داستان کوتاه

داستان کوتاه


داستان عاشقانه پیانو

چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشید روی دکمه های پیانو .صدای موسیقی فضای کوچیک کافی شاپ رو پر…

داستان کوتاه : مادر

داستان کوتاه : مادر مردی مقابل گل فروشی ايستاد.او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر ديگری بود…


اسم دخترانه بر اساس الفبا