چرا دهه چهارم زندگی خسته کننده تر می شود؟

چرا دهه چهارم زندگی خسته کننده تر می شود؟ بحران چهل سالگی دوره ای است که بعضی از افراد در میانه زندگی با آن روبه رو می شوند؛ معمولاً از حوالی چهل سالگی به بعد. در این مرحله آدم ها ناگهان مکث می کنند و به مسیر گذشته خود نگاه می اندازند؛ اینکه چه کرده اند چه چیزهایی را از دست داده اند و چه چیزهایی هنوز می خواهند.

این دوران می تواند همراه با پرسش های جدی درباره هویت، روابط، هدف های زندگی و احساس رضایت باشد. اگرچه چالش برانگیز است اما فرصتی ارزشمند برای رشد، تغییر و ساختن مسیر تازه هم فراهم می کند.

همچنین بخوانید: 7 کاری که بعد از ۴۰ سالگی باید برای همیشه کنار بگذارید

چرا دهه چهارم زندگی خسته کننده تر است؟

خیلی ها می گویند در دهه چهارم زندگی دیگر مثل قبل جان و توان ندارند. یک استاد آناتومی هم توضیح می دهد که در دهه چهارم زندگی نسبت به سال های بیست و سی هم انرژی کمتر شده و هم بدن دیرتر خستگی را جبران می کند؛ برای همین این دوره برای خیلی ها خسته کننده تر به نظر می رسد.

اگر به گذشته نگاه کنیم می بینیم در دهه بیست راحت تا نیمه شب بیدار می ماندیم، کم می خوابیدیم، کار و تفریح را با هم جمع می کردیم و با این حال صبح روز بعد سرحال بودیم. در سی سالگی هم معمولا هنوز بخشی از همان توان را داریم. اما در چهل سالگی اوضاع عوض می شود؛ یک شب کم خوابی یا یک روز پرکار می تواند چند روز ما را از پا بیندازد.

طبیعی است که بعضی ها فکر کنند این فقط به خاطر پیر شدن است و یعنی از این به بعد همه چیز سراشیبی قرار دارد. اما واقعیت کمی حساس تر از آن می باشد. زیرا دهه چهل اغلب خسته کننده ترین دوره زندگی می باشد. نه فقط چون سن بالا رفته. بلکه چون چند تغییر کوچک در بدن درست همان زمانی رخ می دهد که فشارهای زندگی به اوج می رسد: مسئولیت های شغلی بیشتر می شود، تعهدات خانوادگی سنگین تر است و فرصت استراحت کمتر.

نکته امیدوارکننده اینجاست که هیچ قانون ثابتی وجود ندارد که بگوید قرار است همین طور خطی و یک سره، تا شصت سالگی انرژی مان کم و کمتر شود. با آگاهی از این تغییرات، مراقبت بهتر از بدن، تنظیم سبک زندگی، خواب مناسب، تغذیه خوب و مدیریت استرس می توانیم کمک کنیم این سال ها هم با کیفیت و با انرژی تری سپری شوند. نه صرفا در حس خستگی و فرسودگی.

چرا دهه چهارم زندگی خسته کننده تر است؟

دهه بیست پرانرژی

اوایل بزرگسالی شبیه زمانی است که بدن روی بهترین تنظیمات خودش کار می کند. در دهه بیست چندین سیستم حیاتی همزمان در اوج هستند. به طوریکه حتی اگر ورزش حرفه ای هم نکنید توده عضلانی بدن شما معمولاً در بالاترین سطح طبیعی قرار دارد. جالب است بدانید که عضله فقط برای قدرت نیست؛ بلکه یک بافت فعال و پرکار می باشد که به تنظیم قند خون کمک می کند و انجام کارهای روزمره را برای بدن ساده تر و کم هزینه تر می سازد.

