
ازدواجی که محکوم به شکست است اغلب با رویاهای شیرین و امید به یک زندگی سرشار از محبت آغاز می شود. دو نفر با این باور کنار هم قرار می گیرند که می توانند رابطه ای عمیق و آرام بسازند و سال های زیادی را در کنار یکدیگر با رضایت و خوشبختی سپری کنند. اما گذشت زمان گاهی نشان می دهد که تنها علاقه برای دوام یک رابطه کافی نیست.
وقتی زوج ها با مهارت های درست ارتباطی آشنا نباشند و نشانه های هشداردهنده در رابطه را نادیده بگیرند به تدریج در مسیری قرار می گیرند که نتیجه آن فاصله عاطفی و شکست رابطه خواهد بود. برای درک بهتر این موضوع بد نیست نگاهی به داستان واقعی یک زوج بیندازیم تا ببینیم در چنین رابطه ای چه اتفاقی رخ می دهد.
ازدواجی که محکوم به شکست است؛ نشانه های آن
ازدواجی که محکوم به شکست است معمولا در رابطه هایی شکل می گیرد که تعادل عاطفی و شناخت واقعی در آن وجود ندارد. بسیاری از زوج ها با امید و علاقه وارد رابطه می شوند اما گاهی نوع نگاه به عشق و انگیزه های اشتباه باعث می شود پایه های رابطه از همان ابتدا سست باشد. در ادامه به چند نمونه از این نوع رابطه ها اشاره می کنیم.
وقتی شما بیشتر از نامزدتان عاشق هستید
ازدواجی که محکوم به شکست است گاهی در رابطه ای دیده می شود که میزان علاقه دو نفر با هم برابر نیست. زمانی که شما بسیار بیشتر از طرف مقابل عشق می ورزید تعادل رابطه از بین می رود. بعد از مدتی احساس می کنید همیشه شما هستید که توجه و محبت می دهید. در مقابل پاسخ عاطفی کافی دریافت نمی کنید. این وضعیت کم کم باعث خستگی عاطفی می شود و محبت شما از یک احساس طبیعی به یک وظیفه تبدیل می گردد.
وقتی علاقه شما کمتر از نامزدتان است
ازدواجی که محکوم به شکست است ممکن است در شرایطی شکل بگیرد که طرف مقابل بیشتر از شما دلبسته رابطه باشد. در چنین حالتی احتمال دارد به مرور احساس کنید این رابطه به شما تحمیل شده است. گاهی محبت زیاد طرف مقابل نیز به جای اینکه حس خوبی ایجاد کند تبدیل به فشاری پنهان می شود و فرد احساس می کند آزادی و انتخاب واقعی خود را از دست داده است.
عاشق آینده احتمالی طرف مقابل بودن

ازدواجی که محکوم به شکست است گاهی زمانی شکل می گیرد که فرد به جای واقعیت های امروز به امید تغییرات آینده تصمیم می گیرد. بعضی افراد با خود فکر می کنند نامزدشان در آینده موفق تر می شود یا بعد از ازدواج مسئولیت پذیرتر خواهد شد. اما تصمیم برای ازدواج باید بر اساس شخصیت و شرایط فعلی فرد گرفته شود. هیچ تضمینی وجود ندارد که کسی دقیقا همان طور که شما تصور می کنید تغییر کند.
تلاش برای نجات دادن نامزد
ازدواجی که محکوم به شکست است گاهی زمانی اتفاق می افتد که یکی از طرفین احساس می کند باید نقش نجات دهنده را ایفا کند. ممکن است تصور کنید حضور شما باعث می شود نامزدتان اعتیاد را کنار بگذارد دوستان نامناسب را ترک کند یا از مشکلات روحی عبور کند. اما زندگی مشترک جای درمانگری و نجات دادن دیگران نیست. چنین رابطه ای به مرور باعث خستگی و فرسودگی عاطفی می شود.
نگاه کردن به نامزد به عنوان استاد و الگو
ازدواجی که محکوم به شکست است می تواند زمانی شکل بگیرد که فرد همسر آینده خود را بیشتر به عنوان یک معلم یا الگو می بیند. اگر هدف از ازدواج فقط یاد گرفتن یا تکیه کامل به دانش و تجربه طرف مقابل باشد رابطه به شکل طبیعی و برابر پیش نمی رود. در این شرایط رابطه بیشتر شبیه ارتباط استاد و شاگرد می شود نه یک زندگی مشترک متعادل.
شیفته شدن به دلیل موقعیت و ظاهر
ازدواجی که محکوم به شکست است گاهی بر پایه عوامل بیرونی شکل می گیرد. بعضی افراد تنها به دلیل زیبایی موقعیت اجتماعی ثروت یا تحصیلات جذب طرف مقابل می شوند. اما این ویژگی ها ممکن است در طول زمان تغییر کنند. اگر پایه رابطه فقط همین عوامل باشد با از بین رفتن آن ها احتمال دارد علاقه نیز کم رنگ شود.
نداشتن تفاهم در مسائل اصلی زندگی
ازدواجی که محکوم به شکست است اغلب در رابطه هایی دیده می شود که تفاهم عمیق در آن وجود ندارد. تفاوت در سلیقه های روزمره چندان مشکل ساز نیست اما تفاوت در باورها هدف های زندگی و برنامه های آینده می تواند رابطه را با چالش های جدی روبه رو کند. برای ساختن یک زندگی مشترک پایدار همفکری در مسائل اساسی اهمیت زیادی دارد.

انتخاب از روی عصیان و فرار
ازدواجی که محکوم به شکست است گاهی نتیجه تصمیمی عجولانه برای فرار از شرایط دشوار می باشد. بعضی افراد برای رهایی از فشار خانواده یا محیط خانه به ازدواج فکر می کنند. در چنین شرایطی تصمیم تحت تاثیر احساسات لحظه ای گرفته می شود و ممکن است بعد از آرام شدن شرایط فرد متوجه شود انتخاب درستی نداشته است.
انتخاب برای انتقام یا رقابت
ازدواجی که محکوم به شکست است ممکن است به عنوان واکنشی به یک رابطه قبلی شکل بگیرد. گاهی فرد برای نشان دادن موفقیت خود یا برای رو کم کردن از دیگران وارد یک رابطه جدید می شود. در چنین حالتی معیارهای واقعی زندگی مشترک نادیده گرفته می شود و تصمیم بیشتر برای اثبات چیزی به دیگران گرفته می شود.
رابطه ای که در آن شناخت واقعی شکل نمی گیرد
ازدواجی که محکوم به شکست است می تواند در رابطه هایی دیده شود که دو نفر فرصت کافی برای شناخت یکدیگر ندارند. اگر نامزدها بیشتر از راه دور با هم در ارتباط باشند امکان مشاهده رفتار واقعی یکدیگر در موقعیت های مختلف را نخواهند داشت. شناخت واقعی زمانی شکل می گیرد که دو نفر بتوانند شخصیت و رفتار همدیگر را در شرایط گوناگون ببینند.
در پایان باید به یک نکته مهم توجه کرد. اگر بعد از خواندن این موارد احساس می کنید رابطه شما شباهتی به یکی از این شرایط دارد بهتر است موضوع را جدی بگیرید. صحبت با افراد قابل اعتماد یا مراجعه به مشاور و روان شناس می تواند کمک کند تا با دیدی روشن تر تصمیم بگیرید که ادامه دادن این رابطه درست است یا بهتر است پیش از آسیب های بیشتر مسیر دیگری انتخاب شود.