اسم پسرانه ک

لیست نام های پسرانه با حرف ک


℁ اسم دخترانه بر اساس الفبا
℁ اسم پسرانه بر اساس الفبا

لیست اسم پسرانه ک

کارل

کارل در لغت نامه دهخدا: [ کارْرِ ] (اِخ ) الکسی . رجوع به «کاررل…

کوین

معنی اسم کوین (Kevin): این نام از کلوین مشتق شده که برای اولین بار در…

کنت

کنت (Kenneth): این نام فرم انگلیسی شده Cinaed است و احتمالا به معنای متولد شده…

کریستوفر

کریستوفر(Christopher): کریستوفر نام یونانی است . این نام از دو بخش تشکیل شده است. بخش…

کارن

کارن :    (= قارِن)، ن قارِن. معنی کارن در ویکی پدیا: قارن (معرب کارن)…

کیهان

كِيهان : گيهان، جهان، عالم، گيتي، مجموعه‌ي همه اشيا و پديده‌هاي موجود در هستي، آسمان.

كيومرث

كيومرث : (= گيومرت)، 1- زنده‌ي فاني. [جزء اول «گيو» و «گيه» به معني جان…

کیوان

كيوان:    1- زحل، ز زحل؛ 2- (در قديم) (به مجاز) آسمان. کیوان در لغت…

کیکاووس

كِيكاووس :    1- به معني«داراي منبع فراوان»؛ 2- (اَعلام) 1) (= کاووس) (در شاهنامه)…

کیسان

كِيسان :    (كي+ سان (پسوند شباهت))، 1- همانند كي، مثل كي؛ 2- (به مجاز)…

کیاوش

كياوش :    (كيا + وش (پسوند شباهت))، ويژگي آن كه مثل پادشاهان، سروران و…

کیانوش

كيانوش:   1- بزرگ جاويدان. [از واژه‌ي اوستايي «كوئي» = بزرگ، گرامي+ اَنوش = بي‌مرگ]؛…

کیان‌مهر

كيان‌مهر :    (كيان+ مهر = محبت، دوستي و خورشيد)، 1- محبت و دوستي شاهانه…

کیان

كيان:    1- (به مجاز) سروران و بزرگان؛ 2- (اَعلام) 1) كي‌ها، هركدام از پادشاهان…

کیامهر

كيامهر:    (كيا = پادشاه، سلطان، حاكم، فرمانروا + مهر = خورشيد، مهرباني و محبت)،…

کیارش

كيارش:    (از كي + آرش)، 1- در اوستا «kavi arshan» به معني كي و…

کیا

كيا :    1- (در قديم) پادشاه، سلطان، حاكم، فرمانروا، والي؛ 2-(به مجاز) سرور و…

کوشا

كوشا:    [از كوش + ا (پسوند فاعلي و صفت مشبهه)]،آن كه بسيار تلاش و…

کوروش (کورش)

كوروش(کورش) :   1- به نقل از« یوستی» [از مستشرقین] کوروش از  کلمه  ی «کورو»…

کوروس

كوروس :    (= كوروش)، ( كوروش.

کنعان

كنعان :    (عبري) 1- طبق تورات كنعان به معني «حليم و بردبار» است؛ 2-…

کمیل

كُميل:    (عربي) 1- كامل، تمام؛ 2- (اَعلام) کمیل ابن زیاد: [قرن اول هجری] مسلمان…

کمال

كمال :  (عربي) 1- آخرين حد چيزي، نهايت، بسياري؛ 2- سرآمد بودن در داشتن صفت‌هاي…

کلیم الله

كليم الله:    (عربي)1- آن كه خدا با او سخن گفته است؛ 2- (اَعلام) لقب…

کسری

كسري(كسرا):    (معرب از فارسيِ خسرو)؛ (اَعلام) عنوان هر يك از پادشاهان ساساني. + (…

کریم

كريم:    1- بخشنده، سخاوتمند؛ 2- از نام‌ها و صفات خداوند؛ 3- از صفات قرآن؛…

کرار

كرار:    (عربي) 1- (در قديم) حمله كننده؛ 2- (اَعلام) از القاب و صفات حضرت…

کاویان

كاويان:    كاوياني، منسوب به كاوه (شخصيت اساطيري شاهنامه)، + ك كاوه.

کاوه

كاوه:    (= گاودرفش)، 1- عَلَم و رایَت گاو؛ 2- (اَعلام) نام شخصيتِ اساطيري شاهنامه…

کاووس

كاووس :    (= كيكاووس)، ( كيكاووس.

کاوش

كاوش :   (اسم مصدر از كاويدن)، 1- جستجو، بررسي و تحقيق؛ 2- (در قديم) (به…

کامین

كامين:    (كام = آرزو، اراده، قصد، لذت، خوشي، توانايي، معشوق + ين (پسوند نسبت))…

کامیار

كاميار:    1- (در قديم) (به مجاز) كامياب، ( كامياب، 2- (در حالت قيدي) با…

کامیاب

کامیاب :    (به مجاز) آن كه به خواست و آرزويش رسيده است، پيروز.

کامل

کامل :    (عربي) 1- آن ‌كه يا آنچه ويژگي‌هاي لازم را دارا است و…

کامروز

کامروز :    1- ویژگی آن که روزگار به میل و اراده اوست؛ 2- (به…

کامران

کامران :    1- (در قديم) (به مجاز) آن كه در هر كاري موفق است،…

کامبیز

کامبیز :    صورت ديگري از كمبوجيه كه در زبان فرانسه كامبيز شده و مجدداً…

کاظم

کاظم :    (عربي) 1- (در قديم) فرو خورنده خشم؛ 2- (اَعلام) لقب امام موسي…

کاروان

کاروان :    1- گروه مسافرانی که با هم عازم مقصدی هستند، قافله؛ 2- (به…


⚑ جستجو در بانک اسامی آلامتو