ADS
ADS

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

غزل حافظ شماره 17
(4 رای, امتیاز میانگین: 2٫75 از 5)

غزل شماره 17 حافظ شیرازی

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع

دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت

آشنایی نه غریب است که دلسوز من است

چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت

خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد

خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت

چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست

همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت

ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم

خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی

که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت

تفسیر فال حافظ شما؛ غزل حافظ شماره 17
از انجام کاری نادم و پشیمان هستی و خود را سرزنش می کنی. با اعتماد به نفس و مشورت با دوستان بر مشکل خود فائق خواهی آمد. در انجام کارت تردید و دودلی را رها کن.

برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

حافظ شیرازی