عاشق کردن یک فرد خاص

یکی از سوالای که مکرراً پرسیده می‌شود این است که “آیا می‌توانید با استفاده از قانون جاذبه یک فرد خاص را مجذوب خود کرد؟” خوشبختانه پاسخ آن مثبت است.

در این مطلب برای شما توضیح می دهیم که چگونه میتوان یک پسر یا دختر را عاشق خود کنیم ؟

عشق یکی از مهمترین احساسات موجود در این جهان است. وقتی صحبت از پول، شغل و خیلی چیزهای دیگر به میان می‌آید آدمها برای نشان دادن آن سختی زیادی متحمل نمی‌شوند. اما در مسائل احساسی، اگر آن چیزی که می‌خواهید را به دست نیاورید، دچار درد عمیقی می‌شوید.

کسی که دوستش دارید، آن فرد خاص، مهمترین فرد برای شماست و حتی کل دنیا نمی‌تواند برایتان جایگزین او شود. خبر خیلی خیلی خوبی برایتان داریم. شما می‌توانید کسی که دوست دارید را مجذوب خودتان کنید. پس همین امروز روش ما را امتحان کنید.

میل و ناامیدی – باید ناامیدی را کنار بگذارید

بااینکه میل یک انرژی مقدس است و انرژی خلقت محسوب میگردد، ناامیدی دقیقاً عکس آن و انرژی مخرب است. وقتی تمایلات برآورده نشوند، جای آن ناامیدی می‌آید. بااینکه میل و اشتیاق انرژی خوب و پاک است، ناامیدی یک انرژی منفی بسیار قوی است.

میل و اشتیاق ارتعاشات جذب کردن را در شما ایجاد می‌کند اما ناامیدی دقیقاً ارتعاشاتی متضاد این یعنی دور کردن را می‌سازد.

وقتی عاشق می‌شوید، بذر مقدس میل و اشتیاق در شما کاشته می‌شود. بنا به هر دلیلی اگر این اشتیاق و میل برآورده نشود، ناامیدی وارد می‌شود. پس اولین قدم برای از بین بردن این ناامیدی است. همه ناامیدی‌ها را دور بریزید.

همچنین بخوانید: عشق واقعی چگونه است؟

چطور ناامیدی‌ها را از بین ببرید؟

ساده‌ترین راه برای از میان برداشتن ناامیدی‌ها، فراموش کردن است. خودتان را با نور عشق الهی و معنوی جهان احاطه کنید.

یک نور عشق معنوی را تجسم کنید، یک تشعشع از نور عشق خداوندی. خود را تسلیم آن نور کنید. این نور است که شما را خلق کرده است، همه آنچه که دارید را به شما داده و این عشق خیلی ساده دوستتان دارد. این نور بخشنده است، نوری 100 درصد پاک است و آنقدر قوی هست تا بتواند واقعیتی زیبا فراتر از تجسمات معمولی شما ایجاد کند.

وقتی عاشق می‌شوید این نور خیلی آرام به شما می‌گوید چه بکنید، فقط باید به او گوش دهید. پس همه چیز را فراموش کنید، تسلیم این نور شوید و زندگی جدیدی را شروع کنید. همین امروز خودتان را تسلیم آن نور معنوی کنید و بگذارید آن نور آینده‌ای روشن برایتان بسازد.

وقتی اینکار را کردید، هر وابستگی به نتیجه را از خود دور کنید. حالا قسمت بهتر آن شروع می‌شود.

ساختن یک زندگی زیبای عاشقانه

وقتی هر نوع وابستگی به آن فرد را از خود دور کردید، یک پیام بسیار قوی به جهان فرستاده‌اید که برای شروع یک زندگی زیبای عاشقانه آماده‌اید. اگر قبلاً عشقتان یک‌طرفه بود، الان وقت آن رسیده که رابطه‌ای دو‌طرفه را تجربه کنید.

شما قهرمان  تئاتر ذهن خودتان هستید. فیلم شما در ذهن خودتان است و فیلمتان واقعیت شما را می‌سازد. شما کنترل 100 درصد روی تخیلاتتان دارید و از آن برای ساخت واقعیتی به انتخاب خود هوشمندانه استفاده می‌کنید.

حالا تصور کنید که معشوقتان عاشق شماست. قبلاً این شما بودید که عاشق او بودید و حالا تصور کنید که این اوست که عاشق شماست. “معشوقتان عاشق شماست” و می‌بینید که اشتیاق و میلتان برآورده شده است. چه حسی دارید؟ هزار مرتبه با خودتان تکرار کنید، “….. منو دوست داره”. ببیند در 7-5 روز آینده چه اتفاقی می‌افتد. تغییر انرژی را در خود مشاهده کنید.

ببینید چه حسی دارید. معشوقتان را عاشق خودتان تجسم کنید. احساساتتان را بررسی کنید. در ذهنتان با معشوقتان صحبت کنید. چه حسی دارد؟

اگر این مرحله را به درستی انجام دهید، به خودتان می‌خندید که برای چه اینقدر ناامید بودید. و آنوقت است که دنیا به رویتان لبخند می‌زند. احساس قدرت بیشتری می‌کنید. با خودتان فکر می‌کنید که چرا همه چیز را اینقدر سخت می‌دیده‌اید و چرا قبلاً نمی‌توانسته‌اید فراموش کنید؟

بررسی عشق

این روش‌ها که شما را از احساسات ناامیدانه‌تان بیرون می‌کشد و باعث می‌شود احساس کنید برنده هستید. این افکار و احساسات مثبت می‌آیند و باعث می‌شوند فکر کنید که آیا آن فرد را بخاطر عشق می‌خواسته‌اید یا فقط به این خاطر که نفستان را ارضا کنید.

در بسیاری از موارد، ناامیدی که برمی‌گردد، به دلیل عشق نیست، بلکه به دلیل پیروزی است. حالا در اعماق قلب خود می‌دانید که آیا آن فرد را واقعاً دوست می‌دارید یا نه.

اگر متوجه شدید که عشقتان واقعی است، مرحله زیر خیلی برایتان مهم است:

عشق – قدرت پشت خلقت

درک کنید که عشق قدرتمندترین انرژی در جهان است. با عشق می‌توانید هر چیزی خلق کنید، قلب، روح و فکر هر کسی را به دست ،د که این هدف فقط و فقط زمانی اتفاق می‌افتد که ارتعاشات احساسات شما بالا باشد. ناامیدی مثل چاهی عمیق است که ارتعاشات آن بسیار پایین است. عشق و حق‌شناسی بالاترین حد ارتعاشات را دارند.

اگر اینکار را درست انجام دهید، احساساتتان در این مرحله باید اینگونه باشند:

  1. ناامیدی صفر. متعجب می‌شوید که آنهمه ناامیدی به کجا رفته است.
  2. شدیداً احساس شادی می‌کنید زیرا رابطه‌ای زیبا و عاشقانه ساخته‌اید و به روشنی آن را دیده و حس کرده‌اید.
  3. یک رابطه کامل و شاد بین شما و جهان که فقط و فقط شکرگذار آن هستید.

رابطه ایدآل شما خود را نشان خواهد داد. 60،000 فکر در روز کارمای (karma) فکر شماست. اگر در 80 درصد از این افکار عشق و حق‌شناسی باشد، رابطه زیبایی که خلق خواهید کرد فرای تصورتان خواهد بود.

اگر این مطلب برای شما مفید بود آنرا با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

همچنین نظرات خودتان در مورد جذب یک فرد خاص را در پایین صفحه با ما در میان بگذارید.

به اشتراک بگذارید: پینترست تلگرام تامبلر لینکدین

925 دیدگاه

  1. Nillofar در 1399/08/18در5:36 ب.ظ

    سلام
    بعد از خواندن چندی از نظر های ک دوستان نوشته بودين منم تصمیم گرفتم فقط چند کلمه بگم
    هیچ چیز با ارزش تر تجربه واقعی نیست نه اون لاف و پوف های الکی
    موضوع بر میگرده به سه سال پیش با یک نگاه دنیایی از نابود شد اصن بود انگار نبود
    هنوزم که هنوزه ن تونستم دل به دیگری ببندم ن هم فراموشش کردم
    تنها خوبيش این بود که کمی راه زندگيمو روشن تر دیدم
    و نصیحت ام به اونای که سنشون کمه و حرف از عشق میزنند اينه که عشق همییییییششششه هست از کودکی ات لذت ببر وقتی عاشق شو که سنی داشته باشی تا بتونی لذت هارو تشخیص بدی
    درسته که ميگن میگذره دوباره عاشق میشی و چکار و فلان
    ولی اصلش اينه که تا بگذره یا موهات میریزن یا سفید ميشن
    من محصل رشته روانشناسی هستم
    ولی این حرفا رو از عمق احساساتم ميگم هرچقدر آدم پیش بره باز هم گاهی نیم نگاهی به پشت ميندازه

    موفق باشید،

  2. Mk در 1399/08/11در9:53 ب.ظ

    اینا همش دروغه .خواهش میکنم باور نکنین قانون جذب همش یه راه پول دراوردنه(فروش سی دی ها و جلسات روانشناسی و همایش ها….) برای ادمایی که از رویای دیگران استفاده میکنن ادمایی که حرف هایی که تو میخوای رو با زیبایی و زرنگی و دقت تمام بهت میگن جوری که تو اصلا متوجه دروغشون نمیشی و واقعیت رو با دروغ هاشون ترکیب میکنن که دروغ هاشون پیدا نشه و واقعیت تلخ زندگی رو از جلوی چشمات دور میکنن. اینقدر بهتون این دروغ های زیبا رو میگن تا شما رو تو خیالات وافکار خودتون قراربدهند و از حقیقت زندگی دور کنن و شما رو از زندگی عقب بندازن و خودشون موفق بشن و با پول مردمی که میخواهند باور کنند زندگی رویایی برای خودشون میسازند .من نمیگم که همه افرادی که از قانون جذب و اینا حرف میزنن دروغ میگن چون خیلی هاشون هم گول این دروغ های زیبا رو خوردن و باور کردن .هرچند این قضیه تو کل جهان منافع افراد زیادی رو به خطر میندازه پس هیچ وقت اعلامش نمیکنن.خواهش میکنم تواین دنیا که دیگه دروغ و حقیقت قابل تشخیص نیست و کلاهبرداری یه چیز ابتدایی شده مراقب خودتون باشین تا گولشون رو نخورین.یه زمانی به خودتون میاین که سال ها عمرتون رو از دست دادین وهیچ کاری نکردین و از همه عقب افتادین و به اونی که میخواستین نرسیدید و تازه اینجاست که به عمق فاجعه پی میبرید و ترس و ناامیدی رو حس میکنین و جواب اونا اینه که ناامید نشید خلاصه مراقب باشین از سادگیتون استفاده نکنن و هر حرفی رو باور نکنین .ممنون از وقتی که گذاشتین

  3. نازی در 1399/08/10در2:41 ق.ظ

    سلام خسته نباشید
    من ۱۶ سالمه عاشق یه پسری تو فضای مجازی شدم . البته نمیگم عاشقش شدم چون ممکن نیست اما ازش خیلی خوشم اومده و می‌خوام باهاش ارتباط برقرار کنم اما نمیشه چون پیامامو سین می‌کنه و جواب نمیده
    بگید چیکار کنم . احساس میکنم غرورم رو زیر پاک گذاشتم . از خودم بدم میاد اما خیلی دوست دارم باهاش صحبت کنم
    لطفاً جوابم رو بدید واقعا نیاز دارم

  4. اکبر داوری در 1399/08/06در2:49 ق.ظ

    سلام من 14 سالمه عاسق دخترعمه ام هستم که 3 سال از من برگتره چطوری باهاش ارتباط برقرار کنم لطفا کمکم کنید.

  5. Donya در 1399/07/30در2:51 ب.ظ

    سلام
    میشه لطفا کمکم کنید من ۱۸ سالمه
    و دوماهیی هست با یه اقا اشنا شدم
    ازاین بگم ک اولین بارع ک با کسی حرف میزنم
    برا همینم خیلی میترسم و خودمم واقعا نمیدونم چ طور شد ک قبول کردم
    و این اقا خیلی از من دوره و ما از طریق مجازی باهم اشنا شدیم والان نمیگم ک عاشقش هستم ن و لی دوسش دارم و ایکنه اگر ب پام بمونه تا اخرر باهاشم در هر شرایطی چون مهم خودشه وپول و سرمایه خوبه ان شاء الله اینا خودش درست میشه نمیشه ک اینارو از همون اول ملاک قرار بدم و من خودم نمیتونم زود اعتماد کنم
    واون میگع ک خیلی دوسم داره اماا من باز میترسم
    ک این دوس داشتن الکی باشه
    از روزی میترسم ک عاشقش بشم و بزاره بره
    و دوس دارم بفهممم واقعا حسش ب من چیه
    چطور بفهمم لطفا کمکم کنید

  6. کیان در 1399/07/13در10:23 ق.ظ

    بهترین راهی که مشخص میکنه یه دختر تا اخرش باهاته چیه ?و این که میگه هرچی بشه باهمیم چطور میشه مطمئن شد ینی چه راه و امتحانی وجود داره?

  7. عاشق در 1399/07/05در10:33 ق.ظ

    باید لاف بزنید تا عاشق شه

  8. محدثه در 1399/06/05در3:21 ب.ظ

    سلام من ۱۲ سالمه عاشق پسری شدم که خودش نمیدونه ولی من دوسش دارم چی کار کنم

  9. علی در 1399/06/03در4:46 ب.ظ

    من خیلی تنهان پسرم ۱۳خرماباد یک رل میخام

  10. محدثه در 1399/06/01در5:11 ب.ظ

    سلام من 18 سالمه عاشق نوه خالم شدم بهش گفتم بهم خندید و گفت بخاطر فامیل بودنمون نمیشه دو ماه اینا چت کردیم دوبار من بخاطر اینکه هم خودم هم اون اذیت نشع ازش خدافظی کردم و دیگ بش پیم ندادم ولی اون خودش اومد سراغم و دوباره مث قبل فقط مسخرم کرد یه بار میگه میشه باهم باشیم یه بار میزنه زیرش. من چیکار کنم حالا؟؟؟

  11. جواد999 در 1399/05/24در1:00 ب.ظ

    سلام دوستان من 20 سالمه و عاشق آبجی صمیمی ترین دوستم شدم که 5سال ازم بزرگتره. من رفتم بهش گفتم دوست دارم و اون برگشت گفت من تو رو عین داداشم میدونم و الانم ازم سرد شده چیکار کنم هر لحظم شده فک کردن به اون من واقعا عاشقشم نمیدونم چجوری بهش برسم حتی به خانوادمم این موضوع رو گفتم خیلی دوسش دارم چیکار کنم.

  12. brad در 1399/05/23در11:54 ق.ظ

    با عرض سلام.من سه ساله عاشق یه دختر شدم که از فامیلامون هستند،بعد از اون موقع حتی یه بارم فرصت نشد دوباره ببینمش.الانم نمیدونم چه کار کنم هی تلاش میکنم که برم ببینمش و سر صحبتو باهاش باز کنم،ولی احساس میکنم خیلی محدود شدم و ازش دور شدم الانم با یه دختر دیگه آشنا شدم که همسایمون هستند ولی اصلا بهش اعتماد ندارم احساس میکنم یه آدم خود خواه و فرصت طلبه که فقط میخواد زرنگ بازی دربیاره یه روز تو خونه تنها بودم خانوادم رفته بودن مسافرت و اون دختره همسایه اومد در خونمون.در زد ولی درو ازش باز نکردم بعد از مدتی دوباره اومد و در زد ولی بازم بازش نکردم چون ازش خوشم نمیاد و دوست نداشتم به خونه راش بدم الان باید چه کار کنم باید برم سراغ عشق قبلیم یا با این همسایمون رابطه برقرار کنم؟

  13. brad در 1399/05/21در10:54 ب.ظ

    با عرض سلام.من سه ساله عاشق یه دختر شدم که از فامیلامون هستند،بعد از اون موقع حتی یه بارم فرصت نشد دوباره ببینمش.الانم نمیدونم چه کار کنم هی تلاش میکنم که برم ببینمش و سر صحبتو باهاش باز کنم،ولی احساس میکنم خیلی محدود شدم و ازش دور شدم الانم با یه دختر دیگه آشنا شدم که همسایمون هستند ولی اصلا بهش اعتماد ندارم احساس میکنم یه آدم خود خواه و فرصت طلبه که فقط میخواد زرنگ بازی دربیاره یه روز تو خونه تنها بودم خانوادم رفته بودن مسافرت و اون دختره همسایه اومد در خونمون.در زد ولی درو ازش باز نکردم بعد از مدتی دوباره اومد و در زد ولی بازم بازش نکردم چون ازش خوشم نمیاد و دوست نداشتم به خونه راش بدم الان باید چه کار کنم باید برم سراغ عشق قبلیم یا با این همسایمون رابطه برقرار کنم؟

  14. ارمین در 1399/05/20در11:09 ب.ظ

    سلام من ۱۳ سالمه می خوام با دختر همسایمونه دوست بشم ولی نمیدونم به مامان و بابام چی بگم اگه من با اون بودم جواب والدین دو ترفند چی بدیم ولی تاحالا به دختره نگفتم ولی حس می کنم موفق میشم …من مشکلم والدین …لطفا کمکم کنید

  15. Mahdiye در 1399/05/10در3:35 ب.ظ

    دوستانی ک سنتون کمه و عاشق شدین اگ دقت کنین اونایی ک سنشون بیشتر از شماس خیلیییی کمتر نظر دادن و عاشق شدن چون بزرگ شدن و الان بیشتر میفهمن شما هم خواهشن خودتون و بقیرو با این عشق چسونه هاتون ب لا ندین با تشکر

  16. r.yzdni در 1399/05/07در5:00 ق.ظ

    سلام.من15سالمه و عاشق پسر عمومم نمیدونم که اونم دوسم داره یا نه همش دلم میخواد برم بهشبگم که دوست دارم ولی روم نمیشه، میشه کمکم کنید که چیکار کنم؟!

  17. محمد در 1399/03/31در6:31 ب.ظ

    سلام
    من عاشقی یکی شدم که دو روز با من اختلاف سنی داره
    از بچگی میشناختمش الان هم برا خودش خانومی شده
    ولی چون باهام فامیلیم اونم از نوع دور
    روم نمیشه بهش بگم دوست دارم
    خجالت میکشم
    نمیدونم چکار کنم
    یه سال پیش براش خواستگار اومده بود
    والدینش ردش کردن
    دارم کم کم نگران میشم
    راهنمایی کنید

  18. معین در 1399/03/20در11:04 ب.ظ

    سلام من 15سالمه یه دختر همسایه رو دوست دارم ولی نمیدونم اون دوسم داره یا نع یه بار به خواهر کوچیکش گفتم اون گفت نه بعدا رفتن مغازه خواهر کوچیکه جلوی خواهر بزرگش فاک کرد وگفت حالی شدی خواهرش هیچی نگفت

  19. اسما در 1399/03/15در2:08 ب.ظ

    من ۷ ساله عاشق یه پسری هستم تا امسال که خیلی باهام خوب رفتار میکرد بهم میخندید همش از پشتم در میومد هوامو داشت موقع ناراحتیم ارومم میکرد اما امسال سرد شده چرا ؟؟؟؟؟لطفا کمکم کنید راستی پسر عمومم هست

  20. رضا در 1399/02/12در3:07 ب.ظ

    سلام من۳۱سالمه الان۹سال یکی رودوست دارم ازمن بزرگترهست بهش چندبارپیشناهاددادم ولی بخاطرفامیل بودنمون همیشه جواب منفی بهم داده.الان دیگه بریدم نمیدونم چیکارکنم لطفاراهنماییم کنید

  21. رامین در 1399/01/25در0:27 ق.ظ

    من عاشق یه دختری شدم خیلی دوسش دارم بعد از مدتی با هم قهر کردبم بش پیام دادم اگه دوسم نداری لگو برگشته بم میگه بببین عاشقت نیستم ولی ازت بدمم نمیاد این یعنی چی اگه دختری هست جواب بدا لطفا .مرسی

    • فاطی در 1399/02/16در11:18 ب.ظ

      ینی دوستت داره:/

    • RAMIN_VICTORY در 1399/03/04در1:34 ق.ظ

      سلام به همگی من از 7سالگی تا الان که 18 سالمه یه دخترو دوست داشتم ولی خیلی کم میدیدمش از کلاس چهارم به بعد چون از محلمون رفتن و فامیل دورمونه پارسال تو مجازی بهش گفتم که دوسش دارم ولی اون جوابش این بود که حسی به من نداره و متوجه نشده که من دوسش دارم خلاصه پنج دقیقه بعد بلاکم کرد و من چند روزی بهت زده و ناراحت بودم و به پسرخالم گفتم قضیه رو گفت زود بهش گفتی و اشتباه کردی و امسال هم دوباره تو زمستون 98 بهش پیام دادم ولی بازم ناراحتم کرد و گفت که بهم حسی نداره و مزاحمش نشم و سر این موضوع خیلی ضربه خوردم تو این دوسال اخیر قلبم به شدت درد میکنه گاهی اوقات به خودم میگم اون با چند نفر دیگه بوده و رل داشته و از من خوشش نمیاد دوباره باهاش حرف بزنم که چی غرورمو بشکنم و دوباره سرخورده بشم با حرفاشو و تحقیر شم و امسالم کنکور دارم گرچه به زورم که شده یکم فراموشش کردم اما بعضی وقتا وسط خندیدنام تو جمع میرم تو فکر و ساکت میشم اگع دوستای گلم نظری نصیحتی مشورتی دارن بگن ممنون میشم

  22. همتای عاشق در 1399/01/19در11:51 ب.ظ

    سلام من همتام
    20 سالمه
    گیتار میزنم چون ار بچگی گیتار میزدم الان خیلی حرفه ای هستم و نوارنده یکی از خواننده های خیلی کم مشهورم
    اون طرف 38 سالشه
    من الان چهارساله که عاشقشم ولی اون حتی نگاهمم نمیکنه تو رو خدا بگید چیکار کنم .

  23. لیلا در 1398/12/24در2:09 ق.ظ

    سلام دوستان من دختری ۲۵ساله عاشق صاب کارم شدم اونم دوسم داره عاشقمه ولی متاسفانه متاهل هسش میگه کاش متونستم باتو ازدواج کنم از نظر اخلاقی خیلی مودبه هیچ سواستفادی ازمن نکرده بگید چکار کنم نمتونم ازش دل بکنم

    • نازنین در 1399/01/11در10:48 ب.ظ

      به نظرم از زندگیش برو. اگر واقعا عاشقش هستی از زندگیش برو. چونکه روی خوشی نمی بینی. من خودم چند مورد اینطوری در اطرافیانم دیدم. و واقعا دختره خیر ندیده

    • MMMR در 1399/01/19در1:21 ب.ظ

      سلام
      من عاشق دختری فامیلمون شدم.
      شب ها باهم چت میکردیم ولی من هنوز بهش نگفته بودم…. بهش گفته بودم یکی رو میخوام ولی نگفته بودم که خودشه…..تا اینکه یه شب خیلییییی اصرار کرد که اسمش رو بگم منم مقاومت زیادی کردم اما تسلیم شدم و گفتم که میخوامش
      .
      ولی از اون شب به بعد پیام های من رو میخونه ولی جواب نمیده……
      اگه کسی میتونه لطفا لطفا لطفا راهنمایی کنه…..

    • مجید در 1399/02/15در2:13 ق.ظ

      به زندگی خودت و خودش لطمه نزن.. بیخیال..
      دوباره یکی دیگه میاد ک بیشتر ازین عاشقش باشی

    • محمد حسین امینی در 1399/02/30در2:44 ب.ظ

      خب ایشون همسر داره کار درستی نیست که با ایشون ارتباط بگیرد و ازدواج کنید و زن دیگری رو از همسرش جدا کنید درستع همسر اون خانم شما رو دوست داره ولی این کار درستی نیست کع خانواده یه زن دیگه که دارع با دلخوشی زندگی میکنه رو خراب کنید پس سعی کنید ایشون رو فراموش کنید و دلخوشی اون همسر رو که همون صاحب کار شماست نگیرید ❤

  24. هادی. در 1398/12/23در1:37 ب.ظ

    من عاشق یه دخترم اون اصلا بیرون نمیاد تازگی ها هم یه جای دیگه رفتن ولی خونشونو میشناسم من بهش گفتم دوست دارم به خودشم گفتم چند بارم باهاش حرف زدم ولی اصلا ازش نشنیدم که بهم بگه دوست دارم من16سالمه و اون17 همچیو هم به مامانش میگه من چیکار کنم یه راه حل خوب بدین
    ممنون مرسی از همتون و سلامتی همه عاشقای ایرانی ..

  25. ali در 1398/11/18در11:54 ب.ظ

    سلام من ۲۴سالمه و تا این سن هیچ حس عاشقی نداشتم ولی الان مدتیه عاشق دختر عموم شدم ولی متاسفانه تفاوت سنیمون زیاده ۱۲سال تفاوت. هیچ وقت به چهرش نگاهم نمیکردم ولی الان حتی وقتی چشامم میبندم اونو میبینم. تو بد موقعیتی هستم کمکم کنید لطفا که شاید از این حسی که میدونم بهش نمیرسم رو هضم کنم. یه حس ممنوعه هست ولی چیکار کنم بخدا دست خودم نیست لعنت به این دل که بد موقع و ادم اشتباهی حس پیدا کرد!

    • هادی. در 1398/12/23در7:31 ب.ظ

      برو دنبالش نا امید نشو

  26. arshavir در 1398/10/06در9:23 ب.ظ

    سلام
    شما خیلی باحالین
    من خودم 16 سالمه ولی حاضرم شرط ببندم از یه فرد 20 ساله بیشتر از عشق میدونم
    واقعا فکر کردین تو ایران عشق واقعی وجود داره
    بله اون عشقی واقعیع که بدون پول بدون هیچی همدیگرو قبول کنن
    که شاید 1 درصد اینجوری باشه
    بنظر من به سمت دخترا حرکت نکنین چون واقعا ارزششو نداره و بزارید دخترا بیان سمتتون
    هرکی میخواد حرف منو نقص کنه پس بهتره نکنه چون جواب کاملا منطقی میگیره
    راستی من ارشاویرم
    با اجازه

  27. Beta در 1398/09/17در11:02 ب.ظ

    راستش من عاشق یه پسر شدم شما پسرا که تو این سایت هستید میشه بهم بگید پسر ها از خوششان میاد و بدشان میاد

    • arshavir در 1398/10/06در9:24 ب.ظ

      پسرا از هیشکی خوششون نمیاد
      بقیش خودت تا تهش بخون

    • Mehrab در 1399/01/06در7:36 ق.ظ

      زیاد باید جلوش باشی ، تقریبا جوری ک هر روز ببینتت ، گه گاهی باید ی حرکی ی حرفی ی نکاهی بزنی ک اگر اونم بخوادت با نگاه هات بفهمه میخوایش ، زیاد ببینتت ، خوشگل ، شیک پوش ، کاریزماتیک مرتب ، مدیریت عالی

    • پوریا در 1399/02/23در11:48 ق.ظ

      بستگی به اون پسر داره

    • اسماعیل در 1399/02/27در0:17 ق.ظ

      اگه بتونی که از تو چی تو مغزش داره ۹۰درصد راهشو رفتی

  28. paradox در 1398/09/16در3:15 ب.ظ

    نظرات بسیاری رو خوندم.
    جای بسی تاسف است که بیماری‌های روحی روانی تا این حد در جامعه ما فراگیر شده.
    ۱۰۰ درصد کامنت هایی که خوندم همگی از مشکلات روانی برخوردار بودند و نیاز به مشاوره روانشناسی در همه این افراد مشاهده میشود.

    اگر کامنت من رو میخونید و از عاشقی رنج میبرید لطفا خودتون رو به دکتر روانشناس نشون بدید چرا که اونها درس خوندن تا این نوع از مشکلات جامعه رو حل کنند مطمئن باشید طی چند جلسه میتونید به روال عادی زندگی برگردید.
    به امید فردایی بهتر

  29. زینب در 1398/08/24در2:26 ب.ظ

    سلام 29 سالمه از زمانی که رفتم دانشگاه شدیدا به استاد خودم علاقه مند شدم بطوری کوالان که هفت ساله گذشته این علاقه نه تنها کمتر نشده بلکه بیشتر هم شده واینکه است امن هیچ خبری نداره نمیدونم چیکارکنم لطفاراهنماییم بکنید

    • امیدرضا در 1398/10/08در1:16 ب.ظ

      مادرپدرتو بفرست خاستگاریش یا به یکی از دوستات بگو ازهمین طریق بهش بگن اون استاد هم بفهمه خنگ بازی درنیاره اینقدر دیگه

  30. مرتضی در 1398/07/29در4:20 ب.ظ

    سلام من عاشق دختر عموم شدم که سه سال ازم بزرگتره نمیدونم باید چیکار کنم همش به یادشم سرم درد گرفته نمیدونم باید چیکار کنم

  31. پريا در 1398/07/27در4:28 ق.ظ

    منم عاشق فاميل شدم اما نتونستم بهش بگم ميترسم حالا اين وسطم پسر عموم اومده بهم گفته عاشقتم من نميدونم چكار كنم منم مثه شما داداشا و ابجيا كمكم كنيد لطفت

    • میثم در 1398/12/13در2:24 ق.ظ

      بزار فکر کنم. چ عشق تو عشقی شده.
      تهش راجو میمیره . درسته؟
      من این فیلمو دیدم

  32. * در 1398/06/30در2:05 ب.ظ

    سلام بچه ها نوشته خای همه رو‌خوندم جالبه فقط بچه های ۱۱-۱۲ تا ۱۸ ساله بیشتر بودن
    دوستای من بخدا عشقای توی این سن هوووسههه من خودم هم سن شماهام دوسنای من الان وقت اینه که کنکور تون رو عالی بدید و آینده تون رپ رقم بزنید برای عشق و عاشقی کلللی وقت هست الان باید آینده تون رو بسازید صددرصد وقتی موقعیت اجتماعی شما توی جامعه بالا بره و توی جامعه مهم باشید خب خیلی راحت به عشق تون میرسید مگه نمیخواید در کنار عشق تون آروم و خوشبحت باشید و بتونید نیار هاشون رو برآورده کنید..!
    این جوری که شما عاشق سینه چاک هستید که اون نباشه میمیرم و اینا پس اول از همه به فکر آسایش و آرامش کسی که دوستش دارید باشید
    اگه واقعا دوستشون دارید مرد عمل باشید و اول آینده ی خودتون و عشق توت رو تامین کنید ….

    من یه دخترم یه دختر ۱۸ ساله حرفاتون جالب بود برام درسته منم عاشقم ولی اول خدام عشقمه من یکیآ دوست دارم دوست دارم باشه ولی اگه بودن اون تو زندگیم برام خیر نباشه نمیخوام اگه خدام نخواد اون نباشه میدونم خیریتی داره …
    پس بدونید هیچ آدمی ارزش اینو نداره که زندگی تون رو تباه کنید…
    الان میگید عاشق نیست و نشده…
    آدم بااید عاقلانه زندگی کنه…
    باید عذت نفس داشته باشه باید اعتماد به نفسش رو تقویت کنه و برای خودش ارزش فائل باشه
    پس دوستای عزیز لطفا اول به فکر خودتون آینده تون و روحیه تون باشید …
    شاد باشید حتی بدون اون…
    درس یخونید یه جاها و مراتب خوب برسید…
    همه تون بینظیرید و میتونید…

    اینم بگم اگه کسی قرار باشه مال شما باشه اگه آسمون به رمین بیاد مال همید…
    پس شما برای رشد حودتون تلاش کنید..
    خیلی


    • Sahar در 1399/03/01در0:08 ق.ظ

      حرفاتو دوس داشتم

  33. ایلیا در 1398/06/22در3:13 ق.ظ

    منم یکی مثل شماها!
    یه عاشق بد شانس…….. . عاشقی که یه پسر و عشقش ۳ سال ازش بزرگتره.

    • 45 در 1398/08/20در0:34 ق.ظ

      من چی بم که عاشق دختری شدم که جلو چشمام با پسرهای دیگه تو دانشگاه حرف میزنه و میخنده ……
      دختر متین و دل پاکیه ….
      نمیدونم چطوری بهش بگم …..
      حتی تعقیبش کردم و خونه شون رو پیدا هم کردم ..میگن دختری که پسرهای محله نشناشنش دختر خوبیه …
      نمیدونم 4 ترمه (2 سال ) به فکرشم …
      دارم دیوونه میشم
      مگه میشه ادم روز و شب به یکی فکر کنه ..
      خدا کنه هوس نباشه …
      چقدر سخته برای منی که هرگز با دختری حرف نزدم ببینم عشق اولم جلوم داره با پسرهای دیگه حرف میزنه ..
      خدا نصیب هیپکس نکنه

      • میلاد در 1398/10/24در7:33 ب.ظ

        دارا باشی سارا خودش می آید لازم نیست بهش بگی.اینو همه توجه کنن.الان زمانه فرق کرده دوستان….

    • امیدرضا در 1398/10/08در1:10 ب.ظ

      برامنم همینجوریه طرفم میگه ازم دوسال بزرگ تره و براش سن طرف مقابلش مهمه تابتونه تکیه کنه اخه مگه میشه به سن تکیه کرد حضمش برام سخته یعنی من برم یه دخترکوچک تر رو براخودم انتخاب کنم ک ده بیست ساله دیگه من پیربشم اون جوون بشه بره پی خوشیش من حوصله اداره زندگیو نداشته باشم درسته یااینکه عاشق یکی دوسال بزرگترباشم بتونم باهاش درست وبا ارامش زندگی کنم

  34. عاشق تنها در 1398/06/12در4:59 ق.ظ

    من عاشق دختر عمهم هستم من و اون ۱۱ سالمونه اون منو مثل مردم عادی میدونه و نمیدونه که من عاشقشم اونم دوستم نداره چیکار کنم

    • ناشناس در 1398/06/30در2:18 ب.ظ

      از کجا میدونی دوست نداره منم مثل شما ۱۵ ولی اون ۹ ولی اون تا سه سال دیگه از عشق هیچی نخواهد دانست ولی میترسم قبل من یکی دیگه اونو بگیره و فامیل هستیم

    • arman.d در 1398/08/22در9:06 ب.ظ

      میتونم کمکت کنم

    • d.r mohammadi در 1398/10/02در10:42 ق.ظ

      پسر گل توی این سن اصلا چیزی به نام عشق وجود نداره این یه جور حس عجیبه به یک جنس مخالف هست که بین ۱۰تا۱۴ سالگی اتفاق میوفته و این حس زود میره میدونم الان کل فکرت اونه به کسی هم نمیتونی بگی من خودم تجربشو داشتم

  35. عبدلله در 1398/06/12در4:54 ق.ظ

    من ۱۱ سالمه و عاشق دختر عمهم هستم اونم ۱۱سالشه ولی نمیدونه دوستش دارم و اون فقط باهام مثل مردم عادی رفتار میکنه باید چکار کنم

    • رضا در 1398/11/09در5:34 ب.ظ

      ازدواج کنید اگ فردا طلاق نمیگیرید

  36. Raha&A در 1398/06/02در2:19 ق.ظ

    سلام دوستان من دوساله با یه نفر که نمیدونم عاشقشم یا وابستشم یا دوسش دارم و 16سالمه 7سال اختلاف سنی داریم همش فک میکنم دوسم نداره یا از سر بی میلیشه که رل زده. خیلیا میخوان باهام رل بزنن ولی چون دوسش دارم پسرای دیگه رو نمیخوام.تورو خدااااااکمکم کنید خواهش.چه کارش کنم؟

    • Ali در 1398/06/02در12:03 ب.ظ

      سلام دوستان من ۱۷ سالمه و عاشق یکی از همسایه هامون شدم اونم ۱۷ سالشه ولی مشکل اینه ک طرف اصلا نگاه هم نمیکنه ب من تا حالا حتی باهاش حرف هم نزدم تو رو خدا کمکم کنید چیکار باید بکنم

      • پريا در 1398/07/27در4:31 ق.ظ

        عزيز من شما كه باهاش حرف هم نزدي چطور ميخواي بگي عاشقشي؟؟

    • amir در 1398/08/15در11:17 ق.ظ

      هفت سال اختلاف ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بچه خودتو میخوای ؟

  37. Aida در 1398/05/29در4:33 ق.ظ

    بخدا دختری بدی نیستم نه بی حجابم و نه اهل دوستی چ مخالف چ .. شاید در هفته یبار از خونه برم بیرون همش ک همشم تو خونم بکسی اعتماد نداشتم بهش بگم راجب حسم
    ولی اینجا… نمی تونمم بهش بگم میترسم ابرو خودم و خونوادم بره

    • reza1384 در 1398/09/15در7:32 ب.ظ

      عاشق فامیل شدی

      • badboy در 1398/09/15در7:39 ب.ظ

        اسم عشق منم آیدا هستش

  38. Aida در 1398/05/29در4:28 ق.ظ

    سلام من دختری ۱۸ساله هستم همون روز اول ک پسر همسایمون رو دیدم ازش خوشم اومد ولی کم کم حسم بیشتر شد الان ۵ ساله هنوزم چشمم دنبالشه من دختری هستم ک خداییش زیباییم زیاده و مغرورم سنگین و سر بزیر اهل دوستی با کسی هم نبودم نمیگم مذهبی ام برعکس بروزم خیلی ها رو جذب خودم میکنم وولی اون کسی ک من می خوام ببارم نیومد بهم بگه دوسم داره شدیدننننننن مغروره کارشم بیشتر تاثیر گذاشته روش (شغلش نظامی)بزور سلام زنا میکنه ولی وقتی به من می رسه سلام میکنه یه لبخند خیلی خیلی کوچیکم گوشه لبشه همیشه رفتارش یجوری هس ک انگار می خواد بهترین باشه پیش من یجورایی جلب توجه ولی هیچ حرفی بهم نمی زنه بخدا من حاضرم غرورمو بشکنم بهش بگم ولی منتظر اونم میترسم بهش بگم بعد بگه نمی خوامت و ابروم بده….ببخشید طولانی شد متن ولی مجبور بودم بگم ترو خدا بهم بگین بنظر شما حسی هم بهم داره اگه نداره دیگه اینقدر بهش فکر نکنم

  39. ARYA در 1398/05/06در1:25 ب.ظ

    سلام من 15 سالمه التماس می کنم یه کی بهم کمک کنه من چند هفته هست که شدیدا و دیوانه وار عاشق همکلاسیم شدم اون 16 سالشه من هم از وقتی ما رو از موسسه مون بردن اردو من و اون دختره تو یه مینی بوس با هم بودیم . ما دو تامون هم معلم زبان انگلیسی هستیم و تو همین موسسه مون درس می گیم . ولی اون روز های زوج هست و من روز های فرد . از طرفی هم یکی از همکلاسی هام می خواد با اون دوس بشه ولی می دونم که اندازه من دوسش نداره فقط به خاطر خشگلیشه . من هم خیلی خجالت می کشم برم بهش بگم دوسش دارم . چند شبه به خاطرش گریه می کنم و از خدا می خوام که اونو بهم برسونه . اهل ارومیه ام تا 8 مرداد وقت دارم خواهش می کنم کمکم کنید. باور کنید خیلیی دوسش دارم و عاشقشم. نمی دونم چی کار کنم التماس می کنم کمکم کنید.ممنون.به امید خدا . موفق باشید .

  40. Hamid در 1398/04/04در3:17 ب.ظ

    سلام 16 سالمه من ماه هاست عاشق یه دختری هستم که 9 سال ازم بزرگترا و 24 سالشه و اون یه استریمره و من عاشقشم و افسردگی خیلی شدید گرفتم و هیچ هدف و انگیزه ای دیگه برای زنده بودن ندارم شاید فک کنید من بچم و … ولی من احساسات و روحم خیلی بزرگتره من میخوام کمکم کنید من خیلی شدید عاشقشم حاضرم جونمو براش بدم ولی اون منو نمیشناسه و خونمون هم دوره چون اون تهران هستش و من کرج و چون استریمره دیدمش و عاشقش شدم و الان چند ماهه دارم هرشب خوابشو میبینم و دیشب برای اولین باز خواب دیدم ناراحت بود و یه گوشه نشسته بود و من رفتم بغلش کردم و دلداریش دادم و با هم همه جا میریفتیم و کنار هم بودیم و باهم دوست شده بودیم من شدیدا حالم بده لطفا یکی کمکم کنه حتی یک باز هم ینفر از دوستام تو استریمش دونیتش کرد و گفت دوستم عاشقته و افسردگی داره و … و اون یه پوف کرد و خندید @H_NIKEN لطفا یکی کمکم کنه

    • Setare در 1398/04/08در5:50 ب.ظ

      میدونی از نظر روان شناسی تو آدم نرمالی نیستی جدی میگم بیشتر از این خودتو اذیت نکن برو پیش مشاوره از آدمای عادی یا دوستات کمک نخواه خودت برو پیش مشاوره صادقانه بیان کن میدونی این دوست داشتن اول اخر نداره باید قاتل احساساتت بشی این یه تجربه خوب میشه از تو یه مرد محکم و سر سخت میسازه

    • ترلان در 1398/05/23در1:57 ب.ظ

      سلام من هم 13 سالمه وعاشق یک پسری شدم که خیلی تابلو که دوستم داره

      • mr.dolatsha در 1398/08/01در9:31 ب.ظ

        بابا کاری داره به هر پسری گه امار بدی تموم میشه راحت

      • d.r mohammadi در 1398/10/02در10:46 ق.ظ

        تو این سن چیزی به اسم عشق نیست
        همش میره بعد یه مدت

  41. ارشد تابستان در 1398/03/06در6:38 ب.ظ

    سلام دوستان من یه مشکلی دارم من تو ساختمونمون عاشق یه پسر شدم و حس میکنم اونم به من بی میل نیست ولی یه سری از دوستام چون خیلی خوب میشناسنش میگن پسر بدیه تو روخدا کمکم کنید
    بهش بگم یا نه؟؟؟

  42. Bahar در 1398/03/03در2:02 ق.ظ

    سلام خواهش میکنم یکی جواب منو بده
    من از پسرعموم ک پسرخالمم میشه خیلی خوشم میاد ینی از بچگی خوشم میومده ازش و به عنوان ی داداش بزرگتر همیشه دوسش داشتم لطفایی در حق من کرده ک شاید ی برادر واسه خواهرش انجام نده چند وقت پیش تصمیم گرفتم بهش بگم حسمو وقتی بهش گفتم اون خیلی لحن حرف زدنش باهام عوض شد و کلی قربون صدقم رفت و گفت که خیلی وقته میخواسته بهم بگه ولی احساس کرده ک من هنوز کوچولوام و میرم به همه میگم الان اکثر شبا باهم چت میکنیم و خیلی باهام خوبه من خیلییی دوسش دارم ولی از ی طرفم عذاب وجدان دارم چون متاهله و بچه داره خداشاهده نمیخوام زندگیشو بهم بریزم ولی خوشم میاد ازش و دست خودم نیست خواهش میکنم کمکم کنید

  43. ارشیا در 1398/02/02در8:10 ب.ظ

    سلام
    من عاشق دوختریم که از بچه گی باهم بزرگ شدیم یعنی نوه ی خاله ی پدرم خب من اونو خیلی دوست دارم وتا الان فکر می کردم که اونم منو دوست داره ولی تازگی ها فهمیدم دوست پسر داره ما باهم خیلی صمیمی هستیم ما از بچه گی فیلم های س*کس می دیدیم حتی الانم میخوام برم وست پسرشو بزنم تا عقلش سرجاش بیاد نظرتون چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟

    • Setare در 1398/04/07در7:17 ب.ظ

      من عاشق یه پسری شدم دوست داشتن و عشق باهم قاطی شدن یعنی بیش از اندازه میخوامش ۵ سال با خودم جنگیدم و آخر سر به آدمی تبدیل شدم ک بجز اون کسی رو دوست نداشت آدمی ک همه رو کنار گذاشت حتی خانوادش من نمیدونم با خودم چیکار کردم عشق با من چیکار کرد اما چند سالی میشه کسی تو دلم جز اون جا نداره اونم دوسم داره اما من سر درنمیارم یه روزایی خیلی سمتم میاد یه روزایی از اول صب باهام دشمنه کاراش یه جوریه ک یه روز حس میکنم فقط منو میخواد اما یه روز حس میکنم ازم نفرت داره خودش میگه عاشقمه اما توی رفتار اطرافیانو یه جور دوس داره ک من احساس کمبود میکنم حالم خیلی بده لطفا و لطفا نظر بدین من باید چیکار کنم اصلا از کجا بفهمم چ حسی داره؟
      چرا این پسره انقد پیچیده‌س؟

      • Setare در 1398/04/08در5:56 ب.ظ

        کسی ک من دوسش دارم آدم ب روزیه مثل خودم خودش همه کار میکنه اما منو ب زور محدود میکنه خودش با غریبه ها دست میده اما من همچین کاری کنم جرم میده خودش میره بیرون استانای دیگه اما من نباید برم حتی پشت گوش با پسر عمو و پسر دایی صحبت سر درس و احوال پرسی کنم خفه‌م میکنه اما خودش با دختر داییش و دختر عمش روبوسی میکنه شرایطمون یکیه اما اون خیلی فرق بینمون میزاره

      • عباس علوی در 1398/06/02در2:49 ب.ظ

        اون پیچیده نیس شما خیلی حساسی از من میشنوی یه چند وقتی زیاد محلش نزاربعد چند روز دوباره یکم باهاش خوب شو بعد دوباره یکم ازش فاصله بگیر منظورم اینه که کلا کمیاب باش مثل الماس الماس هم اگه خیلی زیاد باشه دیگه کسی به چشم سنگ قیمتی نمیبینتش شما که دیگه ههه….

      • Mahdieh در 1398/12/05در11:26 ب.ظ

        بهش نشون دادی دوسش داری چون من خودم هروقت دچار سردرگمی میشم از طرف فاصله میگیرم اگه بهش نگفتی دوسش داری برو بگو

  44. امیرحسین در 1398/01/04در3:41 ق.ظ

    سلام ببخشید مزاحم میشم خواهش میکنم جواب بدید
    م هامون زیاد باهم ارتباط نداشتیم ولی بعد چند سال اومدن خونمون دیدم ش ازش خوشم اومد وعاشقش شدم و نمیتونم از فکرش در بیام چه کار کنم .؟ و حتی به خواطر اون عادت خیلی بد خود ارضایی رو ترک کردم

  45. امیرحسین در 1398/01/04در3:40 ق.ظ

    سلام ببخشید مزاحم میشم خواهش میکنم جواب بدید
    من ۱۷سالمه و قبلا به دختر دایی هام هم اهمیت نمیدادم چون خانواده هامون زیاد باهم ارتباط نداشتیم ولی بعد چند سال اومدن خونمون دیدم ش ازش خوشم اومد وعاشقش شدم و نمیتونم از فکرش در بیام چه کار کنم .؟ و حتی به خواطر اون عادت خیلی بد خود ارضایی رو ترک کردم

  46. roshan در 1397/11/26در1:35 ق.ظ

    سلام لطفا کمکم کنید
    مثل خر تو گل گیر کردم
    من عاشق داداش بهترین دوستم رفیق صمیمیم کسی ک جای خواهرمه شدم
    نمیدونم باید چیکار کنم
    میترسم نمیدونم چرا

  47. A.t f h در 1397/11/12در5:50 ب.ظ

    خیلی دوسش دارم اونم میدونه اونم دوسم داره ولی به من میگه بهش فکر نکنم فراموشش کنم نمیتونم میخوامش.اون عالیه فوق العاده چرا از دستش بدم.
    چیکار کنم

  48. سارا در 1397/11/08در6:40 ب.ظ

    منم عاشق ی نفرم خیلی میخوامش ولی خیلی ناراحتم این همه سال اون منومیخواست من محل نمیدادم ب خودم بدی کردم میگن دنبال کسی باش ک دنبال توباشد،عاشقشم بدون اون زندگی برام معنی نداره اون ب من نیازنداره ولی من چرا،هرچی ازش بخوام برام براورده اش میکنه میگه بخوان مروتااجابت کنم ارزویت رو

  49. بهار در 1397/11/08در6:20 ب.ظ

    سلام، نمیدونم این حسی رو که به کسی پیدا کردم عشقه یا هوسه یا دوست داشتنه و احساس واقع اون و نمیدونم که اونم دوسم داره یا نه راستش من دختری نیستم که با پسرا بخوام حرف بزنم و بگ بخند داشته باشم گاهی که چشمم بهش میفته میبینم که اون هم منو نگاه میکنه و حتی شده وقتی یه دفگی جلوم سبز میشه چشم بهش میفته یه با وقتی منو دید نگاشو ازم گرفت و مثلا مشغول را رفتن شد و داشت یه چیزی زیر لب میگفت یک دفه دیگم همین کارو کرد تا فهمید من برگشتم بدون اینکه بفهمم پشت سرم هستش نگام به اون نبود ولی سرم به سمت او چرخید بازم سریع کلشو به یه سمت دیگه گرفت واقعا خودم بعضی وقتا خندم میگیره اینجوری میکنه نمیدونم شاید من اشتباه میکردم که شاید اونم از من خوشش میاد ولی امروز که دیدمش تا همین چند دقیقه پیش حالم بود و مدام میزدم زیر گریه ازینکه اینقد میخوامش ولی اون معلوم نیست از من خوشش میاد یا نه و اصا اینکه نمیتونم یه کاری کنم که همیشه برای من و کنارم بمونه خیلیییییییی دارم عذا میکشم خیلیییی چیکار کنم؟ واقعا این قانون جواب میده؟؟؟

  50. در 1397/11/07در7:33 ب.ظ

    سلام.من ۴ سال با داداش دوستم رابطه دارم اوایل خیلی دوستم واقعا عاشقم بود و هر کاری رو بخاطرم انجام میداد و قرار بود باهم ازدواج کنیم اینو با تمام وجود حس میکردم که چقدر عاشقمه منم همینطور خیلی دوسش داشتم اما یه دفعه نفهمیدم چطورش شد بهم خیانت کرد و رفت با زن بیوه دوست شد و به جوری که عاشقش شد و برعکس با من خیلی بد شد و خیلی بهم نامردی کرد و باهام بد تا کرد ولی من همچنان عاشقش بودم الان اومده ولی نه اون مثل قبلا دوسم داره نه من اونو فقط بابت روزایی که به پاش گذاشتم و براش همه کار کردم و با تمام خوب و بدش ساختم و این مدت که بامن بد بود من با اون خوب بودم در جواب همه بدیاش بهش محبت کردم ولی اون هیچ وقت مثل قبل عاشقم نشد یعنی اصلا دوسم نداره منم همینطور ولی فقط دلم به خودم می سوزه که زندگیمو پای همچین آدم نمک نشناسی گذاشتم و این خیلی عذابم میده خواهش میکنم کمکم کنید

  51. Hesi در 1397/11/07در5:39 ب.ظ

    سلام من ۱۴ سالمه تو باشگاه یکی از بچه ها یه خواهر داره از یه سال از خودش کوچیکتر وقتی میان دنبالش خواهرش تو ماشینه خیلی خوشکله
    البته من زیاد با برادرش صمیمی نیستم ولی میخوام از طریق برادرش شماره خواهرشو بگیرم به نظر تون میشه توروخدا راهنمایی کنید

  52. ……… در 1397/10/24در12:18 ب.ظ

    من ٢٠ سال سن دارم
    من اومدم از دردم بگم ك شايد یکمی اروم شم …
    من ۵ ساله وارد ی رابطه عشقی‌ با بهترین دختر شدم
    پنج ساله بهش خیانت نکردم…پنج ساله مواظب هم دیگه بودیم …روز ب روزباهم حرف میزدیم و ازهم دیگه خسته نمیشیم …هر ۲ هفته ب زور میتونم ببینمش بخاطر اینکه خونواده ی اون تعصبین …
    من کارگرم داشتم خودم و جمع میکردم ک برم خواستگاریش …از همه لحاظ بهونه ندم دست خونوادش … ولی خونواده ی اون ب غریبه نمیدنش…برای اولین بار دیشب التماسش کردم ک بمونه ترکم نکنه …ولی تاکید میکرد ک باید جداشیم نمیخوام اذیت بشی من اخر این قصه رو میدونم …من از خودم متنفرشدم از دیشب تا الان چشام کبود شده از بس ک گریه کردم …و اه بی صدا میکشم …میخوام بدونم من جوون نماز خون و بدون هیچ لغزندگی ک جرم من مریضم …مرضم عشقه …تاوان چی و دارم میدم …
    اخرای عمرمه حس میکنم
    خدایا خودت کمکم کن …

    • RAMIN_VICTORY در 1399/03/04در0:55 ق.ظ

      داداش کارگری که عار نیست بابای کدوممون دکتر مهندسه منم مثل خودتم وضع مالیمم خوب نیس ولی زندگی که فقط یه دختر نیست که ما میخوایمش من میدونم تو هیچ گناهی نداری به خدا توکل کن بچسب به زندگیت منم عین خودت بودم ولی اگه نشد غصه نخوریا خدا یه خوبشو برات گذاشته کنار

  53. negin در 1397/10/07در4:45 ق.ظ

    عشق وجود نداره

  54. نفس در 1397/09/09در3:05 ب.ظ

    میخوام موفقیتو از آن خودم کنم به امید خدای بزرگ :)))))))))

  55. نفس در 1397/09/09در3:01 ب.ظ

    من از خدا میخوام که همه و من زندگیمون پر از حال خوب و خنده و شادی و پر از موفقیت و پر از عشق درست باشه،،، با همه ی وجودم آرزوم اینه که یه دنیا آرامش خاطر تو زندگیامون جاری شه..
    الهی آمین :))

  56. طهورا در 1397/07/12در8:27 ب.ظ

    من 13 سالمه من زیا می بینمش

  57. طهورا در 1397/07/12در8:25 ب.ظ

    من عاشق پسر عموم هستم چگونه باید بهش بفهونم؟؟

  58. Roya در 1397/07/09در3:55 ب.ظ

    سلام خوبین دوستان ….
    یه پسر عاشق رفتارش چطوره؟؟
    مهربون . خوش رفتارو….

