ADS
ADS

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

غزل حافظ شماره 22
(3 رای, امتیاز میانگین: 2٫33 از 5)

غزل شماره 22 حافظ شیرازی

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست

سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید

تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست

در اندرون من خسته دل ندانم کیست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب

بنال هان که از این پرده کار ما به نواست

مرا به کار جهان هرگز التفات نبود

رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست

نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزد دل من

خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست

چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم

گرم به باده بشویید حق به دست شماست

از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند

که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب

که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست

ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند

فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست

تفسیر فال حافظ شما؛ غزل حافظ شماره 22
غرور و تکبر را از خود دور کن و شک و دودلی را از خود بران. به سخن ناصحان مشفق گوش کن. اگر چه توجهی به مال دنیا نداری اما کوشش و تلاش را در زندگی خود فراموش نکن. در غیر این صورت دچار مشکل خواهی شد.

برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

حافظ شیرازی