صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری

غزل حافظ شماره 446
(3 رای, امتیاز میانگین: 3٫67 از 5)

تفسیر فال حافظ شما؛ غزل حافظ شماره 446

با خاطرات خودتان زندگی می کنید. دلتان مخزن اسرار زیبا و خوش است. رقیبان شما پیش رویتان قد علم کرده اند کاری نکنید که بعد ها باعث پشیمانی شود. کسانی را دارید که حاضرند برای رسیدن به مقصود به شما کمک کنند. راه و روش تان آیین خوبان است اگر می خواهید گمشده ی خودتان را پیدا کنید بیشتر جستجو کنید.


برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید


غزل شماره 446 حافظ شیرازی

صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری

به یادگار بمانی که بوی او داری

دلم که گوهر اسرار حسن و عشق در اوست

توان به دست تو دادن گرش نکو داری

در آن شمایل مطبوع هیچ نتوان گفت

جز این قدر که رقیبان تندخو داری

نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد

که گوش و هوش به مرغان هرزه گو داری

به جرعه تو سرم مست گشت نوشت باد

خود از کدام خم است این که در سبو داری

به سرکشی خود ای سرو جویبار مناز

که گر بدو رسی از شرم سر فروداری

دم از ممالک خوبی چو آفتاب زدن

تو را رسد که غلامان ماه رو داری

قبای حسن فروشی تو را برازد و بس

که همچو گل همه آیین رنگ و بو داری

ز کنج صومعه حافظ مجوی گوهر عشق

قدم برون نه اگر میل جست و جو داری

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

حافظ شیرازی