مجله آلامتو

عشق واقعی در سنین نوجوانی

چگونه با عاشقی نوجوان برخورد کنیم؟
(16 رای, امتیاز میانگین: 3٫63 از 5)

در همه فرهنگ‌ها کم و بیش عشق نوجوانان انکار می‌شود. معلمان، روان‌شناسان و پدر و مادر‌ها این عشق‌ها را جدی نمی‌گیرند و کمتر در موردش صحبت می‌کنند.

در همه جای دنیا مطالعات روانشناسی روی عشق نوجوانان بسیار کم انجام شده است. گویی نوجوانان دهانشان بوی شیر می‌دهد و آنها را با عشق و عاشقی چه کار! پدر و مادرها دلشان نمی‌خواهد فرزندشان به این زودی‌ها وارد دنیای بزرگ‌ترها و رابطه با جنس مخالف شود.

عشق نوجوانی

آنها معمولا معشوق فرزندشان را در شأن او نمی‌بینند و تاییدش نمی‌کنند. اگر هم متوجه احساس عاشقانه فرزندشان بشوند، تلاش می‌کنند آن را انکار کنند یا جلوی هرگونه رابطه‌ای را بگیرند اما این انکار و اجبار خطرناک است و شوق و میل نوجوان را به معشوق بیشتر می‌کند.

از طرف دیگر، عشق برای نوجوانان خطرهای زیادی دارد. آنها هنوز با واقعیت‌های انسانی آشنا نشده‌اند. خیلی زود با یک نگاه عاشق می‌شوند و ساعت‌ها در مورد آن خیالپردازی‌های عاشقانه می‌کنند. عشق نوجوانان معمولا با اضطراب، افسردگی، افت تحصیلی و گاهی اعتیاد و مصرف مواد همراه است.

آنها هنوز پختگی لازم برای حل بحران‌های ارتباطی را ندارند. آسیب‌پذیری دخترها در این مورد بیشتر است. یک رابطه عاشقانه نامناسب در نوجوانی می‌تواند «تغییر شخصیت» ایجاد و مسیر زندگی را به کلی عوض کند.

به دلیل تغییرهایی که در شیوه زندگی پیش آمده است، امروزه نوجوانان بیشتر از گذشته با هم در ارتباط قرار می‌گیرند و احتمال عاشق شدن آنها بیشتر شده است. پدر و مادرها باید این قاطعیت را داشته باشند که از عضویت فرزند نوجوانشان در شبکه‌های دوستیابی جلوگیری کنند.

البته امیدوارم درباره این جمله بدفهمی نشود. «قاطعیت» به هیچ وجه به معنی «اجبار تحکم‌آمیز» و «پرخاشگری» نیست.

برخورد همدلانه و سنجیده پدر و مادرها در عین قاطعیت می‌تواند بسیار کارگشا باشد.

البته گاهی باوجود این نظارت‌ها، نوجوانان عاشق می‌شوند. اینجاست که باید احساسات آنها را جدی بگیریم و با آنها وارد گفت‌وگو شویم.

عبارت‌هایی شبیه «این آدم به درد تو نمی‌خورد»، «شأن تو بالاتر از این است»، «سطح خانواده آنها پایین است»، «بهتر از اینها در انتظار تو است» نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه گسستی که بین پدر و مادر و نوجوان وجود دارد، بیشتر و او را روز به روز از پدر و مادرش دورتر و به جمع همسالانش نزدیک‌تر می‌کند.

باید تمرین کنیم که با متانت و از سر همدلی با آنها در مورد همه چیز از جمله عشق صحبت و آنها را از پیامدهای منفی عشق در زمان نوجوانی آگاه کنیم. به جای اینکه عشق را به کلی انکار و آنها را از هرگونه رابطه‌ای منع کنیم، به آنها بگوییم که حق هر انسانی است که عشق را تجربه کند اما به دلیل پیامدهای آسیب‌رسانی که در نوجوانی دارد، بهتر است آن را کمی به تعویق بیندازیم.

با این رویکرد حتی جسورترین آنها منطقی می‌شوند. وقت آن است که نوجوانان را جدی‌تر بگیریم، احساس‌هایشان را بیشتر به رسمیت بشناسیم و الگو‌های کهن فرزندپروری و نگاه تحکم‌آمیز و از بالا به پایین را دور بریزیم.

