عشقتونو پاش بزارین اگه ما موفق بود مطمئن باش اشتباهه خودت بوده ک ادمع مناسبیو انتخاب نکردی پس این اشتباهو ننداز گردن عشق چون اگه واقعی باشه واقعا قشنگه:)

    • Hilda

      خوب مثلا می خوای چیکار کنی با هاش ازدواج کنی ‍♀️‍♀️

  561. ناشناس

    سلام من یه دختر14 ساله هستم دو ساله عاشق پسر خالم شدم نمیدونم اونم منو دوس داره یا نه ولی بعضی وقتا بهم زل میزنه خیلی کم پیش میاد هر وقتم میاد خونمون همش به یه بهونه ای دست منو لمس میکنه یا دستشو میزاره رو دستم نمی دونم اینا دلیل عاشقی میشه یا نه… من خانوادم مذهبی ان اگه بفهمن حتمن دارم میزنن …اون با من خیلی مهربونه ولی روم نمیشه بهش بگم اگه یه روز بفهمه که من دوسش دارم دیگه روم نمیشه تو روش نگا کنم میخوام بفهمونم بهش یه بار با یه اکانت فیک رفتم بهش گفتم تو عاشق هیچ دختری هستی اونم گفت اره
    اگه میشه کمکم کنین که بهش بفهمونم یا کمکم کنید روم بشه بهش بگم

    • حانا

      عزيزم تو بايد اول ميپرسيدي كيه؟؟شايد تو بوده منظورشاگه منظورش تو نبود بهش بگو كه كي هستي و دوسش داري.تو اين رابطه ها بايد رك بود.يا حرفتو بزن يا……
      فراموشش كن

  562. مهسا

    دوستان من همون مهسام که گفتم عاشقه پسر خالم هستم و دوسش دارم لطفا کمکم کنید و با اسم بنویسید که بفهمم با من هستید…

  563. سارا

    سلام. من ی مدت تو اینستا با یکی عاشنا شدم و واقعا هم ازین دخترایی نیستم که عاشق بشن یا بگن وای چ خوبه طرف و اینا و مث رفیقم بود برام که بعد ی مدت مامانم فهمید یهو و اومد مدرسه بعد از اون دیگه خودمم تمایل به اینستا و تلگرام نداشتم و چند ماه نرفتم سرشون تا اینکه با یکی از دوستای دیگم که از قبل میشناختمو حرف میزدیم نزدیکتر شدم تو اینستا که مامانم چند روز پیش فهمید و الان نمیدونم چیکار کنم که مامانم انقد شک نداشته باشه و کنترل نکنه همه چیو من حتی مامانمو فالو نمیکردم و پیجمو نداشت نمیدونم چطوری فهمید ! واقعا مزخرفه که دوست معمولی داشتن انقد تو جامعه ما بد بنظر میاد و مامانمم منو کنترل میکنه

  564. Parsa

    من نمیگم عاشقم…ولی میگم به یکی چهار پنج ساله علاقه دارم و اینکه تا الآن بهش نگفتم بابت اینه که ۱_ از احساسم مطمعن بشم
    ۲_جوانب کارهایی که باید بشه در نظر بگیرم
    ۳_زمان مناسب فرا برسه و کنکور من تمام بشه
    ۴_از شخصیت طرف مقابلم و خصوصیات فکریش مطلع بشم و تفاهم ها و اختلاف هایی که وجود داره
    ۵_اطمینان از علاقه طرف مقابل به خودم یا حداقل توجه کردن
    ۶_بررسی ویژگی های هر دو طرف
    ۷_تامل و فکر کردن درباره این رابطه
    و خیلی چیزای دیگه…به نظرم خانواده ها باید بیشتر حواسشون به فرزندانشان و احساساتشون باشه و اینکه به اونا احترام بزارن…من خودم موندم چطوری به طرف مقابلم ابراز علاقه کنم اما منتظرم زمانش برسه…
    یه توصیه به همه شما ها دارم…اول اینکه سن ۱۶ رو رد کنین بعد تصمیم بگیرین دوم اینکه قشنگ فکر کنین درباره همه جوانب رابطه تون و احساسی تصمیم نگیرید سوم اینکه از خصوصیات و معایب طرف مقابل مطلع بشین چهارم اینکه این علاقه نباید به درستون لطمه بزنه چون چه بخواین چه نخواهیم تو این وضعیت اقتصادی باید یه گارانتی داشته باشین پنجم اینکه با عقل تصمیم بگیرین شیشم اینکه ارتباط با خدا فراموش نشه فکر نکنین از اون مذهبیان یا اینکه هر روز نماز جماعتم و چمیدونم ریش میزارم نخیرم منظورم اینه که سعی کنین به خدا توکل کنین نماز فقط و فقط برای اینه که آرامش بگیرین همین تمام و اینکه حواستون باشه این احساس ممکنه کل زندگی شمارو تحت تاثیر قرار بده… گرچه که من فقط ۱۸ سالمه اما هنوز منتظرم…متاسفانه. در سال فقط هم میتونم اون رو یک بار یا حداکثر دوبار ببینم چون من شمالم و اون تهران و اینکه وضع مالی ما متوسطه ولی اونا خیلی خیلی خوب…اینه که منو نگران میکنه

  565. عاشق پیشه

    سلام من ۱۲ سال دارم عاشق دختر داییم شدم یه روز که اومدم بش بگم اون به من گفت گوشیشرو براش ببرم وقتی داشتم میبردم یه پیام از طرف یه پسر اومد اولش فکر کردم مزاحمه ولی بعد فهمیدم خونش نزدیک خونه ی ماست و دوستِ دوستمه رفتیم پیشش یکم یه فضا گرم شد ازش پرسیدم عاشق شدی گفت بله گفتم کیه و بعد مشخصات دختر داییم رو داد اول خواستم عصبانی بشم ولی پشیمون شدم الان میخوام با دختر داییم حرف بزنم ولی نمیتونم چون اگر بفهمم احساسمون دو طرفه نیست ولش کنم و فقط به چشم فامیل نگاه کنم ولی میدونم چجوری بگم لطفا راهنمایی کنید

  566. دوست شما

    برو دوستی تو تا موقع ازدواج نگه دار.

    • شهرنوش

      اشتباه نکن بعضی از تجربه ها اگه دیر تجربه شه تبدیل به حسرت میشه:)

  567. الیاس

    سلام من 12 سالمه بقل مدرسمون مدرسه دخترونس پارسال ی روز که داشتم از مدرسه میومدم ی دختر و دیدم ی دفعه حس کردم ی جوری شدم بعد از اون همش بعد از مدرسه میرفتم دنبالش که خونشو پیدا کنم ولی نشد امسال رفته ی مدرسه دیگه ولی از داداشش پرسیدم مدرسش کجاست بنظرتون برم جلو مدرسش؟

  568. Pariya

    سلام من ۱۳ سالمه تا حالا هم عاشق کسی نشدم چون هیچ وقت ذهنیت خوبی از پسرا نداشتم.
    من هر روز تو مدرسه می شنوم پسرایی که دخترا رو ول می کنن و بعد از مدرسه فقط کافیه یه روز تنها برم خونه تا همش متلک های بی ادبی پسرا رو بشنوم
    یا هر کی تلگرام هم بیاد بهم پیام بده
    همش چرت و پرت میگه و میگه عاشقتم و بسان
    یا اصلا حرفای بی ادبی میزنن
    بعضیا با اینکه پروفایلم نشون می ده که من دختر نوجوونم پسرای ۱۸ ساله مزاحم میشن
    چطور میشه عاشق یکی از شما ها شد؟؟؟
    من حتی از روی ترس بجای اینکه از کوچه ی اصلی
    برم چون ته خیابون مدرسه پسرونس
    از کوچه پشتی میرم خونمون
    ممنون میشم جواب بدین