همچنین بخوانید: علت عقب افتادن و نامنظم شدن پریود بعد از چهل سالگی چیست؟ نشانه یائسگی است؟

از نظر علمی عضلات حتی وقتی در حال استراحت هستید هم انرژی مصرف می کنند و بخش مهمی از متابولیسم پایه را تشکیل می دهند؛ یعنی همان انرژی که بدن فقط برای زنده ماندن خرج می کند. وقتی عضله بیشتری دارید بدن کارآمدتر عمل نموده و فعالیت های روزمره فشار کمتری به شما وارد می کند.

در عمق سلول ها هم شرایط به نفع شماست. میتوکندری ها که مثل نیروگاه های کوچک داخل سلول عمل می نمایند و غذا را به انرژی تبدیل می کنند هم تعدادشان بیشتر است و هم عملکردشان بهتر. آن ها انرژی را با بازده بالاتر و مواد زائد کمتر تولید می کنند، بنابراین بدن کمتر دچار التهاب و فرسودگی می شود.

خواب هم در این سال ها کیفیت بهتری دارد. حتی اگر کمتر از حد ایده آل بخوابید مغز معمولاً خواب عمیق تری تجربه می کند؛ همان مرحله ای که برای ترمیم جسم و بازیابی انرژی حیاتی می باشد. به همین دلیل است که بعد از یک شب کم خوابی هم می توانید نسبتاً سریع به حالت عادی برگردید.

از طرف دیگر هورمون ها منظم تر و قابل پیش بینی تر عمل می کنند. کورتیزول، ملاتونین، هورمون رشد و هورمون های جنسی در ریتمی هماهنگ بالا و پایین می روند و این نظم باعث می شود سطح انرژی در طول روز پایدارتر باشد.

دهه چهارم خسته کننده

دهه چهارم خسته کننده

در دهه چهارم زندگی یا همان میانسالی بدن ناگهان از کار نمی افتد. اما یک سری تغییرات ریز و مداوم شروع می شوند که کم کم خودش را در زندگی روزمره نشان می دهد.

از اواخر دهه سی به بعد اگر به سراغ ورزش و به خصوص تمرینات قدرتی نرویم توده عضلانی آرام آرام کاهش پیدا می کند. شاید این تغییر اولش خیلی محسوس نباشد اما اثرش کاملا جدی است. وقتی عضله کمتر می شود انجام همان کارهای ساده روزمره مثل بالا رفتن از پله، پیاده روی، خرید، جمع وجور کردن خانه یا حتی سرپا ایستادن طولانی، انرژی بیشتری از شما می گیرد؛ حتی اگر خودتان آگاهانه متوجه نشوید.

میتوکندری ها، این نیروگاه های ریز داخل سلول هنوز کارشان را انجام می دهند اما دیگر مثل قبل پرقدرت و دقیق نیستند. در دهه بیست اگر چند شب بد بخوابید یا دوره ای استرس شدید داشته باشید بدن سریع تر جمع وجور می شود. اما در دهه چهارم زندگی همین فشارها باعث می شوند خستگی بماند و بازیابی طولانی تر شود؛ انگار باتری دیگر مثل قبل سریع شارژ نمی شود.

همچنین بخوانید: چک لیست کامل کارهایی که باید در ۴۰ سالگی برای خودتان انجام دهید

در دهه چهارم زندگی کیفیت خواب هم تغییر می کند. خیلی ها هنوز از نظر تعداد ساعت به اندازه کافی می خوابند اما کیفیت خواب عوض شده است. وقتی خواب عمیق کم شود ترمیم بدن هم کامل انجام نمی شود. نتیجه این می شود که خستگی دیگر مثل قبل با یک خواب خوب برطرف نمی شود بلکه روی هم جمع می شود و حالت فرسودگی مداوم ایجاد می کند.

در مورد هورمون ها هم باید گفت وضعیت آن ها مدام در حال نوسان می باشد. در میانسالی به خصوص برای زنان سطح هورمون ها بالا و پایین های غیرقابل پیش بینی تری پیدا می کند. این تغییرپذیری است که نظم دمای بدن، ساعت خواب و بیداری و ریتم انرژی روزانه را به هم می زند. جالب اینجاست که بدن با سطح پایین اما ثابت بهتر کنار می آید تا سطحی که مدام در نوسان است.

نظر خود را بیان کنید