متن نوحه و روضه شب هفت امام حسین

متن نوحه و روضه شب هفت امام حسین

شب هفت امام حسین (ع) یکی از مراسم های مهم و معنوی در عزاداری های محرم است که یاد و خاطره شهدای کربلا، به ویژه امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش، را زنده نگه می دارد. در این شب، با خواندن نوحه ها و روضه های جانسوز و اشعاری پر احساس، دل ها به سوی عاشورا و مظلومیت امام حسین (ع) معطوف میشود و حال و هوای خاصی در میان عزاداران ایجاد میشود. این نوحه ها و روضه ها، با زبان ساده و در عین حال پر از غم و اندوه، فضای مراسم را به گونه ای می سازند که اشک ها جاری و دلها پر از حس همدردی و عشق به خاندان اهل بیت میشود.

امروز در آلامتو مقاله تحت عنوان متن نوحه و روضه شب هفت امام حسین گریه دار و جانسوز + اشعار شب هفت امام حسین را برای شما آورده ایم همراه ما باشید.

همچنین بخوانید: متن قشنگ ترین نوحه امام حسین

متن نوحه شب هفت امام حسین

برادر! ابالفضل‌جانِ حسین!
مَه کاملِ آسمان حسین!
به یک خشم تو لشکری می‌گریخت
فدایت شوم مهربانِ حسین

*اونقدر مهربان بود.اومد مقابل برادر “فَسَمِعَ الاطفال، یُنادونَ العطش، العطش” وقتی صدای العطش بچه ها رو روز عاشورا شنید،اومد صدا زد برادرم،مولای من”قد ضاقَت صدری” سینه ام تنگی می کنه”وَ سَئِمتَ من الحیاة”دیگه از زندگی خسته ام…اینو از خودم میگم:حسین جان! از اون دنیایی که به یه بچه شش ماهه رحم نمی کنه خسته ام…علی اصغرت تشنه ست*

فقیه و بصیری، خطیب و دلیر
علی‌خویِ زهرانشانِ حسین!
همیشه به من «چشم» گفتی و کُشت
سکوتت مرا، رازدانِ حسین

*دیگه آقا میخواد برامون روضه بخونه اولین روضه خون اباالفضل،خود امام حسینه”و لما رئاه الحسین مصروعا علی شط الفرات…”وقتی دید برادرش بی دست،بی پا کنار علقمه افتاده،شروع کرد های های گریه کردن روضه خوند… “الانَ انکسرَ ظهری”کمرم شکست” وَ قَلَّت حیلتی…” *

نشسته به چشمانِ تو تیرها
سیه‌ چشمِ ابروکمانِ حسین!
نه تنها دو دست و دو چشمت؛
که بودتمامِ وجودت از آنِ حسین…

که بر فرقت ای ماهِ من! زد عمود؟
که تیره شده آسمانِ حسین!
تو برگرد! دیگر کسی تشنه نیست
قرارِ دل کودکان حسین!

*دخترا همه پیغام دادند به عمو بگو برگرد…دیگه کسی تشنه نیست…*

چرا ساکتی؟ کاشفُ الکرب من!
نبینم غمت را جهانِ حسین!
فتوحات کردی تو! بالا بگیر
سرت را! جهان پهلوانِ حسین

تو فتحِ دلِ عالمی کرده‌ای
تویی قبله‌ی عاشقان حسین
برادر! «برادر» صدایم بزن
صدایم کن ای خوش‌‌ زبان حسین

*همیشه میگفت:سیدی…مولای…علی راسی…اونقدر نگفت…نگفت…یه جایی گفت…یه وقت صدا زد: ” یا اخا ادرک اخاک.”دیگه بیا به دادم برس…خیلی هم حرف نزدتوان نداشت.امام حسین سعی کرد این بدن رو جمع کنه…فقط دو سه کلمه گفت:” یا اخی! ماتُرید مِنّی.”میخوای با من چه کنی؟یه وقت من رو به خیمه ها نبری*

سبکبال بر دستِ من می روی
چه سنگین شده امتحانِ حسین
به زهرا قسم ! بی تو در این غروب
به آتش کِشند آشیانِ حسین

*یه وقتی یه ملعونی صدا زد:”علیَّ بالنار…”
برام آتش بیارید.زینب صدای یه نفر دیگه تو گوشش تداعی شد…یه وقت زینب کبری عصر عاشورا رفت مدینه…یه نفر اونجا صدا زد: هیزم بیارید.میخوام خونه رو بسوزونم اهل خونه رو بسوزونم.مردم تعجب کردند” اِنَّ فیها فاطمَه”نمیشه تو این خونه فاطمه هست.اگه باشه هم می سوزونم.عباس بیا به داد برس…دخترا دامنشون آتیش گرفته.فقط یه صدا از عمه شنیدند.فرمود:” علیکنَّ بالفرار”بعضی دخترا که دامنشون آتیش گرفته بود،هول شدند.نمیدونستند باید چه کار کنند.آتش صورتشون رو می سوزوند.*

پس از تو، جوانمردِ ام‌ّالبنین!
اسارت رَوَد خاندانِ حسین
پس از تو، علمدارِ خوش‌غیرتم!
کجا می‌رود کاروان حسین…؟!

