ADS
ADS

10 نشانه عشق مرد به زن

مردان چگونه ابراز عشق می کنند؟
(43 رای, امتیاز میانگین: 3٫74 از 5)

happy-couple-successful-marriage-feature

چگونه بفهمیم یک مرد ما را دوست دارد و عاشق ماست؟ عشق واقعاً احساس عجیبی است و شاید به راحتی نتوان ابراز احساسات و علاقه یک مرد به زنی را تشخیص داد اما نشانه هایی وجود دارد که علاقه مرد به زن را مشخص میکنید، علائمی از عشق مرد به زن که باید در رفتار و کردارش تشخیص دهید.

شاید به تازگی با مردی آشنا شده باشید و بخواهید بدانید که از شما خوشش می‌آید یا نه. اینکه بفهمید مردی واقعاً دوستتان دارد یا نه خیلی ساده‌تر از آن چیزی است که اکثر خانم‌ها فکر می‌کنند. بیشتر اوقات خانم‌ها اجازه می‌دهند که احساسات شخصی‌شان جلو راه فکر کردنشان را بگیرد و بعد از مدتی می‌فهمند که وقتشان را با مردی تلف کرده‌اند که علاقه‌ای به آنها نداشته است.

بنابراین قبل از اینکه بگذارید رابطه‌تان پیشرفت کند، با این ۱۰ روش تشخیص دهید که مردی که در زندگیتان است واقعاً دوستتان دارد یا نه. ۵ روش اول کمکتان می‌کند بفهمید آن مرد جذبتان شده است یا نه و ۵ روش بعدی نشانتان می‌دهد که همسرتان عاشقتان است یا خیر.

همچنین بخوانید: چگونه مرد را عاشق خود کنیم؟

حتی اگر مرد زندگیتان همه تلاش خود را به کار گرفته و برایتان فیلم بازی کند که عاشقتان است، چیزهایی هست که قادر به کنترل آن نیست و دست او را برملا خواهد کرد.

۱. به چشم‌هایش دقت کنید.

فقط با نگاه کردن به چشم های طرفتان می‌توانید از احساس او باخبر شوید. برخلاف سایر اعضای بدن که ما روی آنها کنترل داریم، چشم‌هایمان فرق دارند. وقتی زن یا مردی هیجان داشته باشد یا حسی قوی در دلش باشد، مردمک چشمانش بزرگتر می‌شود. پس اگر وقتی با طرفتان حرف می‌زنید، دیدید که مردمک چشمانش بزرگ شده است یعنی دوستتان دارد.

همچنین موقع حرف زدن می‌توانید از طرز نگاه کردن او بفهمید که چقدر به شما توجه دارد. اگر ارتباط چشمی خود را به طور مداوم با شما حفظ می‌کند، می‌توانید احساس قلبی‌اش را از چشم‌هایش بخوانید.

۲. وقتی با شماست احساس شادی می‌کند.

این رفتار ضمن اینکه کاملاً مشخص است اما معمولاً نادیده گرفته می‌شود. این واقعیت که مردی نتواند لبخندش را از شما مخفی کند یا پیش شما خیلی هیجان داشته باشد، دستش را جلو شما رو می‌کند.

۳. کاری که دوست دارید را انجام می‌دهد.

این هم یکی دیگر از نمونه‌هایی است که مردها برای اینکه پیش کسی باشند که دوستشان دارند انجام می‌دهند. به فعالیت‌هایی فکر کنید که دوست دارید و اگر می‌بینید او برای آن فعالیت‌ها برایتان برنامه می‌گذارد، مشخص است که دوست دارد وقت بیشتری با شما بگذراند. مهم نیست که او به آن فعالیت‌ها علاقه دارد یا نه، مهم این است که می‌خواهد وقتش را با شما بگذراند.

۴. آخرهفته‌های خود را با شما می‌گذراند.

ازآنجاکه همه ما زندگی‌های پرمشغله‌ای داریم، آخرهفته‌ها دوست داریم استراحت کرده و وقتمان را همانطور که دوست داریم بگذرانیم. بنابراین اگر مردی فقط دوستتان باشد، آخرهفته خود را صرف کار دیگری خواهد کرد، کاری که از انجام آن لذت می‌برد. اما وقتی مردی می‌خواهد کل آخرهفته خود را با شما بگذراند، کاملاً مشخص است که شما چیزی هستید که به او بیشترین لذت را می‌دهید.

این مسئله به طور ناخودآگاه و غیرارادی برای آنها اتفاق می‌افتد چون وقتی مردها به زنی علاقه دارند، دوست دارند همه وقت خود را کنار او بگذرانند. هیچوقت با خودش فکر نمی‌کند که اگر این کار را بکند، شما پیش خودتان خواهید گفت که گرفتارتان شده است. این کار را می‌کند چون همان کاری است که دوست دارد انجام دهد.

۵. بیش از اندازه مراقبتان است.

همه مردها تا اندازه‌ای برای دوستان و اطرافیانشان نگران هستید اما اگر مردی که در کنارتان است بیش از اندازه مراقبتان است و نگرانتان می‌شود، فقط می‌تواند یک معنی داشته باشد: واقعاً دوستتان دارد.

اگر از شما می‌پرسد ناهارتان را خورده‌اید یا نه، برای اینکه سردتان نشود، کتش را روی دوشتان می‌اندازد، حتی اگر کمی حالتان بد باشد شما را پیش دکتر می‌برد، یعنی خیلی نگرانتان است.

بیشتر وقت‌ها این نگرانی‌ها مشکلی ایجاد نمی‌کند اما گاهی برای طرف‌مقابل خسته‌کننده می‌شود. واقعیت این است که این یکی از آن رفتارهایی است که مردها نمی‌توانند کنترلش کنند. این در خونشان است و فقط زمانی بروز می‌کند که کسی را واقعاً دوست داشته باشند.