به اشتراک بگذارید: تلگرام لینکدین

70 دیدگاه

  1. عشق…بنظرم چیز مسخره ایه…وقتی 12 سالم بود عاشق دختری شدم که بعد چند ماه متوجه شدم سرطان داره و رفت
    بعدش…وقتی 13 سالم شد…بعد اونهمه افسردگی و قرص های یواشکی که خوردم
    عاشق کسی شدم که بعد دو سال حتی بیشتر از قبل دوستش دارم
    امروز هم روز تولدشه
    و بهش قول دادم که از امروز به بعد دیگه ریخت من رو نمیبینه…من خیلی چیزا رو دیدم…اما فقط به یه نتیجه رسیدم
    اینکه ادم میتونه بدون یه نفر دیگه هم زنده بمونه
    بهتره عاشق نشید یا کلا عشقتون رو کنسل کنین
    چون به هیچ جایی نمیرسین…فقط بدبخت تر و افسرده تر میشین و اخرش مث من تصمیم میگیرین خودتونو بکشین…اومدم اینجا تا داستانی رو مشابه داستان خودم بخونم ولی فهمیدم که داستان من با همه ی داستانا فرق داره…من قربانی یه عشق یه طرفه ام
    ولی دیگه خسته شدم چون از این دنیای کثیف ضربه زیاد خوردم…وقتشه دیگه این عشق بازیا رو تموم کنم و فقط برای خودم زندگی کنم
    هیچکس ارزششو نداره…

  2. سلام من سبحانم 15 سالمه با یه دختر که رفیق صمیمیه دختر عموم بود کم کم وارد رابطه شدم و عاشقش شدم و چند بار با هم رفتیم بیرون دقیقا تئ نقطه اوج عشق بودم که خانوادم ماجرا رو فهمیدن و جلوی رابطمونو گرفتن تا زمانی که درسمون تموم بشه یعنی حدود 4 سال دیگه اما من واقعا تاب نمیارم این همه وقت من روزی چند ساعت باهاش چت میکردم و بقیه ی روز نگرانش بودم الان چطوری 4 سال صبر کنم؟
    اخه من واقعا دیوومشم

  3. ممنون از مطالب خوبتون
    دخترم (15)
    در دوران کودکی با پسر همسایه دوست بودم (صمیمی).در 7 سالگی به که مادرم گفتم دوستش دارم و وقتی بزرگ شدم می خوهم با او ازدواج کنم.
    در یک مهمانی مادرم این موضوع را در جمع گفت.آن روز خندیدم و به روی خودم نیاوردم او هم خندید.تا چند سال قبل همدیگر را می دیدیم و دوست بودیم اما به مرور زمان حتی دیگر به او سلام هم نمی کنم. من هنوز او را دوست دارم. هر دو درس خوانیم برای همین چند ماهی است او را ندیدم.2 سال از من بزرگتر است.کنجکاوم بدانم آیا آن روز را به خاطر دارد و میداند دوستش دارم و اینکه او هم مرا دوست دارد یا نه.پسر شوخ و مهربانی است. نمی دانم رفتارش با من به خاطر آشنایی و دوستی بود یا از روی علاقه؟

  4. مهتاب در

    عشق یه چیز مسخره ایه که فقط دخترا توش ضربه می بینن … پسرا که پس زدن کارشونه..

    • خواهرم…. مجبور نبودی همشونو امتحان کنی! ثانیا!!! مثل اینکه تو داستان من برعکسه! عاشق دختر عموم شدم.. اول زن عموم فهمید بعدشم عموم اما جای شکرش باقیه که آدمای فهمیده ای هستن و مث یه راز نگهش داشتن.. ولی بدبختی اونجاست که از همه طرف بایکوت شدم…

