
خیلی از خانم ها در زندگی مشترک خود از این ویژگی همسرشان گله دارند که انگار همیشه در حال صحبت درباره دیگران است و درگیر مسائل بی ربط زندگی دیگران می شود. اما اولین سوال این است که اصلاً معنای دقیق شوهر خاله زنک چیست؟ آیا این ویژگی فقط مختص زنان است و اگر مردی هم به این مسائل علاقه نشان دهد باید به او گفت خاله زنک؟ و اگر همسر ما واقعاً دچار این رفتار شود بهترین راه برخورد چیست؟ در این مقاله می خواهیم از این زوایای مختلف به موضوع نگاه کنیم.
کلمه خاله زنک از کجا آمده است؟
خیلی وقت ها به اشتباه فکر می کنند که خاله زنکی بودن یک ویژگی زنانه است. تصور می شود مردانی که خیلی به جزئیات اهمیت می دهند یا دوست دارند درباره موضوعاتی صحبت کنند که معمولاً در محافل زنان مطرح می شود خاله زنک هستند.
اما واقعیت این است که این یک تصور کاملاً غلط است. کلمه خاله زنک در فرهنگ ما معمولاً برای کسی به کار می رود که رفتاری بی محتوا دارد و دوست دارد درباره مسائل غیر جدی و بی اهمیت و یا حتی شایعات صحبت کند.
در علم روانشناسی به این ویژگی اصطلاح گاسیپ یا همان سخن چینی گفته می شود. بنابراین گاسیپ بودن هیچ ربطی به جنسیت ندارد و ویژگی خاصی برای زنان محسوب نمی شود. از آنجایی که خانم ها معمولاً مهارت های کلامی قوی تری دارند و در روابط اجتماعی فعال تر هستند این واژه در فرهنگ ما به خاله زنکی تبدیل شده است.
اما تحقیقات نشان داده که مردان هم درست مثل خانم ها می توانند اهل غیبت و شایعه سازی باشند هرچند ممکن است نوع صحبت هایشان کمی متفاوت باشد. برای اینکه این ویژگی را از قالب زنانه خارج کنند بعضی ها از اصطلاح عمو مردک استفاده می کنند اما در نهایت این رفتار در هر دو جنسیت یک رفتار پسندیده نیست.
چرا برخی افراد خاله زنک می شوند؟

برای درک بهتر این رفتار باید ببینیم که پشت این کار چه انگیزه هایی نهفته است.
خاله زنکی در انسان لذت ایجاد می کند
تحقیقات نشان می دهند که غیبت کردن و صحبت درباره دیگران برای مغز انسان نوعی لذت ایجاد می کند. وقتی درباره مسائل دیگران و موضوعات بی اهمیت صحبت می کنیم سطح هورمون هایی مثل سرتونین در بدن بالا می رود و همین موضوع می تواند باعث شود که استرس و اضطراب فرد برای مدتی کوتاه کاهش یابد.
دلیل علمی این اتفاق هم این است که انسان ها به طور تکاملی وقتی درباره مسائل مربوط به گونه انسانی خود صحبت می کنند بدنشان واکنش های شیمیایی مثبتی نشان می دهد. البته این لذت برای همه یکسان نیست و سبک های تربیتی و فرهنگ و باورهای هر فرد تعیین می کند که آیا او از این کار لذت ببرد یا خیر.
ایجاد احساس برتری در فرد
نیاز به تایید شدن و مورد احترام قرار گرفتن یکی از اصلی ترین نیازهای هر انسانی است. ریشه های رفتارهای برتری طلبانه معمولاً از همین نیاز می آید. بعضی از افراد چون نمی توانند با دستاوردهای واقعی و توانمندی های خودشان احساس برتری کنند شروع می کنند به پایین آوردن ارزش دیگران.
مثلا ممکن است در یک جمع وقتی کسی ترفیع گرفته یا موفق شده این فرد شروع کند به گفتن اینکه او واقعاً لیاقت این کار را نداشته و کار ما خیلی بهتر بوده است. اگر بقیه آن موقع او را تایید کنند این فرد به همان روشی که شاید درست نباشد نیاز به تایید شدن و حس برتری خود را ارضا می کند.
لذت بردن از درد دیگران و صحبت راجع به آن
در روانشناسی مفهومی به نام شادی رذیلانه یا همان Schadenfreude وجود دارد که به معنای لذت بردن از ناراحتی دیگران است. همه ما ممکن است گاهی از دیدن سختی دیگران خوشحال شویم اما این لزوماً به این معنی نیست که ما همیشه آدم بدی هستیم. روانشناسان می گویند ما معمولاً در سه حالت از ناراحتی دیگران لذت می بریم. حالت اول عدالت خواهی است.
مثلا وقتی می بینیم کسی که به همسرش خیانت کرده و حالا با مشکل مواجه شده دیگران از این اتفاق خوشحال می شوند چون فکر می کنند عدالت اجرا شده است. حالت دوم رقابت است؛ یعنی وقتی رقیب ما شکست می خورد و ما با گفتن این خبر به دیگران احساس خوبی پیدا می کنیم. حالت سوم هم مربوط به خشم است؛ یعنی اگر از کسی ناراحتی داشته باشیم و او دچار مشکل شود احساس می کنیم دلمان خنک شده است.
ایجاد تفکر گروهی
انسان ها به طور طبیعی دوست دارند احساس کنند که افکارشان با دیگران یکی است. این موضوع به آن ها حس امنیت می دهد. وقتی کسی فکری را مطرح می کند و می بیند دیگران هم با او موافق هستند احساس می کند درک شده و تنها نیست.