خوب اینها ۵ روش اول بودند تا بفهمید مردی به شما جذب شده است یا نه، اما اگر می‌خواهید بدانید همسرتان عاشقتان هست یا نه ۵ نکته بعدی را بخوانید.

۶. از لمس کردن شما لذت می‌برد.

یک جفت گوشواره جدید خریده‌اید؟ احتمالاً برای بررسی آنها به نرمی انگشتانش را به گوشهایتان می‌کشاند. هر مردی که همسرش را دوست داشته باشد، دوست دارد که مدام او را نوازش کند. البته این نوع نوازش کردن نوع شهوت‌آمیز نیست، بلکه نوازشی توام با دوست داشتن است. مردها از تماس‌های جسمی خیلی خوششان می‌آید و اگر دوستتان داشته باشند، اینکار به صورت غیرارادی در آنها اتفاق می‌افتد.

اگر همسرتان مدام بدنتان را لمس می‌کند، کاملاً مشخص است که واقعاً دوستتان دارد. دلیل این کارش این است که می‌خواهد مدام حستان کند. این برای آنها کاملاً طبیعی است و روشی است برای نشان دادن مردانگی‌شان. بنابراین اگر شما هم بعنوان یک زن همین حس را دارید، باید با لمس کردن همسرتان به آن پاسخ دهید.

۷. یک اسم مستعار دلنشین برایتان انتخاب کرده است.

اسم‌های مستعار یک روش غیرمستقیم برای مردان است که احساساتشان را به شما نشان دهند. با این کار آن اسم مستعار را با یک حس خوشایند مرتبط می‌کنند و هربار که آن اسم را بر زبان می‌آورند آن حس را احساس می‌کنند. هرچه شما را بیشتر با آن اسم صدا کنند یعنی دوست دارند آن حس را بیشتر تجربه کنند و این یعنی آن مرد شدیداً گرفتارتان شده است.

۸. هر روز برایش مثل روز تولدتان است.

این یکی از مشخص‌ترین رفتارها است اما خیلی مهم است. اگر همسرتان به محل‌کارتان برایتان گل می‌فرستد، برایتان هدیه می‌خرد، مرتب شما را بیرون می‌برد، بدون شک دوستتان دارد. اگر همه این کارها را حتی بعد از اینکه با او رابطه‌جنسی برقرار کردید ادامه می‌دهد، یعنی عاشقتان شده است.

مردها چندان اهل ابراز احساسات نیستند و تصور می‌کنند که هدیه خریدن یا خوش‌رفتاری با همسر، دوست داشتنشان را نشان می‌دهد. حواستان باشد که قدر این مراحل ابتدایی رابطه را بدانید چون این راهی است که مردها برای ابراز دوست‌داشتنشان انتخاب می‌کنند.

۹. به نیازهایتان توجه دارد.

این هم یکی دیگر از رفتارهایی است که در مردی که عاشقتان است می‌‌بیند. این مسئله مخصوصاً اگر در گروه دوستانش باشید نمود بیشتری پیدا می‌کند. اگر به شما توجه خاصی نشان می‌دهد، توجهی بیشتر از آنچه به دوستانش دارد، یعنی خیلی دوستتان دارد چون هر مردی که توجهی بیشتر از توجهی که به دوستانش دارد به زنی داشته باشد، یعنی اهمیت شما برای او بسیار بالاتر از دیگران است.

۱۰. به رفتار دوستانش توجه کنید.

همه ما وقتی عاشق می‌شویم، ناخودآگاه درمورد چیزی که در فکرمان می‌گذرد – یعنی کسی که عاشقش هستیم – حرف می‌زنیم. اگر وقتی دوستانش را می‌بینید به شما می‌گویند که فلانی «خیلی تعریف شما را کرده است» یا «چه خوب که بالاخره شما را دیدیم» و یا وقتی شروع به تعریف یک خاطره مشترک می‌کنید به شما می‌گویند فلانی «قبلاً برایمان تعریف کرده است»، کاملاً مشخص است که این اواخر شما تنها موضوع صحبت‌های او بوده‌اید.

همینطور وقتی با دوستانش بیرون هستید و متوجه می‌شوید که آنها حواسشان به حرف‌ها، رفتارها و احساسات شماست، باید بفهمید که طرفتان قبلاً به آنها گفته است که شما را خیلی دوست دارد و به همین دلیل آنها هم سعی می‌کنند که بهترین رفتار خود را جلو شما داشته باشند.

این چیزها برای مردها خیلی مهم است چون اگر مردی بتواند کاری کند دوستانش با شما رفتار خوبی داشته باشند، می‌تواند شما را کنار آنها نگه دارد (یعنی می‌توانید اوقات بیشتری را کنار هم بگذرانید) و این دوطرفه است زیرا وقتی شما هم اوقات خوبی را کنار آنها بگذرانید، رفتار خوبی خواهید داشت و دوستانش هم از شما خوششان خواهد آمد.

اگر بخواهید ساده‌تر بگوییم، اگر مردی همه این سختی‌ها را به خاطر شما به جان بخرد، یعنی واقعاً دوستتان دارد.

به اشتراک بگذارید: تلگرام گوگل‌پلاس لینکدین

74 دیدگاه

  1. فائزه در

    همسر من تماااام این ویژگیهارو داره،تک تکشو. واقعاممنونم ازاطلاعاتتون.خوشحال شدم. علاوه برهمه این ویژگیها خیییلی هم ابراز احساسات داره .

