ADS
ADS

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

غزل حافظ شماره 490
(4 رای, امتیاز میانگین: 3٫25 از 5)

غزل شماره 490 حافظ شیرازی

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

دل که آیینه شاهیست غباری دارد

از خدا می‌طلبم صحبت روشن رایی

کرده‌ام توبه به دست صنم باده فروش

که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی

نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج

نروند اهل نظر از پی نابینایی

شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان

ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی

جوی‌ها بسته‌ام از دیده به دامان که مگر

در کنارم بنشانند سهی بالایی

کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست

گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی

سخن غیر مگو با من معشوقه پرست

کز وی و جام می‌ام نیست به کس پروایی

این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می‌گفت

بر در میکده‌ای با دف و نی ترسایی

گر مسلمانی از این است که حافظ دارد

آه اگر از پی امروز بود فردایی

تفسیر فال حافظ شما؛ غزل حافظ شماره 490
بسیار دلتنگ هستید و به دنبال کسی می گردید که درد دلتان را به او بگوئید ولی کسی را پیدا نمی کنید از غصه مثل شمع اب می شوید بدون اینکه پروانه ای پیش رویتان باشد. شاید یار از شما دور باشد ولی خدا با شماست و ندایی در دلتان می گوید که فردایتان حتما از امروزتان بهتر می باشد.

برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

حافظ شیرازی