Tafrihat-468

يُمنا

يُمنا :    (عربي، يُمني) 1- (در قديم) راست، سمت راست، در مقابلِ يُسري؛ 2- مبارك، بسيار با بركت.

شنبه, 18 فوریه 2012

يَلدا

يَلدا :   (سُرياني) 1- آخرين شب پاييز در نيم‌كره شمالي و بلندترين شب سال [مقارن ميلاد عيسي (ع)]؛ 2- (در قديم) (به مجاز) تاريك و بلند يا تاريك و عميق.

شنبه, 18 فوریه 2012

یگانه

یگانه :    1- صميمي، همدل، يك‌ رنگ؛ 2- بي‌همتا، بي‌نظير، تنها، منحصر به فرد؛ 3- (در قديم) يك، يكي، واحد.

شنبه, 18 فوریه 2012

یکتا

یکتا :    1- يگانه، بي‌نظير، تنها؛ 2- (در قديم) تنها، فرد، منفرد؛ 3- (در قديم) (به مجاز) جدا، بي‌نياز، فارغ؛ 4- مستقيم، راست؛ 5- مخلص، صميمي؛ يك رنگ، بي‌ريا؛ 6- (در قديم) به تنهايي؛ 7- ساز زهي كه فقط يك سيم يا وتر بر آن بسته باشند.

شنبه, 18 فوریه 2012

يَسنا

يَسنا :    (اوستايي) هم ريشه با يشت، در لغت به معني پرستش، ستايش، نماز، جشن و در اصطلاح نام يكي از بخش‌هاي پنجگانه‌ي اوستا و مهمترين آنهاست.

شنبه, 18 فوریه 2012

يُسرا

يُسرا :    (عربي) 1- آسان، فراخي، به آساني، به سهولت؛ 2- (در قديم) چپ، طرف چپ در مقابلِ يمني.

شنبه, 18 فوریه 2012

یانا

یانا :    1- (اوستايي) نيكي رسان، نكويي بخش؛ 2- (در تركي) در حال اشتعال؛ 3- (به مجاز) زیبا و درخشان.

شنبه, 18 فوریه 2012

یاسمینا

یاسمینا :    (ياسمين + ا (پسوند نسبت)) منسوب به ياسمين، ياسمين و ياسمن.

شنبه, 18 فوریه 2012

ياسمين

ياسمين :    (= ياسمن)، ياسمن.

شنبه, 18 فوریه 2012

ياسمن زهرا

ياسمن زهرا :    (فارسی ـ عربی) از نام های مرکب، یاسمن و زهرا.

شنبه, 18 فوریه 2012

یاسمن

یاسمن :    (در گياهي) درختچه‌اي زينتي داراي گل‌هاي درشت و معطر به رنگ‌هاي سفيد، زرد و قرمز.

شنبه, 18 فوریه 2012

یاس

یاس :    (در گياهي) درختچه‌اي زينتي با ارتفاع حدود دو متر داراي گل‌هاي زرد، سرخ، سفيد و بنفش و بسيار معطر.

شنبه, 18 فوریه 2012

هديه‌زهرا

هديه‌زهرا :    از نام‌هاي مركب، ا هديه و زهرا.

شنبه, 18 فوریه 2012

هدیه

هدیه :    (عربي) 1- آنچه به مناسبتي يا به رسم يادگار به نشانه‌ي محبت به كسي داده مي شود، پيش‌كش، ارمغان، كادو؛ 2- (احترام آميز) قيمت خريد و فروش قرآن كريم؛ 3- (در قديم) رونماي عروس؛ 4- (در قديم) موهبت و عطاي خداوند.

شنبه, 18 فوریه 2012

هُدي

هُدي :    (عربي) 1- (در قديم) هدايت كردن، هدايت، راهنمايي؛ 2- رسيدن به حق و حقيقت؛ 3- راه راست، مسير درست؛ 4- (به مجاز) دين هدايت، اسلام.

شنبه, 18 فوریه 2012

هجرت

هجرت :    (عربي) 1- از كشور يا زادگاه خود به جاي ديگر رفتن و در آنجا ساكن شدن؛ 2- (اَعلام) مهاجرت پیامبر اسلام(ص) و جمعی از یارانش (مهاجران) از مكه به یثرب (مدینه)، که رویدادی ویژه در تاریخ اسلام بود، بعدها مبدأ تاریخ هجری قرار گرفت (= 662 میلادی).

شنبه, 18 فوریه 2012

هایده

هایده :    آشكار، نمايان، هويدا.

شنبه, 18 فوریه 2012

هانیه

هانیه :      (عربي) شادمان، خوشبخت.

شنبه, 18 فوریه 2012

هانیتا

هانیتا :    (هاني+ تا = نظير، مانند)) 1- نظير و مانند هاني؛ 2- مسرور و شاد.

شنبه, 18 فوریه 2012

هانیا

هانیا :    (هاني+ ا (پسوند نسبت)) 1- منسوب به هاني؛ 2- مسرور و شاد.

شنبه, 18 فوریه 2012