    یا بد اخلاق و…. خو چرا ….منظورم چرا بعضی وقتا خوبه بعضی وقتا بده رفتارشو میگم اگه وقعا دوسم داشته باشه…راهنمایی کنید دوستان ….ممنون

    • Amirabbas در 1397/08/19در1:17 ق.ظ

      خب اگه بهت اهمیت بده یوقتایی بداخلاق میشه اماوقتی برای همیشه خوش اخلاق باشه یعنی بهت بی تفاوته هرکاری بکنی ناراحت نمیشه این معنی خوبی نداره یعنی داره بهت خیانت میکنه وبه جای دیگه فکرمیکنه براش مهم نیستی که ازت ناراحت بشه یابهت گیربده بداخلاق بشه اگه بداخلاقه اصلانترسیدتازه خوشحال باشیدچون عاشقتونه

    • S در 1397/10/10در9:07 ق.ظ

      سلام دوستان خواهش ميكنم از هركي كه اين مطلب رو ميبينه براي من دعا كنه كه بهش برسم من خيلي ساله كه صبر كردم خيلي سختي كشيدم، انشالله همتون به مراد دلتون برسيد

    • d.r mohammadi در 1398/10/02در10:54 ق.ظ

      این خصوصیات رفتار یه پسر عاشقی که نوشتم برای وقتیه که خودم عاشق شدم
      وقتی حواست نیست بهت نگاه میکنه و دوست داره تو چشمات نگاه کنه
      دوست داره باهات بره بیرون و وقتی با تو ا از خرید لباس و این جور چیزا بدش نمیاد و خیلی صبوری میکنه
      وقتی یه پسر عاشق میشه دختر خیلی سخت میفهمه چون پسر زیر چشمی به دختر نگاه میکنه و برای اینکه بیشتر پسرا غرورشون زیاده نمیتونن خیلی توجه کنن به دختر و اینکه پسر زیاد تورو مسخره میکنه یا زیاد باهات شوخی میکنه اونی که من دوسش دارم هنوزم نمیدونه که من دوسش دارم

  59. فاطو بانو در 1397/07/03در2:05 ب.ظ

    سلام لطفاااا راهنماییم کنید ..من از پسر عمم خوشم میاد اون بعضی وقتا یه رفتارایی میکنه و یه حرفایی میزنه حس میکنم اونم دوسم داره تقریبا کل فامیل و حتی خانواده ها فکر میکنن ما باهم رابطه داریم.. اما بعضی وقتا برعکسسس یه حرفش کلا ناامیدم میکنه..نمیدونم چیکار کنم که بفهمم اونم میخواد باهم باشیم یا نه ..گاهی اوقات پی ام میده و حرف میزنیم اما خیلیییی عادی .. لطفاً بهم بگید چیکار کنم ک از حسش با خبر بشم ..قراره چند روز دیگه بریم بیرون شام بخوریم لطفا بگید چیکار کنم که عاشقم بشه ..بگید چجوری بحثو پیش بکشم و چی بگم

    • علیرضا در 1397/07/06در7:38 ب.ظ

      سلام از این که انقدر صادقانه و شهامت داشتین تو فضای مجازی بیان کردین خودش نشونه خوبیه.من روک بهتون بگم من 5بار خواستگاری رفتم و در اخر زنم و انتخواب کردم تا ۳روز پیش ما ۴سال بود که عاشقانه زندگی کردیم.یکدفعه بی دلیل زنم ترکم کرد.اینارو گفتم که بدونید زندگی شوخی نیست احساسات قبل ازدواج بدرد نمیخوره مهم اینکه بعد از ازدواج ۲نفر عاشق هم باشن.من چون پسر هستم پسرهارو خوب میشناسم.اگه مردی از زنی خوشش بیاد ودوستش داشته باشه برای رسیدن بهش هرکاری میکنه.اگه غیر از این باشه بدونید همش هوس بود.تنها چیزی که میتونم بهتون پیشناهاد بدم اینه وقتش شام رفتین بیرون خودتون و اشفته نشون بدین جوری که هر کسی شما رو ببینه بهتون بگه خانم چیزی شده؟از چیزی ناراحت هستین؟اگه از شما پرسید چیشده؟ بگید برام خاستگار اومده من نمیخوامش ولی خانوادم اسرار کردن باید قبول کنی چون پسر خوبیه.بعد شما بگید حالا میخوام باهاش ۱جلسه برم بیرون باهم حرف بزنیم ببینم چی میشه.بعد از اون از رفتار پسر عمت میفهمی چه حسی روت داره فقط بدون کسی کسیرو دوست داشته باشه هیچ وقت براش کلاس نمیزاره.همین

      • R… در 1397/07/19در11:05 ب.ظ

        سلام شما ک پسر هستید ب نظرتون پسرا با چه چیزایی غیر از سکس جذب دخترا میشن شما از چه رفتارایی خوشتون میاد ک عاشقتون میکنه؟

        • علی خان تنهاترین و عاشقترین سردار باوفا در 1397/12/21در1:25 ق.ظ

          سلام میخام جواب سما خانوم بدم کسی که با ی دختر سکس کنه مطمن باش ازدواجی در کار نیست همه حرفاشم برای مخ زدنه رک بگم سر زبون ریختنه فقط حالا بگید اقا بیچپجنبه نباش و باید میشش اینجوری باشی و انجوری اُمل نباش اینا همش حرفه برای گول زدن پسرا عاشق خانمی هستن که که تک باشه اجتماعی در عین حال دوس دارنبا پسری نباشه به اصطلاح ما سالم باشه دست نخورده اک و با حیا اینکه محال نده براش پسر مهم نباشه و دوس پسر نداشته باشه اون پسر بدونه حداقل فقط با این بوده و هست تازه شانسش اون پسره ادم خوبی باشه نه بعدا سواستفادشو ب بهانه عشق بکنه و بره اون دخترم بشینه و نفر بعد همینطور و بشه ی دختر …. یکلام سالم و درست و ی خانم عالی لباس پوشیدنشم حد داشته باسه نمیگم چادری و .. نه حداقل همه چیشو نمایان نکنه چون مرد د س داره ی چیزایی فقط مال خودش باشه و خودش ببینه اگه قرار باشه مثلا موی سرش همه ببینن یا مانتو باز دیگه براش معنی نداره و شیرین نیست ی چیزایی فقط برا خودش باشه جدب میشه و میگه به به چ دخترییی کلا خانوم باشه ی چیز تک همه که ی جورن تو این جامعه که دخترا ی با عرض پوزش نسبت به همه ی لنگ بازن این نحابت داسته باشه و کلام بعد این که حالا یکی باهمه حرف میزنه و چن نفر دوسته ولی اصلا سکس نمیکنه اینم خودش ی نوع هرزگی از نظر پسر چه برسه طرف سکس هم داشته باشه پسر میخاد طرفش همه جیش برا خودش باسه و اولین نفر لاشه که مثلا با بلوز شلوار میبیندش یا موهاش میبینه یا … کلا معمولا حجاب نمیگم خیلی بسته ولی تا حد معمول خوب باشه این جاذبه داره کسی بخادت مطمن باش برا خودت میخاد چون راه ندی رخاطر اون مسایل باشه میره ولی ببینه شما سفتبی و .این کاره تیستی د ستت داشته باشه پاته مطمن ولی هواس همه باید باشه چ پسر چ دختر ی عده هستن دنبال چیز دیگن من بدبین نیستما میگم ی عده موفق باشی

        • amir در 1398/08/15در11:22 ق.ظ

          بووووس

        • متین در 1398/10/23در2:16 ب.ظ

          زیاد قرار بزار و باهاش لج کن

        • امیرمحمد در 1399/02/20در5:21 ق.ظ

          حجب و حیا و سنگین بودن و مهربانی که خیلی مهم تره

    • Amirabbas در 1397/08/19در1:22 ق.ظ

      خب ازش بپرس مگه ازش میترسی یابرات کسرشان میشه ازش نمیپرسی بهش بگودارم ازدواج میکنم نظرت راجب فلانی چی؟اگه راضی نیستی کی روپیشنهادمیکنی؟راحت ازش بپرس همین

    • Df در 1398/10/01در2:11 ق.ظ

      منم دقیقا همین دردو دارم فهمیدی بهم بگو

  60. ديانا در 1397/06/28در3:17 ق.ظ

    من 15 سالمه و الان ميگيد كه بچس و از اين حرفا
    من عاشق يه سرباز شدم نميتونم كاري بكنم حتي خجالت ميكشم ازش اسمشو بپرسم
    بگين چيكار كنم

    • مصطفی در 1397/10/28در2:38 ب.ظ

      سلام..
      دوستان عزیزم من ترجیخ دادم اینجا جواب دیانا عزیزو بدم
      من تقربیا خیلی کم میام همچین جاهایی کامنت یا نظرمو میگم اما این متنو خوندم و بیشتر این نظراتی ک دوستان دادن دلم خیلی خواست ی تجربه کوچیکو براتون ب اشتراک بزارم شاید ب درد شما ها هم بخوره‌.
      من مصطفی هستم الان ۳۰ سالمه ..
      در سن ۱۷ سالگی به قول شماها عزیزان عاشق دختر عموی خودم شدم ی دانش اموز بودم فقط سری دبیرستانمو تموم کردم دیرم بود برم خدمت برگردم ادامه تحصیلمو سر بگیرم و زندگی رویایی خودمو شروع کنم.تا سن ۱۸ سالگیم هنوز چند ماه میخواست داو طلبانه پیش قدم شدم برا خدمت اول ک منو نپذیرفتن بعدش گفتن اقا پسر تو کلا ی تخت کمه بیا برو سربازی …بلخره..
      این بچه عموی عزیز من نمیدونست ک من وابسته شدم بهش دختری بسیار زیبا و دوس داشتنی بود
      خدا رحمت کنه همه اموات شما عزیزانو ب مادرم قول دادم چون خیلی دوست داشت من وظیفه خودمو ب اب خاک وطنم انجام بدم سربازی.
      اگه خدمت کنم برام زن میگیری گفتش ب روی چشم پسر عزیز من چشم..از اونجا ک من داخل ی خانواده پر جمعیتی ب دنیا اومده بودم و پشت سر چندتا خواهرگر گیر پدرم اومده بودم خیلی عزیز بودم.
      دوستان بلخره کیفمو برداشتم ب عشق ی هوس یا ی فکر پوچ خالی رفتم سربازی سال ۸۴ اینقدر اشتیاق داشتم ب این خانم ک خدا راه شاهد میگرم کارتمو گرفتم بعد اومدم خونه ب عشق….نگارم……
      مادرم صد هزار بار زنگ میزد میگفت مصطفی جان من خدمتتو نمیخوام بابا بیا ب من سر بزن ..
      اولین اشتباه زندگیم یعنی من مادرم خواهرم پدرم خانوادمو دادم ب جای ی دختر خخخخ
      خوب بلخره خدمت تموم شد اومدم خونه
      با ی اشتیاقی ی چند روز موندم
      اینقدر با خودم کلنجار رفتتم ک مسئله رو مطرح کنم ولی نمیتونستم ی روز ب مادر گفتم عزیز جون من قول بهم دادی زن برام انتخاب کنی گفت پسر من باید تحصیلات و کار خوب داشته باشه همون جور دهنم وا موند اینقد مادرمو دوس داشتم حاظر بودم از جوانیم بگذرم ولی حال دل مامانم خوب باشه همیشه..
      گفتم چشم برا کنکور امتحان دادم خدا را شکر دانشگاه دولتی اهواز قبول شدم اونم رشته ای ک دوس داشتم مهندسی عمران.دایی هام اهواز زندگی میکردن هیچ وقت لطفشونو فراموش نمیکنم شردع کردم سرتون ب درد نیارم داخل فامیل پچ افتاده بود پسر فلانی دولتی قبول شده اونم مهتدسی عمران هنوز هیچی نشده همه مهتدس صدام میزدند..خخخ
      اون زمان ی مبایل خریدم با هزار قرض قوله…تا اینجا داستان فقط ی تصور زهنی بود در ذهن خودم هیچ کدوم از خانوادمون خبر نداشتن….اما خانواده عموی من و زن عموم ک خاله زاده من هم میشد خیلی دوسم داشتن بهم اهمیت ابراز علاقه میکردن و قتی میدیدنم ….حتی بقیه خانوادشون…
      من فوق تموم کردم با ی شرکت خصوصی با ی حقوق کوچیک شروع ب کار کردم دبگه دستم رفت تو جیب خودم ….رفتم مقطع لیسانس در همون دانشگاه و داخل این مدت اینقد اذیت میشدم حرص میخوردمو شبانه روز دختر عموی من جلو چشام بود خواب زندگی برام نزاشته بود تا ی جایی دیگه کم اوردم رفتم خونه بیشتر خواهر برادرا رو دعوت کردم ک موضوع رو مطرح کنم بلخره.
      روز موعود رسید …
      ی لحظه سر سفره غذا بلند شدم گفتم ..اگه نگارو برا من خواستگاری نکردین دیگه باهاتون قطع رابطه میکنم…
      پدرم گفت بچه بشین سر جات تا نزدم دهنتو پر گِل کنم.گفتم چشم
      خدیدو گفت اون بچه عموزاده منه اون دختر مال منه این همه دادو هوا نداره..خدارا شاهد میگیرم وقتی اینگو گفت حس کردم ک الان من امپراطور کل دنیا هستم من خلاصه میکنم داستانو..
      خودم تصمیم گرفتم ب دختر عمو مودبانه دعوتش کنم بیرون ی شام یا نهار مسله رو بگم..
      زنگ زدم بهش دعوت منو پذیرفت رفتیم بیرون هنوز دبسرستانی بود..ب من گفت ک من الان قصد ازدواج ندارم میخوام درسمو بخونم همین حرفایی ک دخترا میزنن.گفتم اشکال نداره منم افتخار میکنم شریک ایدنده من ادم تحصیل کرده ای باشه از این حرفا..
      خوب وقتی دیدم دختر ی جورایی نظرش بدک نیست
      پدر گفت چیشد پیش نهادت پسر عزیزم گفتم ولا پدر دختره گفته میخوام فعلا درس بخونم بزار درسشو بخونه ان هم چشم من خبرت میکنم..دو طرفین خانواده پشت پرده همه حرفا ردو بدل شد
      و ی جورایی همه مارو انتخاب اینده خود میدونستن..
      عزیزان بلخره من تحصیلاتم تموم شد وارد ی کمپانی شدم شروع ب کار کردوم ماشین خریدوم برا خودم زندگی دستو پا کردم داخل چند تا پروژه سنیگن در خارج از کشور کار میکردم سفر میرفتم برا خودم زندگی خیلی خوشگل داشتم ی جوان مثلا ۲۷ ساله
      ود کنارش من هیچ وقت از دختر عموم فاصله نگرفتم همش کنار خانوادشون بودم چ در سختی چ در خوشی..
      این دختر تا وقتی فهمید من واقعا عاشقم و ب خاطرش هر کاری میکنم شاخ شد برا ما ..میدونین چرا چون بیش از حد بهش محبت ابراز علاقه و دوس داشتن کردم.
      جوری شود وقتی اسم من میومد استفراغ میکرد حالش بهم میخود…
      منم پیش خودم فکر میکردم اگه از خانواده عموم جدا بشم با ب این دختر نرسم خودمو میکشم یا صدتا سرعت میرم زیر ی کامیون.
      خیلی میان جگری کردیم بزرگان فامیلم نشد.
      ی روز دل زدم ب دریا رفتم خونشون گفتم دختر جان من از ۸۴تا الان ک سال۹۵ هست ب پات موندم ب خاطر گریه کردم در جمع تحقیر شدم ب عشق تو من ب همه چیزای خوب رسیدم و حاظرم برا خوشبختی هر کاری بکنم.حاظرم برم برون جار بزنم…بیا این کارو نکن من داغون میشم روانی میشم خراب میشم ..من خوشتیپ نیستم هستم تحصیلات ندارم دارم کار ندارم دارم بهترین کشور ها رو سفررمیکنم بد اخلاقم ن خیر پرخاشگرم ن خیر همه همه هم داخل فامیل اینقد دوسم داشتن و بهم احترام میذاشتن ک خودم خجالت میکشیدم..کار نداریم من برا این خانم چ فداکاری هایی ک نکردم منت نسیت رو سر ی زن فقط ب خاطر خودشو خودم بودم..
      خوب با این کش مکشکا اختلاف افتاد داخل فامیلیمون همه هم اونا رو مقصر میدونستن پدر مادر خانواده دختر ب هر دری ک شما بگین زدن ک این رابطه خراب نشه نشد ک نشد ک نشدحتی تمام فامیل دو طرفین .
      عزیزان من هنوز نفهمیدم اون خانم چرا اینقدر از من سواستفاده و بهترین های زندگیمو ازم گرفت میدونین چرا چون بیمار بود چون عقده ای بود چون کمبود داشت من خیلی تلاش کردم اینا رو براش فراهم کنم اما نشد..
      مادرم ک بزرگترین ارزوش عروسی من بود از دست دادم داغون شدم حس میکرم غریب ترین مرد رو جهانم اصلا گوشه گیر شدم متنفر شدم همش میگفتم خدایا من چ گناهی کردم در صورتی ک هیچ جا اشتباه نکره بودم ب عشق عشقم و زندگی رویایی و عابروی خانواده مثبت ترین پسر فامیل بودم..
      خوب من سفر زیاد میرفتم المان اسپانیا امریکای لاتین دوتا زبان جهانی یا گرفتم شرکت خودم ی طرف کار میکرد داخل ایران و بلخره…
      تنها امیدی ک باقی مونده بود زن عموی و عموی من بود ک عاشقانه دوسم داشتن واقعا فهمیده بودن من عاشق بچه شان شدم و حاظرم جونمو بهش بدم…
      تا یک روز از اون روزهای تلخ زندگیم..ک من اینجا ی داستان ده ساله رو خلاصه کردم براتون خیلی جاها از قلم افتاد…در یک رستوران در خود شهر اهواز با یکی از دوستانم ک مَشغول نهار خوردن بودیم دیدم همون دختری ک ده سال از ندگی منو خراب کرده صاف نشسته جلو ماشین پسر مردوم گل میگه میخنده من ناراحت نشدم از این ناراحت شدم ک برا خودش ارزش قائل نشد اون پسر فقط برا همون چند لحظه میخواستش..این صحنه رو ک دیدم انگاری بنزین سوپور ریختی سرم اتیشم زدی دوستم گفت بابا بیخیال ول کن .گفتن این دختر مثل خواهر منه گذشته از این ک اسم من ده ساله روش من نمیتونم چشم پوشی کنم.تا اومدم بزنم بیرون سوار شدم اونا رفت بلخره دوستم داخل ماشین چقدر منو کنترل کرد.تا سر کوچیه ک پیادش کرده جیگرم سوخت اون لحظه فهمیدم ک هرکس لیاقت عاشقی رو نداره طرف مقابل باید سرش ب تنش بخوره..
      بلخره درگیری پیش اومد اون لحظه این پسر تا جا داشت ما زدیمش ماشین زیر پاش قرضی مال عمش ک بعد از دادگاه پاسگاه فهمیدم ..همسایه ها زنگ زدن پلیس اومده گفت اقا شما چرا اینقد خودتون لتو پار کردین این ماشین چرا اینقد خورد خمیره
      ما رفتیم کلانتری دوتامون بازداشت دوستم گفت من ب خانوادت خبر میدم شاید باورتون نشه بازم حاظر نبودم ب خاطر عموم و خانوادش این اتفاق بیوفته ب برادر بزگترم یواش گفتیم اومد سند گداشت مارو در اورد.بچه عموی ما یواشکی رضایت داد پسره رفت ما هم ی شب بازداشت اش نخورده دهن سوخته شدیم کار نداریم اون شب دیگه خیلی بد تر خراب شدم از لحاظ روحیه دربازداشگاه.
      تا ی چند روز گدشت دختر عمو جان امار محل کار منو میده پسره با دوستاش ی روز ریختن سر من تا جا داشتم کتک خوردم ..
      بله الان ک دارم اینو مینویسم حالم بد میشه بخوام بهش فکر کنم اون دختر ی درسی ب من داد ک من متوجه شدم خوشبختی و ارامش و لیاقت ی جای دیگه است
      کاری ب حال روز روحیه من کرد ک کلا تصمیم گرفتم از کشور خارج بشم …
      ی چیزی ک ازارم میداد اون زمان این بود ک فکر میکرد من خرم من نمیفهمم هیچ وقت نفهمید کی دوسش داره کی دشمنشه.فقط عاملش هم دوست های بدی ک دلشت مثل دختر خاله هاش زن دایش
      الان من در ی کشور رویایی با ی کمپانی معتبر و ستیزن ی مملکتی ک رویاش برا خیلی ها شاید براورده هیچ وقت نشه و با سر مایه گذاری هایی ک در ایراندارم و غیره
      اون خانم هنوز همون منشی خانم دندون پزشکه با اون همه تحصیلاتش عزیزان با هواس پیش نرید
      عاشق انسانی هستم ک اندیشه درست و در چهار چوب واقعیت میش میره
      امیدوارم این ی کوچلو از داستان من ب درد ی جوانی بخوره و با چشم باز پیش بره…غرور بد ویرانگر تمام رویا و زندگی زیبای انسان ها من ب خاطر اون دختر غرورمو زیر پا گذاشتم گریه کردم در جمع بخاطرش اما پایان زندگی من نبود
      خداوند مهربان همیشه یارو یاور همه اونایی باشه ک ب عشق حرمت و احترام میزارن..
      مصطفی انتاریو کانادا
      ارزوی قلبی من خوشبختی برا تمام جوانان کشورمه
      و بخصوص همون خانمی ک ده سال از بهترین روزای منو خراب کرد فقط ب جرم عاشقی یا دوس داشت
      18/1/2019

      • سارا در 1397/11/07در10:02 ب.ظ

        سلام ایول ب شما،آدمالیاقت چیزای باارزشوندارن

      • negar در 1398/05/23در5:46 ق.ظ

        on mariz nabode faqat farghe beyne khobo bado nemidoneste va in k chon shoma asheqe yenafar hastin gharar nist on tarafam asheq shoma bashe

      • لیدا در 1398/08/09در10:21 ق.ظ

        ای جانم ان شأ الله خوشبخترین باشین هر روز بهتر از دیروز خیلی خوب نوشته بودین مرسی از شما

      • ! در 1399/01/14در3:04 ق.ظ

        تو چیزی رو از دست ندادي فقد ی آدم بی لیاقت رو شناختی پس دیگ فکر نکن بهش ب زندگیت ادامه بده و بدون ک چقدر شانس اووردی ک قبل از شروع ی زندگی ب ذاتش پی بردی،موقعیت اجتماعی خوبی بدست آوردی پس بقیشو ب خدا بسپار درستش میکنه جوري ک خودتم نمیفهمی

      • RAMIN_VICTORY در 1399/03/04در1:12 ق.ظ

        روح خیلی بزرگی داری داداش مصطفی و خیلی از حرفات خوشم اومد

    • نرگس در 1397/11/05در3:35 ب.ظ

      درسته که خیلیا لیاقت عشق ودوست داشتن ندارن واینودختر عموی شما یک روزی پیشیمون خواهد شد

    • مهسا در 1398/02/05در11:38 ق.ظ

      وقتی ک عاشقی اصلا خجالت نکش برو راست بهش بگو دوست دارم عشق اینجور چیزا حالیش نیس ک

  61. ديانا در 1397/06/28در3:15 ق.ظ

    من 15 سالمه و الان ميگيد كه بچس و از اين حرفا
    من عاشق يه سرباز شدم نميتونم كاري بكنم حتي خجالت ميكشم ازش اسمشو بپرسم
    بگين چيكار كنم

    • مهدی در 1397/08/15در8:20 ق.ظ

      باز کی پفک این بچه رو برداشته ؟؟؟ بیاد بزاره سر جاش

    • m… z در 1397/09/09در4:01 ب.ظ

      بنظرم خجالت و اینا رو بذار کنار، اگه واقعا عاشقشی باید بهش بگی
      آدم وقتی عاشق میشه باید خجالت رو بذاره کنار، از گفتن “دوست دارم” خجالت نکش…

    • Helia در 1397/10/10در2:57 ب.ظ

      به قول ویشکا اسایش عشق فقط دونوعه
      بنده به خدا و مادر به فرزند
      مابقی احساسات حاصل ترشح نامتوازن هورمون هاست

  62. دخی عاشق در 1397/06/24در8:20 ب.ظ

    می شه کمکم کنید من ی دختر 16 ساله عاشق یکی شدم ک پسرخالمه بهش گفتم ولی نمیدونم ک اون منو دوس داره یا ن من خیلی دوسش دارم همیشه باهم چت و حرف میزنیم ولی تا حالا درباره ی عشق و عاشقی چیزی نگفت اون 25 سالشه و من سالی ی بار هم نمیبینمش ولی همیشه تصویری حرف میزنیم من عاشقشم بخدا یکی کمکم کنه ک چ کنم ممنون میشم اینم عرض کنم ما هر کدوممون تو ی شهریم

  63. کمک می خوام در 1397/06/16در2:13 ق.ظ

    سلام من یه هفته پیش تو پارک یه پسری رو دیدم که برادر دوستم بود یه کم که گذشت فهمیدم دوستش دارم اون خیلی منو نمیشناسه ولی یه حسی بهم میگه دوسش دارم نمی تونم بهش بگم کمکم کنید

  64. Emran در 1397/06/12در11:17 ب.ظ

    عشق فقط الان پوول شده…پول باشه همه چیز هست

    • shekoofe.M در 1397/06/15در1:03 ب.ظ

      دقیقااااااااااا

    • مهسا در 1398/02/05در11:38 ق.ظ

      وقتی ک عاشقی اصلا خجالت نکش برو راست بهش بگو دوست دارم عشق اینجور چیزا حالیش نیس ک ن

      • Negin در 1398/03/03در3:45 ب.ظ

        من رفتم بش گفتم و هیچی نشد :))) اصن انگار نه انگار. به روی خودشم نمیاره حتی. حالا یه کمی پشیمونم راستش! از شکستن غرورم. هی با خودم میگم شاید به جای اینکه رفتم و انقدر مستقیم بهش گفتم که بهش علاقه دارم، باید کارای دیگه ای میکردم که غیرمستقیم بفهمه یا هرچیز دیگه. قانون جذب، تکنیکای جذابیت، دعا نویسی و هر کوفت و زهرمار دیگه :/

  65. shekoofe.M در 1397/06/12در8:11 ب.ظ

    توروخدا بگین چیکار کنم تا بفهمم عشقم دوسم داره یا ن؟

    • مجید در 1397/06/20در6:58 ب.ظ

      این که نوشتید اون عشق شماست از کجا میاد؟
      ایا فقط این حس رو شما دارید؟
      اگه طرف مقابل خواهان شما باشه و از عشق و علاقه شما خبر داشته باشه کارهایی که براتون می کنه
      در چارچوب عقل و عرف جامعه ست
      تقاضاش و حرفهاش بیشتر مربوط به دل هستش تا حرفهای جنسی.
      برای اینده فکر و خیال داره و باهاتون درمیون میذاره
      حرفهای ضد و نقیض میذاره.
      همیشه در دسترس و اماده ست برای کمک به شما.
      از شما و خانواده تون می پرسه.
      دوست داره از شما و هر چی که مربوط به شماست مطلع بشه
      جوری که گاهی شما فکر می کنید اون خیلی حساسه
      و این جور موارد.
      البته من سن شما و طرف مقابل رو نمی دونم
      و این حرفها با توجه به سن و سال ادمهای بالغ و پخته ست ،نه یه نوجوون.
      مجیدی نیا

    • محمد در 1398/07/06در5:57 ب.ظ

      به خدا منم خودم نمیدونم اگه فهمیدی منو دوست داره بگو به من

  66. ارشیا در 1397/06/07در2:47 ق.ظ

    من 14 سالمه الان شما میگید بچه است ولی سن فقط یه عدده
    من عاشق یکی از فامیل های نزدیکمم که تقریبا 1سال از من بزرگ تره
    ما از بچگی باهم بزرگ شدیم الان هم خیلی صمیمیم ولی نه در حد دوست (عاشق)
    من نمی دونم اونم به من حس داره یا دوست پسر یا منو در حد برادر خود میونه
    منم هی میخوام حسمو بهش بگم نمی دونم از کجا شروع کنم
    از شما خواهش می کنم اگر نظری دارید بگید

    • shekoofe.M در 1397/06/12در11:34 ق.ظ

      سلام ارشیا جان ببین بنظر من حستو بهش نگو چون اگ حستو بهش بگی خود ب خود ازت دور میشه نمیدونم چرا چون من خیلی این اتفاقو دیدم .کسی ک حسشو ب عشقش میگ ازش سرد میشه هرجور صلاح میدونی

      • ارشیا در 1397/06/13در8:54 ب.ظ

        پس چکار کنم

        • shekoofe.M در 1397/06/18در7:02 ب.ظ

          ببین اگ واقعا عاشقشی چن سال صبر کن و از دور مراقبش باش زیاد جلف نباش یکم مغرور باش و روش حساس شو بعد از چن سال اگ دیدی هنوز عاشقشی برو جلو و حستو بهش بگو . چون خودم ی دخترم فک میکنم هیچوقت دخترا نمیتونن ب پسری ک ی سال ازش کوچیکتره حسی داشته باشن شایدم این اتفاق بیوفته فقط صبر کن همین نظر من اینه بازم میگم هرجور صلاح میدونی
          راسی عکس العمل عشقت نسبت ب تو چیه میشه بگی؟؟؟

          • shekoofe.M در 1397/06/18در7:03 ب.ظ

            من در حدی نیستم ک بخام کسیو نصیحت کنم فقط نظرمو گفتم همین

    • POuriya.. در 1397/06/21در0:48 ق.ظ

      سلام خوبی فداش برو صادقانه حرفاتو بزن تکلیفت معلوم بشه.مثبت اندیش باش.خداهم داشته باشه همچی حله…

    • علیرضا در 1397/09/24در11:09 ب.ظ

      منم ۱۶ سالمه عاشق یکی از فامیلامون شدم از کلاس سوم عاشقش شدم الان کلاس نهم هنوز چیزی بهم نگفته ولی فکر میکنم دوسم داره تورو خدا بگید چجور بفهمم؟

    • آرمین در 1398/01/20در2:57 ق.ظ

      شکوفه راس میگه حستو بهش نگو یجوری ازت فرار میکنه که تا عمر داری حتی بهت نگا هم نمیکنه فقط یه رفتارایی بکن که دلشو خود به خود ببری

  67. ارشیا در 1397/06/07در2:37 ق.ظ

    عشققققق

  68. shekoofe.M در 1397/06/05در7:55 ب.ظ

    سلام از کجا باید فهمید ی پسری دوست داره یا ن؟؟

    • shekoofe.M در 1397/06/06در11:36 ق.ظ

      میشه جواب بدین؟

  69. Somaye در 1397/05/30در9:01 ب.ظ

    من از یکی از دوستام ک دوس دخترم داره ، درحدی ک خونواده هاشونم در جریانن ولی خب چون از سن پایین باهم بودن انگار خز شده واسش ،،، خوشم اومده ازش ن اینکه بخام بش گفته باشم ، همین ک واقن بعضی وقتا خیلی نگران میشم و پی م میدم بش و اینا ..تاحالا دراین حد رو کسی حساس نبودم ..خیلی گیجم ..مطمئنن اونم دوس دخترشو ول نمیکنه ب خاطر ی دختری ک فقط باهاش خوش گذرونی میکنه

  70. علی وفایی در 1397/05/17در4:10 ب.ظ

    با سلام به همه دوستان عزیز … عاشق دختر همسایه شدم که توی یک آپارتمان هستیم و آنها طبقه بالایی ما هستند … بین من و تو فقط یک سقف قرار دارد … او میداند عاشقش هستم و خیلی بارها به خودش و خانواده‌اش کمک های مختلف کرده ام … اما دیشب ناگهان در صحبتش من را داداش خطاب کرد … نمیدونم چرا … یعنی من را بعنوان برادرش که ندارد دوست دارد یا اشتباه گفت … خیلی اذیت شدم و اشک ریختم و او هم فهمید ناراحتم اما چیزی نگفت … نمیدانم چه کنم فقط عاشقش هستم …

  71. دلباخته در 1397/05/08در1:43 ق.ظ

    بابا ناموسا دارم داغون میشم . یه راه حل بزارید جلوم. من عاشق یه دختر شدم که پدرش دوست قدیمی بابامه. رفت امد خانوادگی داریم.
    1میترسم جلو خانواده ابروم بره
    2میترسم از دستش بدم
    3میترسم کسی دیگه رو دوس داسته باشه.
    از طرفی نمیدونم اونم منو میخواد که همین خیلی ازارم میده اگه بدونم یا یه جور بفهمم از بدبختی راحت میشم

    • دخی در 1397/05/11در9:55 ب.ظ

      دخترا از پسرای مغرورو غیرتی خوششون میاد سعی نکن زیاد بهش توجه کنی که احساس غرور کنه اونجور شاید ازت خوشش اومد راستی جنتلمنو با ادبم که باشی بهترم میشه

    • حسام در 1397/05/19در10:59 ق.ظ

      بنظرم باید بدون وقفه با هاش حرف بزنی .یه لحظه غفلت یه عمر پشیمانی .مثل من که الان ۱۲ ساله در یه جای از زندگیم گیر کردم وتمام توان منو ازم گرفته

    • میلاد در 1397/06/11در2:33 ب.ظ

      ترس برادر مرگه ترست رو دور بریز و برو خواسته قلبیت رو بگو مطمئنا جواب بی ادبانه ای نمیشنوی اونم یه آدمه و درک داره فوقش جواب منفی میده و باید بدونی هر جواب منفی با تلاش خودت میتونه مثبت بشه

  72. هلنا جون در 1397/05/02در3:36 ب.ظ

    اره راه خوبی

    • داشتم.ردمیشدم‌ در 1397/05/09در5:19 ق.ظ

      کاش مشکل خیلی ها همین بود.من ۶-۷ماهه که با ی خانم به اسم شیوا آشنا شدم.انقدر باهم بودیم‌ تااینکه احساس کردم بهش وابسته شدم.من قضیه ازدواج روبارها مطرح کردم ویبار میگفت آره یبار میگفت لازمه که همدیگرو‌بیشتر بشناسیم.خیلی لجباز بود .چندبارهم بخاطر لجبازیهامون باهم دعوا کردیم.ولی نه من ونه اون دلشو نداشتیم که جدا بشیم.ما ۱۶روز شمال بودیم و بعدش اونو مستقیما به خونوادم معرفی کردم.یک ماه و خورده ای گذشت و ما اکثر شبانه روز رو باهم سپری میکردیم.البته در حضور خونواده هامون بجز پدر شیواکه درجربان نبود.
      تا اینکه مدتی بعد حدود یک هفته ماباهم قهر کردیم و‌بیشتر من برای وصل رابطه پا پیش میزاشتم‌چون مسافرت بود و چندباری تلفنی باهم حرف زدیم ویبار دعوا میکردیم ویبار آشتی.تا ابنکه همون شبی که اومد تهران با مامانش بحثش شد و‌من در این بین متوجه شدم که شیوا قبلا ازدواج کرده و هنوز هم طلاق نگرفته.البته اون ۳سال پیش ازدواج‌کرده ومیگه ازدوماه بعدازازدواجش شوهرش رفته اتریش.ومیدونم که شیوا هم اتریش بوده.ومدعی میشه که فقط اونجا مشغول تحصیل و ازون جدا بوده والانم هیچ احساسی بهش نداره‌.من رو هم بخاطر غرورش میگه که باور نداره ولی من موندم که چیکارکنم.
      اگه کسی میتونه راهنمایی کنه من خوشحال میشم….

      • داشتم.ردمیشدم‌ در 1397/05/09در5:23 ق.ظ

        خیلی نامردیه که.خوبه بلایی سرش نیاوردی.

  73. هلنا جون در 1397/05/02در3:35 ب.ظ

    من هرکاری کردم نشد اخه به کی بگم

  74. Asma در 1397/05/01در11:52 ب.ظ

    امیر جان دیوونه نشو بیا من هستم

  75. آیــAihaـهـا در 1397/04/16در9:22 ب.ظ

    راستش من توی گپ بچه های اموزشگاه (ادمینش خودمم) فقط یه پسر بودم به اسم محمدفرید اوایل که ندیده بودمش کلی اذیتش میکردم و از این کار لذت میبردم ولی وقتی دیدمش… روز لکچر دادنم بود که کلاس اونا یاد بگیرن(فرید از من 1 سال بزرگتره ولی ترمش پایین تره) موقع لکچر هم چون یه پارت ضد پسری بود یکم دوباره اذیت شد که بعد لکچر خواست روزی که خودش لکچر داره ازم انتقام بگیره ..بعد اون روز تا الان عاشقشم ولی خیلی کم باهم ارتباط داریم و تازگیا با دوستم صمیمی شده حالا من چیکار کنم خودش بیاد جلو؟ خواهشا راهنماییم کنید

  76. امیر در 1397/04/16در3:42 ب.ظ

    من چند ماه به یک دختر که 2 سال از خودم بزرگتر است علاقه شدید دارم چند روز که ازآشنایی گذشت باهم چت می کردیم بعد 1ماه او یک استیکر قلب داد بعد هم دفعه بعد از هر چت یک قلب برای همدیگر میدادیم یک بار در چند روز اخیر پرسیدم معنی این قلب ها چیست؟ گفت تشکر از این حرفها از آن روز خودم را باختم حالا چکار کنم من آن را خیلی خیلی دوست دارم؟

  77. ریحانه بیرانوند در 1397/04/14در12:21 ب.ظ

    سلام من ۱۵ سالمه و عاشق پسر دایی شوهر خواهرم شدم بعضی وقتا با خودم میگم اخه احمق این همه پسر تو فامیل دارین چرا این ولی اون هزاران تا دوست دختر داره و من سگسم حساب نیستم همه پسرا کارشون اینه که یکی رو عاشق خودشون کنن و بعدم ولش کنن ترو خدا کمکم کنین اقای محمد هادیزاده اگه اینجایی بفهم دوست دارم اها اینم بگم من یک سری مشکلات ژنتیکی دارم که نمی تونم باهاش بجنگم بعضی وقت ها هزاران بار مانع جدابی خواهدم با شوهرم خواهرم شدم بعد چهار سال تازه دیدمش وقتی دیدمش انگار قلبم اومد تو دهنم

  78. ریحانه در 1397/04/14در12:01 ب.ظ

    سلام من ریحانم ۱۴ سالمه من خیلی وقته که عاشق پسر دایی شوهر خواهرم شدم من دو ساله که ندیدمش خیلی تحت فشار رو حیم انقدر با خودم خیال پردازی کردم و به خودم به دروغ گفتم دوستم داره دارم میمیرم من دیوانه وتر دکستش دارم چندین بار خواهرم میخواست از شوهر خواهرم جدا شه کلی مانع شدم من بعضی وقتا با خودم میگم این همه پسر تو فامیل من چرا عاشق این شدم من یک مشکلات ژنتیکی هم دارم و همش فکر میکنم بخاطر اینه که منو دوست نداره اون حتی محل سگم بهم نمیزاره جون دور و برش کلی دختر خوشتیپ و خوشگله وای لطفا کمکم کنین که دیت به خود کشی نزنم

  79. Shahin در 1397/04/02در0:57 ق.ظ

    سلام من عاشق دختر همسایمونم قبلا شمارم رو از گوشی باباش برداشته بود تو گوشیش سیو کرده بود من فهمیدم از توی لاین ولی جوابش منفی بود وقتی پیشنهاد دادم با یکی دوست بود ولی الان نیست خواهرش عروس عممه برم دوباره سراغش؟ خیلی میترسم حالمو بگیره دوباره دیگه روم نشه به عروس عمم هم نگاه کنم اخه همه چی رو به خواهرش که عروس عممه میگه بیست و یک سالمه و اون نوزده سالشه

  80. دوستت دارم اقاییم در 1397/03/30در0:38 ق.ظ

    من سه سال تو تلگرام با یه پسر دوست بودم….خدا شاهده با اطمینان میگم فوق فوقش تا دوسال ادمه بعد کم کم روی خوشتو ببینه حیوون میشهه…الان هف هش ماهه جدام ازش ازدواج کردم…خدا روشکر سنتی هم ازدواج کردم…همسرم مزد ایده عالیه…خیلی دوسش دارم…و اصلا هم عذاب وجدان ندارم…به زندگیم هم لطمه نزده…مرسی

  81. مژگان در 1397/03/24در2:18 ب.ظ

    مژده
    من عاشق پسریم که یک نفر دیگه رو دوست داره نمیدونم چیکار کنم هی میترسم بره میترسم ترکم کنه میترسم اون دختره برگرده ترس دارم کمکم کنیم چیکار کنم اون دختره از یادش بره

  82. محمد زارعی در 1397/03/22در10:42 ب.ظ

    منم عاشق دختری هسم ک‌ حاظرم جونمم براش بدم خیییییلی دوسش دارم، دو سالم با هم بودیم ولی دست سرنوشت نخواست ک ما با هم باشیم و ب خاطر خونوادش ک منو نمیخواستن از هم جدا باشیم. ولی از ته دل آرزو میکنم ک بهترین و زیباترین زندگی رو داشته باشه حتی بدون من ، برام کافیه ک بخنده و خوشال باشه ، هنوزم بعضی وقتا میرم و از دور میبینمش ، از خدا میخوام اگه آدمی واقعا قرار نیس موندگار بشه و ترکت کنه ایشالا ک هیچ وقت نیاد ، چون بعدش دیگه زندگی برات معنی نداره و میشی ی جسم متحرک و بی امید ، خدایا همی عاشقا رو ب هم برسون

  83. مری در 1397/03/12در5:47 ق.ظ

    سلام من یه مدتی عاشق یه پسری شدم ولی میترسم بش بگم و آبروم بره چون هم محلیمونه و یه سوپر مارکت داره هروز به یه بهانه ایی میرم ازش خرید میکنم،ولی خیلی دارم اذیت میشه.میترسم بش بگم و بگه از یکی دیگه خوشم میاد و…بنظرتون چکار کنم

    • ali در 1397/03/30در6:30 ب.ظ

      سلام به نظرم اول با خودت شرط ببند که اگ جوابش منفی شد ناامید و ناراحت نشی.
      بعد هربار که میری ببینیش کاری کن که دوست داشته باشه.یعنی از رفتار وکارت خوشش بیاد.بعدیه روز ازش بپرس دوست دختر داری؟اگه دیرجواب داد زودمغازه رو ترک کن دو روزبعد بازم برومغازه.از نگاهش میفهمی که دوست داره یا نه؟!

    • ناشناس در 1397/04/06در1:56 ق.ظ

      اگه واقعا دوسش داری عاشقش هستی بهش بگو حالا مستقیم یا غیر مستقیم…خیالت و راحت کن…

    • عسل در 1397/05/09در12:13 ب.ظ

      مري جون برو جلو با قدرت و شهامت بعض بگو من هم مثل تو بودم انقدر دست دست كردم كه كارت عروسيش اوكد رسيد دستم و در حسرت بند بند وجودم ميسوزد اگه دوسش داري با چنگ و دندون حفظش كن برا رسيدن بهش بجنگ اگر هم نرسيدي نا اميد نشر چون تو تمام تلاشت را كرده اي وديگر حسرت نميخوري . كاش من هم تلاش ميكردم تا الان حسرت نميخوردم . ميدوني مري جون از حسرت خوردن هرروز دارم سير ميشم ….

    • محمد در 1397/08/20در1:34 ب.ظ

      اون ب شما توجهدمیکنه یان اگر توجه میکنه با شما تخفیف میده حتما ب شما علاقه داره

    • Mina در 1399/03/21در6:13 ب.ظ

      حالا تو بازم ۱۰۰ برابر خوبه
      من عاشق برادر دوستم شدم
      میاد دنبال خواهرش مدرسه .
      فقط تو مدرسه گهگاهی ۲ دیقه میبینمش .
      دوستم بهم شک میکنه. خواهرش. مسخرم میکنه
      میگه زن داداش آیندم….. منم خیط میشم .
      سنمم خیلی پایینه پایین .
      من همیشه تولد پسره براش کادو میگیرم همیشه به بهانه اینکه به دوستم هدیه بدم به برادرشم میدم تو بازم خوبه الان که کرونا اومده ۳ ماه ندیدمش واقعا خیی بده راستی من و پسره همسنیم واقعا عشق.عذابه
      و ممکن بخاطر سن بلوغم باشه که ردش کردم.

  84. طاهره در 1397/03/08در1:06 ب.ظ

    من سه ساله که معین جانم و دوست دارم و از این سه سال تنها سال گذشته دو بار دیدمش یکی30تیر فرهنگسرای ارسباران و یکی هم7اردیبهش گالری گویا.بار دوم که دیدمش کلی حرف داشتم بهش بزنم ولی فهمیدم دوست نداره هم صحبت باشه. الانم دیگه ایران نیستم که از نزدیک ببینمش من همیشه دوسش دارم و خواهم داشت چه منو دوست داشته باشه چه نه؟ اون اوایل جواب پیامای تلگراممو نمیاد اما یه مدته جواب میده البته با استیکر تشکر و گل. من به همینم راضیم .همیشه تو تصوراتم با معینم هستم امیدوارم فاصله مون از بین بره و این روش شما در مورد منو عشقم جواب بده

  85. سارا در 1397/02/29در0:31 ق.ظ

    سلام من ۱۸ سالمه
    یازده سالگی از یه پسر خوشم میومد اونم میگفت دوستم داره ولی امسال اومد و گفت عاشق دوستمه و منو ول کرد منم بیخیالش شدم و سر لج بازی با دوس پسر عشقش دوست شدم الان حدود هفت ماه هس با این پس رم ولی دوستشدارم اما اون پسر قبلی همش مزاحم میشه تو راه که منو میبینه گریهرمیکنه یا حتی چندبار از شماره مختلف زنگ زده و میگه غلط کردم یجورایی هنوز میخامش اما نمیدونم با این پسر الانی چیکار کنم؟ شایدم درواقع هیچکدومو نمیخام

  86. Nilofar در 1397/02/28در6:45 ب.ظ

    من نیلوفرم ۲۸ سالمه وشاید باورتون نشه ک تا الان من فقط یه بار عاشق شدم اونم همین امسال بود خیلی با هم خوب بودیم خیلی با هم اروم بودیم واسه هم میمیردیم هرلحظه از حال هم خبر داشتیم هرروز باهم بودیم دیر همو میدیدیم از دلتنگییه زیاد گریمون میگرفت تا اینکه فهمید من بهش وابسته شدم خیلی راحت ولم کرد بدون اینکه به این فک کنه ک چرا !؟میخوام ازتون بپرسم ایا یکی ک صادقانه یکییو میخواد و طرفش بفهمه وابستشه باید با بی انصافییه تمام ترکش کنه ؟؟؟
    من هنوزم بعد ۵۰ روز ک ولم کرده ننتونستم فراموشش کنم .میشه بگین چیکار کنم خیلی داغونم خیلی…

  87. عرفان در 1397/02/25در10:37 ب.ظ

    اسما
    همین که می دونی دوست دارم کافیه

  88. باران در 1397/02/11در7:33 ب.ظ

    فقط میدونم‌حالم بده و امیدواری هیچ فایده ای نداره. حتی تو خیالاتمم نمی تونم باهاش باشم.
    حافظ میگه:به خواب نیز نمی بینمش چه جای وصال؟
    ب قول مجید خراطها:مثل یازده دوتا خط موازی رسیدنت به من قطعا محاله.
    دوسش دارم ولی محاله دوسم داشته باشه.حالم از خودم ب هم میخوره.

    • نوید در 1397/06/25در1:43 ق.ظ

      هه درکت میکنم باران

  89. سیما در 1397/01/15در8:56 ق.ظ

    نرگس جوووووون تو ک از شکست غرورت خوشت نمیاد پس کاری نکن خلاف میلت غرورتو بشکنی با این افکار خودتو آزار نده،اون پیشنهاد خاستگاری داده پس واس حرف مامانش عقب نمیکشه یمدت طول میکشه ولی برمیگرده سنگین باش پیشروی نکنی یوخ

  90. محمدرضا در 1397/01/09در3:31 ق.ظ

    سلام و عرض خسته نباشید بنده ۱۵ سال دارم و اگه ریا نباشه درسم هم خوبه و نماز میخونم و نرمال هستم و تعصب خاصی ندارم .عرض شود که مدتی پیش عاشق کسی شدم که ۳ سال از من بزرگتره اما قدش از من کوتاهتره و من واقعا عاشقش هستم و مطمئنم که هوس نیست واقعا عاشقم اما اون منو یک بار بیشتر ندیده و به یکی دیگه هم سن خودش علاقمند هست و چند مدت دیگه داره ازدواج میکنه اینطور هم نیست که بگم اگه ازدواج کنه خودکشی میکنم و…. نه اینا همه الکیه و سعی میکنم به خدا پناه ببرم اما خیلی دوستش دارم و خیلی مغزم رو مشغول کرده به نظرتون باید احساسم رو بهش بگم یا نه و از طرفی میترسم اگه بهش بگم خونوادم بفهمن و همه چی خراب بشه باید چکار کنم به نظرتون؟
    باتشکر

  91. کر . بختیاری در 1397/01/03در2:09 ق.ظ

    با سلام و خسته نباشی من 17سالمه و عاشق یه دختری شدم که سه سال از خودم کوچیک تره و اونو خیلی خیلی دوسش دارم بگید چیکار کنم.
    اونو به خودم جذب کنم یا همون عاشق خودم کنم. الان چند ساله که دوسش دارم.

