شادی happiness

اولین سوالی که بیشتر درمانگرها ابتدا از بیماران‌شان می‌پرسند این است: “در این درمان می‌خواهی به چه چیزی برسی؟”

بیشتر بیماران هم اولین جوابی که می‌دهند این است: “من فقط می‌خواهم شاد باشم.”

مستقیم، مختصر و روشن، این پاسخ دنباله‌ای ندارد و معنی‌اش کامل است، ما درمانگرها هم کاملا قبولش داریم. ما هم می‌خواهیم شاد باشیم.

اما این سوال قابل درک، برانگیزاننده پرسشی بسیار پیچیده‌تری است که همیشه بزرگ‌ترین افکار را به چالش کشیده است:

چه چیزی آدم‌ها را خوشحال می‌کند؟

در اینجا مختصری از نظرات چندتن از خردمندان بزرگ را برای‌تان می‌گوییم:

ارسطو: شادی به خودمان بستگی دارد.

بودا: شادی از افکار و رفتارهای اندیشمندانه ناشی می‌شود.

سقراط: شادی از کنترل منطقی خواسته‌ها برمی‌آید و همین‌طور هماهنگی قسمت‌های مختلف روح‌تان.

اپیکوروس: برای رسیدن به شادی، از خواسته‌های غیرضروری اجتناب کنید تا به آرامش و صفای درونی برسید؛ با چیزهای ساده راضی و مسرور باشید.

سریعا به دنیای مادی امروز برمی‌گردیم. همه ما می‌دانیم که نظرات بالا احتمالا درست هستند، اما برای شاد بودن روی یک “کلید” خاص بیش از اندازه تمرکز می‌کنیم: پول. این تفکر که پول بیشتر یعنی شادی بیشتر، توسط ارزش‌های جامعه ما تغذیه می‌شود، شاید دلیلش این باشد که پول، مشهود، ملموس و قابل سنجش است. ظاهرا نمی‌توانیم این احساس‌ که ” کاش پول بیشتری داشتم” را چاره کنیم، این‌که همه چیز خوب می‌شد اگر…

در سال 2009 در دانشگاه منچستر و وارویک در بریتانیا، دو پژوهشگر به‌نام‌های Boyce وWood در این مورد کنجکاوی نشان دادند. آنها می‌خواستند بدانند کدامیک از این دو، تاثیر بیشتری روی شادی دارند: تلاش برای درمان خود و یا داشتن پول بیشتر؟

آنها هزاران نفر را که درمان را شروع کرده بودند مورد مطالعه قرار داده و میزان شادی‌شان را با افرادی که درآمدشان بیشتر شده بود مقایسه نمودند. یافته‌های‌شان حیرت انگیز بود. آنها فهمیدند که میزان شادی افرادی که یک دلار و سیصدپوند برای روان درمانی صرف کرده بودند معادل شادی بود که بواسطه 42000 دلار افزایش درآمد نصیب افراد شده بود.

به‌عنوان یک درمانگر، این کشفیات مرا چندان متعجب نکرد. تصور کنید اگر رابطه‌ شما با همسرتان و همکاران‌تان بهتر شود، فرزندان شادتر و سالم‌تری خواهید داشت، اضطراب‌تان کمتر خواهد شد، کمتر عصبانی می‌شوید و اختلاف بوجود می‌آید؛ و انگیزه و احساس بهتری خواهید داشت. هرکدام از این نتایج که از دست آوردهای بزرگ درمان هستند، شادی بسیار بادوام‌تری برای بیشتر افرادی دربر خواهد داشت تا یک اتومبیل جدید و یا حتی خانه‌ای بزرگ‌تر که شادی حاصل از آنها کوتاه و مختصر است.

سه‌شیوه موثر برای این‌که بیشترین میزان شادی را داشته باشید

  1. با مسائل‌تان روبرو شوید.

اجتناب از اختلافات و مشکلات و داشتن جدال درونی صرفا موجب ادامه و رشدشان خواهد شد. مسائل کمی وجود دارند که خود به خود حل می‌شوند. مواجهه با ضعف‌ها و جدال‌ها‌تان، قدرت‌تان را تغذیه خواهد کرد، مهم نیست تا چه اندازه دردناک هستند. فرار نکنید، و سرتان را مثل کبک در برف فرو نبرید. بایستید و با آنها روبرو شوید، در درازمدت احساس خیلی بهتری خواهید داشت.

  1. کیفیت روابط تان را به بیشترین حد ممکن برسانید.

به همسرتان، فرزندان‌تان، رئیس‌تان، همکاران‌تان، همسایه‌های‌تان و دوستان‌تان فکر کنید. نگاه کردن و بررسی روابط تان، تا حدودی شبیه نگاه کردن در یک آینه احساسی است. روابط شما، انعکاسی از آن چیزی است که هستید، همین‌ها را تیمار کرده و قوی‌شان کنید تا خودتان پر و بال گرفته و قوی شوید. هرچه روابط شادتری داشته باشید خودتان شادتر خواهید بود.

  1. تفکر درست را یادبگیرید و به آن عادت کنید.

خودتان را از زندگی در آینده رها کنید و اجازه ندهید در گذشته بمانید. هر دو این‌ها را باید درنظر داشته باشید، از گذشته درس بگیرید و برای آینده برنامه ریزی کنید. اما مهم‌ترین جای ممکن برای زندگی لحظه حال است. نسبت به کارهایی که انجام می‌دهید آگاه باشید و این‌که آنها را چرا و چگونه انجام می‌دهید. هر چه بیشتر عاقل باشید و درست فکر کنید، شادتر خواهید بود.

البته چول خیلی خوب است. عالی است که پول کافی داشته باشید تا تحت فشار مالی نباشید. اما اسیر باورهای غلط جامعه نشوید. بعد از همه این‌ها، پول ابزار کافی و موثر برای رسیدن به شادی نیست.

به اشتراک بگذارید: پینترست تلگرام تامبلر لینکدین

نظر خود را بیان کنید