  2. شکستم در

    سلام من سه ساله عقد کردم یه هفته پیش فهمیدم شوهرم بهم خیانت کرده(حضوری نه فقط چت)و همونطوری که طبیعیه حالم بد شد و داغون..باهام حرف زد گریه کرد قسم خورد که خودم میدونم اشتباه کردم دیگه همچی غلطی نمیکنم و از این حرفا، بهم گفت تو هم بهش فکر نکن داغون میشی میخام خوشبخت شیم من عوض شدم دوستت دارم و… میخاسم بدونم باید اعتماد کرد؟
    تا سر کوچه میره یه چیزی بگیره دلم میلرزه…مدام به این فکر میکنم اگه تکرار شه..نمیتونم با این موضوع کنار بیام ولی همسرمم دوست دارم. دارم نابود میشم

  3. بهم میگ دوس دارم اذیتت کنم وقتی زودجوش میای حرص میخوری من کیف میکنم
    این الان نشونه علاقه اونه یا سادیسم داره …؟

  4. میدونستم عاشقم نیست اما باور نداشتم…قسمت منم این بود..‌البته منمعاشقش نیستم. به جهنم…شوهری که عاشق نباشه و دور زنش نگرده و دلبری نکنه همون بهتر که منم عاشقش نباشم…
    بره به جهنم …یسال دست و پا زدم تازه یکم مایل شده خوبه خودش انتخاب کرده و ابراز علاقه کرد اما الان بهتر از روزای اولش شده…مسخرس زن و شوهری مقابل همن بجا تو بغل هم

  5. سلام من15سالمه ویه پسرو دوس دارم تو راه برگشت مدرسه یه مغازه دارن من وقتی میرم به مدرسه هر از اون جا خوراکی می خرم وقتی به معازشون میرم هیجان زده میشه انگاری( خیلی عذر می خوام)به خر تی تاب دادن خودشم اگه دونفر باشیم هم(با دوستم )اصن به اون نگانمی کنه وقتی هم می خوام پول بدم تعارف می کنه ( البته میدونم طبیعیه ولی به دوستم اصن تعارف نمی کنه)صبح ها هم که شیفت صبحیم وایمیسته جلو در وقتی منو میبینه به در نزدیک تر میشه بهنظرتون دوسم داره ایا؟؟؟خواهش می کنم زود جواب بدین:'(:'(:'(:'(:'(

  6. مانیا در

    سلام.
    بهتره بجای واژه ی همه ی مردا یا همه ی زنها از واژه ی دیگه ای مث بعضی مردها یا بعضی زنها استفاده کنیم.
    عشق من هم بعد از هفت سال رابطه خیلی خیلی جدی ترکم کرد.من هیچی از خودم براش کم نذاشتم.خودمو زیر پا گذاشتم که از دستش ندم ولی خیلی راحت ولم کرد.خودش هم همیشه میگفت هیچکسی مث من پیدا نمیکنه .اما اونقدر مرد نبود که بتونه منو مال خودش کنه و کشید کنار منم سپردمش دست خدا .از ۸ آیتم بالا هزارتاشو داشت خیلی دوسم داشت ولی رهام کرد.

  7. سلام،اینو بدون من خیلی دوست دارم و علاقم از رو هوس نیست عزیزم،چند ماهه که بهت ثابت کردم،به خدا طوری شدم که میخوام داد بزنم بگم دختر خاله یه عزیزم دوستت دارم،تنها عشقم تویی،بهت قول میدهم که دوست دارم، عشقم…

  8. واااای ازعشق نگید که هیجی به پای لذت یه عشق پااااااک نمیرسه.من ازکودکی شیربنی خورده پسرعموم بودم وعشقش تورگها وخونم بود ازهمون کودکی اونم دوسم داش نگاااااااهاش.دلم یذره شده واسش….چارده سالم بود که رفت پیش خدا.اون ده سال ازم بررگتربود یعنی توسن بیس چارسالگی تصادف کردوفوت کرد.هست سال افسردگی شدید گرفتم وبه کطی بروزنمیدادم.چون نزاشته بودم کسی بفهمه ک دوستس دارم.خجالت میکشیدم توسن بیس سالگی ازدواج کردم الان بیستوپنج ساله وخیلی وقتا بعشق اولم فکرمیکنم.شوهرمم روخیلی دوس دارم ولی هیج جی عشق اول نمیشه.بخصوص ک شوهرم ادم سردیه و هیچ ابراز احساسی نداره.گاهی باتمااااااام وجودم دلتنگش میشم.کسی ک عاشق نشه زندگیش برفناس.البته عشق بادرایت وپااااااااااک.

  9. زوج خوشبخت در

    نمیدونم چرا اینجا همه از شکست عشقیشون میگن.. ما الان چهار ساله که باهم هستیم چندین بار هم خواستیم رابطرو تمومش کنیم ولی هیچکدوم تاب نیاوردیم.. همه مثل هم نیستن .. همه ی مردا احساساتو به بازی نمیگیرن.. ماها باید خودمونم زرنگ باشیم و بتونیم تشخیص بدیم.. ما دوتا که بعد اینهمه سختی و مشکلات داریم به هم میرسیم.. اینو نوشتم تا بگم هر عشقیم بد نیست..اگه دو نفر به هم نرسیدن دلیل بر این نیست که مردا همشون خائنن و حسی ندارن.. اتفاقا پاش بی افته از صد تا فرهادم فرهاد ترن..ماها تو روابطمون خودمونم مقصریم… من خودم بخاطر فکر اشتباهم دوسال از خودم روندمش ولی ایشون مردونه پام واستادن و ترکم نکردن .. یه نکته ایم خواستم بگم اینکه نزارین از خوشبختیتون هرکسی بویی ببره..چشم خیلی تو زندگی تاثیر داره