  92. Sadegh در 1396/12/21در9:02 ب.ظ

    با سلام خدمت شما.اول اینو بگم بعد حرفای خودمو.
    کسای ک اینجا کسای دیگه رو مسخره میکنن یا عاشقی رو نمیدونن یا جواب رد شنیدن و باید بدونن عشق سنو سال نمیشناسه وسن فقط یه عدد هستش.
    من ۱۶سالمه و حدود۳سال میگذره ک من از یکی از دخترای فامیل خوشم میاد و باهاشم صمیمیم ی بار ب خودش گفتم ک میخوامش و ی بار هم دوستش ب خواسته خودش بهش گفت اما به شوخی گرفت و من داغون تراز قبل شدم،ی جای خوندم ک اگر کسی کسیو میخواد اول باهاش ارتباط برقرار میکنه و پیام میده و شروع ب صمیمیت میکنه ومن برای این اینو گفتم ک اون اول ب من پیام داد.
    الان هر کاری میکنم ک بفهمم اونم منو دوست داره یا نه موفق نمیشم لطفا راهنمایم کنید(اون دخترهم یک سال از من کوچیکتره)

    • آرتین در 1398/05/04در10:33 ق.ظ

      سلام به تمام دوستان من 16 سالمه عاشق یک دختری شدم که همسایمونه الان چند ماهی هست که میخوام بهش بگم اما میترسم که از من ناراحت بشه خواهشن کمک کنین

  93. فهیمه رحیمی در 1396/12/18در8:30 ق.ظ

    سلام همه از عشقشون گفتن منم از عشقم بگم
    8 سال پیش از به صورت خیلی اتفاقی یه شماره رو جا به جا گرفتم با یه پسری اشنا شدم.اولش خیلی مسخره بود و رو کم کنی.مثلا من براش شارژ میفرستادم.بعدش این مکالمه ادامه پیدا کرد تا این ک ۶ماه بعد اون از شهر خودشون اومد دیدنم.اینقدر با هم خوش بودیم ک زمان از دستم در رفت و وقتی متوجه شدم ۶ساعت خارج از منزل بودم.وقتی اومدم خونه اینقدر کتک خوردم بابت غیبتم.تنها کسی ک از دوستی من و امید خبر دداشت دختر داییم بود ک اونم به خانوادم گفته بود.بابام به امید زنگ زد ک بیا با هم صحبت کنیم.ولی اون برای همیشه منو ول کرد و فرار کرد.من به خاطر این اشتباه خیلی محدود شدم و مث زندانی ها باهام برخورد شد و خیلی زمان برد تا همه چیز به حالت اول برگرده و سرکوفت این موضوع رو زیاد شنیدم.گذشت تا من نامزد کردم سه سال پیش و نامزدیم بهم خورد.و به صورت خیلی اتفاقی تو فیسبوک پیدا کردم و بهش پیام دادم.خارج از ایران بود.وقتی صداشو شنیدم خیلی گریه کردم.اونم ازدواج کرده بود خانومش رو میخواست طلاق بده.چند ماه با هم حرف زدیم.اومد ایران با هم قرار گذاشتیم.نمیدونم چرا من اینقدر بدشانسم.همون روز برادرم ما رو با هم دید.و باز امید میخواست فرار کنه.من التماس کردم ک اینا منو میکشن بیا صحبت کن.با برادرم صحبت کرد قرار خاستگاری گذاشت برای هفته بعد.درست یک شب قبل این ک بیاد خاستگاری رفت با خانومش اشتی کرد.و منو برای بار دوم ول کرد.الان ک دارم تایپ میکنم دخترش به دنیا اومده اسمش ارغوانه.تنها کسی ک از این رابطه ضربه میخوره دختره.هیچ وقت امید رو نمیبخشم امیدوارم یه روزی اتفاقی یه این صفحه سر بزنه

    • mhtb در 1397/01/30در8:30 ب.ظ

      واااى دقيقا فقط دختره كه ضربه ميخوره

    • ali در 1397/03/30در6:37 ب.ظ

      یه جورایی این اتفاق برا منم پیش اومده. این فقط دخترانیستن که آسیب میبینن پسراهم احساس دارن. ولی زیادبروزنمیدن.

    • R… در 1397/07/19در11:15 ب.ظ

      فقط مبتونم بگم خدا بهت صبر بده گلم خیلی سخته

  94. بغض آخر در 1396/11/24در4:04 ب.ظ

    شد 17 سالم با یکی از اقوام مامانم اینا یه جمعه رفتیم تفریح جمعه دیگه ازدواج کردم حتی خواسگاریمم نیومدن یه روز قبل از آزمایش خونم زنگ زدم به عشقم گفتم دارم ازدواج میکنما فک کرد دروغ میگم یه پوز خند زد و بهم گف خوشبخت بشی.خیلی خاطره باهاش دارم داره ذره ذره نابودم میکنه هرشب مست بود و تو بغلم گریه میکرد باور نکرد ک ازدواج کردم تاروزی ک مامانم عکس نامزدمو گذاشت پروفایلش نمیدونم همون موقعه چ حسی پیدا کرد الانم ک ازدواج کردم زندگی خوبی ندارم نامزدم تو زندگیش یکی دیگه هس نمیدونم دیگه چیکار کنم به بن بست درسیدم

    • محمد در 1397/01/22در11:57 ب.ظ

      حقته خانم توهم دنبال یکی دیگه بودی

    • ali در 1397/03/30در6:44 ب.ظ

      حق تو همینه

  95. تنهاترینم در 1396/11/18در1:05 ق.ظ

    سلام،۲۲سالمه و عاشق دختری هستم ک ۱سال ازم کوچیک تره،چند سال که خیلی دوسش دارم،اولا اونم دوستم داشت ولی بعد ی مدت بهونه هایی اورد،میگفت ما بدرد هم نمیخوریم،ولی نتونستم فراموشش کنم هنوزم دوسش دارم تو این مدت خیلی اذیت شدم،ی حرفایی میزد ک دردش ب استخونام میرسید ولی میریختم تو خودم در حدی اذیت شدم ک از زندگیمم سیر شدم،سر همین حرفاش خیلی با هم دعوا افتادیم،یجور دو دله میگه بابام منو ب تو نمیده ازین حرفا میگه تو سنت کمه خیلی کار داری ازین حرفا،بخاطرش ب خیلیا جواب رد دادم،ولی دیگ کسی ب دلم نمیشینه،ب کسی نمیتونم حس پیدا کنم،چند بار گفتم شاید همش یجور وابستگی باشه با یکی دیگ دوست شدم ولی از عذاب وجدان داشتم میمیردم نمیتونم کسی جایگزین اون تو زندگیم کنم،بعضی وقتا خبرو میگیرم ولی سرد با هام رفتار میکنه ممنون میشم کمکم کنین….

  96. نرگس در 1396/11/12در4:04 ق.ظ

    سلام من ۱۶.۵ سالمه و الان ۲ ساله که عاشق یه کسی شدم . تا حالا ۲ تا خواستگار داشتم ولی به هیچکدوم حس خاصی نداشتم . فقط کیوانو (اونی که دوسش دارم ) می دیدم تا اینکه فهمیدم با مادرم تو تلگرام حرف زده و منو ازش خواستگاری کرده . اینم بگم که اصلا از اینکه غرورم جلوی کسی خرد بشه خوشم نمیاد و وقتی فهمیدم اونم بهم حس داره به روم نیاوردم. یه روز رفتیم خونشون(اخه دوست خانوادگیمونن) نگو این به مادرش گفته و اون منو زیر نظر داشته منم وقتی که شب شد گیر دادم به مامانم که بریم و این حرفا (اخه خجالت می کشیدم اونجا بمونیم ولی ای کاش لال میشدمو گیر نمیدادم) ماهم اومدیم خونه مامان کیوانم به کیوان گفته که این دختره حرف حرف خودشه و به درد ما نمیخوره.(اینارو از چتای مامانمو کیوان فهمیدم . البته اینو بگما من اصلا این جور ادمی نیستم فقط اونشب خجالت میکشیدم اونجا بمونم)خلاصه قضیه منتفی شد. منم الان شبا کارم شده گریه و فکر کردن به کیوان توروخدا کمکم کنید حتما میگید فراموشش کن ولی فقط کسی که عاشق شده میفهمه که من چی میگم 🙁 🙁 🙁

    • محمد در 1397/01/23در0:02 ق.ظ

      وقتی یکی یک نفر رو بخواد همه جور پاش وامیسته و قتی نخواد دنبال بهانه میگرده واسه رفتن حالا میل با خودته میتونی بهش فکر کنی و خودت رو عذاب بدی میتونی نکات وبسایت رو انجام بدی و میتوونی کنارش بزاری

    • mhtb در 1397/01/30در8:32 ب.ظ

      گاهى كنار گذاشتن غرور لازمه

    • فاطمه در 1397/04/19در1:46 ق.ظ

      خییییلی خنگی اگه نری ب کیوان پیام بدی بگی من دوست دارم

    • Bahman در 1397/08/29در10:06 ب.ظ

      برو بهش بگو که دوسش داری اون شب خجالت میکشیدی بمونی

  97. مهرگان در 1396/11/09در12:48 ب.ظ

    سلام من مهرگان هستم و دست دارم یکی عاشق من شود

    جواب دهید plaese

    بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس

    • arman در 1396/12/21در11:07 ب.ظ

      سلام مهرگان افتخار آشنایی میدی

      • Asma در 1397/05/01در9:58 ب.ظ

        ارمان چه پیش فعالی

        • zahra در 1398/06/19در4:32 ب.ظ

          بیش فعال درسته

    • علی در 1397/01/05در0:19 ق.ظ

      سلام میشه اشنا شیم؟چن سالته؟

      • noname در 1397/06/10در4:27 ق.ظ

        ادم اگه فکرش ازدواج باشه حله..ولی اگه فکرش دختر بازی باشه و هزارتا اتفاق دیگه که توی این رابطه ها میوفته ته تهش غصه خوردنه و بی ابرویی یا حتی پاسگاه و دادگاه

    • محمد در 1397/02/05در1:02 ب.ظ

      سلام

    • حسین در 1397/03/02در1:05 ب.ظ

      عاشقی دردسر داره

      • shekoofe.M در 1397/06/05در8:51 ب.ظ

        عاشقی خیلی حس خوبیه خیلی

    • داشتم.ردمیشدم‌ در 1397/05/09در4:59 ق.ظ

      سلام.چندسالتونه؟
      چرا تاحالا کسی عاشقت نبوده؟
      آخی.اگه خوب باشی من میشم.
      عاشقت

  98. مجیدکردلو در 1396/11/02در9:25 ب.ظ

    من عاشق دختری به نام فائزه هستم ولی اون هیچ احساسی نسبت به من ندارد ..
    آیا دعایی هست که اونیز عاشق من بشود
    مجید از همدان.
    1396/11/2

    • منا در 1397/03/23در12:34 ب.ظ

      دعا؟؟

  99. در 1396/10/20در11:54 ق.ظ

    سلام. من حدود۴ساله که عاشق دختریکی ازفامیلای دورمون هستم، اون ازمن یک سال ونیم بزرگ تره وتاحالا هم باهاش صحبت نکردم چون از والدین اون وخودم خجالت می کشم ونمیدونم اون هم چه حسی نسبت به من داره چطوری اونوعاشق خودم کنم لطفا راهنماییم کنید …

  100. کلید در 1396/10/05در3:23 ق.ظ

    والا تو دانشگاه هر کی ازراه میرسه عاشقم میشه
    حالا یکی عاشقم شده ه منم ازاول عاشقش بودم ولی میترسم عشقش تحت تاثیر جو باشه و عاشفم نبوده باشه یه سال صبر کرده تا دوباره تو دانشکده همو ببینیم هنوزم چیزی نگفته عاشقم زیاد داره نمیدونم ازکجا بفهمم واقعا عاشقمه اخه یه سال ازم کوچکتره

    • Mafia در 1397/04/06در11:53 ب.ظ

      برادر ٦ ماه زندگيتو بزار تحقيق كن ميفهمى عشق به خاطر جابه جايى هورمون در بدن و عقده و خلا عاطفى به وجود مياد
      عشق به يك نفرد وجود نداره تو شرايطش ميتونى عاشق همه بشى
      پسر ها دنبال زيبايى دختران
      دخترها دنبال پول و موقعيت پسر ها
      يه معامله
      خواهشا انقدر به خودتون و بقيه دروغ نگين كه واى عشق و اى عشق
      اينا همش به خاطر مشكلاته به خصوص تو طويله ى ما كه ايرانه
      شما برو از ايران يه خانوم بلوند با ١٨٠ قد سرشو بزاره رو پات يادت ميره عاشق دختر عمت بودى يا عاشق عمت
      دختره هم يه لامبورگينى جلوش وايسه همونجا عشق قديمو با لامبور ليزينگ ميكنه
      شما كارت رو دوست داشته باش تفريح داشته باش سكس داشته باش ببين ديگه يادت ميمونه عشق با كدوم حرف شروع ميشه
      سه نوع عشق وجود داره عشق به فرزند عشق به حيوانات عشق به كار تو هر شرايطى عاشق اينا ميمونى ولى به به نفر ديگه شرايط باعث ميشه سرد بشى پس ينى از اول عشقى نبوده اگر بود از بين نميرفت
      دوست دخترت فلج شه دوس پسرت بيوفته زندان ببينم چند سال عاشقش ميمونى
      بقيه به خاطر خلا عاطفى كمبود عقده بى كارى و بى برنامه گيه
      من زندگيم به فنا رفت تا فهميدم
      منم مثله بقيه به خودم دروغ ميگفتم من عاشقم من عاشقم
      ١٠ سال وايسادم خودمو به زمين و زمان زدم
      الان ميفهمم اشتباس اگر با كسى حال ميكنى همون لحظه اول بهش بگو و تموم بزار كمبودات بريزه بيرون جبران شه
      الان همرو دوست دارم با همه رابطه دارم خودشونم ميدونن
      راحت راحتم
      عشق خيلى قشنگه ولى تو فيلم و كتاب
      تو واقعيت عشق پول و زيباييه
      ميخواى با يكى سكس كنى مستقيم بهش بگو
      ميخواى اويزون جيب پسره بشى بهش بگو چرا خودتو ميندازى تو پرانتز عشق و اين چرت و پرتا يه بار اين كار بكنيد بعد ببينيد نگاهتون به همه چيز جقدر عوض ميشه
      عاشق خودت باش

  101. . در 1396/10/03در5:21 ب.ظ

    سلام من نزدیک یه سال نیم عاشق یه نفر بودم الان هجده سالمه از قبل یه اشنایی داشتیم بعد یه سال نیم خودش یه روز داخل اینستا پیام داد من چند روز باهاش پیام دادم شمارش گرفتم خلاصه دل زدم به دریا بهش گفتم دوسش دارم حالا اونم فقط میگه این یه حس میره ولی من الان شده یه دو سالی هروز بیشتر دیروز من بهش میگم ‌میخوای یواش یواش بریم جلو منو بشناسی اینها میگه نمیدونم نمیدونم چیکار کنم چی بهش بگم

    • ali در 1397/03/30در6:42 ب.ظ

      اگ میتونی باهاش یه قرار بزار یه کادویی هم براش بخربعدیواش یواش خودتو ابات کن

    • رسول در 1397/05/17در5:30 ب.ظ

      بهش بگو تا فردا فکر کن بگو اره یا نه
      تامام

  102. دختر اگه عاشق بشه باید چکار کنه در 1396/09/21در8:32 ب.ظ

    سلام اواخر پارسال اتفاقی منو ی آقایی سر راه هم قرار گرفتیم بعد ایشون از اخلاق من خوشش اومد خواست ک همو ملاقات کنیم منم چون تا الان ک26سالمه با هیچ پسری ررابطه نداشتم و دوست نبودم رفتن سر این قرار و این ملاقات برام قابل هضم نبود و بنظر بی معنی میومد یعنی دوست بودن با پسر بنظرم کار بیخودی بود و از طرفی از داداشم و خانواده می ترسیدم
    اولش بهش حسی نداشتم و قاطعانه دعوتش رو رد میکردم
    چهار ماه تو تلگرام شب و روز در جریان زندگی هم بودیم چهار پنج بار هم تو محل کارش همو دیدیم از هم خوشمون اومده بود
    اون تو این مدت خیلی تلاش کرد ک من ملاقات قبول کنم و میخواست رابطمون صمیمی تر بشه
    منم چون اولین بارم بود با ی پسر ارتباط داشتم یکم سختم بود ابراز احساس کردن و خودمونی شدن با اینکه دلم باهاش بود
    خلاصه تو اون چهار ماه با اینکه دیگه بهش علاقمند شدم هنوز رسمی بودم باهاش
    خودم خیلی اذیت میشدم ک نمیتونم راحت باشم باش
    یعنی کلا آدم راحت و لارجیم ولی در مقابل اون نمیدونستم چطوری رفتار کنم
    خودم از رسمی بودن خسته شدم اونم تمام تلاششو کرد
    تا ی روز زد ب سرم گفتم من ک نمیتونم ب اون بگم خوشم میاد ازت ب اونم ک اجازه ندادم باهام راحت باشه پس این رابطه فقط داره خودمو از بین میبره و وابسته میشم بهتره تمومش کنم
    یبار بهش گفته بودم تمومش کنیم گفت نه خواهش میکنم
    ولی ایندفعه خیلی یهویی بدون اطلاع و بدون هیچ اتفاق خاصی ی پیام خداحافظی دادم و قانع کردم ک باید تموم شه
    بنده خدا خیلی محترمانه پذیرفت و گفت شاید من لیاقت شمارو نداشتم

    حالا پنج ماه میگذره من دیگه هیچوقت اون دختر سابق نشدم همش تو گذشته گیر کردم و حسرتش رو میخورم

    ک چرا پسری ب اون خوبی سر راهم قرار گرفت این همه تلاش کرد همش با بچه بازی و فقط بخاطر خجالت از ابراز کردن احساسم،ترس از خانواده م از خودم دورش کردم
    چرا هیچوقت نذاشتم بفهمه دوسش دارم

    هیچوقت حسمو بهش نگفتم و نفهمید
    یعنی یجوری رفتار کردم انقد رسمی ک اونم حس کردم سرد شد
    و الان هیچ ارتباطی با هم نداریم و اون از تنهایی خسته شده بود بعضی وقتا میگم نکنه رفته با یکی دیگه
    خیلی دوسش داشتم و دارم نمیدونم باید چکار کنم چون من ی دخترم نمیتونم بر م جلو از طرفی خودم ردش کردم حالا برگردم بگم چی، هزار تا حرف از توش در میاد تورو خدا کمک کنید بعد از رفتن اون از دنیا متنفرم هیچی خوشحالم نمی کنه دوس دارم خودمو بکشم آخه سنمم بد سنیه وقت ازدواج و تشکیل خانواده
    خوشم نمیاد ب هیشکی جز اون فکر کنم آخه این چ دین و مذهبیه ک پسر عاشق یکی شه راحت میتونه مستقیم یا غیر مستقیم بگه بهش
    ولی دختر بیچاره باید بریزه تو دلش و اشکش بشه مرحم دلش و فقط منتظر معجزه و گذر زمان بشه شاید برگرده

    چکار کنم از همه چی بریدم
    دوس دارم حس اونو نسبت ب خودم بدونم بعد از اون ررفتارها!!!!!!
    دوس دارم زمان ب عقب برگرده و باهاش راحت باشم و حرف دلمو بزنم

    پسرایی ک میخونن بنظرتون اگه شما بودین هنوز ب همچین دختری فکر میکردین؟؟؟؟
    رسمی بودم،ملاقات رد کردم،خداحافظی دادم،بعدشم تو اینستا بلاکش کردم،هیچ خواسته ایشو برآورده نکردم و هیچ خاطره ای بجا نذاشتم

    هر چند ک من تو دلم چیز دیگه ای بود و هیچوقت بوروز ندادم فقط بخاطر ترس و خجالت
    ولی اون بنده خدا از کجا باید حدس میزد تو دل من چی میگذره

  103. زین در 1396/08/14در8:57 ب.ظ

    من اعتقاد به عشق ندارم

    • soode در 1397/04/02در10:52 ب.ظ

      منم ندارم ولی….چجوری بگم من دیوونم حس میکنم یکیو دوست دارم و وقتی اون طرف خودش میاد سمتم اذیتش میکنم خیلی اذیتش میکنم و خوشحال میشم از کارم ولی دلم نمیخواد ک اون تنهام بزاره دوست دارم تحملم کنه ☹️

  104. حامد خلوتها در 1396/08/03در10:14 ب.ظ

    سلام به همه اونایی که تو حادثه عشق عاشقونه سوختن.حاضرم قسم بخورم دردی که من کشیدم تو عشق هیچ احدی نکشیده هیچ احدی.اینو با ایمان کامل میگم.امیدوارم همه به عشقشون برسن امین.حداقل ببینیم لذت ببریم ….

    • فاطمه در 1397/04/19در1:49 ق.ظ

      چی شده مگه

  105. fardennnnnnnnn در 1396/06/27در5:29 ق.ظ

    سلام تشکر از مطالیب که گزاشتین واقعا عالی بود در ضمن من عاشق دختر شدم که فامیل میشه برام حالا نمیتونم براش بیگم که دوستیش دارم ازین میترسم برام جواب رد بیدن یا با خانواده اش بیگه چون نمیخام تا دنظر خود دوختره رو راجع به خودم بیدونم خانواده اش خبر شود من خودم 22 ساله هستم اونم 21 سالیشه ولی اون خیلی خوشکل هست در ضمن درسش هم بالا تر از من هست حالا اگر راهنمایی کنید ممنون میشم

    • Peyman در 1396/09/05در11:23 ق.ظ

      سلام داداش من سنم پایین تر از تو ولی موقعیتم دقیقا مثل خودت …..داداش بهش بگو اگر گفت ن پیلش بشو اینطور دخترایی دوست دارن یکی دنبالشون باش پیگیرشون باش تا بفهمن دوسشون داری ……

  106. farden در 1396/06/27در5:28 ق.ظ

    سلام تشکر از مطالیب که گزاشتین واقعا عالی بود در ضمن من عاشق دختر شدم که فامیل میشه برام حالا نمیتونم براش بیگم که دوستیش دارم ازین میترسم برام جواب رد بیدن یا با خانواده اش بیگه چون نمیخام تا دنظر خود دوختره رو راجع به خودم بیدونم خانواده اش خبر شود من خودم 22 ساله هستم اونم 21 سالیشه ولی اون خیلی خوشکل هست در ضمن درسش هم بالا تر از من هست حالا اگر راهنمایی کنید ممنون میشم

  107. هناسه در 1396/06/20در9:23 ق.ظ

    یه روزی میرسه که….ناخناتو میخوری….لباسات به تنت گشاد میشن….زنگ گوشیتو یادت میره….دور چشمات کبود میشه….سفیدی چشمت قرمز میشه….لبات بی رنگ میشن….دستات سرد میشن….فشارت پایینه….وقتی بارون میاد پنجره رو میبندی….با اولین آهنگ غمگین اشکات جاری میشن….لبخند از لبات میره..به بهانه خوابیدن شبا خیلی زود میری تو رختخوابت و تا نزدیکای صبح به یادم اشک میریزی….ساعت ها تو حموم میمونی و زیر دوش فقط گریه میکنی….شبا عکس هامو بغل میکنی و باهاشون حرف میزنی….دیگه بدون شب بخیر گفتنام میخوابی….بالشت همیشه خیسه….شب و روزت میشه فکر کردن به حرفام که میگفتم تنهام نذار….حالا یه ربان مشکی گذاشتن گوشه عکسم….دیگه دیره عشقم….من دیگه نیستم….

  108. هناسه در 1396/06/20در9:22 ق.ظ

    به سلامتی قلب دخترا مثل قبرستونه هرکی به اونجا پا میزاره دیگه نمی تونه برگرده اما قلب پسرا مثل هتل5ستارس معلوم نیس کی میاد کی میره به سلامتی اونایی که زخم نامردا رو کمرشونه.
    به سلامتی اونایی که زخم رفاقت توجیگرشونه.
    به سلامتی اونایی که ازپشت خنجرخوردن.
    به سلامتی اونایی که از زخم رفاقت مردن.
    به سلامتی اونی که تیکه میندازه تا بچه ها بخندن اما تا آخر کلاس باید دم در وایسه

  109. هناسه در 1396/06/20در9:22 ق.ظ

    هیچوقت وارد گذشته هیچ ادمی نشو
    و زیرو رویش نکن
    حتی عزیزترینت
    زیباترین باغچه را هم که بیل بزنی
    حداقل ی کرم توش پیدا میکنی

  110. هناسه در 1396/06/20در9:21 ق.ظ

    ﻣﻦ ﻧــﻪ ﺣـــﻮﺻِـﻠﻪ ﺍﯾﻨــﻮ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﺨــﻮﺍﻡ ﺧﻮﺩﻣﻮ
    ﻭﺍﺳﻪ ﮐَﺴﯽ ﺛﺎﺑِــﺖ ﮐﻨــﻢ !!
    ﻧﻪ ﭘِﯿﮕﯿـــﺮ ﺍﯾﻨــﻢ ﺑﺒﯿﻨــﻢ ﺑَﺮﺩﺍﺷـــﺖ ﺑَﻘﯿـــﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﯿـــﻪ !!
    ﭼﻮﻥ ﺑﺎ ﺣَـــﺮﻑ ﺩﻳﮕـــﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﭼِﺸـــﻢ ﻛﺴـــﻰ
    ﻧﻴـــﻮﻣﺪﻡ . . .
    ﻛﻪ ﺣﺎﻻ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ ﺩﻳﮕـــﺮﺍﻥ
    ﺑﺨـــﻮﺍﻡ ﺍﺯ ﭼِﺸــﻢ ﻛﺴـــﻰ ﺑﻴﻮﻓﺘـــﻢ ..!
    ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻨﻢ …
    ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺩﺭﮐﻢ ﮐﻦ
    ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﯽ ﺷﺮ ﮐﻢ ﮐﻦ…

    .

  111. هناسه در 1396/06/20در9:21 ق.ظ

    به سلامتی اون لحظه ای که از همه دنیا دلت گرفته…..

    نه کسی رو داری باهاش دردودل کنی….

    نه دلت میخواد کسی رو ناراحت کنی…

    سکوت میکنی و تو دلت میگی : باشه..اینم میگذره…

  112. هناسه در 1396/06/20در9:20 ق.ظ

    وقتی به جای عزیزم بهم میگی : عزیز . . .

    یعنی یه عزیز بی صاحب

    عزیزی که هنوز عزیزه

    ولی مال تو نیست

    شنیدنش که درد داره

    گفتنشو نمیدونم !!

  113. هناسه در 1396/06/20در9:19 ق.ظ

    وقتی کسی رو محرم اسرارت ندونی

    یعنی کسی رو نداشته باشی که بتونی تمام دردی که روسینت داره سنگینی میکنه رو بهش بگی

    وقتی تمام مشکلاتت رو سکوت میکنی و یک لبخند زورکی میشونی رولبت

    این درد

    این تنهایی

    میشه یک بغض سنگین

    که نه شونه ای برای گریه داری

    نه دستی برای نوازش

    نه پشتی برای تکیه

    وهرچی بخوای با لبخند بپوشونیش غم ته نگاهت رسوات میکنه

    دیگه اشکی هم نمیریزی

    کم کم سنگی میشی

    بی اعتماد میشی

    نمیخوای ازتنهاییت بزنی بیرون

    دیگه هیچ نگاهی گرمت نمیکنه

    حرفای عاشقانه بنظرت مسخره میاد
    میشی یکی مثل من

  114. هناسه در 1396/06/20در9:18 ق.ظ

    آسیب دبده ام
    شیشه بلورین احساسم ترک خورده
    قلب عاشقم لب پر شده
    جام چشمانم شکسته
    واشک میریزم
    تو آسوده باش عشقم
    خودم کردم که لعنت بر خودم باد

  115. هناسه در 1396/06/20در9:16 ق.ظ

    گفت به امید دیدار
    می گویم لعنت به دیداری که تورا از من جدا کند
    گفت بفهم مرا
    می گویم لعنت به من که جز عشق هیچ نمیفهمم
    ودیگر هیچ نگفت
    من ماندم و هزار حرف ناگفته
    من ماندم و چشمانی مانده در حسرت
    من ماندم و انتظاری به بلندای زندگی، به سختی مرگ

  116. هناسه در 1396/06/20در9:12 ق.ظ

    -اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست،او جانشین همه نداشتن های من است.

    -خدا به من زیستی عطا کن که در لحظه مرگ،به بی ثمری لحظه ای که برای زیستن تلف کردم،سوگوار نباشم.

    -به زور می توان چیزی را گرفت اما به زور نمی توان ان را نگه داشت.

    -ارزش وجودی انسان به اندازه حرف هایی است که برای نگفتن دارد.

    -اگر قادر نیستی خود را بالا ببری،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری.

    -هر کس را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند،بدان گونه که احساسش می کنند هست.

    -وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ می کند پرهایش سفید می ماند،ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.

    -دل های بزرگ و احساس های بلند،عشق های زیبا و پر شکوه می افرینند.

    -اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی ازار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن!در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.

    -اکنون با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم.این زندگی من است.

    -وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند. وقتی می خواستم ستایش کنم،گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن،گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن،گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید،می خواهم پیاده شوم.

    -به سه چیز تکیه نکن،غرور،دروغ و عشق.ادم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد.

    -زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق می ورزد.

    -تا بی پناه نگردم،پناهم نخواهی داد
    تا نیفتم،دستم را نخواهی گرفت.

    -وقتی عشق فرمان می دهد،
    «محال»سر تسلیم فرود می اورد.

    -عشق در اوج اخلاصش به ایثار رسیده و در اوج ایثارش به قساوت.

    -می دانم تشنه ای اما…..
    اما این دریا را در کوزه نمی توان کرد.

    -تنهایی،ارمگاه جاوید من است
    و درد و سکوت، همنشین تنهایی من!به پریشانی یک ارزوی اشفته چه می دانم چگونه از تنهایی اتاق گریختم عشق فراتر ازانسان و فراتر از خدا نیز هست و ان دوست داشتن است.

    -دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز خود را تا بلندترین قله عشق های بلند،پایین نخواهم اورد.

    -روزگاریست که شیطان فریاد میزند«ادم پیدا کنید سجده خواهم کرد»

  117. هناسه در 1396/06/20در9:10 ق.ظ

    هزار نفر در حسرتِ تو
    تو در حسرتِ يکي
    و چقدر
    همه تنهاييم!

    • رحیم در 1397/04/05در3:25 ب.ظ

      ای ول جمله متناسب باحالمو گفتی

  118. هناسه در 1396/06/20در9:08 ق.ظ

    روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود،

    بیمار شد. شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در

    شهر استفاده مى‌کرد براى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با

    احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا

    بگذارد که ناگهان شوهرش گفت: «مرا بغل کن.»

    زن پرسید: «چه کار کنم؟» و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد.

    با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه

    رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند.

    شوهرش با تعجب پرسید: «چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم.»

    زن جواب داد: «دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند.»

    شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله

    ى ساده ى «مرا بغل کن» چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که

    در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است.

    عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد. فاصله ابراز عشق دور نیست. فقط از

    قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید

  119. هناسه در 1396/06/20در9:00 ق.ظ

    معرکه بودناراحت
    فوقش 5الی6سالش بود پابرهنه با پیرهن پاره در هوای سرد زمستانی در پشت ویترین فروشگاه ایستاده بود و به داخل نگاه میکرد
    زن رهگذر دلش به حال آن پسر بچه سوخت دستش راگرفت وبه داخل فروشگاه برد و برایش کفش و لباس خرید.
    پسر پرسید : خانم شما خدایید؟
    زن جواب داد : نه من بنده ی خدایم .
    پسرک گفت : میدانستم با او نسبتی دارید

  120. هناسه در 1396/06/20در8:59 ق.ظ

    یه روز تو پارک نشسته بودم داشتم تو گوشی لاینمو چک میکردم

    یه پسر 5 6 ساله امد گفت داداش یه ادامس

    میخری

    گفتم همرام پول کمه ولی میخوای بشین کنارم الان دوستم میاد میخرم

    گفت باشه نشست

    بعد مدتی گفت:داداش داری چیکار میکنی

    گفتم تو فضای مجازی میگردم

    گفت اون دیگه چیه؟

    خواستم جوابی بدم که قابل درک یه بچه ی 5 6 ساله شه

    گفتم فضای مجازی جایه که نمیتونی چیزی لمس کنی ولی تمام رویاهاتو اونجا میسازی

    گفت داداش فضای مجازیو دوس دارم منم زیاد میرم

    گفتم مگه اینترنت داری

    گفت نه داداش

    بابام زندانه نمیتونم لمسش کنم ولی دوسش دارم

    مامانم صبح ساعت 6 میره سره کار شب ساعت 10 میاد که من میخابم نمیتونم

    ببینمش ولی دوسش دارم

    وقتی داداشی گریه میکنه نون میریزیم تو اب فک میکنیم سوپه

    تاحالا سوپ نخوردم ولی دوسش دارم

    صب خواهرم میره بیرون چون پول نداریم میگن تن فروشی میکنه ولی نمیفهمم وقتی

    میاد خونه تنش سر جاشه

    من دوس دارم درس بخونم دکتر بشم ولی نمیتونم مدرسه برم باید کار کنم

    مگه این دنیای مجازی نیست؟؟؟

    اشکامو پاک کردم

    نتونستم چیزی بگم

    فقط گفتم اره عزیزم دنیای تو ، مجازی تر از دنیای منه!

  121. هناسه در 1396/06/20در8:55 ق.ظ

    عاقبت چت کردن…..

    شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش

    به من می گفت هیجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم

    بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقی صد داد و بیداد

    بگفت هاله ز موهای کمندش / کمان ابرو و قد بلندش

    بگفت چشمان من خیلی فریباست / ز صورت هم نگو البته زیباست

    ندیده عاشق زارش شدم من / اسیرش گشته بیمارش شدم من

    ز بس هرشب به او چت می نمودم / به او من کم کم عادت می نمودم

    در او دیدم تمام آرزوهام / که باشد همسر و امید فردام

    برای دیدنش بی تاب بودم / زفکرش بی خور و بی خواب بودم

    به خود گفتم که وقت آن رسیده / که بینم چهره ی آن نور دیده

    به او گفتم که قصدم دیدن توست / زمان دیدن و بوییدن توست

    ز رویارویی ام او طفره می رفت / هراسان بود او از دیدنم سخت

    خلاصه راضی اش کردم به اجبار / گرفتم روز بعدش وقت دیدار

    رسید از راه، وقت و روز موعود / زدم از خانه بیرون اندکی زود

    چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت / توگویی اژدهایی بر من آویخت

    به جای هاله ی ناز و فریبا / بدیدم زشت رویی بود آنجا

    ندیدم من اثر از قد رعنا / کمان ِابرو و چشم فریبا

    مسن تر بود او از مادر من / بشد صد خاک عالم بر سر من

    ز ترس و وحشتم از هوش رفتم / از آن ماتم کده مدهوش رفتم

    به خود چون آمدم، دیدم که او نیست / دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست

    به خود لعنت فرستادم که دیگر / نیابم با چت از بهر خود همسر

    بگفتم سرگذشتم را به «جاوید» / به شعر آورد او هم آنچه بشنید

    که تا گیرند از آن درس عبرت / سرانجامی ندارد قصّه ی چت

  122. هناسه در 1396/06/20در8:53 ق.ظ

    آرام از صخره ها بالا رفت و وقتی به نوک صخره رسید سرش را به سمت آسمان بلند کرد

    و فریاد زد:

    – خدایا!!! می شنوی صدایم رو؟ من رو می بینی؟

    آسمان پر از ابر، برقی زد و غرید!

    – چرا می گی نه؟ مگه تو خدا نیستی؟ مگه همیشه نمی گی با بنده هاتی و ما رو

    می بینی؟ حالا که ازت می پرسم می گی نه؟؟؟

    ناامید، خسته و از همه جا بریده، خود را از آن بالا پرت کرد پایین، تا زندگی ای را که خدا

    به او هدیه کرده بود از بین ببرد!

    آن طرف تر، در فاصله ای نه چندان دور، فردی دیگر از صخره های کوه سر به فلک کشیده

    بالا رفت و وقتی به نوک صخره ها رسید، سرش را به سمت آسمان بلند کرد و فریاد زد:

    – خدایا!!! می شنوی صدایم رو؟ من رو می بینی؟

    آسمان پر از ابر برقی زد و غرید! چشم های مرد از خنده و شادی برقی زد و گفت:

    – می دونستم که به یادمی! این عکس رو هم واسه همین گرفتی، مگه نه؟

    می خوای همیشه به یادم باشی؟!!

    و خوشحال از بالای کوه پایین آمد تا زندگی ای را که

    خدا به او هدیه داده بود، ادامه دهد.

  123. هناسه در 1396/06/20در8:51 ق.ظ

    یک سوسک غمگین به خدا گفت : کسی دوستم ندارد .

    می دانی که چه قدر سخت است ،

    این که کسی دوستت نداشته باشد ؟

    تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی .

    حتی تو هم بدون دوست داشتن …

    خدا هیچ نگفت . گفت : به پاهایم نگاه کن ! ببین چقدر چندش آور است .

    چشم ها را آزار می دهم . دنیا را کثیف می کنم .

    آدم هایت از من می ترسند . مرا می کشند .

    برای این که زشتم . زشتی جرم من است .

    خدا هیچ نگفت . گفت : این دنیا فقط مال قشنگ هاست .

    مال گل ها و پروانه ها . مال قاصدک ها . مال من نیست .

    خدا گفت : چرا ، مال تو هم هست . خدا گفت :

    دوست داشتن یک گل ، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک کار چندانی نیست .

    اما دوست داشتن یک سوسک ، دوست داشتن

    ” تو ” کاری دشوار است . دوست داشتن ، کاری ست آموختنی و همه کس ،

    رنج آموختن را نمی برد .

    ببخش ، کسی را که تو را دوست ندارد ، زیرا که هنوز مومن نیست ،

    زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته ،

    او ابتدای راه است . مومن دوست می دارد .

    همه را دوست می دارد . زیرا همه از من است و من زیبایم ،

    چشم های مومن جز زیبا نمی بیند . زشتی در چشم هاست .

    در این دایره ، هر چه که هست ، نیکوست .

    آن که بین آفریده های من خط کشید شیطان بود .

    شیطان مسئول فاصله هاست .

    حالا قشنگ کوچکم ! نزدیک تر بیا و غمگین نباش .

    قشنگ کوچک نزد خدا رفت و دیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست .

  124. هناسه در 1396/06/20در8:47 ق.ظ

    عشق واقعی و خصوصیات آن

    خیلی ها می گویند که عشق واقعی دیگر مرده است و عشق هایی مثل لیل و مجنون را دیگر فقط می توان در کتابها و تاریخ خواند. بااینکه این نوع عشق ها این روزها به ندرت دیده می شوند اما هنوز وجود دارند. در زیر به ده نشانه ای اشاره میکنیم که نشان میدهد عشق واقعی هنوز وجود دارد.عشق

    تنها چیز ارزشمندتر از قسم خوردن در ملاءعام برای داشتن تعهد به همدیگر تا آخر عمر، عمل کردن به آن قسم است. میان کسانی که ازدواج های موفق دارند، پیوندی عمیق ایجاد شده است که زمان بارها آن را محک زده است. پیوندی آنقدر واقعی که حتی در قلب خود شما ممکن است ایجاد حسادت کند. این پیوند نشان می دهد که رسیدن به عشق واقعی چه مراحلی دارد:تلاش، رشد، احترام و وفاداری.

    عشق یکی از مقدس ترین واژه ها در هر ملیتی است که باعث ایجاد پیوند زناشویی بین هر دختر و پسری می شود، ولی گاهی عشق های زودگذر با عشق های واقعی اشتباه گرفته می شوند. با ما همراه شوید تا خصوصیات یک عشق واقعی را به شما معرفی کنیم.

    در روابط بین دختر و پسر بسیار پیش می آید که عشق واقعی و اصیل با عشق های زودگذر و هوس های ناگهانی اشتباه گرفته می شود و در این روابط کسی که بیشتری ضربه را می خورد دختر است. البته این را هم باید گفت در این روابط پسرها هم ضربه بدی خورده و دیگر نمی توانند به طرف مقابل شان اعتماد کنند. به همین بهانه در این مقاله سعی کرده ایم خصوصیات یک عشق واقعی را به شما نشان دهیم.

    عشق

    عشق واقعی چگونه است؟

    10 خصوصیت یک عشق واقعی:

    1 – عشق واقعی هیچ گاه به نفرت تبدیل نمی شود فقط ممکن است بعد از بروز اتفاقات ناخوشایند به بی تفاوتی تبدیل شود و اگر عشقی روزی به تنفر تبدیل شد بدانید عشق نبوده و فقط یک رابطه بوده است.

    2 – عشق مراقبت و مواظبت می خواهد و آدم عاشق اساسا مهربان است.

    همچنین بخوانید : همه مطالب و دانستنیها در مورد عشق و عاشق

    3 – عشق سالم دارای آگاهی و شناخت است و به دنبال شناخت طرف است که از آن لذت ببرد.

    4 – رابطه عاشقانه ای که شادی نیاورد دروغ است ، آدم عاشق دنبال دست آویز نمی گردد تا به او گیر دهد ،دنبال شناخت است تا بیشتر دوستش داشته باشد.

    5 – عشق واقعی شوق و شور و هیجان دارد.

    6 – عشق واقعی دارای خصوصیت فعال بودن است.

    7 – عشق واقعی امن و آرام است و سوء ظن و تشویش و اضطراب ندارد و امنیت را در خود احساس می کند.

    8 – عشق واقعی باعث احساس بهتر و پیشرفت می شود.

    9 – عشق دارای حرمت است .حرمت با احترام فرق دارد احترام یعنی هرچه طرف مقابل گفت ما قبول کنیم ولو غیر منطقی باشد. حرمت یعنی هر دونفر برابر هستند، یکی هستند، انسان هستند و یکی بر دیگری برتری ندارد.

    10 – خصوصیت دیگر عشق آرامش است در عین فعالیت. آرامش در سایه عمل به این موضع که هرچه در زندگی می توانیم تغییر دهیم تغییر دهیم و چیزهایی را که نمی توانیم تغییر دهیم بپذیریم به دست می آید.

  125. هناسه در 1396/06/20در8:46 ق.ظ

    خصوصیت یک عشق واقعی:

    1 – عشق واقعی هیچ گاه به نفرت تبدیل نمی شود فقط ممکن است بعد از بروز اتفاقات ناخوشایند به بی تفاوتی تبدیل شود و اگر عشقی روزی به تنفر تبدیل شد بدانید عشق نبوده و فقط یک رابطه بوده است.

    2 – عشق مراقبت و مواظبت می خواهد و آدم عاشق اساسا مهربان است.

    همچنین بخوانید : همه مطالب و دانستنیها در مورد عشق و عاشق

    3 – عشق سالم دارای آگاهی و شناخت است و به دنبال شناخت طرف است که از آن لذت ببرد.

    4 – رابطه عاشقانه ای که شادی نیاورد دروغ است ، آدم عاشق دنبال دست آویز نمی گردد تا به او گیر دهد ،دنبال شناخت است تا بیشتر دوستش داشته باشد.

    5 – عشق واقعی شوق و شور و هیجان دارد.

    6 – عشق واقعی دارای خصوصیت فعال بودن است.

    7 – عشق واقعی امن و آرام است و سوء ظن و تشویش و اضطراب ندارد و امنیت را در خود احساس می کند.

    8 – عشق واقعی باعث احساس بهتر و پیشرفت می شود.

    9 – عشق دارای حرمت است .حرمت با احترام فرق دارد احترام یعنی هرچه طرف مقابل گفت ما قبول کنیم ولو غیر منطقی باشد. حرمت یعنی هر دونفر برابر هستند، یکی هستند، انسان هستند و یکی بر دیگری برتری ندارد.

    10 – خصوصیت دیگر عشق آرامش است در عین فعالیت. آرامش در سایه عمل به این موضع که هرچه در زندگی می توانیم تغییر دهیم تغییر دهیم و چیزهایی را که نمی توانیم تغییر دهیم بپذیریم به دست می آید

  126. هناسه در 1396/06/13در8:40 ق.ظ

    سلام الان که دارم پیامارو میخونم دوست دارم سخت خدا را در اغوش بگیرم و بگویم بیا خدایا نگاه کن بنده هایت چگونه اسیر شیطان شده اند عشق خوب اما برای لایقش ما هم چون طرف را دوست داریم اورا بی عیب توصیف میکنیم وقتی با او وارد زندگی مشترک میشویم میبینیم چقدر فاصله میان ما هست اقا پسرا تو سن کم عاشقی برای شما حکم هوس را دارد و دخترا برای شما حکم نابودی بذار واسه به دست اوردن یکی که دوسش دارید سختی کشید اگه سن کمی دارید او را تعقیب کنید ولی هیچگاه به او نگویید از احساستان وقتی وارد دانشگاه شدید و به بلوغ فکری رسیدید اگر بازهم اورا میخواستید با خانوادیتان وارد شوید تا مرز بین شما در زندگی رعایت شود دختر خانما برای پسررها خودتان را نفروشید بخدا قیمت دختر بودن خیلی زیاد است عشق باد هواست در سن کم چرا این را درک نمی کنید الان مطمعنم می گویید تو خودت عاشق نیستی سخت در اشتباهیت چون من مجنونم اما دوست دارم از این بدترش نکنم چون سن کم برایم حکم نابودی را دارد چون درک هوس را باعشق نمی فهمم دخترا عاشق نشید بذارید برید دانشگاه بخدا خندتون میگیره نذارید لکه ننگ روی گذشتتون باشه بذارید گذشتتون مثل دلتون پاک باشه و اینو بدونن پسرا بعد از عشق اولشون اگه بایه نفره دیگه هم دوست شن مثل لاشی هستند تورو خدا احساس یه دختره پاکو به بازی نگیرید و این را بدانید نماز میت سجده ندارد پس شما هم برای کسی که از دست داده اید سجده نکنید و فکر نکنید که اگر دوست نداشته باشید عقب مانده شما را دیگران صدا می زنند بگذار دیگران حسرت با تو بودن را بخورند

    • رووناک در 1396/11/26در3:48 ب.ظ

      چجوری شما را پیدا کنم یە مشورت ازتون بگیرم.نابود شدم تو باطلاقی افتادم

      • محمد گویینی در 1397/05/17در7:33 ب.ظ

        خواهش میکنم کمکم کنین و جوابتونو به این شماره پیامک کنین بخدا میخوام خودمو بکشم

        سلام من یه پسرم از یه دختری خوشم اومد خیلی خیلی دوسش دارم دارم دیونه میشم اصلا من یک کلمه باهاش صحبت نکردم ولی هر روز که می بینمش دست و پام میلزه و قلبم میگیره ایا این احساس عشق نیست اما متعسفانه اون هم با من صحبت نمی کنه من به برادرش هم حتی سلام میکنم اما به خودش نمیتونم چون دستو پام میلرزه جونمم براش میدم اما نمی دونم که دوسم داره یا نه هر موقع که منو میبینه سریع یه نیگاه میندازه زود رو شو بر میگر دونه و دوباره همین کارو انجام میده خدا چیکار کنم خواهش میکنم خواهش میکنم یکی کمکم کنه اخه خیلی خیلی دوسش دارم.
        راستی فاصله طبقاطی هم داریم..

        • شبنم در 1398/02/27در5:07 ب.ظ

          بچه ها ب منم کمک کنین بد جایی گیر کردم

    • رحیم در 1397/04/05در3:27 ب.ظ

      این پیامت تخم مرغ و شعر بود

  127. هناسه در 1396/06/12در8:41 ق.ظ

    ماجرای من تلخ تر از هر قهوه ای است که نوشیده اید تمام وجودم زخم است زخمی که از سادگیم خوردم تورو خدا نذارید احساس بر عقلتون غالب شه کسی که یه نفرو دوست داره نمی ذاره غم تو دلش باشه چه برسه به اینکه نارحتش کنه مواظب روح پاکتون باشید عشق در سن کم یعنی نابودی پس خودتان را نابود نکنید کاش زندگی ان گونه بود که ما در رویاهامون با مداد رنگی میکشیدیم بگذارید سرنوشت برای رویاهایتان تصمیم بگیرد در مورد این مسال عجله نکنید مطمعن باشید اگر پسری دست در دست شما گذاشت شما را بوسید هوس است اگر در مورد مساعل بی ربط حرف زد هوسی بیش نیست که وجود فرد را پر کرده عمویی داشتم که 8 سال بایک دختر بود و دراخر گفت او را نمی پذیرم چون بامن خیلی کارهای زشت کرده و من مطمعن نیستم اگر او را بیاورم و از خانه بیرون روم او به من خیانت نکند و عمویم رفت با یک زن از روستاازدواچ کرد تو رو خدا خودتونو به بهای کم نفروشید اگه یکی شما رو رها کرد واسش زانو نزنید که نماز میت سجده ندارد

  128. دختربابا در 1396/06/05در6:46 ب.ظ

    من یکیو دوس داشتم زیاااااااااااااااااااااااد…میمردم واسش
    ولی دیگه نمیخوامش خداروشکر
    فهمیدم ادمارو فقط به اندازه لیاقتشون باید دوست داشت
    یه مرد واقعی وعاشق خودش میاد اشکاتو پاک میکنه نه اینکه باعث گریت شه

    • هناسه در 1396/06/12در8:18 ق.ظ

      سلام ممنون با نظرت موافقم نماز میت سجده ندارد که واسه بی لیاقتی مثل پسرا سجده زد پیش خدا

      • ali در 1397/03/30در6:48 ب.ظ

        خانومی دخترای زیادی هستنکه خیلی پسرا رو پیچوندن.