  5. سلام من یک پسر 1‌5 ساله ام ‌‌‌مثل همه ی شما من هم عاشق شدم اولش بایک چشمک که بهم زد ازش خوشم امد اسمش setayshهست کم کم با نامه باهم دوست شدیم اون خیلی ازم خوشش آمده بود منم کم نه. باهم خیلی خوب بودی تا یک روز که اونو دیدم باپسر خالم میخواستم برم جفتشون رو بزنم ولی جلوی خودمو گرفتم تا روز بعد که رفتم جاش جریانو بهش کفتم که دیدمت آنم به اته بته افتاده بود. ازاون روز باهاش تقریبا کات کردم ولی همیشه می پایش تا دیشب که جفتمون تو عروسی دعوت بودیم من تو حیات تالار نشسته بودم خیلی شیک مرتب باگ شیم بازی می‌کردم یک دفه اونو یادم که داره میاد ترفم خیلی خوشگل شده بود مثل پرنسس ها خلاصه آمد دوستشو گذاشت دور کردنم وبه هم گفت منو ببخش منم یکم فکر کردم اول جوابشو ندادم ولی چون خیلی آصرار کرد منم بخشیدمش به ولی ازش پرسیدم چرا با اون بو د کفت که کارشداشتم فقط همین به نظر شما من کار درستی کردم که دباره رابطه مو برقرار کردم یا اشتباه ولی من عاشقشم

  6. سلام من از پارسال که ۱۳ سالم بوده عاشق دختر همسایمون شدم و الان خونشان رو عوض کردن جاشو میدونم و دور هم نیست نزدیک ۳ ماهه ندیدمش و از شیش ماه بیشتره با هم صحبت نکردیم یه روز نمیشه از فکرش در بیام هیچی هم نمیدونه و دارم میسوزم که نمی‌بینمش. آخه عشق نوجوانی چه مشکلی داره که بخوان باهاش مقابله کنن .این نوع عشق اگه واقعی و از روی شهوت نباشه و صادقانه باشه از هر عشق دیگه ای محکم تره و صد شرف داره به عشق های بزرگسالی و جوانی . من فقط میخوام ببینمش تا جون بگیرم (از دور کافیه) ولی که می بینمش از همیشه شاد ترم ولی افسوس که نزدیک ۳ ماهه ندیدمش و از هر لحاظ دارم آسیب میبینم اگه روزی یه بار از دور ببینمش بهترین وضعیت از هر لحاظ رو به دست میارم بعد بگید این نوع عشق بده

    • میلاد در

      سلام دوست عزیز من کاملا شما رو درک میکنم آخه منم این جریان رو دارم.

  7. بچه ها من خودم عاشقم و همتون رو درک میکنم اگه سوال دارین اول مهدی بنویسید بعد سوالتان رو بپرسین یا در پاسخ همین مطلب سوال بنویسید عاشقتم مثل من پایدار

  8. سلام خدمت شما و دوستان
    من پسری ۱۶ هستم و راستش تو سن ۸ سالگی همبازی (دختر) داشتم. خیلی باهم بازی می کردیم.
    تقریبا تو سن ۱۳ سالگی این حس دوستی بیشتر شد یعنی تبدیل به عشق شد.(البته یه طرفه) هروقت تو اون زمان منو میدید می خندید. نمی دونم چرا ولی من به فال نیک میگرفتم. تا اینکه چند ماه پیش توسط یه رابط درخواست دوستی دادم.( البته دوستی یعنی رابطه عادی نه فیزیکی و ….) و اون رد کرد. خیلی داغون شدم و چهار ساعت گریه کردم. امروزم که تاسوعا بود دیدمش یکم بهتر شدم ولی دریغ از یک نگاه. البته من اون پیشنهاد رو به این خاطر دادم که از دستش ندم و یه رابطه باشه تا زمان خواستگاری. ولی میدونم خراب کردم. میخوام یه راهنمایی کنید که برای بهتر شدن روحیه و آیندم چی کار کنم. (خلاصه واقعا دوسش دارم نه به خاطر حس نوجوانی این علاقه شدیده) خیلی ممنون ازتون.

