عشق نوجوانی

در همه فرهنگ‌ها کم و بیش عشق نوجوانان انکار می‌شود. معلمان، روان‌شناسان و پدر و مادر‌ها این عشق‌ها را جدی نمی‌گیرند و کمتر در موردش صحبت می‌کنند.

در همه جای دنیا مطالعات روانشناسی روی عشق نوجوانان بسیار کم انجام شده است. گویی نوجوانان دهانشان بوی شیر می‌دهد و آنها را با عشق و عاشقی چه کار! پدر و مادرها دلشان نمی‌خواهد فرزندشان به این زودی‌ها وارد دنیای بزرگ‌ترها و رابطه با جنس مخالف شود.

آنها معمولا معشوق فرزندشان را در شأن او نمی‌بینند و تاییدش نمی‌کنند. اگر هم متوجه احساس عاشقانه فرزندشان بشوند، تلاش می‌کنند آن را انکار کنند یا جلوی هرگونه رابطه‌ای را بگیرند اما این انکار و اجبار خطرناک است و شوق و میل نوجوان را به معشوق بیشتر می‌کند.

از طرف دیگر، عشق برای نوجوانان خطرهای زیادی دارد. آنها هنوز با واقعیت‌های انسانی آشنا نشده‌اند. خیلی زود با یک نگاه عاشق می‌شوند و ساعت‌ها در مورد آن خیالپردازی‌های عاشقانه می‌کنند. عشق نوجوانان معمولا با اضطراب، افسردگی، افت تحصیلی و گاهی اعتیاد و مصرف مواد همراه است.

آنها هنوز پختگی لازم برای حل بحران‌های ارتباطی را ندارند. آسیب‌پذیری دخترها در این مورد بیشتر است. یک رابطه عاشقانه نامناسب در نوجوانی می‌تواند «تغییر شخصیت» ایجاد و مسیر زندگی را به کلی عوض کند.

به دلیل تغییرهایی که در شیوه زندگی پیش آمده است، امروزه نوجوانان بیشتر از گذشته با هم در ارتباط قرار می‌گیرند و احتمال عاشق شدن آنها بیشتر شده است. پدر و مادرها باید این قاطعیت را داشته باشند که از عضویت فرزند نوجوانشان در شبکه‌های دوستیابی جلوگیری کنند.

البته امیدوارم درباره این جمله بدفهمی نشود. «قاطعیت» به هیچ وجه به معنی «اجبار تحکم‌آمیز» و «پرخاشگری» نیست.

برخورد همدلانه و سنجیده پدر و مادرها در عین قاطعیت می‌تواند بسیار کارگشا باشد.

البته گاهی باوجود این نظارت‌ها، نوجوانان عاشق می‌شوند. اینجاست که باید احساسات آنها را جدی بگیریم و با آنها وارد گفت‌وگو شویم.

عبارت‌هایی شبیه «این آدم به درد تو نمی‌خورد»، «شأن تو بالاتر از این است»، «سطح خانواده آنها پایین است»، «بهتر از اینها در انتظار تو است» نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه گسستی که بین پدر و مادر و نوجوان وجود دارد، بیشتر و او را روز به روز از پدر و مادرش دورتر و به جمع همسالانش نزدیک‌تر می‌کند.

باید تمرین کنیم که با متانت و از سر همدلی با آنها در مورد همه چیز از جمله عشق صحبت و آنها را از پیامدهای منفی عشق در زمان نوجوانی آگاه کنیم. به جای اینکه عشق را به کلی انکار و آنها را از هرگونه رابطه‌ای منع کنیم، به آنها بگوییم که حق هر انسانی است که عشق را تجربه کند اما به دلیل پیامدهای آسیب‌رسانی که در نوجوانی دارد، بهتر است آن را کمی به تعویق بیندازیم.

با این رویکرد حتی جسورترین آنها منطقی می‌شوند. وقت آن است که نوجوانان را جدی‌تر بگیریم، احساس‌هایشان را بیشتر به رسمیت بشناسیم و الگو‌های کهن فرزندپروری و نگاه تحکم‌آمیز و از بالا به پایین را دور بریزیم.

به اشتراک بگذارید: پینترست تلگرام تامبلر لینکدین

175 دیدگاه

  1. فاطمه در

    همه ی ما یه روزی ازدواج میکنیم این بهتره که وقتی بزرگ شدی و عاقل شدی و یک خانوم دکتر یا یک آقا مهندس اون موقع عاشق بشی
    ببین یه سوال فکرشو بکن الان بیست سالته یا بیشتر و میخوای زن بگیری یا شوهر کنی روت میشه بگی من فلانی رو‌ قبلا دوست داشتم یا دستش رو گرفتم یا ….. خیلی چیز‌ های بدتر… یا آقا پسری که کلی دوست دختر داری میتونی تحمل کنی که زن واقعیت قبلا با کسی بوده یا دختر خانومی که ول میکردی تو خیابون و هیکلت رو به نمایش میزاری میتونی تحمل کنی که همین اقایی که شده همسرت قبل از این که تو رو در آغوش بگیره یکی دیگه هم تو آغوش گرفته میتونی؟؟
    اصلا من سوالم اینه به چی میرسین با این کارا چیو میخوای ثابت کنی هانننننن؟؟
    من دیگه حرفی ندارم اما بدونیممممم همه یه روزی از این دنیا میرن ما اومدیم تو این دنیا اون دنیا مون رو بسازیم نکه بزنیم خراب کنیم
    به خودمون بیایم فکرشو بکن الان مردی چی تو دستت داری که به خدا بگی منم بنده بودم منم شیعه بودم؟
    ببخشید خیلی حرف زدم

  2. فاطمه در

    من هرچی رد میکنم میبینم اکثر کسانی که نظرتون رو نوشتین سن کمی داریند خیلی غیر قابل تحمله که دختری که ۱۲ سالشه درگیر این نوع چیز ها بشه‌
    من خودمم عاشق یکی هستم اما سعی بر اون دارم که فراموش کنم فراموش و شکر خدا تا جایی هم موفق بودم و الان که فکر میکنم حالم بهتره و بیشتر از زندگی لذت میبرم و الان به تنها چیزی که رسیدم اینه عشق واقعی خداست اینقدر با خدا باش تا غیر خدا را از یاد ببری
    زندگی کن زندگییییی

  3. اميرحيدر در

    من چهارده سالمه راستش عاشق دختر همسايمون شدم اون هم همسن منه اون هيچي راجب من نميدونه حتي نميدونه که من عاشقشم ميخوام که اون همسر آينده من باشه ولي ترس از اين دارم تا قبل از اينکه من به سن تکليف برسم اون با يکي ديگه ازدواج کنه راهنمايي ميخوام که از طريق کسي يا خودم بهش بفهمونم که عاشقشم و يا اگه راه هايي وجود داره به من بگيد.ممنون ميشم بابت لطفتون

  4. شهریار در

    بنده پسری 14 ساله هستم معتقدم عشق پاکترین چیز جهان است ولی تاحال من عاشق نشدم چون دوستی ندارم من عاشق نجوم و فیزیک هستم ولی خیلی علاقه منم که همراهی در زندگی خویش داشته باشم من همیشه تنها بودم توی زندگیم یک بار شجاعت به خرج دادم و این نظر نوشتم که چون تنها هستم میخواهم شریکی پیدا کنم برای خود اگر کسی هست که به بع این دل زخم خورده کمک کند به ایمیلم پیام دهد

    مثل همیشه داستان را با یکی از شعر های خیام تمام میکنم

    گویند مرا که دوزخی باشد مست قولیست خلاف دل در آن نتوان بست گر عاشق و می خواره بدوزخ باشند فردا بینی بهشت همچون کف دست باشد

    حکیم عمر خیام

    به امید کسی که عشق را به من آموخت

  5. سلام بجای اینکه اینجا بگید من تنهامو از این حرفا باهم رل بزنین
    منم پایم پسرم 14 سالمه اهواز زندگی میکنم

  6. سلام من یک دختر پونزده ساله م وهمین مشکل شما ها رو دارم و چهار ساله درگیرم تا به حال بخاطر این موضوع دچار خیلی مشکل شدم و دارم همه ی اطرافیانم رو از خودم دور میکنم چون خیلی پرخاشگر شدم ممنون میشم راهنمایی کنید

  7. عاشق مست دیونه در

    سلام من ۱۵ سالمه عشق یه دختری شدم از اقوام مادرم نمی‌دونم چجوری بهش بفهمونم که عاشقش هستم ؟
    لطفاً شما کمک کنید

  8. سلام ، من ۱۳ سالمه و متاسفانه عاشق یه مرد شدم خیلی عجیبه میدونم ، ولی واقعا عاشقش شدم … اون ۳۸ سالشه و انگلیسی و بازیگر هست ، من میتونم کاملا انگلیسی صحبت کنم و تنها جایی هم که میتونم بهش بگم اینستا اس ، اما من اینستاگرام ندارم ولی مامانم داره … ولی میترسم با گوشی مامانم پیام بدم و اونم جواب بده …چه کنم ؟

  9. امیر حسین در

    سلام من پسرم ۱۵ ساله من عاشق دختر خاله ام شده ام انقدر عاشقش شدم که فقط براش یه روز گریه کردم ولی نمی دونم اون اصلا بهم علاقه داره یا هر وقت که می بینمش فقط نگاهم میکنه و میخنده و تازه حتی با اینکه میدونه من به سن تکلیف رسیدم روسریش رو درمیاره و جلوم راحته حتی می شینم کنارش هیچی نمیگه بنظرتون عاشقم هست یا نه خواهشا جوابم را بدید لطفا

  10. سلام به همه
    من دختر ساده کم رو و کم حرفی ام
    13 سالمه مدرسه تیزهوشان درس میخونمو امسال میرم هشتم
    من اصلا تو فاز عشق و عاشقی نیستم و معتقدم عشقی که میخوام خودش در اینده برام فراهم میشه
    جدیدا پسری که همسایه خونه مادر بزرگمه از طریق پسر دایی هام بهم ابراز علاقه کرده
    چطور ردش کنم
    حس میکنم شوخیه و دارن منو دست میندازن
    ازطرف دیگه حس میکنم اگه بهش جواب ندم نمیتونم آروم شم
    از طرفی اگه واقعی باشه احساس عذاب وجدان دارم
    چون جوری رفتار کردم که احساس زود گذرشو مثل عشق ببینه
    کمکم کنید

  11. سلام
    دختریم 16 ساله الان 6 ساله تنها و تنها عاشق پسر عمم که 5 سال ازم بزرگتره شدم خیلی دوسش دارم خیلی و از حسن که پایدار مطمئنم .
    بلاخره پارسال تونستم خودمو راضی کردم و بهش پیام دادم دوساز یه ماه پیش بهش گفتم جواب نداد. ولی هنوزم دوسش دارم *A* ازش دورم چون یه شهر دیگه هستیم ولی بینهایت دوسش دارم. و پاشم میمونم ⁦❤️⁩

  12. دل شکسته در

    من هم یکی از شماها هستم
    اسم من سما ۱۲ ساله و عاشق پسر عمم حسین ۱۷ ساله شدم
    اون از اول بچگیم باهام بود و من هم از همون اول عاشقش شدم
    هروقت میرم خونه ماددبزرگم غرق چهره مظلومش میشم
    گاهی اوقات یادم میره کجا هستم انگار از یه رویا بیدار شدم
    تمام عکس هاشو ریختم تو گوشیم و هرروز صد دفعه گریه میکنم
    من اون رو خیلی دوست دارم ولی نمیدونم من رو دوست داره یا نه من امیدوارم شما به معشوقتون برسید ولی اگه من نرسم تا آخر عمرم ضربه ای بد میخورم و دیگه با هی کس صحبت نمیکنم
    صددرصد شما هم جای من بودید صحبت نمیکردید

    چون شکست عشقی خیلی بده خیلی

    دیروز باهاش تو واتساپ حرف زدم اون بهم پیام داد فکر کنم میخواد کم کم بگه
    ولی اگه به من بود که من ازش میپرسیدم عاشق شدی
    آه چی بگم
    برام دعا کنید

  13. پرنیا در

    سلام دوستان من پرنیا هستم و عاشق یک پسر شدم که ۱ سال بزرگتر از من هست و ۴ساله که باهم دوستیم.
    من نمیدونم چطور بهش بفهمونم چون میدونم اونم منو دوست داره چون از زیر زبانش کشیدم.حالا باید چجوری بهش بگم که عاشقشم?