  569. سید

    دلیل اصلی این دوری اینه که ما تو ارومیه ایم و اونا تو قم

  570. سید

    منم از ۱۳ سالگی عاشق دختر عموم شدم(الان ۱۵ سالمه) خودشم نمی دونه جای سمتش اینجاست که حدوداً ۶ ماهه ندیدمش هر شب قبل خواب بهش فکر می کنم من واقعا عاشقشم.خانوادمم خیلی منطقی اند و درک می کنند ولی با این حال می پرسم بهشون بگم

  571. Fardin

    سلام دوستان من ۲۰ سالمه یه دختره ۱۵ ساله عاشقم شده اما اون جنوب کشوره من غرب بعدشم من ازون خوشم میاد اما بهش علاقه ای ندارم به نظرتون چی کار کنم دلش نشکنه؟راهنمایی کنید لطفا….‌!!؟

  572. DEDSEC

    عشق…بنظرم چیز مسخره ایه…وقتی 12 سالم بود عاشق دختری شدم که بعد چند ماه متوجه شدم سرطان داره و رفت
    بعدش…وقتی 13 سالم شد…بعد اونهمه افسردگی و قرص های یواشکی که خوردم
    عاشق کسی شدم که بعد دو سال حتی بیشتر از قبل دوستش دارم
    امروز هم روز تولدشه
    و بهش قول دادم که از امروز به بعد دیگه ریخت من رو نمیبینه…من خیلی چیزا رو دیدم…اما فقط به یه نتیجه رسیدم
    اینکه ادم میتونه بدون یه نفر دیگه هم زنده بمونه
    بهتره عاشق نشید یا کلا عشقتون رو کنسل کنین
    چون به هیچ جایی نمیرسین…فقط بدبخت تر و افسرده تر میشین و اخرش مث من تصمیم میگیرین خودتونو بکشین…اومدم اینجا تا داستانی رو مشابه داستان خودم بخونم ولی فهمیدم که داستان من با همه ی داستانا فرق داره…من قربانی یه عشق یه طرفه ام
    ولی دیگه خسته شدم چون از این دنیای کثیف ضربه زیاد خوردم…وقتشه دیگه این عشق بازیا رو تموم کنم و فقط برای خودم زندگی کنم
    هیچکس ارزششو نداره…

    • سینا

      میشه بدونم چرا عشقت نمیخواد باهات باشه البته اگه فوضولی نبست

    • شهرنوش

      آدمایی که انتخاب کردی مناسب نبودن پس این تقصیره عشق نیست رفیق:)

  573. sobhan

    سلام من سبحانم 15 سالمه با یه دختر که رفیق صمیمیه دختر عموم بود کم کم وارد رابطه شدم و عاشقش شدم و چند بار با هم رفتیم بیرون دقیقا تئ نقطه اوج عشق بودم که خانوادم ماجرا رو فهمیدن و جلوی رابطمونو گرفتن تا زمانی که درسمون تموم بشه یعنی حدود 4 سال دیگه اما من واقعا تاب نمیارم این همه وقت من روزی چند ساعت باهاش چت میکردم و بقیه ی روز نگرانش بودم الان چطوری 4 سال صبر کنم؟
    اخه من واقعا دیوومشم

    • کلب الرقیه

      عزیزم تو ۱۵سالته من ۱۷ سالمه و پارسال خیلی سریع و زیرکانه و سوسکی خانواده م جلوی یه عشق شهوت بار رو گرفتن و واقعا به نفعم شد چون دختره چند روز بعدش از ایران رفت و الان عاشق دختری ام که خودش حتی نمیدونه که من بهش فکر میکنم.من حتی نشده یه شب بدون تماشا و بوسیدن عکساش خوابم ببره و الان به امید رسیدن بهش درس میخونم برا کنکور نه فقط بخاطر اونا!نه میخونم اول برای رضای خدای خودم بعد خوشنودی پدر مادرم بعد آینده درخشان خودم و در آخر به خاطر اون دختر
      اگر هم تا الان بهش نگفتم بخاطر شرایط بدیه که دارم اگه من به اون بگم ممکن کف دست کسایی بزاره که میتونن از زندگی ناامیدم کنن
      پس نگو تاب ندارم

  574. سما

    ممنون می شم راهنماییم کنید

  575. سما

    ممنون از مطالب خوبتون
    دخترم (15)
    در دوران کودکی با پسر همسایه دوست بودم (صمیمی).در 7 سالگی به که مادرم گفتم دوستش دارم و وقتی بزرگ شدم می خوهم با او ازدواج کنم.
    در یک مهمانی مادرم این موضوع را در جمع گفت.آن روز خندیدم و به روی خودم نیاوردم او هم خندید.تا چند سال قبل همدیگر را می دیدیم و دوست بودیم اما به مرور زمان حتی دیگر به او سلام هم نمی کنم. من هنوز او را دوست دارم. هر دو درس خوانیم برای همین چند ماهی است او را ندیدم.2 سال از من بزرگتر است.کنجکاوم بدانم آیا آن روز را به خاطر دارد و میداند دوستش دارم و اینکه او هم مرا دوست دارد یا نه.پسر شوخ و مهربانی است. نمی دانم رفتارش با من به خاطر آشنایی و دوستی بود یا از روی علاقه؟

    • کلب الرقیه

      یکم درمورد رفتار دختران در برابر عشقان مطالعه کن شاید کمکت کنه

  576. مهتاب

    عشق یه چیز مسخره ایه که فقط دخترا توش ضربه می بینن … پسرا که پس زدن کارشونه..

    • علی

      خواهرم…. مجبور نبودی همشونو امتحان کنی! ثانیا!!! مثل اینکه تو داستان من برعکسه! عاشق دختر عموم شدم.. اول زن عموم فهمید بعدشم عموم اما جای شکرش باقیه که آدمای فهمیده ای هستن و مث یه راز نگهش داشتن.. ولی بدبختی اونجاست که از همه طرف بایکوت شدم…

    • Parsa

      فکر می کنی پسرا هم همین طوری هستن البته اگه واقعا عاشق شده باشن

    • عشقی

      هی حواست باشه چی میگی منم خیلی نابود شدم از عشقم اینقدر که به اندازه ی تازه موهات هم نبوده پس زر مفت نزن در صورتی که خودش را دوست دارم هنوزززز

    • Hilda

      به نظر منم ۸۰ درصد مواقع اینطوریه البته فکر می کنم برای هر دو طرف ضرر های خودشو داره ولی کلا عشق و عاشقی توی این سن به نوجوان ها ضربه می زنه

    • Sepehr

      کی گفته واقن

    • ۰۰۰

      به زیادی موافقم ولی دیگه خودمم دخترم

  577. Amir

    سلام من یک پسر 1‌5 ساله ام ‌‌‌مثل همه ی شما من هم عاشق شدم اولش بایک چشمک که بهم زد ازش خوشم امد اسمش setayshهست کم کم با نامه باهم دوست شدیم اون خیلی ازم خوشش آمده بود منم کم نه. باهم خیلی خوب بودی تا یک روز که اونو دیدم باپسر خالم میخواستم برم جفتشون رو بزنم ولی جلوی خودمو گرفتم تا روز بعد که رفتم جاش جریانو بهش کفتم که دیدمت آنم به اته بته افتاده بود. ازاون روز باهاش تقریبا کات کردم ولی همیشه می پایش تا دیشب که جفتمون تو عروسی دعوت بودیم من تو حیات تالار نشسته بودم خیلی شیک مرتب باگ شیم بازی می‌کردم یک دفه اونو یادم که داره میاد ترفم خیلی خوشگل شده بود مثل پرنسس ها خلاصه آمد دوستشو گذاشت دور کردنم وبه هم گفت منو ببخش منم یکم فکر کردم اول جوابشو ندادم ولی چون خیلی آصرار کرد منم بخشیدمش به ولی ازش پرسیدم چرا با اون بو د کفت که کارشداشتم فقط همین به نظر شما من کار درستی کردم که دباره رابطه مو برقرار کردم یا اشتباه ولی من عاشقشم

    • Hilda

      نه
      دوباره قالت می ذاره

  578. حسین

    سلام من از پارسال که ۱۳ سالم بوده عاشق دختر همسایمون شدم و الان خونشان رو عوض کردن جاشو میدونم و دور هم نیست نزدیک ۳ ماهه ندیدمش و از شیش ماه بیشتره با هم صحبت نکردیم یه روز نمیشه از فکرش در بیام هیچی هم نمیدونه و دارم میسوزم که نمی‌بینمش. آخه عشق نوجوانی چه مشکلی داره که بخوان باهاش مقابله کنن .این نوع عشق اگه واقعی و از روی شهوت نباشه و صادقانه باشه از هر عشق دیگه ای محکم تره و صد شرف داره به عشق های بزرگسالی و جوانی . من فقط میخوام ببینمش تا جون بگیرم (از دور کافیه) ولی که می بینمش از همیشه شاد ترم ولی افسوس که نزدیک ۳ ماهه ندیدمش و از هر لحاظ دارم آسیب میبینم اگه روزی یه بار از دور ببینمش بهترین وضعیت از هر لحاظ رو به دست میارم بعد بگید این نوع عشق بده

    • میلاد

      سلام دوست عزیز من کاملا شما رو درک میکنم آخه منم این جریان رو دارم.