    • n در 1397/04/14در7:42 ب.ظ

      وای حرفت واقعا عالی و منطقیه ! قصه منم مثل تو ولی واقعا الان به همین چیز پی بردم ! خداااااااااار شکر که الان نمیخوامش

  129. AMIR در 1396/06/05در10:45 ق.ظ

    سلام من ۱۴ سالمه وعاشق یکی از دخترای فامیل شدم یه بار که خونشون دعوت بودیم هی منو نگاه میکرد منم فکر کردم با این نگاهش یه منظوری داره پا شدم ورفتم نشستم تو یه اتاق دیگه والکی به گوشیم ور میرفتم تا این که اون اومد و گفت بیا بریم تو اتاق من رفتیم تو اتاق درو بست وگفت بیا بشین رو تخت رفتم نشستم رو تخت خدایی خیلی خجالت میکشیدم و بعد گوشیشو در اورد و شمارشو به من داد و گفت هر وقت خواستی توی تلگرام پیام بده منم گفتم باشه اونشب که برگشتیم خونه احساس عجیبی داشتم من عاشق اون شده بودم و از رفتار او فهمیدم که اونم عاشق منه خلاصه چند ماهی توی تلگرام با هم در ارتباط بودیم وحتی مادرم اسمشو توی تلگرام دید و گفت این کیه گفتم این دخترفلان فامیل وهیچ مخالفتی از خودش نشان نداد اینقدر توی تلگرام بهش پیام داده بودم که کاملا وابستش شده بودم هر شب تو تلگرام پیام میدادم واونم سر موقع جوابمو میداد خیلی بهش وابسته شده بودم تا اینکه شنیدم براش خاستگار اومده واون پدر مادرش قبول کردن وای لحضه خیلی بدی بود داغون شدم خواهشا جواب بدین دارم داغون میشم دیگه نمیتونم خودمو نگه دارم خواهشا جواب بدید بگید باید چکار کنم راستی اینم بگم دختر خانم یک سال از من بزرگتره

    • هناسه در 1396/06/12در8:21 ق.ظ

      با سلام به نظرم میان شما و این دختر خانم هوسی بیش نیست شاید اگر بزرگ شوی و درک بالا برود این را بفهمی و این را بدان در این سن کم هر تصمیمی که بگیری اشتباه است اگر عاشق واقعی هستی بگذار سرنوشت برایت این بازی را رقم بزند و ان را موکول کن به خدا اگر سرنوشت شما به هم گره خورده باشد به هم می رسید در هیچ کاری عجله و اجبار به خرج نده تو هدفت فعلا درس خواندن باشد و هر چه غیر ان را موکول به اینده کن

      • mhtb در 1397/01/30در8:43 ب.ظ

        من ١٨ سالمه عاشق يه پسرى شدم ك ٢٣ سالشه اون ازم دوره خيلييي با هم خوب بوديم خيليييي زياااد در حدي ك من با مامان و باباش هم حرف زده بودم اون همه چيو به همه گفته بود تا اين كه وارد يع شغلى شد كه حالا بماند ولى همش ميرفت به شهر هايه مختلف و ارتباطش با من كم ميشد كمتر و كمتر ولى يهو ميومدو از دلم در مياورد ميگفت ميدونى ك چقدر كارم سخته واقعا هم حق ميدم انلاين نميشد زياد شب بهم زنگ ميزد باهم دردودل ميكرديم ولى الان هم بي تفاوته به خاطر كارش عايا اين فرد مناسبه ؟

  130. شیطان عاشق در 1396/06/04در11:19 ق.ظ

    سلام از راهنمایی هاتون ممنون من یه پسر 22 هستم که از سن 15 سالگی عاشق دختر خالم هستم ولی تا به حال هیچ چیزی به کسی نگفتم وتو خودم ریختم یعنی نتونستم به کسی بگم .
    این اواخر خیلی زیاد بهش فکر میکنم داره کل مغزمو پر میکنه دارم میترکم اما نمیتونم برم بهش بگم نمیدونم ترسم از چیه.
    20 روز دیگ اعزام خدمتم .
    من به خاطره علاقم بهش به هیچ رابطه دیگه ای فکر نکردم .
    چطوری بهش بگم ؟
    جوابش چیه؟
    میترسم توی خدمت باشم بفهمم که ازدواج کرده اون روز،روز مرگه منه.
    اگه کسی که میتونه کمکم کنه ممنون میشم.

    • هناسه در 1396/06/12در8:23 ق.ظ

      باسلام اگر شما او را دوست دارید به او بگویید عاشق اگر باشی دنیا را به هم می زنی تا او را داشته باشی نگران جوابش نباش به خدا خودت را بسپار اگر ایمان به کارت داری

    • هناسه در 1396/06/12در8:25 ق.ظ

      سلام اگر عاشقش هستی دنبال برو عاشق که باشی نتیجه اش برایت مهم نیست دنیا را به هم می زنی تا او را داشته باشی اگر پاک است برو و نگران نتیجه اش نباش و ان را موکول به خدا کن

    • هناسه در 1396/06/21در7:44 ق.ظ

      باسلام موضوع شما برایم جالب بود میشه اگه خوندید یا اتقاقی براتون پیش اومده بگید؟متشکرم

    • soode در 1397/04/02در10:55 ب.ظ

      سلام من نمیدونم این پست کی گذاشته ده اما بنظرم بهش نگو آدما بفهمن دوستشون داری میزارن و میرن ببین میزارنو میرن خودم دخترم میشناسم گلم …

  131. نیلوفر در 1396/05/31در0:52 ق.ظ

    من ۱۶ سالمه عاشق کسی شدم که نباید میشدم.۱۱ سال ازم بزرگتره بدتر معلممه.واقعا خیلی سخته از وقتی ۱۴ سالم بود این حس نسبت بهش دارم.تنها آرزوم اینه که اونم همچین احساسی نسبت به من داشته باشه والی اینم میدونم که غیر ممکنه ولی بازم امید دارم❤

    • هناسه در 1396/06/12در8:28 ق.ظ

      نیلوفر جان عشق تو هوسی زود گذراست وکسی جز تو نمی تواند به تو کمک کند سعی کن عاقلانه تصمیم بیگری روزی می رسد که به این کارت می خندی مطمعن باش در این سن باید تو درست را بخوانی به خدا توکل کنی موفق میشوی رمز نجات تو فقط خداست غافل از او نشو در این سن کم به نظرم اگر میتوانی با مادرت صحبت کن اگر عصبانی شد جا نزن حق دارد فقط به حرف هایش گوش کن و راه نجاتی برای خودت پیداکن

      • احسان در 1397/06/29در9:15 ب.ظ

        سلام نظرات شما را خواندم دید م که دقت کردم افراد هایی که سن پایین دارن عشقشون به هوا هوس تبدیل کردید این حرف شما درسته ولی برای همه صدق نمی کنه.بزرگی به عقل است نه به سال من کسایی میشناسم که سن زیادی دارند ولی هنوز به بلوغ فکری نرسیدن.پس عاشق شدن سن خاصی نداره که حتما باید دانشگاه بری تا عاشق شدن به فهمی نه اینطور نیست .دوستان اجازه بدید عشق براتون تعریف کنم: عاشق شدن یعنی اینه بدون هیچ دلیلی طرف دوست داری پس معیار (سن) نیست؛ اگه قرار باشه معیار بزاریم خیلی چیز های مهم تری هستند.

      • ممد در 1397/08/04در11:57 ب.ظ

        هوس جان داره میگه امید دارم و کاشکی اونم متقابلا دوسم داشته باشه .

  132. يه عاشقم در 1396/03/27در1:55 ق.ظ

    و اينكه قبلا بهم گفته بود دوست دختر داره منم خيلى ناراحت شدم اما بعدش گفت دروغ گفته بود اما نميدونم چى دروغه چى واقعيت از منم همش ميپرسه دوست پسر ندارى ميگم نه چند بار ميپرسه ميگم نه اونم خوشحال ميشه يعنى واقعا دوستم داره اونم

    • هناسه در 1396/06/12در8:32 ق.ظ

      یسلام نمی دانم سنت کم است یا نه ابتدا تحقیق کن بعد تصمیم بگیر و اینکه دوست پسر داشتن پز نیست بدبختی محض ست اما ما دیر این را میفهمیم به علاعم صحبت کردنش می توان این را فهمید اگر بحث مساله هوس را میکند یقین داشته باش که تو را برای هوس می خواهد به نظرم پسرا یک بار عاشق میشود بعد از عشق اولاشان اگر بایکی دیگه باشند لاشی میشود اما دخترا این گونه نیستد میگویند این با اون یکی فرق داره
      مواظب خودت باش که از حرفات معلوله روح پاکی داری نذار لطمه ببینی

      • هناسه در 1396/06/19در12:00 ب.ظ

        یسلام نمی دانم سنت کم است یا نه ابتدا تحقیق کن بعد تصمیم بگیر و اینکه دوست پسر داشتن پز نیست بدبختی محض ست اما ما دیر این را میفهمیم به علاعم صحبت کردنش می توان این را فهمید اگر بحث مساله هوس را میکند یقین داشته باش که تو را برای هوس می خواهد به نظرم پسرا یک بار عاشق میشود بعد از عشق اولاشان اگر بایکی دیگه باشند لاشی میشود اما دخترا این گونه نیستد میگویند این با اون یکی فرق داره
        مواظب خودت باش که از حرفات معلوله روح پاکی داری نذار لطمه ببینی

  133. يه عاشقم در 1396/03/27در1:51 ق.ظ

    سلام من سنم كمه كلا 13سالمه وقتى 9سالم بود به يكى گفتم دوستش.دارم ولى الان ميگم اون موقع بچه بودى هيچى حاليم نبود اما پشيمونم نيستم من بهش دوباره گفتم كه دوستش دارم اونم فكراى بد كرد منم خوشم نميومد و زدم زير حرفم هرچى بهش گفتم فكراى بد نكن انگار نه انگار من يك هفته باهاش قهر كردم ولى وقتى ديدتم بهم گفت چرا شوخى كردى چرا دوستم ندارى نميدونم دوستم داره يا نه ولى من 2ساله نديدمش خيلى دوستش دارم ولى نميتونم ببينمش گوشيشم شكسته نميتونم تو تلگرام باهاش حرف بزنم يا بهش زنگ بزنم ما باهم فاميليم اگه فاميل نبوديم امكان اينكه ببينمش يا دوستش داشته باشم 0درصد بود اما خيلى فاميل هاى دور من دوست دارم بميرم تا اينكه نبينمش من اون رو بيشتر از همه دوست دارم حتى جونمم ميدم واسش و يه چيز ديگه شماها كه ميگين ما عشق سرمون نميشه خيلى خوبم عِشق سرمون ميشه من وقتى ميبينمش قلبم تاپ تاپ ميزنه دست و پام رو گم ميكنم همش دوست دارم بياد پيشم و اگرم پيش نباشه دوست دارم پيشم باشه اين واقعا عشقه لطفا راهنماييم كنيد ممنون

    • هناسه در 1396/06/12در8:45 ق.ظ

      خیلی حرفات بچه گونست نارحت نشی هوسه یا شایدم از روی تنهاییته عیبه بخدا لطمه می بینی تصمیم تو این سن یعنی مرگ واقعی

  134. mohsen در 1396/03/25در0:36 ق.ظ

    توروخدا کمک کنید سلام دوستان من با یه دختری 2 ماه رابطه داشتم ولی یک روز هرقدر پیامش میدادم جوابما نمیداد تو تلگرامم بلاکم کرد بعد چند روز که بهش پیام میدادم و جواب نمیداد یه پسره اومد پیوی و بهم گفت دیگه مزاحمش نشم منم قبول کردم چند روز بعدش اشتباه شمارش دختره را گرفتم رو اشغالی بود بعد دختره زنگم زد و به طوری خیلی عاشقانه باهام حرف زد بعد چند تا پیامش دادم وبه اون گفتم تو میخواستی قطع رابطه کنی ک ج اس نمیدادی و بعدش جواب ندادا دوباره همون پسره اومدآ تهدیدم کرد که اگه مزاحمش شی به داداش میگما از این حرفا من خیلی دختره را دوسش دارم توروخدا کمکم کنید

    • هناسه در 1396/06/12در8:44 ق.ظ

      اگر مردی برنگرد فقط میتوانم این رابگویم

  135. Amir در 1396/03/21در2:58 ب.ظ

    انا شما فاميليت مير اقايي ؟؟

  136. عاشق در 1396/03/19در10:59 ب.ظ

    سلام من 15 سالمه من از بچگی عاشق پسرخالم بودم میدونم که اونم 100 درصد عاشق من بود ولی به دلیل بعضی از اختلاف های باباهامون ما تصمیم گرفتیم دیگ به هم فکر نکنیم اون برای اینکه منو فراموش کنه دوست دختر داره من واقعا نمیدونم دیگه باید با کی درد و دل کنم هر موقع آهنگ گوش میدم به فکر اونم حالا دوست دارم ازش انتقام بگیرم چون هرکسی که عاشق آدم باشه هرکاری میکنه تا به عشقش برسه تورو خدااا راهنماییم کنید چطوری اونو عاشق خودم بکنم

    • نوکرتم در 1396/03/26در0:08 ق.ظ

      فدات

    • هناسه در 1396/06/12در8:49 ق.ظ

      یه حرفی رو مردونه بهت میگم اگه دوست داشت این کارو نمی کرد مطمعن باش ما همیشه دوست داریم انچه که در رویاهایمان است دیگران را انگونه ببینیم تو عاقی نمی فهمی اگر فرد عاشق واقعی باشد برای تو دنیا را به هم می ریخت تو هم مرد باش و زندگی کسی تنها نیست تو خدا را داری که کمتر کسی ان را دارند به جای انتقام خودت را اصلاح کن روحت را…. دوست نگیر چون یک بار گزیده شدی بار دیگر نرو به همان خطا امیدورارم درک کنی

  137. عرفان در 1396/03/11در11:14 ق.ظ

    سلام من عاشق دختر عمه ام شده ام اونم عاشق من بود ولی الا عاشق من نیست میخواستم بپرسم چجوری بهش بگم دوسش دارم

  138. عرفان در 1395/12/23در3:26 ب.ظ

    من عرفان هستم15 سالمه عاشق دختر همسایه مونم نمیدونم چجوری بهش بگم دوست دارم روم نمیشه بهش بگم لطفا راهنماییم کنید ممنون

    • علی در 1396/03/09در12:42 ب.ظ

      15 سالته عاشق شدی ؟؟؟؟ بورو حموم بیا درست میشه

      • عاشق در 1396/03/19در11:05 ب.ظ

        میشه موضوع های به این مهمی رو به مسخره نگیرید هم یا شمام هم با دخترای ترشیده دانشگوه گنبد ترشیده بودن مشکل زشتیتون هست از من به شما نصیحت دنبال شوهر نگردید هه

    • زلزله در 1398/04/12در3:16 ق.ظ

      آقا عرفان چرا روت نمیشه ؟ وقتی یه جایی تنها باش برخورد کردی برو طرفش اسمشو صدا بزن بگو میشه ۲دقیقه باهاتون صحبت کنم . بعدش خیلی راحت ودوستانه بهش بگو ازش خوشت اومده ومیخوای باش دوست بشی بعدشم اگه قبول کرد شمارتو بهش میدی وتمام …

  139. ناشناس در 1395/12/17در2:22 ب.ظ

    دوسش دارم
    میخوام بهش بگم ولی میترسم
    از خیلی چیزا
    از اینکه یکی دیگرو بخواد
    از اینکه آبروم بره
    آخه یه دختر خوب نیس که اول ابراز احساسات کنه
    میترسم…….

    • يه عاشق در 1395/12/19در11:16 ق.ظ

      بهش نگو نتيجه خوبي نميگيري
      اينكه پنهاني دوسش داشته باشي خيلي بهتره تا اينكه بگي بهش و يه عكس العمل ناجور ازش بگيري

      • هناسه در 1396/06/13در7:52 ق.ظ

        خخخخ عجب راهنمایی کرده ای به نظرم هرچه که بنظرت درست است انجام بده نتیجش مهم نیست کاری کن که اگه زمان گذشت حسرت برگشت زمان را نداشته باشی بهش بگو

    • Mina در 1396/01/10در4:23 ب.ظ

      Behesh nago ghororeto bekhatere ye pesar khord nakon chon badjor tahghiret mikone

  140. vahid در 1395/11/16در6:20 ق.ظ

    سلام دوستان
    من خیلی متاسفم میشم که میبینم ی جونی به سن14.15 که خیلی کوچکتره داره دم از عشقو عاشقی میگه به این عشق نمیگن به این ببخشین دوستان حوص یک ساعته میگن که وقتی ارضاع شدین براحتی میتونین اون شخص و از زندگیتون رها کنین پس لطفا چرت و پرت نگین.
    ازمن به شما نصحیت به پسرا میگم تا وقتی شغل خوب.مسکن.ماشین.یا اگرم یا نبود حدقل یک کار ثابت پیدا کنین بعد دنبال زن و دختر بازی برین چون هم خودتون رو بدبخت میکنین هم اون دختر رو و یک نصحیت به دخترا که خواهرای من 14 سال فکر نمیکنید خیلی زود باشه که بشین خانوم خونه به این حرف من خوب فکر کنین من 33سالمه پسرم ولی توی زندگیم ی اشتباه کردم اونم اینه با سن کم ازدواج کردم درستی الان موفق هستم خونه .ماشین و شغلمم نجاری ولی اینا دلیل نمیشه تو زندگیتون خوش باشین بقرآن همچیز فقط رابطه نیس ممنونم

    • عاشق تنها در 1396/03/24در1:02 ق.ظ

      عاشق بودن ربطی به سن نداره من عاشقم 15سالمه به اون چیزی که تو داری با این سنت بهش فکر میکنی نمیکنم من واقعا دوسش دارم الان یک ماهه دارم میبینمش و اونم منو میبینه میدونپ اونم دوسم داره ولی نمیتونم بهش بگم در ضمن از طرز فکرت خوشم نیومد عاشقی یه چیز غریزیه که به آدم دست میده خواهشا موضوع به این مهمی رو به مسخره نگیر .

    • هناسه در 1396/06/13در7:57 ق.ظ

      ممنونم ایول داداشی ایول می دونی چیه مشکل ما نیستنیم گوشی و فضای مجازیه تورو خدا درست استفاده کنید دمت گرم چاکرتیم

    • احسان در 1397/06/29در9:26 ب.ظ

      سلام دوست خوبم یکی ازمشکل ما اینه که بلد نیستم چطور راهنمایی کنیم مثلا من اگه رفتم رشته تجربی موفق نشدم قرار نیست به دوستم بگم تو هم نیا تجربی موفق نمیشی. وبلعکس.متوجه منظورم شدی که چی میگم بزرگوار.

  141. jfj در 1395/11/13در7:36 ب.ظ

    من احساس زشتی میکنم کنم کککککککککممممممککک

    • سلام در 1396/05/19در7:02 ب.ظ

      با سلام
      خدمت جنابعالی و عزیزان دیگه عرض کنم که قیافه چیز مهمی تو زندگی نیست.اعمال و رفتار با شما می مونن و زندگی با اونا می چرخه نه قیافه و قواره.
      اما این احساس شما ممکنه از روی اعتماد به نفس کم باشه صرفا.
      اگر پسر هستید با خوشلباسی و خوشپوشی موضوع حله(دخترا اگر فهمشون برای ازدواج کامل شده باشه معمولا اهمیت آنچنانی به قیافه ی خواستگارشون نمی دن) اما اگر دختر هستید ی آرایش مناسب(نه غلیظ بلکه مناسب صورت خودتون) و لباس زیبا(شال،مانتو،کفش و شلوار زیبا منظورمه) بسیار تأثیر داره.
      پیشنهاد می کنم این احساستون رو دقیقتر بررسی کنید.
      اما فراموش نکنید شما تنها کسی که همچین احساسی داره نیستید(احساس لزوما با واقعیت یکی نیست) من خودم هم از حدود هست سالگی همچین احساسی داشتم اما واقعا قیافم بد نیست 🙂 و به خاطر اعتماد به نفس پایین بوده.ضمنا قیافه همه چیز نیست(تقریبا هیچ چیز نیست) شخصیت،رفتار،اعمال و … مهمن.اینو یادتون باشه.
      اگر فردی فرد دیگر رو به خاطر قیافش بد بدونه که ظاهر بینه و اگر تحقیر کنه که ضعف شخصیته.
      امیدوارم مفید واقع شده باشه مظالب براتون.
      خوشحال می شم اگر نتیجه رو با من در میون بذارین(ممنون می شم).

      • هناسه در 1396/06/13در7:58 ق.ظ

        بنظرم شما به جای اینکه خودتونو قشنگ کنید فکرتونو قشنگ کنید

        • Beta در 1398/09/17در11:24 ب.ظ

          نه اتفاقا حرف هاش خیلی هم قشنگ بودن حتی بهتر از شما

  142. سعید تنها در 1395/11/09در3:37 ب.ظ

    دوستان من چیکار کنم 15 سالمه عاشق یه دختر شدم واقعا نمیدونم چیکار کنم لطفا کمکم کنید

    • Mina در 1396/01/10در4:24 ب.ظ

      Senet ke kheily kame bikhialesh sho chon be nafete

    • هناسه در 1396/06/12در8:34 ق.ظ

      با سلام عشق شما در این سن هوس است و خود نمی دانی سعی کن ان را به دست روزگار دهی اگر قسمت در این است که تو به او برسی خواهی رسید ولی کار عجولانه ای نکن چون پشیمانی می اورد بگذار وقتی در اینده به او می رسی حریم میان تو و او حفظ شوداگر دوسش داری صبر کن که هر چیزی بهایی دارد

  143. Farid در 1395/10/23در9:52 ق.ظ

    سلام
    من ۲۰ سالمه توی بازار بزرگ تهران کار میکنم و مدتی هست عاشق یه دختر شدم که هفته ای دو بار برای خریدش به پاساژ ما میاد اصلا خبر نداره که دوسش دارم .
    وقتی میبینمش نمیدونم از چیه که نمیتونم چیزی بهش بگم انگار یه چیزی دهنمو میبنده
    ممنون میشم راهنمایی کنید

    • هناسه در 1396/06/13در7:53 ق.ظ

      اول تحقیق کن یه مدت زیر نظرش داشته باش بعدا مودبانه اگر سن ازدواج داری از او درخواست اشنایی کن

  144. محمد در 1395/10/17در0:29 ق.ظ

    سلام من پسري 15سالم يه سال افتادم دنبال يه دختر همسن خودم هركاري ميكنم نميتونم بهش بگم دوست دارم عاشقتم ميترسم بهش بگم از دستم بپره لطفا شما ها كمك كنين

    • هناسه در 1396/06/13در7:54 ق.ظ

      سنت کمه اگه دوسش داری نه به اون بگو نه خودت کاری کن دوست داشتی دنبالش کن اما لطمه بهش نزن چون تو این سن بی معنا است

  145. Aتنها در 1395/10/14در7:05 ب.ظ

    سلام بچه هامن عاطفه 18ساله هستم ازشهربم من عاشق بچه محلمونم خیلی هم دوسش دارم اونم به پسرداییم گفته بودکه دوسم داره ولی یکی ازپسراهمسایه مون خدالعنتش کنه رفا به دروغ به امیرمن گفت که بامن دوست بوده الان نمیدونم بازم دوسم داره یان. لطفاکمکم کنیدمیخوام حسمونسبت بهش بگم راهنمایی کنید

    • هناسه در 1396/06/13در8:00 ق.ظ

      با سلام ماه هیچ وقت پشت ابر نمیمونه روزی اشکار می شود و قضاوت بر عهده اونه بدون که اون تورو از روی هوس می خواد چون هیچ کاری نکرده وقتی فهمیده

  146. عباس در 1395/10/07در9:57 ق.ظ

    سلام من پسری ۱۷ ساله ام که ۲ سال عاشق دختر داییم بودم از من ۱ سال کوچیک تر بود ولی بخاطر سن کمم نمیتونستم بهش چیزی بگم الانم با یکی دیگه ازدواج کرد دیگه زندگی منم تموم شد ای کاش میشد خود کشی کنم ولی نمیشه

    • Aتنها در 1395/10/14در7:27 ب.ظ

      عباس جان شایدقسمت نبوده درضمن عاشق شدن عمدی که نیس که بعضیامیگن اول حس طرف مطمئن شیدبعدعاشق شیددله دیگه یهودیوونه یکی میشه

      • Aتنها در 1395/10/14در7:30 ب.ظ

        راستی من بچه محلمونوخیلی نمیبینم وشماره ای هم ازش ندارم چجوری بگم دوسش دارم وقتی دوره ازم

      • Aتنها در 1395/10/14در7:49 ب.ظ

        چراکسی به من کمک نمیکنه

    • هناسه در 1396/06/13در8:01 ق.ظ

      خودکشی کاره ادمای ترسویه دنبال زندگیت برو قسمت نبوده اجبار نکن در خواسته ات که عمری پشیمانی می اورد

  147. سحر در 1395/08/30در9:16 ق.ظ

    من پیشنهادها و خواستگارهای زیادی داشتم که هر کدوم رو به دلایل منطقی رد میکردم.تا اینکه روزی از طریق خونواده با پسری برای مدت کوتاهی دوره آشنایی داشتیم .پسر خوبی بود ولی تو تمام این مدت رفتار دوگانه داشت و گیجم میکرد.مشاوره رفت و از من هم خواست که برم.و بعد از اون همه چیز تغییر کرد.چند ماه با احساس من بازی کرد.بیمار شدم چه اون مدتی که با هم بودیم چه بعد از اون.هر روز و هر لحظه بهم دروغ گفت.احساسش رو دروغ ظاهر کرد.بامن بازی شده.تو همه ی اون روزها همه ی نشونه هارو میدیدم و ازش میپرسیدم ولی انکار میکرد.بهم فرصت نداد که خودم بهش بگم این رابطه رو نمیخوام.و ءگآخر هم اومدو یکسرس دروغ تحویلم داد که. مشکل روانی دارم و نمیتونم خوشبختت کنم با اینکه باور نکردم راهی جز تظاهر به باور نداشتم. و اون شب رابطه تموم شد.غرور و شخصیت و اعتماد من و خونوادم له شد.شکست.داغون شد.
    این پسر چیز خاص و برجسته ای نداره ولی دلبستگی ای که همون موقع در من ایجاد کرده حالا بعد از 1.5 ماه هنوز هم پا برجاست .با اینکه اینکارهارو کردن و باید ازش متنفر باشم ولی هنوز هم امید دارم نمیدونم چرا .بازهم میخوام یکطوری کارها درست بشه که حرفی توش نباشه.با این احساسم هر روز اذیت میشم.رنج میبرم.چون میدونم اگر ذره ای دوسم داشت بهم نمیگفت نه.یا پیش مشاور نمیرفت که بهم بگه نمیخواد.خیلی حرفها تو دلم انبار شده و سنگینی میکنه هر روز تو خیالم باهاش حرف میزنم که اروم شم.
    از نظر رفتارو افکار و روحیه و سلیقه و علایق کپیِ هم بودیم.نمیدونم یهو چی شد که اینطور شد واینهاست که داره اذیتم میکنه.
    آرامش میخوام و شاید هم اونو میخوام.
    و میخوام که منو بخواد.
    یعنی میشه؟؟؟؟!!!

    • هناسه در 1396/06/13در8:05 ق.ظ

      دنبالشس نرو سعی کن عاقلا نه تصمیم بگیری خواست خدا در این نیست نذار احساست بر روی عقلت چیره بشه که زود میشکنی پی زندگیت باش مطمعن باش خدا دره دیگری را برات باز میکنه ولی بهش فکر نکن و غمگین نباش چون دنیا همخ به دید دلشکسته نگاهت می کند

  148. ناشناس در 1395/07/27در1:28 ب.ظ

    سلام.جوانا عزیزان اکثرا راه اشتباه ومیرین بعدشم پشیمون میشید .آخه آدم عاقل میاد عاشق دختریاپسری میشه ک هنوز ازحس اوبه خودش نمیدونه احتمال زیادباشکست مواجه میشه .عشق خوبه ولی هرموقع مطمعن شدی طرفم دوستتون داره اونموقع بهش فکرکنیددرغیراینصورت فکرتونوانقدرمغشوش نکنید چون ضربه روحی عاطفی میخورید ودراینده ازدواجم کنید اون شکستا واردزندگیتون میشه وبه زندگی مشترکتونم لطمه میزنید

    • هناسه در 1396/06/13در8:06 ق.ظ

      کاملا مخالفم

  149. محمدرضا در 1395/07/24در11:29 ق.ظ

    با سلام پسری 14ساله هستم و عاشق یه دختر شدم اما ازم بزرگتره حدود4سال موضوع دوم اینه که دوست پسر داره موضوع سوم اینه که خواهر یکی از دوستامه موضوع بعدی اینه که من قیافه نسبتا خوبی ندارم نه اینکه بدباشه اما اون از من سرتره دارم روانی میشم کشیدم سمت سیگار روزی یه پاکت میکشم همش چشمامو میبندم صورتشو و خندهاشو تصور میکنم به دوستام گفتم دوستام میگن نمیشه ولی میخوامش از همه شما کمک میخوام لطفا راهنمایی

    • سایه در 1395/07/26در11:46 ب.ظ

      محمد رضا ب نظر من واسه همچین عشقی و سیگار کشیدن سنت هنوز کمه مطمئن باش دوروز دیگه ک بزرگتر شدی ب این دوران میگی دوران جاهلیت هرچند عشق چیز عجبیه و سن و موقعیت واسش مهم نیست

      • ایمان در 1395/08/26در1:13 ق.ظ

        میرسی

    • هناسه در 1396/06/13در8:08 ق.ظ

      خوب گوش کن راهی که میره جهنمه برو پی درست میدونی دل دادی خونه نباش برو یه جایی وقتی اون می اید مرد باش شجاع مطمعن باش یه روزی پشیمون میشی بخداقسم اگه میدونی برات حل نمیشه با دوست حرف نزن چون راهنماییشون اشتباست با مادرت حرف بزن

    • منا در 1397/03/23در12:46 ب.ظ

      داداشم الان تو سنی هستی که خودتم نمیتونی تشخیص بدی واقعا عشقه یا نه…و ۴سال خیلی زیاده دخترا از کسایی که بتونن بهش تکیه کنن خوششون میاد تو زیادی کوچیکی براش

  150. واقف در 1395/07/22در11:29 ب.ظ

    من یه پسر 27 ساله هستم که یه عشق عمیق و ناکامی رو تجربه کردم و بعد از گذشت 4 سال از جداییمون هنوز دلم براش پر میزنم… یه سوال مهم از خانمها و یه سوال مهم تر از آقایون داشتم:
    آقایون محترم میشه آدمی تو شرایط من دوباره عاشق بشه و دل ببنده؟ یعنی فراموشش خواهم کرد بالاخره؟ چون بنظر من جمله “عشق دوم” خیلی مضحکه…
    بعد اینکه از خانمها میخواستم بپرسم که راسته میگن عشق آخر زن واقعی تر و عمیقتره؟ همش استرس دارم که نکنه یکی بیاد قسمتم بشه که مث خودم دم از عشق اول بزنه و اینا…؟؟؟؟؟؟؟؟ سرشو میبرم خدا شاهده
    لطفا پاسخ ها رو یا بهم میل کنید
    یا به تلگرامم بفرستید: vanaz@

    • هناسه در 1396/06/13در8:11 ق.ظ

      اصلا بهت نمی اید 27 سال داشته باشی منطقی حرف بزن داداش عیبه مشکل جونای ما اینه فقط احساس پس عقل چی اینا بچگونه است برو پی زندگیت اجبار در هیچ کاری نکن خدا هرچه قسمتت باشد واست سره رات میزاره

    • hengameh در 1397/03/05در4:34 ب.ظ

      اره درسته اينكه عشق اخر واقعي تره و عميقرتر هست استرس رو دور كن از خودت بعد هم اون عشق اول رو فراموش كن خدا يه خوبشو سرراهت ميذاره

  151. محمد در 1395/07/18در9:53 ب.ظ

    سلام من پسری 18 ساله هستم عاشق دختری شدم که 9 سال از من بزرگ تره خیلی دوسش دارم نمیدونم چیکار کنم نمیدونم اون منو دوست دارا یا نه بعضی وقت ها میرم دیدنش وقتی نیستم سراغمو از بقیه میگیره تا همو میبینیم به هم لبخند میزنیم نمی دونم اینا نشونه دوست داشتن هست یا نه حالا نمیدونم چیکار کنم براش هدیه ساعت گرفتم نمیتونم حسمو بش بگم اخه خیلی بزرگ تره خواهشا اگه میتونید کمک کنید مرسی اجرتون با امام حسین

    • رها در 1395/09/22در11:27 ق.ظ

      سلام
      منم دقیقا شرایط شمارو دارم ولی با این تفاوت که من دخترم.
      ما هردومون بی نهایت همدیگرو دوست داریم ولی خانواده هامون شدیدا مخالفن.
      خواهش میکنم راهکار بدبن.

    • هناسه در 1396/06/13در8:12 ق.ظ

      با یه بزرگ تر حرف بزن در باره اش واحساسی عمل نکن

  152. moscow در 1395/07/16در1:03 ب.ظ

    ببین !!!
    می دونم که اینجا میایی …
    .
    .
    دو سال پیش که رفتی امریکا گذاشتم بری و بهت گفتم هررررررری ….

    .
    .
    اما الان هم وضعیت فرقی نکرده من هنوز همون ادمم…
    .
    .
    .
    هیسسسسسسسسسسسسسسسسس
    تهدیدم نکن…!
    من غرورم را به دنیا هم نمیدهم……
    از عشقم که عزیزتر نیستی
    او را هم به غرورم فروختم…..!
    .
    .
    من بر می گردم مسکو …. دیگه چشم هام سگ نداره پس بهش خیره نشو ….ولی گرگی درونم خفته …حواست باشد …

    این گرگ..

    می درد.

    • هناسه در 1396/06/13در8:13 ق.ظ

      مرد باش این حرفا چیه داداشی

  153. امیر حسین در 1395/06/31در12:39 ب.ظ

    سلام عزیزان امیرحسین هستم 20 ساله نمیدونم چه جوری باید با یه دختر رابطه برقرار کنم و از اونجایی ک رفیق هم ندارم (پسر منظورمه)در کل تنخهام به یه هم دم احتیاج دارم از تنهایی اعصابم خراب شده مازندرانیم و غیرتی فقط نمیدونم چه جوری میشه با ه دختر رابطه برقرار کرد دانشجویه رشت فیزیوتراپی هم هستم ………………………………کمک کنید نمیدونم انگار هیچی بلد نیستم شما جای من بودید چیکار میکردید؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

    • مرضیه در 1395/07/12در3:03 ب.ظ

      سلام اگه عشقتون واقعیه باید بهش بگین هر جوری ک باشه باید ثابت شه به اون شخص

    • راحله در 1395/07/17در10:57 ق.ظ

      سلام ، دخترها وفا ندارن..بهتره با دخترها دوست نشی
      هیج جیز بهتر از تنهایی نیست

      • ایمان در 1395/08/26در1:15 ق.ظ

        البته حرف شما متین اما هیچ وقت پنج انگشت یک اندازه نیس

    • رضا در 1396/05/19در7:27 ب.ظ

      اول از همه دخترا انسانند پس قرار نیست کار خاصی کنی(جادو جمبل نیست که).اما دخترا با پسرا فرقایی دارن خوب….
      شما قاعدتا نباید با پسرا مثل اونا رفتار کنید که مثلا فحش ندید،مؤدب باشید،با اعتماد به نفس باشید و خودتون باشید.ترجیحا منظم،مرتب و خوشتیپ باشید برای ارتباط بهتر.
      دیگه بقیشو باید تجربه کنید.
      فاصله ی معمولی رو رعایت کردن،خوشبو بودن،توهین نکردن،احترام و تحقیر نکردن که خودتون می دونید.
      والسلام

    • هناسه در 1396/06/13در8:15 ق.ظ

      بهتر داداشی بچسپ به درست قسمت که باشه همچی جور میشه دوستم نگیر اگه یکی دوست داری تحت نظرش داشته باش بعد با خانوادت در صورت خوب بودن دختر صحبت کن نذار دوست باشین بعد برین سرخونه زندگی چون اون موقع احترامی که باید برای هم بذارید نمی ذاریدمطمعن باش

  154. سحر در 1395/06/25در10:43 ق.ظ

    منم مانند همتون عاشق هستم خودم 14 سالمه و کسی را که دوست دارم او هم 14 سالشه برایم دعا کنید که او را بیبنم خواهش

    • هناسه در 1396/06/13در8:16 ق.ظ

      ببخشید خندم گرفت برو درستو بخون کشکه بخدا قسم کشکه به ناموسم قسم دروغه ضربه میخوری

    • ali در 1397/03/30در6:54 ب.ظ

      دوست داشتنخوبهولی مواظب باش زیاد وابسته نشی.از هرچی عقب میمونی
      بایدهمه چیو در نظرداشته باشی

  155. پویا در 1395/06/25در10:00 ق.ظ

    لطفا کمکم کنید

  156. پویا در 1395/06/24در9:22 ب.ظ

    باسلام آقا لطفابهم کمک کنین من یه چندماه پیش یکی ازدخترهای فاميلمون رودیدم بهش علاقه مندشدم بهش نگفتم که دوسش دارم بايه چندتا ازپسرا هم صحبت کرده ی یعنی دوستام هم اونو دوس داشتن حالا باهاش قهرن.حالا بهم بگین هرشب توفکر هستم دلم ميخواد ديگه برم به دنبالش ولی غيرتم قبل نمیکنه که رفته بايه چندتا ازگردن کلفت ها هم صحبت شده برای همین دلم نمیخوادباهاش دوس شم لطفا کمکم کنین برم به دنبالش یانه لطفا کمک کنین جون مادرتون.

    • هناسه در 1396/06/13در8:17 ق.ظ

      تثمیمت درسته مطمعن باش

  157. م در 1395/06/22در0:28 ق.ظ

    سلام
    20 سالمه . دوساله یه دخترو که دوسال از من بزرگتره دوسش دارم
    تلاش کردم فراموشش کنم ولی نتونسم
    حدود یک سال ندیدمش ولی تو این یک سال هرشب بهش فکر میکردم
    بعد دوسال بهش گفتم دوسش دارم
    امتحانم کرد . جوری که فهمید دوسش دارم و برای هوس نمیخوامش
    میدونه دوسش دارم ولی نمیتونه تصمیم بگیره
    چون اتفاقاتی براش افتاده که میترسه تو زندگی بخوام تو سرش بزنم
    ولی تضمین کردم که اون جور که فکر میکنه نمیشه
    ولی یهو میاد میگه نمیخوامت و برو
    پیله میشم . بعد میفهمم تصمیم نگرفته ولی میترسم
    نمیدونم چیکار کنم
    کم محلی کنم … نمیتونم
    پیله بمونم …خسته شدم از این حالت
    شما میگین چیکار کنم؟؟؟

    • سحر در 1395/06/25در10:36 ق.ظ

      به نظر من از عشق خود هیچ وقت دلگیر نشو بلکه درگیر او شو تا کی میتونی مبارزه کن تا به عشق خود برسی منصرف نشو

    • هناسه در 1396/06/13در8:18 ق.ظ

      فرصت بهش بده خودتو بهش ثابت کن مردونه نه بچه بازی

  158. meysam در 1395/06/15در2:32 ق.ظ

    دم همه اونایی گرم ک عاشق شدن و با تموم نداریشون از تهه دل و جون مایه گذاشتن و خیلی دلشون شکست و کم نیاوردنو تا آخرش رفتن و …واقعا چ حس و حال خوبیه وقتی ی آهنگ غمگین و عاشقونه گوش میکنی و با خودت توی رویاهات داری ب اون فکر میکنی و احساس میکنی دستات توی دستاشه یا زول زدی توی چشاش یا داری ب لبخند و خندیدنای بلندش فکر میکنی❤❤❤❤❤❤ امیدوارم همتون ب هر آرزویی ک دارید برسید❤❤❤❤❤
    میثم 20 از اصفهان.
    700_Id telegram @meysam

  159. a.r در 1395/06/14در10:15 ق.ظ

    سلام. اگه آدم توی 40 سالگی عاشق بشه چی؟اونموقع چه طور میشه؟

    • Tara در 1395/07/13در7:16 ب.ظ

      اگه این عشق چیزیو خراب نکنه عالی هم هس

    • ایمان در 1395/08/26در1:17 ق.ظ

      سلام هیچی نمیشه

  160. حسین در 1395/06/12در1:37 ق.ظ

    سلام 22سالمه نزدیک به 3 سال هست به یکی از دخترای فامیل شدیدا علاقه مند شدم …ولی…تا 2ماه پیش جرات گفتنش رو نداشتم چون از طرفی خواهر بهترین دوستم بود واز طرف دیگه به اشتباه فکر میکردم برادرم رقیب عشقی من هست ..اما حالا که فهمیدم برادرم رقیب عشقیم نیست ودوستم که برادر این دختر هست بعد از فهمیدن این ماجرا از من دلخور نیست…مشکلات دیگه ای عذابم میده مثلا این که همه دوست دارن این وصلت سر نگیره …درموردش فقط بد میگن ….یا همین چند روز پیش صحبت از این بود که دختر شهریوری نمی تونه با پسر مردادی زندگی کنه ومن نمیدونم این چقدر صحت داره..من دوستش دارم..تورو خدا اونایی که تجربه دارن کمک کنن به خدا این مدت ی عالمه از موهای سرم سفید شدن

    • marimah در 1395/06/13در7:02 ب.ظ

      اگ دوسش دارین بهتره ب طرفتون بگین و هرچند ک اطرافیان مخالف باشن شما راه دلتو برو.خدا پشتته شک نکن

      • امیر حسین در 1395/06/31در12:43 ب.ظ

        چجوری میشه گفت اونم وقتی همکلاسیته تو دانشگاه

    • هناسه در 1396/06/13در8:21 ق.ظ

      اگه دوسش داری مردونه بجنگ اینا همش حاشین اگه خدا بخواد میشه

  161. محمد در 1395/06/11در9:44 ق.ظ

    شاید یه روزی اتفاقی به اینجا سر بزنی …فائزه میدونم باهات چیکار کردم،ولی خیلی دوستت دارم…عاشقتم…

  162. دانیال در 1395/06/08در1:16 ق.ظ

    داداشای گلم,من به یک نتیجه کلیدی رسیدم.اگه به دختری علاقمند شدین هرگز احساستون رو بهش بازگو نکنید چون در این صورت به احتمال قوی کار خراب میشه.با دخترها بر خلاف ادعاشون باید با سیاست رفتار کرد و با سیاست بهشون نزدیک شد.اگه از دختری خوشتون میاد،باید با سیاست عمل کنید و بهش نزدیک بشید و در مرحله اول یک دوستی ساده باهاش برقرار کنید.بعد کم کم ارتباطتون رو باهاش قویتر کنید و دختر خودش وابستتون میشه.البته یادتون باشه که هیچ وقت با احساسات دختری بازی نکنید و بعد از مطمین شدن وابستش کنید.دوستان اگه نظری بر خلاف نظر من دارن خوشحال میشم که بازگو کنن.

    • م در 1395/06/22در0:42 ق.ظ

      لایک

    • شیما در 1395/07/03در0:42 ق.ظ

      لابک فراووونا…ینی همچین پسریم پیدا میشه؟من ک 5 ساله دنبال همچین پسریم ک همون دو سه روز اول نگه دوسم داره به بازی عشقی بینمون اتفاق بیفته

    • Aتنها در 1395/10/14در7:42 ب.ظ

      اول سلام دوم ببین داداش من خودم دخترم ومیفهمم منم بچه محلمون دوست نداشتم ازوقتی که فهمیدم اون دوسم داره عاشقش شدم والان بیشترازجونم دوسش دارم

    • هناسه در 1396/06/13در8:23 ق.ظ

      نظر اخریت قشنگ بود ولی دخترا خیلی احساسین این اقایونن که کلاه سره دخترا میزارن

      • ali در 1397/03/30در6:59 ب.ظ

        خیلی طرفدار دخترایی.
        یکطرفه فکر میکنی هناسه.
        خوشحال میشدم باهات حرف بزنم.

  163. محمدامین در 1395/06/04در2:35 ق.ظ

    سلام من 16 سالمه و ی مدتیه که عاشق ی دختر از فامیلای دور شدم و شمارشو گیر آوردم و بهش پیام دادم و خودمو معرفی نکردم چون میترسیدم بره به پدرش بگه و باعث دعوا بشه و حسابی هم دوسش دارم و میدونم که میدونه منم دارم بهش پیام میدم و پیش ی چنتا از خواهرای دوستام درباره ام حرف زده اما نمیدونم چرا جواب پیامم رو نمیده و هیچ گونه عکس العملی از خودش نشون نمیده

    • دانیال در 1395/08/29در6:11 ب.ظ

      سلام بهش بگو اصلا نترس هیچ اتفاقی نمیافته

    • هناسه در 1396/06/13در8:24 ق.ظ

      وای ترکیدم ببخشید ها برو پی درست بابا اینا میگذرن بذار سرنوشت برات تصمیم بگیره غرورت کجا رفته ها

      • :) در 1397/12/24در9:34 ق.ظ

        دوست گرامی بنده،شما که عقلانی حرف میزنی و نظر میدید،پس سعی کنید دوستانی رو که زیر 18سال سن دارند رو با زبان تحقیر حرف نزن باهاشون، بنده ام موافقت با شما که عشق در رده سنیه پایین زیاد واقعیت نداره، اما این دلیل نمیشه که شما با سخره گرفتن جواب این هارو بدید.:)

      • :) در 1397/12/24در9:35 ق.ظ

        سعی کنیم با زبان تمسخر با کسی سخن نگوییم.

  164. mr.mm در 1395/05/30در12:48 ب.ظ

    لطفا راهنمایی کنید چطور بهش بفهمونیم دوسش داریم و چطور بهش شماره بدیم؟
    دخترا خواهش میکنم جواب بدن
    با زدن یه چشمک و گفتن دوست دارم کافیه؟

    • الهام در 1395/06/20در9:00 ب.ظ

      سلام mr.mm
      من دخترم و به نظرم چشمک زدن خوب نیست اگه واقعا دوستش داری اعتراف کن باید انقدر دنبالش بمونی که ازدواج کنید و به خاطرش همه چیز را تحمل کنی اگه سنت مناسب ازدواج برو خواستگاریش

    • هناسه در 1396/06/13در8:25 ق.ظ

      نه با ثابت کردن خود اگر سنت کم است بگذر از دلت وگرنه خودت را ثابت کن

  165. sahar در 1395/05/09در6:39 ب.ظ

    سلام من ۱۸سالنه تو دانشگاع یا یی اشنا شدم
    ک هم سن خودمه خیلی دوسش دارم ولی نمیتونم بگم ک عاشقشم چون عشق بی معنیه و اخرش بده
    اصلنم تو ملدیات نیستم ولی برا اینکه بابام فبول کنه یکم راه سختیو داریم ولی خو مامان باباش و مامانم قراره کمک کنن
    ی خانمی ۲۵ساله بالا گفته بود مگه تو این سن کسی عاشق میشه من دوس دارم جوابشونوبدم بله خانم تو این سن ماها خیلی تنهاییم و بهترین انتخابا تو همین تنهایی ها انتخاب میشن هر چی سن بره بالا دوس داشتای دورمپنم کثیف تر میشن….

    • هناسه در 1396/06/13در8:26 ق.ظ

      میترسم وقتی میگی تنهام پس خدا چی ؟ ای کاش میفهمیدید چیکار باخودتون میکنید

  166. اتنا در 1395/05/09در11:27 ق.ظ

    سلام من۲۱سالمه تو دنیای مجازی با پسری اشنا شدم یه مدت با هم صحبت کردیم ادم قابل اعتمادی هست خونشونم دو تا خیابون از ما بالا تره شناخت خیلی کمی روش دارم اما ادمی هست که همه جوره هواسش به رفتارا رو حرکاتش هست ۲۷سالشه با پدرش تو شرکت راه و ساختمان کار میکنه البته باید بگم که الان باسه ادامه تحصیل رفته کانادا عکساشو هم برام میفرستاد از خانوادش از اعتقاداتشون برام صحبت کرده منم همینجور من خیلی دوسش دارم نمیگم عاشقشم چون از نظر خودمم عاشقی تو همچین دنیایی واقعا احمقانه هست اما وقتی فکرشو میکنم میبینم اون بهم درچغ نگفته حتی رفته بود محل کار پدرم و صحبت کرده بود و مطمعنن بعد از صحبت با من و پدرم چون میدونه بهشم گفتم که اگه دوسم داره باید حداقل۴سال صبر کنه من یه خواهر بزرگتر از خودم دارم اون میخواست عید همین سال بیاد و با خانوادم حرف بزنه اما وقتی دید هیچ جوری نمیشه قانعشون کرد تصمیم گرفته بره کانادا و اونجا ادامه تحصیل کنه این رفتنش به این منظوره که میخواد منو فراموش کنه نمیدونم خطشو داده دست پسر عموش پسر عموشم همش بهانه میاره که من از وقتی رفته باهاش صحبتی نداشتم میگفت مثل دوست صمیمیشه این چه صمیمیتی هست که چند ماهه رفته زنگ نزده به پسر عموش و باهاش حرف نزده تعجب میکنم بعضی وقتا هم فکر میکنم دو تا خط داره نمیخواد باهام رو در رو شه اینکارو میکنه و خودشو جای پسر عموش قالب میکنه البته شایدم حق با اون باشه چون من خیلی اذیتش کردم اما واقعا دوسش دارم

    • احسان در 1395/06/22در10:56 ق.ظ

      یه ذره پررو باش اونم یه آدمه مثه تو

  167. amir در 1395/04/30در10:51 ب.ظ

    من 16 سالم هستش شاید به من بخندین که 16ساله و چه به این حرفا ولی من عاشق یه دختر هستم که همسنم هستش من خیلی دوسش دارم اونم بهم گفته دوسم داره براش همه چیز هم تا حالا خریدم ولی می خوام ثابت بهم بشه که واقعا عاشقمه تا باهاش وقتی بزرگ شدم ازدواج کنم لطفا کمکم کنید تا بهترین سوال ازش کنم تا بفهمم که اونم مثل من حاضر هستش برام بمیره . ممنون دوستان خواهشا کمک کنید

  168. طاها در 1395/04/27در12:06 ب.ظ

    سلام ب همگی
    منم از ی دختری خیلی خوشم میومد خیلی خوشگل بود لامصب اونم زیاد نگام میکرد آخرش شمارشو ازیکی ازدوستاش گرفتم و اس دادم بهش اول ک قبول نکرد ولی بعد یکی دوهفته خودش ب ی بهونه عجیب غریبی بهم اس داد و…منم یکم ناشی بازی دراوردم بعد دوسه روز بهش گفتم باهام بمون قبول نکرد منم کلا همه چیو خراب کردم..خیلی ازکارم پشیمون بودم بعد اینکه این متنو خوندم احساس کردم لیاقتم خیلی بیشتراز این حرفاس..

    • sina در 1395/04/31در6:43 ب.ظ

      سلام من یک سالی هست عاشق دختری زیباشدم همه این کاراهای که میگین روانجام میدادم توی این یک سال قبل اینکه بااینجااشناشم من عشقموبینمونوباتک تک سلول های بدنم احساس میکنم خیلی به خودم امیدمیدم چندباری بیرون دیدمش بخاطرترس شنیدن نه بهش نگفتم ولی به مامانش گفتم اونم گفت بهت تماس میگیرم ولی هنوزنزده چطورمیتونم برترسم قلبه کنم وبهش بگم وقتی بهش نزدیک میشم هرچی توذهنم بودبهش بگموفراموش میکنم باتشکر

    • هناسه در 1396/06/13در8:27 ق.ظ

      بدون دوست نداری هوسه حاضرم قسم بخورم

      • hana در 1397/03/17در7:23 ب.ظ

        سلام یه سوال داشتم

  169. ZAHRA در 1395/04/21در0:34 ق.ظ

    سلام من 18سالمه و دوست دارم یکی عاشقم باشه
    هر کسی رو که میبینم فکر میکنم یه جورایی قلبم میلرزه از این وضعیت خسته شدم انگار قلبم وایساده تا عاشق شه ولی هیچکس بهم ابراز علاقه نکرده و امسال هم میخوام کنکور بدم این حالم بدطور رو درسم اثر گذاشته کمکم کنید لطفا

    • morteza در 1395/04/26در10:34 ب.ظ

      سلام زهراخانم
      عشق ازقدرب جذبه بالایی برخورداره.منم دقیقا تادوسال پیش حس وحال توروداشتم.
      دقییقایه زمانی نیمه گمشدت میادتوی زندگیت وتواونقدردوستش داری که هرروزباهاش تواینده زندگی میکنی.

