غزل حافظ شیرازی شماره 110 - پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
کسب و کار شما eduskill راد گستر نوین بهازکالا
شما اینجایید : خانه » فال حافظ » شعر حافظ » غزلیات حافظ » غزل حافظ شماره 110
با دوستان خود به اشتراک بگذارید :
به این غزل از 1 تا 5 امتیاز دهید
(1 رای, امتیاز میانگین: 5٫00 از 5)
اس ام اس نوروز فارسی وبلاگ

معنی شعر غزل حافظ شماره 110

مسئولیتی که بر دوش گرفته اید بیش از اندازه ی توان و طاقت شماست. بهتر است که اعتدال در کارها را فراموش نکنید. در هر کاری صداقت را پیشه کن تا بتوانی به موفقیت دست پیدا کنی. با اطرافیان، با حیله و فریب رفتار نکن که این بسیار بد است و نتیجه ی منفی به دنبال دارد.


برای تکرار فال حافظ، نیت کرده و مجدداً بر روی تصویر زیر کلیک کنید

غزل حافظ شماره 110

غزل شماره 110 حافظ شیرازی

پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد

وان راز که در دل بنهفتم به درافتاد

از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر

ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد

دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم

چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد

از رهگذر خاک سر کوی شما بود

هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد

مژگان تو تا تیغ جهان گیر برآورد

بس کشته دل زنده که بر یک دگر افتاد

بس تجربه کردیم در این دیر مکافات

با دردکشان هر که درافتاد برافتاد

گر جان بدهد سنگ سیه لعل نگردد

با طینت اصلی چه کند بدگهر افتاد

حافظ که سر زلف بتان دست کشش بود

بس طرفه حریفیست کش اکنون به سر افتاد

نظر شما درمورد این غزل حافظ شیرازی چیست؟

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب اختصاصی برای آلامتو محفوظ است. کپی برداری از مطالب اختصاصی فقط با درج لینک منبع مجاز است. نقشه سایت
بستن تبلیغ