مجله آلامتو

راهکارهایی برای مدیریت بهتر یک کسب و کار

10 نکته ای که دنیای شرکت ها به من نیاموخت!
(1 رای, امتیاز میانگین: 5٫00 از 5)

10 نکته ای که دنیای شرکت ها به من نیاموخت!

حدود هفت سال است که من با زندگی کارمندی خداحافظی کرده ام و در این مدت حتی یک ثانیه هم از کاری که انجام داده ام پشیمان نشده ام.

شاید شما هم یکی از آن دست افرادی باشید که فکر می کنید همه چیز را در مورد کسب و کار در دنیای شرکت ها می داند.

اما من هرگز چنین تصوری نداشتم و هم اکنون خوشحالم که توانستم این شکاف را در طول زندگی ام به عنوان یک کارآفرینان پر کنم.

در اینجا چیزهایی را که نتوانستم در دنیای شرکت ها بیاموزم به شما خواهم گفت!

  1. چگونه برای خودم فکر کنم؟

در دنیای شرکت های بزرگ، اغلب اوقات به شما گفته می شود که چه کاری انجام دهید؟ اگر پاسخی برای یک سوال نداشته باشید، بعضی از افراد هوشمند، در برخی بخش ها به جای شما بدان سوال پاسخ خواهند داد. این پاسخ ممکن است مبتنی بر آخرین و بزرگترین استراتژی ها نباشد، اما بر اساس برخی از دانش های قبلی ارائه خواهد گردید.

به عنوان یک کارآفرین، هیچ یک از این موارد برای من در دسترس نبود. من به یک خیابان قدیمی که دفترم در انجا قرار داشت نقل مکان کردم و شروع به جمع کردن جعبه هایم و ریختن آنها در یک وانت کوچک نمودم.

بیشتر جعبه ها شامل نوشیدنی های غیر الکلی و تراشه بود. تراشه ها می توانستند برای ما سود داشته باشند و در پایان روز، این سود در شعبه محلی ما سرمایه گذاری می شد و لذا از طریق آن پول بنزین، برق، لباس و شام پرداخت می گردید.

هیچ کس به من نگفت چگونه این کار را بکن. من یا سود می کردم یا نمی کردم. به عنوان یک کارآفرین، این به معنای شکست است و در 20 سالگی معمولا شکست آخرین چیزی است که می خواهید.

  1. مدیریت زمان

دنیای شرکت ها مملو از شرکت های بزرگ با منابع زیاد است و مطمئنا چیزهای زیادی وجود دارد که هر روز از دست می روند.

دنیای شرکتی به من نگفت که چگونه زمانم را مدیریت کنم.

5 دقیقه مکالمه ی تلفنی می تواند مانع از رسیدگی به حجم بالایی از ایمیل های زنجیره ایتان شود. بنابراین افراد در شرکت ها کورکورانه فقط وظایفی را که به آنها محول می شود انجام می دهند و هرگز نمی توانند زمانشان را مدیریت کنند.

وقت زیادی صرف تلاش برای برقراری ارتباط با دیگران می شود. جلسات نیز عنصر مرکزی دنیای شرکت ها هستند. هر مشکلی که به وجود بیاید فورا باید یک جلسه برگزار شود. جلسات در دنیای شرکت ها زمان زیادی را هدر می دهند و در پایان نیز اغلب به نتیجه ی امیدوار کننده ای دست نمی یابند.

همچنین بخوانید: چگونه زمانمان را مدیریت کنیم؟
  1. اشتیاق برای دستیابی به چیزی که دوست دارید.

معمولا هیچگونه اشتیاقی در دنیای شرکت ها وجود ندارد. کارکردن در یک شرکت برای بسیاری، راهی برای پرداخت صورت حساب است تا بتوانند زندگی خود را بگذارنند و ممر درآمدی داشته باشند.

در شرکت ها اشتیاق اغلب می تواند برای پول، پاداش و حتی عناوین شغلی شگفت انگیز باشد لکن همه این ها در نهایت باعث می شوند که شما احساس خستگی بیشتری کنید.

