ADS
ADS

روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست

غزل حافظ شماره 20
(1 رای, امتیاز میانگین: 5٫00 از 5)

غزل شماره 20 حافظ شیرازی

روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست

می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت

وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست

چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد

این چه عیب است بدین بی‌خردی وین چه خطاست

باده نوشی که در او روی و ریایی نبود

بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست

ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق

آن که او عالم سر است بدین حال گواست

فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم

وان چه گویند روا نیست نگوییم رواست

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم

باده از خون رزان است نه از خون شماست

این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود

ور بود نیز چه شد مردم بی‌عیب کجاست

تفسیر فال حافظ شما؛ غزل حافظ شماره 20
همه ی سیاهی ها و تباهی ها از بین خواهد رفت. از دوستان ریاکار در رنج و عذاب به سر می بری اما با صداقت و صفای دل و ایمان، زندگی خوبی خواهی داشت.

برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

حافظ شیرازی