Tafrihat-468 ADS pendareno468 ads 468
شما اینجایید : خانه » برچسب ها » سخنان شکسپير
این صفحه را به اشتراک بگذارید

داستان کوتاه : مادر

داستان کوتاه : مادر مردی مقابل گل فروشی ايستاد.او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر ديگری بود سفارش دهد تا برايش پست شود . وقتی از گل فروشی خارج شد ٬ دختری را ديد که در کنار درب نشسته بود و گريه می کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد : دختر خوب چرا گريه می کنی ؟ ...

خواندن
کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب اختصاصی برای آلامتو محفوظ است. کپی برداری از مطالب اختصاصی فقط با درج لینک منبع مجاز است.
با تشکر از وردپرس پارسی
به آلامتو امتیاز دهید