مجله آلامتو

هر کسی زمانی که دریا آرام است، می‌تواند سکان را نگه دارد. پوبلیوس سیروس

این جمله ممکن است درست باشد، اما انتظار می‌رود صاحبان کسب‌وکارهای کوچک سکان را هم زمانی که دریا آرام است و هم زمانی که ناهموار است نگه دارند. بنابراین چه زمانی شما باید رهبری کنید و چه زمانی مدیریت؟

به گزارش آلامتو به نقل از ibazaryabi.com ؛ رهبرى استفاده از فرآیند ارتباطات در موقعیتى خاص براى اعمال نفوذ در میان افراد و جهت دادن آن‌ها به سوى مقصدی معین می‌باشد. مردم به رهبران نیاز دارند. آن رهبر می‌تواند رئیس جمهور ایالت متحده یا یک رهبر مذهبی و یا رهبر یک خانواده باشد. ما رهبران را کسانی در نظر می‌گیریم که ما را در شرایط دشوار و نامشخص هدایت می‌کنند.

How-to-Balance-Leadership-and-Management

رهبران الهام‌بخش هستند، آن‌ها در کسب‌وکار به کارمندان‌شان جهت می‌دهند و به آن‌ها کمک می‌کنند تا نقش‌شان را بهتر درک کنند. همچنین برای توانمندسازی کارکنان و رشد کسب‌وکار تلاش می‌کنند.

از سوی دیگر مدیریت: برنامه‌ریزی، سازماندهی، نظارت و هدایت اعضای سازمان است. مدیران به عنوان اجرا کننده‌ی سیستم‌های کسب‌وکاری هستند، یک مدیر خوب اطلاعات و ابزار انجام شغل(اجرای استراتژی) را دارد و برای حفظ کارکنان باانگیزه و جهت‌دهی عملیات کسب‌وکاری در مسیر خود تلاش می‌کند.

اگر شما یک کسب‌وکار کوچک دارید، باید هم رهبر و هم مدیر باشید. اگرچه مدیریت با رهبری تفاوت بسیاری دارد اما شما باید قادر به حفظ تعادل میان رهبری و مدیریت در سازمان خود داشته باشید. فقط باید تعیین کنید چه زمانی کارکنان شما به رهبر و چه زمانی به مدیر نیاز دارند. رهبری و مدیریت عملیاتی هستند که به یک اندازه مهم و حساس هستند. در زیر چند راهنمایی برای شما آورده شده است تا بین رهبری و مدیریت تعادل ایجاد کنید.

برقراری ارتباط با چشم‌انداز:

Theodore Hesburgh گفت: رهبری موثر باید دارای ارتباطات واضح و صادقانه باشد. این که آیا شما برای اهداف سه ماهه ارتباط برقرار می‌کنید؟ اکنون کارایی شما چقدر است؟ کارکنان باید بدانند:

اکنون کجا ایستاده‌اند؟

آن‌چه که شما از آنان می‌خواهید چیست؟

آن‌ها چگونه می‌توانند به جایی که می‌خواهید برسند؟

تعیین مراحل مهم کاری یک گام بسیار مهم در این زمینه است.

اعتماد به کارکنان

با تفویض مسئولیت به کارکنان نشان دهید که شما به آن‌ها اعتماد دارید. به آن‌ها اعتماد کرده و کاری را بسپارید، پس از انجام آن به آن‌ها پاداش دهید. دادن مالکیت و قدرت تصمیم‌گیری به کارکنان به آن‌ها انگیزه می‌دهد. به عنوان مثال اگر شما یک کسب‌وکار خرده‌فروشی دارید به اعضای تیم اجازه بدهید تا از پول‌های شرکت به اندازه‌ی 100 دلار برای حل مشکل مشتری خرج کنند بدون این‌که از آن‌ها بپرسید.

گوش کنید، درگیر شوید و مربی باشید.

به طور منظم با کارکنان‌تان جلسه بگذارید و اهداف کسب‌وکارتان را با آن‌ها به اشتراک بگذارید و با ایجاد تعهدات و اعتماد، ارتباطات و دستاوردها را بهبود دهید.

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

نظر خود را بیان کنید