
علت شاد نبودن در زندگیمان چیست؟ گاهی اوقات در زندگی همه ما روزهایی پیدا می شود که حس می کنیم شادی از خانه دلمان کوچ کرده است. ما مدام دنبال دلیل می گردیم و فکر می کنیم مشکلی بزرگ وجود دارد اما حقیقت این است که گاهی همین عادت های کوچک و پنهان ما هستند که سد راه خوشبختی می شوند. این عادت ها مثل موریانه هایی هستند که ذره ذره پایه نشاط ما را می جوند. بیایید بدون تعارف و با نگاهی از درون به این ۸ عادت نگاه کنیم تا شاید راهی برای بازگشت لبخند پیدا کنیم.
علت شاد نبودن در زندگی
خیلی وقت ها دلمان می خواهد شاد باشیم اما انگار یک دیوار نامرئی جلوی ما را گرفته است. گاهی فکر می کنیم چون پول کافی نداریم یا امکانات زندگی مان محدود است نمی توانیم خوشحال باشیم اما حقیقت این است که یک سری رفتارهای پنهان و عادت های سمی ذره ذره شادی را از ما می دزدند. بیایید با هم صادق باشیم و این گره های ذهنی را باز کنیم تا بتوانیم فضای بیشتری برای نفس کشیدن و شاد بودن در زندگی مان باز کنیم.
احساسات خود را خفه می کنید
از کودکی به خیلی از ما یاد داده اند که غم و خشم را پنهان کنیم. جملاتی مثل گریه نکن یا قوی باش در ذهنمان حک شده است. وقتی احساسات ناخوشایند را سرکوب می کنیم در واقع یک دکمه خاموش برای تمام احساساتمان می زنیم. این یعنی دیگر نمی توانیم شادی و هیجان واقعی را هم تجربه کنیم. این سرکوب به مرور زمان بدن را هم بیمار می کند. سعی کنید به جای خفه کردن احساسات اجازه دهید جریان پیدا کنند. حتی حرکات موزون یا رقصیدن ساده هم می تواند انرژی های حبس شده را از قلبتان بیرون بریزد و حالتان را بهتر کند.
اجازه نمی دهید دچار اشتباه شوید
همه ما فکر می کنیم اگر اشتباه کنیم یعنی شکست خورده ایم. این کمال گرایی است که ما را از پا در می آورد. جالب است بدانید خیلی از اختراعات بزرگ دنیا کاملاً اتفاقی به دست آمده اند. وقتی برای رسیدن به یک ایده آل دست نیافتنی تلاش می کنید فقط اضطراب برای خودتان می خرید.
توماس ادیسون جمله معروفی دارد که می گوید من شکست نخوردم بلکه راه هایی را پیدا کردم که کارساز نبودند. اشتباه کردن نشانه زنده بودن و یاد گرفتن است. به خودتان اجازه خطا بدهید تا مسیر پیشرفت برایتان هموارتر شود.

ترجیح می دهید که قربانی باشید
وقتی انگشت اتهام را به سمت ترافیک یا رئیس یا شرایط اقتصادی می گیریم در واقع داریم کنترل زندگی را به دست آن ها می دهیم. ترافیک همیشه هست و شاید شرایط بیرونی دست ما نباشد اما واکنش ما به این شرایط کاملاً دست خودمان است. وقتی می گویید تقصیر ترافیک بود دیگر راهی ندارید جز دیر رسیدن. اما وقتی مسئولیت را می پذیرید می توانید زودتر بیدار شوید یا مسیر را عوض کنید. مسئولیت پذیری یعنی قدرت انتخاب و تبدیل کردن موانع به فرصت های جدید.
فکر می کنید که ذهن خوان هستید
چقدر درگیر این فکرها می شوید که دیگران درباره شما چه فکری می کنند؟ مثلا فکر می کنید فلانی با نگاهش به من توهین کرد یا آن ها فکر می کنند من آدم کسل کننده ای هستم. حقیقت این است که شما ذهن خوان نیستید و بیشتر وقت ها دیگران اصلاً به اندازه شما درگیر قضاوت کردن شما نیستند. با این افکار فقط اعتماد به نفس خودتان را خراب می کنید. فرض را بر این بگذارید که مردم مهربان هستند و بهترین را برایتان می خواهند. ارتباط شفاف داشته باشید و اگر چیزی می خواهید فقط درخواست کنید.
کینه دارید
کینه مثل این است که زغال داغی را در مشت بگیرید تا به طرف مقابل پرتاب کنید اما در نهایت دست خودتان می سوزد. کینه داشتن هم روح را افسرده می کند و هم جسم را درگیر بیماری های قلبی می سازد. اگر کسی چیزی گفت که ناراحت شدید بدانید که آن حرف فقط یک ادعاست نه حقیقت وجودی شما. نگه داشتن این خشم فقط وقت و انرژی شما را می سوزاند. یاد بگیرید ببخشید یا حداقل برای رها کردن این بار سنگین به یک مشاور مراجعه کنید تا جای خالی آن را با چیزهای خوب پر کنید.
به نظرات دیگران وابسته هستید

گاهی زندگی ما شبیه یک نمایش برای دیگران می شود. دائم در فکر این هستیم که نکند فلانی قضاوت کند یا فلان کار باعث شود بقیه ما را طور خاصی ببینند. این وابستگی یعنی اضطراب دائمی. از خودتان بپرسید آیا این تصمیم را برای دل خودم گرفتم یا برای اینکه دیگران تشویقم کنند؟ اگر همیشه دومی باشد یعنی خودتان را فراموش کرده اید. ارزش های درونی خودتان را پیدا کنید و به ندای قلب خودتان بیشتر از حرف های مردم اعتماد کنید.
بر موفقیت دیگران تمرکز دارید
شبکه های اجتماعی ویترین زندگی دیگران هستند نه واقعیت زندگی آن ها. شما فقط لحظات خوشی که دیگران می خواهند نشان دهند را می بینید نه درگیری های پشت پرده شان را. وقتی مدام دیگران را با خودتان مقایسه می کنید دارید زمان طلایی خودتان را هدر می دهید. هر روز ۵ مورد از کارهایی که خودتان انجام دادید و به آن ها افتخار می کنید را بنویسید. این کار باعث می شود ارزش وجودی خودتان را دوباره پیدا کنید و به جای حسرت خوردن به فکر پیشرفت خودتان باشید.
به گذشته و آینده خود اجازه ندهید وارد زندگیتان شوند
غم گذشته و اضطراب آینده بزرگ ترین دزدهای لحظه حال هستند. ماندن در حسرت های دیروز یا ترس های فردا باعث می شود زندگی واقعی همین لحظه را از دست بدهید. بنابراین توصیه می کنیم برای برگشتن به زمان حال تمرین کنید. به صداهای اطرافتان گوش دهید. بوهای محیط را حس کنید. تماشای حرکت ابرها در آسمان یا حتی حس کردن جریان هوایی که به صورتتان می خورد کمک می کند دوباره به زمین برگردید و طعم زندگی را در همین لحظه بچشید.