  14. سلام
    من 17 سالمه و دو ساله عاشق یه دختری شدم که هم سن خودمه و دوماه از خودم بزرگتره ولی نه ازش شماره ای دارم نه هر روز میبینمش نه چیزی فقط چون تو یه کوچه هستیم شاید ماهی یبار اتفاقی هم رو ببینیم از 3 سالگی تا 7 سالگی بخاطر رفاقت پدر و مادرمون هر روز خونه هم بودیم و خیلی منو دوست داشت و حتی یبار قایمکی دیدم (تو همون سن نه الان) رو کمدش در مورد من نوشته بودو قلب و اینجور چیزا ولی من و خونوادم تو 8 سالگی رفتیم یه شهر دیگه و 5 ساله دوباره برگشتیم به همون شهر حالا نمیدونم هنوز دوستم داره یا نه ولی احساس من بهش در حدیه که یه شب در میون خوابش رو میبینم و خونواده دختره که دوستش دارم اعتمادشون به من خيلی بالاست و مطمئنا اگه برم خواستگاریش به خاطر شناختشون از من نه نمیارن ولی مشکلم مطرح کردنش با خونوادمه
    من رشتم تجربیه و دوست دارم قبل از رفتن به دانشگاه کار رو باهاش تموم کنم و در حد عقد یا نامزدی بدونم که برای خودمه تا تو دانشگاه درگیر عشق الکی که ندونم طرف کیه اصن اصل و نسبش چیه بشم و اگه خدا بخواد میخام تا قبل دانشگاه مطرحش کنم
    تو رو خدا بهم مشورت بدین
    H F

  15. من عاشق یه دختر توی چت شدم. مشکلاتمون متعدده. توی دو تا استان متفاوت زندگی میکنیم. من به روانشناس مراجعه کردم و بعد یک ماه رابطه عاشقانه، الان 38 روزه باهاش چت نکردم. توی این مدت همه متوجه تغییرات من شدن. افسرده شدم. داغونم اصلا یه وضعی. نمیدونم چیکار کنم. اون دختر 14 ساله به قدری فهمیده بود که من فکر میکردم زن 30 ساله ست. دقیق با چیزی که از همسرم میخوام یکیه. نمیدونم چیکار کنم. به بابام بگم و رابطه رو از سر بگیرم. به بابام بگم و فراموشش کنم. به کسی نگم و فراموشش کنم. به کسی نگم و برگردم پیشش. دارم دیوونه میشم. موقع کات کردن بهم گفت دیگه دم از عشق نزن. اخه عشق ما دو طرفه بود. نمیدونم منو میبخشه یا نه. چیکار کنم؟ اسممو اونی نوشتم که توی چت آشناییمون پروفایلم بود. به این امید که شاید ببینه.

  16. امیر مرتضی در

    سلام من 12 سالمه و ۴ سال پیش عاشق هم قرآنیم شدم باورتون نمیشه من اونو 3 ساله نمیبینم ولی هنوز عاشقشم من اونو اتفاقی دوباره تو برنامه تلوزیونی که خودمم توش شرکت کرده بودم دیدم حتی تو کلاس قرآنم نمره هامون همیشه برابر میشد تا وقتی که سنمون رفت بالا من رفتم واحد برادران اون خواهران راستی یه سال ازم بزرگه خواستم فراموشش کنم تو خوابم اومد راهنمایی کنید چجوری وقتی که دیدمش بهش موضوع رو بگم چون گوشی باباشو هک کردم کد ملی شو دارم و از روی اون محل باشگاهشم می دونم راهنمایی کنید

  17. ابوالفضل در

    سلام من ۱۴ سالمه یبار عاشق شدم عاشق یکی از همکلاسی های دختر داییم یبار با دختر داییم اینا رفتیم پارک شب بود یهو دیدم داره با یه پسری دوچرخه سواری میکنه روز بعد تحمل نیاوردم باچند تا از دوستام رفتیم پارک هممون با اون پسره و دوستاش جنگ کردیم بعد که خودم پا رو سینه پسره گزاشتم کوبیدمش زمین بعد به دختره گفتم تو لیاقت منو نداری اگه می داشتی با این احمق ضعیف دوست نمی شدی بعد از یسال دوباره عاشق شدم عاشق یکی دیگه از
    دوستای همون فامیلم ولی نمیدونم چجوری احساسمو بهش بگم دوستام میگن بهش چشمک بزن اما من روم نمیشه بعضی وقت ها وقتی که دختر داییم میگه دوچرختو بده دستم هم خودش دور میزنه هم میده دست اون تازه وقتی میگه دوچرختو بده دستم بعضی موقع ها به حرف هام می خنده لطفا اگه کسی خونش تو شهر اسلام آباد غرب هست جواب بده تا بیام پیشش راهنماییم کنه لطفا بامن حرف بزنین خواهش

  18. به نام خدا
    در تاریخ 98 بود پنج شهریور که خونمون از یه محله دیگه به محله دیگه رفت اولاش گریه و زاری چون دور از دوستام بعدش یه دوست پیدا کردم که زندگیمو از این رو
    به اون رو برد (اون به کنار)
    با پسری تو محل اشنا شدم که عاشقم شد و دوسال از من کوچیکتر دوستی داش
    که خیلی ازش متنفر بودم ولی بر اثر یه حادثه باور نکردنی در تاریخ 98 18بهمن
    عاشق شدم (نمیدونم چجوری ) الان هم اگه میبینمش دلم میلرزه دستام هم خیس عرق میشن اون خیلی منو اذیت می کرد و منم اونو . زندگیم داشت روبه راه میشد تا اینکه به کل فراموش و داغون شدم دخترم 14
    پسر یه بار عاشق میشه برا بار دوم عاشق نیس لاشیه و در نهایت دختره که اسیب میبینه و من هم عاشق لاشی بودم

  19. سلام من ۱۴ سالمه به یه دختر علاقه دارم و هنوز بهش نگفتم …. چطور بگم روم نمیشه بهش بگم یا اینکه به پدر و مادرم بگم اونا بگن « نمیدونم چیکار کنم »

  20. یه ایرانی در

    عشق تو این دوران طبیعیه هیچ مشکلی هم نداره فقط نباس از چارچوب دین بزنه بیرون اگه واقعا علاقه دارین به والدینتون بفهمونید تا برا خواستگاری استین بالا بزنن اتفاقا ازدواج تو سن پایین و تا 20 سال میتونه عالی و پایدار باشه از فقر هم نترسین خدا خودش روزی تونو میده اینم بگم این نظر من رو همیشه نمیشه تو هر شرایطی بیان کرد فقط در حد راهنمایی بود یا حق

  21. سلام من یه دختر 17 سالم. من خودمم عاشق یه نفرم.ولی برادر من خواهر من این چیزی که شما تو اکثر نظرات گفتین عشق نیست. هوسه. واسه پولش. قیافه اش، هیکلشو.. اینا عشق نیست. باید عاشق شخصیت یه نفر باشین نه این چیزا. و یکی از دلایل این احساسات اکثریتتون همون به قول معروف دختر ندیدگی یا پسر ندیدگیه.بزارین تو جمع جنس مخالفت تون قرار بگیرین و با خیلی هاشون در ارتباط باشین(منظورم از ارتباط، ارتباط درسی و..) و بعدش عاشق بشین.

  22. بی زحمت این طومار منو بخون. شاید یه پندی گرفتی.
    هرکی گفته نوجوونا نمیتونن عاشق بشن، چرت گفته! عشق نوجوونی از عشق تمام سنین قوی تره. من الآن 15 سالمه و یه بار برای همیشه به طرز عجیبی عاشق شدم و عشقمون هم دوطرفه بود. اما بعدش فهمیدم که اون خیلی تنوع طلبه و دوس داره هر روز با یکی باشه. اون موقع بود که یه ضربه‌ی روحی خوردم که به مدت یه سال طول کشید. از همون موقع دیگه یه آدم دیگه شدم! چشام باز شد. همه‌ی اطرافیانمو یه جور دیگه میبینم. از هیچ چیزی لذت نمیبرم. احساس می‌کنم 40 سالمه. همه میگن بیشتر از سنت میفهمی. اما نمیدونن که چه حالی دارم. دلم نمی‌خواست اینجوری باشم…
    میخوای بدونی کی لیاقت معشوقه بودنو داره؟ میخوای بدونی باید کی رو انتخاب کنی که مثل من نشی؟. پس گوش کن:
    [[[{{{(((اگه میدونی که ممکنه نظرش راجع به تو عوض بشه، یا اگه یکی رو بهتر از تو دید، تو رو فراموش کنه، یا فِک میکنی که تو عاشقشی اما اون به تو به چشم یه دوست پسر واسه در اومدن از تنهایی نگاه می‌کنه، اونو لایق این احساس مقدس ندون.)))}}}]]]
    معشوق_کسیه_که_متعهد_باشه.
    یعنی تغییر ذاعقه نده.

  23. ŊZ | ZªhęĐ در

    سلام
    من که این مطلب رو خوندم _نتیجه_مسخره ست
    ولی شما ها چه تونه یکی تو خواب عاشق میشه _ یکی تو زبان _ یکی با دوچرخه _ یکی با نگاه کردن ‌‌

    اگه واقعا می‌خواین معنی عشقو بدونین باید دل شکستن . بغض کردن . اشک ریختن رو یاد بگیرین .

    کوهی که چند بار فتح بشه دیگه کوه نمیشه تفریح گاه عمومی میشه پس مواضب دلتون باشید . به هر کی رسیدید دل باخته نشید .

  24. حالا شما هم کم سن و سالین…
    آگه یک شکست عشقی خوردین دلیل نمیشه که خودکشی کنین!!
    من به شخصه هییییییچچچچچ اعتقادی به عشق در نگاه اول ندارم…
    چون من تا طرف رو نشناسم امکان نداره ازش خوشم بیاد
    یادتون باشه اگه عاشق یک شخصی میبودین هیچ وقت عاشق شخص دیگه ای نمیشدین!
    اگه شدین عشقتون نسبت به شخص اول الکی بوده…

  25. ببینین…تو سن نوجوانی این احساس ها همیشه هستن…فکر میکنین این احساس کوچک عشقه!
    اما نه!
    وقتی بزرگ میشین به گذشته خودتون میخندین!
    این حس زود گذره
    من خودم با این که سنم کمه اما کاملا بالغم و سن عقلیم تقریبا اندازه یک فرد 30 ساله هست…یکم اذیت میشم چون وقتی به حرف های دوستام یا حتی دبیرستانی های مدرسمون گوش میدم…خندم میگیره!
    تو ذهنتون کلی خیالپردازی میکنین
    در مورد ازدواج،یا هر چیز دیگه ای
    اما
    وقتی بزرگ میشین میفهمین که آون احساس ها واقعا زودگذر بودن!
    من خودم تجربه دارم که میگم
    خواسته من از شما این هست که وارد فضای مجازی نشین…نه اینکه نشین ها
    خودتون رو درگیرش نکنید!
    خیلی چیز ها تو دنیای واقعی وجود دارن که میتونید از اونا لذت ببرین!
    مردم قاطی کردن…آدم خوب کم پیدا میشه
    پس زود به کسی اعتماد نکنید
    عشق خیلی لذت بخشه
    عشقی رو پیدا کنین که شمارو در خودش غرق کنه…اما بتونید نفس بکشید!
    به موقش…به موقش همه چیز رو تجربه میکنید
    عشق…حس مادری یا پدری…شادی و غم و…
    زندگی از غم و شادی کنار هم تشکیل شده!
    نمیشه یکیش رو دور انداخت!
    برای بزرگ شدن…برای عاقل شدن و برای درخشیدن باید غم رو تجربه کنید..
    به نظر من قلبتون رو دنبال کنین ولی احمق نباشین!!
    موفق باشین:)