  10. من فقط میدونم تنهاچیزی که باعث خوشبختی دوطرف میشه ایمانه اگرایمان داشته باشی حتی اگراززندگیت راضی نباشی هیچ وقت به همسرت خیانت نمیکنی وهیچ وقت به همسرت ظلم نمیکنی،اذیتش نمیکنی چون میدونی خدا میبینه وپس فردای قیامت باید جواب پس بدی

  11. هزارچهره در

    من ۲۹ سالمه یه دختر محجه و خوب ولی تا حالا شوهر نکردم نمیدونم چرا قسمتم جور نمیشه فقط خدا میتونه کمک کنه والا من که کاری از دستم برنمیاد

  12. متاسفم برای مردانی که در نقش شوهر خیانت میکنن و دنبال هوا و هوسن…انشاالله ذلیل و نابود بشن…خدایا خودت جواب نامردیارو بده…ی روز به اولین سالگرد عروسیمون مونده ولی دلم زخمی و خیلی دلم شکسته…خدا جوابشو بده انشاالله

  13. نازنین در

    عشق ممکن در یه نگاه به وجود بیاد ممکن ارام واهسته ولی خب عشقی که به مرور به وجود بیاد ماندگارتره.مردها برای بدست اوردن زنها تلاش میکنن ولی برای نگه داشتنش نه. ولی زنها اسون بدست میارن وسخت پای عشقشون میمونن. در کل خودتونو وارد رابطه عشقو عاشقی نکین بیشتر مواقع عاقبت جالبی نداره.

  14. چی بگم والا هر کی یه نظری داره برام دعا کنین با یک نفر دوست شدم امیدوارم خوب پیش بره

  15. عشق فقط عشق مادر بقیه کشکه مثلا دوست ادم خیلی باهات دوست باشه مثلا تا چهارسال بالاخره یه روزی قیدتو میزنه ولی مادر اینجوری نیست تا قیامت باهاته وخیانت نمیکنه

  16. عشق فقط عشق مادر بقیه همش دروغه مثلا دوستتم خیلی دوستت داشته باشه تا چهارسال باهات دوست باشه بالاخره یه روز قیدتو میزنه ولی مادر اینجوری نیست تا قیامت باهاته وهیچ وقت خیانت نمیکنه

  17. شقایق در

    سلام بچه هامن ازپسرهمسایمون خوشم میاد،دوسه یاربهش نگا کردم اونم نگام میکنه هی؛وقتی چندروزنمیبینتم انقدرجلودرشون میمونه که من ردشم ،امروزباپسرخالم داشتم حرف میزدم داشت نگامون میکردتانگاش کردم خجالت کشیدوبرگشت ،ولی حرفش دراومده بودکه یکی روصیغه کرده به نطرتون واقعیته چطوری دیگه اومده چطوری اصلابهش فکرنکنم

  18. انتصار در

    انتخاب از روی منطق رو خیلی بهش اعتقاد دارم!اما دارم عاشق میشم و بی قاعده و قانون!دوستان موندن و رفتن ادما برمیگرده ب سعی و تلاش ماها برای حفظ یک رابطه!شعار نمیدم فقط خواهشم اینه ک همه رو با ذره بین بدبینی نبینید!بعضیا هم میان تو زندگیمون ک بی شک میشه اسمش رو معجزه گذاشت….عزادار اونایی ک رفتن نباشین چون آدم ِِ موندن نبودن….

  19. بنده ی خدا در

    سلام
    من دختری۱۵ سالمه و عاشق یکی از اقوام مادری ام شده ام ۴ ساله که دوستش دارم یعنی از ۱۱سالگی چند بار بهش به صورت غیر مستقیم ابراز علاقه کردم ولی حوابی نگرفتم البته خودم احساس می کنم دوستم داره ولی پشت سرم حرف هایی می زده چندان خوسایند نیست ولی در مقابل خودم ففط سکوت مب کنه هنوز نمی دونم دوستم داره با نه اما من خیلی وابیتسم به نظرتون چی کار کنم تا بفهمم دویتم داره با نه

    • طیبه سادات در

      سلام عزیزم.اون دوستت نداره تهشم دیدی نگات میکنه مطمعن باش ازروی دوست داشتن نیس خدامیدونه اون لحظه به چه چیزایی فک میکنه.اگه دوستت داش پشتت حرف نامربوط نمیزدکه هیچ همچین چیزی روهم تحمل نمیکرد.سنوسالت هنوزکمه واحساسی وبدون فکررفتارمیکنی وچیزی رومیبینی که میخوای ارزش خودتوبدون وعزت نفس داشته باش ونزار کسی به خودص اجازه ی تعرض بده

    • محدثه در

      سلام عزیزم.اگه خلاصه و مفید بخوام بگم، میگم کسی که واااااقعا آدمو دوس داره این قد صبر نمیکنه بالاخری توی ایییین همه مدت باید یه چیزی میگفت،یه کاری میکرد………درضمن عزیزم شما هنوز سنت کمه و چیزهای زیادی برا یادگرفتن داری……..بیشتر دقت کن و حواست رو جمع کن .ازیه مشاور خووووووووب و قابل اعتماد هم اگه مشورت بگیری خوبه.