  170. ناشناس p-s در 1395/04/20در1:39 ب.ظ

    با سلام دوستان توروخدا به من کمک کنید من دیگه دیوونه میشم !
    من از 14 سالگی عاشق دختر هم محلمون هستم الانم 17 سال دارم اونم 15 من بهش پیشنهاد دوستی دادم و اونم قبول کرد من چند باری اعتراف کرده ام که عاشقشم اونم همنیطوری ولی یه مشکلی داریم پدرو مادرش خیلی سخت گیره نه میزارن بیاد بیرون نه گوشی براش میخرن دارم دیوونه میشم چند وقته ازش بیخبرم البته از دور میبینمش چون خونه هامون روبروی هم دیگه هست. حدود 4 ماهه باهم حرف نزده ایم من طوری عاشقشم که حاظرم هر کاری کنم پدرش هم دوست پدر منه چند باری خواستم بگم به پدرش ولی ترسیدم دیگه نزاره ببینمش ولی من طوری عاشقشم اگه نزارن باهم باشیم خود کشی میکنم توروخدا راهنمایی کنید چجوری باهاش ارتباط بر قرار کنم؟ گوشی نداره

    • علی در 1395/04/22در10:50 ب.ظ

      سلام
      منم یه کم شبیه تو هستم…
      سعی کن به دوستات… خواهر و برادرت… به نزدیکانت ای موضوع رو درمیون بذاری…
      نگران نباش رفیق هنوز ۱۷ یا ۱۸ ساله ات است
      وقت داری….
      به خدا توکل کن

    • morteza در 1395/04/26در10:38 ب.ظ

      ببین مسخره ترین کارخودکشیه .توباید وض مالیتواوکی کنی.

    • هناسه در 1396/06/13در8:30 ق.ظ

      چندساله دیگرم صبرکن اگه خدا خواست میشه نذار درس اونم لطمه ببینه

  171. nashnas در 1395/04/17در6:43 ب.ظ

    سلام
    مدتییه به یک دختر علاقه مند شدم
    در کلاس زبان اتگلیزی هستیم داشتم به معلم نگا میکردم اونم داشت به من نگا میکرد نگاش کردم هول شد یک راست بکتاباش نگا کرد خییلی به من نگا میکنه یعنی از من خوشش میاد؟ منم بش نگا میکنم اما کم
    چتوری بفهمم عاشقمه؟ ممنون

    • رزا در 1395/06/07در10:24 ب.ظ

      سلام چه مقطع تجصیلی هستید و رشتتون چیه که جواب واضح تری بدم؟

  172. ناشناس در 1395/04/04در6:51 ب.ظ

    سلام من دختر25 ساله هستم .پیام بچه هارو ک دیدم خیلی تعجب کردم مگه تو سن 12 و15 ساله عاشق میشن!!! مطالب خیلی خوب بود بنظرم ( عشق الهی و معنوی جهانوقتی هر نوع وابستگی به آن فرد را از خود دور کردید، یک پیام بسیار قوی به جهان فرستاده‌اید) واقعا این جمله ها مثبت و با انرژی بود – من خودم تو سن 17 سالگی با پسری دوست شدم و بعدا فهمیدم ما باهم کلا تفاهم نداشتیم ولی اون پسر عاشقم شد ولی من ترکش کردم چون باهاش خوشبخت نمیشدم! بعد از اون دیگه هیچ کس عاشقم نشد هر کسی اومد تو زندگیم هدفش سواستفاده بود درصورتی ک دختر زیبا و شغل خوبی دارم ولی این سایت یه جورایی بهم امید انرژی مثبت داد .ممنونم…

    • Kazem در 1395/04/25در4:59 ب.ظ

      سلام خوبید?

    • ارتان در 1395/06/18در2:28 ب.ظ

      تو حقته بترشی نفرین اون پسر دامنتو گرفته وقتی میدونستی واقعا عاشقته نباید زیر پاشو خالی میکردی..

    • ایمان در 1395/11/23در3:54 ق.ظ

      واقعا حرفتون منطقی و متین

    • امير در 1396/03/21در1:33 ق.ظ

      چرا نميشه منم داوزده سالمه عاشق يه دختر هم سنم شدم بابا سن سال نداره كه تو ايران جرا اينجوريه من نميدونم

  173. سعید در 1395/04/02در2:01 ق.ظ

    Salam.giti. Mann saeed hamsaye ghadimi.man to poshte dam to toye hayat.tadeston.

  174. محد رضا در 1395/03/30در6:41 ب.ظ

    (منم مثل بعضی از دوستان)…نورا!!! شاید با احتمل یک میلیاردم درصد یه روزی اومدی اینجا…من عاشقت بودم هنوز دوست دارم بعد 3 سال هنوزم بهت فکر میکنم و عاشقتم…اگه بهت نگفتم فقط روم نمیشد فقط سوپر خجالتی بودم اما الان دیگه داغون شدم…کجایی…کجایی…کجایی…

    • ؟؟؟؟ در 1395/04/02در1:39 ب.ظ

      سلام دوستای گلم من یه پسر 15 ساله هستم شاید بخندیدو بگید اصن مگه 15 ساله عاشق میشه؟بله میشه خوبم میشه من از حدود 12 سالگی عاشق دختریم که اگه تموم دنیارو بدن باهاش عوض نمیکنم خدا شاهده یک بارم بهش نگاه بد نکردم و همیشت به چشم یک همسر و یک ناموس نگاهش کردم بارها با نفرات زیادی سرش دعوا کردم و عاشقشششششم بارها بابتش گریه کردم کمک کنید مینوام بدونم اونم عاشقمه یا نه اکثر مواقع زیر چشمی یا آشکار نگام میکنه اما من نمیتونم نگاش کنم (ترس از پدرو مادر خودم و معشوقم که مبادا ضایع بشم)اما اون زیادی منو نگاه میکنه حتی یه بار هم از دختر خالم(خیلی دختر خالمو دوست داره)اسممو پرسیده حتی منم پرسیدم از دختر خالم نمیتونم اطلاعات زیادی بگیرم چون شاید به مادرم بگه خواهشا کمک کنید جرات حرف زدنم صفره و سوپر خجالتیم و تا حالا زیاد رو در رو باش حرف نزدم و خودم از این وضعیت شاکیم کمک کنید و بگید چجوری میتونم بهش بگم عاشقم و ثابت کنم

      • علی در 1395/04/22در10:57 ب.ظ

        به نظرم تو هموز ۱۵ سالته
        خیلی وقت داری…
        یه دو سه سال دیگه تحمل کن بعدش به خوانوادت بگو که زن میخوای… شاید از این راه بتونی بهش برسی.

      • سحر در 1395/06/25در10:40 ق.ظ

        پسر جون عشق سن سال ندارد من در سن 14 سالگی عاشق شدم این کار دل است تو به زبان نگو عاشق او هستی با نگاه کردن عمیق به او بگو دوستش داری خیلی ساده است چند لحظه به طرفش بیبن خودش میدانه که دوستش داری و عاشق او هستی

      • amir در 1398/08/15در11:34 ق.ظ

        سلام برادر … هرسنی باشی مهم نیست . اینو با تجربه ای که دارم بهت میگم…برو رو در رو بهش بگو دوسش داری از این نترس که ابروت میره و خونوادت میفهمه … از هیچی نترس … اگه واقعا دوسش داری پس بجنب وگرنه ممکنه از دستش بدی

    • سحر در 1395/06/19در1:08 ب.ظ

      بسیار عالی آفرین

    • نور در 1395/11/05در12:22 ب.ظ

      چرا بهم نگفتی‌.عشق مگه رو نشدن میشناسه.سه سال داغونم کردی

  175. amir mobarke در 1395/03/27در2:50 ب.ظ

    سلام به همه من 17سالمه و عاشق دخترای یکی از فامیل هامون شدم قبلا 4 سال پیش بازم عاشقش بودم که باباش فهمید و به من چیز گفت اخه اون روزا من 13 سالمه ولی الان بازم دوستش دارم
    به عشقمم حرف زدم اما فایده ای نداره هی میگه من تو رو نمیخوام و اون 15سالشه و چند باره بهش میگم دوستش دارم دیگه زدم به سیم اخر میخوام برم به ابجی بزرگترم بگم ولی خوب روم نمیشه و میترستم چیزی بهم بگه از نظر قدی و هیکلیم رو فرم هستم بابامم هم میخواد خونه و ماشین برام بیگیره و امسال دیپلممو میگرم
    من چیکارکنم داررررم روانی میشم حالا بازم بهش حرف زدم ولی گفت ک تا پنج شنبه اون هفته جوابشو بهم میده
    واسم دعاااااااا کنید
    بچه ها من چیکار کنم یکی به من یه پیشنهادی بدد؟

    خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلیییییییییییییییی دوسسسسسسسسسسسسستش دارررررررررررررررررررررررررررم خیلی ک اصلا از تو ذهنم بیرون نمیاد

    چیکار کنم
    بگید حتما
    حتما برام بفرستید ممنون از همه گی

  176. سحر در 1395/03/24در3:22 ب.ظ

    سلام خواهشا منو راهنمايي كنيد عاشق بشم خوشگلوخوشتيپم …. اما نميدونم چرا با جنس مخاف حرف ميزنم از شدت خنده ميخواد برينه هيچوقت نميتونم جدي باشم شوخي ميكنم ……….. ارزو به دلم مونده يه خر عاقل پيدا كنم بهم نگه خل ………
    لدفن راهنمايي كنين الان مطالبتون رو ك خوندم مث خري ك تيتاپ خورده ذوق زده شدم

    • شریف در 1395/04/18در1:17 ب.ظ

      من می‌خواهم باان دوختر ازدواج کنم

    • smail ;) در 1395/04/21در4:43 ق.ظ

      خخخخ فک کنم نیمه ی گم شدمو پیدا کردم 🙂

    • طاها در 1395/04/27در12:12 ب.ظ

      همینجوری خوبه دیگه..

    • طاها در 1395/04/27در12:12 ب.ظ

      همینجوری خوبه دیگه..عاشق ی همچین اخلاقیم

    • Saba در 1395/06/14در9:15 ب.ظ

      دختر خدا خیرت بده ترکیدم از خنده

    • باران در 1395/06/14در11:19 ب.ظ

      وای تو چقد خنده داری افرین همینجوری پیش برو خوشم امد خخخخخخخخخ

  177. کیانا در 1395/03/24در8:40 ق.ظ

    من مدتی با پسری همکار بودم که حدودا” دو سال از من کوچیکتر بود،من خیلی دوسش داشتم اونم با رفتارا و حرفایی که ازش به گوشم می رسید میفهمیدم دوسم داره منتها وقتی به هم می رسیدیم به زور سلام و علیک میکردیم ، من که به شخصه قلبم میومد تو دهنم اونو نمی دونم ولی گویا اونم همینطوری بوده،چون همه جا بدون دلیل بیان میکرد که من هیچ کس تو زندگیم نیست و من تنهام و اینم بگم که موقعیت شغلی اون از من بالاتر بود – اون یه مدیر ارشد و من یه کارشناس وبیان کردن این مسائل برای اون با اون لول اجتماعی که اینجا داره خیلی عجیب بود، منشی بخشش می گفت این حتما” اینجا عاشق کسی شده هر روز یه رنگ تیپ می زنه و … یکی دوبار هم با ماشینش دنبال سرویس ما اومد.ولی هیچ حرفی نزد.گویا دوست داشت پیشنهاد دهنده من باشم ،ولی منم نگفتم چون کلا” دختر جدی و خجالتیی هستم .نمی تونستم!
    این اتفاقا و قایم موشک بازیها حدود یک سال افتاد تا اینکه مدیر عامل شرکتمون عوض شد و اونو از شرکت اخراج کردن چون اون یه مدیر ارشد سازمان بود و مدیر عامل جدید تیم خودشوآورد.
    خلاصه اون رفت و هیچی به هیچی
    از موقع رفتنش سه ماه می گذره من خیلی دلم تنگ شده غرورم اجازه تماس نمیده با اینکه همه میگن یه اس ام اسی چیزی بهش بده ولی من میگم چرا خودش زنگ نمی زنه؟!!
    و اینم بگم که من در صورتی این آدم رو دوست دارم که اونم دوست داشته باشه به غیر این صورت اصلا” نمیخوامش.
    چیکار کنم؟

    • shima در 1395/03/29در1:11 ق.ظ

      به نظرم یه واسطه بیار که تو یه جایی دعوتش کنه و تو هم اونجا باش مثلا تو هم خبر نداری و مهمونی.مثل جشن تولدی چیزی…به این بهونه هم غرورت حفظ شده هم میتونید بیشتر با هم حرف بزنید و اگه قسمت باشه و اونم دوست داشته باشه بالاخره قرارای بعدیرو میزارید و همه چیز جور میشه.موفق باشی

  178. کامران در 1395/03/21در1:36 ب.ظ

    سلام…پسری هستم 21 ساله ..مدتیه که تو دانشگاه از یه دختر خیلی خیلی خوشم اومده و واقعا عاشقشم بطوری که شبا براش نمیخوابم و روزهایی که کلاس ندارم و اون کلاس داره فقط بخاطر اون میرم دانشگاه و وقتی منو میبینه یه جوری نگام میکنه…..چند بار سعی کردم که باهاش صحبت کنم بهش بگم که چقد دوسش دارم ولی یا جوابمو نمیده سرشو پایین میندازه میره یا بهم بی اعتنایی میکنه…خودشم میدونه که من کشته مردشم ولی باز بهم بی اعتنایی میکنه….چند بار امتحانش کردم واسه اینکه ببینم چطور دختریه ولی فهمیدم که خیلی دختر سنگین و باوقاریه…..قصد ازدواج باهاشو دارم.دختره هم همسن منه..آمارشو هم دارم….ولی میترسم اگه بازم برم باهاش صحبت کنم و بهش بگم قصد ازدواج دارم بهم پشت کنه…لطفا خانم ها کمکم کنید چکار کنم..دلیلش چیه که این رفتار رو با من میکنه؟؟؟؟

    • شیوا در 1395/03/23در1:46 ق.ظ

      سلام آقا کامران،من خودم یه خانومم.واسه سه خانم خیلی دوست داشتنیه که عشق کسیو ببینه و ناز کنه،من خودم دقیقا یکی از هم کلاسی هام همچین برخوردی باهام داره با اینکه من ازش خوشم میاد اما بی اعتنا رفتار میکنم.پس معنای این رفتار لزوما بی میلی نیست.
      راهش اینه که اول اطمینان پیدا کنین که این خانم جفت مناسبی برای شماست بعد که از این موضوع اطمینان پیدا کردید مستقیما با خانم صحبت کنید تا از احساسش با خبر بشین و تکلیفتون معلوم بشه.
      علی یارتون

    • ff در 1395/03/23در9:58 ب.ظ

      daghighan nazare shiva khanoom doroste !! dokhia az naz kardan khosheshoon miad… shoma bayad joori harf bezani ke motevajeh she ghasdetoon jedie….va be nazaram shomare manzeleshoono azashoon begirid va ba khoonevadashoon sohbat konid chon age hamoon tor ke goftin dokhtare sangini bashe intori bishtar khoshesh miad:)

  179. باران در 1395/03/20در1:43 ق.ظ

    سلام،من دختری 25ساله هستم،چادری،و مدتی هست عاشق یک پسری شدم که یکسال از خودم بزرگتره، رابطه ای که در حد دوستی های خیابونی باشه به هیچ وجه نداریم با هم، اما فقط محیط کار همدیگرو میبینیم بعضی وقتها، و گاهی اوقات تلگرام پیام میدادیم، از عشق و علاقه من به خودش خبر داره اما هیچ احساسی نداره، در ضمن قبلاً ایشون یه شکست عشقی در زندگی داشتن.
    الآن به من راهنمایی و مشاوره بدین چطور میتونم بهش برسم و از همه مهمتر ایشون رو به خودم علاقه مند کنم، ممنون میشم جواب بدین، تشکر.

  180. Reza… در 1395/03/19در1:46 ب.ظ

    سلام.من 25سالمه.به نطر من عشقو عاشقی همش پوچه،من خودم به شخصه گرفتار ی عشقه ی طرفه شدم ،ی دختر که 7سال از خودم کوچیکتر بود اولاش دوستم داشت ولی بعداز تصادفم ک منجر ب کما رفتنم شد سرد شد و گذاشتو رفت،الان تقریبا احساسی درونم نمونده و منم نسبت به همه دخترا سرد شدم و هیچ حسی به هیچکس ندارم.همه رفیقام ازدواج کردن حتی بچه دارن ولی من حتی به کسی فکر نمیکنم چ برسه ب تشکیل زندگی.

    • سحر در 1395/03/24در3:12 ب.ظ

      الهي عزيزم بيا بامن مابشويم خخخخخخخخخخ

  181. زهرا در 1395/03/12در6:38 ب.ظ

    عاشق پسر داییم بودم همش دعا میکردم بهش برسم که بالاخره بهش رسیدم و فهمیدم اون بیشتر از من عاشقم بوده ولی بعد یه مدت نمیدونم چیشد که خودم همه چی رو تموم کردم خیلی التماسم کردن هم خودش هم خونوادش هم خونوادم ولی اصلا قبول نکردم الان تقریبا یه سال میگذره دوباره عاشقش شدم اون موقع متنفر بودم ازش نمیدونم چرا ولی الان مثل اون موقع هایی ام که عاشقش بودم وقتی اسمشو میشنوم دلم میلرزه من خیلی بهش بد کردم امید وارم منو ببخشه الانم اون با یکی دیگه نامزد کرده خیلی داغونم برام دعا کنید دوباره بهش برسم

    • ناشناس در 1396/02/28در3:45 ب.ظ

      باید اون موقع جلوی تنفر تو میگرفتی تا الان اینجوری نبودی

  182. keyvan110 در 1395/03/09در10:24 ق.ظ

    دوستان عزیز سلام اقا ما 13سالمونه 2تا دوس دختر دارم 20تا نمیخام اخه هرچی تو فک فامیل خیابون میگردم یکی عاشقم میشه منم ازش فرار میکنم کمک کنییییییید

  183. دختران ترشیده دانشگاه گنبد در 1395/03/09در0:55 ق.ظ

    درود .سلام دوستان .ما آمدیم برو بچ گنبد . راستش ما 4تا دختر 25ساله ترشیده هستیم . خوشگل و بدون خواستگار بجز دهقان که خواستگار همه دخترای دانشگاست . شدیدا به 4عاشق دل خسته نیازمندیم . لطفا راهنمایی کنید . چگونه پسران را عاشق خود کنیم . 14ساله ها راهنمایی کنند. فرصت نداریم . بوی لیته دانشگاه را پر کرده .

    • حسین در 1395/04/31در3:43 ب.ظ

      سلام
      من ارشد سینما هستم خوشگل و خوش اندام و همیشه سعی کردم اخلاق مدار باشم
      قدم 188 هست کار ثابت دارم واقعا اگه قصدتون ازدواج هست و شوخی نمیکنید من هستم

      • زهره در 1397/08/14در2:02 ق.ظ

        حسین جان خیلی باحالی.

  184. مبينا در 1395/03/06در0:36 ق.ظ

    من دوسال و پنج ماهه با يکى دوستم هنوزم با هم دوستيم…
    ايشاالله همه عاشقا به عشقشون برسن ماهم به هم برسيم
    خودم 18 سالمه عشقم 24 سالشه

  185. عباس در 1395/03/04در11:51 ق.ظ

    سلام.دراین جا آشنایی هست

  186. مینا در 1395/03/02در0:30 ق.ظ

    سلام من مینا 26 سالمه عاشق پسری شدم که یکسال ازم بزرگتر ولی احساس می کنم اون حسی بهم نداره چی کار باید بکنم

    • سعید رمضانی در 1395/03/22در6:58 ب.ظ

      سلام بزن تو سرش خخخ

    • asal در 1395/04/16در2:47 ق.ظ

      خیلی مختصربودیکم بیشترتوضیح بده تاراهنماییت کنیم

    • kazem در 1395/04/25در5:06 ب.ظ

      سلام خوبید?خب ب نظر من کات کردن بهترین راهه

  187. مانیا در 1395/02/23در11:26 ب.ظ

    سلام من دختری منطقی و عاقل بودم و هیچوقت اجازه نمیدادم عاشق بشم حالا ی پسری که از من ده سال کوچکتره منو عاشق خودش کرد. اوایل برای اثبات کردن و قانع کردن من که منو خواهانه همش میگفت زمین و زمان رو واست راضی میکنم فقط تو قبولم کن من بزودی میام خواستگاریت. هیچی همش سه ماه اشنا شدیم رابطمون خوب بود. البته از طریق مجازی باهم اشنا شدیم. کم کم بهانه میاورد که بمن شک میکرد منم اثبات کردم که اشتباه فک میکرد بعدش گفت مامانم شیرش رحرومم کرده اگه با دختری در ارتباط باشه. قهر کردیم البته هرچی من فحشش میدادم چیزی نمیگفت. تااینکه دیدم اخلاقش تغییر کرده حرفاشم تغییر کرده دیگه حرف از ازداج نمیزنه همش میگفت من از اشناییت خوشحال شدم و میخوام تمومش کنم. البته دیگه اینجا مطمئن که من دوسش دارم. چون قبلنا همش من میگفتم تمومش کنیم ما به درد هم نمیخوریم. بعدش بمن گفت ازدواج دیگه نه برای دوستی. منم گفتم نه و دعواهامون شروع شد. تااینکه من بش گفتم خواستگار دارم و میخواه دقیقا ببینم حرف حسابت چیه. اونم گفت من مامانم چنتا دختر پیدا کرده میخوام بریم خواستگاریشون توام برس بزندگیت. منم بااین حرف داغون شدم. ایا با اینهمه مشکل خیلی دوس دارم بدونم راست گفته یا دروغ؟ ایا واقعا رفته؟ نمیدونم چکار کنم گیجم.ولی الان واقعا منو جذب خودش کرد و رهام کرد. اخه من باورش کردم که میگفت من تاابد باهاتم و تنهات نمیزارم.اخه چرا دروغ ؟ اگه قصدش دوستی بود چرا از اول واقعیتو بمن نگفت؟ بنظرتون برمیگرده به نیت ازدواج؟ قهر ماهم بخاطر این بود که رابطه از من میخواست منم قبول نکردم اونم به بهانه ای زدم کنار. اما من حلالش نمیکنم.تازه چه پررو میگه من نمبخشمت. اخه بر چه اساسس این حرفو زده؟؟/ چکار کنم؟؟؟

    • محسن در 1395/02/25در11:06 ق.ظ

      دوست عزیز
      اختلاف سنی که شما حرفشو میزنید خیلی از خانواده های به هیچ وجه قبولش نمیکنند.
      شما بهتره به زندگیتون برسید و مطمئن باشید با این اختلاف سنی احتمال خوشبخت شدن شما با این آدم در حد خیلی کمیه.

    • عسل در 1395/04/16در2:54 ق.ظ

      بره گم شه عزیرم دیگه محلش نذاربچه پررو رو فراموشش کن به نظرمن

    • رضا در 1396/05/19در9:07 ب.ظ

      خواهرم این که رابطه خواسته سوءاستفادست(ایشون رو می گم نه جنابعالی).و آفرین می گم که قبول نکردید پیشنهاد رابطه جنسی رو.اگر واقعا خودش و خونوادش راضی بودن که میومدن خواستگاری(عزمش جزم بود).ضمنا این که دختر ده سال بزرگتر از پسر مناسب نیست برای ازدواج.
      ممکنه این شخص قصدش سوءاستفاده ی جنسی بوده باشه.این ی روشه که بعضی پسرای فریبکار اول وابسته می کنن بعد هم کارو می کنن(رابطه ی جنسی).
      ضمنا این که به شما پیشنهاد رابطه داده و بعدش زدتون کنار معلومه قصدش چی بوده(!).
      جای تأسف هست برای بعضی خانوما که بعضی چیزای ساده رو متوجه نمی شن
      ..افسوس…ضررش هم به خودشون می رسه…عشق هم باید با شناخت به دست بیاد…حالا که شناختینش چی?

    • محمد در 1397/01/23در0:56 ق.ظ

      داشت بهت دروغ میگفت خوب کاری کردی رابطه رو قبول نکردی

  188. مجيد خيلي عاشقتم در 1395/02/23در9:19 ق.ظ

    سلام من ١٩ سالمه عاشق يه پسري شدم خيلي دوسش دارم به خودشم گفتم ٢-٣ باري با هم قرار گذاشتيم ولي چون نميتونم زياد برم بيرون دلم خيلي براش تنگ ميشه اونم خيلي كم محلي ميكنه جوري كه وقتي ميبينم توي واتس آپ اونلانه ديونه ميشم شايد ماهي ١ بار بهم پي ام بده ولي همش من بهش پي ام ميدم نميدونم چرا اينجوري باهام رفتار ميكنه بهم ميگه دوست دارم ولي نميدونم واقعا دوستم داره يا نه الانا بيشتر از قبل قوربون صدقه ام ميره ديشب نزديك ١ ساعت اونلان بود ديونه ميشدم اولين دوست پسرمه واقعا خيلي دوسش دارم بهش گفتم اينقد دوست دارم كه حاضرم باهات ازدواج كنم اونم گفته كه دختر خوبي هستي يعني ازم راضيه بعضي وقتا بهم بي احترامي ميكنه خيلي ازش نارحت ميشم ولي ميدنم دست خودش نيست فشار و خستگي كارشه اونم همينو ميگه وقتي ميبينمش ديونه ميشم دلم ميخواد تا ابد پيشش باشم ولي اون ميگه شايد مال هم نشيم و وابسته ام نشو اينجوري اذيت ميشي ميگه توي اين گروني خيلي سخته ازدواج كنيم منم بهش گفتم وقتي وضعت بهتر شد با هم ازدواج كنيم خيلي دوسش دارم وقتي نارحته يا اذيت ميشه خيلي نارحت ميشم چيكار كنم كه مال هم ميشيم من همه جوره دوسش دارم از هميني كه هست ولي با بي توجهيش به من يا عصبانيتش خيلي منو نارحت ميكنه جوري كه دلم ميشكنه و با يه معذرت خواهي كه ميكنه كلي حالمو عوض ميكنه به نظر شما من چيكار منم ترو خدا كمكم كنيد از ديشب تا حالا نخوابيدم همش بهش فكر ميكردم

    • سعید رمضانی در 1395/03/22در7:00 ب.ظ

      به هم میرسید

  189. تنها در 1395/02/21در3:10 ب.ظ

    عاشق یه پسری شدم حدود یه ساله.دوست بودیمهمون یه سال پیش بهمدت یه هفته بعد اون بهم زد تابستون همون سال دوباره پیشنهاد داد بعد دوهفته تموم کرد باهام من الان خیلی داغونم همش بهفکر اونم الانم باهم تو تلگرام حرف میزنیم بعضی وقتا ولی بعنوان دوست معمولی بنظرتون چیکار کنم من 15 سالمه و پسر 2 سال بزرگتره.

    • keyvan110 در 1395/03/09در10:16 ق.ظ

      بودیهیمون؟بهمدت؟بهفکر چی میگه ابن زبون بسه:-)

      • dost در 1395/03/20در8:00 ق.ظ

        مسخره نکن لطفا….

  190. امیر در 1395/02/20در11:49 ب.ظ

    چرا شما زود عاشق میشید ؟ شرط میبندم با این کاراشون زندگیشونو تباه میکنن من الان 15 سالمه و از حرفای شما تعجب میکنم چجوری یه پسر 12 ساله عاشق میشه؟ بابا این عشقا کاملا پوچه . درسوتونو بخونید شغلی پیدا کنید خدمت برید بعد یه خونه راس و ریس کنید بعد برین دنبال عشق و عاشقی . هزارتا دختر خوشگل تو کوچمون پیدا میشه ولی شخصا اصلا اهمیتی بهشون نمیدم چونکه تو این سن واقعا خنده داره عاشق بشم من الان درسم عالیه و نمیخوام بخاطر یه چیز خنده دار آینده خودمو تباه کنم از همین الان که شما عاشق میشید وقتی بزرگ شدید میخواهید چیکار کنید؟بدون شک 10 تا زن میگیرید خدا شاهده .این عشقا همش هوسه از من گفتن بود

    • ahmad در 1395/03/17در4:19 ق.ظ

      صد در صد درسته ولی عشق های قلبی فرق داره

    • علی در 1395/04/22در11:12 ب.ظ

      خخخخخخخ
      تو هنوز بالغ نشدی
      کسایی که زود هرمناشون به جوش میاد زود تر بالغ و عاشق میشن…
      به نظرم فک میکنی محل نمی دی یه کم صبر کن

  191. لیلا در 1395/02/03در12:16 ب.ظ

    سلام بچه ها منم 9ماهه هستم هنوزبه یکسالگی نرسیدم اماعاشق پسریکی ازبستگان شدم اونهم 2ساله هست اونم عاشق من دایم میمییم (دارم میمیرم)چیکال کنم کمکمون کنید بهم بیسیم بای بای

    • عسل در 1395/04/16در3:33 ق.ظ

      ای جااااااااااان
      منم هنوز تولایه اوزونم همونجا بایه پسری دوست شدم قرارگذاشتیم وقتی اومدیم دنیاباهم ازدواج کنیم ولی نمیدونم چراخدا نمیذاره بیایم دنیا به خدا به جون بچه هامون که اسماشونم انتخاب کردیم عاشق همیما

  192. mahdi در 1395/02/03در1:24 ق.ظ

    با سلام
    من تو نوروز که به ترکیه رفته بودم از دختری خوشم اومد و تو اون 10 روزی که اونجا بودم درست همین کارایی که نوشتید رو کردم حالا که بر گشدم ایران اکان اینستا گرامشو پیدا کردم و از دایرکت پیام دادم اونم پیام داد وقتی بعد چند روز که آید تلگراممو بهش دادم به اون پیامم جواب نداده 16 ساعته حالا چیکار کنم؟؟؟
    کمکم کنید

  193. hamid در 1395/02/02در11:31 ق.ظ

    سلام.حمید هستم از افغانستان من هم سه ساله که عاشق ای دخترم اما برش گفته نمیتوانم شاید اونم مر ا دوست داشته باشد اما نمیدونم ای کار های میکنه توی مکتب پیش خانه ما میخوانه لطفا برم کمک کنید تا عشقق ام را برایش ابراز کنم

  194. ………. در 1395/01/25در10:49 ب.ظ

    سلام دوستان من .. هستم . و امسال عاشق دختر .. ساله شدم حالا نمیدونم اون منو دوست داره یا نه ولی من براش مردم از دو هفته پیش تا منو میبینه فرار میکنه خونه نمیدونم پرا این کارو میکند لطفا راهنمایی کنید….. ممنون

  195. Ali در 1395/01/18در0:23 ق.ظ

    سلام،من 16 سالمه وعاشق دختر عمم که یک سال بزرگتر از خودمه هستم و توی اینکه واقعا عاشقشم شکی نیست و فکر میکنم که اونم منو دوست داره، اما مشکل اینجاست که میدونم اگه هرچه زود تر علاقمو بهش ابراز نکنم از دستش میدم واز طرفی چون دختره با خدا و مذهبیه میترسم اگه چیزی بهش بگم یا کاری کنم همه چیز خراب بشه،ازتون خواهش میکنم راهنماییم کنین که چطور بهش ابراز علاقه کنم که اوضاع خراب نشه،خواهش میکنم کمک کنین

    • ali در 1395/03/04در11:56 ب.ظ

      سلام من دختر عاشق شدم من اصلا عاشق نمی شدم ولی این دختر منو عاشق کرد من انو دوست دارم ولی اون نمیدانه اون نمیدون من اون دوست دارم دوستان لطفان کمک کنید ……..من یک عاشق هستم…….دوستان کمکم کنید من نمی دونستم عشق ادم روبه گریه می اندازه

      • عاشق در 1395/03/08در6:19 ب.ظ

        شما داخل بوشهر هستد.

      • عاشق در 1395/03/08در6:29 ب.ظ

        معذرت مخوام ان سوال رو م پرسم قصد بد ندارم فقط فقط م خوام کمکتون کنم

  196. محمد حسن در 1395/01/13در7:40 ب.ظ

    سلام. من عاشق ی دختر شدم که 2 سال بزرگتر از خودمه و اونم این موضوع رو نمیدونه.خیلی کم بهتره بگم در مواقع ضروری از خونه بیرون میزنه.لطفا کمکم کنید.
    من 14 سالمه اونی که عاشقشم 16 سال داره .
    ممنونم از سایت خوبتون.

    • سحر در 1395/03/24در3:15 ب.ظ

      بيا برو دندوناتو مسواك بزن بچه تورو چه به عاشقي خخخخخخخخ

  197. reyhaneh در 1395/01/12در0:12 ق.ظ

    مشاورمه…..25سالشه….2هفتس میشناسمش……اولا هیچ حسی نداشتم ولی حالااا!!!!!!! یکسره به یه بهونه ای پیششم…..فقط یه چیز از خدا میخوام…کمکم کنه خودم ابروی خودمو نبرم…… همیشه بهم میگه عزیزم بدون اینکه بدونه داره دیوونم میکنه………..

    • اکبر اسکندرزاده در 1395/01/15در3:58 ب.ظ

      خخخخ. قش کردم ز خنده

      • مبينا در 1395/03/06در0:17 ق.ظ

        خيلى ساده ان خخخخخ

    • عسل در 1395/04/16در3:38 ق.ظ

      عزیزم

    • پینار در 1395/04/16در7:00 ب.ظ

      سلام دوستان من 14سالمه من اصلا عاشق کسی نمی شدم ولی الان عاشق یه نفر شدم بیشعور 20سالشه من موندم اخه 6 سال اختلاف مارو به کجا می رسونه آخه اونم منو دوست داره ولی نمی تونم بهش بگم ولی خودمونیم ها خیلی خوشگله منم خیلی ازش خوشم می یاد لطفا کمکم کنید

  198. تنها در 1395/01/10در4:06 ق.ظ

    سلام پسری هستم ۱۶ساله عاشق یک دختر ۱۵ساله شدم واز تمام وجودم دوسش دارم میخوام تاسن ۲۰سالگی بگیرم شبها خواب ندارم وهمیشه به یاد اونم
    میدونم الان بیشتر شماها میگه این پسر تو این سن عاشق شده بورو بابا اما من واقعا عاشق شدم اما نمیدونم اونم عاشق منه یانه ولی بامن خیلی راحته من میخوام بهش بگم که دوسش دارم اما هردفاچه که می بینمش دستو پامو گم میکنم میدونین چیه من با تمام وجودم میخوام خوش بختش کنم ولی نمی دونم بهش چی بگم من شبا خواب ندارم همیشه توفکر اینم که نکنه با یکی دیگه بره همیشه

    • اکبر اسکندرزاده در 1395/01/15در4:02 ب.ظ

      دلتو بزن به دریادریا

    • rezazendeh در 1395/02/20در7:07 ب.ظ

      داداش گلم. من خیلی از تو بدتر بودم …2سال پیش الانم 19سالمه بهت یه چیزو میگم میدونم که زیر بار نمیری چون خودمم این جوری بودم ولی بدون عشق یه طرفه بدرد عمت میخوره …من هم مثل تو بودم و تجربه کردم که اینجور موقع ها باید یه مکان مناسب بهش چشمک بزنی بعد چند روز از کنارش رد شو و بهشبگو که عاشقشی بدون هیچ ترسی فقط یه چیزی که این عشقو با هیچ کس غیر از خودت و اون در میون نزار چون بعد از اینکه. عاشقی از سرت بپره همه به یه چشمه دیگه نگاهت میکنن امیدوارم این خرف هارو دیر نگفته باشم ….بای

      • عسل در 1395/04/16در3:45 ق.ظ

        آخه این راهکاره میذاری جلوش؟چشمک بزن بعاز کنارش ردشو بگودوست دارم هیچی دختره حالش ازش بهم میخوره دوتافحشم بهش میده

    • عسل در 1395/04/16در3:40 ق.ظ

      ای جااااااااااااااااااااااانم
      نی نی
      منم بیست سالمه

  199. عاشق تنها در 1395/01/07در3:56 ب.ظ

    سلام به همگی!خوبید؟دوستان یه مشکلی برام پیش اومده که به هیچکسی هم نمیتونم بگم.الان مشکلمابراتئن تعریف میکنم.خواهشاکمکم کنید.واقعابه کمکتون نیازدارم.چون دارم دیونه میشم.من دختری18ساله ام که تاحالاهم عاشق هیچ پسری نشده بودم وراستش ازتمام پسرامتنفربودم ولی بالاخره عاشق شدم.ولی نمیدونم ازکی وازکجا.ولی میدونم اونقدرعاشثش شدم که ازدوریش میشینم گریه میکنم.ومن اونافقط1باردرهفته میبینم وتوی این 1بارفقط درحدسلام است.اون وقتی منامیبینه به گرمی سلام میکنه باهام.نمیدونم اونم عاشق منه یانه.نمیدونم ازکجابایدبفهمم.توروخدادعام کنید
    ولی عشقم یه پسرباخداوخیلیییییییییییی خوبیه
    برام دعاکنید

    • rezazendeh در 1395/02/20در7:15 ب.ظ

      کار احمقانه نکنی که بیچاره میشی …
      فقط اگه پسره بفهمه که عاشقشی بیچارت میکنه …فقط یه کاری کن که عاشقت بشه در صورت تابلو بازی که میکنی پسره 100 درصد فهمیده اینو میگم پسرا ..خودمم پسرم که این حرف حارو میزنم …مطمءن باش فهمیده چون پسرا سرعت ای کیو ی بالایی دارن…بای

    • پینار در 1395/04/16در6:54 ب.ظ

      سلام دوستان من 14سالمه من اصلا عاشق کسی نمی شدم ولی الان عاشق یه نفر شدم بیشعور 20سالشه من موندم اخه 6 سال اختلاف مارو به کجا می رسونه آخه اونم منو دوست داره ولی نمی تونم بهش بگم ولی خودمونیم ها خیلی خوشگله منم خیلی ازش خوشم می یاد لطفا کمکم کنید

    • amir در 1396/04/29در3:31 ق.ظ

      راستش باید یه جورایی دلشو قرص کنی که بهت بگه دوست داره براش فقط ناز نکن تا براش سوء تفاهم نشه دوسش نداری

  200. خودت میشناسی!!!!!!!! در 1395/01/05در11:58 ق.ظ

    برام دعا کنید دوستام مدام از اون برام حرف میزنن.

  201. اکو در 1395/01/05در10:19 ق.ظ

    سلام دوستان من زن گرفتم باهام فراری شد چهار ساله با همسرم زندگیم اصلا درک نداره تفاهم باهاش سخته بعدسه سال زندگی رفت خونه باباش باهاش اشتی کردن ونزاشتن پنج ماه حتی باگوشی صداشو بشنوم الانم هررر جور شد برگشته سر زندگیش ولی خانوادش یادش دادن ازیتم کنه زندگی برام جهنم شده ازش هم بچه ندارم چون نمتونم شاید سرنوشت این تفل عوض بشه هر روز دعوا ومرافع نمیدنم چیکارکنم خواهر برادرای من کمکم کنید با نظر سنجیتون تشکر

    • يه دوست در 1395/01/05در9:09 ب.ظ

      با هاش سعي كن حرف بزني و بفهمي مشكلش چيه؟ دوست نداره و… و ازش بخواه بهت بگه و سعي كن مشكلو با هم حلش كنيد.

    • اکبر اسکندرزاده در 1395/01/15در4:07 ب.ظ

      انشاله به راه راست هدایت بشه .

    • rezazendeh در 1395/02/20در7:20 ب.ظ

      سعی کن تو تغییر کنی، از چشم اون ،و واسش فیلم بازی کنی و اون خمیری که تو سرش به جای مخ است رو خودت به نحوی که میخوای شکل بدی این ماثر ترین راهه…فیلم بازی کن که عاشقشی یه فیلمی که واقعا باورش بشه بعد باحاش صحبت کن موفق باشی….

    • رضا در 1396/05/19در9:32 ب.ظ

      با هم برید مشاوره

  202. amir در 1394/12/26در5:16 ب.ظ

    سلام من 15 سالمه و تو فضای مجازی عاشق یه دختر شدم الان خیلی وقته باهاشم و باهم گرم گرفتم نمیدونم اونم منو دوست داره یا نه اخه بعضی وقتا رفتارش جوریه که انگار منو دوست داره و بعضی وقتا بالعکس چیکار کنم؟؟؟؟

    • متین در 1395/04/10در3:58 ب.ظ

      بابو من 15 سالم بود نمیدونستم فرق دختر پسر چیه اینو باش تو 15 سالگی عاشق شده بابا تو هنوز قاشق نشدی چه برسه به عاشق اصلابه سن بلوغ رسیدی

      • باران در 1395/06/14در11:24 ب.ظ

        چ دنیایی شده ما ب چی میکنیم مردم ازخوشی دارن قاشق میشن …..خخخخخخخ

  203. امیررضا در 1394/12/23در10:03 ب.ظ

    سلام من مدت سه ساله که یه تفر رو دوست دارم و احتمال خیلی کم میدم که اونم یجورایی منو میخواد ولی چون خیلی نمیبینمش نمیتونم بهش ثابت کنم اینم بگم که من سه سال پیش اون رو دیدم و شاید هر یک ماه یه بار بتونم ببینمش تقریبا رابطه بدیم باهاش ندارم و باهم صحبت میکنیم میخواستم راهنماییم کنید که چجوری بهش بفهمونم که واقعا دوسش دارم و سه ساله که به امید بدست اوردنش نشستم

    • الهام در 1395/01/10در5:54 ب.ظ

      یعنی چی که نمی دونید چطور بهش بفهمونید دوستش دارید؟!
      خوب اگر با هم آشنا هستید، خیلی راحته باید بشینید و رو راست باهاش صحبت کنید. مطمئن باشید که اگر اون هم شما رو دوست داشته باشه، خیلی براش مهمه که شهامتش رو داشتید که رک و راست بهش بگید.
      اگر هم دوستتون نداشته باشه حداقل متوجه می شید و سالهای بیشتری رو به هدر نمی دید… سه سال مدت کمی نیست….!
      به نظرم باید شهامت به خرج بدید و باهاش صحبت کنید….موفق باشید

      • mr.me در 1395/03/11در10:44 ب.ظ

        سلام
        شما به عنوان یه خانوم واقعا فکر میکنید اگر مستقیم با طرف صحبت کنیم بهتره ؟
        نظر خانومای دیگه رو هم میدونید یا این فقط نظر شخصی شماست ؟ ( منظورم تعدادی از دوستاتونه)

        پیشنهاد شما اینه که چجوری بیان شه بهتره ؟

  204. مهدی زینلی زاده در 1394/12/22در10:57 ب.ظ

    سلام نگارسليمي بچه یزد منم مهدی اگه این پیامو دیدی میخواستم بگم دوست دارم از ته قلبم

  205. سهیل حمیدی در 1394/12/07در9:30 ب.ظ

    تازه با سایتتون آشنا شدم.
    خیلی مفید بود

    • فقط عاشق در 1394/12/08در11:17 ب.ظ

      تا حالا عاشق شدی دوسش داری

  206. فقط عاشق در 1394/12/06در1:02 ب.ظ

    سلام من به یکی از دخترا عاشق شدم من اونو خیلی دوستش دارم اونم منو دوست داره باهم تو ایمو حرف زدیم بهم گفته عاشقتم من یه حسی دارم نمیدونم چیه ولی در اخر دعوا کردیم واسه یه اومدن من یه پسر عاشق یه دختر شدم من 15سال دارم اسمم مهدی لطفا راهنمایی کنین چکار کنم راهنمایی

  207. کرم در 1394/12/02در10:54 ب.ظ

    یه کمکی به من بکنید من از یه دختر خوشم میاد میخام باهاش دوست بشم ولی روم نمیشه برم شماره بدم لطفا زود جواب بدید

  208. من در 1394/12/02در1:49 ق.ظ

    شاید روزی اتفاقی سری به اینجا بزنی(فردین دوست دارم بیشتر ازخودم)

  209. Mobina در 1394/11/20در7:03 ب.ظ

    سلام
    من یه دختر 16 سالم والان یه سالی هست که عاشق پسر دوست بابام شدم قبلش اصلا به عشق و اینجور چیزا اعتقادی نداشتم ووقتی که اون وارد زندگیم شد کلی با خودم کلنجار رفتم وهمش میگفتم این حسی که من دارم یه حس بچگونست اما تابستون امسال وقتی باهم رفته بودیم گردش فهمیدم که عاشقش شدم حالا نمیدونم که اون دوسم داره یا نه اما از رفتارش 90درصد احتمال میدم که دوسم داره مامانم هم از موضوع خبر داره چون اون خیلی به من نگاه میکنه مامانم فهمید الان تنها مشکلی که دارم نمیتونم بهش اعتماد کنم واز روی رفتارش عشقشو باور کنم اخه میترسم که اشتباه کنم اون همیشه با حرفاش اذیتم میکنه و به مامانم میگه زن داداش ولی از اون طرف با رفتارش دیوونم میکنه و فک میکنم دوسم داره و در ضمن اینم بگم که ماباهم در ارتباطیم وبا هم چت میکنیم اما نه به عنوان دوس دختر دوس پسر راستی یادم رفت که بگم دوبار تا حالا سعی کرده دستمو بگیره ولی من دستمو کشیدم در ضمن اون 19 سالشه

  210. عاطفه در 1394/11/19در9:33 ق.ظ

    سلام،من١٨ سالمه،پشت كنكوريم،مشاوره ام يه پسر جوونه.من ازش خوشم مياد ولي به احتمال ٩٩درصد دوس دختر داره،بعد جور ذهنم درگيره..نميدونم چيكار كنم.به حدي كه اگه زنگ بخوام بزنم بهش يا پيام بدم و كاري داشته باشم از استرس ميمرم. چيكار كنم؟؟؟؟

    • رسول سرخه در 1394/12/28در10:57 ب.ظ

      سلام شماره تان را برام بفرست من با اون فرق نمی کنیم

      • خودت میدونی در 1395/02/07در2:33 ب.ظ

        آقای سرخه شما همون تو کلاس که دنبال دخترا بودید کافیه!!!!
        وای خدا چقد دنیا کوچیکه که من نظر شما رو اینجا دیدم

    • اکو در 1395/01/05در10:05 ق.ظ

      سلام نترس کارتو ادامه بده عاطفه خواستم کمکت کنم هررر چیزی ازش بترسی رو دلت میمونه من پسرپ اگه دختری بهم زنگ بزنه اگه ازش خوشم نیاد بازم بهش جلب توجه میکنم ازش خوش میاد چون حس خاص وقشنگیه من مهابادی هستم خواستی ایمیل بده بهت شماره بدم کمکت میکنم

    • mmm در 1395/03/14در7:43 ب.ظ

      عین منی منم عاشق مشاورم شدم ولی من پسرم مشاورم دختر نمیدونم چه طوری بهش بگم آخه اون دکتره می ترسم ولی بالاخره بهش میگم بعد کنکور نمیدونم چی بشه ولی فک کنم خودمو باید برای یه نه آماده کنم چون اون حتی تو اینستا منو اکسپت نمیکنه ولی تلفنی حرف میزنیم خیلی مهربونه نمیدونم چی بشه

  211. باران در 1394/11/12در1:00 ب.ظ

    اوه چه خبره اینهمههههههههههههه عاشق بابا بس کنید گوره بابای عشق و هرچی دخترو پسره.من ۱۵سالمه دوسال عاشق بودم وباهم ارتباطم داشتیم ولی اخرش چی‌.با ابروم بازی کرد الان دوماهه که باهاش نیستم و ازش شکایت کردم اونم انقد نفهم و سوسو بود که فرار کرده دعا کنید پیداش کنم تلافی کنم ازش به زنده بودنشم راصی نیسم .اخرو عاقبت عشق همینه و بس.وشما هم(دخترا.پسرا)،یا عاشق نشید یا بازی ندید .