      • حسین

        خب چیکار کنم از اون روز فقط کافیه یک درصد احتمال داشته باشه که فردی که می بینمش اون باشه (چهرشو نبینم و اندامشون مثل هم باشه)یه حس خیلی عجیبی بهم دست میده مثل اینه که پرتمون کنن تویه ارتفاع زیاد و قلب من یه لحظه شروع میکنه به تند زدن
        لطفا یه راهی بهم پیشنهاد کنید خیلی داغون شدم

  579. مهدی

    بچه ها هر کی مشکلی تو عاشقش به وجود آمده بپرسه

    • علی

      من داداش… شاعر میفرماد: مثل تموم عالم حال منم خرابه..

  580. مهدی

    سوال فراموش نشه

  581. مهدی

    بچه ها من خودم عاشقم و همتون رو درک میکنم اگه سوال دارین اول مهدی بنویسید بعد سوالتان رو بپرسین یا در پاسخ همین مطلب سوال بنویسید عاشقتم مثل من پایدار

    • Taha

      من ۱۱ سالمه عاشق دختر عموم شدم خجالتی هم هستم چی کار کنم

      • عشقی

        تا دوازده سالگی صبر کن و متوجه شو که اون مثلا تلگرام یا اینستاگرام و…دارد هر کدوم رو دارد برو فالوو کن بعد باهاش صحبت کن

    • مهسا

      سلام اقا مهدی من 16سالمه و عاشق پسر خالم هستم.خیلی دوسش دارم اما یه عشق یه طرفه…..من دوسش دارم و مطمعنم اگه بخواد هم نمیتونه باور کنه ﭺون ما دوتا مونم مذهبی هستیم در خانواده مدهبی.و من اصلا اهل دوست و پسرو و….نیستم.و اون یا حتی همه میدونن اما الان عاشق شدم..اونم عاشق پسر خالم که 8سال ازم بزرگه نمیدونم ﭺیکار کنم که در اینده باهم ازدواج کنیم خواهش میکنم کمکم کنید..

    • S

      سلام من عاشق یه دختری یه سال بزرگتر از خودم شدم .بهش هم گفتم من دیوونتم ،ولی گفت من اصلا بهت فکر نمیکنم،
      دیگه هیچی نگفت،حتی نمیگه من ازت خوشم نمیاد تا تکلیف خودمو بدونم،من خیلی دوسش دارم اما کسی جدی نمیگیره،درضمن ۱۷سالمه

    • حانا

      سلام آقا مهدي.من با اسم حانا سوالم رو پرسيدم بالاتر ولي چون خيلي زياده نميتونم باز بنويسمش.ميشه واقعا راهنمايي كنيد.سوالم رو گزاشتم ولي كسي ج نميدع.لطفااااااااااااااااا

    • حسین

      چیکار کنم تو سریع ترین راه بهش بفهمونم که عاشقشم چون اگه شانس بیارم ۶ ماه یه بار ببینمش اونم نه از نزدیک

  582. م ب

    عشق توی۱۵سالگی درسته❤️☹️فقط می دونم بهش میرسم

  583. م ب

    عشق توی ۱۵ سالگی درسته❤️☹️نمی دونم چی کار کنم اما بهش میرسم

  584. Ashkan

    سلام خدمت شما و دوستان
    من پسری ۱۶ هستم و راستش تو سن ۸ سالگی همبازی (دختر) داشتم. خیلی باهم بازی می کردیم.
    تقریبا تو سن ۱۳ سالگی این حس دوستی بیشتر شد یعنی تبدیل به عشق شد.(البته یه طرفه) هروقت تو اون زمان منو میدید می خندید. نمی دونم چرا ولی من به فال نیک میگرفتم. تا اینکه چند ماه پیش توسط یه رابط درخواست دوستی دادم.( البته دوستی یعنی رابطه عادی نه فیزیکی و ….) و اون رد کرد. خیلی داغون شدم و چهار ساعت گریه کردم. امروزم که تاسوعا بود دیدمش یکم بهتر شدم ولی دریغ از یک نگاه. البته من اون پیشنهاد رو به این خاطر دادم که از دستش ندم و یه رابطه باشه تا زمان خواستگاری. ولی میدونم خراب کردم. میخوام یه راهنمایی کنید که برای بهتر شدن روحیه و آیندم چی کار کنم. (خلاصه واقعا دوسش دارم نه به خاطر حس نوجوانی این علاقه شدیده) خیلی ممنون ازتون.

    • رکسانا

      دادا بنظرم خودت برو رودررو همه چیو براش توضیح بده

    • مهدی

      برو بهش حرف دلت رو بگو من که گفتم خوب شدم و برو باهاش دوست شو و دوباره از اول شروع کن

    • Mariam

      سلام من هم سن زیادی ندارم فقط یه دختره ۱۶ ساله هستم اما با توجه به اخلاقیات خودم و تجربه ای که داشتم از عشق میخوام راهنماییت کنم من هم عشق یک طرفه رو و هم عشق دوطرفه رو تجربه کردم و به نظر من این عشق قابل فراموش کردنه یعنی اگه بعد از گذشت نوجوونی بازم عاشق اون دختر بودی اون عشق واقعیه اما نگران نباش و سنجیده عمل کن هم شرایط خودتو و هم شرایط اون دخترو درنظر بگیر خیلی سمج نشو سعی کن آدم ایده آلی بشی که اگه در آینده احساست عوض نشد و خواستی ازش خواستگاری کنی اون نتونه بهت نه بگه مطمئن باش زمان همه چیز رو درست میکنه من اوایل خیلی عاشق طرف مقابلم بودم اما الان با گذشت ۶ماه عاقل تر شدم و شرایطمو سنجیدم و مطمئنم این آدم از هیچ لحاظ به درده آینده من نمیخوره ولی اون فقط به فکر آیندس و اگه بخوام رابطمو باهاش حفظ کنم هر دو به هم وابسته تر میشیم و خیلی آسیب میبینیم و حالا در به در دنبال اینم که رابطه هرچند کم و محدودمونو به طور کلی به پایان برسونم به طوری که اونم خیلی ناراحت نشه ولی از هر راهی رفتم به نتیجه نرسیدم و چون اون هم به من علاقه داره نمیدونم باید چیکار کنم من میدونم ما هیچ جوره به درد هم نمیخوریم و خونواده هامون مانع از ازدواج ما هستند و مواظب باش مشکل من برات پیش نیاد که واقعا دارم اذیت میشم

      • ۰۰۰

        عالی گفتی عااااااللللللییییییییییی

    • میلاد

      سلام دوست عزیزبه نظر من بهتره براش توضیح بدی که منظور شما یک رابطه عادی نه فیزیکی