    • محدثه در

      سلام دوستان.میشه لطف کنید دلایل ازدواج رو از نظر خودتون بیان کنید هم چنین چیزهایی که مرد وزن در زندگی مشترکشون میخوان به علاوه علت خیانت(چه مرد و چه زن)رو بگید؟( ممنون از لطفتون.:-)

  20. سعیده در

    من با شوهرم دوسال دوست بودم الان خیلی پشیمونم.چرا؟چون اون ،اون روزا که دوست بودیم خوب بود باز ادای عاشقا رو میتونس دربیاره تا حدودی .منم عشق و بچگی چشمامو کور کرده بود اینارو نمیدیدم.الان ک زنش شدم به من اصلا توجه نداره فقط و فقط محبتاش نوازشاش مال وقتیه ک خواهان رابطه جنسی باشه وگرنه وقتای دیگ اصلا.من اگه دستاشو بگیرم دستامو میگیره وگرنه نمیگیره.من اگه قهر کنم اونم میکنه باز من باید پیش قدم شم از دلتنگی اون اصلا دلش تنگ نمیشه هر وقت منو میبینه یا میگه خستم یا حوصله ندارم یا خوابم میاد به من توجه نداره براش اهمیتی ندارم یبار نشد براش ناز کنم باهام خوش رفتاری کنه دلمو خون میکنه شوهر بی محبت واقعا درد بی درمونه اونم برای منی که بخاطرش تو روی خانوادم وایسادم من واقعا پشیمونم….

    • زندگی منم دقیقا مثل شماست . حس میکنم به آخر خط رسیدم چون هیچ راه برگشتی ندارم

    • دركت ميكنم خيلي بده منم يك سال ونيمه عروسي كردم يه بارم ازشوهرم توجه نديدم هرچي نوشتي همشون زندگي منه انگار

  21. سحرناز در

    همسر عزیزم هادی جونم تو تمام این ویژگی هارو داری خدا کنه من لایق این همه گذشت صبوری وعشق تو باشم دوستت دارم

  22. سلام
    پسری ۱۹ساله هستم چند روز پیش یه دختری رو دیدم که تقریبا همسن خودم بود
    تو همون نگاه اول عاشقش شدم
    اما وختی از مادرم در موردش پرسیدم گفت نامزد داره و چند وخته دیگه قراره ازدواج کنند
    هر وخت به اون فکر می کنم افسوس می خورم و ناراحت میشم

  23. سردرگم در

    سلام.من شوهرم هیچ کدوم از این کارارو نمیکنه ولی حس میکنم خیلی دوسم داره

  24. من عاشق در

    سلام.من عاشق پسر همسایمون شدم..خونشون روبرومونه.نمیدونم دوسم داره یا نه….ولی هربار منو توی کوچه میدید سلام میکرد…من روم نمیشد جواب بدم اونم وقتی دید که من سلامش نمیکنم دیگه نکرد…خیلی پسر خوبیه…به مامانم هم که گفتم گفت اگه دوست داشته باشه بهترین انتخاب میتونه باشه….به نظرتون چیکار کنم که بفهمم احساسشو به خودم؟تو رو خدا کمکم کنید دارم دیوونه میشم…

    • محدثه در

      سلام.بین عزیرم اگه ایشون شمارو دوست داشته باشه خودش بروز میده.نیاری نیست که شما کاری کنید.

  25. من ممکنه یه هفته یا دد هفته پیش دوست پسرم بمونم اما از وقتی میره سر کار مثل قبل نیست از سر کار ک میاد بعد از شامو گردش و فیلم دیدن میگه بریم بخوابیم و خیلی سریع خوابش میبره و دیگه مثل قبل باهم رابطه برقرار نمیکنه نمیدونم واقعا خستست یا من براش تکراری شدم چون ی 5سالی هست باهمیم

  26. سمانه در

    سلام من صاحبکاری دارم که خیلی ادمی پاکی هست یعنی واقعا پاک هست شاید من به اندازه او پاک نباشم خیلی هوامو داره از نظر مالی اما گاهی خیلی حساس میشه روم نمیدونم این حساس بودنش را دلسوزی بزارم اسمشو یا چیزی دیگه زن و بچه دارد اما وقتی مثلا برادرش بخواد کوچیکترین شوخی با من بکنه این بدجوری بهم میریزه به من چیزی نمیگه اما اشکارا معلوم هست که خیلی شدید ناراحت شده خودش دلیل رفتارشو میگه نمیخوام هیچ کسی به شما بی احترامی کنه اما برای من مبهم هست نمیدونم دلیلی رفتارشو درک کنم از طرفی هم عاشق زنش هست اما زنش برعکسه انقدر سر من حساس میشه سر زنش نمیشه من نمیتونم درک کنم رفتارشو لطفا کمکم کند تا بفهمم

  27. محمدرضا در

    عشق واقعی فقط خداست. همه انسانها نقاط ضعف دارن و به هیشکی نمیشه اتکا کرد . همه کسایی که لیلی و مجنون بودن بعد یه مدت مخصوصا بعد از رابطه دچار سردی شدن و رابطشون مثل دوست عادی شده . اما عشق یکی که همش مراقبته هیچوقت کمرنگ نمیشه و اون هم خداست

    • حرف شما درسته که عشق واقعی فقط خداست اما عشقی که به خدا داریم یه طرف و عشق زمینی هم یه طرف دیگه به نظر من این عشق زمینی خیلی خوبه و امیدوارم همه ی اونایی که تجربش نکردن تجربش کنن

  28. خانم گل در

    عشق ودوست داشتین بهترین وبالاترین احساس زندگیس.فقط از خدابخواین کسیو نصیبتون کنه که لذت عشق واقعی رو بهتون بچشونه.خداروشکر بلاخره بعداز انتظاری طولانی وباصبرومتانت خدا همسری بهم داد که بعدازازدواج وشناخت همدیگه روبروز عاشقتر میشیم

  29. شوهر من هیچ کدوم از این کارا رو نمی کنه ولی من احساس میکنم خیلی دوستم داره

  30. منم ازسال 90 عاشق یه پسره شدم از ذهنم بیرون نمیره شده بت و میپرستمش و نمیدونم کجاست فقط توی قلبمه نمیدونم چطوری فراموشش کنم خیلی وختا حس میکنم خل شدم با دلم نمیتونم بجنگم نمیتونم مرد دیگه ای رو جایگزین اون بکنم افسرده شدم …………………………………….