  26. سلام من بهارم و ۱۲ سالمه ۴ ساله که عاشق یه پسر بزرگتر از خودم ابولفضل شدم نمیدونم چیکار کنم حس میکنم اونم منو دوست داره من با ابلفضل تو پارک محلمون اشنا شدم و علاقه ی زیادی بهش دارم

  27. سلام من پسرم 13 سالمه قبلا اینجوری شده بودم اما الان دوسال یا واسه آخرین باری که اینجوری دچار احساسات شده بودم یه 9ماهی میگذره الان فهمیدم که اشتباه میکردمو الانم تا وقتی که واقعا اون کسی تو تصوراتمه رو پیدا نکنم فقط باید دنبال دوست پیدا کردن و خوش گذرونی با دوستام (که البته فقط 2تا هم هستن) باشم و شخصیتمو پیدا کنم راستی من آدم تنها و درونگرا و خیلی احساساتی هستم بخاطر همینم همیشه اولین کسی باهاش دردودل میکنم خودمم سره همینم هست که دوستام کم هستند ولی خب زیاد آزادی هم ندارم اما از هر شرایط و حالی برای خوش گذرونی و خاطره یازی استفاده میکنم ولی تو زمان های دیگع فقط یه پسر دپ و عصبیم که همشم تو خونست و با آهنگ های وانتونز همش به خودش نگاه میکنه…

  28. من یدونه پاسخ خوندم توسط مریم عزیز واقعا عالی بود اول آدم باید بسنجه واقعا ممنون مریم جان به من روحیه دادی واقعا من اگه خودمو با طرف مقابل بسنجم من از اون بالا ترم خداروشکر وضیعتم موقیتم درس خوندنم واقعا ممنون maryamجان واقعا دیگه نمیدونم این نوشتم ببینی یا نه واقعا عالی بود نمیدونم چطور لذت بردم از نوشتنت هر کلمت از کلمه ی دیگه زیباتر و با مفهوم تر واقعاممنو موفق باشی مطمئن هستم در آینده موفق میشی و همیشه بهترین هارو انتخاب میکنی واقعااااااااااا ممنون

    • کاش نشم میخوام یادم بره دیگه فهمیدم تو این سن همین چیزا طبیعی هست و فایده ای دیدم نداره فقط ضرر این باعث شد از کل پسرا نفرت دار بشم واقعا نفرت دارم که این کارارو میکنن که هوس یک لحظه شون حذف نشه واقعا میگم تو دنیایی که دیگه میخوایم بعد از ۲۰ سالگی وارد بشیم میفهمیم که عشق بی معنی هست من خودم اعتقاد نداشتم ولی ای کاش سال قبل از زندیگیم حذف می‌شد کلا چون فقط از تیر تا مرداد کلا همینطور به من نگاه می‌گیرد منم تو کوچه بودم و با دوستام صحبت میکردم و حتما خیلی بی عقل بودم که به دامش افتادم من واقعا از این سایت ممنونم که توی این نوشته و مطالبش خیلی به دردم خورد و آروم شدم و نتیچه گرفتم هیچ فایده ای به من نمیرسه و فقط و فقط منو افسرده و بی حال میکنه که به من ضرر میرسونه واقعا از این سایت و پاسخ دهنده ها ممنونم و سعی میکنم کلا و یا اصلا عاشق نشم منم میگم برا منم حتما هوس گذری بود برا همه هم چون تو این سال همه خسته میشن واقعا ممنون

    • zahra-حانا در

      اهكي……چي داري ميگي؟؟؟؟من خودم عاشقممممممممم…..
      يه پسر كه اونم دوسم داره،اما الان واقعا مغزم گريپاش كرده و نميدونم اگه پيشنهاد
      دوستي داد رد كنم يا قبول؟؟؟
      چون خونوادم خيليييييييي حواسشون بم
      هس!!!!!
      من همون حانا بدبختم!!!!!!!
      اينم واسه شوخي نوشتم…

  29. میدونم که باید این پدر و مادر ها بخوانند و واقعیت خیلی آشکار هست یعنی دختر ها زیاد آسیب پذیر هستند چرا چون احساسات آنها خیلی خیلی قابلیت شکستن در این سن داره و من خودم هم همینم و خیلی زود تر تو همچی ناراحت میشم مثل ۸ سالگیم نیست و وقتی میرم بیرون پسر ها نگاهم میکنه و خودم هم اذیت میکنم می خوکام زندانی شم تو خونه و وقتی پسر ها زیاد نگاهم میکنن منم یک حسی پیدا میکنم و دعا میکنم زمین باز شه برم نوش گریه کنم نمیدونم چرا اینطورمی هستم خیلی فعالیت دارم تو بیرون و از سنم متنفرم واقعا این سنم خیلی اذیتم میکنه یعنی نه بچه هستم نه بزرگ و عشق هم تو این سن تاثیر زیادی میزاره برام من مطمئن هستم که کمی افسرده شدم واقعا میگم چون ببینید چند ماه هست تو خونه نشستیم ۶ ماه تو خونه هستم خوب تو این سال و سن من حتما افسرده میشم و مادر و پدرم اصلا درکم نمی کنن اصلا انگار اصلا تو سنم نبودن خیلی زود ناراحت میشم خیلی زود و احساساتی میشم زندگیم خوبه راحتم و راضیم ولی این حالتم خودم رو راضی نمیکنه چون واقعا ناراضی لطفا کمکم کنید

  30. بابا شما ديگه اخرشيد.الان مملكت درگير كروناس و شمام اين جور كه من خوندم
    به عشقتون نميرسين يا به درد نميخوره
    اينجا پر دختر پسره.خب لعنتي هاااااااااا
    باهم رل بزنين
    من خودم پايم

    • والاه نمیدونم که هرجا که تو بیرون بریم میگن کرونا هست منم نمیدونم شاید افسرده شدم که به فکرشم نمی دونم که خداروشکر که درسم خیلی خوبه تو بیرون فعالیت هایی دارم به چیزی که نیاز دارم خانوادم فراهم میکنن هیچ مشکلی ندارم اصلا هنوز توی اول سال همین ماه مهر ۹۸ وقتی با ماشین میومدم خونه یکهویی هیچ حواس هم نداشتم با دوچرخه اومد از کنارم رد شد دوستشم منو شناخت و به خودم گفته بودن که اون تورو دوست داره منم دیگه گفتم این مسخره بازی چیه دیگه اصلا و اصلا همدیگر رو از تابستون تا ماه مهر ندیدم و تا الان ندیدیم اصلا نمیدونم که چی کنم و هیچ حرفی ندارم

  31. سلام من ۱۵ سالمه و سال پیش ۲ تا پسر عاشقم شدن و یکیش رو من دوست داشتم نه حد دیوانگی بلکه کمی بهش علاقه داشتم و پسر دومی که از من خیلی و خیلی خوشش میومد رو رد کردم و الانم هر روز به فکر دیدن پسر اول هستم یک حسی دارم که تا الان حس نکردم و من خیلی خجالتی هستم یعنی تو بیرون پسری ببینم که هم سن منه یا کمی بزرگ‌تره زود به زمین نگاه میکنم و اصلا سیستم بدنم تغیر می کنه اولحظه .یعنی به هر جا میرم می خواهم اونو ببینم نمیدونم این چرا اتفاق افتاده خواهش میکنم کمکم کنین

  32. سلام ۱۳ سالمه عاشقم ، عاشق یه پسر سر به زیر ۱۸ ساله اون میشه بردار زن داداشم الان یک سالی هس داداشم با زنداداشم ازدواج کرده اون دو تا عاشق بودم من از حسم مطمئنم و میدونم عاشقشم اون سر به زیر و مومنه به د‌وستم گفتم بهش پیام بده و فهمید ک من بهش همیچن حسی دارم و به زنداداشم گف اون ادم منطقی هس و درکم میکنه اون میگه ک انی حسا توی دوره ی نوجوونی زود گذرن و وقتی بزرگ شی تموم میشن و بهشون میخندی من حرفشو قبول ندارم و میدونم حسم ادامه داره از زنداداشم پرسیدم ک حسش نسبت بهم چیه گف هیچکسو دوس نداره و بعدش من نمیدونم حسم نفرت بود در ظاهر به همه میگم دوسش ندارم ازش متنفرم ولی واقعا در باطن عاشقشم ، وقتی همو توی مهمونیا میبینیم متوجع نکاهاش میشم و هر وق نگام میکنه چش تو چش میشیم خودم ازتباط چشمیمون رو قطع میکنم ولی خب اون سر به زیره و هیچوق به کسی نگاه نمیکنه ولی بع من میکنه . ممکنه اون حسی داشته باشه و به خاطر خجالتیس یا هر چیز دیگه ای به خواهرش اشتباه کفته باشه ؟ اون متوجه عشقی ک بهش دارم هست؟من حسم چطوری باشه؟ چطوری باهاش رفتار کنم؟

  33. عشق والیبال در

    من یک چیز دیگه هم میخوام بگم
    من کلاس زبان میرم و یک پسر اونجا هست بعضی وقت ها میبینم بهم نگاه می‌کنه و احساس میکنم یه جورایی ازم خوشش میاد و تو مدرسمون هم یکی از دوست هام با من میاد کلاس زبان و هی به من میگه تو عاشق اون شدی اما من واقعا عاشقش نشدم و حرصم هم ازش در میاد لطفا راهنمایی کنید

    • دقيقا منم اين مشكلو داشتم و دارم.يه پسر تو كلاس زبان مون هست كه متوجه شدم اين اواخر همش چشمش به منه.منم خوانواده مذهبي دارم.درسته مادرم چادري و پدرم حاجي ولي خودم زياد حجاب ندارم.آزادي هم دارم.سيم كارت خودم و گوشي خودم كه مدلش آيفنه.من اصلا اعتقادي به عشق نداشتم اما اون همش چشمش به منبود تا يه شب اومد تو خوابم.
      شايد احمقانه باشه ولي بيدار كه شدم حس كردم واقعا عاشقشم.آه ه ه…….بعد اون همش به اميد اون ميرفتم كلاس.وقتي ميديدمش چشمم غرق ميشد تو چشمش و روزبه روزم بدتر ميشد اين علاقه تا كرونا مارو جدا كرد و كلاسا بسته شد.الان من دوسش دارم ولي نميدونم اون دوسم داره يا نه؟؟؟؟ميشه خواهش كنم راهنماييم كنيد.
      واقعا تو اوضاع روحي بدي هستم،لطفااااااااااااااااااا

      • البته اينم بگم كه من ١٥سالمه اونم شايد دو يا سه سال يا اصلا يه سال ازم بزرگتر باشه.من چهره زيبايي هم دارم.يه سوال ديگه به نظرتون بعد از چند ماه هنوز بهم فكر ميكنع؟؟؟؟؟please help meeeeeeeeeeeee

      • مرتضی در

        عزیزم خودتو رنج نده ظربه میخوری از کجا میدونی اون‌ پسر تورو به خاطر استفاده کردن نمیخواد

  34. عشق والیبال در

    سلام من یازده سالمه و اصلا دوست ندارم عاشق بشم همش هی یه حسی بهم میگه که فلانی ازت خوشش اومده و من واقعا نمی‌دونم چیکار دارم لطفا راهنماییم کنین من خودم میتونم جولوی پسرا وایستم فقط بهم بگین چجوری