*بچه ها رو که اسیری بردند، به شهر شام که رسیدند”فَوَقَفَ اهلُ الذِّمَّه”ذمی ها همه ایستادند…دختران امام حسین رو عبور می دادند…”یَفسُقون فی وجوهِهنَّ”به صورتای اینا…*

شب هفتِ آقام حسینِ

شب جمعه حرم چه غوغاست

شب هفتِ آقام حسینِ

مادرش فاطمه کربلاست

این نوکر، ولی جامونده

این دوری، اون و سوزونده

اسمش رو، تا که بنویسن

باز از دور، زیارت خونده

حرم هم نبری پای تو

می مونم می مونم می مونم

تا نفس دارم از تو آقا

می خونم می خونم می خونم

اربابم ثارالله یاحسین یاحسین

******

شب هفتْ دیگه غصّه نخور

نگو آقا رو خاک صحراست

دو سه روزی میشه که جسمش

زیر خاک میون بوریاست

رو سینش، علی اصغرش

پائین پاش، علی اکبرش

فاصله است، ولی آقامون

میونِ، سر و پیکرش

سری که مثل ماه دُوْرش پُر

کوکبِ کوکبِ کوکبِ

صوت قرآنش تسلّیِ

زینبِ زینبِ زینبِ

اربابم ثارالله یاحسین یاحسین

//////////////

شب هفتِ آقاست ولی دل

تو شبای دهه اوّلِ

مثل من کی دلش گیرِ اون

روضه های دهه اوّلِ ؟

شرمندم، که زنده موندم

شرمندم، ازت کم خوندم

روضه ی، آتیش و خیمه

بدجوری، آقا سوزوندم

زینب تو که دوریت واسش

مشکلِ مشکلِ مشکلِ

چند روز همسفر شده با

حرمله حرمله حرمله

اربابم ثارالله یاحسین یاحسین

//////////////

یک هفته شدازداغ تو
زارونالانم۲
یک هفته شدازدوریت
غرق حرمانم۲
میسوزم ،ازهجران
حسینجان حسینجان

یک هفته شددرماتمت
میزنم برسر
یک هفته شدخون شددل
خستهٔ خواهر
درماتمت ماتمسرا
شدجهان یکسر
من هم برایت دمبدم
نوحه میخوانم
میسوزم ازهجرا
حسینجان حسینجان

یک هفته شدجابرسرِ
نیزه هاداری
یک هفته شد آوارهٔ
کوی وبازاری
یک هفته شدمن میکنم
ناله وزاری
تاپای جانم برسر
عهدوپیمانم
میسوزم ازهجران
حسینجان حسینجان

من زینبم دخت علی
خانه بربادم
بشکسته پرافتاده در
دام صیادم
درس شرافت برهمه
کوفیان دادم
دیگرزهجرانت اخا
خسته ازجانم
میسوزم ازهجران
حسینجان حسینجان

ازطعنه های کوفیان
شکوه هادارم
برکودکان خسته ات
من پرستارم
بعدازابالفضلت ،اخا
من علمدارم
اندراسارت حامی
دین وقرآنم
میسوزم ازهجران
حسینجان حسینجان

//////////////

امشب تمام کُوْن و مکان گریه می کند
گریه کنید امام زمان گریه می کند

زانو بغل گرفته ز غم های کربلا
مردی غریب مثل زنان گریه می کند

بی جوهر است ناله او از غم حسین
آقای ما گرفته زبان گریه می کند

گاهی به یاد ماتم یک شیرخواره است
گاهی به یاد داغ جوان گریه می کند

دست بریدهٔ قمر خانواده را
بر سینه اش گرفته بر آن گریه می کند

*میخوای بدونی آقات کجاست…؟*

امشب کنار پیکر بی سر نشسته است
در قتلگاه وقت اذان گریه می کند

دارد سلام میدهد از روی ناحیه
با اشک او زمین و زمان گریه می کند

*خوب گوش بدی صدای سلام آقات داره میاد. “السلام علی الخد التریب… السلام علیک شیب الخضیب…” حسین…*