    • melika

      سنگین باش و اروم برو جلو دخترا از پسرای سبک زیاد خوششون نمیاد…

  585. Arezou

    سلام من وقتی کلاس ششم بودم یه پسری منو تو عرو سی دید بعد اون هی میومد جلوی مدرسه وقتی هم کلاس هفتم بودم از طریق یه نفر به من گفت که منو دوست داره ولی من رد کردم الان من پانزده سالمه و اون نوزده سالش از اون موقع چندبار به من گفت دوست دارم ولی من باور نمیکنم آخرین موقع امتحانات نوبت دوم بود به من از طریق یه نفر گفت اگه تو بگی نه منم می رم و پشت سر من نگاه نمیکنم منم گفتم نه بهر اونروز چندبار دیدمش فکرکردم از سرش افتادم ولی در محرم که به هیئت نگاه میکردم اونو دیدم تازه وقتی هم میخواستیم برسم خونه با موتور چندبار رفت و اومد . خودمم درسم خیلی خوبه به نظرتون من چیکار کنم؟آیا عاشقش واقعیه؟

    • مهدی

      قول میدهم واقعیه

  586. Zeinab

    سلام من ۱۷سالمه شش ماهه عاشق یه پسر۱۸ساله شدم بدجور بهش وابستم بدون اون نمیتونم زندگی کنم اونم وابستمه اما میترسم که به هم نرسیم ،بهم میگه تا شش سال ازدواج نکن منم به خاستگارام جواب منفی میدم وقتی که باهم چت میکنیم بهم میگه همسرم خانومی نفسم عشقم و…چند بار هم باهم قرار گذاشتیم حتی از مدرسه بخاطر اینکه منو ببینه جیم میشد،حتی به هم دست زدیم هر دقیقه تو فکرشم آیندمو با اون میبینم نمیدونم درسامو بخونم بنظرتون واقعا دوسم داره؟

    • علی

      خواهرم! یه حسی بهم میگه تجدید نظر کن…… از طرفی شک و دودلی مث سمه

    • کلب الرقیه

      حس میکنم یه سری اشکال وجود داره خواهرم

  587. رضا

    سلام من17سالم هست چند بار عاشق شدم اما آخرش فهمیدم هوسه الان دوباره عاشق شدم ولی فکر نمیکنم که هوس باشه …تنها چیزی که از عشق فهمیدم اینه که یک طرفش خیلیی سخته

    • کلب الرقیه

      درکت میکنم منم عشقم یه طرفه ست

  588. ARYA

    سلام . التماس می کنم یکی کمکم کنه . من چند هفته اس که عاشق یکی از دخترای همکلاس ام شدم . اون 16 سالشه من 15 . خیلییی دوسش دارم دیوانه وار . از فکرم بیرون نمی ره . شبا بخواطرش گریه می کنم و خدا خدا می کنم که اونو بهم برسونه . ما دو تا مون هم معلم زبان انگلیسی هستیم. ولی اون روز های زوج کلاس داره و من روز های فرد. از بد بختی منم یکی از همکلاسی هام می خواد باهاش دوست شه . ولی می دونم که فقط به خواطر خشگلیشه و واقعا عاشقش نیست . منم خیلی خجالت می کشم که برم بهش بگم دوست دارم. تا 8 مرداد وقت دارم . یعنی فردا . می دونم خیلییی هاتون می گید هنوز بچه ای اما باور کنید حاضرم جونمم براش بدم . اگه از دستش بدم دیگه هیچ امیدی برام نمیمونه. خواهش می کنم کمکم کنید. ممنون

  589. رضا

    سلام
    من درگیر این موضوع نشدم‌ ولی بهتون یه پیشنهاد دارم
    بهتره که از دوستان خودتون که در این زمینه تجربه دارن یا منطقی عمل میکنن مشورت بگیرید

  590. سعید

    سلام دوستان. وقتتون بخیر. من 16 ساله هستم. یه دختر توی فامیل داریم که خونشون هست تهران و از 9 سالگی دلمو برد. اون موقع ها حتی نمیدونستم عشق یعنی چی؟ این دختر خانوم یه برادر داره که 11 سالشه. یعنی واقعا من توی کف مخ این برادرشم.. نسبت به سنش خیلی میفهمه. با هم خیلی رفیق هستیم. من خیلی آدم کم رو و ساکتی هستم (واقعا تعریف از خودم نمیکنم.). داشتیم با هم گپ میزدیم که بحث خواهرشو کشید وسط. بهش گفتم که این بحثو ادامه ندیم. حوصله ندارم. گفت که نترس.دهنم لق نیست. منم گفتم خب که چی؟ میخوای چی بگی. گفتش که آبجیمو دوست داری؟ میخوای واست جورش کنم؟ من دهنم واق مونده بود باز. رنگم پریده بود. جوابی نداشتم بدم. گفت باشه بابا. فهمیدیم مثبتی. اون روز گذشت و من تا همین امروز هم هر چقدر میرم توی فکر حرفش کپ میکنم. خواستم بدونم که برادرش ممکنه بی غیرت باشه و از روی باد معده حرف زده باشه. یا اینکه ممکنه خواهرش وادارش کرده باشه که این طور حرفیو به من بگه. لطفا راهنماییم کنین. به شدت محتاج راهنمایی شما هستم.

  591. سعید

    بسم رب الرقیه
    آقا سلام علیکم.من عضو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستم و ۱۶ سالمه و تقریبا یک سالی هست که چشمم دخترخانمی رو گرفته که اونم عضو کانونه و خودش هم فهمیده ولی به روم نمیاره.من این عشقای زود گذری گه میگن رو گذروندم ولی این فرق داره اصلا وقتی به عکسایی که دسته جمعی گرفتیم و از کمبود جا کنار من وایستاده رو میبینم قند تو دلم آب میشه.من واقعا واقعا واقعا جرعت ندارم بهش بگم که دوستش دارم چون آبروم درخطره اگه قبول نکنه و دهن به دهن بچه های کانون بچرخه اونوقته که دیگه نمیتونم پامو اونجا بزارم.
    میتونید کمکم کنید و بگید چطوری این شجاعتو پیدا کنم و بهش بگم؟
    درضمت یه چیزی رو هم بگم من گرافیستم و عکاس .اون دختر خانمی هم که بنده عتشقش شدم عکاسن و گرافیست و قراره یه گروه فرهنگی هنری تشکیل بدیم با یکی دیگه از بچه های کانونمون.
    حالا اگه‌میشه کمکم کنید تا بتونم بگم بهش

  592. Alireza

    سلام خسته نباشید من ۱۵ سالمه
    من اصلا به این جور مسائل اهمیت نمیدم
    الانم دارم مثل یه آدم عادی زندگی میکنم
    خخخخخخ 🙂

  593. دختره

    یه دختره که ۱۳سالشه از دو سه سال پیش پسر عموشو دوست داشت.وقتی فهمید عشق چیه دیگـه به خودش اجازه نداد که اسم این علاقه رو عشق بزاره.دختر عاقلیه در مورد حسش تحقیق کرد ولی فهمید که به این حسا میگن حس زودگذر،میگن وقتی یه نوع هرمون توی این سن ترشح میشه باعث این علاقه شده.به خودش قول داد که دیگه بهش فکر نکنه و به زندگی ارومش برگرده.قبلا براش گریه میکرد.نقاشی میکشیدو کل غمشو توی اون برگه خالی میکرد.بعدش پیش خودش گفت حالا فهمیدی این همه آدم مثل تو بودن ولی بعدش متوجه اشتباهشون شدن؟حالا تو از اونا عبرت بگیر.وقتتو تلف نکن.چند روز گذشت ولی بازم گریه کرد ولی به خودش اجازه نداد که زیاد گریه کنه که مثل قدیما چشماش پف کنه.هه.فقط چند قطره.دلش تنگ شد ولی خودشو زد به اونراه.چند بار اونو دید.دلش لرزید ولی بازم عاقل بود… مثل بقیه نگفت نههه عشق من فرق داره.بازم گفت باید بتونم…دیروز داداشش داشت حرف میزد اسم رفیقش رو برد… رفیقش همون آقازاده بود بازم این دختره دلش لرزید…پسره ۱۸سالشه امسال کنکور داره.دختره یه عالمه گریه کرد.بعد چند وقت گریه کرد.چشاش پف کرد دوباره.برای اینکه شاید پسره تو دانشگاه دلش برا یه دختر دیگـ بلرزه.الانم داره پست میزاره که بزرگترا بهش بگن چجوری علاقه ی دوره ی نوجوونیشون رو فراموش کردن؟؟شاید به روش شما بتونم:)