  35. سلام من 15 سالمه و یه مدته که از یه دختری خوشم میاد
    من حدود سه سالو نیمیه میرم کلاس موسیقی و یه دختری هم هس که حدود دو سالیه که میاد کلاس
    راستش یه مدتیه یه حس بیشتری بهش دارم و خیلی ازش خوشم میاد
    هم خیلی بامزه و خوش طبعه هم پر غرور و جدیو سخت کوش
    وقتی لبخندشو می بینم حس خیلی خبی می گرم
    وقتی استاد ازم می خواد که یکم کلاسو دیر ترک کنم و با اون دختر ساز بزنم انگار دنیاهارو بهم میدم
    نمی دونم اونم از من خوشش میاد یا نه ولی دوست دارم بدونم
    می خوام بهش حسمو بگم ولی نمی دونم چجوری چون نمی تونم باهاش تنها باشم فقط بعضی وقتا شانسی تو آسانسور می بینش ولی اکثر اوقات تو جمع باهاشم
    فکر نمی کنم اگه اونم به من همچین حسی داشته باشه حتی بگه چون شاید غرورش نذاره و چون من پسزم منتظر باشهمن اول بگم
    سعی می کنم بهش نزدیک بشم ولی نمی تونم تو جمع خیلی باهاش صمیمی شم وبهش حسمو بگم
    توفضای مجازی هم نمیتونم چون فقط آیدی تلگرام مامانشو دارم خودشم گوشی نداره فعلا چون خیلی درس خونه
    به نظزتون چطور می تونم باهاش تنها باشم وچطور بگم؟

    و اینم بگم من فعلا به ازدواج و اینا فکر نمی کنم چون فکر میکنم فعلا برام زوده که به ازدواج فکر کنم ومی خاوم از حس اونم مطمئن شم

  36. یک آدم در

    سلام دوستان من اولش همه‌ی پسر های جهان متنفر بودم چون فکر میکردم یک مشت احمق نژاد پرست به درد نخورند. اما الان دارم سعی میکنم طرز فکر م را عوض کنه اما واقعیت این که من هرچه بزرگتر میشم احساساتم کمتر میشه به همه دوستان هام هم میگه عشق در چهارده پانزده سالگی نمیتونه اتفاق بیوفته اصلا عشق وجود ندارد یک دروغ بزرگ که همه باورش کردند در واقع یک نوع حوس ارادیه که باعث بالا و پایین بردن هورمون ها میشه همین و بس
    و چیزی که وجود داره و غیر ارادی و قدرتمند و حتی اینقدر بویه که تو حاضری از همه چیت ازش بگذری دوست داشتن نه عشق
    دوست داشتن یعنی تو حاضر بمیری و لی کسی که دوسش داری خوش حال باشه
    اما عشق فقط یک نیاز مهدی
    دوست داشتن در روحه
    ولی عشق یک گرایش جنسی است
    و دوست داشتن واقعی زمانی میتواند اتفاق بیفتد که احساسات و شخصیت یک فرد کامل شده باشه
    واین را من به هر می میگم که توهم زدی حرفم را قبول نمیکنه
    یعنی شما الان باید برید به فکر این باشید که چه طوری قرص نعنا نوشابه را قاطی کنید که بهترشه
    ول کن خودت را از غم دنیا فارغ کن

  37. سلام پسرم 14 ساله
    فکر میکنم از 11 سالگی عاشق دختری هستم که اسمش کیانا ست راستش اون توی یه شهر دیگه ای هست و ما هم یه شهر دیگه ولی نه خیلی دور البته همسایه عموم هست برا همین من اولا که عاشقش شدم (راستش خودمم نمیدونم چطوری) خیلی دختر های دیگه بودن و من عاشق اون شدم اوایل که دوستش داشتم و زیاد بهش فکر نمیکردم و وابستش نبودم ولی تازگیا که چند روز پیش رفتم خونه عموم خیلی وابستش شدم جوری که برگشتیم همش به فکرشم و دلم یه جوریه یه حسی که برام آشنا نیست همش استرس دارم بهش نرسم و خودشم حتی نمیدونه منم خجالتی هستم و نمیتونم بگم البته دختر عموم باهاش دوسته و میتونه بهش بگه ولی راستش میترسم که این حس زودگذر باشه میخواستم فعلا با هم دوست باشیم بیشتر اشنا بشیم(عادی) تا بعدا که بزرگ تر شدیم و واقعا هم نمیتونم صبر کنم حالا بنظرتون بهش بگم چه حسی بهش دارم یا نه؟؟ لطفا کمکم کنین

  38. سلام من یه پسر ۱۵ ساله ام و عاشق یه دختری شدم که ۱ سال ازم کوچیکتره و واقعا عاشق هم هستیم!
    ولی با این مطالبی که شما نوشتید من دچار شک و تردید شدم که تو این سن چه برخوردی منطقیه برای هردومون.
    ول کردن همدیگه یا پایدار بودن عاشقی مون
    من واقعا نمیتونم ولش کنم ممکنه دچار افسردگی شدیدی بشم کسی میتونه راهنماییم کنه؟

    • آقا مهدي خواهش ميكنم بگيد كه كجا باهاش آشنا شديد و از كجا ميدونيد عاشقتونه؟لطفااااااااااااااا جواب بديد خواهشا و اول حرفتون بگيد با منيد

    • ولش کن بره میبینی که افسرده شدی ولش کن بره منم شدم ولش کردم رفت هیچی از خودت مهم‌ترین نیست تو این دنیا اول خودتو نظر بگیر بعدا….

  39. با سلام من 13 سالمه از یه بازی brawl stars عاشق یه دختر شدم نمیشناختمش عکس رو ندیده بودم ولی عاشقش بودم ولی اون اصلا منو دوست نداشت بهم میگفت ازت متنفرم دیگه باهات کاری ندارم حرفی هم ندارم بعد تا یک روز فهمیدم

    که چکن من مجازی هستم منو دوست نداره من خوب بهش میگفتم که من واقعی میشم کم کم اما هنوزم منو دوست نداره به نظر شما چه جوری ازش شماره بگیرم تا عکسشو ببینم ؟اصلا دلیل عاشق شدن من چیه؟ من براش میمیرم ! و اما یه سوال من که ندیدمش

    چه جوری عاشقش شدم یا حتی براش میمیرم دلیلش چییه اخه ؟؟؟؟؟ لطفا اگه کسی میتونه بهم کمک کنه

  40. سلام
    پسرم ۱۵ ساله توی محرم سال۹۸ با یک نگاه عاشق شدم دیوونه شدم دیگه چن نفرو فرستادم ک باهاش صحبت کنن روز بعدش خودم رفتم باهاش صحبت کردم چون واقعا عاشقش شده بودم خودش گوشی نداشت با گوشی پدرش میومد اما حیلی زود پدر و مادرم فهمیدن و به مامان باباش گفتن اونا هم گوشیو گرفتن ازش منم دوماهی میشد ک گوشیم جمع بود الان هشت ماه میگذره از اون قضیه و من هنوز خیلی عاشقم الان دارم دیوونه میشم اون توی شهری دیگس ۲۰۰کیلومتر باهم دور هستیم ولی خونشون دوکوچه اونورتر از خونه مادربزرگمه الان نمیدونم چیکار کنم به هر دری هم زدم تا دوباره ببینمش حتی الان دارم شماره باباشو پیدا میکنم ک ی اشنایی ک دختر هست به بهش زنگ بزنه و با عشقم صحبت کنه …
    الان من نمیدونم برم به کی بگم ک من این دخترو میخوام ….من باید به یک بزرگتر بگم که بره با بابای عشقم صحبت کنه که چند سال دیگه باهاش ازدواج کنم تورو خدا کمکم کنید

  41. شهرنوش در

    سلامم من شهرنوشم ۱۵ سالمه و الان ۱ ساله با فردیم ک دیوونه وارر عاشقشم
    خواستم بگم منو اون خیلی مشکلات داشتیم خیلی از هم ضربه خوردیم خیلی سختیا کشیدیم ولی بازم کناره هم موندیم همرو تحمل کردیمو هنوزم باهم هستیمو خواهیم موند من تمامه نظراتو خوندم ولی اون چیزی ک دوست داشتمو ندیدم خواستم خودم بگم عاشق بشین:)
    قشنگ ترین حسه دنیا 🙂 آدمه مناسبیو برای خودتون انتخاب کنین و کله عشقتونو پاش بزارین اگه ما موفق بود مطمئن باش اشتباهه خودت بوده ک ادمع مناسبیو انتخاب نکردی پس این اشتباهو ننداز گردن عشق چون اگه واقعی باشه واقعا قشنگه:)

  42. ناشناس در

    سلام من یه دختر14 ساله هستم دو ساله عاشق پسر خالم شدم نمیدونم اونم منو دوس داره یا نه ولی بعضی وقتا بهم زل میزنه خیلی کم پیش میاد هر وقتم میاد خونمون همش به یه بهونه ای دست منو لمس میکنه یا دستشو میزاره رو دستم نمی دونم اینا دلیل عاشقی میشه یا نه… من خانوادم مذهبی ان اگه بفهمن حتمن دارم میزنن …اون با من خیلی مهربونه ولی روم نمیشه بهش بگم اگه یه روز بفهمه که من دوسش دارم دیگه روم نمیشه تو روش نگا کنم میخوام بفهمونم بهش یه بار با یه اکانت فیک رفتم بهش گفتم تو عاشق هیچ دختری هستی اونم گفت اره
    اگه میشه کمکم کنین که بهش بفهمونم یا کمکم کنید روم بشه بهش بگم

    • عزيزم تو بايد اول ميپرسيدي كيه؟؟شايد تو بوده منظورشاگه منظورش تو نبود بهش بگو كه كي هستي و دوسش داري.تو اين رابطه ها بايد رك بود.يا حرفتو بزن يا……
      فراموشش كن

  43. دوستان من همون مهسام که گفتم عاشقه پسر خالم هستم و دوسش دارم لطفا کمکم کنید و با اسم بنویسید که بفهمم با من هستید…

  44. سلام. من ی مدت تو اینستا با یکی عاشنا شدم و واقعا هم ازین دخترایی نیستم که عاشق بشن یا بگن وای چ خوبه طرف و اینا و مث رفیقم بود برام که بعد ی مدت مامانم فهمید یهو و اومد مدرسه بعد از اون دیگه خودمم تمایل به اینستا و تلگرام نداشتم و چند ماه نرفتم سرشون تا اینکه با یکی از دوستای دیگم که از قبل میشناختمو حرف میزدیم نزدیکتر شدم تو اینستا که مامانم چند روز پیش فهمید و الان نمیدونم چیکار کنم که مامانم انقد شک نداشته باشه و کنترل نکنه همه چیو من حتی مامانمو فالو نمیکردم و پیجمو نداشت نمیدونم چطوری فهمید ! واقعا مزخرفه که دوست معمولی داشتن انقد تو جامعه ما بد بنظر میاد و مامانمم منو کنترل میکنه

  45. من نمیگم عاشقم…ولی میگم به یکی چهار پنج ساله علاقه دارم و اینکه تا الآن بهش نگفتم بابت اینه که ۱_ از احساسم مطمعن بشم
    ۲_جوانب کارهایی که باید بشه در نظر بگیرم
    ۳_زمان مناسب فرا برسه و کنکور من تمام بشه
    ۴_از شخصیت طرف مقابلم و خصوصیات فکریش مطلع بشم و تفاهم ها و اختلاف هایی که وجود داره
    ۵_اطمینان از علاقه طرف مقابل به خودم یا حداقل توجه کردن
    ۶_بررسی ویژگی های هر دو طرف
    ۷_تامل و فکر کردن درباره این رابطه
    و خیلی چیزای دیگه…به نظرم خانواده ها باید بیشتر حواسشون به فرزندانشان و احساساتشون باشه و اینکه به اونا احترام بزارن…من خودم موندم چطوری به طرف مقابلم ابراز علاقه کنم اما منتظرم زمانش برسه…
    یه توصیه به همه شما ها دارم…اول اینکه سن ۱۶ رو رد کنین بعد تصمیم بگیرین دوم اینکه قشنگ فکر کنین درباره همه جوانب رابطه تون و احساسی تصمیم نگیرید سوم اینکه از خصوصیات و معایب طرف مقابل مطلع بشین چهارم اینکه این علاقه نباید به درستون لطمه بزنه چون چه بخواین چه نخواهیم تو این وضعیت اقتصادی باید یه گارانتی داشته باشین پنجم اینکه با عقل تصمیم بگیرین شیشم اینکه ارتباط با خدا فراموش نشه فکر نکنین از اون مذهبیان یا اینکه هر روز نماز جماعتم و چمیدونم ریش میزارم نخیرم منظورم اینه که سعی کنین به خدا توکل کنین نماز فقط و فقط برای اینه که آرامش بگیرین همین تمام و اینکه حواستون باشه این احساس ممکنه کل زندگی شمارو تحت تاثیر قرار بده… گرچه که من فقط ۱۸ سالمه اما هنوز منتظرم…متاسفانه. در سال فقط هم میتونم اون رو یک بار یا حداکثر دوبار ببینم چون من شمالم و اون تهران و اینکه وضع مالی ما متوسطه ولی اونا خیلی خیلی خوب…اینه که منو نگران میکنه