  31. بسم الله الرحمن الرحیم
    و خداوند به وسیله ی ازدواج و نکاح دو نفر که یکدیگر را نمیشناختند بین آنها الفت و مهربانی قرار داد تا از یکدیگر بهره گیرند
    مقدمه نکاح علاقه و عقل است چرا که در وادی عشق عقل محجور میشود و تنها دل حکمرانی میکند پس موجب گناه و…میشود
    بعصی ها عشق و علاقه را با یکدیگر در جمله به کار میبرند در حالی که عشق و علاقه از نظر احساسی ومنطقی دو کلمه کاملا متفاوت است.انسان زمانی که کسی یا چیزیرا میبیند به او دلبسته ووابسته میشود.وابستگی قابل مهار است اما دلبستگی خیر…زمانی که انسان دلبسته شد به مرحله ی عشق رسیده و انسان در این مرحله میگوید من بی او یا ان نمیتوانم زندگی کنم و چنین و چنان…پس میتوان اینگونه بگوییم که عشق در مرحله ی اول میتوان ان را کنترل کرد و منطق را با ان به کار برد و انتخابی شایسته گرفت و زندگی کرد…اما در خصوص خیانت مردان چند عامل موجب این امر می شود:۱کم محلب و بی توجهی زنان در خانه به مردان۲ وضغیت بد جامعه۳بی ایمانی و عدم رعاایت حجاب چشم(خداوند میفرمایند به مردانتان بگویید چشمان خود را از دیدن اندام زن فرو نشانند)پس مرد هم میتواند مراقب اعمال خود باشد و اگر این کار موجب عادت برای او شد خداوند به او سفارش میکند که برای جلوگیری از ان روزه بگیر وعبادت خداوند را به جا آور.
    پس می بینم اسلام و خداوند برای تمام مسائل انسان ها شیوه و روش خاصی را اشاره کرده است.

  32. آخرین بازمانده در

    اینقدنگین عشق دروغه….عشق واقعی ترین اتفاق زمینه اگه جانب اهل وفانگه داری…..من ۱۸ساله عاشقم ذره ای هم سردنشدم چون عشقم خیانت نکرد….بهم بی منت وفادارباشیدبعدمیفهمیدعشق افسانه نیست…..

  33. عاطفه در

    عشقی که با منطق به وجود بیاد پایدارتره؛من دختر سربه زیری بودم که به هیچ پسرس محل نمیدادم خیلی ها بهم میگفتن عاشقتیم باهامون ازدواج کن گفتم جمع کن بابا ؛او نموقع من تو سالهای اخر دبیرستان بودم و تا 18 سالگی واقعا به هیچ کس محل ندادم تا اینکه یه روز با اینکه پسر خاله های زیادی داشتم و همه مثه داداشام میمونن چون باهم همبازی بودیم بزرگ شدیم؛ولی یه روز با یکی از پسرخاله هام که با خانوادشون ارتباط نداشتیم بخاطر مسافت و خیلی چیزا باباش غریبه بود و کم ارتباط؛یادمه 17 یا 18 سال داشتم که پسر خالم اومد و من عاشقش شدم و کم کم شد 2طرفه تو همون 10روزی که خونمون بود هرچند قبلشم 2بار دیده بودمش که اونموقع بود جرقه خوردم که بهش علاقه دارم اونموقع مثه الان نبود که رابطه بخاطر مسائل ج…باشه بلکه علاقه قلبی بود و باهم تماس داشتیم من ازش چیزی نمیدونستم هیچی نه از خانواده نه از اخلاق چون ما شاید چندسالی ی بار رفت وامد میکردیم تا اینکه این علاقه بوجود اومده هر وقت میرفتیم شهرستان من اصرار میکردم بریم اونجا؛الان که خوب فکر میکنم من چون دختر بودم و پدرم فوت شده بود کمبود محبت داشتم؛خلاصه رابطه تلفنی ما 2سال طول کشید که هر چندماه ی بار همو میدیدیم،قرار شد بیاد خواستگاری خدایی هم منو خواست ولی من مامانم گفت غلط اضافه زیر بار کتک داداشمو و…قرار گرفتم خلاصه جهنم شد زندگیم جرات نداشتم برم دستشویی چک میشدم و این باعث علاقه بیشتر میشد؛تا اینکه من یه چیزایی شنیدم از فامیل که اینا خلافکارن یعنی خودشو داداشاش فلانن بمانن من که تو گوشم نمیرفت عشق کورم کرده بود؛؛خواهرش که باهم صمیمی بودیم گفت به درد تو نمیخوره بیشترم نمیتونم توضییح بدم،من خانواده ام خیلی سطح بالا لودن هم مالی هم درسی هم حلال خور بودن؛خلاصه تا اینکه مامانم راضی نشد منم بهش گفتم تصمیم گرفتیم باهم کم ارتباط شیم که بعدش دیگ رابطه نداشته باشیم هر چند سخت واسم مثه جهنم بود اونم همینطور من یه چیزایی هم شنیده بودم که بی تاثیر نبود یکی از علت های بد این بود که اون تا کلاس 7خونده بود من داشتم میرفتم دانشگاه داروسازی قبول شدم اخرش هرچی گفتم یه کاری کن خودشم تنبلی کرد گوش نمیداد؛من مشکل مالی نداشتم گفتم من کمکت میکنم اگه درس بخونی بهت سخت نمیگیرم ؛خلاصه هیچی جور نشد نه خانواده من راضی شدن نه خودش حرکتی میکرد؛من هر ماه خواستگار میومد من رد میکردم تا اینکه یکی از فامیلمون اومد و من قبلش گفتم خانواده ام به این خیلی راضین شوهرم میدن یه کاری کن ؛یه سال بود که مامانه حواستگارم هی گوش زد میکرد این اواخرم ما ارتباطمون کم شده بود میدونستم خانواده ام دیگه امکان نداره قبول کنن خلاصه من شوهر کردم اینم بگم چون دیگه قطعی شد خواستگاری این آقا و میدونستم خانواده ام نه نمیگن برا اینکه خیانت حساب نشه با پسرخالم 2ماه قبلش دیگ حرفم نمیزدم ؛اومد قبول کردمو دیگ فکرشو انداختم بیرون ولی چندماه طول کشید تا با نامزدم خوب شم وقتیم باهاش حرف زدم موقع خواستگاری کار داشت تحصیلم کرده بود و..خیلیم عاقل بود میشد تکیه کرد و الان بعد 5سال زندگی راضیم و خداروشکر میکنم ؛نکته ی مهم اینه من بعدا فهمیدم که پسرخالم دزدی میکرده مواد و…میفروخته الانم زندانه خدارو هزار بار شکر که بخاطر یه عشق بچه گانه من بیچاره نشدم و تا اخر عمرم مورد سرزنش قرار نگرفتم؛اینو نوشتم که عزیزانی فک نکنن همه چی عشقه من الان عاشقه شوهرمم با اینکه خیلی وقتا مشکلم پیش نیاد ولی تمام زندگیمه و اگر 100بار برگردم همین انتخابو میکنم.