//////////////

در کوفه ماندم چه گذشته بر دلِ زینب ! وای از شلوغی های دورِ محمل زینب

انگار نه انگار نسبت با بزرگان داشت! در کوفه تا دیروز او تفسیر قرآن داشت

در روزِ روشن ، دید جولان دادن شب را شاگردهایش خارجی خواندند زینب را

زخم زبان از چهره هایی آشنا می خورد
سنگ ملامت از در و همسایه ها می خورد

زینب نه تنها از منافق کم محلی دید
از هم محلی های سابق کم محلی دید !

از دست عباسش که کاری بر نمی آمد
از آستین پاره ، معجر در نمی آمد

او که سرِ سجاده همراز ملائک بود وقت قنوتش شوقِ پرواز ملائک بود

در سجده هایش واقف از سِری مگو می شد با حضرت باری تعالی روبرو می شد

محشر به پا شد! لرزه بر هفت آسمان افتاد وقتی عنان ناقه اش دستِ سنان افتاد

ناموس آل الله بر محمل معذب بود هم صحبتی با شمر، قتلِ صبر زینب بود

//////////////

مشغول التماسیم بهر دعای زینب.
در سجده نمازیم از ربنای زینب

رفتیم در قیامت گفتند اسم و شهرت؟!
گفتیم اسم نوکر! شهرت گدای زینب!

تربت مگر چه بوده جز خاک چادر او؟!
در کربلا نشستیم در کربلای زینب

سر را که زد به محمل موسی به سجده افتاد
آن چوب محملش بود چوب عصای زینب

در کاخِ دشمنش هم فرمانرواست زینب
کاخ یزید پس شد..دولتسرای زینب

گفتند زن سکوتش شایسته است اما..
زد گردن ستم را تیغ صدای زینب

آنجا اگر که صحراست اینجا دل حسین است
آنجا نبود جایش اینجاست جای زینب

این چند خط که گفتیم یک قطره آب دریاست
این‌کارها نبوده چیزی برای زینب

هشتاد و چهار اسیر و هجده سر بریده
یا للعجب ز صبرش  وای از بلای زینب

بانوی ما کتک خورد پیش سر برادر
باید فقط بمیریم از ماجرای زینب

//////////////

نینوای عشق جاویدان ز نای زینب است
در حقیقت کربلا، کرب و بلای زینب است

اعتلای پرچم شیعه در آفاق فلک
افتخارش تا ابد حتمأ برای زینب است

زینتِ عصمت، ز طفلی آیه ی عصمت بُود
عصمت آری توشه ای از خاک پای زینب است

کوه در هنگام طوفان، جان فدا وقت خطر
مثل یک آیینه زهرا مقتدای زینب است

کوثر امّ ابیها، مثل مادر می شود
ماجرای کربلا شرح وفای زینب است

با نوای اُسکُتویش، کاخ ها لرزیده اند
کوفه ویران، از بلندای صدای زینب است

اینهمه شور و حماسه اینهمه فرزانگی
تازه یک خط از کتاب ماجرای زینب است

از کلام هر امامی می شود فهمید که…
زینتِ این طایفه صبر و حیای زینب است

اینکه شرق و غرب عالم را حسینی کرده است
ذوالفقار آتشین خطبه های زینب است

کوچه در کوچه به کوفه شهر دیروز علی
آفتاب سرخ بر نی رهنمای زینب است

//////////////

همچنین بخوانید: زیارت امام حسین

متن روضه شب هفتم امام حسین

آخرش یه روزی از عشق تو میمیرم
من امام حسینیم همینه تقدیرم
میرسی به داد من تو خونه قبرم
آخرین روضه خونگیمو میگیرم

حسرت میخورم که پای علم
کم سینه زدم کم گریه کردم
حسرت میخورم از اینکه چرا
دور از کربلا کم گریه کردم

کاش بیشتر به روضه رفته بودم
یه یا حسین بیشتر گفته بودم

جانم امام حسین جانم …

مرگ و زندگی عاشقای تو خاصه
احتضار و اون دقیقه ها که حساسه
ندارم دل نگرونی وقتی میبینم
سر من رو دامن حضرت عباسه

میمیرم من از شوق اربعین
جز عشقت من هیچ چیزی ندارم
کاشکی کربلا تو ایوون طلا
یا پایین پا باشه مزارم