  46. عاشق پیشه در

    سلام من ۱۲ سال دارم عاشق دختر داییم شدم یه روز که اومدم بش بگم اون به من گفت گوشیشرو براش ببرم وقتی داشتم میبردم یه پیام از طرف یه پسر اومد اولش فکر کردم مزاحمه ولی بعد فهمیدم خونش نزدیک خونه ی ماست و دوستِ دوستمه رفتیم پیشش یکم یه فضا گرم شد ازش پرسیدم عاشق شدی گفت بله گفتم کیه و بعد مشخصات دختر داییم رو داد اول خواستم عصبانی بشم ولی پشیمون شدم الان میخوام با دختر داییم حرف بزنم ولی نمیتونم چون اگر بفهمم احساسمون دو طرفه نیست ولش کنم و فقط به چشم فامیل نگاه کنم ولی میدونم چجوری بگم لطفا راهنمایی کنید

    • شهرنوش در

      اشتباه نکن بعضی از تجربه ها اگه دیر تجربه شه تبدیل به حسرت میشه:)

  47. الیاس در

    سلام من 12 سالمه بقل مدرسمون مدرسه دخترونس پارسال ی روز که داشتم از مدرسه میومدم ی دختر و دیدم ی دفعه حس کردم ی جوری شدم بعد از اون همش بعد از مدرسه میرفتم دنبالش که خونشو پیدا کنم ولی نشد امسال رفته ی مدرسه دیگه ولی از داداشش پرسیدم مدرسش کجاست بنظرتون برم جلو مدرسش؟

  48. سلام من ۱۳ سالمه تا حالا هم عاشق کسی نشدم چون هیچ وقت ذهنیت خوبی از پسرا نداشتم.
    من هر روز تو مدرسه می شنوم پسرایی که دخترا رو ول می کنن و بعد از مدرسه فقط کافیه یه روز تنها برم خونه تا همش متلک های بی ادبی پسرا رو بشنوم
    یا هر کی تلگرام هم بیاد بهم پیام بده
    همش چرت و پرت میگه و میگه عاشقتم و بسان
    یا اصلا حرفای بی ادبی میزنن
    بعضیا با اینکه پروفایلم نشون می ده که من دختر نوجوونم پسرای ۱۸ ساله مزاحم میشن
    چطور میشه عاشق یکی از شما ها شد؟؟؟
    من حتی از روی ترس بجای اینکه از کوچه ی اصلی
    برم چون ته خیابون مدرسه پسرونس
    از کوچه پشتی میرم خونمون
    ممنون میشم جواب بدین

  49. منم از ۱۳ سالگی عاشق دختر عموم شدم(الان ۱۵ سالمه) خودشم نمی دونه جای سمتش اینجاست که حدوداً ۶ ماهه ندیدمش هر شب قبل خواب بهش فکر می کنم من واقعا عاشقشم.خانوادمم خیلی منطقی اند و درک می کنند ولی با این حال می پرسم بهشون بگم

  50. سلام دوستان من ۲۰ سالمه یه دختره ۱۵ ساله عاشقم شده اما اون جنوب کشوره من غرب بعدشم من ازون خوشم میاد اما بهش علاقه ای ندارم به نظرتون چی کار کنم دلش نشکنه؟راهنمایی کنید لطفا….‌!!؟

  51. عشق…بنظرم چیز مسخره ایه…وقتی 12 سالم بود عاشق دختری شدم که بعد چند ماه متوجه شدم سرطان داره و رفت
    بعدش…وقتی 13 سالم شد…بعد اونهمه افسردگی و قرص های یواشکی که خوردم
    عاشق کسی شدم که بعد دو سال حتی بیشتر از قبل دوستش دارم
    امروز هم روز تولدشه
    و بهش قول دادم که از امروز به بعد دیگه ریخت من رو نمیبینه…من خیلی چیزا رو دیدم…اما فقط به یه نتیجه رسیدم
    اینکه ادم میتونه بدون یه نفر دیگه هم زنده بمونه
    بهتره عاشق نشید یا کلا عشقتون رو کنسل کنین
    چون به هیچ جایی نمیرسین…فقط بدبخت تر و افسرده تر میشین و اخرش مث من تصمیم میگیرین خودتونو بکشین…اومدم اینجا تا داستانی رو مشابه داستان خودم بخونم ولی فهمیدم که داستان من با همه ی داستانا فرق داره…من قربانی یه عشق یه طرفه ام
    ولی دیگه خسته شدم چون از این دنیای کثیف ضربه زیاد خوردم…وقتشه دیگه این عشق بازیا رو تموم کنم و فقط برای خودم زندگی کنم
    هیچکس ارزششو نداره…

    • شهرنوش در

      آدمایی که انتخاب کردی مناسب نبودن پس این تقصیره عشق نیست رفیق:)

  52. سلام من سبحانم 15 سالمه با یه دختر که رفیق صمیمیه دختر عموم بود کم کم وارد رابطه شدم و عاشقش شدم و چند بار با هم رفتیم بیرون دقیقا تئ نقطه اوج عشق بودم که خانوادم ماجرا رو فهمیدن و جلوی رابطمونو گرفتن تا زمانی که درسمون تموم بشه یعنی حدود 4 سال دیگه اما من واقعا تاب نمیارم این همه وقت من روزی چند ساعت باهاش چت میکردم و بقیه ی روز نگرانش بودم الان چطوری 4 سال صبر کنم؟
    اخه من واقعا دیوومشم

    • کلب الرقیه در

      عزیزم تو ۱۵سالته من ۱۷ سالمه و پارسال خیلی سریع و زیرکانه و سوسکی خانواده م جلوی یه عشق شهوت بار رو گرفتن و واقعا به نفعم شد چون دختره چند روز بعدش از ایران رفت و الان عاشق دختری ام که خودش حتی نمیدونه که من بهش فکر میکنم.من حتی نشده یه شب بدون تماشا و بوسیدن عکساش خوابم ببره و الان به امید رسیدن بهش درس میخونم برا کنکور نه فقط بخاطر اونا!نه میخونم اول برای رضای خدای خودم بعد خوشنودی پدر مادرم بعد آینده درخشان خودم و در آخر به خاطر اون دختر
      اگر هم تا الان بهش نگفتم بخاطر شرایط بدیه که دارم اگه من به اون بگم ممکن کف دست کسایی بزاره که میتونن از زندگی ناامیدم کنن
      پس نگو تاب ندارم

  53. ممنون از مطالب خوبتون
    دخترم (15)
    در دوران کودکی با پسر همسایه دوست بودم (صمیمی).در 7 سالگی به که مادرم گفتم دوستش دارم و وقتی بزرگ شدم می خوهم با او ازدواج کنم.
    در یک مهمانی مادرم این موضوع را در جمع گفت.آن روز خندیدم و به روی خودم نیاوردم او هم خندید.تا چند سال قبل همدیگر را می دیدیم و دوست بودیم اما به مرور زمان حتی دیگر به او سلام هم نمی کنم. من هنوز او را دوست دارم. هر دو درس خوانیم برای همین چند ماهی است او را ندیدم.2 سال از من بزرگتر است.کنجکاوم بدانم آیا آن روز را به خاطر دارد و میداند دوستش دارم و اینکه او هم مرا دوست دارد یا نه.پسر شوخ و مهربانی است. نمی دانم رفتارش با من به خاطر آشنایی و دوستی بود یا از روی علاقه؟

    • کلب الرقیه در

      یکم درمورد رفتار دختران در برابر عشقان مطالعه کن شاید کمکت کنه

  54. مهتاب در

    عشق یه چیز مسخره ایه که فقط دخترا توش ضربه می بینن … پسرا که پس زدن کارشونه..

    • خواهرم…. مجبور نبودی همشونو امتحان کنی! ثانیا!!! مثل اینکه تو داستان من برعکسه! عاشق دختر عموم شدم.. اول زن عموم فهمید بعدشم عموم اما جای شکرش باقیه که آدمای فهمیده ای هستن و مث یه راز نگهش داشتن.. ولی بدبختی اونجاست که از همه طرف بایکوت شدم…

    • هی حواست باشه چی میگی منم خیلی نابود شدم از عشقم اینقدر که به اندازه ی تازه موهات هم نبوده پس زر مفت نزن در صورتی که خودش را دوست دارم هنوزززز

    • به نظر منم ۸۰ درصد مواقع اینطوریه البته فکر می کنم برای هر دو طرف ضرر های خودشو داره ولی کلا عشق و عاشقی توی این سن به نوجوان ها ضربه می زنه

  55. سلام من یک پسر 1‌5 ساله ام ‌‌‌مثل همه ی شما من هم عاشق شدم اولش بایک چشمک که بهم زد ازش خوشم امد اسمش setayshهست کم کم با نامه باهم دوست شدیم اون خیلی ازم خوشش آمده بود منم کم نه. باهم خیلی خوب بودی تا یک روز که اونو دیدم باپسر خالم میخواستم برم جفتشون رو بزنم ولی جلوی خودمو گرفتم تا روز بعد که رفتم جاش جریانو بهش کفتم که دیدمت آنم به اته بته افتاده بود. ازاون روز باهاش تقریبا کات کردم ولی همیشه می پایش تا دیشب که جفتمون تو عروسی دعوت بودیم من تو حیات تالار نشسته بودم خیلی شیک مرتب باگ شیم بازی می‌کردم یک دفه اونو یادم که داره میاد ترفم خیلی خوشگل شده بود مثل پرنسس ها خلاصه آمد دوستشو گذاشت دور کردنم وبه هم گفت منو ببخش منم یکم فکر کردم اول جوابشو ندادم ولی چون خیلی آصرار کرد منم بخشیدمش به ولی ازش پرسیدم چرا با اون بو د کفت که کارشداشتم فقط همین به نظر شما من کار درستی کردم که دباره رابطه مو برقرار کردم یا اشتباه ولی من عاشقشم

  56. سلام من از پارسال که ۱۳ سالم بوده عاشق دختر همسایمون شدم و الان خونشان رو عوض کردن جاشو میدونم و دور هم نیست نزدیک ۳ ماهه ندیدمش و از شیش ماه بیشتره با هم صحبت نکردیم یه روز نمیشه از فکرش در بیام هیچی هم نمیدونه و دارم میسوزم که نمی‌بینمش. آخه عشق نوجوانی چه مشکلی داره که بخوان باهاش مقابله کنن .این نوع عشق اگه واقعی و از روی شهوت نباشه و صادقانه باشه از هر عشق دیگه ای محکم تره و صد شرف داره به عشق های بزرگسالی و جوانی . من فقط میخوام ببینمش تا جون بگیرم (از دور کافیه) ولی که می بینمش از همیشه شاد ترم ولی افسوس که نزدیک ۳ ماهه ندیدمش و از هر لحاظ دارم آسیب میبینم اگه روزی یه بار از دور ببینمش بهترین وضعیت از هر لحاظ رو به دست میارم بعد بگید این نوع عشق بده

    • میلاد در

      سلام دوست عزیز من کاملا شما رو درک میکنم آخه منم این جریان رو دارم.