  594. سردار

    سلام من اسمم سرداره و اهل شمال کشورم
    من کلی رفیق دارم که بیشترشون یه همراه ( دوست دختر ) داشتن و فقط من بین اونا بودم که کسیو نداشتم واسه همین تصمیم گرفتم ار طریق یک ربات چت ناشناس تو تلگرام با یه دختر دوست بشم و برای اولین بار عشق رو تجربه کنم . با اولین درخواست جستجوی دختری که زدم ، یه نفر پیداش شد و بهم سلام گفت . منم بهش سلام گفتم و ازش خواستم خودشو معرفی کنه اونم گفت اسمم ارغوانه و اهل تهرانم . خلاصه کلی با هم چت کردیم تا اینکه از درون خودم یه چیزی عجیب و فوق العاده رو حس کردم و احساس کردم دارم بهش علاقمند میشم . تا اینکه با هم دوست شدیم و اون عکسشو برام ارسال کرد . باورتون نمیشه که وقتی عکسشو دیدم شیفته ی قیافش شدم و به کل عاشقش شدم و بیشتر بهش علاقمند شدم تا جایی که بعد چند روز همش تو فکر اون دختر بودم و کم کم فهمیدم که اسمش سحره و جنوب زندگی می کنه و من خیلی خیلی دوستش دارم البته من متولد 81 هستمو الان شانزده سالمه اما من نگرانم که اونو از دستش بدم اگه اون منو ترک کنه دیوانه میشم و دست به هر کاری می زنم واقعا من سحر رو دوست دارم ارز ته قلب لطفا بهم بگید که من واقعا عاشق شدم یا این فقط یه حسه ؟

    • vahid

      شاید فکرکنی که این یه حسه ولی این واقعتیه که قلبت تورو به این را کشونده ولی این یه حس زود گذر تواین سن واسه تو

  595. Tannaz

    توی این سن وسال یعنی دوران نوجوانی نبایداحساساتتون روزیادجدی بگیریدچراکه درسنین بالاترارتباط وتعاملتون باجنس مخالف بیشترمیشه واین به یک امرعادی تبدیل خواهدشدمن هم وقتی۱۴سالم بودازیکی ازاقواممون خوشم میومدکه۸سال ازمن بزرگتربودفکرمیکردم اون هم منودوست داره امااشتباه میکردم تااینکه یه روزدیدم هیچ حسی بهش ندارم الان که۱۸سالمه تجربه های زیادی بدست آوردم ومیگم عشق بچگی زودگذره ویه نصیحت ازمن اینکه تامطمئن نشدیدکسی بهتون علاقه منده بهش دل نبندید

  596. نیما حسنوند

    سلام!من نیما حسنوند هستم و15 سالمه.من با تمام احترام با این مطلب مخالفم!من خودم عاشق دختری هستم و خواهم بود!اما این حرفا اشتباهن!عشق نه عقل میشناسه ونه سن!اگه کسی عاشق بشه دیگه ول کنش فقط وقتی میشه که از روی حوس یا هرچیز دیگه ای باسه!اما به من بگید که اگه دو نوجوان واقعا عاشق هم بشن اشتباهه یا نه؟؟ واینو هم بگم که آیا اگه کسی در این سن عاشق شه گناه کرده؟درکل خواستم بگم هرکسی عشقو تجربه کرده و خواهد کرد اما بستگی به این داره که عشقشون حقیقیه یا نه!حتی اگه نوجوانم باشه!

  597. Amir

    سلام من فقط میخوام بدونم عشق واقعی برای دختر۱۷سالگی وجود داره یا نه هوس؟

    • Reihane

      اره وجود داره، عشق سن و سال نمیشناسه

  598. Amir

    سلام من ۱۷سالمه نزدیک یه سالی میشه با یه دختری اشنا شدم ک از همون موقع بهش گفتم میخوام باهات ازدواج کنم و خودشم قبول کرد ک قرار شد حرف بزنیم تا چند سال دیگ ک برم خواستگاریش بعد ک حرف میزدیم تویه مدتی رفت و بعد ۳ماه دوباره برگشت و گفت مامانم فهمیده ولی اون حرف میزد بعدش من خانوادمو گفتم ک با مامانش جرف زدن فلان بعدش قرار شد ک از طریق گوشی پیام زنگ نزنیم تا ک چند سال دیگ درسامونو بخونیم برم خواستگاریش راستی من یه شهر دورم اونم یه شهر دور و از اونجا یه چند باری هم کادو فرستاده میگ عاشقت شدم ولی نمیدونم این عشقش واقعی یانه ولی قرار گزاشتیم ک پایه هم دیگ واستیم تا اون موقع ولی نمیدونم عشقش واقعی یا نه ک پام واسته خواستم اینو بدونم ک این احتمال هسته ک عشقش واقعی باشه یانه چون خودش خیلی میگ حرف نزنیم خودشم مشاوره رفته بهش گفتن تا موقع ازدواج حرف زدن قطع کنین《 من میخوام بدونم عشق واقعی تو سن ۱۷سااگی برا دختر وجود داره یانه》 ؟

    • سردار

      داداش من متولد سال 81 هستم و دقیقا مشکل تو رو پیدا کردم و نمی تونم از اون دختر دل بکنم و فراموشش کنم

      • امیر جوادی

        دل بکن بابا , من خودم 26 سابمه هم سن تو بودم عاشق شدم تهش هیچی گیرم نیومد دختره هم سرد شد نسبت بهم , دوستیمون 2 سال هم طول نکشید .. ولی من 10 ساله به پاش موندم از روی حماقت! فقط مسیر زندگی آدمو خراب می کنه آدمو از درس وکار وبار میندازه … وقتی 26 سالت شد و دوست داری برگردی 18 سالکی یه کاسبی بزنی که امروز بتونی یه غلطی تو زندگیت بکنی اونوقت میفهمی چی میگم . الان یه لیسانس مسخره دارم که دو زار نمی ارزه , اگه تمرکز میکردم روی درس میتونستم دکتر بشم , اگر تمرکز میکردم روی کاسبی میتونستم کاسب بشم , ولی چی شدم??? یه عاشق احمق بی پول

        • علی

          مشکلتون اینه که عشق رو فقط یه حس قشنگ دونفره تو هوای پاییزی میدونید….

    • دختره

      فکر کنم یه دختردیگ توسن ۱۷سالگی بلوغش کامل شده باشه.والا تو محل زندگی ما دختر ۱۵ساله رو عقد میکنن

  599. مهدیار

    سلام من نوجونی 17 ساله ام که عاشق دختر خالم شدم . پیشینه عاشقیم نسبت بهش اینقدر مال قدیمه که یادم نمیاد از کی دیونش شدم تو تمام عکسای خونوادگی چشم بهشه. خونواده ی ما از چون مذهبیه امکانش نیست که رو در رو بهش حرف دلمو بزنم . من توی یه شهر دیگه زندگی میکنم تقریبا سالی 4 بارم بیشتر نمیبینمش . وقتی که میریم خونشون یکسره چشم با خنده هاش خندم میگیره با ناراحتی هاش غم . شبا نمیتونم بخوابم واسه همین شبا قرص میخورم لاغرم چون دل و دماغ هیچی رو ندارم نصف شبای سال خوابشو میبینم واقعا دیگه دارم دیونه میشم چیکار کنم

  600. آرمان

    فقط محبت و چیز های خوبه که برای آدم باقی میمونه حتی برای یک ثانیه و اون حس و حالی که تو روز های شادت داشتی برا همیشه تو قلبت ذخیره میشه و هر وقت به یاد اون روزا بیفتی حالت خوب میشه اما اون حس حالی که تو روز های تلخ بهت دست میداده رو بعد از گذشت یه مدتی دیگه به خاطر نخواهی آورد اگر هم به خاطر بیاری اون حس و حال رو نخواهی داشت و حالت هم به اون اندازه بد نخواهد شد آره داداش زندگی اینه غم و شادی از هر نوعش به نوبت میاد و میره و باید تلاش کنی که با هر شادی و غم زود از خود بی خود نشی و صبر داشته باشی

