عشق چگونه دید ما را تغییر میدهد؟

وقتي عشق دست‌نيافتني مي‌شود!
(امتیازی ثبت نشده است)

signs-fiance-falling-love

عشق اتفاقی مربوط به دنیای واقعی است، اما در ذهن پر و بال می‌گیرد. این ذهن ماست که آن را اوج می‌دهد و آرمانی می‌کند. همه ما انسانیم و ضعف‌ها و بدقلقی‌هایی داریم اما اتفاقی که در عشق می‌افتد، این است که معشوق در ذهن ما افسانه‌ای می‌شود. از هر چیزی و هرکسی بالاتر می‌شود. چیزی متفاوت از دیگران که حتی قابل‌مقایسه با هیچ‌کس دیگر هم نیست…

این طبیعت عشق است. آرمانی ساختن معشوق یکی از سازوکار‌های پخته در عشق است. ازدواج‌هایی که هر طرف آن دیگری را بیشتر از آنی که هست می‌بیند، موفق‌تر هستند تا آنهایی که در آن طرفین واقعیت را دقیقا همانطور که هست، می‌بینند. البته این آرمانی‌سازی اگر مهارگسیخته باشد، دیگر سازگارانه نیست و در صورتی مفید است که ریشه در واقعیت داشته باشد. پیچیدگی رابطه عاشقانه این است که از یک سو نیاز توامان به آرمانی‌سازی و از سوی دیگر توهم‌زدایی و میل به واقعیت دارد.

آرمانی‌سازی مربوط به خیال‌پردازی‌های خودآگاه یا ناخودآگاه عاشقانه است که به معشوق فرافکنی می‌شود و آبشخور وضعیت شیدایی‌گونه عشق است و توهم‌زدایی یک مهارت محافظت‌کننده ناشی از انعطاف‌پذیری ذهن است که وقتی تیر خیال‌پردازی‌ها و فرافکنی‌ها به سنگ واقعیت خورد، وارد عمل می‌شود و رابطه را نجات می‌دهد. گویی فرد عاشق بر لبه تیغ راه می‌رود و اگر اشتباه کند یا در دنیای رویایی پرت می‌شود یا اینکه آنقدر واقع‌گرا می‌شود که از عشق تهی خواهدشد.

البته معمولا پس از 8 تا 10 ماه از احساس عشق شورانگیز کاسته می‌شود و عشقی پخته‌تر همراه با صمیمیت و احترام شکل می‌گیرد. در این وضعیت توان تصمیم‌گیری و قضاوت برمی‌گردد و انسان در عین عاشق بودن می‌تواند تصمیم منطقی هم بگیرد اما گاهی این اتفاق طبیعی دیرتر می‌افتد و تا مدت زیادی احساس شدید عاشقانه ادامه می‌یابد.

شایع‌ترین مورد آن عشق‌های فاصله‌دار است. عشقی بین دو انسان که در دو شهر یا دو کشور متفاوت زندگی می‌کنند. هر چقدر فاصله دورتر باشد، معشوق دست‌نایافتنی‌تر می‌شود و عشق شورانگیز رویایی‌تر. نتیجه آن می‌شود که قضاوت فرد مختل و توانایی تصمیم‌گیری از او گرفته می‌شود.

یکی از تراژدی‌های عشق، بعد مسافت است. از طرفی فاصله‌دار بودن معشوق، او را رویایی‌تر و رازآمیزتر می‌کند و از طرف دیگر، حق انتخاب را از بین مورد‌هایی که برای فرد پیش می‌آید، می‌گیرد.

عشق‌های فاصله‌دار، هم هیجان‌های مثبت زیادی دارند و هم بدفهمی‌های زیاد. بدفهمی‌هایی که گاهی ضربه‌های کاری به رابطه می‌زند. این افراد مصداق عینی از اینجا رانده و از آنجا مانده می‌شوند. یکی از رویکردهای من در روان‌درمانی این است که مراجعانم را نسبت به این مساله آگاه کنم که بخشی از احساس شورانگیزشان مربوط به رازآمیز بودن رابطه به‌دلیل دست‌نایافتنی بودن معشوق است و شاید اگر در رابطه واقعی با هم قرار می‌گرفتند، احساس عاشقانه آنها به این شدت نبود.

به هرحال عشق مقوله‌ای است که تا ایجاد نشده، می‌توان تا حدی آن را مدیریت کرد اما اگر ایجاد شد، مدیریت هیجانی آن و برخورد منطقی با آن گاهی سخت می‌شود. عشق‌های فاصله‌دار به احتیاط بیشتری در شروع رابطه نیاز دارند.

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

نظر خود را بیان کنید