دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد

غزل حافظ شماره 151
(3 رای, امتیاز میانگین: 2٫67 از 5)

تفسیر فال حافظ شما؛ غزل حافظ شماره 151

غم و اندوه بیهوده برای کاری که فایده ای برایت ندارد، کاری ابلهانه است. به دشمنان خود اعتنایی نکن. هر کار بزرگ و خطیر، مشکل و دشوار است. نخست جوانب کار را بسنج و سپس شروع به کار کن.


برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید


غزل شماره 151 حافظ شیرازی

دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد

به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمی‌ارزد

به کوی می فروشانش به جامی بر نمی‌گیرند

زهی سجاده تقوا که یک ساغر نمی‌ارزد

رقیبم سرزنش‌ها کرد کز این باب رخ برتاب

چه افتاد این سر ما را که خاک در نمی‌ارزد

شکوه تاج سلطانی که بیم جان در او درج است

کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمی‌ارزد

چه آسان می‌نمود اول غم دریا به بوی سود

غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی‌ارزد

تو را آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی

که شادی جهان گیری غم لشکر نمی‌ارزد

چو حافظ در قناعت کوش و از دنیی دون بگذر

که یک جو منت دونان دو صد من زر نمی‌ارزد

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

حافظ شیرازی