  601. شهرام

    من فقت به شما می خوام بگم از دختر نامردترش دختره

  602. شهرام

    من الن13 سالم و تو 12 سالگی عاشق دختری شدم اما بعد از 1 سال یعنی تو امتحانات خرداد ورقه های هدیم وخواست اما من چون درس هدیم ضعیف بود بهش دروغ گفتم و اون فهمید منم برای عذر خواهی چون به من گفته بود هیچی نخر فقت گل بده منم جلوی درشون گل با نامه عذر خواهی نوشتم و زنگشون زدم و رفتم خونمون بعد ن درمون زد منم رفتم بیرون وگل پاره پاره کرد و روم انداخت بعد از او ن بادوستم که وقتیدختره بود داشتیم مخ زنی میکردیم وآخر من زدم رفت با اون دوست شد واون قبو ل نمی کرد ووقع حرف زدن به من گفتن برم منم رفتم اما یک جاسوس فرستادم پیششون وجاسوس به من گفت پسره قبول نکرد ودختر می گفت من از اول شهرام ود وست نداشتم وبعد از مدتی خوانواده دختر به یک جای دیگری رفتن وبعازچندی وقت به خونه اونا رفتیم نمیتونستم چشم از اون بردارم هنو ز نمی دونم چی شده اما تنها دختری بین دوست دخترام قیافش واخلاقش خوب نبود اما بین دوست دخترام تنها عشق واقعیم بود

  603. Sahi

    سلام. من عشق واقعیو تو ۱۳ سالگی تجربه کردم و عاشق پسر عموم شدم. تا قبل از اون احساس عشق نداشتم فقط فکر میکردم اون یه جورایی با همه فرق داره. وقتی سیزده سالم بود اون یه رفتارای عجیبی کرد که حس کردم عاشقم شده 🙂 . اون موقع بود که منم واقعنی عاشقش شدم. الان که ۱۴ سالمه و اون ۱۶ سال، هنوزم دوستش دارم اونم یه نارایی می کنه ولی کمتر. الان میفهمم که خیلی عشقای دیگه تو زندگی وجود داره مثل عشق به پدر و مادر، عشق به موسیقی و… این ها باعث میشن من احساس امنیت کنم و حداقل اگه اون یه روزی بگه ازم متنفره و بذاره بره من فک نکنم که دنیا تموم شده. امیدوارم شما هم عشق های واقعی خودتونو پیدا کنید 🙂

  604. mahdiar

    آره راست میگی من خودم خیلی سعی و تلاشم بیشتر شده

  605. علیرضا

    درود الان ی مدتی هست دختر دایی ایم اموده خونمون کلا دارم دیونش میشم خیلی تند خو شدم نمیدونم چم شده نکنه عاشقش شدم ایا

    • یاسمن

      آره عاشقش شدی ایشالله به پای هم پیر شید

  606. Measdi

    ۱۲ سالم بود که تو یه روز سرد زمستونی دیدمش هیچ وقت اون لحظه رو فراموش نمی کنم شاید ده دوازده ثانیه تو چشماش زل زده بودم نگاهش یه چیزی داشت که اون لحظه نمیتونستم ازش چشم بردارم خیلی عجیب بود… اون روز گذشت و تابستان رسید از آنجاییکه دختر همسایمون بود سعی کردم وقتی با دوستاش تو کوچه دارن بازی میکنن بهش نزدیک شم و باهاش حرف بزنم اون ۲ سال از من کوچکتر بود باسن بسیار کمی که داشتم معنی واقعی عشق رو فهمیده بودم اون روزها اگه یه روز نمی دیدمش افسرده میشدم بعضی شبها واقعا تا صبح خوابم نمی برد و به اون فکر می کردم. از وابستگی و علاقه من بهش خبر داشتن اون تابستون به خوشی گذشت ومن تمام زمستون رو به امید تابستون سال بعد گذروندم تا اینکه یه روز تو فروردینماه از مادرم شنیدم که میخوان خونشون رو از محله ما ببرن این رو که شنیدم تمام دنیا رو سرم خراب شد از اون به بعد خیلی کم دیدمش تا روزی که دیگه خونشون رو از اونجا بردن.حالا من ۱۶ سالمه و از اون زمان حدودا ۳ سال میگذره و من عشقم رو ندیدم تو این مدت خیلی راه هارو رفتم ولی نتونستم پیداش کنم. پدر و مادرش رو چند بار دیدم اما خودش رو نه تو این مدت حتی یه بار عاشق یه نفر دیگه شدم اما بعدش خودم فهمیدم که نه ،من همون رو دوست دارم و این عشق الکیه و یه طوری برای خلاص شدن از دست فکر کردن به اون دختره است دوتا دفتر درباره عشقم نوشتم و تعدادی شعر با خودم میگم با توجه به سنی که درش قرار دارم اگر این عشق الکی بود باید کمرنگ میشد ولی اینطور نیست با اینکه ۳ ساله ندیدمش ولی هنوزم چهره ش جلوی چشممه نمیدونم چکار کنم خیلی معلق هستم … روز به روز عشقم بهش زیاد تر میشه و این هم بگم که قسم میخورم این علاقه فقط عاطفی و شاید ۱ در صد هم از لحاظ جنسی نباشه تشکر از سایت مفیدتون

  607. sana

    سلام من 14 سالمه با یه پسری که 3 سال از خودم بزرگتر بود دوستشدم شیش ماه باهم بودیم و یه بار هم بیرون رفته بودیم کم کم فهمیدم خیلی دوسش دارم و وابستش شدم . بعد شیش ماه بابام فهمید و کلا رابطمون کم شد . بعد دو ماه باهاش حرف زدم هرچی میگفتم دوست دارم میگفت من فراموش کردم الان دو هفتس فهمیدم با یکی دیگه که دو سال از خودش بزرگتره دوست شده . خداوکیلی هرجور حساب کردم من ازش سر تر بودم . هی بهش گفتم دوست دارم و عاشقتم و اینا بلاکم کرد .
    واقعا دوسش دارم ولی یه حس بدی هم نسبت بهش دارم
    چه جوری فراموشش کنم ؟ هرجا میرم یه چیزی مربوط بهش پیدا میشه

  608. Mahdiyeh

    عشق واقعی زمانی اتفاق میوفته که هیچ کدوم دچار کمبود محبت نشده باشن
    و در ضمن عشق میتونه این قدرتو به ادما بده که راحت از خیلی چیزا بگذرن و برعکس ینی قادر باشن کارایی که قبلا نمیتونستن انجام بدن رو فاعل باشن. حتی ممکنه ینفر بخاطر عشقش تو تحصیلش پیشرفت کنه
    عشق به شرطی میتونه مفید باشه که هر دوطرف بدونن چجوری باید برخورد کنن اگه هم اگاه نیستن(که هیچ کس آگاه به دنیا نمیاد)همدیگرو به مطالعه در این باره تشویق کنن

    • CR7

      عالی بود، واقعا همینطوره

    • حامد

      منم همین کارو در نظر دارم¥$~✓√

    • REZA

      آره من 15 سالمه از 13 سالگی عاشق یه نفر شدم (البته خودش نمیدونه) درسم که خوب شده کارامو هم با جدیت انجام میدم

  609. مژگان

    سلام من ىه دختر چهارده سالم نميگم عاشق چون هرکسى به مقام عشق نميرسه ولى داداش دامادمون رو دوسش دارم چهارماه پيش از علاقش بهم گفت من از يسال پيش بهش علاقه داشتم خلاصه که الان ارتباط داريم سعى کردم خوب رفتار کنم و عاقلانه برم جلو خانواده هامونم خبر دارن ولى الان واقعا نميدونم چىکارکنم بنظرتون اين رابطه درسته؟