اشهد من یه روزی میشه آخر
نوحه یا حسین غریب مادر

جانم امام حسین جانم …

میان همه دل ها امان از دل زینب، امان از دل زینب

غم حیدر خسته، غم فرق شکسته، غم سینه گلکون

غم طشت پر از خون

شده قاتل زینب شده قاتل زینب

میان همه دل ها امان از دل زینب، امان از دل زینب

غم قرب حاکی، غم چادر خاکی

غم غسل شبانه ، غم بازو و نشانه

شده قاتل زینب ، شده قاتل زینب

میان همه دل ها امان از دل زینب، امان از دل زینب

غم حیدر خسته، غم فرق شکسته،

غم سینه گلکون ، غم طشت پر از خون

شده قاتل زینب شده قاتل زینب

میان همه دل ها امان از دل زینب، امان از دل زینب

غم شبح پیامبر، موی خون اکبر

غم محسن دیگر، غم قربت اصغر

شده قاتل زینب، شده قاتل زینب

میان همه دل ها امان از دل زینب، امان از دل زینب

غم دست بریده، غم فرق دریده

غم قد خمیده، عم راس بریده

شده قاتل زینب، شده قاتل زینب

میان همه دل ها امان از دل زینب، امان از دل زینب

غم موی پریشان، غم پیکر عریان

غم ناله و زاری، غم ناقه سواری

شده قاتل زینب، شده قاتل زینب

میان همه دل ها امان از دل زینب، امان از دل زینب

غم طعنه و دشنام، غم سنگ لب بام

غم محنت و ناله ،غم طفل سه ساله

شده قاتل زینب، شده قاتل زینب

میان همه دل ها امان از دل زینب، امان از دل زینب

//////////////

میرسد از کرببلا نور
نور علی نور علی نور

بانگ عزا آمده از عرش
میرسد از کرببلا نور
نور خدا نور حسین است
نور علی نور علی نور

سر در این تکیه علم میزنم
تا ابد از عشق تو دم میزنم

داغ تو داغی جان کاه
یا وجیه عندالله

یا حسین یا ثارالله …

آب و گل سینه زنان را
از گل کوی تو سرشتند
نام حسین بن علی را
بر دل عشاق نوشتند

بال ملک فرش عزا خانه ات
عالم و آدم همه دیوانه ات

آرزو دارم ای شاه
جان سپارم در این راه

یا حسین یا ثارالله …

//////////////

یا حسین(ع) من مردم از جداییت (3) مولاجان (جواب)
به شهر بی وفایی ، خدا کند نیایی
که باید از عزیزان ، صرف نظر نمایی
یاحسین من مسلمم فداییت
یاحسین من مردم از جداییت
یاحسین من دل شده هواییت مولاجان

کوچه به کوچه کوفه ، شهر فریب و ننگ است
هدیه برای مهمان ، تیر و سنان و سنگ است
ای ز فاطمه(س) در مدینه یادگار
سیدی مکن رو به سوی این دیار
اهل بیت خود سوی قتلگاه نیار مولاجان

کوفه اگر بیایی ، مثل علی(ع) غریبی
زینب(س) تو ندارد ، جزء بی کسی نصیبی
اشک غربتم یاحسین حواله ات
گریه من از است در غم سه ساله ات
بهر زینب و داغ باغ لاله ات مولاجان

چون بام قصر کوفه ، گردیده قتلگاهم
بر روی تو چو قبله ، شد آخرین نگاهم
گر مرا کشند در هوای عشق تو
میشوم فقیه در منای عشق تو
هدیه میکنم سر به پای عشق تو مولاجان

تا دست من به نیرنگ ، بی همتان ببستند
از سنگ کینه ی خود ، فرق مرا شکستند
کعبه امید در رهت شوم شهید
فصل تو دهد بر مشام جان نوید
مسلم ات بر آن آرزوی دل رسید مولاجان

من اولین قتیلم ، من زاده ی عقیلم
از توده ی خلیلم ، بر مصطفی سبیلم
بر لبم بود نام تو حبیب من
در رهت دهم جان و سر طبیب من
دیدن علی گشته است نصیب من مولاجان

//////////////

«لبیک یا مولا حسین»

باز این دل دیوانه‌ام کرده هوایت یاحسین
در سینه قلبم می‌زند هردم برایت یاحسین

در این سر سودایی‌ام در این دل شیدایی‌ام
دارم امید دیدن صحن و سرایت یاحسین

در آتش هجران تو می‌سوزم ای جانِ جهان
تو شاه خوبانی و من هستم گدایت یاحسین

چون اشک می‌ریزد دلم در حسرت پابوسی‌ات
برپا شده در قلب من بزم عزایت یاحسین

روزی چشمان ترم از لطف زهرا می‌رسد
این دیده زیبا می‌شود در روضه‌هایت یاحسین

عشق به شش گوشه مرا آواره‌ی کوی تو کرد
شکر خدا طی می‌شود عمرم به پایت یاحسین

//////////////

« سالار شهیدان، مظلوم حسین‌جان »

