اسم پسرانه ه

لیست نام های پسرانه با حرف ه

اگر به دنبال اسمی خاص و پسرانه که با حرف ه شروع شود هستید، این بخش از گالری اسم های پسرانه را بررسی کنید تا بهترین اسم مورد نظرتان را بیابید.

اسم های پسرانه مقبول با ه


لیست اسم های پسرانه زیبا با حرف ه:

هامون زمین هموار و بدون پستی و بلندی، نام دریاچه‌ای در سیستان
هامی سرگشته و حیران
هرمز نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانی
هژبر هزبر، شیر
هژیر هجیر، خوب، پسندیده، زیبا، چابک و چالاک، نام پسر گودرز
همایون خجسته، مبارک، فرخنده، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی مشهور به زرین کلاه در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی
هوتن نیرومند، خوش اندام، نام پسر ویشتاسب پادشاه هخامنشی
هوشمند دارای هوش و توانیی ذهنی و بسیار با هوش، عاقل، خردمند

پرطرفدارترین اسم های پسرانه با ه:

  •  هادی: پیر، دلیل، راهبر، راهنما، رهبر، مرشد، معلم، رسانا

اسم پسر کردی با ه:

  • هاوار: فریاد
  • هستیار: احساس کننده، ادیب
  • هفال: رفیق
  • هوراز: دوست صمیمی
  • هوگر: انس گرفتن، عادت کردن
  • هیدی: آرام، آهسته، بردبار
  • هیرش: فشار، هجوم
  • هیرو: نام گلی به زبان کردی (گل ختمی)
  • هیمن: آرام، موقر، شکیبا
  • هیوا: امید

℁ اسم دخترانه بر اساس الفبا
℁ اسم پسرانه بر اساس الفبا

لیست اسم پسرانه ه

هنری

هنری (Henry): این نام از دو قسمت haim به معنای خانه و rīc به معنای…

همایون

معنی اسم همايون:    1- داراي تأثير خوب، خجسته، مبارك، فرخنده؛ 2- (در موسيقي ايراني)…

هيوا

هيوا : (كردي، hiwā ) اميد.

هيمن

هيمن : (كردي، hemin ) آرام.

هيژا

هِيژا : (كردي، hêžā ) گرامي، شايسته، گران‌بها.

هیرش

هیرش : (کردی، hêriš) 1- یورش، حمله، هجوم؛ 2- فشار؛ 3- اشک.

هیراد

هیراد : (دساتیر) 1- خود را به مردم تازه روی و خوشحال وانمود کردن؛ 2-…

هومن

هومن : (هو = خوب + من/ مان = انديشه و روح) 1- دارنده‌ي روح…

هوشنگ

هوشنگ:    1- به معني كسي كه منازل خوب فراهم سازد؛ 2- (اَعلام) (در شاهنامه)…

هورام

هورام :    (عبری) 1- مرتفع؛ 2- (اَعلام) نام شهریار جازر که در هنگام افتتاح…

هوتن

هوتن :    (هو = خوب + تن) 1- خوب تن، نيك اندام؛ 2- (به…

هژیر

هژير:    (= هجير) 1- خوب، پسنديده؛ 2- زيبا؛ 3- چابك، چالاك؛ 4- (در حالت…

هژار

هَژار:    (كردي) 1- بینوا، فقیر، تنگدست؛ 2- (اعلام) عبدالرحمان ابن حاج ملامحمد شرفکندی متخلص…

هرمز

هرمز :    (اوستايي) (= ارمز، ارمزد، اورمزد، هورمز و هورمزد)، 1-(در اديان) اهورامزدا (د…

هخامنش

هَخامنش :    1- دوست منش، دوست كردار، كسي كه داراي كردار و انديشه نيك است؛…

هانی

هانی :    (عربي) 1- مسرور؛ 2- ميسر؛ 3- (اَعلام) 1) نام چند تن از…

هامان

هامان :      (اَعلام) 1) هامان (مشهور) وزير اخشويروش [خشيارشا كه او را با اردشير…

هاشم

هاشم :    (عربي) 1- (در قديم) شكننده، خرد كننده؛ 2- (اَعلام) 1) نام ابن…

هارون

هارون :    (عبري ؟) 1- (در قديم) قاصد و پيك شاه كه زنگوله‌اي بر…

هادی

هادی :    (عربي) 1- هدايت‌كننده، راهنما؛ 2- از نام‌ها و صفات خداوند؛ 3- (در…

هاتف

هافت :    (عربي) 1- ندا دهنده‌اي كه صدايش شنيده شود اما خودش ديده نشود،…

هابیل

هابیل :    (عبري) 1- به معني «نفس يا بخار»؛ 2- (اَعلام) (در تورات) دومين…

⚑ جستجو در بانک اسامی آلامتو