  610. دیاکو

    من از بچگی دختر عموی مامانمو ک همسن من بودو دوست داشتم تا چند وقت پیش ک برای عید خونه پدربزرگم اومده بودن و من اونجا اونو دیدم قلبم ب تپش افتاد. درضمن بگم ک هردو ۱۵سالمونه خلاصه از اون وقت همیشه تو فکر اون بودمو هستم یه ماه پیشم اومدن خونمون ک خیلی با هم شوخی میکردیمو میخندیدم و آخر شب وقتی میخواستن برن خونشون اومد کنارم و گفت بیا باهم دابسمش درست کنیم ک درست کردیمو باهم خیلی خندیدیم وپریروز رفتیم خونشون ک از خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجیدم. رفیتیم اونجا اولش نبود تا بابام گفت پسرم برو ماشینو بیار حیاط و منم رفتم ک ماشینو بیارم بارون هم شدیییید میبارید سوار ماشین شدم ک اونو(عشقم)دیدم ک با دو میدوید خونه منم بوق زدم اومد سوار و گفتم کجابودی گفت پیش دوستم بودم بعد رفتیم یه دور کوچولو زدیم بعد باهم رفتیم خونه پیش بقیه و احساس میکردم ک علاقش بهم زیاد شده و قلبم داشت در میومد خلاصه تا شب گذشت بعد شام رفت دفتر طراحیاشو آوردو بهم نشون داد و منم عاشق دوتا طراحیش شدم ک یکیش یه پسر و یکیش ی دختر بود وگفتم اینا خیلی خوشملن اونم گفت خو بیا اون دختررو ببر یادگاری ولی توروخدا خوب نگه داریش کنی منم پسررو نگه میدارم.
    منم اونو آوردم خونه و چسبوندم وسط اتاقم ک همیشه فکر باشم اونم گفت اومدیم اونجا یه یادگاری میخوام و این حرفش منو تحت تاثیر قرار داد دیگ از اون وقت تا حالا یه لحضه هم نمیتونم از فکرش بیام بیرون. نمیدونم چیکار کنم به نظر شما به مادرم بگم ک دوسش دارم یا ن؟؟؟
    لطفا ج بدید

  611. Asra

    درسته
    فقط میتونم همین رو بگم

    • علی

      بابا لامصبا! از من که گذشت ولی اینهمه دختر پسر ریخته اینجا…… همه اهل بخیه…. همه زخم خورده……. دست همو بگیرین یه سروسامونی به خودتون بدین…خخخخ

  612. Amir

    خب باید بگم که منم تو سن پایین عاشق شدم
    تو سن ۱۳ سالگی عاشق دختری که واقعا از سنش بیشتر می فهمید و واقعا دختر فهمیده ایه
    هر روز بیشتر و بیشتر عاشقش میشم یه جورایی حاضرم کل دنیامو بهش بدم…
    الان ۱۷ سالمه
    چهار ساله دوستیمو هییچ مشکلی نداریم
    اصلا هم از هوس نیست و من واقعا عاشقشم
    امیدوار به دختر یا پسر مورد علاقتون برسید❤

  613. امیر حسین

    سلام
    من از 13 سالگی عاشق یه دختری شدم ولی بهش نگفتم تا 1 سال خلاصه از 14 سالگی بهش گفتم و اونم اولش تردید داشت ولی قبول کرد..اون موقع 12 سالش بود(دختر کاملا فهمیده ای بود و هست البته از این بچه مچه های ساده لوح نیست)
    خلاصه اولش علاقمون کم بود ولی رفته رفته انقدر بهم وابسته شدیم که اصن نگم براتون… تا همین امسال که من نهم بودمو و اون هفتم…برای امتحانات پایان ترم از هم خدافظی کردیم و گفتیم خوب درس بخونیم که حسرت نخوریم بعدها…
    اما اون رفت و دیگه برنگشت…ما تاحالا رو در رو باهم صحبت نکردیم فقط یه بار چشم تو چشم شدیم شانسی اونم تو همین محرم بود ینی 97/6/27 ….3 ماه بود که نحرفیده بودیم وقتی دیدمش دلم همچین لرزید که اصن حد و اندازه نداره…
    من هیچی ازش نخواستم واقعا فقط ازش یه عکس دارم که اونم خانوادگی هست و ی عکس کامل از خودش ندارم…حتی گفت تلگرام نمیریزم خانوادم نمیزارن گفتم باشه..تو جای دیگه در ارتباط بودیم ..جایی که فقط میشد حرف زد و بس
    اما اون گذاشت و رفت…واقعا برام سواله که چرا رفت…چون هیچی ازش نخواسته بودم…
    اینم بگم که معدلش تو همه ی سال 20 بوده و منم نهمم رو با معدل 19 قبول شدم…
    الان دارم اتیش میگیرم و به فکر خودکشی هستم کسی هست کمکم کنه؟

    • محسن

      سلام امیرحسین عزیز
      مطمئناً عشق ارزش ناراحتی و غم رو داره اما زندگی خیلی ارزشمندتر از اینه که بخوای با اولین تجربه شکست عشقی به فکر خودکشی باشی.
      پیشنهاد میکنم برگردی به زندگی عادی ات و از زندگی لذت ببری چراکه خیلی زود دوباره کسی رو خواهی دید که عاشقش میشی و دوباره از عشق لذت خواهی برد.

      • مهدی

        بله عشق ارزش جون ادم رو هم داره

    • یاسمن

      آخی بمیرم برات لیاقتتو نداشته و رفته

    • Mr.xR

      میدونی چیه
      تجربه ات کافی نیست
      یکی بود که منو شیفته خودش کرده بود بعدش گزاشت و رفت ولی من تو اون یک ماهی که منو میشناخت خوب تجربه کسب کردم .
      این تجربه به درد دوستی با یکی دیگه خورد و تا الانم موفق بوده .
      هر چی کمتر به فکرش باشی از ذهنت دورتر میشه به شرطیکه دوباره وسوسه نشی که باهاش چت کنی
      زندگیت ارزشش از اون بیشتره
      یه سرچ بزن و یاد بگیر چجوری باید مخ بزنی بعد برو سراغ یکی دیگه

      اگه هم مخ زدی و نشد عیبی نداره
      بعضیا خودشون نمیخوان
      بعضیا خانوادشون نمیخوان
      بعضیا شرایتش رو ندارن
      بعضیا حسش رو ندارن
      بعضیا میترسن
      بعضیا ….

    • Sahar

      ببخشیدآ اسم دختر خانم چی بود؟

      • امیر جوادی

        فتح الله گولن

    • مصی

      سلام امیر حسین منم تو سن سیزده سالگی عاشق ی پسر شدم خیلی دوست داشتیم عمو ولی یهو اون منو ول کرد رفت هرچی التماس کردم برگرده برنگشت الان ی سال از اون ماجرا میگذره یکی دیگ ک واقعیت عاشقمه اومده سراغم منم دوسش دارم خیلی باهم خوبیم مطمئن باش آدما دوباره تو زندگی شون عاشق میشن شاید بیشتر از عشق قبلی

    • م ب

      خودکشی نکنید ولش کن

    • REZA

      خودکشی؟؟ اصلا بهش فکر نکن.

    • Amin

      در واقع همین جور عشق هاست که نوجوان ها رو ازش منع میکنند. من خودم عاشقم و حست رو درک میکنم و میدونم که دوران سختی رو میگذرونی. ولی باید به صورت جدی به رابطه تون فکر کنی. اگر حتی یک نفرتون هم به ادامه ی رابطه علاقه ای ندارد اصرار فایده ندارد. بهتره مدتی رو صرف این بکنی که آرام آرام فراموشش کنی. هر چند سخت باشه. گاهی احساسات ارزش احساس کردن رو دارند. حتی اگر در مدتی از زمان زجرآور باشند. به زندگی عادیت فکر کن و خودتو توی درست و چیز هایی که دوست داری غرق کن و فرصت فکر کردن به خودت نده. اینجوریه که میتونی فراموشش کنی. امیدوارم عشق واقعی را در فرصت بعدیت بیابی.

