ADS
ADS

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است

غزل حافظ شماره 39
(3 رای, امتیاز میانگین: 4٫00 از 5)

تفسیر فال حافظ شما؛ غزل حافظ شماره 39

مشکل تو چاره خواهد شد. فقط از درگاه خداوند حاجت خود را بخواه تا به تو کمک کند. به خود متکی باش و نا امید نشو.


برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید


غزل شماره 39 حافظ شیرازی

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است

شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است

ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته‌ای

کت خون ما حلالتر از شیر مادر است

چون نقش غم ز دور ببینی شراب خواه

تشخیص کرده‌ایم و مداوا مقرر است

از آستان پیر مغان سر چرا کشیم

دولت در آن سرا و گشایش در آن در است

یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب

کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است

دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت

امروز تا چه گوید و بازش چه در سر است

شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم

عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است

فرق است از آب خضر که ظلمات جای او است

تا آب ما که منبعش الله اکبر است

ما آبروی فقر و قناعت نمی‌بریم

با پادشه بگوی که روزی مقدر است

حافظ چه طرفه شاخ نباتیست کلک تو

کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکر است

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

حافظ شیرازی