      • خب چیکار کنم از اون روز فقط کافیه یک درصد احتمال داشته باشه که فردی که می بینمش اون باشه (چهرشو نبینم و اندامشون مثل هم باشه)یه حس خیلی عجیبی بهم دست میده مثل اینه که پرتمون کنن تویه ارتفاع زیاد و قلب من یه لحظه شروع میکنه به تند زدن
        لطفا یه راهی بهم پیشنهاد کنید خیلی داغون شدم

  57. بچه ها من خودم عاشقم و همتون رو درک میکنم اگه سوال دارین اول مهدی بنویسید بعد سوالتان رو بپرسین یا در پاسخ همین مطلب سوال بنویسید عاشقتم مثل من پایدار

      • تا دوازده سالگی صبر کن و متوجه شو که اون مثلا تلگرام یا اینستاگرام و…دارد هر کدوم رو دارد برو فالوو کن بعد باهاش صحبت کن

    • سلام اقا مهدی من 16سالمه و عاشق پسر خالم هستم.خیلی دوسش دارم اما یه عشق یه طرفه…..من دوسش دارم و مطمعنم اگه بخواد هم نمیتونه باور کنه ﭺون ما دوتا مونم مذهبی هستیم در خانواده مدهبی.و من اصلا اهل دوست و پسرو و….نیستم.و اون یا حتی همه میدونن اما الان عاشق شدم..اونم عاشق پسر خالم که 8سال ازم بزرگه نمیدونم ﭺیکار کنم که در اینده باهم ازدواج کنیم خواهش میکنم کمکم کنید..

    • سلام من عاشق یه دختری یه سال بزرگتر از خودم شدم .بهش هم گفتم من دیوونتم ،ولی گفت من اصلا بهت فکر نمیکنم،
      دیگه هیچی نگفت،حتی نمیگه من ازت خوشم نمیاد تا تکلیف خودمو بدونم،من خیلی دوسش دارم اما کسی جدی نمیگیره،درضمن ۱۷سالمه

    • سلام آقا مهدي.من با اسم حانا سوالم رو پرسيدم بالاتر ولي چون خيلي زياده نميتونم باز بنويسمش.ميشه واقعا راهنمايي كنيد.سوالم رو گزاشتم ولي كسي ج نميدع.لطفااااااااااااااااا

    • چیکار کنم تو سریع ترین راه بهش بفهمونم که عاشقشم چون اگه شانس بیارم ۶ ماه یه بار ببینمش اونم نه از نزدیک

  58. سلام خدمت شما و دوستان
    من پسری ۱۶ هستم و راستش تو سن ۸ سالگی همبازی (دختر) داشتم. خیلی باهم بازی می کردیم.
    تقریبا تو سن ۱۳ سالگی این حس دوستی بیشتر شد یعنی تبدیل به عشق شد.(البته یه طرفه) هروقت تو اون زمان منو میدید می خندید. نمی دونم چرا ولی من به فال نیک میگرفتم. تا اینکه چند ماه پیش توسط یه رابط درخواست دوستی دادم.( البته دوستی یعنی رابطه عادی نه فیزیکی و ….) و اون رد کرد. خیلی داغون شدم و چهار ساعت گریه کردم. امروزم که تاسوعا بود دیدمش یکم بهتر شدم ولی دریغ از یک نگاه. البته من اون پیشنهاد رو به این خاطر دادم که از دستش ندم و یه رابطه باشه تا زمان خواستگاری. ولی میدونم خراب کردم. میخوام یه راهنمایی کنید که برای بهتر شدن روحیه و آیندم چی کار کنم. (خلاصه واقعا دوسش دارم نه به خاطر حس نوجوانی این علاقه شدیده) خیلی ممنون ازتون.

    • برو بهش حرف دلت رو بگو من که گفتم خوب شدم و برو باهاش دوست شو و دوباره از اول شروع کن

    • سلام من هم سن زیادی ندارم فقط یه دختره ۱۶ ساله هستم اما با توجه به اخلاقیات خودم و تجربه ای که داشتم از عشق میخوام راهنماییت کنم من هم عشق یک طرفه رو و هم عشق دوطرفه رو تجربه کردم و به نظر من این عشق قابل فراموش کردنه یعنی اگه بعد از گذشت نوجوونی بازم عاشق اون دختر بودی اون عشق واقعیه اما نگران نباش و سنجیده عمل کن هم شرایط خودتو و هم شرایط اون دخترو درنظر بگیر خیلی سمج نشو سعی کن آدم ایده آلی بشی که اگه در آینده احساست عوض نشد و خواستی ازش خواستگاری کنی اون نتونه بهت نه بگه مطمئن باش زمان همه چیز رو درست میکنه من اوایل خیلی عاشق طرف مقابلم بودم اما الان با گذشت ۶ماه عاقل تر شدم و شرایطمو سنجیدم و مطمئنم این آدم از هیچ لحاظ به درده آینده من نمیخوره ولی اون فقط به فکر آیندس و اگه بخوام رابطمو باهاش حفظ کنم هر دو به هم وابسته تر میشیم و خیلی آسیب میبینیم و حالا در به در دنبال اینم که رابطه هرچند کم و محدودمونو به طور کلی به پایان برسونم به طوری که اونم خیلی ناراحت نشه ولی از هر راهی رفتم به نتیجه نرسیدم و چون اون هم به من علاقه داره نمیدونم باید چیکار کنم من میدونم ما هیچ جوره به درد هم نمیخوریم و خونواده هامون مانع از ازدواج ما هستند و مواظب باش مشکل من برات پیش نیاد که واقعا دارم اذیت میشم

    • میلاد در

      سلام دوست عزیزبه نظر من بهتره براش توضیح بدی که منظور شما یک رابطه عادی نه فیزیکی

  59. سلام من وقتی کلاس ششم بودم یه پسری منو تو عرو سی دید بعد اون هی میومد جلوی مدرسه وقتی هم کلاس هفتم بودم از طریق یه نفر به من گفت که منو دوست داره ولی من رد کردم الان من پانزده سالمه و اون نوزده سالش از اون موقع چندبار به من گفت دوست دارم ولی من باور نمیکنم آخرین موقع امتحانات نوبت دوم بود به من از طریق یه نفر گفت اگه تو بگی نه منم می رم و پشت سر من نگاه نمیکنم منم گفتم نه بهر اونروز چندبار دیدمش فکرکردم از سرش افتادم ولی در محرم که به هیئت نگاه میکردم اونو دیدم تازه وقتی هم میخواستیم برسم خونه با موتور چندبار رفت و اومد . خودمم درسم خیلی خوبه به نظرتون من چیکار کنم؟آیا عاشقش واقعیه؟

  60. سلام من ۱۷سالمه شش ماهه عاشق یه پسر۱۸ساله شدم بدجور بهش وابستم بدون اون نمیتونم زندگی کنم اونم وابستمه اما میترسم که به هم نرسیم ،بهم میگه تا شش سال ازدواج نکن منم به خاستگارام جواب منفی میدم وقتی که باهم چت میکنیم بهم میگه همسرم خانومی نفسم عشقم و…چند بار هم باهم قرار گذاشتیم حتی از مدرسه بخاطر اینکه منو ببینه جیم میشد،حتی به هم دست زدیم هر دقیقه تو فکرشم آیندمو با اون میبینم نمیدونم درسامو بخونم بنظرتون واقعا دوسم داره؟

  61. سلام من17سالم هست چند بار عاشق شدم اما آخرش فهمیدم هوسه الان دوباره عاشق شدم ولی فکر نمیکنم که هوس باشه …تنها چیزی که از عشق فهمیدم اینه که یک طرفش خیلیی سخته

  62. سلام
    من درگیر این موضوع نشدم‌ ولی بهتون یه پیشنهاد دارم
    بهتره که از دوستان خودتون که در این زمینه تجربه دارن یا منطقی عمل میکنن مشورت بگیرید

  63. سلام دوستان. وقتتون بخیر. من 16 ساله هستم. یه دختر توی فامیل داریم که خونشون هست تهران و از 9 سالگی دلمو برد. اون موقع ها حتی نمیدونستم عشق یعنی چی؟ این دختر خانوم یه برادر داره که 11 سالشه. یعنی واقعا من توی کف مخ این برادرشم.. نسبت به سنش خیلی میفهمه. با هم خیلی رفیق هستیم. من خیلی آدم کم رو و ساکتی هستم (واقعا تعریف از خودم نمیکنم.). داشتیم با هم گپ میزدیم که بحث خواهرشو کشید وسط. بهش گفتم که این بحثو ادامه ندیم. حوصله ندارم. گفت که نترس.دهنم لق نیست. منم گفتم خب که چی؟ میخوای چی بگی. گفتش که آبجیمو دوست داری؟ میخوای واست جورش کنم؟ من دهنم واق مونده بود باز. رنگم پریده بود. جوابی نداشتم بدم. گفت باشه بابا. فهمیدیم مثبتی. اون روز گذشت و من تا همین امروز هم هر چقدر میرم توی فکر حرفش کپ میکنم. خواستم بدونم که برادرش ممکنه بی غیرت باشه و از روی باد معده حرف زده باشه. یا اینکه ممکنه خواهرش وادارش کرده باشه که این طور حرفیو به من بگه. لطفا راهنماییم کنین. به شدت محتاج راهنمایی شما هستم.

  64. بسم رب الرقیه
    آقا سلام علیکم.من عضو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستم و ۱۶ سالمه و تقریبا یک سالی هست که چشمم دخترخانمی رو گرفته که اونم عضو کانونه و خودش هم فهمیده ولی به روم نمیاره.من این عشقای زود گذری گه میگن رو گذروندم ولی این فرق داره اصلا وقتی به عکسایی که دسته جمعی گرفتیم و از کمبود جا کنار من وایستاده رو میبینم قند تو دلم آب میشه.من واقعا واقعا واقعا جرعت ندارم بهش بگم که دوستش دارم چون آبروم درخطره اگه قبول نکنه و دهن به دهن بچه های کانون بچرخه اونوقته که دیگه نمیتونم پامو اونجا بزارم.
    میتونید کمکم کنید و بگید چطوری این شجاعتو پیدا کنم و بهش بگم؟
    درضمت یه چیزی رو هم بگم من گرافیستم و عکاس .اون دختر خانمی هم که بنده عتشقش شدم عکاسن و گرافیست و قراره یه گروه فرهنگی هنری تشکیل بدیم با یکی دیگه از بچه های کانونمون.
    حالا اگه‌میشه کمکم کنید تا بتونم بگم بهش

  65. سلام خسته نباشید من ۱۵ سالمه
    من اصلا به این جور مسائل اهمیت نمیدم
    الانم دارم مثل یه آدم عادی زندگی میکنم
    خخخخخخ 🙂

  66. سردار در

    سلام من اسمم سرداره و اهل شمال کشورم
    من کلی رفیق دارم که بیشترشون یه همراه ( دوست دختر ) داشتن و فقط من بین اونا بودم که کسیو نداشتم واسه همین تصمیم گرفتم ار طریق یک ربات چت ناشناس تو تلگرام با یه دختر دوست بشم و برای اولین بار عشق رو تجربه کنم . با اولین درخواست جستجوی دختری که زدم ، یه نفر پیداش شد و بهم سلام گفت . منم بهش سلام گفتم و ازش خواستم خودشو معرفی کنه اونم گفت اسمم ارغوانه و اهل تهرانم . خلاصه کلی با هم چت کردیم تا اینکه از درون خودم یه چیزی عجیب و فوق العاده رو حس کردم و احساس کردم دارم بهش علاقمند میشم . تا اینکه با هم دوست شدیم و اون عکسشو برام ارسال کرد . باورتون نمیشه که وقتی عکسشو دیدم شیفته ی قیافش شدم و به کل عاشقش شدم و بیشتر بهش علاقمند شدم تا جایی که بعد چند روز همش تو فکر اون دختر بودم و کم کم فهمیدم که اسمش سحره و جنوب زندگی می کنه و من خیلی خیلی دوستش دارم البته من متولد 81 هستمو الان شانزده سالمه اما من نگرانم که اونو از دستش بدم اگه اون منو ترک کنه دیوانه میشم و دست به هر کاری می زنم واقعا من سحر رو دوست دارم ارز ته قلب لطفا بهم بگید که من واقعا عاشق شدم یا این فقط یه حسه ؟

