
اعتماد همان ستونی است که بقیه رابطه روی آن می ایستد. وقتی این ستون سست شود تقریباً همه چیز رنگ می بازد. گاهی در زندگی مشترک کم کم به این نتیجه می رسی که کسی که این همه حرف از عشق و محبت می زد اصلاً آن آدمی نبوده که وانمود می کرد و حالا رفتارش دارد آرام آرام زندگی را از درون خراب می کند.
خیلی از زن ها این سؤال را از خودشان می پرسند که مگر می شود کسی این قدر عاشق به نظر برسد و بعد معلوم شود همه اش دروغ بوده؟ این بخش از خانواده پلاس نمناک درباره همین موضوع است. اینکه چطور می شود عشق حقیقی را از عشقی که فقط ادعاست تشخیص داد و وقتی فهمیدی طرف مقابل دارد به تو دروغ می گوید چه رفتاری درست تر است.
تشخیص عشق دروغین در مردان
هیچ کس نمی تواند ذهن طرف مقابلش را بخواند اما رفتارها معمولاً دیر یا زود حقیقت را لو می دهند. کسی که عاشق باشد نمی تواند برای همیشه نقش بازی کند. به مرور رفتارهایش طرف واقعی را نشان می دهد. اگر این نشانه ها را در طرف مقابلت دیدی باید به صداقت ابراز عشقش شک کنی.
عدم توجه
کسی که ادعای عشق دارد اما تو را در اولویت نمی گذارد و به حریم و حال تو اهمیت نمی دهد حرفش با عملش یکی نیست. عاشق واقعی احترام می گذارد. کنار تو خوشحال است. خطاهایت را می فهمد. و حاضر است برایت دست به فداکاری بزند. وقتی به جای این ها حس می کنی همیشه باید تو جا بیفتی و او هر وقت دلش خواست تو را می بیند باید جدی به این رابطه شک کنی.
مقایسه با دیگران
عاشق دروغین همیشه چیزی برای ایراد گرفتن دارد. کارهایت را با دیگران مقایسه می کند. از اشتباه کوچک تو یک بحران بزرگ می سازد. و خیلی وقت ها با کوچک کردن تو می خواهد اعتمادبه نفست را بگیرد تا نتوانی رو به جلو حرکت کنی. اما کسی که واقعاً دوستت دارد تو را با وجود کاستی هایت می پذیرد و دنبال جایگزین بهتر در میان آدم های دیگر نمی گردد.
عدم علاقه به پیشرفت شما
عاشق دروغین از رشد تو خوشحال نمی شود. او دوست دارد تو همیشه همان جایی بمانی که بودن برایش راحت تر است. به همین خاطر شاید از شغل جدیدت خوشش نیاید یا هر بار انگیزه هایت را مسخره کند. اما کسی که واقعاً دوستت دارد از موفقیتت ذوق زده می شود و به جای حسادت کنارت می ایستد تا جلوتر بروی.
علنی نکردن رابطه
اگر کسی که با او آشنا شده ای بعد از مدتی هنوز هم می خواهد تو را از دیگران پنهان کند و رابطه تان را جدی و رسمی نکند جای تأمل دارد. عاشق واقعی معمولاً دوست دارد هرچه زودتر رابطه را علنی کند و حضورش کنار تو را به دیگران نشان بدهد. وقتی کسی ماه هاست تو را پنهانی نگه می دارد باید به انگیزه اش شک کرد.
علت ابراز عشق دروغین در مردان

این که چرا یک نفر حاضر است برای رسیدن به چیزی نقش عاشق بازی کند دلایل متفاوتی دارد. بعضی ها به دنبال مقام و موقعیت یا پول و ثروت تو و خانواده ات هستند. بعضی ها از شرایط سخت خانه شان فرار می کنند و به هر رابطه ای پناه می برند.
گروهی هم از تنها ماندن می ترسند و برای پر کردن این خلأ تن به رابطه ای دروغین می دهند. و برخی به خاطر شخصیتی که دارند نه از روی عشق بلکه از سر بازی با احساسات دیگران وارد رابطه می شوند و بعد زندگی را برای طرف مقابل تلخ می کنند.
عشق دروغین و پدیده چراغ گاز
بعضی مردها وقتی با ابراز عشق دروغین وارد زندگی یک زن می شوند هدفشان دقیقاً شکستن اعتمادبه نفس اوست. کاری می کنند که زن آن قدر ضعیف شود که دیگر نتواند خودش را ترک کند و تصور کند به تنهایی نمی تواند زندگی کند. این همان چیزی است که به آن پدیده چراغ گاز گفته می شود.
در این روش مرد سعی می کند طرف مقابل را به سلامت روان خودش مشکوک کند. کاری می کند که زن فکر کند دارد چیزهایی را اشتباه می فهمد یا فراموش می کند. به مرور زن انتظارهایش از دیگران را کمتر می کند و باورش می شود که شایسته رفتار محبت آمیز نیست. هدف نهایی این است که زن نسبت به واقعیت و انتخاب های خودش بی اعتماد شود و بیشتر به همان مرد وابسته بماند تا او به جای او تصمیم بگیرد.
مثل امیلی که همسرش با ابراز عشق دروغین او را به خودش وابسته کرد و بعد از مدتی مرتب او را احمق و غیرقابل تحمل صدا می زد و حتی به او تهمت خیانت می زد. وسایل خانه جابه جا می شد و همسرش او را به خاطر فراموشکاری سرزنش می کرد. امیلی سال ها این رفتار را تحمل کرد و کم کم به باور رسید که واقعاً فراموشکار شده یا آدم لایقی نیست و تنها راه نجات را در خودکشی دید. تمام این ها عمدی و طراحی شده بود تا او را به فردی بی اعتماد به نفس و وابسته تبدیل کند.