ای هستی مـن برادر مـن
هرگز نروی ز خـاطر مـن
جسم تو بروی خار و خاشاک
رأس تو به نـی برابر مـن

چون لاله ز خونت بدنت شد
ریـگ‌هـای بـیابان کـفنت شد
ای کشته‌ی لـب تشنه‌ی مادر
گودال پر از خون وطنت شد

بر سینه‌ی تو نشسته کافر
بر حنجر تو بوسه‌ی خنجر
سهم سر تو طشت طلا شد
سـهم دل من غـارت مـعجر

قـرآن غـمت بـه سـینه نازل
سر می‌شکنم به چوب محمل
شـد هـمـسفر زینب بی کس
خولی و سنان و شـمر قاتل

ای مـاه به روی نیزه تابان
ای نـور خـدا، قـاری قـرآن
از بسکه زمین خورده سر تو
مشکل شده کار نیزه داران

بعد از تو من و کوفه و دشنام
بعد از تو من و سنگ لـب‌بام
از درد اسـیـری چـه بـگـویـم
از زخـم زبـان و سـفـر شـام

زخـم تـن مـن زبانه میزد
وقتی که به تازیانه میزد
ما آل عـلـی مـرتـضـائـیم
ما را به همین بهانه میزد

من مانده‌ام و عابد بیمار
زنـجـیـر بـلا بـر تـن تـبـدار
من مانده‌ام و قلب پر از خون
من مانده‌ام و چشم گهربار

شب تا به سحر این دل شیدا
هـر لـحظه کـند نام تو نجوا
بـر موسوی و دفـتر شـعرش
یـک نیمه نگـاهـی شود آیا

//////////////

جانم به تو و شبای کربلای تو
جانم به تو و به گنبد طلای تو
حسین

از هر بلا فروا الی یک سجده رو به کربلا
شد بهترین رنگ زمین رنگ غروب کربلا

جانم به تو و شبای کربلای تو
جانم به تو و به گنبد طلای تو
حسین

ما رو بطلب فدای اون محبتت
ما رو بطلب یه شب برا زیارتت
حسین

صبرم کمه سهمم غمه
قلبم بریده از همه
ناقابلم اما دلم تنگه برات یه عالمه

جانم به تو و لطافت نسیم تو
جانم به تو و به زائر حریم تو
حسین

ما رو بطلب تویی مدینه کرم
ما رو بطلب شبای جمعه تو حرم
حسین

ای راه من همراه من ای کشته دور از وطن
ای چاره ساز گریونه باز چشمام واسه اون پیروهن

جانم به تو پیکر زیر مرکبت
جانم به تو حنجر و نامرتبت
حسین

ما رو میکشه اون تن روی بوریا
ما رو میکشه محله یهودیا
ما رو میکشه زینب و بزم شامیا
حسین

« عجب صبری خدا دارد »

بخوان ای سینه‌زن‌ با من عجب صبری خدا دارد
عجب رحمی! بر این شمر و یزید بی حیا دارد

گلـستان محمّد؛ در میان در قوم بی ایمان
کز هرسو لشکر دشمن به آلش فتنه‌ها دارد

علیِ اکبر و قاسم به دشت کربلا گلگون
کمی آنسو به حنجر اصغرش تیر جفا دارد

ابالفضل رشید آن قهرمان عشق و آزادی!
به چشمش تیر زهرآگین نوای یا اخا دارد

حسین بی‌کس و تنها، زند بر نیزه‌ای تکیه
به سینه دل مهیّای سنان و نیزه‌ها دارد

یتیمی صورتش نیلی که آتش هم به دامن داشت
خیال رفتن آن معصوم به قبر مرتضا دارد!

