تعبیر دیدن حصیر در خواب چیست؟

حصیر (بوریا)
حصیر فرشی است نجیبانه و فقیرانه که بافتن آن مستلزم دقت و صرف وقت است.
حصیر در خواب صبوری و بردباری است و قناعت و عزت نفس ما به شکل فرش حصیر شکل می گیرد و به هیچ وجه گویای فقر و ادبار و مسکنت نیست.
حصیر در گذشته نقش دیگری در زندگی ما داشت که احتمالا می توانست نماینده نداری و ضعف مالی صاحب آن باشد ولی حالا حصیر این نقش را ندارد و همان طور که گفته شد چیزهایی که در خواب می بینیم حکم کلی ندارند و با برداشتی که ما از آن ها داریم تعابیرشان متفاوت می شود. از جمله چیز ها همین حصیر است.
ابن سیرین می گوید حصیر در خواب مردی است بخیل و خسیس و زنی است بی اصل و نسب لیکن با برداشتی که امروز نسبت به حصیر داریم و کاربرد آن که کاملا متفاوت شده است این تعبیر نمی تواند درست باشد.
اگر در خواب دیدید که حصیری بافته اید یا مشغول بافتن آن هستید سر رشته کاری به دست شما می افتد که شرافتمندانه است و صبوری و تحمل و پشتکار می خواهد و این خوابی است نیکو.
اگر دیدید که بر حصیر نشسته و خوابیده اید می توانید مطمئن باشید که در آینده نزدیک امنیت و آرامش خواهید یافت و کسی معترض شما نخواهد بود و بخصوص در کارهائی که دارید باقی خواهید ماند و چنان چه از آن کار هر چه هست ناراضی هستید بهبود خواهید یافت.
اگر کسی حصیری به شما داد یا حصیری از فروشنده خریدید زنی در زندگی شما پیدا می شود.
اگر مرد مال دار و قدرتمندی هستید دیدن حصیر در خواب نوعی هشدار است و این خواب شما را به فروتنی و مهربانی به ضعیفان و زیر دستان دعوت می کند و اگر مردمی کم درآمد و بی تامین هستید خواب به شما نوید بهبود می دهد ولی با اعمال صبر و تحمل.
حصیری کهنه در خواب زن پیر است. پیر زنی که بی آزار است و مفید به حد توانایی.
همچنین بخوانید:
4 دیدگاه
من خواب دیدم با پدر بزرگم و مردی پیر دیگر که به نظر می رسید دوست اوست نشسته بودیم و پدر بزرگم با شوخی و خنده از من در خواست نان کرد و من هم با شوخی و از جایم بلند شدم نا محسوس گفتم نمیدم و بعد که بلند شدم نان ها در دستم کم شده بود و خشک شده بود هوا هم گرم بود بعد دیدم با پدر بزرگم در حال قدم زدن هستیم و دنبال آب می گردیم در پارک قدم می زدیم و سرسره و تاب را هم دیدم هوا همچنان گرم بود و من از پدر بزرگم پرسیدم چرا مثل همیشه آنجا ننشستی؟ (چون آنجا حصیری بود و کمی خنک تر از پارک )زیر پایما ن ترکیبی از علف ها ی سبز و علف های خشم بود بعد رویم را به پدر بزرگم (پدر بزرگ مادری ) اما دیدم پدرم پیشم است قدم زدیم او رویش را به زمین بازی برگرداند آنجا دریا بود با آبی کمی آلوده و تنگی شیشه ای پر از آب زلال کنار دریا پدرم آب را در دریا ریخت و گفت کشور های کم آب آبشان از این تامین می شود و برای آنها فقط ۲ روز آب هست .
خواب شما سرشار از تصاویر نمادین و احساسهای متناقض است؛ مثل قصهای که هم خاطره را میگوید و هم نگرانی را. حضور پدربزرگ و مرد پیر دیگر زمینهای از پیوندهای نسلها، تجربیات گذشته و احتمالاً نگرانِ بودنِ کسانی است که در خانواده نقش مراقبتی داشتهاند. درخواست نان به شکل شوخی و جواب شما «نمیدم» که بیاختیار گفته شد، میتواند بازتابی از تردید درباره میزان بخشش یا محافظت شما باشد؛ نان نماد روزی، مراقبت و پیوند است و خشک و کم شدن نان حس کمبود یا اضطراب نسبت به توان فراهم آوردن نیازها را نشان میدهد.
