ADS
ADS

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش

غزل حافظ شماره 278
(2 رای, امتیاز میانگین: 3٫00 از 5)

تفسیر فال حافظ شما؛ غزل حافظ شماره 278

دنیا آنقدر ارزش ندارد که به خاطر منافع زودگذر خود را به رنج و زحمت بیندازی و حق دیگران را پایمال کنی. آرزوهای دست نیافتنی را رها کن و فریب ظواهر زندگی را نخور. اسرار خود را با هر کسی در میان نگذار.


برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید


غزل شماره 278 حافظ شیرازی

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش

که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش

مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش

بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن

به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش

کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار

که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش

بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم

به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش

نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست

سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش

کمان ابروی جانان نمی‌پیچد سر از حافظ

ولیکن خنده می‌آید بدین بازوی بی زورش

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

حافظ شیرازی