از آن سوزم به یغما رفت هم انگشت و هم انگشتر
به یک جانب عدو بر دست خود گوشواره‌ها دارد

اسیری می‌رود زینب به سوی شـام ویـرانه
خدایا اشک غم بنگر که روی گـونه‌ها دارد

صدای خواندن قرآن ز روی نیزه می‌آید
ببین بر زینب بی‌کس نگه بر نیزه‌ها دارد

صبوری ای خـدا امـا ندارد موسوی صبری
به دل هر روز و هر شب آرزوی کربلا دارد

همچنین بخوانید: متن برای استوری ماه محرم

اشعار شب هفت امام حسین

اشعار شب هفت امام حسین

آمده شب هفتم، آه و فغان بلند است
دلها همه گرفته، ز ماتم غمگین است
یاد شهید کربلا، خون خدا جاریست
روضه ها پر شور و اشک، سینه ها پر آهست

شبیه شام غریبان، دلم گرفته از غم
ناله های یتیمان، میپیچد از هر دم
ای که کربلا را ساختی، به پای خون و درد
ای حسین مظلومم، دل به تو بسته ام رد

شب هفت رسید و دلها پر از غم و ماتم
چشم ها همه تر شد، یاد زهرا و نجم
ای شاه شهید کربلا، ای نور خدا
ما را بپذیر، در این ماتم ما

با اشک و آه، نوحه میخوانیم امشب
در سوگ حسین، در دل ها غمانگیز است
هر قطره اشک ما، نذر راه تو باد
یا حسین، یا حسین، یا حسین

//////////////

ای خانه دل بیت الحرمت

دشمن خجل از لطف و کرمت

دلها شرریّ از طور غمت

صحرای بلاّ گلگون ز دست

آئینۀ حق سر تا قدمت

مائیم و غم و درد و المت(2)

غم تو دارم چه غم از نارم

که پناه آرم سوی این درگاه

یا مولانا ابی عبدالله، (2)

ای خاک بیابان ها کفنت

شاخ گل حق زخم بدنت

تن شگته یکی با پیرهنت

بر نوک سنان قرآن سخنت

جان دو جهان قربان تنت

جاری سر نی خون از دهنت(2)

تو حسین استی که نشد دستی

ز در لطف و کرمت کوتاه

یا مولانا ابی عبدالله، (2)

ای آب وضو خون سر تو

ای خون خدا در پیکر تو

رخسار ز گل نیکوتر تو

شده شسته به خون اصغر تو

دردا که دل غم پرور تو

شد لالۀ داغ اکبر تو(2)

به برون زخمت بدرون سوزت

به بصر اشکت به نوایت آه

یا مولانا ابی عبدالله (2)

ای اشک غمت در ساغر ما

جام غم تو چشم ترما

در شعلۀ تو پا تا سرما

ما نوکر تو، تو سرور ما

ای شمع دل غم پرور ما

ای همدم ما ای یاور ما (2)

به تو پیوستیم به تو دل بستیم

توئی از سّر دل ما آگاه

یا مولانا ابی عبدالله، (2)

ای خون جبینت آب وضو

ساقی خدا با خون گلو

زخم بدنت از جور عدو

با تیر و سنان گردیده رفو

جسمت هدف سنگ از همه سو

هر زخم تنت یک آیت هو (2)

به تو می نالم ز تو می بالم

که به قرب حق ز تو جویم راه

یا مولانا ابی عبدالله(2)

به سرشک دیدۀ خونبارت

به صفای باطن زوّارت

به وفا و غیرت و ایثارت

به علی اصغر، گل بی خارت

به بریده دست علمدارت

به همه دل های گرفتارت (2)

ز تو ممنونم به تو مدیونم

چه بروز و شب چه به سال و ماه

یا مولانا ابی عبدالله،(2)

ای نام تو اسم اعظم ما

ذکر تو کتاب محکم ما

افکنده شرر در عالم ما

سوز دل تو در هر دم ما

خون دل اشک غم ما

بر زخم تنت شد مرهم ما (2)

تویی آن مذبوح تویی آن کشته

که خدا گفته به تو ثارالله

یا مولانا ابی عبدالله(۲)

//////////////

آمده باز شب هفتم، شب ماتم و داغ جان
دلها همه شکسته، پر از بغض و پر از خون
یاد آن روزهای سخت، در دلها زنده هنوز
که در صحرا کربلا، ریخت زمین خون

یا حسین، ای عزیز، ای فدای ره دین
چون شمع سوزان شدی، در راه حق و یقین
در ظهر عاشورا، که افتاد صدای ناله
زینب بیکس و تنها، گرفت فریاد آهسته

خورشید هم غروب کرد، در سایه ظلم و ستم
قصهی مظلومی تو، شد هر شب زین کعبه زمزمه
این شب هفت، دلها ز غمت پر پر شده
هر گوشه از این جهان، پر از نام و یاد تو شده

ای ساقی آب عطشان، ای سرور دلها
در مسیر سرخ تو، راه افتاده دلها
بر لبها نام تو، بر دیده ها اشک
میخوانند ماتم را، با صدای پر از شکست