    • همینطوره که فرمودین کاش همه با عقل پیش میرفتن متأسفانه شیفته ظواهر میشیم

    • ،نگار در

      خییلی جالب بود ،،با خوندن داستان زندگی شما یاد داستان خودم افتادم
      وقتی 9 سالم بود عمه کوچیکم ازدواج کرد ،از همون موقع مادر شوهرش مرتبا اعلام میکرد که منو واسه پسر دومش که 3 سال ازمن بزرگتر بود میگیره!!بااین فکر ما بزرگ شدیم ،همدیگه رو خیلی دوست داشتیم ،من درسم خوب بود و پزشکی قبول شدم ،اما اون زیاد اهل درس نبود وتازه بخاطر من تا دیپلم اومد و حتی رشته کشاورزی قبول شد ،اما ما مثل جوونای حالا نبودیم که اصلا باهم حرف نمیزدیم ،فوقش یه سلام و احوالپرسی ،،امااز نگاهاش میفهمیدم منو دوست داره،و هنوز مادرش و خواهراش همه اعلام میکردن که من عروسشونم،،طوریکه واسه هردومون مسلم بود که باهم ازدواج میکنیم ،اما دوره طولانی دانشگاه من همه چیزو عوض کرد،سال 5 بودم که یه 5 شنبه شب مامانم گفت امشب دعوتیم عروسی….من دهانم باز مونده بود،یعنی من 14 سال الکی فکر میکردم منو دوست داره؟؟خلاصه گذشت و منهم سه سال بعد با یکی از همکلاسیهام ازدواج کردم و بعد از مدتی،
      بطور اتفاقی عمه ام بهم گفت:چرا وقتی اون شخص اومد خواستگاریت قبول نکردی؟؟؟من از تعجب داشتم سکته میکردم،،گفتم کی اومد خواستگاری؟؟من روحمم خبر نداره!!گفت ،مامان و بابات گفتن که تو گفتی:من پزشکم میخوام با یه پزشک ازدواج کنم،،سال سوم دانشگاهم ،،اون طفلک اومده بود خواستگاری،،،اما نمیدونم چرا به من نگفت؟؟هیچکس به من نگفت ،خواهرام میدونستن و بهم نگفته بودن،،فکر میکردن من واقعا خودم قبول نکردم
      این داستان غم انگیز عشق ما بود که از بچگی شروع شد و اینطوری شد که اخرش هردومون فکر کردیم طرف مقابل بهمون خیانت کرده و با یه نفر دیگه بدون عشق ازدواج کردیم،،،که من به همین دلیل طلاق گرفتم ،،اما اون هنوز زندگیشو داره ،و بازهم مثل گذشته هربار جائی همدیگرو میبینیم فقط با نگاه باهم حرف میزنیم و به سرنوشت خودمون میخندیم یا گریه میکنیم
      پدر ومادرم خیلی به من مهربونی کردن ،سوگلی بابام بودم ،،اما نمیدونم چرا بازندگی من اینجوری بازی کردن؟؟؟؟

  34. سلام
    من عاشق مردی شدم که بی نظیر بود
    همه دوست داشتنشو به بوسیدن دستام و پیشونیم میرسید
    ولی خدا روزی که میخواستیم به هم برسیم اونو برد پیش خودش
    الان بعد چند سال دکتر رفتن بهتر شدم
    که تو دانشگاه با پسر اشنا شدم
    الان بعد دوسال بدترم کرده
    عر کار میکنم که بره نمی ره
    واژه مرد خیلی کمه
    الان فقط شده حوس

    • سلام هیرا خانم ،منم دلم میخواد دست و پیشانی شما رو ببوسم ،آدرستون رو میشه دقیق بدین کجا بیام

  35. هرکسی توی هرلباسی ومقامی میتونه هر کاره ای باشه چه خوب چه بد اونهایی هم که براشون اتفاقات بد افتاده عوضش تجربه بزرگی خدابهشون هدیه داده عشق که تو خیابون نیست منتظرش که باشی از طرف خدامیاد یه عشق پاک