    • شاید فکرکنی که این یه حسه ولی این واقعتیه که قلبت تورو به این را کشونده ولی این یه حس زود گذر تواین سن واسه تو

  67. توی این سن وسال یعنی دوران نوجوانی نبایداحساساتتون روزیادجدی بگیریدچراکه درسنین بالاترارتباط وتعاملتون باجنس مخالف بیشترمیشه واین به یک امرعادی تبدیل خواهدشدمن هم وقتی۱۴سالم بودازیکی ازاقواممون خوشم میومدکه۸سال ازمن بزرگتربودفکرمیکردم اون هم منودوست داره امااشتباه میکردم تااینکه یه روزدیدم هیچ حسی بهش ندارم الان که۱۸سالمه تجربه های زیادی بدست آوردم ومیگم عشق بچگی زودگذره ویه نصیحت ازمن اینکه تامطمئن نشدیدکسی بهتون علاقه منده بهش دل نبندید

  68. نیما حسنوند در

    سلام!من نیما حسنوند هستم و15 سالمه.من با تمام احترام با این مطلب مخالفم!من خودم عاشق دختری هستم و خواهم بود!اما این حرفا اشتباهن!عشق نه عقل میشناسه ونه سن!اگه کسی عاشق بشه دیگه ول کنش فقط وقتی میشه که از روی حوس یا هرچیز دیگه ای باسه!اما به من بگید که اگه دو نوجوان واقعا عاشق هم بشن اشتباهه یا نه؟؟ واینو هم بگم که آیا اگه کسی در این سن عاشق شه گناه کرده؟درکل خواستم بگم هرکسی عشقو تجربه کرده و خواهد کرد اما بستگی به این داره که عشقشون حقیقیه یا نه!حتی اگه نوجوانم باشه!

  69. سلام من فقط میخوام بدونم عشق واقعی برای دختر۱۷سالگی وجود داره یا نه هوس؟

  70. سلام من ۱۷سالمه نزدیک یه سالی میشه با یه دختری اشنا شدم ک از همون موقع بهش گفتم میخوام باهات ازدواج کنم و خودشم قبول کرد ک قرار شد حرف بزنیم تا چند سال دیگ ک برم خواستگاریش بعد ک حرف میزدیم تویه مدتی رفت و بعد ۳ماه دوباره برگشت و گفت مامانم فهمیده ولی اون حرف میزد بعدش من خانوادمو گفتم ک با مامانش جرف زدن فلان بعدش قرار شد ک از طریق گوشی پیام زنگ نزنیم تا ک چند سال دیگ درسامونو بخونیم برم خواستگاریش راستی من یه شهر دورم اونم یه شهر دور و از اونجا یه چند باری هم کادو فرستاده میگ عاشقت شدم ولی نمیدونم این عشقش واقعی یانه ولی قرار گزاشتیم ک پایه هم دیگ واستیم تا اون موقع ولی نمیدونم عشقش واقعی یا نه ک پام واسته خواستم اینو بدونم ک این احتمال هسته ک عشقش واقعی باشه یانه چون خودش خیلی میگ حرف نزنیم خودشم مشاوره رفته بهش گفتن تا موقع ازدواج حرف زدن قطع کنین《 من میخوام بدونم عشق واقعی تو سن ۱۷سااگی برا دختر وجود داره یانه》 ؟

    • سردار در

      داداش من متولد سال 81 هستم و دقیقا مشکل تو رو پیدا کردم و نمی تونم از اون دختر دل بکنم و فراموشش کنم

      • امیر جوادی در

        دل بکن بابا , من خودم 26 سابمه هم سن تو بودم عاشق شدم تهش هیچی گیرم نیومد دختره هم سرد شد نسبت بهم , دوستیمون 2 سال هم طول نکشید .. ولی من 10 ساله به پاش موندم از روی حماقت! فقط مسیر زندگی آدمو خراب می کنه آدمو از درس وکار وبار میندازه … وقتی 26 سالت شد و دوست داری برگردی 18 سالکی یه کاسبی بزنی که امروز بتونی یه غلطی تو زندگیت بکنی اونوقت میفهمی چی میگم . الان یه لیسانس مسخره دارم که دو زار نمی ارزه , اگه تمرکز میکردم روی درس میتونستم دکتر بشم , اگر تمرکز میکردم روی کاسبی میتونستم کاسب بشم , ولی چی شدم??? یه عاشق احمق بی پول

        • مشکلتون اینه که عشق رو فقط یه حس قشنگ دونفره تو هوای پاییزی میدونید….

    • دختره در

      فکر کنم یه دختردیگ توسن ۱۷سالگی بلوغش کامل شده باشه.والا تو محل زندگی ما دختر ۱۵ساله رو عقد میکنن

  71. مهدیار در

    سلام من نوجونی 17 ساله ام که عاشق دختر خالم شدم . پیشینه عاشقیم نسبت بهش اینقدر مال قدیمه که یادم نمیاد از کی دیونش شدم تو تمام عکسای خونوادگی چشم بهشه. خونواده ی ما از چون مذهبیه امکانش نیست که رو در رو بهش حرف دلمو بزنم . من توی یه شهر دیگه زندگی میکنم تقریبا سالی 4 بارم بیشتر نمیبینمش . وقتی که میریم خونشون یکسره چشم با خنده هاش خندم میگیره با ناراحتی هاش غم . شبا نمیتونم بخوابم واسه همین شبا قرص میخورم لاغرم چون دل و دماغ هیچی رو ندارم نصف شبای سال خوابشو میبینم واقعا دیگه دارم دیونه میشم چیکار کنم

  72. آرمان در

    فقط محبت و چیز های خوبه که برای آدم باقی میمونه حتی برای یک ثانیه و اون حس و حالی که تو روز های شادت داشتی برا همیشه تو قلبت ذخیره میشه و هر وقت به یاد اون روزا بیفتی حالت خوب میشه اما اون حس حالی که تو روز های تلخ بهت دست میداده رو بعد از گذشت یه مدتی دیگه به خاطر نخواهی آورد اگر هم به خاطر بیاری اون حس و حال رو نخواهی داشت و حالت هم به اون اندازه بد نخواهد شد آره داداش زندگی اینه غم و شادی از هر نوعش به نوبت میاد و میره و باید تلاش کنی که با هر شادی و غم زود از خود بی خود نشی و صبر داشته باشی

  73. سلام. من عشق واقعیو تو ۱۳ سالگی تجربه کردم و عاشق پسر عموم شدم. تا قبل از اون احساس عشق نداشتم فقط فکر میکردم اون یه جورایی با همه فرق داره. وقتی سیزده سالم بود اون یه رفتارای عجیبی کرد که حس کردم عاشقم شده 🙂 . اون موقع بود که منم واقعنی عاشقش شدم. الان که ۱۴ سالمه و اون ۱۶ سال، هنوزم دوستش دارم اونم یه نارایی می کنه ولی کمتر. الان میفهمم که خیلی عشقای دیگه تو زندگی وجود داره مثل عشق به پدر و مادر، عشق به موسیقی و… این ها باعث میشن من احساس امنیت کنم و حداقل اگه اون یه روزی بگه ازم متنفره و بذاره بره من فک نکنم که دنیا تموم شده. امیدوارم شما هم عشق های واقعی خودتونو پیدا کنید 🙂

  74. علیرضا در

    درود الان ی مدتی هست دختر دایی ایم اموده خونمون کلا دارم دیونش میشم خیلی تند خو شدم نمیدونم چم شده نکنه عاشقش شدم ایا

  75. سلام من 14 سالمه با یه پسری که 3 سال از خودم بزرگتر بود دوستشدم شیش ماه باهم بودیم و یه بار هم بیرون رفته بودیم کم کم فهمیدم خیلی دوسش دارم و وابستش شدم . بعد شیش ماه بابام فهمید و کلا رابطمون کم شد . بعد دو ماه باهاش حرف زدم هرچی میگفتم دوست دارم میگفت من فراموش کردم الان دو هفتس فهمیدم با یکی دیگه که دو سال از خودش بزرگتره دوست شده . خداوکیلی هرجور حساب کردم من ازش سر تر بودم . هی بهش گفتم دوست دارم و عاشقتم و اینا بلاکم کرد .
    واقعا دوسش دارم ولی یه حس بدی هم نسبت بهش دارم
    چه جوری فراموشش کنم ؟ هرجا میرم یه چیزی مربوط بهش پیدا میشه

  76. عشق واقعی زمانی اتفاق میوفته که هیچ کدوم دچار کمبود محبت نشده باشن
    و در ضمن عشق میتونه این قدرتو به ادما بده که راحت از خیلی چیزا بگذرن و برعکس ینی قادر باشن کارایی که قبلا نمیتونستن انجام بدن رو فاعل باشن. حتی ممکنه ینفر بخاطر عشقش تو تحصیلش پیشرفت کنه
    عشق به شرطی میتونه مفید باشه که هر دوطرف بدونن چجوری باید برخورد کنن اگه هم اگاه نیستن(که هیچ کس آگاه به دنیا نمیاد)همدیگرو به مطالعه در این باره تشویق کنن

  77. مژگان در

    سلام من ىه دختر چهارده سالم نميگم عاشق چون هرکسى به مقام عشق نميرسه ولى داداش دامادمون رو دوسش دارم چهارماه پيش از علاقش بهم گفت من از يسال پيش بهش علاقه داشتم خلاصه که الان ارتباط داريم سعى کردم خوب رفتار کنم و عاقلانه برم جلو خانواده هامونم خبر دارن ولى الان واقعا نميدونم چىکارکنم بنظرتون اين رابطه درسته؟

  78. دیاکو در

    من از بچگی دختر عموی مامانمو ک همسن من بودو دوست داشتم تا چند وقت پیش ک برای عید خونه پدربزرگم اومده بودن و من اونجا اونو دیدم قلبم ب تپش افتاد. درضمن بگم ک هردو ۱۵سالمونه خلاصه از اون وقت همیشه تو فکر اون بودمو هستم یه ماه پیشم اومدن خونمون ک خیلی با هم شوخی میکردیمو میخندیدم و آخر شب وقتی میخواستن برن خونشون اومد کنارم و گفت بیا باهم دابسمش درست کنیم ک درست کردیمو باهم خیلی خندیدیم وپریروز رفتیم خونشون ک از خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجیدم. رفیتیم اونجا اولش نبود تا بابام گفت پسرم برو ماشینو بیار حیاط و منم رفتم ک ماشینو بیارم بارون هم شدیییید میبارید سوار ماشین شدم ک اونو(عشقم)دیدم ک با دو میدوید خونه منم بوق زدم اومد سوار و گفتم کجابودی گفت پیش دوستم بودم بعد رفتیم یه دور کوچولو زدیم بعد باهم رفتیم خونه پیش بقیه و احساس میکردم ک علاقش بهم زیاد شده و قلبم داشت در میومد خلاصه تا شب گذشت بعد شام رفت دفتر طراحیاشو آوردو بهم نشون داد و منم عاشق دوتا طراحیش شدم ک یکیش یه پسر و یکیش ی دختر بود وگفتم اینا خیلی خوشملن اونم گفت خو بیا اون دختررو ببر یادگاری ولی توروخدا خوب نگه داریش کنی منم پسررو نگه میدارم.
    منم اونو آوردم خونه و چسبوندم وسط اتاقم ک همیشه فکر باشم اونم گفت اومدیم اونجا یه یادگاری میخوام و این حرفش منو تحت تاثیر قرار داد دیگ از اون وقت تا حالا یه لحضه هم نمیتونم از فکرش بیام بیرون. نمیدونم چیکار کنم به نظر شما به مادرم بگم ک دوسش دارم یا ن؟؟؟
    لطفا ج بدید