    • nioosha در 1395/03/15در0:53 ق.ظ

      اسم عشق رو خراب نکن اونی که تو میگی عشق نبوده تو
      اسمشو گذاشته بودی عشق و طرفت فقط واسه ارضا کردن هوسش اینکارو کرده عشق خیلیییی پاکه از هر رابطه ای پاک تره یکی که عاشق باشه مطمئن باش به عشق اسیب نمیزنه امدوارم عشق واقعی رو تجربه کنی و بهش برسی چون عشقه که وقتی خسهته و تنهایی ارومت میکنه وقتی که بهش فکر میکنی حتی وسط همه ی سختی ها هم که باشی بازم اروم میشی مطمئن باش اون عشق نبوده فقط هوس بوده واقعا خیلی متاسفم که بعضی ها مثل کسی که با ابروی تو بازی کرده به عنوان عاشق وارد میشن و بعد اسم عشق رو خراب میکنن دوستان اگه قصدتون ارضای هوستونه خواخش میکنم اسم عشق رو تو رابطه هاتون نیارین…… یه عاشق برام دعا کنید لطفا که بهش برسم

  212. سجاد در 1394/11/05در11:17 ق.ظ

    سلام دوستان
    من 17 سالمه عاشق یه دختری شدم که اونم 16 سالشه . از ده سال پیش با هم اشنا بودم ولی الان خیلی بد جور عاشقش شدم تابه حال هم با دختر دوست نبودم ولی الان خیلی دوست دام دوستی رو امتحان کنم ولی چون دختره داخل اقواممونه میترسم بهش پیشنهاد دوستی بدم همش به اون فکر میکنم تا به حال اینجور نشده بودم خیلی دوسش دارم شمارش و همه ی مشخصاتش رو هم دارم میدونم که اونم اهل این دوست بازی ها نیست و میدونم اگر پیشنهاد دوستی هم بهش بدم قبول نمیکنه مترسمم بره به همه بگه درضمن اینم میدونم که اونم خیلی منو دوست داره
    لطفا راهنماییم کنید تورو خدا کمکم کنید من بد جور عاشق شدم

  213. r در 1394/10/30در8:25 ب.ظ

    سلام من یه دختره 14ساله هستم که سره این موضوع سه ساله کاملا درگیرم میخاستم ازتون خاهش کنم من وراهنمایی کنیدمن عاشق یکی ازبستگانمون شدم که حالاتش من وتومنگنه قرارداده یعنی نمیدونم عاشقمه یانه اون مذهبی ولی شوخه منم چادریم اون بعضی وقتاکه تقریباهمیشه که میبینمش درحاله نگاه کردن به منه یاسعی میکنه بغلم وایسه ولی کاری نمیکنه که جلبه توجه شه مثلاشروع میکنه بایکی دیگه صحبت یاباگوشی کارمیکنه ولی زیادی نزدیک میشه خیلی کارایه غیره منتظره میکنه یاجلب توجه بعضی کاراشم واقعامن وبه تعجب میندازه ولی یه روزاییم میبینم که اصلا بم توجه نمیکنه یا میخادباکاراش لجم ودربیاری مثلا باماشین ازجلوم ردمیشه یاچشماش ومیچرخونه قبلایه خریتی کردم که فک کم سه سال پیش قبل ازوااقعا عاشق شدنم نسبت بش بودم که اون بچه بودگفت من هیچ کس ودوست ندارم ولی الان خیلی فرق کرده البته من ازطریق دوستم فهمیدم اون سال هاولی بعضی وقتاکاراش تابلوهست که جلبه توجه میکنه بعضی وقتاهم کاملا بی تفاوته خلاصه بگم خاااااآهش مندم جوابشوبدیداگه واقعامیدونیدمن سه ساله درگیرم حداقل شمامن وراهنمایی کنید خواهش میکنم خودم دوسش دارم همیییشه به فکرشم بافکرش قلبم به تپش میفته واسترسه شدیدی میگیرتم اونم یک سالی میشه که رفتارا وطرزه لباس پوشیدنش جداب ترشده وقبلا لباسایه تکراری میپوشید ولی الان عطرو لباسایه شادو ..میپوشه خیلی چیزاش عوض شده میدونمم کسی نیست که باهیچ دخنری دوست شه جواب بدید لطفا ممنون

  214. هادی در 1394/10/25در5:46 ب.ظ

    سلام
    من الان چند روزه عاشق دختر همسایمون شدم.خیلی بهش علاقه پیدا کردم نمی دونم چه طوری بهش ابراز علاقه کنم از بچگی با هاش دوست بودم اون با من راحته الان 1و2سال از کنار ما رفتن وخونه شون از اینجا بردن همشن به بهونه داداشش که رفیقمه میرم میبینمش اما روم نمیشه با هاش صحبت کنم میشه راهنمایی ام کنید
    منونم

  215. masror در 1394/10/23در1:38 ب.ظ

    سلام…دوستان این عشقی ک شما میگید دروغه بخدا هیچ عشقی وجود نداره عشق هم دروغه لا اقل بگید دوسش دارم نه اینکه عاشقشم باور کنید هیچ دختر عاشق هیچ پسری نمیشه و هیک پسری عاشق هیچ دختری نمیشه دخترا فقط بخاطر پول یه پسرو دوست دارن پسرا هم فقط بخاطر هوس و میل جنسی

    • nioosha در 1395/03/15در0:57 ق.ظ

      مسخرس شاید اینو تجربه کردی که میگی نباید جمع ببندی همه اینجوری نیستن مطمئن باش عاشقای واقعی اینجوری نیستن

  216. احسان در 1394/10/22در2:09 ب.ظ

    سلام من یه پسر15 ساله هستم وبه یه دختر همسن با هودم عاشق شدم من اون رو خیلی دوسش دارم اما اونو نمیدونم میخوام باهاش دوس بشم اما نمیتونم بگم چون باهم فامیل هستیم ومی ترسم بره به پدرش بگه خیلی دوسش دارم لطفا راهنامیم کنید با تشکر

  217. کیمیا در 1394/10/21در2:28 ق.ظ

    من نمیفهمم این بچه مچه های دوازده ساله چطور عاشق میشن اینا همش کشکه عشقم مثل ازدواج سن خاص خودش رو داره اگه قرار باشه هرکی به دلمون بشینه عاشق شیم که باید عاشق هزارنفر شیم یکم به فکرو ذهنتون تسلط داشته باشین وتوی عشق در درجه ی اول اخلاق رو در نظر بگیرین این خیلی مهمه

    • یکی مثل شما در 1394/10/23در5:18 ب.ظ

      من بهم بر خورد البته خیلی پست خوبی بود و آلان من از 12 سالگی تا الان که 18 سالمه دوست دختر دارم و هیچ رابطه کشکی در کار ما نیست راستی خیلی هم خوشگله و بنده روی ذهنم کاملا تسلط دارم

    • ترنم در 1394/12/02در5:46 ب.ظ

      سلام منم یازده سالمه عشق چیز سختی نیست که قرار باشه بگین این بچه مچه ها چجوری عاشق میشن.ما خیلی راحت عاشق میشیم. تازه من هنوزم با دوست پسرم رابطه دارم خیلی هم دوسش دارم دوازده سالشه

      • مبينا در 1395/03/06در0:18 ق.ظ

        يا خدددددددااااا

      • dost در 1395/03/20در8:16 ق.ظ

        ای بابا اون حسی که توی سن 11 سالگی به وجود میاد اخه بهش میگن عشق !!!!
        اون که عشق نیست بابا توهمه ,خیاله !!!!!
        بس کنید تورو خدا این احساسات پوچ تون رو توی این سن ……

      • امير در 1396/03/21در1:50 ق.ظ

        تو ديگه خيلي چيزي

    • کرم در 1394/12/02در10:52 ب.ظ

      عشق سن نمیشناسه وقتی عاشق بشی دیگه شدی

    • radman در 1395/01/14در9:00 ب.ظ

      این حرفت خیلی غیر منطقی بود
      همه نویسنده ها شاعرا واهل قلم ها
      ثابت کرده اندعشق سن وسال نمیشناسه

    • امير در 1396/03/21در1:49 ق.ظ

      خفه شو بابا

  218. مصطفی در 1394/10/20در11:11 ق.ظ

    سلام من پسری 14 ساله هستم که الان به مدت 6 سال دختر عموم رو که 13 سالشه دوست دارم دختر عموی من تو یه شهر دیگس خیل کم میبینمش اگه شانس بیارم عروسی ای بشه تو فامیل میتونم ببینمش شاید سالی یه بار لطفا کمکم کنید بهش بفهمونم که دوسش دارم لطفا جواب خوب بدید یا بهم ایمیل کنید خواهشا نگید سنم کمه باید فراموشش کنم چون غیرممکنه
    باتشکر

  219. پوریاpo در 1394/10/10در3:40 ب.ظ

    سلام.هجده سالمه.ععاشق ی دختری تو دانشگاه شدم و توی کلاسمونم هست.نمیدونم چجوری بهش بگم دوسش دارم.خیلی دختر خوبیه.میترسم بهش بگم.یا اگه بگمش از من بدش بیاد و نظرش نسبت بمن عوض بشه.توروخدا بگید چیکار کنم.گیجم.نم چجوری ب

  220. سمیه در 1394/10/08در12:51 ب.ظ

    شاید یه روزی اتفاقی گذرت به اینجا بیفته و کامنتمو بخونی:
    “مجتبی تا ابد دوستت دارم”

  221. amir در 1394/09/27در8:01 ب.ظ

    سلام من شونزده سالمه عاشق یه دختر پونزده ساله شدم و بیشتر موقع ها میرم دم مدرسشون و از نظر قیافه هم خوشگل هستم میخوام برم بهش شماره بدم یا بهش بگم دوسش دارم زبونم قفل میشه لطفا کمکم کنین بدجور عاشقشم دارم دیوونه میشم

  222. morteza در 1394/09/17در0:39 ق.ظ

    من از خوردی عاشق دختر امو ام بودم و در سن 18 سالگی برایش میسیج کردم و گفتمش که عاشقتم اما او تا هنوز جواب من را نداده چه کاری کنم.

    • عسل در 1395/04/16در4:03 ق.ظ

      سلام من ازسن 6سال وهفت ماهگی خیلی اتفاقی فهمیدم عاشق خودم شدم فقط نمیدونم چطوری اثبات کنم توروخدایه راهی جلوپام بذاریدبه خداواستون دعامیکنم
      خخخخخخخخخخخ

  223. ایلار در 1394/09/16در10:25 ب.ظ

    سلام دوسال با پسری دوس بودم خودش میگف خیلی دوستت دارم من واسه تولدش کادو میخریدم ولی اون نه.حتی با خانوادشم درموردمن صحبت کرده بود.انقد بهش خوبی کردم حتی دعوامون میشد فحشم میداد بهم من چیزی نمیگفتم تاجایی که یبار سرفحش دادناش قهرکردم.هرسری قهر میکردیم یکیمون میومد و اشتی میکردیم .این دفه ۴۰ روز قهر بودیم ولی اصلا اس نداد ولی تو واتس اپ مطمعنم به خاطرمن انلاین میشد.من خودم بهش اس دادم درصورتی که خیلی بهم توهین کرده بود.اس دادم جوابمو داد حتی چندین ساعت باهم حرف زدیم بهش گفتم میخوای بامن باشی یانه فقط میگف من سرد شدم فک کنم حرصش درومده بود که ۴۰ روز اس ندادم جوری رفتار کرد که من گریم درومد بهش گفتم وابسته شدم ولی بدتر کرد گفت فراموشت کردم منم حرصم درومد دیگه بهش اس ندادم یبار رفتم تو واتس اپ عکسمو گذاشتم رو پروفایلم اونم انلاین بود حرصش درومد کلا واتس اپشو حذف کرد دوباره فرداش نصب کرد.بهنظرتون دوسم داره یانه؟

    • میلاد در 1394/09/20در2:10 ب.ظ

      اگه اون واقعا دوست داشت هیچوقت بهت فش نمیداد اصللللن
      در ضمن آدم اگه یکیو از ته قلبش بخواد راضی نمیشه آب تو دلش تکون بخوره
      ولی بازم خودتون بهتر میدونید زود تصمیم نگیرید

    • سجاد در 1394/10/07در11:04 ب.ظ

      سلام.منم عاشق شدم به یه دختری که دوست پسر داشته زیاد ولی از ته قلب دوسش دارم یه بار سر یه جریانی بهم فحش داد و به مامور نیروی انتظامی اطلاع داد منو بگیرند ولی من در رفتم اول هاش دوسم داشت منم خیلی دوسش دارم ولی نميدونم الان چرا اینطور شده یا شاید از اول دوستم نداشته ولی اوایل بهم لبخند میزند بهم نگاه میکرد الان موندم چکار کنم کمکم کنید

  224. ترانه در 1394/09/11در2:59 ب.ظ

    سلام دوستان

    بزارید راحت صحبت کنم
    شما اول معنی عشق و عادت رو درک کنید
    عشق علاقه شدید که باید به مرور زمان به قلبت ثابت بشه و با اون طرف زندگی کنی تا متوجه دو طرفه بودن عشقتون بشید
    عادت ک معنیشو خودتون می دونید
    بعضیاتون الان باید به فکر درس و مدرسه و کنکور باشید آدمی که پیشرفت می کنه بیشتر به چشم میاد
    دنیای مجازی ی دنیای گذراست
    به دنبال عشق نباشید مثل بچه دم دمی مزاج می مونه بزارید خودش بیاد سمتتون
    سعی کنید اگه کسی رو پیدا کردید ابراز کنید
    عشق دو طرفه یادتون نره ی طرفه به درد نمی خوره چون خودتون ضربه می خورید
    سعی کنید تو عشق لج بازی نکنید ک اگه فلانی قهرم میرم با دوستش دوست میشم لجشو در میارم
    و…

    • علی در 1394/10/07در1:39 ق.ظ

      لایک داری باحرفت.بچه واسه من حرف از عشق میزنه

  225. محمدرضا در 1394/08/28در9:47 ب.ظ

    باسلام.من عاشق دختری شدم.اما اون با یکی دیگه که پولداره دوست شده.من به اون خیلی علاقه دارم.100تا از اون قشنگ تر دیدم ولی نظرم عوض نشده چیکار که منو دوست داشته باشه.البته وضع مالی ماهم بد نیست اما احساس می کنم اون رو بخاطر پولش دوست داره.کمکم کنید.

  226. arvin در 1394/08/28در5:48 ب.ظ

    من یه پسر 24ساله هستم مدتیه که به یه دختر علاقه دارم(میدونم اونم به من علاقه داره)البته خودم مغازه دارم منتها چون خدمت نرفتم وشرایطشو ندارم میترسم بهش بگم بنظرتون من چیکار کنم خواهشا راهنماییمکنین

  227. امیر در 1394/08/22در5:31 ب.ظ

    سلام.توروخدا جوابمو سریع بدین اوضاعم داغونه.من از بچگی عاشق دختر خالم بودم. تو سن 18 سالگی بهش گفتم ولی اون اولش مخالفت کرد و بعد دوباره با پیگیری ها و اسرار های من بعد از یک ماه رابطه مون صمیمی شد ولی بعد از سه چهار ماه دوباره رابطمون از طرف اون قطع شد.اون می گفت دوست نداره وابستگی پیش بیاد یا این که من از این رابطه این برداشتو داشته باشم که اون دیگه مال منه و جواب مثبت بهم داده و میگفت که باید حتما با پدر و مادرش مشورت داشته باشه و بعد تصمیم گیری بکنه و این که اون می گفت می خواد به جای عشق و عاشقی با عقل پیش بره و تصمیم بگیره.حالا من باید چی کار کنم و آیا اون منو میخواد و عاشقم هست یا نه؟

  228. mahtab در 1394/08/08در7:44 ب.ظ

    سلام.
    من عاشق یه پسری شدم که دوستم بود و یه موقعی بهم دلداری میداد چون از دوست پسرم جدا شده بودم و ناراحت بودم .اون بهم دلداری میداد .بعد اون هم عاشق یه دختره بود که مادر و پدرش دختره رو به زور به یه نفر دیگه شوهر دادن .من کم کم عاشقش شدم .ولی نمیدونم که اون عاشقمه یا نه .من بهش شک کردم اون با من خیلی صمیمیه .نمیزاره که به من آسیبی برسه ازم دفاع میکنه .تو هر تصمیمی ازش کمک میگیرم و اون هم راه درست و بهم نشون میده .من در فیس بوک در یک گروپ هستم که اون هم عضو اون گروپ هست و بخاطر اینکه پسرها مزاحمت برای من نکنن اون بهم گفت تا در گروپ هر کسی مزاحمت کرد بگم که دوست پسر دارم و نام اون و بگم .حالا بی اندازه بهش علاقه پیدا کردم .میخوام بهش بگم که دوستش دارم ولی میترسم که اون قبول نکنه نمیدونم که اون هم دوستم داره یا نه .لطفا کمکم کنید دیگه دارم دیوونه میشم یه راهی بهم نشون بدید که چیکار کنم باهاش

    • آرزو در 1394/08/11در4:24 ب.ظ

      اصلانگومنیهباراعتراف کردم ضربه بدی خوردم تواینکارونکن نگوواگه دوستت داشته باشه خودش میگه.

      • mahtab در 1394/08/12در11:30 ب.ظ

        من بهش گفتم .نتونستم طاقت بیارم .اونم گفت منم دوستت دارم

    • …….. در 1395/03/22در1:39 ب.ظ

      سلام به نظر من اصلا نگو که دوسش داری . من مانند این تجربه رو داشتم و به پسره گفتم که دوسش دارم ولی جواب عکس داد. پسرا جنبه ندارن (البته پسرا ببخشیدا ولی این ی واقعیت.) در صورتیکه تا قبل این من دوست داشتنم ابراز کنم پسره تو رفتارش نشون میداد که چقدر بهم علاقه داره ولی هیچ وقت بصورت رو در رو بهم نمیگفت ولی با کاراش بهم نشون میداد

  229. رضا در 1394/07/30در11:15 ق.ظ

    سلام تو رو خدا جواب متنی که مینویسم رو برام ایمیل کنید .من دختریو دوست دارم اونم دوستم داشت تا دوماه پیش بعد یه دفه عوض شد هرچی میگفتم چته هی میگفت افسردم ولی وقتشو تو گروهای چت میگذروند ولی با من حرف نمیزد تو این دوماه یه هفته میرفت بعد دوباره میومد میگفت ببخشم من مریضم بعد دوباره میرفت .حالا نمیدونم باید چیکار کنم بنطر شما چشه راستی سن دختره17 هستش سنخودم23

  230. مرضیه در 1394/07/28در0:38 ق.ظ

    سلام من خدا رو شکر تاحالاعاشق نشدم و دوست ندا م عاشق بشم اونم این عشقای زود گذر و الکی من الان 21 سالمه و جالبه دوستام وقتی تیپ و ظاهر منو میبینن اصلا باورشون نمیشه که من تا حالات دوست پسر نداشتم و یا عاشق نبودم من برای خودم برنامه های دیگه ای دا م که عشق های الکی مانع اونها میشه من مطمئنم یه روز عاشق میشم ولی از خدا میخوام عشقم یه طرف نباشه و اون عشق باعث سعادت و خوشبختی من و معشوقم بشه ،از شما عزیزانم همین رو میخوام لطفا فکرای الکی تون رو پرورش ندین و برا خودتون بزرگ نکنین اگه اینو باور داشته باشین بزرگترین عشق ،عاشق و معشوق خداست دیگه فکرتون اینقد درگیر نمیشه مطمئن باشین وقتی افکارتون اینطوری باشه خودش به موقع بهترین رو سرراحتون قرار میده .ش

    • محمد مهدی در 1394/10/26در3:13 ب.ظ

      اخلاق پسرا همینه مطمعن باش اونم دوست داره.چون منم دختری رو ک دوسش دارم رو خیلی مسخرش میکنم یا بهش تیکه میندازم ولی صمیما دوسش دارم.در حالی ک با دوستاش خیلی مهربون ترم

  231. فائزه در 1394/07/19در6:35 ب.ظ

    سلام..اقا من ی بنده خدایی رودوست دارم ک۲۳سالشه اقااااا چشتون روز بدنبینه ایشوووون همممه رو میبینه جز من…تعریف نیس ولی بخدا ادمایی ک دنبالمن کم نیستن….خودشم میدونه امااصلا ب من توجه نمیکنه باورتون نمیشه عاشق همه رفقام شده و ج رد شنیده ولی بمن توجه نمیکنه البته لازم ب ذکره ک رودررو باهاش لجم اما باطنا میمیرم براش…شاید بخاطرلجبازیاوبحثامونه ک سمتم نمیاد…موندم چجوری بش بفهمونم…

    • یار دبستانی در 1394/07/26در4:07 ب.ظ

      با سلام
      خواهر گرانقدر راهش اینه که نسبت به طرفت بی تفاوت بشی و یه مدتی دورادور حواست بهش باشه ولی در ظاهر اصلا بهش اهمیت نده….قول ناموس میدم که هفته دوم در پی شما برخواهد آمد…شک نکن
      در ضمن هر کدوم از دوستای خوبم که سوالی داشته باشند به وبلاگم مراجعه کنند یا توسط ایمیل سوالاتشونو برام بفرستند در اولین فرصت جواب میدم….
      پـــــــــــــــــــــــــیروز باشید

  232. محمد در 1394/07/05در11:39 ب.ظ

    سلام.بببینید دوست من شما تازه12سالتونه .این چیزی نیست که بخاید براش تاسف بخورید.زندگی انقدر پیچیده است که ما آدمای احساساتی درکش برامون یه کم سخته…

  233. princess bloom در 1394/07/01در5:37 ب.ظ

    من 12 سالمه….راستش داخل بازی کلش آف کلنس ی پسر 18 ساله از من خوشش اومده…وقتی ب دوستام میگفتم غیر ممکنه ی پسر 18 ساله از ی دختر 12 ساله خوشش بیاد هزار تا مثال میزدن ک ممکنه..راستش منم ازش خوشم میومد و اونو مثه داداشم دوس داشتم فراتر از داداش نبود..خیلی بامزه بود..راستش اونم خیلی باهام مهربون بود…وقتی ازش پرسیدم صورتت چه جوریه فهمیدم این همونیه ک من همیشه میخواستم…البته ما هنوز به هم نگفته ودیم ک همو دوس داریم ..خیلی باهم شوخی میکردیم..وقتی رفته بود اردوی تکواندو خیلی براش دعا میکردم..شبشم ک اومد کلی باهم حرفزیم…اما ی دفعه یکی از کولیدرامون اول منو کیک کرد(از کلن بیرون انداخت) بعدشم اونو…خلاصه اون شب کلی گریه کردم.. نمیدونسم چم شده بود…اگه ممکنه راهنماییم کنین و بگین ک چجوری با این عشق کنار بیام…خیلی خیلی ممنون…در جواب اون پسرایی هم ک میگفتن دخترا اینجورین دخترا اونوجرین آید بگم ک ایراد از خودشونه..دختر چیزی داه ک پسر نداره…دختر ی قلب سرشار از محبت داه ک پس نصف عمرشم بده تا تقییر کنه نمیتونه اون قلبو داشته باشه…

  234. علی در 1394/07/01در2:08 ق.ظ

    سلام
    دخترا اگه عاشق یه پسر هستید و نمیدونید اون دوستون داره یا نه اینو بخونید
    – اگه احساس میکنید نگاتون میکنه یا به بهونه هایی نزدیک شما میاد یا کارایی برای جلب توجه میکنه مطمعن باشید دوستون داره ولی روش نمیشه بهتون بگه شما با رفتارتون نشون بدین که شما هم دوس دارید منم متاسفانه این مشکلو دارم خیلی وقته خیلی خیلی عاشق دختری شدم ولی نمیدونم چه کنم دارم دیوونه میشم همش تو این فکرم چکار کنم ولی نمیتونم
    ولی شما کاری کنید که طرفتون مثل من نباشه
    امیدوارم هیچ دختر و پسری این مشکلو نداشته باشن :(::::::::

  235. Armin در 1394/06/29در2:37 ب.ظ

    سلام ارمین هستم 16 سالمه عاشق دختری شدم به اسم نگین که همشهری هم بودیم ما تو فضای مجازی با هم دیگه حرف میزدیم اون بهم میگفت داداش و خیلی با هم دیگه صمیمی بودیم بطوری که اون تمام حرفاشو بهم میگفت….ولی من نمیتونستم بهش بگوم دوسش دارم چند ماه همینطوری گذشت بعد یکی از دوستام عاشقش شد و دنبالش افتاد نگین ازم پرسید چجور پسریه منم گفتم پسر خوبیه و ازش تعریف کردم….بعد مدت گفت نه نمیخوامش…منم گفتم هرجور راحتی بعد من بهش گفتم نگین جان من عاشقتم گفت شوخی میکنی من مثل خواهرتم بعد از چند هفته که صد بار گفتم عاشقتم منو بلاک کرد من هر روز میرفتم سر کوچشون و همه دوستام اینو میدونستم بعد نگین با یکی از دوستام دو هفته دوس شد و به یکی از وستاش که اسمش ایلار بود گفته بود من به ارمین یه حسی دارم ولی من با ور نکردم ……هر روز به فکرشم چند ماه گذشته ولی نمیتونم فراموشش کنم هر روز سر کوچشون هستم لطفااا راهنماییم کنید؟

  236. نازنين در 1394/06/28در4:15 ب.ظ

    سلام.

  237. شهرام در 1394/06/27در6:44 ب.ظ

    من یه دختری رو دوست دارم اما اون نمی دونه من دوسش دارم نمیدونه چه طوری بهش بگم من 15سالم تور خدا کمک کنید شب روز تو فکرشم

    • محمدرضا در 1394/07/06در11:48 ب.ظ

      عیب نداره داداشی عین منی منم نمیدونم چطور بهش بگم دوست دارم
      فقط صبر داشته باش اگر میتونی اگر هم نمیتونی و فامیل نیست بهش بگو

    • امیر علی در 1395/03/12در3:58 ب.ظ

      به هیچ وجه در پی رابطه های پنهان با آشکارا نباشید اگر علاقه شما از روی هوی هوس نباشد فقط به خدا متوسل بشویدواز بزرگ تر ها خانواده کسی که رابطه اش با شما صمیمی است راهنمایی بخواهید و بدانید ازدواج یک نیاز مادی است نیاز های بنیادی وعالی بشر چیز دیگری است آنچه که مارا به قرب الهی نزدیک میکند

  238. گل در 1394/06/21در11:55 ب.ظ

    سلام یک دختر 22 ساله هستم که مدتی احساس می کنم یکی رو دوست دارم . اون فرد یکی از همکلاسی های من . اولین بار که دیدمش اصلا هیچ حسی نسبت بهش نداشتم. البته ادم خوش قیافه ای هست ولی نه اونقدر که در نظر اول کلی به چشم بیاد. از ترم های اول تا همین الان که ترم آخرم هر وقت با یکسری از دخترای همکلاسیم دور هم جمع میشدیم این حتما یکی از افرادی بود که غیبتش میشد آخه چون آدم فعالی هست و تو هر کار دانشگاه یک دستی داره کلا صحبت ازش زیاد بود. من خودم برخوردی باهاش نداشتم ولی دوستام همش میگفتن ادم مغرور و از خود راضی یا مثلا می گفتن هر کدام از دخترا بهش سلام میکنه فکر میکنه طرف عاشقش…… خلاصه کار به جایی رسید که من با خودم گفتم جوری بهش کم محلی می کنم تا ادم شه و هم از ترکشاش دور بمونم …. به خاطر حرفای بچه ها بعضی وقتا می رفتم پروفایل فیسش رو چک می کردم ….. همین چک کردنا اخر کار دستم داد …چون ادم فعالی بود زود به زود پست میذاشت در مورد کارایی که می کرد و باعث شد شخصیتش و بهتر بشناسم و یک زمانی به خودم اومدم دیدم که خیلی درگیرش شدم …. از یک طرف حتی یک روز هم از چک کردن مطالبش دست برنمی دارم و از یک طرف تو دانشگاه حتی بهش سلام هم نمی کنم…. البته بعضی وقتا پستاش یا از دستی یا اتفاقی مربوط به کارایی بود که من انجام دادم البته به صورت غیر مستقیم ….همین قضیه هم باعث شد که من فکر کنم اونم به من توجه داره و به این قضیه دامن زد …….تا جایی رسیدکه بعضی وقتا با چشم دنبالش می گردم …بعضی وقتا فکر می کنم یک هوس زودگذر ….بعضی وقتا فکر میکنم کس دیگه ای رو می خواد…. یا چون دختر قدی تو دانشگاه به نظر میام می خواد رو من و کم کنه و به دوستاش بگه دیدین بلاخره رامش کردم…..اه اه اه …….کلی خواستگار خونمون میاد ولی من نمیتونم هیچ کدوم قبول کنم خانوادم دیگه خسته شدن از دستم …. این داستان و احساسم رو تا به حال به هیچ بنی بشری نگفتم… آیا من دچار عشق کورکورانه شدم ؟؟ آیا این یک هوس زودگذر؟؟؟؟ یا من واقعا این بشر دوست دارم؟
    به هر حال هرکدوم از این ها هم که باشه تا وقتی اون جلو نیاد و حرفی نزنه …من به عنوان یک دختر هیچ وقت جلو نمیرم و حرمت زنانه خودم رو نمی شکنم… حتی اگر باعث شه بدون میل و رغبت با کس دیگه ای ازدواج کنم ………………………………….. :'(

    • آتنا در 1395/01/02در9:03 ب.ظ

      عزیزم منم مثل تو دخترم به نظرم تو به یکی از کسایی که توی خونوادتونه و از همه بهت نزدیک تره به هر کی که بهش اعتماد داری و باهاش راحتی بگو واز اون کمک بخواه که به خوانوادت بگن تا اونا هم اگه تونستن کمکت کنند یا برو روش هایی که توی سایت ها نوشته و میتونی کسیو عاشق خودت کنی یا متوجه عشقش نسبت به خودت بشی استفاده کن گلم امیدوارم موفق باشی!!

  239. فائزه و ع در 1394/06/20در3:42 ب.ظ

    راستی اون تازه شهریوررفت توسن 24 ومن ابان میرم تو19

  240. فائزه و ع در 1394/06/20در3:34 ب.ظ

    سلام من 19 سالمه من یکیو دوست دارم ولی دوست ندارم بهش خیلی محبت کنم اخه… ازاینکه منونتونه بگیره ازخونوادم
    اخه من نزدیک ب 2 ساله ک باهمبم همش فکرمیکنم ینی جون دوسش دارم خیلی بی خیالم ک باکسی جزمن هست یان.فقط خودموعذاب میدم بخداخسته شدم میخوام حتی کنترلش کنم ولی جندبارخواستم اینکاروانجام بدم و یجورایی دادم ولی خیلی ناراحت شد ولی باز یجوری ازدلش دراوردم ک بهش بفهمونم بهش اعتماددارم. شرایط من خیلی سخته توروخدا من همه ی زنگیموواسش دادم ومیترسمباکس دیگه ای باشه .اخه ازوقتی 1.1سالونیم ک گوشی اندرویدگرفته همش نگرانم استرس دارم باکسی دیگه ای جزمن باشه .همه جوره هم بهش محبت میکنم خودشم میگه ک توخیلی خوبی ولی اگه ی لحظه بهش محبت نکنم میگه توعوض شدی …اخه من میترسم جون توعشق قبلا هم شکست خوردم.نمیخوام تواین عسقمم…ی باراومدخواستگاری ولی مامان بابام راضی نشدن مخصوصا مامانم.ب خاطرش توروخونوادم ایستادم جند بار…نمیخوام ازدستش بدم. ینی نمیخوام ازمحبت زیادم بزاره بره دنبال کسی دیگه ونمیخوامم ک بهش بی محبتی کنم ک بره هرجند منم نمیتونم بهش محبت نکنم دست خودم نیست خییییییییییییییلی دوسش دارم اونم دوسم داره ولی ی مدتیه ک بی خیال شده دیگه مثل قبلا نیست بهش گفتم اینو.میگه ن توتشتباه میکنی ولی حس میکنم باکسی هست یاکسی روزیرنظر دار ه واسه ازدواج. راستی دوباره خواست بیاد واسه خواستگاری همین شهریورک الن توشیم ک عموم مرد اعصابم بدداغونه…..اعصابم بدداغونه…بقران دیووووونه شدم دوست دارم زودتر برم سرزندگیم تابهش محرم بشم باهم باشیم همیشه..تااراین همه اسسسسسسسسسسسسترس خلاص شم توروقران واسم دعاکنین…..اینی ک الن دارم مینویسم خودم دارم گریه میکنم زار زار…خیلی محتاج دعام…

    • zahra در 1394/12/23در10:25 ب.ظ

      سلام موافقم خداروشکر من من بعد 6 سال ب کسی ک دوسش داشتم رسیدم همه چی هم عالیه

  241. محمد امین در 1394/06/19در10:58 ق.ظ

    سلام من محمد امین هستم 15 سالمه.دوست بابام یه دختر داره که همسن منه .ما از لحاظ خانوادگی ارتباط زیادی با هم داشتیم.چند دفعه تو مهمونی دیدمش و تقریبا باهاش صحبت کردم.من واقا عاشقش شدم..خیلی .بیشتر برام مثل خواهرم میمونه.من خیلی خجالتی هستم..و نتونستم بهش بگم..الان یک ساله که رفته تهران ولی من چهرش رو به خاطر سپردم….دیروز از بین حرف های مامان و بابام شنیدم میخوان تا چند ماه دیگه انتقالی بگیریم بریم تهران.خععععععععععیلی خوش حال شدم..اگه میتونید کمکم کنید لطفا..میترسم منو دوست نداشته باشم…..

  242. عاشق دل شکسته در 1394/06/18در1:34 ق.ظ

    درود 14 سالمه عاشق دختر دوست مامانم شدم بدجور اون 2 سال از من کوچیکتره ولی خیلی زیاد دوسش دارم خیلی وقتم هس ندیدمش انقد دلم براش تنگ شده فقط دنبال یه فرصتم ببینمش دارم دیوونه میشم اصن اخلاقم یجوری شده که من به این شوخی یه کلمه حرف نمیزنم .دختره دختر خیلی خوبیه منم با داداشش دوقلوش دوست صمیمیم.خواهش میکنم کمکم کنید ممنون میشم…

  243. محمد امین در 1394/06/17در1:39 ق.ظ

    یه دخترو چند ساله دوس دارم خیلی بهش خبره میشدم شبا خوابم نمیبرد همه جاتابلو شدم بحساب از دوستام رابطم قطع شدو… اونم بهم علاقمند شد فقط ازنگاش فهمیدم دیگه از خدا چیزی نمیخاسم تمام فکرم مشغول اوبود ازبس دوشش داشتم بخدا میرفتم خیابون فقط ببینمش جلوم ظاهر میشد همیشه هم با مادرش بخدا حس میکردم مغزش توی شهر به ابن بزرگی هروقت اراده میکردم میدیدمش اونم خیییلی بهم علاقمند شه بود معلوم بود یه روز رفتم پارک با دوستم خیلییییی دلم تنگش بود یهو دیدمش انگار دنیا رو داده بودنمون اونم داشت پرواز میکردم عشق واقعي رو درک کرده بودیم اومد طرفم به ماشین تکه داده بودم رفت پشت سرم برای اولین بار بعداز دو سالعلاقه خواست باهام حرف بزنه من روم نشد شلوغ بود فهمید رفت یه جا خلوت نشست ا داشتم پر درمیاوردم میخاس برم پیشش خدا ”نمیدونم چرا روم برگرداندم با دوستم حرف زدم دوستم گفت برو بگو دوسش داری نتونستم بلند شد رفت پیش خونوادش نشست چه اشتباهی کردم اشتباه بزگترام شروع شد خواستم تعقيب خانوادش کنم دیدنمون فک کردن دنبال دخترشونیم فقط میخاسم خونشو پیدا کنم برم خواسگاریش حسابی همه چی خراب شد داغون شدم احساس کردم ازدسش دادم چن جای دیگم گند زدم انگار خدا میخاس شخصیتمو خراب منه ولی ازبس بهش علاقه داشتم شب تاصبح بیدار میموندم صبح میرفتم دم مدرسش میدیدمش از دور جلوی برادرش و….تابلوش کرده بودم الان یکسال دیگه اصلاً ندیدمش همینطور خوابش میبینم نمیدونم چرا ایقد دوسش دارم به دخترای دیگه هیچ حسی ندارم تاحالام با هیچکی دوس نشدم یجورایی منتظرم بمیرم شاید اون دنیا خدا دلش رحم اومد و….27سالمه دانشگاه هم انصراف دادم نمیدونم چیکار کنم

  244. reihane در 1394/06/08در6:06 ب.ظ

    البته مامانم فهمید من یوسف رو دوست دارم و الان کمتر و محدود تر از قبل رفت و امد میکنیم خواهشا کمک کنید میخوام ببینم کدومشون دوسم دارن از کجا باید بفهمم

  245. reihane در 1394/06/08در6:04 ب.ظ

    سلام من یه دختر 15 ساله هستم که چاهار ساله عاشقه پسره دختر خاله مامانم شدم ما وقتی من 11 و اون 12 سالش بود سره یه شوخی باهم دوست شدیم اسمش یوسفه از شانسه بده من تو این چارسال فقط5 بار همدیگرد دیدیم
    من خیلی دوسش دارم ولی نمیدونم اونم منو دوست داره یا نه
    کمک کنید لطفا
    البته یه مشکله دیگه هم دارم
    اینکه تازگی با یکی از پسر های فامیل که خیلی دوریم ازش خیلی بدم میومد اشنا شدم پسره مومنیه اسمش رضاس و ساله اوله دانشگاهشه اون منو دید و خندید از خجالت اب شدم
    این لبخندی که به رضا زدم رو فقط به یوسف زه بودم که خیلی هم دوسش دارم
    تازگی خیلی از رضا خوشم میاد ولی بیشتر از اون عاشق یوسف هستم
    خیلی به کمک احتیاج دارم

    • javad در 1395/03/13در7:25 ق.ظ

      هنوز بچه ای از عشق چیزی حالیت نیس باید در موردش زیاد صحبت کنیم

  246. bad boy xz در 1394/06/08در0:23 ق.ظ

    سلام من عاشق یکی از دخترای فامیل شدم من15سالمه و اون13یا14.اونا تو تهران زندگی میکنن من تو شاهرود.قرار تو عروسی ببینمش.چیکارکنم می خوام عاشقم شه کمک کنید لطفا وقت ندارم000……..

  247. رحمان علی زاده در 1394/06/06در10:08 ب.ظ

    خیلی زود عاشق میشید شما من تعجب میکنم

  248. رحمان علی زاده در 1394/06/06در10:06 ب.ظ

    سلام خدمت شما ایرانی ها!
    بابا چه خبر تانه تا موضوع عاشقی را به سایت دیدم،دیدم که یک هزار کامنت وجود داره اینجا قلبم یکبار ایستاد شد من تعجب میکنم عجب زود عاشق میشود شما؟

  249. آزاده در 1394/06/05در10:00 ب.ظ

    سلام

    • رحمان علی زاده در 1394/06/06در10:11 ب.ظ

      علیکم السلام بفرمائید.

      • دنیا در 1394/09/29در12:25 ب.ظ

        ازنظر من اینه همه اش کشکه عشق عاشقی که نون نمیشه واسه آدم آدم باید تو یه سن خاص عاشق شه تو این سن باید راهنمایی درستشن

  250. مهنا در 1394/06/02در7:58 ب.ظ

    سلام 14 سالمه عاشق پسر همسایمون شد عااااااشق به خدا هرکار میکنم نمیتونم فراموشش کنم آخه من تا چن ماه پیش ازش بدم می اومد ولی نمیدونم چی شد عشقش افتاد تو دلم الان خیلی دوسش دارم اگه نینمش حالم خراب میشه احساس میکنم اونم منو بخواد آخه خانوادش طور دیگه ای باهامون رفتار میکنن مادرش به بهانه های مختلف میاد خونمون یا از پسرش و من تعریف میکنه خود پسره هم من رد میشم وای میسته منو نگاه میکنه پسر پاکیه خداییش به دخترا نگاه نمیکنه راستش از حیا و ایمان و اخلاق و شخصیت خودش و خانوادش خیلی خوشم اومده خوشکل و خوش تیپ و قد بلنده 19 سالشه به خدا دیگه نمیدونم چیکار کنم ولی مادرش که از خداشه من عروسش شم پسره رو نمیدونم اینو به مادر یکی از دوستام گفته بود اصلا همش از من حرف میزنه بعدشم از پسرش چه دختر خوبیه خدا کنه یه عروس خوب نصیبم بشه اگه الان برا دخترت بیان خواستگاری میدیش خیلی خوبین شما مارو میبیره روستاشون تازه یه بارکه مامانو بابام رفته بودن گفته بود چرا منو نیاوردین یه بار دیگه منو میخوان ببرن به خاطرش چادری شدم همه کار میکنم تا خوب تر جلوشون جلوه کنم بگید چیکار کنم به مامانم قضیه رو گفتم ولی به خدا من نمیدونم چی شد عاشق شدم کمکم کنید با تجربه ها

  251. دلواپس در 1394/05/31در11:30 ق.ظ

    من عاشق يکى شدم که عشقم ممنوعه.مردم توروخدا اين فيلم و سريالاى ترکى رو جدى بگيرين.هيچوقت با اختلاف سنى زياد ازدواج نکنيد.هيچوقت نزاريد دختر و پسر جوون که باهم نامحرم هستن تو يه خونه زندگى کنن.عشق خيلى بده.لعنت به من…
    الان وضعيتم شده دقيقا مثل همين سريال ترکى عشق ممنوع.ميخوام خودکشى کنم ولى جرعتشو ندارم

  252. امیر حسین در 1394/05/27در2:37 ب.ظ

    سلام دوستان من ی پسر هستم که دارم درس میخونم و عاشق دختر همکار بابام شدم و خیلی دوستش دارم من خواستم بعد از درسم این موضوع رو با خانواده در میون بزارم ولی ی پسر دیگه که چند سال از من بزرگه رفته به بابای دختره گفته که بیام خاستگاری ولی باباش گفته باید درس دخترم تموم شه منم الان واقعا افسورده و نا امید شدم نمیدونم چیکار کنم خواهشا کمکم کنید دلم بد گرفته شرایط خاستگاری ندارم چیکار کنم کمککککک

  253. محمدامین حیدری در 1394/05/27در1:50 ق.ظ

    سلام من 13 سال دارم وعاشق یک دختر 1 ساله شده ام چطور اورا عاشق خودکنم

    • زینب در 1394/06/06در10:01 ق.ظ

      بسه همین مونده تو اصلا به سن بلوغ رسیدی

      • محمدرضا در 1394/07/06در11:50 ب.ظ

        جناب خانم xعشق سن نمیشناسه

  254. نگار در 1394/05/24در10:41 ب.ظ

    سلام من یه دختر پونزده ساله هستم یکی از اشنایانو خیلی دوست دارم اولا فکر میکردم همه چی فقط سر بچگیمه اما دوسال تمومه نمیتونم از فکرش بیام بیرون بخاطر دوست داشتن اون حاضر نمیشم با هیچ پسری دوست باشم دیونشم ، اوایل که نمیدونستم نظرش راجبم چیه فقط نگاش که میکردم خیلی از نگام میکرد جوری که انگار فقط منو میدید شاید مسخرم کنید یا باورتون نشه من یک سال تمومه خوابشو میبینم ولی هنوز نمیدونم دوسم داره یا نه دغدغم این شده که نکنه نخوادم راهنمایم کنید دارم دیونه میشم اون اصلا ابراز علاقه میکنه

    • نگار در 1394/05/24در10:46 ب.ظ

      ابراز علاقه نمیکنه اشتباه شد تند نوشتم

      • هستی در 1394/05/31در12:23 ب.ظ

        معدل 19نه 9اشتباه شد

    • هستی در 1394/05/31در12:21 ب.ظ

      سلام دوستان مخصوصا نگار جون
      منم دقیقا همین وضعيت شمارو داشتم از چهارده سالگی عاشق يکي از اقوام شدم اوایل تحت تاثیر حرفای بقیه فک میکردم این عشق نیست و احساسات ما دختراس اما همینطور ک می گذشت عشقم بيشتر میشد و وقتی میدیم با دختری از فامیل نیجریه عصبی میشدم ونگاش که میکردم دلم به لرزه ميافتاد و شبی نبود خوابش رو نبینم کارم رسیده بود به فال گرفتن و.. الان 19سالمه این عشق ن تنها مهار نشده بلکه بیشتر هم شده طوری که انقدر درگيرشم ک با وجودمعدل19نهایی کنکور شرکت نکردم گذاشتم و اس سال بعد چون این عشق نميذاره به چیزی غیر اون حتی درس بفکرم
      سراغ هر پسری رفتم که فراموش کنم نشد فک میکردم خيانته!
      نگار جان ابراز عشق فقط گفتن نیست این که شما وقتی داره دزدکی نگاتون میکنه مچش رو بگیری یا بهتون همیشه اهمیت بده و سعی کنه جلب توجه کنه ینی مقدمه ای برای دوست داشتن
      اما برای این که مطمن بشید که دوستتون داره یا نه یک نفر از اقوام که فرد مطمئنی هست رو در جریان بذاريد و بخوايد کهمزه دهن ایشون رو راجب شما غیر مستقیم بپرسه و اگه ایشون میلی به شما نداشتن فراموش کنید میدونم سخته اما مثل من عمرتون رو صرف عشق یک طرفه نکنین که با سرنوشتم و یک سال از عمرم بازی کردم چون عشقی که یک طرفه باشه.خوشبختی نمیاره، اگرچه به ایشون برسید

    • محمدرضا در 1394/07/06در11:52 ب.ظ

      به نظرت پسره مثبته؟؟؟؟؟هیچ پسر خیلی مثبتی نمیاد با جنس مخالفش دوست شه

  255. هدفدار… در 1394/05/24در0:58 ق.ظ

    درود،من دختر همسایمونو دوست دارم ولی نمیدونم برای زندگیم یا فقط برای میل جنسیم،ولی اون چندان هم میل ندارم باهاش رابطه بر قرار کنم آخه فکر کنم دختر پاکی باشه،هرلحظه انگار در آغوشمه ،ولی خیلی هم دوست دارم فقط ببوسمش نمی دونم این عشق پاکیه یا نه،آخه عشق های پاک چطوریه؟
    آخه سنم هم کمه و فقظ شانزده سال سن دارم وعشقم هم شانزده سالشه و نمی دونم این حرف سجاد22راسته که میگه دخترای نوجوون خوششون از پسرای هم سن وسالشون نمیاد؟ای کاش هوس در کنار عشق نبود.

    • مائده در 1394/06/09در3:22 ق.ظ

      من عشقم یکسال از من بزرگتره …البته بستگی به خود پسر داره که چه رفتاری رو از خودش نشون بده سعی کن فقط رفتار بچگونه نداشته باشی

  256. سجاد 22 در 1394/05/20در11:57 ب.ظ

    سلام،عزیزان نوجوان (مخصوصا این چهارده پانزده ساله ها).من تجربه دارم که میگم عشق شما بسیار شدیده چون ذهنتون فعلا درگیر نیست ،بزرگ که شدید با مشکلات و گرفتاریهای زیادی روبرو میشین،که عشقتون خیلی کم میشه ویه روزی به این فکر می افتین که کارتون خیلی بچه گانه بود والکی ناراحت میشدید،پس فقط تحمل وامید به خدا لازمه
    لازم به ذکره که دختران نوجوان به پس ران هم سن وسال خودشون علاقه ندارن بلکه آنها را بچه به حساب می آورن ،دختران گرامی مگه درغ میگم!!!

  257. afsane در 1394/05/19در9:00 ب.ظ

    پسرااااا کدپم رفتار یه ذودختر جذبتون میکنه؟

  258. farnaz در 1394/05/19در5:27 ب.ظ

    من فرنازم 17 سالمه چند ساله پسرداییم رو دوست دارم واقعا هم دوسش دارم شاید فک کنید یه کار احمقانه ای هست ولی چن روز پیش دیگه واقعا صبرم تموم شد تایک گوشه زد بهش کردم ولی فک کنم فهمید اخه اون پسری هست ک تابحال کسی و دوست نداشته و عاشق نشده اخه خیلی باشخصیته منم از همین چیزاش خوشم میاد بعضی موقعا هم واسه هم پیام میدیم ولی پیامایی عشقولانه و دوست داشتن نمیدیم خیلی عادی ولی واقعانمیدونم چکار کنم ک بفهمم دوسم داره یانه اگرم داشته باشه اصلا ب روی خودش نمیاره من مامانمم میدونه یه خورده هم راهنماییم کرده اما بازهم ب نتیجه نرسیدم گفتم شمایی ک امروزی هسین شاید بهتربدونید

  259. farnaz در 1394/05/19در5:17 ب.ظ

    سلام

  260. azin در 1394/05/19در4:49 ق.ظ

    سلام
    من یک دختر 14 ساله هستم
    عاشق یک پسر شدم
    خیلی مهربونه
    خیلی خوشگله
    دیوونشم
    1 میلیون پول بخاطرش به حدر دادم
    اخه تو مغازه سوپری میره کمک داداشاش
    هر عصر اگه نبینمش دیوانه میشم
    تو رو خدا بگین چیکار کنم
    دارم از عشقش روانی میشم
    فک کنم اونم منو دوست داره
    اخه بهم همش نگاه میکنه میاد کنارم وا میسه
    بهم لبخند میزنه
    تازه اسمس رو هم به یه بهانه ایی بهم گفت اسمش احسان هست
    وقتی میرم تو مغازه تا برم تو ماشین میاد دم مغازه نگام میکنه
    یه بار دم مغازه ماشینمون رو پارک کرده بودیم من خودم تنها بودم
    هی تو مغازه رو نگاه میکردم ک ببینمش
    امد بیرون مغازه نگام کرد چشمک زد و خندید رفت داخل
    اون لحظه بهترین لحظه زندگیم بود
    به نظرتون دوستم داره؟؟؟؟
    17 سالشه
    الان شما تو دلتون میگین دختر 14 ساله هنوز تا بزرگ بشه خوشگل نمیشه
    ولی من از بی خوشگلم 16 تا پسر خوشگل خوشگل بهم پیشنهاد داد ولی بخاطر احسان رد کردم
    لطفا جواب منو بدین
    منو دوست داره؟؟؟؟؟؟

    • empratoor در 1394/05/21در3:38 ق.ظ

      طرز فرمون همینه که به هیچ جا نمیرسیم به نظرم برو تو مغازه شمارشو بده به فروشنده طوری که اونم بشکنه بگو آین جنسی رو که میخوام شما ندارین واردین بهم لطف کنین زنگ بنزین بیام ببرم و بعدشم آشنا میشی البته اگه اونم بخواد حتما شمارشو ور میدارد یا اصلا به خودش بگو

    • sanaz jj در 1394/05/22در10:52 ب.ظ

      عزیزم شما بهتره بری لواشک و پاستیل و ادامستو بخوری یکمم عروسک بازی کنی شاید یادت رف
      هه

    • الناز در 1395/02/27در2:25 ب.ظ

      دوست عزیزم از نظر من اگه کسی بهت خیلی اهمیت بده و مثل تو بخاطره یه فردی هر کاری کنه و به هر بهانه ای سعی کنه ببینت دوست دارم عاشق نه چون یه بسر 17 ساله خوشگل و به روز هیچ وقت عاشق نمیشه ممکنه فردی رو دست داشته باشه ولی عاشق نه

  261. مجتبی در 1394/05/18در7:42 ب.ظ

    و البته از مطالبتون ممنونم نظر منو یه دونه پایین حتما بخونید

  262. مجتبی در 1394/05/18در7:40 ب.ظ

    من نظرات را دیدم بعضی ها نوشته اند که بچه یه 14 ساله نمیتدنه عاشق بشه و دهنش بوی شیر میده اما قسم میخور که میشه عشق سن نمیفهمه عشق بچه نمیفهمه بزرگ نمیفهمه عشق تنها چیزی که میفهمه فقظ عشقه فقط عشق این حرف منو هرگز فراموش نکنید اسم مارا هر چی میخواهید بزارید اما ما عاشقیم عاشققققققققققققق مجتبی 15 شاله از تبریز

  263. mohamad در 1394/05/17در3:13 ب.ظ

    اگر در یک زمان عاشقه دو نفر شدید ، دومی را انتخواب کنید،چون آن احساسی را که به فرده اول داشته اید به فرده دوم ندارید…

    • * در 1394/11/15در2:00 ق.ظ

      کاملا اشتباه گفتی!
      هنوز عاشق نشدی ک اینومیگی. ادم فقط ی بار عاشق میشه. بارهای بعدی عشق نیس میگم هوسه اما نطمین باش عشق نیست.

  264. نیازمند راهنمایی در 1394/05/17در10:36 ق.ظ

    با سلام خدمت همگی تو رو خدا سریع منو راهنمایی کنید
    من 24 سالمه و ایمان دارم این عشقی که تو قلبمه هوس یا یه احساس زود گذر نیست چون خودمو بهتر از همه میشناسم -کلاس زبان میرفتم بدلایلی فقط چند جلسه رفتیم کلاس و بعد کلاسامون تعطیل شد – من به استادمون علاقمند شدم اون همسن خودمه راستش تنها پسریه که تو ی این 24 سالی که عمر کردم عاشقانه دوسش دارم -قبلا بهم گفته بود میتونم روی کمکش حساب کنم و حواسش بهم بود حالا رفتم یه زبانسرای دیگه اونم اونجاست فقط این بار با پسرا کلاس داره و روزایی میاد که ما کلاس نداریم -راستش خیلی عاشقش شدم چیکار کنم که بفهمم اونم دوسم داره یا نه ؟ و چطور اونو متوجه کنم عشقش تو قلبمه ؟من هیچوقت پیش قدم نمیشم چون برا یه دختر کار درستی نیست پس تو رو خدا راهنماییم کنید با تشکر

  265. raha در 1394/05/15در8:16 ب.ظ

    ول کنین تو رو خدا،پسری ۱۳ ساله دختری ۱۴ ساله …بابا چیه تو این سن عاشق میشینبعدشم اینا ک میگین عشق نی.. بابا شما هنو دهنتون بو شیر میده،بد واس ما عاشق میشین؟مگه داریم؟مگه میشه؟

    • ارشیا و بهار در 1394/05/18در4:37 ب.ظ

      رها خانوم عشق عشقه سن نداره منم 14 سالمه دیوونه یه دختر اسمش بهاره اگر یه راهکاری چیزی دارید باید چطوره بفهمم دوسم داره یا ن ای بابا عاشقشمممممممم

    • امير در 1396/03/21در1:52 ق.ظ

      هم داريم هم ميشه

  266. علی در 1394/05/13در2:26 ب.ظ

    عاشق ی دختره شدم نمیدونم چتور بهش بگم بعدم خودم مطمینم اونم از من خوشش میاد ولی هردومون نمیدونیم چکار کینم

  267. عشق دور در 1394/05/12در12:10 ب.ظ

    س به همگی یه چیزی میخوام بگم بهم نخندین من حدود سه سال پیش با یه فامیل ازدواج کردم بعد از عقدمون فهمیدم عاشق پسر همسایمونم حالا یه ساله جدا شدم دوست دارم تا دیر نشده یه جوری بهش بفهمونم خیلی دوسش دارم ولی نجابت و غرورم اجازه نمیده دارم از درد نبودنش میمیرم چه کار کنم بهم راه حل بدین خواهش میکنم..