دنیای شرکتی به من آموخت که به جای اینکه به دنبال جلب توجه و تشویق دیگران باشم به منافع خودم رسیدگی کنم.

  1. آنچه مردم واقعا خریداری می کنند.

کار در شرکت به من آموخت که همه چیز به بازاریابی ارتباط دارد. با این حال، در دنیای استارت آپ، من به این نتیجه رسیدم که این روش، اشتباه است.

در واقع مردم آنچه را که شما می گویید می خرند و تا جایی که می توانند به خریدشان ادامه می دهند. تا به حال هیچ مشتری در زندگی حرفه ای من در مورد محصولات تجاری که فروختم شکایتی نداشته است. آن ها پنج سال است که مرا به عنوان یک کارآفرین می شناسند و آنچه من آموخته ام برایشان جذاب است.

این امر سبب شده که مشتریانم به دوستانم تبدیل شوند که درست نقطه ی مقابل زندگی شرکتی است که در آن مشتریان ویجت ها را از من خریداری می نمودند.

  1. قدرت یک مخاطب

مردم اغلب در دنیای شرکت ها آسیب پذیر هستند. من در طول کار حرفه ای خود در شرکت های بزرگ، هرگز به قدرت یک مخاطب پی نبردم. اما زمانی که هر شب از ساعت 6 تا 8 بعد از ظهر را در شبکه های اجتماعی سپری می نمودم متوجه قدرت مخاطبین شدم.

رسانه های اجتماعی در دنیای شرکت ها چندان مهم نیستند چرا که می توانند به راحتی نقص های شرکت ها را نشان دهند. نکته این است که در دنیای شرکتی، افراد موجود در کانال های اجتماعی مانند LinkedIn، افراد واقعی محسوب نمی شوند.

بسیاری از مردم به من گفتند که مخاطبان من در رسانه های اجتماعی باعث نابودی حرفه ام می شوند. لکن همین افرادی که به من در مورد مخاطبین رسانه های اجتماعی ام هشدار داده بودند و از من خواسته بودند تا آنها را نادیده بگیرم، اکنون از من می خواهند که از طریق حساب های اجتماعی شان با آنها در تعامل باشم.

  1. انجام مسایل مهم در مقابل انجام مسایلی با اهمیت متوسط!

در دنیای کسب و کار شرکت های بزرگ، سر و صداهای زیادی وجود دارد. همه چیز مهم است و به نظر می رسد که همه چیز می تواند به یک پرونده دعوی (به ویژه برای شرکت های بزرگ) تبدیل شود. همه چیز می تواند به سرعت به یک رسوابی تبدیل شود و همه به دنبال ارتقای شغلی و بالا کشیدن خود هستند.

اما چیزی که من از کسب و کار شرکتی یاد نگرفتم این بود که نباید روزهای خود را صرف کاغذ بازی و پریدن از نقطه A به نقطه B کنم، چرا که با این کار عمرم را هدر خواهم داد.

پس بهتر است به جای آن به انجام کارهای مهم بپردازید. چرا که انجام کارهای مهم به شما کمک می کنند تا سریع تر به اهدافتان دست یابید.

  1. راه هایی برای برگزاری یک جلسه (بهتر است هیچ جلسه ای در کار نباشد)!

برگزاری یک جلسه در زندگی شرکتی فرمول خاصی را دنبال می کند. این فرمول باعث می شود که تقریبا تمام حاضرین به خواب روند. به همین دلیل هنگامی که شما جلسه ی هیئت مدیره یک شرکت را مشاهده می کنید می بینید که، اکثر اعضای هیئت مدیره به جای توجه به سخنان فرد گوینده به تلفن هایشان نگاه می کنند. این فرمول به این صورت است:

  • همه را در جلسه معرفی کنید (در واقع نیازی به حضور اکثر آنها وجود ندارد).
  • وانمود کنید برنامه ای دارید (مطمئنا آن را از جایی برداشته اید).
  • برای حل مشکل وعده و تعهد دهید و کارکنان را به شرکت در جلسه آینده تشویق کنید.
  • در حالی که راه حل های بالقوه را نادیده می گیرید وانمود کنید که مشکل در دستانتان است.
  • بر شمردن اقلامات عملیاتی برای حل مشکل که تمامشان نادیده گرفته خواهند شد (به این ترتیب جلسه دیگری را راه اندازی می کنید).

