اسم پسرانه ک

لیست نام های پسرانه با حرف ک

اگر به دنبال اسمی خاص و پسرانه که با حرف ک شروع شود هستید، این بخش از گالری اسم های پسرانه را بررسی کنید تا بهترین اسم مورد نظرتان را بیابید.

اسم های پسرانه مقبول با ک


لیست اسم های پسرانه زیبا با حرف ک:

کارن اسم پسرانه به معنی شجاع و دلیر، نام فرزند کاوه آهنگر و هم چنین اسم سردار لشکر مهرداد شاهزاده اشکانی که علیه اشک بیستم (گودرز) قیام کرد.
کارینا چهارمین مملکت از ممالک تابعه قوم پارت که توسط ولات اداره می شدند. احتمالابه منطقه نهاوند اطلاق می شده است.
کامبیز گویش امروزی کبوجیه، نام پسر کوروش پادشاه هخامنشی
کامشاد مرکب از کام (خواسته، آرزو) + شاد؛ اسم پسر به معنی کسی که آرمان، میل و آرزویش شادمانی است.
کوشا ساعی، تلاشگر
کامیاب آن که به خواست و آرزویش رسیده باشد، پیروز
هوتن نیرومند، خوش اندام، نام پسر ویشتاسب پادشاه هخامنشی
کورش کوروش، نام سه تن از پادشاهان هخامنشی، کورش کبیر از مقتدر ترین پادشاهان ایران که تخت جمشید را بنا نهاد.

پرطرفدارترین اسم های پسرانه با ک:

  • کیان: یعنی پادشاهان بزرگ. پادشاهان کیان را نیز گفته اند که کیقباد و کیخسرو و کیکاوس و کی لهراسب از آن میان هستند
  • کامران: خوشگذران، عیاش، کامجو، کامروا، کامیاب، خوشبخت، نیکبخت
  • کسری: عنوان هر یک از پادشاهان ساسانی خسرو- منسوب به کسری، یعنی خسروی.
  • کاوه: یکی از خاندانهای معروف پهلوانی دوره اساطیری ایران . به معنی پادشاه

اسم پسر ارمنی با ک:

  • کارو: نوید دهنده، راهنما

℁ اسم دخترانه بر اساس الفبا
℁ اسم پسرانه بر اساس الفبا

لیست اسم پسرانه ک

کارن

کارن :    (= قارِن)، ن قارِن. معنی کارن در ویکی پدیا: قارن (معرب کارن)…

کارل

کارل در لغت نامه دهخدا: [ کارْرِ ] (اِخ ) الکسی . رجوع به «کاررل…

کوین

معنی اسم کوین (Kevin): این نام از کلوین مشتق شده که برای اولین بار در…

کنت

کنت (Kenneth): این نام فرم انگلیسی شده Cinaed است و احتمالا به معنای متولد شده…

کریستوفر

کریستوفر(Christopher): کریستوفر نام یونانی است . این نام از دو بخش تشکیل شده است. بخش…

کیهان

كِيهان : گيهان، جهان، عالم، گيتي، مجموعه‌ي همه اشيا و پديده‌هاي موجود در هستي، آسمان.

كيومرث

كيومرث : (= گيومرت)، 1- زنده‌ي فاني. [جزء اول «گيو» و «گيه» به معني جان…

کیوان

كيوان:    1- زحل، ز زحل؛ 2- (در قديم) (به مجاز) آسمان. کیوان در لغت…

کیکاووس

كِيكاووس :    1- به معني«داراي منبع فراوان»؛ 2- (اَعلام) 1) (= کاووس) (در شاهنامه)…

کیسان

كِيسان :    (كي+ سان (پسوند شباهت))، 1- همانند كي، مثل كي؛ 2- (به مجاز)…

کیاوش

كياوش :    (كيا + وش (پسوند شباهت))، ويژگي آن كه مثل پادشاهان، سروران و…

کیانوش

كيانوش:   1- بزرگ جاويدان. [از واژه‌ي اوستايي «كوئي» = بزرگ، گرامي+ اَنوش = بي‌مرگ]؛…