    • برو بهش حرف دلت رو بگو من که گفتم خوب شدم و برو باهاش دوست شو و دوباره از اول شروع کن

    • سلام من هم سن زیادی ندارم فقط یه دختره ۱۶ ساله هستم اما با توجه به اخلاقیات خودم و تجربه ای که داشتم از عشق میخوام راهنماییت کنم من هم عشق یک طرفه رو و هم عشق دوطرفه رو تجربه کردم و به نظر من این عشق قابل فراموش کردنه یعنی اگه بعد از گذشت نوجوونی بازم عاشق اون دختر بودی اون عشق واقعیه اما نگران نباش و سنجیده عمل کن هم شرایط خودتو و هم شرایط اون دخترو درنظر بگیر خیلی سمج نشو سعی کن آدم ایده آلی بشی که اگه در آینده احساست عوض نشد و خواستی ازش خواستگاری کنی اون نتونه بهت نه بگه مطمئن باش زمان همه چیز رو درست میکنه من اوایل خیلی عاشق طرف مقابلم بودم اما الان با گذشت ۶ماه عاقل تر شدم و شرایطمو سنجیدم و مطمئنم این آدم از هیچ لحاظ به درده آینده من نمیخوره ولی اون فقط به فکر آیندس و اگه بخوام رابطمو باهاش حفظ کنم هر دو به هم وابسته تر میشیم و خیلی آسیب میبینیم و حالا در به در دنبال اینم که رابطه هرچند کم و محدودمونو به طور کلی به پایان برسونم به طوری که اونم خیلی ناراحت نشه ولی از هر راهی رفتم به نتیجه نرسیدم و چون اون هم به من علاقه داره نمیدونم باید چیکار کنم من میدونم ما هیچ جوره به درد هم نمیخوریم و خونواده هامون مانع از ازدواج ما هستند و مواظب باش مشکل من برات پیش نیاد که واقعا دارم اذیت میشم

    • میلاد در

      سلام دوست عزیزبه نظر من بهتره براش توضیح بدی که منظور شما یک رابطه عادی نه فیزیکی

  9. سلام من وقتی کلاس ششم بودم یه پسری منو تو عرو سی دید بعد اون هی میومد جلوی مدرسه وقتی هم کلاس هفتم بودم از طریق یه نفر به من گفت که منو دوست داره ولی من رد کردم الان من پانزده سالمه و اون نوزده سالش از اون موقع چندبار به من گفت دوست دارم ولی من باور نمیکنم آخرین موقع امتحانات نوبت دوم بود به من از طریق یه نفر گفت اگه تو بگی نه منم می رم و پشت سر من نگاه نمیکنم منم گفتم نه بهر اونروز چندبار دیدمش فکرکردم از سرش افتادم ولی در محرم که به هیئت نگاه میکردم اونو دیدم تازه وقتی هم میخواستیم برسم خونه با موتور چندبار رفت و اومد . خودمم درسم خیلی خوبه به نظرتون من چیکار کنم؟آیا عاشقش واقعیه؟

  10. سلام من ۱۷سالمه شش ماهه عاشق یه پسر۱۸ساله شدم بدجور بهش وابستم بدون اون نمیتونم زندگی کنم اونم وابستمه اما میترسم که به هم نرسیم ،بهم میگه تا شش سال ازدواج نکن منم به خاستگارام جواب منفی میدم وقتی که باهم چت میکنیم بهم میگه همسرم خانومی نفسم عشقم و…چند بار هم باهم قرار گذاشتیم حتی از مدرسه بخاطر اینکه منو ببینه جیم میشد،حتی به هم دست زدیم هر دقیقه تو فکرشم آیندمو با اون میبینم نمیدونم درسامو بخونم بنظرتون واقعا دوسم داره؟

  11. سلام من17سالم هست چند بار عاشق شدم اما آخرش فهمیدم هوسه الان دوباره عاشق شدم ولی فکر نمیکنم که هوس باشه …تنها چیزی که از عشق فهمیدم اینه که یک طرفش خیلیی سخته

  12. سلام
    من درگیر این موضوع نشدم‌ ولی بهتون یه پیشنهاد دارم
    بهتره که از دوستان خودتون که در این زمینه تجربه دارن یا منطقی عمل میکنن مشورت بگیرید

  13. سلام خسته نباشید من ۱۵ سالمه
    من اصلا به این جور مسائل اهمیت نمیدم
    الانم دارم مثل یه آدم عادی زندگی میکنم
    خخخخخخ 🙂