ای آفتاب عالم، ای صاحب سرور
تا که هستیم زنده، به یاد تو بمانیم، یا نور
از جان گذشتنت، درس آزادگی گرفتیم
در راه تو ای حسین، به پای تو افتادیم

شبیه شب هفتم است، شب گریه های بی پایان
که نوحه ها همه ز غمت شد شور و نوا و جان
ای زخم خورده دل، ای پارهی تن حسین
ما را بپذیر امشب، که آمدیم با دل زار و مهربون

//////////////

کربلای ما اینجاست
نینوای ما اینجاست

قتلگاه یاران
باوفای ما اینجاست

رأس من در این صحرا از بدن جدا گردد

اکبرم به خون غلطان اصغرم فدا گردد

لاله حسن پر پر در ره خدا گردد

قتلگاه یاران با وفای ما اینجاست

کربلای ما اینجاست

نینوای ما اینجاست

پیش چشم من اینجا تیر و نیزه و خنجر

پاره پاره می گردد پیکر علی اکبر

آتشم زند بر دل خنده علی اصغر

قتلگاه یاران باوفای ما اینجاست

کربلای ما اینجاست

نینوای ما اینجاست

در عزای ما اینجا چشم خواهرم گرید

دوره قتلگاه دشمن بهر دخترم گرید

با ملائکه جد و با او مادرم گرید

چشم انبیاء گریان در عزای ما اینجاست

کربلای ما اینجاست

نینوای ما اینجاست

کشته می شود عون و جعفرم در این صحرا

غرقه خون شود خاک کربلا در این صحرا

سنگ کینه می بارد بر سرم در این صحرا لاله گون ز خون روی حق نمای ما اینجاست

کربلای ما اینجاست نینوای ما اینجاست

دشمن آتش افزد خیمه های ما سوزد دامن یتیمانم از ره جفا سوزد

قلب شیعیان بر ما تا صف جزا سوزد گوش خلق عالم پر از صدایی ما اینجاست

کربلای ما اینجاست نینوای ما اینجاست

//////////////

لبخَندِ خُدا بَسته به لَبخَندِ حُسین است
پَس باش پیِ آنچه خوشایَندِ حُسین است

تَعریفِ مَن از عشْق هـَمان بود که گُفتَم
در بَندِ کَسی باش که دَر بَندِ حُسین است

دَر مَعرکه اَز سَنگدلان حُرّ بِتَراشَد
این ویژگیِ چَشمِ هـُنَرمَندِ حُسین است

شیرین تَر اَز این شور نَدیدیم هـَمه عُمْر
شوری که خُدا دَر دلَم اَفکَندہ حُسین است

آهـَنگِ خوش و رَقصِ خوش و بویِ خوش اصلاً
طَبل و عَلَم و پَرچَم و اِسفَندِ حُسین است

بی روضه ی او حال خوشی نیست…، اَگَرهـست
از حال گُذَشتیم که آیَندہ حُسین است

اَز بَس که (عَلی) نامِ قَشَنگیست عَجَب نیست
این نام اَگَر رویِ سه فَرزَندِ حُسین است

دَر جَنگ سَراَفکَندہ نَبودیم و نَگَردیم
چون بَر سَرِمان یکسَرہ سَربندِ حُسین است

پَس باش پیِ آنچه خوشایَندِ دِلِ اوست
لَبخَندِ خُدا بَسته به لَبخَندِ حُسین است

//////////////

ساحل زخم گلویت دل دریای من است
موی تو سوخته اما شب یلدای من است
آمدی داغ دل تنگ مرا تازه کنی
یا دلت سوخته از دربدری های من است
خواب دیدم بغلم کرده ای و میبوسی
سر تو در بغلم، معنی رویای من است
وای بابا چه بلایی به سرت آمده است؟
لبت انگار ترک خورده تر از پای من است
بس که زخمی شده ای چهره ی تو برگشته است
باورم نیست که این سر سر بابای من است
من به عشق تو سر سوخته را شانه زدم
دیده وا کن به خدا وقت تماشای من است
عمه از دست زمین خوردن من پیر شده
نیمی از خم شدن قامت او پای من است
دست بر بال ملائک زدن از دوش
عمو  ماجرای سحر روشن فردای من است