کیان‌مهر

كيان‌مهر :    (كيان+ مهر = محبت، دوستي و خورشيد)، 1- محبت و دوستي شاهانه…

کیان

كيان:    1- (به مجاز) سروران و بزرگان؛ 2- (اَعلام) 1) كي‌ها، هركدام از پادشاهان…

کیامهر

كيامهر:    (كيا = پادشاه، سلطان، حاكم، فرمانروا + مهر = خورشيد، مهرباني و محبت)،…

کیارش

كيارش:    (از كي + آرش)، 1- در اوستا «kavi arshan» به معني كي و…

کیا

كيا :    1- (در قديم) پادشاه، سلطان، حاكم، فرمانروا، والي؛ 2-(به مجاز) سرور و…

کوشا

كوشا:    [از كوش + ا (پسوند فاعلي و صفت مشبهه)]،آن كه بسيار تلاش و…

کوروش (کورش)

كوروش(کورش) :   1- به نقل از« یوستی» [از مستشرقین] کوروش از  کلمه  ی «کورو»…

کوروس

كوروس :    (= كوروش)، ( كوروش.

کنعان

كنعان :    (عبري) 1- طبق تورات كنعان به معني «حليم و بردبار» است؛ 2-…

کمیل

كُميل:    (عربي) 1- كامل، تمام؛ 2- (اَعلام) کمیل ابن زیاد: [قرن اول هجری] مسلمان…

کمال

كمال :  (عربي) 1- آخرين حد چيزي، نهايت، بسياري؛ 2- سرآمد بودن در داشتن صفت‌هاي…

کلیم الله

كليم الله:    (عربي)1- آن كه خدا با او سخن گفته است؛ 2- (اَعلام) لقب…

کسری

كسري(كسرا):    (معرب از فارسيِ خسرو)؛ (اَعلام) عنوان هر يك از پادشاهان ساساني. + (…

کریم

كريم:    1- بخشنده، سخاوتمند؛ 2- از نام‌ها و صفات خداوند؛ 3- از صفات قرآن؛…

کرار

كرار:    (عربي) 1- (در قديم) حمله كننده؛ 2- (اَعلام) از القاب و صفات حضرت…

کاویان

كاويان:    كاوياني، منسوب به كاوه (شخصيت اساطيري شاهنامه)، + ك كاوه.

کاوه

كاوه:    (= گاودرفش)، 1- عَلَم و رایَت گاو؛ 2- (اَعلام) نام شخصيتِ اساطيري شاهنامه…

کاووس

كاووس :    (= كيكاووس)، ( كيكاووس.

کاوش

كاوش :   (اسم مصدر از كاويدن)، 1- جستجو، بررسي و تحقيق؛ 2- (در قديم) (به…

کامین

كامين:    (كام = آرزو، اراده، قصد، لذت، خوشي، توانايي، معشوق + ين (پسوند نسبت))…

کامیار

كاميار:    1- (در قديم) (به مجاز) كامياب، ( كامياب، 2- (در حالت قيدي) با…

کامیاب

کامیاب :    (به مجاز) آن كه به خواست و آرزويش رسيده است، پيروز.

کامل

کامل :    (عربي) 1- آن ‌كه يا آنچه ويژگي‌هاي لازم را دارا است و…

کامروز

کامروز :    1- ویژگی آن که روزگار به میل و اراده اوست؛ 2- (به…

کامران

کامران :    1- (در قديم) (به مجاز) آن كه در هر كاري موفق است،…

کامبیز

کامبیز :    صورت ديگري از كمبوجيه كه در زبان فرانسه كامبيز شده و مجدداً…

کاظم

کاظم :    (عربي) 1- (در قديم) فرو خورنده خشم؛ 2- (اَعلام) لقب امام موسي…

کاروان

کاروان :    1- گروه مسافرانی که با هم عازم مقصدی هستند، قافله؛ 2- (به…

⚑ جستجو در بانک اسامی آلامتو