  14. سردار در

    سلام من اسمم سرداره و اهل شمال کشورم
    من کلی رفیق دارم که بیشترشون یه همراه ( دوست دختر ) داشتن و فقط من بین اونا بودم که کسیو نداشتم واسه همین تصمیم گرفتم ار طریق یک ربات چت ناشناس تو تلگرام با یه دختر دوست بشم و برای اولین بار عشق رو تجربه کنم . با اولین درخواست جستجوی دختری که زدم ، یه نفر پیداش شد و بهم سلام گفت . منم بهش سلام گفتم و ازش خواستم خودشو معرفی کنه اونم گفت اسمم ارغوانه و اهل تهرانم . خلاصه کلی با هم چت کردیم تا اینکه از درون خودم یه چیزی عجیب و فوق العاده رو حس کردم و احساس کردم دارم بهش علاقمند میشم . تا اینکه با هم دوست شدیم و اون عکسشو برام ارسال کرد . باورتون نمیشه که وقتی عکسشو دیدم شیفته ی قیافش شدم و به کل عاشقش شدم و بیشتر بهش علاقمند شدم تا جایی که بعد چند روز همش تو فکر اون دختر بودم و کم کم فهمیدم که اسمش سحره و جنوب زندگی می کنه و من خیلی خیلی دوستش دارم البته من متولد 81 هستمو الان شانزده سالمه اما من نگرانم که اونو از دستش بدم اگه اون منو ترک کنه دیوانه میشم و دست به هر کاری می زنم واقعا من سحر رو دوست دارم ارز ته قلب لطفا بهم بگید که من واقعا عاشق شدم یا این فقط یه حسه ؟

    • شاید فکرکنی که این یه حسه ولی این واقعتیه که قلبت تورو به این را کشونده ولی این یه حس زود گذر تواین سن واسه تو

  15. توی این سن وسال یعنی دوران نوجوانی نبایداحساساتتون روزیادجدی بگیریدچراکه درسنین بالاترارتباط وتعاملتون باجنس مخالف بیشترمیشه واین به یک امرعادی تبدیل خواهدشدمن هم وقتی۱۴سالم بودازیکی ازاقواممون خوشم میومدکه۸سال ازمن بزرگتربودفکرمیکردم اون هم منودوست داره امااشتباه میکردم تااینکه یه روزدیدم هیچ حسی بهش ندارم الان که۱۸سالمه تجربه های زیادی بدست آوردم ومیگم عشق بچگی زودگذره ویه نصیحت ازمن اینکه تامطمئن نشدیدکسی بهتون علاقه منده بهش دل نبندید

  16. نیما حسنوند در

    سلام!من نیما حسنوند هستم و15 سالمه.من با تمام احترام با این مطلب مخالفم!من خودم عاشق دختری هستم و خواهم بود!اما این حرفا اشتباهن!عشق نه عقل میشناسه ونه سن!اگه کسی عاشق بشه دیگه ول کنش فقط وقتی میشه که از روی حوس یا هرچیز دیگه ای باسه!اما به من بگید که اگه دو نوجوان واقعا عاشق هم بشن اشتباهه یا نه؟؟ واینو هم بگم که آیا اگه کسی در این سن عاشق شه گناه کرده؟درکل خواستم بگم هرکسی عشقو تجربه کرده و خواهد کرد اما بستگی به این داره که عشقشون حقیقیه یا نه!حتی اگه نوجوانم باشه!