    • آخرین بازمانده در

      ازبچگی عاشق هم بودیم من وپسرداییم…ازمن کوچیکتربودنذاشتن بهم برسیم …ازلجش به اولین خواستگارم جواب دادم..پونزده سال تلاش کردم دوستش داشته باشم ولی اون نخواست….حالا یکساله ازش جداشدم وخداپاداش صبوریمو داد پسرداییم مجردبود…الان ازدواج کردیم…

  36. درست مردها خیلی پستن شوهرم بهم هزارها بار خیانت کرده دلمو شکسته دوسم نداره

  37. وقتی یه پسر از بوی عطر دختری که دوسش داره تعریف میکنه منظورش چیه ؟

  38. محمدمهدی در

    لطفا هرکی شکست عشقی خورده نیاد اینجا بگه: پسرا اینجورین اونجورین….
    هرکی میگه همه پسرا بدن… جلوی حضرت علی اکبر (ع) چی میخاید جواب بدید؟ ها….
    خو جواب بده….
    ببینید مشکل از خودتون بوده نه از اون پسر بیچاره دراکثر موارد… لطفا ضدپسر بازی رو بذارید کنار. محض رضای خدا.

  39. من بخاطر یه دختر که اولش خیلی میگفت دوسم داره.خیلی خیلی خوب بود،عشقم بود و هست،وقتی میدیدمش کافر میشدم و فقط بوسش میکردم،بخدا توی این یکسال یکبار هم به فکرم نیوردم که بهش فوش بدم،چه برسه بهش خیانت کنم.خلاصه همه کار کردم حتی آبرومم واسش دادم،اما چی شد؟؟کوشش اون عشق؟؟حسودیم میشد بهش،به خودمم میگفتم خوشبحالش که یکی رو داره که اینهمه عاشقش باشه.
    با کاراش ناراحتم کرد و آروم آروم رفت
    قلبمو شکست،احساسمو نابود کرد،دلم نمیاد نفرینش کنم اما…
    این همه نگید پسرا بد هستن،من دخترباز نیستم،چون اهله بازی نیستم.الانم تنها موندم اما غلط کنم سمته دخترای دیگ برم،چون به خدا گفته بودم که عشقمو واسم جور کنه که جور نکرد.گفته بودم که سمته دختری نمیرم،حالا هم دیگه نمیرم
    لعنت بر همه ی نامردا چه مرد چه زن
    متنفر شدم بخدا از دختر جماعت،میدونم همه اینطوری نیستن،عشقه منم توی دلم می مونه،حرفه مرد یکیه،البته من ک مرد نیستم

    • عزیز جان شما بهتره بخاطر یه تجربه بد زندگی خودتو خراب نکنی.
      شاید از همون روز اول انتخابت اشتباه بوده و چند سال دیگه دلیلش رو بفهمی.
      مطممئن باش سر فرصت شخص مناسبی سر راهت قرار میگیره که خودتم نمیدونی چطوری شده و خداروشکرمیکنی.

    • به بعضی ازادمانبایدبیش اطاندازه خوبی کنید…یعنی جنبه خوبیوندارن بیش ازاندازه ک خوب باشی حیف ومیلت میکنن…منم مشکل شماروداشتم پنج سال به پای کسی موندم ولی بعدپنج سال رفت گفته بودم باخودم عهدبسته بودم ک حتی باهیچ پسری حرف تزنم اسمشونم نیارم ولی وقتی دیدم پسری ک باهاش بودم داره لذت میبره اززندگیش منم عهدموشکستم وبه پسری ک بهم علاقه داشت جواب مثبت دادم والان بهترین انتخاب زندگیموکردم وازخداممنونم…به نظرمن انسان نبایدتواین دنیابه خاطرچیزای بی ارزش خودشوواخساسشواذیت کنه…

  40. اینا که میگید دروغ محضه.مردی تو زندگی من بود همه کاری برام میکرد فک میکردم عاشقمه.به خاطر من خیلی کارا انجام میداد که پیشش باشم بعد پنج سال فهمیدم همش یه بازی بوده.افسرده شدم.هیچ کس نمیتونست باور کنه.مردا همشون آدمای پست و مزخرفی هستن.
    شاید من احساس میکردم خوشبخت ترین زن هستم.اما غافل از اینکه کسی که باهاش زندگی میکردم خیلی خوب نقششو بازی میکرد.بعد پنج سال فقط گفت باید منوفراموش کنی.و رفت.همین.

    • منم مثل تو فکر میکنم. مردا خوب بلدن این نقش رو با مهارت کامل سالها بازی کننن بعد که ببینن تو واقعا عاشق شدی بزنن زیر همه چیز. طوری داغون میشی که تا عمر داری دیگه به احدی نمیتونی فکر کنی. احساس میکنی همه چیز و باختی، زندگی رو باختی به جرم اینکه میخواستی صادقانه دوست داشته باشی و دوست داشته بشی.

      • محمدمهدی در

        اصلا اینطور نیست…. لطفا خودتونو به کسی نسبت ندید … بسه بسه بسه

    • حتما چیزی واسش کم گذاشتين که رفته مردا فقط به دنبال محبت نيستن وقتی احساس کنن طرف مقابل داره واسشون کم میزاره ميرن شمام بجای اینکه این حرفارو بزنين به رفتارتون فک کنین خودتون میفهمین چرا رفته

    • عشقی که با یک نگاه پدید بیاد بر اساس برانگیختگی فیزیولوژیکی هست و اگر ختم به ازدواج بشه پایدار نخواهد بود

      ولی عشقی که در اول وجود نداشت و بعد از شناخت به وجود میاد پایدار خواهد ماند و بلکه با افزایش شناخت افزایش خواهد یافت

نظر خود را بیان کنید