    • لیلا در 1394/05/12در9:52 ب.ظ

      سلام عشق دور اونم دوست داره ک بخاطرش از زندگیت گذشتی؟

  268. لیلا در 1394/05/11در2:43 ب.ظ

    سلام. من یه دختر 17 ساله هستم که عاشق دبیرمون شدم نمیدونم اونم منو دوس داره یا نه البته با من خیلی گرم میگیره

  269. محسن در 1394/05/10در12:55 ب.ظ

    اون قبل از اینکه بهش گفتم دوستت دارم بیشتر به من اهمیت می داد
    متاسفانه منم که عاشق دیوونه هستم بیشتر بهش گفتم دوستت دارم. راستی بگم من مردار به دنیا اومدم اون شهریوریه

  270. محسن در 1394/05/10در12:51 ب.ظ

    راستی دو تامون بچه درسخونیم ارتباط تلفنیمیون جوریه که فقط بعضی وقتا اشکالاشو ازم میپرسه دو تامون تیزهوشانی هستیم البته من به دلایل جغرافیایی نتونستم برم تیزهوشان و به همون نمون کفایت کردم
    ولی تیزهئشان قبول شدم. در واقع من امسال میرم هشتم اون امسال میره نهم.

  271. محسن در 1394/05/10در12:47 ب.ظ

    شما دخترا لطفا بهم بگین چجوری جذبش کنم راستی اون فکر می کنه من بچم

    • دنیا در 1394/09/29در12:27 ب.ظ

      شاید باشی اون تشخیص داده

  272. محسن در 1394/05/10در12:44 ب.ظ

    ببخشید شاید فکر کنید هنوز برام خیلی زوده اما من 6 ساله عاشقه طرفم بعد 5 سال بهش گفتم دوستت دارم اما خودشو ازم دور کرد من دیگه دیوونه شدم هرچی بهش می گم اهمیت که نمیده که هیچ هم بلاکم کردههم حضوری بهم اهمیت نمیده تازه وقتی حضوری بهم میگه بی ادب بیشتر عاشقش میشم.
    1. وقتی نگاش میکنم دوست ندارم چشمو از روش بردارم
    2. الآن 1 ساله که هرشب خوابشو می بینم
    3. الآن چند روزه که نخوابدم
    4. یه ساله همه چیزو فراموش می کنم
    راستی بگم دختره یه سال ازم بزرگتره اون میره اول دبیرستان من سوم راهنمایی
    خیلی ناراحتم هر شب گریه می کنم
    به خدا کمک کنین
    تازگیا فهمیدم اون یکی به اسم علی از خانواده پدریشو دوست داره
    ما با هم فامیلیم اما خیلی همدیگرو نمیبینیم
    راستی من پیش اون یه نفرو درم که حرفامو بهش میگه

    • رضا در 1394/09/18در0:25 ق.ظ

      سلام برادر عشق سن وسال نمیشناسه منم شرایط شما را داشتم من از سن 10سالگی عاشق دختری بودم اما خجالت میکشیدم بهش بگم الان اون دختر ازدواج کرده و2تا بچه داره ومن هنوز عاشقشم وهنوزازدواج نکردم چون عشق دوران بچگی عشق پاکیه وبرای بعضیا مثل من تا آخر همراهشون میمونه.این نوشته شما را که خوندم یاد قدیما افتادم وبغض گلومو گرفت رفیق اگه واقعا دوستش داری به خدا توکل کن وخودتو به خدا بسپار واز هیچی نترس از ملامت وحرف های دیگران ترسی به دل راه نده خودت باش وبهش بگو که واقعا دوستش داری مثل من نباش رفیق یا علی مدد
      تو را به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم ديد دوست می دارم
      اندازه قطرات باران، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم
      تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم
      تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
      تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام… دوست می دارم
      تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زيسته ام… دوست می دارم
      برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب مي شود و
      برای نخستين گناه…
      تو را به خاطر دوست داشتن… دوست می دارم
      تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم… دوست می دارم

  273. Maryam★ در 1394/05/10در10:58 ق.ظ

    سلام ،من دختری 14 سالم،عاشق یه پسر همسن خودم شدم،فامیلمونه،خیلی دوسش دارم هرشب عکسشو میبینم و گریه میکنم،براش میمیرم…کاش عکسش نفس هم میکشید…
    دوستان راهنماییم کنین،بهش بگم ؟خیلی دوست دارم ببینم عکس العملش چیه-_-
    بهش بگم یا نه؟؟؟؟
    جواب بدید لطفا

  274. زهرا در 1394/05/10در4:37 ق.ظ

    سلاااااممممممممم به همهگی من 23 ولی نه تاحالا عاشق شدم نه دوس پسر داشتم بعضیا بهم میگن شاید حتما تا حالا کسی نخواستت ولی دقیقا برعکسه خاطرخواه زیاد دارم اما من فقط یه عشق دارم اونم خداااااااااست هم نه بهم ارامش میده هم مطمعنم یه روز بهش میرسم

  275. …. در 1394/05/09در3:54 ب.ظ

    سلام من 13 سالمه تو عروسی عاشق ی دختر شدم . فکر کنم ی سال ازم بزرگتره . وقتی نگام میکنه قلبم میلرزه. دختره فامیلمونه من که خیلی دوسش دارم خواهشا راهنماییم کنید چجوری توجهشو به خودم جلب کنم و عاشقم بشه

  276. tanaz در 1394/05/08در2:06 ق.ظ

    سه سال عاشقشم ولی نمیفهمه..به حرف همه گوش میکنه به غیر از خودم …بابااخه چطوری بهت بفهمونم من فقط تورو دوست دارم …درسته خیلی اشتباه کردم ولی…دوست دارم بفهم توروخدابفهم …

  277. mohamad در 1394/05/07در10:52 ق.ظ

    یکی جوابه منو بدههههههههههههههه

  278. :| در 1394/05/06در1:14 ب.ظ

    Slm mn y dokhtaram va 2sale k dargire eshqam.tu in 2sale kheyli bem gofte duset daram o ebraz alaqe krde behem sabet krde asheqame vli mn az bas bachebazi daravordm o az khodam ranjundamesh az bas raftaram bad bud on fkr krd mn dg dusesh nadaram va rft…az khodam khastash krdm.2mahe hich rabetei nadarim.tu insta chekesh krdm didam b y zane ax grfte zire axe nvshte eshqam darya….hala mn kheyli pashimunam az raftarayi k dashtam va nmitunm velesh konm bere.hala mikham bdunm hanuz mno dus dare ya faramushm krde o asheqe on darya shode?hamishe qahr mikrdimm bade 2mah barmigasht.hala mn khatm avaz krdm dg nmitune bargarde….besh pm bdm aya?!asan dg maqzam kar nmikone

  279. اسمش عشقه در 1394/05/02در10:17 ب.ظ

    من این 6 سالی میشه عاشق دختریم و فقط کافیه یک لحظه مشغول نباشم فورا ذهنم میره پیشم اون به خودشم گفتم ولی میگه دادش. حالا چکار کنم؟

  280. lovelorn در 1394/05/02در10:12 ب.ظ

    من که این که 6 ساله عاشق دختریم باید چی بگم؟ (خودشم هم میدونه و قبلا گفته برام مثل دادش هستی).

    • سجاد 22 در 1394/05/07در0:12 ق.ظ
    • مهدی در 1397/05/10در11:12 ب.ظ

      من عاشق ی دختری هستم که خوانوادم قبولش ندارن میگن دختره بدیه اونا خبر ندارن من دوستش دارم ولی میگن دختر بدیه خیلی ول خرجه خیلی گوشی ای هست ولی عاشق اخلاقشم 15سالمه و اون18سالشه دو تامون خردادی هستیم اونم مامانش میگه دلت میخواد مهدی داداشت بود بود انقدرم به خوانوادش کمک میکنم باهاشون مهربونم قبولم دارن کار هم میکنم حقوقم ماهیی 900هزار تومانه پارکور بازم هستم دیگه هیچی همین بود

  281. سجاد 22 در 1394/04/31در11:48 ق.ظ

    سلام،هم وطنان ودوستداران این سایت،عشق مقدسه امانه عشق های امروزی که نمی شه به اونها اعتماد کرد،امروزه تنها چیزی که بسیار مهه علمه وما نوجوان ها وجوانه باید به فکر تحصیل باشیم نه به فکر عشقی که معلوم نیست در آینده مال ماست یا نه چرا از همین الان دنبال امید های واهی هستیم،به نظر من عشق لحه ای است که دوطرفه باشه وبدونند به هم می رسن.وهمواره از یاد خداوند غافل نشوند.والسلام.
    شهر شیراز،فلکه ی قصر ودشت.

    • دنیا در 1394/09/29در12:29 ب.ظ

      آفرین به این هوش شما راست میگی آقا سجاد چه کسی گوش بده

  282. محمدحسین در 1394/04/30در12:29 ب.ظ

    سلام دوستان گلم مطالبتون رو خوندم واقعا دلم شکست. عشق خیلیییییییییییییی نعمت بزرگیه، ولی خواهش میکنم ازتون با قلبتون فقط پیش نرید یه ذره فکر کنید بعد تصمیم بگیرید. من خودم پسرم همجنسم رو میشناسم از پسران امروزی از 500 تا شاید 10 تاشون واقعا عاشق بشن، بقیشون یا هوس بازن یا برا سرگرمی میگن دوست دارم بعداً ولتون میکنن،
    همه چی رو به خدا بسپارید اگه خودتون به فکر پیدا کردن معشوق و عشق و عاشقی باشید ضرر میبینید. خداوند در قرآن مجید میفرمایند :اگر از شهوات دنیایی پیروی کنید به زودی کیفر میبینید.
    پس مواظب باشید خیلیییییییییییییی دوستون دارم یا علی

  283. افشین در 1394/04/28در11:20 ب.ظ

    سلام من عشق یه دختر هم سن خودم شدم وهر دویمان سانزده ساله هستیم،من فکر می کنم اون مرا قبول نداره من را بچه حساب می کنه وباهام خیلی راحته،لازم به ذکره که همسایه ی دیوار به دیواریم،لطفا من را در مورد این عش راهنمایی کنید

  284. سلدا در 1394/04/28در11:18 ب.ظ

    قانون جاذبه معجزه می کنه به شرطی که همیشه پایبندش باشی و بعد نتیجه ولش نکنی من خودم جواب گرفتم ولی چون بعدش رعایت نکردم همه چیزخراب شد اولش عاشقش شدم 6ماه باتمام وجودم مطمئن بودم بهش می رسم به جای گریه می خندیدم و امیدواربودم حتی بااینکه می دونستم میره خواستگاری ولی بعدش بهش رسیدم بعد یه مدت تمام اون قانون ها را فراموش کردم یادم رفت خدا کمکم کرد امیدو فراموش کردم همش ترسیدم ازدست بدمش اونقد ترسیدم که از دستش دادم 5سال با ترس وناامیدی نگش داشتم و بالاخره تموم شدالان دوباره می خوام دوباره ازهمون قانون است کنم تا برگرده مطمئنم برمی گرده ولی ایندفعه باید یادم باشه نباید نا امید باشم وبه عشقش اعتماد کنم

  285. افشین در 1394/04/28در11:12 ب.ظ

    من عاشق دختر همسایه ی دیوار به دیوارمون شدم،وباهم اختلاف خانوادگی داریم ودوسه ماهی هم ازم بزرگتره والن هم شانزده ساله ایم،لطفا راهنماییم کنین چون می تونم به یه راحتی بهش بگم ولی نمی دونم عاقبتم باش چه میشهع.

  286. amirhossein در 1394/04/28در10:37 ق.ظ

    از عشق خیلی بدم میاد دلیل اون کسی که دوسش دارم منو نمیخواد لطفا راه بگید

  287. غزل …. در 1394/04/26در2:14 ق.ظ

    سلام…من یه دختره 14 ساله ام…عاشق برادر دوست صمیمیم شدم…ولی اون انگار هنوز بچس با اینکه15 سالشه منم نمیدونم چی شد از او ن احمق خوشم او مد کلن هم خیلی بخیاله یه تا حالا هم یه بار دیدمش…اون یه بارم اصن در کل در حد سه جمله باهم حرف زدیم … منم ک زیاد بهش محل نیزارم از ترس اینکه سوتی بدم هم حرف نمیزنم از اونجا ک اون هم انگار هنوز بچس اونم باهام حرف نزد…ولی بعضی موقع ها میدیدم که هی داره زیرچش نگام میکنه..دیگه شما بگین من چه خاکی سرم بریزم..فقط بگین چه جوري یه کار کنم ازم خوش بیاد…اخه من هم خوشگلم و هم جذاب …خخخ…خلاصه پسرا زیاد سراغم اومدن ولی من از همشون بدم اومده بود جز اون احمق…به سن و اینا هم کاری نداشته باشین فقط کمکم کنین…اینقدر خجالتیم ک نمیتونم اصلا باهاش حرف بزنم اونم انگار یه جوری در میره خخخ لطفا کمک کنید!!!!حداقل باهاش دوست شم:'(:-D:-)

  288. عارف Z در 1394/04/25در3:41 ب.ظ

    پسری 15 ساله هستم از عشقم جدا شدم 3ماهه اصلا بیرون نرفتم با هیچی صحبت نکردم وضعیتم خیلی اشفته ی لطفا راهنماییم کنین

    • ناشناس در 1394/04/26در4:30 ب.ظ

      عشق خیلی بی ارزشه..خودتو به خاطر کسی که پیشت نموند عذاب نده…یکم یکم سعی کن بری با با یه دختر دیگه دوست شی ولی حواست باشه که دیگه عاشق نشی….بدون کسی که ادمو ترک میکنه…از این میترسه که قوی شی به محض اینکه قوی شی دوباره میاد پیشت و ایندفه تو اونو ترک میکنی…اینجوری بهتر میشی….

  289. فردین در 1394/04/24در5:39 ب.ظ

    عجب آدم های دیوانه ای هستید، منم عاشق یه دختر بودم به محض اینکه او را با دیگری در حال صحبت کردن دیدم دیگه از قلب رفت بیرون و دیگه هرگز بهش فکر هم نمیکنم، همین کار را بکنید و خودتان را از غم و خصه خلاص کنید.

  290. maryam در 1394/04/23در7:12 ب.ظ

    سلام من عاشق یه پسری شدم یعنی از قبل عید مهرش به دلم نشسته وقتی رفتم خونشون مامانش با دوتا خواهرش منو خیلی تحویل گرفتن تو یه مراسم زنونه دوتا خواهرش با مامانش زن داداشش هم بودن وقتی بلند شدم پذیرایی کنم یکی از خواهراش با مامانش زن داداشش در گوش هم در مورد من حرف زدن عید هم مامانش باباش با دوتا خواهرش امدن خونمون باز در گوش هم در مورد من حرف زدن از قبل عید پسررو ندیدم شب ها خواب ندارم

    • محمد در 1394/04/24در2:08 ق.ظ

      خوب اگه دوست داره و خانواده میدونن از تو خوششون اومده نگران چی هستی

  291. مریم در 1394/04/20در6:51 ب.ظ

    تورو به خدا قسمتون می دم یکی جواب منه خاک بر سر و بده بهش بگم یا نه ؟؟؟؟؟

    • محمد در 1394/04/24در2:10 ق.ظ

      بهش نگو یک جوری رفتار کن که بفهمه البته نکه فکر کنه جلفی زیر زیرکی نگاش کن همین که متوجه شد روتو برگردون

  292. مریم در 1394/04/20در3:36 ب.ظ

    بچه ها هر شب دارم خوابش رو می بینم یکی بین ما دو تا هست که داره کمکم می کنه خیلی حالم بده خواهش می کنم به من بگید چی کار کنم برم بگم بهش بگه یا نه؟؟؟؟؟

  293. غزل در 1394/04/20در6:37 ق.ظ

    من که هنوز نمیدونم عاشق طرف هستم یا از روی هوسه من 12 سالمه و دخترم و اون رو اصلا نمیبینم چیکار کنم که جذبش کنم بچه ها کمک.
    نمیدونم چیکار کنم.
    فقط هنوز نمیدنم دوسش دارم حالا چیزایی که تازه به اخلاقم اضافه شده رو میکم بهم بگین عاشقم یا نه.
    1-هر وقط دوستام در موردش حرف میزنن غیرتی میشم یا اصلا تو بحث شرکت نمیکنم.
    2-بعضی وقتا که در موردش فکر میکنم بغض میکنم و حتی یه بار جلوی دوستام زدم زیر گریه
    3-وقتی بهش فکر میکنم دلشوره دارم دلم مثل سیر و سرکه میجوشه
    4-زیاد مثل قبلا با دوستام صمیمی نیستم اون شده تمام فکرم وقتی با دوستام میرم بیرون فقط یه گوشه میشینم مثل قبلا با بچه ها شوخی نمیکنم و گرم نمیگیرم یه جورایی گوشه گیر شدم
    و یه دل شوره که دیروز باعث شده شب خواب به چشمم نیاد اونم این که یه پسر بچه که خیلی دهن لقه و با دارو دسته اون میگرده اتفاقی فهمیده که من به محمد علاقه دارم چه جوری سرکارش بزارم که بهش نگه من خیلی دلشوره دارم کمک 🙁

    • مریم در 1394/04/20در6:52 ب.ظ

      هم نگرانشی هم عاشقشی گلم

    • محمد در 1394/04/24در2:16 ق.ظ

      اگه عاشقی ببین حاضری به خاطرش جلو خانوادت مثلا وای سی جون تو بدی براش
      این راه دیگه برگشتی نداره چون اگه پشیمون بش دوطرف نابود میشین

  294. مریم در 1394/04/18در12:41 ب.ظ

    س من 13 سالمه عاشق یه پسر 22ساله شدم ولی فکر کنم اون هیچ حسی به من نداره حاضرم جونمو به خاطرش بدم به نظرتون بهش بگم یا نه

    • امیر در 1394/04/19در11:39 ب.ظ

      سلامم. ی جمله بگم و تموم ….
      اگه شمار رو بخواد . میاد .و ااگر ب هر دلیلی نخواست با شما همرا ه بشه بی معطلی ترکش کنید این ک برید تو فاز التماس … ب هیج دردی نمیخوره. این نیس عشق. باید وقتی بهم خیره میشید . قلب جفتتون تو سینه بلرزه

      • مریم در 1394/04/20در6:53 ب.ظ

        ممنون امیر جون

  295. hamideh در 1394/04/17در11:11 ب.ظ

    سلام
    خسته نباشید من متولد 74 هستم از یه پسره خوشم میاد متولد 67 خیلیییییییییییییییییی شرره از همین شرریش خوشم خودمم میونم خریته میشه راهنماییم کنین …سر کلاس کلا تو فضام تمرکزمو از دست دادم تا حالام ا کی دوست نبودم.

  296. mohamad در 1394/04/15در7:27 ب.ظ

    میدونم سنم کمه ولی دعا کنید ما دوتا به هم برسیم

  297. mohamad در 1394/04/15در7:24 ب.ظ

    سلام،من یه پسره۱۳ ساله هستم و عاشقه یه دختری شدم که دو سه ماه ازم بزرگ تره،نمیدونم ،شاید شما بخندید که من تو این سن دچاره این جور احساسات شدم،چند شب پیش یه اهنگ داشتم گوش میدادم که درباره ی امام حسین(ع)بود من هم دقیقا همون شب عاشقش شدم،من روی تختم دراز کشیده بودم و خوابم نمیبرد،من اون شب براش خیلی گریه کردم که شاید منو دوست نداره،به نظرتون من میتونم یه کاری کنم که مطماً بشم که منو دوست داره؟؟؟

  298. سحر در 1394/04/15در4:50 ب.ظ

    من دختری22ساله هستم .چیکار کنم دوس پسرم بیشتر وابستم بشه و دوسم داشته باشه. پسرا شما جواب بدید بالاخره شما پسرارو خوب میشناسید

    • محمد در 1394/04/24در2:23 ق.ظ

      شبا بیدار بمون همراش هرگز غرورش و نشکن تو دعوا هم کوتاه بیا اگه میشه حرف دلتم بهش بزن

    • محمد مهدی در 1394/04/27در0:07 ق.ظ

      بهش بگو که دوستت دارم

  299. نسیم در 1394/04/14در1:55 ب.ظ

    من یه دختر بیست ونه سالم ,دانشجوی ارشد ,با یه پسر که یه سال از خودم بزرگتره دانشگاه اشنا شدم ,همکلاسیمه ,پسره خیلی مثبت از اونایی که با هیچ دختری ارتباط نداره ولی با من ارتباط در حد درس و.جزوه داره و از این ارتباط کسی خبر نداره ,تو دانشگاه اصلا با هم حرف نمی زنیم حتی به هم سلام نمی کنیم ,من از اخلاقش خیلی خوشم میاد ولی نمی دونم اون چه احساسی نسبت به من داره ,لطفا کمکم کنید

    • محمد در 1394/04/24در2:24 ق.ظ

      اگه با کسی رابطه نداره وشما تنها رابطه درسی اون هستین پس بدانید دوستون داره یا یک فکرهایی در مورد شما میکنه میدونه با بقیه فرق دارین

    • محمد در 1394/04/24در2:26 ق.ظ

      اگه با کسی رابطه نداره وشما تنها رابطه درسی اون هستین پس میدونه با بقیه فرق دارین

    • محمد در 1394/04/24در2:26 ق.ظ

      اگه شما تنها رابطه درسی اون هستین پس میدونه با بقیه فرق دارین

  300. م در 1394/04/12در2:36 ق.ظ

    یادم رفت بگم 19 سالمه و هم سنیم

  301. م در 1394/04/12در2:23 ق.ظ

    سلام
    لطفا کمکم کنین دارم دیونه میشم اینقدر فکر کردم یعنی دیگه نمیتونم راحت بخوابم خوابم گرفته شده
    من عاشق یک دختری هستم که حدود یک سالی هست باهمیم فقط یه دوستی ساده داریم تا حالا ندیدمش از نزدیک عکساشو دیدم فقط به صورت مجازی با هم بودیم الان یه حسی بهم میگه که دارم عاشقش میشم وضعیت مالی خوبی نداریم ولی خونواده اون از ما بهتره دانشگاه میره ولی من تو مغازه گوشی فروشی کار میکنم و میترسم برم پیشش بهش بگم عاشقتم اصن اون کجا من کجا اون درس میخونه دانشگاه من کار میکنم درس کجا خونواده هم که مشخصه تاحالا بهش نگفتم که دوسش دارم ولی گاهی اوقات از خودش میگه مثال اینکه میگه امروز یه نفر بهم پیشنهاد داد من قبول نکردم از این حرفها ممکنه اونم همین نظر رو داشته باشه لطفا کمکم کنین برم جلو حرف دل بزنم یا همین رابطه رو نگه دارم چون دوشش دارم حداقل باش باشم فقط صداشو بشنوم ارومم کنه لطفا کمکم کنین لطفاااااااااااا

  302. امیر سام در 1394/04/12در2:22 ق.ظ

    من خودم به شخصه تونستم با قانون جذب و خوندن کتاب راز اون کسی رو که یکیار فقط یکجا دیده بودم رو بعد از دو سال به لطف خدا به سمت خودم جذب کنم الان هم عاشقانه همو دوس داریم و انشا ا… قراره بزودی ازدواج کنیم.جالب اینجاس که من حتی طی این دو سال اصلا دیگه ندیدمشون اما بازم با قانون جذب و باور قلبی به خدا و جذب انرژی مثیت تونستم. خدا رو شکر

    • بیتا … در 1394/12/22در5:09 ب.ظ

      ووووووواااااااااااای بگو بخدا خخخخخخخخ منم از ی پسری ای خوشم میاد ی روز اومد دم مدرسه دنبالم فامیل نیست اشناست. خخخخخ عاغا خلاصه من از اون روز دلباخته یاروم منم قانون جذب رو خوندم فقط واقعا باور قلبی ندارم ک درست باشه نمیدونم چرا چیکار کنم امیرسام …

  303. hani jooon در 1394/04/10در1:59 ب.ظ

    سلام من یه دختر دوازده ساله هستم ،راستش من عاشق یه پسری شدم که خیلی خیلی دوسش دارم حتی بعضی اوقات به خاطرش گریه کردم و میکنم ولی مشکلم اینه که اون ازم بزرگتره خیلی بزرگ نیستا ولی به قد و قوارش میخوره که دبیرستانی باشه اون همسایه ما. و من هروقت میبینمش بهش همینجوری خیره میشم دیگ ازش خجالت میکشم اینقدر نگاش کردم من فک کنم دوسم نداره نمیدونم شایدم داره ولی مشکل اصلیم اینه که خییلی دارم رنج و عذاب میکشم از بس دوسش دارم هروقت با خانوادش تو خیابون شبا پیاده روی میکنن از پنجره یواشکی نگاش میکنم گریه میکنم میدونم خیلی مسخره اس خلاصه الان خیلی پشیمونم که دوسش دارم دلم میخواد فراموشش کنم ولی نمیتونم لااقل میخوام بفهمه دوسش دارم ولی میترسم اگر بهش بگم بره به مامان بابام بگه و اگر بفهمن کارم تمومه حالا الانم فک کنم اونایی که اینو خوندن از اول تا اخر متنو غش کردن از خنده چون خیلی خنده داره این داستان واس یه دختر دواده ساله باشه ولی من کلا همینجوریم متاسفانه دیگ من حاضرم جونمو واسش بدم دیگ داره حالم از خودم به هم میخوره اه خواهش میکنم کمکم کنید با سپاس و تشکر فراوان

    • محسن در 1394/04/10در11:18 ب.ظ

      این دوس داشتن طبیعیه واین حالتم طبیعیه اکثرآدما وقتی تازه وارد سن بلوغ میشن اینجوری ن … زمان همه چیو درست میکنه … چندسال دیگ اصلن ب این روزاش خندش میاد …اصلن ب پسره نگه دوسش داره

    • فیروزه در 1394/04/11در3:18 ب.ظ

      نگران نباش بیشتر دخترا تو سن بلوغ شایدم زودتر دچار این احساسات میشن ولی اگه بهش نگی خیلی خوبه چون شش هفت سال دیگه وقتی به این روز هات فکر کنی خدارو شکر می کنی که به کسی نگفتی ومایه تمسخر اطرافیانت نمیشی درضمن اون موقع شایدم از اون پسر بدت هم بیاد وکلا شخصیتش فرق کنه…به خدا توکل کن عاشق خدا باش کاری نکن دیگران بعدها از احساسات لطیف تو سوء استفاده کنن.

    • mohamad در 1394/04/15در11:17 ب.ظ

      هیچ جاش خنده نداشتم منم مثل خودتم

    • غزل در 1394/04/20در6:50 ق.ظ

      سلام عزیزم اولا که اصلا خنده نداره مگه عشق این چیزا سرش میشه منم دوازده سالمه و عاشق شدم اما به خودم شک دارماگه واقعا دوسش داری یه بچه داخل همسایگی تو پیدا کن و بهش بگو به پسره بگه تو دوسش داری و اگه بفهمی که اون بچه رفته به طرف گفته رو میکشی از این حرفا خودش میفهمه.

    • محمد در 1394/04/24در2:30 ق.ظ

      خنده نداره اصلا طبیعیه ولی سنتون زوده وگرنه بهش میگفتی و مطمئا باشید به کسی نمیگفت

  304. افسانه در 1394/04/06در5:30 ب.ظ

    nasty.star گلی عزیزم
    از من میشنوی اگه کسی به چشمت نیومد هرقدر هم که عاشقت هست و بقیه اصرار دارن، زیربار نرو… مخصوصا که ظاهرا دروغگو هم هست و اما در مورد عشقت:
    شما فقط 17 سالته و با توجهه به حرفات زیبا هم هستی و پرطرفدار
    ولی متاسفانه هنوز عاقل نشدی
    لرزیدن دلت ، نه دلیل عاشقی تو میشه و خوب بودن طرفت واسه ازدواج، این فقط یه اتفاق طبیعی و غریزیه
    سعی کنید خانم گلها یه کم عاقل و صبور باشید و زود بازی نخورید…
    یه آقا پسر باید اونقدر با خودش کنار امده باشه و واقعا عاشق باشه که به راحتی به خودت و خانواده هاتون،
    چرا زیبایی و لطافت و زنانگی خودتونو اینقدر راحت در اختیار نامحرم میذارید که نتیجه اش اینه که زیر بار ازدواج نمیرن و نمیتونن به وفاداری هیچ کس اعتماد کنند!!!!! و دود این جریان تو چشم همه میره؟؟؟!!!
    گل قشنگم تو این موارد یه کم سنتی(سنت+ی) باش و با زرنگی بین عاشقات که مسلما کم نیستن و تو سن بالاتر که عاقل تر و بالغ تری بهترین و سالم ترین و راستگو ترین و… را انتخاب کن
    منم عین تو از 16 سالگی خواستگار و عاشق دلشکسته داشتم ولی 24 سالگی که خودم ارشدمو گرفته بودم با شوهرم که استاد دانشگاه و کشته و مرده متانت و غرورمه ازدواج کردم و یه دختر خوشگل هم دارم.
    الان خوشحالم که عقلمو دست احساسات زودگذر و دوستای بیفکرم ندادم و نتیجه صبر و توکلمو گرفتم
    تو رو خدا تو این مورد سنتی باشید و البته عاقل و بهترین کیس رو بین خواستگارهای واقعی خودتون انتخاب کنید

  305. ندا در 1394/04/06در3:59 ب.ظ

    من با یکی دوستم ولی ی دختر هست که هی میچسبه بهش منم حسودیم میشه میترسم از دستم بگیره توروخده کمکم کنین

  306. nasty.STAR در 1394/03/31در1:03 ب.ظ

    Slm, mn ye dokhtere 17 salam.
    5,6 mahie asheghe yekiam, har vag mibinamesh vaghean delam milarze,hazeram hr kario vasash bknm, mahe ghabl pesar khalash bem pish dad,mnm bara nzdik budan b un ghabool kardam,hala pesarkhalash ashegham shode o be kolle fakofamilesh gofte mano,
    Chan bari ke birun raftim unam bamun umad. Nemitunstam cheshm azash bardaram
    Halam majburan besh dadash migam, kheyliam bash mihrfam,nemitunm besh begam… Kheyli bem pm mide, tazegia az pesarkhalash bad mige, mige durughgue o ina, badesham mige age bash tamoom koni mnm ghahr mikonam
    Harchi mishe miad bem mige, darkol kesi nis k ahle sohbat bashe, vali bam dardodel mikone…
    Do se hafteiam mishe ba pesarkhalash miune khoobi nadare
    Hala man mikham ba pesarkhalash tamoom konam, vali dustam ina migan asheghete o hishki nmitune mese in bekhadet. Vli mn asheghe unam…
    Torokhoda komakam konin, chikar konam man?:(

    • erika در 1394/04/04در2:47 ب.ظ

      عزیزم من اگه جای تو باشم سریع بهش میگم دوسش دارم چون اگه نگمو از دست بدمش خودم عذاب وجدان پیدا میکنم
      اما اگه بهش بگم میدونم که حرفمو زدم وپشیمون نمیشم حتی اگه منو دوس نداشته باشه
      دومندش وقتی با پسرخالش باشیو اونو دوس داشته باشی به دونفر شایدم سه نفر داری خیانت میکنی
      اول به خودت چون اون پسرو دوس نداری،دوم به دوس پسرت که میگی عاشقته وسوم اگه اون پسری که میگی دوستت داشته باشه به اونم خیانت میکنی برو و بجنگ اگه واقعا میخوایش
      فقط که پسرا نباید همیشه پیشقدم باشن فقط وقتی بهش گفتی انتظار هر رفتاری رو داشته یباش

  307. شاکی از دنیای نامرد در 1394/03/29در11:50 ب.ظ

    تو دنیای کثیف و نجس به نظرم عاشقی حرف زشتیه به هرکی می گی دوست دارم یک جور بهت خیانت میکنه مثال من خودم یکی اما من هیچی نگفتم و با 2 الی 3 روز قصه و گریه تموم کردم این رسم روزگاریه که ما زندگی می کنیم لطفا عاشق نشین یا اگر شدین بلافاصله ازدواج کنید چون فردی که ثابت نباشه که مال تویه مثل تلفن عمومیه کسی اگر این موضوع رو خوند و گوش کرد تمام عمر منو دعا می کنه خدا حافظ همه گی ارزوی موفقیت برا همتون تو زندگی…

  308. alireza در 1394/03/29در9:42 ب.ظ

    سلام.من12سالمه ولی نمیتونم دل یه دختر رو هم به دست بیارم من دیگه خستم شد ولی دارم بازم سعی میکنم اگه دختری هست از بوشهر/ریشهر بهم یه اس بده تو واتساپ ندین چون رو یه شماره دیگه سیو هست.

    • عاشق در 1395/03/08در0:00 ق.ظ

      سلام داخل بوشهرم

    • عاشق در 1395/03/08در0:02 ق.ظ

      دختر هستم

  309. احمد در 1394/03/23در11:43 ب.ظ

    من نمیدونم چکار کنم تابفهمه دوسش دارم،حالم خیلی بده،فقط از خدا میخوام کمکم کنه…،

  310. کيميا در 1394/03/19در4:28 ق.ظ

    سلام من يه دختره 16سالم يکى از دوستامو خيلى دوس دارم ب حدى ک وقتى بهم بى محلى ميکنه شديدا گريه ميکنم خودشم ميدونه ک چقدر دوسش دارم ولى متاسفانه اونم دقيقا همين حسو ب يکى ديگه از دوستام داره…خيلى سختى ميکشم خيلى دلم ميخاد اونم مث من دوسم داشنه باشه واقعا عاشقشم بنظرتون اين روش جواب ميده…؟

    • mohammad amin در 1394/03/28در1:27 ق.ظ

      سلام کیمیا من مثل خودت۱۶ سالمه و خیلی دوست دارم با یک نفر دوست بشم…
      ولی میتونم بهت کمک کنم اما نمیشه که توی چن تا پیام بهت بگم اگه موافقی ایمیلمو بهت بدم تا تلفنی یا حضوری
      باهات حرف بزنم
      موافقی ایمیلمو بدم؟

  311. sheyda در 1394/03/17در5:18 ب.ظ

    سلام…مطلبتون عالیه از نظرم…امتحانش میکنم حتما…راستش منم جدیدا یکی وارد زندگیم شده که ادعا نمیکنم عاشقشم،اما خیلی ذهنمو درگیر کرده.اوایل خیلی نگام میکرد و بهم خیره میشد…اما من خیلی سرد برخورد میکردم.چند وقته رفتاراش عوض شده،دیگه زیاد نگام نمیکنه و لحن صحبتشم تغییر کرده،حتی جلوم از یکی دیگه حرف میزنه،به نظرتون میخواد حسادت منو تحریک کنه یا نظرش دربارم عوض شده؟؟؟؟! :/

    • مهدی در 1394/04/08در10:05 ب.ظ

      نه میخواد حسادتت رو تحریک کنه و مطمن باش عاشقته…به عنوان یه فرد تجربه کرده میگم

  312. فاطيما در 1394/03/17در1:01 ب.ظ

    به جون تو عاشقي بددرديه

  313. علیرضا در 1394/03/14در11:54 ب.ظ

    باسلا ترو خدا کمک کنین من 15 سالم عاشق یه دخترکه ازم دو سال کوچک تره شدم راستی عاشقیم از روی احساسات نیست از تهه دلم دوستش دارم ولی نمیدونم بهش چطور بفهمونم عاشقشم ترو خدا ینفر راهنماییم کنه دارم میمیرم

    • erika در 1394/04/04در2:48 ب.ظ

      بابا شماها هنوز بچه این

      • فقط عاشق در 1394/12/06در6:12 ب.ظ

        اخه بچی این یا بزرگین عاشق شدن دا هرکی حق داره عاشق شه عاشق بزرگ کوچک نداره منم عاشق شدم اونم میدونه بهش گفتم اونم منو دوست داره ولی شمارو توصیه میکنم عاشق نشین الان به فکر تحصیل خود باشین

    • محمد در 1394/04/24در2:35 ق.ظ

      هنوز خیلی زوده زندگی و درس خودتو اونو خراب نکن صبر کن

  314. عاطفه در 1394/03/13در1:32 ب.ظ

    یادم رف بگم
    20 سالمه

  315. عاطفه در 1394/03/13در1:28 ب.ظ

    انگار منم عاشق شدم
    نمیدونم چکار کنم که جذبش کنم
    این راهو حتما امتحان میکنم ایشالا که جواب میدهد
    ما هردومون قبلا شکست خوردیم من از وقتی دیدمش کاملا عوض شدم به خاطر اون همه دوس پسرامو کنار گذاشتم
    ولی اون خیلی بی احساسه میگه میترسم با سردیم برنجونمت برا همین بهتره تموم کنیم همه چیو ولی من واقعا نمیتونم اگه اون نباشه دیوونه میشم
    برام دعا کنین

  316. علی در 1394/03/10در8:38 ق.ظ

    بچه ها من عاشق یه نفری شدم البته همین اول فروردین یک سال از خودم بزرگ تر هست تو جشن بودیم من نگاهش کردم دیونش شدم ولی نه که پسر مذهبی هستم دیگه نهاش نکردم خیلی میرفت میومد وقتی برای بار دوم نگاهش کردم فهمیدم نگاهم میکنه لصفا بگید عاشقم هست یا نه

    • مجتبی در 1394/03/12در1:02 ب.ظ

      سلام دوستان شما عاشق تصورتون از اون فرد شدید وگرنه اون رو اگه کامل بشناسید عاشقش نمیشید وقتی هم کسی رو می بینید شرایطون از اون بهتره وقبول نمی کنهممطمنم باشید عاشق یکی دیگست من از اون پسر ایدال هام ککه تقریبا تمام شرایطو دارم وخانوما بهم نمره ۹۹درصدو میدن عاشق یکی بودم زیاد پروی میکرد منم استخاره کردم جوابش بد اومد و ولش کردم عشق ادمو خوار میکنه وچون فکر میکنی طرفت فرشته است بعد ازدواج وقتی میافهمی اینم یکی مثل همه است بدجور پشیمون میشید از عشق دوری کنید عاقلانه تصمیم بگیرید

    • erika در 1394/04/04در2:50 ب.ظ

      با دوبار نگا کردن یه دختر نباید فکر کنی عاشقت شده
      من خودم به دونفر خیره میشم
      1-اونی که خیلی جذاب باشه
      2- اونی که خیلی ببو باشه!

    • محمد در 1394/04/24در2:37 ق.ظ

      عاشق شدن به نگاه کردن خالی نیست عزیز

  317. فاطمه…. در 1394/02/30در9:24 ق.ظ

    سلام.من دختر هستم و عاشق ی دختر شدم.نمیدونم اونم منو دوس داره یا نه اما قبلا باهام این طوری رفتار نمیکرد جدیدا خیلی میاد پیشم و همش باهام حرف میزنه..منم حدودا از آخرای آبان عاشقش شدم.تا همین الان…خخییلی خجالتیم به حدی که روم نمیشه باهاش ی کلمه حرف بزنم فقط وقتایی میتونم حرف بزنم که خودش اول شروع میکنه…چیکار کنم؟!

    • عاشق دیوونه در 1394/03/09در1:50 ب.ظ

      نبایدنزدیکش شی.این اسمش همجنس گراییه وعشقوعاشقی نیس!یه بیماریه روانیه.به نفع خودته که فراموشش کنی.

    • افسون در 1394/04/06در5:37 ب.ظ

      اینا چیه میگید و مینویسید!!!!!!!!!!!!!!
      تو رو خدا واسه خودتون یه تفریح و کار سالم پیدا کنید و به خدا پناه ببرید از این افکار و حرفهای خاک بر سریتون

  318. ……. در 1394/02/28در9:02 ب.ظ

    تورو خدا یکی کمکم کنه بتونم عشق 12 سالمو که پسره تو 1، 2، 3 جلسه دیوونه بار عاشق خودم کنم در صورتی که ازش دورم

    • محمد در 1394/04/24در2:39 ق.ظ

      هنوز زوده آینده خودتو اونو خراب نکن

  319. sgnd در 1394/02/28در8:50 ب.ظ

    من 12 سالمه و عاشق یه پسر 12 ساله ام که از من دوره و از نظر خودم غیر ممکن عاشقم شه چیکار کنم که توی 2، 3 ، 1 جلسه دیوونه بار عاشقم شه؟

    • ……. در 1394/02/28در9:24 ب.ظ

      لطفاً

      • ……. در 1394/02/29در3:11 ب.ظ

        هیچکی نبود

        • محمد در 1394/04/24در2:42 ق.ظ

          راست میگن هنوز زوده به خدا اگه درگیر بشی بدتره خیلی بدتره

    • افسون در 1394/04/06در5:39 ب.ظ

      پسر 12 ساله رو میخوای بزنی تو سرت؟
      پاشو برو دکتر یا مشاوره
      واقعا افکار درگیر و مریضی داری گلم
      از زندگی پی میخوای؟ واقعا فکر کردی؟
      اینا چیه میگید و مینویسید!!!!!!!!!!!!!!
      تو رو خدا واسه خودتون یه تفریح و کار سالم پیدا کنید و به خدا پناه ببرید از این افکار و حرفهای خاک بر سریتون

  320. a در 1394/02/22در4:38 ق.ظ

    mige man haroomet mikonam
    zer mizane bahoonas

  321. علی در 1394/02/20در11:57 ب.ظ

    اقا چیو مخاین بدونید از یه عاشق خسته کسی تو دنیا فقط عاشق یه فاطمه است و بس فاطمه رو خیلی مخواهد ولی اجازه دیدنشو هم نداره برین خوش باشید تورو بخدا

  322. بذار ناشناس بمونم (یه پسر) در 1394/02/18در2:43 ب.ظ

    سلام
    عاشق یکی شدم و مطمئن هستم عشقم پاکه. تو زندگی به چیزی یقین نداشتم اما به این یقین دارم و مطمئنم.
    خیلی داغونم…
    اون روزای اولی که عاشق شدم نمیتونستم بهش بگم خیلی عذاب میکشیدم.
    آخر با کلی استرس و عذاب بهش گفتم عاشقتم.
    اما گفت ما بهم نمیرسیم در واقع اون عاشق من نیست اما گفت دوستم داره نه در حد عاشقی و بهم نمیرسیم.
    من گفتم بیا به خانواده هامون هم میگیم و میام خواستگاری اما میگه نه.

    نمیدونم چیکار کنم. میدونم اونم دوستم داره اما عاشق نیس. میگه ازدواج نه.
    میگه از هم جدا بشیم اما من نمیتونم.

    اگه جواب رد بده میدونم زندگی دیگه واسم بی ارزش میشه.
    نمیگم خودکشی می کنم چون خودکشی گناه بزرگیه و جز جهنمی شدن چیزی نداره.
    ولی نمیتونم بدون اون دووم بیارم. اگر جواب رد بده میخوام ان شاالله ثبت نام کنم مدافعین حرم و ان شاالله شهید شم تو کربلا.

    ناشکری نمیکنم اما زندگی خوبی نداشتم حداقل با شهید شدن پایان خوبی دارم. دعا کنین یا برسم یا شهید شم یا هردو.

    • ……. در 1394/02/28در9:28 ب.ظ

      درکت میکنم

  323. شادی در 1394/02/15در5:08 ب.ظ

    سلام همه
    مت یه نقاشم از بس فکر تموم کردن نقاشیم دارم مخم کار نمیکنه
    شماها رفقا عاشقا بگین ببینم این روشی که بالا تو سایت توضیح داده رو اگه انجام بدیم ب طرف هم انرژی وارد میشه که عاشقون بشه عایا؟؟؟
    یا فقط حال خودمونو عوض میکنه!!!

    آقا پسرا جواب بدین ببینم شما اگه یه دختر ناز و هنرمند و درس خون وخونواده دار بخوره تو پستتون کلاس براش میزارین اگه ببینین دوستون داره؟؟؟اره واقعا عایا؟؟؟؟!!!!!!

    هرکی جواب منو میده ایشالله به عشقش برسه

    دوستان همگی التماس دعا

    راسی بازم آقآ پسرا
    اگه از اول از دختر خوشتون نیاد یا حسی بهش نداشته باشین بازم ممکنه در آینده عاشقش بشین یا دیگه میشین؟؟؟
    همباشین،بام

    • شادی در 1394/02/15در5:12 ب.ظ

      شرمنده یه خورده اشتباه تایپی داره
      دیگه ماشالله انقد باهوش هسین درستشو بفهمین

      هرکی جواب منو داد ایشالله ک خوشبخت شه

      خواهرا و بردارا التماس دعا دارم ازتون

    • سجاد در 1394/03/05در2:41 ق.ظ

      بله باقدرت فکر میتوان هرچیزی رو از جمله کاینات رو میتوان جذب کرد

    • یاسیما در 1394/03/15در11:59 ق.ظ

      سلام
      منم با همکار خانم آشنا شدم و با هم میرفتیم سر کار.بعد چند ماه گفت عاشقت شدم .
      همه شرایطش ایده ال بود ولی من نتونستم درکش کنم.
      چند ماهی گذشت و با فشار خانواده ازدواج کرد.
      بعد ازدواجش فهمیدم عاشقشم و الان دیوونه شدم.
      بهش گفتم ولی دیگه دیر شده.
      کاش………………………………………..

  324. در 1394/02/08در0:39 ق.ظ

    سلام.تو رو خدا بچه ها واسم دعا کنید.واقعا ابوالفضلم تکه تو دنیا.مرد واقعی از همه نظر.اول شناختم بعد عاشقش شدم جفتمون هم و دوست داریم ولی بعضیا نمیزارن ما به هم برسیم دعا کنید به عشقم برسم تو رو جون عزیزترین کستون.

  325. مایسا در 1394/02/03در10:09 ق.ظ

    متاسفانه یاخوشبختانه انگار منم عاشق شدم.. هیشکی جز اون توذهنم نیست .اگه انقدر که به این بشر فکر کردم به خدا فکر کرده بودم هممممممممه آرزوهام براورده میشد.. والا..

  326. عاشق خودم هستم در 1394/01/28در2:01 ق.ظ

    هرکی کامنت ميزاره لطفا سنشو هم بگه

    • نفس عاشق پسر با مرام در 1394/02/06در11:01 ب.ظ

      جگر تو رو من بخورم جووووووووون

    • نفس عاشق پسر با مرام در 1394/02/06در11:07 ب.ظ

      جگر تو رو من بخورم جووووووووون اسمت چيه عزيزم من25/10 سنمه25 سال10ماه دانشگاه ازاد اهل شيراز شهر فسا ولى در مشهد زندگى ميكنم
      ا

  327. عاشق خودم هستم در 1394/01/28در1:58 ق.ظ

    من هم قبلا عاشق يکي بودم ،توی دانشگاه،دوران دانشجويی(پسر هستم)،باور کنيد اصن روم نشد باش حرف بزنم ،واقعا حس عجيبی بود ،يه حسی که تا بحال تجربش نکردم ،ولی چون دانشجو بودم و سربازی نرفتم بنابراين تن دادن به ازدواج واسم سخت بود ،توی دو راهی گير کردم،ناچارا دو ترم انتقالی گرفتم که ايشونو نبينم بلکه مهرم بريده بشه و اين کارو کردم،اون موقع 21سالم بود الآن 27سالمه،الآن که به اون روزا فکر ميکنم خندم ميگيره،دوست دارم هميشه تنها باشم.

    • نیلوفر26ساله در 1394/03/21در11:04 ب.ظ

      منو یاد یه نفر انداختی..مهران

    • لیلا در 1394/05/24در5:50 ق.ظ

      واقعا نمیدونم چیکار کنم خوش بحالت تونستی دوریشو تحمل کنی.من ام خیلیزود وابسته میشم و از این بابت خیلی ناراحتم………تو الان دری ب حال اونسسالای….خودت میخندی
      من باید چیکار کمم اوووففف بهم گفت من نمیتومم همیشه اس بدم ک جوابتو بدم شبت بخیر…..دارم دق میکنم یه راهی بم نشون بده من ۱۷سالم و امین۲۱ اون خیلی از من عاقلتره هیچوقتم ابرازه عشق نکرده بهم هیچوقت…..یه اون میشه پسردایی شوهر دخترعموم….با حرفش خورد شدم شکستم واقعا………اقعا

  328. سارا در 1394/01/26در10:54 ب.ظ

    اهای دختر خانوما و اقا پسرای که نمیدونید طرفتون عاشقتونه یا نه عاشق نشید میفهمید عاشششششششششق نشییییییییییییییید

  329. مهسا در 1394/01/21در1:58 ب.ظ

    سلام بچه ها من همه ی پیام هاتو نو خوندم
    منم یه نفرو دوست دارم اما خواهش میکنم کمکم کنید بفهمم اونم من و دوست داره یا نه چون خاستگار دارم و موندم جواب بدم یا منتظر عشقم بمونم..
    هرموقع میبینمش قلبم تند تند میزنه استرس میگیرم و میبینم با بقیه حرف میزنه میخوام دغ کنم..یه سرماخوردگی کوچیک میگیره کلی ناراحت میشم که خوب بشه و کلی چیز دیگه که زیاده نمیتونم بنویسم
    خواهش میکنم بگید از کجا بفهمم اونم من و دوست داره یا نه …ازتون واقعا خواهش میکنم جوابم و بدید چون یه ی نفر دیگه منتظر جوابم

    • mahsa در 1394/02/17در11:55 ب.ظ

      سلام عزیزم
      خب مشخصه ببین اون نسبت ب تو چ عکس العملی نشون میده.اگه اونم دوست داش مثل خودت رفتار میکرد هول میشد یا استرس میگرفت

  330. فاطمه در 1394/01/18در9:38 ب.ظ

    عاشقی همش رنجه و عذاب واقعا عاشقشم ولی نمیدونم اون دوستم داره یا نه. فوق العاده آدم مغروریه ولی دلش خیلی مهربونه .یه مدت که میدیدمش با وجود اینکه نمیدونستم عاشقمه یا نه خوشبخت ترین آدم زمین بودم یه بهانه برای زندگی داشتم برای بیدار شدن، شبا می خوابیدم به امید اینکه فردا میتونم دوباره ببینمش ولی اون رفت…..بدون اینکه حسشو بدونم رفت و الان هزارن کیلومتر ازم دوره……باورش برام سخته ولی اون الان تو یه کشوره و من تو یه کشوره دیگه……نمیتونم فراموشش کنم …..به هیچ عنوان……خیلی تلاش کردم ولی تا حالا نتونستم…..خیلی سخته برام….خیلی….بینهایت دوستش دارم ولی ازم کیلومترها دوره…حتی نمیدونم دوستم داره یا نه……واقعا دارم زجر میکشم دوستان….یه راه پیش پام بزارید….ممنون از همتون و معذرت میخوام که خستتون کردم.