  17. سلام من فقط میخوام بدونم عشق واقعی برای دختر۱۷سالگی وجود داره یا نه هوس؟

  18. سلام من ۱۷سالمه نزدیک یه سالی میشه با یه دختری اشنا شدم ک از همون موقع بهش گفتم میخوام باهات ازدواج کنم و خودشم قبول کرد ک قرار شد حرف بزنیم تا چند سال دیگ ک برم خواستگاریش بعد ک حرف میزدیم تویه مدتی رفت و بعد ۳ماه دوباره برگشت و گفت مامانم فهمیده ولی اون حرف میزد بعدش من خانوادمو گفتم ک با مامانش جرف زدن فلان بعدش قرار شد ک از طریق گوشی پیام زنگ نزنیم تا ک چند سال دیگ درسامونو بخونیم برم خواستگاریش راستی من یه شهر دورم اونم یه شهر دور و از اونجا یه چند باری هم کادو فرستاده میگ عاشقت شدم ولی نمیدونم این عشقش واقعی یانه ولی قرار گزاشتیم ک پایه هم دیگ واستیم تا اون موقع ولی نمیدونم عشقش واقعی یا نه ک پام واسته خواستم اینو بدونم ک این احتمال هسته ک عشقش واقعی باشه یانه چون خودش خیلی میگ حرف نزنیم خودشم مشاوره رفته بهش گفتن تا موقع ازدواج حرف زدن قطع کنین《 من میخوام بدونم عشق واقعی تو سن ۱۷سااگی برا دختر وجود داره یانه》 ؟

    • سردار در

      داداش من متولد سال 81 هستم و دقیقا مشکل تو رو پیدا کردم و نمی تونم از اون دختر دل بکنم و فراموشش کنم

      • امیر جوادی در

        دل بکن بابا , من خودم 26 سابمه هم سن تو بودم عاشق شدم تهش هیچی گیرم نیومد دختره هم سرد شد نسبت بهم , دوستیمون 2 سال هم طول نکشید .. ولی من 10 ساله به پاش موندم از روی حماقت! فقط مسیر زندگی آدمو خراب می کنه آدمو از درس وکار وبار میندازه … وقتی 26 سالت شد و دوست داری برگردی 18 سالکی یه کاسبی بزنی که امروز بتونی یه غلطی تو زندگیت بکنی اونوقت میفهمی چی میگم . الان یه لیسانس مسخره دارم که دو زار نمی ارزه , اگه تمرکز میکردم روی درس میتونستم دکتر بشم , اگر تمرکز میکردم روی کاسبی میتونستم کاسب بشم , ولی چی شدم??? یه عاشق احمق بی پول

        • مشکلتون اینه که عشق رو فقط یه حس قشنگ دونفره تو هوای پاییزی میدونید….

    • دختره در

      فکر کنم یه دختردیگ توسن ۱۷سالگی بلوغش کامل شده باشه.والا تو محل زندگی ما دختر ۱۵ساله رو عقد میکنن

  19. آرمان در

    فقط محبت و چیز های خوبه که برای آدم باقی میمونه حتی برای یک ثانیه و اون حس و حالی که تو روز های شادت داشتی برا همیشه تو قلبت ذخیره میشه و هر وقت به یاد اون روزا بیفتی حالت خوب میشه اما اون حس حالی که تو روز های تلخ بهت دست میداده رو بعد از گذشت یه مدتی دیگه به خاطر نخواهی آورد اگر هم به خاطر بیاری اون حس و حال رو نخواهی داشت و حالت هم به اون اندازه بد نخواهد شد آره داداش زندگی اینه غم و شادی از هر نوعش به نوبت میاد و میره و باید تلاش کنی که با هر شادی و غم زود از خود بی خود نشی و صبر داشته باشی

  20. علیرضا در

    درود الان ی مدتی هست دختر دایی ایم اموده خونمون کلا دارم دیونش میشم خیلی تند خو شدم نمیدونم چم شده نکنه عاشقش شدم ایا

  21. عشق واقعی زمانی اتفاق میوفته که هیچ کدوم دچار کمبود محبت نشده باشن
    و در ضمن عشق میتونه این قدرتو به ادما بده که راحت از خیلی چیزا بگذرن و برعکس ینی قادر باشن کارایی که قبلا نمیتونستن انجام بدن رو فاعل باشن. حتی ممکنه ینفر بخاطر عشقش تو تحصیلش پیشرفت کنه
    عشق به شرطی میتونه مفید باشه که هر دوطرف بدونن چجوری باید برخورد کنن اگه هم اگاه نیستن(که هیچ کس آگاه به دنیا نمیاد)همدیگرو به مطالعه در این باره تشویق کنن

    • بابا لامصبا! از من که گذشت ولی اینهمه دختر پسر ریخته اینجا…… همه اهل بخیه…. همه زخم خورده……. دست همو بگیرین یه سروسامونی به خودتون بدین…خخخخ