بهترین راه برای جلسه داشتن نشستن نیست.

جلسات در دنیای شرکت ها به دلیل فقدان اعتماد و عدم وجود یک رهبر مشترک، دائما برگزار می شوند. قطعا این راه، راه حل معتبری برای حل مشکلات نخواهد بود.

  1. چگونه پاورپوینت خود را به نحو بهتری ارائه کنیم؟

شما می توانید تمام پاورپوینت های موجود در دنیای شرکت ها را برای آموزش متقاضیان داخلی مورد استفاده قرار دهید، و به یک  متخصص حرفه ای در انجام آن ها تبدیل شوید.

اما با انجام این کار خواهید دید که هر روز بدتر می شوید. در واقع به دلیل وجود تعداد زیادی از پاورپوینت ها در دنیای شرکت ها، شما هر روز بدتر خواهید شد. تعداد پاورپوینت ها هر روز بیشتر می شود، کلمات و لغات افزایش می یابند و لذا مجبور خواهید شد کارهای بیشتری انجام دهید.

اعتقاد رایج در دنیای شرکت ها این است که ابتدا باید همه مشکلات زندگی خود را در پاورپوینت بیاورید. هیچ مشکلی بدون پاورپوینت حل نمی شود. من یک بار سعی کردم تنها یک اسلاید ارائه کنم. هنگامی که یک اسلاید را که با یک نمودار ساده همراه بود توضیح دادم دیدم که تمام صفحه نمایش سیاه شده بود.

در واقع این پاورپوینت ها باعث مرگ دنیای شرکت ها می شوند و این دنیا را به سمت زوال هدایت می کنند اما من هرگز در شرکت ها متوجه این موضوع نشدم.

همچنین بخوانید: چگونه یک ارائه خوب و موفق داشته باشیم؟
  1. نحوه ی رفتار با افراد!

دنیای شرکتی به من چیزی درباره چگونگی برخورد با افراد آموزش نداد. در واقع من نحوه ی برخورد با افراد را در دنیای مجازی و پس از رها سازی دنیای شرکتی آموختم.

این فلسفه در زندگی شرکتی کارایی چندانی ندارد. در واقع در دنیای شرکت ها اگر کسی بتواند برایتان کاری انجام دهد باید با او به خوبی برخورد کنید.

اما اگر نتوانست چه؟ در واقع افرادی که با من به خوبی رفتار می کردند از من انتظاراتی داشتند که اگر برآورده نمی شد رفتارشان تغییر می کرد. اما در دنیای خارج از شرکت ها من یاد گرفتم که با افراد به عنوان یک انسان به خوبی رفتار کنم چه سودی برایم داشته باشند و چه نداشته باشند.

  1. معنای واقعی کلمه کلیدی استارتاپ.

استارتاپ ضعیف، موفق یا از هم گسیخته. مثل آن استارت آپ عمل کنید. حداقل محصول قابل تولید. ما این کلمات را در دنیای استارت آپ و فناوری، هر روز می شنویم. هر شرکتی در تلاش است تا راه خود را پیدا کرده و به موفقیت دست یابد. من هرگز ندیدم که هیچ کدام از این کلمات کلیدی در دنیای شرکت ها با موفقیت مورد استفاده قرار گیرند.

مانند یک استارت آپ عمل کن، یعنی در عین حال که وجودیت خود را به عنوان یک شرکت حفظ می کنی سعی کن خودت را با جهان اطراف منطبق نمایی چرا که شرکت های موفق همیشه به دنبال بهترین ها هستند.

حداقل محصول قابل اعتماد به معنای رفع نقاط ضعف مشتری و ساخت راه حل هایی است که بتوانند مردم را به سوی شرکت شما جذب نموده و رقبا را از پای در بیاورند.

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

نظر خود را بیان کنید