خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت - غزل حافظ شماره 16
کسب و کار شما eduskill راد گستر نوین بهازکالا
شما اینجایید : خانه » فال حافظ » شعر حافظ » غزلیات حافظ » خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
غزل حافظ شماره 16
با دوستان خود به اشتراک بگذارید :
به این غزل از 1 تا 5 امتیاز دهید
(2 رای, امتیاز میانگین: 2٫50 از 5)
اس ام اس نوروز فارسی وبلاگ

معنی شعر خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

هوشیار باش رقیبان می خواهند تو را خار کنند و از در الفت وارد شده اند و طرح محبت با تو خواهند ریخت. فریب آنها را نخور. خودت گره ها را باز کن. از چیزی خجالت نکش به سفری کوتاه می روی و در این سفر گشایشی در کارت می شود و تو به کام دل خود می رسی و در آن زمان بندگی خداوند را فراموش نکن.


برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

غزل شماره 16 حافظ شیرازی

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

به قصد جان من زار ناتوان انداخت

نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود

زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت

به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد

فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت

شراب خورده و خوی کرده می‌روی به چمن

که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت

به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم

چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت

بنفشه طره مفتول خود گره می‌زد

صبا حکایت زلف تو در میان انداخت

ز شرم آن که به روی تو نسبتش کردم

سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت

من از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیش

هوای مغبچگانم در این و آن انداخت

کنون به آب می لعل خرقه می‌شویم

نصیبه ازل از خود نمی‌توان انداخت

مگر گشایش حافظ در این خرابی بود

که بخشش ازلش در می مغان انداخت

جهان به کام من اکنون شود که دور زمان

مرا به بندگی خواجه جهان انداخت

نظر شما درمورد این غزل حافظ شیرازی چیست؟

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب اختصاصی برای آلامتو محفوظ است. کپی برداری از مطالب اختصاصی فقط با درج لینک منبع مجاز است. نقشه سایت
بستن تبلیغ