به همین خاطر بعضی افراد وقتی تصوری درباره دیگران دارند تلاش می کنند آن را با بقیه در میان بگذارند تا دیگران را هم قانع کنند که نگاه آن ها درست است. آن ها می خواهند با این کار یک گروه کوچک از افراد هم فکر ایجاد کنند تا از نظر ذهنی احساس امنیت کنند.
علاقه به صحبت درباره فردی خاص
گاهی این رفتار ربطی به بدنام کردن دیگران ندارد بلکه صرفاً به دلیل توجه زیاد به یک نفر است. وقتی کسی توجه خاصی به یک فرد داشته باشد چه این توجه مثبت باشد و چه منفی ممکن است مدام درباره او صحبت کند.
مثلا اگر کسی را دوست داشته باشند می خواهند از او تعریف کنند و نظرات دیگران را بدانند یا اگر از کسی خوششان نیاید مدام درباره بدی هایش صحبت کنند تا دیگران هم با آن ها هم عقیده شوند.
با شوهر خاله زنک چه کنیم؟

قبل از اینکه بخواهید راهکاری پیدا کنید باید بدانید که دقیقاً با چه نوع رفتاری روبرو هستید. آیا همسر شما فقط از سر عادت درباره جزئیات زندگی دیگران کنجکاوی می کند یا اینکه واقعاً در حال شایعه سازی و بدگویی است؟ شناخت دقیق این رفتار به شما کمک می کند تا بتوانید بهترین واکنش را نشان دهید. در ادامه راهکارهای موثر برخورد با شوهر خاله زنگ را معرفی می کنیم.
فرق گاسیپ بودن و خاله زنکی معمول را بدانید
چرا به همسرتان مهر شوهر خاله زنک می زنید؟ اول ببینید خودتان از این واژه چه معنایی در ذهن دارید. طبق توضیحاتی که در بالا گفتیم خاله زنک از دید روان شناسی همان گاسیپ بودن معنا می دهد. یعنی کسی که مدام درباره دیگران و جزئیات بی اهمیت زندگی شان حرف می زند شایعه می سازد و غیبتشان را می کند.
اگر منظورتان دقیقاً همین ویژگی هاست در ادامه این مطلب توضیحاتی آماده کرده ایم. اما اگر از این واژه معنای دیگری می فهمید باید هرکدام را جداگانه بشناسید و جدا بررسی کنید. همین اول کار یک نسخه کلی برای همسرتان نپیچید چون هر آدمی ویژگی های خاص و منحصر به فرد خودش را دارد. برای اینکه سراغ عمق شخصیت او بروید و رفتارش را درست تحلیل کنید بهتر است حتماً از یک متخصص کمک بگیرید.
ریشه گاسیپ بودن همسرتان را پیدا کنید
در توضیح های بالا پنج دلیل اصلی رفتاری که به آن گاسیپ می گوییم را بررسی کردیم. اما نکته مهم این است که باید ریشه این رفتار در همان فرد خاص پیدا شود. تا وقتی علت را ندانید نمی توانید راه حل مناسبی برای کمرنگ کردنش انتخاب کنید. برای اینکه به ریشه این رفتار در همسرتان برسید می توانید بدون اینکه حس تحقیر یا بی احترامی به او دست بدهد با او گفتگو کنید.
از او بخواهید اگر یک نفر یا چند نفر او را از نظر ذهنی آزار می دهند حتماً با یک مشاور صحبت کند. اول اینکه آن حس بد از کجا آمده مشخص می شود. دوم اینکه کمک می کند افکار و احساسات مثبت جایگزینی برایش شکل بگیرد.
شنونده اش باشید
ممکن است شما برخلاف همسرتان اصلاً علاقه ای به حرف زدن درباره دیگران و جزئیات بی اهمیت زندگیشان نداشته باشید. اما تا وقتی این مشکل در او حل نشده او به این نیاز دارد که درباره اش صحبت کند. اگر شما گوش ندهید او یک گوش شنوای دیگر پیدا می کند و همین موضوع رفتار گاسیپ بودنش را قوی تر می کند.
پس بدون قضاوت کردن و بدون غر زدن سعی کنید پذیرای او باشید تا بفهمید ریشه این کار چیست. لازم نیست حتماً حرف هایش را تأیید کنید. فقط می توانید درباره احساس و افکارش از او بپرسید. مثلاً بپرسید چرا این موضوع اینقدر به تو احساس بد داده؟ چه اتفاقی باید بیفتد تا این احساس را نداشته باشی؟ سعی کنید خود او را به سمت چرایی این احساسش راهنمایی کنید.
به او برچسب نزنید
همانطور که گفتیم علت اصلی گاسیپ بودن میل به برتری است و گاهی هم حس رقابت و خشم نسبت به دیگران این ویژگی را در فرد به وجود می آورد. پس وقتی به همسرتان برچسب خاله زنکی می زنید یا او را بابت این رفتارش تحقیر می کنید در واقع حس برتری طلبی اش را بیشتر از قبل جریحه دار می کنید.
برعکس سعی کنید به شکلی غیرمستقیم کارهای مثبت او را ببینید و تحسینش کنید تا به او حس مفید بودن و ارزشمندی دست بدهد. همین قدردانی ساده می تواند خیلی از رفتارهای منفی را به مرور کمرنگ کند.