  331. س در 1394/01/18در2:04 ب.ظ

    سلام راستش عشق یه حسیه که غیر ممکن رو ممکن میکنه. من خودم قبل از این که عاشق بشم دنیای متفاوتی داشتم قبلنا فقط به خودم فک میکردم مغرور بودم و لجباز … ولی حالا این چیزا واسم معنی نداره از وقتی عاشق شدم فقط وفقط به اون فک میکنم حتی غرورمو هم واسش شکستم اخلاقم بخاطر اون به کلی عوض شد حتی اون میدونه که چقد دوسش دارم حاضرم بخاطرش بمیرم. از همین جا هم بهش میگم بهانه ی زندگیم خیلی دوست دارم. بنظرم عشق فقط یه بار تو زندگی پیش میاد اونایی هم که میگن چند بار عاشق شدم عشق نیست فقط یک وابستگیه. ایشالا همه ی عاشقا هم به عشقشون برن. با تشکر از مدیر محترم سایت

  332. کوثر در 1394/01/18در1:53 ب.ظ

    سلام من عاشق یه دختر شدم خودم هم دخترم اون همکلاسیمه نمیدونم چیکار کنم از ذهنم بره دارم دیوونه میشم اونم منو دوست داره اما میگه می خوام بمیرم و اونوقت من دییونهه میشم و افسردگی می گیرم به نظر شما چیکار کنم

    • محمد در 1398/09/27در8:41 ب.ظ

      سلام من چنتا از نظرات رو خوندم من خودم مثل شما هستم و عاشق شدم یه حسه خیلی خفن عه آدم و نابود میکنه من خودم در مقابلش شکست خوردم قلب لامصب نمیزاره آدم آرامش داشته باشه ، ولی راه حل داره ببین شما چون عاشق محض طرف مقابل شدی ازش خجالت میکشی یهش بگی ، یا بهش نگاه نمی کنی ، از کنارش رد میشی واقعا دوسش داری ولی نمی تونی بهش بگی ، تنها راه حلش اینه که این عشق رو بزاری کنار برا حتی چند ساعت به خودت بیای ، به خودت فکر کنی و برسی بعد وقتی اعتماد بنفست رفت بالا می تونی طرف مقابل رو واضح ببینی ، با هاش صحبت کنی ، اصلا یه دفعه با خودت میگی این کیه من عاشقش شدم ، به نظر من عشق یه حس فقط مال شما ، وقتی به طرف نزدیک میشی ، عقل میادت جلو بعد میبینی این اصلا با معیار شما نمیسازه !!! من خودم عاشق شدم ، واقعا سرویس شدم به زور به طرف نزدیک شدم که از راه دوستی باهاش آشنا بشم بعد یه چیزی درونم گفت اصلا این کیه من عاشقش شدم !!! واقعا نمیدونم نفرین شدم یا چیز دیگه ولی الان دیگه اصلا نمی تونم با کسی دوست شم حتی ، منم دیگه خسته شدم از اینکه دیگران به عنوان دوست انتخابم کنن ، من دل دارم لعنت به این زندگی . بیاین شما که انقد زیاد هستین برای هم دعا کنین که مشکلات هم دیگه حل بشه میگن دعای مسلمان در حق مسلمان اجابت میشه . من احساس میکنم قلبم پاره پاره شده لعنت به این قلب کاش سنگ بود و هیچوقت عاشق نمیشد خسته شدم از نرسیدن .

  333. مهدي در 1394/01/14در4:50 ب.ظ

    اين يه قانونه هركي رو دوس نداري،دوست داره ولي اگه كسي رو دوست داشته باشي،اون دوست نداره يعني از دخترا انتظار نداشتم اين قدر عشقولانه باشن من كه نديدم هركي رو دوسش داشتم بازيم داده

    • soror در 1394/02/15در9:10 ق.ظ

      راستش دخترایه وقتی عاشق میشن جونه خودشونم میدن کجاشه دیدی ولک

  334. حسین در 1394/01/05در1:04 ق.ظ

    باره اوله عاشق شدم اون دوسم نداره ولی من دلم روشنه یعنی میشه ؟

    • سامیه در 1394/01/13در11:57 ق.ظ

      ولی من وقتی از همون بار اول دیدم عاشقش شدم

  335. اسوه در 1394/01/04در5:00 ب.ظ

    اگه احساستون رو ابراز نکنین طرف عاشقت می شه

    • asal در 1394/01/08در8:37 ب.ظ

      نههههههههههههههههههه نمیییییییییییشه!

    • mahsa در 1394/02/18در0:04 ق.ظ

      سلام. بچه ها من پارسال با یه پسر رفیق شدم.اون تهرانه من کرج.باهم قرار گذاشتیم اومد منو دید اون عاشقم شد ولی من خوشم نیومد ازش هم بخاطر رفتارش هم قیافش.نمیخاستم بهش بگم دوست ندارم و نمیخامت چون دلش میشکنه چندسری خاستم باهاش تموم کنم ولی گف اگه بری خودمو میکشم. حالا نمیدونم چکارکنم ک فراموشم کنه و بزاره بره. توروخدا کمکم کنید نزارید ابروم بره. توروخدا جواب بدید
      قرارگذاشتیم.

  336. علی در 1393/12/29در3:02 ب.ظ

    خخخخخ
    شما دخترا احساستی هسین وگرنه تعداد نظرات پسرارو نیگا دخترا نیگا
    پسرا مث شما دنبال ایم چرت و پرتا نیسن.

    • pegah در 1394/01/20در10:09 ب.ظ

      shoma ke donbale in cherto perta nistin inja che kar mikoni????ya dari zer mizani ya vaghean bikari ke donbale cherto perta migardi

    • علی در 1394/02/20در11:46 ب.ظ

      بد بخت من خیلی از تو مغرور تر بودم دخترا رو به یه مگس هم حساب نمی کردم ولی وقتی عاشق شدم کلا عوض شدم

  337. fatemeh در 1393/12/26در2:59 ق.ظ

    سلام من13سالمه و بچه هم نیستم الان من در سنی هستم که خطرات دورم هستن واینکه از این دخترایی نیستم که بی.اف داشته باشم از نظر من عشق جز ضریه زدن به روحیت کار دیگه ای نمیکنه با اینکه تجربه با کسی بودنو ندیدم ولی از ایجور چیزا سر در میارم راسش یه سوالی منو خیلی در گیر کرده برای مثال یه دختری هروفت یه پسری میبینه درجا عاشقش میشه

    میشه بگید دوای این مشکل چیه؟

    • فاطمه در 1393/12/29در9:39 ب.ظ

      سلام من هم با تو همسنم و دقیق مشخصات تورو داشتم
      همین سوال برای منم پیش اومده بود
      هر ک بهم پیشنهاد میداد پدرشو در میاوردم
      اما الان یکی رو با تمام وجودم دوست دارم نمیدونم چ اتفاقی افتاد اینطوری شدم
      حتی خود اون شخص به من پیشنهاد داد قبول نکردم
      در حال حاظر هم نمیدونم چیکار کنم

      • pegah در 1394/01/20در10:24 ب.ظ

        azizam havase jedi nagir

    • pegah در 1394/01/20در10:20 ب.ظ

      man 20 salame vali mesle u edeaye bozorgi nemikonam. khale joon bezar yekam senet bere bala bad rajebe bf harf bezan baraye j soaletam azizam on eshgh nist shoma chon senet kame o to bologhi injorie har kio mibini delet mire ke faghat ye havase zood gozare to tarifet az eshgh eshtebahe eshgh yani vaghti mibinish ghalbet tondtar bezane vaghti be yeki dg negah mikone mikhay bemiri hazeri joneto bedi ta khar to dastesh nare in hes faghat ye bar vase adam pish miad onam age khosh shans bashi hamchin hesi nasibet mishe

    • nasty.STAR در 1394/03/31در1:58 ب.ظ

      Ayzam akhe u senni ndri k! Ye modat bgzre bbinm bazam mituni inaro bgi ya na!
      Mn khodm y zamuni migoftam maskhare bazie…
      Vli hala asheghe yekiam k hazeram daro nadaramo bdm, bemiram vali kuchik tarin asibi besh nrese…

  338. anisa در 1393/12/20در0:10 ق.ظ

    عشق یعنی هنر زیستن باهمدیگه،عشق یعنی پذیرش همدیگه،یاد بگیریم عشق یعنی من + تو=ما ،،برای اینکه عشق تشکیل بشه محصولش شناخته،آدم دانا و آگاه عاشق میشه…

  339. f در 1393/12/09در6:04 ب.ظ

    به نظر من عشق یه چیزی فراتر از جسم و ظواهره.به این انرژیی که گفتین بفرستین واقعا ایمان دارم.احساس قلبی آدم همیشه درسته.من جدیدا دارم یه حس خیلی خاص و لطیف رو تجربه میکنم شاید عجیب باشه ولی ما هنوز همو ندیدیم.یکی از فامیلای دوست صمیمیمه.یه بار که تو یکی از مهمونی هاشون شرکت کردم همه بااولین برخورد باهام گفتن چقد رفتارم شبیه اون هست…چند روز دیگه تو یه مهمونی میبینمش خیلی شوق دارم.مطمنم اونم همین حسو داره.عشقمیییی

  340. صفورا در 1393/12/07در9:23 ب.ظ

    میلادم…
    دوست دارم…
    یه دونه ای….

    • shaghaigh در 1394/04/05در10:26 ق.ظ

      سلام صفورا خوبی منو میشناسی یا فراموشم کردی

  341. مرتضی در 1393/12/01در12:54 ب.ظ

    باسلام خدمت همه دوستان.من یک عاشقم.اونم عاشق کسی که بعضی وقتا اعصابمو بهم میریزه.ولی در کل دوسش دارم و قراره دوسال دیکه باهاش ازدواج کنم.اینشالا قسمت همتون ولی:آاااااااااااااااااااااااااای پسرا به دخترا رو ندین.از من وصیعت به شما.
    تنهایی بهتر از گدایی عشق است
    آی یالانچی زهرا

    • مهسا در 1393/12/29در9:41 ب.ظ

      اگه رو بدن چی میشن
      اتفاقا برعکس دخترا نباید به پسرا رو بدن

  342. محمدمهدی در 1393/11/26در10:30 ق.ظ

    به نظر من که 35 سالمه وتجربه ءآنچنانی هم در عشق وعاشقی نداشتم و ندارم ،،انسان باید ابتدا عاقلانه طرف مقابلشو پیدا کنه و بسنجه ،،،بعد هرجوری دلش خواست دیوونگی کنه و عاشقی انشالله تا همیشه…پایدار باشید…

    • pegah در 1394/01/20در10:22 ب.ظ

      kamelan baton movafegham

    • sh در 1394/02/09در2:32 ب.ظ

      اینم نظرمنه

  343. سپیده در 1393/11/07در8:47 ب.ظ

    آقا من یبار یه غلطی کردم عاشق یه نفر شدم ……….. واسش هر کاری کردم اما دلمو تنها گذاشت ورفت
    البته مطمئن نیستما واسم دعا کنین آخه خیلی دوستش دارم

  344. زهرا در 1393/11/03در2:51 ق.ظ

    سلاااااااااااااااااااااااااااااام به همگی……هیچ کدومتون شرایط منو ندارید……با یه آدمی آشنا شدم اوایل بهش محل نمیذاشتم…یعنی من اصلا تو خط عشق و عاشقی نبودم….تا حالا به ازدواج فکر نکرده بودم….اما یک سال پیش با آدمی آشنا شدم که احساس میکردم خیلی دوستم داره…کمی که گذشت بقیه ی اطرافیانم هم فهمیدن منو خیلی دوس داره…و حالا بعد از یک سال من هم عاشقش شدم….و نمیدونم چرا اینجوری شد……من به اون مغروری عاشق شدم و به ازدواج فکر میکنم…..هنوز که هنوزه خودمم هم نمیدونم چی شد که عاشقش شدم….فقط و فقط برام دعا کنید….

    • بیتا در 1393/11/10در0:59 ق.ظ

      بچه ها عشق عالیه

    • محمد در 1394/01/02در1:05 ق.ظ

      خب اون عاشقته دیوووونه
      دل به دل راه داره دیگه
      خدا محبت طرف مقابلو تو دلت انداخت
      خدا به طرف لطف کرده

  345. محمد در 1393/11/01در3:13 ب.ظ

    سلام دوستان خوبم میشه کمک ام کنید لطفا خواهش میکنم من چی کار کنم دختری را دوست دارم
    که او هم بسیار دوست ام داشت سه سال رابطه داشتیم اما حالا رابطه ما خراب شده نمیدونم یه حویی از من بد برد من محمد هستم عشقم همیشه منو ستون قلبم میگفت حالا هیچی نمییگه بهم میگه برو از زندگیم بیرون خدایا کمک ام کن دوستان لطفا شما یه چیزی واسم بگین چی کار کنم خوب مشکل اینه که دختری رو که دوست دارم سنی است اما من شیعه هستم هر دوی از افغانستان هستیم دختره کابل زندگی میکنه من هم مزار این قدر ازش عکس دارم که از هزارتا بیشتر روزهایم به دیدن عکسش سپری میشه لطفا بهم کمک کنید

  346. رها در 1393/10/30در2:28 ب.ظ

    خخخخخخخخخخخe,rدمت گرررررررررررررم خخخخخخخخخخ حلالت :))))))))))))))))))))

  347. رها در 1393/10/30در2:22 ب.ظ

    آخیییییییییییییییی چقد شکست عشقی منکه با یکی دوستم اون خیلی عاشقمه البته شاید ولی من جدیدا هیچ حسی بهش ندارم سه بارم اومده خواستگاریم ولی بهش جواب رد دادم گفتم آمادگیشو ندارم نمیدونم چیکار کنم کمکم کنید؟؟؟؟:(

    • pegah در 1394/01/20در10:27 ب.ظ

      raha jan age dosesh nadari besh bego dorost nist ba ehsasate baghie bazi koni donya dare mokafate

  348. الهام در 1393/10/17در2:40 ق.ظ

    سلام دوستان.یه نصیحت بهتون میکنم .این که عشق وعاشقی وجودداره اما یک طرفش اسمش دیوونگیه باهم عاشق بشین بعدش باهم ازدواج کنید .قابل توجه دخترخانوما هیچ وقت اول شما عاشق نشین چون همیشه حق انتخاب باپسرهاست.

    • برعکس(پسر) در 1394/03/11در4:59 ب.ظ

      من ی پسرم که یکطرفه عاشق ی دختر هم رشته ایم شدم اما هیچ عکس العملی از خودم نشون ندادم و اقدامی نکردم و جلو نرفتم چون با این که خیلی میخوامش اما بخاطر شرایطم دوست ندارم با احساسات کسی بازی کنم و همچنان سکوت میکنم و وقتی می بینمش سرم رو پایین میندازم پس پسرایی هم هستن که وقتی دختری رو بخوان اما نمی تونن برن جلو بهش بگن حالا به دلایل ترد شدن یا شرایط اقتصادی و خانوادگی هرچند از لحاظ اخلاق و رفتار خوب باشن اما مسئله اقتصادی حرف اول رو میزنه

  349. سارا در 1393/10/15در0:03 ق.ظ

    سلام
    پسرا اگه عاشق یکی نباشن محاله بعدا عاشقش بشن و اگه واقعا یکیو بخوان حتما یه جوری به دختره حالی میکنن که دوسش دارن پس دختر خانومای گل با اوهام زندگی نکنید اگه پسری رو دوست داری اما اون حرفی نمی زنه وبهت ابراز علاقه نمی کنه صد در صد مطمئن باش دوست نداره و نخواهد داشت

  350. bahare در 1393/10/04در6:22 ب.ظ

    Ye soale ke hamishe zehne mano mashghol karde ke asan eshgh vojod dare va hamash tvahomo adate ke bad tamoom mishe???

  351. ب در 1393/10/03در8:17 ب.ظ

    باسلام من تنهام ازتنهایی خیلی دلم میگیره لطفا راهنمایی کنید

  352. ب در 1393/10/03در5:08 ب.ظ

    با سلام لطفا عاشق نشید عاشقی بد دردیه واین زمونه کمتر عشق پاک پیدامیشه

  353. خودم در 1393/09/18در1:24 ب.ظ

    خاك تو سر من كه عاشق شدم-حالا ميفهمم عاشق چه عوضي شدم-هر روز با يكي ميلاسه

  354. سمر در 1393/09/18در1:04 ب.ظ

    شیلا جون فرصتهای بهتری ذاری الان خیلی خیلی زوده نرگس جون ایشالله به عشقت برسی
    من چی به عشقم میرسم 28 سالمه خیلی ناراحتم عشقم رفتم تو نا امیدی این مطلب رو خوندم خیلی خوب بود. از درون تهی ام.

  355. baran در 1393/09/15در5:29 ب.ظ

    cheghad ashegh darim khoda bishtar kone mashaala

  356. raha در 1393/09/13در3:38 ق.ظ

    مرسى عالى بود. عزيزم کنج قفس نشستم تا که باورم کنى بال وپرم شکسته برگرد.

  357. e,r در 1393/09/12در7:28 ق.ظ

    هنومونده بزرگ شين عشق سيخي چنده ؟؟عشق؟؟؟خخخخخخ

  358. matin در 1393/09/09در0:34 ق.ظ

    سلام به همه دخترا و پسرا به هر کسی دل نبندید خیلیا هستن ظاهرا میشن ولی تو لباس گرگ عاشقی عالیه ولی از راه درست نه از راهی که واسه همیشه داغونتون کنه

  359. نرگس در 1393/09/02در11:08 ب.ظ

    سلام تو رو خدا واسم دعا کنید به عشقم برسم خیلی دوسش دارم .هیچ وقت بهش خیانت نکردم.دع کنید بعد ماه صفر بیاد خواستگاریم .انشالله شما ام به حاجته دلتون برسید

  360. گلوریا در 1393/08/09در2:22 ب.ظ

    عشق دیوونگی محضه
    اما خیلی شیرینه

  361. shila در 1393/08/02در11:51 ب.ظ

    سلام من سیزده سالمه و عاشق شدم برای اولین بار،ب هرکی میگم میگه این اسمش عشق نیست دو سه روز دیگه خوب میشی ولی یک ماهه ک ……..ولی …
    ولی نمیدونم دوسم داره یا ن چیکاااااااااااار کنم تورو خدا کمکم کنید دارم دیوونه میشم

    • سام در 1393/09/29در0:26 ق.ظ

      سلام.من پسر 20 ساله هستم و چون پسرم جوابم تخصصی نیست. ولی نظرم اینه.
      درست گفتن بهت.البته عشق هست و تا اخر عمر هم یادت نمیره ولی
      ولی احتمالا به درد ازدواج نمیخوره.
      چرا؟
      چراشو بعدا میفهمی
      بهترین و دلسوزترین مشاور خانوادس شیلا خانم

    • ساحل در 1393/11/18در4:09 ب.ظ

      سلام ……..به نظرمن توهنوز سنت خیلی کمه بهترا تواین سن وقتتو بزاری واسه درست………..

    • مهسا در 1393/12/29در9:50 ب.ظ

      شیلا جون دکت میکنم منم هم سن توام
      و مکل تو رو دارم
      اما من مطمئنم دوسم داره

      • مهسا در 1393/12/29در9:54 ب.ظ

        درکت
        مشکل

    • zeiton در 1394/01/06در11:27 ب.ظ

      خانومی تازه13سالته ب حرف اطرافیانت گوش کن خیلی ببشید راحت حرفمو میزنم ولی این همش هوسه

    • Amir در 1396/03/21در2:50 ب.ظ

      منم مثل تو ام ولي پسرم

  362. K در 1393/08/02در10:41 ق.ظ

    چرا کسی جوابمو نمیده ؟؟؟؟؟

  363. K در 1393/07/30در6:26 ب.ظ

    باسلام من تازه عضواین وب شدم.میخواستم بگم منم به درد عاشقی گرفتار شدم اما نمیدونم اونم منو دوستداره یا نه .بعضیها بهم میگن عشق یکطرفه مایعه دردسره ولی دلم میگه نه این عشق یکطرفه نیست .من عشقمو با تموم وجود دوستش دارم وهیچ وقت از این عشق دست نمیکشم .شما بگید من چکار کنم تا بفهمه دوستش دارم و چجوری بفهمم دوستم داره؟؟ امروز خیلی اعصابم خرد بود ودلم گرفته بود ولی با خوندن مطالب شما کلی امیدوار شدم ممنون بابت مطالب زیباتون.

    • مهسا در 1393/12/29در9:56 ب.ظ

      من نمیتونم بخاطر عشقم غورمو زیر پا بذار اما عشقمو خیلی دوسش دارم

  364. mahshid در 1393/07/18در4:33 ب.ظ

    عشق خیلی بده از کلمه ی عشق متنفرم هزاربارغرورم و میشکونم ولی هیچی

    • گلوریا در 1393/08/09در2:15 ب.ظ

      چطور دلت میاد این حرفو بزنی

    • مهسا در 1393/12/29در9:55 ب.ظ

      مننمیتونم بخاطر عشقم غورمو زیر ا بذار اما خیلی دوسش دارم

  365. میلاد در 1393/07/10در4:59 ب.ظ

    سلام من خیلی خجالتیم و نمیتونم به عشقم بگم که دوسش دارم. ازتون کمک میخوا لطفا بگین چه جور بفهمم که اون منو دوست داره یا نه مرسی

    • محمدمهدی در 1393/11/26در10:35 ق.ظ

      سلام داداش گلم، منم به همین مصیبت دچار بودم،بعد از پنج سال با چند تا اس ام اس عاشقانه که دستنوشته هایه خودم بود ،…خلاصه پنج سال به یک طرف در عرض چند دقیقه خودش فهمیدو منم زبونم باز شد،..ولی خواهشن ابتدا عاقلانه فکر کن و طرفتو ارزیابی کن بعد دیوونگیهاتو شروع کن ..انشالله بهش برسی و شاد و موفق باشی…

    • مرتضی در 1393/12/04در3:47 ب.ظ

      ولش کن

  366. salar در 1393/07/08در9:51 ق.ظ

    سلام
    عشق واقعا” یه حس شیرین همراه با عذاب هستش.از خدا میخوام هر کی ک عاشق میشه به عشقش برسه.

    • F.roof در 1393/11/13در0:24 ق.ظ

      سالار لطفا واسم از ته دل دعا کن که به عشقم برسم وبگو آمین یا رب العالمین

  367. sina در 1393/07/01در4:44 ق.ظ

    هروقت به کسی اعتماد کردم و دل بهش سپردم از پشت بهم خنجر زد ، پس:هر دمی رو با یکی باش!

    • ب در 1393/10/03در8:14 ب.ظ

      سلام اقا سینا منم مثل توام ولی امیدت خداباشه

    • مهسا در 1393/12/29در9:58 ب.ظ

      بعضی ها دوست داشتنشون مثه قرص خوردنه هر هشت ساعت یه نفر

  368. سارا در 1393/06/28در0:20 ق.ظ

    عشق خداوند حقیقتا وقتی قلب و روح انسان را تسخیر کرد دنیا مادی با همه بدیهاش پاک میشه واینو جز انسانهای پاک کسه دیگه ای درک  میتونه بکنه ولی وقتی انسان به این مرتبه رسید راضی به رضای بزرگترین عشقش میشه وفقط از خداوند بهترین دنیا واخرت رو میخواد نه با اسرار کسی رو که یک طرفه عاشقش بود

  369. love در 1393/06/17در12:24 ب.ظ

    عشق وقتي واقعا به وجودت رخنه كنه تمومه .حتي بخواي هم نميتوني فرار كني. زيباترين هيجان زندكيت ميشه.حتي اكه بهش نرسي
    18سالكي عاشق شدم به معناي واقعي تمام وجودم مال اون بود .اما نذاشتن جدا مون كردن بعد از 16 سال كه حتي يك لحظه هم فراموششش نكرده بودم تو face ديدمش
    اون ازدواج كرده منم همينطور اون خارج از ايران وفرسنكها دور از من ولي ما وقتي با هم جت ميكنيم هنوز هيجان اون روزهارو داريم و عشق هنوز داريم قرار وقتي مرديم بريم كنار هم

  370. مریم در 1393/06/16در10:01 ب.ظ

    سلام من یکی رو دوست دارم 4ساله دوسش دارم چون فامیله هر روز می بینمش براهمین خیلی داغونم تازه یه چند روزیه یه پسری البته فامیله هی اس میده عاشقتم منم نمیدونم چکار کنم دارم دیوونه میشم

    • مهسا در 1393/12/29در10:00 ب.ظ

      اره خیلی بده
      مریم جان جواب ابلهان خامویست

  371. شقایق در 1393/06/10در4:35 ب.ظ

    میدونید توی عشق هیچکس جز خودتون وفادار نیس

  372. شینا در 1393/06/10در12:05 ب.ظ

    منم یکی ودوس دارم یعنی عاشقشم به تمام معناولیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی عشقم خیلی اذیتم میکنه یه بار قسم میخوره دوسم داره باهام ازدواج میکنه یه بار میگه دوسم نداره ولی من خیلی دوسش دارم دلم میخواد فراموشش کنم ولی نمیتونم .کمکم کنید چیکار کنم

    • سام در 1393/09/29در0:39 ق.ظ

      سلام.
      من پسرم و 20 سالمه
      پسرا هر لحظه احساسشون تغییر میکنه به هر حال بهش بگو اگه میخایم بیا خاستگاریم
      اینتوری هم مطمئن میشی واقعا خودتو میخاد و هم اینکه خانوادت اونو برانداز میکنن و ویژگی هاشو بهتر میبینن.
      ولی هواست باشه که قبل از اینکه خانوادت نظربدن نظرت رو نگی.

    • مهسا در 1393/12/29در10:01 ب.ظ

      شینا جون یه بار که گفت دوستت دارم بهش محل نذار تا قدر تو رو بدونه

  373. زهرا در 1393/06/09در2:09 ق.ظ

    ی بار عاشق شدیم واسه هفت پشتمون بس بود .انقدرم خودتون رو در گیر این پسرا نکنید دختراااااااااااااااااااااا میدونم خیلی هاتون سن و سالتون کمه الان وقتی بچگی کردنه من خودم دوران جوونیم رفت ولی شما با خودتون این کارو نکنیدبه خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا اون روزم میرسه که یکی عاشقتون شه همتون شوهر میکنید بابا نترسید چیه هی بهم برسیم بهم برسیم راه انداختید

    • مرتضی در 1393/12/04در5:07 ب.ظ

      سلام زهرا خوبی

  374. مریم در 1393/05/25در6:20 ب.ظ

    بچه ها این مطالبی که من خوندم احساس میکنم آدم رو دیوونه میکنه تا کی باید به خودت تلقین کنی که طرف عاشقت هست بعد یهو چشمت رو باز میکنی میبینی طرف ازدواج کرده اونوقت تو میمونی یو توحم هایت

    • مهسا در 1393/06/05در10:36 ق.ظ

      سلامبنظرم ادم نبايدعاشق بشه چون داغونش ميکنه

  375. pante A در 1393/05/22در2:59 ب.ظ

    عشق یه بیماریه ….تو علم هم ثابت شده
    مدتی هیجان داره ولی بعدش کاملا عادی میشه
    اما دوست داشتن واقعیه و از عشق قشنگ تره.

    • احسان در 1393/05/27در3:31 ب.ظ

      آفرین…

  376. شیلر در 1393/05/11در11:38 ق.ظ

    سلام بچه ها ،سختمه این همه تایپ، ولی براتون می نویسم .من از سن عاشقیم گذشته ولی هنوزم قلبا دارم چند نوع عشق را تجربه می کنم ،عشق به عشقم به شوهرم به بچم و….همه اینا شده لذتای زندگیم ولی برای هر کدوم بسته به نیازها برخورد می کنم می خوام از زبان گاندی براتون بنویسم ،بخونید و بدونید که چقدر زیبا نوشته و کاملا عقلانی و احساسی و اقعا اون جور که باید عاشق شد .میگه :خوب من ،هنر در فاصله هاست ،زیادنزدیک هم می سوزیم و زیاد دور از هم یخ میزنیم .تو نباید ان کس باشی که من می خواهم و من نباید ان کسی باشم که تو می خواهی ،کسی که تو از من می خواهی بسازی یا کمبودهایت هست یا آرزوهایت ،من باید بهترین خودم باشم برای تو و تو باید بهترین خودت باشی و بشوی برای من .خوب من هنر عشق پیوند تفاوتهاست و معجزه اش نادیده گرفتن کمبودهاست .زندگیست دیگر …به این روزها که دیگر برنمی گردد وبه کوتاهی جوانی بیندیش در کنار عشق زندگی کردن هنر می خواهد !بچه ها واقعا عاشق شدن و عشق رو خواستن هنر هست و باید بگم بزرگترین معجزه و گرمی یک عمر زندگی کردن از وقتی که عشق رو اون جور که شناختم تجربه کردم قلبم همیشه زنده است ،گاهی شادم گاهی به معنای واقعی غمگین ،غمگین از اتفاقاتی که میفته نه از عشق (خوشبخت باشیدو همیشه عاشق )

    • احسان در 1393/05/27در3:33 ب.ظ

      مرسی از مطلب قشنگتون

  377. babak در 1393/05/09در2:18 ب.ظ

    ‌ عشق رو فقط از خدا بخواهید ـ باشه ؟ـ یا علی مدد .

    • احسان در 1393/05/27در3:33 ب.ظ

      هر چی تو بگی

      • مهسا در 1393/06/05در10:49 ق.ظ

        احسااااااان عاشقتم خيلى باحالى اومدى حتماشمارتوبذاربووووووس

        • mahsa در 1393/07/21در7:07 ق.ظ

          mahsa you are very crazy

        • پسر در 1393/07/26در4:00 ب.ظ

          خیلی خنکی!!!!!!خنکیت توحلقم!!!!!!

      • به تو چه در 1393/10/30در2:37 ب.ظ

        اصن شما بچه عاشقا جلو بشینید اصن پنجره مال شما اصن ما بد….ولی خدایی هرچی خوندم…..شر بود

  378. raha در 1393/05/03در4:36 ب.ظ

    دوستای عزیزم همه چیزرو به خدا بسپارین

  379. رضا در 1393/04/25در9:40 ب.ظ

    دلم نه عشق میخواهد نه دروغهای قشنگ….. نه ادعاهای بزرگ نه بزرگهای پر ادعا… دلم یک فنجان چای داغ میخواهد ویک دوست که بشود با اوو حرف زد و بعد پشیمان نشد……..

  380. shabnam در 1393/04/22در0:06 ق.ظ

    من به قانون جذب خيلي اعتقاد دارم اما واقعا بايد از ته قلب باشه من خودم الان مدتي هست فكرم قلبم دركير يه رابطست كه خيلي خودم رو با اون ادم تجسم ميكنم و احساس خيلي خوبي هم دارم اما كلا من به اين نتيجه رسيدم در رابطه عاشقانه به هيج عنوان نبايد ابراز احساسات كرد يعني اصلا به هيج مردي نبايد كفت دوست دارم وكلا خدا هم بايد بخواد يه جيزي رو كه بشه هيج وقت هم از خدا جيزي رو به زور نخواهيد

    • milad در 1393/05/29در2:46 ق.ظ

      نظر شما کاملا محترمه اما باور کنید که درواقع نباید به هر زنی گفت که دوست دارم بعضی زنها ظرفیتشو ندارن بعد اون دیگه میگن شوهرم که منو دوس داره حالا میرم باهرکسی که بخوام میپرم حالا اگه یه وقت رابطمون خوب نبود اشکالی نداره یه شوهر کودن دارم که هنوز بگه دوست دارم..البته بایدبگم که همه خانومها اینطوری نیستن هستن زنهایی که جدا لیاقت دارن جونتو فداشون کنی بازم میگم روی صحبت من به همه دخترخانومها و خانومهای نیستش

      • سارا در 1397/11/08در5:05 ب.ظ

        خوب اره ولی همه یجورنیستن

  381. محمدکسری در 1393/04/14در7:29 ب.ظ

    غرور خیلی بهتر از عشق واسه هرکی ازش بگذری شااااااااااااااااخ میشه
    (اگه کسی بهت گفت دوست دارم اروم بغلش کن نازش کن.سرشو بذار روشونت ویواش درگوشش بگو اونجایی که درس خوندی ما مدیرمدرسه بودیم!!!!!) بللللللللللللللللللله اینطوریاس!!!!!!!!!!!!!

    • مهسا در 1393/04/17در3:26 ب.ظ

      با تو هم موافقم محمد

    • رحیم در 1393/05/21در5:20 ب.ظ

      فقط باید مغروربود

    • ناشناس در 1393/07/26در4:02 ب.ظ

      دمت گرم!!!واقعاراست می گی!!!!!

    • یه داداش در 1393/10/30در2:42 ب.ظ

      داداش مارو مدرسه نبردن از بچگی میرفتیم سر کار مث شما سوسول نبودیم که (گرچه اینطوری اگه حتی به احتمال خیلی کمم یکیشون راست بگه بدجور داغون میشه)

    • شکیبا در 1394/02/05در5:20 ب.ظ

      واقعا!!!

  382. دلسا در 1393/04/04در3:50 ق.ظ

    امتحان كردم امانشد واقعا ده برابر نااميدشدم

    • مهسا در 1393/04/17در3:26 ب.ظ

      اره میدونم چی میگی دلسا

    • گلوریا در 1393/08/09در2:17 ب.ظ

      خیلی سخته واقعا

  383. اپرین در 1393/04/03در7:30 ب.ظ

    سلام..

    من که تا حالا عاشق نشدم و قصد ندارم بشم

    همش کشکه
    یکم سنگین باشین مغرورباشین

    عشق کیلوچنده

    مرسیییییییی

    • گیسو در 1393/06/31در12:30 ب.ظ

      اپرین عزیز.اگرعاشق شدن دست خود ادم باشه هیچکس نمی خواد عاشق بشه وزجربکشه ولی…دله دیگه…

      • یه داداش در 1393/10/30در2:44 ب.ظ

        برو بابا حالت خوشه خواهر

        • یه ابجی در 1393/12/29در10:21 ب.ظ

          بد حلت پیه برادر

    • مهسا در 1393/12/29در10:08 ب.ظ

      مغرورم
      ولی بازم بد جو عاشقم
      غرورم نمیذاره بهش بگم

      • asal در 1394/01/07در4:12 ب.ظ

        مهسا جون هیچوقت عشق رو فدای غرورت نکن.

  384. sara در 1393/04/03در3:47 ب.ظ

    eshgho asheghi avalesh kashke badeshmaste badesh dooghe akharesham ke dg hamamoon midonim……doroooooooooooogheeeeeeeeeeeeee

  385. پرستو در 1393/03/21در3:11 ب.ظ

    سلام تنهایی خیلی بهتراز بودن با یه بی لیاقته

    • Reza در 1393/04/24در11:17 ق.ظ

      عزيزم فكر ميكني همه بي لياقتن

    • زهرا در 1393/10/17در12:20 ب.ظ

      پرستو جون کاملا باهات موافقم عزیزم

  386. محمد در 1393/03/15در4:59 ب.ظ

    بنظرم تو ایران چیزی به اسم عشق و عاشقی وجود نداره و دختر هم فقط عاشق پول پسره و واقعا تاسف باره………..

    • ساناز در 1393/03/18در4:43 ب.ظ

      باسلام بررررووووو بابا نه اینکه شما پسرا خیلی معنی عشق و عاشقی رو می فهمین و به خاطر پول و مقام پدر دختره نمیاین سراغشون

      • احسان در 1393/05/27در3:36 ب.ظ

        تو بابات چیکارست که جمعه بیام خواستگاریت؟

      • امین در 1393/06/02در3:29 ب.ظ

        خاک بر سرپسری که به خاطر پول ومقلم پدر دختر بهش بگه عاشقتم

        • محمدمهدی در 1393/11/26در10:43 ق.ظ

          گل گفتی….دمت گرم

      • زهرا در 1393/10/17در12:25 ب.ظ

        ساناز جون باشماهم موافقم

        همه فکر پول و منفعت خودشون هستن

        متاسفم ….

    • فاطمه در 1393/05/11در6:43 ب.ظ

      چرا همچین میگی؟وقتی پسره به دختره میگه عاشقتم،برات میگیرم و…توقع داری دختره عاشق عشق پسره شه؟نه بابا جون، ما دخترا گوشامون دراز نیست. وقتی ماعاشقه واقعی میشیم که شما عشقتون واقعی باشه

    • یه داداش در 1393/10/30در2:48 ب.ظ

      آخ گفتی داداش همه دنبال ثروت منن .خخخخخخخخخخخخ خب برادر گلم ما پسرا پول شارژمونو از دخترا میگیریم

      • یه ابجی در 1393/12/29در10:23 ب.ظ

        اتفاقا ما دخرا شارژمونو از شما میگیریم

  387. آمیتیس در 1393/03/12در1:34 ق.ظ

    سلام
    کاش هیچ وقت نمیدیدمش….
    زن گرفته ولی بازم دست از سرم برنمیداره تازه داشتم فراموشش میکردم:/

  388. زهره در 1393/03/07در4:57 ب.ظ

    سلام دوستای خوبم .عشق خوبه ولی به شرطی که پاک باشه چون اگه رابطه منحرف شد هرچی عشقه از بین میره و طرفتون برمیگرده و به یه سمت دیگه میره .

    • ب در 1393/10/03در5:32 ب.ظ

      سلام افرین واقعا راست میگی

  389. so در 1393/03/04در12:47 ب.ظ

    سلام عالییییییییییی بود برا منم دعا کنید

  390. so در 1393/03/04در12:47 ب.ظ

    سلام عالییییییییییی بود ولی گول پسرارو نخورید منم شکست خوردم

  391. رامين در 1393/03/01در1:30 ق.ظ

    عالي بود.

    • مرتضی در 1394/01/01در12:53 ب.ظ

      نه اشتباه نکنید.دخترا زود پررو میشن.باورکنید.

  392. حنا در 1393/02/25در0:29 ق.ظ

    دوسش دارم ناخود اگاه فکر و تن وروحم به سمتش کشیده میشه گوشم چشمم فقط اونو میبینه دنیا رنگ میگیره یه رنگ سبز بی انتها تو این دنیا پیشم نموند ولی یه قولی ازش گرفتم گفته اون دنیا تا ابدباهم میمونیم باورم نمیشه بعد میتونم یه دل سیر سرمو رو شونش بزارم

    • محمدمهدی در 1393/11/26در10:41 ق.ظ

      اگر فوت کرده که خدارحمتش کنه وحسابا بمونه برای دنیای دیگه…ولی اگر زنده هست و با دیگری ازدواج کرد از حسرتش بیرون بیا…آدم باید زنده باشه و از زندگی لذت ببره…خودتو عذاب نده…

  393. هما در 1393/02/22در5:07 ب.ظ

    غاشقی سودی داره 25 روزی داره . من تجربه کردم فقط همان 25 روزه بعد کم کم دواها واختلاف ها شروع میشه گول نخورید

  394. baran در 1393/02/17در8:25 ب.ظ

    مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییی

  395. baran در 1393/02/17در8:24 ب.ظ

    مرسی

  396. رها در 1393/02/17در12:21 ب.ظ

    هیچ کس هیچ جوابی نداره اخه برای من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  397. جواد در 1393/02/16در10:50 ب.ظ

    عشق چیه بابا اینا همش تلقینه.یکم غرور داشته باشین.

    • روشـــــــــــــــــــا در 1393/03/08در1:49 ب.ظ

      دمت گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم♥
      خوشم اومد ازت!!!!!!!!!
      عشق یه چیزهه مثل کشک و دوغه!!!!!!!!!!!
      هه هه هه هه !!!!!!!!!!!!!!!

    • maryam در 1393/04/02در12:30 ب.ظ

      manam bahaton movafegham

    • فاطمه در 1393/05/11در6:48 ب.ظ

      Like جواد

  398. رها در 1393/02/16در5:44 ب.ظ

    دوستای گلم یه راهی پیش روم بذارین لطفا….تا ب حال تجربه ی عاشقی نداشتم برا همینم حتی نمیدونم خودمو چطور بهش نشون بدم که لااقل بفهمه دوسش دارم تا بلکم بفهمم اونم احساسی ب من داره یا نه؟؟؟
    حالم خیلی خرابه….
    لطفاااااااااااااااااااااااااااااااااااا…………..

    • درسا در 1393/02/30در6:53 ب.ظ

      نباید بهش نشون بدی دوسش داری یعنی باید بدونه که تو بدون اون هم راحتی ونباید حتی اگه خیلی دوسش داری چیزی بگی چون وقتی فک کنه بهش نیاز داری اذیتت میکنه.

      • samane در 1393/06/03در1:19 ب.ظ

        درست عین من می دونه دوسش دارم با من لج می کنه
        ÷

      • محمدمهدی در 1393/11/26در10:38 ق.ظ

        خواهش میکنم این حرفو نزنید..بالاخره باید ابراز علاقه رو نشون داد به کسیکه دوستش داری…

        • سامیه در 1393/12/15در3:38 ب.ظ

          بخدا پسرا مثل سگ میمونند هرچی بیشتر سمتشون میری فرار میکنند ولی اگه بری طرفشون ازت فرارمیکنند …………حال قضاوت کن

    • سامیه در 1393/12/15در3:30 ب.ظ

      سلام دوست گلم منم دقیقا درد تورو دارم من میدونه دوسش دارم ولی کم محلی میکنه همون نفهمه بهتره حداقل غرورت حفظ میشه ……..تحمل کن

    • arvin در 1394/08/28در6:04 ب.ظ

      همیشه سعی کنید جلب توجه کنید اگه این کارو نکنید وبی تفاوت باشید وفقط انتظار بکشید مطمعنا اصلا متوجه نمیشه واز دستش میدید

  399. رها در 1393/02/16در4:28 ب.ظ

    سلام…من یکیو دوس دارم اما تا ب حال تجربه ای در این زمینه نداشتم و نمیدونم چجوری باید بهش بفهمونم..حتی نمیدونم اونم به من حسی داره یا نه..شما بگین چی کار کنم؟

  400. ناشناس در 1393/02/15در12:19 ب.ظ

    سلام من عاشق شخص خاصی نیستم…
    اما سرشار از عشقم! به همه محبت میکنم…
    ولی دوست دارم تمام عشقم رو به یکی ابراز کنم یکی که خاص خودم باشه. یکی که صمیمانه دوستم داشته باشه. یکی که پاک باشه…
    متاسفانه هنوز همچین شخصی سر راهم قرار نگرفته. خیلی آدم مغروری هستم…
    من براتون دعا میکنم شما هم برای من دعا کنین.
    مرسی

    • ناشناس در 1393/04/05در4:15 ب.ظ

      من هستم تو حاضری

      • ب در 1393/10/03در5:14 ب.ظ

        ندید چطور میگی من حاضرم مگه ندید میشه کسی رو دوس داشت

  401. setare در 1393/02/14در11:29 ب.ظ

    bache ha vase manam doa konid kheili daghooobnam..kheiliiiii…

  402. ستاره در 1393/02/14در11:27 ب.ظ

    بچه ها واسه منم دعا کنید خیلی داغوونم خیلی ی ی ی ی ی ی

  403. syamak در 1393/02/11در2:59 ب.ظ

    مصی جون خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوستت دارم

  404. ندا در 1393/02/01در11:37 ب.ظ

    همش نظراي بچه دبستاني ها كه عشق رو گدايي ميكنن و معني عشق رو نميدونن تاييد ميكنيد اما نظر كسي كه يه كم منطقي بوده نبايد تاييد بشه!چرا!

  405. سپیده در 1393/02/01در10:39 ق.ظ

    سلام دقیقاً جز اون دسته افرادی هستم که به شدت ناامید میشم از خودم و آیند منم یکی دوست دارم همون کسی هست که سر نمازم از خدا میخاستمش سر راهم گذاشت اما نمیدونم حسی داره یا نه ولی همیشه با حسرت بهش نگاه می کنم اون از علاقم خبر نداره برام دعا کنید که اون قسمتم بشه

  406. afsaneh در 1393/01/22در9:19 ب.ظ

    با سلام خيلي مطلب جالبي بود سعي ميکنمکه بهش عمل کنم اما من نميدونم چرا من کسي رو که دوست دارم بعد از مدتي بدون اينکه حتي بگه از من چي ديده که ديگه اينقدر سردو بي تفاوت ميشه و ميره اطرافيانم ميگن به خاطر صداقت زياديه که داري اين واقعا اشتباهه که اولا سعي ميکنم مرتکب کاري نشم که طرف مقابلم ازم برنجهدوما به هيچ عنوان دروغ نميگم و بسيار محبت ميکنم اونم از صميم قلب.اگر اشتباه ميکنم لطفا راهنماييم کنيد ممتظر ايميلتون هستم

    • پریناز در 1393/03/07در3:34 ب.ظ

      واقعا فک کنم شما دارید اشتباه میکنید اگه یه نفر بفهمه دوسش داری شروع میکنه اذیت کردن تجربه کردم که میگم

      • arvin در 1394/08/28در5:58 ب.ظ

        اگه واقعا بهت علاقه داشته باشه هیچوقت این کارو نمیکنه

  407. شیداجون در 1393/01/21در3:17 ق.ظ

    نمیدونم والا بلکه ج بده.من عاشقم شدیدا یعنی مثل من دیگه پیدا نمیشه حتی ی بارم خودکشی کردم سر ی شوخی که باهام کرد.حالام میترسم ازش جدا بشم چون دوباره همون کارو میکنم.یا اون یا مرگ.دعاکنید به هم برسیم.مرررررررسی!

    • zahra در 1393/01/30در2:10 ق.ظ

      ایشاا..ب هم میرسین.ولی عجب کاری کردیا بخاطر ی شوخی خودکشی!
      خوش ب حال خودم که تو این خط ها نیستم وگرنه هچ.

    • هليا در 1393/04/18در11:39 ب.ظ

      مگه بچه بازيه كه سر يه شوخي خودكشي كردي. زندگي ارزش اين كارارو نداره

    • پگاه در 1393/06/01در9:41 ق.ظ

      in bache baziaro bzar kenar aghelane raftar kon ba in k khaili dosesh dari valiiiiiiiii bazi vaghta bayad rid bsh vase mohkam kardan rabete .lazeme

  408. asmas در 1393/01/18در4:18 ب.ظ

    سلام خیلی دوست دارم معنی عشق بودن را برایم معنی کنیدوایمیل کنید

  409. asmas در 1393/01/18در4:15 ب.ظ

    عالی ـــــــــــــــــــ متشکرم

  410. asmas در 1393/01/18در4:05 ب.ظ

    سلام خیلی دوست دارم معنی عشق بودن را برایم معنی کنید

  411. ساینا در 1393/01/18در1:45 ق.ظ

    باعرض سلام
    منم عاشقم ولی دقیقا نمی دونم عشق است یا هوس با این همه بهش نمی گم چون هیچ وقت غرورمو به خاطر یک پسر نمی یارم پایین اگه دوستم داره بگه واگه نه بزار از عشق بسوزم بهتر از این که به من جواب منفی بده یا فکر بدی درباره ی من بکنه در هر حال وبلاگ خوبی دارید لذت بردم .
    موفق باشید

  412. یه ضربه خورده، در 1393/01/17در5:35 ب.ظ

    ای کاش حرفی که میزدم روی شما دوستان تاثیر داشت، عشق و دوست داشتن معنا نداره مردها هیچگونه احساسی ندارند، خودم 3 سال یکی میخواستم، بعد 3 سال سختی بهم رسیدیم، ولی روزهای اول فقط خوشی بود الان بچه هم دارم ولی هیچ علاقه ای زندگی و … ندارم به هیچی!

  413. نازنين در 1393/01/16در6:58 ب.ظ

    برام دعاکنيد تا ب عشقم برسم. منم براي شما دعا مي کنم

  414. نازنين در 1393/01/16در6:56 ب.ظ

    منم حس مي کنم منودوست داره ولي بخاطرغرورش نميگه. برام دعاکنيد

  415. یلدا در 1393/01/16در11:17 ق.ظ

    این خدا چه اعصابی داررررررررررررررررررررره باید تک تک اینا رو گوش بده اما توصیه میکنم کتاب های باربارا دی آنجلیس آیا توآن گمشده ام هستی ورازهایی درباره ی عشق و بخونید به من که خیلی کمک کرد ودیدگاهمو درباره عشق عوض کرد

  416. افسانه در 1393/01/11در5:56 ب.ظ

    منی ک هیچ کسو دوس ندارمو هیچکس ب دلم نمیشنه چی کنم هان؟!؟؟؟!؟!!!:(((((

    • تنهاترینم در 1396/11/18در0:53 ق.ظ

      چیجوری باید سوالامو بپرسم…

  417. پرستو در 1393/01/10در6:47 ب.ظ

    سلام واقعا دوستدا م یه روزی به جای زهرا خانم قرا بگیرم و می گیرم .من یه اقا حبیب گلی رو دوست دارم اونم می گه منو دوست داره . دوست داریم بهم برسیم ولی من ا ز اینده می ترسم .برامون دعا کنین

  418. MAEDE در 1393/01/10در0:22 ق.ظ

    سلام.تشکر
    ولی متاسفانه من یکمی روانی تشریف دارم نمیخام فراموشش کنم طرفو
    یه راهنمایی واس من میکنید؟؟؟

  419. یک دوست در 1393/01/07در10:31 ق.ظ

    چطور به فهمیم یک پسر واقعآ من را دوست دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • احسان در 1393/05/27در3:42 ب.ظ

      به سختی

    • tnt در 1393/09/27در7:00 ب.ظ

      b khodet to ayene nega kon age didi khoshkeli motmaen bash doset dare pesra ba 2 jof chesh ashegh mishan he

  420. آرزو در 1393/01/04در3:26 ق.ظ

    یعنی الکی خودمونو گول بزنیم و امیدوار کنیم

    • mehdi در 1393/01/14در1:23 ب.ظ

      انسان به هرچی فکر میکنه دقیقا همون اتفاق میوفته کافیه باور داشته باشی

      • بهار در 1393/04/24در2:35 ق.ظ

        موافقم چون به هر چی فک میکنم چه غیر ممکن ترینش باشه وواسم اتفاق میفته

  421. زهرا در 1393/01/02در9:57 ب.ظ

    سلام من میدونم که امید و امیدواری خدبه و حتم دارم هرکسی بخدا امید داشته باشه جواب میگیره.
    من حدود دو ماهه ازدواج کردم با مردی که عاشقش بودم
    عاشق اخلاقش
    عاشق ایمانش
    عاشق رفتارش
    عاشق صوت قرانش
    یه مومن به تمام معنا…کسی که من رو از بینی که عمل کردم و تیپهای مد روز و مانیکور و اینکارا
    رسوند به یه خانم محجبه و چادری. و صیغه عقدمو تو حرم اقا علی بن موسی الرضا خوندن اونم یکی از بهترین و والاترین مراجع…خلاصه رفتیم مکه و الان حاج خانمم .انشاالله روزی همه دخترای خوب یه شوهر خوب و پاک بشه.و روزی همه پسرها یه دختر متدین و پاک…تمام این نعمتها رو فقط تو نمازها و مناجاتهایی میبینم که دقتی مجرد بودم انجام میدادم.احمدرضا جان دوستت دارم همسر عزیزم.

    • nargea در 1393/02/24در10:26 ب.ظ

      منم خیلی دعا میکنم
      و امیدوارم خدا یکی بهترینشو بم بده
      آمین

  422. سحر در 1393/01/02در7:47 ب.ظ

    یه ذره واضح تر توضیح بدیییین ولی خوب بود

  423. سعیده در 1393/01/02در2:03 ق.ظ

    امید خیلی دوست دارم توام ک میگفتی دوست دارم پس چرا رفتی .تورو خدا برگرد … امتحانش میکن م.مرسی

  424. shiva در 1393/01/01در7:24 ب.ظ

    چاین چیزافقط واسه کتاباست ،پسرا چیزی از عشق سرشون نمیشه.
    دوستای خوبم بشنوید ولی باور نکنید

  425. فرزانه در 1392/12/29در3:56 ب.ظ

    بدک نبود.کاش بیشتر توضی میدادید.