  22. خب باید بگم که منم تو سن پایین عاشق شدم
    تو سن ۱۳ سالگی عاشق دختری که واقعا از سنش بیشتر می فهمید و واقعا دختر فهمیده ایه
    هر روز بیشتر و بیشتر عاشقش میشم یه جورایی حاضرم کل دنیامو بهش بدم…
    الان ۱۷ سالمه
    چهار ساله دوستیمو هییچ مشکلی نداریم
    اصلا هم از هوس نیست و من واقعا عاشقشم
    امیدوار به دختر یا پسر مورد علاقتون برسید❤

  23. امیر حسین در

    سلام
    من از 13 سالگی عاشق یه دختری شدم ولی بهش نگفتم تا 1 سال خلاصه از 14 سالگی بهش گفتم و اونم اولش تردید داشت ولی قبول کرد..اون موقع 12 سالش بود(دختر کاملا فهمیده ای بود و هست البته از این بچه مچه های ساده لوح نیست)
    خلاصه اولش علاقمون کم بود ولی رفته رفته انقدر بهم وابسته شدیم که اصن نگم براتون… تا همین امسال که من نهم بودمو و اون هفتم…برای امتحانات پایان ترم از هم خدافظی کردیم و گفتیم خوب درس بخونیم که حسرت نخوریم بعدها…
    اما اون رفت و دیگه برنگشت…ما تاحالا رو در رو باهم صحبت نکردیم فقط یه بار چشم تو چشم شدیم شانسی اونم تو همین محرم بود ینی 97/6/27 ….3 ماه بود که نحرفیده بودیم وقتی دیدمش دلم همچین لرزید که اصن حد و اندازه نداره…
    من هیچی ازش نخواستم واقعا فقط ازش یه عکس دارم که اونم خانوادگی هست و ی عکس کامل از خودش ندارم…حتی گفت تلگرام نمیریزم خانوادم نمیزارن گفتم باشه..تو جای دیگه در ارتباط بودیم ..جایی که فقط میشد حرف زد و بس
    اما اون گذاشت و رفت…واقعا برام سواله که چرا رفت…چون هیچی ازش نخواسته بودم…
    اینم بگم که معدلش تو همه ی سال 20 بوده و منم نهمم رو با معدل 19 قبول شدم…
    الان دارم اتیش میگیرم و به فکر خودکشی هستم کسی هست کمکم کنه؟

    • سلام امیرحسین عزیز
      مطمئناً عشق ارزش ناراحتی و غم رو داره اما زندگی خیلی ارزشمندتر از اینه که بخوای با اولین تجربه شکست عشقی به فکر خودکشی باشی.
      پیشنهاد میکنم برگردی به زندگی عادی ات و از زندگی لذت ببری چراکه خیلی زود دوباره کسی رو خواهی دید که عاشقش میشی و دوباره از عشق لذت خواهی برد.

    • میدونی چیه
      تجربه ات کافی نیست
      یکی بود که منو شیفته خودش کرده بود بعدش گزاشت و رفت ولی من تو اون یک ماهی که منو میشناخت خوب تجربه کسب کردم .
      این تجربه به درد دوستی با یکی دیگه خورد و تا الانم موفق بوده .
      هر چی کمتر به فکرش باشی از ذهنت دورتر میشه به شرطیکه دوباره وسوسه نشی که باهاش چت کنی
      زندگیت ارزشش از اون بیشتره
      یه سرچ بزن و یاد بگیر چجوری باید مخ بزنی بعد برو سراغ یکی دیگه

      اگه هم مخ زدی و نشد عیبی نداره
      بعضیا خودشون نمیخوان
      بعضیا خانوادشون نمیخوان
      بعضیا شرایتش رو ندارن
      بعضیا حسش رو ندارن
      بعضیا میترسن
      بعضیا ….