    • بابا لامصبا! از من که گذشت ولی اینهمه دختر پسر ریخته اینجا…… همه اهل بخیه…. همه زخم خورده……. دست همو بگیرین یه سروسامونی به خودتون بدین…خخخخ

  79. خب باید بگم که منم تو سن پایین عاشق شدم
    تو سن ۱۳ سالگی عاشق دختری که واقعا از سنش بیشتر می فهمید و واقعا دختر فهمیده ایه
    هر روز بیشتر و بیشتر عاشقش میشم یه جورایی حاضرم کل دنیامو بهش بدم…
    الان ۱۷ سالمه
    چهار ساله دوستیمو هییچ مشکلی نداریم
    اصلا هم از هوس نیست و من واقعا عاشقشم
    امیدوار به دختر یا پسر مورد علاقتون برسید❤

  80. امیر حسین در

    سلام
    من از 13 سالگی عاشق یه دختری شدم ولی بهش نگفتم تا 1 سال خلاصه از 14 سالگی بهش گفتم و اونم اولش تردید داشت ولی قبول کرد..اون موقع 12 سالش بود(دختر کاملا فهمیده ای بود و هست البته از این بچه مچه های ساده لوح نیست)
    خلاصه اولش علاقمون کم بود ولی رفته رفته انقدر بهم وابسته شدیم که اصن نگم براتون… تا همین امسال که من نهم بودمو و اون هفتم…برای امتحانات پایان ترم از هم خدافظی کردیم و گفتیم خوب درس بخونیم که حسرت نخوریم بعدها…
    اما اون رفت و دیگه برنگشت…ما تاحالا رو در رو باهم صحبت نکردیم فقط یه بار چشم تو چشم شدیم شانسی اونم تو همین محرم بود ینی 97/6/27 ….3 ماه بود که نحرفیده بودیم وقتی دیدمش دلم همچین لرزید که اصن حد و اندازه نداره…
    من هیچی ازش نخواستم واقعا فقط ازش یه عکس دارم که اونم خانوادگی هست و ی عکس کامل از خودش ندارم…حتی گفت تلگرام نمیریزم خانوادم نمیزارن گفتم باشه..تو جای دیگه در ارتباط بودیم ..جایی که فقط میشد حرف زد و بس
    اما اون گذاشت و رفت…واقعا برام سواله که چرا رفت…چون هیچی ازش نخواسته بودم…
    اینم بگم که معدلش تو همه ی سال 20 بوده و منم نهمم رو با معدل 19 قبول شدم…
    الان دارم اتیش میگیرم و به فکر خودکشی هستم کسی هست کمکم کنه؟

    • سلام امیرحسین عزیز
      مطمئناً عشق ارزش ناراحتی و غم رو داره اما زندگی خیلی ارزشمندتر از اینه که بخوای با اولین تجربه شکست عشقی به فکر خودکشی باشی.
      پیشنهاد میکنم برگردی به زندگی عادی ات و از زندگی لذت ببری چراکه خیلی زود دوباره کسی رو خواهی دید که عاشقش میشی و دوباره از عشق لذت خواهی برد.

    • میدونی چیه
      تجربه ات کافی نیست
      یکی بود که منو شیفته خودش کرده بود بعدش گزاشت و رفت ولی من تو اون یک ماهی که منو میشناخت خوب تجربه کسب کردم .
      این تجربه به درد دوستی با یکی دیگه خورد و تا الانم موفق بوده .
      هر چی کمتر به فکرش باشی از ذهنت دورتر میشه به شرطیکه دوباره وسوسه نشی که باهاش چت کنی
      زندگیت ارزشش از اون بیشتره
      یه سرچ بزن و یاد بگیر چجوری باید مخ بزنی بعد برو سراغ یکی دیگه

      اگه هم مخ زدی و نشد عیبی نداره
      بعضیا خودشون نمیخوان
      بعضیا خانوادشون نمیخوان
      بعضیا شرایتش رو ندارن
      بعضیا حسش رو ندارن
      بعضیا میترسن
      بعضیا ….

    • سلام امیر حسین منم تو سن سیزده سالگی عاشق ی پسر شدم خیلی دوست داشتیم عمو ولی یهو اون منو ول کرد رفت هرچی التماس کردم برگرده برنگشت الان ی سال از اون ماجرا میگذره یکی دیگ ک واقعیت عاشقمه اومده سراغم منم دوسش دارم خیلی باهم خوبیم مطمئن باش آدما دوباره تو زندگی شون عاشق میشن شاید بیشتر از عشق قبلی

    • در واقع همین جور عشق هاست که نوجوان ها رو ازش منع میکنند. من خودم عاشقم و حست رو درک میکنم و میدونم که دوران سختی رو میگذرونی. ولی باید به صورت جدی به رابطه تون فکر کنی. اگر حتی یک نفرتون هم به ادامه ی رابطه علاقه ای ندارد اصرار فایده ندارد. بهتره مدتی رو صرف این بکنی که آرام آرام فراموشش کنی. هر چند سخت باشه. گاهی احساسات ارزش احساس کردن رو دارند. حتی اگر در مدتی از زمان زجرآور باشند. به زندگی عادیت فکر کن و خودتو توی درست و چیز هایی که دوست داری غرق کن و فرصت فکر کردن به خودت نده. اینجوریه که میتونی فراموشش کنی. امیدوارم عشق واقعی را در فرصت بعدیت بیابی.

  81. سلام . من یه دختر ۱۴ ساله ام که سه سال عاشق یکی از فامیلای دورمون شدم …. می دونم خیلی عجیبه اون اینقدر زیبا و جذابه که مطمئنم کاری به من نداره و خودش یکی دیگه رو زیر سر داره …با این حال نمی تونم فراموشش کنم چون واقعا عاشقشم ، با اینکه دو ساله اصلا ندیدمش …. پسر خاله ام بهم علاقه داره ولی من اصلا و مدام بهش بی توجهی می کنم …تازگی‌ ها در یک بازی آنلاین با پسری که دو سال از خودم بزرگ تره و در یه شهر دیگر زندگی می کنه آشنا شدم….این طور که به نظر می رسید حال خوشی نداشت ، ینی یکی رو دوست داشته ولی اون نه و ولش کرده ….کلا می گفت از زندگی نا امیده….من اولش عاشقش شدم ولی بعد به خودم اومدم و تونستم بر نفس خودم غلبه کنم …من الان فقط دارم به عنوان یه دوست بش کمک می کنم ….من بهش خیلی رک گفتم عاشقم نشه ولی اون گفت عاشقم شده ..چند روز باهاش عادی تر رفتار کردم و الان احساس می کنم دیگه اینطوری عاشقم نیست….و من فقط به درد دل ها و حرف هاش گوش می دم ، همین…..من به خودم قول دادم تا وقتی که اون عشق اولم رو از یاد نبردم ، عاشق هیچ کس نشم و به هیچ کس هم اجازه عاشقی ندم….من بهش می رسم‌ …..

  82. سلام پسر 12 ساله هستم عاشق یکی از دخترای فامیلمون شدم(یعنی از بچگی بودیم) این عشق دوطرفست ولی حالا نمیدونم اینا زود گذره یا واقعا تا بزرگیمون هست اگه کسی میدونه جواب بده.

  83. خیلی هم مطلب چرندی بود هر چی سن ازدواج بره بالا فساد بیشتر به جای کوبیدن تو کله نوجوونا یه کاری براشون بکنید نوشتی میرن معتاد میشن مثلا بزرگسال ها معتاد نمیشن اعتیاد چه ربطی یه عشق داره اخه این همه معتاد هست همشون عاشقن

  84. یک سوال عشق یا هوس ؟ این سوال هم مثل علم یا ثروت است
    من خودم ۱۶ سالمه تا الانم یک بار عاشق نشدم اصلا حسی به اسم عشق ندارم
    شاید از نظر دوستانم من یک سنگ باشم
    اما عشق را در عاشقی و عرفانیت برای افرینندم میبینم :))))))

  85. منم تو ۱۵سالگی عشق رو تجربه کردم عشق به یه پسری که اینقدر مغرور بود و با اینکه از من خوشش میومد ولی هیچوقت باهام حرف نزد چند بار اومد که باهام حرف بزنه اما می رفت بدون اینکه من حرفی بهش بزنم فقط نگام میکرد من آدم احساساتی نیستم و خودمو درگیر این چیزا نمی کنم با اینکه خیلی از پسرا بهم شماره دادن و ازم خواستن باهاشون دوست بشم (که نشدم)ولی این آدمو نمی تونم فراموش کنم

    • منم مثله اون پسری که شما گفتید شدم اما مغرور نبودم و علاقه ی زیادی داشتم که روم نشد برم و باهاش صحبت کنم

  86. amirhossein در

    سلام ، عاشق شدن تو این سن بیشتر ار روی ماهواره و این چیزاست یعنی در اصل هوسه
    ولی بعضی ها هم هستند که در دوره نوجوانی اینطور نیستن یکیش من
    مثلا یه پسر ۱۵ ساله یه دختر ۱۴ ساله رو هر روز لب ساحل میدیدمش ( رفته بودیم مسافرت)
    اگر من از روی هوس بهش نگاه میکردم ، چشمم باید دائم به پا و قسمت های شرمگاهیش می بود که خدا شکر عشق من نوع هوسیش نبود ،
    حس میکردم خیلی مهربونه نگاهش خیلی قشنگ بود. ولی الان دیگه پیشم نیست خیلی ناراحتم ، ولی همه میدونیم اینا زود گذر هستن و اگر کسی خیلی فکر و خیالبافی کنه درگیر کار های زشت و جاهلانه میافته و افت تحصیلی پیدا میکنه ، پس بهتره در این سن درستون رو خوب بخونین بزرگتر شدین به این چیزا فکر کنین ، صد در صد اگر درستون رو ادامه ندید زن گیرتون نمیاد اخه خانواده ها به بی سوادا زن نمیدن!!!!!!!!!

    • بی سوادی خودش خیلی ضرر داره واسه ادم‌.باید درسو واسه خودش بخونی نه برا پول،باید دوسش داشته باشی…

    • رکسانا در

      اولا شرمگاهی کلمه درستی نیست و دوما اگه واقعا عاشقش میشدی میفهمیدی انقد زود نمیتونی خودتو قانع کنی زوده و فقط باید درس بخونی اوکی

    • همه ی عشق ها زود گذر نیستند. در واقع معمولا عشقی که خیلی زود اتفاق می افتد زود هم از بین میرود. برای مثال من هم همسن توام. ولی مدت هاست که نمیتونم به کسی که عاشقش شدم فکر نکنم.

      • شاید الان این چیزا برای شما مهم نباشه چون توی این سن همه ی دخترا احساساتی هستند ولی وقتی رفتی دانشگاه اگه رشته ی درست و حسابی نداشته باشی یا وضعیت مالی خوبی نداشته باشی هیچی اصلا نگاتم نمی کنه البته تا حدودی مطمئنم قبل از اینکه آب از سرت بگذره خودت اینو متوجه می شی

        • بازم اگه اینجور چیزا برات خیلی مهمه چون بیشتریا وقتی ۲۰ سالشون میشه فقط به فکر اینن که چطوری زندگیشونو پیش ببرن

  87. سلام من یک دختر16ساله ام منم دچار همچنین مشکلاتی شدم فکر میکنم توی سن 13سالگی بود که احساس کردم خیلی دوستش دارم اما الان با گذشت سه سال فکر میکنم دیگه احساسم به این شدت نیست من حتی یک بار هم مستقیما باهاش صحبت نکردم چون پسر همسایمون بود اما با گذشت زمان به خاطر رفتارای خودش احساس میکنم ازش متنفرم خلاصه الکی رویا بافی میکردم و فقط وقت خودم را تلف کردم

نظر خود را بیان کنید