هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز

غزل حافظ شماره 258
(4 رای, امتیاز میانگین: 3٫50 از 5)

تفسیر فال حافظ شما؛ غزل حافظ شماره 258

در هر حال خدا را شاکر باش حتی اگر بلا بر تو نازل شود و از فراز و نشیب زندگی خسته شده باشی. با خودت کنار بیا با اشک و غم کاری از پیش نخواهی برد. سرنوشت حوادث زیادی برایت رقم زده. مرد عمل باش تا با همه ی آنها مقابله کنی و به دولت برسی.


برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید


غزل شماره 258 حافظ شیرازی

هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز

ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز

روندگان طریقت ره بلا سپرند

رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز

غم حبیب نهان به ز گفت و گوی رقیب

که نیست سینه ارباب کینه محرم راز

اگر چه حسن تو از عشق غیر مستغنیست

من آن نیم که از این عشقبازی آیم باز

چه گویمت که ز سوز درون چه می‌بینم

ز اشک پرس حکایت که من نیم غماز

چه فتنه بود که مشاطه قضا انگیخت

که کرد نرگس مستش سیه به سرمه ناز

بدین سپاس که مجلس منور است به دوست

گرت چو شمع جفایی رسد بسوز و بساز

غرض کرشمه حسن است ور نه حاجت نیست

جمال دولت محمود را به زلف ایاز

غزل سرایی ناهید صرفه‌ای نبرد

در آن مقام که حافظ برآورد آواز

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

حافظ شیرازی