    • سلام امیر حسین منم تو سن سیزده سالگی عاشق ی پسر شدم خیلی دوست داشتیم عمو ولی یهو اون منو ول کرد رفت هرچی التماس کردم برگرده برنگشت الان ی سال از اون ماجرا میگذره یکی دیگ ک واقعیت عاشقمه اومده سراغم منم دوسش دارم خیلی باهم خوبیم مطمئن باش آدما دوباره تو زندگی شون عاشق میشن شاید بیشتر از عشق قبلی

    • در واقع همین جور عشق هاست که نوجوان ها رو ازش منع میکنند. من خودم عاشقم و حست رو درک میکنم و میدونم که دوران سختی رو میگذرونی. ولی باید به صورت جدی به رابطه تون فکر کنی. اگر حتی یک نفرتون هم به ادامه ی رابطه علاقه ای ندارد اصرار فایده ندارد. بهتره مدتی رو صرف این بکنی که آرام آرام فراموشش کنی. هر چند سخت باشه. گاهی احساسات ارزش احساس کردن رو دارند. حتی اگر در مدتی از زمان زجرآور باشند. به زندگی عادیت فکر کن و خودتو توی درست و چیز هایی که دوست داری غرق کن و فرصت فکر کردن به خودت نده. اینجوریه که میتونی فراموشش کنی. امیدوارم عشق واقعی را در فرصت بعدیت بیابی.

  24. منم تو ۱۵سالگی عشق رو تجربه کردم عشق به یه پسری که اینقدر مغرور بود و با اینکه از من خوشش میومد ولی هیچوقت باهام حرف نزد چند بار اومد که باهام حرف بزنه اما می رفت بدون اینکه من حرفی بهش بزنم فقط نگام میکرد من آدم احساساتی نیستم و خودمو درگیر این چیزا نمی کنم با اینکه خیلی از پسرا بهم شماره دادن و ازم خواستن باهاشون دوست بشم (که نشدم)ولی این آدمو نمی تونم فراموش کنم

  25. amirhossein در

    سلام ، عاشق شدن تو این سن بیشتر ار روی ماهواره و این چیزاست یعنی در اصل هوسه
    ولی بعضی ها هم هستند که در دوره نوجوانی اینطور نیستن یکیش من
    مثلا یه پسر ۱۵ ساله یه دختر ۱۴ ساله رو هر روز لب ساحل میدیدمش ( رفته بودیم مسافرت)
    اگر من از روی هوس بهش نگاه میکردم ، چشمم باید دائم به پا و قسمت های شرمگاهیش می بود که خدا شکر عشق من نوع هوسیش نبود ،
    حس میکردم خیلی مهربونه نگاهش خیلی قشنگ بود. ولی الان دیگه پیشم نیست خیلی ناراحتم ، ولی همه میدونیم اینا زود گذر هستن و اگر کسی خیلی فکر و خیالبافی کنه درگیر کار های زشت و جاهلانه میافته و افت تحصیلی پیدا میکنه ، پس بهتره در این سن درستون رو خوب بخونین بزرگتر شدین به این چیزا فکر کنین ، صد در صد اگر درستون رو ادامه ندید زن گیرتون نمیاد اخه خانواده ها به بی سوادا زن نمیدن!!!!!!!!!

    • بی سوادی خودش خیلی ضرر داره واسه ادم‌.باید درسو واسه خودش بخونی نه برا پول،باید دوسش داشته باشی…

    • رکسانا در

      اولا شرمگاهی کلمه درستی نیست و دوما اگه واقعا عاشقش میشدی میفهمیدی انقد زود نمیتونی خودتو قانع کنی زوده و فقط باید درس بخونی اوکی

    • همه ی عشق ها زود گذر نیستند. در واقع معمولا عشقی که خیلی زود اتفاق می افتد زود هم از بین میرود. برای مثال من هم همسن توام. ولی مدت هاست که نمیتونم به کسی که عاشقش شدم فکر نکنم.

  26. سلام من یک دختر16ساله ام منم دچار همچنین مشکلاتی شدم فکر میکنم توی سن 13سالگی بود که احساس کردم خیلی دوستش دارم اما الان با گذشت سه سال فکر میکنم دیگه احساسم به این شدت نیست من حتی یک بار هم مستقیما باهاش صحبت نکردم چون پسر همسایمون بود اما با گذشت زمان به خاطر رفتارای خودش احساس میکنم ازش متنفرم خلاصه الکی رویا بافی میکردم و فقط وقت خودم را تلف کردم

نظر خود را بیان کنید