  614. کیمیا

    سلام

  615. Narges

    سلام . من یه دختر ۱۴ ساله ام که سه سال عاشق یکی از فامیلای دورمون شدم …. می دونم خیلی عجیبه اون اینقدر زیبا و جذابه که مطمئنم کاری به من نداره و خودش یکی دیگه رو زیر سر داره …با این حال نمی تونم فراموشش کنم چون واقعا عاشقشم ، با اینکه دو ساله اصلا ندیدمش …. پسر خاله ام بهم علاقه داره ولی من اصلا و مدام بهش بی توجهی می کنم …تازگی‌ ها در یک بازی آنلاین با پسری که دو سال از خودم بزرگ تره و در یه شهر دیگر زندگی می کنه آشنا شدم….این طور که به نظر می رسید حال خوشی نداشت ، ینی یکی رو دوست داشته ولی اون نه و ولش کرده ….کلا می گفت از زندگی نا امیده….من اولش عاشقش شدم ولی بعد به خودم اومدم و تونستم بر نفس خودم غلبه کنم …من الان فقط دارم به عنوان یه دوست بش کمک می کنم ….من بهش خیلی رک گفتم عاشقم نشه ولی اون گفت عاشقم شده ..چند روز باهاش عادی تر رفتار کردم و الان احساس می کنم دیگه اینطوری عاشقم نیست….و من فقط به درد دل ها و حرف هاش گوش می دم ، همین…..من به خودم قول دادم تا وقتی که اون عشق اولم رو از یاد نبردم ، عاشق هیچ کس نشم و به هیچ کس هم اجازه عاشقی ندم….من بهش می رسم‌ …..

  616. Squall

    سلام پسر 12 ساله هستم عاشق یکی از دخترای فامیلمون شدم(یعنی از بچگی بودیم) این عشق دوطرفست ولی حالا نمیدونم اینا زود گذره یا واقعا تا بزرگیمون هست اگه کسی میدونه جواب بده.

  617. IBRA

    خیلی هم مطلب چرندی بود هر چی سن ازدواج بره بالا فساد بیشتر به جای کوبیدن تو کله نوجوونا یه کاری براشون بکنید نوشتی میرن معتاد میشن مثلا بزرگسال ها معتاد نمیشن اعتیاد چه ربطی یه عشق داره اخه این همه معتاد هست همشون عاشقن

  618. Surreal

    یک سوال عشق یا هوس ؟ این سوال هم مثل علم یا ثروت است
    من خودم ۱۶ سالمه تا الانم یک بار عاشق نشدم اصلا حسی به اسم عشق ندارم
    شاید از نظر دوستانم من یک سنگ باشم
    اما عشق را در عاشقی و عرفانیت برای افرینندم میبینم :))))))

  619. زینب

    منم تو ۱۵سالگی عشق رو تجربه کردم عشق به یه پسری که اینقدر مغرور بود و با اینکه از من خوشش میومد ولی هیچوقت باهام حرف نزد چند بار اومد که باهام حرف بزنه اما می رفت بدون اینکه من حرفی بهش بزنم فقط نگام میکرد من آدم احساساتی نیستم و خودمو درگیر این چیزا نمی کنم با اینکه خیلی از پسرا بهم شماره دادن و ازم خواستن باهاشون دوست بشم (که نشدم)ولی این آدمو نمی تونم فراموش کنم

    • Amirali

      منم مثله اون پسری که شما گفتید شدم اما مغرور نبودم و علاقه ی زیادی داشتم که روم نشد برم و باهاش صحبت کنم

    • حامد

      ………حرفی ندارم.عالی بود.

  620. amirhossein

    سلام ، عاشق شدن تو این سن بیشتر ار روی ماهواره و این چیزاست یعنی در اصل هوسه
    ولی بعضی ها هم هستند که در دوره نوجوانی اینطور نیستن یکیش من
    مثلا یه پسر ۱۵ ساله یه دختر ۱۴ ساله رو هر روز لب ساحل میدیدمش ( رفته بودیم مسافرت)
    اگر من از روی هوس بهش نگاه میکردم ، چشمم باید دائم به پا و قسمت های شرمگاهیش می بود که خدا شکر عشق من نوع هوسیش نبود ،
    حس میکردم خیلی مهربونه نگاهش خیلی قشنگ بود. ولی الان دیگه پیشم نیست خیلی ناراحتم ، ولی همه میدونیم اینا زود گذر هستن و اگر کسی خیلی فکر و خیالبافی کنه درگیر کار های زشت و جاهلانه میافته و افت تحصیلی پیدا میکنه ، پس بهتره در این سن درستون رو خوب بخونین بزرگتر شدین به این چیزا فکر کنین ، صد در صد اگر درستون رو ادامه ندید زن گیرتون نمیاد اخه خانواده ها به بی سوادا زن نمیدن!!!!!!!!!

    • حامد

      بی سوادی خودش خیلی ضرر داره واسه ادم‌.باید درسو واسه خودش بخونی نه برا پول،باید دوسش داشته باشی…

    • رکسانا

      اولا شرمگاهی کلمه درستی نیست و دوما اگه واقعا عاشقش میشدی میفهمیدی انقد زود نمیتونی خودتو قانع کنی زوده و فقط باید درس بخونی اوکی

    • Amin

      همه ی عشق ها زود گذر نیستند. در واقع معمولا عشقی که خیلی زود اتفاق می افتد زود هم از بین میرود. برای مثال من هم همسن توام. ولی مدت هاست که نمیتونم به کسی که عاشقش شدم فکر نکنم.

    • علی

      تو یه خرخون اسکلی… به همین صراحت

      • Hilda

        شاید الان این چیزا برای شما مهم نباشه چون توی این سن همه ی دخترا احساساتی هستند ولی وقتی رفتی دانشگاه اگه رشته ی درست و حسابی نداشته باشی یا وضعیت مالی خوبی نداشته باشی هیچی اصلا نگاتم نمی کنه البته تا حدودی مطمئنم قبل از اینکه آب از سرت بگذره خودت اینو متوجه می شی

        • Hilda

          بازم اگه اینجور چیزا برات خیلی مهمه چون بیشتریا وقتی ۲۰ سالشون میشه فقط به فکر اینن که چطوری زندگیشونو پیش ببرن

    • ۰۰۰

      شما فکر کنم خیلی بی عقل و احمق هستید و حق ندارید به یک دختر به معنی هوس نگاه کنی. دوم قسمت شرمگاه اصلا قسمت شرم نیست چرا باید یکی از بدنش خجالت بکشه خودت باید از قسمت های بدنت خجالت بکشی حق نداری یک کلمه به دخترا در مورد کلمه ی خودسازت صدا کنی و من مطمئن هستم تو اصلا درس نخوندی و نمی خونی و نگران و پشیمانی کسی که عاشق بشه به عشقش صادق میشه که تو نیستی خداروشکر که اون دخترم از بی عقلی و جاهلی تو پی نبرده و تو داری در مورد خودت خیل باقی میکنی جاهل .و زن ها همیشه با افتخار رو غرور قشنگ درس میخونن بی عقل برو تو به خیالبافی در مورد قسمت های شرمگاه خودت کن و یاد بگیر از خودت کلمه نسازی بی عقل جاهل و اگر یک دختر این نوشتتو ببینه واقعا میفهمه تو بی ادب و بی عقل هستی برو به خودت در مورد قسمت های شرمگاه عزیزت خیال بازی کن

  621. nazanin

    سلام من یک دختر16ساله ام منم دچار همچنین مشکلاتی شدم فکر میکنم توی سن 13سالگی بود که احساس کردم خیلی دوستش دارم اما الان با گذشت سه سال فکر میکنم دیگه احساسم به این شدت نیست من حتی یک بار هم مستقیما باهاش صحبت نکردم چون پسر همسایمون بود اما با گذشت زمان به خاطر رفتارای خودش احساس میکنم ازش متنفرم خلاصه الکی رویا بافی میکردم و فقط وقت خودم را تلف کردم

    • Shiva

      من خودم موندم که عشقی که به اون طرف دارم واقعیه یا نه

نظر خود را بیان کنید