گرما و جستوجوی آب، و بعد تصویر پارک و وسایل بازی، فضای کودکانهای را با بحران سازگار کردهاند: شما در پی آرامش و تأمین عاطفی هستید اما شرایطِ محیطی (گرما، خشکی) مانع میشود. زمینِ زیر پا که ترکیبی از علفهای سبز و «علفهای خُشک/خشم» است — اگر منظورتان «خشم» باشد، خواب به وجود احساسات سرکوبشده یا دلخوریهایی اشاره دارد که در کنار رشد و امید (علف سبز) هستند؛ اگر منظورتان «خشک» باشد، باز هم تضاد بین سرسبزی و فرسودگی را میسازد. اینکه در نهایت پدرتان کنار شماست اما او آبِ پاک را در دریای کمی آلوده میریزد و میگوید منابع محدود هستند، بُعدی از مسئولیتپذیریِ شما نسبت به دیگران و همزمان احساس ناتوانی در حل مسائل بزرگتر را نشان میدهد — میدانید کمک میخواهید بکنید اما ابزارها کماند و نتیجه شاید ناچیز باشد.
از نظر روانشناسی این خواب میتواند پردازشی از سوگ، دلتنگیِ دوران کودکی، یا اضطراب نسبت به محدودیتهای عاطفی و مادی باشد. لحن شوخی اول خواب ممکن است پوششی برای احساس گناه یا ترس باشد؛ بازیها و سرسره نماد خاطرات راحتتر و زمانهاییاند که احساس امنیت بیشتری داشتید. تصویر آب زلال در شیشه و دریای آلوده هم ترکیبی از امید کوچک و واقعیتِ ناخوشایندِ بیرون است.
اگر بخواهید میتوانیم به بخشهای خاصتر بپردازیم: رابطهتان با پدربزرگ و پدر در زندگی بیداری، آیا اخیراً حس کمبود یا فشار مالی داشتهاید، و دقیقاً آن عبارت «علفهای خشم» را منظورتان خُشک بود یا خشم؟ این جزئیات کمک میکند تعبیر دقیقتر و شخصیتری بدهم. برای آرامتر شدن، توجه به منابعی که شما را احساس امنیت و سیراب شدن میکنند — حتی قدمهای کوچکِ روزانه — میتواند مفید باشد.
مادرم در خواب شب دید که یک همسایه مرده اش بهش گفت بمان تا حصیر تو که درخانه من هست رو برایت بیاورم.وبعد رفت.یهو یک همسایه مرده دیگر باخنده جلو امد وبمن سلام واحوالپرسی کرد وبمادرم گفت بمان تا ان خانم حصیرت رو بیاورد،تعبیرش چیست؟
دیدن همسایه مرده در خواب معمولاً نمادی از پیام یا یادآوری از دنیای دیگر است. اینکه یکی از آنها به مادرتان گفته “بمان تا حصیر تو که در خانه من هست را برایت بیاورم” میتواند نشاندهنده این باشد که چیزی متعلق به مادرتان یا مرتبط با او در جایی محفوظ است و ممکن است نیاز به توجه یا بازگرداندن داشته باشد. حضور همسایه مرده دوم که با خنده و سلام آمد، ممکن است نشانه آرامش، پذیرش وضعیت و ارتباط مثبت با گذشته باشد.حصیر در فرهنگ ما نمادی از آرامش، راحتی و زندگی روزمره است؛ بنابراین آوردن حصیر میتواند به معنای فراهم کردن آسایش یا بازگشت شرایط خوب باشد.در کل این خواب میتواند بیانگر این باشد که مادرتان باید صبور باشد و منتظر فرصتی برای بازگرداندن یا دریافت چیزی مهم برای خودش بماند. همچنین حضور دوستان قدیمی (همسایههای مرده) نشاندهنده حمایت روحی و آرامشی است که از گذشته دریافت میکند.