نکته ترسناک این است که این روش ها آن قدر ظریف طراحی می شوند که قربانی خودش هم متوجه نمی شود چه اتفاقی دارد می افتد. اما به محض این که فرد بفهمد قربانی پدیده چراغ گاز بوده می تواند سریع دست به کار شود و خودش را از این وضعیت بیرون بکشد.
بیشتر زن هایی که قربانی این رفتار می شوند اعتمادبه نفس پایینی دارند و احساس می کنند بدون همسرشان از پس زندگی برنمی آیند. یکی از مهم ترین دلایل این وابستگی نبود استقلال مالی است. خیلی از این زن ها به تشویق همسرشان کارشان را رها کرده اند یا اصلاً اجازه کار کردن به آن ها داده نشده است. وقتی تسلط مالی دست مرد باشد روحیه زن روز به روز ضعیف تر می شود و حتی تصور ترک کردن هم برایش سخت می شود.
برخورد با عشق دروغین در مردان
اگر تازه فهمیده ای طرف مقابلت عشق واقعی ندارد و هنوز رابطه تان جدی نشده بهتر است به آرامی از آن بیرون بیایی. بعد از این اتفاق اگر زخم هایی از این رابطه برداشته ای بد نیست با یک روانشناس در میان بگذاری و جایی را برای ترمیم خودت باز کنی. به هیچ وجه برای این که احساس شکست نکنی در رابطه ای که عشق واقعی در آن نیست نمانی.
اما اگر این فرد همسر توست شتابزده تصمیم نگیر. برای اینکه بفهمی راه درست چیست از یک مشاور کمک بگیر و بعد با آرامش تصمیم بگیر. اینکه رابطه را ادامه بدهی یا نه در نهایت تصمیمی شخصی است و فقط به خودت مربوط می شود. بعضی ها به خاطر بچه و آسیب های جدایی تصمیم می گیرند بمانند اما باید بدانی که ماندن در این شرایط هم آسیب های خودش را دارد و گاهی کمتر از جدایی نیست.
تو مثل هر انسان دیگری لیاقت یک زندگی خوب را داری. اگر حس می کنی کنار آدمی که مشکلات شخصیتی دارد زندگی و روح و روانت در خطر است با کمک مشاوران خانواده مسیر جدایی را جلو ببر.

گام اول
زندگی کنار کسی که بخواهد از نظر روحی یا جسمی به تو آسیب بزند به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. در چنین شرایطی اولین و مهم ترین اولویت تو حفظ سلامت و آرامش خودت است. هیچ وقت خودت را در اولویت هایت فراموش نکن. به کارهایی که قبلاً از انجامشان لذت می بردی برگرد.
ورزش کردن را به عنوان راهی برای تخلیه استرس های روزانه جدی بگیر. برای اینکه دوباره به خودت اعتماد پیدا کنی و باور کنی که ارزشمند هستی هر روز ویژگی های مثبت و توانمندی های منحصربه فردت را به خودت یادآوری کن.
گام دوم
به هیچ قیمتی اجازه نده استقلال مالی ات را از دست بدهی. اگر شغلی داری با تمام وجود حفظش کن. داشتن یک پشتوانه مالی شخصی نه تنها اعتمادبه نفس تو را بالا می برد بلکه به تو اجازه می دهد تا حد زیادی دست وپای کسی که قصد آزار و اذیتت را دارد ببندی و بتوانی از حقت دفاع کنی.
گام سوم
پیوند خودت را با دوستان و اعضای خانواده محکم نگه دار و اجازه نده این ارتباطات از بین برود. داشتن یک شبکه حمایتی قوی در روزهای سخت بهترین پشتوانه توست. اگر همسرت مدام سعی دارد تو را محدود کند تا با کسانی که دوستشان داری دیدار نداشته باشی حتماً این ماجرا را با آن ها در میان بگذار تا آن ها متوجه شرایط تو باشند و در مواقعی که به کمک احتیاج داری کنارت باشند.
گام چهارم
حتماً با یک مشاور خانواده که به او اعتماد داری در ارتباط باش و درباره ماهیت روابط مخرب و سمی بیشتر مطالعه و تحقیق کن. مهم ترین نکته این است که بدانی ریشه این مشکلات در رفتار تو نیست و نباید خودت را مقصر بدانی. تو درگیر رابطه با مردی شده ای که به جای عشق ورزیدن آگاهانه به دنبال آزار و اذیت توست و باید این واقعیت را بپذیری.
گام پنجم
برای صحبت های همسرت حد و مرز جدی مشخص کن. اگر او بلد نیست با احترام با تو حرف بزند و مدام حرف های نادرست یا تحقیرآمیز به زبان می آورد مجبور نیستی به این حرف ها گوش بدهی. به او نشان بده که این رفتار را تحمل نمی کنی. خیلی شفاف و قاطع به او بگو که برای نگاهش متأسف هستی و تنها خواسته ات این است که با تو با احترام رفتار کند.
گام ششم
همیشه یک برنامه امنیتی برای خودت داشته باش. بدان که در مواقع بحرانی یا در صورت بروز خطر به کجا می توانی پناه ببری و از چه کسانی کمک بخواهی. شماره های ضروری و لیست افرادی که می توانی روی حمایتشان در مواقع اضطراری حساب کنی همیشه باید در دسترست باشد.