//////////////

ما دو پیاله ایم که لبریز باده ایم
این دو پیا له را به ملک هم نداده ایم

تا وقت میکنیم حسینیه می رویم
ما سالهاست شیعه ی گریان جاده ایم

با هر سلام صبح به آقای بی کفن
انگار روبروی حرم ایستاده ایم

با رعیتی خانه ی ارباب با وفا
احساس میکنیم که ارباب زاده ایم

شکر خدا که نان شب ما حسین شد
ممنون لطف مادر این خانواده ایم

بال ملا ئک است که ما را میاورد
یعنی سواره ایم اگر چه پیاده ایم

داریم با حسین حسین پیر میشویم
خوشحال از این جوانی از دست داده ایم

//////////////

در دم مردن بیا یک دم کنارم یا حسین
جان زهرا مادرت چشم انتظارم یا حسین

در س‍ؤال و پرسش قبرم بیا ای سرورم
بی کس و بی مونس و بی غمگسارم یا حسین

بی نوا را جان زهرا مادرت از در مران
مجرمم چشم شفاعت از تو دارم یا حسین

خادمم، عبدم، غلامم، نوکرم در مانده ام
سروری کن لحظه ی در احتضارم یا حسین

رو سیه، نامه سیه، رفتار بد، کردار زشت
من پناهی جز تو در محشر ندارم یا حسین

سایه ات را گر بگیری از سرم روز نشور
من یقین دارم که اندر قعر نارم یا حسین

این لباس نوکری را ای شه از نوکر مگیر
چون که یک عمری بود این افتخارم یا حسین

//////////////

تا زنده ایم شور حسینی شعار ماست
این سبک زندگی سند افتخار ماست

ما انتخاب مادر قامت خمیده ایم
فردا بهشت ،فاطمه در انتظار ماست

روضه به روضه پای شما پیر میشویم
موی سفید نوکری ات اعتبار ماست

تا روضه هست ثانیه ای گم نمیشویم
هر روز رأس ساعت هیئت قرار ماست

طبق بیان حضرت صادق دل شما
در لحظه های روضه و گریه کنار ماست

ما جمع مان فقط به شما جمع میشود
این جمع هیئتی سبب اقتدار ماست

جذب نگارخانه دنیا نمیشویم
دنیا خودش اسیر نگاه نگار ماست

مثل رسول ترک اگر دیر امدیم
اما همیشه مهر شما سازگار ماست

//////////////

آفتاب دوباره ای پیداست
روی دوشش ستاره ای پیداست

مشک بر روی شانۀ عباس
لب دریا کناره ای پیداست

این طرف غیر خار در دستی
وایِ من سنگ خاره ای پیداست

آن طرف حنجری عطش آلود
در پسِ گاهواره ای پیداست

این طرف با سه شعبه های خودش
روی اسبی سواره ای پیداست

آه از توی گودی گودال
سر دارالاماره ای پیداست

اگر این نیزه ها اجازه دهند
بدن پاره پاره ای پیداست

//////////////

امام بود، ولی پیکرش به مسلخ بود
سر بریدۀ او در میان مطبخ بود

چگونه بود که باید امامِ قرآنی
تنور را کند از روی خویش نوررانی!

چگونه بود که کوفه امام را نشناخت
و یا شناخت ولی دینِ خود بدنیا باخت!

سَری که زینت اسلام و جان زینب بود
چه شد که داخل خورجین خولی آنشب بود

تنورِ گرم، سرِ خسته، هیزمش بِستر
محاسنِ پرِ خون بود، غرقِ خاکستر

تلاوت پسر فاطمه چنان پیچید
که سوز نغمۀ قرآن به آسمان پیچید

پیمبر و علی و مجتبی و زهرا را
نه، بلکه جذب خودش کرد اهل بالا را

ز انبیاءِ ٱولوالعزم، بسته صف اینجا
و تا فحولِ ملائک به گِرد خون خدا

به سر زنان، همه اهل جنان عزادارند
زمین و اهل همه آسمان عزادارند

رسید در وسط آنهمه نوا و خروش
أنابنُ فاطمه از آن سرِ بریده بگوش

أنالحسین، أنابنُ نبی، أناالعطشان
أناالغریب، أنابنُ علی، أناالعریان

صدای نالۀ زهرا بلندتر شده بود
شبی به گریه گذشت و دگر سحر شده بود

و جای زینب کبری در این سحر خالی
نبود تا که ببیند چه حال و احوالی

اگر چه دیدنِ رأس الحسین قسمت شد
هِلال یک شبِ زینب به نیزه رؤیت شد

//////////////

زبانحال امام سجاد با بنی اسد

مگذار سخن بگویم از وضع بدن
وضعی دارد که در نیاید به سخن

بشنو سخنی، مپرس علت از من
نزدیکترین جا به بدن، قبر بکن

نظر خود را بیان کنید